با عرض سلام و ادب خدمت استاد گرامی: با نظر به اینکه نکته های زیاد در سخنرانیهای جذاب و خاص جنابعالی را می توان تلاشی برای همه فهم کردن حکمت صدرایی دانست، خالی از لطف نیست اگر به نکته ای اشاره کنم که چندی پیش آقای یوسف علی میر شکاک در یک برنامه تلویزیونی اینگونه مطرح کردند: قدرت تفکر در یک جامعه وابسته به غنای ادبی و ادبیات تفصیلی است که در بین مردم آن جامعه رسوخ پیدا می کند و جاری میشود. ملاصدرا همیشه پدیده ای بوده است ویژه محافل خاص فلسفی و تلاش و تکاپویی صورت نگرفته است تا فلسفه و حکمت ملاصدرا را از طریق رمان یا داستان یا نمایشنامه وارد اجتماع کنند و اندیشه او را در بین عموم جامعه بسط دهند به طوری که بینش ملاصدرا همه فهم شود. در صورتی که در غرب یا خود فلاسفه یا متفکران و ادیبان پیرو یک فلسفه خاص همواره به کمک داستان، رمان و یا نمایشنامه، بینش فلسفی خاص خود را به صورت مصداقی و قابل فهم در اختیار عموم افراد جامعه قرار میدادند تا فلسفه یا بینش آنها در جامعه فراگیر شود و اینگونه تفکرشان از اجمال به صورت تفصیل درآید. در این خصوص خواستم از جنابعالی سوال کنم که اولاً تا چه اندازه این امر نزد شخص شما اهمیت دارد و ثانیاً اینکه آیا در بین محافل فلسفی و یا ادبی و یا آموزش و پرورش ما کوششی در این جهت صورت گرفته است یا خیر. سپاسگزارم
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر میآید آری! اگر کسی بتواند اشارات فلسفه صدرایی را به صورت رمان و یا فیلم در آورد، کار خوبی است. ولی با توجه به اینکه عموماً در رُمان و یا فیلم، تخیّل نقش فعالی دارد و در فلسفه صدرا نوعی تعقلِ حضوری در میان است؛ بهتر است صدرا را با همان مبنای اصالت وجود دنبال کرد و در غرب هم فیلسوفانی مثل هایدگر که به «وجود» نظر دارند مانند صدرا در محافل عمومی ادبیشان حضور ندارند. زیرا مطالب آنها حضور بالاتری را طلب میکند. موفق باشید
سلام: در یکی از فایلهای صوتی که در مورد امام حسن مجتبی (ع) صحبت کرده بودید، چیزی با این مضمون فرمودید: «امام حسن (ع) با کاری که در مقابل معاویه کرد ثابت کرد که از یک فرد بد، نتیجهی خوب حاصل نمیشود». این را ذیل نقد این اعتقاد گفتید که «اگر فلانی آدم بدی است، حداقل سیاستمدار توانمندی است». سوالی که برایم ایجاد شد این است که امام چگونه آنچه گفتید را ثابت کردند؟ با تشکر.
باسمه تعالی: سلام علیکم: در این مورد خاص که میفرمایید حضور ذهن ندارم. ولی آنچه در سیره امام حسن «علیهالسلام» نسبت به معاویه پیش آمد کار عجیبی بود که چگونه حضرت توانستند انجام دهند به طوری که معاویه با آن همه به ظاهر هوشیاری و ادعا، نتوانست جهت اسلام را با قرائتی که به ظاهر از اسلام از خود نشان میداد؛ تغییر دهد و از این جهت به عنوان یک جریان و یک تئوری در قرائت در اسلام مطرح شود. در حالیکه در این فکر بود و تصور میکرد میتواند چنین کاری بکند که بحث آن مفصل است. مهم، سیره حضرت امام حسن «علیهالسلام» بخصوص بعد از آن قرارداد بود که این فرصت را از معاویه گرفت. موفق باشید
سلام وقت بخیر: روز دوشنبه آمدم مسجد خدیجه کبری بعد از نماز صبح و در حال پیاده روی فرمودید تفسیر گوش کنم اسم سوره و کسی که تفسیر رو شرح کرده رو دوباره بفرمایید . شرح تفسیر ایت الله طباطبایی رو میخوام شروع کنم از کجا شروع کنم و توحیدم رو میخوام بیشتر کنم. راهنمایی بفرمایید خداوند خیرتون بده
باسمه تعالی: سلام علیکم: حاج آقا عابدینی بحمدلله در شرح تفسیر المیزان زحمات خوبی کشیدهاند میتوانید به ایشان رجوع فرمایید. در مورد رشد مبانی توحیدی خوب است که به بحث «برهان صدیقین» همراه با شرح صوتی آن که روی سایت هست رجوع فرمایید. موفق باشید
به نام خدا: در این سالهایی که از حضور در زیست های رایج به نوعی خارج شدم و دیدم بشر درگیر هزاران مسائل روحی است باعث شد به آن بهتر بیاندیشم و از بازخوانی آن نترسم و با امید به خدا از آلوده شدن دامن خویش برای حضور در چاله های سیاه روزگار نهراسم. مثلا دیدم فقیرهای شهرهای مدرن مثل همین تهران و اصفهان بخاطر فرهنگ غربی که با قلب های خود پذیرفتند فقیر آفرین شدند و کافیست نسبت خود را با یک زندگی روستایی تغییر دهند و در روح خود آنها را بدون تکبر بپذیرند کاملا سلامت خود را بدست می آورند؛ عمیق تر تا آن جا پیش رفتم که مسئله فلسطین در واقع ظهور پذیرش مردم جهان است از استکبار و یک مقام جمع دارد که همین بنده و شماییم که با پذیرش استکبار باعث جری شدن اسرائیل بر مظلومان شدیم. با خود راهکار تصحیح هزاران مسئله را طبق کتاب ها و خوانش های انسان مدرن از هر انسانیت و دینی خواندم و نتیجه ی درستی نگرفتم تا آنکه با آزاد شدن نسبی از این زندگی جاری مدرن کم کم از تکالیف اجباریش خارج شدم و بدنبال جایی برای خود بودم که در آخر فهمیدم تمام راه های رهایی از شر هرگونه فقر و فلاکت و افتضاحات روحی روانی و هر دردی که بشر داره خارج شدن از این ساحت زندگی غربی است که در مورد آن احادیث آخرالزمان فرمودند حتی قرآن خوان قرآن از زبان و دهنش بالاتر نمی رود یعنی مهم نیست چقدر بخواهی خوب باشی مهم این ساحتی از ساختار معنی گرفتن روح است که برای خود پذیرفتیم. رُک و راست بگویم انسان مدرن توانست تا حدی اَنانیت را با استفاده از ابزارها شاخ و برگ دهد و مستقر کند که بشر در رابطه با صاحب انانیت های بزرگ جهان نوعی سلوک و مستی را ایجاد کنند یعنی آرزوهای پسران و دختران شما مسجدیها در شبانگاهان برای پولدار شدن، یا عشقبازی با فلان آدم کار نماز شب های یک فرد پانصد سال پیشی را که در خواسته با قیامت و حق بوده داره. چه بسا مسجدیهایی که نمازشان آنها را به ترامپ شدن رهنمود میکند، شما که میخوابید و روز ها کار میکنید همواره بسوی بزرگ شدنی هستید که قلب شما آن را شناخته و در آرزوی اوست. درواقع آدمی نهایت به چیزی میرسد که میشناسد و راهی جز انتخابشان ندارد در حال که محدود باشند. من سیاه نما نیستم من واقعیت گو هستم پس بگذارید راستش را بگویم که آدمی در نسبت با هر کسی معنا میگیرد و کلیت در راه و صراطی شخصیت میگیرد. حتی بعد از مرگ ادامه راهی که در دنیا فرصت انتخاب و جای گیری در آن را داشته میرود که اگر آن راه پیامبر خدا صلوات الله