باسمه تعالی: سلام علیکم: زمینی که چون موجودی زنده، زنده و بیدار است و حرف میزند. تمام زمين از اين حالت دنيايىاش در مى آيد و تغيير مى كند. پس نبايد انتظار داشت كه انسانها در آن عالم، بدنى با خصوصيات بدن اين دنيايى داشته باشند، بلكه بدن اخروى هركس، چه در برزخ و چه در قيامت متناسب با عوالم اخروى -اعم از بهشت يا جهنم- خواهد بود. عوالم بهشتى و تنعم انسانها در آن عوالم، زوال پذير نبوده و دائمى است، لذا قرآن مى فرمايد: «هُمْ فيها خالِدون» يا مى فرمايد: «جَنَّةُالْخُلْد» يعنى بهشتى پايدار. دوام و زوال ناپذيرى بهشت ها و جهنم ها و نبودن پيرى و شكستگى و مريضى و دردها در بهشت، همه گوياى اين حقيقت است كه قوانين حاكم در آنجا غير قوانين اين دنيا است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: از کتاب «امام خمینی و سلوک در تقدیر توحیدی زمانه» از صفحهی ۳۴۷ به بعد، بحث مستقلی است که به آن پرداخته شده است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در جریان نیستم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: بحث در آن سوال در این بود که خطر مشغول کردن مخاطبان آن برنامه به اموری که افق فکری آنها را باز نمیکند چرا باید باشد تا با روبرو شدن با موضوعاتی که نیاز به اندیشه و بصیرت دارد آنها در نمانند و از طرفی انتقاد به یک برنامه با تکفیر فرق میکند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: چنانچه ملاحظه کرده باشید عرایض بنده تنها نظر به داناکردنِ مخاطب ندارد، بلکه سعی میکند زندگی او را معنا ببخشد، حال چقدر موفق است، خدا باید کمک کند و این برعکسِ بعضی از نوشتههاست که در صرف دانایی مخاطب متوقفاند. تذکر مقام معظم رهبری آن بود که اندیشه باید معطوف به عمل باشد. که البته نمونهی کامل آن خود قرآن است. موفق باشید.
بسم الله الرحمن الرحیم سلام و عرض ادب و تبریک سال نو بر شما استاد گرامی و آرزوی برترین خیرات و برکات و توفیقات وافر تحت عنایت خاصه حضرت ولیعصر(عج). سوالی داشتم از محضرتون که با توجه به دیدگاهتون در مسایل مختلف که سالهاست شاگردی شما را از دور میکنم پاسخ شما برایم ارزشمند خواهد بود. متاسفانه پس از کشف حجابهایی که در مجامع عمومی شاهد آن بودیم و با کوتاهی های انجام گرفته از طرف خودمان و مسئولین در تمام جوانب این مساله در حال گسترش است. اولا رویکرد جنابعالی هم در مورد برخورد شخصی و هم در مورد روش رویکرد مسئولین نسبت به این مقوله را میخواستم جویا شوم. دوما متاسفانه اخیرا در فامیل و جمع های خانوادگی نیز بدلیل اختلاف نظر مطرح شده توسط افراد پس از سالها احترام به عقاید فامیلی، شاهد کشف حجاب افراد فامیل و کم کم گسترش آن بین جوانان فامیل هستیم و مبرهن است این رفتار خاتمه نخواهد داشت و کشف حجاب از روسری و .. میتواند آغازگر انواع مسایل دیگر باشد. با توجه به اینکه روش برخورد در مجامع عمومی اعم از امر به معروف و نهی از منکر و در نهایت عدم حضور در چنین مجامعی امکان عمل به تکلیف شخص را محقق میکند گرچه نیاز به راه حل ریشه ای می باشد اما در مجامع فامیلی بدلیل احترام خاصی که بین اقوام از جمله بزرگترها هست و لازم است باشد و بحث صله رحم و... برای روش برخورد صحیح و عمل به تکلیف شرعی دچار شبهاتی شدیم که پس از مشورت با افراد صاحب نظر علمی و دینی پاسخی نیافتیم در نهایت از مرجع گرانقدر و رهبر معظم استفتاء کردیم که خدمتتان ارسال میکنم: بسم الله الرحمن الرحیم. سلام علیکم: به تازگی و متاسفانه چند نفر از اقوام اقدام به کشف حجاب در مهمانی های خانوادگی نموده اند تکلیف ما در برخورد با این موارد چیست؟ تذکر دادن ممکن است موجب کدورت فامیلی شود تکلیف چیست ادامه ارتباط یا ترک مجلس؟ بسم الله الرحمن الرحیم سلام علیکم و رحمة الله و برکاته اگر حضور در آن مجلس مستلزم عمل حرام و یا تأیید ایشان در عدم التزام به امور دینی باشد یا نهی از منکر متوقف بر خروج از آن مجلس یا شرکت نکردن در آن باشد، باید در آن مجلس شرکت نکنید و اگر شرکت کرده اید، باید از آن خارج شوید. و در صورت معاشرت نیز، با تمکن و تحقق شرایط امر به معروف و نهی از منکر، حتماً در انجام این فریضه مهم الهی مبادرت ورزیده و از اعمال خلاف شرع آنها اظهار تنفر کنید و آن ها را به هر روشی که مؤثر و مفید می دانید، موعظه کنید؛ ولی قطع رحم جایز نیست؛ البتّه صله رحم منحصر در دید و بازدید نیست بلکه از طرق دیگر مانند تلفن، نامه و امثال آن نیز محقّق میشود. موفق و مؤید باشید. از جنابعالی تقاضا دارم در سوال دوم رویکرد صحیح در برخوردهای فامیلی را با توجه به نگاهی که نسبت به مسایل دارید بیان بفرمایید. ضمنا بنده سعی کردم در موارد مختلف راههای مختلف را امتحان کنم. بیشتر ناظر به پیدا کردن راه حلی که در این زمانه بتواند در کنار عمل به تکلیف شخصی راهی بگشاید برای حضور در بیکرانه هویت تاریخی و یافتن بابی برای بحث تمدن اسلامی ظهور چون نگاه افراد در این زمانه به فرموده خود شما نگاهی است جستجوگرانه به دنبال هویت یابی و بنده پس از شاگردی در محضر شما معتقدم این رفتارها اگر به سمت صحیحی هدایت گردد پاسخی عالی در باب گشودن تمدن ظهور خواهد بود چرا که هویت حقیقی انسانها در پس رفتارهایی نادرست در طول تاریخ پنهان گردیده و انقلاب اسلامی در دورانی است که پس از گذار از آزمون و خطاهای بسیار میتواند با رویکردی صحیح و قابل اجرا برای بشر جدیدی که پرسشگر هویت و حقیقت خود است مسیری روشن و حقیقی را بگشاید از توجه و عنایت جنابعالی کمال تشکر را دارم و شاکر حق تعالی هستم.
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. آری! در این که کوتاهیهایی شده، هیچ شکی نیست ولی این کوتاهیها به جهت عدم رعایت دستورات شریعت الهی بوده است و نه به جهت رعایت آن. و به همین جهت با بازخوانیهایی که بحمدلله در حال انجام است، شرایط تغییر میکند. ۲. آری! اگر فضا، فضایی است که در آن فتوا فرمودهاند باید در آن مجالس حاضر نشد و یا آن مجلس را ترک کرد. ولی ممکن است صورت دیگری نیز مسئله داشته باشد که عملاً به صورتی ظریف، حضور بیابید جهت نفی آن جریان. و یا تذکری نرم به آن جریان. در این حالت است که میتوانید راهی در راستای گشودهشدن حضور تاریخی انقلاب اسلامی به ظهور آورید، إنشاءالله. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده متوجه فرمایش شما نمیشوم. هرچه هست آنجایی که بحث تبرّج و خودنمایی برای آنها در میان باشد، باید خودشان مواظب باشند تا از ابعاد ظریف شخصیتیشان خارج نشوند و به همین جهت به اعتبار تبرّجی که بعضاً در بعضی موارد در دوچرخهسواری خانمها پیش میآید بحث جایز نبودن این کار در میان است. به نظر بنده همان بحثی که تحت عنوان «حیا» در کتاب «انقلاب اسلامی و جهان گمشده» مطرح است، میتواند جوابگو باشد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: این آموزهها از موارد ضعیفی است که ما در آموزههای دینی خود متوجه آن هستیم و در این رابطه در کتاب «عالَم انسان دینی» مطالبی عرض شده است
از اميرالمؤمنين (ع) هست كه:
|
ما فاتَ مَضَى وَ ما سَيأتِى فَأين |
قُم فَاغْتَنِم الْفُرْصَه بَينَ الْعَدَمَين |
|
آنچه از دست رفت كه گذشت، و آنچه هم كه نيامده، كو؟ پس همت كن و فرصتى را كه بين دو عدم- گذشتهاى كه رفت و آيندهاى كه نيامده- قرار دارد، غنيمت شمار همچنان كه حضرت مى فرمايند:
«الْمَرْءُ بَيْنَ سَاعَتَيْهِ»[1] انسان بين دو ساعت - ساعتى كه گذشت و ساعتى كه نيامده - جاى دارد خداوند با نورى كه بر قلب انسان مىاندازد، او را با خودش روبهرو مىكند تا راه را به او بنماياند، از اين به بعد اين انسان است كه بايد مواظب باشد از آن ملاقات گوارا نهايت استفاده را بكند وگرنه آن نور مىرود و او براى هميشه محروم مىشود. حضرت اميرالمؤمنين (ع) در اين مورد مىفرمايند: «مَنْ وَجَدَ مَوْرِداً عَذْباً يَرْتَوي مِنْهُ فَلَمْ يَغْتَنِمْهُ يُوشِكَ أنْ يَظْمَأَ وَ يَطْلُبَهُ فَلا يَجِدَهُ».[2] هركه جايگاه آب گوارايى را كه مىتواند از آن سيراب گردد بيابد و آن را غنيمت نشمارد، بى شك تشنه ماند و در شرايطى قرار گيرد كه طلب آن كند پس آن را نيابد. يافتن آب گوارا در حديث فوق، همان به سراغ آمدن «وقت» است و غنيمت شمردن آن، به اين شكل كه انسان قلب خود را براى تجلى آن نور از هر فكر و خاطرى خالى كند و از غير حق جان را منصرف گرداند، در اين حال مىگويند به پيام «وقت» عمل كرد.
موفق باشید
[1] ( 2)-« تصنيف غرر الحكم و درر الكلم»، ص 473.
[2] ( 3)-« غررالحكم»، ص 474.
باسمه تعالی: سلام علیکم: بحثی که در هیئت قدیم تحت عنوان «عقول عشره» مطرح بود و حکما آن را به افلاک نسبت می دادند، بنا به فرمایش شهید مطهری تطبیق نابجایی بود. ولی افلاک به معنای نفس کلی که ذیل عقل باشد حرف درستی است که به نظر می آید واژه افلاک باز ذهن را منتقل می کند به نگاه علمای نجوم. بنده که نتوانستم با آن مباحث ارتباط برقرار کنم. در هر حال مقام عقل برای واسطه فیض، مقام مناسبتری است و مسلم اولیای معصوم به یک اعتبار، مقام عقل اند و به اعتبار نفس شان، مقام نفس کلی می باشند که از این جهت می توان گفت واسطه فیض اند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: این موارد، مواردی نیست که بتوانیم از طریق سؤال و جوابهای اینچنین مختصر جواب داد بهخصوص که این سایت، بیشتر به پرسشهایی میپردازد که عزیزان در رابطه با کتابهای موجود روی سایت برایشان پیش آمده که عموماً در رابطه با مسائل اعتقادی و یا مربوط به انقلاب اسلامی میباشد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: بهتر آن است که در همین کثرات و جمعِ افراد متوجهی وحدت الهیه باشیم. ولی اگر واقعاً شرایط موجب غفلت روح و قلب میشود، هجرت لازم میاید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به صورت شخصی اینطور جواب داده شد:
29012- باسمه تعالی: سلام علیکم: شرایط سختی است. به این فکر کنید که تا حدّی در این جلسات با هنرنمایی خاصی که مؤمنین باید از خود نشان دهند، موضوعاتی را پیش بکشید که نه ظاهرِ آن موضوعات، مذهبی باشد و افراد موضعگیری کنند، نه حالت غیبت داشته باشد. بالاخره انسانها با انسانها زندگی میکنند و رشد مییابند. نباید بهکلّی خود را از این نوع جلسات دور کنید، بلکه با مدیریتی خاص، جهتِ جلسات را به حالت ابعاد انسانیِ آن سیر دهید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر بناست امثال دکتر محمد شبستری هرمنوتیک بگویند، وای بر هرمنوتیک! و نقد آقایان بهجا است. ولی اگر لااقل شرح آقای دکتر محمود خاتمی که خودشان نیز طلبه بودهاند، دنبال شود و یا شرح آقای دکتر محمدرضا بهشتی. به نظر بنده نباید نگاه هرمنوتیکی به متون، مورد غفلت قرار گیرد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: هنر انسان در همین جاها معلوم میشود که خود را بالاتر از این حرفها بیابد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: گفت: گرچه بهشتش نه به کوشش دهند / آنقدر ای دل که توانی بکوش
آنچه در پیش است ماه رحمت و برکت است، ماه ضیافت اللّه است برای حضور در جهانی فرایِ خوردن و خوابیدن تا لقمههای وصل، رُخ بنمایاند و جانها، مستعدّ شنوایِ ندایِ بیصدایی شوند که افق جان را در منظرشان قرار میدهد. چرا که: آدمی فربه شود از راهِ گوش / جانور فربه شود از راهِ نوش.
