بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
28857

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسمه تعالی. سلام علیکم: با عرض تسلیت تاسوعا و عاشورای حسینی دو سوال از خدمتتان داشتم .۱. این جمله سقراط که می‌گوید خود را بشناس چرا منشا نیست انگاری بشر شده. ۲. این جمله دکارت من می اندیشم پس هستم چه بار معنایی دارد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1ـ چون علم حصولی است. 2ـ شروع فهمِ حصولی است و حجاب حقیقت خواهد بود؛ عرایضی در جزوات «فلسفه‌ی غرب» در قسمت «دکارت» در این مورد شده‌است. موفق باشید

28563

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد عزیز وقت شما بخیر: می‌خواستم بدونم اگر دانشجو_معلمی بخواد کارِ علمی سنگین بلند مدت بکنه و در تحول آموزش و پرورش در آینده سهیم باشه، روی کارش تمرکز کنه فقط، یا کمی هم درگیر کار های تشکیلاتی و مطالباتی بیرونی (کارهایی درمورد مسائل استانی و کشوری که گاهی بی نتیجه و گاهی ثمربخش هستند و ارتباطی به معلمی ندارند) بشه؟ آیا تعادل در رعایت این دو را توصیه می‌کنید؟ یا مطلق به اولی پرداخته شه؟ [با احتمالِ اینکه در آینده، فرد در حوزه علمی بیشتر می‌تواند موثر واقع شود]؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آنچه وظیفه‌ی مستقیم شما می‌باشد را باید خوب انجام دهید و در کنار آن اگر شرایطی برای فعالیت‌های دیگر پیش آمد که در توان شما بود، از آن استقبال کنید. موفق باشید

28324
متن پرسش
سلام استاد: خدا قوت: کلا وقتی اوضاع جامعه رو می‌بینم، دلم میخواد یک دل سیر گریه کنم. هم وضعیت اقتصادی، هم فرهنگی و ... یه نمونش, همین وضعیت بی در و پیکر فضای مجازیه... وقتی تاثیر این رو تو سبک زندگی ها می‌بینم, داغون میشم، وقتی دوستان و رفقا رو می‌بینم که چطور روز به روز، در اثر همین فضای ولنگار، به مشکلات عدیده ای میخورن در زندگی، میمونم که باید چکار کنم؟ میدونم باید هم صبر انقلابی داشت و هم عمل انقلابی... ولی راستش نمیدونم چجوری! ممنون میشم راهنمایی بفرمایید بنده رو.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همه‌چیز برای حضور در جهانی است که از یک طرف با خرد جدید و اجتماعی خاص باید روبه‌رو شد، و از طرف دیگر باید در چنین تاریخ و جهانی به قدسی‌بودن فکر کرد.

  خرد جدید ،خردی است تاریخی و مربوط به جغرافیای خاصی نیست، تقدیری است تا انسان از تک ساحتی قرون وسطا که خدا را در مفاهیم بلند جستجو می‌کرد، خدا را در همه‌جا بیابد و طبیعت نیز آینه انکشاف حقیقت باشد و بدین لحاظ از نظر تاریخی خرد جدید می‌تواند قدمی به جلو باشد.

 با توجه به امر فوق بنا بر این است که خرد جدید را بفهمیم که مبتنی بر نظام معرفتی خاص خود می‌باشد که چندان شبیه و نزدیک به زیستِ جهان گذشته‌ی ما نیست و به یک معنا در آن نحوه‌ی از جهانی شدن بشر به میان آمده است. موفق باشید

28308

تفکر قرآنیبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: امروز با چه رویکردی لازمست به کلام الله مجید رجوع کنیم تا افق نگاه مان بسوی تمدن نوین اسلامی و نظام سازی توحیدی و عظمت و سعه روحی در این مسیر برای عدم استعجال و عدم بصیرت در شناخت حوادث و شاخص ها و ایجاد صبر برای طی این مسیر عظیم باشد و آیات را راه و نوری برای طی این مسیر ببینیم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آیا بحثهای تفکر قرآنی شروع خوبی برای مد نظر قراردادن چنین موضوعی نمی‌تواند باشد؟ در حدی که بشر امروز متوجه ی حقیقتی بشود که قرآن متذکر آن است در امروز تاریخ ما؟ موفق باشید

