بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
28259

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام بر استاد عزیز: خدمتتون عارضم که شما روز شنبه این هفته بعد از جلسه تفسیر فرمودید باید وارد جهان توحیدی بشم و توصیه کردید برهان صدیقین رو کار کنم. اما استاد من یه فکری کردم دیدم باید یه چیزیو شما برام حل کنید تا با آسودگی وارد مباحث بشم. شما فرمودید برای یادگیری نخونیم. من خودم خیلی علاقه دارم کتابای زیادی رو بخونم فقط برای اینکه بلد باشم. اما استاد یه چیزی ته قلبم هست که میگه بخون تا بقیه بدونن بلدی و اگه پرسیدن فلان کتاب رو خوندی بگی آره. سر این وقتی با خودم کنار میام که باید برای رضای خدا بخونم باز از ته قلبم می شنوم که اینا رو بخون تا از علمای بزرگ که اینقدر با سواد بودن عقب نمونی. استاد آیا این صدا، صدای شیطانه که از ته قلبم میاد؟ ممنونم راهنماییم کنید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: هرچه می‌خواهد باشد. شما برای آن‌که وارد جهانی شوید که اندیشمندان مراحل آگاهیِ بشر در آن جهان‌اند، باید آثار آن‌ها را دنبال بفرمایید. موفق باشید

28133

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام و عرض ادب: نمی‌دونم چرا مدتی مخصوصا وقتی هر کتابی از مباحث و یا یک شهید و از این موارد را می‌خوانم پر از ظرفیت و فعل خوب می‌شویم ولی همین‌که هفته ای عقب بیافتد و نخوانم انگار که همه چیز را با اینکه یادمان هست ولی بسیار کم ظرفیت و پر خطا می‌شویم و چقدر حسرت اون احوالات را می‌خوریم که برگردد. چکار کنم که به یک ثباتی برسم؟ حتی بخاطر این موضوع قرصهای اعصاب هم می‌خوردم که دچار احوالات نامناسب می‌شدم. این موضوع خیلی من را عذاب می‌دهد.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: با توجه به همین حالات که برای انسان پیش می‌آید قرآن توصیه به صبر را به میان می‌آورد تا انسان همواره متذکر باشد چگونه در بحران‌های روحی همواره بر عهد اصلی خود با خداوند محفوظ بماند. موفق باشید

27753
متن پرسش
سلام استاد جان: استاد طاهرزاده بنده نگران آینده این کشور و انقلابم. نگرانیم از جوانان و نوجوانانی است که چند سال دیگر معلم و پزشک و استاد دانشگاه و تاجر و ... کشور خواهند شد و سرنوشت انقلاب و ایران به دستشان است وجامعه ای که...
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در این‌که مشکلاتی هست و موجب ریزش‌هایی از نظر نیروهای انقلاب شده؛ بحثی نیست. ولی از آن طرف بر روی افقی فکر کنید که انقلاب اسلامی در مقابل بشریتِ این دوران قرار داده و در کنار آن جوان‌هایی که شما می‌فرمایید و درست هم می‌فرماییدکه تحت تأثیر فرهنگ مدرن گرفتار نوعی بی‌هویتی شده‌اند؛ جوانانی در حالِ رشد هستند که نوید حضور شخصیت‌هایی بس بزرگ را در آینده به ما می‌دهد. به هر حال، شواهدی در میان است که تاریخ، تاریخِ نابودی ابرقدرت‌هاست و در آن فضاست که باید منتظر ماند که: «إِذا جاءَ نَصْرُ اللَّهِ وَ الْفَتْحُ (۱) وَ رَأَيْتَ النَّاسَ يَدْخُلُونَ في‏ دينِ اللَّهِ أَفْواجاً (۲)». در این مورد خوب است سری به یادداشت ویژه‌‌ای که تحت عنوان «آینده‌ی ما چه آینده‌ای است» بزنید. موفق باشید

آدرس:  http://lobolmizan.ir/post/1662/%D8%A2%DB%8C%D9%86%D8%AF%D9%87-%DB%8C-%D9%85%D8%A7-%DA%86%D9%87-%D8%A2%DB%8C%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%A7%DB%8C

27664

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام: طاعات و عباداتتون قبول استاد. روزتون مبارک استاد بزرگوار. خدا حفظتون کنه ان شاءالله به تمام حاجاتتون برسید و سلامت و پیروز باشید. التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: از لطف جنابعالی کمال تشکر را دارم و آرزوی توفیق و عاقبت بالخیر برایتان دارم. موفق باشید

