سلام و عرض احترام: طاعاتتون قبول. استاد میخواستم کتاب مرصادالعباد از جناب فخررازی را مطالعه کنم خواستم نظر شریف شما را بدانم.. ممنون از توجه و راهنماییتون. التماس دعا
باسمه تعالی: سلام علیکم: به عنوان دستورالعملهای فردی، نکات خوبی دارد. باید سعی کنید آن نکاتی که با روح و روحیه شما تطبیق دارد را، بگیرید و استفاده نمایید. موفق باشید
با عرض سلام و تبریک سال نو و توفیق بیشتر خدمتگزاری برای استاد طاهرزاده ی بزرگوار و ستودنی خوشحال میشوم نظرتان را درباره تحلیل بنده بدانم «کل یومٍ عاشورا و کل ارضٍ کربلا» پیرو مواضع امام جامعه در خصوص واکسن: ما قائل هستیم که امام جامعه چون زعیم شیعه هستند و نائب بر حق امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف و از طرفی چون حکیم هستند خیلی عمیق و دقیق و بهتر از همه ی امت و نخبگان و خواص میدانند پشت پرده ی قضیه این فتنه چیست! چنانچه در ابتدای شروع فتنه کرونا و این جنگ شناختی در فروردین ماه سال ۱۳۹۹ دقبقا اشاره فرمودند که : «احتمال جنگ بیولوژیک هست.» و از طرفی فرمودند: دشمن میاید داروهایش را وارد میکند و بعد برای بررسی اثرات این داروهای مهلک و خطرناک میاید تحقیق میکند که مثلا برود خطرناک ترش را بسازد (نقل به مضمون) پس ما بواسطه ی حکیم دانستن ایشان، مطمین هستیم نسبت به این سلاحهای بیولوژیک و عوارض آنها آگاهند. اما در طرف دوم ماجرا میرسیم به امت مسلمان ایران (که به جز عده قلیلی افراد بصیر) خوشبختانه یا بدبختانه بعد از دو سال دل و جان سپردن به فرامین طاغوت who و حداقل دو دوره ورود سم به داخل بدنش دارد میفهمد که اینها که به بدنش وارد شده سم است و عوارض جسمی و روحی آنرا در بدن خود و اطرافیان نااگاهش دارد می بیند و به قولی چون سرش به سنگ خورده از تزریق این سم برائت می جوید. (و البته هنوز به کلیت ماهیت این سازمانهای منحوس شیطانی و توطئه های بعدی اش پی نبرده) اما قسمت بسیار مهم ماجرا در جنگ شناختی کرونا، همان خواص بی بصیرت و اغوا شده ای (اصطلاحا متخصص و نخبه) هستند که متاسفانه با ایجاد فضای خفقان علمی، ا طلاعات مغرضانه وکذبشان به دست امام جامعه میرسد و مبنای صحبتهای عمومی امام جامعه بر اساس همین اطلاعات غلط خواص است چنانچه خود ایشان موکدا بیان میکنند بر اساس نظر متخصصان تصمیم میگیرند و بر اساس اخبار واصله موضع گیری میکنند. و مثلا میگویندک «واکسن موجب شده آمار مرگ ومیر به هجده نفر برسد.» (دقیقا همان موضعی که امام حسین علیه السلام در برابر نامه های دروغ کوفیان گرفتند و بر اساس همان نامه ها و بر طبق روال عادی و واقعی جامعه، راهی سرزمین کرب و بلا شدند) حال، دراین شرایط بسیار حساس غربالگری امت با توجه به تحلیل عرض شده به نظر بنده ضروری ترین و سنگین ترین مسئولیتی که امت مسلمان باید فوراً فوراً انجام دهد. شناسایی دقیق و مبارزه با خواص اغوا شده ی حرامخواریست که امام جامعه هوشمندانه دارد همان نقطه را میزند و توجه ی ما را هم به این توپخانه ی اصلی دشمن جلب میکند. که؛ امت بصیر اسلام، این نقطه را به زیر آتش غیرت و ارداه های انقلابی ببرید بنابراین ما هم باید تمام قدرتمان را برای به زیر کشیدن سلطه ی پوشالی شبه علمیه عناصر جاهل،خائن و حرامخوار مجاهدانه به کار ببریم. در ابتدا به خودم و سپس به دیگران هشدار میدهم تا زمانیکه غیرت دینی امت اسلامی بیدار نشود و حکم جهاد تبیین امام مسلمین