بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
28884

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام بر طاهرزاده‌، پیرِ دورادورِ روزهای جوانی‌ام سالها از دورترین نقاطِ شهر، تنِ رنجور و سَرِ پُرغرورَم را تا مسجد انبیاء می‌کشاندم تا ساعتی روبه‌روی مردی بنشینم که آدمِ خودش است؛ در زهدان دین خمینی پرورده‌شده. نه آویزانِ کسی است و نه کسی را به خودش آویزان می‌کند. کسی که هنوز پولدارهای مذهبیِ بازاریِ مهوّع اصفهان زیرِ پایش منبر نگذاشته‌اند و شامِ مجلسش را تقبّل نکرده‌اند. سال گذشته با رغبت بسیار، خودم را به یکی از جلساتش در ساختمانی به نام سها کشاندم. یکّه خوردم. دیدم جوانانی را دور خودش جمع کرده که حرف‌های تروتازه‌‌اش را بیات کنند و بر سر هر کوی و برزن به‌قاعده‌ی ضبط صوت بپراکنند. امسال هم تصویرِ همان طاهرزاده را روی بنرِ یکی از هیئت‌های سطح شهر دیدم. دوزاری ام افتاد که او هم تمام شده و بالآخره برای دوام آوردن در این شهر برای خودش نقابی برگزیده و سایه‌کِش و رکاب‌گیر دورِ خودش جمع کرده است. پیرِ روزگارِ جوانی‌ام. برای من بگو که چه شد که آن مردِ عقاب‌خویِ خود به کَندنِ پر و بالِ خویش نشسته؟ آهای پیرمرد. مأوای جوانی ام. ما پاپَتی ها را جا نگذار.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همان‌طور که به دوستان عرض کردم جای بنده در آن جلسات آن‌چنان گشوده‌ی عاشورائیان نیست. ولی رجوع برادران بسیار عزیز و واسطه قراردادن شخصیتی که قابل احترام بود؛ بنده را مجاب کرد که نباید به آن تقاضاها بی‌محلی کرد به‌خصوص که فرمودند عده‌ای از جوانان اعتراض دارند که چرا بحث‌ها، تکراری است. نمی‌دانم در جریان محتوای عرایض بنده در آن جلسات بودید یا نه؟ عنوان بحث «کربلا، و سعه‌ی صدر گمشده» بود که امروز ما شدیداً به‌خصوص جریان‌های مذهبی نیاز داریم که به این امر بیندیشیم. موفق باشید

27987

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام‌ ببخشید شرمنده. در مورد جایگاه مسئله جنسی در زندگی مشترک صحبت یا متنی موجوده تو سایت؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: متن نمی‌خواهد. خود خداوند مسیر آن را در بستر طبیعی‌اش معلوم کرده و بنا به روایت موجود در این رابطه زن و مرد نباید رعایت حیا داشته باشند. حیا مربوط به غریبه‌ها است. موفق باشید

27380

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: استاد دارم کتاب ادب خیال و عقل و قلب تون رو میخونم چن تا سوال برام پیش اومد: ۱. تفاوت خیال با وهم چیه؟! ۲. چجوری میشه خیال رو تحت کنترل عقل آورد تا متوجه معبود باشه؟! میشه مثالی بزنید؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. سؤال اول را در پاورقی یکی از صفحات می‌توانید به‌دست آورید. ۲. تا آخر کتاب که بخوانید إن‌شاءاللّه مطلب روشن می‌شود. موفق باشید

27371

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: با توجه به این که امروز در مساجد نماز های ظهر و عصر را پشت سر هم می‌خوانند ولی پیامبر عموما هر نمازی را در وقت خود می‌خواند حالا اگر کسی بخواهد به سنت پیامبر عمل کند از نماز جماعت محروم می‌شود حال فضیلت جماعت بیشتر است یا به وقت خود نماز را خواندن؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این موارد را باید از مرجع تقلید خود سؤال بفرمایید. موفق باشید

