سلام: وقتتون بخیر. من خیلی وقته که در وجود خدا شک و تردید دارم و این خیلی حالمو بد میکنه. منی که چادر میپوشم منی که نماز میخونم، منی که میخوام امر به معروف و نهی از منکر کنم، خودم به وجود خدا شک دارم. لطفا خدا رو برای من اثبات کنید. ممنونم
باسمه تعالی: سلام علیکم: این نوع شک، شک به وجود خداوند نیست، شکی است که در نسبت با خودمان با خدا پیش می آید و این را باید به فال نیک گرفت و در این رابطه عرض شد:
گاه به گاه باید خود را گم کنیم تا دوباره از نو بازیابی شویم
به آیه «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا آمِنُوا...» فکر کنید که ایمانِ دیروزین برای حضور در امروزِ این تاریخ کافی نیست. همانطور که اگر مار نتواند پوست بیندازد میمیرد، اگر ذهن انسان برای تغییر دچار مانع باشد، دیگر ذهن نیست، انبار اطلاعات است. اگر خود را در آینده تاریخ خود حاضر نکنیم و همچنان در گذشته متوقف باشیم، عملاً گور خود را پیشاپیش کندهایم، زیرا در برابر آنچه در حال رشد و بالندگی است، کور و نابینا شدهایم. انسانهایی میخواهیم که نهتنها در نسبت با درک وجودی خود تامل کافی داشته باشند، بلکه معنای سعه توحیدیِ انقلاب اسلامی را بفهمند که چگونه انقلاب، در این زمانه همچون اقیانوس شده است و دوره دریاچه بودنش بهسر آمده. زیرا وقتی خود را در مرحلهای از تاریخ پیدا میکنیم باید سعی کنیم «گاه به گاه خود را گم کنیم» تا دوباره از نو بازیابی شویم. این است آن شدنِ ابدی که بودنی خشک و ساکن نمیباشد. و حضرت امام خمینی
«رضواناللهتعالیعلیه» در غزل مشهور خود متذکر آن «بودنِ دوباره» میشوند و اظهار میدارند:
در میخانه گشایی به رویم شب و روز که من از مسجد و از مدرسه بیزار شدم
موفق باشید
یا محبوب! عرض سلام حضرت معشوق بر شما باد. نیمه ی شعبان این روز جلوه ی خاص معشوق و تلاوت آیه ی شریف وصال حضرت مهدی (عج) مبارک باد. استاد از درون اعماق این روزها یک سوال بر می خیزد، انسان مادّه گرا چگونه چشمش کور می شود؟ این جواب که خوب غرق می شود و دیگر نمی بیند منطقی است امّا برای مثال افرادی که در زمینه نجوم کار میکنند ابن القا را دارند که خیر اصلا ما معمولی فکر نمیکنیم و بلند پروازیم از جمله بنده که سال گذشته در این دام بودم. حال دقیقا در پی نجات دوستانم هستم در تعجبم از آنانی که به خواب می روند به وجود آمده اند و می میرند و وجود ورای مادّه را انکار میکنند. به نظر شما در این باب برای آگاه نمودن افراد باید ناقل چه سخنانی باشد؟ چنانچه: ما ز فلک برتریم وز ملک افزون تریم. التماس دعای فراوان
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر میآید معرفت نفس، شروع خوبی باشد تا متوجه شویم وجه متعالی ما، ابعاد مجرد و ملکوتی ما میباشد که در اتصال با حضرت حق معنا پیدا میکند و غفلت از آن اتصال، موجب سرگردانی و افسردگی ما میشود. موفق باشید
سلام و نور خدمت استاد گرامی: استاد چرا نمیتونم هیچ کاری رو برای رضای خدا انجام بدم؟ چرا هر کاری انجام میدم حتما نفس سرکشم یه دخالتی توش میکنه؟ حتی همین پیامی که برای شما میدم خودم متوجه میشم که پر از ناخالصی هست، نه یک مورد، چند مورد... ( مثلا وقتی این پیام رو مینوشتم یه لحظه به ذهنم خطور کرد که استاد طاهرزاده بگن عجب پسر خوبی که توی این سن به فکر اصلاح نفس و رضایت خداست) به نمازهام که نگاه میکنم، دو رکعت که خالصانه برای خدا بوده باشه، پیدا نمیکنم): خوابیدنم، بیداریم، نفس کشیدنم، راه انداختن کار مردم، قرض دادن پول، همش برای این نفسه، پس رضایت خدا کو؟ پس قلب سلیمی که برای خدا باید ببرم کو؟ خسته ام از دست این نفس... چطوری مبنای کارام رو رضایت خدا قرار بدم؟ چطور نور الهی رو وارد زندگیم کنم؟ چطور با این نفس سرکش مبارزه کنم و به پیروزی برسم؟ چطور رضایت الهی رو وارد زندگیم کنم و بنده خوب خدا بشم؟ آیا میرسه اون روزی که اعمال و نیاتم خالصانه برای رب باشه؟ وای فکر و خیالشم حال آدم رو خوب میکنه و به دلم انبساط میده. کمکم کنید استاد.