را جدی و واجب ندانیم و باور نکنیم این جنگ شناختی ترکیبی، غربال بسیار ریزی برای تفکیک خواص است و باید ایثارگرانه از آبرو، جایگاه دنیوی و جان خود بگذریم نه تنها امام جامعه را در کربلایی دیگر تنها گذاشته ایم و در معرض تهدید از دست دادن جان مبارکشان قرار داده ایم (چنانچه متاسفانه، با کمی دقت متوجه ایجاد عوارض واکسنهای اضطراری میشویم) بلکه بزودی، گناه ناشی ازین سکوت و انفعال و بی بصیرتی دامن تمام امت را خواهد گرفت و ذلیلانه یوغ بردگی شیطان را به گردن تک تکمان خواهند انداخت و تازه آن وقت است که شاید بیدار شویم اما چه فایده ای دارد جز «لشکر توابین» بودن؟ برادران و خواهران بزرگوارم اگر ادعا داریم که ما اهل کوفه نیستیم و ما #ملت_امام_حسینیم توجه ی همگان را جلب میکنم به شعار مقدس #هیهات_من_الذله به خاطر ایمانی که از دست می رود کاری کنیم. #قیام_علیه_خواص_اغوا_شدهی_حرامخوار #قیام_علیه_سازمان_صهیونیستی_بهداشت #توابین_نباشیم
باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته باشید که رهبر معظم انقلاب احتمال این امر را دادند و بعداً حرکات و تصمیماتشان امری نبود که برآن اصرار بورزند و بر طبق تحقیقات بعدی متفکران دنیا ظاهراً معتقدند موضوع مربوط به یک امر طبیعی است که در خفاشهای چینی و رابطه آن با انسانها پیش آمده. هر چه هست نمیتوان تا این حدّ فکر و ذهن خود را در این موضوع متمرکز کنیم. به نظرم روش مقام معظم رهبری روش حکیمانهای است. موفق باشید
سلام و عرض ادب خدمت استاد گرامی: به نظر شما جمهوری اسلامی به ضد خودش تبدیل نشده است؟ چه چیزی در جمهوری اسلامی با مناسبات اسلامی سازگار است؟ فرهنگ؟ اقتصاد؟ سیاست؟ حکمرانی؟ من به عنوان فردی که اعتقاد به انقلاب ۵۷ خمینی و راه امام و شهدا دارم، دچار شبهه عمیقی شدم تو این زمینه. ممنون میشم اگر من رو از این برزخ فکری نجات بدید.
باسمه تعالی: سلام علیکم: بحث در این مورد بسیار مفصل است. به هر حال در تاریخی هستیم که جمهوریت به عنوان حضور مردم، لازمه این تاریخ است و باید با نظر به لوازم تاریخی که در گذشته خود داشتهایم، به عنوان قرارداشتن در حاشیه تاریخ مدرن، از تنگناهای موجود عبور کنیم. عرایضی در جزوه «پاسداشتِ آزادی در جمهوریت انقلاب اسلامی» شده است. امید است مفید افتد. موفق باشید
https://lobolmizan.ir/leaflet/417?mark
باسمه تعالی: سلام علیکم: اراده تشریعی در حوزه اختیار انسان است که خود ما باشیم. موفق باشیم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: نسبیبودنی که ریشه در حقیقت داشته باشد، غیر از نسبیبودنی است که بدون مبنا باشد. آری! رجوع انسانها به خدا، نسبی است ولی در بستر رجوع به خدا. ولی اگر بگوییم حقیقت نسبی است و مربوط به افراد است، این یعنی نفیِ حقیقتکردن بدون توجه به سنتی که باید حقیقت در دل آن سنت ظهور کند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: بر اساس نفس امّارهی مردم، مردم را به سوی خود کشاندند. موفق باشید
با سلام خدمت استاد گرامی: از مطالب زیبایی که بیان می فرمایید متشکرم. در راستای نگاه وجودی و تاریخی به معماری، متنی اولیه را آماده کرده ام. می خواستم خلاصه مطالب را اینجا ارسال کنم ولی به دلیل نیاز به راهنمایی شما در تکمیل و تصحیح مطالب، کلِ متن را در پیامرسان ارسال کردم. خیلی ممنون می شوم اگر راهنمایی بفرمایید. از وقت شما بی نهایت سپاسگزارم.
