بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
25897

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: آیا در لاهوت و جبروت نیز همانند ملکوت بهشت و جهنم وجود دارد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌طور است. زیرا در هر عالَمی همه‌ی مراتب وجودی انسان حاضر است. موفق باشید

25814

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: چگونه بوسیله عبادت موجبات تسلط بر قوه خیال را در انسان فراهم می کند؟ آیا عبادات جهت خیال انسان را هدفمند می کند و خیال انسان جنبه والا و متعالی می گیرد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌طور است. موفق باشید

25529

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم وقتتون بخیر استاد جان: در مورد افراد معمولی که بعضا گناهانی هم دارند می توان هر مصیبتی سرشان آمد گفت به خاطر گناهشان است؟ خدایی که رب است ممکن است برای ارتقاء درجه آنها را دچادر مصیبت کند؟ آیا این مساله فقط مختص اولیاء خداست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: خیر! همین‌طور است که می‌فرمایید ما چنین حقی نداریم که این‌طور قضاوت کنیم، مگر برای فاسقِ معاندی مثل صدام، که خداوند خواست عبرت روزگار باشد. موفق باشید

25050

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: دانش آموز ۱۷ ساله ای را که با نمرات بد و درس نخواندن او مواجه هستیم و کار مفیدی انجام نمی دهد و وقتش را تلف می کند، چطور باید اصلاح کرد؟ چه رفتاری باید با او کرد؟ آیا تحت فشار مالی قرار دادن او به نحوی که فکر کند نداریم که به او بدهیم و نه اینکه نمی خواهیم به او پول بدهیم و از طرفی دیگر تشویق به درس خواندن جهت رسیدن به پول و خواسته هایی که برایشان به او پول نمی دهیم می تواند رویکرد مناسبی باشد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در عین آن‌که نباید به او سخت‌گیری کرد زیرا ممکن است استعداد لازم را در آن امور نداشته باشد و سرخورده شود؛ روشی که پیشنهاد می‌کنیدممکن است نتیجه‌بخش باشد. در هر حال، رفاقت‌تان را حفظ کنید. موفق باشید

24889
متن پرسش
سلام: حواریون پس از درخواست مائده و نازل شدن آن، نتوانستند شروط را رعایت کنند و در المیزان عذابهایی را ذکر کرده که ممکن است دچار آن شده باشند، ولی آیا مگر‌ می شود حواریونی که خداوند به آنها الهام نمود و از حقیقت دوران آنان را بهره داد، با درخواست مائده و سپس شکست در پذیرفتن شروط آن چنین عذابی را دچار شوند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: هرچه هست می‌توان به این نکته پی برد که این امکان برای هرکسی هست که با سابقه‌های خوب و ارزشمند، اگر دل به دنیا بسپرند حتی در آن حدّ که برای تهیه‌ی غذا امید به معجزه داشته باشند باید نگران سرنوشت خود باشند. در انقلاب اسلامی نیز نمونه‌هایی داشتیم و داریم که با سوابق خوب، سرنوشت خوبی برای خود رقم نزدند. موفق باشید

24388

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام استاد عزیز: طبق نظر ملاصدرا این چیزهایی که ما احساس می کنیم و چیزهایی که می بینیم، ساخته نفس است مطابق با شی خارجی، لطفا در مورد مثلا ادراک و دیدن خودکار روبروی شما یا بنده بفرمایید چه سیری طی می شود تا نفس تصویر خودکار را بسازد مطابق با خود خودکار، لطفا برای بنده این اتفاقی که می افتد و سیری که طی می شود تا این شی روبروی بنده که مثلا خودکار است ادراک شود و دیده شود را توضیح دهید به قول معروف از صفر تا صد ماجرا را توضیح دهید. با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: کتاب «معرفتِ نفس و حشر» بحمداللّه در این مورد نکات ارزشمندی را به میان آورده است. کلیّت این مباحث را باید در آن‌جا دنبال کرد. در این‌جا در حدّ جواب یک سؤال ما می‌توانیم وارد شویم. موفق باشید

24293

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: مدتی است عقد کرده ام. مخالفت خانواده ام خصوصا خواهر بزرگ و مادرم رو داشته ام از اول تا اکنون. حال گاهی این حرفها کاملا زندگیم رو متزلزل می کنه شدید و همسرم رو با زنان زیباتر مقایسه می کنم و... چه کنم استاد، خیلی درگیرم؟! با تشکر
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: فراموش نکنید همسری که خداوند وارد زندگی شما کرده است عطای الهی است و به گفته‌ی پیامبر خدا «صلوات‌اللّه‌علیه‌وآله» هرچه در دیگر زنان سراغ دارید، در همسر خودتان هست. مواظب باشید با توهّماتِ بی‌جا نسبتِ خود را با عطای الهی به هم نزنید. موفق باشید

24209

بدون عنوان:بازدید:

متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم سلام الله علیکم حضرت استاد در ص 33 کتاب مقام نوری حضرت فاطمه سلام الله علیها مرقوم داشته اید: در واقع راه رسيدن به قرب الهي، از طريق اسماء الهي است... انسان‌های کامل در مقامی هستند که جان خود را با اذکار دینی تغذيه می‌كنند و زنده نگه می‌دارند و شما نیز در ذیل وجود مقدس آن‌ها می‌توانید قلب خود را با اذکار الهی تغذیه کنید. ... حقیقت ما فقط قلب ما است، حال اگر قلب ما با نظر به سیره‌ی حضرت زهرا سلام الله علیها به حقیقت آن حضرت نزديك شود چگونه با «تسبیح» و «تقدیس» و «تهلیل» و «تحمید» جان می‌گیرد و نورانی می‌گردد. زندگیِ حقیقی در این دنیا تغذيه‌ی قلب است با تجلی جلوات انوار اسماء الهي. در چنین مسیری سعی کنید در حين اقامه‌ی نماز، خود را در برزخ احساس كنيد و با گفتن اذكار نماز، عملاً اراده‌تان اين باشد كه به حضرت حق رجوع کرده‌اید برای تجلّي اسماء الهي، که بر قلبتان تجلی کند. استاد لطفا راهنمایی بفرمایید که: چگونه باید خود را در برزخ احساس کنیم؟ چه باید بکنیم تا اذکار تسبیحات اربعه بر قلب ما تجلی کند؟ با سپاس از سعه صدرتان.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده با دنبال کردن مباحث (ده نکته در معرفت نفس) و (برهان صدیقین) همراه با صوت شرح آن دو, ره گشوده می شود. موفق باشید

