سلام: خلاصه کلام اینکه راستش من نمیتونم جلوی خودم رو بگیرم و شهوتم رو کنترل کنم ولی باز از سر هوسرانی به سمت شهوات میرم وظیفه من چیه؟ باید چیکار کنم؟ یه مدت مثلا یه هفته خوب میشم باز روز هشتم نهم روم فشار میاد و اثراتش تا دو سه روز هست و بعد اون باز تا حدود هفت هشت روز میتونم خودم رو کنترل کنم. در فضایی قرار دارم که غالبا آدم های صالح و پاکی هستن و این وضعیت خیلی من رو اذیت میکنه و نماز شب هم ازم فوت میشه و توفیق قرآن خوندن هم پیدا نمیکنم. لطفا کمکم کنید کم کم دارم مایوس میشم و این خیلی بده و تا مدت زیادی روی آدم تاثیر میزاره.
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! حقیقتاً شرایط برای جوانان عزیز ما بسیار سخت و بحرانی است ولی لطف الهی هم در این شرایط در صحنه است. و در همین رابطه خداوند میفرماید اگر شرایط ازدواج برای جوانان فراهم نبود؛ «يُغنِهِمُ اللَّهُ مِن فَضلِهِ وَاللَّهُ واسِعٌ عَليمٌ ﴿۳۲/ نور) خداوند به فضل خود به نحوی جان آنها را نسبت به آن میل، مستغنی میکند به آن معنا که آن میل، قدرتِ خود را از دست میدهد به نور واسع و علیمبودن حضرت حق. مطمئن باشید اگر عفت خود را محفوظ بدارید برکاتی در روح و روانتان جاری میشود که تصور آن را هم نمیکردید. به همین جهت فرمودهاند: «در جوانی پاک بودن شیوه پیغمبری است / ورنه هر گبری به پیری می شود پرهیزگار»
از آنجا که جوانی فصل نشاط و هیجان است، شیطان می خواهد که جوان شور و نشاط خود را در معصیت خدا صرف کند و به احادیثی همچون حدیث ذیل از رسول خدا صلی الله علیه و آله ــ که جوان را به اطاعت خدا دعوت می کند ــ بی اعتنا باشد. «إنَّ اللّه یُحِبُّ الشّابَّ الَّذى یُفنى شَبابَهُ فى طاعَةِ اللّه؛ خداوند جوانى كه جوانى اش را در اطاعت از او بگذراند دوست دارد.»
از راههای عبور از چنین خیالات، جایگزینیهای مثبت است مانند مطالعه و ورزش و حضور در جلسات مذهبی و اُنس با رفقایِ ایمانی. موفق باشید
سلام: نظرتان در مورد نسبت بین اخلاق و دین چیست؟ آیا دیدگاه استاد پناهیان در این زمینه درست است؟ آیا اخلاق همان دین نیست؟ آیا تقوا (که آقای پناهیان روی ش خیلی تاکید دارند)، رعایت اخلاق نیست؟ خدا به شما خیر کثیر عنایت کند.
باسمه تعالی: سلام علیکم: با توجه به اینکه خداوند میفرماید: «يَا أَيُّهَا النَّاسُ اعْبُدُوا رَبَّكُمُ الَّذِي خَلَقَكُمْ وَالَّذِينَ مِنْ قَبْلِكُمْ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ» (بقره/۲۱) پس با حضور در میدان دینداری، شخصیت انسان، شخصیتی میشود که خود را نسبت به درههای سقوطِ انسانی حفظ میکند و این همان تقوا است و این همان دین است و دین و اخلاق و تقوایی که موجب بصیرت انسان میشود. موفق باشید
سلام علیکم: با توجه به اینکه استنداپ کمدی با هدف خنداندن مردم و از فرهنگ غرب وارد فرهنگ ما شده است و مختصات خاص خود را دارد و از طرفی مدل تفریح در غرب قابلیت رومی سازی دینی ندارد از طرفی اسلام ظرفیت مدل سازی متناسب برای انتقال مفاهیم و معارف دین با زبان شیرین طنز را دارد در فضای مجازی نوشته ای از حضرتعالی منتشر شده مبنی بر تایید و تشویق روحانی که استنداپ کمدی اجرا میکنند و در کنار خاطرات طنز که البته برخی آنرا مناسب لباس روحانیت نمیدانند والبته اجرای بعدی توسط روحانی دیگری علاوه بر به تمسخر گرفتن پدر بزرگها و استفاده از شوخیهای جنسی درآنتن زنده، ادامه همون مدل غربی است آیا این تایید و تشویق منسوب به حضرتعالی صحت دارد؟ ثانیا تایید و تشویق و ترویج این مدل آیا در آینده برای تبلیغ دین آسیب زا و هزینه ساز نخواهد بود؟ ممنون از پاسخگویی جنابعالی
باسمه تعالی: سلام علیکم: نمیدانم کدام متن را میفرمایید؟! البته که وظیفه روحانیت است تا نشان دهند اسلام، دین زندگی است و زندگی بدون نشاط و شادی نیست. ولی باید وقار و متانت شخصیت دینی بخصوص شخصیت روحانی فرد رعایت شود. به همان معنایی که در وصف حضرت حق داریم: «وَ أَنَّهُ هُوَ أَضْحَكَ وَ أَبْكى». موفق باشید