باسمه تعالی: سلام علیکم: اتفاقاً آن متن را دیدم. در رابطه با معماری اسلامی و ظرایفی را که باید مدّ نظر قرار داد تا انسان در آن فضا احساس کند معمار با طراحی خود، آسمان را به زمین آورده؛ نکات دقیقی را در آن نوشتار به میان آوردهاید. حقیقتاً همینطور است که ما از سُکنیگزیدن در زمین به جهت مهندسیهای بیروح محروم شدهایم. تا آنجایی که حتی جناب هایدگر متوجه این امر شده است و بحث «ساختن، سکنی گزیدن، اندیشیدن» را به میان آورده است که جناب آقای دکتر صافیان در 8 جلسه شرح خوبی را از آن نوشته به میان آوردهاند که خوب است به آن توجه شودhttps://t.me/MJSafian/530 . موفق باشید
سلام علیکم: سوال و مسئلهای که برای جان من مطرح شده، این است که چرا انسانها در عزم و همت متفاوتند...؟ مگر نه اینکه تفاوت انبیا اولوالعزم با سایرین در عزمشان است و آنچه که از حرفهای شما و اساتیدی همچون آقای نجاتبخش شنیدهایم جوهره اصلی انسان عزم اوست و... حال چرا برخی افراد که خیلی هم شوق طی مسیر حضرت حق را دارند و واقعا و مخلصانه دلشان میخواهد کار کنند و زحمت بکشند و جانشان را در این راه بدهند اما نمیتوانند و عزم و همت کوتاهشان، هر لحظه خورهی جانشان است... وقتی میبینم برخی افراد چه پرشور و با پشت کار پای در راه گذاشته واقعا حسرت میخورم، وقتی این مطلب را از آقای فاطمی خواندم؛https://eitaa.com/sr_fatemy/508 پیش خودم گفتم عجب شیدایی خوبی و ریشهی این شیدایی و این عزم و اینگونه طی مسیر کردن در چیست؟ راستش را بخواهید گمان میکنم دست خود آدم نیست، آخر خیلیها از بچگی اینگونه عزم و همت داشتند، نه این که ناامید باشم، اما گمان میکنم من انسان کوچکی هستم، من مرد این راهها نیستم، نه اینکه پس از دو سه بار تلاش این حرف را بزنم، نزدیک ۱۰ سال است که دارم تلاش میکنم و همیشه شکت خوردهام... شاید او نمیخواهد: سَيِّدِي لَعَلَّكَ عَنْ بابِكَ طَرَدْتَنِي وَعَنْ خِدْمَتِكَ نَحَّيْتَنِي
باسمه تعالی: سلام علیکم: باید توجه داشته باشید: «هرکسی را بهر کاری ساختند / میل آن اندر دلش انداختند». به دعای حضرت زهرا «سلاماللهعلیها» نظر کنید که چگونه با خدای خود در همین رابطه سخن میگویند: « اللَّهُمَّ فَرِّغْنِی لِمَا خَلَقْتَنِی لَهُ وَ لَا تَشْغَلْنِی بِمَا تَکَفَّلْتَ لِی بِهِ...» خداوندا! مرا نسبت به آن چیزی که برای آن خلق کردهای، فراغت ببخش و مرا مشغول امری که خودت برایم به عهده گرفتهای، مگردان... اینجا است که باید متوجه باشیم بالاخره ما را برای امری و کاری خلق کردهاند و هنر ما آن است که تلاش کنیم ببینیم آن امری که ما برای آن خلق شدهایم، چه امری است؟ این است آن هوشیاریِ واقعی که هرکس متوجه آن شد، به زیباترین شکل زندگی کرده است. حال چه یک کارگر ساده باشد و چه رهبر جهان اسلام. موفق باشید
