باسمه تعالی: سلام علیکم: مقامِ ذات، به اعتبار وجوددادن به مخلوق، برای مخلوق در میان است. نه مقامِ ذات برای خود ذات. مواردی بود که در شرح «فصّ شیثی» چندین بار بدان تأکید شد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در بحث حرکت جوهری عرض شد که این عالم قیامت میشود و باز عالمی دیگر و قیامتی دیگر. در روایت داریم: «عَلِيَّ بْنَ الْحُسَيْنِ ع يَقُولُ إِنَّ اللَّهَ خَلَقَ مُحَمَّداً وَ عَلِيّاً وَ الطَّيِّبِينَ مِنْ نُورِ عَظَمَتِهِ وَ أَقَامَهُمْ أَشْبَاحاً قَبْلَ الْمَخْلُوقَاتِ ثُمَّ قَالَ أَ تَظُنُّ أَنَّ اللَّهَ لَمْ يَخْلُقْ خَلْقاً سِوَاكُمْ بَلَى وَ اللَّهِ لَقَدْ خَلَقَ اللَّهُ أَلْفَ أَلْفِ آدَمَ وَ أَلْفَ أَلْفِ عَالَمٍ وَ أَنْتَ وَ اللَّهِ فِي آخِرِ تِلْكَ الْعَوَالِم» - ابو حمزه ثمالى گفت از حضرت زين العابدين عليه السّلام شنيدم ميفرمود خداوند محمّد و علي و پاك فرزندانش را از نور عظمت خود آفريد و آنها را بصورت شبح قرار داد قبل از آفرينش مخلوقات سپس فرمود تو خيال ميكنى خداوند جز شما چيزى نيافريده بخدا سوگند هزار هزار آدم و هزار هزار عالم آفريد كه تو در آخرين عالم قرار گرفتهاى. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: همینطور است. با افول آمریکا، جهان دیگری که انقلاب اسلامی متذکر آن است به میان میآید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در این دنیا معرفت، مبنای عمل صالح قرار میگیرد ولی در آن دنیا که قلبِ انسان در صحنه است معارف، خود به خود منجر به عمل میشود. پیشنهاد بنده آن است که رفقا با سیر مطالعاتی سایت جلو بروند در آن فضا اگر سؤالاتی پیش آمد، بنده در خدمتشان میتوانم باشم. ممکن است حتی ذوق بعضی از عزیزان در اشاراتی که بنده مطرح میکنم، حاضر نباشد. لذا نباید خود را در این رابطه به زحمت بیندازند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در مباحث «معرفت نفس» چنانچه وارد شوید مییابید بودنِ انسان به خودی خود همانی است که ما میخواهیم و ابدیت یعنی همان بودن. به ما خبر دادهاند برای آنکه آن «بودن» را بهخوبی احساس کنیم باید موانع آن را که همان معصیت خدا باشد؛ انجام ندهیم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: این به خود انسان مربوط است که چه نسبتی با آن موسیقی برقرار کند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده همینطور است زیرا عالم ماده، عالم تضادها میباشد و رذیلت و فضیلت هر دو در آخر الزمان به نهایت میرسد تا جبههی مقابلهی «اشقی الاشقیاء» با جبههی «اسعد السعداء» به ظهور آید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: کتابهای کسروی حکایت از ارتداد او میکند و مرحوم نوّاب از آیت اللّه مدنی اجازه میگیرد و حتی پول خریدن اسلحه را از علمای تهران میگیرد. این کجا و کار داعش کجا؟!! موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: باطن نبوت و امامت، ولایت است و ولایت به معنای قرب بیواسطه با حضرت حق میباشد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: گذشته نشان میدهد انسانها چه ظرفیتی دارند برای ساختن آینده. