بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
29601
متن پرسش
سلام استاد: خدا قوت خیلی ممنون از اینکه بستری را فراهم کردید تا بتوانیم سوالاتی را از شما بپرسیم. استاد به نظر شما عوامل اصلی عدم ازدواج جوانان چیه؟ برای حل این مشکل باید چه کار کرد؟ راه حل شما چیه؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عوامل زیادی دست در دست هم داده که کار به این‌جاها رسیده. از عوامل بیرونی که همان نزدیک‌شدن به زندگیِ مدرن است و تنگناهایی که آن زندگی به جهت آن‌که با سنت‌های ما همراه نیست، برای ما ایجاد کرده است. اموری که غرب زودتر با آن روبه‌رو شد و گرفتار انواع بی‌بند و باری‌ها و ازدواج‌های به اصطلاح سفید شد. و از عوامل درونی این‌که دختران و پسران ما متوجه‌ی تنگناهای این روزگار نیستند و به ایده‌آل‌های خود فکر می‌کنند، به جای آن‌که همّت کنند و زندگی بسیار ساده‌ای را برای خود در نظر بگیرند و از الگوی‌مان یعنی حضرت زهرا «سلام‌الله‌علیها» و حضرت امیرالمؤمنین «علیه‌السلام» با آن زندگی ساده غفلت نکنیم. موفق باشید

29068
متن پرسش
سلام استاد: ان شاءالله که حالتون خوب باشه. ببخشید چرا تا وقتی به کتابها و دعا ها و نماز توجه دارم و استفاده می‌کنم به خدا نزدیک هستم ولی کافیه فقط شرایطی پیش بیاد که مجبورم مدتی نماز نخونم و نتونم وصل بشم خیلی زود حس می‌کنم از خدا دورم و به شیطان نزدیک واقعا این حالم رو بد میکنه وقتی به خودم میام و می‌فهمم اشتباه کردم. حس می‌کنم انگار زخم عمیقی به قلبم نشسته واقعا حس می‌کنم چقد از خدا دور شدم. چکار کنم با سستی ایمان؟ نمیدونم هرچی هم تلاش می‌کنم باز تو تله خیال ذهن و ‌شیطان می‌افتم با اینکه کتاب ادب خیال و قلب رو هم مطالعه کردم با تشکر اگه راهکاری دارید ممنون میشم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به هر حال این قبض و بسط‌ها زمینه‌ی پخته‌شدن جان انسان می‌شود زیرا حضرت امیر در نهج‌البلاغه می‌فرمایند: «إِنَّ لِلْقُلُوبِ إِقْبَالاً وَ إِدْبَاراً فَإِذَا أَقْبَلَتْ فَاحْمِلُوهَا عَلَی النَّوَافِلِ وَ إِذَا أَدْبَرَتْ فَاقْتَصِرُوا بِهَا عَلَی الْفَرَائِضِ» این دل، مثل فصول چهارگانه است، یعنی مثل زمان که گاهی بهاری دارد و گاهی پاییزی، گاهی اقبالی دارد و گاهی ادباری. اگر دل در حالت بهار بود، شکوفایی و اقبال داشت، از نوافل نگذرید، سعی کنید، نافله‌ ها را ترک نکنید و اگر دل، آن آمادگی را ندارد، شما بر دل تحمیل نکنید و فقط واجب ‌ها را انجام دهید، نگویید حتماً نماز شب بخوانم چرا که آن نماز شبی که با ادبار دل همراه است، با کراهت آمیخته است و کمتر انسان، توفیق پیدا می کند، لذا حضرت فرمود: دل خود را نرنجانید و با دل کنار بیایید. تجربه‌ای که در این مسیر به دست می‌آید کارساز است. احساس می‌شود حالت ادبارِ زمانه بیشتر شده است و کار را سخت کرده. موفق باشید

