بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
28023
متن پرسش
سلام استاد: ببخشید مزاحم میشم. دلیل خاصی داره که جنابعالی هنوز جلسات هفتگی رو برگزار نمی کنید؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: امور مساجد بر اساس نظریه‌ی ستاد، صراحتاً اقامه‌ی نماز را اجازه داده‌اند. رفقا از امور مساجد پرس و جو کردند؛ هنوز اجازه‌ی تشکیل جلسات داده نشده است. موفق باشید

26325
متن پرسش
سلام و عرض ادب: استاد بنده شکر خدا با مبانی مهدویت آشنایی بدی ندارم. و از طرفی هم تحلیل و توقیت و از این قبیل هم اصلا تا بحال از خود نکردم. و اساسا از تطبیق روایات و امثالهم به دلایلی که می دانید خوشم نمیاید، ولی از وقتی که حاج قاسم ما را شهید کردند، به طرز عجیبی بعد از نماز صبح آن روز و بعد از دعای صباح به دلم افتاد که گویی حضرت بیش از پیش در صحنه اند! احساس می کنم سرعت تحقق برخی اتفاقات قبل ظهور بالاتر رفت! نمی دانم شاید اشتباه کنم! شما اصلاح بفرمایید. بی قراری در دلم افتاده بعد از شهادت آن بزرگوار. بی قراری ای که گویی چیزی در صحنه میابم که تا قبل از آن کمرنگ تر می یافتم! به اتفاقات بین جمادی الثانی و رجب پیش رو، امسال و سالهای آتی، بشدت مشکوکم. خدایا مارا از ابتلائات خودت دور مکن که اینگونه بدانیم تو بر ما نظر داری
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حتماً نور حضرت به طور مشخص به صحنه آمده و خود حضرت هم از این شرایط راضی و دلگرمند. ولی آیا می‌توان بحث ظهورِ تامّ را به میان آورد؟ واللّه اعلم! موفق باشید

26263

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: ببخشید جواب سوال ۲۶۲۴۳ مشاهده نشد. در صورت امکان مجدد ارسال فرمایید. ممنون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به طور شخصی این طور جواب داده شد: باسمه تعالی: سلام علیکم: خداوند خودش آن کودک را که وارد زندگی کند با فرشته‌هایی همراه می‌کند که نه‌تنها خانه را نورانی می‌نمایند، والدین را نیز مدد می‌رسانند. موفق باشید

26174

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام خدمت استاد گرامی: ما رهبر معظم انقلاب رو ولی امر مسلمین جهان میدونیم در حالیکه ایشون منتخب خبرگان ایرانی هستند و سایر فقها در سایر بلاد اسلامی به عنوان نماینده در مجلس خبرگان شرکت نکرده اند که بخواهند رای بدهند و ایشان بصورت جهانی انتخاب بشه. ایشون در یک بستر ملی و مبتنی بر قانون اساسی جمهوری اسلامی انتخاب شده و در همون راستا نحوه انتخابشون شکل گرفته. حال با این وضعیت آیا باز هم می شود گفت ایشان ولی امر مسلمین جهان هستند؟
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌طور که حضرت آیت اللّه سیستانی در عراق رویهمرفته رهبریِ اجرای احکام الهی را به عهده دارند، در ایران هم رهبر معظم انقلاب اسلامی چنین مسئولیتی را دارند. منتها بعضی از شیعیان در اقصی نقاط دنیا به‌خصوص مثلاً شیعیان لبنان، رهبریِ حضرت آقا را پذیرفته اند. موفق باشید

25738

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد ارجمند، خدا قوت: شبهه‌ای یکی از دانشجویان برای دخترم ایحاد کرده و بعد متوجه شدم که تقریبا بین بیشتر جوانان این اعتقاد وجود داره و آن این است که می گویند این قانون جذب هست که تو می‌توانی هر آنچه را که دوست داری و آرزویش را داری با فکر کردن به آن و معطوف کردن توجه فرد به آن، می‌توانی آن را بدست آوری و حتما به آن می رسی. حالا سوال بنده این است که آیا این حرف درست است و چنین قانونی وجود دارد و اینکه ما طبق قرآن معتقدیم تا خداوند نخواهد برگی از درخت نمی‌افتد، چگونه باید این را برای جوانمان تبین کنیم و در درستی و غلطی این حرف چه جواب باید گفت؟! با عرض پوزش از اینکه مزاحم وقتتون شدم. متشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: باید بدانند این افراد با توهّمات خود زندگی می‌کنند و با توهّمات خود به آن‌چه می‌خواهند می‌رسند. زیرا خالق هستی نظام خود را بر اساس میل انسان‌ها نساخته است، ولی رحمت واسعه‌ی او آن‌چنان است که انسان‌ها را تنها نمی‌گذارد. موفق باشید

