بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
28964

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد: استاد بزرگوار حقیر دانشجوی دکتری دانشگاه اصفهان هستم و هر چه تلاش کردم نتوانستم منبعی برای سوالات زیر پیدا کنم لطفا بزرگواری فرموده منابعی را معرفی بفرمایید که در آن به سوالات زیر پاسخ مستدل داده شده باشد. ۱. نقش مودت اهل بیت در خود آگاهی انسان ۲. تبیین عقلی ضرورت مودت اهل بیت سپاسگزارم اجرتان با اهل بیت
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر می‌آید با رجوع به کتاب «مبانی نظری و عملی حبّ اهل البیت» که روی سایت هست، بتوانید به جواب سؤالات خود برسید. موفق باشید

28777
متن پرسش
سلام خدمت استاد و تسلیت بمناسبت شروع ایام عزای سیدالشهداء (ع) می‌شود گفت عاشورا، تقابل تمدنی غدیر و سقیفه بود که تمدن غدیری در برابر تمدن سقیفه صف آرایی کرد و اساسا زیربنای سقیفه این بود که افراد با پاییندی به یکسری از مناسک و آداب اسلامی و رعایت دستورات اخلاقی و یکسری از شرایع اسلام، همچنان ولی از پرتو تاریخ جاهلیت بیرون نیامدند و روح تاریخی شان از تمدن جاهلی تغییر نیافت و در عین تعهد به یکسری مناسک و شرایع و آداب در روح تاریخی جاهلی و روح تاریخی که تولی به اولیاء الله نداشت و بدنبال این نبود که تمام جنبه های زندگی بشر و جامعه، توحیدی و وحیانی شود و جامعه سازی توحیدی حول محور اولیاء الهی شکل گیرد و تمام ساختارهای سبک زندگی و سیاست و زمامداری و معیشت و ارتباطات با سایر امت ها بر مبنای توحید و بینش الهی و مشی انبیاء و معرفت وحیانی باشد و این دین و توحید را از روح تمدنی و فلسفه تاریخی اش بیرون می‌برد و باعث می‌شود همچنان در تاریخ جاهلیت و تمدن غیر توحیدی و ساختارهای اجتماعی مخلوّ و منقطع از دیانت و توحید تنفس کنند.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌طور است که می‌فرمایید. بیچاره‌ها در همین حدّ از فهم بودند که می‌پنداشتند اگر رقیب خود را در عین آن‌که متذکر توحید الهی است به قتل برسانند، می‌توانند باقی بمانند و از جهانی که اولیای الهی در آن قرار داشتند و انسان‌ها را متذکر آن می کردند؛ غافل بمانند. این، همه‌ی مصیبت جریان‌های غافل از مسیر انبیاء و اولیای الهی می‌باشد که متوجه‌ی جهان حیّ و حاضر و کیفیِ اولیای الهی نیستند. جهانی که ذات همه‌ی انسان‌ها، حقیقتاً آن را می‌طلبد و در آن مأوا می‌گزیند. بر فرض که جسد مبارک جناب مسلم بن عقیل را از بالای دارالعماره به پایین بیندازند، آیا جهانی برای آن‌ها گشوده شد و آیا بشریت را از جهانی که جناب مسلم در آن حاضر بود و متذکر آن می‌شد، بیرون کردند؟ موفق باشید     

27888

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام مجدد: لطفا می شود روایات و منبع و سندشان درباره توسل را ذکر کنید؟ تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: روش ائمه بیشتر آن است که با حرکات و سکنات خود نشان می‌دهند که چگونه باید توسل جست و به همین جهت مثال دعا ها و زیارت‌های صادر شده از آن‌ها را خدمتتان متذکر شدم مثل آن‌که امام صادق (ع) به یارانشان می‌فرمایند به زیارت امام حسین (ع) برو و این طور زیارت کن و می‌بینید که در آن زیارات، موضوع توسل در میان است. در زمینه‌ی توسل سایت‌های فراوانی در رابطه با دلایل توسل از نظر شیعه و سنی داریم که ذیلا خدمتتان آورده می‌شود. موفق باشید

https://www.porseman.com/article/%D9%81%D9%84%D8%B3%D9%81%D9%87-%D8%AA%D9%88%D8%B3%D9%84-%D8%A8%D9%87-%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%86(%D8%B9)/101932

و

http://alwahabiyah.com/fa/Article/View/128283/%D9%81%D9%88%D8%A7%DB%8C%D8%AF-%D8%AA%D9%88%D8%B3%D9%84-%D8%A8%D9%87-%D8%A7%D8%B1%D9%88%D8%A7%D8%AD-%D9%BE%DB%8C%D8%A7%D9%85%D8%A8%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D9%88-%D8%A7%D9%88%D9%84%DB%8C%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D9%84%D9%87%DB%8C