28568
متن پرسش
سلام خدمت استاد عزیز: سوال من در ارتباط با ولایتمداری مالک اشتر هست. اخیرا مقاله ای منتشر شده و عموما طرفداران مشائی از اون استفاده می کنند برای اینکه احمدی نژاد مشائی مدار، را به گونه ای نشون بدن که در چارچوب ولایتمداری جا بشه. گویا با این بیان تونسته اند شخصیت مالک را در حد شخصیت احمدی نژاد تنزل دهند و الان مشکل عملکرد احمدی نژاد نیست بلکه این رهبری ست که رفتارش با عملکرد صحیح یک رهبر دینی همخوانی نداره. مشابه جمله آیت الله جوادی را اگر بخواهیم بگوییم اینکه اخمدی نژاد را نتوانستند به مرتبه مالک برسانند ولی مالک را تونستند به مرتبه احمدی نژاد تنزل دهند. نظر شما رو در این خصوص می خواستم جویا شوم. مقاله عینا نقل می شود با مالک چه می کردید؟ سلمان کدیور فکرش را بکنید تنها چند روز از آغاز حکومت مولانا امیرالمؤمنین گذشته و حضرت استانداران نقاط مختلف را تعیین کرده اند، که ناگهان نامه اعتراضی مالک اشتر به حضرت امیر منتشر می شود. نامه ای که در آن به برخی عزل و نصب های حضرت انتقاد شده است. اعتراض به نصب فرزندان عباس، با این مضمون که ما تو را به خلافت انتخاب کردیم چرا که می‌دانستیم اقوام و خویشان خودت را به دیگران ترجیح نمی دهی، پس چرا همه پسر عموهایت را به حکومت گمارده ای؟ یا چند روز بعد اعتراض می کند به حضرت وقتی ایشان قصد عزل ابوموسی اشعری از عمارت کوفه را داشتند، که «جناب آیت الله ابوموسی انسان مومن و انقلابی است، چرا تغییرش می دهید؟». و این اعتراض سبب ابقای آیت الله می شود تا ایشان در قائله جمل به امام خیانت روا بدارند. یا در جنگ جمل وقتی مالک در حال تعقیب فراریان است، نامه امیرالمومنین به سویش می آید و از او می خواهد از تعقیب دست بکشد و جنگ را تمام کند، منتها او نامه را باز نکرده، به تعقیب ادامه می دهد و سبب ساز مشکلاتی بزرگ می شود. یا پیش از صفین، امام (ع)، عقیده دارد که پیش از جنگ، باید با معاویه مذاکره و اتمام حجت کنند و ناگهان مالک را می‌بینیم که اعتراض می کند و اصرار بر آغاز نبرد دارد. بحث را اینجا هم تمام نمی کند و وقتی امام، جریر ابن عبدالله بجلی را برای این امر سفیر خودشان قرار می دهند، مالک باز به حضرت اعتراض می کند که «جریر را نفرست چرا که او دلش با پسر هند است». و جالب این است که سخن و پیش بینی اشتر درست واقع می شود و بعد با این مضمون به امام می گوید اگر سخن مرا می پذیرفتید بهتر بود. یا در بحبوحه جنگ صفین وقتی دستور امام به او مبنی بر عقب نشینی می رسد، در وهله نخست اطاعت نمی کند و جنگ را ادامه می دهد تا جان امام در معرض خطر خوارج قرار گیرد. و قس علی هذا از این موارد را می شود پیرامون برخی دیگر صحابه خوش نام امیرالمومنین ذکر کرد. کاری به مضمون این ماجراهای تاریخی ندارم که شرح و فلسفه هر کدام مفصل است، اما تصورش را بکنید در آن مقطع زمانی نیز مثل امروز: بولتن نویسان سازمانی، تئوریسین های تکفیری که هرگونه مخالفت یا اختلاف نظر با امام معصوم را خروج از ولایت او بخوانند، جماعتی که هر فکر متفاوتی را چون نمی پسندند حذف کنند، وجود داشت، با مالکی که با علی اختلاف نظر داشت چه می کردند؟ او را ضد امام و ضد پیامبر و ضد ولایت می‌خواندند و با لعن و تکفیرش منزوی اش می ساختند. مالکی که علی (ع) در وصفش فرمود کاش بجای همه سپاهم، چند نفر چون مالک داشتم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در مورد جناب مالک تا حدّی قضیه از این قرار بوده است. البته اگر از عظمت‌های جناب مالک چشم‌پوشی کنیم. آری! در آن سال‌ها هنوز جایگاه امامان در آن حدّ که شیعه به مرور متوجه شد، روشن نبوده. لذا اگر مثلاً بحث‌هایی که در «زیارت جامعه» است و به مرور روشن شد ائمه در چه مقام و جایگاهی هستند، در آن سال‌ها مطرح می‌شد؛ می‌گفتند در مورد امامان غلوّ می‌شود. و این مشکل در آن سال‌ها بود، ولی در حال حاضر که ولیّ فقیه با پشتوانه‌ی آن‌همه معارف و سیره، حکم می‌کند چرا باید برای عدم هماهنگیِ خود با احکام و رهنمودهای مقام معظم رهبری، مالک اشتر را بهانه کرد؟! در حالی‌که امام خمینی«رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه» می‌فرمایند حکم ولیّ فقیه در حدّ حکم رسول اللّه «صلوات‌اللّه‌علیه‌وآله» است. در این مورد خوب است به جواب سؤال شماره‌ی ۲۸۵۳۳ رجوع فرمایید. موفق باشید

27584
متن پرسش
سلام علیکم: آیا می‌توان گفت نماز خودش یک فرهنگ است که عصاره تمام مبانی و معارف دین است و اگر وقتی گفته می‌شود باید حرکت جامعه بسمت جامعه نماز خوان و اقامه نماز باشد، منظور این هست که باید جامعه ای را ساخت و بسمتی برد که جامعه توکل و تعبد دائمی و نفی عبودیت غیر خدا و عدم پذیرش ولایت ضالین و مغضوب علیهم است و لذا باید جامعه مومن و اقامه کننده نماز و نظر کننده به ابدیت اندام و قواره متمایز با جامعه غیر توحیدی در تمام زمینه های اجتماعی داشته باشد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حتماً همین‌طور است. نماز، وقتی با حساسیت دنبال شود تمام وجود انسان را وارد عالمی متعالی می‌کند که اقلّ آن نجات از فحشاء و منکر است و موجبِ ساختن شخصیت‌هایی می‌شود که دقیقاً برای خود و دیگران مؤثر خواهند بود. موفق باشید

