بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
32962

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام علیکم: عید رضوی علیه السلام مبارک. در پاسخی فرمودید: شخصی از حضرت علی «علیه‌السلام» می‌پرسد که ازدواج بکنم یا نه؟ و حضرت فرموده باشند اگر بخواهی به سیره حبیبم محمد «صلوات‌الله‌علیهّ‌وآله» عمل کنی، ازدواج کن. و اگر مایلی به سیره برادرم عیسی «علیه‌السلام» عمل کنی، ازدواج نکن منبع این حدیث خاطرتان هست؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: چنانچه دقت کرده باشید در ابتدای جواب سؤال عرض شد: « شنیده‌ام که شخصی از حضرت علی «علیه‌السلام» می‌پرسد که ازدواج بکنم یا نه؟» زیرا سال‌ها پیش از یکی از روحانیون شنیدم. موفق باشید

30979
متن پرسش

عرض سلام و احترام خدمت استاد عزیز: به نظر شما شهید سلیمانی از چه راهی خودشون رو ذیل شخصیت حضرت امام رشد دادن؟ آیا شروع این سلوک فوق‌العاده از مطالعه بوده؟ یا ایشون راهی غیر از مطالعه رو در پیش گرفتن؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: شهید بزرگوار حاج قاسم سلیمانی در کنار مطالعه متونی که منجر به معارف خوبی برایش شده بود به قول خودش متوجه شد جمهوری اسلامی حرم است و لذا همه همت خود را در حفظ جمهوری اسلامی گذاشت یعنی نظامی که مردم و اسلام هر دو در کنار هم مهم و محترمند. موفق باشید

30813

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: استاد با آرزوی قبولی طاعات. سوالی که داشتم این است که با توجه به تاثیر کم خوردن غذا بر روی روح و نفس که موجب آزاد تر شدن انسان می‌شود آیا نیت کم خوردن هم موثر است؟ مثلا فردی که تصمیم دارد رژیم غذایی بگیرد تا اندامی متناسب داشته باشد و کمتر غذا می‌خورد با کسی که بنا دارد جهت سبک نگه داشتن روح خود غذای خود را کمتر و در حد رفع گرسنگی کند از نظر آثار دریافتی از کم خوردن متفاوت است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! موضوع نیّت در جهت‌گیری روح بسیار مهم است. در روزه این روح است که تا اوج اُنس با حضرت محبوب جلو می‌رود. موفق باشید

30624

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: ظاهرا جناب نصرالله حکمت بحثی داشتند که از جناب ابن عربی بیشتر اکتفا به فصوص می‌شود و از آن دریچه به محی الدین می نگرند حال آنکه ایشان آثار عدیده دیگری نیز دارند خود جناب حکمت تاملاتی بر فتوحات داشتند و استفاده های خوبی مثل تقلید از خدا دارند ولی عمدتا به فصوص اکتفا می‌شود. بنظر شما فصوص و نهایتا فتوحات (این کتاب دامن دامنی هم رواج کمتری نسبت به فصوص دارد بقیه آثار ایشان که الفاتحه) برای درک محی الدین کافیست؟ اگر آری پس شیخ چه دابی داشتند این همه قلم فرسایی کنند متن آثار شیخ را تا اینکه تصادفا به سایت زیر برخوردم به سختی به دست می آید چه رسد به شرح و تفسیر این کتب عرشی نمی دانم حس می‌کنم حق مطلب شیخ ادا نشده است. اروپایی ها مجموعه آثار دانشمندانشان که به مراتب کوچکتر از محی الدین هستند را با چه چاپ هایی منتشر می‌کنند ما مجموعه آثار پیشکش همان فصوصش هم نمی دانم چاپ درستی دارد یا نه و خدا غریق رحمت کند مرحوم امام خمینی که با این انقلاب اندکی فضا را بهتر نمود و از آن حالت تدریس قاچاقی قدری فاصله ایجاد شد ولی باز هم حوزه ها را نگاه کنیم هنوز هم مباحث فقه اکبر مهجورند حتی همان فقه هم معطوف به نیازهای روز متاسفانه کمتر است. به هرحال من چون بسیار علاقه مند شیخم همانطور که بعض صحابه قطرات آب وضوی رسول را نمی‌گذاشتند بر زمین افتد نظرم آنست که هرچه از قلم شیخ نازل شده است را دریابم رهنمودهای حضرتعالی چیست به این سایت هم رفقا رجوع کنند بلکه آثار شیخ از مهجوریت اندکی درآید. چاپ ها هم دقت کنید بیشتر از کشورهای دیگر است مثل بیروت. باز دم آنها گرم ایران که باز الفاتحه به روح شیخ اکبر الفاتحه http://ibnarabi560.ir.domains.blog.ir/
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: کار ابن عربی شبیه کار جناب صدرالمتألّهین است که سعی می‌کرده به بهانه‌های مختلف و با عنوان‌های متفاوت حرف اصلی خود را بزند. فصوص‌الحکم از آن جهت که عطای مستقیم رسول خدا «صلوات‌الله‌علیه‌وآله» به ابن‌عربی است، جایگاه خاصی دارد به‌خصوص که شارحانِ فصوص در واقع بسیاری از مطالب سایر کتاب‌ها را در شرح خود متذکر شده‌اند. موفق باشید