و

https://www.mehrnews.com/news/3022156/%D8%A2%DB%8C%D8%A7-%D8%AA%D9%88%D8%B3%D9%84-%D8%A8%D9%87-%D8%A7%D8%A6%D9%85%D9%87-%D8%B4%D8%B1%DA%A9-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-%D8%AA%D9%88%D8%B3%D9%84-%D8%A8%D9%87-%D8%A7%D9%88%D9%84%DB%8C%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D9%84%D9%87%DB%8C-%D8%A7%D8%B2%D9%85%D9%86%D8%B8%D8%B1-%D8%A2%D9%85%D9%88%D8%B2%D9%87-%D8%AA%D9%88%D8%AD%DB%8C%D8%AF

26569
متن پرسش
سلام و عرض ادب: استاد، به تازگی وقتی به حاج قاسم و مقبره اش فکر می کنم، گویی به امام حسین (ع) و کربلا فکر می کنم! از بس حس عجیبی است می ترسم به کسی بگویم فکر کند من خلط بین حسین بن علی و حاج قاسم کرده ام. اما نه، احساس شدید نور امامت می کنم از این جریان حاج قاسم! حس حضور امام بیش از پیش در حوالی حاج قاسم برایم دور می زند! استاد براستی من به افراط افتاده ام یا در عالَم خبری است؟ فقط دوست دارم در این مقام و به این مقام گریه کنم. جاذبه های دنیوی که آرام آرام با منازل السائرین و چهله هایش در قلبم بی مقدار می شد، بعد از حاج قاسم کل دنیا برایم رنگ باخت. خیلی گریه می کنم، خواب حاج قاسم را می بینم. بیداری حاج قاسم را می بینم. صدایش در گوشم مرور می شود ( ما ملت شهادتیم ...) زندگی ام شده حاج قاسم. گاهی با خود می گویم مرا تحمل روح بلند حاج قاسم نیست! پس حسین بن علی (ع) که بوده است! نمی توانم حتی فکرش را کنم. که از دموع آن مکتب حاج قاسم ها سر برآورده اند! خدایا علی بن ابی طالب (ع) که بوده!
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: از طرف آن مرد الهی راهی به سوی ما گشوده شده که در افق آن، جمال اولیای الهی را بهتر احساس می‌کنیم. آری! این اشک‌ها بهره‌ای از از آن اشکی است که در ذات مکتب امام حسین «علیه‌السلام» جهت لقای الهی به ما عطا شد. حاج قاسم؛ سرّ عظیم نهضت حضرت روح اللّه «رضوان‌اللّه‌‌تعالی‌علیه» است و یافتنِ سرّ، کارِ آسانی نیست. این مرد ما را «رازآشنا» کرد. در کتاب «گوش‌سپردن به ندای بی‌صدای انقلاب اسلامی» نکته‌ای در رابطه با «رازآشنایی» عرض شده است که شاید در این‌جا نیز به‌کار آید. موفق باشید

معناي زندگي با «راز»

«وجود» همه‌جا هست، هيچ‌جايي هم نيست، هيچ‌چيزي هم نيست يعني «ماهيت» و «چيز» نيست. انسان با اُنس با «وجود» در پناه چيز ديگري آرامش نمي‌يابد مگر در پناه آن ندايي از حقيقت که خداوند در مظاهري خاص با ما از آن طريق سخن مي‌گويد؛ مثل مظهري به نام انقلاب اسلامي. زيرا همان‌طور که عرض شد در آن صورت انسان متوجه‌ي طريقتي شده است که در آن طريقت در پي نشانِ چيزي است که پيدا مي‌شود ولي به سرعت دامن برمي‌کشد و مي‌گريزد و در مقابل ما منازلي را قرار مي‌دهد که بايد طي شود. معناي زندگي با راز از اين قرار است و اين نکته‌ي مهمي است که نمي‌توان از آن غافل شد و ادعاي تفکر داشت. عرض شد حججي‌ها خودشان هم ندانستند چه‌کار کردند ولي متوجه شدند بايد کاري بکنند، «برقي از منزل ليلي بدرخشيد و برفت». خداوند راهي جلوي آن‌ها گشود تا اگر مرد راه هستند بتوانند به درستي قدم در راه بگذارند. خداوند از طريق حضرت روح اللّه «رضوان‌اللّه‌تعالي‌عليه» راهي در مقابل ملت‌ها و به‌خصوص ملت ايران گشود و شهداء توانستند در آن راه قدم بگذارند. اگر پرسيده شود خصوصيات آن راه چيست، جواب مي‌شنويد شرط درک راه، رفتن در راه است، تعريف‌کردني نيست. به گفته‌ي جناب عمّان ساماني:

شرط راه آمد، نمودن قطع راه

/ بر سر رهرو چه مِعْجر چه کلاه

حتماً تجربه کرده‌ايد، همان برقي که راهي را در مقابل انسان مي‌گشايد، به سرعت دامن برمي‌کشد و مي‌گريزد ولي در مقابل ما منازلي قرار مي‌دهد که بايد طي شود تا در مسيري قرار گيريم که البته در آن مسير، تحولِ تفکر نسبت به حقيقت همواره با ما خواهد بود. اين يعني همواره در آغاز قرارگرفتن و آينده را از آن آغاز شروع‌کردن. زيرا آينده همواره برگشت به آغاز است، آغازي که با افق انقلاب اسلامي شروع شده است و در جلسات گذشته بر آن تأکيد شد که: «تفکر، بازگشتِ دائم به آغاز است». برقي مي‌درخشد و ما را متوجه‌ي حقيقتِ دوران خود که همان آغازي است که با انقلاب اسلامي شروع شده است، مي‌کند و ما را به تفکر مي‌رساند. تفکري که آينده و گذشته برايش در ميان نيست. زيرا حقيقت همواره در صحنه است.

عنايت داشته باشيد که وقتي احساس کرديد در مورد آن‌چه بايد فکر شود، فکر کرده‌ايد و تمام شده؛ آن روز را روز عزاي تفکر بدانيد. اگر به دنبال اين باشيد که چيزي بياموزيد و تمام، معلوم است راه را درست نرفته‌ايد در حالي‌که با رخدادي مثل انقلاب اسلامي راهي در مقابل شما گشوده شده است که به سوي حضرت مهدي (عج) اشاره دارد.

از طريق انقلاب اسلامي که حقيقت متعينِ اين دوران است راه به سوي امامت و قرآن گشوده مي‌شود. انقلاب اسلامي شأني از شئون وجود مقدس حضرت امام زمان (عج) است و با نظر به آن حضرت به عنوان امامِ زمان، مي‌توان از مرگ جاهليت آزاد شد و دين را درست فهميد. لذا همان‌طور که اگر کسي امام زمانش را نشناسد، بقيه‌ي ابعاد دين‌اش برايش مبهم مي‌ماند؛ -زيرا امام زمان (عج) صاحب زمان‌اند و با ايشان مي‌توان در زمان و تاريخ خود حاضر شد- انقلاب اسلامي نيز راهي است که اگر بتوانيم درست آن را پيدا کنيم، حقيقت دوران خود را پيدا کرده‌ايم و از آن طريق اُنس با همه‌ي حقايق عالم براي ما گشوده مي‌گردد

26547

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: کدام خطورات ذهنی جزء شخصیت انسان است؟ آیا تمام خطورات ذهنی جزء شخصیت انسان است؟ آیا می توان گفت که ارتباط انسان و خطورات ذهنی حضوری (وجودی) است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر می‌آید برای جواب‌گرفتنِ این سؤالات، خوب است کتاب «آن‌گاه که فعالیت‌های فرهنگی پوچ می‌شود» را همراه با شرح صوتی آن دنبال بفرمایید. در آن صورت، بهتر نسبت به تجزیه و تحلیل معارف می‌توانید فکر کنید. موفق باشید

25626

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
باسمه تعالی سلام خدمت استاد عزیزم: استاد من از بحث عالم دینی که مطرح کرده اید بسیار لذت بردم. فقط کتاب عالم دینی کمی موجز است و البته دیده ام در بحث های مختلف اشاراتی به عالم دینی داشته اید. سوال بنده از محضر شما این است که آیا بحث عالم دینی پایه و مبنای اصلی کار شماست و سایر مباحث به گونه ای تفصیل آن هست یا این که یک بحث مستقلی است؟ لطفا راهنمایی بفرمایید چگونه می توانم تفصیل این بحث را دنبال کنم؟ سوال دیگر این است که رابطه حکمت انسی با حکمت متعالیه چگونه است؟ در این زمینه می خواستم منابعی را معرفی فرمایید. من وقتی کتب استاد مدد پور (ره) را مطالعه می کردم. این بحث برای من بسیار لذت بخش بود فقط می خواهم یک مقدار به صورت علمی و تخصصی با حکمت انسی آشنا شوم. با آرزوی سلامتی شما التماس دعا!
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. فضای همه‌ی عرایض بنده در بستر استقرار در عالّمِ دینی به ظهور می‌آید و إن‌شاءاللّه مفید می‌افتد. ۲. فکر می‌کنم علاوه بر کتاب مرحوم معارف، در مورد «حکمت اُنسی» با بحث‌های «جهان گمشده» بر روی کانال اشارت، بتوانید رابطه برقرار کنید. موفق باشید

