بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
30089

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: یکی از مسایل مهم در شرح رساله الولایه تفهیم این مطلب است که تشریعیات ریشه در تکوینیات دارد. آنچه حقیر فهمیدم قوانین الهی و تشریعی ریشه در یک سری واقعیات عالم معنا دارد که در عالم ماده به صورت شریعت و دین متجلی می‌شود حال با این مقدمه چگونه اسلام پیروان سایر ادیان را که بر اساس سنت خود ازدواج می‌کنند حلال زاده می‌داند با اینکه همین خطبه عقد هم ریشه در قوانین تکوینی عالم دارد؟ یا چگونه شرکت در نماز جماعت وهابیون در مراسم حج یا اهل سنت درست است درحالی که آنها در وضو و غسل و تیمم طبق نص صریح آیات یا روایات درست عمل نمی‌کنند و دهها مورد مشابه دیگر؟ جزاکم الله خیرا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: با توجه به این‌که قرآن ادیان توحیدی را دعوت به اسلام نکرده، بلکه دعوت به تسلیم‌بودن در مقابل حکم خدا در دین خودشان نموده؛ متوجه می‌شویم مبنای همه‌ی ادیان یکی است و آن ادیان، متناسب شرایط امت‌ها ظهورات مختلف دارند و چون همه با نظر به آن مبانی، وظایف دینی خود را انجام می‌دهند به همان مبانی نفس‌الأمری متصف می‌شوند حتی مردم عادی اهل سنت با نظر به همان مبانی دین اسلام عمل می‌کنند و نتیجه می‌گیرند. مشکل، مربوط به علمای آن‌ها است که تحقیق لازم را نکرده‌اند وگرنه مردم با این نیّت که آنچه می‌کنند، حکم خداست؛ به نتیجه خواهند رسید. موفق باشید

29924
متن پرسش
سلام بر استاد گرامی که خیر و برکت و عاقبت بخیری را براتون آرزو دارم: در ده نکته فرمودید چیزهای وجودی قابلیت «تر گرفتن» دارند مثل وجود انسان که انسانتر می‌شود آیا درخت که وجودی است لفظ درخت تر بر آن صادق است؟ پیشاپیش متشکرم
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: درخت به اعتبار حیاتش باید مدّ نظر باشد و حیات، شدت و ضعف ندارد و انسان نیز به اعتبار انسانیت‌اش باید مدّ نظر باشد که امری است معنوی و دارای شدت و ضعف، وگرنه انسان به عنوان حسن و رضا و ... که شدت و ضعف‌بردار نیست! موفق باشید

29696

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد طاهر زاده: بنده با کتب شما و استاد آیت الله شجاعی رحمة الله علیه آشنایی دارم لیکن در وجودم سالهاست که جمع رذائل اخلاقی و بار گناهان باعث شده هیچ عنایتی از طرف حضرت حق نمی بینم، بر اساس روایت مَنِ اسْتَوَى يَوْمَاهُ فَهُوَ مَغْبُونٌ وَ مَنْ كَانَ آخِرُ يَوْمَيْهِ شَرَّهُمَا فَهُوَ مَلْعُون‏، خود را مورد لعنت الهی می دانم، از آنجا که نیاز به ارتباط شخصی اهل دل را برای پاسخ به رفع بعضی آثار گناهان که شاید قابل جبران نباشند در خود بسیار شدید می بینم چه بسا اگر نیابم خود را در هلاکت قطعی می بینم لذا بنده شما را بهترین وسیله برای رسیدن به چنین شخصی یافتم، از شما عاجزانه خواهشمندم اگر چنین فردی را در ارتباط با حل مشکل بنده می شناسید معرفی بفرمایید بلکه امید نجاتی در خود بیابم ان شاء الله امیدوارم در سایه بیکران رحمت منجی عالم مستدام باشید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: شخص خاصی مدّ نظر ندارم مگر علمای جلیل‌القدری که عموماً مشغول درس و بحث خود هستند. با شهدا مسئله‌تان را حل کنید، بالاخره به ما وعده داده‌اند «وَ يَسْتَبْشِرُونَ بِالَّذينَ لَمْ يَلْحَقُوا بِهِمْ مِنْ خَلْفِهِمْ أَلاَّ خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَ لا هُمْ يَحْزَنُونَ» (آل‌عمران/170) آن‌ها راه‌های حقیقی را در مقابل ما می‌گشایند. موفق باشید

29518

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم استاد: ببخشید تو زندگی ای که مرد میخواد همه ی مسائل از غذا پختن و نظم خونه تا بچه دار شدن طبق میل و سلیقه ی خودش باشه، زن چیکار باید بکنه؟ این زندگی که مدام طبق نظر همسرت باشی خیلی سخته خصوصا اینکه منطقم پشتش نباشه مثلا مرد بگه چون من از بچه بدم میاد نباید بچه دار شیم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: وقتی زوجین با اشتراک مساعی زندگی را بگردانند، هر دو رشد می‌کنند. با تک‌نظری هیچکدام رشد نمی‌کنند ولی راه حل هم، درگیری نیست. خداوند راه‌های دیگری را مقابل شما می‌گذارد. موفق باشید

