باسمه تعالی: سلام علیکم: 1ـ چون علم حصولی است. 2ـ شروع فهمِ حصولی است و حجاب حقیقت خواهد بود؛ عرایضی در جزوات «فلسفهی غرب» در قسمت «دکارت» در این مورد شدهاست. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: آنچه وظیفهی مستقیم شما میباشد را باید خوب انجام دهید و در کنار آن اگر شرایطی برای فعالیتهای دیگر پیش آمد که در توان شما بود، از آن استقبال کنید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: همهچیز برای حضور در جهانی است که از یک طرف با خرد جدید و اجتماعی خاص باید روبهرو شد، و از طرف دیگر باید در چنین تاریخ و جهانی به قدسیبودن فکر کرد.
خرد جدید ،خردی است تاریخی و مربوط به جغرافیای خاصی نیست، تقدیری است تا انسان از تک ساحتی قرون وسطا که خدا را در مفاهیم بلند جستجو میکرد، خدا را در همهجا بیابد و طبیعت نیز آینه انکشاف حقیقت باشد و بدین لحاظ از نظر تاریخی خرد جدید میتواند قدمی به جلو باشد.
با توجه به امر فوق بنا بر این است که خرد جدید را بفهمیم که مبتنی بر نظام معرفتی خاص خود میباشد که چندان شبیه و نزدیک به زیستِ جهان گذشتهی ما نیست و به یک معنا در آن نحوهی از جهانی شدن بشر به میان آمده است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: آیا بحثهای تفکر قرآنی شروع خوبی برای مد نظر قراردادن چنین موضوعی نمیتواند باشد؟ در حدی که بشر امروز متوجه ی حقیقتی بشود که قرآن متذکر آن است در امروز تاریخ ما؟ موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: حتماً در جریان هستید که به بهانهی بهارِ عربی، میخواستند حکومت حافظ اسد را سرنگون کنند تا یکی از ارکان جبههی مقاومت را که بشّار اسد نیز اعتقاد به مقاومت در مقابل اسرائیل داشت؛ سرنگون نمایند. و اتفاقاً رهبر معظم انقلاب با هوشیاری متوجهی این امر شدند و در عین حفظ دولت اسد، پیشنهاداتی برای تغییر نظام سیاسی سوریه داده شد و عملی گشت. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: شاید مطالعهی کتاب «آشتی با خدا» نکاتی را جهت فکرکردن در این امور در مقابل شما بگشاید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به هر حال تا در هر امری در آن امر به اجتهاد نرسیم، به معنای واقعی از آن علم تغذیه نمیکنیم و حسّ حضور در آن علم را نمییابیم و این یک امرِ جدّی است از آن جهت که جهانِ انسانها گسترده شده است و نمیتوان جزیرهای فکر کرد، چیزی که در جزوهی «قرارگرفتن در بودنِ تاریخی خود» به آن اشاره شد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: شیطان، همان ابلیس است که «کان من الجنّ» و به عنوان یک واقعیت خارجی، بنای دشمنی با انسان را دارد و از نقطهضعفهای ما که حاکی از عدم خلوص است؛ توهّماتِ ما را تحریک میکند تا ما را هلاک نماید. چارهی کار، رجوع به واقعیات است که آن تنها با نگاه توحیدی به امور محقق میشود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: همیشه همینطور است که هر چه انسجام و وحدتی در میان باشد، نور خدا به صورت تجلی و نامرئی به صحنه میآید به همان معنای «یدالله مع الجماعه». موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در دستگاه فلسفیِ ارسطو، ما با آن اصطلاحات مثل جوهر و عرض روبهروئیم و این غیر از فیزیک جدید است که میدان دیدِ خود را نظام کهکشانیِ قابل رصد حسّی قرار داده است. آری! در همان نگاه ارسطویی هم عقول عشره قابل مناقشه است ولی نه به اعتبارِ نظام کپرنیکی، ثانیاً: در هر دستگاه فکری «معطی شیئ» نمی تواند فاقد شیئ باشد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. جهان غرب بنا به نظر متفکران غربی مثل جناب رنهگنون و گارودی در عالمی سراسر تهی و پوچ بهسر میبرند. ۲. بد نیست سری به کتاب «علل تزلزل تمدن غرب» که بر روی سایت هست بزنید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: سری به جزوهی «حججی، وجدان تاریخیِ ما» بزنید و اگر رسیدید، بر سر مزار آن شهید بعضی از قسمتهای آن را نگاه کنید. راهِ گشودهی امروز ما در لابهلایِ این غوغاهای دوران، بسی از دور سوسو میزند مثل روشنیگاهی در دلِ جنگلی سیاه، باید به سوی آن روشنیگاه قدم زد تا از آفتاب بیکران محروم نشد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر همینطور میآید زیرا بالاخره شیطان هم در آن بهشت بود و از جهتی «اهبطوا» شامل او هم شد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: توحید یعنی همین که متوجه باشیم آنچه حقیقتاً در صحنه است حضرت ربّ العالمین میباشد و همهچیز و همه کس مظاهر ارادهی اوست. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: وقتی انسان نیّت صادق افراد را در نظر میگیرد متوجه میشود حتی اگر سخن اشتباهی بر زبان برانند و یا عمل باطلی انجام دهند، چون نیّتتان صادق است خدا از آنها میگذرد پس چرا ما با اعمال خود معجب شویم و اعمال و افکار بقیه را تحقیر نماییم؟ موفق باشید
سلام استاد: من حالم خوب نیست. دانشجوی شریف ام. فعال بسیج دانشجویی. روز به روز بیشتر از معارف الهی مخصوصا از سیر شما بهره مند میشوم. ولی همین که کمی در تزکیه نفس جلو میروم سقوط میکنم و در گیر لهو و لعب میشم. استاد من دوست دارم آن حیات طیبه را، آن حقیقت را لمس کنم اما تعلقات دست و پای من را بسته. استاد مثل تشنهای که آب را در چند قدمیاش میبینه اما فلجه و نمیتونه به سمتش حرکت کنه. استاد لطفا کمکم کنید.
