باسمه تعالی: سلام علیکم: خدا رحمت کند آیت اللّه حائری شیرازی آن حکیم فرزانه و خودساخته و جهاندیده را. همیشه عرض بنده به رفقا بوده و هست که از ایشان بهرهمند باشند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به ما فرمودهاند اسامی خوب بر فرزندانتان بگذارید تا آنها شخصیت خود را بر اساس صاحبان آن اسامی مدّ نظر قرار دهند و با توجه به این امر به آن نوع سخنان که فرمودهاید گفته شده، نباید توجه کرد بهخصوص که شایع شده است اسامی خوب را به دلایل واهی، باید از بعضی از افراد تغییر داد زیرا مثلاً با حروف ابجد برای آن شخص در ارتباط با بقیه، همراهی ندارد. مگر حروف ابجد چیزی است که باید تا اینجاها مدّ نظر قرار گیرد؟!! موفق باشید
سلام علیکم: استاد عزیز، واقعا از پاسخ دقیق و جانانه ۲۷۶۲۶ حضرتعالی و این نگاه تان به مسئله مسرور و خوشحال شدم و اینکه فرمودید امروز اگر کسی راه اشارات شهیدان سلیمانی و آوینی را درنیابد و خود را در آن نبیند، چه میزان از عالم انسان حقیقی و عالم انسان متعالی در این عصر دور است. حقیقتش این است که اگر افرادی امثال آن مطالب را که شما در همانجا به آن پاسخ دادید را می نویسند، این است که به عالم انقلاب و طرح بزرگ انقلاب نظر نشده و فوقش مانند بسیاری تحلیلگران و سیاسیون ویژه غربی فکر میشود انقلاب یک کشور مستعمره و دنیای سوم (که دقیقا همین تقسیم بندی غرب درباره جهان و کشورها را هم پذیرفته اند) بوده و میتوان بیاییم مبانی توسعه و رهاوردهای غرب ویژه تکنولوژی را دنبال کنیم و حتی در قواعد جامعه سازی و دولت شهرها هم به آنها نظر کنیم، در عین حال توجه به حکمت شیعی و شریعت هم بکنیم و مثلا در این حد مراقب باشیم که احکام اسلام نقض نشود و رسما در جامعه با انقلاب و ولایت فقیه مخالفت نشود و آنها را پذیرفت. حتی این نگاه میتواند تا جایی برسد که نهایتا بگوید ما باید کشور اسلامی باشیم و بپذیریم در چارچوب همین قواعد کشورها حاضر شویم با شرایع اسلامی ولی اگر انقلاب باشد، هزینه زایی میشود و مگر خروج از قواعد عالم مدرن، کار سهل و راحتی است و چقدر میتواند ظرفیت ها را درگیر کند. در صورتیکه خود امام هم از همان سال ۴۲ متوجه بود که چکار عظیمی دارد میشود و هدفش هم یک حرکت بزرگ بین المللی برای عبور از مدرنیته بسمت تمدن نوین اسلامی و مُلک مهدوی است و کار ما در این حد نیست که حالا حکومت بنام اسلام و تعهد به احکامش شول بگیرد ولی باز هم ما خود را ذیل دولت شهرهای مدرن تعریف کنیم و بگوییم ما میخواهیم کشور اسلامی باشیم که در عین حال هویت ملی هم دارد. امام وقتی میگفت ما برآنیم تا پرچم لا اله الا الله که پرچم عزت و کرامت انسانهاست را بر سطح قلل عالم برافرازیم نظر داشت حرکتش حرکت جهانی و عبور از مدرنیسم است کما اینکه خود ایشان گفته بودند طلوع تجدد، غروب اسلام است. اینکه بعضی متاسفانه میخواهند ایران هم کشوری باشد مثل بعضی دیگر کشورهای اسلامی که نام اسلام را یدک میکشنند و توجه به مناسک دارند ولی نهایتا با تمام مظاهر دنیای مدرن و لیبرالیسم کنار آمده اند و اساسا حرفی برای زدن و قد علم کردن ندارند و حتی خود را ذیل همان قواعد