باسمه تعالی: سلام علیکم: امور مساجد بر اساس نظریهی ستاد، صراحتاً اقامهی نماز را اجازه دادهاند. رفقا از امور مساجد پرس و جو کردند؛ هنوز اجازهی تشکیل جلسات داده نشده است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: حتماً نور حضرت به طور مشخص به صحنه آمده و خود حضرت هم از این شرایط راضی و دلگرمند. ولی آیا میتوان بحث ظهورِ تامّ را به میان آورد؟ واللّه اعلم! موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به طور شخصی این طور جواب داده شد: باسمه تعالی: سلام علیکم: خداوند خودش آن کودک را که وارد زندگی کند با فرشتههایی همراه میکند که نهتنها خانه را نورانی مینمایند، والدین را نیز مدد میرسانند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: همینطور که حضرت آیت اللّه سیستانی در عراق رویهمرفته رهبریِ اجرای احکام الهی را به عهده دارند، در ایران هم رهبر معظم انقلاب اسلامی چنین مسئولیتی را دارند. منتها بعضی از شیعیان در اقصی نقاط دنیا بهخصوص مثلاً شیعیان لبنان، رهبریِ حضرت آقا را پذیرفته اند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: باید بدانند این افراد با توهّمات خود زندگی میکنند و با توهّمات خود به آنچه میخواهند میرسند. زیرا خالق هستی نظام خود را بر اساس میل انسانها نساخته است، ولی رحمت واسعهی او آنچنان است که انسانها را تنها نمیگذارد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده برای آن کاربر محترم اینطور نوشتم: باسمه تعالی: سلام علیکم: تا حدّی در آن زمان که بحث گروگانگیری مطرح بود مطالعاتی داشتهام. ولی خواستم بدون ورود به موارد ریز و جزئی عرض کنم در این موارد به هویت ذات استکباری آمریکا فکر میکنم و از نظر خودم این را یک نگاه ایدئولوژیک نمیدانم. هرچند معتقدم آری! «نگاه ایدئولوژیک به تاریخ و بستن راه نقد از طریق مقدسسازی شخصیتهاست» ما را در حجاب تفکر میبرد. همانطور که در آخر میفرمایید حتی تضمینهایی که آمریکا در قرداد الجزایر داد، عمل نکرد.
چرا فتنههای سفارت آمریکا را به مجامعی میبردیم که کلیت آن مجامع در مسیر حفظ منافع ابر قدرتهاست، ولی به ظاهر بهداشتی و دیپلماسی. آثار باقیمانده از سفارت به طور عجیبی حکایت از فتنههایی میکند که هرگز نمیتوانستیم آنها را با تعطیلکردنِ آن سفارت خنثی کنیم.
در آخر نظر یکی از کاربران محترم را که در رابطه با سؤال جنابعالی کمی ریزتر وارد موضوع شدهاند را ارسال میدارم ولی معتقدم در نظر به هر رخدادی باید به جایگاه تاریخی آن رخداد نظر بفرمایید که در نسبت با لانهی جاسوسی، تقابل دو جریان است: یکی استکبار و دیگری انقلاب اسلامی. به همین جهت نباید انقلاب اسلامی را در بستر مناسبات فرهنگ استکباری و مجامع جهان استکبار دنبال کرد و انتظار داشته باشیم در آن بسترها میتوان انقلاب را محفوظ داشت. موفق باشید. و سپس نظر شما را در آخر