بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
29899

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم سلام علیکم و رحمة الله. از عرفا می گویند: « شيطان مشابه و كپي حقائق را در طريق سلوک بر اهل ايمان ارائه می كند. مشابه ‏ترين ميوه‏ ها را به عنوان نتایج و مقاصد سلوک ارائه می كند.» به نظر حضرتعالی منظور چیست؟ راه حل چیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌طور بوده. مگر شیطان ما را وعده به «شجرة الخلد» و «مُلک لا یُبلی» نداد؟ و درست عکسِ آن پیش آمد؟ موفق باشید

29823

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد عزیز: در کتاب خویشتن پنهان فرمودید که آقای دکارت به شاگردش گفت تو همانی که به همه چیز شک می‌کند. استاد من می‌خواهم بگویم حتی آن چیزی که آقای دکارت می‌گوید هم درست نیست. آن که به همه چیز شک می‌کند فکر من است نه خود من! تنها چیزی که می‌شود گفت اینست که بگوییم من خودم خودم هستم؛ همین!
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مگر ما جز «فکرکردن» هستیم که جناب دکارت می‌گویند: «من فکر می‌کنم، پس هستم».!! موفق باشید

29400

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: درسته شما می گین صبر ولی تحمل هم حدی داره. انقدر وضع مملکت خرابه به خصوص بخش اداری که مسئولین کوچکترین انگیزه ای برای زندگی کردن درست رو تو ایران برای یه جوون باقی نمی ذارن شرایط رفتن رو هم دارم و خدا شاهده فقط به خاطر آقای خامنه ای هست که مردد میشم چون مسئله مهاجرت جوانان ایشون رو ناراحت میکنه. و این ارزش نداره. و اگر نه جوان نخبه تو این کشور هیچ جایگاهی نداره.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: با این‌همه، امّ القرایی که حقیقتاً مأوایی برای شما می‌تواند باشد، در خدمت انقلاب اسلامی‌بودن است در هرکجای دنیا که می‌خواهید باشید. کارگری در این کشور ولی زیر سایه‌ی ولیّ فقیه بودن، بر ریاست جمهوری در کشورهای دنیای سرمایه‌داری، شرافت دارد. موفق باشید

29321

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و احترام: مردم در بسیاری از کشورهای دنیا راحت تر از مردم ما در حال زندگی هستن. با اینکه حکومت یا جمهوری اسلامی هم بر آنها حاکم نیست. چرا نمی‌توانیم با افتخار از نوع حکومت و حاکمان خود برای اقوام و آشنایانی که در خارج از کشور داریم صحبت کنیم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: راحت‌تر زندگی‌کردن، غیر از راحت‌بودن است. بدون استثناء همه‌ی متفکران جهان غرب مشکل مردم غرب را در عین زندگی راحت، نیهیلیسم و بی‌آیندگی می‌دانند که مربوط به روح جهان مدرن است و انقلاب اسلامی با روحیه‌ی جهادی بنا دارد مردم را از این مهلکه رهایی دهد. موفق باشید

28985

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد: اگه انسان بخواد یه کاری بکنه و بعد مشورت، بین دو راهی موند و با مراجعه به قرآن استخاره گرفت و بد آمد اما دوباره بعد از مشورت خلاف انچه در استخاره امد عمل کند آیا این اشکال دارد و یا در آن کار برکتی خواهد بود؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آیت اللّه طباطبایی می‌فرمایند: پشت به استخاره، پشت به قرآن نیست» بنابراین مشورت نسبت به استخاره ارجحیت دارد. موفق باشید