28263

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: در خصوص سردار سلیمانی سوالی دارم ، ایشان قبل از ظهور داعش بمدت دو سال در سوریه برای کمک به بشار اسد و حفظ حکومت ایشان جنگیده اند. می خواستم بدانم عزیزانی که اعتقاد به حقانیت راه ایشان و انقلاب دارند چگونه از این موضوع (جنگ ایشان بر علیه مردم سوریه و دفاع از حکومت بشار اسد) دفاع می کنند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حتماً در جریان هستید که به بهانه‌ی بهارِ عربی، می‌خواستند حکومت حافظ اسد را سرنگون کنند تا یکی از ارکان جبهه‌ی مقاومت را که بشّار اسد نیز اعتقاد به مقاومت در مقابل اسرائیل داشت؛ سرنگون نمایند. و اتفاقاً رهبر معظم انقلاب با هوشیاری متوجه‌ی این امر شدند و در عین حفظ دولت اسد، پیشنهاداتی برای تغییر نظام سیاسی سوریه داده شد و عملی گشت. موفق باشید

27505

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: استاد لطفا بفرمایید که چگونه باید به سوال اینکه هدف در زندگی چیست جواب داد؟ و چطور باید معاد را معنا کرد و آن را دید تا از یک سرزمینی با خوشی های خیلی خوب نجات پیدا کرد؟ قیامت چگونه جایی باید باشد تا جواب‌گویِ این همه امکانات متکثر و محدودیت‌ها برای انسان باشد؟ عجیب نیست که خالق واحد عالمی مثل دنیا خلق کرده است که درنهایت کثرت و رهاشدگی است و انسان را در آنجا آورده و بعد او را فرامی خواند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: شاید مطالعه‌ی کتاب «آشتی با خدا» نکاتی را جهت فکرکردن در این امور در مقابل شما بگشاید. موفق باشید

27473
متن پرسش
سلام علیکم: آیت الله جوادی آملی در سخنانی در درس خارج فقه خود مورخ ۹۲/۱۲/۷ فرموده اند: «به ما گفته اند که قرض کردن و عاریه گرفتن روا نیست؛ چرا که این کار موجب غصه شب و ننگ روز است. بزرگان اخلاق می گویند اینکه قرض و عاریه گرفتن خوب نیست، یعنی با سرمایه ای که خدا به تو داده زندگی کن. درسهای حوزه و دانشگاه یا قرض است یا عاریه؛ اگر ما مجتهد شویم، علم مان را غرض گرفته ایم و اگر مجتهد نباشیم، عاریه است. حرف چشم و گوش درونتان را بشنوید و صحیفه خودتان را مطالعه کنید.» منظورشان از مطالعه صحیفه خود را بخوانید و به چشم و گوش درونی توجه کنید و اینکه علم دانشگاه و حوزه اگر ما صحیفه خود را نخوانیم، قرض و عاریه است چیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به هر حال تا در هر امری در آن امر به اجتهاد نرسیم، به معنای واقعی از آن علم تغذیه نمی‌کنیم و حسّ حضور در آن علم را نمی‌یابیم و این یک امرِ جدّی است از آن جهت که جهانِ انسان‌ها گسترده شده است و نمی‌توان جزیره‌ای فکر کرد، چیزی که در جزوه‌ی «قرارگرفتن در بودنِ تاریخی خود» به آن اشاره شد. موفق باشید

27185
متن پرسش
عرض سلام خدمت استاد طاهرزاده: ببخشید آیا شیطان عاملی بیرون از نفس انسان است یا یک نیروی درونی است که از نفسِ خود انسان ظهور می کند؟ (منظورم موجودی غیر از آن ابلیسی است که نافرمانی خدا را کرد)
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: شیطان، همان ابلیس است که «کان من الجنّ» و به عنوان یک واقعیت خارجی، بنای دشمنی با انسان را دارد و از نقطه‌ضعف‌های ما که حاکی از عدم خلوص است؛ توهّماتِ ما را تحریک می‌کند تا ما را هلاک نماید. چاره‌ی کار، رجوع به واقعیات است که آن تنها با نگاه توحیدی به امور محقق می‌شود. موفق باشید