سلام: شرمنده بابت مزاحمت. ببخشید این سوال خیلی مرتبط با موضوع سوالات نیست ولی مدتهاست ذهنم را درگیر کرده، مثل یک خوره به روحم رخنه کرده و آزارم می دهد. خیلی وقتها این حس به سراغم می آید که خواهرم می میرد و یتیمی فرزندانش آزارم می دهد. خیلی وقتها دعای تاخیر اجل را می خوانم یا گاهی صدقه می دهم ولی این فکر خسته کننده دست از سرم بر نمی دارد. نمی دانم چه باید کرد. ممنون میشوم راهنمایی بفرمایید و دعا کنید برای خواهرم
باسمه تعالی: سلام علیکم: چرا متذکر این سخن خداوند نیستید که میفرماید: «نَحْنُ قَدَّرْنا بَيْنَكُمُ الْمَوْتَ وَ ما نَحْنُ بِمَسْبُوقينَ» (واقعه/۶۰) مائیم که مرگ را و زمان آن را بین شما اندازه زدهایم و هیچ حادثه و بیماری نمیتواند از آنچه ما تعیین کردهایم پیشی بگیرد. موفق باشید
سلام: میخواستم زبان عربیم قوی بشه که بتونم تفسیر المیزان و اسفار و از این جمله کتاب ها رو بخونم باید چه سیری رو پیش بگیرم؟
باسمه تعالی سلام علیکم: به نظرم غیر از روش سنتی برای آموختن عربی که از جامعالمقدمات شروع میشد و سپس هدایه و صمدیه و سیوطی، امروزه روشهای جدیدی هست که بنده از آنها اطلاع ندارم. احتمالاً در فضای اینترنتی میتوانید آن روشها را بیابید. موفق باشید
درود بر استاد گرامی که در این شلوغی بازار همراه ما هستند. استاد عزیز بواسطهی فضای کاری خودم، نیازمندم که دورههای آموزش مدیریت و رهبری سازمان و کسب و کار را بگذرانم. وقتی در چالشهای فضای کار قرار میگیرم، اساتید به ما میگویند که مفاهیمی را در زندگی خود بیاورید و تمرین کنید که آنها را تبدیل به نگرش خود کنید. این مفاهیم عبارتنداز: تعهد، مسئولیتپذیری، مهارت حل مسئله، صداقت، هدفمند بودن و مانند آن. پس از آن وارد موضوعی به نام چرخهی تعادل میشویم که زندگی را در ده بعد سلامت جسمی، سلامت روانی، بعد معنوی، مالی، کسب و کار، رشد شخصی، ارتباطات، خانواده و دوستان، همسرداری، تفریح و سرگرمی تقسیم میکند و با چند پرسش در هر حوزه براساس استانداردهای روانشناختی انسان را متوجه زندگی و خویشتن میکند. در مرحلهی سوم انسان به فراستی نیاز دارد که مفاهیم ذکر شده در بند اول را در همهی ابعاد چرخهی تعادل بیاورد. انسانی هوشمند به زندگی که برای مثال متعهد به بودن با همسر در تمام تمرکز، متعهد به مادر، کارمند، نماز و دیگر ابعاد انسانی خویشتن است. این فراست مذکور از نظر اساتید رشد شخصی جهان به نوعی به حضور در لحظه و گویا حضور در خویشتن نیازمند است اما آنچه که من آن را انحراف ناگزیر افرادی که در تلاش برای ایجاد یک زندگی بهتر هستند، همین نگاه انسان جدید است. من انواع این تلاش برای بودن را دیدهام. انسانی که شکرگزار است و فقط خدا را چون تجار میخواهد و به گمان خود را شناخته است و همچنان آشفته یا انسانی که فقط خود را در دنیا میبیند. آنچنان که تمام خود را جسم میبیند و ذهن و نه عقل. این فرد نیز در کنار اینکه رشد خوبی دارد، انسان خوب و مثبتی است اما چون نگاهش کوتاه است خویشتن خویش را که کمال در سرشتش هست نمیبیند و همچنان تشویش در او دیده میشود سوال اینجاست. انسان انقلاب اسلامی در عصر تولید و اقتصاد که ناگزیر به پیشرفت و این کلاسها و دورههاست چطور میتواند و با چه منبعی پیش رود؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: عمده حضور در نگاه توحیدی است تا انسانها جهان را و خود را و سایر انسانها را در آغوش خدا بیابند، در آن صورت بسیاری از آن توصیههایی که ملاحظه میکنید جایگاه اصیل خود را مییابد بدون آنکه حالت تصنعی و روانشناسانه به خود بگیرد. در نتیجه آری! در عصر تولید و اقتصاد و پیشرفت، وارد روحیههایی میشویم که اصالت و بنیاد توحیدی خود را محفوظ میدارد. موفق باشید
سلام استاد عزیزم: صریح و دقیق نظر شما را درباره سادگورو و آکهارت توله می خواستم.