30495

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد عزیز: برخی از بزرگان شاگردان خود رو از رجوع به ابن عربی و مولوی منع می‌کردند. علت منع آنها هم این بود که مولوی و ابن عربی سنی مسلک هستند و تا زمانی که منابع عظیم شیعه در دسترس هست، رجوع به امثال مولوی و ابن عربی جایز نیست. در کتاب کهکشان نیستی خواندم که سید مرتضی کشمیری که استادِ آیت الله قاضی (ره) بودند به آقای قاضی فرموده بودند که شما نباید به ابن عربی و مولوی و امثالهم رجوع کنید و آیت الله قاضی هم از توصیه ایشان پیروی کردند. اگر مولوی سنی بوده پس چطور این اشعار عرفانی ناب رو گفته و این همه در مسیر توحید رشد کرده؟ مگه میشه کسی مثل ابن عربی و مولوی سنی باشند و راه توحید رو که لازمه اش ولایت امام علی علیه السلام هست رو طی کنن؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در مورد مولوی خوب است به سؤال و جواب‌های شماره‌ی 25473 و 25735 و 27449 و 27468 و در مورد ابن عربی به سؤال و جواب‌های 25311 و 26420 و 26811 و 28667 و 30108 رجوع فرمایید. در ضمن به نامه‌ی حضرت امام خمینی به گوباچف فکر کنید که فرمودند مطالب ابن عربی، معارفی است که از مو باریک‌تر است. و از این جهت می‌توان گفت هرکسی متوجه‌ی ظرایف سخنان او نمی‌شود. موفق باشید

30488

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم استاد گرامی: سال ها قبل زیاد غیبت می‌کردم متاسفانه، بعد کم کم، کم شد، بعد هم که مشغول بچه داری شدم و ارتباطاتم خیلی کمتر شد خیلی کمتر. چند سال اخیر به خاطر مشغله فراوان کمتر شده به فکر غیبت بیافتم و همین مساله باعث شده میلی هم به غیبت نداشته باشم، مدتی هم نیروی حال اکهارت تله رو کار می‌کردم. هر چند که به نظرم هر چه بوده کار خدا بوده نه من بی عرضه. دو سال اخیر مساله ای به شدت آزارم می دهد آنقدر که هر بار راهی را که برای سلوک در پیش می‌گیرم به شدت بهم می‌ریزد. متاسفانه احساسات و حرف های آدم ها را در مورد خودم از طریق احساساتم می شنوم و حتی وقتی به شدت در کنترل ذهن و نیروی حال پیشرفت می‌کنم باز هم آزارم می‌دهد، بهم ریخته می شوم و گاهی حس می‌کنم کسی از گوشت تنم چیزی می کند و آن شخص را هم می شناسم و می‌دانم کیست. ارتباطاتم به خاطر بچه هایم و شرایطی که دارم کم است اما همان ارتباط کم آزار دهنده می شود. تمرکزم را کم می‌کند و هر آنچه را به دست می آورم در خشم و غضبی درونی از دست می دهم و گاهی میلم را به غیبت شدیدا زیاد می کند و مرتکب این گناه می شوم و سقوط پشت سقوط ادامه می یابد و خسته از این همه درگیری درونی هیچ میلی به عبادت و هیچ رغبتی برای از سرگیری کارهایی که داشتم برای کم کردن خیال انجام می‌دادم ندارم. چه کنم؟ از تکرار این همه خطا و از ناتوانی خسته شده ام. سیر سایت را هم به همین خاطر رها می‌کنم و به شدت نامنظم و تنبل می شوم. خیال پرداز و ناراضی، چه می شود کرد؟ من کجای این کنترل خیال هستم که از جانب احساساتم اینقدر آسیب می‌بینم؟ و البته احساسات دیگران هم اینقدر رنجم می‌دهد؟ راهی هست؟ ممنونم
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در افق حضور حضرت روح الله «رضوان‌الله‌تعالی‌علیه» با خاطرات شهدا و مزار شهدا، کار را جلو ببرید. اگر زیارت شهید محسن حججی و شهید حاج قاسم برایتان مقدور است، به آن شهدا رجوع فرمایید و خردی که با آن‌ها در این تاریخ به ظهور آمد را، در خود جستجو کنید. موفق باشید. 

