بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
31963

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام: رجعت انبیا درزمان حیات حضرت مهدی است اگر آری امام و ماموم کیست و اگر رسول اکرم هم رجعت کنند امامند؟ مطلب بعد پس از رجعت آن کسانی که رجعت کردند قاعدتا با توجه به آخرین بالفعلها رجعت می‌کنند اما زبان، فرهنگ و... همه تغییر کردند، هیچ کدام از اقوامشان زنده نیستند نه خانه، نه شغل، نه لباس، هیچ. فرض کنید هزارسال بعد عریان از قبر برخیزیم چه وحشتناک و چه غربتی!

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همه انبیاء نظر به وجه نهایی خود دارند که موعود همه انبیاء و امت‌ها است و به همین جهت روایت صراحت دارد که حضرت عیسی «علیه‌السلام» به امامت حضرت مهدی «عجل‌الله‌تعالی‌فرجه» در آخرالزمان حاضر می‌شوند. موفق باشید

31367

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت شما: جدای از بحثِ خباثت ذاتی دشمنان اهل بیت (ع) و اینکه آنان ذات ظلمانی دارند چرا اهل بیت (ع) دل دشمنان خود را نبردند و آنان را شیفته خود نکردند؟ اگر امام علی (ع) معاویه ملعون را شیفته و عاشق خود می‌کرد چه می‌شد؟ با تکیه بر این اصل که اهل بیت (ع) مظهر اسماء الهی هستند و بدون شک می‌توانند همه را حتّی بدانِ بد را هم عاشق کنند پس چرا در تاریخ اینطور نشد؟ جدای از اینکه دشمنان اهل بیت (ع) انسان های پلیدی بودند. اهل بیت (ع) باید بتوانند پلیدان را هر طور شده پاک کنند چون منجی هستند. خواهشاً جوابِ سر راست دهید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حضرت حق«جلّ جلاله» به رسول خد «صلوات‌الله‌علیه‌وآله» می‌فرمایند: «إِنَّكَ لَا تَهْدِي مَنْ أَحْبَبْتَ وَلَٰكِنَّ اللَّهَ يَهْدِي مَنْ يَشَاءُ ۚ وَهُوَ أَعْلَمُ بِالْمُهْتَدِينَ» (قصص/56) ای رسول ما این‌طور نیست که تو هرکس را که مایل بودی، هدایت شود؛ هدایت گردد ولکن هرکس را که خداوند بخواهد هدایت می‌شود و اوست که دانای دانا نسبت به هدایت‌شدگان می‌باشد و از این جهت اگر خداوند قلب آن‌ها را شایسته هدایت نیابد حتی سخنان اولیای الهی بر آن‌ها مؤثر نمی‌افتد. موفق باشید

31179

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: در ماده اصالت به نور است یا با تاریکی؟ نظرتون راجع به متن زیر چیست؟ در ماده طبق تحقیقات اصالت با تاریکی است چون هیچ کدام از اشیا نورانی نیستند و ذاتشون بدون نور است. ذات اشیاء بدون نور است چون وقتی بهشون نور میدیم دوباره میتونیم ازشون بگیریم. و همه چیز تاریک است حتی ستارگان و خورشید. خورشید هم ذاتش بدون نور است چون ذاتش از هیدروژن درست شده که تبدیل به هلیم میشه و در این بین نور تولید میشه پس ذات خورشید نور ندارد.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در نگاه فلسفی، ماده در ذات خود عین قوه و قبول است و بدین لحاظ آری! وجود که مقامش مقام نور است برای آن معنا ندارد ولی به عنوان مظهری از انوار وجود که با قبول آنها آن را می نمایاند می توان عالم ماده را مظهری از انوار وجود دانست به همان معنایی که جناب باباطاهر می فرمایند: به صحرا بنگرم روی تو بینم. موفق باشید

30744

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد بزگوار: چون اون ایمیل برای زمان طولانی خیلی وقت پیش هست که رمز ورودش فراموش کردم. استاد خیلی داغونم کمکم کنید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: جهانی که خداوند در مقابل ما قرار داده، بسی گشوده است و هیچ امری نمی‌تواند آن حضور را برای ما تنگ کند. پس اولاً: جایی برای آن نوع از عصبانیت‌ها نیست. ثانیاً: جایی برای خودخوری نمی‌باشد. باید زندگی را از نو شروع کرد. موفق باشید

کاربران محترم از ما نخواهند که جواب به پیامک‌های آن‌ها ارسال شود، این کار برای ما مقدور نیست!!!!

