باسمه تعالی: سلام علیکم: بواطنِ احکام الهی بسیار عمیقتر از آن است که تفکر فلسفی بتواند بدان دست یابد. شاید شعور عرفانی با نگاه همهجانبهی خود، کلّیتی از جایگاه آن احکام درک کند و حکم شریعت را تصدیق نماید. آنچه که منجر میشود گفته شود قرآن و برهان و عرفان از هم جدایی ندارند، بدان معنا است که هراندازه عقل، اوج بگیرد بهتر حکم خدا را تصدیق میکند و هر اندازه قلب، مصفّا شود، بهتر جایگاه احکام الهی را احساس میکند و با کوچکترین عمل، بیشترین بهره را میگیرد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: مسلّم محیالدین گزارش کشف خود را با زبان عقل ارائه داده است ولی تفاوت اساسی بین آن عقلی است که شما در فصوص با آن روبهرواید با عقلی که فیلسوفان در فلسفه از آن استفاده میکنند. به همین جهت علامهی طباطبایی معتقدند زبان عرفان با عقلی سخن میگوید که به عقل شریعت نزدیکتر است. منبع تحقیق در این موارد خودِ متون محیالدین است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: هنر ما آن است که در عین رعایت تقوا طوری عمل کنیم که مردم تصور نکنند از آنها جداییم و هنر شما آن است که به دانشگاه بروید ولی آزاد از تحمیلهای فرهنگ غربی، عمل کنید. به نظرم مباحث اخیر جناب آقای پناهیان تحت عنوان «زندگی بهتر» نکات خوبی دارد که جریانهای مذهبی ما از یک مشکل تاریخی عبور کند. مشکلی که ما هنوز نتوانستهایم در عین دیندارانهزندگیکردن، خود را از جامعه و فعالیتهای اجتماعی جدا ندانیم و در متن یک حیات اجتماعی فعّال دینداری کنیم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر میکنم منظورتان از اسراری که باید ائمه«علیهمالسلام» از قرآن به ما برسانند اخبار غیبی نیست، زیرا تاریخ گواه است که آنها خبرهایی از آینده دادهاند که بعداً عیناً محقق شده و مرحوم شیخ عباس قمی نمونههایی از آنها را در کتاب «منتهیالآمال» برای هر امامی آوردهاند. پس منظورتان از اسرار. قواعد کلی است که بتوانیم در فضای آن قواعد در راه جلو برویم و نه قواعد تجربی که با تماس با طبیعت بهدست میآوریم. به عنوان مثال حضرت فرمودند: از هشام بن سالم آمده است كه؛ خَلْتُ عَلَى أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (ع) فَقَالَ لِي أَ تَنْعَتُ اللَّهَ؟ قُلْتُ نَعَمْ قَالَ هَاتِ. فَقُلْتُ: هُوَ السَّمِيعُ الْبَصِيرُ. قَالَ: هَذِهِ صِفَةٌ يَشْتَرِكُ فِيهَا الْمَخْلُوقُونَ. قُلْتُ: فَكَيْفَ نَنْعَتُهُ؟ فَقَالَ هُوَ نُورٌ لَا ظُلْمَةَ فِيهِ، وَ حَيَاةٌ لَا مَوْتَ فِيهِ، وَ عِلْمٌ لَا جَهْلَ فِيهِ، وَ حَقٌّ لَا بَاطِلَ فِيهِ، فَخَرَجْتُ مِنْ عِنْدِهِ وَ أَنَا أَعْلَمُ النَّاسِ بِالتَّوْحِيدِ.[1] در محضر حضرت صادق (ع) وارد شدم، از من پرسيدند آيا مىتوانى خدا را وصف كنى؟ عرض كردم بلى، فرمودند: وصف كن، گفتم: او سميع است و بصير. فرمودند: اينكه صفتى است مشترك بين خدا و مخلوقات او. عرض كردم چگونه او را وصف كنم؟ فرمودند: او نورى است كه ظلمتى در او نيست و حياتى است كه مرگى در او نيست و علمى است كه جهلى در او نيست. هشامبنسالم مىگويد در حالى از محضر آن حضرت خارج شدم كه عالمترين مردم به توحيد بودم.