25347
متن پرسش
سلام علیکم: استاد ضمن عرض تبریک و تسلیت به خاطر ایام اربعین حسینی (ع) بعد از مدتی به سایت وزین حضرت عالی سر زدم و اتفاقا آن پرسش در مورد تسخیر لاله جاسوسی چشمم را گرفت. من با مطالبی که این دوست مان گفتند از چند سال پیش آشنا بودم. پاسخ حضرت عالی جامع و حکیمانه بود ولی در مورد چیزهایی که دوستمان می گویند «تازه فهمیدیم یا تازه مشخص شده» خواستم جسارتا چند نکته هم اضافه کنم که اتفاقا خلاف تحلیل دوست مان است. این که کارتر با دولت موقت همکاری می کرده و به رسمیت شمرده است ریشه در ارتباطاتی داشته که امریکا از طریق سفارت های مختلفش و سازمان سیا از ماه ها قبل از انقلاب با ملی مذهبی ها برقرار کرده بود. این که نقل شده بنی صدر از چند ماه قبل انقلاب گفته بود در ایران انقلاب میشه و من رئیس جمهور می شوم ریشه در همین هماهنگی ها داشته است! بعید نیست مخالفت بنی صدر با بازرگان هم ریشه در رقابت شخصی دو نفوذی امریکا داشته است!واقعیت این است ابرقدرت ها ویژگی که دارند سعی می کنند تا جایی که می توانند در گروه های اپوزیسیون دولت های متحد خود نفوذ کنند تا اگر دولت متحد شکست خورد و اپوزیسیون جای آن را گرفت دولت جدید هم تابع آنها باشد ولی این طوری خلق الله را فریب دهند که انگار دولت بده رفت حالا یک دولت خوب آمد در صورت که در پشت پرده چیزی عوض نشده! این کاری بود که امریکا به نحو موذیانه ای داشت با انقلاب اسلامی هم می کرد! دوستان عنایت داشته باشند همین ارتباطات وسیع کارتر از قبل انقلاب با ملی مذهبی ها که دور امام را گرفته بودند اصلا در خیلی از علاقه مندان و هم دشمنان انقلاب باعث نضج این تئوری توطئه شد که اصلا انقلاب ایران کار امریکا بوده و حضرت امام (ره) نعوذ بالله عامل سازمان سیا بوده اند! عنایت داشته باشید دولت کارتر حتی با شهید بهشتی و برخی دیگر از نمایندگان روحانی امام نیز ارتباط گرفته بود منتها اینها به خاطر تدین و تعهدشان به انقلاب اصلا به قول معروف دم به تله ندادند. حتی امام حاضر شده بودند در نوفل لوشاتو از طریق جناب ابراهیم یزدی با نماینده کارتر مکاتب محرمانه داشته باشند اما در متن مکاتبات هم مشخص است امام خواسته های امریکا از جمله پذیرش بختیار و تاخیر انداختن بازگشت به ایران را نمی پذیرند. اما به نظر می رسد اگر واقعا هدف انقلاب اسلامی نه فقط سرنگونی شاه بلکه رقم زدن یک انقلاب تمدنی علیه استکبار غرب و شرق بوده اتفاقا رهایی از سیطره ملی مذهبی های امریکایی بر جریان انقلاب اهمیتی بس عمیق داشته است. این که امام در برابر حلقه ملی مذهبی هایی که ایشان را گرفته بودند منفعل نشدند و مواضع ضداستکباری خویش را حفظ کردند و با جلب حمایت عمومی توانستند سکه ملی مذهبی ها را از رونق بندازند فکر کنم یک هنرنمایی سیاسی بزرگ بود که فقط از عهده شخصیت الهی ایشان بر می آمد. حمایت از اشغال سفارت در واقع تایید ضدیت انقلاب با امریکا و به طور ضمنی محکوم کردن امریکا-دوستی ملی مذهبی ها و دولت موقت بود. و البته بدیهی است وقتی امام بخواهند این حلقه نفوذ را از دور خودشان و از انقلاب باز کنند امریکا که به خیال خود از پنجره آنها می خواسته به ایران برگردد به شدت عصبانی شود و ناگهان صد و هشتاد درجه تغییر موضع دهد و سعی در سرکوب انقلاب داشته باشد! دقت کنیم در خاطرات ژنرال هایزر آمده بود که حتی قبل از انقلاب گزینه نهایی کارتر برای مهار انقلاب در صورت شکست دولت بختیار کودتا و سرکوب خونین رهبران و مردم بود منتها مجددا به خاطر هنرنمایی امام نه دولت بختیار کارش گرفت نه به خاطر ایجاد تزلزل در ارتش در هفته های آخر آنها توانستند کودتا کنند! یعنی این دفعه اول نبود که امام نقشه های امریکا را نقش بر آب کردند! و دفعه آخر هم نبود! و البته وقتی هدف نه فقط سرنگونی شاه که عقب راندن شیطان بزرگ باشد چنان که حضرت عالی اشاره کردید هزینه ها بسیار بیشتر خواهد شد و ابتلاء عظیم تر و تردید ها بیشتر مثل تردیدهایی که جناب مرحوم هاشمی و دولت فعلی بدان گرفتار شدند. به قول استاد اینجا فقط با توحید و معنویت ناب امام (ره) می شود کار را پیش برد و به آینده روشن این حرکت پر ابتلاء نظر کرد! ببخشید استاد عزیز! درس پس دادیم و زیاده گویی کردیم. التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده برای آن کاربر محترم این‌طور نوشتم:  باسمه تعالی: سلام علیکم: تا حدّی در آن زمان که بحث گروگان‌گیری مطرح بود مطالعاتی داشته‌ام. ولی خواستم بدون ورود به موارد ریز و جزئی عرض کنم در این موارد به هویت ذات استکباری آمریکا فکر می‌کنم و از نظر خودم این را یک نگاه ایدئولوژیک نمی‌دانم. هرچند معتقدم آری! «نگاه ایدئولوژیک به تاریخ و بستن راه نقد از طریق مقدس‌سازی شخصیت‌هاست» ما را در حجاب تفکر می‌برد. همان‌طور که در آخر می‌فرمایید حتی تضمین‌هایی که آمریکا در قرداد الجزایر داد، عمل نکرد.

چرا فتنه‌های سفارت آمریکا را به مجامعی می‌بردیم که کلیت آن مجامع در مسیر حفظ منافع ابر قدرت‌هاست، ولی به ظاهر بهداشتی و دیپلماسی. آثار باقی‌مانده از سفارت به طور عجیبی حکایت از فتنه‌هایی می‌کند که هرگز نمی‌توانستیم آن‌ها را با تعطیل‌کردنِ آن سفارت خنثی کنیم.

در آخر نظر یکی از کاربران محترم را که در رابطه با سؤال جنابعالی کمی ریزتر وارد موضوع شده‌اند را ارسال می‌دارم ولی معتقدم در نظر به هر رخدادی باید به جایگاه تاریخی آن رخداد نظر بفرمایید که در نسبت با لانه‌ی جاسوسی، تقابل دو جریان است: یکی استکبار و دیگری انقلاب اسلامی. به همین جهت نباید انقلاب اسلامی را در بستر مناسبات فرهنگ استکباری و مجامع جهان استکبار دنبال کرد و انتظار داشته باشیم در آن بسترها می‌توان انقلاب را محفوظ داشت. موفق باشید. و سپس نظر شما را در آخر ارسال کردم. موفق باشید   

24782

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام به استاد مکرم: در ماه مبارک رمضان شبکه پویا ویژه برنامه خیلی خوبی داشت و یک سری سرودهای مذهبی خیلی شاد و با محتوا هم پخش می کرد که ظاهرا با استقبال خوبی هم مواجه شده بود. من بعضی این کارها را دیدم و آن قدر از حیث محتوا و ساخت زیبا بود که چشمانم پر از اشک می شد. این نمونه کار را ببینید http://nahaltv.ir/clips/misc/item/214685-%DA%A9%D9%84%DB%8C%D9%BE-%D8%A7%D8%B2-%D8%AA%D9%88-%D9%85%D9%85%D9%86%D9%88%D9%86%D9%85 آیا نمونه این کارها نشان نمیدهد که از فن موسیقی میشود خیلی استفاده های معنوی کرد؟ البته مثل همیشه آدم همیشه ته دلش چرکین است چون موسیقی چیز لغزنده و شبهه ناکی است همیشه.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: چرا که نه! نباید از نقش موسیقی در ابتدایِ راه غافل بود. موفق باشید