28866
متن پرسش
سلام: استاد در پاسخ به سوال ۲۸۸۵۵ فرمودید که تفکر اصل است، در صورتی که به نظر می رسد اینطور نباشد، تفکر یک ابزار است برای سیر الی الله همان طور که نماز شب یک وسیله است برای سیر الی الله و حتی خود حضرت امام (ره) در چهل حدیث در عظمت نماز شب از قول حضرت امام صادق (ع) می فرمایند: نیست عمل نیکویی که به جا می آورد آن را بنده مگر اینکه از برای آن ثوابی است در قرآن، بجز نماز شب؛ پس همانا خداوند بیان نفرموده ثواب آن را برای عظمت شان آن نزد او. و به نظر بنده این احادیث باید با هم جمع شود و نتیجه گیری شود و همین طور که حضرت امام (ع) چهل حدیث را با هم آوردند، چون ما احادیث دیگری داریم که فرموده شده که گریه بر مصائب امام حسین (ع) افضل اعمال است، یا در شب معراج داریم که حضرت رسول اکرم (ص) از خداوند پرسید بهترین و افضل اعمال کدام است؟ حضرت حق فرمود: پیش من هیچ عبادتی بهتر از توکل و رضا به آنچه قسمت بنده ان کرده ام نیست، حالا به توکل و رضا رسیدن مگر بدون اعمال دیگر ممکن است، مگر بدون علم ممکن است، مگر بدون تفکر ممکن است، مگر بدون صدق دادن ممکن است، مگر بدون خدمت به خلق ممکن است، افرادی هستند یکی از این احادیث را شنیدن مثلا فرض کنید جایی گفته شده عبادت بجز خدمت به خلق نیست و این بنده خدا این حدیث را اصل کارش در زندگی قرار داده و اعمال دیگرش در صحنه زندگی کم رنگ و یا اصلا وجود ندارد و نقص های زیادی دارد مثل اینکه در همان خدمت به خلق کردنش اخلاص ندارد، یا مثلا کم تر به خانواده اش می رسد و ... خدا محفوضتان دارد بابت بستری که فراهم کردید برای ارائه نظرات التماس دعا.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! اسلام یک مکتب است با تمام ابعاد، و اگر انسان به سعادت خود می‌اندیشد باید سعی کند در همه‌ی ابعاد اسلام، خود را رشد دهد ولی اصل را باید طوری قرار داد که مبنای رجوع ما تفکر باشد تا بتوانیم در ادامه‌ی راه همچنان به پشتوانه‌ی تفکر، راه را ادامه دهیم وگرنه همان‌طور که سؤال‌کننده‌ی شماره‌ی ۲۸۸۶۵ می‌گوید گرفتار شک و شبهه می‌شوید. موفق باشید

28850

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: ببخشید استاد عزیز از اینکه وقت تون رو می‌گیرم. استاد بر حسب شرایطی که داریم این سوال رو از شما می‌کنیم. استاد واسه امر ازدواج و خواستگاری تا چند روز بعد از عاشورا باید صبر کرد؟ استاد شرایط خودمون طوری هست که اگه بخوایم بیشتر صبر کنیم و بزاریم بعد از محرم و صفر شاید یه جورایی وقت تلف کردن باشه و محدود گزینه های مناسب هم دیگه اون موقع نباشه... تشکر. التماس دعا. يا علی (ع )
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: چرا معطل هستید؟ در کار خیر حاجت هیچ استخاره نیست و هیچ نوع بی حرمتی نسبت به حضرت اباعبدالله به حساب نمی‌آید و موجب خوشحالی حضرت هم می‌شود. موفق باشید

28691
متن پرسش
سلام استاد خدا قوت: در صفحه ی ۲۲ از کتاب معاد یا بازگشت به جدی ترین زندگی (مورد دوم) گفته شد که چون ما بدن مان را ادراک می کنیم نشان می دهد که ما غیر از بدن هستیم. سوال بنده اینست که فرق این ادراک با درک حضوری از خود چیست؟ (که در این مورد دوم ادراک کننده متحد با ادراک شونده است)
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: تفاوت در این است که در مورد دوم مبتنی بر یک قاعده ی عقلی سخن گفته شده است. قاعده ای که می گوید: «مدرِک، غیر از مدرَک است». موفق باشید

28087

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: نظرتون در مورد کتابهای آه و قاف اثر یاسین حجازی چیه؟ نظرتون در مورد کتاب آنک آن یتیم نظرکرده از آقای سرشار؟ کتابهای تاریخی خوب هم اگر می‌توانید معرفی بکنید؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: کتاب‌های مذکور را نخوانده‌ام. ولی به هر حال آقای سرشار از سابقون و کارگُشته‌های این امر هستند. موفق باشید

27964
متن پرسش
با سلام: استاد سوال بنده اینه، بنده یه خانم هستم و گاها وقتی درگیر مسایل سیاسی میشم از شهودهای عرفانی درونم دور میشم جز خرابی و اعصاب خردی برام چیزی نمی مونه و روحیاتم خیلی به هم میریزه دیگه نمیتونم رو مبحث عرفانی متمرکز شم از طرفی دور بودن از سیاست هم که درست نیست این دو مسئله را در وجودم چطور مدیریت کنم گاه دلم میخاد از سیاست چیزی حالیم نشه. اگر کتاب جزوه یا راهنمایی می‌توانید بهم بفرمایید با توجه به اینکه فکر می‌کنم در دهه های اخیر حرفهای سیاسی که در خانه توسط پدر و اطرافیانم زده شد خیلی روحم رو اذیت کرد گاه دلم میخاد بزنم زیر همه چیز و بیخیال باشم ولی عمق مباحث اعتقادی در وجودم نمیزاره چه کنم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این نوع تعلق به مسائل سیاسی که مربوط به انقلاب اسلامی است، عین سلوک است و این به شرطی است که متوجه‌ی تقدیر الهی و حضور تاریخی خداوند در این صحنه‌ها باشیم و ببینیم چگونه خداوند در عین انواع موانع که برای حرکت توحیدیِ انقلاب اسلامی پیش می‌آورد اعم از موانع داخلی توسط بعضی از مسئولانِ غیر توحیدی و دشمنان خارجی، کار جلو می‌رود. در این نگاه نه با اطرافیان درگیر می‌شوید و نه از سیاست خسته می‌گردید. این است آن‌چه که به ما فرموده‌اند: «سیاست ما عین دیانت ما است». موفق باشید