سیاسی رایج مدرنیته می بینند و اینکه این افراد میگویند تا کی میخواهیم با استکبارستیزی برای خود هزینه زایی کنیم و بجای نقد دولت های غربی بیاییم مقابل مدرنیته بایستیم و مدام خود را مقابل آن قرار دهیم و برای ملت و کشور مشکل درست کنیم، دقیقا ناشی از عدم فهم هندسه انقلاب و منظومه فکری امام است و اینکه میخواهند انقلاب را از شان تمدن سازی تقلیل دهند. ولی وقیقا داریم میبینیم انقلاب در حال حرکت بسمت همان هندسه اصیلش هست و حتی مشکلات امروز هم در نگاه تمدنی، اتفاقات و مشکلاتی است که اتفاقا در تمدن سازی پیش می آید و حتی خود مدرنیته برای اینکه برود بسمت جامعه سازی و تمدن هم با آن مواجه شد و تمدن سازی خب با آن عجین است. انقلاب امروز رسما پرچم تمدنی است که مقابل مدرنیته و نئولیبرالیسم بلند شده و متاسفانه برخی بجای اینکه هر چه بیشتر انقلاب را در مسیر تمدنی اش پیش ببرند و آرمانشان تمدن نوین اسلامی باشد، به رویکرد های دیگر رفتنه اند البته که چه بخواهند چه نخواهند حکایت همانی است که شهید آوینی میگفت: بعثت تاریخی انسان در وجود مردی چون حضرت امام خمینی (ره) برای من کافی بود تا باور کنم که عصر تمدن غرب سپری شده است.
باسمه تعالی: سلام علیکم: بخواهیم یا نخواهیم تاریخی شروع شده که تقابل جبههی توحید و جبههی استکبار است و در شرایطی نیستیم که راهِ میانهای را در پیش گیریم. آنهایی که راه میانه را در پیش گرفتهاند خواسته یا ناخواسته نسبت به حرکت توحیدیِ زمانهی خود بیتفاوت میباشند و این در حالی است که خداوند نسبت به حق و باطل بیتفاوت نیست. نمیخواهم بگویم همه باید مانند شهید قاسم سلیمانی یا سید حسن نصراللّه عمل کنند، ولی حدّ اقل آن است که خود را در آن جبهه احساس نمایند حتی در حدّ تأییدنکردنِ تبلیغات کفر جهانی که جنابعالی در نوشتهی خود بسیار خوب متذکر آن شدید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: همینطور است. زیرا در «یوم تبلیالسرائر» که فرمود کتاب انسان گشوده و منشور میشود، با خودی روبهرو هستیم که اگر زیباییهای توحیدی از آن ظهور نکند، آرزو خواهیم کرد ای کاش اصلاً به دنیا نیامده بودیم: «يا لَيْتَني كُنْتُ تُراباً». موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در این مورد خوب است به جزوهی «تندیس یا مجسمه» که بر روی سایت هست، رجوع فرمایید. البته رهبر معظم انقلاب در فتاوی اخیر خود نسبت به عروسک و مجسمه تجدید نظر کردهاند و داشتن و ساختن آن را جایز میدانند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در مورد مباحث معرفتی باید سیر و ترتیب آن رعایت شود. ولی در مورد مسائل اجتماعی لازم نیست. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: اینطور جواب داده شد: ۲۴۱۵۱. باسمه تعالی: سلام علیکم: راهنمایی بنده آن است که در این موارد باید سکوت کرد مگر اینکه مطمئن باشیم وظیفهی ما تذکر است. موفق باشید
سلام: کسی در خفا گناهی رو انجام می ده (در نظر بگیرید رابطه نامشروع جنسی) و شخصی متوجه این قضیه میشه و افشا می کنه گناه کدوم یک بیشتره؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: هر دو گناهکارانند. چه کار داریم که کدام گناهشان بیشتر است؟!! آن باید نزد خدا معلوم باشد. موفق باشید