سلام استاد: من خانم میانسال مطلقه و خانه داری هستم که یک پسر دارم با خودم زندگی نمیکنه؛ تا همسر بودم وظیفه و هم وغمم رسیدگی به منزل و امورات همسری و مادری در چارچوب اسلام و اخلاق در حد توان و عقلم بود و متاسفانه بر خلاف تمام تلاشم طی بیست سال نشد زندگی مشترک را ادامه بدم. الان با وضعیتی که دارم انگار نه مادرم نه همسر! تلاش دارم ازاین موقعیت تنهایی استفاده کنم در جهت رشد ولی واقعا نمیدونم تواین سن و سال و این وضعیتم چکار کنم و وظیفه اصلیم در باقیمانده زندگیم چی هست که به همان بپردازم. لطفا راهنماییم کنید. التماس دعا
باسمه تعالی: سلام علیکم: به هر حال، ما در این دنیا آمدهایم که از طریق درک معارف عالیه و انجام وظایف شرعیه، نسبت به آنچه پیش میآید، خودمان را در جهانی بس گستردهتر از عالم دنیا هماکنون احساس کنیم و در این رابطه، دیگر نه تنهایی معنایی میدهد و نه شکستی در میان خواهد بود. پیشنهاد اولیه آن است که با سیر مطالعاتی سایت میتوانید جهان گشوده خود را آرامآرام شکل دهید، إنشاءالله. موفق باشید
سلام استاد وقتتون بخیر: یکی با استفاده از آیات و واژه اجتباه برای یونس نتیجه میگیرد که او ترک اولا هم نکرد یکی با استفاده از همین واژه و آیات نتیجه میگیرد که یونس از پیامبری مدتی ساقط شد و بعد خدا او را برگزید. من فوق لیسانس علوم قرآنم و گاهی واقعا میمانم کدام قول درست است. آیا اینکه بگویم خوش به حال کسانی که یک نفر را قبول دارند که همه اقوالش برایشان حجت است و مساله تمام میشود برایشان آیا ناشکری کرده ام؟ چون من اصولا گیر اشخاص نیستم که چون فلانی گفت پس حتما درست است و لاغیر و لذا گاهی در انتخاب میمانم.
باسمه تعالی: سلام علیکم: به هر حال مبنا را باید بر قرآن گذاشت و در دل قرآن روایات را مدّ نظر قرار داد. کاری که حضرت علامه در تفسیر «المیزان» انجام دادند. به نظر بنده ظرائف خوبی را در رابطه با معنای ترک اولی در مورد پیامبران و از جمله در مورد حضرت یونس «علیهالسلام» بیان میکنند حاکی از آنکه آن حضرت منتظر نماندند تا حکم خدا بیاید، و نه آنکه بین دو حکم، حکمی را انتخاب کردند که اولی و ارحج نبود. گویا همین اندازه نیز برای پیامبر خدا شایسته نبود و خود آن حضرت نیز در شکم آن نهنگ متوجه این امر شدند و اظهار داشتند: «سبحانک انّی کنت من الظالمین». موفق باشید
با عرض سلام و ادب و احترام: طلبه ۳۹ ساله هستم از کاشان و ارشد تعلیم و تربیت جامعه الزهرا سلام الله علیها و متاهل و ۱ فرزند ۱۸ ساله. خیلی سال هست دنبال استادی میگردم که بتونم تو معنویات الگو بگیرم. خواهشمندم یه نکته ی ناب که بتونم اهل نماز شب و از مسحرین باشم بفرمایید؟ خواهش میکنم بگید چطوری مسیر قرب و اقرب الطرق طی کنیم تا زودتر به مقصد برسیم و در منزل نمانیم. چطوری و از کدوم دروس و کتابهاتون شروع کنم؟ تازه یافتم کانالهای شما را. خدا حفظتون کنه