33190

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

بسم الله الرحمن رحیم. سلام علیکم: در جلسه‌ای که تحت عنوان راز امیدواری ما به آیندهٔ نظام اسلامی و وظیفه تاریخی روحانیت برگزار شد شما فرمودید که اگر آیت الله قاضی طباطبایی در دورهٔ ما زندگی می کردند کسی مانند شهید چمران می شدند؛ سوال بنده اینجاست که آیا آیت الله قاضی با آن درجات عرفانی و معنوی بالا و با توجه به اینکه ایشان سِیر بسیاری در عوالم غیب داشتند آیا هم تراز شهید چمران هستند!؟ یا استاد برای اشاره به مبارز بودن انسان توحیدی در این زمانه از این تشبیه استفاده کردند؟ و آیا چرا آیت الله قاضی را در این عصر به حضرت امام خمینی تشبیه نفرمودید؟ (زیرا که از نظر مبارز بودن هم امام خمینی پیشرو تر از دیگر شهدا بودند)

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حتماً عنایت فرمودید که بحث در آن جلسه مربوط به حضور تاریخی بود و این‌که وقتی تاریخی آغاز شود حضور توحیدی اقتضاء می‌کند که در آن تاریخ حاضر شویم و از این جهت حضرت امام، آغازگرِ تاریخی هستند که ما در آن قرار داریم؛ با این فرض آن جمله عرض شد وگرنه حتماً می‌دانید که از قول حضرت امام نقل شده است که مرحوم قاضی کوه توحید بوده‌اند. موفق باشید

32004

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام خدمت استاد گرامی: ابتدا توجه شما رو به این متن جلب می‌کنم والله و بالله که مسأله‌ی کرونا، این دوگانه‌ی دشمن‌شاد کن واکسنی نیست. تمام منازعه بر سر این است که از بین هفت مکتب بزرگ جهانی، فقط دو مکتب دارای ایدئولوژی برای اداره‌ی آینده‌ی جهان باقی مانده است: ۱. لیبرالیسم با محوریت آمریکای شمالی و اروپای غربی که مدعی نظم نوین جهانی باقی مانده است؛ ۲. تشیع با محوریت ولایت در جمهوری اسلامی ایران که طرح تمدن نوین اسلامی را معرفی نموده؛ جنگ، بر سر بریدن آخرین نفس‌های نحس شیطان است که سعی دارد #وقت_معلوم را کمی به تعویق بیندازد. جنگ بر سر تحقق هر چه سریع‌تر والعاقبة للمتقین است. 🔶 تاریخ! تو شاهد باش که قریب به دو سال، سعی شب و روزمان میان مردم و مسئولان چه بود. بیدار شویم! همه بیدار شویم و این خانه‌ی صاحب‌الامر (عج) را از اختلافات کاذب پاک کنیم. بیدار شویم و باور کنیم نسل ما، نسل ظهور است اگر برخیزیم. مهندس شکوهیان‌راد جناب استاد ایشون استاد دانشگاه تهران و پژوهشگر آزمایشگاه فضای سایبر هستند، وقتی این متن رو از ایشون دیدم قلبم به درد اومد چرا که هرچه فریاد می‌زند صدایش به جایی نمی‌رسد و درست تر اینکه نمی‌گذارند که شنیده شود فضای سنگین جو روانی جامعه طوری شده که تا از نحوه برخورد ستاد کرونا انتقاد می‌کنی یه سری ها با چوب علم که شما ضد علم هستید ما رو می‌زنند یه سری ها با چوب ولایت که شما ضد ولایت فقیه هستین! یه سری هم که میگن شما حرف عطاری سر کوچتون رو گوش میدین و واکسن نمیزنین!! ولی جناب استاد من از خود شما یاد گرفتم که هر کاری رو با تحقیق وارد شوم کما اینکه توصیه رهبری هم همیشه همین بوده شما بارها بیان داشتید که ائمه فرمودند ان امرنا صعب مستصعب آیا از این سخن نمی‌شود نتیجه گرفت که فهم امر ولی فقیه هم در ذیل ائمه کار آسونی نخواهد بود؟؟ که براحتی بگوییم ولی فقیه فلان کار را انجام داده پس بر ما واجب خواهد بود بدون چون و چرا آن را انجام دهیم اون هم زمانی که به گفته خود ایشان این اقدامشان رجوع به متخصص بوده است. استاد ما هم به متخصص رجوع کردیم و به یقین رسیدیم که با توجه به جو روانی جامعه و کرونا هراسی که ایجاد شده اگر رهبری از زدن واکسن امتناع می‌کردن مفسده بسیار بزرگتری ایجاد می‌شد و با توجه به اینکه حفظ نظام از اوجب واجبات است تن به این کار داده اند در واقع رهبری با زدن واکسن کاری ابراهیمی کردند آنجا که خطاب به کواکب گفتند هذا ربی و بزودی پس از افول واکسن و مشخص شدن بی اثر بودن آن و حتی عوارض آن خواهند گفت لا احب الافلین در آخر از خدا برای خود و همه دوستان طلب بصیرتی می‌کنم که از این گرداب فتنه های آخرالزمانی سربلند بیرون بیاییم ، آمین