سلام علیکم: آیا براستی دولت و حکومت اسلامی ان شاءالله نباید به جایی برسد که فراغت، زمینه و فرصت عبادت را در ماه سرنوشت سازِ رمضان برای مسلمین مهیا کند تا آنها در این ماه اینطور که الان هست، عادی و مانند ماه های دیگر درگیر کار و روزمرگی دنیوی و اداری نباشند و چند صباحی مشغول ساخت آخرت خود باشند؟! آنچنان که حضرت سجاد سلام الله علیه به خدا عرضه می دارد: اللهم ارزقنی فراغا فی زهاده؟ آیا روزی عقل جامعه اسلامی به جایی نخواهد رسید که تعطیلات نوروزی خود را به تعطیلات رمضانی تبدیل کند؟! نه مانند دولت کنونی که بعد از دو سال و نیم تازه در ابتدای این ماه شریف یاد بازگشایی کامل مدارس می افتد و ضمن ایجاد مشغله فکری برای خانواده های مومن و مقید، ناخواسته عرصه را برای روزه اولی های کودک خصوصا دختر تنگ میکند تا آنها با زدن ماسک از ابتدای صبح تا ظهر خصوصا در مناطق گرم کشور توان روزه داری را از دست بدهند و محروم شوند.
باسمه تعالی: سلام علیکم: ملاحظه کنید که ما در این زمانه در شرایط بحرانی هستیم و هنر انسان مؤمن و فرهیخته، شناختن زمانه است. همانطور که امام صادق «علیهالسلام» مى فرمايند: «قَالَ فِى حِكْمَةِ آلِ دَاوُدَ عَلَى الْعَاقِلِ أَنْ يَكُونَ عَارِفاً بِزَمَانِهِ»[1]در دستورهاى حكيمانه آل داود چنين آمده است كه وظيفه ى انسان خردمند است كه زمانه ى خويش را بشناسد. زيرا در شناخت زمانه است كه انسان مى تواند برنامه ريزى صحيح داشته باشد و قدم به قدم كارها را جلو ببرد تا به مقصد نهايى برسد و نيز مى فهمد در كجاى تاريخى كه پشت سر گذاشته و يا بايد به آن برسد، قرار دارد. مثلًا مى فهمد هنوز به آن مرحله اى نرسيده ايم كه بتوانيم از غربزدگى خود آگاه شويم و عزم عبور از آن را پيدا كنيم. حضرت صادق «علیهالسلام» مى فرمايند: «الْعَالِمُ بِزَمَانِهِ لَا تَهْجُمُ عَلَيْهِ اللَّوَابِس»[2] آنكس كه نسبت به زمان خود عالم باشد، امور نامعلوم به او هجوم نمى آورد. انسانهايى كه روح زمانه ى خود را نشناسند در خلأ تحليل فرو مى افتند و در مقابل امورى كه باور نمى كردند پيش آيد، تحليل ندارند. در حالىكه اگر انسان روح زمانه خود را بشناسد مى پذيرد كه بالاخره ما بايد منتظر چنين موضعگيرى توسط مردم مى بوديم و بايد مى دانستيم نخبگان ملت تا كجاها با مردم انقلابى همراهى مى كنند و از كجا متوقف مى گردند. رهبران بزرگ با توجه به همين امر است كه بر اساس توانايى ملت، مردم را جلو مى برند و با نخبگان نيز مدارا مى كنند و از مردودشدن بعضى از نخبگان جا نمى خورند. آيا وقتى علوم انسانى موجود در دانشگاه هاى ما انسانى را تعريف مى كنند كه آن انسان هيچ سنخيتى با اهداف انقلاب اسلامى در خود احساس نمى كند نبايد منتظر رويكرد تحصيلكردگان به كانديدايى شد كه اصالت را به غرب مىدهد؟ آگاهى به اين امر كه در زمانهاى قرار داريم كه علوم انسانىاش اينچنين است موجب مى شود كه منتظر آنچنان حادثه اى باشيم و به صورتى زيربنايى نسبت به علوم انسانى اسلامى فكرى بكنيم تا آينده از آن انقلاب اسلامى باشد.