باسمه تعالی: سلام علیکم: کتاب ارزشمند «آداب الصلواة» حضرت روح الله «رضواناللهتعالیعلیه» إنشاءالله میتواند مفید باشد. اگر از سیر مطالعاتی سایت شروع کنید راحتتر متوجه نکات آن کتاب خواهید شد. موفق باشید
ترجمه جلسه سوم کتاب آشتی با خدا به صورت pdf و doc
باسمه تعالی: سلام علیکم: کاربرانی که آمادگی لازم جهت بررسی و نقد ترجمه کتاب «آشتی با خدا» به زبان انگلیسی را دارا هستند، میتوانند به آدرس زیر مطلب را دنبال بفرمایند و مترجم محترم را از نظرات خود بهرهمند سازند. موفق باشید
https://lobolmizan.ir/book/69?mark=%D8%A2%D8%B4%D8%AA%DB%8C
سلام: آیا امام زمان انسان کامل است؟ سوال دوم آیا رهبری هم انسان کامل است؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: انسان کامل به معنی واقعی آن فقط انسانهای معصوم میباشند که در کمال انسانی هیچ نقصی برای آنها نیست، بقیه بزرگان دین به اندازهای که ذیل شخصیت آنها قرار میگیرند از بهرههای کمال برخوردار خواهند بود. موفق باشید
با سلام و روز بخیر: من ان شاءالله در نظر دارم سیر مطالعاتی استاد طاهرزاده را شروع کنم. در لیست پیشنهادی برخی از کتب را به همراه سی دی نوشته اند. فایل کتاب ها که در سایت هست برای تهیه سی دی ها چگونه اقدام کنم؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: در این مورد با جناب حاج آقا نظری به شماره 09136032342 تماس بگیرید. موفق باشید
سلام علیکم: آقا بنده میخواستم در رابطه با ذکر سبحان الله بیشتر بدونم چه کتاب یا سخنرانی از چه شخصی معرفی میکنید؟ بنده تلاش داشتم در زمینه کنترل غرورم تلاشی کنم و از قرآن کمک گرفتم که آیاتی داشت که مردم رو به این ذکر امر میکرد (سوره مریم) میخوام بفهمم چجوری و با چه نگاهی باید این ذکر رو انجام بدم؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر میآید با مباحث «معرفت نفس» و پس از آن معارف توحیدی، خود به خود متوجه اسماء الهی خواهید شد و در کنار چنین حضوری به لطف الهی، دفع غرور میشود. موفق باشید
سلام علیکم: استاد عزیز کتاب یا منبعی درباره توحید افعالی لطفا معرفی کنید.
باسمه تعالی: سلام علیکم: به طور مشخص کتابی را در نظر ندارم ولی هر سخنی که متذکر شود که هر فعلی فعل خداوند است، نظر به توحید افعالی دارد که در کتابی مثل «چهل حدیث» از حضرت امام، مکرر با آن روبرو میشوید.
توحيد افعالي: يعني هم جهان با تمام اسباب و مسبباتش فعل خداوند است و هم موجودات نه تنها در ذات و وجود استقلال ندارند و قائم به خداوندند، بلكه در مقام تأثير و عليت نيز استقلال ندارند و هر فاعل و سببي وجود خود و تأثير خود را از او دارد پس «لاحَولَ وَ لا قُوَّةَ اِلاّ بِالله».
