بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
33203
متن پرسش

سلام‌علیکم: با تسلیت ایام سوگواری و آرزوی قبولی عزاداری‌های شما. با توجه به آنکه الان رمان ها بیشترین خواننده را دارند پرداختن  وقدم گذاشتن در راه داستان‌نویسی و استفاده از تخیل خود در این جهت بنظر شما کار نیکویی می‌تواند باشد؟ نوشتن رمانهای مذهبی و پرداختن به زندگی شهدا به زبان داستان را چگونه می‌توانم برای خودم با توصیه‌های شما در مسیر صحیحی هدایت کنم؟ سپاس از راهنمایی شما

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حتماً لازم است و بسی لازم‌تر. عنایت داشته باشید که شهدای عزیز ما ناگفتنی‌های بسیاری دارند که تنها به صورت رمان می‌توان بر زبان آورد و نباید گمان کنیم اگر از احوالات آن‌ها که روح تاریخیِ آن‌ها به حساب می‌آید و جان آن‌ها را فرا گرفته است؛ سخن بگوییم، به خیالات وهمی دامن زده‌ایم. این‌طور نیست. به روح صحنه‌ها که امری است مافوق عبارت، اشاره کرده‌ایم. موفق باشید

33159

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام: آیا منظور جناب ابن عربی از اولیا الله, انسانها ی کامل است؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر می‌آید همین‌طور باشد. ولی در هر حال سخن مربوط به جایی است که این واژه به‌کار برده می‌شود. تو پای به راه در نه و هیچ مپرس/ خود راه بگویدت که چون باید کرد. موفق باشید

33072

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام: در خصوص جواب سوال ۳۳۰۶۸ پس نتیجه این که ترنس ها جزو ناقص الخلقه ها حساب میشن و امتحان اللهی در کار نیست و بحث آزمون اللهی رد میشه درسته؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اتفاقاً با توجه به ناقص‌الخلقه‌بودن آن‌ها است که موضوع آزمون و امتحان الهی پیش می‌آید و صبر بر آن امتحان موجب برکات خاص معنوی برای آن‌ها می‌شود به همان معنایی که خداوند فرمود: «بَشّر الصّابرین» و معلوم است که در بشارت الهی چه عطاهایی نهفته است. موفق باشید

32925

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد: این که تو روایات مکرر می‌فرمایند به عهد خود وفا کنید منظور از عهد چیه؟ و اینکه من به عنوان پرستار چه کاری میتونم واسه امام زمان عج انجام بدم؟

متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌که نسبت به وظایف قانونی و شرعی خود در نظام جمهوری اسلامی مقید باشیم، إن‌شاءالله بر عهد خود نسبت به مولایمان حضرت صاحب الأمر «عجل‌الله‌تعالی‌فرجه» پایدار خواهیم ماند و مورد توجهات آن حضرت قرار می‌گیریم. موفق باشید

32648

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام علیکم استاد بزرگوار: ماه رمضان و ضیافت الله بر شما مبارک امید است بتوانیم به رمزگشایی‌های جنابعالی معنای ابیات ذیل را به ادراکات قلبی نزدیکتر نماییم. با تشکر.

 شاهنشين چشم من تکيه گهِ خيال توست / جاي دعاست شاه من، بي تو مباد جاي تو

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: البته این بیت باید در دل آن غزل بسیار فاخر معنا شود. در نگاه مختصر می‌توان این‌طور گفت:

جناب حافظ در بیت اول در خطاب به حضرت محبوب عرضه می‌دارند که وجه متعالی چشم‌شان یعنی شاه‌نشینِ چشم که نظر به مراتب بالاتر از عالَم محسوس یعنی عالم خیال دارد؛ محلی است که در آن‌جا با خیال حضرت محبوب روبه‌رو هستند و به‌سر می‌برند. و از این جهت حضرت محبوب را که شاه خود می‌داند، قبله‌گاه طلب و تقاضای خود می‌شناسند و آن‌ جایگاه که جایگاه حضور حضرت محبوب است اگر جایگاه حضرت محبوب نباشد اساساً «جا» به حساب نمی‌اید. آن‌جایی «جا» است که حضرت محبوب در آن باشد. موفق باشید

26986

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: اعتقادی وجود دارد که هنر دولت های سیاسی اکنون باید این باشد که بین تمام آحاد جامعه حتی با اختلافات شدید و اندیشه های متضاد وحدت و وفاق ایجاد کند. آیا این مطلب با شریعت اسلام و حکمت اسلامی هماهنگی دارد ویژه اینکه بحث جاذبه و دافعه عنوانی مهم در اخلاق اسلامی است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: با حفظ اصول توحیدی و شرعی، باید نسبت به بقیه گشوده بود. عرایضی در این رابطه در شرح آیه‌ی ۱۴ سوره‌ی جاثیه در جلسات ۸ و ۹ شد. موفق باشید

26978

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: در بخشی از کتاب معاد فرموده اید که دیدار با علما و یا براداران که برای رضای خدا انجام می شود در برزخ به صورت نوری نمایان می گردد. آیا این ارتباط از طریق مجازی نیز شامل می گردد. مثلا در صورتی که ما در حال حاضر از طرق عادی به آیت الأه قاضی دسترسی نداریم به مطالعه ی کتب و شخصیت ایشان در سایت های اینترنتی و ... بپردازیم. قابل ذکر است در مباحث ده نکته ی معرفت نفس هم فرموده بودید وقتی انسان به صدای کسی گوش می دهد در اصل به واسطه ی قوای واسطه با من شخص ارتباط برقرار می کند. التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده در حال حاضر این کار ممکن است و نتیجه می‌دهد. موفق باشید