با توجه به مطالب فوق باید مواظب بود با نظر به آرمانها، از تنگناهای تاریخی خود غفلت نکنیم وگرنه انتظاراتمان غیر واقعی میشود و زحمات و تلاشهای دولتی که از جنس انقلاب و آرمانهای انقلاب است؛ درست دیده نمیشود. موفق باشید
[1] ( 2)- الكافى، ج 2، ص 116.
[2] ( 1)- الكافى، ج 1، ص 27.
سلام خدمت استاد گرانقدر: تسلیت به مناسبت شهادت عبد صالح و امام هدایت امام موسی کاظم و همچنین تهنیت ایام ماه مبارک رجب و بعثت رسول گرامی اسلام. استاد سوالم درباره شیوه و نحوه هدایت و تربیت رسول گرامی اسلام است با توجه به احادیث، این هدایت به چه صورت بوده؟ به صورت الهام بوده؟ گفتگو بوده ؟ ... و یا چه صورتی؟ امام علی(ع) درباره تربیت ویژه نبی گرامی اسلام از دوران کودکی می فرماید: «لقد قرن الله به صلی الله علیه و آله من لدن ان کان عظیماً اعظم ملک من ملائکته یسلک به طریق المکارم و محاسن اخلاق العالم لیله و نهاره» از همان زمان که رسول خدا (ص) را از شیر گرفتند، خداوند بزرگ ترین فرشته از فرشتگان خویش را مأمور ساخت تا شب و روز وی را به راههای بزرگواری و درستی و اخلاق نیکو سوق دهد. از سخنان امام صادق (ع) : «خلق والله اعظم من جبرئیل و میکائیل و قد کان مع رسول الله یخبره و یسدده و هو مع الأئمه یخبرهم و یسددهم» به خدا سوگند، مخلوقی است بزرگ تر از جبرئیل و میکائیل و او همواره با رسول خدا (ص) بود و او را آگاه ساخت و راهنمایی می نمود. او با امامان هست و آنها را آگاه می سازد و راهنمایی می نماید. از امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب (ع) نقل شده که فرمود: «سمعت رسول الله یقول: ما هممت بشیء مما کان اهل الجاهلیة یعملون به غیر مرتین کل ذلک یحول الله بینی و بین ما ارید من ذلک» از رسول خدا (ص) شنیدم که فرمود: هیچ گاه نخواستم کارهای رایج در زمان جاهلیت را انجام دهم مگر دو بار که در هر بار خداوند میان من و آنچه می خواستم حائلی قرار داد.
باسمه تعالی: سلام علیکم: عرایضی در مقدمه کتاب «مبانی نظری نبوت و امامت» شده است که در دل آن بحث به نکتهای که جنابعالی مدّ نظر دارید تا حدّی جواب میدهد. ذیلاً آن مقدمه خدمتتان ارسال میشود: موفق باشید
تفاوت ولايت و امامت و نبوت
۱. ولايت: ولايت به معني نزديکي است و وقتي گفته ميشود انساني به مقام ولايت رسيده به اين معني است که توانسته در مقام قرب الهي قرار گيرد. اين مقام با توجه به اينکه مقام اصلي انسان حقيقت مجردي است که از ملائکه هم بالاتر است، با زُدودن جنبههاي بشري و بدني براي هرکس حاصل ميشود. لذا فرمودهاند راه ولايت در هيچ زماني بسته نيست حتي زماني که نبوت به انتها ميرسد و ديگر براي بشر پيامبري فرستاده نميشود. قرآن در راستاي دعوت انسانها به مقام قرب و ولايت ميفرمايد: «فَمَن كَانَ يَرْجُو لِقَاء رَبِّهِ فَلْيَعْمَلْ عَمَلًا صَالِحًا وَلَا يُشْرِكْ بِعِبَادَةِ رَبِّهِ أَحَدًا» [۱] هر کس ميخواهد به لقاء پروردگارش نائل آيد بايد به اعمال صالح مبادرت ورزد و در آن راستا به احدي جز خدا نظر نداشته باشد. از آنجايي که تا وليّ خدا به مقام ولايت يا قرب نرسد شايستهی شنيدن سخن خدا جهت ابلاغ به مردم نميشود گفته ميشود ولايت، باطن نبوت است.