27946

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: استاد در بحث اجمال و تفصیل حقیقتها دنبال‌کردن شرح سوره های قرآن شرح مناجات ها و سیرهای مطالعاتی چه جایگاهی پیدا می کنند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همچنان آن اجمال که در فطرت ما نهفته است، به لطف الهی به تفصیل می‌آید و برای ما جهانی می‌شود جهت زندگی در آن. موفق باشید

27392
متن پرسش
سلام علیکم: یکی از شبهاتی که از سوی برخی از روشنفکران معاصر مطرح شده این است که: در عصر خاتمیت قوه عقلانیت انسان به مرحلۀ بلوغ رسیده و از حالت بالقوه به حالت بالفعل درآمده است، از این رو، انسان می تواند با بکارگیری عقل خود بعنوان جایگزینی برای سایر منابع شناخت دینی از جمله نقل، به سعادت نایل شود. در پاسخ و تبیین این مطلب چه نکاتی را باید متذکر شد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عقل‌ها در آن زمان با رجوعِ بهتر به وَحی الهی و امامِ حیّ و ظاهر، رشد می‌کند. مثل رشد سیاسی که مردم ما نسبت به مردم جهان در راستای رجوع به ولیّ فقیه دارا شده‌اند. موفق باشید

27105
متن پرسش
سلام و عرض ادب: از دوستان خودی، شکایتی دارم و از شما می خواهم ما را نصیحت بفرمایید، چرا که در این مباحث خودم را بسیار هم زبان می بینم با مرحوم سلمان طاهرزاده. آخر چرا مدعیان انقلابی باید عوض اینکه فکر خودسازی و رشد انقلاب خویش باشند روز و شب به دنبال حرف و حرف بازی‌ و ایراد تراشیهای بیخود برای هم هستند؟! برخی از مذهبی ها خود را خلاصه کرده اند در نقد دیگران! علم خود را در نقد بقیه می دانند! منظور بنده نقد نکردن نیست، مقصودم افراط است. آن قدر که از این دست رفتار ها آسیب دیده اند جوانان و جذب انقلاب و اسلام ندشه اند که انسان می سوزد و می سازد! یک بنده خدایی به من می گفت میدانی چرا با مذهبی ها حرف نمی زنم؟ گفتم چرا؟ گفت بخاطر نیس زبانشان. تا دهانم را باز می کنم یا نقد می کنند یا در دهانم می زنند، یا میلیونها حرف برای نفی حرف من می آورند! می گفت من می دانم حرف من درست نیست، ولی نمی دانم چرا اینها اینگونه رفتار می کنند! نمی دانم چرا برخی مذهبیون ما وقتی وارد مثلا دینداری عمیق تر می شوند ، عُجب می شود جزو لاینفک روحشان. و اصلا بقول آن روایت: گناهی که سر عبد را پایین نگه دارد بهتر از ثوابی است که عجب بیاورد. متاسفانه گرفتار عجب بسیار بزرگی هستیم در بعض مذهبی هایمان. ریشه این رفتارها کجاست ؟ برای در مان چه باید کرد؟ ولله انسان هرقدر خود را میابد از خود و حرف خود و اسم خود بیزار می شود، چطور می شود که شخص غوطه ور در معرفت النفس هم که هست، باز درگیر من است و منیت! می خواستم کمی از ریشه این موضوع از شما بپرسم. ریشه های رذیله ای آن که ازکجا شروع می شود و به چه چیزها آسیب می زند و چگونه رفعش کنیم؟ بخصوص که برخی مطالعات عمیق تر می کنند، دیگر خدا را بندگی نمی کنند!
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: رویهمرفته همین‌طور است که می‌فرمایید و به همین جهت کتاب «عقل و ادب ادامه‌ی انقلاب اسلامی در این تاریخ» تدوین شد. عرایض نسبتاً مفصلی در شرح آیات ۱۱ سوره‌ی جاثیه برای توجه به این ضعف شده است که صوت آن را در جلسات ۴ و ۵ آن سوره می‌توانید دنبال بفرمایید. راهِ حل همان است که قرآن در آن آیه به ما متذکر شده است. در ضمن خوب است به توصیه‌ی امام سجاد «علیه‌السلام» به یکی از یاران‌شان که ذیلاً خدمتتان می‌آورم توجه بفرمایید که چگونه حضرت آن بنده‌ی مؤمن را که گویا گرفتار همین سخت‌گیری‌ها بوده است؛ متذکر راه دیگری می‌شوند که آن، گشودگی نسبت به خلق خدا است. موفق باشید  

