باسمه تعالی: سلام علیکم: مقام فرشتگان اقتضاء میکند که در مقابل آدم به اعتبار خلیفة الله بودنش در زمین، چنین سخن و عکسالعملی را داشته باشند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: بالاخره عنایت داشته باشید که آن سؤالات در رابطه با مبانی حرکت جوهری که مخاطب آن سؤالات از آن آگاهی داشت در جواب شماره 31009 عرایضی شد. نکته جدیدی برای گفتن ندارم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: فراموش نکنید که آیندهای در پیش است و حضور در معارف عالیه موجب میشود که انسان در جهانی بس گشوده حاضر گردد. پیشنهاد ما آن است که با کتاب «با دعا در آغوش خدا» مدتی مأنوس باشید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: هر اندازه انسان قبل از آنکه بمیرد متذکر مرگ شود و احوالات آن را بشناسد، با روبهروشدن با مرگ، غافلگیر نمیشود و آن را میشناسد. به همین جهت به ما فرمودهاند: «موتوا قبل أن تموتوا». موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: همچنان تأکید بنده آن است که از خدا بخواهید در امر تقوا و رعایت ناب دستورات الهی موفقتان کند. دقت کنید که آیات الهی، مقصد حقیقی ما را در اعمال عبادی، تقوا میداند و میفرماید: «يَا أَيُّهَا النَّاسُ اعْبُدُوا رَبَّكُمُ الَّذِي خَلَقَكُمْ وَالَّذِينَ مِنْ قَبْلِكُمْ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ». موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: خوشخُلقی، خوشبینی، تواضع، صداقت، صلهی رحم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: إنشاءالله خیر باشد. به هر حال آیندهی ایمانی ما از طریق این نوع مباحث، آیندهی ایمانیِ سراسر نشاط و حضور خواهد بود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. هرکس نفس داشته باشد اعم از گیاه که نفس گیاهی دارد و یا حیوان که نفس حیوانی دارد و انسان که نفس انسانی دارد؛ همه دارای معاد هستند با خصوصیات خاص هر کدام. ۲. این مباحث، مفصلتر از آن هستند که در سؤال و جواب بگنجد و فکر نمیکنم حضور ذهن کافی برای این موضوع داشته باشم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: اختیار با شماست. إنشاءاللّه کارتان موجب رضایت الهی و دارای برکت کامل باشد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: ما نسبت به بیماری، وظایفی داریم و در حدّ توان خود نسبت به درمان آن اقدام میکنیم. ولی تقدیر الهی ممکن است چیز دیگری باشد، در آن صورت، هنرِ ایمانیِ ما به ما کمک میکند تا راضی به تقدیر الهی باشیم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در قیامت انسان بر اساس ارادهها و معرفتهای دنیاییاش جلو میرود. لذا اگر در دنیا اهل اُنس با خدا بود آنجا حجابهایی که مانع آن اُنس بود، مرتفع میشود. در این مورد خوب است به کتاب «معاد، جدّیترین زندگی» که روی سایت هست، رجوع فرمایید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده نکتهی خوبی است. وقتی متوجه شویم در این مثال، چگونه عالم ماده در سیر خود به ساحتِ غیر مادی منتقل میگردد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: نگاه توحیدی به امور و حاصلِ تجربه در کارهایی که با نگاه توحیدی جلو رفته است، منجر به علم دینی میشود حال چه آن علم، فلسفه باشد و چه جامعهشناسی و چه علوم تجربی. کتابی که مستقیماً در این رابطه بحث کرده باشد را نمیشناسم. هرچند معتقدم بالاخره