۲. نبوت: نبوت بر عکس ولايت، يك مأموريت الهي است و خداوند با برانگيزاندن و مبعوث نمـودن آن کسي که به مقام قرب الهي رسيده شريعت خود را به بشريت ميرساند. با توجه به اينکه پيامبر خدا (ص) بايد آمادگي خاصي پيدا کند تا بتواند شريعت الهي را تماماً بگيرد و به مردم برساند، نبوت همراه است با تحولي عظيم كه در روح و جان پيامبر خدا (ص) رخ ميدهد تا براي انجام مأموريت خود توانايي و آمادگي كامل و نهايي را بهدست آورد.
عنايت داشته باشيد که كمكها و مددهايي كه به پيامبر ميشود تا در مأموريتش موفق شود، رحمتي است به مردم زيرا مردم از طريق همين كمكها است كه متوجه حقانيت نبي ميشوند و از هدايت الهي بهرهمند ميگردند. در همين راستا مددهايي را که به رسول خدا (ص) ميشود ميتوان به مددهاي قبل از بعثت و مددهاي بعد از بعثت تقسيم کرد.
الف- مددهاي قبل از بعثت: مددهاي قبل از بعثت موجب ميشود تا اولاً: با حفظ رسول خدا - از هرگونه لغزشي که عرف جامعه از پيامبر خدا انتظار ندارند - در قبل از بعثت، كارنامهي نبي جهت انجام مأموريتش از هرگونه ضعفي پاك باشد و در مأموريتي كه بناست به عهدهي آن حضرت گذاشته شود به بهترين نحو موفق شود. و چون خدا ميداند اين شخص با پاي خود و با انتخاب خود - در عين اين که مسير ولايت را طي ميكند - شايستهي ابلاغ دين ميگردد، مواظبتهايي را قبل از بعثت نسبت به او اِعمال ميکند تا در تحقق نبوتش به كارش آيد و موانع راه از قبل برطرف شده باشد. ثانياً: از طريق آن مددها که قبل از بعثت به پيامبر خدا ميشود، نفس آن حضرت ظرفيت پذيرش حقايق عظيم موجود در وَحي را پيدا ميكند تا وَحي را كامل بگيرد و کامل برساند. در همين رابطه حضرت علي (ع) ميفرمايند: «...وَ لَقَدْ قَرَنَ اللهُ بِهِ (ص) مِنْ لَدُنْ اَنْ كانَ فَطيماً اَعْظَمَ مَلَكٍ مِنْ مَلائِكَتِهِ يَسْلُكُ بِهِ طَريقَ الْمَكارِم و مَحاسِنَ اخلاقِ العالَمِ، لَيْلَهُ وَ نهارَهُ» [۲] از همان لحظهاي كه پيامبر (ص) را از شير گرفتند، خداوند بزرگترين فرشتهي خود را مأمور تربيت آن حضرت كرد تا شب و روز، او را به راههاي بزرگواري و راستي و اخلاق نيكو راهنمايي كند.
پس نتيجه ميگيريم خداوند با علم به شايستگيهاي پيامبر (ص) از ابتدا پيامبر خود را پرورانده تا مستعد دريافت بزرگترين پيام براي بندگانش بشود و از طريق نفس مقدس آن حضرت ما بتوانيم به دين خدا دست يابيم.
ب- مددهاي بعد از نبوت: مددهاي بعد از نبوت عبارت است از كمكهاي خاصي که به پيامبر ميشود جهت حفظ او و موفقيت او تا مردم از پيامبري پيامبر محروم نشوند. اگر این مددها نبود هدايت بشر مختل يا منقطع ميگشت و در همين راستا خداوند جان پيامبر (ص) را از خطرات حفظ ميكند و يا توطئهها را خنثي و يا شايعات را به آن حضرت خبر ميدهد ولي در همهي اين احوالات وظيفهاي را که به عهدهي مسلمانان و يا شخص پيامبر است به خود آنها واگذار ميکند.