 «دَخَلَ مُحَمَّدُ بْنُ مُسْلِمِ بْنِ شِهَابٍ الزُّهْرِيُ‏ عَلَى عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ «عليه السّلام» وَ هُوَ كَئِيبٌ حَزِينٌ فَقَالَ لَهُ زَيْنُ الْعَابِدِينَ«عليه السّلام» مَا بَالُكَ مَغْمُوماً؟ قَالَ يَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ غُمُومٌ وَ هُمُومٌ تَتَوَالَى عَلَيَّ لِمَا امْتُحِنْتُ بِهِ مِنْ جِهَةِ حُسَّادِ نِعَمِي وَ الطَّامِعِينَ فِيَّ وَ مِمَّنْ أَرْجُو وَ مِمَّنْ أَحْسَنْتُ إِلَيْهِ فَيُخْلِفُ ظَنِّي فَقَالَ لَهُ عَلِيُّ بْنُ الْحُسَيْنِ ع احْفَظْ عَلَيْكَ لِسَانَكَ تَمْلِكْ بِهِ إِخْوَانَكَ قَالَ الزُّهْرِيُّ يَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ إِنِّي أُحْسِنُ إِلَيْهِمْ بِمَا يَبْدُرُ مِنْ كَلَامِي قَالَ عَلِيُّ بْنُ الْحُسَيْنِ ع هَيْهَاتَ هَيْهَاتَ إِيَّاكَ أَنْ تُعْجَبَ مِنْ نَفْسِكَ بِذَلِكَ وَ إِيَّاكَ أَنْ تَتَكَلَّمَ بِمَا يَسْبِقُ إِلَى الْقُلُوبِ إِنْكَارُهُ وَ إِنْ كَانَ عِنْدَكَ اعْتِذَارُهُ فَلَيْسَ كُلُّ مَنْ تُسْمِعَهُ شَرّاً يُمْكِنُكَ أَنْ تُوَسِّعَهُ عُذْراً ثُمَّ قَالَ يَا زُهْرِيُّ مَنْ لَمْ يَكُنْ عَقْلُهُ مِنْ أَكْمَلِ مَا فِيهِ كَانَ هَلَاكُهُ مِنْ أَيْسَرِ مَا فِيهِ ثُمَّ قَالَ يَا زُهْرِيُّ أَمَا عَلَيْكَ أَنْ تَجْعَلَ الْمُسْلِمِينَ مِنْكَ بِمَنْزِلَةِ أَهْلِ بَيْتِكَ فَتَجْعَلَ كَبِيرَهُمْ بِمَنْزِلَةِ وَالِدِكَ وَ تَجْعَلَ صَغِيرَهُمْ بِمَنْزِلَةِ وَلَدِكَ وَ تَجْعَلَ تِرْبَكَ مِنْهُمْ بِمَنْزِلَةِ أَخِيكَ؟ فَأَيَّ هَؤُلَاءِ تُحِبُّ أَنْ تَظْلِمَ وَ أَيُّ هَؤُلَاءِ تُحِبُّ أَنْ تَدْعُوَ عَلَيْهِ وَ أَيُّ هَؤُلَاءِ تُحِبُّ أَنْ تَهْتِكَ سِتْرَهُ وَ إِنْ عَرَضَ لَكَ إِبْلِيسُ لَعَنَهُ اللَّهُ بِأَنَّ لَكَ فَضْلًا عَلَى أَحَدٍ مِنْ أَهْلِ الْقِبْلَةِ فَانْظُرْ إِنْ كَانَ أَكْبَرَ مِنْكَ فَقُلْ قَدْ سَبَقَنِي بِالْإِيمَانِ وَ الْعَمَلِ الصَّالِحِ فَهُوَ خَيْرٌ مِنِّي وَ إِنْ كَانَ أَصْغَرَ مِنْكَ فَقُلْ قَدْ سَبَقْتُهُ بِالْمَعَاصِي وَ الذُّنُوبِ فَهُوَ خَيْرٌ مِنِّي وَ إِنْ كَانَ تِرْبَكَ فَقُلْ أَنَا عَلَى يَقِينٍ مِنْ ذَنْبِي وَ فِي شَكٍّ مِنْ أَمْرِهِ فَمَا لِي أَدَعُ يَقِينِي لِشَكِّي وَ إِنْ رَأَيْتَ الْمُسْلِمِينَ يُعَظِّمُونَكَ وَ يُوَقِّرُونَكَ وَ يُبَجِّلُونَكَ فَقُلْ هَذَا فَضْلٌ أَخَذُوا بِهِ وَ إِنْ رَأَيْتَ مِنْهُمْ جَفَاءً وَ انْقِبَاضاً فَقُلْ هَذَا لِذَنْبٍ أَحْدَثْتُهُ فَإِنَّكَ إِذَا فَعَلْتَ ذَلِكَ سَهَّلَ اللَّهُ عَلَيْكَ عَيْشَكَ وَ كَثُرَ أَصْدِقَاؤُك وَ فَرِحْتَ بِمَا يَكُونُ مِنْ بِرِّهِمْ وَ لَمْ تَأْسَفْ عَلَى مَا يَكُونُ مِنْ جَفَائِهِمْ وَ اعْلَمْ أَنَّ أَكْرَمَ النَّاسِ عَلَى النَّاسِ مَنْ كَانَ خَيْرُهُ عَلَيْهِمْ فَائِضاً- وَ كَانَ عَنْهُمْ مُسْتَغْنِياً مُتَعَفِّفاً وَ أَكْرَمَ النَّاسِ بَعْدَهُ عَلَيْهِمْ مَنْ كَانَ مُتَعَفِّفاً وَ إِنْ كَانَ إِلَيْهِمْ مُحْتَاجاً فَإِنَّمَا أَهْلُ الدُّنْيَا يَتَعَقَّبُونَ الْأَمْوَالَ فَمَنْ لَمْ يُزَاحِمْهُمْ فِيمَا يَتَعَقَّبُونَهُ كَرُمَ عَلَيْهِمْ وَ مَنْ لَمْ يُزَاحِمْهُمْ فِيهَا وَ مَكَّنَهُمْ مِنْ بَعْضِهَا كَانَ أَعَزَّ وَ أَكْرَمَ‏  ( الإحتجاج على أهل اللجاج، ج ‏۲، ص: ۳۲۰)