26618
متن پرسش
سلام و عرض ادب: در مورد المیزان شریف: آیه شریفه: نفخت فیه من روحی ... و نفخه به جنین چهارماه که به حدی رسیده که لایق دمیده شدن از روح است. آیا همین جملات قرآن و علامه را می توان در جامعه نیز تسری داد؟ مثلا بگوییم: اگر جامعه نیز مردم اتحادی با هم ایجاد کنند و خودی نشان بدهند (مانند قضیه تشییع حاج قاسم)، خدا از روحش در جامعه می دمد، و آن جامعه در رشد و نمو می افتد و ناگهان می بینیم مجلس کار آمد تری نیز انتخاب می شود! آیا می توام این مسیر را اینگونه نگاه کرد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همیشه همین‌طور است که هر چه انسجام و وحدتی در میان باشد، نور خدا به صورت تجلی و نامرئی به صحنه می‌آید به همان معنای «یدالله مع الجماعه». موفق باشید

26493

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد بزرگوار: لطفا در صورت امکان نظرتون را در مورد دیدگاهی که در متن زیر ارائه شده است بفرمایید: امروزه دیگر اشیاء را با کلیات خمس تعریف نمی کنند. مفاهیمی همچون جوهر، عرض، هیولی، صورت و ... در فهم طبیعت یا جهان اعتبار خود را از دست داده است و چیزهای دیگری جایگزین آن شده است. و گرنه یک معلم فلسفه یا دانش آموزان از عقول دهگانه متعجب نمی شوند. اگر این دانش آموزان هم عصر ابن سینا یا ارسطو بودند، نه تنها از عقول دهگانه متعجب نمی شدتد بلکه آن را به راحتی می فهمیدند. مسئله اینجاست که کیهان شناسی این معلمان و دانش آموزان مبتنی بر نظام کپرنیکی و فیزیک جدید است. وقتی موضوع سطوح فیزیکی در فیزیک جدید مطرح گردید، مباحثی همچون «معطی شیء ...» دیگر خدشه پذیر شد.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در دستگاه فلسفیِ ارسطو، ما با آن اصطلاحات مثل جوهر و عرض روبه‌روئیم و این غیر از فیزیک جدید است که میدان دیدِ خود را نظام کهکشانیِ قابل رصد حسّی قرار داده است. آری! در همان نگاه ارسطویی هم عقول عشره قابل مناقشه است ولی نه به اعتبارِ نظام کپرنیکی، ثانیاً: در هر دستگاه فکری «معطی شیئ» نمی تواند فاقد شیئ باشد. موفق باشید

26091

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: یه سوال خیلی ذهنم رو درگیر کرده. شما در کتابتون گفتید که اگر انتخابهای انسان مناسب روحش نباشه آدم دچار پریشانی و افسردگی و... میشه و در انتخابهای مربوط به زندگی توانایی تشخیص خوب و بد رو نخواهد داشت و همیشه در انتخابهای آینده شون دچار اضطراب میشن. یعنی دیگه یه سری اصول ثابت نخواهند داشت. در حالی که الان می بینم جامعه غرب بیشتر از ما مسلمانها به دستورات اسلام پایبند هستن در حالی که مسلمون نیستند. (بنابر گفته ی خیلی از بزرگان) می خواستم تناقض رو برام برطرف کنید. سوال دوم: شاید خیلی از غربی ها و مردم روسیه و چین بی خدا باشند چه عاملی باعث میشه اونها این چنین ناخواسته پایبند به دستورات اسلام باشند؟ مگه منطق نمیگه آهای آدمی که اعتقاد به خدا و قیامت نداری چرا دروغ نمیگی کارت راه بیافته تو که اعتقادی به قیامت نداری. چرا اینقدر تعهد کاری داری؟ یه خورده از کارت بزن تو که اعتقاد به حق الناس نداری. لطفا این سوالات رو برام حل کنید. اگر فکر می کنید مطالعه ی کتابی در زمینه شناخت جامعه غرب احتیاجه لطفا معرفی کنید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. جهان غرب بنا به نظر متفکران غربی مثل جناب رنه‌گنون و گارودی در عالمی سراسر تهی و پوچ به‌سر می‌برند. ۲. بد نیست سری به کتاب «علل تزلزل تمدن غرب» که بر روی سایت هست بزنید. موفق باشید