29378

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: شب و روز ولادت رسول الله و امام صادق علیهم سلام برایتان پر برکت باشه مطلبی رو در مورد تفاوت استاد سلوک و استاد اخلاق دیدم یه مقدار متنش رو خلاصه کردم به نظرم رسید که شاید برای دوستان دنبال کننده مطالب سایت مفید باشه تفاوت استاد اخلاق و استاد سلوک استاد اخلاق نوعا به صورت کلی یا جزئی موعظه می کند و هدف او حداکثر رفع رذایل اخلاقی و تثبیت فضایل اخلاقی و دادن مشاوره اخلاقی به شماست و به طور طبیعی انتظار اطاعت کامل از شما ندارد گرچه انتظار گوش دادن به نصایح طبیعی است.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حرف خوبی است. آری! استاد سلوکی راه را می‌شناسد و متذکر راه می‌شود. موفق باشید

29339

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام بر استاد: حضرتعالی در جزوه ای در مورد عرفان نوشته اید و بعض مکتوبات دیگرتان در مبحث عین ثابت فرموده اید که صدام نمی‌توانست امام بشود لکن می‌توانست خرازی یا باکری بشود. حدس حقیر اینست که با توجه به بعد نظامی این سخن را فرمودید والا بسیاری از جنایتکاران تربیت خوبی نداشتند یا حلال زاده نبودند یا لقمه هاشان حلال نبوده است البته در مورد صدام نمی‌دانم وضع چگونه بوده است ولی قطعا شرایط تربیتی شهید خرازی را نداشته پس چگونه قایل شویم عین ثابتش امکان خرازی شدن را بدو می‌داده است و او دست رد بدین امکان زده است.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بحث در اختیارِ ذاتی انسان است که انسان در ذات خود حتی در مقام عین ثابته‌اش انتخاب‌گر است و لذا امکان انتخاب در هر شرایطی برای او هست، حال چه جایی را برای تربیت خود انتخاب می‌کند، این‌هم مربوط به انتخابِ خود اوست و خود صدام آن موقعیت تربیتی را برای خود انتخاب کرده است. موفق باشید

29117

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و تحیت: جوانی هستم ۲۹ ساله و به خیال خودم مذهبی. با اینکه آثار و پیامدهای گناه را می‌دانم و آیات و روایات مربوط به گناه و نتایج آن را خوانده و همچنین از آثار کتبی و صوتی بزرگان از جمله حضرت عالی بهره جسته ام و حتی این مطالب را برای دیگران هم باز گو ‌کرده ام، اما متاسفانه وقت گناه یا بکلی غافلم و یا وقتی هم که غافل نیستم و متوجه هستم که خدا و ائمه (ع) خصوصا امام زمان (ع) مرا می‌بینند اما با وقاحت تمام بی اعتنایی کرده و معصیت می‌کنم. لطفا بفرمایید مشکل کجاست و چه باید کرد؟ هرچند ترس این دارم که با دانستن راه کار باز هم به آن بی اعتنایی کرده و باز دچار معصیت شوم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده هر اندازه احوال بزرگان را جدّی بگیریم بیشتر می‌توانیم از گناه فاصله بگیریم و بر عزم جدّی خود نسبت به ترک گناه کوتاه نیاییم. موفق باشید

28757

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: در مباحثتان فرموده بودید کسانی که عقلشان در صحنه زندگیشان است و یا تکامل عقلی دارند به جای خیال و اوهام، خواب نمی بینند، سوال این است که این به صورت همیشگی و مطلق است؟ و اینکه آیا ائمه و انبیاء مگر خواب نمی دیدند؟ و می شود گفت وقتی جسم به خواب می رود و روح سیر خودش را شروع می کند، اسمش را خواب گذاشت؟ در صورت صحت این با فرمایشات شما که فرمودید عقل به تکامل رسیده خواب نمی بیند چطور با هم جمع می شود؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: منظور از آن روایت، خواب‌هایی است که ریشه در واهمه‌ی انسان‌ دارد وگرنه مسیر روح به سوی عوالم برتر، در خواب جای خود را دارد. موفق باشید

28523

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم استاد گرانقدر: با توجه به اینکه در عوالم بالاتر عالم ماده، زمان و حرکت جوهری وجود ندارد، باطن زمانهای مقدسه چیست؟ باطن زمانهای مختلف چه تفاوتی با هم دارند؟ می‌توان گفت زمان ظرف ظهور ملکوت است و به قدری که ملکوت بیشتر ظهور دارد زمان نورانی تر می‌شود؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌طور است. نسبت به این عالم، زمان محسوب می‌شود و نسبت به جان ما، ملکوت است که گشوده شده. موفق باشید