ارسال کردم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: چرا که نه! نباید از نقش موسیقی در ابتدایِ راه غافل بود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: اشکالات زیادی به این نظر دکتر سروش گرفته شده. حتی آقای دکتر عبدالکریمی که به قول خودشان شاگرد دکتر سروش است اشکالات مفصلی به نظر دکتر سروش گرفتهاند. بنده نیز در جزوهی «غفلت از مقام نبوت در پوشش تمجید از حضرت محمد صلی الله علیه و آله» عرایضی داشتهام به آدرس زیر:
موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: اینطور جواب داده شد: باسمه تعالی: سلام علیکم: در این موارد نمیتوانم ورود کنم. جزوهای تحت عنوان «طلبهی عصر انقلاب» بر روی سایت هست. شاید کمکتان کند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: این افراد به جهت مقابله با نوع زندگی قرون وسطایی، ایدهای را دنبال کردهاند که بیشتر ثمرات زندگی دنیایی مدّ نظرشان قرار گرفت و مطابق آن ایده، فلسفههایی ساختند. موفق باشید
سلام علیکم: با عرض ادب و احترام محضر استاد طاهرزاده. به تازگی شعری از مقام معظم رهبری منتشر شده است یکی از ابیاتِ وَزین این است: «گامی به راه و گامی در انتظار دارم / سرگشته روزگاری پَرگارـوار دارم» خواستم شرحی بر این بیت (بخصوص مصراع دوم) بفرمایید. با تشکر
باسمه تعالی: سلام علیکم: حقیقتاً آنگاه که انسان مسیر حضور در ایمان را شناخت و یا بگو مسیر ایمان در مقابل او گشوده شد، این گامها و قدمها است که رفتن آغاز میکند، رفتنی که اگرچه میرویم ولی در هر قدمی افقی گشوده میشود و انتظاری پیش میآید که قدم دوم را طلب میکند به همان معنای ظهور صراط و طلب صراط مستقیم که گامی بعد از گامی، معنای بودن میشود. و اینجا است که انسان به زیبایی در حیرتی قرار میگیرد که فقط میداند همچنان باید در بستر ایمان جلو و جلوتر برود و پرگاروار با چرخش خود، زندگی را ترسیم کند و این سرگشتگی و حیرت، معنی حقیقی ایمان است از آن جهت که نه چیزی در دست داریم که فکر کنیم به چیزی رسیدهایم، و نه آن همه حضور را که هیچ چیز نیست و فقط حضور است، میتوان نادیده گرفت. اینجاست که در ادامه بیت میفرمایند: «چون سرو در خزان نیز رنگ بهار دارم» و این یعنی حاضرشدن در ایمان، حتی آنجایی که گویا خزانگونه ناله سر میدهیم: «الهی قلبی محجوب» در همان حال ایمانِ بهاری در صحنه است. موفق باشید
در جریان دیدار رمضانی امسال شاعران با رهبر انقلاب، حجتالاسلام انصارینژاد از شعرای برجسته کشور که بهتازگی کتابی با عنوان «امین شعر انقلاب» تدوین و منتشر کرده، از حضرت آیتالله خامنهای درخواست کرد تا غزل منتشر نشدهای از سرودههایشان را برای انتشار در چاپ جدید این کتاب در اختیارش قرار دهند.
🔹رهبر انقلاب نیز با تقدیر از آقای انصارینژاد با این پیشنهاد موافقت و غزلی از سرودههای معظمله در اختیار این شاعر قرار گرفت.