و هيچچيز اعم از انسان و ساير موجودات، به خود وانهاده و «مُفَوَّض» نيست و تأثير اشياء بسط فاعليت خداوند است و خداوند از راه همين اشياء در عالم تأثير ميگذارد و اين تأثيرات هم حقيقي است و واقعاً آتش است كه ميسوزاند، ولي مسلم است كه همين آتش نه در وجود استقلال دارد و نه در فاعليت. و تأثير استقلالي فقط از خداوند است و ساير اشياء در شعاع تأثير او اثر خود را ظاهر ميسازند و گرنه از خودشان هيچ ندارند و همة وجود و فاعليتشان در طول ارادة الهي است. خداوند آبي را كه واقعاً خودش تر است را وجود داد و او از طريق همين آب ما را سيراب ميكند، يعني خداوند سيرابي ما را بهواسطه و شفاعت آب اراده كرده است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: کدام مطلب؟! موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: همانطور که در سؤال شمارهی ۲۶۵۰۷ عرض خواهد شد از یک طرف وظیفهی فرزندآوری به عهدهی ما است، و از طرفی خداوند بر اساس علم خود و امکان تولد افراد کار خود را میکند و جمعِ این دو کار دقیقی است. و از طرفی میتوان به این نکته هم فکر کرد که اگر فرزندی زمینهی تولد خود را ندید، در همان عالَم عهد الستیاش باقی بماند. موفق باشید
سلام به استاد گرامی: خواستم در مورد سنت اذان گفتن در گوش نوزاد بفرمایید که چه کار باید کرد؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: مستحب است در 3 روز اول که بچه بدنیا می آید قبل از آنکه بند نافش بیفتد در گوش راست بچه اذان و در گوش چپ او اقامه خوانده شود. عنایت داشته باشید که این عمل مستحب، خوب است در همان روزهای اول تولد بچه انجام شود که روح کودک هنوز با اطراف خود مرتبط نیست؛ نه آنکه طوری باشد که حتی کودک در حین اذان گفتن در گوشش به جهت آن که زمانی از تولد او گذشته است، احساس غریبی بکند. موفق باشید
سلام وقتتون بخیر: بنده شاغل و حقوق بگیرم خیلی دوست دارم به غزه کمک کنم اما همسرم رضایت ندارن. منم از این قضیه ناراحتم دلم میخواد حالا که هیچ کاری از دستم برای کودکان غزه برنمیاد حداقل مبلغی بعنوان کمک بدهم. چندبار مبالغی پرداخت کردم اما اگر بخواهم مبالغ بیشتری بدهم همسرم خیلی مخالفت میکنن. به نظرتون چیکار کنم؟ خانمها برای خرج حقوقشون باید از همسرشون اجازه بگیرن؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: همانطور که قرآن میفرماید و فقهای محترم مدّ نظر دارند که: «.. لِلرِّجَالِ نَصِيبٌ مِمَّا اكْتَسَبُوا وَلِلنِّسَاءِ نَصِيبٌ مِمَّا اكْتَسَبْنَ ۚ وَاسْأَلُوا اللَّهَ مِنْ فَضْلِهِ ۗ إِنَّ اللَّهَ كَانَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمًا» (نساء/۳۲) براى مردان از آنچه [به اختيار] كسب كردهاند بهرهاى است، و براى زنان [نيز] از آنچه [به اختيار] كسب كردهاند بهرهاى است. و از فضل خدا درخواست كنيد، كه خدا به هر چيزى داناست. با توجه به این مورد حقوقی که زنان با تلاش خود به دست میآورند، مربوط به خودشان است و اختیار آن را دارند که هر طور خواستند خرج کنند. آری! بهتر آن است که در فضای یگانگی خانه، نوعی هماهنگی باشد ولی این بدان معنا نیست که زنان اختیار مال خود را نداشته باشند. حتی آن پولی که مرد به همسرش میبخشد خود آن زن اختیار دارد که هرطور خواست آن را مصرف کند. موفق باشید
با سلام خدمت استاد عزیز: در جایی فرمودین معنای حضور قلب در نماز چیزی فراتر از توجه به معانی آیه هاست و توجه به معانی در واقع حضور قلب واقعی نیست لطفا بفرمایید منظور از حضور قلب چیست و چطور می توان به این درجه رسید؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: حالتی نیست که وصف آن در لفظ آید. مهم رجوع به خداوند است از طریق همان نماز و نظر به حضوری که در دل آن الفاظ برای انسان پیش میآید. موفق باشید