24594
متن پرسش
به نام خدا با سلام خدمت استاد گرامی: هفته قبل بحثی در شبکه مجازی مطالعه کردم تحت عنوان وحی رویای رسول از دکتر سروش می خواستم نظر جنابعالی را بدانم از دکتر سروش که اول انقلاب آن سابقه مناظره را دارد جای تعجب است.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اشکالات زیادی به این نظر دکتر سروش گرفته شده. حتی آقای دکتر عبدالکریمی که به قول خودشان شاگرد دکتر سروش است اشکالات مفصلی به نظر دکتر سروش گرفته‌اند. بنده نیز در جزوه‌ی «غفلت از مقام نبوت در پوشش تمجید از حضرت محمد صلی الله علیه و آله» عرایضی داشته‌ام به آدرس زیر:

http://lobolmizan.ir/leaflet/1346/%D8%BA%D9%81%D9%84%D8%AA-%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%85-%D9%86%D8%A8%D9%88%D8%AA-%D9%BE%D9%88%D8%B4%D8%B4-%D8%AA%D9%85%D8%AC%DB%8C%D8%AF-%D8%AD%D8%B6%D8%B1%D8%AA-%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF-%D8%B5%D9%84%DB%8C-%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87-%D8%B9%D9%84%DB%8C%D9%87%D8%A2%D9%84%D9%87

موفق باشید

24585

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام و ادب: و نیز عرض تسلیت من کمترین. خدمت استاد عزیز. سوال حقیر با شماره ۲۴۴۸۸ جواب داده نشد است.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این‌طور جواب داده شد: باسمه تعالی: سلام علیکم: در این موارد نمی‌توانم ورود کنم. جزوه‌ای تحت عنوان «طلبه‌ی عصر انقلاب» بر روی سایت هست. شاید کمک‌تان کند. موفق باشید

18014

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: چه می شود که متفکرانی مثل بیکن و دکارت به فکر طرح ریزی عالم جدیدی می افتند؟ یا به عبارت بهتر چه می شود که عالم جدیدی شکل می گیرد یا در حال شکل گیری می شود تا فیلسوف یا متفکر بخواهد آن را گزارش دهد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این افراد به جهت مقابله با نوع زندگی قرون وسطایی، ایده‌ای را دنبال کرده‌اند که بیشتر ثمرات زندگی دنیایی مدّ نظرشان قرار گرفت و مطابق آن ایده، فلسفه‌هایی ساختند. موفق باشید

 

38361
متن پرسش

سلام علیکم: با عرض ادب و احترام محضر استاد طاهرزاده. به تازگی شعری از مقام معظم رهبری منتشر شده است یکی از ابیاتِ وَزین این است: «گامی به راه و گامی در انتظار دارم / سرگشته روزگاری پَرگارـ‌وار دارم» خواستم شرحی بر این بیت (بخصوص مصراع دوم) بفرمایید. با تشکر

متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: حقیقتاً آن‌گاه که انسان مسیر حضور در ایمان را شناخت و یا بگو مسیر ایمان در مقابل او گشوده شد، این گام‌ها و قدم‌ها است که رفتن آغاز می‌کند، رفتنی که اگرچه می‌رویم ولی در هر قدمی افقی گشوده می‌شود و انتظاری پیش می‌آید که قدم دوم را طلب می‌کند به همان معنای ظهور صراط و طلب صراط مستقیم که گامی بعد از گامی، معنای بودن می‌شود. و این‌جا است که انسان به زیبایی در حیرتی قرار می‌گیرد که فقط می‌داند همچنان باید در بستر ایمان جلو و جلوتر برود و پرگاروار با چرخش خود، زندگی را ترسیم کند و این سرگشتگی و حیرت، معنی حقیقی ایمان است از آن جهت که نه چیزی در دست داریم که فکر کنیم به چیزی رسیده‌ایم، و نه آن همه حضور را که هیچ چیز نیست و فقط حضور است، می‌توان نادیده گرفت. این‌جاست که در ادامه بیت می‌فرمایند: «چون سرو در خزان نیز رنگ بهار دارم» و این یعنی حاضرشدن در ایمان، حتی آن‌جایی که گویا خزان‌گونه ناله سر می‌دهیم: «الهی قلبی محجوب» در همان حال ایمانِ بهاری در صحنه است. موفق باشید      

   در جریان دیدار رمضانی امسال شاعران با رهبر انقلاب، حجت‌الاسلام انصاری‌نژاد از شعرای برجسته کشور که به‌تازگی کتابی با عنوان «امین شعر انقلاب» تدوین و منتشر کرده، از حضرت آیت‌الله خامنه‌ای درخواست کرد تا غزل منتشر نشده‌ای از سروده‌هایشان را برای انتشار در چاپ جدید این کتاب در اختیارش قرار دهند. 

🔹رهبر انقلاب نیز با تقدیر از آقای انصاری‌نژاد با این پیشنهاد موافقت و غزلی از سروده‌های معظم‌له در اختیار این شاعر قرار گرفت.
گامی به راه و گامی در انتظار دارم
سرگشته روزگاری پَرگارـ‌وار دارم
دلبسته‌ی امیدی در سنگلاخ گیتی
رَه بی‌شکیب پویم، دل بی‌قرار دارم
یک عمر میزدم لاف از اختیار و اینک
چون شمع، اشک و آهی بی‌اختیار دارم
گو ابرِ غم ببارد تا همنشین عشقم
از غم چه باک دارم کاین غمگسار دارم
نبود روا که گیرم جا در حضیض پَستی
سیلم که هستی خود از کوهسار دارم
سرشارم از جوانی هر چند پیر دهرم
چون سرو در خزان نیز رنگ بهار دارم

از خاک پاک مشهد نقشی است بر جبینم
شادم «امین» که از دوست، این یادگار دارم
سیدعلی خامنه‌ای