30637

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام وقت به خیر: می‌خواستم بدونم برزخ و قیامت روحانی هستن یا جسمانی؟!
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! جسمانی هستند ولی جسمِ برزخی و قیامتی، مثل جسمی که در خواب از اشیاء می‌یابیم. در این مورد جزوه‌ی «چگونگی حیات بدن اُخروی» که روی سایت هست می‌تواند کمک‌کار باشد. http://lobolmizan.ir/leaflet/1295/ . موفق باشید

29575
متن پرسش
با سلام خدمت استاد محترم: در پاسخ پرسش ۲۹۵۳۴ فرمودید وجود نور است و چنانچه به هر مخلوقی به وجه وجودی آن نظر شود با نور حضرت حق رو برو می شویم. در کتاب تسنیم ۲ آیت الله جوادی آملی ص ۳۲۰ و ۳۲۱می فرماید که «الله نور السموات والارض»، نور تکوینی و نور اصل هستی است و این نور همگانی بر سراسر جهان پرتو افکنده است «فاینما تولو فثم وجه الله»..اما نور ایمان نور خاص تکوینی و نور خاص الهی است. سوال این است که برای نظر به وجه وجودی مخلوقات و نور حضرت حق، از کدام هدایت باید بهره برد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: از هر دو، آری وقتی متوجه‌ی نور آسمان‌ها و زمین شدیم و عالَم را آینه‌ی ظهور نور حضرت الله یافتیم، می‌یابیم همان خداوند که نور آسمان و زمین است، معبود ما است و وارد وادی ایمان می‌شویم و عملاً توجه به هر دو وَجه حضرت حق، به هدایت خداوند است تا هم او را نور آسمان‌ها و زمین بیابیم و هم او را معبود جان‌ها بشناسیم. موفق باشید     

29549

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

ضمن بذل توجه شما نسبت به سوال بنده در مورد تحلیل انیمیشن i pet goat 2 حقیقتا چون من عالم خود را مباحث شما قرار دادم میخواستم از جای درست این دست از تحلیل ها از منظر شما آگاه گردم و همچنین با آگاهی که بعد از دیدن این تحلیل ها به من داده شده خواستم از طریق رسانه ایی که شما در اختیار دارید در دسترس بقیه دوستان هم قرار بگیرد شما رو تشویق میکنم که با سعه صدر بقیه قسمت های این تحلیل واقعا حرفه ایی رو ببنید که حتی با دلایل متقن طرح ریزی این پاندمی کرونا و همچنین شهادت سردار دلها حاج قاسم سلیمانی را هم رمز گشایی کرده امیدوارم بتوانیم به جمله امام جامعه که فرمودند هم دشمن را بشناسید هم دشمنی دشمن را، عمل کنیم

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: با توجه به این‌که مختصری وقت روی موضوع گذاشتم ولی برای اظهار نظر نهایی نیاز به فرصت زیادی دارد که نسبت به کارهایی که در حال انجامش هستم برای بنده مقدور نیست و انتظارم از دوستان آن است که چنین اموری را به عهده‌ی بنده که در این‌جا در حدّ جواب به سؤالات می‌توانم در خدمت‌شان باشم، نگذارند. موفق باشید

28499

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: خیلی معذرت میخوام که وقتتون را می‌گیرم شرمندم‌. استاد اگر یه اشتباهی انجام بدیم، و بعدش از مخاطبمون چندبار عذرخواهی کنیم ولی اون رابطه به حال اولش برنگرده، توبه هم بکنیم ولی مدت طولانی یاد این اشتباه و اون فرد در ذهنمون هر روز بیاد و شرمنده بشیم، ریشه ی این عذاب چیه؟ آیا خوبه که فکر کنه آدم به اون فرد و یا بده و غفلته؟ من خیلی ناراحتم استاد از این باب. اون اشتباه چیز خاصی هم نبود البته فقط یه حرف خوب ولی بی موقع بود.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به هر حال شما نباید در ذهن‌تان وقتی به یادتان می‌آید، دنبال کنید. موفق باشید