39920

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام و درود بر استاد عزیزم: امیدوارم در مسیر یاری امام زمان سالم و با نشاط باشید گستاخی من رو ببخشید اگر سوالهام زیاده یا بهم ریخته‌ست، اصلا حال خوشی ندارم و اونقدر مغزم رو مشغول کردن که حقیقتا حس می‌کنم حالت تهوع دارم (برای پاسخشون از افراد متعددی پرس و جو کردم اما قانع نشدم و در ضمن سیر مطالعاتی شما رو هم دارم با دقت و جدیت تمام هر روز دنبال می‌کنم) خواهش می‌کنم حداقل شما بی توجه نباشید به سوالاتم واقعا فلج کننده ان، کسی رو جز شما ندارم ۱. اگر امام زمان اونقدر قدرت دارن که قراره پس از ظهورشون با صلح و عدالت بر کل دنیا حکومت کنن، پس چرا تامین حفاظت جانی‌شون باید توسط شیعیان انجام شه؟ که تازه ما نیاز به انرژی هسته ای داشته باشیم برای حفظ جانشون... این با چه منطقی جور در میاد؟! ۲. قرآن می‌فرمایید انسان هدایت نمی‌شود و حقیقت را نمی‌بیند مگر اینکه خدا بخواهد. پس اختیار انسان چی میشه؟ ۳. از طرفی تمام آدم ها با یک دینی به دنیا میان. منم اگه تگزاس به دنیا اومده بودم الان کافر بودم. این عادلانه نیست، حقیقت و آیات خدا به طور مساوی به افراد نشون داده نمیشه. شیعه بودن من ارزشی نداره! ۴. اگر خدا میدونه یکسری انسان ها شر هستن و این مقدر شده، پس چرا اصلا اجازه میده به دنیا بیان تا سپس به جهنم برده شن؟ مگه مهربون نیست؟ ۵. میگن خدا میدونه نتیجه آزمایش بنده چیه، ولی همچنان آزمایشش میکنه تا رشد کنه. آیا نمیتونه این رشد و آزمایش رو از طریقی به غیر از مشکلات و رنج کشیدن رقم بزنه؟ ۶. اسلام چه توجیهی داره برای تولد کودکانی با بیماری خاص نظیر پروانه ای ها یا سرطانی ها که از بچگی درحال عذاب کشیدن هستن؟ خواهش می‌کنم نگید رشد و کمال و آزمایش و... الان فردی که تن سالم داره و در مسیر کسب علوم دینی و مددرسانی به مردم و... قدم بر میداره بیشتر رشد کرده یا اون بنده خداها که اصلا چیزی از دنیا نمیفهمن؟! ۷. من متوجهم که جریانات غزه برای بقیه مردم جهان یک آزمایش و معیار سنجشه، اما برای خود غزه ای ها چی؟ بچه ای که کل خانوادشو از دست داده باید چطوری به زندگیش ادامه بده؟ چرا خداوند داره تماشا میکنه آخه تا کی؟ ۸. بسیاری از تبهکارها و بزهکارها کودکی وحشتناکی داشتن، بنابراین نمیتونیم تمام بار گناهانشون رو اختیار خودشون بدونیم. منم اگه جای اون بودم همینجور میشدم. این چطور در حیطه سنجش خداوندی میگنجه؟ ۹. وقتی یک دختر در خانواده ای معتاد به دنیا میاد و پدرش او رو مجبور میکنه از بچگی برای تامین پول موادش تن فروشی کنه، این چطور در عدالت خداوند قابل توضیحه؟ میلیاردها مصداق این شکلی وجود داره که بنظر میاد خدا فقط ناظره یا براش اهمیتی نداره. ۱۰. اینما تولوا فثم وجه الله. خب پس نتانیاهو هم وجهی از خداست؟! چطور ممکنه از خداوندی بی نهایت مهربان و بی نهایت بخشنده، چنین بندگان شر و شیطانی خلق شده باشن؟! ۱۱. اصلا مگه نمیگن «بیده ملک السماوات و و الارض»؟ اگه اراده خداوند بی نهایته و همه جا هست پس چطور ممکنه اراده انسان خارج از حیطه اراده خدا باشه؟ منظورم اینه که میگید انتخاب دین یا کافر شدن به خود انسانه. یعنی خدا نقشی در این انتخاب انسان نداره؟! مگه همه چیز دست او نیست؟ اندیشه های بودایی یا هندوئیسم که رنج ها رو نتیجه ی کارما و زندگی های قبلش شخص میدونن خیلی بیشتر با عقل جور در میاد. ببخشید استاد من دارم دیوانه میشم. یعنی شدم. خیلی وقته.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: خیلی خوب است که ذهن جنابعالی دارای چنین سؤالاتی است و مسیر دینداری آن است که انسان بتواند بالاخره جواب این نوع سؤالات را بدهد. خود بنده نیز در چنین شرایطی بودم. ولی اولاً: متوجه هستید که جواب به هر کدام از این سؤالات نیاز به زمان زیادی دارد و ثانیاً: مانند کاری است که شهید مطهری عزیز در کتاب‌هایی مثل «عدل الهی» و «انسان و سرنوشت» انجام دادند. به همین جهت پیشنهاد بنده آن است که در مسیر مطالعاتی که شروع کرده‌اید، متوجه معارفی خواهید شد که در دل آن معارف، جواب بسیاری از سؤالات خود را خودتان خواهید داد بخصوص وقتی خود را با عبادات الهی مأنوس کنید که در آن صورت قصۀ «خود، راه بگویدت که چون باید رفت» به ظهور می‌آید. به عنوان مقدمه، علاوه بر سیر مطالعاتی سایت، مطالعۀ کتاب «مبانی نظری نبوت و امامت» را که روی سایت هست شروع بفرمایید خوب است. موفق باشید

39902

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام و عرض ادب خدمت استاد طاهرزاده: ما به همراه جمعی از جوانان در تهران و در مسجد محل حدود ۱۰ سال است که کارفرهنگی می کنیم. در سال های اخیر برنامه های مختلفی جهت جذب نوجوانان به سمت فضای اسلامی و‌انقلابی گذاشته شده است. اما در حوزه کار قرآن اعم از روخوانی و روان خوانی و قرائت و حفظ ضعیف عمل کردیم و در مجموع فضای نوجوانان فضای قرانی به شکل خاص نمی باشد فلذا تمایل به کار قرآنی کمتر وجود دارد و معمولا علاقه ای برای پیگیری موضوعات و مسائل قرآنی وجود ندارد. هرچند که همه نوجوانان و جوانان فضای اسلامی و انقلابی دارند و برای پیشبرد اهداف انقلاب تلاش بسیار می کنند و حتی از زندگی شخصی خود برای کار فرهنگی مایه می گذارند. با وجود چنین وضعیتی نسبت ما با قرآن چگونه تعریف می گردد؟ آیا به جهت اینکه در مجموع روحیه ها نسبت به یادگیری قرآن سویه ندارد باید از کار قرآن صرف نظر کرد؟ چگونه نوجوانان و جوانان را به کار قرآنی و یادگیری قرآنی سوق بدهیم؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! نمی‌توان از انس با قرآن و تدبّر در آن بخصوص در این زمانه صرف نظر کرد. پیشنهاد بنده آن است که رفقا نکات اصلی تفسیریِ استاد فیاض‌بخش در رابطه با سوره بقره را که هر جلسه کمتر از ۲۰ دقیقه است، یادداشت کنند و هر هفته ۳ جلسه را گوش بدهند و در یک جلسه هرکس یادداشت‌های خود را به مباحثه بگذارد. کانال مباحث استاد، https://eitaa.com/Jelvehnooralavi . موفق باشید