26337
متن پرسش
سلام علیکم: واقعاً علت اینکه برخی مسئولان در نظام، با وجود اینکه امکانات و سرمایه های کشور و انقلاب را در دست دارند، اما تا مسئولیت شان تمام می شود یا همان ایام مسئولیت، رفتار مخالف مابانه و به شکل اپوزسیون نشان می دهند و رسماً بی منطقی و ارتجاع به خوی اشرافی پیش از انقلاب و بازی در زمین نفوذ دشمن را اجرا می کنند و سخنان عجیبی می گویند. این چه بدعتی است که رئیس جمهور کشور با این میزان از اختیارات و سماحت مردم و رهبری مقابلش و کارنامه ضعیف ویژه در عرصه اقتصادی که جان مردم را به لب رسانده است، با حالتی عجیب و مایه شادی دشمنان، می ایستد و از تشریفاتی بودن انتخابات می گوید و رسماً چنین اضطراب عقیدتی و اخلاقی را ایجاد می کند. این مورد چه علتی دارد و آیا یکی از دلایلش سکوت و انفعال و اقدام درست و عقلایی ما برای روشنگری نیست کما اینکه آن زمان که رهبری مدام از خطر اندولس شدن ایران و تهاجم فرهنگی می گفت و در عوض رییس وقت جمهور آمد و گفت ما راهکار توسعه و رشدمان واقعاً لیبرالیسم است، سکوت کردیم و امید برای زدن این حرفها در جامعه بالاتر رفت و بعداً ثمرش را در قضایای بعدی ویژه در برجام و تصویب عجیبش دیدیم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: درست می‌فرمایید ولی به این نکته نیز فکر کنید که ما در دوره‌های گذشته از آن جهت که سیاسیون‌مان هنوز به آن بلوغی که در بستر روح انقلاب سیاستمداری کنند، نرسیده‌اند و هنوز سیاستمداران تراز انقلاب آن‌طور که شایسته باشد به ظهور نیامده که حداقل از معارف اصیل قرآنی بی‌بهره نباشند. به فرمایش آیت اللّه جوادی، همان‌طور که حکمت متعالیه پشتوانه‌ی معرفتیِ انقلاب اسلامی است؛ سیاستِ متعالیه نیز که در رابطه با حکمت متعالیه است، باید به صحنه آید. موفق باشید     

25890
متن پرسش
سلام علیکم: آیا می توان این را استنباط کرد که انقلاب اسلامی، نمایانگر زنجیره ای توحیدی است که از دوران انبیاء و ائمه شروع شده و در تمام ادوار زندگی بشریت ادامه دارد و می کوشد انسانها را متذکر عهد الهی سازد و با هدایت آنان، جامعه متحد حول کلمه توحید را تشکیل دهد؟ به بیان بهتر آیا می توان گفت انقلاب اسلامی در تداوم حرکت مصلحان الهی با آن آرمانهای توحیدی است و البته آن مبارزات و هدایتگری ها در عصر حاضر منطبق با شان تاریخی، بصورت انقلاب اسلامی متجلی شده است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: کاملاً مطلب همین است. لذا خداوند بر قلبِ سالکِ ره‌رفته‌ای یعنی حضرت روح اللّه «رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه» اراده‌ی تحقق انقلاب اسلامی را إشراق می‌کند و از طرفی بر قلبِ موحدان اصیلِ این آب و خاک، القاء می‌نماید که برای تحقق آن از حتی جان خود دریغ ننمایند تا آن نهالِ عظیم‌القدر عالَم‌گیر شود، مگر نشده است که هر روز در سراسر عالم، دوست و دشمن از انقلاب اسلامی و از رهبر حکیم او سخن می‌گویند؟!! موفق باشید  

25626

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
باسمه تعالی سلام خدمت استاد عزیزم: استاد من از بحث عالم دینی که مطرح کرده اید بسیار لذت بردم. فقط کتاب عالم دینی کمی موجز است و البته دیده ام در بحث های مختلف اشاراتی به عالم دینی داشته اید. سوال بنده از محضر شما این است که آیا بحث عالم دینی پایه و مبنای اصلی کار شماست و سایر مباحث به گونه ای تفصیل آن هست یا این که یک بحث مستقلی است؟ لطفا راهنمایی بفرمایید چگونه می توانم تفصیل این بحث را دنبال کنم؟ سوال دیگر این است که رابطه حکمت انسی با حکمت متعالیه چگونه است؟ در این زمینه می خواستم منابعی را معرفی فرمایید. من وقتی کتب استاد مدد پور (ره) را مطالعه می کردم. این بحث برای من بسیار لذت بخش بود فقط می خواهم یک مقدار به صورت علمی و تخصصی با حکمت انسی آشنا شوم. با آرزوی سلامتی شما التماس دعا!
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. فضای همه‌ی عرایض بنده در بستر استقرار در عالّمِ دینی به ظهور می‌آید و إن‌شاءاللّه مفید می‌افتد. ۲. فکر می‌کنم علاوه بر کتاب مرحوم معارف، در مورد «حکمت اُنسی» با بحث‌های «جهان گمشده» بر روی کانال اشارت، بتوانید رابطه برقرار کنید. موفق باشید