31579
متن پرسش
سلام علیکم: در مطالب منتشر شده از حاج آقا شیخ جعفر ناصری آمده است: «بعضی از بزرگان مثل مرحوم آسید احمد کربلائی، آشیخ احمد بهاری و... به این کیفیت دستور می داده اند که بعد از نماز صبح که اشتغال به ذکر و عدم تشتت کافی است که وقتی لا اله الا اللّه می گوید پهلوی این ذکر باش و دلت را حاضر بدان {فعلا} همین مقدار کافی است و وقتی این مرتبه حاصل شد ولو روزی یک ثانیه ارتقا پیدا کند خیلی خوب است و برای مرحله بعد آن دستورات دیگری داشته اند، قدم اول را «عدم فکر» و عدم تحریک قوای خیالی و وهمی است و قدم بعد «فکر در عدم»، که آن حاصل نمی شود مگر این که.... علی ای حال معنای توجه در هر مقطعی یک معنائی خواهد داشت و قدم اول عدم تشتت معنا می شود.» پرسش های حقیر: ۱. عدم تشتت و اینکه دل را حاضر کنیم همان «عدم فکر» است؟ اگر بله این معنا چقدر به آنچه آقای مصفا در کتاب هایشان می گویند نزدیک است؟ ۲. فرق «عدم فکر» با «فکر در عدم» چیست؟ آیا اساسا برای مبتدیان که گرفتار قوه واهمه هستند (و فکر برای آنها چیزی جز فعالیت قوای واهمه و خیالی نیست) فکر در عدم ممکن است؟ چون مستحضرید که مرحوم ملکی تبریزی در نامه به مرحوم کمپانی می فرمایند که از آخرین مراحل و دستورات استاد ملاحسینقلی همدانی، «فکر در عدم» بود که به اوحدی از سالکین می‌دادند که سالها ریاضت کشیده باشند. ۳. این صحبت علمای ما، چقدر به تعالیم کریشنامورتی و یا بودا نزدیک است؟ آنها هم ظاهرا همین را می‌گویند و لب حرفشان این است که اگر از اسارت فکر آزاد شدی و در «حال» قرار گرفتی، حضور در ساحت هستی نامتناهی را تجربه می‌کنی. اگر حرف عرفا با حرف امثال کریشنامورتی یکی است پس تفاوت بین این دو کجاست؟ اگر مطابق آنچه مرحوم ملکی تبریزی می فرمایند که سلطان معرفت بعد از حصول فکر در عدم ظهور می‌کند نمی توان با تعالیم کریشنامورتی که به قول حضرتعالی همان روش بوداست، به آن دست یافت؟ ۴. این مباحث چقدر به بحث های هایدگر نزدیک است؟ آیا حرف یکی است یا ما اشتباه می فهمیم؟ از وقتی که حضرتعالی می گذارید سپاسگزارم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بحث در این رابطه مفصل است. آری! نظر به حضرت احدی که هیچ چیز نیست، عالی‌ترین منزل می‌باشد، البته آن‌گاه که در بستر سیر از الله به سوی احد قرار گیریم به اعتبار آن‌که الله، جامع جمیع اسماء می‌باشد ولی به نور اسم جلال، همه را مقهور «هو» می‌یابید. در مورد آقای مصفّا و آقای کریشنامورتی بحث در تخلیه ذهن است برای هیچی‌شدن و نه رسیدن به فنایی که مقهور نور احدی باشیم. مباحث آقایان را در حدّ آزادشدن از فشار جهان مدرن، مفید می‌دانم ولی در ذات خود، آن مباحث عقیم هستند. موفق باشید

30870
متن پرسش
با سلام خدمت استاد طاهرزاده عزیز: پیرامون پرسش و پاسخ به شماره 30857 که در سایت، جنابعالی پیرامون مصاحبه آقای دکتر ظریف طرح گردیده می‌خواستم از منظری دیگر به این مقوله پرداخته و نظر جنابعالی را در این زمینه جویا شوم. این مصاحبه به درستی و به صورت کاملا واقعی درگیری و نزاع دو نوع نگاه را به نمایش گذاشته است. و به نظر می رسد نقطه ثقل درگیری این دو طرز فکر به نحوه نگرش شان به مقوله «قدرت» بر می گردد. قدرت در جهان معاصر امری سهل و ممتنع است. قدرت در جهان جدید از سنخ قدرت سنتی و رایجی که از جنس قدرت قصاب بر گوسفند یا قدرت سپاه غالب بر مغلوب نیست. برای درک تفاوت این دو طرز فکر شاید بد نباشد که از منظر فوکو به مساله قدرت نگریسته شود. او قدرت را منتشر می بیند. قدرتی که به وسیله همه تثبیت می شود. ما حتی با ساختار قدرت هم مواجه نیستیم. قدرت هر جایی است. برای فوکو چیزی خارج از قدرت وجود ندارد. از این منظر حتی انسان هم امری خارج از این قدرت منتشر نیست. قدرت نامحسوس و هنجارسازی که مورد اشاره فوکوست در قالب های بسیاری بر زندگی سیطره دارد. در قالب نظام های آموزشی و تربیتی به صورت نهادهای پژوهشی و دانشگاه ها به صورت نظام های حقوقی، مقررات اجتماعی، قواعد اقتصادی و نهاد سیاسی و حتی در قالب علوم و تکنیک تثبیت می شود. این قدرت به صورت امری درونی که مقوم آن خود مردم هستند تثبیت و اعمال می شود. تفکری که دکتر ظریف آن را نمایندگی می کند در عین اینکه خود را متخصص و باسواد در امور و مناسبات قدرت بین الملل دانسته و دیگران را به بی سوادی متهم می نماید، اما به هیچ وجه مواجهه دقیق و عمیقی با این قدرت نرم و منتشر ندارد و اساسا آن را نمی شناسد. اگر برای امثال ظریف قطعنامه های شورای امنیت بسیار دلهره آور است ناشی از آن است که او توجه ندارد که امروزه و بخصوص در کشورهای متکی بر عقلانیت مدرن مانع اصلی دزدی ترس از پلیس نیست، بلکه ترس از مجازاتی است که درونی شده است. اینان خود این ترس را برای خود درونی کرده اند. نمی خواهم قطعنامه ها را کاغذ پاره صرف بنامم بلکه سخن در مواجهه سطحی این گروه است. در سوی دیگر اما تربیت شدگان انقلاب خمینی قرار دارند امثال آوینی و حاج قاسم که چنان پرورش یافته و چنان به عمق تفکر غربی نفوذ کرده اند که هیچ راهی غیر از شهادتشان باقی نمی ماند. و چقدر در اشتباه اند آنهایی که گمان می کنند سردار دلها را ترامپ به شهادت رسانده و نه آمریکا. از اطاله کلام عذر خواهم. قصدم آن بود که تفصیل این نگاه را در کلام شما هم به نظاره بنشینیم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- آری و آری! قوام جهان مدرن قدرتی است که از درون بر انسان‌ها سیطره دارد و درک این نکته یعنی درک تمام ماهیت جهان مدرن. در صفحه 57 کتاب «کربلا؛ مبارزه با پوچی‌ها» این‌طور عرض شد:

انتخاب آزاد

در حاكميّت فرهنگ اموي - روميِ معاويه، همه به‌قدري مرعوب شده‌اند كه به مديحه سرايي آن روباه مكّار افتاده‏اند، و تنها كسي مي‏تواند نترسد كه تشويش درون را با توكّل به حقّ فرونشانده وجان را با حقّ پر كرده باشد و بتواند با بزرگ ديدن خدا و حاكميّت سنّت‏هاي الهي، شكست‏ ناپذير بودن معاويه را دروغي آشكار ببيند و به رسوا كردن آن نيرنگ بزرگ دست زند. و حسين(علیه السلام)  در چنين شرايطي راه را نشان داد تا برق اسلحه‏ها ما را به انتخاب آنچه نمي‏خواهيم وادار نكند و خود انتخاب كنيم، آن‌چنان‌كه حسين(علیه السلام) خود انتخاب كرد.

محال است كسي كه نور حق در دل ندارد بتواند انتخابي آزاد بكند و حسين(علیه السلام)، به نور حق انتخابي آزاد كرد و ما را به حق دعوت نمود تا آزادانه زندگي را خود انتخاب كنيم.