27462
متن پرسش
سلام علیکم: در پاسخ به پرسش ۲۷۴۱۵ قرمودید که نفس ناطقه بعلت معد بودن معلومات و معقولات خارجی، با نظر به دات اقدس حضرت حق، صورتی متناسب شکل بیرونی می سازد. یعنی چون ما می یابیم بحث پدیده های عالم بصورت معد و تجلی از حکمت حضرت حق و مرتبه ای از وجود هستند، خیال و صورت سازی خود را تادیب و مودب می کنیم تا در سیر ملکوتی قرار گیرد و موردی که در بحث کانت پیش آمد و شوپنهاور بعد از آن بدان دامن زد را بفهمیم و وجه تمایز اساسی در معد بودن و مرتبه ای از وجود بودن در عالمی که خالقش سر چشمه و اصل وجودست، محسوب می شود؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در مباحث شریف «معرفت نفس» ابتدا روشن می‌شود صورتِ علمی محسوسات از نظر وجودی، در درجه‌ی بالاتری از خودِ محسوسات که در مرتبه‌ی عالم ماده هستندرادارا می‌باشند. و از آن جایی که علت، باید از نظر وجودی بالاتر از معلول باشد، امکان ندارد صورتِ علمیِ موجودات، معلولِ صورت‌های محسوسه‌ی آن‌ها باشد مگر آن‌که آن‌ها در حدّ علت معدّه نفس را آماده کند تا صورت علمیِ محسوسات را از «واهب الصُوَر» دریافت نماید و بدین معنا که نفس باید آن صوَر را ابداع کند. موفق باشید

26406

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: دیدگاه طرح شده در آدرس ذیل، که نتایج مهمی را به دنبال دارد، از نظر اسلام چگونه ارزیابی می شود؟ http://problematicaa.com/radical-critique/
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: مشخصاً بفرمایید چه نکته‌ای مدّ نظر دارید تا در همان مورد ورود شود. موفق باشید

26296
متن پرسش
سلام علیکم: با توجه به سوال ۲۶۲۸۹ و مطالب موجود درباره نسبت جمهوری اسلامی و آزادی، آیا بشر غربی امروز علیرغم پیشرفت هایی که در حوزه آزادی اجتماعی و فعالیتهای مدنی داشته است به ویژه اینکه آنها نزدیک سه قرن از انقلابهای بزرگشان می گذرد و در حوزه هایی مثل پارلمان، قوانین مدیریت شهری و انتظام امور منطقه به دستاورد رسیده اند (که البته در آنها هم ضعف های زیادی وجود دارد)، توانسته به آزادی از هوی و هوس و تمایلات نفسانی و ارضای نفس اماره برسد و آزادی معنوی را برای خویش بدست آورد تا بدین صورت بتواند جامعه خود را هم آزاد از آفتها کند و هم خودش و هم جامعه اش شایسته قرب و حرکت حول امر متعالی گردد؟
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر می‌اید نمی‌توان یک نظر شُسته و رُفته در این مورد داد. آری! رگه های از حرّیت در آن‌ها هست که متأسفانه بعضاً گرفتار نفس امّاره شده و از آن بدتر، گرفتارِ حاکمان سیاسی هستند که عملاً آن‌ها گروگان کمپ‌های صهیونیستی می‌باشند. ولی به هر حال رگه‌های هوشیاری و حرّیتی که در آن‌ها هست، امیدِ به آینده را در نسبت با غرب از بین نمی‌برد. موفق باشید

26238

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: «تمدن نوین اسلامی» دقیقا یعنی چی؟ من هر چی آوینی تا الان خوندم متوجه نشدم که حالا که تمدن غرب اخ و جیزه و نباید بریم سمتش باید چیکار کنیم پس؟ برگردیم به دوران اسب و استطبل چی؟ حالا مفهوم این "نوین" دقیقا چیه؟ خب ما چه بخواهیم چه نخواهیم توی همین بستر تمدن غربی داریم زندگی می کنیم یعنی چه بخواهیم چه نخواهیم غرب هست و ما باید از این تکنولوژی غرب استفاده کنیم منتها این نوع استفاده ما باید به چه شکلی باشه که اسلامی باشه؟ به چه شکلی باشه که از تکنولوژی غرب به نفع این تمدن اسلامی بهره ببریم اگر مصداقی نمونه ای بفرمایید و این موضوع را بسطش بدهید ممنون میشیم.
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: در این مورد خوب است سری به بحث «انقلاب اسلامی، طلوعی بین دو جهان» که بر روی سایت هست بزنید. موفق باشید ادرس بحث   http://lobolmizan.ir/post/1651