27637

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: نظر شما در مورد لایوهای اینستاگرامی میلاد دخانچی که به رابطه قرآن و علوم انسانی می پردازد چیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به طور کلّی معتقدم در جای خود آن مطالب قابل توجه است و نباید آن نگاه، نادیده گرفته شود. موفق باشید

27278
متن پرسش
بسمه تعالی بازخوانی هویت دینی و ملی محضر شریف استاد سلام علیکم: در فهم اسلام متناسب با روح حاکم بر زمانه دو دیدگاه داریم: دیدگاهی بر اساس منطق فهم اسلام (یا همان دیدگاه اجتهادی) و دیدگاهی بر اساس علم هرمنوتیک. از نظر شما بر چه اساسی می توان اسلام را متناسب با روح حاکم بر زمانه تبیین کرد؟ برخی معتقدند علم هرمنوتیک بر اساس تعارضاتی که در متون تاریخی و مذهبی مسیحیت وجود دارد به وجود آمده است و ما چون در اسلام تحریف نداریم؛ دیدگاه اجتهادی کفایت می کند. نظر حضرت عالی چیست؟ آیا از نظر شما جمع این دو دیدگاه برای تبیین اسلام بر اساس روح حاکم زمانه نیاز است یا دیدگاه اجتهادی کفایت می کند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ما در دنیایی زندگی می‌کنیم که فرهنگ مدرن روحِ واژه‌ها را از بنیادِ تاریخی‌شان تا اندازه‌ای جدا کرده است و علم هرمنوتیک برای برگشت به روح تاریخی متون، به‌خصوص متون مقدس است و از این جهت مسلمان و مسیحی ندارد و فکر نمی‌کنم تعارضی بین دیدگاهِ اجتهادی و نگاه هرمنوتیک باشد. موفق باشید

34492

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام و عرض ادب و احترام خدمت استاد عزیز: با توجه به جدال بین مدرنیسم و پست مدرنیسم و چگونگی جایگاه عقل از دید این نحله های فلسفی مختلف و نظام های تربیتی مبتنی بر آن ها؛ برای فهم جایگاه عقل در فلسفه اسلامی و نظام تربیتی برخواسته از آن، چه منابعی را پیشنهاد می کنید؟ (از آثار خود و آثار مفید دیگری که در این زمینه می دانید.)

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: رفقا هر کدام در این رابطه بحمدلله تلاش‌های خوبی دارند از جمله جناب حجت‌الاسلام آقای مهدی منصوریhttp://mtabeen.ir و حجت الاسلام محسن عباسی ولدیhttps://eitaa.com/abbasivaladi . به نظر می‌آید در هر حال مباحث «معرفت نفس» از کتاب «جوان و انتخاب بزرگ» و «ده نکته در معرفت نفس» بگیر تا کتاب «خویشتن پنهان»، اموری هستند که در تعلیم و تربیت می‌توانند مبنایی باشند و در ادامه، کتاب «فرزندم؛ این‌چنین باید بود» به نور توصیه‌های مولای‌مان علی «علیه‌السلام»، راه‌هایی بسی گسترده در مقابل انسان می‌گشاید. موفق باشید