باسمه تعالی: سلام علیکم: از هیچکدام از افراد مذکور اطلاع خاصی ندارم. موفق باشید
سلام: در مورد سوال 34023 که در مورد حادثه ایذه است جواب شما در فضای مجازی خیلی بحث برانگیز شده. منظورتون از ربط دادن دروغ گویی های نظام یا شهادت پیر فلک به قاعده تترس چی بود؟ آیا اینکه هدف وسیله را توجیه می کنه
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظرم به اندازه کافی در این مورد بحث شد. طبیعی است که نظام مقدس اسلامی در بستر وظایف قدسی خود هر آنچه که موجب نجات مردم از آلودگیهای جهان مدرن و فریبهای جهان سایبری است، به خوبی انجام میدهند. اگر باید به ریشهها برگردیم، آیا جز این است که اصیلترین بنیان و ریشه هر انسانی همان «وجود» است که در آن سکونت دارد و سُکنی میگزیند؟ با چنین بازگشتی به خود یا به «وجود» که اتفاقاً انقلاب اسلامی به عنوان تاریخی که وجود ما را در بر گرفته، در ذات خود متذکر آن است. آری! با چنین بازگشتی به خود و یا به وجود میتوان خطر انهدام را از بشریت و از جهان دور کرد، هرچند ما هنوز نسبت به این گستردگی که در نسبت ما با «وجود» و با تاریخ پیش میآید، تأمّل کافی و دقیقی نکردهایم؟ تا معلوم شود اگر انسانها در این آخرین دوران در اصیلترین بنیان خود حاضر نشوند، با مشغولشدن به توهّمات بسی گسترده و بینهایت، در نفی خود سهمگین ترین تلاشها را به کار میبرند. موفق باشید
با سلام به استاد عزیز و گرامی: ۱. اگر کسی حجاب را قبول نداشته باشد آیا اوکافر هست؟ ۲. اگر کسی نماز نخواند و پایبند به دین نباشد و یا پای ماهواره هستند از فامیل هستند اگر رفت و آمد نکنیم آیا گناه هست زیاد با آنها رفت و آمد نمی کنیم؟ باتشکر
باسمه تعالی: سلام علیکم: به این راحتیها نمیتوانیم به جهت این امور بحث کفر این افراد را به میان آورد. آنچه در اصل، موجب کفر است نفی اصول دین است به همان معنای توحید و نبودت و معاد. فاصلهگرفتن از فضای این افراد، رویهمرفته خوب است ولی اولاً: منجر به قطع رحم نشود ثانیاً: اگر با زمینههای گفتگو و از سر دلسوزی میتوان تذکراتی به آنها داد، کوتاهی نگردد. موفق باشید
سلام علیکم: بنده حضرت امام خمینی رضوان الله تعالی علیه را بسیار دوست می دارم اما آنچه می بینم این است که نمیتوانم ایشان را آنگونه که شایسته است بشناسم. پس آیا این قضیه صحیح است که عرفا و علمای انقلاب اسلامی و شهدای آن همچون شهید آوینی و بهشتی و سلیمانی و غیره بسط دهنده تعیینات حقیقیه قلبی آن جنابند و با رجوع به آن ها در واقع حضرت امام را می یابم؟ و این درست است که با هرچه معرفت بهتر در رجوع به رهبر معظم انقلاب حفظ الله که به نوعی جامعیتی از حقایق دورانِ انقلاب اسلامی را در قلب او خدا قرار داده است می توانم بهتر حقایق انقلاب و شناخت حضرت امام را دریابم؟ زیرا نگاه بنده این است در ابدیت خویش به آنچه خدا برایم در زمان زیستنم روبرویم قرار داده است ارتباط برقرار کنم و بپذیرم و در آن زندگی کنم این بسیاری از مسائل ابدیتم را حل می کند و در دنیا نیز حیاتی با شعف به من عطاء می کند. میدانم انقلاب اسلامی بیش از آن است که در هزاران رجوع مختلف دریابم و تمام هم نشود اما یک رجوعش این است.