اگر به حسين(علیه السلام) اقتداء نكنيم، اداي انتخاب كردن داريم؛ ولي در حقيقت اسير غوغا و جوّ زمانه‏ايم و آنچه را كه دشمن مي‏خواهد و تبليغ مي‌كند، به دست خودمان انتخاب مي‏كنيم. كساني كه به حسين(علیه السلام) اقتدا نكرده‏اند، هيچ‌گاه خودشان انتخاب‌كننده نبوده‏ اند، هميشه اسلحه‏ ها، قدرت‏ها، تجمّلات، تبليغات‏ جهاني و هوس‏ها براي آنها انتخاب كرده‏اند.

2- در مواجهه با چنین جهانی که بنا دارد انسان‌ها را از درون مرعوب خود کند، یک راه بیشتر وجود ندارد و آن راهی است که مرگ را به چیزی نگیرد.[1] و این شاهراهِ عبور از سیطره‌ جهان مدرن است، حال چه شهید بشویم و چه بمانیم. در هر صورت به زیباترین «بودن» دست یافته‌ایم. ملاحظه می‌کنید که آقای ظریف با سوابق دینداریِ خود، نشان دادند آن نوع دینداری که از حاج قاسم‌ها فاصله دارد، برای حضور در چنین تاریخی کافی نیست و عملاً انسان مرعوب قدرت‌‌های بین‌المللی می‌شود و مجبور است در مذاکره با ابرقدرت‌ها ناخواسته امتیاز بدهد. و این با امری که معتقد است: «آمریکا هیچ غلطی نمی‌تواند بکند» همراهی ندارد.

ای کاش رفقا بدون این‌که گرفتار دوگانگی دعواهای حیدری و نعمتی شوند؛ با نگاهی پدیدارشناسانه، صحبت‌های آقای دکتر ظریف را کالبدشکافی می‌کردند تا جایگاه این تفکر و نسبتی که با حضور تاریخیِ ما از طریق انقلاب اسلامی دارد، معلوم شود. موفق باشید    

 


[1] - به این فکر کنید که حضرت امام در سال‌های 41 و 42 فرمودند من سینه خود را برای شمشیرهای شما آماده کرده‌ام، ولی برای سازش با شما، نه.

 

30661

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: در سایت ها خبر از موفقیت بالای ۹۰ درصدی واکسن فایزر که ساخت ایالات متحده است داده شده است حتی فرمول ساخت آن هم روی اینترنت گذاشته شده است حال چرا ما به خاطر مسائل سیاسی باید از این دستاورد بزرگ بشری و اشراق و الهام الهی به قلوب دانشمندان آمریکایی محروم باشیم مگر در جواب یکی از سوالات نفرمودید غربی و شرقی چینی و آمریکایی ندارد. مسئول جان عزیزانمان که هر روز پیش چشمانمان پرپر می‌شوند کیست؟ گفته شد خودشان استفاده کنند اولا استفاده می‌شود و آثار مثبتش به مرور در تحقیقات در حال مشخص شدن است. ثانیا استفاده از واکسن اوایلش مردم با احتیاط حاضر به دریافت واکسن هستند و نیاز به گذشت زمان، فرهنگ سازی و ارائه نتایج تحقیقات برای اطمینان بخشی به مردم دارد که به تدریج در حال رخ دادن است. سوالاتی مطرح بود در سایت در مورد رهبری و ستاد کرونا و طب سنتی و ... و شما صحبت از دام تقابل با علم جدید و .. مطرح کردید که بنظرم جسارتا خالی از اشکال نیست اگر در قوطی عطاری ها چیز دندان گیری بود که شک نکنید غربی ها رو هوا می قاپیدند. رهبری به خوبی و با بصیرت در این قضیه فهمیدند ولایمکن الفرار من علم الجدید این اسم جلال حق را فقط علم جدید می‌تواند به جمال مبدل کند و بنظرم نگرانی های معظم له با انتشار فرمول مرتفع گردیده است و خوب است که واکسن بهانه ای باشد برای آغاز روابط گسترده با ملتی که خداوند با اشراق واکسن به قلب علمایش نشان داد که به آن خاک نظری ویژه دارد درحالی‌که می‌توانست برای یاری انقلابش که تنها آینه ایست که امروز حق را می‌توان درو دید به قلب عالمان ایرانی اشراق واکسن کند یا معجزه ای از قوطی عطاری ها برمی انگیخت چرا نکرد؟ چون نشانه ایست که آینه ام را بسوی غرب بگیرید که درین آخرالزمان طلوعم از سمت غرب است و شاید همه این حوادث نشان داد که آینه حق که دو پاره شده بود نیمی در ایران و نیمی در آمریکا دوباره میبایست در کنار هم قرار گیرند تا پیکره حق را به طور کامل جلوه گر شوند. اللهم ارنا هذا الیوم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر می‌آید هنوز بسیار زود است برای قضاوت. بخصوص اگر در کنار جریان بیماری‌زایی آن ویروس و واکسن‌هایی که تهیه شده، متوجه‌ی اراده‌های سیاسی باشیم. به نظر می‌آید رهبر معظم انقلاب با توجه به بصیرت و مشاورانی که داشته‌اند، پشت قضیه را نیز می‌دانند. و اگر رسانه‌های بیگانه را دنبال بفرمایید شواهدی بر این امر می توان احساس کرد. موفق باشید

28965

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: ممکنه زیارت جامعه کبیره باعث امتحاناتی تو زندگی آدم بشه؟ به اصطلاح سنگین باشه یا عوارض داشته باشه؟ چون من ۶ ماهی هست مداومت هر روزه دارم و دچار یه مریضی شدم از اون موقع، آیا صرفا یه همزمانیه یا من مداومت هر روز رو ترک کنم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بهتر است در این موارد مبانی معرفتی خود را رشد دهید تا با خواندن زیارات، ارتباط قدسی لازم برای انسان پیش آید. موفق باشید