34917
متن پرسش

سلام و عرض ادب خدمت استاد: طاعاتتون قبول حق ان شاءلله. بنده به تازگی و با دیدن برنامه ی «کلمه» با شما آشنا شدم، حرف هایی که زده شد عجیب بر جانم نشست. انگار قسمت خدا این بوده که با شما آشنا بشم تا بتونم این درد تازه ی دلم رو با کسی که اهل معناست در میون بذارم... استاد، دیشب که شب ۲۳ ام ماه رمضون بود از درون تُهی شدم. به هیچ رسیدم... فاقد ارزش شدم. بنده ی بی مقدار، مدتی بود که عجیب حال خوبی با خدا داشتم و طوری شده بود که اگه لحظه ای فکر خطا یا ذره ای غفلت بهم دست می‌داد حالم خیلی بد می‌شد و سراسیمه مثل یه بچه ی بی پناه خودم رو می رسوندم به آغوش خدا. با یه سبحان الله جانم انگار تازه می‌شد و با یه صلوات محبت و شوق زیادی بهم دست می‌داد. و همه ی اینا رو دیشب که شب قدر بود از دست دادم. دیشب سعی کردم به اینکه چطور باطن شب قدر رو کمی هم که شده درک کنم و چطور به خدا نزدیک تر بشم فکر کنم. حال خیلی خوبی هم داشتم… ثلت آخر شب به دلم افتاد که نماز امام زمان عجل الله تعالی فرجه بخونم، و تا حالا هم ازینجور نماز های مستحبی مخصوص ائمه نخونده بودم. دو رکعت، حمد و توحید، هر رکعت آیه ی «إِيَّاكَ نَعْبُدُ وَ إِيَّاكَ نَسْتَعِينُ» صد بار. به خیال خودم گفتم نماز راحتی هست و حداقل یه عمل عبادیِ اینجوری انجام داده باشم شب قدر! آماده شدم و قبل اینکه اقامه ببندم دلم یه شور عجیبی افتاد که اینکارو نکنم.. نمیدونم چرا! انگار همه چی بهم می‌گفت نمازو شروع نکن، حس قوی ای بود. استاد، تا بنده این آیه رو شروع کردم به تکرار کردن وجودم شروع کرد به ترسیدن.. حتی فکر کنم به پنج بار گفتن هم نرسیده بودم که حس خوف بدی بهم دست داد. یهو ذهنم پر شد از اینکه «تو اصن در حدی نیستی که بخوای روی این حرف تاکید و تکرار کنی » ، « گفتن این حرف اصلا لقمه ی دهن تو نیست» ، «داری چیزی رو میگی که ظرفیتشو نداری» یعنی اگه یه شخص حقیقی اونجا باهام حرف می‌زد اونقدر برام واضح نبود که این فکرها برام صاف و واضح بود. با خودم گفتم بهتره این آیه رو بیشتر ازین نگم و نماز رو تموم کنم، انگار برام خوب نیست. باز ولی گفتم همین یه کار عبادی رو هم نصفه نیمه انجام بدم امشب؟! بذار ادامه بدم. کاش این کار رو نمی‌کردم. انقدر بهم سخت گذشت که قابل توصیف نیست. انقدر برام طول کشید این نماز، نه از نظر زمانی… انگار هر ثانیه ش روحم خالی تر می‌شد. هی از خدا توی دلم ملتمسانه کمک می‌خواستم ولی همچنان خالی می‌شدم. استاد، وقتی سلام آخر رو گفتم باورتون میشه به پوچی رسیده بودم؟ گفتن «پوچ» هم توصیف نمیکنه میزان خالی بودن وجودم رو… قبل شروع نماز حضور خدا رو انقدر عاشقانه حس می‌کردم، ولی حالا بعد از اتمام نماز با خودم بگم نعوذبالله خدا اصلا هست؟! همینقدر ناگهانی و ترسناک. وجودم پر شد از شک. کل وجودم میلرزید. از اواسط نماز بدنم شروع کرده بود به خشک شدن و لرزیدن. انگار توی یه بشکه یخ من رو گذاشتن… انقدر حالم بد بود و به خودم می پیچیدم که فکر کردم در حال احتضارم و جون داره از بدنم میره. نمیدونم چطوری توصیف کنم… گریه می‌کردم، زجه می‌زدم .. مثل بید می‌لرزیدم… بدترین عذاب عمرم رو تجربه کردم. اگه خدا بهم می‌گفت قعر جهنم بسوز برام راحت تر بود حداقلش خدا رو داشتم هرچند ازم راضی نباشه. ولی اون لحظه خدا خودشو ازم گرفته بود. دیگه هیچی نداشتم. دلم می‌خواست نباشم فقط. برای منِ بی مقداری که وقتی چند لحظه حضور خدا برام کمرنگ می‌شد انقد بی قرار و آشفته می‌شدم، حالا دیگه این عذاب واقعا غیرقابل تحمل بود. مرگ روحم بود… هر چی خدا رو صدا زدم، هر چی به حضرت حجت عجل الله تعالی فرجه، به فاطمه ی زهرا سلام الله علیها، به امیرالمؤمنین علیه السلام متوسل شدم… هیچ! انگار مثل یه لاشه ی گندیده من رو بندازن یه گوشه و دیگه کسی نگاهمم نکنه. هیشکی رو نداشتم. نماز شبم رو با همون حال خوندم، همچنان هیچی… نماز صبحم رو خوندم ، حیران و بی پناه… هیچی. دیدم دیگه هیچی حالم رو خوب نمیکنه … با همون حال خرابم خوابیدم. امروز هم همچنان به خودم می پیچم، هم جسمی هم روحی. انگار سوخته شدم.. پودر شدم. چیزی ازم نمونده. با مخ سقوط کردم به قعر تباهی. با تمام وجودم این جملات رو مزه مزه کردم: خدایا آن که تو را ندارد، چه دارد؟ و آن که تو را دارد، چه ندارد؟ ببخشید استاد که مثنویِ هفتاد مَن نوشتم، به نظر شما چه کنم؟ چه شد که این شد… حالم خیلی خرابه لطفاً لطف کنید و برام دعا کنید

