باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. هنر یعنی صحنههایی که انسان در آن صحنهها متوجه حقایقی میشود که با عقل استدلالی خود نمیتواند به آنها برسد به همین جهت، رومانتیکها بعد از کانت تأکید بر این دارند که هنر، تنها لذتبخش نیست بلکه معرفتبخش نیز هست. در این مورد اگر بتوانید سری به کتاب «اثر هنری» هایدگر بزنید خوب است. ۲. امثال ما تنها میتوانیم معارفی را که نظر به حقیقت دارند، بیان کنیم. ولی یک هنرمند آن معارف را در صحنههای هنری طوری به ظهور میآورد که انسان وجه وجودیِ خود را در نسبت با آن هنر احساس میکند و آن دیگر کار ما نیست، کار کسی است که روحِ هنری او را در بر گرفته است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: اتفاقاً همهی تلاش معتقدین «وحدت وجود» برای آن است که سخن حضرت مولا «علیهالسلام» درست فهمیده شود. بدین معنا که حضرت حق همهجا و با همهچیز هست، نه آنکه حضرت حق، آن چیز باشد، بلکه همهی مخلوقات، مظاهرِ حقاند به همان معنایی که حضرت مولیالموحدین«علیهالسلام» میفرمایند: «ما رأیتُ شیئً إلاّ و رایت اللّه قبله و معه و بعده». موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: مطلبی جز آنچه با نظر به مطالب جناب ملاصدرا که در جزوهی «نحوهی حیات بدن اخروی» تنظیم شده و بر روی سایت هست؛ به یاد ندارم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: تحقق معلول بر اساس حضور علت است، حال یا آن علت، طبیعی است و یا علتی است فوق طبیعی. مثل اینکه بدن انسان یا از طریق متابولیسمِ داخلی و یا آتشِ بیرونی گرم میشود یا از طریق غضب. بنابراین همیشه حضور معلول تنها از طریق علت طبیعی محقق نمیشود لذا در آخر آن سوال عرض شد «با اینهمه نباید از نقش معنویت و تقوا در تحقق امور غافل بود». موفق باشید
بباسمه تعالی: سلام علیکم: حتماً همینطور است که میفرمایید؛ در شرایطی که حجت تمام شده، اگر ما به حقیقت پشت کردیم در حالیکه استعداد رسیدن به آن را داشتهایم، در بدترین شرایط ممکنه قرار میگیریم. مثل تشنهای که سختْ به آب نیاز دارد ولی آب را در دوردستِ خود میبیند و به جهت اعمالش هرگز نمیتواند به آن برسد. موفق باشید
سلام علیکم: ان شاءلله سال خوبی و پر برکتی داشته باشید. اینجانب ... که از سال ۸۵ افتخار آشنایی با شما و مباحث شما را داشتم که بابت این لطف و نعمت بزرگ الهی هرچقدر قدردان شما و شاکر خدا باشم کم است. استاد عزیزتر از جانم غرض از مزاحمت اینکه دچار مشکل عحیبی شدم که حتی منو تا مرز فکر به خود کشی کشونده البته به نظر خودم این مشکل عجیب است مشکلی که وقتی فکر میکنم قبلا یا وجود نداشت یا خیلی کمرنگ بوده که اصلا به چشم بنده نمی آمده و مورد توحه نبوده. استاد عزیز و بزرگوار من جدیدا وقتی به اوج حال معنوی که میرسم به ۲۴ ساعت نکشیده با سر سقوط میکنم زمین و تا چند روز گرفتار این سقوط میشم و آنقدر این سقوط منو زمین گیر میکنه که حوصله هیچ احدی حتی خودمو هم ندارم و مورد هجمه افکار شیطانی میشم که با یاد خدا مقاومت میکنم گاهی چنان در خلوت خویش انس با عالم بالا خدا و امام دارم که لذتش با هیچ چیز نمی تونم عوض کنم ولی بعدش به ۲۴ ساعت نرسیده دچار چنان سقوطی میشم که احساس خرد و خمیر شدن دارم. جدیدا متوجه شدم خیلی زود رنج شدم و اصلا چیزی مثل صبوری که قبلا داشتم ندارم و بخاطر این سقوط های پی در پی بسیار با هر بهانه ای پرخاشگری می کنم و حتی متوجه شدم اصلا یقین و باور ندارم و شدیدا در درون به دنبال یقین و باور هستم گویا نیاز به یک تلنگر شدید دارم تا این نفس کمی حساب ببره یا حتی نیاز شدید دارم مثلا برم توی کما و آن عالم را با وجودم لمس کنم من چند و قتی است احساس میکنم نیاز به مشارطه و مراقبه و محاسبه دارم دو سه روز این کارو انجام دادم اما چون راهکارش را ندارم نتونستم ادامه بدم. استاد عزیز خواهش میکنم بفرمایید من چگونه خودم از این مهلکه جهنمی نجات بدم. نوشتن و بیان این احساس منفی بسیار سخته ولی تا جایی که توانم بود نوشتم با این حال باز هم نمی دونم منظورم رسوندم یا خیر از زحمات شما سپاسگزارم.