باسمه تعالی: سلام علیکم: البته و صد البته. آری! همچنانکه مولایمان علی «علیهالسلام» آینه ملموس نور محمدی «صلواتاللهعلیه وآله» بوده و هستند، عزیزانی همچون شهید آوینی و شهید بهشتی و شهید سلیمانی، آینه جمال روحانی حضرت روح الله «رضواناللهتعالیعلیه» میباشند و از آن طرف، مواجهه با مقام معظم رهبری و با نظر به ابعاد شخصیتی ایشان، با این رویکردی که میفرمایید بهترین مواجهه است. موفق باشید
سلام استاد گرامی: بنده ابتدا یک سیرمطالعاتی از استاد شهید مطهری داشته ام و اکنون سیر مطالعاتی شما را آغاز کرده ام. برایم سوال است که مطالعه و کسب علم تا کجا؟ و اصولا تا چقدر باید مطالعه داشت و بعد از تمام شدن سیرمطالعاتی شما آیا دیگر مطالعه برای فرد عامی چون من کافیست؟ و باقی عمر را به عبادت و حج و نماز و قرآن خوانی بگذرانیم؟ یا کتابهای سطح بالاتری هست که ما از آن غافلیم؟ چون از آیت الله بهجت پرسیدند راه کاری ارائه بدهید گفتند آقاجان گناه نکنید. آیا همین مقدار مطالعه و آگاهی همراه مراقبت از نمازها و تهذیب نفس ما را به هدف میرساند؟ مباحث وحدت وجود و... که در عرفان به گوشمان میرسد چه؟ در کدام کتاب شما آن را جستجو کنیم؟ یا لزومی ندارد؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: همه این مطالعات و کسب معارف مقدمه است برای تدبّر در قرآن و بهرهمندی بیشتر در عبادات، إنشاءالله. موفق باشید
استاد سلام علیکم: استاد تازگی متوجه شدم دبیر دینی ما در سال ۶۷ شاگرد شما بودن. اسم ایشون ... هست. ایشان با یک حسرتی از روزگاری که با شما بودند صحبت میکنند و آرزو داشتند کاش ۵ دقیقه به سال ۶۷ برمیگشتند. شما ایشون رو میشناسید و نظرتان در این مورد چیست؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: خدا حفظشان کند. دقتهای خوبی داشتند. بعضی مواقع هم به بنده اشکال میگرفتند که شیرینی کار را بیشتر میکرد. سلام بنده را به ایشان برسانید. بعضاً نکاتی در کانال «مطالب ویژه» از بنده آورده میشود که خوب است ایشان نظری بیندازند و نظرشان را بفرمایند. موفق باشید https://eitaa.com/matalebevijeh
سلام استاد: تسلیت عرض میکنم شهادت امام صادق (ع) را، حرفی داشتم و اونم اینه که چرا با شما باید حرف بزنم ولی از اون چراهایی نه که اگه دوست ندارم خُب نزنم، اصلا چرا به محض فکر کردن به رهبر در بین این نظام و سیاست بازی ها و این بازی ها بیام و با شما حرف زدن رو نقطه قابل قبولی بدونم برای این که بخودم بگم خوب شد همه چیز رو گردن آقا ننداختم، و دلم نمیخواد حکایت همونی بشه که بعضا یا دلشون میخواد بگن حاج قاسم موی دماق آمریکاست . حرفی که میزنم این است که تا کی میخواهیم بنشینیم و تماشا کنیم که مسئول فرهنگی نهادی یا سازمانی طبق شرح وظایف اش پوسترهای دم کوچه را تعویض میکند و در کانال های ایتا هم مدام تاکید میکنند بر خلوص و اخلاص و دین و مذهب و اصول دین و... اگر هم اغتشاشی پیش آمد و کلی خسارت وارد شد و حتی کلی کشته شدند، پول دادن برای باز سازی بانک ها و اماکن و... راحت است، و اگر بگوییم بیایید همین پول را قبل از این که این اتفاق نیفتد روی بخش فرهنگی کار کنید شروع میکنند بگویند که خُب چه کنیم، جوانان جذب نمی شوند و حلقه صالحین نداریم و این حرف ها. بنده به شما عرض میکنم که خودم یک مذهبی هستم و نماز اول وقتم ترک نمیشود و انشاءالله هم که نشود ولی در نماز یا حتی شب که برای آرامش است مغزم منفجر میشود و حتی به مرزهای دیوانگی هم سرک میزنم از فریاد های بینوایانه و بدبختانه ای که در ذهنم رخ میدهد، احساس میکنم خداوند در نماز بهم میگه نماز بخوره تو کمرت. خیلی جایگاه عظیمی است سرباز بودن، آیا کسی که در میانه آتش است دلش نمیخواهد که او هم مثل بقیه از شرّ ظلم راحت شود و شاید کسی بگوید که بیا سنگی برداریم و پرتاب کنیم تا بلاخره آزاد شویم و اما کسی مثل آوینی میان تیر و خمپاره ارزش حفظ شدن این لحضات برایش از خونش هم بیشتر است، چون خیلی زیاد تر از آنی که فکرش را بکنیم به آن فکر کرده بود و دریافته بود دشمنش را و میدانست دشمن او بعث عراق نیست بلکه شیطان نفسی است که آن وسط سعی میکند ما را از عهد با خدا باز گرداند و ما امروز هم در جنگ اقتصادی همچنین چیزی را مشاهده میکنیم، شاید از دست من بر نیاید حل کردن مشکلی مانند نداشتن تجهزات لازم برای تامین انرژی آن هم توسط دانش بنیان، باید بتوانم اما چگونه، این چگونه دیگه از اون چگونه ها نیست و این جاست که فکر کردن به دفاع مقدس کمی ارضایم میکند که بگم خدا حتما هست و بر منکرش لعنت، دیگر تردیدی نیست، دانش بنیانی باید رفت جلو چون فقط آقا گفته و تموم.