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حالتِ پیش‌آمده را به فال نیک بگیرید و آن را از برکات سکراتیِ شب قدر بدانید، سکراتی که ایمان انسان را که در دنیا بدان مأنوس بوده است، به لرزه می‌اندازد.  همه عرض بنده آن است که «گاه به گاه باید خود را گم کنیم تا دوباره از نو بازیابی شویم»

به آیه «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا آمِنُوا...» فکر کنید که ایمانِ دیروزین برای حضور در امروزِ این تاریخ کافی نیست. همان‌طور که اگر مار نتواند پوست بیندازد می‌میرد، اگر ذهن انسان برای تغییر دچار مانع باشد، دیگر ذهن نیست، انبار اطلاعات است. اگر خود را در آینده‌ تاریخ خود حاضر نکنیم و همچنان در گذشته متوقف باشیم، عملاً گور خود را پیشاپیش کنده‌ایم، زیرا در برابر آنچه در حال رشد و بالندگی است، کور و نابینا شده‌ایم. انسان‌‌هایی می‌خواهیم که نه‌تنها در نسبت با درک وجودی خود تامل کافی داشته باشند، بلکه معنای سعه‌ توحیدیِ انقلاب اسلامی را بفهمند که چگونه انقلاب، در این زمانه همچون اقیانوس شده است و دوره‌ دریاچه‌ بودنش به‌سر آمده. زیرا وقتی خود را در مرحله‌ای از تاریخ پیدا می‌کنیم باید سعی کنیم «گاه به گاه خود را گم کنیم» تا دوباره از نو بازیابی شویم. این است آن شدنِ ابدی که بودنی خشک و ساکن نمی‌باشد. و حضرت امام خمینی «رضوان‌الله‌

تعالی‌علیه» در غزل مشهور خود متذکر آن «بودنِ دوباره» می‌شوند و اظهار می‌دارند:

در میخانه گشایی به رویم شب و روز        که من از مسجد و از مدرسه بیزار شدم

زمانه، زمانه حضورِ وجودی نسبت به حقایق شده است. اخیراً در این رابطه عرایضی تحت عنوان «نگاهی پدیدارشناسانه به شخصیت شهید آوینی» https://eitaa.com/matalebevijeh/13463 شده است که خوب است به آن رجوع شود. از نو شروع‌کردن را می‌توانید با کتاب «ده نکته در معرفت نفس» و شرح صوتی آن که روی سایت هست، شروع کنید.

34330

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با عرض سلام و توفیق روز افزون: ببخشید استاد قبلا این سوال را در سایت ازتون پرسیدند ولی پاسخ واضح و عمومی نبود. می‌خواستم نظرتان را در مورد مستند شنود که توسط حجت الاسلام امینی خواه تنظیم شده موضوع آن هم در مورد تجربه نزدیک به مرگ یک مسئول امنیتی تهران است بدانم. با تشکر

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همچنان‌که عرض شد بعضی از گفته‌های جناب آقای امینی‌خواه را که می‌شنیدم، ایشان را شخصی فهمیده در حکمت اسلامی یافتم. ولی نکاتی که در آن کانال تحت عنوان مسند «شنود» یافتم، طوری نبود که احساس شود لازم است. شخص خود ایشان حرف‌های دقیق‌تر و عمیق‌تری دارند. موفق باشید

34099

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

عرض سلام خدمت استاد گرامی: مقام معظم رهبری در دیدار با جمعی از نخبگان حوزوی در سال ۱۳۸۲ انتقادی بر فلسفه اسلامی وارد کردند، راه حل شما در مورد این انتقاد چیست؟ آیا تا به حال تلاشی برای این کار صورت پذیرفته است؟ انتقاد رهبر انقلاب بدین شرح است: «نقص فلسفه‌ی ما این نیست که ذهنی است - فلسفه طبعاً با ذهن و عقل سروکار دارد - نقص فلسفه‌ی ما این است که این ذهنیّت امتداد سیاسی و اجتماعی ندارد. فلسفه‌های غربی برای همه‌ی مسائل زندگی مردم، کم و بیش تکلیفی معیّن می‌کند: سیستم اجتماعی را معیّن می‌کند، سیستم سیاسی را معیّن می‌کند، وضع حکومت را معیّن می‌کند، کیفیت تعامل مردم با همدیگر را معیّن می‌کند؛ اما فلسفه‌ی ما به‌طور کلّی در زمینه‌ی ذهنیّاتِ مجرّد باقی می‌ماند و امتداد پیدا نمی‌کند. شما بیایید این امتداد را تأمین کنید، و این ممکن است؛ کما این‌که خود توحید یک مبنای فلسفی و یک اندیشه است؛ اما شما ببینید این توحید یک امتداد اجتماعی و سیاسی دارد. «لااله‌الا ّاللَّه» فقط در تصوّرات و فروض فلسفی و عقلی منحصر و زندانی نمی‌ماند؛ وارد جامعه می‌شود و تکلیف حاکم را معیّن می‌کند، تکلیف محکوم را معیّن می‌کند، تکلیف مردم را معیّن می‌کند. می‌توان در مبانی موجود فلسفىِ ما نقاط مهمّی را پیدا کرد که اگر گسترش داده شود و تعمیق گردد، جریانهای بسیار فیّاضی را در خارج از محیط ذهنیّت به‌وجود می‌آورد و تکلیف جامعه و حکومت و اقتصاد را معیّن می‌کند. دنبال اینها بگردید، این نقاط را مشخّص و رویشان کار کنید؛ آن‌گاه یک دستگاه فلسفی درست کنید. از وحدت وجود، از «بسیط الحقیقة کلّ الاشیاء»، از مبانی ملاّصدرا، اگر نگوییم از همه‌ی این‌ها، از بسیاری از این‌ها - می‌شود یک دستگاه فلسفىِ اجتماعی، سیاسی و اقتصادی درست کرد.»