21868
متن پرسش
به نام خدا با سلام خدمت استاد عزیز: جناب استاد با توجه به سوال 21853 بسیار نگران و پریشانیم. استاد از کجا معلوم است که ما و حتی شما جز آنهایی که تا یک ذراعی بهشت می روند و ناگهان کتاب بر آنها سبقت می گیرد و جهنمی می شوند نیستیم؟ چه ملاکی وجود دارد چه باید کرد؟ مگر نه این است که این افراد تا قبل از سبقت کتاب مشغول عبادت و اطاعت و راز و نیاز هستند دیگر چه کاری می مانند که باید انجام دهیم؟ با تشکر التماس دعا. لطفا پاسخ در سایت
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: با توجه به این‌که مبنای اصلی هر شریعتی نظر به انتخاب انسان تا آخرین مرحله دارد، عرض بنده آن است که آن کتاب هم نظر به انتخاب کلی ما دارد که در بستر آن عمل می‌کنیم. کتاب، آن شخصیتی است که ما برای خود تعریف کرده‌ایم و به آن می‌پردازیم. باید سعی کنیم بستر تحقق آن شخصیتِ مطلوب را از دست ندهیم. این یک نوع فکر انتزاعی است که چیزی جدای انسان برای کتاب در نظر بگیریم و واقعیت ندارد. موفق باشید

21511
متن پرسش
با سلام: با توجه به سوال 21502 خدمت سرورم عرض می کنم وقتی در زمینه اعتقادی القای شکی ولو از طرف ملک صورت پذیرد چون زیربنای فکری انسان فروریخته چگونه می توان باز عبودیت پیشه کرد تجربه ای که حقیر دارم اینست که اصلا نمی توان با تردید در اصول دین حضور قلب در نماز داشت اگر عبودیت را به معنای تحقیق علمی در زمینه اصول دین بدانید بله به این طریق می توان مرز بین خطورات رحمانی و شیطانی را یافت چون اگر شیطانی باشد پس از خطور شک یاس از رسیدن به واقع هم القا می کند ولی ملک گوید تا آخر عمر باید تحقیق کرد ولو به نتیجه نرسیم «لا ابرح حتی ابلغ مجمع البحرین او امضی حقبا» لکن اگر عبودیت را به معنای تعبد به فروع دین بدانیم خوب چگونه می توان شک داشت و باز گفت اشهد ان محمدا رسول الله آیا این شهادت دروغ و نفاق نیست «إِذَا جَاءكَ الْمُنَافِقُونَ قَالُوا نَشْهَدُ إِنَّكَ لَرَسُولُ اللَّهِ وَاللَّهُ يَعْلَمُ إِنَّكَ لَرَسُولُهُ وَاللَّهُ يَشْهَدُ إِنَّ الْمُنَافِقِينَ لَكَاذِبُونَ»
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عبادت بر مبنای فطرت الهی انسان انجام می‌گیرد و به همین جهت خداوند به رسول خود می‌فرماید: «فذکّر انّما انت مذکّر». ولی شک در موطن عقل شکل می‌گیرد به همین جهت می‌توان در عین شک عقلی با عبادات خود فطرت را زنده نگه داشت. اتفاقاً وقتی فطرت به نشاط آمد، به راحتی از ترددیدهای عقلی عبور می‌کند و ندا سر می‌دهد: «عقل، بندِ رهروان است ای پسر / وان رها کن، ره عیان است ای پسر». موفق باشید

20218

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت حضرتعالی: در مباحث ده نکته این طور متوجه شدم که اگر کسی خواب نبیند ، عقل بر کلیت نفس او حاکم است و در خواب نفس جای دیگر نظر نمی کند لذا خواب نمی بیند، آیا اگر خواب های خوب و ملکوتی دیده شود نظر نفس بالاتر از عقل افتاده است؟ یا مطلب دیگری در بین است.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر می‌اید همین‌طور باشد به‌خصوص در رؤیای رحمانی. موفق باشید

