بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
30657
متن پرسش
با عرض درود و سپاس نثار استاد طاهرزاده: با توجه به سوالات 29131 و 29138 دو برداشت می‌شود کرد: یک کسی که خواب است در حال خواب از خود نمی پرسد که خواب هستم یا نه و شک در خواب معنا ندارد. دو: کسی که خواب است خواب نمی‌بیند که وارد سایت استاد طاهرزاده شده از ایشان بپرسد خواب هستم یا نه اما با توجه به تجربیات حقیر هر دو حالت ممکن است. یک بار خواب دیدم و در خواب تردید حاصل شد که خوابم یا بیدار جالبست با توجه به بررسی هایی که در خواب کردم به یقین رسیدم که بیدارم اما بعد که از خواب بیدار شدم متوجه شدم آن یقین پوشالی بوده است اما نسبت به طرح سوال از استاد و اینکه فقط بیداران از استاد سوال می پرسند عرض می‌شود که می‌شود خواب زدگانی چون ما نیز از استاد پرسشگری کنند خاطرم هست که یکبار در خواب وارد سایت شدم و طرح سوال از استاد کردم نمی دانم سوال چه بود شاید این بود که استاد من خواب هستم یا بیدار «الناس نیام فاذا ماتوا انتبهوا»
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: برای بنده نیز پیش آمده که حتی از خواب بیدار شدم و دفترچه را از طاقچه برداشتم و آن شعری که در خواب گفته بودم در آن یادداشت کردم و کنار رختخواب گذاشتم و خوابیدم، ولی صبح که بیدار شدم دفترچه جای دیشب آن بود و هیچ شعری نیز در آن نوشته نبود. عجب خوابِ در خوابی بود!! فردای قیامت معلوم می‌شود در این دنیایی که سراسر خواب است و فردا که بیدار می‌شویم چه خواب‌هایی برای خودمان دیده‌ایم که نباید می‌دیدیم. این دیگر دست خودمان است که در این خوابکده‌ی دنیا به سوی چه چیزی برویم و به سوی چه چیزی نرویم. موفق باشید

30613
متن پرسش
با سلام به استاد گرامیم: با توجه به عظمت و حساسیت شب ۱۵ شعبان که کم‌تر از شبهای قدر نیست، چه اعمالی را بهتر است انجام دهیم؟
متن پاسخ


باسمه تعالی: سلام علیکم: عمده نوع رویکردی است که در اعمال شب پانزده‌ی شعبان به‌خصوص با خواندن دعای کمیل، می‌توان در راستای فرهنگ انتظار انجام داد.
ذیل کلیپ «فرهنگ انتظار و نجات از اکنون زدگی، قسمت دوم» این‌طور عرض شد:
انتظار، نوعی فرار از اکنون‌زدگی و بی‌آیندگی می‌باشد از آن جهت که انسان متوجه می‌شود در افق زندگی، خورشیدی در حال طلوع است.
انتظار، با خودآگاهی نسبت به حقیقتِ تاریخیِ حضرت مهدی «عجل‌الله‌تعالی‌فرجه» شروع می‌شود و به «دل‌آگاهی» که نوعی از شعور به سوی حقیقت و اُنسِ با ساحت وجود است؛ می‌رسد.
انتظار، موجب انتفاح ساحتِ وجود و نظر به گشایشی است در افق حیات بشری و ظرفیتی که انسان‌ها در خود به صورت نهفته دارند.
در انتظار، انسان‌ها متوجه‌ی ذات بشری می‌شوند که اصلِ اصل‌های همه‌ی بشریت و انسانیت است و در چنین انتظاری، انسان‌ها از اکنون‌های بی‌فردا آزاد خواهند شد و به توحید که بقایی است در مأمنِ حضور خداوند، نزدیک می‌شوند.
انتظار، باقی‌ماندن در زندگی با حضرت مهدی «عجل‌الله‌تعالی‌فرجه» است که ماورای گذشته و آینده در واقعی‌ترین «بودن»، انسانْ بودنِ خود را احساس و تجربه می‌کند و این است معنای حضورِ آخرالزمانیِ انسان. موفق باشید  