باسمه تعالی: سلام علیکم: حقیقتاً همۀ نکته همین نکتۀ آخر است. آری! خدا هست و حال مائیم و جهانی که همان خدا روبهروی ما قرار داده تا یک جا همچون مولایمان حضرت اسدالله الغالب باشیم و مانند شهید خرازی اگر یک دست از دست میدهیم، دست از مقابلۀ با دشمن برنداریم. و یک جا « فی العَینِ قَذًی وَ فِی الحَلقِ شَجا» در چشم خار و در گلو استخوان داریم و ناظر به تکهتکهشدنِ فرزندان اسلام در غزّه میشویم در حالیکه هیچ کاری نمیتوانیم انجام دهیم، ولی هر روز هزار بار در خود ذوب میشویم و در عین حال میدانیم پیروزی امری است بالاتر از آنکه نتانیاهو به دنیال آن است همانطور که عدالتگرایی امری است غیر از محرومگرایی. و این یعنی در مقابل آیندۀ حضور تاریخی ما هیچ بنبستی نیست و ما از این جهت پای خودایستادهایم به همان معنایی که خدا هست. ایمان، مأواگزیدن در آغوش خدایی است که حضرت ربّ العالمین است و خدا میداند آن مادری که فرزندخردسالش را در بمباران رژیم صهیونیستی از دست میدهد، هنوز فرزندش آخرین نفسهای حیاتش را تمام نکرده که در افق جان آن مادر، نوری از امید برای حضوری متعالی ظهور میکند. و این است راز حضورِ هرچه بیشتر در جبهۀ مقابله با استکبار که پیشاپیش آن را حضرت زینب «سلاماللهعلیها» تجربه کردهاند با آن همه امید و نباید از این همه حضور غفلت کنیم هرکجا که باشیم. جناب آقای دکتر فؤاد ایزدی در رابطه با افول آمریکا و فردایی دیگر، نکاتی فرمودند که خوب است به آن فکر شود. https://eitaa.com/jedaaltv/3903 موفق باشید
سلام خسته نباشید خدمت استاد بزرگوار: آقای ابن عربی میگن که خواندن نماز این نیست که تو نماز میخوانی بلکه خداست که نماز تو را خودش میخواند آیا واقعاً نماز خودمان را خدا می خواند؟!
باسمه تعالی: سلام علیکم: به این معنا که خداوند از طریق نماز که بندگان او اقامه مینمایند، خود را در ارادۀ بندگان حاضر میکند به همان معنایی که به پیامبر خود فرمود: «وَمَا رَمَيْتَ إِذْ رَمَيْتَ وَلَكِنَّ اللَّهَ رَمَى». موفق باشید
سلام: آیا می توان علت مصائب کنونی را این دانست که نگاهی که در سال ۵۷ به تحقق اسلام داشتند ساده اندیشانه بود حال به دو صورت می توان این سادگی را متصور شد یا اینکه فکر کردند یک فقیه بگذاریم راس کار مسائل حل می شود در حالیکه پیچیدگی های جهان جدید بیش از این حرف هاست که فقیهی هر چند وارسته بتواند حل کند. مثلا رئیس جمهوری علی رغم تایید شورای نگهبان با انقلاب زاویه دارد یا مجلسی تحصن می کنند یا مسئولین به دنبال تحقق لیبرالیسم و سایر اندیشه های غربی و سند ۲۰۳۰ و ... هستند اگر هم مشی صحیحی چون جناب رئیسی داشته باشند هر چه زمان می گذرد تحولی احساس نمی شود گویا دست هایی قدرتمند تر از دولت در کارند. تمام قوا یکدست انقلابی اند و این وضع تورم و مسکن و ... همه ی این ها باعث عدم تحقق اسلام می شود و رهبری چه کار می تواند بکند چوبش را ملت می خورد و ناسزایش را رهبر یا اینکه مشکل را بالاتر بدانیم درست است که اسلام جوابگوی نیازهای بشر است ولی ما به طور کامل به اسلام دسترسی نداریم آنچه داریم قرآن است و روایاتی چند اسلام کامل که با ظهور حضرت ارائه می شود و بیست و هفت جزء علم را آشکار می کند جوابگوست بنابرین به اسم اسلام شاید نباید حکومت تشکیل داد.
باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته باشید که هرگاه حرکتی توحیدی در زمانه ظلمات نفس امّاره به ظهور آید، آن حرکت به راحتی جلو نمیرود و با انواع مشکلات روبرو میشود تا آنجایی که حتی مؤمنان از نصرت و یاری الهی مأیوس میشوند و به گفته قرآن در سوره مبارکه البقرة آیه ۲۱۴ «أَم حَسِبتُم أَن تَدخُلُوا الجَنَّةَ وَلَمّا يَأتِكُم مَثَلُ الَّذينَ خَلَوا مِن قَبلِكُم مَسَّتهُمُ البَأساءُ وَالضَّرّاءُ وَزُلزِلوا حَتّى يَقولَ الرَّسولُ وَالَّذينَ آمَنوا مَعَهُ مَتى نَصرُ اللَّهِ أَلا إِنَّ نَصرَ اللَّهِ قَريبٌ» آیا گمان کردید داخل بهشت میشوید، بیآنکه حوادثی همچون حوادث گذشتگان به شما برسد؟! همانان که گرفتاریها و ناراحتیها به آنها رسید، و آن چنان ناراحت شدند که پیامبر و افرادی که ایمان آورده بودند گفتند: «پس یاری خدا کی خواهد آمد؟!» (در این هنگام، تقاضای یاری از او کردند، و به آنها گفته شد:) آگاه باشید، یاریِ خدا نزدیک است!