34352

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام: پیرو پرسش شماره 34209 با توجه به اهمیت این پرسش و پاسخی که جابعالی مرقوم فرمودید چند نکته بصورت سوال مطرح است. ۱. فرمودید: آیا در صدر اسلام می‌توانستیم به بهانه بعضی از چهره هایی که سقیفه را شکل دادند از کلیت اسلام منصرف شویم؟ در حالیکه حضرت علی علیه السلام در همان فضا هم سعی داشتند خلفا را کمک کنند تا روح اسلام بماند (هرچند که به خوبی متوجه ضعف هایی بودند که بسیار با سیره پیامبر صلوات الله علیه و آله و قرآن فاصله داشت) اما پاسخ: حضرت بالاجبار حکومت خلفا را پذیرفتند و سعی داشتند در آن شرایط بهترین نحوه ممکن از دین محافظت کنند. آیا حضرت حکومت خلفا را تایید می کردند؟ آیا حضرت نواقص حکومت خلفا را به پیچ تاریخی وصل می کردند و به هر شیوه تمامی مشکلات را توجیه می کردند؟ آیا حضرت علی، خلفا را ولی امر خود می دانستند و اطاعت از آنها را در همه حال بر خود فرض می گرفتند؟ آیا حضرت در مقابل انحراف های بزرگ خلفا سکوت می کردند و یا با توجیه های غیر منطقی سعی در تطهیر خلفا داشتند؟ آیا حضرت عقل را در برابر خلفا تعطیل کرده بودند؟ خیر. هیچگاه حضرت در زمان حکومت خلفا سر سوزنی از تقوی خارج نشدند و به گفته خودشان دین خود را به حکومت بر مردم نفروختند. ۲. اشتباه بزرگ شما این است که یک جبهه حق علیه باطل تشکیل دادید و حکومت ایران را معادل حق گرفتید و آمریکا را معادل باطل محض و دائم دارید حق و باطل را در این دو جبهه توجیه می کنید، در صورتیکه بر مبنای معارف شیعی تشکیل جبهه حق علیه باطل بدون حضور معصوم امکان پذیر نیست و همه انسانهای غیر معصوم، نسبتی از حق و یا باطل را با هم دارا هستند. ملاک حق و باطل برای ما عقل و قران و سنت است نه حکومت جمهوری اسلامی و یا فلان آیت الله. اینکه فردی غیر معصوم را برای خود حجت پنداشتید سابقه ندارد و یک بدعت در دین است. برای همین است اینقدر به تناقض رسیده اید و دائم در حال توجیه مشکلات و اشتباهات حکومت هستید. ۳. نقد کردن و لب به اعتراض کشودن برای حفظ دین است و نه صرف نظر از دین.علمایی که معترضند و منتقد وضع موجود آیا منظورشان صرف نظر از کلیت دین است؟ یا برعکس مقصودشان حفظ دین است؟ وقتی هر گونه نقد و اعتراض را مساوی با صرف نظر از کلیت دین می دانید باز اشتباه قبل را دارید تکرار می کنید. انقلاب اسلامی ایران معادل دین نیست. این انقلاب هرجا حق گفته و بدنبال حق بوده ، حق است و هرجا اشتباه گفته، حق نیست. متشکر می شوم نظر خود را صریح و بدون استفاده از عبارات کلی مانند پیچ تاریخی و ... بفرمایید.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اجازه دهید وارد این نوع مباحث که بیشتر کار به جدال می‌کشد نشویم. همین‌قدر عرض کنم جناب آقای دکتر عبدالفتاح عبدالمقصود دانشمند سنی‌مذهب در کتاب «امام علی بن ابیطالب» که در ۸ جلد تألیف فرموده‌اند، و جلد اول آن را مرحوم آیت الله طالقانی که به تعبیر حضرت امام «رضوان‌الله‌تعالی‌علیه» مالک اشتر انقلاب بودند؛ ترجمه نمودند در همان جلد اول می‌فرمایند از عظمت علی «علیه‌السلام» همین اندازه بس که همگان می‌دانستند راه او و نگاه او از راه و نگاه خلفا جداست و در عین حال از همکاری و کمک به آن‌ها هیچ دریغی نمی‌نمودند. زیرا بحث، بحث حاکمیت اسلام بود در مقابل جاهلیت و بت‌پرستی. موفق باشید

