کل جمهوری اسلامی حرم است از این جمله بالاتر چی داریم؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: وقتی مسیر نور همه انبیاء و شهدای صدر اسلام و کربلا و انقلاب اسلامی منجر به تحقق جمهوری اسلامی شده، حقیقتاً جمهوری اسلامی «حرم» است تا مردمی که به دنبال اُنس با حقیقتاند با نظر به کلیّت نظام، خود را در مغز هستی حس کنند. موفق باشید
اعوذ بالله من الشیطان رجیم. ای مامورین و ای مذهبیان مکثر العباده چه باعث این همه خشم درونتان شده؟ بگذار گفتار آن بزرگ مرد توحیدی حضرت آیت الله عبودیت رضوان الله علیه که شاگرد سلوکی حضرت امام خمینی رضوان الله تعالی علیه بوده است را بازگو کنم فرمایش میکردند: قبل از انقلاب که طلبه ای جوان بودم شب های پنجشنبه میرفتم تخت فولاد برای عبادت و دعای کمیل، در بین راه اول شب عرق خورها کنار خیابان تجمع کرده بودند به عیش و نوش آنها را میدیدم و با خود میگفتم ای وای بر آنها؛ نزدیک های صبح که باز میگشتم آنهایی که از همه بیشتر مست بودند و از همه بیشتر خورده بودند کنار خیابان افتاده بودند و ما بقی رفته... پیش خودم می گفتم من چه کار خوبی کردم که موفق به عبادت شدم احسنت! و آن عرق خورها در 'دل' خود می گفتند خدایا ما چه بد بنده ای هستیم و ببین آن جوان مومن را و غبطه می خوردند. جناب آیت الله عبودیت فرمایش میکردند که من می دانم خدا آنها را بیشتر از ما دوست داشت زیرا قلبا خود را خار درگاه حق می دانستند و ما خود را برتر. یارای ادامه گفتار ندارم اما وای بر مردمی که به اسم ولایت مداری ولایت را خار می کنند! همان ولایت فقیه که قبلا عاشق سلامت افراد جامعه است و ناراحت این رفتار های خشمگین مامورین و مذهبیانیست که از زمانه نا آگاه و از بینش ناکام و از خشم و ادعا و ریش و کثرت عبادت پُرَند... همانها که اگر ناخنشان بزنی اهل دنیایند و اگر حکومت شاهنشاهی بود خدا می داند کدام در دین و کدام در دربار و حکومت طاغوتی رخت حکومت تن می کردند تا غلدر باشند. (خامش کنم تا حق کند او را سیه روی ابد)... آغوش باز هدایت های رهبری و بازگشت به عبودیت حقیقی و سلامت دینی مامورین مگر بسته است؟ والله که باز است... در رابطه با رفتارهای خشن مامورین گشت ارشاد با دخترانی که نه می دانند حجاب چیست و نه می دانند کم حجابی آنها فقط نمی دانند. (شب عاشورای همین امثال به چشم خود دیدم که جوانان کم حجاب و با ظاهری متفاوت پشت در تجمع کرده بودند و قلبشان عاشق حسین علیه السلام اما بخاطر تفاوت لباس رویشان نمی شد وارد شوند، خب بیا و ببین ). راه ولایت باز است.
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! باید هر کداممان متوجه ضعفهای خود باشیم. یکی از راه حلها برای عبور از این ضعفها توصیههای حضرت سجاد «علیهالسلام» به جناب زُهَری است . آن روایت اینگونه است:
قَالَ مُحَمَّدُ بْنُ عَلِيٍّ الْبَاقِرُ ع دَخَلَ مُحَمَّدُ بْنُ عَلِيِّ بْنِ مُسْلِمِ بْنِ شِهَابٍ الزُّهْرِيُّ عَلَى عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ زَيْنِ الْعَابِدِينَ ع وَ هُوَ كَئِيبٌ حَزِينٌ فَقَالَ لَهُ زَيْنُ الْعَابِدِينَ مَا بَالُكَ مَهْمُوماً مَغْمُوماً قَالَ يَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ هُمُومٌ وَ غُمُومٌ تَتَوَالَى عَلَيَّ لِمَا امْتُحِنْتُ بِهِ مِنْ جِهَةِ حُسَّادِ نِعْمَتِي وَ الطَّامِعِينَ فِيَّ وَ مِمَّنْ أَرْجُوهُ وَ مِمَّنْ أَحْسَنْتُ إِلَيْهِ فَيُخْلِفُ ظَنِّي فَقَالَ لَهُ عَلِيُّ بْنُ الْحُسَيْنِ زَيْنُ الْعَابِدِينَ ع احْفَظْ لِسَانَكَ تَمْلِكْ بِهِ إِخْوَانَكَ قَالَ الزُّهْرِيُّ يَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ إِنِّي أُحْسِنُ إِلَيْهِمْ بِمَا يَبْدُرُ مِنْ كَلَامِي قَالَ عَلِيُّ بْنُ الْحُسَيْنِ ع هَيْهَاتَ هَيْهَاتَ إِيَّاكَ وَ أَنْ تُعْجَبَ مِنْ نَفْسِكَ بِذَلِكَ وَ إِيَّاكَ أَنْ تَتَكَلَّمَ بِمَا يَسْبِقُ إِلَى الْقُلُوبِ إِنْكَارُهُ وَ إِنْ كَانَ عِنْدَكَ اعْتِذَارُهُ فَلَيْسَ كُلُّ مَنْ تُسْمِعُهُ نُكْراً يُمْكِنُكَ لِأَنْ تُوَسِّعَهُ عُذْراً ثُمَّ قَالَ يَا زُهْرِيُّ مَنْ لَمْ يَكُنْ عَقْلُهُ أَكْمَلَ مَا فِيهِ كَانَ هَلَاكُهُ مِنْ أَيْسَرِمَا فِيهِ ثُمَّ قَالَ يَا زُهْرِيُّ وَ مَا عَلَيْكَ أَنْ تَجْعَلَ الْمُسْلِمِينَ مِنْكَ بِمَنْزِلَةِ أَهْلِ بَيْتِكَ فَتَجْعَلَ كَبِيرَهُمْ بِمَنْزِلَةِ وَالِدِكَ وَ تَجْعَلَ صَغِيرَهُمْ بِمَنْزِلَةِ وَلَدِكَ وَ تَجْعَلَ تِرْبَكَ مِنْهُمْ بِمَنْزِلَةِ أَخِيكَ فَأَيَّ هَؤُلَاءِ تُحِبُّ أَنْ تَظْلِمَ وَ أَيُّ هَؤُلَاءِ تُحِبُّ أَنْ تَدْعُوَ عَلَيْهِ وَ أَيُّ هَؤُلَاءِ تُحِبُّ أَنْ تَهْتِكَ سِتْرَهُ وَ إِنْ عَرَضَ لَكَ إِبْلِيسُ لَعَنَهُ اللَّهُ بِأَنَّ لَكَ فَضْلًا عَلَى أَحَدٍ مِنْ أَهْلِ الْقِبْلَةِ فَانْظُرْ إِنْ كَانَ أَكْبَرَ مِنْكَ فَقُلْ قَدْ سَبَقَنِي بِالْإِيمَانِ وَ الْعَمَلِ الصَّالِحِ فَهُوَ خَيْرٌ مِنِّي وَ إِنْ كَانَ أَصْغَرَ مِنْكَ فَقُلْ قَدْ سَبَقْتُهُ بِالْمَعَاصِي وَ الذُّنُوبِ فَهُوَ خَيْرٌ مِنِّي وَ إِنْ كَانَ تِرْبَكَ فَقُلْ أَنَا عَلَى يَقِينٍ مِنْ ذَنْبِي وَ فِي شَكٍّ مِنْ أَمْرِهِ فَمَا لِي أَدَعُ يَقِينِي بِشَكِّي وَ إِنْ رَأَيْتَ الْمُسْلِمِينَ يُعَظِّمُونَكَ وَ يُوَقِّرُونَكَ وَ يُبَجِّلُونَكَ فَقُلْ هَذَا فَضْلٌ أَخَذُوا بِهِ وَ إِنْ رَأَيْتَ مِنْهُمْ جَفَاءً وَ انْقِبَاضاً عَنْكَ فَقُلْ هَذَا لِذَنْبٍ أَحْدَثْتُهُ فَإِنَّكَ إِنْ فَعَلْتَ ذَلِكَ سَهَّلَ اللَّهُ عَلَيْكَ عَيْشَكَ وَ كَثُرَ أَصْدِقَاؤُكَ وَ قَلَّ أَعْدَاؤُكَ وَ فَرِحْتَ بِمَا يَكُونُ مِنْ بِرِّهِمْ وَ لَمْ تَأْسَفْ عَلَى مَا يَكُونُ مِنْ جَفَائِهِمْ وَ اعْلَمْ أَنَّ أَكْرَمَ النَّاسِ عَلَى النَّاسِ مَنْ كَانَ خَيْرُهُ فَائِضاً عَلَيْهِمْ وَ كَانَ عَنْهُمْ مُسْتَغْنِياً مُتَعَفِّفاً وَ أَكْرَمُ النَّاسِ بَعْدَهُ عَلَيْهِمْ مَنْ كَانَ عَنْهُمْ مُتَعَفِّفاً وَ إِنْ كَانَ إِلَيْهِمْ مُحْتَاجاً فَإِنَّمَا أَهْلُ الدُّنْيَا يَعْشَقُونَ الْأَمْوَالَ فَمَنْ لَمْ يُزَاحِمْهُمْ فِيمَا يَعْشَقُونَهُ كَرُمَ عَلَيْهِمْ وَ مَنْ لَمْ يُزَاحِمْهُمْ فِيهَا وَ مَكَّنَهُمْ مِنْهَا أَوْ مِنْ بَعْضِهَا كَانَ أَعَزَّ وَ أَكْرَم
امام باقر عليه السّلام فرمود: محمد بن شهاب زهرى خدمت امام سجاد عليه السّلام رسيد در حالى كه محزون و گرفته بود، امام عليه السّلام به او فرمود: چرا محزون مىباشى، گفت يا ابن رسول اللَّه حسودان بر من حسد مىبرند از اين رو محزون هستم، آنها در مال من طمع كرده اند و نعمتهاى مرا كفران مىكنند و نيكيهاى مرا فراموش نموده اند.