امام باقر «علیه السلام» می فرمایند: ابن شهاب زهرىّ بر امام سجّاد «عليه السّلام» وارد شد در حالى كه بسيار محزون و غمبار بود، پدرم بدو فرمود: تو را چه شده كه اين چنين محزونى؟! گفت: اى زاده رسول خدا، غمها و غصّه ‏هايى است كه پيوسته از جهت حسودان بر نعمت و طمعكاران در موقعيّتم بر من وارد مى‏ شود، تا جايى كه ديگر به هيچ كس اعتماد ندارم.

حضرت سجّاد عليه السّلام فرمودند: زبانت را حفظ كن تا دوستانت را بدست آورى.

زهرىّ گفت: اى زاده رسول خدا، من در كمال خوش زبانى با اينان رفتار مى‏ كنم.

حضرت فرمود: هيهات هيهات! مبادا مبتلا به عجب شوى، و نكند كلامى گويى كه مخالف دلشان باشد، هر چند عذر آن نزد تو باشد، چون تو قادر نخواهى بود به تمام مخالفين خود عذرت را بنمايى و حرف را روشن كنى.

سپس فرمود: اى زهرىّ، كسى كه از نظر عقل به كمال نرسيده، زودتر به وادى هلاكت مى ‏افتد.

زهرىّ! چرا أهل اسلام را همچو أهل و خانواده خود نمى ‏بينى؛ كه بزرگشان را همچون پدر، و كوچكشان را همچون فرزند، و همسانشان را همچون برادر در نظر بگيرى، در اين صورت بكداميك از ايشان حاضرى ستم كنى، يا نفرين نموده يا آبرويش را ببرى؟!!.

اگر مبتلا به وسوسه ابليس شدى كه تو از ديگران برترى، ببين اگر آن بزرگتر از تو بود بگو: او پيش از من أهل ايمان شده و كردار صالحش بيشتر از من است. و اگر كوچكتر از تو بود بگو: من بيش از او مرتكب معصيت شده‏ام پس او بهتر از من است. و اگر همسان تو بود بگو: من به گناه خود يقين دارم ولى در باره او شكّ دارم، چرا يقين خود را با شكّ عوض كنم.

اگر ديدى أهل اسلام تو را تعظيم مى‏ كنند و مورد احترام خود قرار مى ‏دهند بگو:

اين فضل را آنان قائلند، و اگر از اينان ستم و ناراحتى به تو رسيد بگو: اين بخاطر گناهى است كه مرتكب شده‏ ام. كه اگر تو اين گونه رفتار كنى خداوند زندگى را بر تو آسان گرفته و دوستانت را بسيار مى ‏نمايد، و از اعمال نيك اينان خوشحال شده و به هيچ وجه از ستم اينان تأسّف نخواهى خورد. و بدان كه كريم ترين فرد بر مردم كسى است كه خيرش بسيار و از اينان بى ‏نياز بوده و عفيف باشد، و پس از او كسى است كه عفيف باشد هر چند بديشان نيازمند باشد، زيرا أهل دنيا به اموال خود عشق مى‏ ورزند، پس هر كه مزاحم معشوقه اينان نشود بر ايشان كرم كرده، و هر كه علاوه بر عدم مزاحمت چيزى به اموالشان نيز اضافه كند عزيزتر و كريمتر بر ايشان مى ‏باشد.