25915

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: فرق جسمانیه الحدوث با جسمانیه الظهور چیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: وقتی روح در موطنِ جسمانیه الحدوث حادث شود، به همان صورت ظهور می‌یابد. موفق باشید

33781

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام محضر استاد طاهرزاده: در آیاتی از سوره بقره که به آیت الکرسی معروف است، خداوند می‌فرمایند «لا اکراه فی الدین» (اجباری در دین نیست) ولی در آیات بعد درباره کسانی که آزادانه راه کفر را انتخاب کردند می‌فرمایند: اولیا آنها طاغوت است و وارد ظلمات می‌شوند و همچنین درباره کسانی که آزادانه راه ایمان را انتخاب کردند می‌فرمایند آنها را وارد حیات نورانی می‌کنند. پس می‌شود نتیجه گرفت انسان در انتخابش آزاد است ولی این را هم بداند با انتخاب خود چه سرنوشتی برای خود رقم می‌زند و بعبارتی درست است در انتخاب آزاد است ولی سرنوشت انسان دست خداست و اخیرا هم در تفسیر سوره صف فرمودید همین الان به نوعی روح انسان را بهشت یا جهنم فرا می‌گیرد. الان در این عصر مصداق حیات نورانی سیر در مسیر انقلاب اسلامی است و مصداق حیات ظلمانی خارج شدن از نور انقلاب اسلامی است و تو این جریانات اخیر و اغتشاشات مشخص است چه کسانی اولیا خود را اپوزیسیون و رسانه های بیگانه قرار داده اند. ۲- امام حسین خطاب به کفار زمانه فرمودند اگر دین ندارید لا اقل آزاده باشید. یعنی به تعبیر بنده اگر آزادانه راه کفر را انتخاب کردید لا اقل آزاد مرد باشید و اینجا شاید منظور رفتار آزاد مردانه یعنی طبق وجدان انسانی خود عمل کنید باشد حالا این از اغتشاش گران که ندای آزادی سر می‌دهند باید پرسید این اعمال (تخریب اموال عمومی و کشتار و زخمی کردن مردم) کجایش مصداق آزاد مردی است و در کشور ما عده زیادی موافق جمهوری اسلامی هستند این اسائه ادب به نظام و رهبری (که از دید ما حسین زمان هستند) کجایش مصداق آزادی خواهی و آزادگی است؟ سوال من از حضرتعالی این است: این که امام حسین فرمودند اگر دین ندارید لا اقل آزاده باشید مصداق رفتار آزاد مردانه در این عصر برای افرادی که جمهوری اسلامی (جلوه ظهور دین در این زمان) را قبول ندارند چیست؟ با تشکر

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نکات بسیار خوبی فرمودید. نمونه آزادگی که حضرت امام حسین «علیه‌السلام» می‌فرمایند همان افرادی هستندکه اسلام را قبول ندارند و معتقدند حال که مردم جمهوری اسلامی را با رأی خود پذیرفته‌اند به احترام انتخاب مردم، نظام را پذیرفته‌اند و یا آن عده‌ای که معتقدند اگر در این شرایط خاص و با فتنه‌هایی که دشمنان ما دارند، جمهوری اسلامی در میان نباشد، ایران تکه پاره می‌شود. موفق باشید

33119

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام علیکم: یکی از اقوام مون با ارتباط تلفنی با یک نفری که آن شخص با اینکه مکان سکونتش خیلی دور تر از روستای ما است ولی با انجام کارهایی مثلا مکان اشیا را می فهمد و... چه کاری انجام دهم که دست آن شخص از آنجا کوتاه شود و دیگر از فهمیدن آن مطالب عاجز بماند و... ۲. حرز امام جواد چه تاثیری در جادو داره؟ چه اذکاری و سوره هایی برای بسته شدن راه جادو خوبه؟ ۳. در جایی خواندم ذکر هو ظاهر و باطن.... را به تعداد دفعاتی بگیم راه مکاشفه و شهود باز می شود آیا درست است؟ ۴. برای گفتن ذکرها به چه کتاب معتبری رجوع کنیم؟ ۵. بعضی از مواقع سوره الرحمن را می خواندم چیزهای عجیبی می دیدم در خانه یمان دلیلش چیست؟ ۶. برای تسلط و اراده ام در خواب چه کار کنم؟ ۷. بنده نسبت به خوابیدن شهوت دارم یعنی خوابیدن را دوست دارم و وقتی می خوابم خوابم طولانی میشه چه کار کنم تا از این عادت بیرون بیام؟ سپاس و تشکر