28403

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و وقت بخیر: یک شبهه لطفا جواب دهید. لطفا مبسوط و مستند پاسخ دهید چون مخاطبم قشر دانشجو و پرسشگر است در صورت امکان در اسرع وقت پاسخ دهید. اینکه گفته می شود در چند سال آینده یک انقلاب مانند انقلاب اسلامی که در سال ۵۷ رخ داد اتفاق می افتد و یک دگرگونی در نظام جمهوری اسلامی ایران داریم به چه صورت است؟ سوال دوم: اینکه امام خمینی توسط کارتر علم شده است و با توجه به اینکه محمدرضا شاه قدرت بسیاری پیدا کرده بود آمریکا از ترس نفوذ شاه در جهان امام خمینی را روی کار آورد حال اینکه این با استکبار ستیزی امام اصلا همخوانی ندارد. سوال سوم: مشکلات اقتصاد و گرانی بسیار بیشتر از این می شود تا جایی که سکه بهار آزادی به ۸۰ میلیون تومان می رسد؟ باتشکر و سپاس ل
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. این ادعا را باید مدعی اثبات کند، مگر ما باید مسئول حرف‌های بی‌پایه‌ی افراد باشیم؟ ۲. این یک ادعای بدون دلیل است که بیشتر به توهّم و خواب‌زدگیِ افراد نزدیک است. چرا خود را مشغول این حرف‌ها می‌کنید؟! مگر به ما نفرموده‌اند: «اذا مرّوا باللّغو مرّوا کراماً»؟ در این مورد می‌توانید به جزوه‌ی «ریشه‌های انقلاب» که روی سایت هست، مراجعه فرمایید ۳. این هم یک ادعاست. اتفاقاً با وضع افول آمریکا که کارشناسانِ غربی آن را پیش‌بینی کرده‌اند، سیطره‌ی دلار به شدت از بین خواهد رفت. موفق باشید

28358

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم سلام خدمت استاد محترم: ۱. اینکه در صوت حدیث عقل و جهل می‌فرمایید که آیات انتهایی سوره حشر را بخوانیم تا به قلب خود تلقین کنیم. حتما باید با صوت خود ما باشد یا می‌توانیم صوت عبد الباسط را هم گوش دهیم و با او تکرار کنیم که حقا قلب انسان را زیر و رو می‌کند و .... ۲. اینکه می‌فرمایید اگر کاری اولش عالی و بعد مانع ایجاد شد بدانیم الهی است در مقایسه با کاری که بدون سختی آن‌را انجام می‌دهیم که شیطانی است. اگر انسان دچار این حالت بی حالی و کسالت شد همین منظور شماست آیا؟ در این حالت آن کار را ادامه دهیم چون موانع را شیطان گذاشته؟ چگونه این را با آن حدیث از معصوم جمع کنیم که فرمودند وقت ادبار قلب، به واجبات اکتفا کنید و مستحبات را واگذارید؟ بنده وقتی کسالت به من دست می‌دهد می‌توانم به نفس خود زور بگویم و انجام دهم ولی می‌ترسم که نفس جا بزند پس چند روز ترک می‌کنم و دوباره شروع می‌کنم. الان چه می فرمایید؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. هرطور که بیشتر نفس، متأثر می‌شود عمل بفرمایید. ۲. در عبادات نباید بدون حضور قلب به خود سخت‌گیری نمود، ولی در اعمال خیر و مطالعات قضیه متفاوت است، انسان باید خود را در این امور به کار گیرد. موفق باشید

27342

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: با توجه به دستور رهبری در مورد همایشی بزرگ برای کمک به نیازمندان در شیوه امامان معصوم چگونه بوده است؟ بعضی افراد مایلند به مستمندان ماهی بدهند و بعضی باوردارند که با همین هزینه ی ماهی می توان ماهی گیری یادشان داد. الان تکلیف چیست زمان ماهی دادن است یا ماهیگیری یاد دادن؟ تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: معلوم است که ابتدا، اصلِ کار آموزش ماهی‌گیری است ولی اگر امکان نداشت، چرا از ماهی‌دادن غافل باشیم؟! موفق باشید

27314

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: ببخشید استاد من چندین ساله کثیرالشکم. تو بحث طهارت الحمدلله کم شده ولی تو نماز نه. اصلا نمازام به دلم نیس از بس شک می کنم و حواسم پرت میشه. به احکام کثیرالشک عمل می کنم ولی حس بدی دارم. کتاب فعلیت یافتن باورهای دینی خیلی کمکم کرد ولی این مساله هنوز هست استاد کمکم کنید. لطفا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده در این موارد صاحب‌نظر نیستم. به نظرم رفقای مؤسسه‌ی إنشاء تحقیقات خوبی در این مورد داشته‌اند، خوب است به آن‌جا رجوع شود. شماره‌ی تماس 09135553661 می‌باشد. موفق باشید