امام سجاد عليه السّلام فرمودند: زبان خود را نگهدار تا همه را بطرف خود جلب كنى، زهرى عرض كرد يا ابن رسول اللَّه من به آنها احسان مىكنم ولى گاهى از زبان من كلامى بدون قصد گفته مىشود امام فرمود: همان متوجه باش كه خودپسندى نكنى، و سخنى از زبانت بيرون نيايد كه بعد نتوانى آن را انكار كنى و يا معذرت خواهى بكنى.
شما بدانيد اگر سخنى از زبانت بيرون شد و كسى از شما ناراحت گرديد ديگر عذرخواهى و پوزش نمىتواند دل او را آرام كند و رفع كدورت نمايد، اى زهرى هر كس عقلش كامل نبود نابوديش آسان خواهد بود.
اى زهرى چرا نمىخواهى همه مسلمانان را مانند خانواده ات بدانى، بايد متوجه باشى كه بزرگان آنها پدرت هستند و كوچكها فرزند شما مىباشند، و جوانها برادرت هستند، اگر اين چنين بدانى به كدام شخص ظلم مىكنى و يا به كدام يك نفرين مىنمائى، و يا مىخواهى پرده كدام يك از آنها را پاره سازى. اگر ابليس لعنة اللَّه عليه به تو تلقين كرد كه تو را بر ديگران فضيلتى هست و تو بر ساير مسلمانان فضيلت دارى، تو خود در اينجا توجه كن اگر شخصى از تو بزرگتر است بگو او از من چند سال بزرگ است و بيش از من عمل صالح دارد و ايمان او هم از من بهتر است و لذا او بر من فضيلت دارد.
اما اگر شخصى از شما كوچكتر است بگو او از من كمتر معصيت كرده از اين رو از من بهتر خواهد بود و اگر با تو همسال است بگو من در گناهان خود و آلودگيم يقين دارم ولى نسبت به او در شك مىباشم، پس چرا اكنون يقين خود را بگذارم و به شك عمل كنم.
اگر مشاهده مىكنى كه مسلمانان تو را تعظيم مىكنند و به تو احترام مىگذارند، بگو اين چيزى است كه آنها از من ديده اند، اگر مشاهده كردى آنها به تو ظلم مىكنند و يا اعتنائى به شما ندارند بگو اين بخاطر گناهى است كه مرتكب شده ام.
اى زهرى تو اگر اين چنين شكر كنى و اين گونه با آنها برخورد كنى خداوند زندگى شما را لذتبخش و خوشگوار مىكند و دوستانت را زياد مىگرداند، و دشمنانت را كم مىسازد، و از محبت آنها برخوردار مىگردى و خوشحال مىشوى، و از جفاى آنها دلتنگ نمىگردى. بدان كه گرامى ترين مردم آن كسى است كه خيرش بر آنها جريان داشته باشد و او از مردم بى نيازى حاصل كند و عفيف باشد و بعد از اين آن انسانى بزرگوار و شريف است كه عفت بخرج دهد و دست نياز بطرف كسى دراز نكند و به تو نيازمند باشد.
مردمان دنيا به مال و ثروت علاقه دارند و به آن عشق مىورزند و هر كس در امور مالى مزاحم آنها نشود به او احترام مىكنند، اين چنين شخصى كه چشم به مال و ثروت ديگران ندارد و با عزّت زندگى مىكند معزز و محترم مىباشد.
عرایضی در شرح آن روایت گرانقدر شده است که در کانال «مطالب ویژه» میتوانید آن را دنبال فرمایید. موفق باشید https://eitaa.com/matalebevijeh/11328
سلام استاد جان: وقتتون بخیر. برای حج کتاب هم نوشته اید؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: دو جزوه در این مورد هست: یکی تحت عنوان «حقیقت حج» و دیگر «وظایف حجاج پس از برگشت از حج». موفق باشید
با سلام استاد: این بی حجابی که خیلی داغون و ممکلت هم خواست درست که بدتر شد. حجاب زوری نتیجه عکس داد. من یک پیشنهاد دارم و به چند جا هم نظرم را گفتم که این بار چون مصادف با محرم است یک بار پولهای نذر شکم برای امام حسین را جمع آوری به شود در قالب یک پویش همدلی برای مبارزه با بی حجابی و نذر کتاب به هر خانواده که زن در آن است و پیشنهاد و نظر من کتاب زیبای شما بود استاد، زن آن گونه که باید باشد. تمام مسایل و مشکلاتی که الان زنها با آنها در ارتباط اند شما قشنگ از دید قرآن بیان کرده آید. مرکز پخش کتاب شما با بقیه هست امنا مساجد ها هست ها مشورت و پولها جمع آوری و نذر کتاب قشنگ زن آن گونه که باید باشد به شود. من به پویش همدلی اصفهان پیام و اسم کتاب شما را داده ام با چند تا از مساجد محله هم صحبت و کمک کنید این کار یک پویش همگی و خدا پسندانه بشود. با اجبار و زور که حجاب نمی شود خوب نتیجه اش این شد. تازه شلوار های جلوباز وعلنی روسری ها برداشته شده. سپاس و تشکر که این کار صورت بگیرید اگر خوب است. یک نفر هم با خواندن این کتاب فکرش درست بشود.