علیه و آله باشد بسوی خدای محمدی است و اگر غرب را در راه های خود که مثلا دانشمندان غربی و امثالهم است برگزیند تا دم قبر است و خیلی خوب باشد تا چند سالی هم در برزخ با آن روزگار تنگ میگذراند و اصلا به آن قیامت زندگی جاودان نمیرسد و این است معنای پوچی. درواقع آدمی هیچ است و در نسبت با چیزی معنا میابد که بقا و فنای آن چیز بستگی به تنها باقی عالم که خداست دارد. اگر امروز جمهوری اسلامی در یک (نمیدانم کیستیم) در میان مردم است دلیلش بسیار امید بخش است که طلب زندگی ماورای زندگی غربی است که بحمدالله همواره به سوی اوییم و هرچه از زیست امروز که آنها واقعی و عالمانه میدانید فاصله بگیریم و حرکت بسوی زندگی همت کرده حاضر خودمان که بسی برتر است کنیم، از دست هزار مکافات و سختی راحت میشیم که انتخاب با خود شماست و کاملا در دستگاه توحیدی آزادید مثلا با چنین آگاهی و رجوعی به خدایی که اراده کرده اید زندگی برتر خود را با خروج از امروز و ورود به فردای برتر خود بخواهید، خب خدا آزاد کننده و عطا کننده است و یا همچنان با خواستن پول و مقام و پادشاهانه زیستن خدای غرب که خدای انانیت هاست بخواهید زجرها را با گوشت و خونتان خریدید میچشید زیرا انتخاب شما چیز دیگریست که با وجودتان انتخاب کردید که بروید، و در کمال آزادی از خود خدا خواستید پس خواهید رفت، چه بهتر که با آگاهی و پذیرش و راهیابی زیبا مشرف شوید به آن آینده ای که امروز بعضی هاست اما آینده شماست برسید. اگر بگویم یکی از بهترین لطف های خدا به من (سعی در نپذیرفتن زندگی نرمال مردم روزگار امروز بوده) دروغ نگفتم. همه این حرف ها را عرض کردم که بگویم خدایا در این روز عرفه که بعد از رمضان تنها امید ماست برای رشد و حرکت به سوی «خودی برتر از خود امروزین که هنوز به آن نرسیدیم» ولی نباید از خود جا بمانیم یا دیر برسیم حرفم را تا حدی بیان کردم که نرفتن ما فلسطین مستعمره ساز است که نرفتن ما برای مستضعفان چشیدن صد برابر درد های روزگار امروز است. بنده را از دعای خودتانمحرومنسازید اگر بنده موفق نشدم خیری به شما برسانم و با جهل ها و خودپسندی ها و انانیت های بسیارم باعث ضرری به خود و شماها شدم از پروردگارم در امر حرکت بسوی خودش نا امید نیستیم و از شماها طلب حلالیت دارم که خدای ما را همان را باز کنند ان شاءالله. من خدارا نمیشناسم اما بوی او را میشناسم. این انقلاب بوی خود خدا را میدهد.
باسمه تعالی: سلام علیکم: حقیقتاً حرف همان است که میفرمایید تا در این روز یعنی در روز عرفه از خدا بخواهیم: «خودی برتر از خودِ امروزین که هنوز بدان نرسیدهایم» را برایمان تقدیر کند تا در این جهان وانفسا به گفته جنابعالی به نوعی از زندگی وارد شویم که ماورای زندگی غربی است که در آن انسان بهکلّی از خود بیگانه میشود. موفق باشید
با سلام: شباهت «نیستِ هست نما و غرب زدگی»
دیربازی است که انسان به مسئله «حقّ _ باطل» توجه دارد، و در ایجاد مرز ميانشان سخت در تفکر و تعقل و تفلسف و تذکر بوده و است، اگر دقتی بر سیر اندیشه بزرگان جهان غرب داشته باشیم بسادگی متوجه میشویم که «غرب زدگی» پدیده و بیماریی نیست که از حق گرایان و تحقیق پیشگان غربی بوجود آمده باشد بلکه برعکس جبهه مقابل آنان بوده است، لذا بنظر میآید که خلط مفهوم میان بزرگان غرب با مفهوم غـــرب زدگی، اجحافی بس بزرگ است در حق بشریت، ارباب لغت در باب معنی حقّ و باطل گفته اند حق عبارتست از چیزی که بواقع هست، و باطل چیزی است که بواقع وجود ندارد، اندکی تأمل بوضوح روشن میکند که باطل چیزی هست، هرچند که واقعیت ندارد، ما در تشخیص میان حق و باطل با وجه حقی آن مشکل و مسأله نداریم بلکه مشکل اساسی انسان اینجاست که باطل را در لباس حق میانگارد و میپذیرد، سوال اساسی اینست که اگر باطل یعنی نکته مقابل واقع و بعبارت دیگر اگر باطل یعنی چیزی که نیست! پس از کجا میتواند بر انسان نفوذ و ظهور داشته باشد؟ اگر باطل نیست، (بحسب معنی اش) پس از کجا میتواند در مقابل حق ابراز وجود کند و مقابل اش برخیزد؟ راز این نکته در تئوری هستِ نیست نما نهفته است، یعنی در ساحت انسان عالمی وجود دارد که در آنجا چیزی که نیست، لباس هست میپوشد! و عین هست میشود! عنایت داشته باشیم که آنجا که «پدیده ایی که «نیست» در جایگاه «هست» نشسته باشد، چه بلایی گریبانگیر انسان است! یعنی انسان اسیر یک پدیده خود دروغین است و در زندانی زندانی است که آنجا حقیقتا زندان نیست! فریبی از این بزرگتر قابل تصور نمی باشد. غرب زدگی چنین پدیده ایست، در اثبات این ادعا کافی است به این نکته توجه کنیم که، غرب زده گی تنها گریبان جوامع مشرق زمین را نگرفته است، بلکه جوامع واقع در غرب نیز، غرب زده شدند،! اکنون زمان آنست که انقلابیون اسلامی رویکرد خود را به جانب تمام بشریت گرفته و آنان را از خطرات غرب زدگی آگاه کنند، یعنی بفهمانند که سودای غرب زدگی تصاحب انرژی و خاک و آب و کوه در و دشت نیست، بلکه صحبت تصاحب تمام انسانهاست، و تلاش برای کسب منابع زمینی، تنها برای ارجحیت بخشی به همان «نیست» است، سوال اینست، چگونه این «نیست» امکانِ «هست» یافته؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: همانطور که متوجه شدهاید غربزدگی منحصر به شرق نیست. امروز، غرب، غربزدهترین اقوام روزگار است زیرا با اصالتدادن به توهّمات، نوعی قدرت برای توهّمات در مقابل حق در نزد خود بهوجود آورده و این است راز باطلی که «نیست» ولی قدرت مقابله با حق را داراست ولی نه از آن جهت که باطل، در مقابل ذات حق و «وجود» اصالت پیدا کرده، بلکه همانطور که متذکر هستید باطل، در نسبت با انسان و توهّمات انسانی قدرت دارد و میتواند عنان شخصیت انسان را در اختیار بگیرد و به گفته جنابعالی انسان گرفتار زندانی شود که در واقع زندان نیست ولی در همان حال انسان را تصاحب کرده. چاره کار را باید با نظر به «وجود» از نگاه فلسفی و به حقیقت، در نگاهِ دینی و الهیاتی دانست که البته بحث آن مفصل است و عرایضی در جلسات «انقلاب اسلامی، انتظار و وارستگی» در این مورد شده است. موفق باشید
سلام علیک و رضوانه و ریحانه. پیشاپیش از همه ی عزیزان خصوصا استاد عزیز بایت تصدیق وو تضییع وقت شریفتان عذرخواهم و طلب عفو و حلالیت دارم.