گامی به راه و گامی در انتظار دارم
سرگشته روزگاری پَرگارـوار دارم
دلبستهی امیدی در سنگلاخ گیتی
رَه بیشکیب پویم، دل بیقرار دارم
یک عمر میزدم لاف از اختیار و اینک
چون شمع، اشک و آهی بیاختیار دارم
گو ابرِ غم ببارد تا همنشین عشقم
از غم چه باک دارم کاین غمگسار دارم
نبود روا که گیرم جا در حضیض پَستی
سیلم که هستی خود از کوهسار دارم
سرشارم از جوانی هر چند پیر دهرم
چون سرو در خزان نیز رنگ بهار دارم
از خاک پاک مشهد نقشی است بر جبینم
شادم «امین» که از دوست، این یادگار دارم
سیدعلی خامنهای
باسمه تعالی: سلام علیکم: بحث در این رابطه مفصل است. آری! نظر به حضرت احدی که هیچ چیز نیست، عالیترین منزل میباشد، البته آنگاه که در بستر سیر از الله به سوی احد قرار گیریم به اعتبار آنکه الله، جامع جمیع اسماء میباشد ولی به نور اسم جلال، همه را مقهور «هو» مییابید. در مورد آقای مصفّا و آقای کریشنامورتی بحث در تخلیه ذهن است برای هیچیشدن و نه رسیدن به فنایی که مقهور نور احدی باشیم. مباحث آقایان را در حدّ آزادشدن از فشار جهان مدرن، مفید میدانم ولی در ذات خود، آن مباحث عقیم هستند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- آری و آری! قوام جهان مدرن قدرتی است که از درون بر انسانها سیطره دارد و درک این نکته یعنی درک تمام ماهیت جهان مدرن. در صفحه 57 کتاب «کربلا؛ مبارزه با پوچیها» اینطور عرض شد:
انتخاب آزاد
در حاكميّت فرهنگ اموي - روميِ معاويه، همه بهقدري مرعوب شدهاند كه به مديحه سرايي آن روباه مكّار افتادهاند، و تنها كسي ميتواند نترسد كه تشويش درون را با توكّل به حقّ فرونشانده وجان را با حقّ پر كرده باشد و بتواند با بزرگ ديدن خدا و حاكميّت سنّتهاي الهي، شكست ناپذير بودن معاويه را دروغي آشكار ببيند و به رسوا كردن آن نيرنگ بزرگ دست زند. و حسين(علیه السلام) در چنين شرايطي راه را نشان داد تا برق اسلحهها ما را به انتخاب آنچه نميخواهيم وادار نكند و خود انتخاب كنيم، آنچنانكه حسين(علیه السلام) خود انتخاب كرد.
محال است كسي كه نور حق در دل ندارد بتواند انتخابي آزاد بكند و حسين(علیه السلام)، به نور حق انتخابي آزاد كرد و ما را به حق دعوت نمود تا آزادانه زندگي را خود انتخاب كنيم.
اگر به حسين(علیه السلام) اقتداء نكنيم، اداي انتخاب كردن داريم؛ ولي در حقيقت اسير غوغا و جوّ زمانهايم و آنچه را كه دشمن ميخواهد و تبليغ ميكند، به دست خودمان انتخاب ميكنيم. كساني كه به حسين(علیه السلام) اقتدا نكردهاند، هيچگاه خودشان انتخابكننده نبوده اند، هميشه اسلحه ها، قدرتها، تجمّلات، تبليغات جهاني و هوسها براي آنها انتخاب كردهاند.
2- در مواجهه با چنین جهانی که بنا دارد انسانها را از درون مرعوب خود کند، یک راه بیشتر وجود ندارد و آن راهی است که مرگ را به چیزی نگیرد.[1] و این شاهراهِ عبور از سیطره جهان مدرن است، حال چه شهید بشویم و چه بمانیم. در هر صورت به زیباترین «بودن» دست یافتهایم. ملاحظه میکنید که آقای ظریف با سوابق دینداریِ خود، نشان دادند آن نوع دینداری که از حاج قاسمها فاصله دارد، برای حضور در چنین تاریخی کافی نیست و عملاً انسان مرعوب قدرتهای بینالمللی میشود و مجبور است در مذاکره با ابرقدرتها ناخواسته امتیاز بدهد. و این با امری که معتقد است: «آمریکا هیچ غلطی نمیتواند بکند» همراهی ندارد.
ای کاش رفقا بدون اینکه گرفتار دوگانگی دعواهای حیدری و نعمتی شوند؛ با نگاهی پدیدارشناسانه، صحبتهای آقای دکتر ظریف را کالبدشکافی میکردند تا جایگاه این تفکر و نسبتی که با حضور تاریخیِ ما از طریق انقلاب اسلامی دارد، معلوم شود. موفق باشید
[1] - به این فکر کنید که حضرت امام در سالهای 41 و 42 فرمودند من سینه خود را برای شمشیرهای شما آماده کردهام، ولی برای سازش با شما، نه.