26905

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: در کتاب «زن آنگونه که باید باشد» صفحه ۹۳ شما فرمودید هیچ فردی جای مادر را نمی گیرد. و فرمودید تربیت کودکان را به عهده هر کس گذاشتید به عهده نا کس و نا اهل گذاشتید. ۱. آیا این حرف به آن معنی است که استخدام پرستار برای بچه را نهی می کنید؟ ۲. تربیت درست فرزند را صرفا از طریق مادر می دانید؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: پرستار در حدّ کمک به مادر، جای و جایگاه دارد مثل حضور جناب فضّه در کنار حضرت زهرا «سلام‌اللّه‌علیها». ولی هیچ‌کس و هیچ‌چیز نباید جای مادر را بگیرد. موفق باشید

26864
متن پرسش
با سلام و عرض ادب: استاد اگر ممکن است در مورد این فراز از سخن حضرت امام (ره) توضیح بفرمایید ما به فضل خدا کتاب مصباح را با توضیحات شما در حال خواندنیم و در کنارش برخی فرمایشات حضرت امام (ره) را که در کتاب «امامت و انسان کامل» از ایشان جمع آوری شده مطالعه می کنیم این مطلب برامون جدیده و نمیتونیم تحلیلش کنیم: «عقلی که در عوالم نازله ظاهر شده به اعتبار اتحاد ظاهر و مظهر متعلق ثواب و عقاب واقع می شود و معاد هر موجودی به واسطه اوست بلکه به معاد اوست لذا موجودات تا به عالم عقل متصل نشوند یا در آن فانی نگردند به سوی حق بازگشت نخواهند نمود هرچند که معاد همه موجودات توسط انسان کامل است که این عقل مرتبه عقل اوست.» متشکرم التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مقام انسان کامل، مقام عقل است و از طرفی آنچه انسان‌ها در خود به عنوان عقل می‌یابند، نازله‌ی مقام همان عقل است که از جهتی مقام انسان کامل نیز می‌باشد و عقل انسان‌ها متوجه‌ی بدی و خوبی در این عالَم هست و این یعنی توجه به ثواب و عقاب و معاد و این‌که نتیجه‌ی هر عملی به کجا ختم می‌شود. پس معاد هرکس در رابطه با عقل اوست و عقل است که به سوی حق، برگشت دارد. موفق باشید  

26809

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم سلام علیکم: در حال گذراندن کتاب معاد هستیم استاد، صوت ۲۹، سوالی در ذهنم ایجاد شده این که آیا چگونه مردن، هم بستگی به عمل یا اعمال خاصی دارد؟ این که کسی در دریا غرق می شود، کسی تصادف می کند، کسی در آتش می سوزد، کسی در رختخواب، کسی شهید و...
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عموماً نحوه‌ی مردن افراد بستگی به شخصیت آن‌ها اعم از مثبت‌بودن و یا منفی‌بودن دارد و بیشتر، حساب‌هایی است بین خود آن‌ها و خدایشان. موفق باشید

26341

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد محترم: آیا فجر زمانی است که نور حضرت به طور مشخص در صحنه است و صبح را زمانی که ظهور تام صورت می گیرد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حرف خوبی است. موفق باشید