بسم الله الرحمن الرحیم: «يَا بَنِيَّ اذْهَبُوا فَتَحَسَّسُوا مِنْ يُوسُفَ وَأَخِيهِ وَلَا تَيْأَسُوا مِنْ رَوْحِ اللَّهِ إِنَّهُ لَا يَيْأَسُ مِنْ رَوْحِ اللَّهِ إِلَّا الْقَوْمُ الْكَافِرُونَ» آنچه در این آیه برای بنده مهم می باشد ذیل آیه و آنجایی که میفرماید از روح الله نا امید نشوید و جز کافران و آنانی که چشم بر روح توحیدی تاریخ و زمانه بسته اند نا امید نخواهند شد. سخن از فهم زمانه ای است که با روحی توحیدی به سراغ بشر آمده است و در برابر تکانه های سخت و طوفان خروشان نهیلیسم و بشر خود بنیاد قرار گرفته است و با اشارت به آینده ای نظر دارد که افق تاریخ گشایش انسان است و روز موعود آشتی انسان با خود و خدایی که در بستر تاریخ غرب گمشده بود و حالا این بشر جدید است که در پی گمشده ی خود به هر کوی و برزنی سر می زند تا بلکه آن را بیابد و غافل از آنکه یار در کنار اوست و او در بیراهه ها به دنبال اش می گردد.
آن که عمری در پی او می دویدم کو به کو / ناگهانش یافتم با دل نشسته روبرو
در المیزان شریف در تفسیر این آیه ی عزیز نیز سخن از طلب روحی است که منسوب به خداوند است که همان فرج بعد از شدتی است که به اذن خداوند و مشیت او صورت می گیرد. آیا در این آیه، بشارت «روح الله» همان نصرتی نیست که در پیش روی انسان قرار داده شده است و انسان به آن بیش از هر روز دیگری محتاج است؟! «قَالَ وَمَنْ يَقْنَطُ مِنْ رَحْمَةِ رَبِّهِ إِلَّا الضَّالُّونَ» (56 / حجر) و چه کسی جز آنان که راه گم کرده اند و یا آنانی که خود را در تاریخ خود پیدا نکرده اند دچار یاس و سرگردانی میشوند؟! سخن از یاس و پوچی، گرچه شاید دارای تفاوتهایی معنایی باشد یا تلازمی برقرار نباشد، اما سخن در اینجاست که ریشهی یاس بشر امروز دقیقا از درد پوچی تاریخی است که با آن دم خور شده است. و رنجی است که در دوران مدرن زاییده شده است و انسان امروز خود را دچار آن یافته است و فریاد واحسرتای از دست رفتگی تاریخاش به گوش اندیشمندان رسیده و هر کس به فراخور دردمندی و حس همراهی بشر جدید به این فریاد انسان راهی را و افقی را اندیشیده یا سعی بر آن داشته تا در افق آیندهی انسان راهی را که عاری از رنج دیروز و امروزش باشد را در برابرش بگشاید اما تا به امروز در این افق گشایی موفق نبوده است و انسان همچنان در یاس تاریخی فردای پیش روی خود باغ سبزی را که گذر از رنج امروز زمانه اش باشد را نیافته است و این منشا دردهای بی شماری است که تاریخ انسانیت را مبدل به دردهای لاینحل کرده است که یا باید بماند و این درد را تحمل کند و بمیرد و یا باید برای رهایی از رنج طاقت فرسای مناسبات پوچی تاریخ دست به انتحار بزند و خود را راحت کند و یا خود را به انواع ابتذالات و مشهورات و اباحهگری موجود آلوده کند تا کمر درد تاریخی اش را درک کند. اما انسان غافل از آنی است که روحی در تاریخ حاضر است که انسان با حضور در آن روح، این درد تاریخی را در خود هضم میکند و از سرگردانی رنجهای بیشمار امروز راحت میشود و شدت تعب و سختی دوران را در روح و ریحان و رضوان به آرامش بدل می کند! آری تمام سخن در این است که حضور در روح تاریخی چطور و چگونه؟ انسان و انتقال از ساحتی از تاریخ به ساحت دیگر آن متوقف بر حضور در آن تاریخی است که افق بشارت بخش فردای انسان را و گذر از رنج های بیشمار امروزین را در خود به همراه دارد و این جز با نظر به غایت سعادت و کمال انسان و اتصال انسان به لایه های لذت بخش و فرح بخش و پایدار برای انسان میسر نخواهد بود. بشر امروز لذت زده و لذت پذیر است و این تغییر مزاج از ساحت لذات حسی و مادی جز با افق لذت های پایدار اصیل جاودانه ی انسانی اش امکان پذیر نمی باشد علاوه بر آنکه انسان جدید بیش از هر روز دیگری امروز به تغییر سخت و افق تاریخ نزدیک تر است چرا که احساس پوچی و بیهودگی و سرخوردگی بیش از هر زمان دیگری او را فرا گرفته است! پس کافی است تا افق سیر حضور انسان در عالم هستی را و لذت پایدار و ابدی بودن انسان را و شوق دیدار با خود بودن در عین حقیقت و با خدا بودگی را به روی او بگشاییم. آنگاه آغوش مشتاق انسان را به این حقیقت و مسیر مقدس مشاهده می کنیم. کاری که امام با روح حقیقت جو و حقیقت طلب انسان امروز کرد! امام فهمید بشر، تشنه ی کمال حقیقی است و خسته از تاریخی است که انسان را زنجیر لذات حسی کرده است لذا روح تاریخ بشر با انقلاب اسلامی همراه شد و اینچنین در انسانها اثر گذاشت و خالق اراده ها و رفتارهای اختیاری جدیدی در انسان شد که سابقه اش در انقلاب نبوی مشهود بود. نه آنکه انقلاب اسلامی ما بر آمده از فقر و رنج و گرسنکی باشد!! کدام انقلاب با درد و رنج گرسنگی پیروز شده است که انقلاب اسلامی بشود؟ انقلاب اسلامی انقلاب معنایی بود، انقلاب باز گشت روح الله به تاریخ ، انقلاب حضور انسان جدید با نظر به افق حیات قدسی و معنویت و عبور و گذر از عصر مدرن و بشر نهیلیست زده! انقلاب اسلامی درست نقطه ی مقابل روح عالم مدرن ساحتی از روح را مقابل انسان گشود که انسان را انسان تر می کند و این جز با حضور در تاریخ روح الله که نصرت و تایید خداوند را بهمراه دارد و آیِنده ای جز این برای بشر فردایی متصور نیست را به عالم آورد. برای این سخن شواهد فراوانی از آیات قران وجود دارد که تمامی فتح و گشایشهای انسان در تاریخ به تایید همان رَوح در تاریخ است و تایید رَوح بوده است. سحن در این است که باید و باز باید و دوباره وباز دوباره باید با بشر امروز از تاریخی که در آن حاضر است و روح ناکامی های امروزیناش سخن گفت و فراخنای گشوده ی فردای تاریخ روح الله را در پیش چشم او حاضر کرد تا در تاریخ دچار خود گمگشتگی و پوچی و سردی و بن بست نشوو و فردایی که در انتظار اوست تا در آن تنفس کند را این رُوح عالم مدرن از او نرباید تا صبح طلوع رَوح الله را ادراک کند. باید مصادیق طلوع و ظهور نور تاریخ روح الله را در عرصههای مختلف پیش روی چشم انسان پر رنگ کرد باید صحنه های حضور فرح بخش و فرخ بخش انسان فردایی را به او نشان داد (حاج قاسم ها، حججی ها، صدرزاده ها، همدانیها و باکریها و همتها و.....) باید تلالو جمیل تاریخی که او را در بر میگیرد و از چنگال لذت سرد و ناپایدار علم حسی نجات می دهد را به او متذکر شد (فریاد ظلم ها و ستم هایی مردم جهان، ستم استکبار جهانی، قدرت جبهه ی مقاومت، شکست غایت و اهداف استکبار در منطقه، حضور جهانی شیعی، اربعین، و هزاران جلوه ی حضور منطقه ای و بشری انسان) سخن از طلوع همین روح الله است که جز آنانی که حاضر نیستند این روح الله را ببینند به آن کافر و از آن حضور ناامید می باشند.
این سخن مقدمه ای بود برای تفصیل سخنان بعدی و راهی برای گشودگیهایی پیش رو باشد که متذکر شویم و هم کلام و هم سخن شویم تا فردای بشر را پیش چشم او حاضر کنیم تا انسانها در آن حاضر شوند و روح الله آنان را در برگیرد. والسلام
باسمه تعالی: سلام علیکم: «جانا سخن از زبان ما میگویی» و حقیقتاً «وَلَا تَيْأَسُوا مِنْ رَوْحِ اللَّهِ إِنَّهُ لَا يَيْأَسُ مِنْ رَوْحِ اللَّهِ إِلَّا الْقَوْمُ الْكَافِرُونَ» و منظور از کافر، تنها منکر خداوندبودن نیست، منظور کسی است که حقیقت را در جلوههای مختلف آن انکار میکند و در نتیجه از آن مددهای لطیف الهی یعنی «رَوح الله» که بنا است به سوی او آید، محروم میشود و این همان یأسِ تاریخی است که به خوبی بدان اشاره کردید و گرفتارشدن در انواع رنجها و بنبستها. تنها کافی است به وعده الهی امیدوار شویم که خداوند نتیجه کار شهدا را به جامعه و تاریخ برمیگرداند و این مهمترین نکتهای است که باید بدان فکر کرد زیرا بعد از آنکه فرمود شهدا، حیاتی غیر از حیات دنیایی و حیات برزخی دارند و بشارت میدهند به آیندگان که نگرانِ تنگناهایی که با آغاز تاریخی دیگر به ظهور میآید؛ فرمود: «وَأَنَّ اللَّهَ لَا يُضِيعُ أَجْرَ الْمُؤْمِنِينَ» (آلعمران/۱۷۱) و این یعنی پاداش سلحشوران جبهه مقابله با استکبار را که نفی استکبار و احیای حیات دینی بود را، خداوند برای آنها در تاریخی که شروع کردهاند خواهند داد. و این است آن بشارت اصیلی که میتوان حکیمانه بدان نظر کرد و آیندهای را مدّ نظر داشت غیر از آنچه که امروز با آن دست به گریبان هستیم. موفق باشید
استاد در سوالی که شد فرمودید که علما بالاخره گفتند باید زمان و مکان لحاظ شود در حکم و اشاره کردید به امام من ملاک و معیار و فضا را میخواهم و الا مثال بزنم اینکه نماز صبح را چند ساعت تغییر بدهیم برای قضا نشدن چه اشکالی دارد؟! مگر مقتضای زندگی های شب بیداری امروز این نیست و به تقوا و خواندن نماز کثیر مردم نزدیک تر نیست؟ استاد سوال من این است فرق این با آنچه اهل سنت می گفتند و تمام فقها مخالفت می کردند چیست؟ با سخن امثال سروش در رابطه با احکام و عرضی بودن چیست؟ بارها در کلام و نوشتار شما دیدیم که گویی فرقی نیست و به راحتی حمل برعربیت و زمان گذشته و... می کنید الان واقعا در نظر شما ارث باید طبق قرآن تقسیم بشود یا خیر؟ اگر کار شنا کار سروش و ...نیست چگونه تشخیص میدهید از این حکم باید عبور کرد از دیگری خیر؟ چون آقای سروش حرفش این بود همه عرضی است و کنار میرود در نسبت با امروز
باسمه تعالی: سلام علیکم: به هر حال مواردی است که باید خودتان تشخیص دهید که کدام راه، راهِ حقی است. عرایضی در https://eitaa.com/matalebevijeh/13913 شده امید است راهگشا باشد موفق باشید
با سلام و احترام: با توجه به محدودیت منابع پژوهش و اهمیت سوال زیر لطفا در صورت امکان بفرمایید: در آیه شریفه: «قُلْ كُلٌّ يَعْمَلُ عَلى شاكِلَتِهِ» این شاکله با توجه به دانش نفس شناسی دقیقا چیست؟ آیا چیزی در روح انسان است؟ آیا همان جوهر مادی است؟ اصلا ساختار آن مجرد است یا مادی است؟ نیت در بیان روایاتی که این شاکله را به نیت معنا کرده اند چه تفاوتی با فهم رایج ما از نیت و نیز نیت در فقه اصغر دارد؟ با توجه به منحصر به فرد بودن شاکله در هر فرد چه راه هایی برای شناخت شاکله افراد وجود دارد؟ شاکله انسان از چه چیزهایی متاثر می شود و چه عواملی در شکل گیری آن اثرگذار است؟ شیطان چگونه در شاکله انسان اثر می گذارد و چگونه می توان این نفوذ را محدود کرد؟ اگر همه اعمال انسان توسط شاکله او مدیریت می شود چگونه می توانیم شاکله خود را شکل دهیم تا اعمال ما الهی شود؟ امیدوارم توضیحات جنابعالی راهگشای مسیر این تحقیق باشد. با تشکر.
