بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
33130

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

بسمه تعالی. باعرض سلام: استاد در بحث ارتباطات علمی با نامحرم، زنان دغدغه مند بسیاری دچار سردرگمی هستند واغلب دچار تعارض و وسواس می‌گردند. با توجه به اینکه زمانه زمانه قدیم نیست و مقتضیات خاصی پیدا کرده و زن امروز نمی‌تواند درچهارچوب رفتار زن قدیم خود را معنا کند. از علمای اخلاق سوال می شود ایشان توصیه به ترک همکاری با نامحرم را دارند. خواستم نظر جنابعالی را بدانم. با تشکر و آرزوی توفیقات روزافزون

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: چند سال پیش دختر حضرت امام خمینی (ره) در پایگاه خبری «رجا نیوز» صحبتی داشتند و در آن جا ‌فرمودند حضرت امام در مورد مسائل انقلاب و نشست با مردها، هیچگونه سخت‌گیری نمی‌کردند. ولی اگر یک تماس بیجا حتی سلام بیجا به نامحرم صورت می‌دادیم، سخت‌گیری می‌کردند. موفق باشید

32545

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام بر شما: ببخشید سوال دارم در رابطه با گیاه خواری! غرب نگاه شیيء انگارانه نسبت به حیوانات دارد و از دیدگاه انسان محوری با آنها برخورد می‌کند و همه جوره از طبیعت و مخصوصا حیوانات در خدمت خودش استفاده می کند و از آنها بهره می برد بدون توجه به عواقب کارش. حال این نکته را می‌خواستم بگویم که خودِ غرب، مقوله گیاه خواری (vegetarian) را مطرح می کند و انسان را به نخوردن گوشت و حتی استفاده نکردن از هر آنچه که از حیوان بدست می آید (در مکتب وگانیسم) دعوت می کند. برای این دعوت هم دلایل خودش را دارد: مثلا حفاظت از محیط زیست جلوگیری از گرمایش جهانی و از این قبیل دلایل که واقعا هم درست هستند. حال برخورد ما نسبت به این رفتار پارادوکسیکال چگونه باید باشد؟ از یک طرف طرز اندیشه شان می‌گوید هر گونه که از طبیعت می‌خواهی استفاده کن از یکسو می‌گوید از حیوانات مصرف نکن تا به طبیعت آسیب نرسانی!! با تشکر و آرزوی شدت در وجودتان

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: وقتی انسان با نگاه خالق هستی و خالق موجودات به عالَم ننگرد، همان می‌شود که به گفته خودتان در فرهنگ غربی به‌وجود آمد. ولی با نگاه قرآنی این خداوند است که جایگاه هر چیزی را تعیین می‌کند تا آن‌جایی که ما می‌فهمیم اجازه داریم مثلاً گوسفند و گاو و شتر را ذبح کنیم تا بنا به گفته جناب صدرالمتألهین آن‌ها خود را در انسانیت انسان‌ها ادامه دهند؛ ولی سایر حیوانات را نقش دیگری در عالَم هست و لذا اجازه ذبح آن‌ها را نداریم. موفق باشید

32484

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با عرض سلام و ادب: جناب استاد برای کسی که تصمیم دارد سیر مطالعاتی آثار شهید مطهری و نیز تفسیر المیزان را مطالعه کند (مطالعه دقیق و اصولی)، از نظر جنابعالی ابتدا کدام یک را پیش ببرد؟ مطالعه کتابهای از برهان تا عرفان و ده نکته در معرفت نفس برای فهم دقیق المیزان کفایت می‌کند یا کتابهای دیگری هم (از کتابهای خودتان مخصوصا) پیشنهاد می‌کنید که قبل از المیزان بخوانیم؟ و سوال آخر اینکه برای آثار شهید مطهری اگر ترتیب خاصی مد نظر جنابعالی هست لطفا راهنمایی بفرمایید. با سپاس فراوان از شما.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. به نظر بنده واقعاً حیف است که ما با جدیّت تمام و همّت بلند، گذری نه چندان طولانی بر کتاب‌های آن دانشمند فرهیخته و دلسوز و متعهد نداشته باشیم. ۲. بعد از آن یا در کنار آن می‌توان به تفسیر قیّم المیزان رجوع کرد. پیشنهاد می‌شود در این رابطه ابتدا سری به جزوه «جایگاه تفسیر المیزان و روش استفاده از آن» بزنید و سپس اگر صوت چند سوره روم و عنکبوت و زمر را دنبال بفرمایید و بعداً به تفسیر رجوع کنید بهتر است. آری! آن مقدمات که می‌فرمایید کافی است. موفق باشید

32476
متن پرسش

سلام علیکم: ضمن تقدیر و تشکر از تفاسیر و مباحث معرفتی. آیا مبدأ اراده در همه انسانها یکسان است یا بستگی به عین ثابت و شاکله وجودی هرکس اراده و انتخاب خاص خودش را دارد که با توجه به آن اسمائی که در علم الهی از آن تشکیل شده در این دنیا هم عمل می‌کند؟ ممنون

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر بپذیریم «امکان»، ذاتیِ انسان است و انسان به جهت ابعاد مختلفی که دارد در مقابل امکانات مختلف، یکی را باید انتخاب کند، پس «انتخاب»، ذاتیِ انسان است یعنی مبدأ اراده، ذاتیِ انسان می‌باشد و در این رابطه انسان هرطور می‌خواهد خود را انتخاب می‌کند و ادامه می‌دهد و هر لحظه نیز می‌تواند خود را در شخصیت دیگری با انتخاب خود حاضر کند. موفق باشید     

32374

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام پسری جوان هستم: اخلاقم به شدت تند است و همه را عاصی کرده، اول از همه خودم. دلم البته اندکی مهربانتر از مزاجم است، و این تندی خیلی عذابم می‌دهد. علاقه مند به مباحث معنوی هستم و برخی آثار حضرتعالی را نیز خوانده ام. اما با این خلق تند چگونه می‌شود منتظر شکافتن حجابهای ظلمانی نفس و دستیابی به نور غیب شد؟ شما را به خدا راهکاری بدهید. هم برای خودم و این که بتوانم ان شاء الله پس از رهایی خودم از این باتلاق ظلمانی، برخی دیگر را که مثل خودم درگیر این مشکلند نجات دهم. ممنونم