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مواردی که می‌فرمایید مواردی نیست که بنده در آن وارد باشم. موفق باشید

32568

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام بر شما: با دنبال کردن مباحث آشتی با خدا (شنیدن صوت حضرتعالی) به این نتیجه رسیدیم که رسیدن به حقایق چیزی است که به جز خواندن درسهای مدرسه محقق می‌شود و درس هایمان (میزان سوادمان) نقشی در کمال و قرب الهی ندارند. حال ما با چه رویکردی، با چه انگیزه ای و با چه هدفی درسهایی مثل (زیست شناسی، ریاضی، شیمی و...) را بخوانیم که آن احساسِ پوچی و حس نومیدیِ ناشی از نرسیدن به هدف عالی برایمان ایجاد نشود؟ و اصلا آیا این نگاه ما نسبت به این علوم صحیح است؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! انسان دارای ابعاد گوناگونی است که بعضی از ابعاد، اصالت خاص خود را دارند مثل عقاید حقّه. که در این مورد انسان باید در هر شغل و جایگاهی که هست نسبت به کسب عقاید حقّه تلاش نماید تا جایگاه خود را در هستی چه در دنیا و چه در آخرت به بهترین شکل بیابد و در کنار چنین حضوری معلوم است که باید نسبت به زندگی دنیایی و اموری که دنیای انسان را سر و سامان می‌دهد، نیز تلاش کند. و این‌جا است که علومی مثل علومی که فرمودید، معنا و جایگاه دارند. موفق باشید