31142
متن پرسش
سلام: حضرتعالی ۱. جایگاه جناب رئیسی در تقابل با غرب را چگونه می بینید البته از لحاظ سیاسی مدنظرم نیست بلکه از لحاظ رویکرد تمدنی و اینکه غرب را چون شما کل واحد می بینند یا گزینشی هستند؟ ۲. و آیا همان دولت اسلامی که طلبش در جان مبارک رهبری نهاده شده بود و شما ۴۳ سال منتظرش بودید همین است یا این گام اول آن هدفست و تا مطلوب فاصله بسیار است؟ ۳. به نقدهای جناب جلیلی اشاره داشتید اگر اهم نقدها را بیان فرمایید و نیز تبیین فرمایید که آیا این نقدها بنیادینند به نحوی که در هدف غایی خلل آورد یا خیر؟ ۴. حضرتعالی طب مدرن را در کنار سنتی پذیرفتید آیا این عدول از مبنای کل واحد است و اگر این جمع را روا می‌دانید می‌توان به سایر حوزه ها نیز تسری داد و نهایتا به جمع سنت و مدرنیته رسید؟ ۵. آیا سرانجام هر غرب گرایی دولت های غرب گرای پیشین خواهد بود یا می‌توان نوعی از غربگرایی را متصور بود که مقتدرانه باشد و بتواند نهایتا توسعه را در ایران به نحوی پیش ببرد که ابرقدرت و قطب علمی جهان ایران باشد. من افق غربگراها را مالزی یا ترکیه یا ژاپن اسلامی می‌بینم ولی بشخصه آمریکای اسلامی را طالبم. این نحوه اقتدار طلبی را در غربگراها ندیدم و دیدیم که در انتخابات خواهان تسلیم شدن در برابر بیگانگان در اسنادی چون fatf و معترض به اینکه چرا برخی طالب حسینیه کردن کاخ سفیدند بودند. این نحوه حقارتها مطلوبم نیست از آن طرف جریان انقلابی این نقیصه را ندارد و حاج قاسم ها را دارد با چه اقتداری. اما خوف آن دارم که فقط دل در سنت داشته باشند و اصالتی برای غرب نداشته باشند و فعلا تقییتا و به اکل میته همراهی کنند تا در فرصت مناسب غرب را به مسلخ بکشند.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. بحث در مورد شخص خاص نیست بحث در مورد سیره و جایگاه سیاسی معرفتی جناب آقای رئیسی است که از رینگ دولت سازندگی جدا هستند 2- انقلاب اسلامی حقیقتی است که به مرور شئوناتش ظاهر می‌شود. شواهد حکایت از آن دارد که دولت آقای رئیسی می‌تواند در آن راستا باشد. ۳. جناب آقای جلیلی سعی می‌کردند متذکر باشند که باید با عمق زیاد و با روحیه‌ای که به گفته ایشان جهشی را دنبال کند دولت آینده اداره شود. ۴. طب مدرن به اعتبار تجربی‌بودن آن مدّ نظر است و این غیر از فرهنگ مدرنیته است. بنده در این رابطه عرایض مفصلی در کتاب «انقلاب اسلامی؛ طلوع جهانی بین دو جهان» داشته‌ام. ۵. به هر صورت با حضور در مبانی معرفتی و سیره معصومین، هرجا ما می‌توانیم در جهان حاضر شویم و در مناسبات آن تصرف نماییم. موفق باشید

29225

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: کرونا شده وسیله ی دین ستیزی! شواهدی وجود داره که بیماران غیر کرونایی رو کرونایی حساب میکنن و مرگ های غیر کرونا رو کرونا ثبت میکنن! تشییع جنازه شجریان اونطور غلغله بود! اما برای شهدای خان طومان خیلی زودتر گفتن تشییعشون بدون حضور مردم هست. این دوگانگی تا کی؟ مساجد ماه هاست که تعطیله اما مسافرت هاس غیر ضرور ازاد! استاد مقالاتی هست راجع به مضراته ماسک، چقدر این ماسک باعث مشکلات ریوی میشه! ایا ما نباید به قضیه کرونا شک کنیم؟ چرا انقدر با اعمال مذهبی مشکل دارن؟ چرا انقدر کرونا هراسی؟ استاد حقیقتا بعضی از این پروتکل ها، توهین به شعور من هست، مثلا تنها ماسک زدن تو خیابون درحالی که اطرافمون کسی نیس، واقعا این حماقت نیست؟ من فکر می‌کنم اساسا داستان کرونا مشکوک هست! توی عراق، مراسم محرم و اربعین چنان جمعیتی بود، کو آمار وحشتناک؟ توصیه میکنن به عدم بارداری در این ایام، این عجیب نیس؟ مگه چندتا خانم حامله کرونا گرفتن و فوت شدن؟ مگه خانم های حامله ممکن نیس دچار مشکلات دیگه بشن و حتی جونشون رو از دست بدن؟ فقط کرونا مشکل داره؟ وزارت بهداشت هست یا وزارت استرس؟ استاد چقدر خانم ها سقط جنین میکنن با غربالگری، در حالی که کسایی که مقاومت کردن و گفتن ما با وجود مشکلی که تو غربالگری نشون داده میشه (اعم از قلب سوراخ و عدم تشکیل قلب و آب داشتن شکم و ..) بچشون رو سالم به دنیا آوردن! چطور ممکنه با این همه گرونی، قرص های شیمیایی اینطور ارزان قیمت باشن؟ استاد حقیقتا دارن بهمون فشار میارن، آخه تا کی باید اینطور لطمه ببینیم از این وزارت خونه؟ نمیزارن طب سنتی و اسلامی نفس بکشه، درحالی که واقعا موثر است و هرکسی واردش میشه راضی هست و مشکلات یا بهبودی کامل یا کنترل میشه. چطور ممکنه چشمشون رو ببندن رو این موضوع؟ آیا من نباید ناراحت هموطنانم باشم که انقدر دارن لطمه میبینن و اصلا نمیدونن درمان دارن و طب اسلامی که بیشتر مد نظرم هست و بعد طب سنتی واقعا راه داره براشون. استاد واقعا چه باید کرد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نکاتی که می‌فرمایید نکاتی نیست که بتوان نادیده گرفت و نسبت به آن حساس نبود؛ می‌ماند که اگر بهانه دست آن‌ها ندهیم، خود به خود آن‌چه خدا اراده کرده در رابطه با نشان‌دادن ناتوانی جهان مدرن؛ پیش می‌آید. موفق باشید