با توجه به این امر باید متوجه حضور تاریخی انقلاب اسلامی بود و رویارویی توحیدی آن در مقابل شرک و اینکه هر روز از مراحل انقلاب اسلامی شما متوجه استعدادهای این حضور در مقابل استکبار بودهاید و خواهید بود همچنانکه دیروز در مقابله نظامیِ استکبار با ما، نشان دادیم چه اندازه توحید اسلامی استعداد ظهور کمالات انسانی را در خود دارد از عظمت شهدا بگیرید و از عظمت مادران و همسران شهدا. و امروز نیز مسلّماً در این جنگ همه جانبه اقتصادی که از بیرون و از درون به حقیقت توحیدی این تاریخ حمله شده است؛ آنچنان انقلاب اسلامی استعدادهای خود را بروز میدهد که در فردایی حاضر خواهید بود که در آن فردا، معنای زندگیِ اشرافی غربزده به شدت نهی و نفی میشود و بیحساب ندانید سخن رهبر بصیرِ زمانشناس انقلاب را که میفرمایند باید از هرگونه ناامیدی و انفعال پرهیز نمود و به قلّهها نظر کرد. موفق باشید
سلام استاد: وقتتون بخیر. در کنار سیر مطالعاتی که به عنوان مباحث معرفتی دنبال می کنیم (که البته به خودی خود موجب سلوک است) برای اینکه حالاتی که برای انسان پیش میاد رو بشناسیم و به طور کلی راه سلوک رو بدانیم چه مباحثی را دنبال کنیم؟ باید شرح مقالات دنبال شود یا منازل یا مبحث دیگری به این منظور کارساز است؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: هرکدام خوبی خود را دارند و میتواند راهگشا باشند. چقدر خوب است اگر بتوانید در ابتدا با مباحث «مقالات» شروع کنید و سپس به «منازلالسائرین» بپردازید. موفق باشید
با سلام خدمت استاد عزیز: فایل صوتی مبحث آداب صلوه حضرت امام خمینی رحمهالله علیه را گوش می دهم. در مبحث وضو و غسل که در وضوفرمودید رحمت هست و نظر به رحمت خداوند متعال باید بکنیم و آن روایت که یهودی سوال کرد از پیامبر علیه السلام راجع به وضو غسل روزه علت آن برمی گردد به قضیه حضرت آدم و حوا و پدرمان که شجریه ممنوعه خورد تفاسیر مختلف گفتند گندم گفتند میوه یا غیره بوده است به خاطر آن باید وضو و غسل روزه بگیریم تا آخر که در دنیا هستیم. آیا آنجا که بودند بهشت برزخی بوده که در آن مقام بودند و حضرت امام فرمودند توجه به کثرت متوجه اسما الهی بودند که از بهشت بیرون شدند آیا توجه به درخت در ظاهر توجه به غیر خدا هست و آیا توجه اسماء الهی چی می شود چون تمام اسماء مگر در خود الله نیست و خداوند متعال جامع جمیع اسماء مگر نیست پس توجه به اسماء حجاب شد و حضرت آدم که عصمت مطلق و طهارت مطلق داشت چرا این خطیه را انجام داد و یا می گویند ترک اولی داشته آیا این دورست یا خیر؟ علت طهارت فرمودند خلاصه کردند که باید منیت و انانیت برود بیرون از وجودمان حضرت امام گفتند آن عارف بزرگ محی الدین ابن عربی راجع به طهارت دویست چیز گفته امام در یک جمله عرفان و معرفت به خداوند را بیان کردند چکیده خلاصه قصه قصه منیت و خودخواهی بشر هست. باید منیت نداشت تا آن طهارت ایجاد شود که وصل به غیب شویم و چرا اهل بیت عصمت و طهارت علیه السلام باید وضو و غسل بگیرید آنها عصمت مطلق و طهارت مطلق و بی نهایت داشته در زیارت جامعه کبیره هم اشاره کردند امام هادی علیه السلام در معرفی شناخت اهل بیت علیه السلام اینکه پیامبر صلیالله علیه وآله و سلم درمستراح رفته بودند کسی پیامبر ندید که به دست شویی برود و بوی مشک و عنبر می دادند همیشه معطر بودند و مردم می فهمید از بوی پیامبر که از اینجا رد شدند و آنها همیشه در بی نهایت فنا فی الله بودند و دایم توجه به خدا داشتند و حضرت زهرا علیه السلام مسأله زنانه نداشتند و داری طهارت مطلق و رجس و پلیدی وقاذورات نداشتند با همه فرق داشتند ولی در وضو غسل در چه مرتبه ای بودند آیا همان گرد غبار دنیایی بوده چون نه پیامبر نه حضرت علی ذره ای به این دنیا دل بسته نبودند چون حضرت آن زندگی زاهدانه که داشتند بسنده به نان جو خشکیده و خیلی ساده زیست بودند ولی زمان امام باقر و صادق علیه السلام و سایرین این طور نبوده. دارد حضرت لباس فاخر پوشیدند چون زمانه فرق کرده اینها استاد مطهری در کتاب سیر در سیره اهل بیت خوندم این سوال شد که اهل بیت در وضو توجه به کثرت نعوذبه الله که نیست و توجه اسما نیست چون همه غیر خدا هست پس چی می شود گفت و انبیا اینگونه بودند عصمت مطلق و بی نهایت توجه به فنا که قابل وصف و توصیف نیست و داریم وقتی وضو می گرفتند امام حسن علیه السلام رنگ از