34093

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام: استاد شاید گمان می‌کنم تا یه دولت خوبی نداشته باشیم آنطوری که باید کار فرهنگی نمیشه کرد و داره ضربه هم ایجاد میکنه، از طرفی آخه پس باید چه کرد و گاه گمان می‌کنم فعلا همین که سعی کنم خودم خوب باشم تا افراد با الگوگیری شاید خودشون بتونن مواردی را متوجه بشن، در این زمینه بیشتر سعی کردم مطالبی که شما در کانال پرسش به کاربران توصیه می‌کنید برای خودم مدنظر قرار بدم و یه جورایی با بچه هایی که تا حدی با فضای سیاسی و دولت ها آشناهستن مرتبط باشم، چون آخه وقتی در دولت قبلی کارمی‌شد همه به پای خوب بودن دولت می گذاشتن و نمی‌فهمیدن جریان چیه، از طرفی در مباحث روانشناسی یه مطلبی داره گفته میشه با این مضمون که معمولی باش این دو وجه داره اگه معمولی باشی واقعا خیلی مشکلات حله و زندگی عادی واقعا آدم یه سبک بودن را حس میکنه ولی از اون‌طرف شاید این یه تله حساب شه که روانشناسی از قدرت نفوذ دین حس کرده و میخاد خاموشش کنه و مدام این تزها را میده و یا دارن شخصیت های برجسته ما را می‌بنند و مطالعه می‌کنن وهر روز براش یه چیز از علوم انسانی خودشون درمیارن. ۲. استاد امام بالاتره یا حوریه در قالب انسان، چرا امام (ره) فرمودند اگه حضرت زهرا (س) مرد بود امام بود، یعنی حالا که مرد نبودن بالاتر از امام بودن؟ یعنی چی؟ ۳. استاد یه زمانی در مورد نوه امام (ره) سید علی خمینی شنیدم انگار امام (ره) فرموده بودن نور علی نور یه چنین مطلبی قریب این مضمون، گاهی گمان می‌کنم رابطه ایشان با رهبری مثل دو تا آینه شده که امام (ره) این تدبیررا کردن و اینها امام را در رخ همدیگر می‌بینند و شاید مطالبی بالاتر صحیح متوجه میشم. ۴. استاد بنده چندان از سیاست بصورت قوی و مثل بعضی طلبه ها سردرنمیارم ولی گاه احساس می‌کنم استعداد دارم، ولی نمیتونم و نمیشه برم حوزه و از طرفی شما به اون بنده خدا که سوال کرده بود دروس حوزه نمره کم میاره فرمودید به فهم اهمیت بدید، آخه استاد گیرم در هر موسسه آموزشی وارد شدیم و به فهم اهمیت دادیم وقتی نمرات میاد پایین و سیستم طوریه میخان اخراجت کنن این چی؟ خوب مجبوری از محیط بیای بیرون یا می‌اندازنت بیرون.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. به هر صورت مهم، اهداف عالیه‌ای است که انقلاب اسلامی مدّ نظر این تاریخ قرار داده است و از این جهت اگر در بعضی موارد از طریق بعضی از دولت‌ها موانعی و غفلت‌هایی پیش می‌آید، چشم‌اندازی که انقلاب اسلامی پیش آورده، توان عبور از آن موانع برای آن مدّ نظر می‌باشد و از این جهت باید امیدوار بود به آینده‌ای که در پیش است. ۲. شاید امامت از آن جهت باید برای انسانی باشد که از جنس مرد است، زیرا وظایفی مثل فرماندهی جنگ و حضور در بین مردم جهت رفع مشکلات آن‌ها در میان است. ۳. به هر صورت امری است که امثال بنده نمی‌توانم نظر بدهم ۴. آری! نباید در فهم موضوع کوتاهی کرد و معلوم است که اگر انسان در فهم موضوعات علمی موفق شود به تبع آن نمره‌ای که مساوی نفهمیدنِ مطلب است، نمی‌آورد. موفق باشید

33407

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام: دکتر سروش قائل به وحدت وجود گویا هستند. پس چگونه است که کسی که در توحید مشکل ندارد گرفتار پوچی باشد بخصوص با آن انسی که با حضرت مولانا قدس سره دارند.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مشکل ایشان در عدم درک درست «وَحیِ» الهی است. در این مورد عرایضی در جزوه «غفلت از مقام نبوت در پوشش تمجید از حضرت محمد صلی الله علیه و آله» شده است. موفق باشید

https://lobolmizan.ir/leaflet/219?mark=%D8%AF%DA%A9%D8%AA%D8%B1%20%D8%B3%D8%B1%D9%88%D8%B4

32541

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد: خدا طول عمر بهتون عنایت کنه. استاد من وقتی مباحث عرفانی شما از جمله مصباح الهدایه و پیش مقدماتی که در خصوص این کتاب فرمودید رو مطالعه می‌کنم کاملا متوجه میشم و انگار گمشده ی خود رو پیدا کردم. اما دو سوالی دارم که عرفان به چه درد می‌خوره؟ آیا برای کسب مقامات معنویه؟ چونکه ازماهیات جداشدن و نظر به باطن یا ابطن درسته بسیار لذت بخش و آرزوی امثال من هست اما پس از مرگ که این سیر طی میشه و نیاز به این همه زحمت نیست. شاید برای تسریع در رسیدن به مقامات باشه. به هرحال اگر مقدوره منو راهنمایی کنید

متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: سیری که به صورت تکوینی طی شود، سیری که از آنِ ما باشد به حساب نمی‌آید. ما اگر در این دنیا حضور قیامتی خود را فعلیت بخشیم، در آن جهان، آن جهان برای ما غریبه نیست و از آنِ ما به حساب می‌آید وگرنه در آن جهان هستیم، ولی طالب دنیا و امیال دنیایی می‌باشیم و این است که حیات قیامتی را برای اهل دنیا سخت و آزاردهنده می‌کند. موفق باشید