30408

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد محترم: در مرحله چهارم مراقبه ماه رجب فرمودید احساس تبدیل به شهود می شود و متوجه حضرت ذات شدن. در کتاب حقیقت نوری اهل بیت هم فرمودید، برای فهم حقیقت حضرت علی (ع) باید ذات بین شویم. ارتباط با خود ذات. و فرمودید که نفس ناطقه متوجه نور می شود، رویت نور می کند، با ذات روبرو می شود، هر دو مطلب به یک معناست؟ یعنی شهود ماه رجب، همان متوجه نور شدن و رویت نور کردن است؟ روبرو شدن با ذات یعنی روبرویی با نور؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! ولی در آن کتاب «نور» به عنوان مثال زده شد. به هر حال دل، وقتی زنده گشت در هر منظری نظر به ذات حقیقت در جلوه‌های مختلف دارد. مطلب در فص شیثی بهتر طرح شده. موفق باشید

29288

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و احترام و آرزوی سلامتی شما بزرگوار: بحث در مورد آسمان های هفتگانه را در کدام یک از از بیانات شما می‌توان پیدا کرد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به طور مشخص و منظم عرایضی نداشته‌ام. در شرح کتاب «آداب الصلواة» حضرت امام در موضوع آسمان اول عرایضی شده است. موفق باشید

29107
متن پرسش
با سلام و وقت بخیر خدمت استاد عزیز: من دانشجوی دانشگاه فرهنگیان هستم سوالی که قصد پرسیدنش را دارم توسط یکی از دانشجویان در کلاس مطرح شد و اساتید قادر به پاسخگویی آن نبودند. در کشور فرانسه تا سن ۱۷ سالگی نصب هر گونه نماد مذهبی در مدرسه ممنوع است. چرا این مسئله در ایران رعایت نمی شود؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: فرهنگ غربی بر مبنای اومانیسم نظر به ابعاد متعالی انسان‌ها ندارد. در حالی‌که باید جوان را قبل از آن‌که جانش آلوده به امورات دنیایی شود، از حقایق آگاه کرد. امیرالمؤمنین «علیه‌السلام» می‌فرمایند قلب جوان مانند زمین آماده‌ی کشت است هرچه در آن کشت شود، می‌روید. موفق باشید

28721

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد بزرگوار: خیلی ممنون از پاسخگویی به سوالاتمان. درس های کنکوری را چگونه (یا با چه هدفی یا با چه روندی) بخوانیم تا بیشتر در تعالی مان کمک کند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: با انگیزه‌ی حاضرشدن در جهان با روحیه‌ای حکیمانه و انقلابی. موفق باشید

28534

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: نظرتان راجع به کتاب ملت عشق چیست؟ (در ذهنم بود که در یکی از پرسش و پاسخ ها نظرتان راجع به کتاب ملت عشق نوشته الیف شافاک گفته بودید و با کتاب پله پله تا ملاقات خدا مقایسه کرده بودید. اما هر چه گشتم در سایت آن سوال را پیدا نکردم.)
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: کتاب «ملت عشق» در این‌که یک رُمان خوبی است، ولی هیچ ربطی به جناب شمس تبریزیِ ما ندارد و سراسر یک کتاب لائیک است. البته کتاب «پله پله تا ملاقات خدا» آن ضعف‌ها را ندارد، رویهمرفته سالم‌تر است. ولی مولوی بزرگ‌تر از آنی است که در آن کتاب مطرح شده است. موفق باشید

27905

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: طاعات و عبادات مقبول حق. در صوتی از شما شنیدم که گفتید طلبه باید روزانه ۱۲ ساعت مطالعه طلبگی داشته باشد تا طعم طلبگی را بچشد، سوال بنده این بود که منظورتان از مطالعه طلبه‌گی چیست؟ چیز خاصی مدنظرتان بود؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حتماً این‌طور است. یعنی طلبه باید دروس رسمی حوزه را کاملاً با دقت دنبال کند زیرا پایه‌ی تفکر طلبگیِ اوست. موفق باشید

27738
متن پرسش
سلام علیکم: استاد عزیز تصور می‌کنم گریه های من در مجالس عزاداری تا به امروز از سر وهم و پندارهای خودم بوده. مثلا گریه کردن من برای مصیبت های کربلا، گریه کردن کسی بوده که دلش برای افرادی که در اون صحنه هستند میسوزه. در حالی که اهل بیت در اوج اقتدار و عزت این حادثه رو رقم زدن و نمیشه از سر ترحم برای اونها گریه کرد. گریه حقیقی باید چه گریه ای باشه و چطور به دست میاد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: علاوه بر آن‌که در کتاب «کربلا؛ مبارزه با پوچی‌ها» بحثی در رابطه با اشک بر امام حسین «علیه‌السلام» شده است، در یادداشت ویژه نیز نکاتی عرض شده که در ذیل خدمتتان ارسال می‌شود: موفق باشید

جایگاه اشک بر حسين (ع)

قال الحسین (ع) : أ َنَا قَتِيلُ الْعَبْرَةِ لَا يَذْكُرُنِي مُؤْمِنٌ إِلَّا اسْتَعْبَر [1] من كشته‏ ام براى اشك، مؤمن يادم نكند جز آنكه گريه‏ اش گيرد.