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر میآید هنوز بسیار زود است برای قضاوت. بخصوص اگر در کنار جریان بیماریزایی آن ویروس و واکسنهایی که تهیه شده، متوجهی ارادههای سیاسی باشیم. به نظر میآید رهبر معظم انقلاب با توجه به بصیرت و مشاورانی که داشتهاند، پشت قضیه را نیز میدانند. و اگر رسانههای بیگانه را دنبال بفرمایید شواهدی بر این امر می توان احساس کرد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: بهتر است در این موارد مبانی معرفتی خود را رشد دهید تا با خواندن زیارات، ارتباط قدسی لازم برای انسان پیش آید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: برای ایشان احترام قائل هستم، ولی به هر حال ایشان بهکلّی فلسفه را نفی میکنند چه فلسفهی اسلامی و چه غیر اسلامی. در حالیکه حضرت امام و مقام معظم رهبری حرف دیگری دارند. تصور اینکه فیلسوفان غربی نجس هستند و کتابهای آنها کتب ضالّه میباشند؛ برای بنده خیلی عجیب است! ولی در هر حال توصیهی بنده آن است که طلاب تا فلسفهی اسلامی را نچشیدهاند، سراغ فلسفهی غرب نروند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: این موارد را بهتر است از دفتر مرجع تقلیدتان سؤال بفرمایید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! و آری! افقی بس گشوده از دریچهی نظر به خود تحت عنوان «معرفت نفس» به سوی عالم بیکرانهای خداوند به ما عطا فرموده است تا همینکه به خود آییم، مییابیم «لیس فی الدّار غیره دیّار» و هیچ راه مطمئنی جز به فعلیتآوردنِ چنین نسبتی در شخصیت خود نداریم وگرنه زندگی سراسر وَهم میشود و وَهم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: شاید از طریق حوزهی خواهران چندان مشکل حل نشود مگر آنکه در کنار همان زندگی، مطالعهی ادبیات عرب و بعضی دروس معرفتی حوزه را بتوانید داشته باشید. با اینهمه تا آنجا که ممکن است از محیط بومیِ خود خارج نشوید و سعی کنید زندگی خود را در همان محیط تعریف نمایید. پیشنهاد میشود سری به متن جلسهی سوم «با دعا در آغوش خدا» بزنید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: گمان میکنیم همه باید مثل ما فکر کنند. اغماض و سعهی صدر نداریم، در حالیکه در روایت داریم: یکسوم دین، اغماض و نادیدهگرفتن ضعفهای افراد است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! «تو پای به راه در نِه و هیچ مپرس» باید به این مباحث ورود کنیم تا ببینیم چرا حضرت امام خمینی فرمودند: «و ما ادراک ماالملاصدرا؟». موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: باید بتوانیم این دو مطلب را جمع کنیم. عرایض بنده در این هفته در شرح آیهی ۲۹ سورهی جاثیه تحت عنوان «ما و فوز مبین در این تاریخ» که بر روی سایت هست، و نیز جزوهی «جبر و اختیار» إنشاءاللّه در جمع این دو نکته میتواند کمک کند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: حضرت مولا «عجلاللّهتعالیفرجه» در صحنهاند و امیدوارد و منتظر. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نامهی ۳۱ نهجالبلاغه و یا به روایت «ای اباذر» فکر کنید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. آری! خوب متوجه شدهاید. ۲. حقیقت نوری اولیاء معصوم در مقامِ اشدالوجود و جامعیت وجود است و پایینترین درجهی وجود، وجود عالم ماده است. ۳. مگر با چشم سر میتوان حیات را حسّ کرد؟!!