بر اساس همان مبنايي که خداوند براي انسانها پيامبر ميفرستد، جهت تبيين و ادامهي دين، امامان را مأمور ميکند، در اين حالت هم فقط کسي را که به مقام قرب الهي رسيده است براي امامت تجهيز مينمايد. با توجه به نکاتي که عرض شد لازم است به موارد ذيل عنايت فرماييد:
۱. در ابتدا هر «نبيّ»، «وَليّ» ميباشد که با استعدادهاي ذاتي خود، همهي جنبههاي بشري را كه مانـع دريافت اصل روحاني خود و مانع قربِ به حق ميشود زدوده است.
۲. سرمايهي ولايت جهت قرب الهي «فطرت» است و انسانها وقتي با فطرت خود هماهنگ شوند به مقام قرب الهي دست مييابند و اين سرمايه در اختيار همه هست و شريعت الهي متذکر فطرت انسانها است تا با آن هماهنگ شوند، پس راه ولايت و قرب الهي براي همه باز است.
۳. زماني كه مصلحت خدا اقتضاء كرد تا پيامبري براي بشريت فرستاده شود کسی را كه به مرتبهي قـرب كامل رسـيده است جـهت ابـلاغ شـريعت به نبوت مبعوث ميکند و برميانگيزاند.
۴. پس نبوت يك مأموريت الهي است و همچنان که عرض شد مبعوث نمـودن آن «وَلـيّ» به نبوت همراه است با تحولي عظيم كه در روح او رخ ميدهد، تا براي انجام مأموريت خود توانايي و آمادگي كامل و نهايي را دارا باشد.
۵. كمكهايي كه به پيامبر ميشود تا در مأموريتش موفق شود کمکهاي خاصي است که از طرف خداوند به پيامبر داده ميشود و به همين جهت گفته ميشود آن کمکها «موهبتي» است و نه «اكتسابي». ولي اين كمكهای موهبتی، رحمتي است به مردم از طريق نبي تا مردم به شريعت الهي آگاه شوند و مردم از طريق همين كمكهاي موهبتي است كه متوجه صدق نبوت نبي ميشوند و از او هدايت ميگيرند.
۶. مددهاي موهبتي به نبيّ دو قسم است. قسم اول مددهايي است که قبل از بعثت به نبيّ ميشود تا كارنامهي نبيّ جهت انجام مأموريتش از هرگونه ضعفي پاك باشد و آن مددها موجب ميشود تا پيامبر خدا اولاً: در خاطر مردم و بر اساس عرف زمانه از هرگونه ضعفي مصون باشد و همان ضعفهايي كه براي بقيهي كودكان و جوانان طبيعي است، مثل نيمه عريان بودن کودکان و يا با پاي برهنه در كوچهها دويدن، در او ديده نشود. ثانياً: از طريق آن مددها نفس پيامبر ظرفيت پذيرش حقايق عظيمِ موجود در وَحي را پيدا كند و وحي را كامل بگيرد. قسم دوم، مددهايي است که بعد از نبوت به پيامبر ميشود که اگر اين مددها نبود به مقام قرب و ولايت پيامبر ضربهاي نميزد ولي نبوت او را كه وسيلهي هدايت بشر بود مختل يا منقطع مينمود، به طوري که اگر خداوند جان پيامبر را از خطرات حفظ نميکرد و يا توطئهها را خنثي نمينمود و يا شايعات و نقشههاي دشمن را به او خبر نميداد، زمينهي ابلاغ وَحي الهي به طور کامل فراهم نميشد و اين ضرري بود که به بشريت ميرسيد.