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده خوب است به این سخن امام رضا «علیه‌السلام» توجه کنیم كه حضرت مى‌‏فرمايند: «إِنَّ الْعَبْدَ إِذَا اخْتَارَهُ اللَّهُ لِأُمُورِ عِبَادِهِ شَرَحَ صَدْرَهُ» اگر خداوند بنده‏ اى از بندگانش را جهت امور مردم انتخاب كرد، سينه‏ ى او را گشاده مى‏ گرداند. تا در مديريت خود كوچك‏ترين لغزشى نداشته باشد و امور بندگان را با وسعت نظر سر و سامان دهد. «فَلَمْ يَعْيَ بَعْدَهُ بِجَوَابٍ وَ لَمْ تَجِدْ فِيهِ غَيْرَ صَوَابٍ» در نتيجه آنچنان توانا مى‏ شود كه در جواب‏گويى به هيچ نيازى در نمى‏ ماند و غير از صواب از او نخواهى يافت و به خوبى مصلحت مردم را در نظر مى‏‌گيرد. «فَهُوَ مُوَفَّقٌ مُسَدَّدٌ مُؤَيَّدٌ»[1] پس او در كار خود موفق و محكم و مورد تأييد الهى است.

آیا رهبر معظم انقلاب مصداق این روایت نمی‌توانند باشند که خداوند برای کمک به مردم بخصوص مردمی که در طوفان نظرهای مختلف، متوجه حقّانیت ایشان شده‌اند، ایشان در مسیر صحیح قرار می‌دهند؟ آری! اگر ائمه «علیهم‌السلام» فرمودند امر ما صعب مستصعب است یعنی به راحتی نمی‌توان آن‌ها را در طوفان نظرها پیدا کرد. ولی چرا وقتی خداوند رهبری این‌چنین بصیر را به ما عطا کرده، خود را در جای دیگر تعریف کنیم. رهبری که مسلّم ده‌ها و صدها مشاور دارند که از جمله آن‌ها امثال مهندس شکوهیان راد به عنوان کسانی‌که نسبت به واکسن آن نوع نگاه را دارند، هم می‌باشند. موفق باشید

[1] ( 1)- تحف العقول، ص 443

31790

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام: بخشهایی از تحف العقول را مطالعه کردم اما بنظرم شما باید دقیق و مصداقی از بین غرر تحف العقول ناب ترینش را انتخاب کنید و بگویید این فوق کلام لاوتسه است این حد که من دیدم برخیش اخلاقی بود بخشیش شاید به مذاقم خوش نیامد. مثل برخی توصیه ها که به حضرت امیر می‌شود یا فکرکنم در جایی آمده بود روغن زیتون بر بدن بمال تا چهل روز شیطان دور می‌شود. مطلب بعد اگر زمانی لاوتسه را برتر یافتید چه چیز باعث شد همچنان مسلمان بمانید جز اینست که پیش فرضتان از ابتدا این بود که اسلام برحقست؟ پس تمام تحقیقاتتان اولین شرط که بی طرفیست را نداشت.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده روح روایات آن‌چنان احاطه‌ای نسبت به ابعاد انسان دارد که در جای دیگر نمی‌توانیم بیابیم. اتفاقاً همین روایت که مطرح کردید متوجه نسبت بین رابطه جسم و روح است و اگر جسم بخصوص پوست بدن خشک باشد، روح در تدبیر بدن گرفتار توهّمات می‌شود که محل حضور شیطان است. موفق باشید

31424

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام: با توجه به 31404 شعری که آوردید چند پهلو بود احساس کردم اولین نقد استاد به جناب رئیسی است یعنی فلانی کجای کاری این تازه اولشه باش و ببین چه روزهای سیاهی درین دولت داریم یا نه ممکنست مقصودتان این بود که زمین سوخته ای که روحانی تحویل داد حالا حالا ها درست شدنی نیست و روزهای تلخی را پیش رو داریم در هر دو صورت فرقی نمی‌کند به هر حال استاد اگر در سوالات صریح پاسخ بفرمایند تا ما لااقل بدانیم چه روزهای مخوفی در انتظارمان است شاید بهتر باشد ملتی که در فقر می‌سوزد نه این دنیا را دارد و نه آن دنیا چگونه از جهان بین دو جهان سر در بیاورد. چرا افغانستان به خاک و خون نشسته ثبات اقتصادی بیشتری نسبت به ما دارند؟ نرخ تورمش ظاهرا زیر ۴ درصد بود الان هم که در شرف انتقال به طالبان است فکر کنم همچنان اقتصادش آرامست. سالها پیش به یکی از روحانیون گفتم مشکل جمهوری اسلامی دو تا هست ۱. اتکای به نفت ۲. در جهان جمهوری اسلامی دیگری نداریم که لاقل رقابتی بینشان پیش بیاید بلکه از خمودی خارج شود واقعا امیدوارم حکومت جمهوری اسلامی طالبان که متکی به نفت هم نیست بتواند «حسب فلیتنافس المتنافسون» الگویی از اسلام ناب به جهان ارائه کند و نظام خمود ما را هم به تامل وادارد که اگر فکر دنیای این ملت نجیبت نیستی لااقل مدعی اسلام که هستی فرض می‌کنیم حرف بازرگان هم صحیح باشد و انبیا فقط برای آخرت آمده باشند فرض می‌کنیم حرف جناب بروجردی هم صحیح باشد و اقتصاد اسلامی نداشته باشیم و نیز در زمان غیبت بسیاری از احکام و حدود تعطیل باشد لااقل به همان مسلمات و ضروریاتی که می‌دانیم در دوران غیبت تعطیل نشده عامل باش مثلا دروغ نگو کاری که از عهده اش برنمی آیی قبول نکن جمهوری اسلامی تو در تامین مرغ درمانده ای چگونه در اندیشه عمل به اسلام با آن وسعت ایجاد تمدن اسلامی هستی؟ استاد طاهرزاده حسب «سوف یاتی الله بقوم» و نیز اینکه تاریخ تکرار می‌شود به این می اندیشم که همانطور که افغان ها صفویه را کنار زدند آیا می‌شود دو ملت متحد شویم زیر بیرق طالبان شاید تنها راه نجاتمان همین است ببینید چگونه جمهوری اسلامی عرصه را برایمان آنچنان تنگ نموده است که اگر زمانی عده ای در انتظار حمله آمریکا برای نجات بودند من در اوهامم به طالبان می اندیشم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مطالب چند جانبه‌ای را مطرح فرموده‌اید که حدّاقل جهت اطلاع از نظریات بنده لازم است کتاب «سلوک ذیل شخصیت امام خمینی» و کتاب «انقلاب اسلامی؛ طلوع جهانی بین دو جهان» مطالعه شود. زیرا عنایت دارید که بنده مسائل سیاسی را در نگاه فلسفی مدّ نظر قرار می‌دهم و چون انقلاب اسلامی را یکی از اعصار وجود می‌دانم که در مراحل مختلف تاریخ ظهورات مختلف دارد؛ هر آنچه نسبت به وجود حجاب است را امری بیگانه از تاریخ به حساب می‌آورم. موفق باشید