27130
متن پرسش
سلام علیکم: بخشی از کتاب «آنگاه که فعالیت های فرهنگی پوچ می شود» را مطالعه کردم و واقعا بعنوان کسی که در آموزش و پروش است و فعالیت های فرهنگی دارد، یک دغدغه ملموس و واقعا عظیم بشمار می رود. به نظرم، اصلی ترین مشکل فعالیتهای فرهنگی مان ویژه در آموزش و پرورش، این است که به دانش آموز به چشم خلیفه الله و برترین آفریده و شخصی که می تواند خود یک امت باشد و در مسیر تمدن سازی حاضر شود نگاه نمی کند. اصلا در برنامه های آموزشی ما، گویی جایی این فرد برترین آفریده الهی ویژه در این تاریخ نیست و سعی نمی شود با وجود متعالی او صحبت شود و اصلا توجه ندارند او امروز نیازمند توحید تمدن ساز و باید اندیشه و شریعت را به نحوی برای او تبیین کرد که وجودش را در آن حاضر و به عظمت ابدیتی ببیند که باید در آن حاضر شود و در این مسیر با اندیشه و شریعت توحیدی، تاریخ سازی و تمدن سازی کند و انسان امروز تمدنی باید فکر کند و نگاه کلان و همه جانبه به مباحث دارد. مباحث دین و زندگی که واقعا اسف بار است و بجای اینکه هر چه بیشتر انس با شریعت و بودن در تاریخ انقلاب اسلامی را به ارمغان بیاورد، آشنایی با یکسری مفاهیم کلی است که معلوم نیست چگونه می شود با آنها مانوس شد و حتی استدلال و برهان و معارفی هم که می خواهند ارائه دهند، نارسا است. واقعا عجیب است ما در بستر انقلابی هستیم و در تاریخی هستیم که دو رهبر و زعیم انقلابمان، می خواهند انسان این تاریخ را در بستر انقلاب که رجوع به آزادی حقیقی او و تعالی خود عالی بشرست و حضور او در شان خلیفه الله می باشد، حاضر کنند و شخص رهبر انقلاب ۳۰ جلسه در ماه رمضان ۵۳ مباحث طرح کلی اندیشه اسلامی در قرآن که امروز یک کتاب شده را مطرح می کنند و دقیقا نگاه تمدنی و جامعه سازانه و نظر به ظرفیت عظیم نفس انسان و مقام متعالی بشریت دارند و خودشان اصرار بر توحید تمدن ساز و انقلاب ساز دارند آنوقت امروز رسما آموزش و فرهنگی را ببینیم که رنگ و بوی آن معارف زلال و ناب در آن نیست و اصلا با وجود متعالی دانش آموز صحبت نمی شود و قصد ندارند مقابلش افقی را باز کنند که با انقلاب اسلامی متناسب این زمانه در طرح کلان توحیدی حاضر شود و رسما دیدگاه و نگاهی حداقلی و پراکنده با دیانت و سیره معصومین دارند و آنوقت توقع ما هم تربیت حججی ها و سلیمانی ها و آوینی ها و شهریاری ها از دل چنین بستری است و فکر می کنیم آموزش و پرورش محل انسان سازی در تراز انقلاب و افقی است که به آن نظر داریم و حتی این دانش آموز را آشنا نمی کنیم که او کیست و اصل او و خود اصیل و عالی او چه معنایی دارد و چگونه می تواند به آزادی بندگی بعنوان هدف بعثت انبیا برسد و این درد سنگینی است که ان شاء الله از آن با خودآگاهی و ثبات قدم امیدوارم در گام دوم، عبور کنیم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! همین‌طور است که می‌فرمایید. ما در آموزش و پرورش خود به دلایل مختلفی در مواردی متفاوت، زمین‌گیر هستیم. زیرا روحی که بر آن حاکم است بیشتر برای ساختن انسان‌هایی است تا کارمندِ اداراتی شوند که نهادهای شهریِ مناسب فرهنگ غربی را ادامه دهند و هر اندازه وارد اهدافی شویم که از نهادهای دولت‌شهرِ غربی فاصله داشته باشد، بیشتر امکانِ تجدید نظر نسبت به ساختار آموزش و پرورش در ما پیش می‌آید که بحث آن مفصل است. عمده آن است که آرام‌آرام روشن شود از کجا باید شروع کرد و این مربوط به هدفی است که باید مدّ نظر قرار دهیم، هدفی که در آن بنا نیست کارمندهایی بسازیم برای چنین اداراتی. موفق باشید 