25784

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: استاد اینکه فرمودید حضرت رسول (ص) بوسیله نماز و روزه برای قوت نفس ناطقه، نیازمند مدد ملائکه هستند آیا برای وجود آن حضرت عیب و نقص محسوب نمی شود؟ اساساً قوت نفس ناطقه برای شخصی در مقام نبوت با فرد عادی فرق دارد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! به اعتبار «خلق الانسان ضعیفا» هرکس در ذات انسانی‌اش ضعیف است. ولی اولیاء معصوم در هدایت الهی، مؤید به تأییدات حضرت حق می‌باشند. موفق باشید

25522

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
استاد سکرات مرگ چند ساعت یا چند دقیقه قبل از مرگ است یا می تواند چند روز یا ماه قبل از مرگ باشد؟
متن پاسخ

اسمه تعالی: سلام علیکم: فکر نمی‌کنم بشود در این موارد چیزی گفت. موفق باشید

24856
متن پرسش
سلام علیکم: با توجه به اینکه وجود ما از خداست و دائما در حال شدنیم و در اصل ما هیچ نداریم و بالاترین نعمت هم که وجود است از اوست و هرچه هست آن واحد قهار است و ما فقط تجلی اوییم، پس چرا خود را خود می دانیم و خود را او نمی دانیم و خود را خود درک می‌کنیم نه او؟ درصورتیکه همه تجلیه اوییم و فقیر محض هستیم و خودی در میان نیست. ممنون از لطف شما
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ما در نظر به ماهیات یعنی وجوهِ محدود خود، خود را احساس می‌کنیم. در حالی‌که از جهت «وجود» عینِ اتصال به او هستیم. گفت: «سوی دریا عزم کن زین آب‌گیر/ بحر جو، و ترکِ این مرداب گیر». موفق باشید

24535
متن پرسش
جناب استاد سلام علیکم: چه کار کنیم تا در نماز و عبادات و دعا لذت ببریم و بصورت یک امر که از روی عادت انجام می دهیم نباشد و جوری نباشد که مثلا بخواهیم زود نماز را تمام کنیم؟ چه کنیم تا ولع عبادت بخصوص نماز داشته باشیم و با شوق و ذوق به سوی نماز بشتابیم نه اینکه از روی رفع تکلیف و بی میلی نماز بخوانیم؟ التماس دعا. ممنون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همیشه معرفت صحیح است که عبادات را عمیق و لذتبخش می‌کند. پیشنهاد  ما معرفت نفس است. موفق باشید

33079
متن پرسش

با سلام خدمت استاد محترم: در مورد توحید ماه رجب و ماه شعبان. توضیحات و کلیپ های بسیار خوبی از مجموعه شما هست. ولی در مورد ماه ذلحجه، چیزی در دسترس نیست. اگه ماه رجب فنا بود و احدی بود و نفی کثرات و ماه شعبان بقا بود و واحد و تجلی به اسما و صفات، توحید ماه ذلحجه چه نوع توحیدی است؟ اگر امکانش هست توضیح کاملی ارائه نمایید ممنون می شوم. سوال دوم: در مبحث احدیت جمع اسما ذاتی که می گویند لا شرقی و لاغربی، جایی خواندم که یعنی ظاهر و باطن یکی شود، سر و علن یکی شود. این را هم متوجه نشدم یعنی چی؟ چه تفاوتی است بین اینکه سر و علن یکی شود با جایی که فقط حق فقط در صحنه هست و یا حق به خلق در صحنه هست.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. حقیقتاً توحید ماه ذی‌الحجه توحید فنایی و عرشی است به همان معنایی که کثرت‌ها در وحدت فانی می‌شود و انسان به وسعت کثرت‌ها در هویت وحدانی خود را در عالم می‌یابد به همان معنای معجزه‌آسای دعای عرفه حضرت سیدالشهداء «علیه‌السلام» که چگونه به جزئی‌ترین اجزای بدن اشاره می‌فرمایند و همه را در توحید فنایی و عرشی مدّ نظر قرار می‌دهند تا آن‌که عالَم آینه نور وحدانی حضرت معبود شود و ما بمانیم و توجه تامّ و تمام به جلوات او. ۲. آری! وقتی هویت اسمائی «لا شرقی و لا غربی» شد آنچه می‌ماند نور است به جامعیت احدی. لذا همه چیز هست و هیچ چیز نیست مانند نور بیرنگ. در این مورد خوب است به مباحث مطرح‌شده در شرح «برهان صدیقین» که روی سایت هست رجوع فرمایید. موفق باشید 