سلام استاد: یه حالی دارم از جنس این که هم میدونم خدا هست اما این رو هم میدونم شیطان آمده و مرا مثل خود پنداشته است. این وسط منم که مانده ام و دل را ز دریا سپرده ام و عقل را در بیابان فراموش کرده ام و دستانم را تنها میبینم که در گرو عشق به سازهایم بی دلیل می رقصد. حال می گویم ای کاش شیطان را در مقابل خود نمی دیدم و کارم آسان تر میشد، آن وقت می شد که برای خودم یک گوشه بایستم و ببینم کارهایم را که چگونه در وقتم، تن سپرده ام به بی دردی، اما در این زمانه یا باید مرده باشم و لحضه لحضه ام را بمیرم یا اگر خواستم زنده باشم، باید لباس حوادث را بر تنم کنم و علی (ع) وار زندگی کنم. از سر ره تا غبار افشاند جان برخاستم / چون الف در وصل جانان از میان برخاستم / غرق خون هر چند جام روزیام چون لاله بود / از کنار خوان قسمت شادمان برخاستم / مقصد از سامان هستی مهر تابان تو بود / همچو شبنم چهره چون دادی نشان برخاستم / در لگد کوب حوادث جان دیگر یافتم / چون غبار از زیر پای کاروان برخاستم / همچو بلبل با گرانجانان ندارم الفتی / طوطیان تا لب گشودند از میان برخاستم / صحبت شوریده حالان مایه شوریدگی است / با «امین» هر گه نشستم بی امان برخاستم. به قول حاج قاسم عزیز، ۹۹ درصد راه اجباری است. ولی ۱ درصد انسان توفیق پیدا میکند راه اختیاری را برود. من هم اول به لطف خدا و بعد هم به لطف امام و انقلاب و شهداست که اینجا هستم، وگر همان جوانی بودم در آرزوی خوشبختی به معنای مهاجرت کردن و پولدار شدن میگوید امام چرا انقلاب کرد؟ این را هم خوب میدانم که تمام این ها دسیسه ی دشمن است و برایش گران تمام میشود، پوچ شدن دسیسه هایش، همین هم مرا انرژی میبخشد برای جلوروی چون میدانم که هرچه جلو تر میروم آمریکا را از هیمنه ی دروغین خودش پایین کشیده و سر از تنش جدا کرده است. در اول نوشته خودم هم به این ها توجه نکرده بودم اما از خدا خواستم و شروع کردم به نوشتن تا رسیدم به اینجا که باید هم چون شعر بالا بود. یا علی مدد.
باسمه تعالی: سلام علیکم: چه اندازه زیباست جهانی و تاریخی که تا اینجاها جداییِ جبهه حق از جبهه باطل روشن و روشنتر شده و انسان میتواند شخصیت گمشده خود را با حضور در جبهه مقابل با باطل پیدا کند و خود را در کنار مولای متقیان «علیهالسلام» احساس نماید. آری! این است معنای حضوری که میتوان نزد خود داشت و جایگاه مأواگرفتن در آسمانِ دینداری را احساس نمود، به همان معنایی که: «اگر دیر آمدم مجروح بودم / اسیر قبض و بسط روح بودم». ولی باز به خودآمدنی بیش از دیروز. و این است معنای حضور در تاریخی که به سوی تمدن نوین اسلامی شروع شده. موفق باشید
یا محبوب! در چند جلمه ای شرح حالی زار را به عرضتان می رسانم: معشوق دگر آنقدر دور است که فاصله اش حتی در وصال و فراق هم نمی گنجند باید چه کرد؟ وقتی آنقدر دور شده ای که روز های نزدیکی را به یاد نداری حتی باور نمیکنی روزی بوده است که نزدیک تر از حال بوده ای.
باسمه تعالی: سلام علیکم: همانطور که در جواب سؤال شماره 35901 عرض شد به حضور در هستی خود که تکرار آن حضور نیز هستی است؛ باید توجه کرد. تاریخ دیگری پیش آمده تا ما با خرد خسروانی خود و با تبیین آن از یک طرف، و از طرف دیگر خدّام با آن نهاییترین ایثارها خود را احساس کنیم از آن جهت که سیطره کمیّت و اصالتدادن به سود و سرمایه مادی دیگر در میان نیست. موفق باشید.