برای تحقق تمدن اسلامی باید نسبت به علم دینی فکر کرد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: با طرح واقعیات عالم، ظرفیت حال و گذشتهی بشر جهت درستفهمیدن آیندهاش روشن میشود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: بحث آن بسیار مفصل است. پیشنهاد بنده دنبالکردن عرایضی است که در رابطه با سورهی آلعمران از ابتدا تا انتهای آن سوره شد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر میآید دنبالکردن مباحث «معرفت نفس» جهت تذکر به این امر، شروع خوبی باشد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: خوب است که به قسمت «کتابِ ایمان و کفر» از اصول کافی و روایات مربوط به آن قسمت رجوع شود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: رویهمرفته باید محاسبهی نفس داشت، هرکس به طریقی. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در این موارد باید بر اساس دستورات شرع الهی تصمیم بگیرید و یا با کسی که در شریعت و احکام آن غور کرده است، مشورت کنید. موفق باشید
با سلام و عرض ادب و احترام: مقام معظم رهبری تاکید زیادی دارند که «دانشجو باید سیاسی باشد» و در سخنرانیهای مختلف از دههها پیش تا کنون این موضوع را عنوان کردهاند. از جزئیات این دستور چند سوال از خدمتتان داشتم. اول اینکه برای دانشجویان رشتههای سخت و پرکار چطور میتوان تعادل را بین درس و تحقیق (که مطالبه دیگری رهبری از دانشجویان است) و سیاسیبودن برقرار کرد، درس تا کجا و سیاست تا کجا؟ دوم اینکه دقیقا چه مسیری را برای تحقق این هدف طی کنیم: از یک طرف باید ابتدا اصول را بشناسیم یعنی حداقلهایی از تفسیر قرآن و اندیشههای امام و رهبری بدانیم، از طرف دیگر این قضیه به هرحال زمان میبرد مگر اینکه همزمان با مطالعه، فعالیت و کنشگری هم داشته باشیم که البته ریسک بزرگی ست و ناقص دانستن از ندانستن خطرناکتر است. از طرف دیگر اخبار را هم باید دنبال کنیم و چون خودمان توان تحلیل سیاسی نداریم (مخصوصا اگر دانشجوی علوم انسانی نباشیم) باید تحلیلهای کانالهای انقلابی یا اشخاص شاخص را دنبال کنیم و به ناچار اعتماد کنیم و متاسفانه هرچه جلوتر میرویم و با مسائل و شبهات بیشتری مواجه میشویم، اختلافنظر بین گروههای انقلابی بیشتر میشود و همه نظر خودشان را صحیح میدانند و بعضا دیگران را محکوم میکنند. و ما به ناچار باید یکی از اینها را درست و بقیه را افراط و تفریط بدانيم بدون اینکه قبلا معیارهای شناخت حق را کامل آموخته باشیم. این سریعترین و شایعترین راه ممکن برای کنشگر شدن در موضوعات سیاسی ست اما بسیار بیبنیان و ناپخته و خطرناک است. اگر هم بخواهیم دنبال اصول برویم، زمان میگذرد. این دو مسیر تفاوت اساسی دیگری هم دارند و آن این است که راه اول ذهن انسان را متمرکز و اهل تفکر میکند ولی راه دوم، یعنی پیگیری مداوم اخبار از منابع متعدد و تحلیلهای گوناگون آنها، ذهن را آشفته و تنبل میکند و آخرش هم چیزی برایمان باقی نمیگذارد. جناب استاد لطف بفرمایید شیوه صحیح اطاعت از این دستور رهبری که «دانشجو باید سیاسی باشد» و حد اعتدال آن و چارچوبها و خط قرمزهایی که باید رعایت کنیم، بهخصوص برای دانشجویانی که حجم بالای دروس دانشگاهی، خودبهخود وقت زیادی از آنها میگیرد و با علوم انسانی و مقدمات کار هم چندان آشنا نیستند، بفرمایید. با سپاس فراوان