28768
متن پرسش
سلام استاد: با توجه به جواب سوال ۲۸۷۵۲ هم دلی با فیلسوف به چه معنایی است لطفا قدری توضیح دهید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: توضیح مسئله همین است که بفهمیم آن‌ها چه می‌گویند و شرایط تاریخی سخنان‌شان را با توجه به مسائلی که در پیش رو داشته‌اند، مدّ نظر قرار دهیم. آنان با مسائلی روبه‌رو بودند که هنوز ما با آن‌ها روبه‌رو نیستیم و لذا اگر موضع‌گیری‌های آن‌ها را نسبت به آن مسائل بدانیم، بهتر می‌توانیم در تاریخ آینده حاضر شویم. موفق باشید

28501

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم سلام علیکم: استاد، عزیزی دارم که چند سالی است گره های سختی در زندگی اش افتاده و هر بار سختی و مشقت جدیدی به او روی می آورد تا کنون همه اش صبر و دعا کرده اما دیگر به ستوه آمده و خسته شده خواستم از شما و هر کس این پیام را می بیند خواهش کنم با نفس های پاکتان دعایی برای گشایش در اموراتش و مغفرتش بنمایید. و اگر راهنمایی دارید عنایت کنید. اجر شما با خداوند.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر می‌کنم إن‌شاءاللّه با دنبال‌کردن متن جلسه‌‌ی ۳ «با دعا در آغوش خدا» جواب خود را بیابید، إن‌شاءاللّه. موفق باشید

27868

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: سوالی در مورد «من» دارم. پزشکان می‌گویند مغز دستور می ده که ما فعلی رو انجام میدیم و اگر مغز از کار بیفته اراده سلب میشه، مثل بی اختیار ادرار کردن افرادی که سکته مغزی کردن. یا اگر قلبم از بین بره دیگ نمیتونم بگم من و دیگ اختیاری ندارم و نمیتونم فکر کنم و...
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: پیشنهاد می‌شود سری به قسمت آرشیو سؤالات در بخش «معرفت نفس» بزنید تا إن‌شاءاللّه به طور گسترده مسائل برایتان روشن شود. موفق باشید

27782
متن پرسش
سلام و خسته نباشید خدمت استاد گرامی، مختصر اینکه آیا ترس و وحشت قبر برای همه وجود دارد یا به خاطر گناهان خاصی است راه نجات از این وحشت چیست؟ ‏با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عموماً برای عبور از ساحت دنیا و حضور در عالَم برزخ و قیامت، هر روحی که باشد کم یا زیاد، فشارهایی دارد مگر اولیای معصوم یا کسانی که در همین دنیا خود را در قیامت حاضر کرده باشند. مجلّدات معاد از آیت اللّه حسینی تهرانی نکاتی در این مورد را برایتان روشن می‌کند. موفق باشید

26671

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: آیا این درست هست که میگن در حرم اهل بیت انتقال ویروس شکل نمی‌گیرد؟! مگر نه این است که این ویروس ها همگی جنبه وجودی دارند و مظهر اسماء الله هستند، چون ما تأثیر گذاری آنها را می بینیم و میدونیم که «لامؤثر فی الوجود الا الله» مگه نه اینکه خود اهل بیت هم گاهی بیمار میشدن؟!
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده نباید بر این نکته اصرار داشت بلکه تا آن‌جا که ممکن است بدون هر افراطی باید آنچه که فعلاً مسئولان سلامت پیشنهاد می‌کنند، رعایت کرد. موفق باشید

26451

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: ما کشورهای غربی ویژه دولت ایالات متحده آمریکا را بعنوان کشورهای مستکبر و سلطه جو می دانیم که قصد نفوذ در کشورهای مختلف ویژه کشورهای اسلامی، بجهت تقویت امپراطوری جهانی خود و کسب مطامع و منافع سیاسی_اقتصادی دارند و نفوذ و تهاجم فرهنگی، یکی از اجزای لاینفک نظام سلطه و آمریکایی هاست برای اینکه بتوانند در کشورها قدرت داشته باشند و عوامل و سیاستهای خود را اجرا کنند. مگر ما هم برای تبلیغ و نفوذ انقلاب و اسلام در سایر کشورهای جهان، عناصر و نهادهایی مثل مجمع تقریب و سازمان تبلیغات و رایزن های فرهنگی و زارت خارجه و سپاه قدس نداریم و آنها هم در داخل آن جوامع نفوذ می کنند و عقاید ما را ترویج می دهند. چرا آن تبلیغات و برنامه های آمریکا، تهاجم فرهنگی و نفوذ است اما برنامه های ما، تهاجم فرهنگی و نفوذ و استحاله نیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این تقابل از جنس تقابلی است که ادیان با مستکبران دارند که به معنای آزادکردنِ انسان‌ها از قید مستکبران است به همان صورتی که وقتی اسلام به سرزمین ما آمد، ما را از فرهنگ و حکمت خسروانی‌مان جدا نکرد. ولی استکبار تمامیت‌خواه است و انسان را از تمام ابعاد شخصیتی و فرهنگی آن‌ها جدا می‌کند. موفق باشید