28923

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: اخیرا آیت الله سید محمد مهدی میرباقری توصیه ای به طلاب در بابت مراقبت در مطالعه علوم انسانی غربی ویژه فلسفه غرب داشتند که متاسفانه مورد سوء استفاده یکی از سایتهایی که پیش از این هم اساتید و فعالان انقلابی را ترور شخصیت و تخریب می‌کرد واقع گرفت و سعی در موج سازی ضد آیت الله میرباقری کردند. اما فارغ از آن موج سازی هایی که سایت های معلوم الحال درباره این بیانات کرده اند، شما هم با توجه به نظراتی که در این باب داشتید نکاتی را بفرمایید. این متن اصلی بیانات ایت الله میرباقری هست که کانال ایشان منتشر کرد: «من یک هشدار جدی می‌دهم نسبت به این انبوه‌خوانی‌هایی که از علوم انسانی و اجتماعی مدرن در حوزه دارد اتفاق می‌افتد‌. اینها کتبی هستند که انسان تا فرقان ندارد نباید سراغشان برود. بله، اگر کسی جزو عبادالله شد و نورانی به نور هدایت الهی شد و فرقان داشت، می‌تواند سراغشان برود «فَبَشِّرْ عِبَادِ الَّذِينَ يَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَيَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ» تا به آنجا نرسیدی، «فَلْيَنْظُرِ اَلْإِنْسانُ إِلى طَعامِهِ»؛ آدم باید به طعام خودش نگاه کند؛ در معنای این آیه فرمود: «عِلْمُهُ اَلَّذِي يَأْخُذُهُ عَمَّنْ يَأْخُذُهُ». علمتان را ببینید از چه کسی می‌گیرید. این نکته را من جدی می‌گویم. این کسانی که فیلسوفان دوره مدرن که دست به بدنشان بزنی باید بروی آب بکشی، این نجاست مال روحشان است که به بدن سرایت کرده است. روح کافر نجس است که جسمش نجس می‌شود. قرآن به ما گفته است این‌قدر فاصله‌گذاری کنید. حال اگر من بدون اینکه جهاز هاضمۀ خودم هم تقویت کرده باشم که بتواند آن اطلاعات را تصفیه کند، انبوهی از آن اطلاعات آنها را در جهاز هاضمه خودم ببرم، طبیعی است که مسموم می‌شوم. این انبوه‌خوانی که به‌خصوص جوانان عزیز ما، و گاهی طلبه‌های جوان ما، انجام می‌دهند، با فرقان، خیلی خوب است و آدم می‌داند دارد چه کار می‌کند. اما اگر بخوانیم تا ببینیم که حق کجاست، این اولِ خطاست. آنها حق و باطل را با هم قاطی کرده‌اند و قاطی کردنش اینطوری است که «كَلِمَةُ حَقٍّ يُرَادُ بِهَا بَاطِلٌ». اگر فرقان نباشد، یک‌موقعی خدای‌نکرده ما در دهه‌های آینده تبدیل می‌شویم به یک فضلایی که ابزار عرفی‌سازی دین می‌شویم و دین را به نفع مفاهیم عرفی و به نفع مفاهیم مدرن و به نفع علوم مادی تغییر می‌دهیم و ابزار این کار می‌شویم. البته حتماً حوزه‌ها مکلف‌اند که بر این علوم، مُشرف بشوند و سخن دین را نسبت به آنها بفهمند و ارائه کنند؛ اصلاً این‌طوری،جامعه‌سازی و جامعه‌پردازی می‌شود؛ اصلاً مسئله امروز ما این است. ولی این کار یک قواعدی دارد.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: برای ایشان احترام قائل هستم، ولی به هر حال ایشان به‌کلّی فلسفه را نفی می‌کنند چه فلسفه‌ی اسلامی و چه غیر اسلامی. در حالی‌که حضرت امام و مقام معظم رهبری حرف دیگری دارند. تصور این‌که فیلسوفان غربی نجس هستند و کتاب‌های آن‌ها کتب ضالّه می‌باشند؛ برای بنده خیلی عجیب است! ولی در هر حال توصیه‌ی بنده آن است که طلاب تا فلسفه‌ی اسلامی را نچشیده‌اند، سراغ فلسفه‌ی غرب نروند. موفق باشید

28539

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد طاهرزاده: سوالی در مورد خیالات و افکار دارم و اون هم اینکه میخوام بدونم آیا فکر کردن به نامحرم بدون لذت جنسی گناهه؟ اصلا اگر گناه نیست اشتباهه؟ و اینکه اگر من در خیابون باشم و نامحرمی منو ببینه و خوشش بیاد یا همکلاسی دانشگاه. بعد من به اینکه اون خوشش اومده فکر کنم اشتباهه؟ یا مثلا مرور کنم اون اتفاق رو تو ذهنم. اگر اشتباهن چطور به ذهنم حالی کنم اشتباهن؟ و اینکه کسی‌که به این‌چیزا فکر میکنه ضعف و خلا روحی داره؟ چطور میشه به این‌چیزا فکر نکرد؟ اصلا میشه فکر نکرد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این موارد را بهتر است از دفتر مرجع تقلیدتان سؤال بفرمایید. موفق باشید