باسمه تعالی: سلام علیکم: به این فکر کنید که اصل حضور در این تاریخ با فهم جایگاهی که نسبت به جهان استکبار با مبنای توحیدی دارد؛ موضوع بزرگی است و به همین جهت هنر ما آن است نسبت به مسائل کلی نظام، ذیل رهبر معظم انقلاب حساسیتهای خود را سرزنده نگه داریم. بنا بر این نکته، کلیات حضور سیاسی را با رهنمودهای مقام معظم رهبری میتوان حفظ کرد ولی همانطور که به خوبی مطلعید با معارف عالیه مثل قرآن و روایات و حکمت صدرایی، عمق حضور خود را در این جهان ذیل امام و رهبری بهتر میتوان نهادینه کرد و اندازه حرکات سیاسی افراد را که در عین حال ذیل رهبری و انقلاب هستند برای خود مشخص نمود. موفق باشید
سلام بر استاد عزیز: این تفکر و نوشتار درسته به نظرتون راجع به جبر خلقت و سعادت مندی و شقاوت فرد از طرف پدر و مادر؟ هدایت در مقام تشریع نیست هر چند شریعت از روی اعمال معصوم پایه گذاری و به صورت تئوری در اختیار ماست ولی این اعمال شریعت ذاتی است که تکوینا در برخی از بشر قرار داده شده بشری که از بدو تولد در محیطی شیعه با افکاری غیر از مدل فکری عامه مردم و قطعا با کسب حلال پدرانه که نیازی به «فالینظر الانسان الی طعامه» پیدا نکند که انسان کودک قابلیت فکری و عملی این نگاه به طعام را نخواهد داشت. از طرفی مدل بسته فکری خانواده شیعه که کودکی را پرورش میدهد، باعث این هدایت تکوینی از سمت ربش خواهد بود. و مذهب شیعه که از سلب پدر و مادری پاکیزه به فرزندی خوش شانس ارث برسد و رشد او را با غذای پاک در جسم و غذای پاک در تربیت مخلوط کند همان فرد فرزند است که هدایت خواهد شد و به مقصود خلقت خواهد رسید. این هدایت تکوینی است در آغاز خلقت هر فرد از بشر، همانطور که ذکریا وعده گرفت به یحیی «نُبَشِّرُكَ بِغُلَامٍ اسْمُهُ يَحْيَى» و نطفه هر پیامبر و معصومی منعقد شد به سلب پیامبری چرا اینها را باید فهمید چون افتخار به دین به مذهب به خوبی به پاکی ریشه در بسیاری از تکوین و جبر دارد و این افتخار و خود ستایی در مذهب و شیعه اگر در شخصی از شیعه باشد غرور و توهمی بیش نیست شیعه امروز بعد از ۱۴۰۰ سال شیعه مقتدری است که با حکومتی تحت عنوان تنها یک روایت فی زمان غیبتنا به ولی فقیه مراجعه میکند و هر چند کتابها در مورد ولی فقیه و حتی اصل و فرع آن نظریه پردازی شده و به امضای بزرگانی رسیده ولی حقیقت تاریخ منزوی بودن شیعه را در تمام طول این عمر عام ۱۴۰۰ ساله و خاص ۲۵۰ ساله معصومین اثبات میکند تا جایی که در تاریخ، در کتابهای قطور تاریخی و سرگذشت مسلمین بار اندکی از متون متعلق به فرهنگ امامت شیعه است حتی هر ۴۳ فرقه شیعه از زیدیه تا اسماعیلیه و واقفیه امام کاظم و ما جعفری های امام صادق علیه السلام همه و همه گوشه باریکی از این تاریخ مسلمین را به خود اختصاص داده ایم رفتار سنت الهی در مورد تمام امویان و عباسیان و مردم دورانی که تحت این حکومتها مسلمانی کرده اند آیا ارتداد و ناحق بودن است؟ در فضایی که فرزندی در جامعه عباسیان متولد شده و بنابر جو حاکم زمان خود خلیفه را باعث حتی گردش ماه و خورشید میدانسته آیا مسلمان نیست و اشعری بودن و تفویضی بودنش حکم کفر دارد؟ قطعا اینطور نیست که این سنت و مدل حکومتی تا لحظه تکیه بر کعبه به همین منوال حداقلی شیعه خواهد گذشت باقی ادیان، تمامی فرق شیعه و سنی قطعا، که دین را از مادر به ارث برده اند تا زمانی که امامی از شیعه با تکیه بر کعبه به این بقیه الله نرسیده باشد بر حق خواهند بود و مسلمان زاده مسلمان است چه سنی چه شیعه چه افغان چه ایرانی.