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌که بحمدلله متوجه این نوع ضعف‌ها در خودتان شده‌اید حکایت از آن دارد که حضرت ربّ العالمین متوجه شما هست و فرشتگان او شما را نسبت به چنین ضعف‌هایی متذکر می‌شوند. پیشنهاد می‌شود با حوصله کتاب «فرزندم؛ این‌چنین باید بود» را بنوشید. موفق باشید

32076

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام: من نقاشی کردن رو دوست دارم ولی نمی خوام عقلم رو از دست بدم نمیشه هر دو تا رو با هم داشت؟ یا این نقاشی باید تبدیل به چیز دیگه ایی بشه؟ مثلا شعر؟ من نمیخوام خیالم رها باشه ولی هنر اون رو تغذیه میکنه پس چرا نمی تونم ازش بگذرم؟ چرا درمن استعداد های متناقضی هست که هر کدوم هم رو نقض میکنن ولی نمی تونم هیچکدوم رو رها کنم یا فدای دیگری کنم؟ چرا دیگران انتخاب راحتری دارن؟! آیا این یک امتحانه یا همشون میتونن کاربردی بشن؟ من دوست دارم یک فرد علمی باشم اما نمی تونم از فکر نقاشی دربیام! آیا این یکی از مراحل سلوکه؟ این مساله همیشه من رو سرگردان می کرد گاهی عکاسی، خوشنویسی، نویسندگی و نقاشی، گاهی المپیاد و علوم دیگه والبته علاقه به مطالب دینی یه جورایی همه کاره و هیچکاره، میدونم باید شخصیتم توحیدی بشه ولی انگار صبر اون رو هم ندارم، چه کنم استاد؟!

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در هنر نقاشی و شعر و هر هنری می‌توان افق‌هایی را به ظهور آورد که ابعاد گمشده انسان‌ها است و در همین رابطه بحث تخیّلِ خلاّق امر مهمی است. سعی می شود جزوه آن روی سایت قرار گیرد. بحث  جهان_گمشده_در_عالم_خیال  در کانال اشارت در تلگرام موجود است https://t.me/esharat موفق باشید

32020

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام و عرض ادب: بنده دانشجوی ارشد هستم و موضوع پایان نامه ام، تبیین بعد عاطفی دعای عرفه است. با توجه به اینکه این دعا شرح های زیادی نداره و اکثرا بعد سیاسی و عبادی دعا بررسی شده، میشه اگر کتاب، سخنرانی و منبعی در این زمینه سراغ دارید معرفی کنید؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حضور ذهن ندارم. ولی آخر کتاب «آن‌گاه که فعالیت‌های فرهنگی پوچ می‌شود» قسمتی از فراز دوم آن دعا شرح داده شده است. موفق باشید

31950

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با عرض سلام و ادب: استاد گرامی سوال بنده در مورد اختیار انسان و تقدیر الهی است. به نظر من تقدیر انسان را خدا نوشته و چینش شده و طبق آن پیش می‌رود و اصلا قابل تغییر نیست. چرا امام علی علیه السلام می‌دانستند که در محراب ضربت می‌خورند ولی باز به مسجد رفتند چون مقدر این بود که در فلان زمان و فلان مکان امام شهید شوند. زمان ظهور و یاران امام زمان ارواحنا له الفداء و وقوع قیامت همگی در چینش خدا کاملاً مشخص است قابل تغییر نیست. در کل وقایع عالم تا قیامت چینش شده و قابل تغییر نیست. پس سرنوشت زندگی هر انسانی هم معین شده و قابل تغییر نیست. چگونه انسان رویای صادقه می بیند چند روز بعد محقق می‌شود چون در تقدیر و برنامه الهی از قبل چیده شده که چه اتفاقاتی در زندگی هر انسانی پیش بیاد. در نتیجه اختیاری وجود ندارد همه چیز طبق برنامه الهی پیش می رود. مدیر عالم خداوند متعال حتما برای کل عالم برنامه دارد و طبق آن پیش خواهد رفت. در مورد انسان هم همینطور برنامه دارد. در اصل هر انسانی مادرزاد بهشتی یا جهنمی خلق شده است و نمی شود تغییر داد. ما باید فقط زندگی کنیم و منتظر مقدرات الهی باشیم. در واقع من مسئله لا جبر و لا تفویض با امر بین الامرین را قبول ندارم. بلکه انسان بخواهد یا نخواهد بهشتی یا جهنمی خلق می‌شود طبق برنامه الهی. مگر می‌شود خداوند عالم جهان و زندگی انسان را بدون چینش پیش ببرد و حوادث اتفاقی پیش بیاد و مطابق برنامه نباشد. حتی جایگاه دعا هم در این عالم به این صورت است که خود دعا هم جزء مقدرات الهی است یعنی تقدیر ما این بود که کار ما با دعا حل شود واگر مقدر نباشد با دعا هم مشکل انسان حل نخواهد شد. مثلاً کسی که در تقدیرش بچه دار شدن نباشد اگر هزار بار دعا کند و دکتر و درمان برود بچه دار نخواهد شد چون خدا نخواسته و برای او در برنامه الهی چینش نشده است. استاد گرامی می‌خواستم بدانم کجای این نوع تفکر من غلط است چون ذهنم را خیلی مشغول کرده است. بسیار تشکر از لطف شما. عذر می‌خواهم که وقتتان را گرفتم.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر می‌آید اگر جزوه «جبر و اختیار» که در سایت هست را مطالعه فرمایید بهتر می‌توانید سؤالات خود را مطرح کنید. زیرا می‌توان بین تقدیر و اختیار جمع کرد. https://lobolmizan.ir/leaflet/181 موفق باشید