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر علامه طباطبایی خوب است نظر کنید که میفرمایند عمل انسان هرچه باشد مناسب با اخلاق آدمی است یعنی از «کوزه همان برون تراود که در اوست». و «شاکله» نسبت به عمل انسان، نظیر روحِ جاری در بدن است که بدن با اعضاء و اعمال خود آن را مجسم نموده و معنویاتِ روح را نشان میدهد. لذا بُنیه انسانی و صفات درونی او در اعمالش اثر دارد اما تنها به نحو اقتضاء و نه به نحو علت تامّه، یعنی خُلق و خوی هرکس او را مجبور نمیکند که حتماً فقط اعمال مناسب آن خُلق و خوی را انجام دهد و ترک آن برای او محال باشد هرچند که ترک عمل، مناسب با اخلاق در پارهای از موارد در غایت دشواری است وگرنه دعوت به فطرت معنا نداشت و عملاً منجر به جبر میشد. با توجه به این امر علامه طباطبایی میفرمایند در اینجا شاکله، همان بُنیه اولیهای است قبل از آن که دست تربیت بر سر انسان قرار گیرد و استعدادهای نهفته او را به مرحله بروز برساند و چون این انسانِ رشد یافته را در عالم طبیعت به حال خود واگذارند. با توجه به آیه: «وَإِذَا أَنْعَمْنَا عَلَى الْإِنْسَانِ أَعْرَضَ وَنَأَى بِجَانِبِهِ وَإِذَا مَسَّهُ الشَّرُّ كَانَ يَئُوسًا» و مأیوس میگردد و چنانچه او را تربیت کنند و راه را به او نشان دهند از این مراحل ضعف عبور نموده و به مقام عزّ انسانیت میرسد و انسان گرچه به ظاهر، همان انسان مأیوس و کفور است لیکن در نهاد او دریایی از نور حقیقت موج میزند که آنها نیز از سرشت او خارج نیست منتها با ریاضت ظهور میکند و حضرت صادق «علیهالسلام» در رابطه با این آیه فرمودند: «اصلاً نیت، عمل است». این است نگاه علامه طباطبایی به آیه مذکور که به نظر میآید نکات دقیقی را مدّ نظر خواننده آوردهاند. موفق باشید
با سلام و خدا قوت: متاسفانه به استناد جواب شما برای سوال ۳۵۰۸۵ در رابطه با ایجاد محبت و الفت به عنوان پایه در امر به معروف و نهی از منکر، این مورد برای بسیاری دستاویز برای دعوت به سکوت در مقابل این همه پرده دری و عریانی موجود در اصفهان شده است و حتی دوستان طلبه حرف شما را مبنای برایت خود و دیگران از امر به معروف و نهی از منکر که واجب عینی است و بر تک تک افراد جامعه واجب است، قرار داده اند، نمیدونم چرا این جواب شما عالم بزرگوار برای من با منطق اسلام همخوانی ندارد و باعث دعوت به انفعال نسبت به عریانی و به تبع آن فسق و فجور و متاسفانه در پی آن چه صحنه های زشتی که در حال فراگیری در میادین و معابر و پارک ها و حتی امامزاده ها و ... به وجود آمده است. خود من در فکرم که به توصیه ی شما گوش کنم و وظیفه ی امر به معروف و نهی از منکر را از عهده ام خارج کنم و روز قیامت این جواب شما را به عنوان حجت بر ترک وظیفه به خدا عرضه کنم.
باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته باشید شرایط امر به معروف در نظام اسلامی غیر از هنجارشکنی است که بعضاً ملاحظه میکنید. سوالکننده محترم در مورد امر به معروف سوال فرمودند که شرایط آن عرض شد. ولی هنجارشکنی که بعضاً پیش می آید هرچند که مقابله با آنها به عهده افراد جامعه نباشد ولی به عهده نظام اسلامی هست و مسئولان در حال برنامهریزی هستند. در این مورد خوب است به جلسه ای که بین اهل نظر در قم تشکیل شد، نظری بفرمایید. موفق باشید
https://eitaa.com/matalebevijeh/13568
سلام علیکم: مناظره ی مهدی طغیانی نماینده ی فولاد مبارکه در مجلس با سید یاسر جبرائیل را در برنامه ی جهان آرا بخش زیادیش را دیدم. اما متاسفم که ما در دل جامعه ی اصولگرا و مذهبی این گونه تفکر نئولیبرال رو داریم که رو در روی مردم می گوید سفره شما باید کوچک بشود ولی دلار شرکت های بزرگ باید به قیمتی که به قول حضرت آقا با دلار تلگرامی تایین بشود و سود بیشتر ببرند. به نظر شما راه مبارزه با این نگرش که متأسفانه بنده خود در دور قبل با توجه به حمایت آیت الله مهدوی از لیست ایشون به ایشان رای دادم چیست! از طرف دیگه ای هم که تعدادی از نمایندگان هم مشخص شده که خودرو بدون نوبت گرفته اند. ممنون
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده به راحتی نمی توان نتیجه ای را که می فرمایید بگیرید. به هر حال مناظره بدی بود و انتظار ما از دو طرف آن بود که همدیگر را رعایت می کردند. این نکته که می فرمایید و آقای جبرائیلی نیز مطرح کردند، ایشان ادله کافی برای سخن خود نداشتند و آقای طغیانی هم اتفاقاً نکاتی را در جواب ایشان گفتند که قابل توجه باید باشد. موفق باشید
سلام: به نظر می رسد کار حجاب (روسری داشتن) را باید در ایران تمام شده دانست و از این به بعد مراقب بود که بی حجاب تر نشوند. اما افسردگی و ... که مطرح نمودید این سرخوشانی که من می بینم بعید می دانم گرد ملالتی بر خاطر شریفشان بنشیند و نیز در ادامه همه ی آنها که بدون روسری می آیند قصد تقابل با نظام را ندارند بلکه چون به مرور در جامعه عادی شده است و آنها نیز تقیدی به حجاب ندارند بدون روسری آمدند و حتی ممکن است در راهپیمایی های ۲۲ بهمن شاهد حضور بی روسریان باشیم و ای بسا صدا و سیما تصاویرشان را پخش کند.