باسمه تعالی: سلام علیکم: موضوعی که میفرمایید بسیار عمیقتر از آن است که در محدوده یک سؤال و جواب بحث شود. کتابهای خوبی در این مورد نوشته شده که از جمله آنها بحث کتاب «شیعه» جناب پروفسور هانری کربن است و موضوع «حکومت در حکومت» شیعیان در طول تاریخ. و عملاً حاکمان دوران، ظاهرِ حکومت را در اختیار داشتند و به همین جهت ملاحظه میکنید که عموماً آنها کمر به قتل ائمه «علیهمالسلام» میبستند. در مورد اینکه اجتماع در تربیت انسان نقش دارد، باید متوجه شد بحثِ «ما فی الشرایط» غیر از بحث «ما فی الانسان» است که حضرت آیت الله حائری شیرازی در کتاب شریف «تعلیم و تربیت اسلامی» بهخوبی مطرح میکنند. بدین معنا که آنچه بالاخره مبنای انتخابِ اصیل انسان است «مافی الانسان» یا فطرت او است و به همین جهت حضرت موسی «علیهالسلام» در عین آنکه در دربار فرعون رشد میکند، ولی فطرت الهیِ ایشان، شخصیتشان را شکل میدهد. و برعکسِ آن فرزند حضرت نوح «علیهالسلام» است. به هر حال مسئله را باید با دقت مورد ارزیابی قرار داد. موفق باشید
به نام حق سلام آقا وقتتون بخیر: ببخشید که مزاحم می شم خوابی دیدم خیلی صبر کردم تا خودم متوجه بشم ولی نتونستم به نتیجه برسم بنده تو روستا زندگی می کنم یه کسب و کار کوچکی تو خونه دارم (جوجه کشی) پیش خودم فکر کردم که این کار من بی خوده وقتی خدا نفقه ی من رو به عهده ی همسرم گذاشته چرا باید تلاش بی خود بکنم و با دقت تو زندگی بقیه به این نتیجه رسیدم که روزی به تلاش زیاد ما بستگی نداره، همین ۲۷ متری که از خونه ی نیمه کاره مون آماده کردیم و با سه تا فرزند توش زندگی می کنیم و همین لباس و غذا روزی ماست وهر چقدر تلاش کنیم تا خدا نخواد نتیجه عوض نمی شه (این فکر من درسته؟) تصمیم گرفتم که این کارمو تعطیل کنم تا دل مشغولی که مزاحم سیر و سلوک باشه نداشته باشم. همون شب خواب دیدم جلوی یک پنجره یک مداح هست مداح به خاطر من دو بیت شعر برای امام حسین خوند و عده ای پیدا شدن و با شور عجیبی شروع به سینه زنی کردن شعرش خیلی عالی بود ولی حتی یک کلمه یادم نموند، دیدم قاشق قدیمی سفید رنگی جلوی پنجره پیدا شد و بهم الهام شد که این رو امام زمان برام فرستاده وقتی برش داشتم تبدیل به یه قاشق امروزی شد زیارتش می کردم دیدم یه روباه که مثل سگ ها رفتار می کنه و مال منه پیدا شد و می خواد قاشق رو ازم بگیره چیزی می انداختم دور می رفت دنبالش و دوباره برمی گشت و تلاش می کرد قاشق رو ازم بگیره من هم قاشق رو بغل کرده بودم که آب دهان اون بهش نخوره هم ازش می ترسیدم هم باهاش انس داشتم در تمام مدت هم یه آقایی کنارم نشسته بود و با لبخند نگاهم می کرد ولی صورتش رو نمی دیدم و اصلا متوجه حضورش کنارم نبودم بازم تو خواب روباه دیدم ولی این بار باهاش درگیر شدم و زخمی ام کرد اما آخرش من زدم و بی هوشش کردم حالا چیکار کنم آقا کارمو تعطیل کنم؟ کتاب مقالات رو تهیه کردم و شرحتون رو شروع کردم جلد اول کتاب خیلی آدم رو می ترسونه که نکنه بین راه گمراه بشم و به ضلالت بیفتم؟ بعد آقا اینکه در مقابل افکار شما تسلیم محض بودن ایراد داره؟ بعضی نظرات من با شما متفاوته ولی من به خودم میگم حتماً نظر استاد درسته حتی اگه با عقلم جور درنیاد هم می گم عقل من ناقصه سواد قرآن و روایت درست و حسابی هم که ندارم ولی میگم حتماً نظر شما مطابق قرآن و روایت هست، وقتی تو سوالات می بینم کسی با لحن توهین آمیز برای شما نوشته گریه ام می گیره ولی وقتی جواب متین و توأم با ادب و آرامش شما رو می بینم افتخار می کنم، اینکه کلاً تسلیم نظر و فکر و استنباط شما بودن درسته؟ ببخشید طولانی شد ولی دیگه از سردرگمی خسته شدم خواهش می کنم برام دعا کنید ممنون.