27102
متن پرسش
سلام استاد: متن زیر تحلیل آقای وحدتی فر هستش از برنامه عصر جدید و اون دختره که مادرش هر عددی مینوشت می فهمید. نظر شما رو هم می خواستم بدونم استاد در مورد این اتفاق عجیب و دقیق: سلام علیکم همون طور که استاد فرموده اند، نفس انسان توجه به زمان و مکان ندارد از طرفی هم این نفس متوجه جسم خود است، بدن را تدبیر می کند، و علاقه ای که به بدنش دارد یکی از علتهایی است که می تواند بدن را با جزئیات بفهمد حالاتش را، دردهایش را، و ...لذا می بینیم که از طرفی این دختر خانم چون جسمش به طور مادرزادی ضعیف تر از روح اوست، پس همین موضوع موجب می شود تمرکز روح از جسم به طور مختص برداشته شود،(کاری که عرفا با ریاضت شرعی می کنند) چون زیاد مثل انسان عادی نمی تواند به آن جسم دستور دهد و تدبیرش کند، همین، موجب شده که کمی فرا تر از بدنش هم برود و در بُعد دیگر: آن علاقه ای که روح به جسم دارد (چون یکی از علل این علاقه به علت حاکمیت به آن است و چون به طور کامل این حاکمیت در اینجا محقق نشده)، به علاقه دیگر خود یعنی (مادرش) هم متمرکز می شود، به عبارت ظریف تر، وقتی نمی تواند مثلا دستش را حرکت دهد و چیزی بردارد، یک مادری دارد که برای او با عشق همان کارِ دست او را انجام می دهد، همان کارِ پای او را انجام می دهد، لذا روح هم از طرفی اراده های خود را محقق می بیند در کارهای مادرش! و مادر نیز اراده روحی می کند که آن کار فرزند را با عشق انجام دهد، لذا اراده روح فرزند و اراده روح مادر یکی می شود، و همین موضوع آرام آرام با مخلوط شدن در عشق بین مادر فرزند موجب اتحاد اراده، و سپس اتحاد روحانی می گردد و هرچه مادر کند، فرزند خواهد فهمید، ولی می بینیم که مادر نمی تواند به قوت فرزندش مسائل را بیابد، چون جسم مادر سالم است و تمرکزی به روی بدن خویش هم دارد. مولوی در مورد این اتحاد چه خوش می‌گوید: «چه نزدیک است جانِ تو به جانم / که هرچیزی که اندیشی بدانم» و حکایت، حکایت الله است و عبدش که وقتی اراده عبد و رب یکی شد مثل یکی شدن اراده این دختر و مادر، نفس قوی تر هرچه اراده کند به زبان آن دیگری جاری می شود، چنانچه فرمود: «مَا أَخْلَصَ عَبْدٌ لِلَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ أَرْبَعِینَ صَبَاحاً إِلَّا جَرَتْ یَنَابِیعُ الْحِکْمَةِ مِنْ قَلْبِهِ عَلَى لِسَانِهِ» همونطور که استاد فرموده اند، نفس انسان توجه به زمان و مکان ندارد. از طرفی هم این نفس متوجه جسم خود است، بدن را تدبیر می کند، و علاقه ای که به بدنش دارد یکی از علتهایی است که می تواند بدن را با جزئیات بفهمد، حالاتش را، دردهایش را، و ... لذا می بینیم که از طرفی این دختر خانم چون جسمش به طور مادرزادی ضعیف تر از روح اوست، پس همین موضوع موجب می شود تمرکز روح از جسم به طور مختص برداشته شود،(کاری که عرفا با ریاضت شرعی می کنند) چون زیاد مثل انسان عادی نمی تواند به آن جسم دستور دهد و تدبیرش کند. همین، موجب شده که کمی فرا تر از بدنش هم برود. و در بُعد دیگر: آن علاقه ای که روح به جسم دارد (چون یکی از علل این علاقه به علت حاکمیت به آن است و چون به طور کامل این حاکمیت در اینجا محقق نشده)، به علاقه دیگر خود یعنی (مادرش) هم متمرکز می شود، به عبارت ظریف تر، وقتی نمی تواند مثلا دستش را حرکت دهد و چیزی بردارد ، یک مادری دارد که برای او با عشق همان کارِ دست او را انجام می دهد، همان کارِ پای او را انجام می دهد، لذا روح هم از طرفی اراده های خود را محقق می بیند در کارهای مادرش! و مادر نیز اراده روحی می کند که آن کار فرزند را با عشق انجام دهد، لذا اراده روح فرزند و اراده روح مادر یکی می شود، و همین موضوع آرام آرام با مخلوط شدن در عشق بین مادر فرزند موجب اتحاد اراده، و سپس اتحاد روحانی می گردد، و هرچه مادر کند، فرزند خواهد فهمید، ولی می بینیم که مادر نمی تواند به قوت فرزندش مسائل را بیابد، چون جسم مادر سالم است و تمرکزی به روی بدن خویش هم دارد. مولوی در مورد این اتحاد چه خوش می گوید: چه نزدیک است جان تو به جانم که هرچیزی که اندیشی بدانم و حکایت، حکایت الله است و عبدش، که وقتی اراده عبد و رب یکی شد، مثل یکی شدن اراده این دختر و مادر، نفس قوی تر هرچه اراده کند به زبان آن دیگری جاری می شود. چنانچه فرمود : «مَا أَخْلَصَ عَبْدٌ لِلَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ أَرْبَعِینَ صَبَاحاً إِلَّا جَرَتْ یَنَابِیعُ الْحِکْمَةِ مِنْ قَلْبِهِ عَلَى لِسَانِهِ»
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همان‌طور که فرموده‌اند می‌باشد. به‌خصوص که می‌دانیم نفس ناطقه مجرد است و تجردش «لایقف» می‌باشد و لذا جایی نیست در عوالم که نفس انسان در آنجاها نباشد. کافی است شرایطی فراهم شود تا نفس در موضوعی متمرکز گردد. در آن صورت همان‌طور که انسان از خود، آگاه می‌باشد، از آن موضوعات آگاه می‌‌شود. موفق باشید

27002

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: استاد لطفا کلیدی جواب ندید بنده با اشاره بلد نیستم راهی بروم. از دست خودم خسته شدم خیلی در مقابل همسر و فرزندم بداخلاق مغرور و زبان دراز هستم، زن مطیع در برابر همسر نیستم، متواضع نیستم، عمرم از دست رفت سرمایه ام رفت به دادم برسید، ایمیل ندارم در کانال پاسخ بدید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مگر جز این است که برای رفع این نقیصه باید خودسازی را شروع کرد؟! پیشنهاد بنده مطالعه‌ی دو جلد کتاب «فرزندم؛ این‌چنین باید بود» می‌باشد. بالاخره باید انسان بر روی روح و روان خود کار کند تا لذتِ دینداری را بچشد. موفق باشید