اشكي كه در شيعه هست با ناراحتي‌هاي عاطفي و احساساتي فرق اساسي دارد، اشك براي حسين(ع) عامل رابطه انسان است با مقاصد قدسي و لذا نه تنها شادي و نشاط را از شيعيان نمي‌گيرد، بلكه شادي و نشاط در زندگي شيعيان موج مي‌زند. ولي نبايد آن را با لذت‌گرايي يكي گرفت، زيرا تفاوت زيادي است بين آن شادي كه با پرهيزکاري همراه است و روح معنوي دارد با آنچه امروز در غرب هست كه لذت‌گرايي در آن مقصد و معبود شده است. در شيعه، شور زندگي با يادآوري غم غربت نسبت به عالم قدس همراه است و با فرهنگِ مرگ آگاهي راه خود را از قهقهه‌هاي اهل غفلت جدا كرده و سعي دارد خود را در فرحِ حضورِ با حق حفظ كند و اشك بر حسين (ع) نوعي طلب آن فرح است و آن‌هايي كه غم غربت در اين دنيا را مي‌شناسند مي‌فهمند حزن مقدس چه حلاوتي دارد و مواظب‌اند گرفتار لذت‌گرايي و خوش‌گذراني اهل دنيا نشوند و از ارتباط با حقايق وجودي عالم محروم گردند.

شیعه و غم و شادی و اشک

در زندگی شیعه شادی و طرب موج می‌زند، اما نباید آن را با لذت‌گرایی یکی گرفت، تفاوت زیادی است میان آن شادی که با پرهیزکاری همراه است و ویژگی معنوی دارد و آنچه امروز در فرهنگ غرب هست که در آن لذّت‌گرایی مقصد و معبود شده است.

در شیعه شور زندگی یا فرح، با یادآوری نوعی غمِ غربت نسبت به وطن معنوی، همراه است، که موجب حزن می‌گردد. این حالت از جمله حالاتی است که در اشعار عرفانی ما هویدا است و معلوم است که این حزن با ناراحتی عاطفی فرق بسیار دارد.

از آن‌جا که ما مرگ را در پیش داریم ناممکن است چون غافلان از غیب و قیامت از زندگی لذّت مستانه ببریم، و لذا فرهنگ شیعه در این «مرگ‌آگاهی» راه خود را از قهقهه‌های مستانه‌ی اهل غفلت جدا کرده است و با حزنی معنوی در فرحِ حضور است و متوجه است که ما در مقام موجوداتی معنوی با این عالم بیگانه‌ایم و یک نحوه باطن‌گرایی را دائماً مدّ نظر داریم.

آن‌هایی که غم غربت را می‌شناسند در دل حزن مقدس، فرح و حلاوتی می‌یابند که قابل مقایسه با شادی‌های اهل دنیا نمی‌باشد.

دیدگاه شیعه با پیروی از ائمه «علیهم‌السلام» این نکته را دائماً مدّ نظر دارد که این جهان ناقص‌تر از آن است که بتوان با نور حقیقت به طور کامل ارتباط پیدا کرد.

اگر این غم مقدس نبود عناصر شادی‌بخش افراطی بر زندگی تشیع غالب می‌شد و به مردمی تبدیل می‌شدند که بیشتر لذت‌گرا و خوش گذرانند.

حزن شیعه نیز به جهت احساس غم غربت یا حزن معنوی او است که خود را و بقیه را در این غم شریک می‌بیند و اگر این حزن معنوی نبود، خیلی زود فرح، شکل شادیِ بی‌محتوا به خود می‌گرفت و گرفتار لذّت‌جویی حسی می‌شد.

جایگاه عزاداری برای امام حسین «علیه‌السلام»

۱. عزادران امام حسین«علیه‌السلام» با حضور در مراسم عزای آن حضرت، در واقع خویشتن را مصیبت‌زده و داغدارِ حادثه‌ی عاشورا می‌یابند، گریه سر می‌دهند و بی‌تاب می‌شوند.

۲. در اشک برای حسین«علیه‌السلام» آرامشی ویژه و لذتی خاص هست متفاوت با غم‌ها و اشک‌های زندگی روزمرّه، غم معنویت، غم سوختن برای مظلوم، غمی است منشأ حرکت، و پویایی اجتماعی افراد را افزایش می‌دهد و به قلب و روح انسان نشاط همدلی با مظلوم را پدید می‌آورد و لذا از تکرار این غم و اشک ملول نمی‌شود.