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. البته مستحضرید که بنده علم تعبیر خواب ندارم ولی به نظر میآید بتوانید بین آن دو فعالیت یعنی فعالیتهای اجتماعی و حضور در معارف و انقلاب اسلامی ذیل مقام معظم رهبری را با آن نوع فعالیت اقتصادی جمع کنید. مگر از تواناییهای انسان این زمان غافلید؟ انسانی که به جهت روحیه توحیدیاش کاری او را از کاری باز نمیدارد. ۲. در هر حال باید در مواجهه با مباحث بنده و امثال بنده همواره عقل انسان در صحنه باشد و چه اشکال دارد که احساس کنید در مواردی نگاهتان با موضوعاتی که بنده مطرح کردهام؛ متفاوت باشد، و همین امر موجب تفکر بیشتر و بیشتر میشود. موفق باشید
با عرض سلام وادب: ببخشید که مزاحم وقت شریف تان شدم. سوالی ذهن مرا به شدت به خود مشغول کرده است. من از کودکی علاقه شدیدی به امام زمان ارواحنا فداء داشتم و اکنون که ۳۷ سال دارم این علاقه به مراتب با تمام وجود شدیدتر هم شده است به حدی که در زندگی چیزی جز وجود مقدس امام برای من مهم نیست. فقط مشکل اصلی من این که علاقه من به امام زمان ارواحنا فداء بیشتر از خداست به طوری که ساعاتی که با خدا هستم با ساعاتی که با امام زمان ارواحنا له فدا هستم با هم فرق زیادی دارد. ترسم از اینکه محبت زیاد من به ایشان مانند قضیه حضرت یعقوب علیه السلام بشود که محبت شدید ایشان به حضرت یوسف علیه السلام باعث سالها دوری از فرزندشان شد. آیا محبت به امام عصر ارواحنا فداء حد و اندازه مشخص باید داشته باشد یا چون محبت ایشان در طول محبت خداست اگر به ایشان تعلق شدید داشته باشی این تعلق خدایی است؟ با تشکر از راهنمایی ها شما _التماس دعا
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! آن حضرت مظهر نور کامل خداونداند و علاقه به آن حضرت، عین علاقه به حضرت معبود است و رهبر معظم انقلاب مظهر نور آن حضرت میباشند. مهم آن است که متوجه باشیم: «دیدهای خواهم که باشد شه شناس / تا شناسد شاه را در هر لباس». موفق باشید
سلام خدمت استاد: چه میشود که طلب ها تغییر میکند؟ برای مثال چگونه فردی که در مسیر مبانی معرفتی در حال حرکت است و به قول خودمان سیروسلوک میکند به فردی تبدیل میشود که دچار امیال دنیوی شده و دچار دنیا زندگی میشود.
باسمه تعالی: سلام علیکم: بالاخره به گفته جناب مولوی: «ای بردار عقل یک دم با خود آر / دم به دم در تو خزان است و بهار». انسان باید بتواند در خزانِ روح خود، خود را حفظ کند و منتظر حضوری باشد بالاتر از حضور گذشته. ولی متأسفانه بعضیها چون در خزانِ روح خود قرار میگیرند این گونه عمل نمی کنند. به سخن جناب مولوی در دیوان شمس نظر کنید و رازِ ریزشهای از انقلاب اسلامی را در عین بیصبری نسبت به دولت آقای رئیسی که تازه کار را شروع کرده است، بیابید که چگونه قصه بعضی چنین است:
اندک اندک روي سرخش زرد شد
اندک اندک خشک شد چشم ترش
وسوسه و انديشه بر وي در گشاد
راند عشق لاابالي از درش
اندک اندک شاخ و برگش خشک گشت
چون بريده شد رگ بيخ آورش
اندک اندک ديو شد لاحول گو
سست شد در عاشقي بال و پرش
عشق داد و دل بر اين عالم نهاد
در برش زين پس نيايد دلبرش
خواجه مي گريد که ماند از قافله
ليک مي خندد خر اندر آخرش
عشق را بگذاشت و دم خر گرفت
لاجرم سرگين خر شد عنبرش
ملک را بگذاشت و بر سرگين نشست
لاجرم شد خرمگس سرلشکرش
خرمگس آن وسوسه ست و آن خيال
که همي خارش دهد همچون گرش
موفق باشید
سلام علیکم استاد عزیز: بنده دو ماه پیش پدرم را از دست دادم و امروز یکی از دوستان به من تلفنی گفت که دیشب خواب پدرت را دیدم که پا نداشت و در گوشه اتاقی بی حال با دست خودش را میکشید و من به تو میگفتم بیا بلندش کنیم ولی تو میگفتی نه اون خودش اینطور دوست داره و روی تو هم سیاه و ژولیده بود. میخواستم ببینم تعبیر این خواب چیه و حال پدرم اونطرف چطوره و براش باید چکار کنیم تا حالش اونطرف خوب بشه؟ و ما برای خودمان و پدرمان چکار میتوانیم بکنیم ؟ ( متن سوال رو میتونید در صورت صلاحدید انتشار ندهید)
باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده علم تعبیر خواب ندارم ولی آن شخص برای خودش خواب دیده است، چه ربطی به شما دارد؟! هیچ وظیفهای برای شما در این موارد نیست. البته از دادن صدقه جهت شادی روح آن مرحوم غفلت نشود. موفق باشید