26818
متن پرسش
سلام به حضرت استاد: ارادمندیم. آیا همه این مطالب مورد تأیید است؟ در مورد شهاب سنگی که ناسا در موردش می گویید و مخفی کاریهایی را هم به دنبالش انجام داده و صدایش را هم در نمی آورد. پس موضوع چیست؟ باید گفت که این شهاب سنگ نیست بلکه ستاره طارق است که به زمین دارد نزدیک می شود. در قرآن کریم سوره ای به نام طارق وجود دارد که به همین دلیل نام مقاله را از نام این سوره گرفته ایم. در این سوره به طارق قسم یاد شده و آن را ستاره ثاقب لقب داده. در تفسیر این سوره آمده است که طارق همان ستاره دنباله داری است که در آخر الزمان به زمین نزدیک می شود و با زمین برخورد می کند. منظور از طارق، رونده در شب یا کوبنده شب، که در قرآن کریم به آن قسم یاد شده ستاره درخشانی است که نور آن بسیار با نفوذ و زیبا می باشد. ثاقب به معنای فرو رونده و نفوذ کننده است. ظهور این ستاره دلیلی بر نزدیک بودن آخر الزمان است و در انتهای سوره نیز به کافران هشدار داده شده. این سوره یکی از معجزات علمی قرآن است. قرنها طول کشید تا اینکه دانشمندان دریابند اولین نشانه های حیات بر روی زمین با سقوط شهاب سنگها ظاهر شد. دانشمندان معتقدند شهاب ها که از فضا می آیند با خود آب و دی اکسید کربن، منو اکسید کربن و واحدهای آمونیاک و گازهای یونیزه را وارد جو زمین می کنند و در اثر تغییرات جوی بارندگی آغاز می گردد و زمین رویش آغاز می کند و این موضوع به وضوح در آیات ۵ تا ۷ درباره خلقت انسان و در آیات ۱۱ و ۱۲ به پیدایش حیات در روی زمین و بارش باران از آسمان و شکافته شدن زمین و رویش گیاهان اشاره می کند. در حالیکه تا چند دهه قبل دانشمندان از این راز بی اطلاع بودند. در آخرین آیه این سوره به نزدیکی عذاب کافران و بی اثر بودن کید آنان در مقابل آیات و نشانه های خداوند و مهلتی که به کافران داده شده تاکید می کند. همچنین، در خبری دیگر از کعب الأحبار، می خوانیم: نابودی بنی عبّاس هنگام آشکار شدن ستاره ای در دل آسمان و صدای شدید فروافتادن چیزی از آسمان و شکافته شدنی است. همۀ اینها در ماه رمضان خواهد بود. سرخی میان پنجم تا بیستم رمضان است و صدای شدید فروافتادن چیزی از آسمان در نیمه تا بیستم ماه می باشد و شکافته شدن از بیستم تا بیست و چهارم خواهد بود. و ستاره ای دیده می شود که مانند ماه نورافشانی می کند و سپس چونان مار در هم می پیچد تا جایی که نزدیک است دو سر آن به هم برسند. و دو لرزش در شبِ پدیدآمدنِ دو فرورفتن خواهد بود، و ستاره ای که شهابی به وسیلۀ او پرتاب می شود و از آسمان فرو می افتد؛ با آن صدایی شدید است تا آنکه در مشرق می افتد و مردم از آن دچار بلایی سخت می شوند. (الفتن، ج ۱، ص۲۳۰، جزء ۳، ح ۶۴۳، مکتبة التوحید، قاهره، چاپ اوّل، ۱۴۱۲ هـ. ق. ) این صیحه همراه با سقوط قسمتی از این ستاره دنباله دار در مشرق زمین می باشد. زمان سقوط قسمتی از این ستاره در وقت طلوع آفتاب در روز جمعه نیمه ماه مبارک رمضان است بطوریکه خواب را بیدار و بیدار را به ترس و وحشت می افکند و زنان را از سراپرده بیرون می آورد و صدای آن به حدی بلند و شدید است که همه مردم آن را می شنوند. در سقوط بخشی از این ستاره، عده زیادی کشته می شوند و عده زیادی کر و گنگ و کور می گردند. در روایت وارده از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم، از ایشان سئوال می شود که در آن زمان ما را به چه امر می فرمایید؟ و حضرت پاسخ می دهند صدقه بدهید و بر شماست نماز و تسبیح و تکبیر و قرائت قرآن در آن هنگام. سپس سوال می شود چه علامتی برای آن است که ( صیحه) وقت دیگری از سال نباشد؟ و حضرت می فرمایند اگر نیمه ماه مبارک رمضان گذشت و این اتفاق نیفتاد در آن سال ایمن می باشید. به تاریخی اعلام شده نگاه کنید اردیبهشت ۹۹ نیمه ماه رمضان روز جمعه
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: با این‌همه افقِ توحیدی خود را دائماً مدّ نظر داشته باشید که حضرت حق مدبّر عالم‌اند و ما با شکل‌دادنِ نسبت خود با پروردگار عالم، از طریق رعایت شریعت الهی در امنیت خواهیم بود. موفق باشید   

26803
متن پرسش
با سلام: ۱. استاد عزیز، چون برایم دسترسی به کتاب تورات و انجیل مقدور نیست، سوال اول اینکه آیا کتب انجیل و توراتی که امروز هست مورد تایید است یا تحریف هم شده؟ ۲. با مطالعه قرآن کریم به مراتب می خوانیم که دین برتر اسلام است، در جای دیگر داریم که دین نوح و ابراهیم و موسی و عیسی بینشان اختلافی نیست و یکی است، آیا این یکی بودن از لحاظ بخش اعتقادی و اخلاقی است که ثابت بوده، وجه تمایز دین عزیز اسلام با آن دین حقیقی مسیح و دین حقیقی که حضرت موسی (ع) آوردند جدای از تحریفاتی که در دین مسیح و یهود ایجاد شد چیست؟ اگر خواهیم در سه دسته عقاید و اخلاق و احکام دین را دسته بندی کنیم، وجه تمایز چیست؟ با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. بنا به نظر خود دانشمندان مسیحی و یهودی، آن دو کتاب، تحریفاتی دارد ولی نکات خوبی نیز در آن‌ها مطرح است. ۲. به حکم «تِلْكَ الرُّسُلُ فَضَّلْنَا بَعْضَهُمْ عَلَىٰ بَعْضٍ» و بنا بر نظر علامه‌ی طباطبایی، توحیدِ قرآن شدیدتر است. موفق باشید