باسمه تعالی: سلام علیکم: حتماً متوجه میباشید که انسان هر اندازه در معارف توحیدی عمیق و عمیقتر شود، به همان اندازه حجابِ أنانیت و خودبینیِ او ضعیف و ضعیفتر میگردد و نور حضرت حق، بیشتر و بیشتر در جان او جلوه میکند و او را فرا میگیرد. در این رابطه مباحث «معرفت نفس» جهت معرفت به ربّ در روایات ما مورد تأکید است. پیشنهاد میشود مباحث «معرفت نفس» را در کتاب «ده نکته در معرفت نفس» همراه با شرح صوتی آن و کتاب «خویشتن پنهان» را و سپس کتاب «معاد، بازگشت به جدیترین زندگی» همراه با شرح صوتی آن که روی سایت هست، دنبال فرمائید إنشاءالله مفید خواهد بود. موفق باشید
سلام علیکم: اینجانب ساکن کرمانشاه هستم و از طفولیت عشق وافر به سیر و سلوک و عرفان داشتم و دارم و توفیقی هست که قرآن و سایر کتب مثل معراج السعاده را میخوانم ولی تا الان استادی نداشتم و ذکرهای مختلف رو انجام میدم ولی دستوری منسجم نداشتم. اگه لطف کنین و راهنمایی بفرمایید ممنون و دعا گوی شما خواهم بود ان شاءالله
باسمه تعالی: سلام علیکم: با توجه به سخن آیت الله بهجت که فرمودهاند علم تو استاد توست، اگر به معارف عالیهای مثل «معرفت نفس» رجوع کنید «خودْ راه بگویدت که چون باید کرد». سیر مطالعاتی سایت در این مورد إنشاءاللّه میتواند مددکار باشد. موفق باشید
سلام بر استاد گرامی ببخشید در ماه مبارک رجب بنده دارم مسائل ده نکته از معرفت النفس را باز خوانی میکنم و امیدوارم که با این روش دفتر خودم را ورق زده باشم... ان شاءالله ایندفعه سؤالاتی در ذهنم ایجاد میشود که تا ۱۵ دقیقه از صوتتان را گوش میدهم سریعا سؤالات را یادداشت میکنم و صوت را متوقف. مثلا: در شرح نکته اول معرفت نفس فرمودید که در روش تجربیِ شناخت نفس، بایستی موانع را کنار بزنیم تا با خودِ پدیده - به صورت عینی و حضوری - مواجه شویم. بعد از آن فرمودید که در خواب و مرگ، انسان با نفس خویش حاضرانه تر مواجه است. یعنی در این بین به صورت پنهانی عنصر جسم را حذف کردید و ادعا نمودید که جسم همان مانعی است که باید مرتفع شود! ولی نفرمودید چگونه به این نتیجه رسیدید که: «باید جسم را حذف کنیم تا کارمان راه بیفتد!». در برهان دوم از اینکه «من ما هست بدون نیاز به تن» فرمودید که کم شدن اعضای بدن مثل قطع شدن دست، باعث نمی شود که من انسان کم شود. حال اگر کل بدن را از دست بدهیم باز هم من ما هست. پس انسان بدون جسمش هست. ولی در این بین نفرمودید که اگر انسان سرش قطع شود یا قلبش از کار بیفتد درجا میمیرد! در اینجا میتوانیم نتیجه بگیریم که «من ما همان مغز ماست.» با توجه به کنکوری بودنِ ما دعا بفرمایید که همه جانبه (هم معرفتی هم علمی) قوی شویم تا بتوانیم در عالم انقلاب اسلامی جور دیگری نقش آفرینی کنیم.ان شاء الله با تشکر🌹
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. برای عبور از جسم، همان توجه به خود، بهخصوص توجه به خود در خواب، کار خوبی است. ۲. در کتاب «خویشتن پنهان» عرض شد که بعضی از اعضای بدن طوری است که اگر از بین برود امکان تدبیر نفس از بدن بهکلّی منحرف میشود و از آن به بعد نفس، خود را در نزد خود تجربه میکند. موفق باشید