از اين نکته غفلت نفرماييد که در هر صورت هركس به اندازهاي كه طالب حق است از نبوت بهره ميگيرد و خود پيامبر هم به عنوان يك انسانِ حق طلب از نبوت خود استفاده ميكند ولي چون او بهترين انسان است، بيشترين استفاده را از وَحي ميبرد و خداوند در همين رابطه ميفرمايد: «آمَنَ الرَّسُولُ بِما اُنْزِلَ اِلَيْهِ مِنْ رَبِّهِ و الْمُؤْمِنُونَ»[۳] رسول (ص) و مؤمنين هر کدام به آنچه بر پيامبر نازل شده ايمان آوردهاند و از آن بهره ميگيرند.
با توجه به اينکه معلوم شد هر انساني به جهت نفس ناطقهي مجردي که دارد، استعداد حضور در عالم غيب در او هست و ميتواند به مقام ولايت و قرب برسد، پس نبوت براي انسان چيز غير ممکني نيست و خداوند به عنوان «ربِ» همهي انسانها حتماً راهي جهت تربيت و تعالي آنها ميگشايد و ارسال رسولان در همين رابطه است که در مباحث آينده به اين امر ميپردازيم.
[۱] - سورهي کهف، آيهي ۱۱۰.
[۲]- نهج البلاغه، خطبهي ۱۹۳.(خطبه قاصعه-۲۳۴).
[۳]- سورهي بقره، آيهي ۲۸۵.
سلام علیکم: شما در صحبتی فرمودید در مسئله ریش تراشی نباید به مردم گیر داد چون فتوای مستقیم ندارد. آیت الله مهدوی چند هفته پیش در نماز جمعه فرمودند کسی که حسن ظاهری ندارد حسن باطنی هم ندارد و مسئله ریش را به عنوان حسن ظاهری مطرح کرد و فرمودند هیچ مرجعی حکم به حلال بودن تراشیدن ریش ندارد و... حال آیا لازم بود این حرف در نماز جمعه مطرح شود؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر میآید روش مقام معظم رهبری بهتر است که سختگیری نمیکنند، نه اینکه منکر موضوع باشند. زیرا بالاخره ظاهر دینی هم در جای خود مهم است.
به این صحبت مقام معظم رهبری با علمای خراسان شمالی توجه شود، راهکارهای خوبی در آن نهفته است آنجایی که فرمودند:
«خودتان را مجهز کنید. مسلح به سلاح معرفت و استدلال کنید، بعد به این کانونهای فرهنگی - هنری بروید و پذیرای جوانها باشید. با روی خوش هم پذیرا باشید؛ با سماحت، با مدارا. فرمود: «و سنّة من نبیّه»، که ظاهراً عبارت است از «مداراة النّاس» ؛ مدارا کنید. ممکن است ظاهر زنندهای داشته باشد؛ داشته باشد. بعضی از همینهائی که در استقبالِ امروز بودند و شما - هم جناب آقای مهماننواز، هم بقیهی آقایان - الان در این تریبون از آنها تعریف کردید، خانمهائی بودند که در عرف معمولی به آنها میگویند «خانم بدحجاب»؛ اشک هم از چشمش دارد میریزد. حالا چه کار کنیم؟ ردش کنید؟ مصلحت است؟ حق است؟ نه، دل، متعلق به این جبهه است؛ جان، دلباختهی به این اهداف و آرمانهاست. او یک نقصی دارد. مگر من نقص ندارم؟ نقص او ظاهر است، نقصهای این حقیر باطن است؛ نمیبینند. «گفتا شیخا هر آنچه گوئی هستم / آیا تو چنان که مینمائی هستی؟». ما هم یک نقص داریم، او هم یک نقص دارد. با این نگاه و با این روحیه برخورد کنید. البته انسان نهی از منکر هم میکند؛ نهی از منکر با زبان خوش، نه با ایجاد نفرت. بنابراین با قشر دانشجو ارتباط پیدا کنید.» موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: البته بنده هم سعی میکنم نسبت به نگاه متفکران جهان غرب بیگانه نباشم. ولی امید است به هر صورت هر تصمیمی که گرفتهاید افقی باشد برای حضور بهتر جنابعالی در جهانی که بشر امروز در آن بسر میبرد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: با توجه به این امر، پس خوب است در همین موارد به مطالب خود عمق ببخشید. روی مباحث کتاب «معاد» و شرح آن خوب است فکر کنید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در این