باسمه تعالی: سلام علیکم: این در صورتی است که کشف حجاب، نوعی همراهی با جهان استکبار در استنباط مردم نباشد. موفق باشید
سلام استاد بزرگ آقای طاهر زاده: پس از ۴۴ سال که از وقوع انقلاب در ایران می گذرد وجود نابسامانی های بسیار در ابعاد مختلف این سئوال را در ذهن می آورد که چرا این انقلاب با آن پشتوانه عظیم مردمی، نتوانست انتظارات شهروندان را برآورده سازد و ایجاد شکوهمندش را به بقایی پرعظمت پیوند بزند؟! می دانیم که انقلاب کبیر فرانسه که از انقلاب های مادر تاریخ، محسوب می شود توانست تحولات گسترده ای را در سطح فرانسه و اروپا به وجود آورد و حکومت سلطنتی را پس از فراز و نشیب های بسیار به نظام دمکراتیک و ایجاد لائیسیته، سوق دهد تا جایی که توسعه این کشور و حتی اروپا اکنون محصول دگرگونی های آن انقلاب است. انقلاب مشروطیت و تلاش های بعدی آن در ایران نیز می توانست منتج به چنین نتیجه ای شود و از جمله تلاش هایی مانند نهضت ملی، ملی شدن صنعت نفت، انقلاب اسلامی، اصلاحات و... آن انقلاب منحرف شده و ناکام را به ریل اصلی خود بازگرداند. اما انگار تحولات هم در کشور ما جهان سومی است و با آزمون و خطا و شکست و پیروزی های مکرر و عدم ثبات و نتیجه گیری، همراه است و به جای صعود به قله های هدف، ما را گرفتار مار و پله های اصلاحی کرده به طوری که با مجموعه ای از تلاش ها بر پلکان آرزوها چند گامی صعود می کنیم و از مار ناامیدی ها و شکست ها حتی بیش از صعود قبلی مان سقوط می نماییم. دست کم اکنون این تجربه تاریخی را چون چراغی در دست داریم مراقب باشیم دوباره ترس امام زادگی، ما را به ورطه شاهزادگی نکشاند و به عقب باز نگردیم و در عصر گسترش و استیلای هوش مصنوعی، خود را گرفتار قدرت پرستان تاریخ گذشته نکنیم و با هشیاری و نظام مندی به سمت هدف های روشن و آزموده شده، پیش برویم در این مسیر حتی آن ها که آرمان اصلاحی در سر دارند اگر نتوانند خود را از بند عنکبوت باورها و تجربه های شکست خورده، رها کنند و از اسارت کلیشه ها و تعلقات فرسوده خود را برهانند هیچ تفاوتی با واپسگرایان نشان دار نخواهند داشت و تاریخ و افکار عمومی داوری واحدی در باره آن ها خواهد داشت. مراقب باشیم که علاقه مندی های گذشته ما را از نگاه به افق های بلند فردا و گام نهادن در مسیر آن غافل نکند و باور کنیم با شاخص های جهان سومی، نخواهیم توانست به قلمرو جهان اول گام نهیم. انگار حضرتعالی هم در توهم بزرگی به سر میبرید و از بی عدالتی و تبعیض بی خبرید یا زبان لال خودتان را به خواب زده اید.
باسمه تعالی: سلام علیکم: با توجه به همین نکات، اخیراً عرایضی شد. فکر میکنم با دنبالکردن آن نکات بتوانیم نسبت به موقعیتی که در آن هستیم فکر کنیم و متوجه باشیم چه آیندهای در دل همین مشکلات در پیش داریم. https://eitaa.com/matalebevijeh/12933 و https://eitaa.com/matalebevijeh/12934 موفق باشید
بسم الله الرحمن الرحیم. سلام علیکم: جزوه حضرتعالی در رابطه با کتاب سیاحت غرب مطالعه شد، فرمودید که درگیری های درونی انسان در دنیا در برزخ برای ما تمثل پیدا می کند، بنابر این دیدن این درگیری ها برای ما یا عالمی مانند ایشان فشار به همراه دارد یا خیر؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر میآید با فشار همراه نباشد زیرا آن مرحوم و امثال ایشان در زندگی دنیایی از آن مراحل عبور کردهاند. ولی اتفاقاً برای اهل دنیا که گرفتار چنین امور دنیایی هستند دقیقاً آن صورتها همراه با فشار خواهد بود. موفق باشید
اینکه در قیامت لذت و درد از مقوله فعل است نه انفعال، یعنی چه؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: برای انسان در قیامت همهچیز «وجودی» است. موفق باشید
پدر جان آنچه در سوال 39149 به منتقدین نسبت دادید که فلان کلام امام رضا را بر نمی تابند خلاف اخلاق و تقواست، و مغلطه ی پهلوان پنبه، اشکالات منتقدین به آنچه در پاسخ 38956 فرموده اید با آن جملاتی که در سوال 39149 نسبت داده اید تفاوت پهلوان واقعی ست و پهلوان پنبه ای که مدام از همان اشتباهات خود قدمبه قدم عقب میروید و بعد منتقدان را متهم میکنید. مسلم است حضرتعالی در عباراتی که در سوال اول از حدیث منحصر معصوم برای ولی فقیه استفاده کردید عباراتی دال بر مطلق عصمت بود و ادله ی آن ها کاملا صحیح. شما ظاهراً حتی نهی های امام خمینی از این شیوه مواجهه با قرآن و حدیث را در موارد متعدد و در کتب متعدد ندیده اید یا نمیخواهید بپذیرید. با استاد ندیدن و مطالعات سطحی و نداشتن منطق در مواجهه با متون و شاعرانگی به معنای «فی کل واد یهیمون» نمیشود مرشد شد. متاسفم که مجبور شدم نقد کنم، اما دلم به حال آن افراد سوخت که به هر بهانه برچسب اخباری و غیر متعقل و متحجر بدیشان زدید. من که سواد ندارم، اما خدا رو شکر تناقضات مبنایی و رفتاری را هنوز درک میکنم.