32499
متن پرسش

با عرض سلام خدمت استاد گرامی، و با تشکر از زحمات شما، لطفا در راستای رسیدن به «سینما، ایوان نظر» در انقلاب اسلامی راهنمایی بفرمایید. می‌دانیم بیان سینمایی حال مخصوص به خود را دارد و حال حسی است که در نسبت با وجود صورت می گیرد. فرم، جهت و نحوه ی حرکت در رجوع به حقیقت در بیان سینمایی، اگر با نظر به مقام جامعیت صورت گیرد، مظهر اسم «الصمد» یعنی «به سوی او» می شود. و اگر در فیلمنامه و کارگردانی رجوع به حقیقت در مقام جامعیت نباشد و اگر حیات حقیقی دیده نشود، شرّ ما خلق (آنچه فیلمنامه و کارگردانی خلق کرده) مخاطب را گرفتار می کند، زیرا هر حقیقتی در مقام جامعیتش خودش است و اگر هر چیزی از جامعیت جدا شد از حقیقتش خارج می شود. وقتی فیلمنامه و کارگردانی وجود خاصی نباشد، نه خودش را ببیند و نه غیر را، و فقط حق ببیند. خدا خودِ رجوع به حق «الصمد» را به او می دهد. و تا وقتی بقیه چیزها را حس می کند و وجود برایشان قائل است، توحید اش کامل نیست. از طرفی صحنه های فیلمنامه اشاره ایی است به پایگاه وجودی ایی که فیلمنامه نویس در خود، آن پایگاه را می شناسد. پایگاه قرب به حق. و فیلمنامه نویس برای نوشتن صحنه ها در عالم خیال، عقل و یا قلب خود مستقر شود و مخاطب را با خود در همان لایه از وجود حاضر می‌کند و با حرکت بین صحنه ها مخاطب را در لایه های وجودیِ حس، خیال، عقل و قلب عبور می دهد تا به جامعیت برساند. مبنای این حرکت در لایه های وجودی، جاذبه و کششی است که در معنا و حقیقت داستان وجود دارد و در تطبیق با جذابیت های تکنیک سینما به تصویر در می آید. رسیدن به نوع و جنس چنین جذابیتی در تصویر بسیار اهمیت پیدا می کند زیرا جذابیت سینمایی تحریک ایجاد می کند و این تحریک منشا حرکت می شود و اگر دقت نشود جذابیت در بیان تصویر به سمت تحریک غرایز و یا تحریک احساسات می رود. در صورتی که جذابیتی از جنس انقلاب اسلامی که بر جامعیت قلب استوار است خودش محرّک است و ریشه در محبت انسانِ کامل دارد، چنین حرکتی، حرکت شوقیِ شخصیت داستان و حرکت حبّیِ حضرت حق را تعریف می کند. از آنجایی که با حرکت حبّی، تجلی حقیقت رخ می دهد، جامعیت نشانه ها و جاذبه های چنین حرکتی در تصویر بسیار اهمیت پیدا می‌کند. محبت به جنبه ی وحدانی در عالم حاضر است و اگر در قلبِ فیلمنامه و کارگردانی نور محبت انسان کامل (مقام جامعیت) باشد، جذبه های چنین نوری در بیان سینمایی، قلب مخاطب را تسخیر می کند و محرّک او برای عمیق شدن در لایه های وجودی می شود. ظهور محبت به انسان کامل با اجتناب از صفاتی که متضاد با این محبت است صورت می‌گیرد. سفر شخصیت اصلی داستان در ابعاد وجودی او در عالم حس، خیال و عقل می گذرد تا در حیات انقلاب اسلامی به قلب برسد. اینکه حضور در هر کدام از این ابعاد وجودی، منجر به رفتارهای مخصوص به خود از شخصیت می شود، فیلمنامه و کارگردانی را هدفمندتر می کند و مستقل ندیدن شخصیت ها و حرکات و تاکید کردن بر حالات وجودی نه بر حالات نفسانی از ویژگی هایی است که در نظر گرفته می شود. از طرفی شخصیت اصلیِ تنها وجود ندارد. شخصیت اصلی به نور جامعیت در صحنه است. هویت شخصیت اصلی که در نسبت حق و خلق تعریف می شود در گفتار و رفتار و حالات او منعکس می شود. او که مأوایی در حقیقت یافته، برای اینکه همواره خودش را در آن مأوا بیابد، ایستادگی و مقاومت می‌کند. او که به علم حضوری می رسد، هم رجوع دارد و هم تحقق. مخاطبی که با شخصیت اصلی (مجلای کمالات الهی) همراه می شود، هر لحظه خود را در عین ربط بودن، محتاج بودن، فقیر بودن و مضطر بودن به حق احساس می کند و از طریق وجود او به همه ی حقیقت منتقل می شود. وقتی رجوع به حقیقت در فیلمنامه و کارگردانی باشد، کثرت ها شخصیت دار نمی شوند و ترکیب بندی صحنه چشم ها را به حضور حق می اندازد و بر ماهیات تأکید نمی کند. زیرا صورت ماهیات که در ذهن واقع می شود، سایه علم حق است که از طریق حق در کارگردانی اشراق می شود. و تصاویر آن طور که هستند جز برای قلبی که به حقایق منور شده و حجاب ها بر طرف شده محقق نمی شود. و اگر کارگردانی خلوص قلب نداشته باشد و مقصدش حق نباشد، عالم داستان چهره اش را به او نشان نمی دهد. زیرا نفس با "واهب صُوَر" صورت ابداع می‌کند و کارگردانی از تعلقات عقلی، خیالی (ذهنی) عبور می کند و با تمام وجود به حق رجوع می کند و از واهبِ صور طلب می کند که صورت های داستان را که اصالت دارد به او نشان بدهد تا جزئیاتی که متصل به مقام کلی است در تصویر ظهور کند. زیرا عالم مثال، علم است و انسان را با حقیقت مرتبط می کند و از آنجایی که وجود علمی همان وجود ذهنی است، سینما باید بر بنیان علم باشد، علمی که با قرب به حضرت حق آشکار شود تا بتواند وارد عالم مثال شود و شهود صورت گیرد. نفس با مقام علمی آنچه می بیند متصل می شود و با نازل شدن در عالم مثال صورت وجودی را در موطن خیال می بیند.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حقیقتاً در تاریخی هستیم که با تصاویر و صحنه‌های سینمایی اموری را می‌توانیم به مخاطبان‌مان بنمایانیم و گوشزد کنیم که مقصد و مقصود انبیای الهی بوده است چیزی که ملاحظه کردید اخیراً آقای شهاب حسینی متذکر آن شدند. و البته نباید وقتی می‌خواهیم معانی قدسی را در قالب داستان و فیلم آوریم، به صورتی سطحی و حالت مستقیم اخلاقی درآوریم؛ بلکه باید آن مفاهیم حالت «اشارت» داشته باشد و نه صراحت.