31249
متن پرسش
سلام علیکم: استاد تو اوایل کتاب «مبانی نظری و عملی حب اهل بیت» گفتید که: وقتی متوجه شدیم محبوبی جز خداوند برای انسان قابل تصور نیست و قلب باید با آن اُنس بگیرد و نه عقل، می‌فهمیم چرا برای رسیدن به محبوب حقیقی مان باید «از مسیر محبّت اهل البیت علیهم السلام این راه را طی کنیم.» سوالم اینه که آیا این مثل واسطه کردن بین خدا و انسان نیست؟ (مثل کاری که با حضرت مسیح کردن و گفتن عیسی پسر خدا...، یا مشرکان که میگفتن «ما نعبدهم الا لیقربونا الی الله زلفی»)
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همان‌طور که عرض شد ائمه «علیهم‌السلام» واسطه فیض و آیات تامّه الهی هستند و این غیر از بت‌هایی است که در عرض خداوند و مستقلاً پرستیده می‌شوند به بهانه آن‌که انسان را به قرب انسانی می‌رسانند و یا این‌که حضرت عیسی «علیه‌السلام» را به عنوان پسر خداوند عملاً در عرض خداوند قرار می‌دهند، و این متفاوت است با مظهریت اولیای معصوم که مظهر اسمای الهی هستند. موفق باشید