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: نه. میفهمیم عین اتصال به حضرت حق هستیم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: امروز مسلّم وضع دنیای غرب چنین است ولی هایدگر معتقد است در دل تکنیک، انکشاف مستتر است و روح بشر در دل انکشاف، نظر به حقیقت دارد و با رشد منجی این امکان هست که تکنولوژی از سیطرهی گِشتل، آرامآرام خود را آزاد کند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: ولایت به معنای شکلدادنِ سایهی احکام الهی است بر سر جامعه تا حقی ضایع نشود و عدالت به معنای واقعی آن محقق گردد. اگر دولتها بر اساس ولایت احکام الهی که ولیّ امر متذکر آن است عمل کنند، عدالت به معنای واقعی حاکم میشود. ولی اگر مردم بر اساس خط و خطوط و یا سلائق شخصی عمل کنند، همچنان سرِ عدالت بیکلاه خواهد ماند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: زمانشناسی، شرط بصیرت است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظرم کتاب «معاد» با شرح آن خوب باشد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در معنایِ آسمان و یا سماوات، باید با توجه به جملهای که مطرح میشود فهمید آیا منظور همین آسمانِ بالای سر ما است و یا آسمانِ غیب و معنا است؟ موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: نفس ناطقه با نظر به محسوسات، متوجهی قواعد عالم میشود و نسبتی بین آنچه حسّ کرده و قواعد برقرار میکند و در نهایت، نسبت به محسوساتِ خود حکم مینماید که کدام عینِ واقعیت است و کدام قابل تحلیل. موفق باشید
سلام استاد اصغر طاهرزاده عزیز: لطفا بنده را راهنمایی بفرمایید. بنده بعد از اتفاقی که چندین سال پیش برایم افتاد و منجر به فوت پدرم شد کلا نگرشم نسبت به خود و دنیا سرد شد و بیشتر به دنبال این بودم که اصلا هدف از خلقت انسان چه بوده و بسیاری از چرا های دیگر. ولی با راهنمایی یک دوست که عرض کردم دوست دارم خودم را بشناسم سی دی (شرح ده نکته از معرفت نفس) و مبحث معاد و کتاب «معاد؛ بازگشت به جدّیترین زندگی» همراه با سیدی و سپس آشنایی یا سایت لب المیزان و دانلود و مطالعه کتب شما طبق سیر مطالعاتی پیشنهادی شما حال بسیار خوبی پیدا کردم. ولی چندین سال است که دیگر آن ذوق و شوق قبلی را ندارم و به این نتیجه رسیدم که به لطف خدا اگر بتوانم بجای مطالعه، به آنچه آموختم عمل کنم بهتر است و میدان عمل هم آنقدر گسترده است که دیگر وقتی برای مطالعه باقی نمی ماند و از طرف دیگر هم که شاید اشتباه باشد تصورم بر این است که اگر عمل خالصانه شد علم حضوری خودش بدون مطالعه از درون می جوشد. لطفا راهنمایی بفرمایید تکلیفم چیست؟ چه کنم که بهترین استفاده مفید را از عمر و زمان محدود ببرم که فردای قیامت پشیمان نباشم که ای کاش... آیا دوباره سیر مطالعاتی شما را از سر بگیرم یا سیر مطالعاتی دیگر یا کلا دستورالعملی عملی به پیشنهاد شما؟ ممنون از اینکه وقت میگذارید و راهنمایی می فرمایید. خداوند خیر دنیا و آخرت را نصیبتان فرماید.
باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته باشید که پس از آگاهی نسبت به حقایق، آنچه آن حقایق را در شخصیت ما شکلِ وجودی میدهد، حضور تاریخی مطابق آن معارف است و بدین لحاظ خوب است که در مسیر مطالعه مباحث مربوط به «انقلاب اسلامی» خود را وارد نمایید اعم از «انقلاب اسلامی، بازگشت به عهد قدسی» و «سلوک ذیل شخصیت حضرت امام خمینی «رضواناللهتعالیعلیه» تا «انقلاب اسلامی، طلوع جهان بین دو جهان». و همه این موارد باید در کنار اُنس با قرآن محقق شود مثل مباحثی که در شرح سوره مبارکه آل عمران و یا سوره احزاب انجام گرفت. موفق باشید
سلام استاد طاهرزاده: من دانشجوی شما بودم. یک سوال دارم نظر شما درباره مهاجرت افغانها به ایران چیست که مشکلات زیادی برای کشوری ایجاد میکنن و سوال دوم آیا درسته به کشورهای همسایه کمک مالی کنن در حالیکه هر روز مردم ایران شاهد گرانی وسختی بیشتری هستند؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: این نقشه بسیار پیچیده دشمن است که با خارجشدن از افغانستان جنگِ ایرانی افغانستانی راه بیندازد و با آگاهی به این مسئله وظیفه ما است که با سعه صدر لازم با برادران افغانستانی خود برخورد کنیم و هر اندازه خیر ما به عنوان تمدن ایرانی، خسروانی و شیعی به همسایگانمان برسد، بزرگ و بزرگتر میشویم و شامل رحمت الهی قرار گرفته مسائلمان نیز حل خواهد شد. پیشنهاد میشود به مصاحبه آقای علیزاده با آقای علیرضا کمیلی در کانال «جدال» در تلگرام رجوع فرمایید. https://t.me/jedaal/1261 موفق باشید
سلام: اکنون که برایت مینویسم به زور حساب روز و ساعت و سال را به خاطر میآورم و تلاش بی وقفهای برای دم و بازدم دارم و نمیدانم تو هم در طلوعهای بیداریت یا کوه جمعه صبحهایت یا آن زمان که در جوانیات برای انقلاب اسلحه به دست گرفته بودی، التماس بازدمِ دم را کشیدهای؟ تا کنون تمامی آنچه گفتی و نوشتی را رو به رویت قرار دادی و در انتظار آنچه هیچ کس نگفته ماندی و مثل من معلق بین زمین و زمان شدی؟ یا با یک بالاخره باید عبور کرد، عبور کردی؟ من مدتهاست به دنبال خودم در گفتههایت میگردم، در آیندهای که میگویی میگردم و نمیدانم چطور و چگونه جسارت گفتن فردا را بدون زجر و درد امروزم داری؟ تو چگونه ترسیم میکنی بدون این که بغضی از امروز در گلویت صحبت را برایت سخت کند؟ چگونه بدون من، بدون مایی که در هیچ زمینی زیرپایمان سفت نمیشود و با هیچ نسخهی از پیش گفته شدهای و با هیچ لفظی دلمان آرام نمیشود جهان فردا را رو به رویمان قرار میدهی؟ من دیگر دلم و جانم آرام به جهاد و تمدن و رسالت و چه و چه نمیشود، من آرام به ساختن فلان دستگاهِ به قول خودشان هایتک نمیشوم. من دیگر در قالب موسسه و شرکت و مجموعه و... نمیگنجم تا ردیف به ردیف پروژه و کار به انتها برسانم ودلم خوش به انجام وظیفهام شود. من زنم! منِ آواره، کجای امروز و فردای تو هستم؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: نمیدانم حضورِ «پسفردایی» را تجربه کردهای؟ «پسفردایی» که ادامه دیروز و فردا نیست، بلکه ظهورِ پریروز است، پریروزی که ما در مأوای سنت محمدی «صلواتاللهعلیهوآله» بودیم و چشم به «پسفردایی» داشتیم و داریم که از ظلمات دنیای مدرن عبور کردهایم و باز حضور در سنت محمدی، ولی با روحی که توانسته است اگر خسته از «دیروز» و «فردا» هست از آن دیروز و فردا بگذرد. اینجا است که عرض کردهام و باز میگویم باید در حین استقرار در انقلاب اسلامی بگذریم تا پیش آید آنچه در حالِ پیشآمدن است و «انتظار»، این مقدسترین حضور در دلِ طوفانی که در حال تجربه آن هستیم، همه معنی زندگی خواهد بود و این است راز امیدواری ما به آیندهای که گویا شروع شده است. پیشنهاد میکنم اگر بتوانید مباحث «بنیانهای حکمت حضور در جهان بین دو جهان» را دنبال کنید، امید این هست که معلوم شود این نوع آوارهگی که در خود حسّ میکنید نوعی سر و سامانی در درون خود دارد. در ضمن خوب است سری به سؤال و جواب شماره 32494 بزنید. موفق باشید
بسم الله الرحمن الرحیم. خدمت استاد طاهرزاده بزرگوار سلام علیکم و رحمة الله. همان طور که مستحضر هستید، افرادی چه به ظاهر متدین و حتی روحانی (بیشتر در فرقه ضاله شیرازی ها) و چه افرادی غیر مذهبی (روشنفکرنماها) بویژه امروزه، بر تبل سکولاریسم و جدایی دین از سیاست (بخصوص نسبت به مسئله ولایت فقیه) مغرضانه یا جاهلانه می کوبند و این تفکر باطل و غیراسلامی را به شدت تبلیغ میکنند. ما اما حسب الامر رهبر معظم انقلاب امام خامنهای مدظله العالی موظفیم در راستای جهاد تبیین، با این خط فکری و انحرافی مبارزه کنیم. لهذا از حضرتعالی درخواست می شود در این مهم ما را یاری بفرمایید. استدلالات قرآنی و احادیث اهل بیت علیهم السلام که مؤید اسلام سیاسی و مسئله ولایت فقیه است قطعا مفید و کاربردی خواهد بود. بنده مطالب و استدلال هایی در مقالات و کتب مختلف خواندم اما منبعی (کتاب یا مقاله) که در این زمینه جامع و کامل کار کرده باشد (و تمام یا اکثر آیات و روایات اسلام سیاسی را شامل باشد) نیافتم. لطفا در این زمینه ما سربازان جهاد تبیین و دلسوزان اسلام و انقلاب را یاری بفرمایید. قبلا از عنایات حضرتعالی متشکریم.
باسمه تعالی: سلام علیکم: حتماً در جریان هستید که حضرت امام «رضواناللهتعالیعلیه» در کتاب «ولایت فقیه» خود دلایل خوبی در این رابطه مطرح نمودهاند. در جواب سؤال شماره 32396 بحثی تحت عنوان «مبانی حکومت دینی» عرض شد که خوب است به آن بحث رجوع فرمایید. موفق باشید
سلام خدمت حاج آقای طاهرزاده: حضرت استاد آیا ما در مسیر کسب معرفت مجاز به استفاده از آموزههای مکاتبی مانند مکتب بودا و استفاده از آموزههای اشخاصی مانند کنسفیوس و لائوتسه هستیم، البته با حفظ معارف عالی دین مبین اسلام و پیامبران الهی و ائمه اطهار علیهم السلام.
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده به حکم «اطْلُبُوا الْعِلْمَ وَ لَوْ بِالصِّينِ» که رسول خدا «صلواتاللهعلیهوآله» ما را تشویق کردند از معارف موجود در شرق عالم استفاد ه کنیم؛ خوب است که با موارد فوق آشنایی داشته باشید. جناب آقای داریوش شایگان میفرمایند اوپانیشادها را در محضر علامه طباطبایی ترجمه میکردیم و میخواندیم و علامه طباطبایی با شوق زیاد به آن مطالب توجه میکردند و میفرمودند: ما هم همینها را میگوییم و به زیبایی تمام آن مطالب را در منظر توحیدی خودشان شرح میدادند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در مخیلبودن شعر بحثی نیست، بحث در خیالی است که متعالی است یا خیالی که منجر به اشعاری میشود که قرآن در وصف شاعران آن اشعار میفرماید: «وَالشُّعَرَاءُ يَتَّبِعُهُمُ الْغَاوُونَ» و شاعران را گمراهان پيروى مىكنند. و این غیر از آن است که رسول خدا «صلواتاللهعلیهوآله» فرمودند: إنَّ مِنَ الشِّعرِ لَحِكمَةً ؛ برخى از شعرها حكمت است. آری! «آن خیالاتی که دام اولیاست / عکس مه رویان بستان خداست» .