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌طور است. حقیقتاً فلسفه ما ظرفیت زیادی برای حضور در مسائل امروز بشر در امور اجتماعی و زندگی امروزینش دارد. متأسفانه همان‌طور که قرآن را که کتاب زندگی بود، به کتابِ صرفاً خواندن تبدیل کردیم، فلسفه را بخصوص «حکمت متعالیه» جناب صدرالمتألهین را نیز به موضوعاتِ خواندنی تبدیل کردیم. اخیراً جناب آقای دکتر مهدی امامی‌جمعه تلاش دارند که این نقیصه را در دروس خود برطرف نمایند. پیشنهاد می‌شود رفقا به مباحثی که ایشان در «خانه طلاب» شروع کرده‌اند، رجوع فرمایند. @khanehtolab موفق باشید

34002

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام: این چندروزه اخیر مخصوصا یه حدیثی از امیرالمومنین چندبار به گوشمون خورده با چنین مضمونی که میفرماید «...اِعرِفِ الحق،تَعرِف اَهلَه...» حق رو بشناس، اهل حق‌رو خواهی شناخت... و چند روزه تو این فکرم که حق‌رو چطور میشه شناخت؟! یعنی چه نشانه‌هایی داره؟! با چی قابل شناخته (قلب،عقل یا...)؟! و چقدر قابل شناخته؟! یعنی آیا هرکسی قابلیت رویت حق‌رو داره یا نه؟! اگر آره که هیچ، اگر نه باز سوال اینکه امکان داره شناخته باشه اما پشت‌گوش انداخته باشه یا نه (البته تاریخ میگه امکانش هست)؟! حالا چی میشه که یک عده با اینکه می‌شناسند حق‌رو اما بیخیالش میشند؟! و سوال بعد اینکه همیشه نشناختن حق عامدانه‌ست یا نه، سهوی هم هست؟ یعنی طرف براش واقعا قابل تشخیص نبوده؟! اگر اینم هست باز چی میشه که طرف دچار چنین حالتی میشه؟! و سوال آخر اینکه «هل یستوی الذین یعلمون الحق و الذین لا یعلمون»؟! احیانا امکان داره یکی باشه؟! اگر امکان داره چطور؟! سوالهارو از دیگران می‌پرسم احساس می‌کنم با پیچوندن پاسخمون میدن که قانعم نمیکنه...! و حقیقتا دیگه از سخنرانایی که یچیز کلی میگن و میرن بدم میاد. دست خودم نیست (با تمام احترامی که به روحانیت داریم) میان سخنرانی میکنن با فن‌بیانی که دارن... صحبتاشون با تماااام قشنگی و زیبایی بیانشون. ولی قانعم نمیکنه چون در فضای حقیقی می‌بینم حل نمیکنه! یعنی گاهی‌وقتا حتی احساس می‌کنم عامدا اینطور صحبت میکنن با این سبک و لطافت که جامعه مخاطب صرفا از لحن بیانشون خوششون بیاد و بخندند نه از محتواشون! بیشتر احساس پیچوندن می‌کنم تا اقناع بیشتر. اون‌دسته‌ای که دم از تفکر و گفتگو می‌زنند حرفاشون رو که می‌شنوم بیشتر احساس ادا بازی می‌کنم چون تو فضای حقیقی واقعا دارم می‌بینم که گره‌ای حتی از جامعه مخاطبش، حتی از طرفدارانش، حتی از اونایی که خیلی ازش تعریف میکنن، می‌بینم که باز نمیشه واقعا. صرفا توهم زده میشن انگار دیگه از حرفا کلی و اخلاقی خسته شدم. آخرم گفته میشه فلان کار رو انجام بدید به بهشت نزدیک میشید. چه‌میدونم اینقد ثواب داره اونقد کباب یا... من اصلا بهشت اینجور نمیخوام، ثواب و بهشتش برای خودشون! واقعا نمیخوام. خلاصه نمیدونم چکار کنم به کی بگم! سر این مسائل و سوالات بحران زده شدیم چند وقته.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. آری! در آن روایت ما را دعوت کرده تا با نور حقیقت که در فطرت خود به صورت نهادینه داریم؛ شخصیت افراد را بسنجیم. ۲. وقتی انسان به امیال خود بیش از حدّ میدان می‌دهد، حتی اگر حق را هم بداند، انکار می‌کند به همان معنایی که سامری به حضرت موسی «علیه‌السلام» عرض کرد: «كَذَٰلِكَ سَوَّلَتْ لِي نَفْسِي» یعنی حق را می‌دانستم ولی میل نفسانی‌ام به چنین عملی کشاند. ۳. آیه مذکور، وجدان مخاطب را مورد خطاب قرار می‌دهد از آن جهت که هر انسانی در نزد خود می‌‌داند علمِ به حقایق و جهل به حقایق، مساوی نیست. به همان جهت دشمنان حضرت امام خمینی «رضوان‌الله‌تعالی‌علیه» هم در حقّانیت او نسبت به صدام حسین اقرار داشتند. موفق باشید

33697

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام خدمت شما استاد بزرگوار: می خواستم بدانم که چه فرقی میان جادوگرانی که روی قوه خیال مردم اثر می‌گذارند با پیامبر (ص) که تصرف می کند در قوه خیال مردم وجود دارد؟ با تشکر!