28320
متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم سلام و عرض ادب استاد بزرگوار. با کلامتان آغوش الهی به رویم باز شد. عنایات ویژه حضرت ولیعصر عج نصیبتان باد ان شاءلله. از کلام شما در کتابها و صوت های شما مخصوصا کتاب «خویشتن پنهان» چنین عایدم گردیده و در محضر شما معارفم را بازگو می‌کنم تا گرچه مصدع اوقات شریفتان می‌شوم اگر صلاح دانستید اصلاح و تأدیب بفرمایید: بسم الله الرحمن الرحیم ۶ تیر عنوان: «نفخت فیه من روحی یعنی خدایی خدا در من نه خدایی من» خداوند از روحش در ما دمید تا با وجود روح الله در وجودمان و معرفت النفس متوجه معرفت الله بشیم. اما ما را شیطان گول می‌زند و وقتی می‌خواهیم با نگاه به نفس، خدا را ببینیم در نگاه به نفس نگه می‌دارد و دچار کوته بینی و قشر بینی میشیم به جای دوربینی و بصیرت و لب الالباب بودن بعد به جای اینکه گنج پنهان الهی را در وجودمان به نظاره بنشینیم و جلوه گر شویم که جلوه گری گنج پنهان الهی همان عبودیت است چون خداوند فرمود گنجی پنهان بودم و می‌خواستم آشکار شوم لذا خلقت را آغاز نمودم و از طرفی فرمود «و ما خلقت الجن و الانس الا لیعبدونن و خلقت را برای عبودیت افریدم و در شرح این آیه امام فرمود «أی لیعرفون» پس هدف جلوه گری خالق است (نه اینکه محقق شود که محقق است) «هو الله الذی لا اله الا هو» به عبودیت مخلوق از راه معرفت الله که مقدمه اش معرفت النفس است. یعنی خود را بشناسم و هرچه کمال در خودم دیدم که می‌خواهد جلوه گری کند در واقع قطره ای از کمال او بدانم و او را جلوه گر شوم. ‏نشان دهیم ما عبدیم، ما عبدیم یعنی معرفت الله پیدا کردیم یعنی نگاه به نفسمان کردیم و خدا را شناختیم، یعنی با میل به مقام در واقع حکومت الهی را در جانمان دیدیم که چقدر وسیع است، یعنی با میل به کمال و بی نهایت طلبی وجود لا یزال و نامتناهی رب را در وجودمان نظاره کردیم، یعنی با تربیت فرزند و قدرت تربیت انسانها وجود رب را دیدیم در عالم یعنی با اعمال قدرت قدرت بیکران الهی را نظاره گر شدیم، و خلاصه با هر صفت کمالی که بزرگ شدیم و از کودکی و ناعاقلی درآمدیم در واقع قطره ای از صفات کمالی او را دیدیم و هرجا کودکی و نادانی کردیم، نظر به نقص خود انداختیم و آگاه باش که مبادا آن صفات کمالی را از خود بدانی چون به نظر و عنایت رب قادر حکیم تو آن صفات کمالی را داری و جلوه گریش را می‌بینی وگرنه تو جز ضعف و فقر و نقص نیستی بلکه نیستی. این بود عبودیت یعنی دائم با هر جلوه گری کمالی بشناسم «یعرفون» و بفهمم «یعقلون و بدانم «یعلمون» و باور کنم «یومنون» که این قطره ای از دریای بیکران کمال لا یتناهی است همان نفخت فیه من روحی و همان افاضه وجود رحمانی است در قلب تنی مادی و میرا و فانی برای مدتی محدود تا بتواند هدف خلقت را که آشکار کردن و جلوه گر شدن گنج پنهان الهی است «کنزا مخفیا» آشکار کند که آشکار است «هو الحق المبین» وگرنه اگر هر مخلوقی گنجی جدا داشت که دایم بروز دهد به علم و اعتبار و مقام و مدرک و مال و ... عالم به فساد کشیده می‌شد همانطور که الان با این اشتباه ما مخلوقات، عالم الهی که منشا برکات و خیر و فزونی است نابارور و تباه می‌گردد. «لو کان فیهما الهتین لفسدتا» پس ای انسان غافل جاهل ظاهر بین و کوته فکر به خود آ که خود تو خدایی است پنهان «کنزا مخفیا» ربی است عظیم «العبودیه جوهره کنه ها الربوبیه» که آن در واقع نه تویی که اوست پس چشم ظاهر بین و تن فانی ات را ببند و چشم باطن بینت که متصل است به باطن و ملکوت را بگشا. چشم دل باز کن که جان بینی / آنچه نادیدنی است آن بینی / چشم جان بگشا به نور الهی نور السموات و الارض و به جای خاک بازی کردن و کودکی «الدنیا لهو و لعب» بزرگ شو به اندازه عالم و رب شو «العبودیه جوهره کنه ها الربوبیه» چگونه؟ با گوش جان باز کردن به کلام الهی که از شرک می‌گوید که تو آن خودی - که خداست و در وجود توست - را به اشتباه شریک خدا کردی در حالی که او احد است و لا یتناهی و شریک بردار نیست و تو در گمراهی و سرابی احد را ببین در پس پرده غیب الغیوبی عالم، و بخوان بر جانت و بر جان عالم، «قل هو الله احد» مغز بین باش به جای قشر بین بودن تا در زمره لب الالباب شوی و خدایی کردن خودت را که دائم می‌نمایانی از قدرت و علم و اعتبار و مال و فرزند و ... قطره ای از خدایی کردن او ببین در عالم و او را بنمایان تا بفهمی و بشناسی (معرفت) که خودی نیست جز قطره ای از وجود او که در آینه عالم مادی به شکل و اندازه و قالب تو درامده و اگر از آینه نگاهت را برداری و خود او را ببینی چیزی جز او نمی یابی و این نیافتن غیر او در یافتن او محو می‌شود و معرفت الله یا همان لیعرفون که تأویل لیعبدون بود رخ می نماید. که یکی هست و هیچ نیست جز او / وحده لااله الاهو. دوش از شور عشق و جذبهٔ شوق / هر طرف می‌شتافتم حیران / آخر کار، شوق دیدارم / سوی دیر مغان کشید عنان / چشم بد دور، خلوتی دیدم / روشن از نور حق، نه از نیران / هر طرف دیدم آتشی کان شب / دید در طور موسی عمران / پیری آنجا به آتش افروزی / به ادب گرد پیر / بچگان همه سیمین عذار و گل رخسار / همه شیرین زبان و تنگ دهان / عود و چنگ و نی و دف و بربط / شمع و نقل و گل و مل و ریحان / ساقی ماه‌روی مشکین‌موی / مطرب بذله گوی و خوش‌الحان / مغ و مغ‌زاده، موبد و دستور / خدمتش را تمام بسته میان / من شرمنده از مسلمانی / شدم آن جا به گوشه‌ای پنهان / پیر پرسید کیست این؟ گفتند: / عاشقی بی‌قرار و سرگردان / گفت: جامی دهیدش از می ناب / گرچه ناخوانده باشد این مهمان / ساقی آتش‌پرست آتش دست / ریخت در ساغر آتش سوزان / چون کشیدم نه عقل ماند و نه هوش / سوخت هم کفر ازان و هم ایمان / مست افتادم و در آن مستی / به زبانی که شرح آن نتوان / این سخن می‌شنیدم از اعضا / همه حتی الورید و الشریان / که یکی هست و هیچ نیست جز او / وحده لااله الاهو
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم:  آری! و آری! افقی بس گشوده از دریچه‌ی نظر به خود تحت عنوان «معرفت نفس» به سوی عالم بیکرانه‌ای خداوند به ما عطا فرموده است تا همین‌که به خود آییم، می‌یابیم «لیس فی الدّار غیره دیّار» و هیچ راه مطمئنی جز به فعلیت‌آوردنِ چنین نسبتی در شخصیت خود نداریم وگرنه زندگی سراسر وَهم می‌شود و وَهم. موفق باشید