25645
متن پرسش
سلام: در جواب سوال (۲۵۵۵۲) به تقلاهای بنده اشاره کرده بودید و حس غربتی که به آن گرفتار شده‌ایم و در آخر هم گفته بودید که (هر چه پیش آید خوش آید ما که خندان می‌رویم) نمی‌دانم چرا باید این لحظه‌های سرد و تاریک شب اینجا _ گوشه‌ای از خرآب‌آبادی که گرفتارش هستم _ بنشینم و این چند جمله را از ذهن آشفته و مریضم اسیر این جملات و کلمات کنم. واقعا نمی‌دانم، شاید از درد ملال و اندوهی‌است که گرفتارش هستم، شاید هم تیک تیک این ساعتی است که خواب را از چشمانم فراری داده، یا شاید هم از هیجان فکرها و اندیشه‌های تازه‌ایست که در سرم موج می زند. هر چه هست به همین کتابی که الان جلویم باز است و کم کم در آستانه تمام شدن است مربوط می شود؛ خاطرات یک روزنامه‌نگار زن مسلمان مراکشی‌الاصل آلمانی که عمده‌ی وقت و عمرش را صرف گروه‌های تکفیری و سلفی و آثار و تبعات آن در غرب کرده، به نام «به من گفتند تنها بیا»، تلخ است وقتی آدم‌ها را می بینی و می خوانی که در تاریکی عظیمی دست و پا می زنند و به هر کورسوی معنویت و لطافت چنگ می زنند که شاید از این بی‌معنایی رها شوند و چه تلخ‌تر که گرفتار بی‌معنایی بزرگ‌تر و خطرناک‌تری می شوند، گرفتاری چاه ویلی که درآمدن از آن کار حضرت فیل است! هیچ، هیچ کاری از دست من برنمی‌آید غیر از اینکه بلند شوم و دو رکعت نماز شکری بخوانم که در عهد انقلاب روح الله، افسارمان دست حضرت سید علی است و تایید کنم اینجای حرف جنابتان را که (هر چه پیش آید خوش آید) اما اعتراف کنم که ما خندان نمی‌رویم بلکه گریان و آشفته می رویم، و خوش بحال شما که خندان می‌روید. من که گریان می روم، گریان می‌روم چون که نه دل ماندن دارم و نه پای رفتن. میان ماندن و رفتن گیر افتاده ام و عجب بزرخی است این میانه ماندن. دل ماندن را که شما با شلاق‌های غرب‌شناسی و انقلاب اسلامی و معرفت النفس و برهان صدیقین و این دست حرف ها گرفتید. اما دریغ که پای رفتن را پیدا نکرده به راهی افتاده‌ایم که تمامش رنج است و بلا، این هذیان‌ها‌ و آشفته گویی های مرا به پای بی‌ادبی‌‌ و جوانیم بگذارید و ببخشایید که وقتتان را بیهوده تلف کردم. بیش از این عرضی نیست.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: سری به جزوه‌ی «حججی، وجدان تاریخیِ ما» بزنید و اگر رسیدید، بر سر مزار آن شهید بعضی از قسمت‌های آن را نگاه کنید. راهِ گشوده‌ی امروز ما در لابه‌لایِ این غوغاهای دوران، بسی از دور سوسو می‌زند مثل روشنی‌گاهی در دلِ جنگلی سیاه، باید به سوی آن روشنی‌گاه قدم زد تا از آفتاب بیکران محروم نشد. موفق باشید