رخسار مبارک می رفت و حالات لرزش داشتند و دگرگونی در وجود مبارکشان بود و یا حضرت علی علیه السلام و یا امام سجاد علیه السلام داشتند توجه دیگر نه به دنیا و غیر خدا داشتند در نماز و عبادات خودشان چون مدام یاد حق بودند و متصل پی درپی وصل به غیب بودند و اینها معنا مفهومی ندارند که در حریم اهل بیت راه ندارد و شیطان هم همین طور نعوذ بالله راه ندارند چون شیاطین تسلیم شدند در مقابل حضرات معصومین علیه اسلام و راجع به خودمان توجه به اسما برای ما چطوری جلوه دارد و چون فرمودید همه ما جنب هستیم چون خودی در صحنه هست منیت هست باید برود کنار غسل باطنی و وضو باطن آن منیت باید برود اگر می شود توضیح بدهید. با تشکر
باسمه تعالی: سلام علیکم: حضور در مسیر حقیقت، حضور صفر یا صد بودن نیست بلکه حضوری است که همواره میتواند شدت و شدت یابد و در همین رابطه از رسول خدا «صلوات الله علیه و آله» داریم: ««إِنَّهُ لَيُغَانُ عَلَى قَلْبِي وَ إِنِّي لَأَسْتَغْفِرُ اَللَّهَ فِي كُلِّ يَوْمٍ سَبْعِينَ مَرَّةً » . به درستی که قلب من زنگارآلود میگردد [از این رو] در هر روز هفتاد بار از خدا طلب مغفرت میکنم»؟! این بدان معنا است که در هر حال همین که حتی در امور خیر انسان در این دنیا وارد شود به هر حال نوعی در محدوده کثرات وارد میشود و هنر اولیای الهی آن بود و هست که در عین حضور در کثرات، وسعت شخصیت وحدانی خود را شدت می بخشند و اگر در عالم کثرت وارد نمی شدند عملا در آن وجه وحدانی اولیه خود می ماندند. موفق باشید
استاد بنده رشته فقه و حقوق مدرسه عالی مطهری میخونم. استاد لطفا بنده رو از این بن بستی و تاریکی که نسبت به آینده دارم نجات بدید. از یک طرف هدف و چیزی فکر میکنم علاقه دارم در سطوح عالی حوزه یافتم اما از طرفی یک ترسی دارم که دانشگاه را ادامه بدم و به همین زندگی روزمره ادامه بدم یا خودم را در حوزه پیدا کنم. در ضمن حوزه را به عنوان مسیر علم میبینم و قصد تلبس ندارم. حال انگاری آینده برایم روشن نیست و همین امر باعث ترس نسبت به آینده تحصیلی و شغلی و زندگی و... شده. لطفا با توجه به این شرایط دقیق بگید حوزه برم یا دانشگاه؟ ممنونم
باسمه تعالی: سلام علیکم: حضور در حوزه در صورتی که طلبه به طور کامل تا آنجایی که ملبس شود و در خدمت مردم باشد و در جای خود زندگیاش را در همان فضا معنا کند؛ کار خوبی است. ولی چنانچه تنها در صدد رشد علمی هستید، میتوانید بدون حضور در حوزه و با ارتباط با آثار عالمان دین، آن معارف علمی و دینی را به دست آورید و شغل خود را در راستای همان رشته دانشگاهیتان دنبال کنید. موفق باشید
سلام استاد: مشغول مطالعه تفسیر تسنیم هستم و همزمان صوتهای استاد جوادی آملی را هم گوش میکنم آیا این تفسیر مرا از معارفی که در فلسفه و عرفان هست بی نیاز میکنه یا نه؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: هرچه هست در کار خوبی حاضر شدهاید و برکات زیادی نصیب شما میشود. در ادامه، در فهمِ فلسفه صدرایی و عرفان، آمادهتر خواهید شد. موفق باشید
سلام علیکم: خسته نباشد. با تشکر از زحمات شما عزیزان. حقیر فایل های استاد ارجمند آقای طاهر زاده را گوش دادم، در ارتباط با تجلیات حق تعالی و مراتب نازله سوالی در ذهنم هست که فضای خالی از مقررات چگونه جهت رتبه ای دارد چگونه وجودی است؟ با تشکر
باسمه تعالی: سلام علیکم: منظور شما را از فضای خالی از مقررات متوجه نشدم. احتمالاً منظور جنابعالی اعتباریات باشد که از موضوع بحث خارج است زیرا اعتباریات ربطی به عوالم وجود ندارد. موفق باشید
با عرض سلام خدمت استاد عزیز: عذر میخوام میخواستم بدونم چرا انسانها خطاهاشون بیشترِ اعمال نیکشونه؟ آیا قدرت فطرت و قدرت خدا برا راهنمایی بشر کمتره؟ و قدرت نفس و شیطان بیشتره؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: به راحتی نمیتوان چنین نتیجهای گرفت بلکه باید گفت انسان را در ابتدای راه خوبشدن قرار دادهاند تا قدمقدم به سوی کمالاتش سیر کند و از این جهت خداوند میفرماید: «خُلِق الانسان ضَعیفا» این بدان معناست که ضعیفبودن، بد نیست ولی ضعیفماندن بد است. به هر حال برای کاملشدن باید از نقص و جایی که امکان بدشدن وجود دارد، شروع کنیم وگرنه کاملشدن معنا نمیدهد. عمده آن است که بدانیم در ذات انسان ظرفیتی قرار دادهاند که میتواند همه انوار الهی را در خود بیابد. موفق باشید.