باسمه تعالی: سلام علیکم: این یک تذکر بزرگی است به نسل امروز و فردای ما، از آن جهت که باورهای دیروزین برای حضور در امروز و فردای ما کافی نیست هرچند که قرآن و روایت، فراتاریخی میباشند ولی قرائت دیروزین از متون مقدس مربوط به مسائل دیروزین افراد بوده است و به همین جهت باید سعی بفرمایید با نوعی از باورها و سلوک کار را جلو ببرید که در دل این تاریخ با خدایی که با شأن امروزیناش با ما مرتبط است، مرتبط شویم. سلسله مباحث سالهای اخیر تحت عنوان «جهان بین دو جهان» متذکر همین امر است و مکرر عرض شده است اگر به معارف آخرالزمانیِ خود مرتبط نشویم، این احوالات که حکایت از عدم استقرار در سلوک است، پیش میآید. به عنوان مقدمه سری به بحث اخیری که در رابطه با سوره اخلاص شد، بزنید بد نیست [1]. موفق باشید https://lobolmizan.ir/sound/962?mark=%D8%B3%D9%88%D8%B1%D9%87%20%D8%A7%D8%AE%D9%84%D8%A7%D8%B5
[1] - بد نیست در این رابطه با رفقای گلپایگانی خود رابطه داشته باشید.
باسمه تعالی: سلام علیکم: کتاب «کشکول» کتاب خوبی است ولی بنده از «علوم غریبه» چیزی سر در نمیآورم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. به ذوق خود انسان بستگی دارد که کدام دعا در قبل از خواب با روحش هماهنگ است. دعایی که گفته میشود: «بسم الله آمنت بالله و کفرت بالطاغوت اللهم احفظنی فی منامی و فی یقظتی.» دعای خوبی است و پس از آن آیهی آخر سورهی کهف ۲. سیر مطالعاتی سایت تا رسیدن به سورههایی مثل سورهی زمر، إنشاءاللّه مفید است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: مولای ما حضرت مهدی«عجلاللّهتعالیفرجه» برای پیروزی جریان تشیع که پرچمدارِ حاکمیت حق در عالم است، دعا میکنند و به جهت استجابت دعای آن حضرت است که بحمداللّه نظام اسلامی با اینهمه توطئهها همچنان پا برجا جلو میرود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. نه. إنشاءاللّه مردم به خود میآیند و آمادهی نوع دیگری از زندگی میشوند. ۲. به نظر بنده نیز اینچنین است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در این موارد بیشتر باید با مشاوران قابل اعتمادی مطلب را در میان بگذارید. بنده جناب آقای دکتر قاسمزاده رادر این امر قابل استفاده میدانم. شمارهی ایشان ۳۲۳۰۶۲۹۵ میباشد. موفق باشید
رباسمه تعالی: سلام علیکم: خواب صادقه یعنی خوابی که بعداً انسان ها با آن روبه رو می شوند و اساساً هیچ خوابی حجت نیست مگر آنکه خود فرد از آن اشاراتی برای خودش بگیرد. در این مورد خوب است به کتاب ده نکته در معرفت نفس رجوع فرمایید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: اینطور در نظر بگیرید که همان وقت که جنین بدن و صورت مناسب خود را شکل می دهد مطابق خواست و اراده ی الهی است بر ان مبنا که در قرآن داریم: «وَمَا تَشَاءُونَ إِلَّا أَن يَشَاءَ اللَّهُ رَبُّ الْعَالَمِينَ». موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: بزرگان دین در این مورد به طور مفصل بحث کردهاند. از آن جهت که جامعه با پدیدهای