32904
متن پرسش

سلام بر شما: عرضه دارم که: ۱) بعضی از افراد متخصص معتقدند که در نظام تفکری شیعه، مسئله تمدن سازی مطرح نیست و اکنون بر اساس نیاز های زمان، حضرت آقا مسئله تمدن سازی را مطرح می‌کنند. ۲) اگر مسئله امپراتوری در نظام فکری شیعه مطرح نباشد پس الگویی مذهبی برای ایجاد تمدن نداریم. ۳) حال که الگویی مذهبی نداریم باید از تمدن های موجود به هر صورت الهام گرفت. ۴) به دلیل اینکه تمدن غرب در حال حاضر برخلاف اندیشه های شیعی عملکرد های گوناگونی در مسائل دارد، ما عملا نمی‌توانیم از الگوهای غربی برای تمدن سازی استفاده کنیم. و اما سوال: حال آن الگوی ما برای تمدن سازی چیست؟ آیا بایستی از تمدن ایران باستان بهره ببریم و الگو های باستانی مان را در جامعه کنونی عملیاتی کنیم؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عرایضی در بحث «انقلاب اسلامی و فهم امام خمینی از انسان و جهان مدرن»https://eitaa.com/matalebevijeh/10612 شده. تصور بنده آن است که بتواند به صورت مبنایی در این موضوع، مخاطب را به اندیشیدن دعوت نماید. البته ادامه شرح آن جزوه إن‌شاءالله در ۱۴ و ۱۵ خرداد در شهر زنجان انجام می‌گیرد. موفق باشید

32692

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

جناب استاد سلام علیکم: ارادتمندیم. سایه اتان مستدام. طی چند سال اخیر مدام در وجودم در کش و قوسم از اینکه چرا شغلی دارم که هنوز مزدورم و کارمند و نتوانستم نجات پیدا کنم. یکبار هم تلاش کردم از این وضعیت شغلی خارج بشم اما وضعیت اقتصادی اجازه نداد. الان تو وضعیتی هستم که از آینده ای که میخوام باهاش مواجه بشم ترس دارم. می‌ترسم نکنه تا آخر کارمند بمونم و مزدور این و آن. لحظه و ساعتی نیست که بهش فکر نکنم. اما انگار توان جدا شدن ندارم. انگار به این جای ظاهرا گرم و نرم عادت کردم. (هر چند قطعا آن را نپذیرفتم و ازش متنفرم) انگار راهی به جدا شدن از این وضعیت نمی‌بینم که بخوام پشت پا بزنم به این سکون و انجماد خودم. گاهی فکر می‌کنم در این مدت شاید خدا موقعیتی قرار داده بود و من استفاده نکردم. اما چیزی بذهنم نمیرسه. گاهی میگم «آقا جان تا وقتی چسبیدی به کارمندی و کارگری، فرد موثری برای این انقلاب و جامعه نیستی. چون زوری نداری. به هیچ دردی نمیخوری» و یاس من رو فرا میگیره. استاد راه برون رفتم از این شرایط چیه؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر می‌آید خوب است به این نکته فکر کنید که حضرت امام «رضوان‌الله‌تعالی‌علیه» می‌فرمودند هرکس هرجا که هست سعی کند به بهترین شکل وظیفه خود را انجام دهد تا مورد رضایت الهی قرار گیرد. موفق باشید

32674
متن پرسش

سلام استاد طاهرزاده، ان شالله پربرکت ترین ماه رمضان را داشته باشد. در مورد صورتِ زندگی شهیدانه و سینما بفرمایید. خیلی ممنونم از راهنمایی های شما.