26280

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: وقتتون بخیر. ممنون از پاسختون لطفا با توجه به سوال ۲۶۲۴۵ بفرمایید منظور از اینکه عین ثابته انسان در این دنیا قابل تغییر است چیست؟ (کتاب مصباح با شرح شما و کتاب استاد یزدان پناه رو خوانده ام) ممنونم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مکرر عرض شد هر موجودی که دارای امکانات متفاوت باشد و ابعاد متفاوتی در شخصیت‌اش باشد؛ خود به خود در مقام انتخاب یکی از آن ابعاد قرار می‌گیرد و به دلیل امکانات ذاتیِ چنین موجوداتی، اختیار نیز ذاتیِ آن‌ها است. موفق باشید 

26083

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: چرا بسیاری از گروه ها یا افراد مجوز حضور و بیان عقاید بصورت آشکار در ملا عام را پیدا نمی کنند و یا حتی ممنوعیت بصورت قاطع برای برخی فرقه ها مثل بهائی ها و گروه احمد الحسن و منتقدین و مخالفان سیاست ها و ساختارهای نظام جمهوری اسلامی و ... وجود دارد و آنها در محدودیت اند؟آیا این مصداق دیکتاتوری و ایجاد فضای تک صدایی و اینکه مردم دنبال کننده و تابع آنچه که حکومت می خواهد و می طلبد، محسوب نمی گردد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مگر خداوند به ما اجازه می‌دهد جامعه‌ی مردم متدیّن را در اختیار دروغ‌پردازان و دشمنان اسلام قرار دهیم؟ موفق باشید

24945

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: نظر استاد گرامی در رابطه با نظر آیت‌ الله گرامی قمی درباره استخاره که در ذیل آورده می شود چیست؟ ممنون از پاسخگویی استاد عزیز. نظر آیت‌ الله گرامی قمی: استخاره مثل فقه و اصول و پزشکی و فلسفه و امثال این‌ها نیست که فقط بحث علمی باشد؛ بحث استخاره، بحث اشراق است؛ یعنی ارتباط معنوی دل با عالم غیب. دستور استخاره عام و برای همه است؛ ولی استخاره کسانی عملاً به نتیجه مؤثر می‌رسد که در یک ارتباط باطنی در خواب یا بیداری به آن‌ها اجازه داده شده باشد؛ حتی ممکن است کسانی خیلی عالم باشند، ولی به آن‌ها دستور باطنی داده نشده باشد. استخاره یک حالت معنوی ناشی از ارتباط با عالم غیب است و انتظار نداریم هرکسی بتواند چنین ارتباطی برقرار کند. استخاره نظر خدا است و درست نیست که مخالف آن عمل شود استخاره مثل تعبیر خواب است؛ تأویل رؤیا را هر کسی بلد نیست. تعبیر خواب ربطی به سواد و علم ندارد. یک خانم بی‌سواد در نجف بوده که تعبیر خواب می‌دانسته است. یکی از علما از این خانم می‌پرسد که چطور توانستی تعبیر خواب یاد بگیری. این خانم گفته بود من فقیر بودم و به حضرت عباس (ع) متوسل شدم و در خواب به من گفتند که یک تسبیح بخر و ما به تو می‌گوییم که چه جوابی در تعبیر خواب مردم بگویی. می‌گفت کسی در گوش من می‌گوید! پس استخاره ربطی به علم ندارد و به عالم غیب مرتبط است. در روایات ما روش‌های متعددی برای آموزش استخاره گفته شده است که بعضاً در مفاتیح نیز آمده است؛ اما این‌ها ظاهر قضیه است و مهم آن اجازه باطنی و ارتباط معنوی است که ممکن است از طریق و راه دیگری به جز روش‌های نوشته شده به وی الهام شود. الهامات خدا راه‌های زیادی دارد؛ خداوند در قرآن فرموده که به زنبور عسل هم وحی می‌کنیم. تا حدودی. علم تفسیر به منزله مقدمه استخاره است و همه‌اش علم تفسیر نیست از یک آیه ممکن است هر بار در خصوص هر نیت برداشتی جداگانه به ذهن برسد که با برداشت از همان آیه در استخاره دیگری برای نیت شخص دیگر، متفاوت است. سرعت انتقال مطلب سبب شده است که بعضی‌ها درباره من بگویند فلانی حتی نگاه هم به متن قرآن نمی‌کند.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: روی‌هم رفته حرف درستی است. البته نباید طوری موضوع را مطرح کنیم که به وسواس بیفتیم و به استخاره‌ی افراد اعتماد نکنیم. با این همه استخاره مشورت با خدا نیست و پشت به استخاره نیز پشت به قرآن نمی‌باشد. موفق باشید

24780

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: وقت شما بخير: بنده وكيل دادگستري هستم ولي علاقمندم جهت ايجاد سازش و بهبود كيفيت زندگي خانواده ها خصوصا زنان در جامعه اسلامي قدمي بردارم. كتاب «زن آنگونه كه بايد باشد» بسيار برايم راهگشا بود. سپاسگزارم. با توجه به سوالات زيادي كه در زمينه فهم ديدگاه دين در مورد زن دارم از استاد خواهشمندم بنده را براي فهم جايگاه زن، خانواده و خصوصا عقد نكاح راهنمايي بفرمايند. متشكرم
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر بسیار خوبی است. با این کار إن‌شاءاللّه در مسیر یاران پیامبر خدا «صلوات‌اللّه‌علیه‌وآله» قرار می‌گیرید که در وصف آن‌ها آمده است: «رحماء بینهم». عرایضی در سوره‌ی نساء شده است بد نیست به صوت آن مباحث که بر روی سایت هست، رجوع فرمایید. موفق باشید