زمانه پذیرفتن ولایت نایب امام که در جواب سؤال 31418 نقش ایشان مطرح شد، عملاً نوعی بیعت با رسول خدا «صلواتاللهعلیهوآله» است. تصور بنده آن است که آن نوع قطببازیها بیشتر نوعی بیعت باید باشد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته باشید که در این موارد باید نکتهای که مورد سؤالتان هست را مطرح بفرمایید وگرنه ما مجبور هستیم با خواندن چنین متون طولانی از جوابدادن به بقیه سؤالهای کاربران محترم باز بمانیم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در جریان این مطلب هستم. ولی به گفته آیت الله جوادی آنقدر آن قسمت دارای مضامین بلند است که باید گفت در هر حال ریشه در معارف اهلالبیت «علیهمالسلام» دارد هرچند که مسلّم مربوط به آن مناجات که حضرت در روز عرفه عرضه داشتند، نیست. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: آنچه به نظرتان حق میآید را عمل کنید، خداوند در ادامه راهکارها را نشان میدهد. مشورت با کسانی که با روحیه شما آشنا هستند، خوب است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. ملاک، عبودیت است بر اساس شریعتی که هر دینی برای خود پذیرفته است. ۲. تا آنجا که به یاد دارم سند صحیفه به فرزندشان زیدبنعلی میرسد و ظاهراً جناب زید مناجات پدرشان را ضبط کرده و پس از مدتی با اتفاق خاصی که پیش آمده، صحیفه پیدا شد که داستان آن مفصل است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: آیا اگر به ذاتی فکر کنیم که عین وجود و بالتبع عین کمال است، باز میتواند بینهایت بالفعل برایش استحالهی عقلی داشته باشد؟ در حالیکه ذاتش عین آن کمالات مثل حیات و قدرت است؟ موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده در قنوت فرازهای «مناجات شعبانیه» خوب است. در سجدهی شکر، همان ذکر شکراً شکراً که در مفاتیحالجنان ثبت شده است خوب است. با نظر به تعقیباتی که در مفاتیح مطرح است، باید هرکس مطابق ذوق خود بعضی از آنها را انتخاب کند. در آخر «اصول کافی» نیز دعاهای خوبی هست که رجوع به آن ادعیه، مطابق ذوق افراد، کمککننده است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: کاملاً درست میفرمایید. آری! آنکس که تا این اندازه متوجه شده که برای تحقق جامعهی اسلامی حقیقتاً باید در میدان ایثار قدم زد، یقیناً بهرهی زیادی همانند برکاتی که شهدا نصیب خود کردند از زندگی میبرند. از آن طرف باز نباید از این موضوع غفلت کرد که برای تمدنسازی باید احوالات انسانهای متوسط را هم در نظر گرفت که تا آن حدّ حاضرند در کار قرضالحسنه وارد شوند، که نفعی نبرند، نه آنکه ضرر کنند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: همینطور که میفرمایید باید از جایی شروع کنید، یا با سیر مطالعاتی سایت جلو بروید، یا با توصیههای حضرت امیرالمؤمنین «علیهالسلام» به امام حسن «علیهالسلام» در کتاب «فرزندم؛ اینچنین باید بود». موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر میکنم حضرت، نسبت به هویتهای انسانی در مقایسه با سایر انسانها آن سخن را میفرمایند و نه در نسبت به حقیقت قرآن در مقایسه با سایر ادیان و مکاتب، به همان دلیل که ما بین اسلام به عنوان یک حقیقت و مسلمانیمان فاصله داریم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: بالاخره حتیالامکان باید احتیاط کنند تا ناقل ویروس نباشند. نهایتاً سعی شود محیط رشد آن ویروس فراهم نشود بهخصوص که ستاد مبارزه با کرونا سفرهای بین شهری را تا حدّی ممنوع کرده است. موفق باشید