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: پیامبران در کنار منوّرکردن و به فعلیت‌آوردن استعدادهای قلب و عقل، خیال انسان را نیز منوّر می‌کنند تا متأثر از عقل و قلب باشد، برعکسِ جادوگران که انسان‌ها را گرفتار توهّمات خیال می‌کنند. در این مورد خوب است به کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» سری بزنید. موفق باشید

33509

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام و دعای خیر: چرا خداند قادر متعال عالم ماده را هم مثل عالم مجردات دفعتا ایجاد نکرد؟ درست است که این بخاطر ظرفیت عالم ماده و نحوه ی وجوددی آن است اما عزیزی این سؤال را از من پرسید و گفتم اراده ی خداوند آنی بود اما ظهور آن تدریجی صورت گرفته است و آن بخاطر محدودیت عالم ماده و ذات حرکت جوهری آن است ولی قبول نکرد. بی زحمت راهنمایی بفرمایید.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به هر حال هر موجودی که حرکت، ذاتیِ آن باشد تدریجی‌الوجود است و اراده الهی به «محال» تعلق نمی‌گیرد تا بگوییم خدا که می‌تواند امری که تدریجی‌الوجود است یک لحظه ایجاد کند. در حالی‌که آن موجود در ذات خود تدریجی‌الوجود می‌باشد. موفق باشید

33330

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد: خدا خیرتون بده به خاطر پاسخگویی سریعتون به سوالات ما. من بعضی مواقع در نماز در سوره حمد وقتی می‌رسم به صراط الذین انعمت علیهم یاد اهل بیت میوفتم و توی ذهنم خطور میکنه که چقد اینا خوب بودن، چقد زندگی پاکی داشتن، چقد خوب میشه منم شبیه اونا بشم و یاد غربتشون میوفتم و اون بلا ها که سرشون اومد و گریه می‌کنم. همه ی این فکرها خیلی کوتاه توی ذهنم اتفاق می یوفته و گریه می‌کنم ولی وقتی بعد از اون گریه میرم رکوع و سجده خیلی متفاوت میشم توجهم به رکوع و سجده و خدا اونقدر زیاد میشه و گریه می‌کنم که میترسم شکل نمازم عوض شه و زیاد طولشون نمیدم و اینکه همین حس زمان سلام دادن در آخر نماز اونقدر جالبه که مثه بچه که از آغوش مادر بگیرنش حسِ، حسرتِ اتمام نمازُ دارم و باز از این *حسرتِ اتمام* بیشتر گریه می‌کنم، حتی تا بعد از نماز _ زمان تسبیحات حضرت زهرا هم _ ادامه داره بعد از اون میگم ای کاش نمازم همش رکوع بود همش سجده بود اون حالی که اون زمان حین نماز داشتم و حسرت می خورم که تموم شد و آرزو می‌کنم دوباره اون حس و حال توی نمازم پیدا کنم. تقریبا ماهی یکبار این حس و حال دارم آیا این گریه در نماز مشکل داره؟ بابت پاسخگوییتون ممنون خدا بهتون خیر بده و عاقبت هممونُ ختم بخیر کنه🙏

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این‌ از الطاف الهی است که افقی از ملکوت و فوق ملکوت مقابل انسان گشوده می‌شود و در راستای طلب حضور در آن عوالم، به لطف الهی اشک جاری می‌گردد. پس باید بدانیم «هر عنایت که داری ای درویش / هدیه حق شمر، نه کرده خویش». موفق باشید

33048

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد: روزتون بخیر. من یه مدته از این که رزقم کمه و از خیلی از نعمت ها محروم بودم احساس تنگنا می‌کنم و هر روز خودخوری. نمیدونم چیکار کنم. حس می‌کنم عقب افتادم یا حس می‌کنم خدا کم محلی بهم کرده. چه کار کنم از این جهنم بیرون بیام؟ ممنون

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به این فکر کنید که خداوند در این موقعیت‌ها نیز ما را امتحان می‌کند به همان معنا که می‌فرماید: «وَأَمَّا إِذَا مَا ابْتَلَاهُ فَقَدَرَ عَلَيْهِ رِزْقَهُ فَيَقُولُ رَبِّي أَهَانَنِ» و چون او را باز برای آزمودن تنگ روزی کند (دلتنگ و غمین شود و) گوید: خدا مرا خوار گردانید. موفق باشید

32980
متن پرسش

عرض سلام و خدا قوت خدمت شما استاد بزرگوار: در رابطه با شرایطی که در دوران کنونی در سطح جامعه پیش آمده و ادامه انقلاب اسلامی در بستر این جامعه، نگرانی های زیادی به وجود آمده است. بالاخره انقلاب اسلامی در بستر این مردم و با کمک آنها باید جلو برود آیا با نوع نگاهی که در شرایط کنونی در بسیاری از افراد دیده می‌شود مثل نارضایتی از عملکرد مسئولین که به نارضایتی از نظام هم ختم شده است، مشکلات هویتی نسل جدید و بی اهمیتی این موضوعات برای مسئولین و مشکلات دیگری که همه آگاهیم و مردم به خصوص نسل جوان رو نسبت به انقلاب دچار تردید کرده آیا به ادامه انقلاب اسلامی در بستر این مردم باید امیدوار باشیم یا ممکن است انقلاب آنقدر در پس پرده برود که مثل همان چیزی که در صفویه شاهد بودیم به دورانی برسیم که شاهد رکود باشیم مگر نه اینکه این مردم عقل درک این انقلاب و پیشبرد آن را داشته باشن و ما به یک حرکت و اعتقاد مستمر در این راستا نیاز داریم نه اینکه لزوما حاج قاسم شهید بشود و مردم تکانی بخورند و بعد از مدتی انقدر گرفتار نارضایتی و اختلاف افکنی های دشمنان شوند که فراموششان شود. ما با نسل جوانی که گرفتار مشکلات هویتی هستند و نارضایتی های خانواده هایشان از اوضاع داخلی هم روی ذهن و قلبشان اثر می‌گذار و قرار است آینده این کشور را هم بسازند چطور می‌خواهیم انقلاب اسلامی را پیش ببریم؟ آیا ممکن است انقلاب اسلامی جایی غیر از این کشور مسیر خود را ادامه دهد؟

متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! همین‌طور که رهبر معظم انقلاب فرمودند کوتاهی‌هایی شده و همین امور موجب نارضایتی‌هایی است که می‌فرمایید. و از طرفی دشمنان ملت‌های آزاد موانعی را ایجاد می‌کنند تا آن ملت‌ها را مستعمره خود نمایند و بحمدلله مردم ما این آگاهی تاریخی را در خود و مدّ نظر دارند ولی ذات انقلاب طوری است که خیلی زود در هر مرحله از خود، به خود می‌آید و از این مشکلات عبور می‌کند. چیزی که شما در جریان بنی‌صدر و فتنه‌هایی که ایجاد کرد و سپس با جنگ تحمیلی ملاحظه کردید و این به دلیل جهت توحیدیِ کلّی نظام انقلاب اسلامی در ایران است و ملاحظه کرده‌اید که خداوند بدین جهت در موارد متعدد نقشه‌های دشمن را خنثی و دل‌های مردم را متوجه اصل انقلاب نموده است و مطمئن باشید با حضور بیشتر انقلاب در جهان، ما آینده خوبی را در مقابل خود داریم و امیدواری‌های رهبر بصیر و الهیِ انقلاب بی‌حساب نیست. موفق باشید.