طی مکان ببین و زمان در سلوک شعر    کین طفل یک شبه ره صد ساله می‌رود

 شهدای دفاع مقدس ره صد ساله را یک شبه رفتند و شعر جاودانگی را سرودند ولی قصه ی اینکه چگونه طی مکان و زمان کردند، تکنیک هنر قصه گویی سینمایی را به سلوک فرا می خواند. زیرا عبارت «اگر کسی شهید نباشد، شهید نمی شود.» نشان از نحوه ی حضور و زندگی کردنی می دهد که هر لحظه اش شهید بودن است. و اینچنین قصه ی شهید بودن و شهید زندگی کردن سروده می شود و انفطار صورت رخ می‌دهد، همان اتفاقی که در سینما در جستجوی آن هستیم، صورتِ زندگی و تقدیری که رقم می خورد. «سبحانک یا مصوّر، تعالیت یا مقدّر»؛ لحظه ی شهادت بر صورتِ بودن و زندگی کردنی از جنس شهادت رقم می خورد. و حضرت حق در لحظات چنین زندگی حاضر است و انفطار در صورتِ چنین زندگی ایی رخ می‌دهد. «سبحانک یا فاطر، تعالیت یا حاضر». و شهید سلیمانی از این فطر و حضور به گفته ی خودش مانند کبوتر ها از بسیجی ها و شهدا دانه بر می چیند، و چگونه شهید زیستن را به ذهن می سپارد تا باز به گفته خودش بر رقبای عشق پیروز شود. دوربین شهید آوینی هم چنین قصدی دارد، در جستجوی شهیدِ زنده است. شهید زنده خصوصیاتی دارد. اگر شهید «عِندَ رَبِّهِم يُرزَقونَ» است، شهیدانه زندگی کردن بودنی است از جنس روزه. عاشقی است که روزه عشق گرفته است برای دیدار معشوق. و دوربین جلوتر از همه می‌رود تا امام باشد در به خاطر سپردن صورتِ فطر.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم:  آری! اگر «دوربین جلوتر از همه می‌رود تا امام باشد» می‌داند که خبری در پیش است و باید به سوی آن خبر حرکت کرد و آن را جستجو نمود مثل آنچه شهدا در آینده حضور تاریخیِ خود یافتند و آن را آنچنان با ارزش دیدند که فداکردن جان را کم‌ترین بهاء برای تحقق آن آینده یافتند. روحىه تاریخی ما حکایت از آن دارد که امروز، تفکرْ تنها با شنیدن و یا مطالعه‌کردن کافی نیست بلکه نوعی تفکر در میان است که با دیدن پیش می‌آید و انسانِ متفکر گاهی از یک صحنه، اموری را می‌یابد که از مطالعه کتاب‌های زیاد، آن امور پیش نمی‌آید. بنده در «بله‌گفتنِ» بدون مقدمه همسر شهید باکری در جواب عاقد، در کنار حرکت قبلی او که پس از شنیدن شرط‌های شهید باکری، بلند شدند تا بدون معطلی در راهی وارد شوند که باید در آن قدم بگذارند؛ آن صحنه را از صدها کتاب که این واقعه را نقل کند، روشن‌تر و بزرگ‌تر یافتم و عزمی که عزم زنان انقلاب اسلامی بود را بدون هر کلامی شنیدم. و این برای هرکسی که آن صحنه را دید، پیش آمد بدون آن‌که حتی نیاز به پرحرفی‌های امثال بنده باشد. موفق باشید      

32497
متن پرسش

سلام علیکم: عرض ادب و احترام از محضرتان، خواهشمندم تحلیلتان در مورد حمله به پایگاههای اسرائیل را بفرمایید. با تشکر التماس دعا

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بحمدلله خداوند راه‌های حضور بیشتر نظام اسلامی در این تاریخ و در این جهان را بیش از پیش در مقابل ما گشوده و می‌گشاید و جریان سرکوب‌کردن پایگاه‌های رژیم صهیونیستی یکی از نمونه‌های حضور ما در این تاریخ و در این جهان است و حتماً در جریان هستید که عملیات طوری طراحی شده بود که هیچکس جز مقام معظم رهبری در ابتدای امر در جریان نبودند و حتی ریاست جمهوری را در آخرین لحظه‌ها در جریان گذاشتند و برعکس عملیات عین الأسد که قبل از عملیات به مسئولان عراق خبر دادند؛ در این عملیات برای محفوظ‌ماندن اسرار عملیات به آنان نیز خبر نداده بودند و آن‌ها در ابتدای امر گمان می‌کردند از طریق نیروهای داخلی این عملیات انجام شده. و به همین جهت موضع‌گیری منفی کردند. ولی پس از آن‌که سپاه پاسداران رسماً مسئولیت آن عملیات را به عهده گرفت، آن‌ها نیز دیگر سخنی نگفتند و متوجه جایگاه ایران و حساسیت نظام اسلامی نسبت به آنچه در کشورشان می‌گذرد؛ شدند و ایران عملاً با این کار پیام‌های لازم را به امارات و بحرین و امسال آن‌ها داد و همان‌طور که رهبرِ توحیدی آگاه به زمانه انقلاب اسلامی فرمودند جریان دفاعی که با حمله پیشگیرانه معنا پیدا می‌کند؛ در این صحنه تحقق یافت و قلب مولایمان صاحب الأمر و الزّمان «عجل‌الله‌تعالی‌فرجه» برای هر چه بیشتر به میدانِ ظهور آمدن امیدوارتر شدند. آری! «الیس الصبح بقریب؟» موفق باشید 