24683

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم استاد عزیز: بنظر حضرتعالی می تواند گفت در آیه ۱۲۳ طه، مراد از «اهبِطا» امر به هبوط حضرت آدم و حوا سلام الله علیهما باشد و در آیه ۳۶ سوره بقره، مراد از «اهبِطُوا» حضرت آدم و حوا سلام الله علیهما و ابلیس لعنت الله علیه باشد؟ یا می شود گفت مراد از «اهبطوا» تمام انسان هایی که در روز الست قالوا بلی گفته اند باشد کما اینکه حضرتعالی به نقل از آیت الله جوادی حفظه الله تعالی فرمودید: نزدیکی به شجره ممنوعه از مقام آدمیت سر زد نه آدم علیه السلام و الا معنی نداشت که با نزدیک شدن آن حضرت، همه ما هبوط کنیم. با تشکر از شما استاد عزیز بابت حوصله و وقتی که برای ما می گذارید، خداوند با اولیایش محشورتان بفرمایند.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر همین‌طور می‌آید زیرا بالاخره شیطان هم در آن بهشت بود و از جهتی «اهبطوا» شامل او هم شد. موفق باشید

24481
متن پرسش
سلام و رحمت بر استاد جان جان: استاد عزیز یک مطلبی ذهن من و بسیاری را به خود مشغول کرده است. ما در نگرش توحیدی خود مشکل داریم. بعضی اوقات از خدا می خواهیم یک مسئله ای را برای ما حل کند و نعمتی به ما ارزانی دارد. بعد که مشکلمان حل شد، فکر می کنیم خودمان آن مشکل را حل کردیم و گویا منتظر معجزه بودیم برای حل مشکل. خودمان می دانیم خدا این وسط کاری کرده است ولی یقین نداریم. می شود در این باره که خدا بود که مشکل ما را حل کرد توضیح دهید. این جمله امام روح الله (ره) را نمی فهمیم که : خرمشهر را خدا آزاد کرد. ممنون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: توحید یعنی همین که متوجه باشیم آن‌چه حقیقتاً در صحنه است حضرت ربّ العالمین می‌باشد و همه‌چیز و همه کس مظاهر اراده‌ی اوست. موفق باشید

24297
متن پرسش
با سلام خدمت استاد گرامی: حلال کنید که وقت گرامیتان را گرفتم. یک چند وقتی است که هر عملی که انجام میدم از درونم به خودم آفرین می گویم و هر کاری که دیگران انجام می دهند یا هر حرفی را که می زنند در درون خودم قضاوت و حلاجی می کنم که ببین اون طرف چه ضعفی داره که داره اینو انجام میده. خلاصه اینکه یک باطن پرحرفی پیدا کرده ام. که همش داره رفتار و سخنان دیگران را مرور و متهم میکنه. میدونم که این حالت عجب نام داره و چوبش را هم دارم میخورم. عدم توفیق خیلی زیاد و انجام گناهان به راحتی. من اصلا اهل گناه نبودم و خیلی مواظبت می کردم. استاد لطفا راهنمایی بفرمایید چطور با این نفس سخنگو مبارره کنم و سرکوبش کنم؟ (نیازی به ارسال به ایمیل نیست. با تشکر فراوان)
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: وقتی انسان نیّت صادق افراد را در نظر می‌گیرد متوجه می‌شود حتی اگر سخن اشتباهی بر زبان برانند و یا عمل باطلی انجام دهند، چون نیّت‌تان صادق است خدا از آن‌ها می‌گذرد پس چرا ما با اعمال خود معجب شویم و اعمال و افکار بقیه را تحقیر نماییم؟ موفق باشید