سلام و عرض ادب و احترام خدمت استاد معظم: سوالی داشتم از محضر تون آیا در باره انسان میتوان گفت صاحب اراده تکوینی و تشریعی است؟ یا فقط مختص به ذات اقدس خداوند متعال است؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: اراده تشریعی، حالتی است که ارادهکننده بخواهد خواست خود را عملی کند و فعلیت ببخشد. در مورد انسان، ظاهراً اراده تکوینی معنا ندارد. موفق باشید
با سلام خدمت استاد گرامی: ۱. استاد گرامی آیا گناهی وجود دارد که انجام آن از طرف خدا بخشیده نشود و با وجود توبه باز هم اثرات دنیایی آن حذف نشود و باعث بدبختی دنیای او شود و آن گناهان چه هستند؟ ۲. آیا رد کردن خواستگار توسط دختر میتواند گناهی باشد که پس از سالها هیچگاه اثر دنیایی آن رفع نشده و در زندگی آینده او تأثیر گذار باشد؟ و رد کردن چه شخصی موجب این گناه خواهد شد؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: مسلّم هیچ گناهی نیست که اگر انسان به خداوندیِ خدا ایمان داشته باشد، با توبه رفع نگردد. میماند که بعضاً تقدیراتی هست که ربطی به مثلاً ردّ کردن خواستگار ندارد، بلکه گویا خداوند نحوه دیگری از زندگی را برای انسان رقم زده. اصل را باید بر تواضع و صداقت گذاشت تا إنشاءالله موانع برطرف شود. موفق باشید
با سلام: آیا لقاءاالله، همان چشیدن اسماء الهی است؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: همینطور است. موفق باشید
سلام استاد: ببخشید من با احکام عدالت امام جماعت مدام درگیرم. نمیدونم اقتدا کردن درسته یا نه. چون حکمش اینه آدم بدونه امام عادله ولی ما خانمها مخصوصا که کلا نمیدونیم امام کی هست چطوری اقتدا کنیم؟ من دیگه فرادا میخونم ولی حس میکنم بی اعتنایی به جماعت باشه کلا وسواس شدم رو این حکم.
باسمه تعالی: سلام علیکم: اعتماد به نمازگزاران جهت کسب عدالت امام جماعت کافی است. موفق باشید
سلام وقت بخیر: من از برنامه قرآن حب المتین استفاده میکنم و همراه با قاری از روی قرآن همخوانی میکنم یعنی بصورتی که هم تلفظ درست رو متوجه بشم هم خودم رو خوانی میکنم ولی نه فقط از روی گوشی، به این صورت که صوت قاری مدنظر رو پخش میکنم بعد از روی قرآن فیزیکی همراه با قاری شروع به خواندن میکنم و پا به پای قاری قرآن میخوانم میخواستم بدونم چه حکمی دارد؟ آیا در ثوابش فرقی میکند چون برخی علما گفتن که هر شب سوره واقعه بخوانیم میخواستم بدونم با این روش به خواندن ادامه بدم مشکلی در ثواب ختم سوره واقعه پیش نمیاد؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده کار خوبی است تا اولاً: فضای آهنگین آیات حفظ شود و ثانیاً: فرصت تدبّر در آیات نیز برای ما بهتر فراهم گردد. موفق باشید
با سلام: دو سوال دارم. سوال اول: آیا انسان پس از اینکه میمیرد وارد عالم مثال منفصل میشود؟ سوال دوم : اگر پس از مرگ برای انسان باز مثال منفصل و مثال متصل وجود دارد، صورت هایی که توسط ملکه های نفسانی ایجاد میشود، در مثال منفصل رخ میدهد یا مثال متصل؟ با تشکر!