26005

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: خسته نباشید. ببخشید که استثنائا این بار سه مطلب مجزا فرستاده می شود احتمال میدم که ضرورتی درکار هست. اگر هم زودتر تحقیق می کردم شاید ضرورتی برای مطلب اول نمی بود. علی ای حال پیشاپیش از اطاله کلام پوزش می طلبم ولی احتمال میدم مفید واقع شود و از حضرتعالی تقاضا دارم همه مطلب را مطالعه فرمایید چون به احتمال زیاد مطلب مهمی است: پس از مدتی تفکر عمیق و سرچ در مطالب یک مساله تقریبا برایم روشن شد که احتمال می دهم حکایت از واقعیت می کند یعنی اقرب به واقع است چون مسأله مهم، واقع است ولایعلم الواقعیات الا الله والمعصومین البته این کلام بنده است و حدیث یا چیزی نیست. بنظر می آید حضرتعالی هم در این سایت به نوعی تحت شعاع این واقعیت قرار گرفته اید و لااقل تا این الان از متن جوابهایی که می دهید بنظر می آید به این مساله یا علم ندارید یا علم دارید ولی ملتفت نیستید یا ملتفت هستید ولی محتاج تعمق بیشتر هستید وکاربردی کردن آن علی ای حال مهم در علم کشف واقع است و احتمالا ما با دنیای تر و تمیزی سر و کار داریم که باید مودب و خونسرد بشینیم و قوانین از پیش تعیین شده آن را کشف کنیم: عرضم این است که به نظر می آید واقع این است که حضرتعالی قبل از سوال باید سن سوال کنده را برجسته نمایید که ظاهرا در سایت شما اجمالا این لحاظ شده ولی بسرعت از آن رد شده اید مرحله یک سن ۱۲تا۲۰ مرحله دو ۲۰ تا۴۰ و مرحله سه ۴۰ تا ۶۰ عنایت شود اینها حدودی و تقریبی است ولی اجمال قضیه این است و داخل اصل بحث نمیشم چون نیاز به تخصص است و تخصص تفصیلی ندارم. بوضوح می بینم این سایت و سایتهای دیگر درگیر با این موضوع است و عزیزان پاسخگو حتی بعضی از بزرگان دراین دام می افتند. حق و واقعیت این است که احتمالا الهیون در این یکی مساله قطعا در سلسله طولی واقعیات زیر مجموعه روان شناسان هستند مثل قبول طبیب برای شفا. شاید حل مشکل به این شکل باشد که پاسخگو باید روانشناس الهی باشد والا اگر از علم روانشناسی کم اطلاع باشد قطعا در دام بی نهایت سوال، سوال کنندگان می افتد. مرحله اول نوجوانی و مرحله سوم و میان سالی مشترک است سوالات حول محور مبدأ و هستی و امثالهم است مرحله دوم این دو نوع سوال رنگ می بازد و حول واقعیات هستی و به عبارتی نوعی معقولیت ذاتی می چرخد لا اقل غالبا. خوب حالا چی می خواهم بگویم: جناب استاد باید عزیزانی که سوال می کنند را با این عبارت مورد خطاب قرار دهند با اختلاف الفاظ و اشتراک معنا برای هرکدام: مرحله اولی ها ۱۲تا ۲۰: «سوال کننده محترم به پرسشهای در زمینه مبدا و معاد خیلی خوش آمدید ملتفت باشید این سوالات و احتمالا شروع صدها سوال دیگر اقتضای ورود شما به این سن است و تا حدود این سن شما درگیر این سوالات هستید اصلا ناراحت نباشید و یادتان باشد بزودی به ثبات لازم خواهید رسید ...» عنایت بفرمایید استاد با این عبارات خطاب جزیی یا کلی مثلا اول سوالات که نوشتید قابل توجه کاربران گرامی اینها را بیاورید. این باعث رنگ باختن همه سوالات و وحشت ناشی از آن است خیلی از سوالات ناشی از وحشت سایه انداختن مرحله است نه نفس سوال با قبول نفس خیلی سوالات و لزوم توجه و پاسخ مستدل و واقعی و با حوصله به آن. مرحله دوم: «پرسشگر گرامی عنایت داشته باشید سوالات حضرتعالی نوعا و غالبا در این سن حول محور مسائل زندگی، زناشویی، عدالت، تحکیم ایمان واقعی، و...می باشد والی آخر» مرحله سوم چهل سال تا تقریبا شصت «پرسشگر گرامی به مرحله سوالات درباره هدف زندگی یا احتمالا بازنگری در مبدا و معاد و سوالات مشابه خیلی خوش آمدید و این را بدانید شروع این سوالات شروع بهار جدید زندگی شماست و منتظر ورود شما به این مرحله بودیم التفات داشته باشید این سوالات و هجوم سوالاتی از این دست اقتضای دوره سن است با حفظ آرامش و طمانینه و مدیریت این مرحله مخصوصا در بدو هجوم این سوالات به سلامت روانی خود کمک کرده و ما را در یاری دادن به شما همراهی کنید و این را بدانید که هیچ مشکلی وجود ندارد و سیستم شما سالم است و ابدا جای نگرانی نیست فقط صبور باشید و از غور در وادی دام این مرحله از سن و سوالات و بحران این دوره پرهیز نمایید.» عنایت بفرمایید استاد با این کار دقیقا بهداشت روانی، اعتقادی و سلامتی سیستم را مورد هدف قرار می دهید و شاید صدها سوال رنگ ببازند. مشکل در سوال و جواب نیست بحث ریشه ای تر است. تعداد بسیاری از عزیزان که باید عمر عزیز را در عبادات و خدمت به خانواده و اجتماع طی کنند وارد این دام این مرحله می شوند باید سریعا یا قبل از آن، آنها را از ویروس های این مرحله واکسینه کرد والا کار کمی سخت شده و باعث استهلاک عصبی می شود.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در مباحث دینی که ورود ما در آن است، فطرت انسان‌ها مخاطب قرار می‌گیرد. با توجه به آن مبنا و بستر متذکر نکاتی می‌شویم که در معارف دینی مطرح است. در این رابطه همه‌ی انسان‌ها «فطرهم علی التوحید». و این غیر از آن نوع تقسیم‌بندی‌ها است که مطرح می‌فرمایید. موفق باشید