آنچه در متن جنابعالی مطرح است، امری است که خواهی نخواهی باید در این تاریخ مدّ نظر فیلم‌سازان ما باشد هرچند همه آن محقق نشود. ولی نباید به صرف آن‌که این امور به قول آن‌ها «انتزاعی» و قابل تحقق نیست به‌کلّی از تحقق آن‌ها منصرف شد. سینمای فاخر نیاز ما جهت ارائه اهداف انقلاب اسلامی می‌باشد. موفق باشید     

32409

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام علیکم و رحمه الله: با آرزوی سلامتی برای استاد عزیزم، می‌خواستم تفاوت «واقعیت» را با «حقیقت» بدانم این دو چه فرقی با هم دارند؟ (در فلسفه) لطفا مثال هم بزنید استاد با تشکر فراوان

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آنچه را که با آن روبه‌رو هستیم به اصطلاح آن را واقعیت می‌گویند که ممکن است آن واقعیت، باطنی داشته باشد و آن حقیقتِ آن واقعیت به حساب می‌آید مثل انقلاب اسلامی که واقعیتش همان چیزی است که امروز در تاریخ واقع شده، ولی حقیقت آن بسی بالاتر از آن است که فعلاً ما با آن روبه‌رو هستیم و آن حقیقت، اراده الهی است جهات نفی استکبار. موفق باشید

32301

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد: وقتتون بخیر.اینکه شیاطین در ملکوت سفلی هستند یعنی در طبقات پایین عالم مثال قوس نزولند؟ اصلا این مطلب صحت داره؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌طور است زیرا اگر به بالاتر روند، شهاب‌های فرشتگان آن‌ها را طرد می‌کند. نکاتی در این مورد در کتاب «جایگاه جن و شیطان و جادوگر» و شرح سوره جن گفته شده است. موفق باشید https://lobolmizan.ir/sound/781?mark

32133
متن پرسش

سلام علیکم و رحمت الله: در کتاب «معرفت نفس و‌حشر» صفحه ۷۶ می‌خوانیم: «کلیه قوا و نفوس همواره در صراط استکمالند و چون نفس انسانی از قوه به فعلیت رسید خواه در سعادت عقلی یا در شقاوت حیوانت، به ناچار از نشئه ی دنیا به نشئ ی آخرت منتقل خواهد شد» آیا این در مورد نفس مطهر امام مهدی علیه السلام هم صادق است؟ آیا ایشان هنوز به فعلیت تمام وکمال نرسیده اند و در راه استکمال قدم بر می‌دارند؟ ان‌شاالله سوال این حقیر جسارت به محضر مقدس امام به حساب نیاید و اعوذ بالله من هذا

متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: در کتاب «مبانی نظری نبوت و امامت» عرایضی در این راستا شده است مبنی بر آن‌که ائمه «علیهم‌السلام» در مقام حقیقت نوری خود در کمال انسانی حاضرند و از این جهت امام ما و همه بشریت هستند. ولی در مقام نفس ناطقه، آن‌ها با عبادات خود کامل می‌شوند. از طرفی آن بزرگان همواره به تعبیر علامه طباطبایی در آیه ۳۳ سوره احزاب در عصمت تکوینی خود هستند و آن را حفظ می‌کنند و ما با نظر به سیره و توصیه آن‌ها سعی می‌کنیم از گناه فاصله بگیریم تا به آن‌ها نزدیک شویم. موفق باشید