باسمه تعالی: سلام علیکم: قرار سلوک همین است که گاهی ما در «بسط» قرار میگیریم و حضرت ربّ العالمین با نور جواد و درخشش خود به سوی ما میآید و به قول حافظ ممکن است که ما در طمع خام قرار گیریم و گمان کنیم دیگر مطلب تمام شد. ولی بعد از مدتی ما در «قبض» قرار میگیریم به این معنا که «نه هنوز!» راهها در میان است تا با «صبر» و شکیبایی و عدم بیقراری همچنان راه را ادامه دهیم در آن حدّ که به ما فرمودهاند در قیامت آنقدر پاداش پایداری در دین را در شرایط صبر و قبض، به ما میدهند؛ که از خدا میخواستیم ای کاش همیشه در قبض بودیم. هرچه هست به قول جناب مولوی: «ای برادر عقل یک دم با خود آر/ دم به دم در تو خزان است و بهار». موفق باشید
سلام: ببخشید استاد متخلق به اسم الله شدن بدون اینکه اسماء الهی را بدانیم زود نیست؟ و از آنطرف وقتی بدانیم در یک اسم گیرنمیکنیم و متوقف نمیشیم؟ ۲. سوال دوم اینکه این قاب هایی هست اسماءالحسنی گاه میبینم یک سری اسما را نداره، جامع همه اسما در کجا باید با شرحش بدست آورد؟ آیا جوشن کبیر همه اسماء را داره؟ ۳. و اینکه میشه فردی به اسم الله متخلق بشه ولی یه مشکلاتی داشته باشه ببینه به فلان اسم نیاز داره؟ یا اینکه اسم الله را به جامعیت متوجه نشده و یا عجله کرده در متخلق شدن و بدون هضم بقیه اسماء خواسته به الله برسه. قضیه چی بوده و مشکلش چی میتونه باشه؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. به اذکاری که به طور عموم وارد شده است، در این موارد باید فکر کرد مثل ذکر «لا إله إلاّ اللّه» و ذکر صلوات بر محمد و آل محمد. ۲. در مورد اسم جامع الهی به ذکر اسم «اللّه» میتوان نظر کرد. ۳. به هر حال باید به امید الرّحمن الرّحیم بودنِ اسم «اللّه» آن اسم مبارک را مدّ نظر داشت. موفق باشید
با عرض سلام محضر استاد عزیز و بزرگوار: از برخی دوستانی که آثار شما را منتشر میکنند شنیدهام که مطالبی که در شرح آیات قرآن میفرمایید، تفصیل آیات است نه تفسیر آیات. به کاربردن چنین عبارتی برای شرح آیات برایم نامانوس بود و چون تفصیل در مقابل اجمال به کارمیرود قاعدتا باید آیات قرآن را متصف به اجمال بدانیم. اگر حضرتعالی عبارت تفصیل را بر تفسیر ترجیح میدهید حتما وجهی در آن لحاظ میکنید. لطفا این وجه را بیان کنید. ممنون که وقت میگذارید دعاگوی حضرتعالی هستیم. التماس دعا
باسمه تعالی: سلام علیکم: به جز به تفسیر «المیزان» در مباحث قرآنی که عملاً نوعی تفسیر میباشد، به تفسیر اَنفسیِ جناب عبدالرّزاق کاشانی نیز نظر میشود که البته در آن مورد، بحث در نگاه انفسی در آیات به میان میآید به همین جهت واژه «تفصیل» را بنده به کار نمیبرم و البته بحث مکنونبودنِ حقیقت قرآن در جای خود محفوظ است که مقابل آن، موقعیت مکنون، تفصیل آن میتواند به میان آید. موفق باشید
بسم الله الرحمن الرحیم سلام و رحمت خدا بر شما استاد گرامی، طاعات و عبادات قبول، برداشتی از تفسیر سوره مرسلات، آیا درست برداشت کردم؟ سلام حضرت مرسلات ای آشنای پنهان و ای آشکار غریب چه خرامان می آیی، از که فرمان داری؟ این بار فرستاده کدام اسم از رب العالمین هستی؟ قرار است کدام منیت مرا از جا برکنی؟ قرار است این بار چه نشر و حشری با کثرات داشته باشم تا جانم وسعتی یابد به وسعت یوم الفصل، نشانم دادی وحدت را در کثرت دیدن همانقدر برایم لازم است که کثرت را در وحدت دیدن، اصلا دیدن برایم لازم است، وحدت را، کثرت را و اتحاد بین این دو، و فصل و تمایزش را. کدام ذکر را برایم به سوغات آورده ای؟ از کدامین گناه و تقصیر توبه کنم و به امید طلوع چه فردایی باشم؟ یا حضرت مرسلات، تو مرا از روزمرگی رهاندی و با لشگری از اسماء الهی بسویم آمدی تا لشگر جهل و غفلت مرا غافلگیر کنی و مرا به «خود» آری. آری ، به خود، به خویشتن، به جان، به آنچه تا کنون هستم و شدم و آنچه باید باشم و بشوم. تو قیامتم را بپا کردی و مرا با بندگان خدا برانگیختی، راستی می شود، با دیگران حشر و نشر داشت ولی فقط رو به تو داشت. چه در صلح، چه در جنگ، چه در جمع، چه در فرق. می شود فقط مات او بود ، ولی نه در خانقاه، بلکه در وسط میدان زندگی و روزمرگی های آن. می شود مرده ای باشی در دست غسال تا تو را بچرخاند و بچرخاند و بچرخاند، شستشویت دهد، پاکت کند و آماده ات کند برای حشر، می شود زبانت، نگاهت، کلامت، سکوتت، قدمت، قعودت، خواستت، رفتت، برگشتت، مهرت و قهرت.همه و همه از الله، برای الله و بسوی الله باشد. می شود سرود و ورد زبانت، آن «صلاتی و نسکی و محیای و مماتی لله رب العالمین» باشد، و اگر هنوز با این کلام توحیدی فاصله ها دارم ، نه از ان روست که نیست و نمی شود، بلکه از آن روست که گاه گاهی چشمک ستارگان قوایم و قوه کوههای اعمالم، عقل قدسی ام را محجوب کرده و هنوز نه، هنوز حجاب آسمانی ام شکافته نشده، هنوز چشمانم به ستارگان زیبا و کوههای بلند خیره مانده، هنوز درگیر حجاب هستم ، ظلمانی و نورانی اش، هنوز باید زمزمه کنم : «الهی هب لی کمال الانقطاع الیک...حتی تخرق ابصار القلوب حجب النور...». ۸ رمضان ۲۱ فروردین ۱۴۰۱
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! همینطور است بخصوص وقتی خود را در طوفانِ «عاصفات» در دست ارادهای بیابیم که: «میبرد آنجا که خاطرخواهِ او است». مگر جز این است که در وصف آن طوفان فرمودهاند: «پرّ کاهی در مصاف تند باد / خود ندانم در کجا خواهم فتاد». آیا اگر خود را به این طوفان بسپاریم، با جهان «النّاشرات نشرا» که منجر به «فالفارقات فرقا» خواهد شد؛ روبهرو نمیشویم؟ موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: تشکیک وجود به خودی خود منجر به پذیرش وحدت وجود نمیشود و لذا ممکن است علامه مصباح بیشتر بر تشکیک وجود تأکید داشته باشند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: اشکالی در موضوع نیست. معلوم است که انسان در شرایطی که بدنش قدرت جذب کامل روح را ندارد، مثل وقتی که تصادف کرده است، روح او کمی آزادتر میتواند خود را در زمانها و مکانهای دیگر حاضر کند که بحث آن در مباحث معرفت نفس شده است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر بتوانید مباحث شرح کتاب «مقالات» از آیت الله محمد شجاعی را دنبال کنید، إنشاءالله نتایج خوبی برایتان حاصل میشود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: خود بنده هم به صورت تخصصی وارد این امر نشدهام مگر به صورتهای پراکنده. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به طور مستقیم بحثی در این مورد نداشتهام. شاید در کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» نکاتی بهدست آورید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: همهی بحث در آن است که راه رجوع به حقیقت باید در چشماندازِ انسان با عبادات و نظر به انسانهای معصوم گشوده شود. همهی آن دستورات را باید در این دستگاه دنبال کرد، وگرنه مشغول ظاهر عبادات میشویم و عملاً گرفتار نوعی کبر خواهیم شد. موفق باشید