25524

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: استاد، طبق تفسیر تسنیم آیت الله جوادی آملی، در مراتب وجود قبل از انسان، فرشته است و قبل از فرشته، جن قرار می گیرد. چرا با وجود اینکه جن هم موجود مختار و صاحب علم و شعور است و حتی در سوره جن هم به اون اشاره شده، از فرشته درجه اش پایین تره. مگر ما نمیگیم انسان بدلیل مختار بودن از فرشته بالاتر هست و سعه وجودی بیشتری داره، پس چرا جن هم که مختار و صاحب شعور هست، از فرشتگان در مراتب وجود بالاتر نیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: شاید به این جهت باشد که درجه‌ی وجودی جنّ در حدّ خیال است و به همین جهت هم شیطان که از جنّ است در حدّ خیال می‌تواند حاضر شود و انسان‌ها را وسوسه کند، واللّه اعلم. موفق باشید

25447

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: با توجه به مضرات پدیده چشم و هم چشمی در میان خانواده ها، چه راهکاری برای در امان ماندن از آن پیشنهاد می کنید؟ آیا سوره خاص یا آیات، روایات یا کتاب خاصی را برای مطالعه پیشنهاد می کند؟ متشکرم
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: باید بتوانیم خود را برتر از این مقایسه‌ها بیابیم. پیشنهاد بنده مطالعه‌ی کتاب «شرح حدیث جنود عقل و جهل» از حضرت امام (ره)است. موفق باشید

24948
متن پرسش
استاد عزیز سلام: وقتی انسان تحت فشار روحی قرار دارد مثلا افکار مزاحم و القائات شیطان او را اذیت می‌کند، چرا مدت طولانی مثلا چهل روز گفتن اذکار و توسل به ائمه اطهار (ع) برای رفع این افکار موثر واقع نمی شود و آن بزرگواران آن افکار مزاحم را با قدرت الهی خودشان دور نمی‌کنند و در نتیجه آن بی تاثیری اذکار و توسلات انسان را به مرز ناامیدی می کشاند؟ چرا تاثیر ندارد؟ آن بزرگواران و خداوند متعال که می‌بینند و می دانند که شخص واقعا محتاج کمک است و دارد از لحاظ روحی زجر می کشد پس چرا کمک نمی‌کنند؟ ممنون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به این فکر کنید که برای رفع مشکل در عین توسل به اولیاء‌الهی باید راه‌های دیگر را نیز بشناسیم و دنبال کنیم تا ان‌شاءالله رشد لازم نصیب‌تان بشود. بد نیست سری به کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» بزنید. موفق باشید

24894
متن پرسش
استاد سلام: با بررسی تاریخچه شکاکان، علت شک سوفسطائیان خطای در حس بوده، علت شک دکارت یک شک دستوری و خودخواسته بوده تا نشان دهد از شک در همه چیز می شود به یقین رسید، سوال بنده این است که علت شک هیوم چه بوده؟ خطای در حس یا شک دستوری؟ چه چیز باعث شد هیوم شکاک شود؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: تأکید بر داده‌های حسّ خود به خود مورد شک نسبت به هرچیز که واقعیت دارد، می‌شود. زیرا علیّت، قابل حسّ نیست. در این مورد می‌توانید به جزوات «تاریخ فلسفه‌ی غرب» به قسمت «دیویدهیوم» رجوع فرمایید. موفق باشید

24809
متن پرسش
سلام علیکم: وقتتون بخیر استاد گرانقدرم. مناجات حضرت یوسف که در جایی فرموده بودید برای آمادگی برای مرگ می خواندم در مفاتیح است؟
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: همان سخن حضرت یوسف «علیه‌السلام» است که در محضر حق عرضه می‌دارند: «أَنْتَ وَلِيِّي فِي الدُّنْيا وَ الْآخِرَةِ تَوَفَّني‏ مُسْلِماً وَ أَلْحِقْني‏ بِالصَّالِحينَ» (یوسف/101). موفق باشید

24607

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
شرط نجات در عالم آخرت چیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: رعایت شریعت الهی و لاغیر. موفق باشید

24499

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: با توجه به اینکه برای نام گذاری فرزندان از الفاظ قرانی استفاده می کنند، مثل هدی، بشری، حسنی و ... نظر شما در این باره چیست؟ نظرتون رو راجع به اسم حسنی هم خصوصا بفرمایید؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده خوب است از آن جهت که مظهر انوار الهی می‌باشد. موفق باشید

نمایش چاپی