 

30417

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد، خدا قوت! معلم هستم و ارشد فلسفه تعلیم و تربیت رو دارم. ان شاءالله قصد دارم که در طرح ریزی تعلیم و تربیت اسلامی کار کنم و تولید علم کنم! حالا از شما استاد عزیز سوالی دارم. به نظرتون برای دکتری بخونم و امتحان بدم و بعد از دکتری به این هدف مشغول شوم یا نه مدت زمانی رو که برای دکتری صرف می کنم رو به تعلیم و تربیت اسلامی اختصاص بدهم و روی این کار متمرکز بشوم!؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: هر دو کار ممکن است بخصوص اگر در مسیر دکترا، موضوع خود را در پایان‌نامه از همین ابتدا «تعلیم و تربیت اسلامی» تعیین کنید. موفق باشید

30027

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد محترم: در فایل صوتی افضل یقین که روی کانال گذاشته بودید، فرمودید هرچه از حاکمیت عالم طبع و طبیعت رها شویم، آزاد می شویم و یقین می کنیم که نظام عالم با حکومت ملکوتی اداره می شود. و جایی دیگر هم «لا خوف علیهم و لاهم یحزنون» را فرمودید خداوند نشان می‌دهد که در صحنه ها کارگردانی می کند. الان مشکل اینجاست، که بنده حدود چهار سال است در مساله ای حالت بلاتکلیف پیدا کرده ام، وقتی به اهل بیت (ع) توسل می کنم، نشانه هایی و هدایت هایی می یابم، که انگار ملائک و یا همون نظام فوق عالم طبیعت و اسباب می خواهند جهتی را نشان دهند، ولی برای خودم این موضوع حجت عقلی نیست یعنی در نظام اسباب طبیعت هنوز برای من اتفاقی نیافتاده، که بخواهم یقین به چیزی پیدا کنم کاش می توانستم به یک یقین و آرامش و ثبات درونی برسم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: باید در این رابطه به جهانی نظر کرد که به نور دعا و مناجات، مقابل ما گشوده می‌شود. مباحث «مناجات التّائبین» إن‌شاءالله می‌تواند این موضوع را به تفصیل در آورد. موفق باشید