۳. مهر و محبت به امام معصوم در ژرفای احساسات و عواطف شیعیان آن حضرت جای دارد و با تلاش شیعیان این پیوندِ عمیق عاطفی هرسال تکرار می‌شود، آن‌هم تلاش برای پیوندی عمیق‌تر. و لذا رسول خدا«صلواة‌الله‌علیه‌وآله» فرمودند: «إِنَّ لِقَتْلِ الْحُسَيْنِ حَرَارَةً فِي قُلُوبِ الْمُؤْمِنِينَ لَا تَبْرُدُ أَبَدا» [2] برای شهادت حسین «علیه‌السلام» در قلوب مؤمنین حرارتی است که هرگز خاموش و سرد نمی‌شود.

۴. با توجهِ عاطفی به حضرت امام حسین «علیه‌السلام» سایر ابعاد شخصیت امام و اسلام مدّ نظر قرار می‌گیرد تا علاوه بر نظر به آزادگی و ظلم‌ستیزی و ایثار و حقیقت‌جویی که غذای جان انسان است، به مقام امامت نیز نظر ‌شود و آن دری می‌شود برای فهم معارف اسلامی از طریق روایات آن بزرگان، و فربه‌شدن در فضائلی چون صبر و حلم که زمینه‌ی نزدیکی به امامان معصوم می‌‌گردد و مرز تولّی و تبرّی که عامل نجات جامعه‌ی اسلامی است شکل می‌گیرد و معنویت به عنوان یک ارزش جا باز می‌کند.

5- گریه بر امام حسین «علیه‌السلام» از نوع گریه‌های نیمه‌شب‌ اولیاء الهی است که حسین «علیه‌السلام» توانست آن را برای عموم مردم عملی کند و خودِ آن حضرت به‌خوبی متوجه بودند که صحنه‌ی کربلا عامل چنین گریه‌هایی باید باشد تا زمینه‌ی اُنس قلب با حقایق فراهم شود و حجاب‌ها بین عبد و معبود رفع گردد. چرا که هرکس ناظر آن اندازه زیبایی وفاداری بین حسین «علیه‌السلام» و ابوالفضل عباس یا بین امام حسین «علیه‌السلام» و حرّ شود، از عمق فطرت گریه سر می‌دهد تا از اتصال به این زیبایی‌ها محروم نباشد و موجب پایداری بر عهد خود با حقیقت می‌شود و پیوندی جاودانه را که بین جان انسان است با دل‌ اولیاء الهی به صحنه می‌آورد.

بنا به فرمایش امام خمینی «رضوان‌الله‌علیه»؛ «هر مکتبی تا پایش سینه‌زن نباشد، تا پایش گریه‌کن نباشد، حفظ نمی‌شود. گریه‌کردن بر عزای امام حسین «علیه‌السلام»، زنده نگه‌داشتن نهضت و زنده نگه‌داشتن همین معنی است که یک جمعیتِ کمی در مقابل یک امپراتوری بزرگ ایستاد... آن‌ها از همین گریه‌ها می‌ترسند. برای این‌که این گریه‌ای است که گریه بر مظلوم است، فریاد مقابل ظالم است».

با لباس سیاه به تن‌کردن و سینه و گریه جمعی نهایت تعلق خاطر را نشان می‌دهد که تا چه اندازه به آرمان‌های شخص مظلوم وفادار است و نیز کودکان این جامعه را متوجه چنین تعلق خاطری می‌کند و با نمادهای کربلا و عاشورا آشنا می‌نماید.

رسول خدا (ص) فرمودند: «كُلُّ عَيْنٍ بَاكِيَةٌ يَوْمَ الْقِيَامَةِ- إِلَّا عَيْنٌ بَكَتْ عَلَى مُصَابِ الْحُسَيْن»‏[3] هر چشمى فرداى قيامت گريان است غير از چشمى كه در مصيبت حسين «علیه‌السلام» گريه كند.

روایت فوق خبر از عمق تأثیر اشک بر امام حسین «علیه‌السلام» در عمیق‌ترین ابعاد انسان می‌دهد که در قیامت ظاهر می‌شود.

آن‌کس که عاطفه‌ی خود را درست مدیریت کند و بخواهد بهترین مصداق را جهت تغذیه‌ی عواطف بیابد، می‌پذیرد اشک برای اباعبدالله «علیه‌السلام» موجب صیقل قلوب و گشادگی روح می‌شود و عامل رشد ایمان و حفظ آن از یک طرف، و دوری از دنیا و صفات رذیله از طرف دیگر می‌شود.

اشک برای حسین «علیه‌السلام» نمونه‌ی به فعلیت‌رسیدن ایمان است، زیرا ایمانی که به پاک‌کردن قلب و زلال‌ساختن دل و دگرگونی آن منتهی نشود، ایمانِ فعلیت‌یافته نیست و نمی‌توان به وسیله‌ی آن، انس با خدا را از یک طرف، و ایثار و فداکاری و جهاد از طرف دیگر به‌دست آورد.