با توجه به فرمایش رسول خدا«صلواتاللهعلیهوآله» میتوان فهمید امکان آنکه شاعر در تأیید الهی شعر بسراید، هست. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: مگر میشود این موارد را در چنین فضایی از سؤال و جواب مطرح کرد، با هزاران وجوهی که دارد؟!!! تنها نظر بنده امیدی است که با حضور جناب آقای رئیسی به آینده انقلاب باید داشت. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! بر عکس نافع بن هلال که از اصحاب حضرت است و در شب عاشورا آن گفتگوها را با حضرت دارد، هلال بن نافع در جبهه دشمن است و از همان جبهه، ناظر آن صحنه بوده و همه شواهد هم حکایت از صدق گزارش او دارد بخصوص با نظر به روایت حضرت سجاد «علیهالسلام» که میفرمایند: «لَمَّا اشْتَدَّ الْأَمْرُ بِالْحُسَيْنِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِب«علیهالسلام» نَظَرَ إِلَيْهِ مَنْ كَانَ مَعَهُ فَإِذَا هُوَ بِخِلَافِهِمْ لِأَنَّهُمْ كُلَّمَا اشْتَدَّ الْأَمْرُ تَغَيَّرَتْ أَلْوَانُهُمْ وَ ارْتَعَدَتْ فَرَائِصُهُمْ وَ وَجَبَتْ قُلُوبُهُمْ وَ كَانَ الْحُسَيْنُ«علیهالسلام» وَ بَعْضُ مَنْ مَعَهُ مِنْ خَصَائِصِهِ تُشْرِقُ أَلْوَانُهُمْ وَ تَهْدَأُ جَوَارِحُهُمْ وَ تَسْكُنُ نُفُوسُهُمْ فَقَالَ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ انْظُرُوا لَا يُبَالِي بِالْمَوْتِ فَقَالَلَهُمُ الْحُسَيْنُ«علیهالسلام» صَبْراً بَنِي الْكِرَامِ فَمَا الْمَوْتُ إِلَّا قَنْطَرَةٌ تَعْبُرُ بِكُمْ عَنِ الْبُؤْسِ وَ الضَّرَّاءِ إِلَى الْجِنَانِ الْوَاسِعَةِ وَ النَّعِيمِ الدَّائِمَةِ فَأَيُّكُمْ يَكْرَهُ أَنْ يَنْتَقِلَ مِنْ سِجْنٍ إِلَى قَصْرٍ».
آن وقت كه كار بر امام حسين «علیهالسلام» سخت شد، اصحاب نظر به جانب آن جناب نمودند و حالِ آن امامِ همام را به خلاف احوال خود مشاهده كردند، زيرا كه چون امر بر آنها سخت ميشد، رنگهاشان متغيّر ميگرديد و بر پشتهاشان لرزه ميافتاد و دلهاشان هراسان ميگرديد ولي آن امام «علیهالسلام» و بعضى از خواص كه در خدمت حضرت بودند، رنگ چهرهشان برافروختهتر و اندامشان آرامتر و جانهایشان آسودهتر میگشت؛ پس اصحاب به يكديگر ميگفتند حضرت را ببينيد كه از مرگ باك ندارد، آنجناب به آنها ميفرمود: صبر پيشه کنيد اى بزرگزادگان كه مرگ جز پلى كه شما را از پريشانى و بدحالى به بهشت وسيع و عيش جاويد ميرساند، چيز ديگري نيست، پس كداميك نگرانيد از اينکه از زندان به قصر رويد؟
آن اصحابی که همانند امامشان چهرههایشان درخشان و قلبهایشان آرام بود، همانهایی بودند که در شب عاشورا به حضرت عرض کردند اگر صدها مرتبه بمیریم و زنده شویم، دست از تو بر نمیداریم. زیرا متوجه بودند در چه شرایط تاریخی قرار دارند و چگونه میتوانند در تاریخی حاضر شوند که حضرت اباعبدالله «علیهالسلام» حاضر شدند که همان حق الیقینی تاریخی است.
موفق باشید