بد نیست با چند بحث بر روی سایت تحت عنوان «با دعا در آغوش خدا» رابطهای برقرار کنید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به هر حال، جهانی که در آن فضای مجازی با هر عنوانی در میدان است به سوی ما میآید و اگر نتوانیم مثل آوینیها در مورد آن درست فکر کنیم و بدانیم در آنجا به دنبال چه چیزی باید باشیم و چه چیزی را بنا به رسالت تاریخی به میدان آوریم؛ سیلی است که ما را میبرد. باید مشخص شود بالاخره در این تاریخ، اصالتِ ما چیست تا تعاملی مناسب با فضای مجازی داشته باشیم و فضای مجازی را مطابق اهداف خود معنا کرده باشیم. مثل کسی که میخواهد با غذایی گرسنگی خود را رفع کند و نه مثل کسی که از خوردن لذّت میبرد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: برای پرورندان عقل، انسانها نیاز به راهی دارند تا عقل رشد کند و قرآن و روایت و سیرهی ائمه، همان راه پرورش عقل است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: روح، إنشاءاللّه آرامآرام آن اذکار را تحمل خواهد کرد و آن فشاری که موجب مشکلات در خواب میشود، مرتفع میگردد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: احتمالاً با صور ذهنی خود که در حالِ خوشِ احساس روح برایشان پیش میآید، روبهرو میشوند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: إنشاءاللّه، چرا نه! موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: قضای الهی همیشه ثابت است، ولی انسانبا تغییر موقعیت، از قضایی به قضای دیگر و از قَدَری به قَدَری دیگر میتواند پناه ببرد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: این موضوع، مطلبی است که عرفا بهخصوص ابنعربی تحت عنوان «عین ثابته»ی هرشخص مطرح میکنند. شاید با آن روایتی که میفرماید: «خلق الارواح قبل از ابدان» بتوان تطبیق داد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در این رابطه چیزی نمیدانم. ولی شواهد موجود حکایت از تجلی اسم قهّار خداوند برای دشمنان انقلاب اسلامی دارد که نمونهی بسیار خوب و روشن آن را در تحقیر ترامپ به عنوان مظهر استکبار توسط رهبر معظم انقلاب میتوان مشاهده کرد. موفق باشید
با سلام و ادب: استاد گرامی این مساله را از این منظر که برای بنده کاملا جنبه سیر و سلوکی پیدا کرده خدمت شما مطرح میکنم. مادر بنده تا حدود زیادی نسبت به فرزندانشان حس مالکیت دارند و با اینکه چندین سال از ازدواج من گذشته مایل هستند بسیاری از امور مربوط به زندگی من و فرزندان را بدانند و در مورد آنها نظر بدهند و... این مساله برای من و همسرم آزاردهنده است و اگر چه اوایل با تغافل از کنارش می گذشتیم اما به مرور زمان حس می کنم روی میزان صمیمیت ما با ایشان و محبتی که نسبت به ایشان داشتیم تاثیر گذاشته و چون جایگاه ایشان جایگاه خاصی (مادری) است نگران تاثیر این مساله بر سیر و سلوک خود هستیم. لطفا ما را راهنمایی بفرمایید که چطور می توانیم این موضوع را مدیریت کنیم. بسیار سپاسگزارم. التماس دعا.