باسمه تعالی: سلام علیکم: انسان در عالم برزخ میهمان سفره خود است و منقطع از نسبت دنیایی خود با بیرون از خود تنها با صورتهایی که از قبل در خود نهادینه کرده است به سر می برد. موفق باشید
سلام خدمت استاد محترم: در این مدت اخیر بارها شاهد بوده ایم که روحانیون مطرح انقلابی و ولایی کشور، مورد انتقادات شدید و گاه عجیب قرار گرفته اند تا جایی که گمان می رود توطئه ای از جانب دشمن پشت آن باشد، مانند آیت الله علم الهدی، آیت الله مهدوی، آیت الله صدیقی و حاج آقا پناهیان ، درست است که این افراد معصوم نیستند و قطعا اشتباهاتی داشته اند، ولی با اشتباهات آن ها به نحوی برخورد و با استفاده از رسانه، جوسازی شده که مردم در مقابل آن ها برآمده و گاهی خدماتی که داشته اند را زیر سوال برده اند. حتی از برخی افراد بصیر و انقلابی چنین برخوردهایی دیده می شود که در این فضای مسموم، اشکالات دیگر این افراد را نیز برملا می کنند و فضای بدبینی را شدت می بخشند. از نظر شما آیا این ایجاد فضای مسموم برای عالمان دین و بدبین کردن مردم نسبت به آن ها می تواند توطئه ی دشمن باشد؟ و وظیفه ی مردم و به ویژه خواص در مقابل این فضاها و خبرهایی مبنی بر اشتباهات بزرگان چیست؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: یقیناً توطئه دشمن است زیرا دشمنان ما میدانند از کدام ناحیه ضربه خوردهاند و حقیقتاً روحانیت ما در کلیتِ خود ادامهدهنده راه انبیاء هستند و در دل ارادت و علاقهای که به اسلام داشتهاند، وارد این میدان شدهاند. اخیراً در مصاحبهای که پیش آمد عرایضی تحت عنوان « نسبت روحانیت با مردم» https://lobolmizan.ir/leaflet/1468?mark=%D8%B1%D9%88%D8%AD%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%AA . شد خوب است که به آن مصاحبه رجوع شود. موفق باشید
سلام استاد: از اینکه مصدع اوقات شما بزرگوار می شوم عذر می خواهم مدتی است که می خواهم برایتان بنویسم ولی نه روی نوشتن داشتم و نه کلمه ای که بتوانم به زبان جاری کنم، ولی اکنون ناامید و دل شکسته تر از هر لحظه ای به شما پناه آوردم تا مرحمی برایم باشید. چند سالی است که چادری شده ام در شب قدر همه چیز را رها کردم و رو به سوی خدا آوردم از همه دست کشیدم و عادت ها را کنار گذاشتم تنها دختر چادری در خانواده بودم تمام حرف ها و خنده ها را به جان خریدم و محکم تر ایستادم چه لحظه های نابی با خدای خودم داشتم چنان عاشقی می کردم که هیچ چیز مانع رسیدن من نبود هر چه بود فقط برایم او بود. ولی عمر این لحظاتم کوتاه بود بعد از ازدواجم هجوم سنت ها و رسم ها عقایدی که باید حتما قبولشان می کردم تمام بال پروازم را از من گرفت. سال ها فقط در پی این بودم که از من راضی باشن و هر کاری برای خشنودی اطرافیان انجام دادم. در برابر حرف ها و تحقیرها سکوت کردم و گذشتم. بارها با مطالب کتاب جلو رفتم و خودم را سرپا نگه داشتم راه های پر پیچ و خمی را گذراندم ولی باز به بن بست خوردم و باز در پی اطرافیان دویدم. بدون اینکه بدانم چرا، چنان آبرویی از من برده شده که بعد از آن توانی برایم نمانده است. نه دل ماندن دارم و نه پای رفتن. ایستاده ام در میانه ای که زمان در حال گذر است و همه در تکاپو ولی توان حرکتم نیست، به اهل بیت و شهدا متوسل می شوم ولی چیزی دریافت نمیکنم. انگار این دل منجمد شده باشد. با خدای خودم راز و نیاز میکنم ولی ساعتی بعد همه چیز فراموش می شود. میدانم اشتباه رفتم نباید معشوق را میانه راه رها می کردم و در پی رضای بنده ها و... میرفتم همین ها وجدانم را به قدری به درد می آورد که فقط آه حسرت می کشم و پشیمانی و پشیمانی. تمامم شده یاس و ناامیدی. عباداتم رنگی ندارد و هیچ ارتباطی نمی توانم بگیرم. مانده ام سرگردان ساعاتی با ذکر آرامم و ساعاتی وجودم پر از خشم و نفرت و حسرت می شود. حس می کنم به بن بست رسیده ام. استاد شما بگویید این دل را چطور آرام کنم؟ دلم برای آن روزها تنگ است. با وجود این همه راه اشتباه و زخم های برجا مانده از دیگران چطور باید ادامه داد، ندید و رفت و دل کند؟ آیا آغوش خدا مثل سالهای قبل به رویم باز است؟ چرا هیچ نور و نشانه ای برایم نیست؟ تمام امیدم ماه رجب بود ولی ماه از نیمه گذشته و حال دل همچنان در گذشته دست و پا میزند. می ترسم رجب تمام شود و همچنان این بمانم. استاد میدانم حق شاگردی ادا نکرده ام ولی به حق صاحب این ماه، این بنده روسیاه خطاکار را راهنمایی کنید.