31687

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم با سلام و عرض خسته نباشید خدمت شما استاد گرانقدر با توجه به سؤال 31662 و پاسخ جنابعالی: ما نباید دولت سیزدهم را مورد انتقاد قرار دهیم؟! آیا این درست است که به بهانه اعتماد به جناب آقای رئیسی مقابل کج روی ها سکوت کنیم؟! با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آموزه‌های دینی به ما فرموده‌اند تا آن‌جا که ممکن است به افراد اعتماد کنید مگر آن‌که عکس آن ثابت شود. موفق باشید

31660
متن پرسش
سلام خدمت استاد گرانقدر: مطلبی که در رسانه ها منتشر میشه می خواستم از نظر و دیدگاه شما تا جایی که مقدور است در این مورد مطلع شوم ‍اشتباه محاسباتی امام جمعه لواسان چه بود؟ مهدی نصیری برکناری امام جمعه لواسان باعث شگفتی عده ای خصوصا جوانان عدالتخواه شد، هر چند این گونه اخبار، دیگر برای اقشار وسیعی از مردم، شگفت آور نیست، چرا که به درستی دریافته اند که این تناقض‌ها و عملکردهای عاری از منطق، در بسیاری از نهادهای جمهوری اسلامی به قاعده تبدیل شده است. مردم دیگر اصلا تعجب نمی کنند که چطور با برخی امامان جمعه متنفذ که گاه و بیگاه با طرح مطالبی، موجب وهن دین و نظام می شوند و موجی رسانه ای ایجاد می کنند برخوردی صورت نمی گیرد اما امام جمعه ای که به وظیفه امر به معروف و نهی از منکر خود درباره مفسدان اقتصادی در حوزه امامت جمعه خود عمل کرده است، کنار گذاشته می شود تا مایه عبرت امامان جمعه دیگر شود و آنها حد و مرز خود را بشناسند. به خاطر می آورم که در اوایل دهه هشتاد یکی از جوانان دانشجوی عدالتخواه به سراغ من که در دهه هفتاد در نشریه صبح به طور جدی و پیگیر به مفاسد و تخلفات اقتصادی می پرداختم، آمد و از من خواست که به او در مورد فعالیت‌های عدالتخواهانه مشورت بدهم اما او در کمال تعجب با مخالفت صریح من مواجه شد. به او گفته بودم هرگز ورود به این عرصه را به شما و هیچ جوان دیگر توصیه نمی کنم چرا که در این مسیر با ناکامی ها و تناقضهایی مواجه می شوید که شما را نسبت به نظام و حکومت دینی مساله دار خواهد کرد بدون آن که به نتایج ملموسی برسید. اگر امام جمعه لواسان هم با من مشورت می کرد، انتهای این مسیر را به او می گفتم و برای او توضیح می دادم که نظام، عزم، اراده و جدیت لازم و کافی را در امر عدالتخواهی و مبارزه با مفسدان کلان و متنفذ اقتصادی از سال ۷۰ به این سو که زاویه فساد و رانت‌خواری و بریز و بپاش کم کم باز شد، نداشته و اگر شعارها و رهنمودهایی در باب عدالت و مبارزه با مفاسد مطرح می شود بخش مهم آن ناظر به درست کردن ویترین نظام است و نه مبارزه قاطع و فراجناحی با فساد. یکی از عوامل این تعلل و کوتاهی و ناتوانی نظام در برخورد با فساد گسترده اقتصادی که ایران را در یکی از بالاترین رتبه های جهانی فساد قرار داده، آلوده بودن افرادی از هر دو جناح در سه دهه اخیر بوده که باعث توافق نانوشته ای بین آنان در کوتاه آمدن در مبارزه بوده است اگر چه در یک دهه و نیم اخیر پای برخی افراد وابسته به نهادهای انقلابی و انتصابی به این گرداب هائل باز شده و دورنمای مبارزه بدون تبعیض با فساد را بیش از پیش تاریک کرده است. در چنین شرایطی طبیعی است که نهادهای بالادستیِ مسئول، به هیچ کس اجازه فراتر رفتن از یک چارچوب و حد و مرز مشخصی را در عرصه عدالتخواهی و فسادستیزی ندهند و راه او را با عزل یا تهدید و یا حتی محاکمه به ادله ای عجیب مثلا وجود یک کامنت توهین آمیز در پای نوشته یک عدالتخواه، سد کنند. بنا بر این لازم است همه افراد به خصوص جوانان آرمانخواهی که سودای عدالتخواهی و مبارزه با فساد مالی و اقتصادی را در جمهوری اسلامی دارند بدانند که باید باده این دو آرمان را به اندازه ای بنوشند که موجب حساسیت، رنجش و احساس خطر بالادستی ها نشده و عمدتا مایه ویترین آرایی نظام باشند و الا بهتر است از چنین اندیشه و آرمانی دست بکشند و به دین و دنیای خود بپردازند. به قول حافظ شیرین سخن: صوفی ار باده به اندازه خورد نوشش باد ور نه اندیشه این کار فراموشش باد!
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. به نظر بنده نباید به راحتی از شخصیت حاج آقا علی‌اکبری و اعتمادی که به ایشان باید داشت در مورد تصمیمی که گرفته شده؛ عبور کرد. ۲. موضوع عدالتخواهی باید در بستری بس عمیق‌تر انجام گیرد تا سنت‌های اصیل پایه‌گذاری شود به همان معنایی که نباید برای آبادکردن دهی، شهری را خراب کرد. تجربه‌ي سال‌های گذشته بنده آن است که با عمق‌دادن به روحیه جامعه و گشوده‌شدن جهان معنوی در کنار جهان مادی به آن نوع عدالت‌خواهی که مورد نظر اسلام است می‌توان رسید. ۳. روح نظام به سوی حضور در وجدان عمومی مردم است و هرچه بیشتر حساسیت‌ها را در کیفی‌کردن زندگی‌ها قرار دهیم، خود به خود حقارت طلب دنیا بیشتر روشن می‌شود و این، کار اساسی است و البته آری! باید قوانین طوری باشد که اهل دنیا نتوانند از آن استفاده کنند. ای کاش امام جمعه محترم لواسان با حکمت بیشتری کارهای عدالت‌خواهی را جلو می‌بردند. عنایت داشته باشید که حرکت عدالت‌خواهانه اگر با عمق معرفتی و توجه به نظام تکوینیِ عالم انجام نشود، آن‌چنان سطحی می‌گردد که جریان عدالت‌خواهی را در مقابل کلیّت نظام می‌برد. موفق باشید 