32321
متن پرسش

بسم الله الرحمن الرحیم. انسان در سیر زندگی خود مراحل و ادوار متفاوتی را طی می‌کند و هر بار وحدت خود را به نحوی می یابد؛ اما انسان آخرالزمان که مفتخر به درک سوره توحید شده وحدت را در ناب ترین توحیدش می نوشد. در این نحوه حضور دوگانگی دوگانه ها از اعتبار می افتند، دوگانه جسم و جان، ذهن و تن و حتی نظر و عمل. عمیق ترین توحید در این ساحت است ساحتی که علم عمل می شود، بی هیچ واسطی؛ ساحت عقل تکنیک. و البته این محقق نمی شود مگر با حضوری منتظرانه و شاید شاعرانه. بنی آدم در پی وحدت، گذرگاه های متفاوتی را از سر گذرانده، از وحدت های صوری که همراه با طرد یا غفلت از کثرت در ساحت عمل بوده، یعنی صرفا رد آنی که در وحدتش نمی گنجیده بدون هیچ توجیه معرفت شناختی، تا پذیرش کثرت در انحا متفاوت از جمله: دوگانه انگاری و پلورالیسم چه در نظر و چه در عمل. دکارت را می توان مسامحتا بنیان گذار پلورالیسم قلمداد کرد که جواهری متباین را به انسانی که محور عالمش کرده بود، القا کرد، کانت برای جمع این تکثر، غیرانسان را از اعتبار انداخت و وحدت انسانی را به عالم تحمیل کرد. آری او راست می گفت نباید در تاریکی ها عمر خود را تباه کرد، اما وحدتی عمیق تر آن است که هایدگر نشان داد، دا-زاین. در این وحدت چیزی به اعتبار تاریکی حذف نمی شود بلکه به نحوی منتظرانه آشکار می گردد؛ زیرا حقیقت تاب مستوری ندارد. بلی وجودی منتظرانه، منتظر بشر است، این است گمشده این انسان؛ که غفلت از آن، انسان را به وادی پراگماتیسم و عملگرایی می کشاند و انصراف از آن، انسان را در دام سهمگین متافیزیک زدگی و نیهیلیسم گرفتار می کند؛ زندگی ایی بی روح و مملو از شعارزدگی. انسان باید بپذیرد که می خواهد و می تواند به گستردگی عالم گسترش یابد و از این رو باید به این نحو وجود خود متعهد گردد تا عزمش جزم شود؛ عزمی که دانایی و توانایی بودنی این چنینی را به همراه دارد؛ بودنی آماده گر، مادرانه، شاعرانه یا منتظرانه. یا رب عقل تکنیک جز با وجودی شاعرانه، به بیان هایدگر، وجودی منتظرانه، به ادبیات عالم دینی و وجودی مادرانه در بیان عرفی حاصل نمی شود؛ و لازمه آن رسیدن به مقام خیال خلاق است. پر واضح است که منظور از شاعرانگی، وجه رمانتیک ماجرا، و خیالش خیال محصور به کارهای هنری نیست؛ زیرا این نحو وجود را در صنعت و در مواجهه با علم و تکنولوژی باید بیابیم. قاعدتا انتظاری هم که در وجود منتظرانه مدنظر است، منفعلانه و خیالش صرفا ابزاری برای تسکین و امید به آینده ای که خواهد آمد، نیست، زیرا در صحنه عمل دنبال می شود. این وجود نحوی مادرانگی ست که خیالش هنر مادری را به عالم نمایان می کند، هنری که در بطن زندگی ست نه حاشیه زندگی. در انتظار مادرانه وقتی وجودی در وجود مادر در حال خلقت است وجه تفویض ماجرا پررنگ است، گرچه رعایت تغذیه و بهداشت نقش مهمی دارد اما وجه واسپاری رویداد ملموس است. لیکن در عقل تکنیک باید به دنبال وجودی بود که این وجه آن چندان غلبه ندارد؛ گویی در این مواجهه باید مارمیت اذرمیت را تجربه کرد، که نه تفویض است و نه اختیار و هم تفویض است و هم اختیار. اما چگونه؟! آیا وادی تجربه این نحو وجود میز گفتگوست یا باید آن را در جای دیگر جستجو کرد؟ یا باید در جای دیگر چشید و در میز گفتگو به گفت آورد؟ یا باید میز گفتگویی از جنس این نحو وجود محقق کرد؟ یا... تمام ما انسان ها آناتی در زندگی خود تجربه کرده ایم که به نوعی نحو وجود مارمیت اذرمیت بوده، کاری انجام داده ایم اما می دانستیم که آن کار را ما انجام ندادیم اما به هر حال به دست ما انجام شده است. کسانی که روح کودکی در آنان قوت بیشتری دارد تجربه های این چنینی بیشتری را لمس کرده اند. اما در عقل تکنیک صرف تحقق گذرای این نحو وجود نیست که اهمیت دارد؛ در این مواجهه استقرار در این نحو وجود ست که طلب می شود. به بیانی دیگر چگونه می‌توان در کودکی خود بزرگ شد؟ چگونه می توان عالمی این چنینی محقق کرد و در آن مستقر شد؟ عالمی مادرانه که جز به ادراک کودکانه محقق نمی شود. این جاست که انقلاب و نقش زنان در تحقق آن معنا می یابد. آری باید عالم کودکی و مادرانگی را بار دیگر معنا کرد، عالمی فارق از جنسیت و نگاه فمینیستی. شاید از این وجه است که برخی از بانوان طلب و خواست هایی دارند که خود نیز از آن متعجبند. طلب حضور سر چاه نفت، بدون تمنای مرد شدن. شاید این طلب می گوید عالمی در حال تحقق است که با چاه نفت نیز نباید مردانه و سلطه گرانه برخورد کرد، بلکه باید مادرانه از چاه طلبید تا خلقتی دیگر محقق شود و تکنولوژی نه تحت سیطره گشتل که تحت ولایت عقل تکنیک ظهور یابد.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. در رابطه با آماده‌گری و روحیه مادرانه و شاعرانه و منتظرانه، باید عرض کنم ذات انسان اتفاقاً این چنین است و وقتی در خانه «وجود» سکنی گزیند آن گستردگی که در عالم نیاز دارد را در خود احساس می‌کند.