روبرو بود که به هیچ وجه آمادگی حذف مستقیم آن مشکل را نداشت به خصوص که حتی اگر کنیزان و غلامان آزاد میشدند هیچ جایی برای آنها نبود که بتوانند زندگی خود را ادامه دهند زیرا شرایط قبیلهای اداره میشد. اسلام طوری برنامه ریزی کرد که در کنار ایجاد شرایط برای هویت بخشی به کنیزان و غلامان شرایط اجتماع هم طوری باشد که اینها بتوانند به طور مستقل زندگی کنند. مشهور است که اگر کسی میخواست کنیز یا غلام خود را تنبیه کند، تهدیدش میکرد که از خانه و قبیله بیرونش میکند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: سری به جزوهی «کلام ۱» یا «معارف ۱» بزنید و قسمت فطرت آن را انتخاب نمایید. و نیز سری هم به کتاب «انسان در اسلام» بزنید که هر دو بر روی سایت هست. به نظرم بتوانید با مطالبِ مطرح در آنجا به بحثتان سر و سامان بدهید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: خیر. عرایضی معرفتی در کتابهای روی سایت هست که اگر کسی آن مباحث مطابق ذوقش بود، بتواند استفاده کند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: وقتی انسان متوجهی ابعاد مجرد و غیر مادی خود شد، همواره خود را در ابدیت احساس میکند. ولی وقتی از آن ابعاد غفلت کرد از مرگ میترسد. پس در واقع از خودش که ابعاد متعالی خود را فراموش کرده است، میترسد. در حالیکه افراد حاضر در ابدیت هرگز از مرگ که عامل هرچه بیشتر به خود نزدیکشدن است، ترسی ندارند.
جناب مولوی در همین رابطه می فرمایند:
آنک مي ترسي ز مرگ اندر فرار
آن ز خود ترساني اي جان هوش دار
موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده هم آن را دیدم. از قبل میدانستیم که گوته نظر خاصی به جناب حافظ داشته اند و این نشان میدهد روحی در غرب حاکم بوده که نظر به حکمت و عرفان اسلامی به خصوص شیعه داشته است. بنده حتی در هگل به نحوی چنین برداشتی دارم به شرطی که هگل را با قرائت فیلسوفان غربی یا اساتیدی که از عرفان و حکمت ما اطلاعی ندارند، نخوانیم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: وقتی عظمت یک موضوع قدسی در افق جان انسان به ظهور آمد و انسان در سوز و عطش طلب آن امر قرار گرفت که بسی برتر از آن است که با ارادههای جزئی محقق شود، به طور تکوینی اشک، جاری و راه گشوده میشود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. بزرگان صاحبنظر در این مورد توصیه میکنند باید دواوینِ شاعران بزرگ را با حوصله و پشتکار مطالعه کرد. ۲. به نظر میآید فرق نکند، زیرا شاعر، در دستِ خودش نیست که شعر میگوید و در این زمانه که شعر نو نیز وارد روح شاعرانگی شده است خود به خود شعر، یا به صورت موزون و یا به صورت سپید از کلمات شاعر ظهور میکند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: بسیار خوشحال شدم که متوجهی ضعف نگاهِ آقای مهدی نصیری شدهاید. ریشهی یأس آقای نصیری را باید در آقای نصیریِ ۳۰ سال پیش پیدا کرد که چگونه میخواستند بدون فلسفه و عرفان اسلامی، راه آینده را شکل دهند و مخالفتهای صریح ایشان با فلسفه و عرفان