30998

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و احترام و ضمن تشکر فراوان از خدای بزرگ بابت نعمت وجود شما استاد گرامی که هم توانمند هستید و هم به مباحث روز اشراف دارید. خدا به شما جزای خیر عطا فرماید. التماس دعا داریم. استاد گرامی در مورد صحبت‌های اخیر جناب آقای علم الهدی امام جمعه مشهد مقدس در مورد اینکه زوجهایی که از بارداری جلوگیری می‌کنند دچار فحشای باطنی هستند و یا اینکه نباید در خانه همسران اسم کوچک یکدیگر را صدا بزنند و حرفهایی از این جنس، چیست؟ ممنونم
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: البته اگر واقعاً این سخنان را گفته باشند، نوعی افراط در آن است. ولی تا خودتان صوت ایشان را نشنیده باشید، به راحتی نپذیرید. موفق باشید

30815

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: دانشجو معلم هستم در رشته الهیات خودتان از اهمیت رشته مطلعید ۱. برای ارتباط صحیح با دانش آموز (اگر روانشناسی اسلامی علاجش هست یا چیز دیگر) اگر می‌شود کتاب یا سخنرانی معرفی کنید. ۲. کتاب یا سخنرانی برای دانستن و انجام صحیح وظیفه معلمی دینی. متشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: پیشنهاد می‌شود سری به کتاب‌های «جوان و انتخاب بزرگ» و «آشتی با خدا» و «چه نیاز به نبی» که روی سایت هست بزنید.

http://lobolmizan.ir/book/1382 آدرس کتاب «چه نیاز به نبی»

http://lobolmizan.ir/book/1187/ آدرس کتاب «آشتی با خدا»

http://lobolmizan.ir/book/1188/ آدرس کتاب «جوان و انتخاب بزرگ»

این موضوعات، موضوعاتی است که عموماً دانش‌آموزان آماده ارتباط برقرارکردن با آن‌ها می‌باشند. موفق باشید

30654

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام وقت بخیر: أَ لَمْ تَرَ إِلَي الَّذينَ يُزَکُّونَ أَنْفُسَهُمْ بَلِ اللَّهُ يُزَکِّي مَنْ يَشاءُ وَ لا يُظْلَمُونَ فَتيلاً معنی این آیه کریمه رو می خواستم به چند تفسیر مراجعه کردم --المیزان-------------- مگر کسانی که خود را به پاکی می ستایند نمی بینی، بلکه خدا هر کس را بخواهد پاک و تزکیه می کند و به هیچ یک از مردم حتی به اندازه دانه خردلی ستم نمی شوند)، (زکات) نموی است که از ناحیه برکت خدای متعال حاصل می‌شود و تزکیه نمودن انسان در مورد نفس خودش به دو وجه می باشد، یکی به عمل است، که بسیار پسندیده است و یکی دیگر تزکیه به زبان است که شخصی خودش را ستایش کند و این امری مذموم و ناپسند می باشد خدا هر کس را بخواهد تزکیه می کند و به مجرد ادعا نیست، چون اگر انسان به فضایل نفسانی آراسته گردد، همانا به فضل و یاری خدا به این مرحله رسیده، اما اگر برای نفس خود استغناء و استقلال قائل شود، همانا به خدا شرک ورزیده و در الوهیت و ربوبیت خود را شریک خدا قرار داده، در حالی‌که مقام انسان ناتوانی که حتی قادر نیست پشه ای را از خود دور کند، کجا و مقام خالق موجودات کجا؟ ---از تفاسیر دیگر ------------- در مجمع از حضرت باقر (ع) روایت نموده است که این آیه درباره یهود و نصارى نازل شده که مى گفتند ما پسران خدا و دوستان اوئیم و کسى داخل بهشت نمى شود مگر آنکه یهودى یا نصرانى باشد و قمى فرموده آنها کسانى بودند که خودشان را صدّیق و فاروق و ذو النورین نامیده بودند و حق آنست که جز خداوند کسى عالم بر ضمائر و سرائر نیست و کاملا نمى تواند تنزیه و تقدیس از کسى بنماید مخصوصا خود شخص که علاوه بر آنکه محاط است عاشق نفس خود است و از عیب معشوق آگاه نیست و تزکیه مرد خود را از اقبح قبائح است. --------------------------------------------- بنظرم می رسه اینجا باز هم نکته ای هست. در اینجا عموما تزکیه اول رو به معنای خودستایی می گیرند و تزکیه دوم را به معنای پاک کردن. آیا می شه برای مثال چنین برداشتی داشت؟ آیا به کسانی که در مسیر سلوک و تزکیه نفس هستند نگریسته ای؟ بله خداوند است که هرکس را که بخواهد پاک می کند و به اندازه ذره ای در اینجا ظلمی نیست. یعنی اینکه وقتی امر به دست خداست کسی بگوید من در مسیر تزکیه قدم گذاشتم و خداوند یاری نکرد و یا غیره ======================= غرض طرح موضوع بود تا از معارف این آیه صحبتی بفرمایید و یا اگر بیانات شفاهی و یا نوشتاری در این مورد داشته اید مرا رجوع دهید. با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در آیه‌ی فوق «يُزَکُّونَ أَنْفُسَهُمْ» اصطلاحی است حاکی از این‌که افرادی با خودستایی بخواهند خود را پاک و بی‌عیب نشان دهند و در ادامه می‌فرماید این خداوند است که با الطاف خود، انسان‌ها را پاک و برجسته می‌کند، نه این‌که هرکس خودش برای خودش دکان باز کند و خداوند به کسی کوچک‌ترین ظلمی روا نمی‌دارد از آن جهت که اگر شایسته‌ی بزرگی و پاکی است از او دریغ کند. موفق باشید