24144
متن پرسش
با سلام و آرزوی قبولی طاعات و عبادات: از اینکه وقت با ارزش شما را می گیرم عذرخواهی می کنم. سوال من شاید هیچ ربطی به مباحث شما نداشته باشد ولی از آنجایی که که به شدت روح و روانم را درگیر کرده است و به شدت اذیت میشم و در ثانی محرمی برای رفع خطورات پیدا نکردم تصمیم گرفتم مزاحم شما بشوم. با توجه به شرایط بد اقتصادی و تورم وحشتناکی که هر چند سال یکبار در کشور همیشه داریم، ذهنم را به شدت درگیر کرده است. الان دارم به این فکر می کنم که به راحتی می توانستم با مختصری وام مثلا خونه ام را عوض کنم تا یک شبه احساس فقر نکنم و چرا به موقع اقدام نکردم از طرفی فکر می کنم اگه اینجوری بخواهم فکر کنم بیشتر باید به فکر دنیا و جمع کردن مال و اموال دنیا باشم که این هم مشغله فکری خود را دارد. از طرفی در بین همکاران بازنشسته می بینم کسانی که به فکر بودن الان وضعشان بهتره و براحتی می توانند از بچه هاشون که احتیاج به ازدواج و مسکن و غیره دارن حمایت کنند. خواهشمند است راهنمایی فرمایید چگونه قلبم برای همیشه آرام بگیرد و نگران دنیای خود و فرزندان خود نباشم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: غفلت نفرمایید که رزق حقیقی انسان از قبل، مقسوم و تعیین شده است و چنان‌چه خودمان مسیر آن را خراب نکنیم بدون حرص و در مسیری صحیح به ما می‌رسد. در این مورد خوب است کتاب «جایگاه رزق در هستی» را که بر روی سایت هست مطالعه فرمایید تا معلوم شود بعضی چیزها، رزق ما نیست و تلاش برای به‌دست‌آوردن آن‌ها موجب زحمت ما و فرزندان‌مان می‌شود. موفق باشید

22574
متن پرسش
سلام و عرض ادب خدمت استاد جانمان: استاد من در کودکی زندگیه پدر بزرگ و مادر بزرگ خود را که در روستا بودند درک کردم. حدود پانزده سال قبل و الان بخواطر شغلم آمدم شهر و خدا را شکر شغل با درآمد خوبی دارم. ولی چیزی که خیلی اذیتم میکنه اینه که زندگی خودم را با آنها مقایسه می کنم می بینم خیلی فرق داره، همیشه حسرت زندگی قبل را می خورم و با خودم میگم چه زندگی داشتن این قدیمیا. چند تا گاو و چند تا مرغ و یک حیاط بزرگ و سالی یکی دو بار چلوگوشت میخوردن با نان خشک و ماست و شیر این ظاهرش بود ولی باطن زندگیشون اصلا نگران رزق و روزی نبودن چقدر وقت برای با خود بودن داشتند، چقدر عبادت و همدلی داشتند. خیلی چیزای دیگه ولی ما باید صبح تا عصر حتما بریم سر کار، در کل، روز ها تکراری هستش بی دلیل وقتامون پره، همیشه نگرانی داریم، انگار از قبل زندگی ما را کسایی که لیاقتش را ندارن برنامه ریزی کردن و ما هم باید طبق همون برنامه زندگی کنیم تا بمیریم. حالا وقتی زندگی دوران پیامبر صلی الله علیه و اله را مطالعه می کنم آتش می گیرم. ای کاش می تونستم برم تو طبیعت و دوباره زندگی ساده و بدون استرس و با خدا بودن را داشته باشم. التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این از اقتضائات فرهنگ مدرنیته است و غفلت از آن نوع زندگی در بستری که خداوند برای بشر رقم زده. البته نباید بخواهیم به گذشته برگشت کنیم، بلکه باید طوری به آینده فکر کرد که از مسیر زندگی مدرن، زندگیِ دیگری متولد شود که آن زندگی نسبتِ خود را دوباره با طبیعت برقرار کند. موفق باشید