31123

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: وقتتون بخیر. نظرتون راجع به این متن چیه؟ بدن نفس بسم‌الله‌الرّحمن‌الرّحیم تبیین عالم ذرّ (سخنرانی سرکار خانم لطفی‌آذر در شهر تهران) (خلاصۀ جلسۀ هفتم، 8 رمضان 1440) بدن نفس پس از تبیین ماده و صورت، رسیدیم به اینجا که ارواح دارای اجسام هستند. دانستیم که جسد مانند قشر و پوست است و جسم مانند مغز آن. همچنین دریافتیم که جسم و نفس دوتا نیستند، بلکه دو روی يک حقيقت‌اند. اکنون می‌خواهيم با ويژگی‌های بیشتری از «جسم» و «جسد» آشنا شويم؛ زيرا شأن نفس آن است که در هر عالمی، بدنی داشته باشد که با آن همراه بوده؛ متناسب با نفس باشد و بتواند خواص نفس را نشان دهد. پس بايد بفهميم که کدام بدن، همراه نفس است، جسد يا جسم؟ و اينکه آيا جسد، بی‌واسطه با نفس مرتبط است يا نياز به واسطه‌ای به نام جسم دارد؟ بدن مادی يا ظاهری یا جسد، همان بدن مجازی و اعتباری است با خصوصيات مخصوص به خود. درحالی‌که جسم، بدن حقیقی يا بدن اصلی ماست با خصوصيات خاص خودش و اين نفس يا جسم است که جسد را تدبیر می‌کند. مسلماً بدن حقيقی ما که با نفس متحد است، این بدن مادی و ظاهری نیست. چراکه بدن حقيقی ما، با من ما (نفس) آمده و با من ما هم می‌رود؛ يعنی اگر من به عنوان من، ثابت و باقی هستم که هستم، آن بدن هم باید ثابت و باقی باشد، درحالی‌که بدن مادی ما دائم در حال ‌تغییر است و مسير فنا را طی می‌کند. ديگر اينکه يکی از خصوصيات بدن مادی يا جسد ما اين است که گذرا و اعتباری است و حس حقيقی را نشان نمی‌د‌هد، درحالی‌که جسم، دارای حسی حقيقی است. عميقاً ادراک می‌کند، می‌سوزد، خوشحال می‌شود، لذت می‌برد و هرگز گذرا نیست. اين همان حقيقتی است که قرآن دربارۀ آن می‌فرمايد: "جُلُودُهُمْ بَدَّلْناهُمْ جُلُوداً"[1]؛ يعنی سخن از جلودی به میان آورده است که متعلق به جسم و حَیَوان[2] است. متأسفانه مصیبتی که ما درگیرش هستيم این است که در زندگی و روند حرکتمان، برای بدن مادی‌مان اصالت قائل شديم. بدن حقیقیِ نفس خود را نشناختیم و تمام خواص متغيير بدن ظاهری؛ يعنی داشتن و نداشتن، مریضی و سلامتی، ناراحتی و خوشحالی و... را در تناقض با حس بقا و ثباتمان يافتيم و جايش را پيدا نکرديم و با این نگاه غلط، به خدا شکايت کرديم و از اين همه فشار و سختی ناراحت و گله‌مند شديم! گله از اينکه او ميل بقا را در ما نهاده، اما پيری و فرتوتی را به سراغمان فرستاده و ما را دچار انواع بیماری‌ها کرده است! اين درحالی است ‌که ما هستیم و ما، ما هستیم و وجود، ما هستیم و بقا، ما هستیم و زیبایی، ما هستیم و سلامتی، ما هستیم و جوانی، ما هستیم و آزادی، ما هستیم و رهایی، ما هستیم و عدم پیری و مرگ، ما هستیم و عدم بالاپایین و...؛ اما اينها برایمان جا نیفتاده است، درحالی‌که حقيقت ما عين اينهاست و ما باید به دنبال شناخت بدنی برای نفس باشيم که اين خصوصيات را داشته باشد. جسم يا بدن حقیقی ما، لطیف و در ذاتِ خود، زنده و نامیراست، درحالی‌که وقایعی که بدن مادی ما را تحت‌تأثیر قرار می‌دهند، همگی عارض و هیچ‌اند. بدن اصلی که تکویناً نامیراست، خراب نمی‌شود، هست و خواهد بود. نوری است و به‌هرحال به عالم نوری وصل خواهد شد و به فضایی خارج از فضای محدودیت‌ها خواهد رفت. البته ساختار زشت یا زیبای او به دست ما و به اختیار ماست؛ اما ایجاد، خواص و احکام آن به دست ما نیست. نکته اينجاست که در تضاد بین جسم و جسد، باید به سود و زیان جسد توجه نکرد؛ اما اغلب ما، به این بدن ظاهری تشخُص و شخصیت داده‌ایم، همه کار برایش می‌کنیم، بی‌خبر از اینکه گاهی سودی که به بدن مادی می‌دهیم به جسم ضرر می‌زند. نمونۀ اين مسأله را می‌توانيم در تربیت فرزندانمان ببینيم، آنجا که در پی سود مادی او می‌دویم و تمام وسايل راحتی‌اش را فراهم می‌کنيم تا سختی نکشد؛ درحالی‌که فراموش کرده‌ایم ممکن است اين سختی‌ها برای کمال و وسعت نفس او مفيد باشد. از جمله ويژگی‌های بدن مادی ما اين است که بسیط نیست، بلکه از جواهر ترکیب شده است؛ یعنی از جوهر آب، خاک، آتش و باد. ابعاد سه‌گانه دارد. دارای طبیعت است. در زمان است و تغییر و تحول دارد. همچنين جسد ما، در حقیقتِ انسانی ما هیچ نقشی ندارد. عاریه و عارض است. حیات، ذاتی آن نیست و لذا از آن گرفته می‌شود. ‌مثل پارچه که هر چقدر هم که خیس باشد و از آن آب چکه کند، هرگز به آن آب نمی‌گوييم و هرگز منتظر نیستيم که تا آخر عمرش خیس بماند. چون می‌دانيم آب ذاتی آن نیست. جسد خواص خاص خود را دارد و ميراست و اين جسم اصلی يا نفس ماست که لحظه‌به‌لحظه به جسد حيات می‌دهد. حال اگر ما خواص وجود را فی‌نفسه به جسد نسبت داده و به آن اصالت دهيم؛ به محض پيری و خميدگی و مریضی و...، یقۀ خدا و پیغمبر را خواهيم گرفت، که چرا جوانی را دادی و حالا گرفتی؟! آری، همۀ ما دوست داریم سالم و شاداب و زیبا باشیم، اما این جسد با ما راه نمی‌آيد! و همین، نشان‌دهندۀ اين است که جسد عاریه است و بايد دنبال بدنی باشيم که حقيقت وجود ما با آن همراه خواهد بود. با توجه به ويژگی‌هایی که برای بدن مادی و بدن حقیقی نام برديم، به اين نکته پی می‌بريم که نفس اصلاً در جسد تصرف نمی‏‌کند؛ بلکه آن را می‏‌سازد که از آن استفاده کند. مثل بدن که لباس را می‌‏دوزد تا از آن استفاده کند؛ لذا حیات انسانی را در جسد، نباید جستجو ‏کنیم. نکتۀ مهم اينکه بسياری از افراد، جسم مادی يا جسد را «ماهیت» فرض کرده‌اند، درحالی‌که این جسد، ماهیت نیست؛ بلکه عارض بر ماهیت است. درواقع نفس ماهیت است و مراتب دارد. ماهیت؛ یعنی آنچه از حق سرازیر و لبریز شده و از ازل تا ابد جریان دارد؛ اما در عين حال، غیر حق، عين ربط به او و آويزان به اوست. ماهیت با وجود، ترکیبی اتحادی و تعلقی ذاتی دارد. مثل تری، که با آب تعلق ذاتی دارد، اما با پارچه تعلق عرَضی دارد. مهمترین ويژگی‌های بدنی که با نفس اتحاد دارد و جسم يا وجود و ماهیت ما را تشکيل می‌دهد، اين است که: طبیعتی مغایر با طبیعت بدن عنصری دارد. لطیف و نوری‌ است. هرگز پیری ندارد. بالملکه درست پیش می‌رود. به سبب اتحادش با نفس، شنونده، بیننده و رونده است و نور حیات و تمام کمالات در آن ساری و جاری است. محسوس به حواس ظاهر نیست. با حقیقت یا با جسم لطیفی مثل خودش درک می‌شود. فی‌نفسه زنده است و همیشه با ماست و چنان عينيت و اتحاد با نفس دارد که می‌توان آن را همان نفس دانست؛ يعنی همان رتبه‌ای، که در عالم ذرّ، حق را با تمام جلواتش دید و ‌شناخت و «قالُوا بَلى» گفت. همان مرتبه‌ای که حضرت علی (علیه‌السلام) دربارۀ شهود حق در آن رتبه فرمود: «لَم أَعْبُدُ رَبّاً لَمْ أَرَهُ»؛ یعنی من خدای زنده و حیّ را پرستش می‌کنم. این نوع پرستش، پرستشی است که هرگز بن‌بست و ناآرامی ندارد، زیرا بنده حق را به‌عينه در نفس خود به نظاره نشسته و به‌راحتی می‌تواند امور خود را به دست ربوبیت چنين ربّی بسپارد تا تدبیرش کند. خلاصه کلام اينکه جوهر نفس انسانی، دارای حرکت اشتدادی است که از پایین‌ترین مراتب هستی که همان هیولا و ماده است تا بالاترین آن امتداد می‌یابد و بدنش هم با خودش در حرکت است. حرکت نفس به خودی خود، خوب و عالی است؛ اما سالم یا ناسالم بودن آن به ما بستگی دارد. زیرا نفس در هر مرحله از سیر تکاملی‌اش، با آن مرحله متحد می‌شود. از این‌رو فرآیند تکوین شخصیت و هویت انسان، دقیقاً در ارتباط با چیزی است که انسان در پی کسب آن است، لذا بایسته و شایسته است که انسان پیوسته متوجه عالم جسم و نفس و مفارقاتش باشد تا در هردم و بازدم، به عوالم بالاتر اتصال داشته باشد. [1] - سورۀ نساء، آیۀ 56. [2] - حیوان؛ یعنی حیّ و زنده
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته باشید که در این موارد باید نکته‌ای که مورد سؤال‌تان هست را مطرح بفرمایید وگرنه ما مجبور هستیم با خواندن چنین متون طولانی از جواب‌دادن به بقیه سؤال‌های کاربران محترم باز بمانیم. موفق باشید