27986

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: استاد عزیز بنده علاقه به دروس حوزه دارم ولی یه چیز نمی‌گذاره برم حوزه و اون اینکه پدر و مادر پیری دارم همش فکر می‌کنم اگه برم حوزه اشتغال زیاد به دروس و درگیری باعث شه نتونم حواسم به اونا باشه همش دلشوره اونا را دارم حس می‌کنم نکنه بهشون آسیب برسه در اثر اشتغال آخه اونا خیلی هم حواسشون به خودشون نیست و به فکر خودشون نیستند لطفا بنده را راهنمایی کنید چکار کنم مجازی یا دوره کوتاه مدت هم به دلیل اینکه کامپیوتر و وسایلش رو ندارم نمیتونم. هزینه هاشم به یه طرف حتی نمی دونم میتونم کتب را بخرم و اونم یه فشار رو دوش پدر و مادر میشه. در ثانی و فکر می‌کنم کسی بخاد واقعا بره حوزه باید جدی درس بخونه با توجه به اینکه خانم هستم و احساس نیاز می‌کنم متاسفانه گاه فضا اینقدر بد شده نمیشه روایت حساب کردکه مثلا میرم یه سری کتب و از دوستان تهیه می‌کنم و... چکار باید کرد استاد؟ اصلا نمیدونم همین مباحث معرفتی را دنبال کنم یا اینا رو همراه دروس حوزه ادامه بدم از طرفی خیلی ها میگن گاه ورود به حوزه چون شما وارد سیستم ترمی و نمره ای میشی دوام نمیاری کلا من شخصیتی هستم تا کسی کنترلم می‌کنه نمیتونم کاری انجام بدم وقتی کسی کارم نداره خودم میرم با این اوصاف بنده چکار کنم؟ حوزه های غیر مصوب هم مدرک نمیدن بنده دنبال مدرک نیستم ولی با توجه به عدم درآمد و شغل و... شاید نیاز باشه بتونم بعدا درامدی داشته باشم. بدم میاد به دروس حوزه برای کسی درامد نگاه شه ولی متاسفانه یا خوشبختانه نمیدونم همه جا بخصوص برای آقایان با طلبگی کار پیدا میشه یعنی بنده مدرک دانشگاهی دارم ولی تو رشته من و بقیه رشته ها اینقدر که طلبه هست تو خودتون رشته افراد نمی‌تونم کار کنم که این از نظراتی خوب و از جهاتی باعث سرخوردگی افرادی میشه مثل امثال من از اول هدفمند وارد رشته ای میشن و بعد سرخورده میشن از یه طرف قدرت مدیریت ضعیفه و با دروس حوزه گمانم اینه عمیق‌تر و بهتر میشه کار کرد از یه طرف طول کشیدن دروس تا به هدف نهایی رسیدن و از طرفی هم هردم بیل بودن فضاهای علمی گاها که خودمم از کسایی بودم که ازش ضربه شدید خوردم و گاه با خودم فکر می‌کنم اینقدر که داره مخالف ساخته میشه با این فضا موافق ساخته نمیشه چراکه گاه هر کی بگی رفته طلبه شده مثلا نیروهایی که تو زمینه مشاوره تربیت به فرض میشن با این همه آمال و آرزو وارد این کار میشه بعد می‌بینند طلبه ها زودتر میان تو این کار ورود پیدا میکنن و این شاید یه دلیل تنفر مردم از قشر روحانی بشه که هر کاری افراد روش دست میزارن سایه روحانی یا آخوندزاده میاد روش حالا چه روحانیون خوب و یا... از طرفی هم دروس حوزه ناب هست قاطی و... نداره نمیدونم استاد شاید الان دیگه فضاها اینطور نیست به هر حال بنده تو این فضا گیر افتادم از یه طرف خانواده از یکی هزینه ها از یک طرف فضاهای سیاسی و اقتصادی و... یه طرف هم مدل های فضای علمی و... لطفا بنده را راهنمایی کنید در ضمن با مباحث شما و امثال شما هم تقریبا آشنایی زیادی دارم و اهل مطالعه ام استاد گاه فکر می‌کنم اجتماع ما اصلا امتلاع پیدا کرده و پر هست و گاه افراد از این امتلاع دارن خراب میشن و نباید کاری کرد از طرفی وقتی به کار دشمن نگاه می‌کنم می‌بینم جای کار خیلی هست چه باید کرد استاد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: شاید از طریق حوزه‌ی خواهران چندان مشکل حل نشود مگر آن‌که در کنار همان زندگی، مطالعه‌ی ادبیات عرب و بعضی دروس معرفتی حوزه را بتوانید داشته باشید. با این‌همه تا آن‌جا که ممکن است از محیط بومیِ خود خارج نشوید و سعی کنید زندگی خود را در همان محیط تعریف نمایید. پیشنهاد می‌شود سری به متن جلسه‌ی سوم «با دعا در آغوش خدا» بزنید. موفق باشید

27660
متن پرسش
سلام استاد: خدا قوت. ببخشید چرا از دست اطرافیان ناراحت می شیم؟ ریشه این ناراحتی از چیه؟ درمانش چیه؟ ممنون میشم راهنمایی بفرمایید. التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: گمان می‌کنیم همه باید مثل ما فکر کنند. اغماض و سعه‌ی صدر نداریم، در حالی‌که در روایت داریم: یک‌سوم دین، اغماض و نادیده‌گرفتن ضعف‌های افراد است. موفق باشید

27028

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
‌سلام علیکم: امکان هست در مورد مطالب کتاب برهان صدیقین توضیح بدید که آیا ارتباطی به مباحث خدا شناسی و توحید دارد؟ یا اینکه مربوط به مباحث فلسفی هست؟ جایگاه بحث حرکت جوهری در این کتاب و ربط آن به خدا شناسی و توحید چیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! «تو پای به راه در نِه و هیچ مپرس» باید به این مباحث ورود کنیم تا ببینیم چرا حضرت امام خمینی فرمودند: «و ما ادراک ماالملاصدرا؟». موفق باشید

26553

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
عرض سلام و ادب محضر پدر معنوی: استاد جان؛ اراده خداوند در مورد تحولات زندگی و سرنوشت انسانها تابع اعمال و رفتار آنهاست یا تابع علم و حکمت خود؟ به بیان دیگر آیا اعمال ما بر اراده خداوند نسبت به مقدرات حیات ما تاثیرگذار است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: باید بتوانیم این دو مطلب را جمع کنیم. عرایض بنده در این هفته در شرح آیه‌ی ۲۹ سوره‌ی جاثیه تحت عنوان «ما و فوز مبین در این تاریخ» که بر روی سایت هست، و نیز جزوه‌ی «جبر و اختیار» إن‌شاءاللّه در جمع این دو نکته می‌تواند کمک کند. موفق باشید

26210

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: عرض ادب. با توجه به کتاب های شما در مورد مهدویت و کتاب تحلیل تاریخی نشانه های ظهور و با توجه به اتفاقات اخیر و عوض شدن نحوه امتحانات الهی، که خبر از تاریخ جدیدی می دهد، نظر شما الان در مورد ظهور تام حضرت حجت (عج) چیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حضرت مولا «عجل‌اللّه‌تعالی‌فرجه» در صحنه‌اند و امیدوارد و منتظر. موفق باشید

25232

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: بنده امام جماعت مسجد هستم اگر بخواهم مطالبی را هر شب برای نمازگزاران بیان کنم چه موضوع یا کتابی را پیشنهاد می کنید تا در طی یک دوره مطالبی سلسله وار بیان شود و در رشد معرفتی معنوی تاثیر گذار باشد. ان شاءالله
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نامه‌ی ۳۱ نهج‌البلاغه و یا به روایت «ای اباذر» فکر کنید. موفق باشید

25219
متن پرسش
سلام استاد عزیز، خدا قوت: برهان صدیقین میگه: عین وجودی داریم که وجودهای مختلف (اشد، شدید و خفیف الوجود) را صادر می کند. هر کدام از اشد، شدید و خفیف الوجودها، در مرتبه خود، ظهوراتی دارند. به طور خلاصه عرفان میگه: احدی در صحنه حاضر است به نام حضرت حق، و هر چه به چشم می بینیم، همگی ظهورات حضرت حق است. سوالم اینه که اولا آیا درست فهمیدم؟ ثانیا خواهشا برای وجودهای اشد، شدید و خفیف، چند مثال ساده بزنید. ثالثا، عارف، ظهورات را (مثلا جلوه حیات در سنگ یا برگ درخت یا آب) به چشم سر هم می تواند ببیند؟ یا فقط با چشم دلش (قلبش) می تواند ببیند؟ تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. آری! خوب متوجه شده‌اید. ۲. حقیقت نوری اولیاء معصوم در مقامِ اشدالوجود و جامعیت وجود است و پایین‌ترین درجه‌ی وجود، وجود عالم ماده است. ۳. مگر با چشم سر می‌توان حیات را حسّ کرد؟!!

نمایش چاپی