21511
متن پرسش
با سلام: با توجه به سوال 21502 خدمت سرورم عرض می کنم وقتی در زمینه اعتقادی القای شکی ولو از طرف ملک صورت پذیرد چون زیربنای فکری انسان فروریخته چگونه می توان باز عبودیت پیشه کرد تجربه ای که حقیر دارم اینست که اصلا نمی توان با تردید در اصول دین حضور قلب در نماز داشت اگر عبودیت را به معنای تحقیق علمی در زمینه اصول دین بدانید بله به این طریق می توان مرز بین خطورات رحمانی و شیطانی را یافت چون اگر شیطانی باشد پس از خطور شک یاس از رسیدن به واقع هم القا می کند ولی ملک گوید تا آخر عمر باید تحقیق کرد ولو به نتیجه نرسیم «لا ابرح حتی ابلغ مجمع البحرین او امضی حقبا» لکن اگر عبودیت را به معنای تعبد به فروع دین بدانیم خوب چگونه می توان شک داشت و باز گفت اشهد ان محمدا رسول الله آیا این شهادت دروغ و نفاق نیست «إِذَا جَاءكَ الْمُنَافِقُونَ قَالُوا نَشْهَدُ إِنَّكَ لَرَسُولُ اللَّهِ وَاللَّهُ يَعْلَمُ إِنَّكَ لَرَسُولُهُ وَاللَّهُ يَشْهَدُ إِنَّ الْمُنَافِقِينَ لَكَاذِبُونَ»
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عبادت بر مبنای فطرت الهی انسان انجام می‌گیرد و به همین جهت خداوند به رسول خود می‌فرماید: «فذکّر انّما انت مذکّر». ولی شک در موطن عقل شکل می‌گیرد به همین جهت می‌توان در عین شک عقلی با عبادات خود فطرت را زنده نگه داشت. اتفاقاً وقتی فطرت به نشاط آمد، به راحتی از ترددیدهای عقلی عبور می‌کند و ندا سر می‌دهد: «عقل، بندِ رهروان است ای پسر / وان رها کن، ره عیان است ای پسر». موفق باشید

21347
متن پرسش
استاد گرامی سلام: احتراما در خصوص آیه مبارکه - إِن‌َّ اللَّه‌َ لاَ یغْفِرُ أَن یشْرَک بِه‌ِ وَ یغْفِرُ مَا دُون‌َ ذَ َلِک لِمَن یشَآءُ - خواهشمند است نمونه و مصداق های شرک را در جامعه امروزی بیان نمایید. با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در ادامه‌ی آیه می‌فرماید این‌که برای مدیریت جامعه به غیر از زعیم الهی امید بسته‌اید، نمونه‌ای از شرک است و به طور کلی اگر برای مخلوقات، تأثیر استقلالی قائل شویم گرفتار شرک هستیم. موفق باشید

19145
متن پرسش
سلام: استاد در مورد نیاز بشر به دین اگه امکانش هست مفصلا توضیحاتی بفرمایید. ممنونم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: کتاب «چه نیازی به نبی» که بر روی سایت هست نسبتاً به صورت مفصل این موضوع را مورد بررسی قرار داده است. موفق باشید

8212
متن پرسش
سلام استاد. وقت شریفتان بخیر. استاد شما نیاز امروز جامعه در عرصه هنرهای سنتی، آموزش هنر و نیز مدیریت در هنرهای سنتی ذیل مبانی اسلامی چه میدانید؟سپاس
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: کار بسیار خوب و لازمی است. جناب آقای دکتر مهدی امامی جمعه در این رابطه مبانی خوبی را در کتاب‌هایشان ارائه داده‌اند مبنی بر این‌که جامعه‌ی ما اگر به زیبایی‌هایی که در هنر سنتی مطرح است نظر داشته باشد از این شهوت‌رانی افراطی که در غرب مطرح است آزاد خواهد بود چون زیبایی‌ها بیشتر روح را ارضاء می‌کند تا مسائل جنسی. موفق باشید
8147
متن پرسش
باسمه تعالی.سلام.1.آیا این درست است که بگوییم تا همه ی استعداد ها که از خدا درخواست حیاط را کردند ,اعم از نباتات و حیوانات و انسان ها،به دنیا نیایند و زندگی نکنند،قیامت برپا نمی شود و وقتی همه به دنیا آمدند قیامت می شود؟2.اگه این موضوع یکی از عوامل ظهور امام زمان(ع)هم هست که مومن ها از صلب کافرها به دنیا بیان،پس انسان هایی که بعد از ظهور ایشون به دنیا میان چه می شوند؟باتشکر.
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: 1- حرف درستی است 2- عمده ظهور حضرت مهدی«عجل‌اللّه‌تعالی‌فرجه» و حاکمیت کامل حق است در مناسبات انسانی، لذا انسان‌هایی هم که بعد از ظهور ایشان به دنیا بیایند در بستر ظهور کامل حق در مناسبات انسانی به دنیا آمده‌اند. موفق باشید
6763