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! باید به هر شکل ممکن جایگاه حجاب را که نوعی فرهیختگی است برای زنان، تا ابعاد زمینی آنها آسمانی شود؛ تبیین کنیم. اتفاقاً تصور بنده این است شرایطی فراهم شده است که گوشها بهتر از قبل آمادهاند که جایگاه حقیقی حجاب را بشنوند و متوجه باشند حجاب برای زنان نوعی از حضور عرشی آنها است در عالم تا با جامعیتی گسترده در زندگی و در جامعه حاضر شوند و نگذارند مخاطبان آنها آنان را تنها در بُعد جنسی مدّ نظر قرار دهند. موفق باشید
سلام استاد جان: خدا قوت! استاد جان برای متخلق به اخلاق الهی شدن و خوش اخلاق شدن در خانه، محل کار، جامعه و... سیر مطالب و اصوات خودتون چگونه است؟ چه صوت یا مطالبی به ترتیب اولویت پیشنهاد می کنید؟ آیا شرح مکارم اخلاق کفایت می کنه؟ آیا این شرح نیاز به پیش نیاز نیست؟ بعد از این شرح هم مطالب دیگه ای هست برای استفاده کردن؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: آنچه اصل همه خوشبینیها و درک سایرین به حساب میآید، «تفکر» است و در این رابطه آری! معارف توحیدی و از جمله «معرفت نفس» از یک طرف و توصیههای اخلاقیِ اصیل مانند آنچه حضرت امیرالمؤمنین «علیهالسلام» به فرزندشان در نامه ۳۱ نهجالبلاغه فرمودند؛ و مباحث مکارم الاخلاق از طرف دیگر، کارساز است. موفق باشید
با سلام: یک سوال ذهن مرا درگیر خود کرده که چرا انسان اینقدر تحت تاثیر افرادی که به نحوی در جماعات آنان یا همراه با آنان می شود قرار می گیرد و آیا راهی وجود دارد که با اینکه در کنار مردم با عقاید مختلف قرارمی گیریم ولی همواره آنچه که می خواهیم بمانیم و تغییر نکنیم؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: به همین جهت تأکید میشود در معارف دینی و سیره ائمه تأمّل کنید تا نسبت به افراد، افراط و تفریط نشود. عرایضی در شب ۱۳ ماه رجب إنشاءالله تحت عنوان «حضرت علی «علیهالسلام» و راهی به سوی محبّتی اصیل در اسلام» خواهد شد. که ممکن است در این رابطه کمککار باشد. موفق باشید
سلام علیکم استاد: گفته میشه که ماه رجب ماه لطف و رحمت خدا و ماه نزول رحمت هست. منتها نمیدانم چرا برای من عکس این است با آمدن ماه رجب در قبض و گرفتگی عجیبی هستم و احساس بی توفیقی میکنم. آن حس حضور حضرت حق ، سوز و مراقبه را که قبل از رجب داشتم و در روز های آخر جمادی الثانی بیشتر شده بود، با آمدن رجب کاملاً از بین رفت. سوالم این است که چرا با آمدن رجب بجای آنکه احساس حضور قوی تر شود و.... دقیقا برعکس آن اتفاق افتاده و دچار سردی و قبض و بی میلی در عبادت شدم؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: اتفاقاً این حالت هم در جای خود حکمتی دارد تا بیشتر از قبل متوجه خودآگاهی نسبت به خود گردیم و بفهمیم «در بلا هم میچشم الطاف او». این حالت منحصر به شما نیست، ولی چیز خوبی است از آن جهت که نمیدانیم «زیر دریا خوش بُوَد یا روی او / قهر او دلگش بود یا لطف او». موفق باشید
سلام علیکم: آیا اعتصابات معلمان برای اعتراض به کمی حقوق خود کار درستی است؟ گاهی در مدرسه ما را تحت فشار قرار میدهند که سر کلاس نرو و در دفتر بنشین ما چه کنیم؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده بیش از ۲۰ سال پیش در هر جایی که صدایم میرسید، این فریاد را زدم که جریان خطرناکی آن سالها پایهگذاری شد مبنی بر آنکه هر وزارتخانهای و هر شرکتی تلاش میکرد حقوق کارمندان خود را بدون ارتباط با سایر ادارات و شرکتها تعیین کند. در حالیکه از نظر کارمندِ نظام اداری بودن در ابتدای امر مدرک تحصیلی است که متأسفانه این موضوع، بیش از ۲۰ سال است که در آموزش و پرورش در مقایسه با سایر ادارات مورد غفلت قرار گرفته و به تعبیر بعضی از مسئولان آموزش و پرورش، قصه قاپیدن حقوق قصه گوشت قربانی شده است که هرکس زورش بیشتر بود، بیشتر از آن بهره میبرد و به نظر بنده تنها و تنها راهِ حلی که ما باید