با عرض سلام خدمت شما: استاد آیا در خواندن فلسفه فراگیری دو کتاب بدایة الحکمه و نهایة الحکمه علامه طباطبایی کفایت میکند؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: هر دو کتاب مذکور برای کسی که بنا دارد با فلسفه اسلامی در کلیّت آن آشنا شود، کتابهای ارزشمندی میباشند و بعد از آن است که بستگی به خودمان دارد که بخواهیم تا کجا مسئله را ادامه دهیم. که در آن صورت خوب است به سراغ «اسفار» جناب صدرالمتألهین برویم. موفق باشید
سلام استاد بزرگوار: من ناچیزتر از اینم که بخوام تذکری بدم و خودتون حتما مستحضر هستید که قضیه چیه ولی برای یاداوری به برخی مخاطبین کانال خواستم بگم در پاسخ های شما به سوالاتی درباره موسیقی مثل سوال شماره۳۴۱۱۷ کاش غیر از حکم فقهی درباره اثرات حقیقی موسیقی هم میگفتید که اگر انسان عاقل بررسی کنه قطعا به این نتیجه میرسه که بفرض حرام نبودن یه موسیقی بازم هرگز ارزش نداره بخواد گوش بده چون شاید حرام عرفانی باشه و شخص رو بجای تقرب به خدا از هدف خلقتش و قرب الهی دور کنه. بنظرم اکثر مردم از مسائل سطح بالاتری که موسیقی در اون اثر داره شدیدا غافل هستن و فکر میکنن صرفا با یه حکم فقهی دیگه با خیال راحت میشه موسیقی گوش کرد درحالیکه بنده سالها مفصل تحقیقات جامعی درباره موسیقی کردم و نهایتا به این نتیجه رسیدم که اصلا سمت هیچ موسیقی حتی حلال نروم چون قطعا ضررش بیشتر از نفع احتمالی اش هست. هیچ کدام از عرفای حقیقی اهل هیچگونه موسیقی نبودن و اون رو مانع سلوک و عامل غفلت و دوری از حق میدونستن و مثلا امام خمینی و اساتید دیگر هم فرمودن که یکی از بدترین چیزها برای اراده ی انسان موسیقی هست که خیلی اراده رو ضعیف میکنه. یا مثلا عرفای دیگری که به این مضمون فرمودن حتی اون موسیقی و ساز و ...که بخواد به ما به ظاهر حال عرفانی بده هم نباید استماع بشه چون خدا نمیپسنده که از چنین راهی بهش نزدیک بشیم و.... بعلاوه وقتی انسان میتونه قران گوش بده یا حتی از فضای ساکت و بیصدا که مناسب تفکر و تعمق هست بهره های فراوان ببره چرا باید نفس خودش رو مشغول به چنین چیزی کنه که ضرورتی نداره و مضراتش هم سالهاست در علوم مختلف دینی و روانشناسی و غیره توسط متخصصینی در علوم و ادیان و کشورهای مختلف اثبات شده؟ متاسفانه دردی که سالهاست من دارم ازش میسوزم سطحی نگر بودن اکثر مذهبی ها و توجه به پوسته ی دین و رها کردن مغز دین هست و این پرداختن به احکام و عدم توجه به مسائل والاتر و عمیق تر ما رو خیلی گرفتار و بدبخت کرده.
باسمه تعالی: سلام علیکم: همینطور که میفرمایید اگر انسانها بنا داشته باشند تا با تلاش خود حقیقت بر جانشان تجلی کند، هرگز به دنبال امور لغو نمیروند از آن جهت که قرآن در مورد مؤمنین میفرماید: «وَالَّذِينَ هُمْ عَنِ اللَّغْوِ مُعْرِضُونَ» ولی اگر کسی احساس کرد با استماع موسیقی گناه میکند و نتوانست از آن عبور کند و گمان کند از میدان ایمان خارج شده است؛ اینجا است که فقه، جایگاه اموری مثل موسیقی را تعیین میکند. موفق باشید
من دانشجوی دکتری شهرسازی دانشگاه علوم و تحقیقات تهران هستم. دوست داشتم برای پایان نامه موضوعی انتخاب کنم که مشکلات شهر و شهروندان را بتوانم به اندازه ی وسع خودم برطرف کنم. به نظر شما در چه حیطه ای از مسائل مربوط به شهر بهتر است پایان نامه ام را تنظیم کنم؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: همچنانکه قبلاً نیز عرض شده است در رابطه با موضوعات پایاننامهها صاحبنظر نیستم. به نظر میآید خوب است در این مورد به کتاب «انقلاب اسلامی و جهان گمشده» که روی سایت است رجوع فرمایید. موفق باشید
بسم الله سلام علیکم: چگونه می توان از خدای ذهنی عبور کرد و به خدای واقعی رسید؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: با «معرفت نفس» این مسیر شروع میشود و سپس با «برهان صدیقین» و درک وجود خود و ربطی که آن وجود به عین وجود دارد؛ إنشاءالله انسان خود را در آغوش خدا احساس میکند. موفق باشید