30735

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد گرامی آقای طاهر زاده:نظر علامه در معنی طاغوت در المیزان دقیقا چیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به طور مشخص در ذهن ندارم ایشان چه فرموده‌اند. ولی رویهمرفته به ریشه‌ی طاغوت که طغیان است، باید توجه کرد و این‌که هرچیزی از مسیر توحید خارج شود به نوعی طاغوت است. موفق باشید

30718

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: در یکی از سوالات خوندم که فرموده بودید بیماری، معلول روی برگرداندن خداست من پانزده ساله بیمارم و واقعا هم می‌دونم انسان درستی نبودم هر دکتری رفتم هم خوب نشدم. آیا اگر به سمت خدا برگردم، خدا هم نظرش را به سوی من باز خواهد گرداند و بیماری من رفع خواهد شد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همیشه این‌طور نیست که علت بیماری‌ها، عدم توجه حضرت حق باشد. بعضاً مانند حضرت ایوب «علیه‌السلام» قضیه، قضیه‌ی امتحان و ابتلای الهی است. آری! اگر ما در بیماری‌های خود نسبت خود را هرچه بیشتر با خداوند زلال و پاک نگه داریم، اگر همان بیماری در راستای امتحان و ابتلا باشد، بهره‌های بسیاری نصیب انسان می‌شود. موفق باشید

30334

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم استاد بزرگوار: بنده مساله ای برام پیش میاد که خیلی برام سواله و خیلی ناراحتم از بابتش. من وارد هر کاری بشم و شروع کنم مدت زیادی نمیکشه و از اون بیزار میشم. مثلا مدتی مشغول دوره های قرآن، تثبیت محفوظات، نمازهای با خشوع و خضوع ذکر و.. بعد ناگهان زده میشم و بی میل واقعاا خسته شدم از خودم. علت چیه و چه راه حلی براش هست؟ چه باید کرد جوان هستم و دوست دارم جوانیم در راه خدا صرف بشود. اما مدتی کوتاه دوباره به عقب برمی‌گردم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: برنامه‌ی اصلی خود را مشخص کنید و در دل آن برنامه‌ی اصلی، به فرعیات بپردازید. مثلاً بنا بگذارید یک دوره‌ی کامل تفسیر المیزان را در چند سال ممتد مطالعه کنید، یا به عنوان مثال به سیر مطالعاتی سایت بپردازید. موفق باشید

29593

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و ادب خدمت استاد گرامی: ضمن تشکر در خصوص سوال 29560، ظاهرا خوب سوال طرح نشده بود؟! با توجه به دروس فلسفه حضرتعالی، طراحی دستگاه فلسفی که بتوان از آن فلسفه های مضاف اقتصاد و فرهنگ و ... را بدست آورد چگونه می‌باشد؟ لطفا روش ورود به این عرصه را از لحاظ علمی راهنمایی بفرمایید. تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر می‌کنم با ورود به فلسفه‌ی صدرایی و چشیدن آن، موارد بعدی که فلسفه‌های مضاف نامیده می‌شود، با چنین زیربنایی بهترین جواب را به ما خواهد داد. موفق باشید

29534
متن پرسش
با سلام خدمت استاد محترم: مفهوم آیه «الله نور السموات و الارض» خداوند نور آسمان ها و زمین است، در اشیا هم به همین مفهوم است؟ یعنی مومن موحد کسی است که مثلا نور الله را در درخت بنگرد؟ یا اینکه نور الله را مثلا در سیب بنگرد؟ سوال دوم: آیا اینطور است که مثلا باطن یک شئ یک اسمی است و باطن آن اسم نور الله؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. آری! همچنان‌که حضرت امام در تفسیر حمد خود روشن می‌نمایند «وجود»، نور است پس چنانچه به هر مخلوقی به وَجه وجودیِ آن نظر شود با نور حضرت حق روبه‌رو می‌شویم زیرا مخلوقات، روشنی‌گاه‌های وجودند. ۲. اسمای الهی همه نور حضرت حق می‌باشند مثل اسم حیّ یا اسم علیم که همان نور حضرت حق‌اند به صفت حیّ و علیم. موفق باشید     