34311

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد: من حالم خوب نیست. دانشجوی شریف ام. فعال بسیج دانشجویی. روز به روز بیشتر از معارف الهی مخصوصا از سیر شما بهره مند می‌شوم. ولی همین که کمی در تزکیه نفس جلو می‌روم سقوط می‌کنم و در گیر لهو و لعب می‌شم. استاد من دوست دارم آن حیات طیبه را، آن حقیقت را لمس کنم اما تعلقات دست و پای من را بسته. استاد مثل تشنه‌ای که آب را در چند قدمی‌اش می‌بینه اما فلجه و نمی‌تونه به سمتش حرکت کنه. استاد لطفا کمکم کنید.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: قرار سلوک همین است که گاهی ما در «بسط» قرار می‌گیریم و حضرت ربّ العالمین با نور جواد و درخشش خود به سوی ما می‌آید و به قول حافظ ممکن است که ما در طمع خام قرار گیریم و گمان کنیم دیگر مطلب تمام شد. ولی بعد از مدتی ما در «قبض» قرار می‌گیریم به این معنا که «نه هنوز!» راه‌ها در میان است تا با «صبر» و شکیبایی و عدم بی‌قراری همچنان راه را ادامه دهیم در آن حدّ که به ما فرموده‌اند در قیامت آن‌قدر پاداش پایداری در دین را در شرایط صبر و قبض، به ما می‌دهند؛ که از خدا می‌خواستیم ای کاش همیشه در قبض بودیم. هرچه هست به قول جناب مولوی: «ای برادر عقل یک دم با خود آر/ دم به دم در تو خزان است و بهار». موفق باشید

34011

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام: ببخشید استاد متخلق به اسم الله شدن بدون اینکه اسماء الهی را بدانیم زود نیست؟ و از آنطرف وقتی بدانیم در یک اسم گیرنمی‌کنیم و متوقف نمی‌شیم؟ ۲. سوال دوم اینکه این قاب هایی هست اسماءالحسنی گاه می‌بینم یک سری اسما را نداره، جامع همه اسما در کجا باید با شرحش بدست آورد؟ آیا جوشن کبیر همه اسماء را داره؟ ۳. و اینکه میشه فردی به اسم الله متخلق بشه ولی یه مشکلاتی داشته باشه ببینه به فلان اسم نیاز داره؟ یا اینکه اسم الله را به جامعیت متوجه نشده و یا عجله کرده در متخلق شدن و بدون هضم بقیه اسماء خواسته به الله برسه. قضیه چی بوده و مشکلش چی میتونه باشه؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. به اذکاری که به طور عموم وارد شده است، در این موارد باید فکر کرد مثل ذکر «لا إله إلاّ اللّه» و ذکر صلوات بر محمد و آل محمد. ۲. در مورد اسم جامع الهی به ذکر اسم «اللّه» می‌توان نظر کرد. ۳. به هر حال باید به امید الرّحمن الرّحیم‌ بودنِ اسم «اللّه» آن اسم مبارک را مدّ نظر داشت. موفق باشید

32965

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با عرض سلام محضر استاد عزیز و بزرگوار: از برخی دوستانی که آثار شما را منتشر می‌کنند شنیده‌ام که مطالبی که در شرح آیات قرآن می‌فرمایید، تفصیل آیات است نه تفسیر آیات. به کاربردن چنین عبارتی برای شرح آیات برایم نامانوس بود و چون تفصیل در مقابل اجمال به کارمی‌رود قاعدتا باید آیات قرآن را متصف به اجمال بدانیم. اگر حضرتعالی عبارت تفصیل را بر تفسیر ترجیح می‌دهید حتما وجهی در آن لحاظ می‌کنید. لطفا این وجه را بیان کنید. ممنون که وقت می‌گذارید دعاگوی حضرتعالی هستیم. التماس دعا

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به جز به تفسیر «المیزان» در مباحث قرآنی که عملاً نوعی تفسیر می‌باشد، به تفسیر اَنفسیِ جناب عبدالرّزاق کاشانی نیز نظر می‌شود که البته در آن مورد، بحث در نگاه انفسی در آیات به میان می‌آید به همین جهت واژه «تفصیل» را بنده به کار نمی‌برم و البته بحث مکنون‌بودنِ حقیقت قرآن در جای خود محفوظ است که مقابل آن، موقعیت مکنون، تفصیل آن می‌تواند به میان آید. موفق باشید