24495
متن پرسش
با سلام و عرض تسلیت خدمت شما استاد بزرگوار معیار شناخت حقیقت و وهمیات چیست؟ مثلا امام معصوم حقیقت است و حب جاه و شهرت وهمیات. از کجا بفهمیم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: رجوع به عبودیت که حقیقتِ ما است و نظر به ربوبیت که اصلِ هستی است. موفق باشید

35710
متن پرسش

سلام علیکم و خدا قوت خدمت استاد: متأسفانه وقتی این حجم از ناسپاسی و انتقاد از اصل نظام جمهوری اسلامی رو می بینم، بخوبی متوجه ناآگاهی و عدم مطالعه تاریخ سلطنت منحوس شاهنشاهی میشم مردم در فقر و نادانی و امکانات بسیار اندک جرات نطق کشیدن نداشتند، نه گاز، نه کولر، نه خودرو و.... مسافرت با هواپیما که اصلاً.... و از طرفی بی عفتی و فحشا بیداد می کرد. کاباره، مشروب فروشی و... زن یا معلم بود در نهایت اگر به سربازی! می رفت در سپاه دانش! و یا منشی جنسی بود! در شهر بزرک ما فقط یک دکتر زن بود! از پاکستان و هند! دکتر وارد می کردند! عکس زنان برهنه در سر در سینما ها، ولنگاری در پارک و... خانواده های مذهبی رو عاجز کرده بود! سال ۵۵ هم کلا حجاب رو ممنوع کرده بودند و محرمانه ابلاغ کرده بودند به مراکز آموزشی و دانشگاهی... خفقان بیداد می کرد و در جمع های خصوصی هم کسی جرات نداشت اسم شاه رو به زبان بیاره چه برسه که انتقاد کنه! همسرم قبل از ازدواج با من در حالی که ۱۵ سال حدودا داشت در اتاق موسوم به اتاق فوتبال خونریزی معده کرد بینی ش شکست و برای همیشه از انجام فریضه روزه محروم شد. ساواک وحشیانه به خانه ها حمله می کرد و حتی اجازه حجاب به اهل خانه نمی داد! شب ها از ترس ساواک خواب درستی نداشتیم! داماد های خانواده که روحانی بودند در زندان ساواک در بند بودند یکی شون رو روی صندلی فلزی زیرش آتش روشن کرده بودند و با بوی گوشت سوخته اش زندانیان سیاسی رو آزار می دادند! ولی با وجود فقر مفرط هیچ شعار اقتصادی داده نشد! « استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی » بعد هم جنگ و روز شب های بدون همسر و پدر و برادر و بمب های شیمیایی و.... انقلاب فقط برای انسان سازی بوجود آمد چنانکه از نامه امام خمینی عزیز به گورباچوف پیداست که دعوت به تعلیم حکمت صدرایی کرده و خودشان تفسیر انفسی سوره مبارکه حمد رو شروع کردند که متأسفانه با تنگ نظری بعضی نیم کاره ماند ولی الحمدلله سد جهل و نادانی شکسته شد! اگر امروز از شاگردان علامه طباطبایی و علامه حسن‌زاده آملی و... بهره می‌بریم همانند علامه سعادت پرور و شاگردان شان استاد مروجی سبزواری و دیگر شاگردان مانند استاد صمدی آملی و استاد امینی خواه و خود جناب استاد طاهرزاده و.... بخاطر انقلاب اسلامی و مجاهدان آن هست. اگر امروز مردم بدون ترس از شکنجه و دستگیری از صدر تا ذیل رهبری عزیز و دیگر کارگزاران نظام رو می کوبند بخاطر آن رنج ها و مجاهدت ها و خون های پاک به زمین ریخته شده است! ما برای چریدن و خور و خواب به دنیا نیامده ایم! آمده ایم انسان شویم و به بالا ترین مقامات الهی عروج کنیم تا از بال فرشتگان الهی هم گذر کنیم. که الحمدلله این امکان در سایه رهبری عزیز و امنیت بوجود آمده این امکان فراهم آمده است و اساسا بنا به گفته بزرگی رزق و روزی دست رییس جمهور و مغازه و.... نیست و اینها رب و پروردگار ما و روزی رسان ما نیستند و در جای جای قرآن کریم آمده است که تقوا و استغفار و انفاق و عمل صالح و... عامل روزی پر برکت هست و گناه و فحشا و.... سرچشمه رزق را می‌خشکاند! از طرفی رزق زیاد را خداوند عامل طغیان انسان می داند و مستکبران را مانند ترامپ با رزق زیاد مجازات می کند و می فرماید اگر ترس از دست دادن ایمان مومنین نبود نردبانی از طلا برای مفسدین قرار می دادم! و ظرفیت رزق زیاد را امیرالمومنین علی علیه السلام دارد که هنوز عرقش از حفر چاه و رسیدن به آب خشک نشده در خواست قلم برای انفاق و بخشیدن آن می کند و خدا را سپاس می گوید که خانواده اش بهره ای از آن ندارند! و در ختم کلام همت کنیم و از وجود استادان الهی و شاگردان شایسته آنان که اکنون به راحتی در دسترس ما هستند، استفاده کافی و وافی را برای طی مقامات انسانی ببریم تا ان شاالله حجاب های ظلمانی و حتی ان شاالله نوری را از بین ببربم و از خداوند جز خودش را طلب کنیم. با احترام و التماس دعا