25893
متن پرسش
با عرض سلام و ارادت و عرض دلتنگی و اشتیاق دیدار و حسرت جلسات خوب تفسیر شنبه ها که سالهاست از آن محرومیم. الان من مشغول تحصیل کتاب نهایة الحکمه محضر استاد بزرگوار جناب فلاح هستم. از آنجا که ایشان شاگرد استاد یزدان پناه هستند خب خیلی مباحث ایشان هم سر کلاس طرح می شود که گاها خیلی سوال برانگیز است به خصوص که ایشان هم سر کلاس به شدت سوالات را پرواز می دهند و سر ذوق انسان را باز می کنند. سر کلاس فلسفه بسیاری از مباحثی که در دوران دانشجویی محضر شما در سیر معرفت النفس و برهان صدیقین گذرانده بودیم جلوی چشم می آید و آدم احساس می کند مطلب عمقی دارد که اساسا در آن دوران متوجه آن نبوده ایم و ذوق درک حصولی آن مطالب اصلا وجود نداشته است و حالا این ذوق فعال است. لذا اگر اجازه بفرمایید هر از چندی برخی سوالات را که درگیر هستم محضرتان طرح کنم. استاد یزدان پناه در کتاب فلسفه فلسفه (نمی دانم رویت فرموده اید یا نه و دوست دارم نظرتان را هم درباره این کتاب و این جنس کار درجه ۲ فلسفی بدانم) بین شهود عقلی و قلبی تفاوت می گذارند که ظاهرا این ادراک از مباحث جناب صدرا ادراک جدید یا حداقل ادبیات جدیدی است. می خواستم بدانم الان بحث حضوری که حضرت عالی مطرح می کنید در غالب مباحث، آیا صرفا ادراک قلبی مد نظر است یا شهود عقلی؟ یعنی آن توجهی که مدام می فرمایید ما باید مطلب را حضوری کنیم، آیا در نگاه دقیق شهود عقل مد نظر است یا شهود قلب؟ اصلا ایا این تفکیک را قبول دارید؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: الحمداللّه که عزیزانی مثل استاد فلاح را داریم با آن حکمت و آرامش و صفا و گشودگی. و حمد و شکر به جهت وجود عزیزی مثل استاد یزدان‌پناه که به جهت بی‌قراری‌شان در فهم و تفهیم معارف، بدن‌شان از دست‌شان کلافه است. آری! کتاب «فلسفه‌ی فلسفه» را دیدم. از نامگذاری‌اش معلوم است تا کجاها باید فکر شود و چه زیبا متذکر تفاوت شهود عقلی و قلبی می‌شود. بنده بیشتر در مباحث خود، نظر به شهود قلبی دارم، منتها «قلوبٌ یعقلونَ بِها» که بحث آن در کتاب «سلوک ذیل شخصیت امام خمینی «رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه» شده است. موفق باشید

24792

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: ببخشید من می خواستم راهکارهای افزایش حیا رو بدونم. من قبل از ازدواج خیلی رعایت می کردم ولی الان راحت با آقایون فروشنده مغازه ها صحبت می کنم و احیانا سوال می پرسم‌. خیلی از این موضوع ناراحتم. اگر قبلا سوال شده من نتونستم پیدا کنم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: رعایت احکام شرع نسبت به نامحرم، ریشه در جان انسان دارد و وظیفه‌ی ما است در رعایت آن کوشا باشیم. ولی این‌که انسان در حال نیاز و مطابق دستورات شرع با نامحرم صحبت کند، ناشی از بی‌حیایی نیست. موفق باشید

24108
متن پرسش
استاد گرامی سلام: جنابعالی حقیقتا مباحث فلسفه بخصوص حکمت متعالیه را راه گشا می دانید و معتقدید که بهترین راه می‌باشد؟ اگر اینچنین هست دلیل و برهان شما چیست؟ با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حکمت متعالیه نوعی از تفکر است و معلوم است که انسان در تاریخی که تاریخِ تمدن‌ها است باید به تفکری که مناسب این تاریخ است، مجهز بود و جناب صدرالمتألهین با روبه‌روشدن با اندیشه‌ی دکارتی متوجه‌ی این امر شد. لذا حکمت متعالیه، روحی را مجهز می‌کند که می‌تواند در عبور از تفکر دکارتی آماده باشد. بحثی تحت عنوان «ما و حکمت متعالیه» بر روی سایت  هست. به آدرس http://lobolmizan.ir/sound/1284