برایشان بنبستی ایجاد کرد که حاصل آن بنبست، چنین یأسی است که ملاحظه میکنید. در حالیکه جهان تشنهی حیاتی است که کاملاً بیرون از عالمی میباشد که دنیای مدرن پیش آورده. و در همین رابطه حضرت امام در مقابل گورباچف، حکمت صدرایی و عرفان ابنعربی را قرار دادند. گویا آقای نصیری عکسالعملهای نیهیلیستیِ جهان مدرن را که منجر به آن نوع سرگمیهای سراسر غفلت شده است را، نوعی از زندگی گرفتهاند و پیشنهاد میکنند که ما چندان مقابلهای برای بیرون از آن اردوگاه را پیشه نکنیم. ولی شهادت حاج قاسم نشان داد که مردم چه اندازه به دنبال نوعی از زندگی هستند که با روحیهی قدسی در جهان حاضر شوند و اگر اسیر زندگیِ غربیاند ولی آن را به رسمیت نمیشناسند. آری! برای حضور در تاریخی دیگر، همتِ همتها را نیاز داریم که آن در حضرت امام و مقام معظم رهبری بهخوبی به چشم میخورد. چرا از این همتهای بلند غافل باشیم و چنین توصیههای که مربوط به روحهای بیمار و ناتوان و شکستخورده است را مطرح کنیم؟ موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: بحث دقیق و حساسی است. بنا دارند اسلام را به اسلام دالایلامایی و سروشی و مصطفی ملکیانی از یک طرف ـ که همان ادامهی لیبرالیتهی مدرنیته است ـ و اسلام داعشی تقسیم کنند تا اسلام امام خمینی و آیتالله خامنهای که نه این است و نه آن نادیده گرفتهشود زیرا تنها این اسلام است که جوابگوی نیاز بشر این دوران است و بحمدالله هر چه جلو میرویم همین اسلام یعنی اسلام حضرت امام است که به ظهور میآید و معلوم میشود کدام اسلام، اسلام نیاز بشر و عامل نجات بشر است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده در کسوت طلبگی، خوب است ابتدا صوت مباحث «فصوص» حاج آقا یزدانپناه را دنبال بفرمایید و بعداً سری هم به عرایض بنده در مورد «فصوص» بزنید. زیرا در مورد فصوص هرچهقدر وقت بگذارید بیشتر میچشید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. آدرس کانال «عصر جدید» @asre_jadeid
۲. سخن آقای دکتر داوری در رابطه با علوم انسانی مثل اقتصاد و جامعهشناسی و روانشناسی است که ایشان به صورتی عالمانه متذکر میشوند این علوم را فرهنگ غربی برای مسائلِ خودش پیش آورده است. این غیر از آن است که ما با منظر توحیدی به عالَم بنگریم و علمِ مربوط به خود را بیابیم و بحث آقای دکتر زرشناس در این رابطه میباشد. ۳. در بحثِ زمینهسازی، نکتهی مهمی را به میان آوردهاید. ۴. چقدر از این نکتهی آخرتان که متوجهی تفاوت زیستجهانِِ رهبر معظم انقلاب با آقای دکتر داوری شدهاید؛ لذت بردم و مسرور شدم. از آن جهت که بعضیها گمان میکنند اگر ما توصیه میکنیم نباید دکتر داوری را نادیده گرفت، بنا داریم در زیستجهانی غیر از زیستجهانِ رهبر انقلاب زندگی کنیم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. چرا که نه؟! ۲. در هر حال نباید از حضور متعیّنِ حضرت صاحب الزمان «عجلاللّهتعالیفرجه» در عالَم غفلت کرد. آن امام عزیزی که هماکنون نیز عالَم را مدیریت می فرمایند. «روحی و ارحنا لمقدمه فناء». موفق باشید