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آفرین به این‌همه بصیرت. آری! بزرگ‌ترین خطر آن‌جا است که انسان نعمت‌های الهی را نبیند و خدای ناکرده کفران نعمت کند و نعمت بزرگ استقلال و امکان ادامه زندگی دینی و شرافت انسانی، نادیده گرفته شود. در آن صورت است که خدای ناکرده حضرت حق نعمت خود را می‌گیرد و در آن صورت، فاسقان و مترفان بر مردم حاکم می‌شوند. در کلمات جنابعالی تذکرات دلسوزانه به جایی هست و بحمدلله اکثر مردم مانند جنابعالی متوجه این امر هستند که انقلاب اسلامی عطای بزرگ الهی است تا ما در ابعاد متعالی خود بیش از پیش حاضر شویم و در جهانی دیگر که مسلّماً جهان توهّمیِ دنیای مدرن نیست؛ حاضر شویم. و این است آن تأکیدی که منجر می‌شود تا نعمت الهی بیش از پیش به ما ارزانی گردد. موفق باشید    

32438
متن پرسش

با سلام به استاد گرامی. شنیده‌ایم که می‌خواهید به کربلا مشرف شوید، قسمت ما نشد، لااقل ما را دعا کنید که دل‌مان سخت هوای زیارت عتبات را کرده است.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! بنا بود طبق قولی که آقای الکاظمی نخست وزیر عراق داده بود، از ابتدای شعبان راه زمینی مرزهای عراق باز شود که فعلاً دوباره زیر وعده‌شان زده‌اند و موکول به ۱۵ شعبان کرده‌اند. و خلاصه ما محروم شدیم و این زمان بگذار تا وقت دگر. إن‌شاءالله خود حضرت اباعبدالله «علیه‌السلام» زیارت شریف‌شان را فراهم خواهند کرد و همه ما مفتخر به آن زیارت خواهیم شد. موفق باشید

30779

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسمه تعالی بازخوانی هویت دینی و ملی محضر شریف استاد سلام علیکم: بر اساس چه شاخصه هایی می‌توان دریافت که المیزان بر اساس یک جایگاه اشراقی و روح حاکم بر زمانه نوشته شده است حال آنکه شاگردان علامه در تفسیر هایی که پس از ایشان ارائه کرده اند و می‌کنند نظر به آن روح تاریخی ندارند؟ در واقع بر اساس چه شاخص هایی می‌توان دریافت که تفسیر تسنیم بر اساس یک روح زمانه و خود آگاهی تاریخی نوشته نشده است؟ اگر مصلحت نمیدانید به دلیل حفظ جایگاه استاد جوادی آملی پاسخ این سوال علنی شود مرحمت فرموده به ایمیل بنده ارسال فرمایید .
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در تفسیر شریف «تسنیم» سعی می‌شود مطالب علمی و معرفتیِ تفسیر المیزان، باز و گشوده شود. ولی به آن روحی که در المیزان در راستای عبور از جهان مدرن هست؛ چندان پرداخته نمی‌شود و این به معنای ضعف تفسیر تسنیم نیست، بلکه بدین معنا است که ما گمان نکنیم از تفسیر المیزان مستغنی می‌شویم. موفق باشید

29610

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: خسته نباشید. بنده دانشجوی رشته برق دانشگاه امیرکبیر هستم. چند وقتی است که این سوال در ذهن من بوجود آمده که با توجه به این که فکر می‌کنم امام زمان مثل حضرت موسی که سحر ساحران را با قدرتی الهی باطل کردند امام زمان هم سحر زمان ما یعنی تکنولوژی مدرن که در حقیقت سحر تمدن غرب هست را نابود خواهند کرد. و در حقیقت سلاح امام زمان چیزی غیر این تکنولوژی مدرن و در مقابله با آن است و از آنجایی که ان شاءالله نزدیک ظهور هستیم. به نظز می‌رسد این علومی که ما می‌خوانیم خیلی موثر نباشد در آینده. لطفا توضیح بفرمایید که آیا درست است یا خیر. با تشکر فراوان و دعای خیر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: کشف استعدادهای طبیعت یک بحث است که در روح بشر جدید به صورتی برجسته به صحنه آمده است و با ظهور حضرت، این نحوه ورود به عالَم بیشتر می‌شود. ولی این‌که امروزه با ساختن ماشین‌های مهیب، نظام طبیعت را به هم می‌زنند، بحث دیگری است. به نظر می‌آید خداوند به بشر جدید استعدادهایی داده که می‌تواند امکانات نهفته‌ی عالم را کشف کند. شاید اگر کار را به این‌صورت دنبال کنید در این مسیر قرار می‌گیرید که استعدادهای نهفته‌ی عالم را بیابید. موفق باشید

28991

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و عرض ادب: استاد ببخشید لطفا در مورد نقش تحیر در تربیت عرفانی توضیح دهید و اینکه چگونه می‌توان به این حالت رسید؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بحث آن مفصل است. موضوع از این قرار است که وقتی سالک طوری متوجه‌ی حضور خداوند شد که ابتدا و انتهای آن حضور، همواره مدّ نظرش قرار می‌گیرد، در مقام حیرت وارد شده است که به اصطلاح می‌گویند حالت دایره‌وار پیدا کرده. موفق باشید