باسمه تعالی: سلام علیکم: اینکه میفرمایید بیشتر قصه حضوری است که باید با عبور در دل سنگلاخی پیش آید و آنچه حکایت میکنید قصه زمستانی است برای بهاری دیگر که بهاری است غیر از بهار گذشته، نوعی به خودآمدن است و تجربهای برای مقابله با طوفان. آنجا است که باید به حضوری نظر کرد که در اکنونِ خود بسی بیکرانه و جاودانه است، امری که در کتاب سوره مرسلات و شرح صوتی آن میتوان به سراغ آن رفتhttps://lobolmizan.ir/book/1095?mark=%D9%85%D8%B1%D8%B3%D9%84%D8%A7%D8%AA و https://lobolmizan.ir/book/1095?mark=%D9%85%D8%B1%D8%B3%D9%84%D8%A7%D8%AA. موفق باشید
با سلام خدمت استاد طاهرزاده گرانقدر: من مباحث مربوط اعیان ثابته را مطالعه کردم اما هنوز متوجه یک موضوع نشدم. اینکه گفته شده خداوند طبق قدر مخلوق که اعیان ثابته موجود هست فضای خود را اعطا می کند و اگر به فرض ذات یک شخص که همان اعیان ثابته آن شخص مثلا عمر سعد باشد از ازل این شخص شقی و جهنمی می باشد و در روز عاشورا جنایت می کند و خدا ظلم نمی کند چون ذات ایشان در علم خداوند این چنین است. خب چرا باید ذات یک شخص در علم خدا پاک و ذات یک شخص پلید باشد؟ اگر ذات یک شخص در علم خدا پلید باشد و شقی پس در زندگی اختیار به چه معنا هست؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: همانطور که در جواب سؤال 36412 عرض شد؛ اختیار، ذاتی انسان است و هرکس در هر مرحله از زندگی میتواند به جهت فطرت توحیدی خود آنچه را برای خود انتخاب کرده است، تغییر دهد و در نسبت با انسان کامل، خود را به عالیترین شکل بیابد حتی اگر آن شخص یزید باشد. آری! بحث «اعیان ثابته» حکایت انتخاب اولیهای است که افراد شقی انجام دادند و بر آن باقی ماندند. موفق باشید
بسم الله الرحمن الرحیم سلام علیکم: فرصتی که خدا برای ما با انقلاب اسلامی پیش آوردند برای انسانهایی که دوست نداشتند در آخرالزمان در ظلالت پرورش یابند غنیمتی بود که خدا به ما بخشیدند و امید میرود باز راه نجات توسط خدا با انقلاب اسلامی باز باشد. خدا میدونه سالیان سال منتظر بودم و حتی از این انتظارِ سخت برنامه خودکشی با خود و امام حسین علیه السلام معین کرده بودم که اگر این دنیا به من معنای زندگی ندهد من در آن نخواهم ماند و بلطف خدا اجمالا آن معنا را در انقلاب اسلامی یافتم و اگر امروز زنده ام اینطور نیست که دنبال چیزی برای دنیای خود باشم بلکه یقینا با هستی خود زندگی میکنم هستی که نزد من است و مرا نگه داشته نگه داشتنی انسانی توحیدی. نمیدانم چطور میتوان خوشحالی کرد من زیاد بلد نیستم اما شاید بتوان گفت عروسی من شادی من یا هر تعبیری از خوشحالی امروز است امروزی که احساس آرامش و استقرار میکنم در حالی که همه عمر در پی اش بودم خوشحالی از اینکه میبینم خدا آغازی برای ما رغم زده اند. من نه شایسته و ارزشی و علمی دارم که به کسی توصیه کنم خود را نجات دهند و نه این راهش است اما چون همه مخلوقات از خدای عالم دعا میکنم پرورگارا ما را هدایت فرما، اما شما مرا احمق و نادان و دنبال روی کور و بی دردی نفهم ندانید من رنج کشیده ام و به سختی جویندگی کردم در حالی که به خود با دروغ بستن و تزئین مشکلات اساسی انسانی به غفلت سپری نکردم یا دنباله روی مردم دنیا نبودم و به خود سخت گرفتم. بلی من نادانم بلی من معمولی ام بلی من بی سوادم اما شما مرا عبرت بگیرید و در پی خودی برتر و جاودان باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: همین طور است. تاریخِ توحیدی انقلاب اسلامی آغازی است تا انسانی که در دوران مدرن، خودش برای خودش مسئله شده است خود را دریابد. با نظر به تأملاتی که باید نسبت به تمدن اسلامی مد نظر داشت ، در این مورد خوب است در بستر آغاز تاریخی که با حضرت امام خمینی «رضواناللهتعالیعلیه» شروع شد، نظری چند به خود و به بشر جدید و به جهان پیرامونیِمان بیندازیم، باشد که در بحران بیمعناشدن بشرجدید و نیستانگاری که تقدیر این دوران است، راهِ معناداریِ بشر آخرالزمانی را با نظر به «جایگاه تاریخی انقلاب اسلامی» مدّ نظر آوریم.