29418

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام و عرض ادب: ۱. در مورد سوره بقره، صوتهای حضرتعالی در دسترس نیست و ظاهرا بسیار قدیمی بوده آن جلسات و صوت وجود ندارد. آیا جزوه یا خلاصه ای از آن مطالب جلسات در دسترس هست؟ ۲. آیا در مورد تفسیر سوره بقره برنامه ای در نظر دارید؟ ۳. در مورد کتاب معرفت نفس و حشر هم بسیار می‌پرسند که استاد آن را شرح نمی‌دهند‍؟ صوتهای قدیمی اذیت می‌کند دوستان را، درست است که جزوه وحود دارد، ولیکن دوستان با شرح صوتی ارتباط عجیبی بر قرار می‌کنند که آن حالت حضوری صوتهاست.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در هر چند مورد، ضعف هست. فکر می کنم خود رفقا باید دست به کار شوند. اتفاقاً علاقه‌مند به رجوع مجدد به سوره‌ی بقره و شروع شرح کتاب «معرفت نفس و حشر» هستم ولی گویا فرصت آن پیش نیاید. موفق باشید

28871

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم استاد: یک موضوعی که با گذشت زمان دچار آن شدم این است که نمی‌توانم درک کنم که خدا و امام زمان چه حسی نسبت به من دارند. در گذشته این طور فکر می‌کردم که مانند مادری مهربان هستند و آنها به ما مشتاقند که این تفکر فکر می‌کنم باعث شده بود که عبادات من همراه با عشق باشد و احساس بهتری داشتم. اما متاسفانه با گذشت زمان و یادگیری معارف بصورت نصف و نیمه این احساس را می‌کنم که خدا و یا امام زمان (چون انسان کامل است) به یک نحوی صفت غنی الحمید بودن آنها بیشتر ظهور دارد و در بی‌نیازی از ما بدون هیچ حس و عاطفه ای و این باعث شده عباداتم سرد و بیروح بشه آخر مگر می‌شود با خدا یا امام زمان بی‌نیاز از غیر ارتباط عاشقانه برقرار کرد؟ این رابطه که در گذشته دو طرفه بوده و حس می‌شده الان کاملا یک طرفه شده و سرد و خشک. نمی‌دانم واقعا چرا این تفکر از ذهنم خارج نمی‌شود؟ ۱. استاد این مشکلاتی که برای شخص در مسیر می‌افتد را باید به حساب اشتباه خود گذاشت یا قضا قدر و توحید افعالی (من که به اراده خودم نخواستم اینطور شود) یا در کل آفاتی که در مسیر برای شخص پیش می‌آیند و شخص را از حرکت باز می‌دارند را چه بگوییم توحید افعالی یا... شخص که همیشه بر خدا توکل می‌کند پس چرا دچار افت می‌شود. «الیس الله بکاف عبده» ۲. آیا واقعا همین طور است یعنی خدا و امام زمان عاطفه دارند و میشه احساس متقابل یک مادر و فرزند را برای ان مثال زد؟ ۳. در گذشته یک‌سری از آیات و احادیث قدسی خیلی من را تحت تاثیر قرار می‌داد مانند «بنده ی من! سوگند به حق خودم دوستدار تو هستم، پس سوگند به حق من بر تو، مرا دوست بدار.» یا «ای عیسی چه‌قدر نگاه‌های خود را طولانی کنم و چشم انتظار بندگانم باشم و مشتاقانه آنها را بخواهم و مردم در غفلت باشند و به سوی من باز نگردند» و...ولی فکر می‌کنم بعد از آشنا شدن با عرفان نظری و نظام تکوینی عالم و آن مفاهیم بالا دیگر رغبتی و توجهی به این مطالب عاطفی و احساسی ندارم و باعث شده خیلی آن شور و حرارت و عشق به او کم شود که خیلی سخت است. به نظر شما چه می‌شود کرد؟ ۴. یا موضوع دیگری که ذهنم را مشغول کرده این است که در مسیر گفته می‌شود که شخص در خلوت و توجه باشد پس این عمل درست است و شخص باید تمام تلاش خود را معطوف آن کند حال چرا در بعضی موارد من برخلاف میل باطنی مجبور میشم (جلوگیری از ایذا والدین) که در مجالس لغو شرکت کنم و از یاد خدا غافل بشم و تاثیر نفوس کاری با من بکند که کل عبادت و حال عبادت را از من بگیرد و نفسم را تیره کند. چرا خدا که مهربان است در تکوین عالم این چنین قدر من را اراده کرده اگر دوست دارد که به او نزدیک شوم پس چرا قهرا در شرایط غفلت قرار می‌گیرم آیا این موضوع منافی با محبت عاطفی خدا ندارد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. در مسیر رجوع به حضرت حق به ظهورآمدنِ ضعف‌های اخلاقی خود به خود تذکری است که بدانیم هنوز راه بدون مانع نیست یعنی «آب گِل خواهد که در دریا رود/ گِل گرفته پای او را می‌کشد». ۲. ما باید خود را شایسته‌ی نظر خدا و اولیای الهی قرار دهیم زیرا آن‌ها خوبی را در هرکس و هرجایی باشد، دوست دارند و به آن نظر محبت‌آمیز می‌کنند. ۳. نمی‌توان در «اسفل السافلین» نبود ولی باید در اسفل السافلین از عهد «احسن التّقویمی» خود غفلت نکنیم. موفق باشید