 

 

 

 

 

32550

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام: آیا انجام کار تربیتی توسط مربی و مبلغ برای کودکان و نوجوانان واجب است؟ اگر مربی گری در بسیج و انجام امورات فرهنگی باعث مشغولیت ذهنی شود و بدنبال آن منجر به عدم تمرکز در عبادات بخصوص نماز گردد، اهم و مهم کدام است؟ و وظیفه من چیست؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به این نکته فکر کنید که انسان در وسعت توحیدی خود می‌تواند در شرایطی قرار گیرد که کاری از کاری بازش ندارد. بنابراین جمعِ دو امر فوق برایتان پیش می‌آید إن‌شاءالله. موفق باشید

32131

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام علیکم: در شب شهادت حضرت زهرا سلام الله علیها این سوال را می فرستم. در خواست راهنمایی زود بازده دارم. من می دانم که از نظر روحی دچار آشفتگی هستم. یکی از نشانه هایش این است که خوابهایی که می بینم همیشه دچار آشفتگی است و چون می گویند روح در خواب آزادتر است در نتیجه خوابهای آشفته و بی سر وته من کاشف از آشفتگی روحی من است. نشانه دیگر آشفتگی ذهنی در طول روز و تصاویر ذهنی خیلی ناجور می باشد و نشانه های دیگر هم هست که جای بیانش اینجا نیست. حال چه کنم؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر می‌کنم اگر سری به کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» که روی سایت هست بزنید، شروع خوبی برای رفع این مشکل خواهد بود. موفق باشید

31048

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد خدا قوت: استاد چطور میشه به حکمت برسیم؟ تشکر از پاسخگوی شما و التماس دعا از شما استاد دلسوز.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: تدبّر در قرآن در این موضوع، بسیار مهم است. موفق باشید

39880

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

به نام خدای زمان و سلام بر او که خدا پیمان آن را برگرفت و محکمش کرد، سلام بر او که وعده خدا آن را ضمانت نمود، حال سلام بر تو ای مولای‌مان حضرت صاحب الأمر: هنگامی‌‏که نماز می‏‌خوانى و قنوت بجا می‌‏آورى، سلام بر تو زمانى‏‌که رکوع و سجود می‌‏نمایى و سلام بر تو هنگامی که با زبان مبارکت قرآن می‌خوانی. بخاطر تو هرکاری کردیم در غزه و لبنان خون دادیم و مقاومت و صبر و سلحشوری کردیم در یمن شمشیر کشیدیم و در ایران انقلاب اسلام کردیم و در کره زمین و کشورهای مختلف زمان را بسرعت به تبدیل کشاندیم و همه اینها به امر و لطف و مختاری خدا بوده و هست که ما بندگی اورا کردیم حال نمی‌دانیم چگونه بیش از این بسوی تو برگردیم خودت بیا که تا دورت بگردیم. ز ظلم خشن دشمنان بکلی گشته ایم فارغ و ماورای آنها حضور یافتیم و بحمدالله والمنت ز خیل باده نوشان و زندگی کنندگانیم. گر عشق از پرده سرزند به جان ما عَلم آزَرد، و او سلطان شود در تن هم او باشد دین و ایمانمان. اگر کشته شدیم در عشق و اگر عابد به راه دین و اگر گناهی از ما سر زد مثل گمشدن در دام شرک غرب، می‌دانیم که خدا آیه «قُلْ يَا عِبَادِيَ الَّذِينَ أَسْرَفُوا عَلَىٰ أَنْفُسِهِمْ لَا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ اللَّهِ ۚ إِنَّ اللَّهَ يَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِيعًا ۚ إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِيمُ» را اصلاً برای ما نازل فرموده پس هرکه از ماست می‌داند گناه و توبه نیز هردو در راه پرورش ماست از حضرت رب تبارک تعالی پس مقدس است. ای امام زمان ماییم ز مستی سر در جهان نموده چون شمع آتش تو بر فرق جان نهاده، تو همچون آفتابی تابنده از همه سو ما همچون ذره پیشت جان در میان نهاده. خدایا ما دیگر منتظریم چرا که جان ما شرابی از جام او کشیده است، سرمست افتاده و دلمان جز او نخواسته خدایا ما منتظریم تو را در او ببینیم. خدایا اعلان متعین نهایی و نیز بدنی حضرت صاحب الامر ارواحنافداه را برای ما تعجیل بفرما بحق محمد و آل محمد صلوات الله علیهم. استاد آنچه راه پیمودیم بلطف خدا نتیجه اش این است، شما توضیح بفرمایید در این باب لطفاً.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: و این نظر به نهایی‌ترین حضوری است که انسان باید در طوفانی چنین سهمگین که طوفانی است آخرالزمانی، مدّ نظر داشته باشد و این‌جا است که با ایمان‌های نیم‌بند نمی‌توان به آن شکوفایی‌ها رسید که به تعبیر شهید آوینی بزرگ، شأن این آخرین انسان در این آخرین دوران است. آیا با نظر به حضور نهایی بشر نزد خود که از طریق اسلام به عنوان نهایی‌ترین دین، آغاز شده، آن حضور نهایی حکایتِ زندگی حقیقی در این دوران نیست که در مواجهۀ روح‌های آزادی‌خواه با شخصیت سید حسن نصرالله و با تشییع او برای انسانِ این دوران پیش آمد، تا آینده گم نشود و بشر گرفتار بی‌آیندگی نگردد؟ موفق باشید