30091
متن پرسش
سلام علیکم: در دروس معرفت النفس اشاره شده که قوای نفس به تناسب هر موطنی ظهوراتی دارد در همان موطن مثل اینکه قوه بینایی در چشم ظاهر می‌شود نه در گوش در مورد خداوند متعال مطلب به چه صورت است آیا باید درختی باشد تا اسم حی در آن موطن ظاهر شود یا درخت ظهور همان اسم حی است در عالم ماده و آیا خود آتش ظهور اسم قهار است یا آتش موطن و محل ظهور این اسم است؟ آیا می‌توان آلت بینایی را مرتبه نازله قوه بینایی نفس دانست؟ و در مورد سایر آلات هم هم همینطور؟ و از همین قیاس به خدا منتقل شد؟
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. خداوند هم در مظاهر اسماء‌اش به ظهور می‌آید مثل اعضای بدن که محل ظهور قوای نفس است. ۲. اعضای بدن نازله‌ی قوا نیستند، محل به ظهورآمدنِ قوای نفس می‌باشند. ۳. در مورد خداوند باید متوجه‌ی شدت و ضعف «وجود» شد و هرچیزی به اعتبار وجودش، نازله‌ای از وجود مطلق است. موفق باشید

30074

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام خدمت استاد گرامی: همان طور که قبلا عرض کردم در حال مطالعه کتاب عقل و ادب ادامه انقلاب اسلامی هستم. مباحث مربوط به تفاهم و گشودگی نسبت به همه جریان های انقلابی برایم خیلی قابل تامل بود و در مورد آن خیلی فکر کردم. ولی استاد شما در یکی از صوت ها با اشاره به کتاب راز قطعنامه آن را تند خواندید! یا در مورد آقای روحانی به زور هم که شده می‌خواهید برای او جایی در انقلاب در نظر بگیرید آن هم در صورتیکه ایشان طبق گفته خودشان دیگر انقلاب را قبول ندارند و آن را برای چند سال اول شروع نظام جمهوری اسلامی معتبر می‌دانند. غیر از آن نیز چطور چشم خود را بر این همه ناکارآمدی ارزی، رفاهی، سیاسی، امنیتی ببندیم و هنوز برای ایشان تنها نوعی اختلاف در روش و سلیقه در نظر بگیریم؟ چگونه می‌شود سلیقه کسی در هر تصمیم گیری خودش دقیقاً همان چیزی باشد که بدترین تصمیم برای نظام است؟ چگونه می‌شود برنامه های کسی دقیقاً نعل به نعل همان چیز دیکته شده در اندیشکده های معاند نظام باشد و بعد آن را تنها با اختلاف در نوع دیدگاه توجیح کنیم؟ آیا با اینکار دچار بلاهت تاریخی نخواهیم شد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همان‌طور که در جواب سؤال شماره‌ی 30068 عرض شد بالاخره باید بین جریان‌ها و افراد و افکاری که حجاب انقلاب هستند، با کسانی که حجاب انقلاب نیستند ولی انقلابی هم نیستند، تفکیک نماییم. اگر نظرتان باشد رهبر معظم انقلاب در آن جلسه‌ای که با اعضای مجلس خبرگان داشتند از این‌که بعضی از آقایان به جای انتقاد به دولت، هتک حرمت کردند؛ ایشان فرمودند دولت زحماتی می‌کشد و انتقاد هم دارد، ولی هتک حرمت را حرام دانستند. و موضوع از این جهت بسیار دقیق است که چگونه عمل شود تا اموری که حقیقت را وارونه می‌کند، مثل همان کتاب «راز قطع‌نامه». با جریان‌هایی که قصد خیر دارند ولی ناتوانی‌هایی در آن‌ها دیده می‌شود، بتوان تفکیک کرد و انتقادهای ما برای عبور از آن جریان باشد، نه هتک حرمت آن‌ها. موفق باشید 

29871

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام استاد: ۱. پیرو سوال ۲۹۸۵۸ دعای سحر رو سایت چیزی نبود باید چکار کرد؟ ۲. استاد جایی خوانده امام در مورد توحید یه چیزهایی گفتن نمیتونم درسته یا نه و اصلا این موضوع صحیحه یا نه که علم توحید هم ممکنه یه جاهایی ادمو.. و یا شنیدن توحید بدون کفر به طاغوت معنی نداره استاد اینا در بحث شرح دعا هست؟ ۳. استاد یه سوال دیگه اینکه در فضای اینترنت دیدم یه بچه هایی نشون میده وقتی بدنیا میان رو تنشون قرآن نوشته، اینا راسته استاد؟ استاد لطفا به ایمیلم اینا رو بفرستید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. کتاب «اسماء حسنی دریچه‌ی نظر به حق» که روی سایت هست. ۲. خوب است در این مورد مباحث «معرفت نفس» دنبال شود. ۳. نمی‌دانم. موفق باشید

29520

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد عزیز: سوال اول اینکه در بحث مدرنیته از تفکر حجتیه صحبت کردید، برای کسب اطلاعات بیشتر در رابطه با این طرز فکر آیا کتاب یا جزوه و... را میشه پیشنهاد کنید؟ دوم اینکه در رابطه با انتخابگری انسان پیش از ورود به عالم ماده، اگر ما همه یک روح واحد بوده ایم و این روح یک مقام است و درجه وجودی خاصی دارد، پس چطور میتوان انتخابگری را توجیه کرد؟ اینکه یک فرد انتخاب می‌کند امام حسین شود و دیگری یزید این یعنی باید در آن مقام تفاوت درجه هم می‌بوده که نتیجه اش بشود فلان انتخاب و هم اینکه ما واقعا به عنوان اشخاص بوده ایم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. در جریان کتاب‌های جدید نیستم. سال‌های پیش کتاب «حزب قاعدین» اسناد خوبی را در رابطه با انجمن حجتیه مطرح کرده بود. ۲. از نظر دینی روح انسان‌ها قبل از بدن‌شان خلق شده و هرکدام، خودشان هستند. این‌که می‌فرمایند روحِ واحد، به معنی فطرت یگانه‌ی آن‌ها است نه این‌که همه یک شخص بوده‌اند. موفق باشید