از آنجایی که حضور تاریخی، امری است درونی و با جان انسانها ارتباط دارد و هستی انسان را با انسان در میان میگذارد، نمیتوان حضور تاریخی را صرفاً با امری مثل اطلاع یافتن از موضوعات و وقایع تاریخی به دست آورد، زیرا حضور تاریخی امری است مربوط به تقدیر انسانها، ذیل اراده الهی و انسان تنها میتواند سعی کند خود را ذیل آن اراده قرار دهد و به یک معنا خود را در تقدیر الهی حاضر کند و البته این امر، امرِ بسیار مهمی در رابطه با واقع بودگی انسان و نجات از بیتاریخی او میباشد. موفق باشید
سلام علیکم: قسمت شد به عنوان پزشک عازم حج واجب شدم، و دعاگوی حضرتعالی هستم. اما به دلیل حجم کاری زیاد، خیلی نمیتوانم زیارت بروم، و از این بابت کمی دلخورم. دو شب پیش دوبار پشت هم خواب دیدم به دلیل مشکلی نامعلوم قبل از ایام تشریق، از سفر برگشتم، و خیلی ناراحت بودم و گریه میکردم که میخوام برگردم مکه ولی اجازه نمیدادن. خواستم در صورت امکان بنده رو راهنمایی بفرمایید و توصیه ای بگید که از سفر بهره کامل رو ببرم و اگر کتابی توصیه میکنید مطالعه کنم.
باسمه تعالی: سلام علیکم: با آرزوی توفیق در راهی که قدم گذاشتهاید اگر فرصت کردید جزوه «حقیقت حج» که روی سایت هست را مطالعه فرمایید. و هر وقت فرصت کردید از طوافهای مستحبی غفلت نکنید. موفق باشید
سلام استاد: وقتتون بخیر. یک سوالی داشتم ازتون. آیا ما خودمون انتخاب میکنیم که توی چه خانواده ای به دنیا بیایم و اینکه چه ظاهری داشته باشیم؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: به معنایی که جناب ابن عربی در بحث اعیان ثابته مطرح میکند، آری! خود انسان است که حتی رحمی که باید در آن متولد شود را انتخاب میکند. موفق باشید
یا مُنقِذَ الغرقی وَ یا منجِیَ الهَلکی. سلام و عرض ادب: در قرآن می فرماید: «اِنَّ في ذلِكَ لَذِكْري لِمَنْ كانَ لَهُ قَلْب» (ق/۳۷) در این قرآن، ذکر و هوشیاری و بیدارباشی است برای کسی که او را قلب است. استاد، مگر نه این است که انسان به قرآن مراجعه می کند تا قلبش زنده شود؟ پس با توجه به این آیه، عملاً کسی نمی تواند از طریق قرآن دارای قلبی زنده شود! چون خودش می فرماید «اگر قلب داشته باشی» این قرآن برایت ذکر و بیدارباش خواهد بود. و الا فلا. این مسأله را چگونه حل کنیم؟ شبیه همین مسأله در آیه ی شریفه «وَ نُنَزِّلُ مِنَ الْقُرْآنِ ما هُوَ شِفاءٌ وَ رَحْمَةٌ لِلْمُؤْمِنِينَ وَ لا يَزِيدُ الظَّالِمِينَ إِلَّا خَساراً» هم هست. بالاخره ما به قرآن رجوع می کنیم تا انواع ظلم ها و ظلمات وجودی ما را برطرف کند. چرا باید خسارت در پی داشته باشد؟ عذرخواهم.