32535

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

بسم الله الرحمن الرحیم. سلام و خدا قوت خدمت استاد عزیز: استاد بنده با مطالعاتی که داشتم به این نتیجه رسیدم که خرید جهیزیه برای زن الزام آور نیست و این کمک های که برای خرید جهیزیه صورت می‌گیرد باید از طرف مرد باشد نه زن نیازمند کمک باشه! چه طور مردم را به اینکه خرید جهیزیه الزام آور برای زن نیست راهنمایی کنیم چرا که این امر سبب کاهش قوامیت و مردانگی درست مرد میشه و مشکلاتی زیادی را به دنبال دارد که بنیاد خانواده را ضعیف بار می‌آورد.

متن پاسخ

       باسمه تعالی: سلام علیکم:  این موارد را تا حدّی عرف جامعه تعیین‌ می کند و به همین جهت شهرهای مختلف، نحوه برخوردشان با چنین موضوعی متفاوت است که البته هر کدام حُسن‌هایی دارد به شرطی که افراط و تفر یط در میان نباشد. موفق باشید  

32450

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد عزیز و گرانقدر: اعیاد مبارک. استاد جان، در جایی شنیدم ذکر «یا موثر» به سکون واو، باعث کشف استعدادهای درونی می شود، درست است؟ در ثانی آیا ذکری هست که با مداومت بر آن، انسان دقیقا در جایگاهی قرار گیرد که می بایست؟ از لطف شما سپاسگزارم

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده در جریان این امور نیستم. پیشنهاد اصلی بنده تدبّر در قرآن است که به تعبیر قرآن، خود قرآن ذکر حکیم است. موفق باشید

30996

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بنام خدا: آیا مدت زمان اعمال حق فسخ ناشی از تخلف از شرط، نامحدود است؟ مثلا چنانچه شرط شود که در صورت عدم پاس شدن چکِ خریدار، فروشنده حق فسخ معامله را دارد، آیا فروشنده می تواند مثلا چک را دو سال ‌بعد از تاریخ آن به بانک ببرد و گواهی عدم پرداخت بگیرد و دو سال و نیم بعد از تاریخ چک مدعی فسخ گردد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این موارد را از دفتر مرجع تقلیدتان سؤال بفرمایید. موفق باشید

30415

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: با تشکر از مباحث مفید در خصوص کتب مقالات آیه الله شجاعی. یک سوال داشتم. در موضوع تضییع وقت و جلوگیری آن از خلوت دل اشاره ای به مثنوی می فرمایید. اما شعر مولانا را نمی گویید. ممکن است بفرمایید منظورتان کدام اشعار از مثنوی است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به یاد ندارم. موفق باشید

30356

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام خدمت استاد اصغر طاهرزاده: با توجه به جواب شما به سوال 30342 درباره مستحبات، آیا این امر را قبول دارید که اگر اشتغال بیش از حد به این مستحبات باعث کوتاهی و ترک واجبات شود نه تنها ثواب ندارد عقاب هم دارد؟ در جامعه متاسفانه افرادی داریم که به تکالیف خود عمل نمی کنند و به جای آن به مستحبات چسبیده اند! مسلما این مستحبات وقتی خوب است که با تدبر در معانی اذکار و پس از انجام واجبات باشد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! اگر اعمال مستحبی ما را از وظایف اجتماعی خود باز دارد و یا صرفاً عادت شود، چیز خوبی نیست. ولی از آن طرف هم تأکید اولیای الهی آن است که با انجام مستحبات، نقصِ اعمال واجب خود را جبران کنید. به هر حال در هیچ چیزی افراط و تفریط خوب نیست. موفق باشید

29603

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: لطف می‌کنید بگویید چگونه همچین سایتی درست کرده اید. برای کسب و کار خرید آنلاین می‌خواهم که شبیه همین باشد.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده در جریان نیستم، رفقا بودند که موضوع را دنبال می‌کردند. خوب است از همین طریق از مسئول محترم سایت سؤال بفرمایید. موفق باشید

 

 

27061
متن پرسش
سلام علیکم: آیا کلمات خداوند سبحان در قرآن و انبیاء و اوصیای ایشان نیز باید با بیطرفی مورد قضاوت قرار گیرد و اگر میل نفسانی انسان به سمت اثبات و حقانیت سخنان خدا و پیامبر باشد مانع اندیشه و قضاوت صحیح درباره کلمات ایشان است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: پیش‌فرض‌نداشتن برای فهمِ سخنان آسمانی، غیر از گرایش‌نداشتن نسبت به آن سخنان است. یادداشت‌هایی که در مورد «زبان قرآن» اخیراً تایپ شده است، قسمتی از آن را خدمتتان ارسال می‌دارم: موفق باشید

۱. قرآن از یک حقیقت واحدی صادر شده و به همین جهت تمام آیات آن دارای پیوستگی هستند. مشکل آن هایی که در قلب هایشان زیغ است آن است که[1] کلام خدا را با کلام مردم عادی مقایسه می‌کنند.