28617

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: نمیدونم کانال تهاجم در تلگرام رو که قبلا فرستادم دیدید یا نه. ولی نویسنده این کانال آدم انقلابی ای هست و تحلیلای دقیقی داشته و دارد. الان میگن ما در آستانه فتنه اکبر اقتصادی هستیم: قبلا می‌پرسیدم: «چرا نام برخی مسئولان ارشد دولت در صف اول سیاه‌نمایان دیده می‌شود؟!» پاسخ ماند تا به #آبان98 رسیدیم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در آن کانال ورودی نداشته‌ام. اگر مطلبی هست که بتوانم جواب دهم، بفرمایید. موفق باشید

28117
متن پرسش
سلام علیکم: در چند پرسش و پاسخ اخیر که درباره هویت دینی و تعلق خاطر مردم به اسلام انقلابی و هندسه انقلاب شد، به نظرم ایجاد برخی سوالات از سوی عزیزان، به این جهت بود که شاید از جهاتی مطلب تان برایشان روشن نشد. حضرتعالی را تا جایی‌که خودم از طریق ارتباط با شما و آثارتان می‌شناسم، از سالهای پیش نسبت به اینکه تفکر تاریخی تراز در این عصر و زمانه تفکر درباره انقلاب اسلامی و گزیدن ماوایی در مسیر عظیم آن و همراهی با صدا و ندای فطری آن است، دغدغه داشته اید و در همان کتاب آشتی با خدا که از اولین کتب چاپ شده شما بود سعی در گشودن عالمی مقابل انسانهای این زمان و این دوره بودید که عالمی به سعه ارتباط و انس با حقیقت لایقف عالم و وجود احدیت است و مظاهرش در آیینه امام و آقا و شهدای عزیز به ظهور آمده است. در طی این سالها هم با شناختی که بر مطالب تان داشتم و ان شاء الله شناخت ناقص و معیوبی نباشد، معتقدید آن جنبه نامطلوب و برخی عدم تقیّدات به شرایع و برخی نابهنجاری ها و کاستی ها، ناشی از نگشودن توحیدی برای عبور از مدرنیته و نیهیلیسم این دوران به سمت آشتی و یگانگی با مولا و رب العالمین توسط امثال من هست که نام خود را نیروهای گفتمانی انقلاب یا جبهه فرهنگی انقلاب یا افسران جنگ نرم گذاشته ایم، است و در عرصه اجتماعی توقع دینی است که غایتش حیات طیبه و وحدت شخصیت است و در عرصه های مختلف اجتماعی حرف برای گفتن دارد و تابع مدرنیسم نیست بلکه دریچه و افقی برای عبور از آن بسمت توحید نظام ساز و انسان ساز است. با وجود سیل ویران گیر تهدید کننده هویت که جنگ نرم و به اصطلاح ناتوی فرهنگی بود، خود ما اگر آموزش و پرورش و صدا و سیما را منفعل و ضعیف می‌دیدیم و بسیار انتقاد از آن می‌کردیم ولی چقدر توجه کردیم به اینکه افراد جامعه صاحب فکر شوند و به خودآگاهی در این عصر برسند و چرا بسیاری از فعالیت های فرهنگی مان پوچ شد. ولی حضرتعالی در همان پرسش ها و پاسخ ها مردم را از دین فاصله گرفته و سکولار نخواندید و به نظرم حرف شما هم این نبود بلکه از کم کاری و پوچ شدن برنامه های فرهنگی می‌گفتید که همسو با مطالب آنگاه که فعالیتهای فرهنگی پوچ می‌شود بود و نه اینکه مانند متفکران سکولار غیر انقلابی، مردم را جدا و معارض انقلاب و دین بخوانید و مردم را به دین گریزی و کمرنگی هویت دینی در بینشان عنوان کنید. خود شما بسیار راسخ بارها گفته اید انقلاب، دین فردی در باورهای تنگ فردی را در اجتماع آورد و آن موقع که حوادث آبان ۹۸ پیش آمد و مردم تهران در میدان انقلاب قائله را ختم دادند، فرمودید این نشانگر توحید نابی است که مردم را بسمت خود برده است و این عبور مردم از تفکرات غیر نابی است که زیر لوای انقلاب می‌خواهند ماوا بگزینند و در اصل مقابل مکتب امام مکتب تراشی و رقابت می‌کنند و مردم به ریشه ها باورمندند و مطابق داده ها اعتقاد به حل مشکلات در بستر نظام دارند جز آن مردمی که بی تفاوت اند یا معارض و برانداز انقلاب و مع الاسف بسیاریشان سرسپردگان استکبار شده اند و زندگی و تحلیل هایشان در راستای اهداف مدرنیته و لیبرال دموکراسی و مخالفت با انقلاب و نظام و عدم علاقه به بقای آن است. و واقعا اگر پشتوانه مردم نبود چگونه انقلابی و حکومتی به نام دین چهار دهه دوام می‌آورد چیزی که در دوره انبیاء و اولیاء الهی محقق نشد و چگونه انسانهای طرازی مثل حججی و احمدی روشن و سلیمانی و آوینی و شهریاری تربیت شدند و چگونه استحاله عظیمی مثل حوادث سال ۸۸ با حضور عجیب و حیرت آور نهم دی خنثی شد و همه اینها به نظرم شاهدی است که روح و وجه عریق توحیدی و عرفانی انقلاب و اسلام با وجود برخی ظواهر در دل مردم سخت نفوذ و رسوخ کرده چیزی که رهبر انقلاب در سخنان نیمه شعبان خود به آن اشاره داشتند. هنوز که هنوزه اگر کسی از من سوال کند چرا اینقدر به انقلاب علاقه داری و بخاطرش جوش و خروش و نیرو صرف می‌کنی و زندگی ات تمام تبیین و دفاع از انقلاب شده است، دقیقا همین جمله زیبای شما در کتاب انقلاب اسلامی بازگشت به عهد قدسی را مطرح می‌کنم که انقلاب اسلامی در تداوم همان ایام الله است که خداوند درباره اش می‌فرماید «و ذکرهم بایام الله» یعنی بشر وقتی تجلی اسماء الهی را در خود دید و در آینه خویش، خدا را به نظاره نشست حالا آماده می‌شود خدا را در آیینه اجتماع و با تولی به اولیاء الله و جامعه سازی به تماشا بنشیند. امید ما البته به انقلاب بیش از این حرفهاست و این مشکلات و کاستی ها را خیری باید ببینیم که فرصتی برای تفکر در انقلاب و کنار زدن حجابهای آن و بنای مسیر تمدن نوین اسلامی و گذار از توسعه و مبانی تمدنی مدرن بسمت تمدن نوین انقلابی و اسلامی است و ان شاء الله همانگونکه شهید آوینی فرمود حضور امام دلیلی است بر اینکه ما به وضع موعود نزدیک هستیم و اکنون در بین الطلوعینی هستیم که صبح در انتظار آن است. من بشخصه امیدم خیلی زیادست و احساس ناامیدی نمی‌کنم و از زاویه دید کلان که به بحث نگاه می‌کنم می‌بینم در مسیر تمدن سازی قطعا این مشکلات هست ولی مگر انقلابی که حتی به تعبیر کسینجر نظم وستفالی و نظم نوین مبتنی بر توسعه دموکراسی را به چالش کشید و نشان داد آنطور که امثال فوکویاما فکر می‌کردند انقلابی در دنیای سوم ناشی از توسعه نیافتگی است و ما با بسط و الگوسازی توسعه نوین و مورد نیازشان انقلاب را کنترل و سیطره تمدنی مدرنیته را مستحکم می‌کنیم، نیست و اتفاقا انقلاب اسلامی شاهدی بر گذار از تمدن مدرن و تربیت انسان ابزار ساز و ارضا کننده حال درونی و قالب دورن او برای تغییر نظام عالم، هست و اتفاقی در مقیاس تمدنی رخ داده است. البته طی این مسیر و اینکه مشکلات خار راه ما نشود و زمین گیرمان و منحرف نکند مستلزم صبر و بصیرتی چنان است که امیرالمومنین درباره اش فرمود: «لا یحمل هذا العلم الا الاهل البصر و الصبر» بلخشید مطلب طولانی شد؛ ارادت زیادی خدمتتان دارم ان شاء الله موید باشید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: خدای را شکر که بنده را قابل دانست و روح و روان پاک امثال شما را متوجه‌ی عرایض این حقیر کرد، با آن جمع‌بندیِ خوبی که از مباحث دارید.