29591

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام خدمت استاد گرانقدر: با توجه به ارجاعی که در خودشناسی به منابع مختلف، از جمله کتابهای محمد جعفر مصفا می دهید می خواستم نظرتان را در مورد متن گزیده زیر بفرمایید: سوال: اگر رفتار ما از اصالتمان صادر بشود آیا نباید آنها را تعبیر و معنا کنیم؟ مصفا: برای این کار چه ضرورتی وجود دارد، در تعبیر، قیاس نهفته است و قیاس یک عمل شیطانی ست، پایه انانیت است. چرا اصولا انسان یک کار بی معنی و غیر لازم بکند و آن هم کاری که مبنای تمام شرارت ها و تباهی ها می شود. ببین بی منطق بودن تعبیر در چیست؟ فرض کنیم تو امروز به حکم فطرت و یک حالت درونی بخشش می کنی، توجه داشته باش که خوش بینانه ترین فرض را مثال می زنیم. می گوییم به حکم فطرتت بخشش می کنی نه به دلیل اینکه یادت دادند که بخشش یک ارزش اجتماعی است. بعد من بخشش تو را تعبیر می کنم به سخاوتمند بودن یعنی یک صفت را به تو نسبت می دهم. این صفت تا کی در تو وجود دارد؟ اگر فردا بخشش نکردی یعنی باز به حکم یک کیفیت درونی، دلت نخواست نیمی از غذایت را به من بدهی، آیا معنایش این نیست که صفت خسیس بودن را باید به تو نسبت بدهم؟ در این صورت چه بر سر صفت قبلی یعنی سخاوتمند بودن تو آمده است؟ آن صفت کجا رفته است؟ و اگر باز پس فردا بخشش کردی چه بر سر صفت خسیس بودن آمده است؟ متوجه منظورم هستی؟ آیا بعد از تعبیر من تو را از صفات روانی در سرگردانی و بلاتکلیفی و سرگردانی فرو نبردم؟ حالا اگر من بخشش امروز تو را به هیچ چیز تعبیر نکنم، تو صفتی بنام من سخاوتمند برای خودت نمی شناسی، تا فردا که بخشش نمی کنی مجبور بشوی صفت خسیس بودن را در مقابل صفت سخاوت مند بودن قرار بدهی و ببینی بخشش یک کیفیت فطری است. خودداری از بخشش نیز کیفیت دیگریست که با هم متضاد نیستند. آنچه از آنها تضاد می سازد تعبیر آنهاست. من و تو مسلمانیم. بنظرم مسلم بودن یعنی در سلم و سلامت اخلاقی و روحی بودن، یعنی خردمندانه زیستن. پس از هر عملی که خلاف خرد است، خلاف سلم و سلامت نیز هست و باید از آن دوری کنیم قیاس و تعبیر و از تعبیر ها مرکزی به نام من ساختن موافق خرد و سلامت است؟ ما چه مسلمی هستیم که در مهمترین جنبه وجودی خود یعنی از نظر انانیت با شیطان وجه مشترک داریم؟ مگر در قرآن نخوانده ایم که علت طرد شیطان از درگاه خداوند و علت محروم گشتن او از خیر و پاکی و حقیقت، انانیت بوده است، پس چرا من و تو باید کاری بکنیم که نتیجه اش انانیت است؟ انانیت حاصل قیاس و تعبیر است. خلاصه بر یک حالت سیلانی، مستمر و نوشونده نمی توان برچسب و تعبیری چسباند زیرا تعبیر و برچسب موجب تثبیت می شود به این جهت اشتباه است که در رابطه با حالات فطری گفته شود که من چنین و چنان هستم. هستم مربوط به گذشته است حال آنکه حالات فطری لحظه به لحظه در حال شدن هستند لحظه به لحظه از راه می رسند. عمر همچون جوی نو نو می رسد یعنی همین. این که در رابطه با حالات فطرت گاهی کلمه بودن را بکار می برم برای اینست که آنرا در مقابل هویت فکری از داشتن متمایز کنم، مشخص کنم وگرنه کلمه بودن هم بیان واقعی موضوع نیست. حالات فطری را ما نیستیم بلکه لحظه به لحظه در حال هست شدن آنهاییم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده رویهمرفته این نوع تذکرات را مفید می‌دانم، به‌خصوص اگر در بستر سنت اولیای الهی و عرفای ربّانی جلو رود که شخصیت‌هایی هستند متعیّنِ صفات انسانی. به این جهت بیشتر اگر به سیره‌ی اولیای معصوم و سخن آن‌ها ارجاع داده شود، انسان راحت‌تر و جامع‌تر تکلیف خود را می‌یابد. موفق باشید

29579

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد عزیز بسیار سپاس از لطف شما. استاد عزیز اگر بخواهید یکی از آثار خودتون رو معرفی کنید قطعا همه آثار ارزشمند هستند اگر یکی رو انتخاب کنید کدوم اثر انتخاب می‌کنید؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بستگی به حال و هوای مخاطب دارد. نامه‌ی 31 نهج‌البلاغه که تحت عنوان کتاب «فرزندم؛ این‌چنین باید بود» روی سایت هست و کتاب «گوش‌سپردن به ندایِ بی‌صدای انقلاب اسلامی» با توجه به احوالات خواننده، می‌تواند مفید باشد. موفق باشید