۲. در رابطه با میزی که باید این نوع گفتگوها در آن انجام گیرد، این بستگی به خود ما دارد که در آن میز چگونه حاضر شویم. آیا سعی می‌کنیم به عنوان حضور در تفرّج‌گاه وجود در صحنه حاضر شویم و خود را در معرض نفحات وجود قرار دهیم تا وجود در گفتِ ما به ظهور آید؟ و یا می‌خواهیم بیاموزیم و بیاموزانیم؟

۳. حضور در میدانی که در عین کودکی و حفظ روحیه ساده کودکی، بزرگ باشیم؛ بستگی دارد به خودآگاهی ما نسبت به این موضوع.

۴. آری! برای معناکردن عالم کودکی و مادرانگی باید به خودآگاهیِ تاریخی و نقشی که این نوع خودآگاهی می‌تواند ایفا کند؛ نظر کرد. کاری که خانم هاناآرنت به دنبال آن بود ولی مرحوم حاجیه خانم مرضیه دبّاغ به آن رسید. و زنان ما می‌توانند در آن حضور یابند، البته به شرطی که خانم مرضیه دبّاغ را درست ببینیم. بنده او را عارفِ سالکِ جلیل‌القدری می‌دانم.

 

32268

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام و عرض ادب خدمت شما استاد گرامی: من در یکی از سایت ها دنبال موضوع بودم عزیزی آدرس اینترنتی شما رو به من داد. امیدوارم مزاحمتون نشده باشم. استاد بزرگوار ببخشید که مزاحمتون شدم. بنده برای یکی از دوستان نیاز به یک موضوع خلاقانه، به روز، عالی و غیرتکراری برای نگارش رساله دکتری (پایان نامه) فلسفه میخوایم که در محدوده فلسفه و موسیقی باشه یعنی بیس اصلی کار ارتباط بین فلسفه و موسیقی شرح بده براساس اون حوزه ولی موضوعی که تا بحال هیچ کجا کار نشده باشه و خلاقانه باشه. ‌موضوعی که درخور رساله دکتری فلسفه باشه و ارزش کار کردن داشته باشه. لطفا اگر میشه محبت کنید در پیدا کردن موضوع کمکمون کنید و اگر امکانش هست یکی دوتا موضوع عالی و درجه یک بهمون معرفی کنید که در این مورد برای رساله دکتری خود نگارش کنیم استاد. محدوده موضوع در باب فلسفه و موسیقی باشه ولی خب با دیتیل بیشتر و مبتکرانه و غیرتکراری که تا حالا در هیچ مقاله ای کار نشده باشه ممنون محبتتون میشم استاد

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بسیار متأسفم که در این رابطه نمی‌توانم در خدمت رفقا باشم و اساساً در هیچ نوع پایان‌نامه‌ای حتی زمانی که استاد راهنما بودم، ورود نداشته‌ام. شاهد این موضوع را می‌توانید در جواب‌های شماره‌  23786 و 23904 بیابید. موفق باشید

32194
متن پرسش

با سلام و خسته نباشید خدمت استاد عزیز: اگر بخواهیم جایی دمکراسی در جمهوری اسلامی و حکومت های غربی را مقایسه کنید و نتیجه بگیریم آیا توانستیم دمکراسی لازم را در جمهوری اسلامی محقق کنیم یا نه غرب از ما در این مورد پیشی گرفته است. برای بهتر دیدن موضوع چه کتاب و بحثی را پیشنهاد می‌دهید؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! ما هنوز آن‌طور که باید و شاید در دموکراسی به معنای حقیقی آن که رعایت حقوق انسان‌ها را به عنوان شهروند بپذیریم؛ وارد نشده‌ایم و در ابتدای کار هستیم. منتها می‌خواهیم در تاریخ غرب وارد شویم که متأسفانه به جهت غفلت از امر قدسی نسبت به انسان و ابعاد متعالی انسان، گرفتاری‌های فراوانی پیش می‌آورد. این‌جا است که باید به انقلاب اسلامی به عنوان «جهان بین دو جهان» فکر کرد. موفق باشید

نمایش چاپی