32629
متن پرسش

بسم الله الرحمن الرحیم سلام و رحمت خدا بر شما استاد گرامی، طاعات و عبادات قبول، برداشتی از تفسیر سوره مرسلات، آیا درست برداشت کردم؟ سلام حضرت مرسلات ای آشنای پنهان و ای آشکار غریب چه خرامان می آیی، از که فرمان داری؟ این بار فرستاده کدام اسم از رب العالمین هستی؟ قرار است کدام منیت مرا از جا برکنی؟ قرار است این بار چه نشر و حشری با کثرات داشته باشم تا جانم وسعتی یابد به وسعت یوم الفصل، نشانم دادی وحدت را در کثرت دیدن همانقدر برایم لازم است که کثرت را در وحدت دیدن، اصلا دیدن برایم لازم است، وحدت را، کثرت را و اتحاد بین این دو، و فصل و تمایزش را. کدام ذکر را برایم به سوغات آورده ای؟ از کدامین گناه و تقصیر توبه کنم و به امید طلوع چه فردایی باشم؟ یا حضرت مرسلات، تو مرا از روزمرگی رهاندی و با لشگری از اسماء الهی بسویم آمدی تا لشگر جهل و غفلت مرا غافلگیر کنی و مرا به «خود» آری. آری ، به خود، به خویشتن، به جان، به آنچه تا کنون هستم و شدم و آنچه باید باشم و بشوم. تو قیامتم را بپا کردی و مرا با بندگان خدا برانگیختی، راستی می شود، با دیگران حشر و نشر داشت ولی فقط رو به تو داشت. چه در صلح، چه در جنگ، چه در جمع، چه در فرق. می شود فقط مات او بود ، ولی نه در خانقاه، بلکه در وسط میدان زندگی و روزمرگی های آن. می شود مرده ای باشی در دست غسال تا تو را بچرخاند و بچرخاند و بچرخاند، شستشویت دهد، پاکت کند و آماده ات کند برای حشر، می شود زبانت، نگاهت، کلامت، سکوتت، قدمت، قعودت، خواستت، رفتت، برگشتت، مهرت و قهرت.همه و همه از الله، برای الله و بسوی الله باشد. می شود سرود و ورد زبانت، آن «صلاتی و نسکی و محیای و مماتی لله رب العالمین» باشد، و اگر هنوز با این کلام توحیدی فاصله ها دارم ، نه از ان روست که نیست و نمی شود، بلکه از آن روست که گاه گاهی چشمک ستارگان قوایم و قوه کوههای اعمالم، عقل قدسی ام را محجوب کرده و هنوز نه، هنوز حجاب آسمانی ام شکافته نشده، هنوز چشمانم به ستارگان زیبا و کوههای بلند خیره مانده، هنوز درگیر حجاب هستم ، ظلمانی و نورانی اش، هنوز باید زمزمه کنم : «الهی هب لی کمال الانقطاع الیک...حتی تخرق ابصار القلوب حجب النور...». ۸ رمضان ۲۱ فروردین ۱۴۰۱

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! همین‌طور است بخصوص وقتی خود را در طوفانِ «عاصفات» در دست اراده‌ای بیابیم که: «می‌برد آن‌جا که خاطرخواهِ او است». مگر جز این است که در وصف آن طوفان فرموده‌اند: «پرّ کاهی در مصاف تند باد / خود ندانم در کجا خواهم فتاد». آیا اگر خود را به این طوفان بسپاریم، با جهان «النّاشرات نشرا» که منجر به «فالفارقات فرقا» خواهد شد؛ روبه‌رو نمی‌شویم؟ موفق باشید    

31740

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و روز بخیر: می‌خواستم بدونم نظر علامه مصباح یزدی در مورد وحدت شخصی وجود چیست؟ چون جایی خواندم که ایشون وحدت وجود رو قبول ندارن. ایشان یکی از فیلسوفان صدرایی هستن چطور ممکنه کسی که مبانی حکمت متعالیه رو قبول داره وحدت وجود عرفانی رو قبول نداشته باشه؟ ممنونم از شما استاد گرامی
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: تشکیک وجود به خودی خود منجر به پذیرش وحدت وجود نمی‌شود و لذا ممکن است علامه مصباح بیشتر بر تشکیک وجود تأکید داشته باشند. موفق باشید