از سالهای قبل به دنبال آن بودیم، همین راهی است که جناب آقای رئیسی مطرح کردهاند و این نیز به جهت اطلاعات خوبی است که همسر دانشمند ایشان از جریان آموزش و پرورش دارا هستند. پیشنهاد بنده آن است که اگر فرصت به دولت ندهیم و مطالبه ما همان چیزی نباشد که رئیس جمهور میفرمایند، خود به خود باز موضوع مورد غفلت قرار میگیرد و فکر میکنم این بیصبریها و بعضاً حرکات غیر معقول منجر میشود تا تصور نوعی عدم حکمت از معلّمان در اذهان دولتیها پیش آید و اینجا است که باید مواظب نفوذیهایی شد که معلوم نیست میخواهند این مطالبه اصیلی که دولت وعده آن را داده است، به کجا ببرند؟ خودمان باید با حوصله و بدون ترک کلاس و تظاهراتی اینچنینی که شأن معلّم را فرو میکاهد مطلب را دنبال کنیم و اجازه ندهیم با شعارزدگی، موضوع اصلی به حاشیه رود. موفق باشید
درود با احترام میخواستم نظر استاد را درباره ی گفتگوی اخیر آقای کدیور با استاد نصر بپرسم. https://youtu.be/9UL6ePizLus سپاس
باسمه تعالی: سلام علیکم: در این مورد خوب است به جواب شماره ۲۶۱۹۷ رجوع فرمانید. موفق باشید
سلام بر استاد عزیز و گرامی: کتاب تاریخی چی بخونیم در رابطه با بعد اسلام و قبل از اسلام که جامع باشد و به معارف دقیقی دست یابیم و همچنین کتاب برای عقاید خیلی دقیق اما از ابتدا، ان شاءالله خدا عاقبتتان را خیر نماید.
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده کتاب «فروغ ابدیت» از آیت الله سبحانی برای شروع خوب است. موفق باشید
سلام: رجعت انبیا درزمان حیات حضرت مهدی است اگر آری امام و ماموم کیست و اگر رسول اکرم هم رجعت کنند امامند؟ مطلب بعد پس از رجعت آن کسانی که رجعت کردند قاعدتا با توجه به آخرین بالفعلها رجعت میکنند اما زبان، فرهنگ و... همه تغییر کردند، هیچ کدام از اقوامشان زنده نیستند نه خانه، نه شغل، نه لباس، هیچ. فرض کنید هزارسال بعد عریان از قبر برخیزیم چه وحشتناک و چه غربتی!
باسمه تعالی: سلام علیکم: همه انبیاء نظر به وجه نهایی خود دارند که موعود همه انبیاء و امتها است و به همین جهت روایت صراحت دارد که حضرت عیسی «علیهالسلام» به امامت حضرت مهدی «عجلاللهتعالیفرجه» در آخرالزمان حاضر میشوند. موفق باشید
با عرض سلام واحترام خدمت استاد عزیز: استاد تکه ایی از متن یک کتاب خدمت حضوراتان میگردد خواهشمند است در رابطه ی با نوع فکر ارئه شده در این متن اظهار نظر فرمایید، با کمال تشکر: *مغزهای کوچک زنگ زده* بگذارید اول نگاه کنیم که در دنیا چه تغییری رخ داده. بعد می آییم سراغ خودمان. قبلا شرکت های بزرگ واحدهای تحقیق و توسعه داخلی داشتند و به آن می بالیدند و البته مزیت رقابتی شان هم بود. مثلا شرکت آی.بی.ام (که برادر بزرگ صنعت فناوری اطلاعات جهان محسوب میشود) تحقیقات سنگین انجام می داد و سود خوبی هم می کرد. اما امروزه داستان عوض شده است! شرکتهای پیشرو در کنار تحقیق و توسعه داخلی، توجه زیادی به بیرون دارند. بد نیست یک نمونه را با هم بررسی کنیم: شرکت لوسنت تکنولوژی مالک بیشترین سهام آزمایشگاههای تحقیقاتی بل پس از جدا شدن از شرکت ای.تی.اند.تی (AT&T) بود. قرن بیستم، آزمایشگاههای تحقیقاتی بل قطعا برترین واحد تحقیقات در صنایع تجهیزات مخابراتی بود. اما شرکت دیگری وجود داشت به نام سیسکو! سیسکو فاقد آزمایشگاههای مدرن و قابلیتهای درونی تحقیق و توسعه مانند آزمایشگاههای بل بود رقابتی بسیار نزدیکی با شرکت لوسنت داشت و گاهی از این شرکت پیشی میگرفت. ●هر دو شرکت سیسکو و لوسنت در یک صنعت فعالیت میکردند اما دارای استراتژیهای متفاوتی در زمینه نوآوری بودند. شرکت لوسنت منابع عظیمی از ظرفیتهای خود را به تحقیق و توسعه داخلی (همه چیز را خودم تولید کنم) بود. اما آن طرف سیسکو استراتژی متفاوتی داشت، این شرکت هر فناوری را که نیاز داشت از خارج از مجموعه خود بدست میآورد که عموما حاصل همکاری با یا خرید شرکت های کوچک فناور بود. از قضا برخی از