اشک برای حسین«علیه‌السلام» موجب احیاء قلوب و آزادی عقل از اسارت هوس‌ها و غفلت ها است و در همین راستا حضرت رضا «علیه‌السلام» به «دعبل خزایی» می‌فرمودند: قصیده‌ی خود را در رابطه با شهادت حضرت سیدالشهداء «علیه‌السلام» بخواند و حضرت با تمام وجود اشک می‌ریختند و دو بیت نیز به آن اضافه نمودند.

«والسلام»

27692

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحيم استاد سلام بر شما: لطفا بفرمایید برای درک شبهای قدر از هم اکنون چگونه تدارک ببینیم؟ از همدلی و راهنمایی هایتان سپاسگزارم. التماس دعا.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر می‌کنم نکات روی بنرِ سایت در رابطه با شب‌های قدر، تذکراتی که إن‌شاءاللّه مفید خواهد بود، هست. موفق باشید

27491
متن پرسش
سلام علیکم: آیا تفسیر المیزان مرحوم علامه طباطبایی (ره) تفسیری هرمنوتیک محسوب می شود و می توان قلمداد کرد؟ من نظرم به شخصه این است علامه باور دارند حقیقت و سنن الهی و تجلیات حضرت الله در اعصار و زمان ها و تواریخ مختلف متناسب آن زمانه و ظرفیت و تغییر انفسی و عزم راسخ ملتها حاضر می شود کما اینکه در زمان امام رضا (ع) پس از سالها حصر و خانه نشین کردن ائمه تجلی الهی به میان آمد و نشان داده شد اگر جهت جامعه مسلمین و تمدن اسلامی با مکتب اهل بیت (ع) و امام هشتم باشد چگونه مسلمین به اعتلا می رسند و در زمان صفویه با وجود مسائل و نشیبهای آن زمان با تجلی حکمت شیعه و اینکه با تدبیر و هدایت شیخ بهایی و میرداماد و محقق کرکی بستر تحقق شریعت و تبدیل فرهنگ شیعه به ابزار و تمدن به صحنه آمد و در شرایط کنونی در بستر انقلاب اسلامی و سیره شهدا و ولایت دو فقیه جامع الشرایط تجلی یافته است. ولی علامه، پلورالیسم و تکثر در تفسیر قرآن که رویکرد اسحاق کندی هم به آن سمت و سو رفت و مورد انتقاد جدی امام حسن عسکری (ع) واقع شد، باور ندارند.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم:چرا که نه! مگر علمای ما در هر زمانی مطابق روح آن زمان، حقیقت را به میان نمی‌آوردند؟ علامه‌ی طباطبایی «رحمت‌اللّه‌علیه» در مواجهه با دنیای جدید و موضوعاتی که بعد از مشروطه به میان آمد، قرآن را مطابق چنین شرایطی به نطق آوردند و حقیقت را مطابق روح این زمان ظاهر کردند. موفق باشید  

27027

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام ببخشید پیرو سوال ۲۷۰۱۱ که در مورد افرادی بود که طبق اسم خواستگار تعیین میکنن ازدواج خوبه یا بده، یه نفر از دوستان که یه خواستگارش رو پسندیده الان با این حساب کتابا گفتن ازدواج خوبی نیست. این دوستم خیلی ناراحت و نگران شدن. الان تکلیفشون چیه؟ اگر اعتنا نکنن مشکلی پیش نمیاد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اصلاً نباید معطل این حرف‌های بی‌پایه شد. هرکس باید خودش به نور الهی زندگی خود را مدیریت کند و در مقابل مشکلاتی که پیش می‌آید، اندیشه به خرج دهد. موفق باشید