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد زیارتتان قبول. انشاءالله همیشه به این راههای خوب و پربرکت بروید. استاد در تاریخ آمده بارها قبر سالار شهیدان حضرت اباعبدالله الحسین علیه السلام خراب شده و شخم زده شده و آب رویش رها شده و ... استاد حال این مکانی که اکنون قبر هست، از کجا می توان مطمئن بود که محل قبر است؟قبر امام علی چطور؟تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: با راهنمایی ائمه«علیهم‌السلام» همواره جای قبور مبارک حضرت علی«علیه‌السلام» و حضرت سیدالشهداء«علیه‌السلام» محفوظ مانده. موفق باشید
28783
متن پرسش
سلام علیکم: در رابطه با نقش تمدنی حادثه عاشورا و ارتباطش با تمدن نوین اسلامی و بالاتر از آن تمدن مهدوی (علیه الصلاه و السلام) که آرمان تمام انبیاء و اولیاء الله است، چه می‌توان گفت و عاشورا چه نقطه ای از مسیر تمدن سازی انبیاء الهی و حضرات معصومین است؟ آیا نقطه عطفی است که خودش مبدای برای تمدن نهایی کره ارض یعنی همان تمدن مهدوی است یا جریانی است در دل جریان سازی تاریخی و عهد پیامبران و امامان تا این مسیر به کل به محاق و زیر پوستین منافقین نرود و یک خون تازه ای باشد تا دوباره مسیر تمدنی الهی جان بگیرد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: کربلا نشان داد که اگر انسان‌ها در ظاهر دین بمانند، آن‌چنان تنگ‌نظر می‌شوند که جز خودشان را نمی‌بینند حتی اگر آن دیگری امامی معصوم باشد. این اوج خودخواهی است که با دین سطحی پیش می‌آید زیرا به گفته‌ی شهید آوینی: «دل‌خوش به نمازی غراب‌وار و دعایی که بر زبان می‌گذرد، اما ریشه‌اش در دل نیست». خداوند اینان را به بلای به قتل‌رساندن امام معصوم دچار می‌کند زیرا به گمان خود پشتوانه‌ی آن‌ها دینِ خدا است. در حالی‌که به خود و به خدا دروغ می‌گویند. پشتوانه‌ی آن‌ها فهم سطحی از دینی است که باید راهی به سوی حقیقت از آن دین می‌گرفتند تا حقیقت را در جلوه‌های مختلف در هر جایی که به ظهور می‌آمد، می‌دیدند. آری! وقتی از دین خدا فقط به ظاهر آن چسبیده شده، خداوند انتقام خود را از آن‌ها آن‌طور می‌گیرد که به دست آن‌ها امامی را به شهادت می‌رسانند و حضرت اباعبداللّه «علیه‌السلام» به خوبی متوجه شدند برای نجات جهان اسلام از «ریا» و «دروغ» و «تحجر» باید با شهادت خود یزید را شکست داد تا جهانی دیگر در مقابل بشر گشوده شود. امام حسین «علیه‌السلام» جهان اسلام را به خودآگاهیِ از دست‌رفته متذکر شدند تا وضع خود را بازیابی کنند. و این است که بعد از آن شهادت، آن‌چنان جهان اسلام متحول شد که به فرزند آن حضرت یعنی حضرت صادق «علیه‌السلام» رجوعی آن‌چنانی شد که ۴۰۰۰ از علمای اهل سنت به آن حضرت رجوع داشتند و پایه‌ی تمدنی که با امام حسین«علیه‌السلام» شروع شد ما را امروز با انقلاب اسلامی روبه‌رو کرده است. در انتظار فردایی که بشر امروز به خود آید که غفلت از حقیقت در هر صورتی که باشد، چه به گونه‌ی متحجرانه و یا به گونه‌ی لیبرال‌منشانه، جامعه‌‌ی اسلامی را به بحران می‌کشاند. موفق باشید    

28501

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم سلام علیکم: استاد، عزیزی دارم که چند سالی است گره های سختی در زندگی اش افتاده و هر بار سختی و مشقت جدیدی به او روی می آورد تا کنون همه اش صبر و دعا کرده اما دیگر به ستوه آمده و خسته شده خواستم از شما و هر کس این پیام را می بیند خواهش کنم با نفس های پاکتان دعایی برای گشایش در اموراتش و مغفرتش بنمایید. و اگر راهنمایی دارید عنایت کنید. اجر شما با خداوند.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر می‌کنم إن‌شاءاللّه با دنبال‌کردن متن جلسه‌‌ی ۳ «با دعا در آغوش خدا» جواب خود را بیابید، إن‌شاءاللّه. موفق باشید

26856

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: استاد می خواستم بدونم نقش اسماء الهی در نظامات اجتماعی چجوری قابل بررسیه و آیا منبع مناسبی در این زمینه هست؟ تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نمی‌دانم. شاید خودتان با آگاهی نسبت به نقش اسماء الهی بتوانید جایگاه آن اسماء را در نظامات اجتماعی بیابید. بد نیست سری به کتاب «شرح اسماء حسنی» که بر روی سایت هست بزنید. موفق باشید