همین شرکت ها توسط کارکنان قدیمی شرکت لوسنت راهاندازی شده بودند (سایت تجاری سازی فناوری نانو مچ). آنچه خواندیم نمونه از نوآوری باز است. نوآوری باز به زبان ساده این است که ما در جستجوی نوآوری در سطح محصولات، فرآیندها و کسب و کار هستیم. همه این نوآوری ها که به ذهن/عقل ما نمی رسد! همچنین نمیتوانیم همه ایده های نوآورانه را عملیاتی کنیم. پس مرزها را باز می کنیم و با دیگران همکاری می کنیم. این می شود هم آفرینی! دو نوع نوآوری باز وجود دارد: ▪︎ نوآوری باز از داخل به بیرون: ایده و دانش از درون مجموعه شما به بیرون منتقل و منجر به نوآوری می شود. ▪︎ نوآوری باز از بیرون به درون: ایده و دانش، از بیرون به داخل جذب میشوند. ■ در نوآوری بسته همه کارها درون مجموعه و توسط خود مجموعه انجام می شود. شما در نوآوری باز می توانید با گروه های زیر همکاری کنید و نوآوری ایجاد کنید: مصرفکنندهها و مشتریها؛ تأمینکنندهها؛ دانشگاهها و سازمانهای تحقیقاتی؛ رقبا؛ مخترعین؛ استارتاپها و مشاوران تکنیکی. □ نوآوری باز یعنی باز کردن مرزها برای همکاری با دیگران برای هم آفرینی در محصولات، فرایندها و کسب و کارها با و از طریق دیگران. ● یک یادآوری مهم: قرار نیست همه امور را از طریق نوآوری باز پیش ببریم. در برخی حوزه ها و زمینه ها، قطعا باید از همان روش نوآوری متعارف (یا به اصطلاح بسته) استفاده کرد. *تجویز راهبردی:* ■ وقتی شما مرزهای سازمان و کشورت را می بندی، وقتی با دیگران، تبادل ایده و نوآوری و فناوری نداری، وقتی در کلوب بزرگان دنیا عضویت نداری، وقتی تمام انتصاباتت از دور و بری هایت است. وقتی درب اتاقت، سازمانت و دانشگاهت را به روی دیگران می بندی، بعد از مدتی هر چقدر هم باهوش باشی میشوی یک *«مغز کوچک زنگ زده»*. اندازه مغز ما، به اندازه جهان ماست. دقیق تر بگویم: وسعت فهم ما به اندازه وسعت شبکه ماست. شبکه کوچک، مغز کوچک تولید می کند. وقتی با استارتآپها، های تکها، بیگتکها، زنان و مردان بزرگ تعامل نمی کنی، زنگ میزنی! □ بسیاری را به دلایل امنیتی و غیرامنيتی و ایدئولوژیک کنار میگذاریم. محدود مواردی هم که ما میخواهیم با آن ها ارتباط برقرار کنیم به خاطر تحریم ها پذیرفته نمی شویم. ● چند دانشگاه «واقعا» بین المللی در ایران داریم؟ چند استاد غیرایرانی جهانتراز در ایران فعالیت میکنند؟ چند پروژه مشترک تحقیقاتی جدی با ده شرکت هایتک دنیا داریم؟ چند شرکت ایرانی در بازارهای بورس جهانی لیست شده اند (پذیرفته شده اند)؟ کدامیک از ده شرکت برتر جهان در ایران کارخانه، آموزشگاه، آزمایشگاه اصلا نه یک کارگاه ساده صد نفره دارند؟ ● جواب همه این سوالات آیا عددی غیر از «صفر» است؟ سخت امیدوارم که باشد! این ایده بیمارگونه که همه چیز را خودمان اختراع و تولید کنیم بسیار خطرناک است. قرار نیست همه چیز را خودمان تولید کنیم. اصلا در ۹۵٪ موارد مهم نیست که چه چیزی را خودمان تولید کنیم. مهم این است که منفعتش به جیب چه کسی می رود؟ جهان تغییر کرده و مغزهای کوچک زنگ زده هر روز که دیرتر غار تنهایی خود را ترک کنند، بیشتر عقب می مانند. *سرآغاز نوآوری باز، ذهن باز و مغز باز است!*
باسمه تعالی: سلام علیکم: همینطور است که نباید در محدوده فکر و فهم خود متوقف شد و همچون طالبانیسم، دیگری را چه از نظر فکر و چه از نظر علم به حساب نیاورد و به نظر بنده هنر انقلاب اسلامی نیز در همین است که در عین حضور در جهان، بنا ندارد به بهانه حضور در جهان خود را ذیل استکبار معنا کند و بعضاً عدهای به بهانه حضور در جهان، طوری حضور ما را برنامهریزی میکنند که عملاً مانند کره جنوبی ذیل جهان استکباری قرار میگیریم که حتی اختیار معامله با کشور مستقلی مثل ایران ندارد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: عرایض نسبتاً مفصلی در کتاب «آنگاه که فعالیتهای فرهنگی پوچ میشود» در این رابطه شده است و به همین جهت به ما میفرمایند: «العلم هو حجاب