حضرت مىفرمايند؛ بگو او نور است، يا بگو او حيات است، نه اين كه او چيزى است كه حيات دارد و معنى توجه به ذات همين است كه قلب متوجه «عين حيات» و «عين علم» و «عين نور» شود و از اين طريق مصداق نور و علم و حيات را شهود كند. ملاحظه میفرمایید که امام چگونه ذهن طرف مقابل را متوجه حقیقتی کردند که با تعمق در قرآن بهدست میآید. زیرا قرآن میفرماید: «لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَيْءٌ» خداوند مثل هیچچیزی نیست و حضرت معنای آن را نشان دادند. بنابراین ما باید متوجه باشیم جایگاه ائمهی اطهار«علیهمالسلام» در ارائهی اسرار قرآن از همان سنخ قرآن باید باشد و راز زندگی متعالی را به ما گوشزد کنند تا مثل وهاّبیهای سعودی به اسم قرآن کارمان به بیراهه کشیده نشود. موفق باشید
[1] ( 1)-« بحارالانوار»، ج 4، ص 70-« توحيد صدوق»، ص 137.
پس از سلام
به عرض جنابعالی می رسانم که عشق مجازی یعنی عشقی که انسان را با واسطه ،به معشوق حقیقی می رساند مثل عشق و محبت به ائمه(ع) که جلوه زیبائی های خداوند هستند و می توانند مجاز یا محل عبور به محبوب حقیقی شوند.
عاشق کسی است که در مقابل معشوق همه وجود خود را نفی می کند ، ولذا وقتی با تمام وجود طالب بندگی خدا شدید به لطف الهی وارد عالم عشق الهی شده اید.
هر عاشقی ، عاشق زیبائی های معشوق خود می باشد ،حال وقتی همه زیبائی ها از خداستُ پس باید دل را متوجه همین امر نمود.که البته مقدماتی دارد وبا رعایت دقیق دستورات حضرت رب العالمین شروع می شود.
آنچه تحت عنوان عشق بین بعضی از افراد مطرح است در اصطلاح عرفانی عشق حیوانی گفته می شود و مبنای آن قوه وهمیه می باشد و نه دل.
باسمه تعالی: سلام علیکم: «غاسق اذا وقب» ما را متوجه میکند که گاهی آنچنان ظلمات، زمانه را پر میکند و افکار شیطانی انسان، روحِ انسان را از نورانیت خارج میکند که باید تنها و تنها به خدا پناه برد تا ما را از آن ظلمات و افکار شیطانی نجات دهد و در همین رابطه نظر به «نفاثات فی العقد» میشود که اینان در گرههای ظلمانی و شیطانی که ایجاد شده است میدمند تا انسان نتواند متوجهی حقیقت مطلب شود. کاری که امروز جریانها و رسانههای ضد انقلاب و ضد فرهنگ وِلاییِ ما انجام میدهند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- از آن جهت که حضرت صادق«علیهالسلام» فرمودند: « وَ لَكِنِّي وَ اللَّهِ أَتَخَوَّفُ عَلَيْكُمْ فِي الْبَرْزَخ..» لكن به خدا قسم من از برزخ براى شما نگرانم. پس باید ما با هویت انسانی در برزخ حاضر شویم و لذا بدین معنا در برزخ شفاعت نیست، ولی چنانچه زمینهی دستگیری امام را در خود فراهم کرده باشیم همیشه امام شافع ما است و ما را به جلو میبرد و در قیامت این شفاعتها ظهور کامل مییابد . در هرحال باید زمینهی بخشش خداوند را در خود فراهم کرده باشیم تا با زیارت امام و با قرارگرفتن جسد انسان در جوار امام شامل رحمت خداوند قرار گیریم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: بالاخره باید مقدماتی را طی کنید تا در نهایت پیامهای اصلی آیات و روایات را درک نمایید. سیر معرفت نفس سیر خوبی است و پیشنهاد بنده پس از ده نکته و برهان صدیقین با شرح صوتی آنها، کتاب «خویشتن پنهان» است تا آنکه با مباحث کتاب معاد و شرح صوتی آن بتوانید إنشاءاللّه به جمعبندی خوبی برسید. موفق باشید