28756

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام به استاد گرامی: بنده می‌خواهم بدونم چه کار کنیم که نفس ناطقه از عالم کثرت به وحدت برسد از چه روشی عملی کنیم؟ بنده شنیدم با نفس ناطقه می توان آینده را تصرف کرد مثلاً خود فرزند می خواهد در آینده در خارج از کشور به دانشگاه برود و پدرش اجازه نمی‌دهد می گوید باید در کشور خودت به دانشگاه بروی پدر چندین سال مونده فرزندش به دانشگاه برود در آینده تصرف کند در کشور خودش به دانشگاه برود همین سال پدر از دنیا برود آیا خواسته پدر و یا فرزندش در آینده تحق پیدا می شود؟ روح مومنان در برزخ آزاد هستند می توان در برزخ آینده فردی تصرف کند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: با حضور در برزخ، انسان متوجه نیازهای اصیل می‌شود و لذا عموماً از این نوع تقاضاها منصرف می‌گردد. موفق باشید

27977

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: ببخشید من میدونم نباید مدام از خدا بخوایم که خواسته های دل ما و حاجات ما رو براورده کنه. ولی گاهی آدم گیر همین مسائل دنیوی میشه مثل امتحانات درسی. می‌خواستم ببینم آیا در اینجور مسائل میشه مثلا به روح علامه طباطبایی متوسل شد تا درسی که مربوط به کتابای ایشون هست تو دانشگاه رو بتونیم بگذرونیم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده فکر خوبی است از آن جهت که خداوند به لطف خود اراده‌ی آن مرد الهی را در شما الهام خواهد کرد، إن‌شاءاللّه. موفق باشید

27098

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام خدمت شما استاد بزرگوار: ۱. با توجه به اینکه اختلافاتی که در متن زیارت عاشورا هست شما کدام نسخه را صحیح می دانید و خودتان می خوانید؟ ۲. تجلی انوار الهی بر قلب سالک به چه معناست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در شرح زیارت عاشورا عرایضی شده است. با توجه به آن عرایض به نظرم به همان صورت که در مفاتیح هست یعنی لعن و سلام و سجده‌ی آخر؛ بیشتر مؤثر خواهد بود. بهتر است که اول و ثانی و ثالث را قابیل و قاتل حضرت زکریا و قاتل حضرت علی «علیه‌السلام» بدانیم. ۲. موضوعی است چشیدنی و در راه سلوک برای سالک پیش می‌آید. موفق باشید

25945
متن پرسش
سلام علیکم: در خصوص تیتر صفحه اصلی سایت «وظایف رهبری به جوابگویی اعمال خود» پاسخی داشتم که با توجه به ارداتی که به شما دارم ترجیحا خدمت شما این توضیح را اضافه می کنم. طبق قانون خبرگان، باید بر رهبری نظارت کند و طبیعتاً چون منتخب مردم هستند به مردم هم باید گزارش دهند ولی در عمل خبرگان هیچ پاسخگویی ندارد و نه تنها از رهبری پرسش نمی‌کند بلکه به پابوس هم می‌رود از همه‌ جالب‌تر اینکه اکثر مسئولان عالی‌رتبهٔ نظام را به جلسهٔ خود دعوت می‌کند تا گزارش بگیرد حال آنکه هیچ قدرتی نسبت به آنان ندارد. متاسفانه جدیدا قیاس علما با اطبا روش مرسومی شده تا حوزه برای بستن دهان مردم استفاده کند ولی اگر به منشور حقوق بیمار مراجعه کنیم یکی از حقوق اساسی بیمار دانستن این مطلب است که پزشکش روی چه مبنایی این بیماری را تشخیص داده و این تجویز را کرده است. بعدش هم وقتی مردم خبرگان را انتخاب می‌کنند آنگاه خبرگان رهبری را انتخاب می کنند پس موظف به پاسخگویی به مردم است چطور است که مردم قدرت تشخیص خبره را دارند ولی صلاحیت فهم گزارش منصوب خبره را ندارند؟ امام علی در هیچ‌جای نهج‌البلاغه نفرموده آی مردم شما نمی فهمید من فقط در برابر علما و زعمایتان پاسخگو هستم بلکه خود را نسبت به همهٔ مردم پاسخگو دانسته و همهٔ مردم را به نظارت بر خود دعوت کرده و اتفاقاً اینکه «رعیت را چه به دخالت در کار ارباب» را به رفتار پادشاهان منسوب کرده و فرموده با من مثل پادشاهان رفتار نکنید. پیامبر کل مردم و نه فقط علما و فقها را راعی دانسته و مسئول امور اجتماع فرموده «کلکم راع فکلکم مسئول» نفرموده کل علمائکم راع فکلهم مسئول. امام علی در نامه به مردم مصر نفرموده آی مردم مصر از علمایتان بخواهید تشخیص دهند که مالک طبق حق فرمان می‌دهد یا نه؟ بلکه فرموده این مالک که من شمشیر خدا می‌دانمش و مورد اعتمادترین افراد من است اگر فرمانی داد ببینید طبق حق است یا نه اگر مطابق حق بود آنگاه فرمان ببرید. (این تفاسیر را از شما به عنوان اعتقاد آموختیم) حالا مقام معظم رهبری از مقام امام علی و مالک بالاتر است یا مردم ایران از مردم کوفه و مصر عقب‌مانده‌تر و نفهم‌تر؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: تمام سخن در این یک کلمه است که خبرگان به معنای خبره‌بودن باید اعمال رهبر را زیر نظر داشته باشند. و اگر حدّ مردم در همان حدّ خبرگان است، پس چرا باید خبرگان رهبر را تعیین کنند؟ و اگر موضوع، تخصصی است، پس چرا باید آن را در حدّ غیر خبرگان تقلیل داد؟ موفق باشید

نمایش چاپی