فضای مجازی و تریبونهای نماز جمعه خیلی مردم مومن رو برای برخورد با بی حجابی و امر به معروف تهییج میکنن، به نظر شما وظیفه شرعی ما با دیدن خانم بی حجاب چیه؟ در صورتی که میدونیم امر به معروف نهایتا سی ثانیه ای براشون هیچ تاثیری نمیذاره و بعضا برخوردای بدی فرد مقابل و اطرافیانش انجام میدن؟ وظیفه ما چیه که مدیون شهدا نشیم؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: به هر حال باید نسبت به این نوع بیحجابی که پیش آمده است، حساس بود. و وزارت کشور در این رابطه بیانیه درستی داده است. ولی در مورد جایگاه این پدیده که مربوط به شرایط امروزی ما میباشد باید تبیین کافی انجام گیرد. در همین رابطه عرایضی در جواب سؤالهای شماره 34654 و 34827 داده شده و این امر بسیار مهمی است که معلوم شود بیحجابیِ اخیر چه نوع بیحجابی است و نگاه پدیدارشناسانه تاریخی آن را چگونه میبیند؟ و جوانانی که بدان دست میزنند، چه چیزی را دنبال میکنند؟ آنچه در این مورد باید با دقت دنبال کرد، جایگاهِ نیستانگاری این پدیده است و این غیر از آن نوع بیحجابی است که در قبل از انقلاب جهت حضور در جهان مدرن مطرح بود. موفق باشید
واقعا نمیدانم آدمی کیست و نتیجه اش چیست و چرا باید درد بکشد و رشد کند؟ واقعا نمیدانم که اصلا چطور خدایی که ما را خلق کرد چرا کامل خلق نکرد و چرا به نوعی جدایی میان حق و خلق افکند و چرا؟ همه اینها را نمیدانم اما فقط یک چیز را میدانم که مناجات شعبانیه تمام آن چیزی است که تمام همه ما نیاز داریم! آدمی دیگر رنجی ندارد مگر رنج آنکه همچنان کم است و باید همیشه باشد. اگر به دوگانگی میان حق و خلقیت ما تضاد ها و خلع هاست و میسر نمی شود یگانگی مگر با اراده الهی پس این برایم فهم شد آنچه هنوز نیامده را انتظار بنشینم و آنچه آمده را پذیرا باشم. من پیامبران و امامان نیستم من آدمم معمولی و نیازمند و ناقص که از اول هیچ نبودم و میدانم پیامبران و امامان همه غمخوار این جدایی و درد های ما هستند فقط نمیدانم چرا ما آنقدر به آنها دل نمیدهیم که همچون خراباتیان به یکباره به آنها بازگردیم و آنها هم به یکباره حاضر شوند. من واقعا نمیدانم باور کنید نمیدانم و نمیفهمم چرا یک نفر به یک پزشک بیشتر از توحید و نبوت و امامت دل قرص کرده؟ واقعا متنفرم از دنیای امروز. کاش خدا کند به یکباره خیمه مستکبران در همه ما بشکند زیرا واقعا آنها شکسته اند فقط ما اولا از شکست آنها آگاه نیستیم دوما به خیمه زندگانی یگانه توحیدی آشنایی نداریم. نمیدانم اگر ماه شعبان و رمضان تمام شود دیگر میشود چنین حرف هایی زد یا باید انتظار سال بعد را کشید. پس ای کاش همیشه رجب و شعبان رمضان بود یعنی حضور گشوده خدا در خلقت ما زیرا ما خلق درد کشیده و مصیبت دیده و زیر خروار ها خاک فرو رفته ای هستیم که حد اقل های انسانی، حیوانی، زیستی و حداقل های زندگی را هم نداریم. ما مظلوم ترین، سیاه ترین، مرده ترین، و بد ترین زندگی را در اعتماد به مستکبران عالم تجربه کردیم. پس خدایا ما را در انتقال به جهان توحیدت در یکانگی با خلقیت مان که عین کمالات ما و شناخته شدن مان و پایان رنج های ماست موفق و پیروز بفرما.
باسمه تعالی: سلام علیکم: حقیقتاً انگشت بر روی اصل مطلب گذاشتهاید و آن درک معنای «بودن و شدن» است و این با حضور در آغوش خدا پیدا میشود تا نهتنها انسان، در ادعیه با خدا گفتگو کند، بلکه در مناجات شعبانیه آنقدر با خدا خودمانی میشوید که با حضرت محبوب بگو مگو راه میافتد. لذا عرضه میداریم: «الهی إن اَخَذْتَنی بِجُرمی اَخذْتُکَ بِعَفْوِکْ.» آیا این اوج انس و رفاقت با خداوند در ماه شعبان در مناجات شعبانیه نیست؟ موفق باشید