32130

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام علیکم محضر استاد طاهر زاده: چند سوال دارم که ذهنم رو مشغول کرده: پیشاپیش بابت گرفتن وقت ارزشمند تان عذر می‌خواهم. ۱. چرا حضرت موسی علیه السلام با آن مقام توحیدی که موجب رسیدن جنابش به رسالت بود، برای رفتن به سوی فرعون و ارشادش، یک کمک و پشت گرمی مثل حضرت هارون علیه السلام را مسئلت کرد؟ اگر برای وصایت بود، خب بعد از ارشاد فرعون هم می‌شد یا اگر بحث تعداد مطرح بود آیا گروهی از افراد صالح و مومن بهتر نبودند؟ ۲. چرا ایشان خودشان شخصا اسم شخصی را برد؟ منظور آنکه چرا نگذاشتند خدا انتخاب کند؟ ۳. استاد عزیز با مطالعه پرسش ها احساس می‌کنم برخی عزیزان دل کم کم دارند نسبت به عرفا کمی بی مهر می‌شوند! و این خیلی خطرناک است. من بی سواد و هیچ، فکر می‌کنم جریان عرفانی که از زمان استادِ مرموز و ناشناس سید علی شوشتری قدس سره، به راه افتاده را نمی‌توان با جریان های تصوف و عرفان هایی که پیش از ایشان مرسوم بوده مقایسه کرد. اگر بحث بر سر حضور تاریخی مورد تأکید جنابتان است، بنظر شما ایجاد عرفان فقهی و اهل بیتی که باعث پیرایش دستورات و منش سلوکی سنتی از هر گونه ناپاکی و انحراف بود، یک انقلاب خاموش و عظیم تر از انقلاب امام نیست؟! با انقلاب امام، تنها وظیفه ای به وظایف سالکان افزوده شد و آن حمایت از نظام جمهوری اسلامی و تلاش برای رشد آن است. آیا اینها قابل جمع نیست؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. به این جمله حضرت موسی «علیه‌السلام» در نسبت با حضرت هارون«علیه‌السلام» فکر کنید که آن حضرت فرمودند: «وَأَخِي هَارُونُ هُوَ أَفْصَحُ مِنِّي لِسَانًا». ۲. تقاضایی بود برای مأموریتِ بهتر.۳. مسلّماً میراث عرفانی ما، رمز بقای امروزین ما است ولی اگر از حضور تاریخی خود غفلت کنیم آن حالت عرفانی، حالت حضوری خود را از دست می‌دهد. در حالی‌که آن بزرگان در تاریخ خود با حالت حضوری، آن معارف را گزارش داده‌اند و درک کرده‌اند. موفق باشید

29929

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم و رحمت الله: می خواستم در رابطه با مقدمات سیر و سلوک و عشق به ذات الهی راهنمایی ام کنید. باید از کجا شروع کنیم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده سیر مطالعاتی سایت می‌تواند راهی را إن‌شاءالله بگشاید. به خصوص اگر تا بحث معاد کار را جلو ببرید. موفق باشید

29817

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و احترام: بنده مردی ۴۲ ساله، متاهل با دو فرزند هستم. اینجانب هیئت علمی دانشگاه بوده و قریب به ۲۵ سال است از آموزه های کلامی، فقهی، تفسیری و عرفانی اساتید بزرگواری همچون شما و دیگر عزیزان بهره برده ام. با جنابعالی از سال ۹۲ آشنا شده ام و بسیاری از فرمایشات شما رو در حوزه سلوک دینی گوش کرده ام. با وجود پشتکاری که داشته ام، افسوس و صد افسوس هنوز اون اتفاقاتی که باید بیفتد نیفتاده است و بنده دچار نوعی یاس و نا امیدی در سلوکم شده ام. لطفا راهنمایی فرمایید. متشکرم
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به فرمایش حضرت فیض کاشانی:

گفتم به کام وصلت خواهم رسيد روزي

گفتا که نيک بنگر شايد رسيده باشي

سلوک، همین استقرار در نظام الهی است. خوب است در این رابطه به مباحث مربوط به سوره‌ی فتح که روی سایت هست، بپردازید. موفق باشید

29814

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: رهبر انقلاب در مراسم سردار سلیمانی فرمودند غیر از مسلمانان، ایرانیان هم ارزشهای ایرانی را در شهید سردار سلیمانی متبلور دیدند و به او افتخار کردند. سوال بنده اینست که این ارزشهای ایرانی چه ارزشهایی است که غیر از ارزشهای دینی می‌باشد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همان‌طور که حضرت آقا «حفظه‌الله» فرمودند شجاعت و مقاومت و نوع‌دوستی و فداکاری به طور شاخص در روح ایرانی متبلور است، وگرنه سایر ملل نیز از آن بی‌بهره نیستند. موفق باشید

28960

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد گرامی: اخیرا متوجه شدم هر وقت که مطلبی معرفتی را یاد می‌گیرم نفسم از این قضیه لذت می‌برد و مثل این است که بسیار دوست دارم مطالب جدیدی یاد بگیرم و حس خوبی از یاد گرفتن مطالب می‌گیرم، بنده برای مقابله با نفسم باید چه کاری انجام دهم؟ با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر می‌آید این موضوع را به فطرت مربوط کنید که انسان فطرتاً به دنبال معارف است. موفق باشید

نمایش چاپی