۲. آن «اللّه» که جامع کمالات است در قرآن با ما سخن می‌گوید و در سخنان خود، خود را به ما نشان می‌دهد. اگر او را بشناسیم می‌توانیم به سخن او گوش فرا دهیم. قرآن، قرآن خدایی است که به سخن آمده و با ما در کتابش آشکار می‌گردد. باید بتوانیم از طریق قرآن در حضور خدایی قرار بگیریم که با ما سخن می‌گوید. امام صادق«علیه‌السلام» در همین رابطه می‌فرمایند: «لَقَدْ تَجَلَّی اللَّهُ لِخَلْقِهِ فِي كَلَامِهِ وَ لَكِنَّهُمْ لَا يُبْصِرُون‏» (بحارالأنوار، ج ‏۸۹، ص ۱۰۷.) بدرستى كه خداوند در كلام خود براى بندگان خود تجلّى كرده است و ليكن آن ها نمی بینند.

۳. قرآن اسرار حضور خداوند در عالم را بر روی ما باز می‌کند از آن جهت که هماهنگ تکوین عالم است. یعنی از یک جهت حضور خدا در عالم و دیگر حضور خدا در کلام او به میان آمده است و اگر هرکس در کلامش حاضر می‌شود، خداوند در قرآن ظاهر شده آن‌هم در عین هم‌زبانی با انسان‌ها. قدرت درست‌دیدن را به انسان‌ها هدیه می‌کند.

۴. قرآن همان بودن خدا در عالم است، به همان اندازه که برای دین خدا در مظاهر باید «وجودبین» شد و از محدوده‌ی ماهیات عبور کرد، به همان اندازه باید با تدبّر در قرآن و نگاهِ وحدت‌نگریعنی تمامیتیِ معنادار، خدا را در قرآن دید.

۵. برای شنیدن کلامی این‌چنین گسترده که خدا را می‌نمایاند باید گشودگیِ لازم را در خود ایجاد کنیم و از تنگناهای سوءِ فهم و سوءِ‌اخلاق خود را آزاد نماییم وگرنه سخن گسترده‌ی خدا را در شخصیت تنگ خود اسیر می‌کنیم، و این است معنای تفسیر به رأی.

۶. برای گوش‌سپردن به سخن خدا لازم است ابتدا به «خود» گوش فرا دهیم تا بیابیم فطرت ما چه‌چیزی را طلب می‌کند و با این گشایشِ اولیه می‌توان به سراغ خدا رفت و از ضیقِ قلبی آزاد شد. شنیدن سخن خدا با گوشِ فطرت ممکن است و آن تنها گوشی است که همواره در مقابل سخن خدا گشوده است. مگر نه آن است که تنها کسی که می‌فهمد گوش فرا دهد؟

۷. زبان واقعی که سطحی و همراه با پراکنده‌گویی نباشد، حتماً زبانی است که تأویل‌بردار است، زیرا بی‌بنیاد و بی‌ریشه نیست. و زبان قرآن، زبانی است که به عالی‌ترین شکل می‌خواهد حقیقت را ظاهر کند. لذا به همان اندازه وجوهِ مستور و تأویلی دارد در عین آن‌که دریچه‌ای به سوی حقیقت است و هنر قرآن به ظهورآوردنِ حقایقی است که مستورند و این غیر از گزارش‌کردنِ حقایق است و به همین جهت حقیقت را در متن حادثه‌های تاریخی نشان می‌دهد و هر آنچه هست را با زبان اشاره نشان می‌دهد.

۸. قرآن، عامل اظهارِ حقایقی است که در هستی پنهان‌اند و از این جهت خداست که سخن می‌گوید و نه انسان. خداوند خود سخن می‌گوید و تجلیِ آن حقیقت، صورتِ گفتار می‌شود و اولین کسی که از آن گفتار بهره‌مند می‌گردد، رسول خدا «صلوات‌اللّه‌علیه‌وآله» می‌باشند. این معجزه نیست که خدا سخن می‌گوید؟

۹. با نظر به قرآن، «بودنِ» ما برای ما روشن می‌شود و احساسی به وسعت حضور در همه‌ی عوالم به سراغ ما می‌آید.