باسمه تعالی: سلام علیکم: خوب است در این رابطه به سؤال و جواب شماره 39179 رجوع فرمایید. موفق باشید
با سلام و عرض ادب و احترام: استاد عزیز مطلبی در کانال نوسته ام، اگر زحمتی نیست نظر شریفتان را مرقوم کنید. یا عادل گفت: ظلم و فساد همه جا را فرا گرفته است. گفتم: تکنولوژی و تمدن تکنولوژیک، بزرگترین فسادی است که تاکنون بر روی کره زمین به وجود آمده است. گفت: توضیح دهید. گفتم: فساد از ریشه فسد به معنای «خروج شیء از اعتدال» است. با این تعریف تکنولوژی و تمدن تکنولوژیک بزرگترین مفسد و خارج کننده اشیاء از اعتدال است. با سموم کشاورزی و کود شیمیایی، تمام محصولات کشاورزی و به تبع آن بدن انسانها و حیوانات را از اعتدال خارج کرده است. با مواد غذایی صنعتی بدن ها را دچار فساد کرده است. با کارهای سخت و طاقت فرسا و خصوصا شیفت شب، بدن انسانها را از اعتدال خارج کرده است. با پزشکی مدرن که حالت تخصصی پیدا کرده است، کل بدن را از اعتدال خارج کرده است. با دود اتومبیل ها و کارخانهجات، هوا و در نتیجه ابرها را از اعتدال خارج کرده است و آب مصرفی انسان و حیوان و گیاه را از اعتدال خارج کرده است. بشر جدید با تکنولوژی جدید نظم بیشتری را خواست و همه چیز را از اعتدال خارج کرد و به فساد کشید. تکنولوژی و تمدن تکنولوژیک هر چه بیشتر پیشرفت کرد، سرعت تکنولوژی را بیشتر کرد و در نتیجه اشیاء را بیشتر از اعتدال خارج کرد و فساد گسترده ایی را در کل کره زمین تحمیل کرد. «ظَهَرَ الْفَسَادُ فِي الْبَرِّ وَالْبَحْرِ بِمَا كَسَبَتْ أَيْدِي النَّاسِ» https://eitaa.com/tabeensade
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده سخن درستی است. عرایضی در این رابطه در کتابهای «تمدن زایی شیعه» و «گزینش تکنولوژی» و «عقل تکنیکی» شده است. موفق باشید
با سلام و عرض ادب و احترام خدمت شما و استاد گرانقدر: شرح صوتي كتاب «شرح فصوص» استاد طاهرزاده انجام شده است؟ در كدام بخش از سايت قابل دسترسي است؟ ممنون از پاسخگويي و تشكر التماس دعا
باسمه تعالی: سلام علیکم: با توجه به اینکه ارتباط با کتاب «فصوص الحکم» نیاز به مقدماتی دارد، وگرنه منظور جناب ابن عربی، درست فهم نمیشود و موجب بدآموزی میگردد؛ خوب است با جناب حاج آقا نظری به شماره 09136032342 تماس بگیرید. موفق باشید
سلام علیکم و رحمه الله. وقتتون بخیر استاد. استاد یه راهنمایی میفرمایید در مورد فرقه حجتیه؟ و اینکه وقتی این دسته فرقه را در جامعه باهاشون روبرو میشیم استاد باید چگونه رفتار کنیم؟ منظورم جواب قانع کننده ای که باطل بودن این فرقه را اثبات کند. با تشکر
باسمه تعالی: سلام علیکم: اینها به این معنا منتظرهستند که در غیاب آن حضرت هر کاری مجازند انجام دهند و گویا از نظر آنها در غیاب آن حضرت، مسئولیتی بخصوص مسئولیت حاکمیت نظام اسلامی بر عهده ما نمیباشد. در حالیکه وظیفه اسلامی اعم از وظیفه فردی و یا اجتماعی هرگز تعطیل نمیشود. حضرت امام خمینی «رضواناللهتعالیعلیه» در کتاب «ولایت فقیه» مطلب خوبی مطرح میفرمایند و یا میتوانید به کتاب «مبانی نظری نبوت و امامت» که روی سایت هست به قسمت «مبانی حکومت دینی» رجوع فرمایید. https://lobolmizan.ir/search?search=%D9%85%D8%A8%D8%A7%D9%86%DB%8C%20%D9%86%D8%B8%D8%B1%DB%8C%20%D9%86%D8%A8%D9%88%D8%AA&tab=posts&inner_tab=book موفق باشید
سلام علیکم استاد: در شرح نامه ی ۳۱ حضرت امیرالمومنین علیه السلام فرمودید سر سفره های رنگین نشینیم چون آسیب های جدی داره برای روح و ایمان، و اونها رو نهی از منکر کنیم و بهشون بگیم آیا سفره ی پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم اینگونه بود! سوالم اینجاست اگر برنج و قیمه یا قرمه سبزی یا مرغ که در توانمون هست برای مهمانمان درست کنیم آیا اشتباه کردیم و تاسی به پیامبرمان نکردیم؟ آیا این غذاها به عنوان غذای ساده محسوب نمیشود حتما باید مثلا نون و ماست یا نون املت یا نون و سبزی برای مهمان اونم در دوره ی الان بذاریم؟ آیا جنبه افراط بودن نمیگیره؟ و سوال دیگرم این است که فرمودید آقایمان امیرالمؤمنین علی علیه السلام فرمودند صاحب تفقه در دین باشید دینتان را عمیق بفهمید، آیا تفقه در دین راهش حوزه درس خواندن است یا راهی غیر از حوزه نیز دارد؟ آیا بنده خودم طلبه هستم میخواهم بدانم اگر غیر از حوزه راه دیگری برای تفقه دین هست بفرمایید تا برای دیگرانی که نمیتوانند بخاطر سن بالا یا نارضايتي همسر در حوزه شرکت کنند و درس بخوانند، بگویم. ممنون میشوم طوری پاسخ بفرمایید که کاملا متوجه شوم ببخشید استاد، التماس دعا
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. به نظر میآید موضوع احترام به میهمان بحث جدایی باشد. البته در آنجا هم چرا چند خورشت؟!! در مورد خودمان باید سعی کنیم طالب سفرههای رنگین نباشیم. ۲. تفقّه در دین، با تعمق در قرآن به کمک تفاسیر و توجه به روایات و مباحث «معرفت نفس» ان شاءالله پیش میآید. موفق باشید
با عرض سلام خدمت شما استاد بزرگوار! من ده نکته و معاد و برهان صدیقین را کار کردم. الان میخواهم کتاب فصوصالحکم را کار کنم. آیا این کتاب شرح صوتی دارد؟ روی سایت که نیست. با تشکر از زحمات شما!
باسمه تعالی: سلام علیکم: در این مورد خوب است موضوع را با حاج آقا نظری به شماره 09136032342 در میان بگذارید. موفق باشید
سلام استاد: به حول و قوه ی الهی فصوص و منازل رو تا یکی دو ماه دیگه تمام میکنم و خیلی دوست دارم کتاب طلب و اراده ی امام خمینی رو مطالعه کنم. میخواستم ببینم از چه شرحی و چه استادی میتونم کار کنم ؟ توی اینترنت چیزی پیدا نکردم. خیلی ممنونم که کمکم میکنید.
باسمه تعالی: سلام علیکم: با توجه به مقدماتی که طی فرمودهاید به نظر میآید بتوانید با خود آن کتاب رابطه برقرار کنید. نهایتاً میتوانید با شرح صوتی کتاب «مصباح الهدایه» کار را وسعت دهید. موفق باشید
سلام: ببخشید چرا صوت استاد در خصوص درس فصوص الحکم را درسایت نمیگذارند؟ چون در ایتا و روبیکا حذف میشه ثانیا در فهم مطالب کمک میکند.