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! همانطور که قرآن میفرماید: «ذَٰلِكَ الْكِتَابُ لَا رَيْبَ ۛ فِيهِ ۛ هُدًى لِلْمُتَّقِينَ» منتها پس از آن تقوای اولیه که همان طالب حقیقتبودن است، بنا بر آن است که همانطور که میفرمایید اگر قلبها آماده باشد، این قرآن سخنها با آنها دارد وگرنه اگر کسی خواست ایراد بگیرد «لا يَزِيدُ الظَّالِمِينَ إِلَّا خَساراً». موفق باشید
«بسم الله الرحمن الرحیم» با سلام و تحیت خدمت خواننده این نامه و حضرت استاد طاهرزاده با آرزوی سلامتی برای شما و همه مومنین. در عصری جوانی ما میگذرد که در احاطه تهاجم وسوسه های شیطانی انس و جن هستیم. نگهداری ایمان و تقوا امری دشوار شده است که بدون یاری خالق هستی امری محال است! و میدانیم که در برهه ای حیاتی و سرنوشت ساز از تاریخ بشریت قرار گرفته ایم و امیدواریم که شاهد ظهور منجی بشریت حضرت امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف و اتصال انقلاب اسلامی خمینی کبیر به آن انقلاب نورانی باشیم. از آنجا که قلوب ما آلوده به گرد گناه هستند به عنوان جوانی ۲۳ ساله و مجرد که اخیرا از رشته پرستاری فارغ التحصیل شده ام؛ ضمن درخواست تحفهای از علوم آل الله و توصیه راهگشای جنابتان در موارد زیر خواستار دعای حضرتعالی هستم: ۱. بخشش گناهان ما جوانان ۲. نصرت و پیروزی ما بر طاغوت ۳. شهادت پس از عمری مجاهدت. از عنایت شما سپاسگزارم.
باسمه تعالی،سلام علیکم: بحمدالله به خوبی متوجه ظلمات آخرالزمان هستید و همین امر موجب میشود تا مدد الهی به صورتی خاص سراغتان آید تا عظمت و ظرفیت توحیدی انسانِ دوران آخرالزمان را بیابید که چگونه در اوج ظلمات، این اندازه توان مقابله با آن را دارد. بنده دعاگوی شما هستم که به بهترین نتایج نایل شوید. موفق باشید
سلام استاد جان وقتتون بخیر: الف) در سوال شماره ۳۴۰۸۶ در مورد ترک اولای یونس فرمودید حضرت یونس منتظر نماندند حکم خدا بیاید نه انکه بین دو حکم حکمی را انتخاب کردند که اولی نبود، خب همینکه منتظر حکم خدا نماندند در حالی که به نظر میآید همینکه باید منتظر میماندند خودش اولی بوده و منتظر نماندن ترک اولی محسوب میشود ب) شما ترک اولی را چه تعریفی میکنید که در پاسخ به سوال ۳۴۰۸۹ میفرمایید ترک اولی بدان معنا نیست که پیامبران بین تو انتخاب آنکه ارجحیت نداشته انتخاب کرده باشند؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: ترک اولیای که در عرف مطرح است بدین معنا میباشد که در مقابل امر الهی، آن امر را اولی ندانیم و تصور بعضی نسبت به کار حضرت یونس «علیهالسلام» چنین است. در حالیکه حضرت بدین معنا عمل نکردند بلکه شأن ایشان آن بود که منتظر بمانند تا حضرت حقّ تکلیف پیامبرشان را تعیین کنند. در حالیکه حضرت به نظر خودشان همینکه ملاحظه کردند ابری بلاگونه آمد، قوم را ترک کردند. و به گفته علامه طباطبایی تمرّدی صورت نگرفت، نفرمودند نرو و رفت، بلکه نگفتند برو و رفت. موفق باشید
با عرض سلام و احترام: ضمن تشکر از زحمات شما از اینکه با حوصله جواب میدهید. کتاب جایگاه رزق در جهان هستی همچنان که خوندان آن آرامش خاصی به قلب آدم میده، ولی انگار یه جورایی دچار انفعال هم میکند علتش چه میتواند باشد؟ با سپاس فراوان
باسمه تعالی: سلام علیکم: با نظر به تذکرات روایی و آیات مربوط به رزق، انسان متوجه میشود در حدّ وظیفه نسبت به رزق به طور منطقی تلاش خود را داشته باشد ولی کار را به خدا واگذارد و از این جهت نباید در امور دنیا حرص بزند که موجب تضییغ حقوق دیگران گردد. موفق باشید