۱۰. اندیشیدن به سخن خدا در قرآن، یک نوع گوش‌دادن به ندای خداوند است و این مهم‌ترین و سخت‌ترین کاری است که انسان باید برای شخصیت خود شکل دهد از آن جهت که خداوند در عین آشکاری در کلام قرآن، خود را در همان کلام مخفی نگه داشته و در صورتی انسان می‌تواند این دو نحوه نگاه را در خود بپروراند که به توحید جمعِ اضداد برسد، توحیدی که حضرت حق در عین اول‌بودن، آخر است.

 


[1] - اشاره است به آیه‌ی ۷ سوره‌ی آل‌عمران که می‌فرماید: «أَمَّا الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ زَيْغٌ فَيَتَّبِعُونَ مَا تَشَابَهَ مِنْهُ ابْتِغَاءَ الْفِتْنَةِ وَابْتِغَاءَ تَأْوِيلِهِ» اما آنها كه در قلوبشان انحراف است، به دنبال متشابهاتند، تا فتنه‏ انگيزى كنند و به دنبال تاویل آن هستیند.

26683

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد وقت بخیر: این عبارت صحیح است؟ حرکات و سکنات انسان حقیقت جو و خواهان کمال، می بایست با تدبیر نفس او مطابقت داشته باشد و آن یعنی عمل دقیق به امور شرعیه.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌طور است و لذا باید سعی کرد در راستای جستجوی حقیقت دستورات شریعت الهی را دنبال نمود. موفق باشید

26300

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
عرض سلام و ادب: با توجه به اینکه امام راحل اول خود را مسلمان و سپس ایرانی معرفی می کردند و اینکه امروز موج اسلام هراسی در جهان به راه افتاده است، شبهه کرده اند که آیا بهتر نیست ما ابتدا خود را ایرانی معرفی کنیم تا سپس بحث اسلامیت مان را پیش بکشیم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: شاید تفاوتی نکند. زیرا ایرانیتِ ما با سابقه‌ی حکمت خسروانی که دارد که نقشِ مقابله با اهریمن را به عهده داشته؛ نتیجه‌ی نهایی‌اش را ظاهر می‌کند. موفق باشید

26284

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: ۱. با توجه به پاسخی که به سوال ۲۶۲۱۶ دادید شخصا صرفا به کلیه مباحث امام خمینی عشق می ورزم بخصوص با شرح کامل و زیبایی که شما برای آن مباحث دارید و گاها احساس سیر به جلو را داریم ولی قبول بفرمایید هر انسانی شاید نتواند با این سبک پیش برود. من خودم نیاز به ارتباط دارم. یعنی باید حضور آن استاد را احساس کنم. همانطور که با شما با وجود بعد مسافت حضورتان را احساس می کنم، اما آرزوی قلبیم همیشه این بوده که ای کاش امام خمینی استاد من بودن ولی ایشون رحلت کرده پس طبیعتا باید با کتب ایشان ارتباط برقرار کرد درحالیکه روح من با این قضیه بصورت مطلق اقناع نمیشه. بنظر شما در این زمانه که افرادی چون من از نبود فیزیکی امام بهره نبردن چگونه به جز کتاب می توانند از فیض ایشون بهره ببرن همانطور که یک استاد در عرفان شاگرد خود را پیش می برد و از فیضش شاگرد استفاده می کند؟ ۲. آیا با هدیه های معنوی به روح امام می توان به روح ایشان نزدیک شد و مدد گرفت؟ همانطور که یک شاگرد از استاد عرفان بهره می برد و مراحل سلوک را طی می کند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. روح استاد است که همراه انسان می‌تواند کمک لازم را انجام دهد و به همین جهت توصیه می‌شود ارادت خود را نسبت به استاد حفظ کنید. ۲. کار خوبی است، إن‌شاءاللّه نتیجه‌بخش است. موفق باشید.