اگر در این دنیا بنا باشد ما به عالَمی نظر کنیم که خوب است مأوای ابدی و حیاتِ پیشِ روی ما باشد، مأواگزیدن در روح پاک رفقایی امثال جنابعالی است. آری برادر! آنچه گفتی، نه آن بود که من گفته بودم و نه آن‌ بود که از من شنیده و یا خوانده‌اید؛ خدا خودش لطف کرد تا ما را مفتخر کند تا در محضرش از او غفلت نکنیم و عجیب است که می‌توانید در پیش خود آرام‌آرام آن‌گاه که به لطف الهی به ۴۰ سالگی برسید، شما نیز ندا سر دهید: «ربّانی ربّی اربعین سنة» راهی که در بستر انقلاب اسلامی انسان را به چنین فضایی وارد کند، یقیناً مطلوب انبیاء در طول تاریخ بوده است. خدا کند نسبت به آن مُعجب نگردیم تا به جای تواضع در مقابل سایر اندیشه‌ها، تحقیر یا بی‌تفاوتی آن‌ها را پیشه کنیم. موفق باشید    

28035
متن پرسش
سلام علیکم: به نظرم مطلبی که در مباحث گوش سپردن به ندای بی صدای انقلاب اسلامی فرمودید که انقلاب از جنس وجود است لذا قلوب را متوجه خود ساخته و حقیقتی اشراقی هست که متناسب ظرفیت شان، آنها را از حد دانایی ها که به همین دانایی و اثبات و اطلاع و دانش بر عقاید باشند به افق کیفی حقیقت و حضور در عالم قدسی برسند و لذا بر قلوب در این صراط گشوده اشراق می‌شود به ظرفیت افراد، دقیقا مرتبط است و گره خورده است و می‌تواند به ما کمک کند این فراز بیانیه گام دوم انقلاب را بهتر بفهمیم که حضرت آقا، انقلاب را زنده و مبانی اش را با حیات و بدون به اصطلاح تاریخ انقضا و تمام یافته می‌دانند: برای همه‌چیز می‌توان طول عمر مفید و تاریخ مصرف فرض کرد، امّا شعارهای جهانی این انقلاب دینی از این قاعده مستثنا است؛ آنها هرگز بی‌مصرف و بی‌فایده نخواهند شد، زیرا فطرت بشر در همه‌ی عصرها با آن سرشته است. آزادی، اخلاق، معنویّت، عدالت، استقلال، عزّت، عقلانیّت، برادری، هیچ یک به یک نسل و یک جامعه مربوط نیست تا در دوره‌ای بدرخشد و در دوره‌ای دیگر افول کند. هرگز نمی‌توان مردمی را تصوّر کرد که از این چشم‌اندازهای مبارک دل‌زده شوند. هرگاه دل‌زدگی پیش آمده، از روی‌گردانی مسئولان از این ارزشهای دینی بوده است و نه از پایبندی به آنها و کوشش برای تحقّق آنها. این یک مطلب بود که واقعا اشارات حضرتعالی و بحث جذاب به من خیلی کمک کرد برای فهم بهتر و هم افقی با رهبر عزیز.
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: همان‌طور که می‌فرمایید راهِ توحید هرگز و هرگز با بن‌بست روبه‌رو نخواهد شد، هرچند هزاران مانع توسط صاحبان نفس امّاره در مقابل آن پدید آورند، زیرا همان‌طور که می‌فرمایید بشر امروز بیش از گذشته متوجه شده است اگر همه‌ی زمین را در اختیار بگیرد و مسیر همه‌ی عیاشی‌ها را نیز فراهم کند، جواب واقعی به خود نداده است. اینجاست که می‌فهمیم در مأواگزیدن از طریق انقلاب اسلامی و در جمال پر جلال حضرت روح اللّه همه‌ی آینده از آنِ ما خواهد شد. اما نه به معنای این‌که منیّت ما حاکم باشد، بلکه به آن معنا که عبودیتی که مطلوب همه‌ی ما است به بشر عطا گردد. یقیناً ادامه‌ی بشر با راهی که انقلاب اسلامی در جهانی که انسان‌ها می‌توانند به راحتی همدیگر را ببینند، ادامه‌ای امیدوارکننده می‌باشد. موفق باشید  