29400

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: درسته شما می گین صبر ولی تحمل هم حدی داره. انقدر وضع مملکت خرابه به خصوص بخش اداری که مسئولین کوچکترین انگیزه ای برای زندگی کردن درست رو تو ایران برای یه جوون باقی نمی ذارن شرایط رفتن رو هم دارم و خدا شاهده فقط به خاطر آقای خامنه ای هست که مردد میشم چون مسئله مهاجرت جوانان ایشون رو ناراحت میکنه. و این ارزش نداره. و اگر نه جوان نخبه تو این کشور هیچ جایگاهی نداره.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: با این‌همه، امّ القرایی که حقیقتاً مأوایی برای شما می‌تواند باشد، در خدمت انقلاب اسلامی‌بودن است در هرکجای دنیا که می‌خواهید باشید. کارگری در این کشور ولی زیر سایه‌ی ولیّ فقیه بودن، بر ریاست جمهوری در کشورهای دنیای سرمایه‌داری، شرافت دارد. موفق باشید

29021

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: زن خانه دار هستم و ۶ ماهی هست روی مباحثتون کار می‌کنم. ۲۴ سالمه و فرزندی ندارم، نمیدونم آیا بچه دار شم به سلوکم لطمه ای وارد میشه یا با وسعت قلبم بهتر جلو میرم. واقعا از بچه دار شدن هراس دارم ولی از طرفی احساس عذاب وجدان دارم که فعلا به حرف رهبری راجع فرزند آوری عمل نکردم. از طرفی سنم هم داره بالا میره می‌ترسم دیر بشه. استاد کمکم کنید قلبم اروم بشه، بتونم این مسیر رو با فرزند طی کنم. چون من اکثر وقتم تنهام و خلوت دارم و خونه ارومه و خیلی آرامش دارم، می‌ترسم بچه هی شلوغ کنه و کل وقتمو بگیره. شرمنده شاید این حرفا خیلی پیش پا افتاده باشه ولی واقعا برام دغدغست. استاد نگید که با فرزند فقط به خدا می‌رسم، من بدون عبادت و مناجات با خدا می‌میرم و قلبم خراب میشه، حتی یه روز دوری از خدا زود منو می‌کشه، استاد قوت قلبی بهم بدین که با فرزند آوری هم میشه این راه رو رفت.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: با حضور فرزند، فرشتگان زیادی وارد زندگی می‌شوند و برکات معنوی خاصی نصیب شما می‌گردد. موفق باشید

28421

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام خسته نباشید: ببخشید یه سوالی داشتم. اگر دختر یا پسر قبل از ازدواج خطا کرده باشه و با نامحرم در ارتباط باشه ولی توبه بکند و دیگر سمت این جور مسائل نره شخصی که خداوند از قبل برای اون فرد برای ازدواج در نظر گرفته بودند قسمت میشه؟ یا بخاطر گناهی که کرده این قسمت از بین میره؟ و یا بخاطر توبه بخشیده میشه و همون شخص نصیبش میشه؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: خیر. توبه، رفع موانع می‌کند. موفق باشید