34654
متن پرسش

بسم الله الرحمن الرحیم. با سلام و عرض ادب. استاد عزیز در مورد حجاب سوالی داشتم. استاد این که ما بخواهیم تو جامعه حجاب رو الزام کنید باعث یکسری مشکلات میشه چون حجاب برای معتقدان خوبه ولی برای معاندان که نه، به هرحال عده ای معاند در کنار ما زندگی می‌کنند که منتظر فرصت برای خورد کردن جبهه ی مقابلشون هستند حالا اینها چه حجاب بگیرند یا نگیرند کار خودشون رو میکنن. خوب حجاب نداشته باشند که بهتر شناخته میشند؟

متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: بحث در این موضوع بسیار مفصل است از آن جهت که بی‌حجابی جدید مثل نمازنخواندن و یا انکار دیانت نیست، بلکه خواسته و نا خواسته نوعی فروافتادن در جبهه استکباریِ مقابله با نظام اسلامی است و این‌جا است که جایگاه بی‌حجابی برای افرادی که بدان دامن می‌زنند، جایگاهی غیر مردمی محسوب می‌شود از آن جهت که کلیت مردم ما در بستر مقابله با نظام استکباری هستند هرچند ممکن است بعضی از بی‌حجاب‌ها متوجه جایگاه بی‌حجابی خود نباشند و گمان کنند این نوع بی‌حجابی شبیه بی‌حجابیِ مثلاً زمان قبل از انقلاب است که نوعی تجدد و مدرن‌بودن به حساب می‌آمد. بهترین راه، تذکر به آنانی است که با بی‌حجابی خود بنای مقابله با فرهنگ مردم و دیانت الهی ندارند. از این گذشته، بحث قانونی‌بودن پوشش در میان است که باید هر شهروندی مطابق قوانین کشوری که در آن زندگی می‌کند، عمل نماید تا قوانین شهروندی را رعایت کرده باشد. در این‌که با برخورددلسوزانه و مادرانه می‌توانیم آنانی که گرفتار فضای رسانه‌ای نشده‌اند؛ متذکر شد، به نمونه‌ای اشاره می‌شود که خواهران مجاهد و متدین ما در متروی تهران عمل کردند https://eitaa.com/matalebevijeh/13033 . عرایضی در رابطه با انتخاب حجاب به عنوان جواب‌دادن به آزادی نسبت به عبور از هوس، در مقاله «تقابل آزادی و حجاب! چرا؟» همراه با شرح صوتی آن روی سایت هست. خوب است که به آن جا رجوع شود. موفق باشید  https://lobolmizan.ir/sound/666#sound-row-4342

 

33688

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد: روزتون بخیر. استاد ما میدونیم که عمر سعد می دونست که کارش غلطه، گناهه، ناجوره، نامردیه و... ولی نتونست بیخیال ری بشه!!! شما برای عمر سعد چه حرفی دارید؟ چطوری میخواید با عمر سعد تو اون وضع حرف بزنید! من تو اون وضعم و کارام از عمر سعد هم بدتره و نمیدونم چه کنم؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: شرایط عمرسعد با سیطره فرهنگ اموی طوری بود که در حقیقت، اسلام به شدت به حاشیه رفته بود و از این جهت او در افق حضور خود، حقیقتی را احساس نمی‌کرد که بخواهد از دنیا بگذرد. ولی ما در امروزِ تاریخ خود با نور شهدا نسبت به حقیقت بیگانه نیستیم و این است که در وجدان خود حاج قاسم و امثال او را تأیید می‌کنیم. موفق باشید

33637

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام: در جواب سوال 33624، حکم الامثال (فیما یجوز و قیما لا یجوز واحد) که معنای آن (‏اشیاء همانند، دارای حکمی همانند خواهند بود، اعم از اینکه آن حکم مثبت باشد یا منفی. به عبارت دیگر حکم هر شی حکم مانند آن نیز هست) می‌باشد، شما چگونه در کتاب خویشتن پنهان، احکام نفس ناطقه را به خداوند تعمیم می‌دهید؟ مگر نفس ناطقه همانند خداوند است؟مگر قرآن نمی‌فرماید: لیس کمثله شیئ؟ لطفاً اگر ممکن است توضیح دهید! با تشکر!

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: با توجه به وجوه مشترکی که نفس ناطقه انسان به اعتبار مجردبودنش با خدا دارد می‌توان سخن رسول خدا «صلوات‌الله‌علیه‌وآله» را فهمید که حضرت می‌فرمایند: «مَنْ‏ عَرَفَ‏ نَفْسَه فَقَدْ عَرَفَ رَبَّه». موفق باشید

33453

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام اینکه بگوییم: فقط خدا رزاق است، آیا درست است یا نه؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: چرا که نه. به حکم آن‌که مرزوقی باشد اوست که تنها رازق است و بستر رزق به طالبان رزق را فراهم می‌نماید. موفق باشید

نمایش چاپی