الاکبر» بدان جهت که مانع نظر به حقیقت میشود و ما را در مفاهیم متوقف میکند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در نگاه فلسفی، ماده در ذات خود عین قوه و قبول است و بدین لحاظ آری! وجود که مقامش مقام نور است برای آن معنا ندارد ولی به عنوان مظهری از انوار وجود که با قبول آنها آن را می نمایاند می توان عالم ماده را مظهری از انوار وجود دانست به همان معنایی که جناب باباطاهر می فرمایند: به صحرا بنگرم روی تو بینم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: این مباحث، مباحث مفصل و مهمی است و از حیطه سوال و جواب خارج است. این روزها کتاب شرح سوره فتح در حال خروج از چاپ است. اگر إنشاء الله همت بفرمایید و مباحث یک سوم اول آن کتاب را دنبال کنید به لطف الهی جواب خود را خواهید گرفت، وگرنه با سوال و جوابهای محدود، سرگردانی انسان در مورد وحدت وجود رفع نمی شود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در این مورد خوب است به کتاب «مبانی نظری نبوت و امامت» که روی سایت هست، رجوع فرمایید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. جناب حافظ خود را شاگرد قرآن میدانند و در راستای تذکر به وجوه قدسیِ انسان، آن غزلهای ملکوتی را سرودهاند تا رسالت خود را انجام دهند. ۲. هرگز حافظ خود را نهتنها در عرض اولیای معصوم، بلکه در حدّ خاک پای آنها هم به حساب نمیآورد. ملاحظه کردید که در بیت آخر غزل شمارهی ۹۳ چگونه فرمود: اگر قرآن را با ۱۴ روایت یعنی با نگاه چهارده معصوم بخوانید، به عشقی میرسید که آن عشق، فریادرس است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده با توجه به تجربیاتی که دارم فعلاً معرفتزایی را اصل میدانم و در این رابطه سیر مطالعاتی سایت پیشنهاد شده است. البته ذوقها متفاوت است و هرکس نمیتواند با نوع مباحثی که در سیر مطالعاتی سایت هست، ارتباط برقرار کند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به هر حال شما نباید در ذهنتان وقتی به یادتان میآید، دنبال کنید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: اینطور به ایمیلتان جواب داده شد:
۲۷۵۸۸- باسمه تعالی: سلام علیکم: متوجه هستم. به همین جهت عرض شد شاید نظر به آن آیه باشد وگرنه اشکال جنابعالی در جای خود باقی میماند که نباید خداوند را در عرض امور دیگر قرار داد. به هر حال باید آن متن را طوری خواند و توجیه کرد که با توحید و آیهی مذکور مخالفت نداشته باشد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر میآید همان سیر مطالعاتی سایت، شروع خوبی باشد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در این مورد خوب است سری به بحث «انقلاب اسلامی، طلوعی بین دو جهان» که بر روی سایت هست بزنید. موفق باشید ادرس بحث http://lobolmizan.ir/post/1651
باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر میکنم اگر انقلاب پیش نیامده بود، اختلاف طبقاتی که امروز گرفتار آن هستیم و به کمک انقلاب باید از آن عبور کنیم؛ صد چندان بیشتر به ما تحمیل میشد و با پدیدارشدنِ انقلاب اسلامی در منطقه، تحولی در سایر کشورهای منطقه نیز ایجاد شد و آنها نیز در کار خود تجدید نظر کردند. ولی از اینها مهمتر، موضوع عزّت ما است که با انقلاب اسلامی به ما برگشت. موفق باشید
سلام و رحمت خدا به استاد بزرگوار: چند روزی هست به جهت موقعیت شغلی در مواجهه کاری با خانم هایی قرار گرفتم که کشف حجاب کرده اند، (کلیپی از آقای بشیر حسینی دیدم که گفته اند حاج قاسم عزیز به ایشان گفته اند اگر در دیدید بین دختر چادری و بی حجاب باید برای کسی وقت می گذاشتید سراغ آن بد حجاب باشید زیرا با حجاب در پناه حجاب و خانواده و مسجد است و او هیچ کس را ندارد) با توجه به دقت در احکام فقهی، نظر حضرت استاد در جهت این نوع نگرش نقل قول شده از حاج قاسم عزیز را چگونه ارزیابی می کنید؟ ان شاءالله عاقبت بخیر باشید.