باسمه تعالی: سلام علیکم: مباحث «فصوصالحکم» نیاز به مقدماتی دارد تا منظور ابن عربی معلوم شود و از این جهت بهتر است هرکس بدون طی آن مقدمات، ورود نکند وگرنه متوجه مقصد و مقصود جناب ابن عربی نمیشود و به زحمت میافتد. موفق باشید
سلام و عرض ادب: سوالی داشتم من باب این موضوع که اینکه چگونه علت محرومیت از توفیقاتی که قبلا قسمتان میشد و الان از آن محروم میشویم را بفهمیم. اینکه قبلا گویا خیلی وصل بودیم به خدا و ائمه (ع) و الان انگار همه آن حب و توفیق گرفته شده. علت های معمول آن چه میتواند باشد چطور دوباره به آن حالت وصل برسیم و توفیقات را شامل حالمان کنیم؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: آن ایمان، مربوط به آن زمان بود و آن شرایط، و آن معارفی که به نور آن ایمان و آن شرایط توانستید انقلاب را تا اینجاها حفظ کنید. ولی باید متوجه باشید که هرچه حقیقت بیشتر جلوه کند، ظلمات نیز بیشتر از پیش ابعادِ ظلمانی خود را به میان میآورد تا ما باز با رجوع به اسلام با ایمانی عمیقتر خود را به صحنه آوریم. اینجا است که ملاحظه کردید چرا حضرت روح الله «رضواناللهتعالیعلیه» در آخر سالهای عمر خود در تفسیر سوره حمد ما را متذکر ایمانی عرفانی و حِکمی نمود.
باور کنیم که برهوت در حال گسترش است، حال باید از خود پرسید آن ایمان، چه ایمانی است که در مقابل چنین برهوتی تاب مقاومت دارد؟ جز همان ایمانی است که حضرت امام خمینی خیلی زود در آثاری مانند «مصباح الهدایه» و «شرح دعای سحر» متذکر آن شدند. وقتی امری چون انقلاب اسلامی در اوج ایمان و عرفان در این تاریخ به ظهور آید، ایمانی باید در صحنه جانها طلوع کند که متوجه حقیقت این رخداد توحیدی باشد وگرنه انسان گرفتار ریزشهایی همچون مهدی نصیریها خواهد شد. موفق باشید
جهان غرب به من آموخت آدمی میتونه هر طور که بخواد باشه، اما نه تا وقتی که مستکبرینی هستند چون دقیقا همینجاست که آزادی برابر با ظلم میشه و نه اونطور که از عالم غیب منقطع باشم چون ظالم یا مظلوم بی ارزش یا گمراه میشم، جامعه مذهبیونِ ادیان و خانواده ها هم نشون دادن نمیتونن آزادی آدما رو درک کنند و از دور خارج شدند جامعه جهانی هم نشون داد تو سری خور تصمیمات اجتماعیه حتی اگه اون تصمیمات انسانیتشونو درک نکنه. خودبنیادی منو بهم نمیدن تا آزاد باشم پس هرکی خودبنیادی منو ازم میگیره خدا لعنتش کنه چه خودم باشم چه شیوخ باشند و چه مستکبرین و چه دلسوزین. خدا لعنتشون کنه که منو عمیقا اذیت کردند واقعا بد ترین مردمند. به خدا زمانی که بتونم متکی به خود بشم و اون خود خودی توحیدی باشه انتقام خواهم گرفت چه اسرائیل باشه چه در لباس دوستان. چه طور آدمیم من این چه طرز زندگی کردنه خاک بر سرم اگه پی آزادیم نباشم که اگه آزاد نباشم هیچ سگی نیستم پس انتخاب کنم آیا دوست دارم زندگی داشته باشم بر اساس ارباب و برده تا همواره بنده دیگری باشم یا زندگی بر پایه انسانیت؟ تا کدام به ما احساس آزادی و زندگی و ارزشمند بودنو میده؟ بخدا لقمه نونی که میخوریم کاملا بستگی به این مسئله داره پس نفهمیه اگه بگن مشکلات مردمو نمبینند و همش ازینطور حرفا میزنند. خودمونو دوست داشته باشیم تا پی خودمون و ارزشامون راه بیفتیم. من بلد نیستم الان حرف بزنم چون اینقدر احساس زندانی بودن میکنم که حرف زدنمم فراموش کردم پس به امثال من نگاه کنید که ای آدم ها تصمیات شما چقدر روی دیگران تاثیر مستقیم داره. من قوی بودم قوی تر از خیلیا ولی امروز از پس و پیش مورد حمله قرار میگیرم و مرگی هم برام نیست جز زجر و این تقصیر آدماییه که آزادی انسانیت خودشونو از خودشون صلب می کنند. آدما یه نگاه بندازید ببینید با دنیا چیکار کردید اگر دنیا اینطوریه کاملا تقصیر تک تک خود شماست که پی آزادی خودتون نرفتید. من بیش از این هم توان رنج کشیدن دارم اما جسم خاکی من فرسوده خواهد و من از کنار شما روزی خواهم رفت، آرزو می کنم کسی باشد تا با هر سختی در هر کجا از آزادی خود حرفی بزند.
باسمه تعالی: سلام علیکم: همانطور که مولایمان إمام علي عليه السلام میفرمایند: «لا تَكُن عَبدَ غَيرِكَ وَقَد جَعَلَكَ اللّه ُ حُرّا» بنده ديگرى مباش كه خداوند، تو را آزاد آفريد. و در این رابطه به گفته جنابعالی باید این آزادی را در بستر توحید به فعلیت رساند و در فضای انتخابهای بزرگ قدم گذارد. و این غیر از شعار آزادی است که لیبرالها و نئولیبرالها به میان میآورند تا فضای قدسی جامعه را از بین ببرند. موفق باشید
با سلام: در شرایط فعلی افرادی دلسوز و مبارزی مثل شما که برای ثروت و منافع مادی این کشور جیبی ندوخته اید بهترین کار که هم پاداش اخروی دارد و هم عاقبت بخیری این است که مسوولین را امر به معروف کنید و نهی از منکر که این اولی تر است. یک کلاس درس برایشان بگذارید هیچ کاری ضروری تر از این نیست که به این افراد بگین اقایان به فکرمردم باشید ثروت مردم را چپاول نکنید از رانت استفاده نکنید آقایی که در مجلس هستی و خودرو خارج از ضابطه تحویل میگیری این کارعند حرام است. بی حجابی خوب نیست و مفسده میاورد اما دزدی و اختلاس و ربا خوری به مراتب بددتر است. ای مسوولینی که روی بنی امیه و بنی عباس و پهلوی را سفید کرده اید. لعنتتان باد
باسمه تعالی: سلام علیکم: جناب آقای حجتالاسلام محسن خاکی در این رابطه که میفرمایید، نکاتی را متذکر شدهاند که قابل توجه است https://eitaa.com/h_abasifar/5152.