25452

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد طاهرزاده و آرزوی توفیق: برخی اساتید تاریخ و یا مباحث انسان شناسی اینجانب، معتقدند در بررسی روندهای تاریخی باید بی طرف بود و رویکرد فقهی و دینی که بدنبال طرفداری از جبهه حق در طول تاریخ هست، در فلسفه تاریخ درست تدبر نکرده و گرنه مورخ باید خودش رو کاملا بیرون بکشه و مثلا در بررسی حتی پدیده ای مثل انقلاب اسلامی، در نظر گرفتن افق تمدنی را دیدگاه موافقین انقلاب میداند و سعی می کند بر اساس روشهای سایر انقلابها بر فرض حتی انقلاب های مذهبی اون رو بررسی کنند و اعتقاد دارند روح تاریخ در بیطرفی و نگاه کردن از بیرون صحنه است و به تعبیری کاملا نمی توان در تشخیص جبهه حق مطمئن بود و از آن طرفداری کرد و گفت این حادثه متمایز و مستحکم است مثل انقلاب خودمان. در مقابل ما در بینش قرآنی، سیر دیگری از تاریخ و زمان شناسی رو داریم که در این قائل بودن به اختیار افراد، روبروی نسبی بودن حقیقت ایستاده و میاد رودرویی جبهه انبیاء و اولیاء با جبهه طواغیت رو میگه و اینکه جریان هدایتگری انبیاء در راستای تذکر عهد الهی بشر با واجب الوجود و عالم قدس است. و در عین حال در حدیثی از امام سجاد (ع) داریم، افراد خنثی مقابل حق و باطل، خوک صفت هستند. آیا واقعاً روح تاریخ شناسی، با نسبیت گرایی و بی تفاوتی رقم خورده؟ در این صورت حتی ما در تحلیل حوادث سیره ائمه یا انقلاب هم باید بگیم این نظر دوستان و موافقین اونهاست و از جهت تاریخ شناسی ما کاملا نمیتونیم به اون متکی باشیم و بگیم مسیر انبیاء، تداومش انقلاب اسلامی است و زمینه ساز سعادت بشره و حقیقت راه انبیاء هم همچنین نسبی هست و نه مطلق؟ با تشکر و عذر خواهی از اینکه وقت شریفتون رو گرفتم
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: در مباحثِ پدیدارشناسی که بحمداللّه امروزه به رشد خوبی رسیده است، بحث می‌شود که باید مجال داد تا پدیده، خود را با همه‌ی هویتش از جمله روحِ تاریخی‌اش بنمایاند. آیا می‌توان در نظر به انقلاب اسلامی روح دینی آن را نادیده گرفت و مدعی شد به عنوان یک استاد تاریخ پدیده را شناخته‌ایم؟ موفق باشید

25297
متن پرسش
باسمه تعالی سلام خدمت استاد عزیزم ایام را تسلیت عرض می کنم. دو مطلب را می خواستم سوال کنم: ۱. نظر شما در مورد آقای دکتر علی اکبر خانجانی چیست آیا آثارشان مفید است؟ ۲. عازم اربعین حسینی هستم، توصیه ای می خواستم در مورد این که بتوانم بیش تر فضای حضوری آن جا را درک کنم مخصوصا سال های پیش که رفته بودم یک احساس حضور زیبایی به من دست داد که هنوز شیرینی اش در کام من هست. با تشکر و عذر می خواهم وقت شریفتان را گرفتم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. در جریان فرمایشات و آثار ایشان نیستم. ۲. مسیر، مسیر حضور محبوب است، در چنین حضوری بحث و نظر هر دو زیباست. هزار بار صلوات و هزار بار سوره‌ی قدر و هزار بار سوره‌ی توحید با نظر به جمال اولیاء معصوم و سپس نظر به حضور ملائکة اللّه در سوره‌ی قدر و نظر به صِرف توحیدِ ناب که همه‌ی عالم را گرفته است، إن‌شاءاللّه کارساز است. موفق باشید

24986

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم استاد بزرگوارم: خواب صادقه خوابی است که عین واقعه است. خوابی که معبر تعبیر می کند و بعدا به وقوع می پیوندد خواب صادقه نیست درست است؟ پس این خواب چه خوابی محسوب می شود؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: رویهمرفته درست است ولی نمی‌توان گفت خواب معبر صادقانه نیست، بلکه به نحوی همان خواب نیز از قبل به همین صورت باید محقق می‌شده. موفق باشید

24852
متن پرسش
استاد گرامی با سلام: با توجه به اینکه شیطان می تواند در اندیشه و تفکر ما تاثیر بگذارد و القائاتی به ما داشته باشد، ما در مسیر تفکر خود چگونه می توانیم مطمئن باشیم در تفکر ما شیطان دخالت نکرده و درست است و به خطا نمی‌رویم و گمراه نمی‌شویم با توجه به اینکه چه عابد ها و زاهد ها که با دخالت شیطان و القائات شیطان گمراه شدند، مانند برصیا عابد و ...،ملاک تمیز اندیشه و عقیده صحیح و درست از نادرست چیست؟ البته ناگفته نماند که همانطور که از جانب شیطان به ما القا می شود از جانب ملائکه هم به ما الهام می شود. ممنونم
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: خداوند با لطف خود امامان معصوم را که در قول و فعل معصوم‌اند، در مقابل ما قرار داده است تا در قول و فعل و فکر، تحت تأثیر آن‌ها خود را از القائات شیطانی نجات دهیم. موفق باشید