27964
متن پرسش
با سلام: استاد سوال بنده اینه، بنده یه خانم هستم و گاها وقتی درگیر مسایل سیاسی میشم از شهودهای عرفانی درونم دور میشم جز خرابی و اعصاب خردی برام چیزی نمی مونه و روحیاتم خیلی به هم میریزه دیگه نمیتونم رو مبحث عرفانی متمرکز شم از طرفی دور بودن از سیاست هم که درست نیست این دو مسئله را در وجودم چطور مدیریت کنم گاه دلم میخاد از سیاست چیزی حالیم نشه. اگر کتاب جزوه یا راهنمایی می‌توانید بهم بفرمایید با توجه به اینکه فکر می‌کنم در دهه های اخیر حرفهای سیاسی که در خانه توسط پدر و اطرافیانم زده شد خیلی روحم رو اذیت کرد گاه دلم میخاد بزنم زیر همه چیز و بیخیال باشم ولی عمق مباحث اعتقادی در وجودم نمیزاره چه کنم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این نوع تعلق به مسائل سیاسی که مربوط به انقلاب اسلامی است، عین سلوک است و این به شرطی است که متوجه‌ی تقدیر الهی و حضور تاریخی خداوند در این صحنه‌ها باشیم و ببینیم چگونه خداوند در عین انواع موانع که برای حرکت توحیدیِ انقلاب اسلامی پیش می‌آورد اعم از موانع داخلی توسط بعضی از مسئولانِ غیر توحیدی و دشمنان خارجی، کار جلو می‌رود. در این نگاه نه با اطرافیان درگیر می‌شوید و نه از سیاست خسته می‌گردید. این است آن‌چه که به ما فرموده‌اند: «سیاست ما عین دیانت ما است». موفق باشید

27904

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: ببخشید کتاب جنود عقل و جهل، مباحثش را به همین ترتیب باید گوش داده بشه؟ یا میشه طبق نیاز مثلا بحث توکل اول گوش داده بشه؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر می‌آید ترتیب کتاب که بر اساس روایت مذکور است، چیز خوبی باشد. ولی با اینهمه اگر نیاز به موضوع خاصی مثل توکل است، این امکان در متن کتاب هست که به همان موضوع رجوع شود. موفق باشید

27501

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: در خصوص سوال ۲۷۴۹۷ شما فرمودید با نظر کردن به جایگاه آن اسماء به مرور حقیقت آن اسم برای شما منکشف می شود. استاد می دانم که منظور شما این است که این مباحث را نمی شود با علم حصولی و آموزش دادن و تدریس دیدن فهمید بلکه باید از طریق علم حضوری و از طریق انکشاف قلبی اینها را بیابیم. ولی استاد سوال من این است که وقتی که من معنی و ترجمه اسماءالهی و تفاوت آنها با هم (مانند تفاوت کریم و جواد) یا حتی سایر کلماتی که در ادعیه به کار برده می شود که معنی مشابهی دارند ولی در حقیقت با هم تفاوت دارند (مانند تفاوت یأس و قنط و خیبة) را ندانم به کدام جایگاه نظر کنم؟ من با کلمه ای که ترجمه آن را ندانم چگونه میتونم انس بگیرم تا حقیقت آن کلمه به مرور زمان برای من روشن بشه؟ یعنی واقعا کتابی در این رابطه وجود ندارد که به من معرفی بکنید یا وجود دارد ولی شما توصیه نمی کنید؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: متوجه بودم. به همین جهت عرض شد خود به خود معانی آن واژه‌ها به ظهور می‌آید و در عین حال، بنا شد از کتاب «اسماء الحسنی، دریچه‌ی رجوع به حق» غافل نباشید. در ضمن کتاب «مقالات» آیت اللّه شجاعی نیز نکات خوبی را با خواننده در میان می‌گذارد. موفق باشید

26857

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
استاد گرامی سلام: كَمَثَلِ الشَّيْطَانِ إِذْ قَالَ لِلْإِنْسَانِ اكْفُرْ فَلَمَّا كَفَرَ قَالَ إِنِّي بَرِيءٌ مِنْكَ إِنِّي أَخَافُ اللَّهَ رَبَّ الْعَالَمِينَ - حشر ۱۶ ۱. لطفا در خصوص قسمت آخر آیه مبارکه توضیح بفرمایید اگر شیطان از خدا می ترسد چگونه فرمان خدا در سجده به انسان را اطاعت نکرد و پس از آن نیز در پی گمراه کردن انسان هاست؟ ۲. با توجه به مختار بودن انسان ها آیا وسوسه برای شیطان گناه محسوب می شود؟ با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. نمونه‌ی حماقت شیطان در همین‌جا است که هم کفر می‌ورزد و هم از خدا می‌ترسد چون می‌داند کلیه‌ی امور در دست خداوند است و خودش کاره‌ای نیست. ۲. انسان و جنّ، موجودات مختار هستند و شیطان از جنّ است و مثل هر موجود محتار در معرض وسوسه‌های وَهم خود می‌باشد. موفق باشید