27867

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
استاد سلام: در جواب سوال ۲۷۸۵۱ فرمودید که باید با قرآن و روایات تطبیق داد، حال اگر کسی به قرآن و روایات اعتقادی نداشت و شبهه انداخت که اینها توهم است چگونه می‌توان با استدلال و منطق امور غیبی و ادراکات غیبی مانند چشم برزخی را اثبات کرد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: خود افراد باید دغدغه‌ی یافتنِ حقیقت را داشته باشند. قرآن به پیامبر خود می‌فرماید: «ذَرْهُمْ يَأْكُلُوا وَيَتَمَتَّعُوا وَيُلْهِهِمُ الْأَمَلُ ۖ فَسَوْفَ يَعْلَمُونَ» ای رسول ما آن‌ها را واگذار تا به خورد و خواب طبیعت و لذات حیوانی سرگرم باشند و آمال و اوهام، آنان را غافل گرداند، پس به زودی خواهند یافت. موفق باشید

27797

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: من اکثر اوقات افکار ناجور و بدی به ذهنم میاد که مرا اذیت می کند. لطفا راهنمایی بفرمایید که چکار کنم که اینها رفع شوند. با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: چرا سری به کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» که بر روی سایت هست، نمی‌زنید. موفق باشید

27670

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
قدر تو خدای داند و بس او نیز معلم است و استاد سلام استاد عزیز: روز معلم را به شما که حقیقتا معلم من در زندگی بوده و هستید تبریک عرض می کنم، از شما التماس دعای ویژه به خصوص در شب بیست و سه ماه رمضان دارم. خداوند در سبیل خودش پایدارتان نگه دارد.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: از لطف جنابعالی کمال تشکر را دارم و آرزوی توفیق و عاقبت بالخیر برایتان دارم. إن‌شاءاللّه دعاگو خواهم بود. موفق باشید

27252

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

 سلام و ادب خدمت استاد گرامی: حوالی ۲۳ سال و اندی سن من است. در رشته دانشگاهی مطالعه دارم اما در حدود ۱ ماه است در وجود احساس پوچ گرایی دارم از این جهت که چه باید کنم طریق وصال حق چیست؟ بنده اهل ولایت و احکام و همه اصول هستم اما خلایی وجود مرا گرفته و آن این است من باید که بشوم و چگونه در این اقیانوس بی انتها سیراب شوم و ترسم از این است که کتب های مختلفی مطالعه می کنم کتب رهبری و شخصیت های دیگر و هر کدام کراماتی دارد و امتیازی اما با وجود تکثر زیاد اساتید نمی دانم با کدام ها و چند نفر از آنها باید انس بگیرم و وجود من چقدر پذیرای آنان است و اینکه مثلا استاد انصاری همدانی یک استاد اخلاقی بوده است. آیت الله شاه آبادی یک استاد ملکی تبریزی هم یک استاد، برای اینکه ثابت بشم و استوار می خواهم آثار رهبری و شهید مطهری را کامل بخوانم اما گیجم بعدش چه کنم پای درس چند درس اخلاق بروم و نیاز به چند استاد دارم کلا خلایی دارم و بسی گریه ام گرفته است که چه کنم هم دین و اسلامم قوی شود هم طریق سلوک را یاد بگیرم و در کل شاگرد خوبی بشوم برای خدا و اهل بیت (ع). و سوال دیگرم این است هر کس کرامت خاص خودش را در علما داشته ما بگوییم کدام از کدام بهتر است حرف درستی زدیم یا هر کس دلیلی برای وجودش بوده!؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. معرفت نفس، شروع خوبی است و در این مورد می‌توانید به سیر مطالعاتیِ سایت رجوع فرمایید. ۲. به نظرم وجه دومی درست باشد. موفق باشید

26291
متن پرسش
سلام علیکم: به عقیده تان، مقابل فرهنگ مدرنیته و لیبرال_دموکراسی، جبهه اسلامی (بهتر بگویم تمدن اسلامی) به محوریت انقلاب اسلامی ایران رقیب مهمتر و عمیق تری است یا تمدن خاور دور به محوریت چین که رگه های تعالیم کنفوسیوس را هم در خود دارد؟ آینده را با توجه به علائم فعلی آیا می توان واقعاً افول لیبرالیسم و طلوع تمدن اسلامی دانست یا خیر؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آموزه‌های کنفسیوس پشتوانه‌ی قدسی ندارد و بیشتر یک فرهنگ است و در این دوران، بشر را قانع نمی‌کند. بشر امروز به آغازِ آغازها یعنی خدا و آموزه‌هایی که از طرف او صادر شود، نیازمند است. موفق باشید

نمایش چاپی