26451

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: ما کشورهای غربی ویژه دولت ایالات متحده آمریکا را بعنوان کشورهای مستکبر و سلطه جو می دانیم که قصد نفوذ در کشورهای مختلف ویژه کشورهای اسلامی، بجهت تقویت امپراطوری جهانی خود و کسب مطامع و منافع سیاسی_اقتصادی دارند و نفوذ و تهاجم فرهنگی، یکی از اجزای لاینفک نظام سلطه و آمریکایی هاست برای اینکه بتوانند در کشورها قدرت داشته باشند و عوامل و سیاستهای خود را اجرا کنند. مگر ما هم برای تبلیغ و نفوذ انقلاب و اسلام در سایر کشورهای جهان، عناصر و نهادهایی مثل مجمع تقریب و سازمان تبلیغات و رایزن های فرهنگی و زارت خارجه و سپاه قدس نداریم و آنها هم در داخل آن جوامع نفوذ می کنند و عقاید ما را ترویج می دهند. چرا آن تبلیغات و برنامه های آمریکا، تهاجم فرهنگی و نفوذ است اما برنامه های ما، تهاجم فرهنگی و نفوذ و استحاله نیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این تقابل از جنس تقابلی است که ادیان با مستکبران دارند که به معنای آزادکردنِ انسان‌ها از قید مستکبران است به همان صورتی که وقتی اسلام به سرزمین ما آمد، ما را از فرهنگ و حکمت خسروانی‌مان جدا نکرد. ولی استکبار تمامیت‌خواه است و انسان را از تمام ابعاد شخصیتی و فرهنگی آن‌ها جدا می‌کند. موفق باشید

25054

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: قبلا هم سوالم رو پرسیدم اما چون در ایمیلم جوابی نیومد و دیدم گفتید که بعضی ایمیلا پیام نمیره تصمیم گرفتم باز هم بپرسم. و شامل چند پرسش مرتبطه و سوالام رو از تعدادی پرسیدم حقیقتا هر کسی حرفی زد و گفتم سراغ شما بیام. میدونم وقت ندارید اما خیلی برام مهمه و میخوام بتونم محکم ازعقیده م دفاع کنم. سوره مائده آیه ۵ و سوره نسا از دوستی با جنس مخالف نهی کرده اما نوشته زناکار و رفیق گیر پنهانی که در تفسیر نوشته بود منظور زنای پنهانه. حال سوالم اینه اگر با جنس مخالف دوستی بدون ارتباط نامشروع باشه چجور اسلام گفته گناهه؟ و چجور میشه اثبات کرد منظور قرآن همون ارتباط دوستی ساده هست. آیا شوخی با نامحرم حرامه؟ نگاه به نامحرم فقط اگر همراه با شهوت باشه حرامه؟ توی دانشگاه با نامحرم حرف زدن ساده اشکال داره؟ و باگروه مختلط کلاس مثلا ۶ نفری بیرون رفتن تفریح؟ و اگر دو نفر برای ازدواج با هم صحبت کنند بدون اینکه والدین بدونند آیا اشکال داره؟ اگر والدین روشنفکر باشن و کار نداشته باشن و اینا تصمیم داشته باشند دو سال با هم صحبت کنند آیا اشکال داره؟ پس برای شناخت قبل از ازدواج درصورتی که رسم نباشه زیر نظرخانواده ها آشنایی صورت بگیره باید چجوری به شناخت رسید؟ و اگر زیر نظر خانواده با هم صحبت بشه شما چه مدت رو پیشنهاد می کنید؟ سوال آخرم بهترین و پاکترین شیوه برای ازدواج که واقعا به همون احساسی که خداوند در سوره روم اگر اشتباه نکنم وعده داده چه نوع ازدواج و آشنایی هست؟ و چه مدت زمان آشنایی هست و چه جور صحبت کردنی؟ و یعنی دیگران بدون این شیوه چه در خارج چه در داخل که گاها رفیق بودن یا گاها فقط با هم شوخی کردن و یا دست هم رو گرفتن و به ازدواج انجامید همچین حسی رو بدست نیاوردند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: برای جواب‌دادن به این سؤالات باید مطالعات طولانی مربوط به خانواده دنبال شود. آن‌چه می‌توان مختصر عرض کرد: ۱. آیه‌ی ۵ سوره‌ی مائده می‌فرماید زنان اهل کتاب برای شما حلال است به شرطی که به صورت زنا و یا رفیق‌بازی نباشد. ۲. به هر حال مکرراً در روایات تأکید شده است که ارتباط با نامحرم بدون دلیل، موجب حضور شیطان در آن ارتباط می‌شود. موفق باشید

25042

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
درود و سلام خدمت شما استاد عزیز: سوالی که مدتی است ذهن من نوجوان را درگیر کرده (و بنایم بر نپرسیدن و صبر کردن در برابرش بود تا زمان مناسبش افق جدیدی بازگردد و راهگشا باشد) این است که در نهایت تنفر وجودی که نسبت به نوع نگاه مدرنیته و دورانی که بر ما چیره شده است و دچارش شده ایم، دارم اما گاها به بعضی مباحث و علومی (انواع علومی که فقط دانسته هستند و از غرب و دوران توسعه نشات می گیرند.) علاقه مند می شوم که حاصل دید وهمی و بی رمق غرب است و هیچ ریشه و بنیادی در حقیقت ندارد. به چنین علومی که از طرفی نیاز این گذرگاه سخت است و از طرفی ریشه در اوهام غرب داشته و دارند چگونه رجوع شود؟
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: عقل تکنیکی، عطای الهی است و غرب از آن خوب استفاده نکرد. مباحث «عقل تکنیکی» را همراه با جزوه‌ی مربوطه، بد نیست دنبال بفرمایید. موفق باشید