سلام وقت بخیر: ببخشید ما در چه مواردی میتوانیم از استاد سوال کنیم؟ آیا استاد در موارد خانوادگی و روانشناسی هم پاسخ گو هستند؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: همچنانکه قبلاً نیز عرض شده فلسفه وجوی این سایت در رابطه با جواب سؤالهایی است که کاربران محترم با مطالعه کتابها و جزواتی که روی سایت هست، برایشان پیش میآید و علاوه بر آن، سؤالها و مباحث معرفتی را میتوانند سؤال کنند. در بقیه موارد بخصوص در امور شخصی، کار را برای ما مشکل میکند و از وظیفهای که به عهده گرفتهایم، بازمان میدارد. موفق باشید
با سلام: آیا انسان با علم حضوری می تواند ذات خدا را درک کند؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: ذات حضرت حق، تنها در نزد حضرت حق حاضر است. به گفته جناب شیخ شبستری این مثل آن است که بخواهیم با نور شمع به دنبال خورشید باشیم. در حالیکه خورشید، همه را فرا گرفته است. فرموده است: «زهی نادان که او خورشید تابان / به نور شمع جوید در بیابان». موفق باشید
سلام و عرض ادب خدمت استاد عزیزم: استاد جان اخیرا آقای شمس لنگرودی شاعر و نویسنده و بازیگر در حضور برنامه ای در پلتفرم یتیوب با آقای علی ضیاء مصاحبهای انجام دادن در رابطه با حافظ که به شدت نگاه سخیف و سطحی نسبت به حافظ مطرح کردند و شبهاتی ایجاد کردند که حافظ را در حد یک شخص لاابالی تنزل دادند و انگار حافظی که ما در بیان شما شناختیم با حافظی که این آقا معرفی میکنند دو شخص کاملا متفاوت اند با توجه به جلسه سی دوم انسان و باز انسان که در رابطه با حافظ سخن به میان اومد لازم دونستم این رو خدمتتون ارسال کنم میدونم وقتش رو ندارید که به این برنامه گوش بدید ولی اگر صلاح دونستید این لینک پادکست است https://tehranpodcast.ir/ba-ziya-podcast?ppplayer=937c085bb90c6f0169eb5e6af5a738b1&ppepisode=10c9758068d7db0cca9d8192210fbaea ببخشید که وقت شریفتون رو گرفتم استاد جانم. التماس دعا
باسمه تعالی: سلام علیکم: در اینکه دشمنانِ حقیقت نسبت به سرمایۀ بزرگ معرفتی که جناب حافظ برای آیندۀ بشر به میان آورده، همواره سرِ جنگ داشتهاند؛ بحثی نیست. مهم آن است که ما متوجه شویم جریان دشمنی با حافظ، جریانِ دشمنی با حقیقت است. به عنوان نمونه در صد سالۀ اخیر شایع کردهاند که آن بیت غزل اول جناب حافظ که میفرماید: «اَلا یا اَیُّهَا السّاقی اَدِرْ کَأسَاً و ناوِلْها» از یزید است و جناب علامۀ قزوینی میفرمایند تمام اشعاری که مربوط به حافظ بود را بررسی کردم، ابداً چنین سخنی از او نیافتم. و اینجاست که متوجه میشویم بسیاری از این حرفها که در رابطه با جناب حافظ زدهاند، ساختگی است و گواه ساختگیبودنِ آنها، دقت هرچه بیشتر در مضامین غزلهای خود اوست که حقیقتاً فراتاریخی است و به بشر آخرالزمان نظر دارد.
و در رابطه با دشمنی با جناب حافظ مرحوم شهید مطهری کتاب شریف تماشاگه راز را تالیف نمودند. این نشان میدهد که درک شخصیت عرفانی حافظ کار هر کس نیست واین حضرت امام خمینی میباشند که به خود حق میدهند جناب حافظ را بدون دغدغه لسان الغیب بدانند. موفق باشید
سلام خدمت استاد طاهرزاده: با توجه به اینکه جهان امروز جهان سیطره مدرنیته و فرهنگ منحط غربی است و گناهان و ظلمات همواره در حال گسترش یافتن است، به نظر حضرتعالی طرح و برنامه خدای متعال برای اینکه به صورتی اساسی ترمز بشر مدرن را بکشد چیست؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: ما با پایداری در راهی که خداوند مقابلمان قرار داده میتوانیم به لطف الهی با بشر این زمانه گفتگو کنیم تا او عزم دیگری به میان آورد. موفق باشید