26374

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: منظور دقیق امام در این بحثشون در کتاب سر الصلوه چیست که اشاره می کنند با نشاندن داغ ذلت بندگی بر ناصیه خود، خداوند از مقام عزتش این امر را جبران و در مقام سمع و بصر و درک او وارد می شود و تصرفات او دیگر تصرفات الهی و به اذن مالک و صاحب حیات است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همان فنایِ از خود و بقایِ به حقّ است و اشاره به حدیث «قرب نوافل» دارد که رسول خدا (صلى اللّه عليه وآله) در حديث قدسى مى ‏فرمايد: «إِنَّ اللَّهَ تَعَالَى يَقُولُ: لَا يَزَالُ عَبْدِي يَتَقَرَّبُ إِلَيَّ بِالنَّوَافِلِ مُخْلِصاً لِي حَتَّى أُحِبَّهُ فَإِذَا أَحْبَبْتُهُ كُنْتُ‏ سَمْعَهُ‏ الَّذِي يَسْمَعُ بِهِ وَ بَصَرَهُ الَّذِي يُبْصِرُ بِهِ وَ يَدَهُ الَّتِي يَبْطِشُ بِهَا إِنْ سَأَلَنِي أَعْطَيْتُهُ وَ إِنِ اسْتَعَاذَنِي أَعَذْتُه»[1] خداى تعالى مى ‏فرمايد: هميشه بنده‏ ى من به‏ وسيله نوافل به من نزديك مى‏ شود در صورتى كه كاملًا به من اخلاص دارد تا اين‏كه او را دوست دارم، پس هرگاه او را دوست داشتم گوش او مى‏ شوم كه بدان مى‏ شنود و چشم او مى‏ شوم كه بدان مى‏ بيند و دست او مى‏ شوم كه بدان مى‏ گيرد اگر از من چيزى بخواهد به او مى‏ دهم و اگر به من پناه آورد پناهش مى ‏دهم. موفق باشید

 


[1] ( 1)- إرشاد القلوب إلى الصواب، ج 1، ص 91 ..

26357

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: استاد عزیز شخصی جهت باز شدن و وسعت رزقش مخصوصا رزق مادی مثل شغل خوب و ... با مشورت دیگری به این نتیجه رسیده که اگر اسمش را که مذهبی است. مثلا از احمد بگذارد محمد مشکلات رزق و مشکلات کاری و مادی او برطرف می شود و گشایشی می شود، و این کار را هم در جلسه ای خصوصی با حضور روحانی مسجد آن محل انجام داده، آیا این کار و اینگونه عقاید از نظر شیعه درست است؟ نظر شما چیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: خیر. این کارها، کارهای بی‌مبنایی است. عرایضی در کتاب «جایگاه جنّ و شیطان و جادوگر» در رابطه با این نوع تغییر اسامی شده است. موفق باشید

26341

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد محترم: آیا فجر زمانی است که نور حضرت به طور مشخص در صحنه است و صبح را زمانی که ظهور تام صورت می گیرد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حرف خوبی است. موفق باشید

26282

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: ۱. برای موفقیت در سیر و سلوک روزی چند ساعت مطالعه سیر مطالعاتی شما لازم است با توجه به این که شعل ما مهندسی است و ربطی به علوم دینی ندارد. ۲. استاد اگر شغل ما مهندسی یا مثلا پزشکی باشد در سیر و سلوک موفق تریم یا طلبگی و تحصیل علوم دینی؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. بستگی به شرایط‌تان دارد. بالاخره باید در کنار سایر امورات زندگی به خودتان برنامه بدهید که حدود دو ساعت در آن مباحث، در هر روز ورود داشته باشید. ۲.  فرقی نمی‌کند. مهم همتی است که باید به خرج بدهید. موفق باشید -