34947
متن پرسش

یا محبوب! به اسم خدایی که بعد از شعبان، رمضان و بعد از رمضان، ماه‌های دیگر و بعد از آن‌ها ماه محرم را آفرید تا دل بیچارگانی مثل من از دوری‌اش صد پاره نشود! عرض سلام و رضوان حضرت معشوق بر شما باد. فرمودید سؤال نپرسیم زود تر می‌یابیم، و حالا این سؤال نیست، شرح دلی است از آنچه یافتم و به دست خود آتش زدم! اما نه آتش عشق. غفلت‌هایی که مرا سوزاند، اما نه سوختنی که نشانه‌ی عشق است. این‌ها جای هزاران وا مصیبتا دارد!! غفلت‌هایی که مژده‌ی آن‌که یار پسندیده است را خاموش می‌دارد از ابن‌الوقت و ابوالوقت و کلاً وقت زمان به هشدار بودنِ یار هم ما را بیرون می‌کشد. باور کنید هر بار غفلتی می‌کنم و آن عمق دوری را در می‌یابم تن و بدن که نه، وجودم به لغزش در می‌آید و می‌دانم دگر نباید دوری گزید. از حال بدی که به کوی یار آمد این دلم حال دارد آن رجوع شوم را دل می‌دهد. من اصلاً حال خوش را نمی‌خواهم، منتها غفلت‌هایم گاه مرا تا دره‌ی هلاکت می‌برند، و ای وای! که نمی‌دانم چه بر من رفته است. اصلاً دگر زبان سخن ندارم، دگر قصه‌ام قصه‌ی معمولی نیست، چه می‌شود یک شبه بیچاره‌ای گلستان می‌شود؟!! و چه می‌شود یک شبه آن گلستان ویران می‌شود؟!!! انگار دارم برمی‌گردم به پوچی‌های قبل از دیدار یار، می‌ترسم. سخت بر خود می‌لرزم، آغوش معشوق را می‌دانم و می‌دارم و اما ای وای!! می‌ترسم بروم و برنگردم، می‌ترسم!

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! «دوست دارد یار، این آشفتگی» وای اگر آن حال‌های قبلی می‌ماند و ما را در کودکیِ احوالاتِ معنوی اولیه‌مان، متوقف می‌کرد!!! در حالی‌که فرموده‌اند: «من چه غم دارم که ویرانی بُوَد / زیرِ ویران، گنج سلطانی بود». عرض شد: «گاه به گاه باید خود را گم کنیم تا دوباره از نو بازیابی شویم». موفق باشید  

34853
متن پرسش

سلام استاد عزیز از اینکه تا گرفتار میشیم میایم سراغ شما و وقتتون را می‌گیریم‌ متاسفم. ولی حقیقتا راه دیکه ای به ذهنم نمیرسه. استاد از حرام خسته شدم. حرمت و حیا م در مقابل فعل حرام حسابی کم شده و و دیگه مثل دوران‌نوجوانی و اوایل جوانی تنفرم از گناه کم شده. الانم دقیقا نمیدونم سوالم‌چیه ولی کاش جایگاه حرام، گناه، نامحرم و ...اونقدری برام روشن می‌شد که حیا می‌کردم. استاد خسته شدم. سال هاست تلاش می‌کنم و هر بار شرایط داره بدتر میشه. هر بار کارهای عجیب تری می‌کنم. منم یه جوونم و قلبم توانایی ندارد. هر چه جایگاه گناه هم روشن میشه باز انگار نمیتونم انجام ندم .دارم عمرمو از دست میدم. آروم آروم دارم یه آدم‌ جهنمی‌ میشم.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به آیه « يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا آمِنُوا...» فکر کنید که ایمانِ دیروزین برای حضور در امروزِ این تاریخ کافی نیست. همان‌طور که اگر مار نتواند پوست بیندازد می‌میرد، اگر ذهن انسان برای تغییر دچار مانع باشد، دیگر ذهن نیست، انبار اطلاعات است. اگر خود را در آینده‌ تاریخ خود حاضر نکنیم و همچنان در گذشته متوقف باشیم، عملاً گور خود و نظام را پیشاپیش کنده‌ایم، زیرا در برابر آنچه در حال رشد و بالندگی است، کور و نابینا شده‌ایم. انسان‌‌هایی می‌خواهیم که معنای سعه‌ توحیدیِ انقلاب اسلامی را بفهمند که چگونه انقلاب، اقیانوس شده است و دوره‌ دریاچه‌ بودنش به‌سر آمده. زیرا وقتی خود را در مرحله‌ای از تاریخ پیدا می‌کنیم باید سعی کنیم «گاه به گاه خود را گم کنیم» تا دوباره از نو بازیابی شویم. این است آن شدنِ ابدی که بودنی خشک و ساکن نمی‌باشد. موفق باشید  

34500

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام خدمت استاد: با توجه به سوال در رابطه با وضعیت زنان، جوابتان برایم عجیب بود. آیا ما نقش فعال نباید داشته باشیم؟ آیا این مطلب که می فرمایید زنان نباید احساس عدم آزادی کنند بالاخره نباید حد و جایگاهی داشته باشد؟ نظر شما فعلا کنار گذاشتن آیاتی مثل «الرجال قوامون علی النسا» هستید و یا قصه ارث و.... بالاخره اینها رو چطور باید از آن حرف زد؟ احساس می‌شود شما تماما منفعل هستید و یا به جهت قضایای اخیر اولویت را چیز دیگر می‌دانید. اما استاد این مسائل به خانواده ضربه شدیدی خواهد زد اینکه زن و مرد هر دو به عنوان فرد بدون زنانگی و مردانگی وارد خانواده بشوند و هرکدام از طرفی بکشد و یا خود را تنها دنبال کند طبیعی است که خانواده نخواهیم داشت. سوال بعدیم در رابطه با ازدواج دائم به سبک سنتی یعنی اکثرا ما دام العمر را شما الگوی مطلوب می دانید؟ چون با این پاسخ شک کردم مگر می شود با این نحوه بودن زن و مرد به راحتی طلاق پیش نیاید؟ اینکه حتی کودک را برای کار به مهد کودک سپردن و با اندک اختلاف در کار و.... سبب جدایی می شود و هرکس به اصطلاح پیشرفت خود را دنبال می کند.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. باید متوجه باشیم خانواده در شرایط جدید با نظر به قرآن و روایت چگونه باید باشد؟ آیا با همان روش سنتی که در زمانی معنای خود را داشته است، امروز جواب می‌دهد؟ ۲. ازدواج در بستر شریعت و انسانیت، حضور دو انسان است که از یک طرف مکمل یکدیگرند و از طرف دیگر با تولید نسل، خود را وسعت می‌دهند و نسل بشر نیز ادامه می‌یابد. موفق باشید

نمایش چاپی