 موفق باشید

24038

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: ببخشید جهت آگاهی پیرامون عقل تکنیکی و تفکر تکنیکی لطفا منبعی از خودتان یا دیگری معرفی بفرمایید. با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بر روی سایت، هم جزوه‌ی «عقل تکنیکی» و هم صوت شرح آن جزوه موجود است. موفق باشید

23631

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
۱۵۳۰۰ و ۱۲۵۹۴ و ۱۱۴۲۶ سلام ببخشید من یه سوال پرسیدم فرمودن به این شماره سوالها رجوع کنم ولی انقدر حجم سوالا زیادن که نمیدونم چجوری پیدا کنم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: سایت، قسمتِ جستجو دارد. اگر هر شماره‌ی سؤال را بنویسید و سپس در قسمت سؤالات، وارد شوید سؤال مربوطه می‌آید. به عنوان مثال در جواب سؤال ۱۱۴۲۶ این‌طور نوشته شده است:

باسمه تعالی: سلام علیکم: عرض بنده در نقد پایان‌نامه‌ها از آن جهت است که دانشجو مجبور است در محدوده‌ای خاص نظر اسلام را مطرح کند، در صورتی‌که اسلام یک بسته کامل است که مجموعاً معنا می‌دهد در حالی‌که اساتید دانشگاه آمادگی طرح بسته‌ای اسلام را ندارند، مثلاً به شما اجازه نمی‌دهند یک سوره‌ی قرآن را بحث کنید تا تمام نظرات علماء را در مورد آن سوره به میان آورید؛ می‌گویند مثلاً تقوا را در قرآن تحقیق کنید و این آن نیست که نیاز جامعه‌ی دینی ما باشد. بگذریم! در مورد موضوعی که می‌فرمایید، چیزی در ذهن ندارم. موفق باشید

23397
متن پرسش
سلام خدمت شما استاد عزیز: با یکی از دوستان صحبت می کردیم شبهه ای مطرح نمودند که خواستم از محضرتان بپرسم: چرا مسیر قرب و نزدیکی به خدا و رشد کردن با سختی همراه است؟ چرا خداوند کاری نکرده که با راحتی به خدا نزدیک شویم و رشد کنیم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این ربطی به خداوند ندارد. ذات سلوک اقتضای چنین قواعدی را دارد. مثل راه‌رفتن برای رسیدن است، ذاتِ رسیدن به هر مکانی در إزای رفتن است. این‌طور نیست که خداوند قرار گذاشته باشد اول راه بروید و بعداً برسید، بلکه رسیدن، عین راه‌رفتن است. در سلوک هم بالاخره باید منازلی طی شود تا نتیجه حاصل گردد. موفق باشید

23360

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: فرموده اید: جهانی‌بودنِ دین حضرت موسی و حضرت عیسی «علیهما‌السلام» به این معنا نیست که اگر کسی بر دین حضرت ابراهیم «علیه‌السلام» بود خارج از دینِ آن دو پیامبر است، مثل همین‌که جهانی‌بودنِ اسلام، به آن است که اسلام بقیه‌ی ادیان را دعوت می‌کند به رجوع به توحید، نه آن‌که دعوت کند به اسلام به معنای دین حضرت محمد «صلوات‌اللّه‌علیه‌وآله» بلکه دعوت می کند به تسلیم خداوند بودن. در حالی که قرآن فرموده «ما کان ابراهیم یهودیا و لا نصرانیا و لکن کان حنیفا مسلما» به نظرم با فرمایش شما تضاد داشته باشه. اگه امکان داره این تضاد رو برام حل کنین. اگر کسی بداند که اسلام دین حق است حق ندارد مسیحی یا یهودی باشه این فرمایش قرآن که شما فرمودین مال کسانیه که به حقانیت دین اسلام پی نبردند. اجداد حضرت رسول طبق فرمایش علامه بر دین ابراهیم بوده اند و در تاریخ نیامده که مسیحی یا یهودی باشند. استاد رائفی که می گویند یهودیت و مسیحیت دین قومی است نه دین جهانی. من با توجه به اینکه اجداد حضرت رسول هم دین حنیف داشته اند می توانم این مطلب رو قبول کنم. پاسختون برام قابل قبول نبود. به نظرم اسلام کسانی که جاهل قاصرند رو در نظر گرفته و این دعوت به توحید و اشتراکات ادیان مربوط به اونهاست و گرنه اسلام کجا قبول میکنه کسی حقانیت اسلام رو قبول داشته باشه بعد به دین قبلیش باقی مونده باشه؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته باشید آن‌جایی که قرآن می‌فرماید: «ما کان ابراهیم یهودیا و لا نصرانیا و لکن کان حنیفا مسلما» در مقابل روحیه‌ی یهودی‌گری و مسیحی‌گری حزبی است که به جای آن‌که تسلیم‌بودن در مقابل خدا و توحید را محورِ فهم و عبادت خود قرار دهند، صِرفِ یهودیت و یا نصرانیت را حق می‌دانند. عرایضی در این رابطه در تبیین آیه‌ی 162 سوره‌ی نساء شده است. خوب است به آن‌جا رجوع فرمایید. موفق باشید

نمایش چاپی