26229

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: منظور از آسمان های هفت گانه معنوی که پیامبر در شب معراج عروج کردند چیست؟ لاهوت، ملکوت، جبروت و ناسوت که چهارتاست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: احتمالاً منظور از هفت آسمان، مراتبِ عالیه‌ی وجود می‌باشد و حکایت از کثرت آن مراتب دارد. موفق باشید

25599

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم سلام خدمت استاد عزیز: منظور از تجلی خدای سبحان در وجود ما چیست؟ ۱. ما جزئی از ذات خدای سبحانیم؟ آیا این مستلزم جسمانیت یا ترکیب نیست؟ ۲. ما خارج از ذات خدای سبحانیم؟ آیا این مستلزم محدودیت خدای سبحان نیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در این مورد باید مطالعاتی را دنبال کنید تا به جواب این سؤالات برسید. پیشنهاد بنده مطالعه‌ی «برهان صدیقین» با شرح صوتی آن است که هر دو بر روی سایت هست. متن «برهان صدیقین» را در کتاب «از برهان تا عرفان» دنبال کنید. موفق باشید

25223

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: خدمت استاد عرضی داشتم. در سلوک پیشرفت عظیمی دیدم و از انتقال و این چنین بهت زده شدم. ولی بعد از مدتی سلوک ضعیف می شد و دوباره از اول و دیدم که واقعا سلوک بدون دوست و استاد امکان پذیر نیست و حدود دو سال در جستجوی این موارد بودم. نظر شما چیست و آیا کسی را می شناسید؟ با تشکر از لطف شما.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر می‌آید اگر به جزوه‌ی «روش سلوکی آیت اللّه بهجت» رجوع شود برایتان مفید خواهد بود.جزوه بر روی سایت هست. موفق باشید

24948
متن پرسش
استاد عزیز سلام: وقتی انسان تحت فشار روحی قرار دارد مثلا افکار مزاحم و القائات شیطان او را اذیت می‌کند، چرا مدت طولانی مثلا چهل روز گفتن اذکار و توسل به ائمه اطهار (ع) برای رفع این افکار موثر واقع نمی شود و آن بزرگواران آن افکار مزاحم را با قدرت الهی خودشان دور نمی‌کنند و در نتیجه آن بی تاثیری اذکار و توسلات انسان را به مرز ناامیدی می کشاند؟ چرا تاثیر ندارد؟ آن بزرگواران و خداوند متعال که می‌بینند و می دانند که شخص واقعا محتاج کمک است و دارد از لحاظ روحی زجر می کشد پس چرا کمک نمی‌کنند؟ ممنون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به این فکر کنید که برای رفع مشکل در عین توسل به اولیاء‌الهی باید راه‌های دیگر را نیز بشناسیم و دنبال کنیم تا ان‌شاءالله رشد لازم نصیب‌تان بشود. بد نیست سری به کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» بزنید. موفق باشید

24894
متن پرسش
استاد سلام: با بررسی تاریخچه شکاکان، علت شک سوفسطائیان خطای در حس بوده، علت شک دکارت یک شک دستوری و خودخواسته بوده تا نشان دهد از شک در همه چیز می شود به یقین رسید، سوال بنده این است که علت شک هیوم چه بوده؟ خطای در حس یا شک دستوری؟ چه چیز باعث شد هیوم شکاک شود؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: تأکید بر داده‌های حسّ خود به خود مورد شک نسبت به هرچیز که واقعیت دارد، می‌شود. زیرا علیّت، قابل حسّ نیست. در این مورد می‌توانید به جزوات «تاریخ فلسفه‌ی غرب» به قسمت «دیویدهیوم» رجوع فرمایید. موفق باشید