28854

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: در پاسخ به سوال ۲۸۷۸۴ و ۲۸۸۰۵ که محبت فرمودید یک سوال باقی می ماند اینکه فرمودید ابعاد اهل بیت (ع) باید در جای خود مد نظر قرار گیرد، پس چطور اهل بیت (ع) جان بعضی از افراد را خودشان می گیرند؟ با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بالاخره فرشته‌ی قبض یعنی حضرت عزرائیل مسئول قبض روح هستند و باید روایات را در این فضا معنا کرد. موفق باشید

27490
متن پرسش
سلام علیکم: حضرتعالی آیا بحث علم دینی رو قبول دارید و به تقسیم بندی علوم دینی و غیر دینی اعتقاد دارید و معتقدید علوم می تواند علومی در بستر تربیت و تهذیب انسان دینی و متناسب مختصات شریعت و اینکه عالم فعل خالق حکیم است، باشد ویژه علوم انسانی؟ این بحث رو تا چه میزان جدی می دانید ویژه اینکه تاکید حضرت آقا هم بر تولید منطق و مبانی متناسب با انسان سازی و نگرش حکیمانه به عالم است و در چهار سال قبل هم فرمودند که مبنای علوم انسانی و تعریف شان از انسان، غیر توحیدی و غیر الهی است و باید اندام و قواره جامعه و اندیشه اسلامی با جامعه غیر توحیدی و وحیانی متفاوت باشد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم:ما در فرهنگ دینی خودمان بحمداللّه از همان ابتدا به راهنماییِ ائمه «علیهم‌السلام» علومی مثل تعلیم و تربیت و اخلاق و تفسیر و فلسفه‌ی اسلامی داشته‌ایم و این نوع علوم همیشه لازم است. ولی بحث علوم انسانی که این سال‌ها به میان آمده و موضوع جامعه‌شناسی و یا روان‌شناسیِ دینی را به میان آورده، به نظر بنده سخنان آقای دکتر داوری مهم است که معتقدند این علوم، در بستر فرهنگ غربی برای رفع مشکلاتی است که آن فرهنگ درست کرده است و باید از این زاویه به آن‌ها نگاه کرد. موفق باشید  

26900

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام و ادب: آیا اکثریت مردم، توانایی تشخیص و تفکیک حق و باطل را دارند و به این بهانه می شود گفت باید تمام جریانات و عقاید فکری حتی ضد دین و مخالف اصول صریح اسلام، آزاد باشند و خود مردم تصمیم بگیرند و تشخیص بدهند یا بایستی در فضای کارشناسی، با اسلام شناسان متخصص و دلسوز به بحث و بررسی بپردازند تا توانایی مردم در فضایی که موج سازی و شبهه افکنی لجوجانه بعلت حضور اسلام شناسان مطلع جایی ندارد و معنی نمی دهد، تشخیص دهند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: وقتی روشن شود در بستر اندیشه‌ی دینی باید افق‌های فهم خود را معنا کنیم، جاده‌ی حرکت مشخص خواهد شد و عملاً در این بستر است که جایگاه اندیشه‌ی حق و اندیشه‌ی باطل مشخص می‌گردد. موفق باشید

26666

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام جناب استاد: پاسخ اشاره واری که از یکی از شاگردان علامه طهرانی رضوان الله علیه در مورد روایت مغمومیت اهل بیت (ع) به خاطر قیام های قبل از ظهور داشتند این بود که روایت تنها در مقام بیان اثر وضعی قیام است نه حلیت یا حرمت آن. چون به هر حال هر قیامی با مصائبی همراه است که باعث غم می شود حتی بعثت حضرت رسول اکرم (ص) که با غم شهادت اصحاب و اندوه ناشی از ایذاء مشرکین همراه بود. در انقلاب ما هم می دانیم خون هزاران شهید چه داغ بزرگی برای انقلابیون بوده است. اما بروز مصائب و غم ملازمه ای با بطلان قیام ندارد بلکه ظاهرا در طول تاریخ همیشه قیام های قدسی ملازم با مصائب و غموم زیاد بوده است از قیام حضرت نوح (ع) تا قیام حضرت حجت (عج).
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌طور است و بر اساس همین فرهنگ، حضرت روح اللّه «رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه» فرمودند: ملتی که منتظر مصلح است خودْ باید صالح باشد. پس نباید تن به گناه و حاکمیت جور داد. موفق باشید

26333
متن پرسش
با سلام: فرق حرکت جوهری با تجدد امثال در چیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حرکت جوهری مربوط به عالم ماده است و این‌که هر لحظه ما عالم جدیدی داریم. ولی تجدد امثال مربوط به خلق بدن است که با اراده‌های سالک إلی اللّه بدن‌های مختلف را می‌توانند خلق کنند. موفق باشید

26142

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد محترم: کتاب زن آنگونه که باید باشد شما را مطالعه کردم. دقیقا موضوعات، سکینه که حالتی الهی و روحانی است، و مودت و رحمت، روح هایی که همدیگر را می یابند، را با فردی تجربه کردم البته که آزمایش الهی بوده است ولی من دیگر نمی توانم افراد دیگری که روح توحیدی ندارند را به عنوان خواستگار راه بدهم. انگار روحم در عالمی دیگر با کس دیگری گره خورده است.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: با این‌همه باید در ارتباط با انسان‌ها سخت‌گیری نکرد و در دلِ ماجراها توحید را تجربه نمود. مثل این‌که ما در همین جهانِ آشفته باید ایمان را تجربه کنیم، نه آن‌که از اجتماع فرار کرده به غارها پناه ببریم! به همین جهت نباید طوری زندگی را تعریف کنید که در پذیرش خواستگاران سخت‌گیری شود. موفق باشید

نمایش چاپی