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! در افقی که آن مردِ مردها، آن بصیرِ زمانشناس آینده را ملاحظه میکرد، همه چیز حکایت از آن داشت و دارد که نه دوران داعشیگری، بلکه دوران داعشیسازان که میخواستند اسلام را بدنام کنند؛ گذشته است. و این مائیم که بایدمتوجه آینده قدسی جهان باشیم تا در امروزمان بهترین نحوه بودنها را تجربه کنیم.
مسلّماً نیازها است که انسان را جلو میبرد تا برآورده شوند، ولی باید از خود پرسید نیازها را چه عواملی بهوجود میآورند؟ آیا اگر نیازهای ما را روح غربزده ما تعیین کند، در آن صورت تلاش برای برآوردهکردن آن نیازها، تلاش برای رسیدنِ بیشتر به روح غربی نیست که انسان را بیبنیاد میکند؟ درک این موضوع ما را دعوت میکند تا به نوعی از حضور در زندگی فکر کنیم که نیازهای ما معنابخشِ ما باشند و در برآوردن آنها احساس آزادی و شکوفایی بکنیم و منتظر آغازی شویم که در ذات مستعد آن هستیم. آغاز شور و شیدایی برای آنکه صیدِ «وجود» باشیم که عین قرار است در عین بیکرانگی و این یعنی جاودانگی که گذشته را به آینده مبدّل میسازد و این یعنی حضور در انقلاب اسلامی و حضور در بودنی که گذشته را به آینده مبدّل میکند، به معنای پایداری و بقاء.
با توجه به این امر، این افراد فریبخورده را باید فریبخوردگانی دانست که در جستجوی راهی هستند غیر از آنچه امروز گرفتار آنند. موفق باشید.
تاریخِ مَستی هاست. به این ویدئو دقت کنید! افراد در صحنه همه مسَتند چه آن بسیجی عزیزی که مست توحید است و خود را در حضور تاریخی جستجو میکند و گویا خدا او را در بر گرفته و بودنش بودن توحیدیست و چه آن اغتشاش گرانی که آنقدر به رذالت افتادند و آنقدر بد شده اند که در مقابل حضور خدا قرار گرفتند و مست شیطانی لایعقل شدند! با آن همه خشونت که خود نمیدانند از کجا آمده! شاهد آن جاست که خود ضاربین میگویند نفهمیدیم چه کردیم جوگیر شدیم. به یاد دارم در نوجوانی برای اولین بار که خوب به واقعه کربلا نگریستم و در جمله کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا تعقل کردم از خود یک سوال بزرگ پرسیدم: که اگر من در آن روز بودم به راستی در کدام قوم قرار می گرفتم؟ به این رسیدم که آن مردمانی که برای آن جنایت آمده بودند مسلمان بودند به اهل نماز و روزه و تقوا! خوب دیدم تفاوتی نمیبینم در خودم با آن ها پس چیست؟! بر آن شدم که جدا فکری به حال خود بکنم زیرا غیر از حرف و پای منبر و خیالات است این امر جدی است! پس به سوی خدا روان شدم و از او خواستم پرورگارا به صدق و راستی ناتوانم و فقیرم و نمی خواهم از یزیدیان باشم اما راه حل را نمیدانم پس یاریم کن کسی را جز تو ندارم. جدا چیست چاره وقتی در واقعه های توحیدی قرار میگیریم اختیار از کف میرود و حقیقت آنچه هستیم هویدا می شود. اکنون این ویدئو شاهدیست بر حضور خدا با انقلاب اسلامی و برحق بودنش و دشمن آن که دشمن ترین دشمنان حق است یعنی باعث و بانی اصل این دشمنی، آمریکا. البته گویا زمان سلحشوری با دشمن آغاز شده این حسی است که در مواجه با اغتشاشگران خالص در خود میبینم زیرا افراد گمراه بسیار کم شدند بلطف خدا و روز به روز غربالی شدید است. https://uupload.ir/view/vid_20221107_152954_371_ymqe.mp4/
باسمه تعالی: سلام علیکم: همینطور است. به ما به خوبی فرمودهاند در آخرالزمان انسانهای متوسط و میانه نداریم، یا در اوج ایمان و صفا و روحانیت خود حاضرند و یا در اوج ظلمات و تکبّر و خودخواهی. اینجا است که باید مواظب باشیم اگر در تمام ابعاد ایمان حاضر نشویم، خطر آنکه چون جواب همه ابعاد وجودی خود را ندادهایم، در لشکر مقابل لشکر حضرت صاحب الزمان «عجلاللهتعالیفرجه» قرار گیریم. مثل آنکه دیدیم چه کسانی در ابتدا در کنار حضرت امام خمینی «رضواناللهتعالیعلیه» بودند ولی بعد در مقابل ایشان قرار گرفتند. موفق باشید