31568

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: یک کلیپ سه دقیقه‌ای از برنامه زندگی پس از زندگی است. خواهش می‌کنم ببینید و نظرتون رو بگید. ببخشید مزاحم وقت گران‌بهایتان شدم. لینکش اینه: https://tabnakjavan.com/fa/news/38910/%D8%B1%D9%88%D8%A7%DB%8C%D8%AA%DB%8C-%D8%B9%D8%AC%DB%8C%D8%A8-%D8%A7%D8%B2-%D9%85%D8%B4%D8%A7%D9%87%D8%AF%D9%87-%D8%B1%D9%88%D8%AD-%D8%A7%D9%86%D8%B3%D8%A7%D9%86-%D8%AA%D9%88%D8%B3%D8%B7-%D8%AD%DB%8C%D9%88%D8%A7%D9%86%D8%A7%D8%AA-%D9%81%DB%8C%D9%84%D9%85
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اشکالی در موضوع نیست. معلوم است که انسان در شرایطی که بدنش قدرت جذب کامل روح را ندارد، مثل وقتی که تصادف کرده است، روح او کمی آزادتر می‌تواند خود را در زمان‌ها و مکان‌های دیگر حاضر کند که بحث آن در مباحث معرفت نفس شده است. موفق باشید

31445

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام حضرت استاد: خدا اجرتون بده. ایام محرم و سایر ایام مقدس ما دچار یه حضوری از خودی که میتونیم باشیم میشیم و نسبت به گذشته نادم و نسبت به آینده امیدوار میشیم. ولی متاسفانه دوباره براثر وسوسه و بعد از مدت ها همه چی را انگار فراموش می‌کنیم و از عاشورا و حسین و... به راحتی می‌گذریم. استاد لطفا ما را راهنمایی کنید و به نظرم خودم بنده از وسوسه به شدت کم میدونم. لطفا در این مورد هم صحبت کنید و اگه منبعی از خودتون یا منبع به درد بخوری از کس دیگه سراغ دارید بفرمایید. با تشکر و خدا را شکر که هستید.
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر بتوانید مباحث شرح کتاب «مقالات» از آیت الله محمد شجاعی را دنبال کنید، إن‌شاءالله نتایج خوبی برایتان حاصل می‌شود. موفق باشید

30825

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: در ادامه سوالات ۳۰۸۱۵ و ۳۰۸۱۶ این سوال رو می‌پرسم (البته ببخشید مزاحم میشم) اطلاع دارید از وضع دانشگاه های ما و اینکه خواندن مثلا ادیان جهان چه توانایی ای رو میتونه در من معلم ایجاد کنه که به نسل آینده کمک کنم. لذا در این زمینه لطف کنید و راهنمایی بفرمایین چون خودم ۱ سال پیش دانش آموز بودم و میدونم پاسخ شبهات ذهنی دانش آموزان در این کتب دانشگاهی یافت نمیشه.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: خود بنده هم به صورت تخصصی وارد این امر نشده‌ام مگر به صورت‌های پراکنده. موفق باشید

30508

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: در کدام‌یک از تالیفاتتون موضوع عقل نظری و عقل رو تشریح کردین؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به طور مستقیم بحثی در این مورد نداشته‌ام. شاید در کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» نکاتی به‌دست آورید. موفق باشید

30475
متن پرسش
باسمه تعالی سلام استاد: ۱. استاد کسی که با شکم پر و خیالات پراکنده نماز می خواند چه تاثیری برای غیب و قیامتش میگزاره؟ انگار که از فرمایش بزرگان بر می آید که فشار قبر و عذاب برزخ دارن صحیح است. ۲. آن دسته روایات که دال بر اینکه کسی حب اهل بیت داشته باشد عذاب در قیامت ندارد با آن روایتی که کسی که تخفیف نماز داشته باشد به شفاعت ما نمی رسد باز هم این حب به او کمک می کند؟ تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همه‌ی بحث در آن است که راه رجوع به حقیقت باید در چشم‌اندازِ انسان با عبادات و نظر به انسان‌های معصوم گشوده شود. همه‌ی آن دستورات را باید در این دستگاه دنبال کرد، وگرنه مشغول ظاهر عبادات می‌شویم و عملاً گرفتار نوعی کبر خواهیم شد. موفق باشید

نمایش چاپی