باسمه تعالی: سلام علیکم: به هر حال بدون مخالفت با ایشان باید با اغماض نسبت به این نوع دخالتها خودتان و همسرتان زندگی خود را ادامه دهید بدون عصبانیت نسبت به دخالت این نوع افراد. موفق باشید
با سلام و تشکر فراوان از استاد عزیز و تمام همکارانشان، پرسشم رو حتی المقدور کوتاه میکنم که از زحمت خواندن بکاهم. ۱. چرا مخاطب قرآن مردان هستند؟ منظور از جهت ضمیر و افعال مذکر نیست. بلکه در غالب آیات ضمیر مخاطب برای مردان بوده و ضمیر غایب برای زنان است. جوری که وقتی قرآن میخوانم و به این آیات، که کم هم نیستند، برخورد میکنم احساس ناخوشایندی سراغم میاید. به فرض که در زمان نزول آیات فقط مردان در اطراف پیامبر بودند، که بعید میدانم همیشه اینطور بوده، آیا نمیشد تمام ضمایر غایب باشد؟ یعنی خدا بفرمایند مومنین چنین و چنان بکنند. یا اگر مخاطب هست، لااقل جداگانه نشود؟ مطالب چندی در پاسخ به این مقوله خوانده ام اما بیشتر به نظر توجیه میایند و قلبم را قانع نمیکنند، چرا که قرآن کلام پروردگار عالم مطلق است بی زمان است (نه فقط مخصوص اعراب ۱۴۰۰ سال پیش) و هیچ نقصی از آن انتظار نمیرود. ۲. چرا در قرآن وقتی خداوند از حضرت مریم میگوید، میفرمایند ما او را به زنان عالم برتری دادیم؟ چرا نفرمودند به کل انسانهای عالم، مردان و زنان عالم؟ مگر حضرت مریم فقط بر زنان زمان خود برتری داشت؟ یا مثلا برای حضرت فاطمه سلام الله علیها، میگویند سیده النساء العالمین؟ آیا مادرم فاطمه زهرا، فقط سرور زنان عالمین است؟ مگر در قرآن و دعاهای رسیده از اهل بیت، وقتی از پیامبران یا امامان ما گفته میشود، در ادامه سید مردان عالم خطاب میشوند؟ چرا در مورد زنان جنسیت مطرح میشود؟ من متوجه این موضوع نمیشوم. چطور تصور کنم مقام انسان نزد خدا به جنسیت بدن مادی مربوط نیست، و مقام انسانی زن و مرد در نزد خدا برابر است در عین حال اینگونه موارد واضح را چطور پاسخ گویم. اگر دخترم که در این عصر و زمان و با فرهنگ حاکم بر این زمان زندگی میکند از من این سوالات را بپرسد، چگونه به او پاسخ دهم؟ بگویم روح جنسیت ندارد و روح انسانی مطرح است؟ پس این موارد چگونه توجیه میشوند. در پایان طلب عفو میکنم از استاد عزیز بابت طولانی شدن سوال و قدردانی میکنم از اینکه وقت گرانبهای خود را صرف مطالعه این سوال نمودید. از خداوند اجر بی پایان برای شما مسئلت دارم.
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. اتفاقاً مرحوم شهید مطهری متذکر نکته خوبی در این مورد هستند و در مورد روایت مشهورِ «طَلَبُ اَلْعِلْمِ فَرِيضَةٌ عَلَى كُلِّ مُسْلِمٍ» میفرمایند اینجا واژه «مُسْلم» به معنای همه مردم است و نباید «مُسلمه» را به آن اضافه میکردند. و با توجه به این نکته عنایت داشته باشید اگر ضمیر «کُم» به کار میرود نباید گمان کرد اینجا مردان را خطاب قرار داده، بلکه برعکس اگر عرب بخواهد تنها زنان را مخاطب قرار دهد، واژه «کُنّ» را به کار میبرد. ۲. به نظر میآید جمله «سیده النساء العالمین» نظر به جنسیت آن حضرات دارد و تأکید بر اینکه اینان که سرور همه بشریتاند، از جنس زن میباشند، نه آنکه آنها را صرفاً پیشروِ زنان بدانند. و در همین رابطه امام عسگرى «عليه السلام» مى فرمايند: «نَحْنُ حُجَجُ اللهِ عَلي خَلْقِهِ وَجَدَّتُنا فاطِمَةُ حُجَّةٌ عَلَيْنا»[1] يعنى؛ ما حجّت خداوند بر خلق هستيم و جدّه ما فاطمه حجّت است بر ما. يعنى راه را به ما نشان داد و جبهه اى را كه بايد ما پس از رحلت رسول خدا صلى الله عليه و آله وسلم و حذف حاكميت على عليه السلام در آن قرار گيريم، بر ما نماياند. موفق باشید
[1] ( 1)-« تفسير طيب البيان»، ج، 13 ص 223( نقل از شرح« فَصّ حكمة عِصْمَتِيَّة فى كلمة فاطميّه»، از آيت الله حسن زاده، ص 159).