32809

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

استاد عزیز سلام و خدا قوت: در رابطه با تفسیر المیزان بنده مدتی هست شروع کردم و جلد اول صفحه ۱۲۵ رسیدم، واقعیتش متن تفسیر برای بنده مقداری سنگین هست و بعضی مطالب باید چندین بار برگردم تا متوجه بشم، مطالب تحلیلی و تفسیری زیاد داره مثلا در مورد معجزه ۵۰ صفحه توضیح داده شده و بحث بسیار باز شده، ولی در تفسیر نمونه ۱۳ صفحه شرح داده. البته بحث ما تفاسیر دیگر نیست و هدف بهره بردن از روح قدسی علامه در المیزان هست که تفاوتش با بقیه تفاسیر ملموس هست البته حدود ۷۰ درصد مطالب را درک می‌کنم و در درون متن هر از گاهی نکات ناب و مطالب معرفتی می‌بینم که روح انسان رو نوازش میده و درون بقیه تفاسیر شاید دیده نشه، ولی مطالب کلی به دلیل پیچیده بودن بعد از گذر از مبحث، با وجود نسخه برداری زیاد چیزی تو دهنم نمیمونه. به نظر شما ادامه بدم و در ادامه راه برکاتی نصیبم میشه یا ثقل کلام خسته ام میکنه؟ خدا حفطتون کنه

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بعد از تأمّل در مباحث «ده نکته در معرفت نفس» و «برهان صدیقین» همراه با شرح صوتی آن‌ها و با همان روشی که در جزوه «شرح مختصر دستورالعمل آیة الله بهجت رحمت‌الله‌علیه» بیان شده کار را ادامه دهید، إن‌شاءالله نتیجه خواهید گرفت. بد نیست بعضی از صوت‌های تفسیر قرآن را که روی سایت هست به عنوان نحوه‌های ورود به تفسیر المیزان، استماع فرمایید. موفق باشید

31736

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: برای معرفت نفس باید چه مراحلی را طی کنم؟ برخی کتابهای شما رو مطالعه کردم؛صوت ها خیلی نامفهوم بودن و کیفیت ضعیف، متاسفانه انگار خیلی جاهلم نسبت به این قضیه. لطفا راهنمایی بفرمایید. التماس دعا. تشکر از لطف شما
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: کتاب «ده نکته در معرفت نفس» همراه با شرح صوتی آن و کتاب «خویشتن پنهان» و کتاب «معاد» همراه با شرح صوتی آن إن‌شاءالله مفید و مؤثر خواهد بود. موفق باشید

31689

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام و عرض ادب. در موضوع اربعین حسینی: صعه صدری که در این تاریخ خود را نشان می‌دهد در زبان مردم عادی با جمله (کسی را قضاوت نکنید به سادگی) خود را نشان می‌دهد، در زبان مذهبیون هم جور دیگر. این صعه صدر که در ادامه آن آیه شریفه که نشان می‌داد به مردم هم در راستای وحی پیامبر وحی می‌شود، نشان می‌دهد به موقع مردم بعضی مسائل را زیاد تکرار می‌کنند و نباید به سادگی از کنار این صحبتهای مردم گذشت. حال سوال این است، جایگاه این صعه صدر و ارتباط آن با مسئله اربعین و ظهور حکمت خسروانی کجاست؟ التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همان‌طور که جناب پروفسور هانری کربن معتقد است ایرانیان با حکمت خسروانی رسالتی را برای حضور در جهان به عهده دارند در آن حدّ که دار مستتر، ایران‌شناس فرانسوی گفته است که اسکندر می‌خواست ایران را یونانی کند، یونان را ایرانی کرد. و یا میشل فوکو معتقد است ایران، روحی است در جهان بی‌روح. موفق باشید  

نمایش چاپی