24739
متن پرسش
سلام و درود خدمت شما: نحوه رجوع به قرآن که محکم ترین و استوار ترین راه را برای گشایش پیچ و خم های هر تاریخ است، چیست؟ یا به عبارتی در این زمان به چه روشی باید با قرآن ارتباط داشت؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به این روایت فکر کنید که رَسُولُ اللَّهِ (صلي الله عليه و آله) می‌فرمایند:‏ «أَيُّهَا الناس ... فَإِذَا الْتَبَسَتْ عَلَيْكُمُ الْفِتَنُ كَقِطَعِ اللَّيْلِ الْمُظْلِمِ فَعَلَيْكُمْ بِالْقُرْآنِ فَإِنَّهُ شَافِعٌ مُشَفَّعٌ وَ مَاحِلٌ مُصَدَّقٌ‏ وَ مَنْ جَعَلَهُ أَمَامَهُ قَادَهُ إِلَى الْجَنَّةِ وَ مَنْ جَعَلَهُ خَلْفَهُ سَاقَهُ إِلَى النَّارِ وَ هُوَ الدَّلِيلُ يَدُلُّ عَلَى خَيْرِ سَبِيلٍ...». (الكافي (ط - الإسلامية)، ج‏2، ص: 599) هر گاه شرایط چون شب تار شما را فرا گرفت به قرآن رو آوريد (و بدان چنگ زنيد) زيرا آن است شفيعى كه شفاعتش پذيرفته است (در باره كسى كه بدان عمل كند) و گزارش دهنده است از بديها كه گفته‏ اش (در باره آن كس كه بدان عمل نكرده) تصديق شده است، هر كه آن را پيشواى خود كرد به بهشتش رهبرى كند و هر كه (از آن پيش افتد) و آن را پشت سر خود قرار دهد به دوزخش كشاند، و قرآن راهنمائى است كه به بهترين راهها راهنمائى كند.

پس باید بتوانیم مشکلات خود را و مسائل‌مان را بشناسیم و با تدبّر در قرآن راهِ عبور از آن مشکلات را بیابیم. موفق باشید

24461

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد بزرگوار وقتتون بخیر و خسته نباشید، استاد ببخشید بنده برای سوالم با شماره ۲۴۴۴۷ پاسخی دریافت نکردم، ممنون میشم راهنمایی بفرمایید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به صورت شخصی این‌طور جواب داده شد: «نمی‌دانم. اطلاعی از ایشان ندارم. موفق باشید» البته اجازه بدهید ما در رابطه با سوالات عقیدتی و معرفتی در خدمت دوستان باشیم. موفق باشید

24272

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: ازتون راهنمایی میخاستم یک دختر هفده سالم و احساس می کنم دیگه برام مهم نیست که به یه منبع حقیقی وصل باشم. انگار همینطوری هم میشه زندگی کنم و چند روزی رو بگذرونم, درباره ی تاریخ و فلسفه و جامعه و سیاست و چیزایی که ظاهرا معنا دارن مطالعه کنم، یه شغلی بدست بیارم و بعد هم بمیرم. انگار دیگه طلب ندارم، بیقرار نیستم، مثل یه آدم میانسال روزمره که قبول کرده زندگی معنایی نداره و پوچی و بی معنایی رو بعنوان بخشی از وجودش پذیرفته. باید چه کرد؟ شاید همین که این سوال رو می پرسم یعنی طلب حقیقت دارم اما همین طلب کوچیک رو هم ناامیدی سرکوب میکنه و میگه زهی خیال باطل، حتی تو اگه مشتاق و بیقرار هم بشی فکر کردی بهش می رسی؟ نه، فقط سعی کن چند روزی خوب زندگی کنی و بمیری. اگه راهی هست، ممنون میشم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده کتاب «آشتی با خدا» را برای آن تنظیم کردم تا با افراد همچون جنابعالی آن موضوعات را در میان بگذارم. فکر می‌کنم بد نیست سری به آن کتاب بزنید. کتاب بر روی سایت هست. موفق باشید

24188

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: ممنون به پاسخگویی شما عزیز. از خدای مهربان برای شما شهادت در رکاب امام زمان (عج) خواستارم جواب «۲۴۱۶۹» را ندادید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به صورت شخصی در ایمیل‌تان این‌طور جواب داده شد: باسمه تعالی: سلام علیکم: شما به عنوان عبادت و کسب روزی حلال، کمی ساعت کار را افزایش دهید، إن‌شاءاللّه نتیجه می‌گیرید. موفق باشید

19751

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: استاد عزیز اینکه خداوند در قرآن کریم می فرمایند کسانی که خدا را فراموش کنند به خود فراموشی دچار می شوند. می خواستم از خدمتتان سوال کنم که این خود فراموشی به چه معناست؟ آیا به جز اینکه خود را در اینجا به معنای اصلی خود یعنی همان فطرت در نظر بگیریم و خود فراموشی را همان از دست دادن سرمایه وجودی در نظر بگیریم، می توانیم این خود فراموشی را حال و روز افرادی در نظر بگیریم که دچار عدم خود باوری و عدم اعتماد بنفس هستند؟ با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: وقتی انسان خدا را فراموش کرد متوجه‌ی اتصالِ وجودی خود به حضرت حق و عبودیت خود نخواهد بود و این به معنای فراموشی خود است چون حقیقت خود را فراموش کرده است.

نمایش چاپی