24633
متن پرسش
سلام: آیا خطای حس می تواند کل معرفت به عالم خارج را زیر سوال ببرد و فرد را به وادی سفسطه و ایده آلیست بکشد؟ اگر نه به چه دلیل خطای حس نمی‌تواند به علم و درک به عالم خارج از ذهن خدشه ای وارد کند؟ با توجه به اینکه فلسفه غرب همین را بهانه خود نموده و به وادی ایده آلیست کشیده شده. با سپاس فراوان
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: خطای حس را نیز انسان با فهمی که متوجه‌ی واقعیت خارج از ذهن است می‌فهمد و به همین جهت می‌تواند بین سفسطه و واقعیت تفکیک کند؛ مشکل فلسفه‌ی غرب آن است که با نگاه بر تفکر کانتی امیدی به یافتن واقعیت از طریق حس و عقل نمی‌یابد که البته جناب هایدگر با بحث «دازاین» ساحتی را به میان آورد که عملا آن مشکل مرتفع می‌شود. موفق باشید

24336

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
استاد گرامی سلام علیکم: لطفا بفرمایید کدام یک از شاگردانتان در فلسفه خوب هستند که می شود از ایشان سوال فلسفی پرسید، می شود از ایشان کمک فلسفی گرفت؟ ممنون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده جلساتی در رابطه با موضوع فلسفه با رفقا نداشته‌ام که بتوانم تشخیص دهم چه کسی در فلسفه توانا تر است. حتی وقتی خودم اسفار می خواندم به این نیت نخواندم که روزی درس بدهم. موفق باشید

23123

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد وقتتون بخیر و خسته نباشید. شما مثل پدر دلسوز و مهربانی هستین برای ما، خدا حفظتون کنه، استاد بعضی وقتا خیلی احساس دلتنگی می کنم برای خدا، تا از عشق و محبت از خدا هم صحبت میشه اشکم در میاد، انگار آتشی توی دلم روشنه، انگار حتی با قرآن و دعا و توسل هم این آتیش خاموش نمیشه و دوس دارم همه اش گریه کنم اونم بلند بلند، نمیدونم چه جوری آروم شم، میگم خدا میدونم از رگ گردن به من نزدیکتری اما بازم دلتنگتم، استاد چیکار باید کرد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. مگر بد است که دل‌تان دائم هوای خدا را بکند؟! سعی کنید در بین بقیه‌ی افراد بلند گریه نکنید ۲. بدن‌تان را تقویت کنید، زیرا در چنین شرایطی اگر بدن ضعیف شود، واهمه غلبه می‌کند. خوردن عسل و ورزش خوب است. موفق باشید

20218

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت حضرتعالی: در مباحث ده نکته این طور متوجه شدم که اگر کسی خواب نبیند ، عقل بر کلیت نفس او حاکم است و در خواب نفس جای دیگر نظر نمی کند لذا خواب نمی بیند، آیا اگر خواب های خوب و ملکوتی دیده شود نظر نفس بالاتر از عقل افتاده است؟ یا مطلب دیگری در بین است.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر می‌اید همین‌طور باشد به‌خصوص در رؤیای رحمانی. موفق باشید

31294

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و تبریک عید غدیر خم: بارها در سخنان حضرت امام خامنه ای شنیده ام که ملت ایران را به خاطر ایستادگی و مقاومتشان در برابر دشمن و فشارهایش می ستایند در حالی که می‌بینم که صبر و مقاومت ملت از سر ناچاری است و نه برخاسته از وفاداریشان به انقلاب!! یعنی گویا مردم گزینه بهتری از جمهوری اسلامی سراغ ندارند و گرنه... حال با این اوصاف این مردم شایستگی تمجید را دارند؟ منطق حضرت آقا در این باره چیست؟ ممنون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در چهل ساله اخیر ملاحظه کرده‌اید که چگونه دشمن میدان‌هایی برای ملت ایران فراهم کرده است تا نسبت به کلیّت نظام اسلامی اعتراض کند و با استقبال بسیار کمی روبه‌رو شده و عملاً مردم نقشه نظام استکباری را خنثی نمودند و از این جهت می‌توان گفت صبر و مقاومت انتخابی است که مردم با اختیار خود کرده‌اند مانند خود شما و امثال شما. موفق باشید

نمایش چاپی