با سلام و احترام و ضمن قبولی طاعات: جناب طاهرزاده در پاسخ پرسش41228 ⁉️... در ادامه فرموده اید، به طوری که توجه به فضای رسانهای جهان مدرن برای انسان برجسته میگردد و قدرت جهان مدرن به چشم میآید. تفاوت نگاه رهبر معظم انقلاب و توجه ایشان به اصالت سنتهای لایتغیّر الهی، با نگاه آقای مرحوم هاشمی رفسنجانی و پیرو ایشان آقای شیخ حسن روحانی و جریانهای لیبرالِ وطنی، در این است که فردی مانند رهبر معظم انقلاب با نظر به حضور لایتغیّر سنتهای الهی، با آرامش تمام همانند کوه در مقابل جبهۀ استکبار و تهدیدهای آن ایستادهاند بدون هر اضطرابی. و جریانهای مرعوب از غرب، برعکسِ مقام معظم رهبری، دائماً در اضطراب به سر میبرند و به اصطلاح «از ترسِ مرگ، خودکشی میکنند» واقعا یعنی امثال اقای هاشمی خود کشی کرده اند؟ درسته جنابعالی بگونه ای با اصطلاحات خواستید مطلبی را بیان کنید ولی مصداق آن ناخداگاه به ذهن آقای هاشمی میاید واقعا اگر امثال اقای هاشمی در این جامعه نبودند که راه تعادل را پیش بگیرید به نظر شما انقلاب اسلامی در همین تاریخش هم معنا پیدا میکرد؟ چرا همیشه یک طرفه به قضاوت مینشیند و هیچوقت نخواستید راجع به اصولگراهای تند رو که سنگ رهبری را به سینه میزنند ولی در عملکرد هایشان برخلاف ایشان عمل می کنند حرفی بمیان بیاورید؟ شما اهل قلمید ودر قبال این مطالب باید به عقل انقلاب اسلامی پاسخ دهید. کتابهایتان را که میخوانیم با پاسخها یتان منافات دارد و این باعث سردرگمی میشود که بالاخره شما چه مسیری را برای انقلاب تعریف میکنید.
باسمه تعالی: سلام علیکم: بحث در بدی و خوبیِ افراد نیست. بحث در توجه به سنتهای الهی میباشد و تفاوت افرادی که متوجۀ سنتهای الهی هستند با افرادی که بیشتر با فضای رسانهها و تحلیلهای آنچنانی بهسر میبرند. عرض بنده آن است که عموماً این افراد از ترس مرگ، خودکشی میکنند به آن معنا که خود را از مسیر ایمانی که امثال حضرت امام و رهبر معظم انقلاب در آن قرار دارند؛ محروم مینمایند. حتماً در جریان مواردی که بین رهبر معظم انقلاب و آقای هاشمی تفاوت نظر بوده، هستید. آیا حکایت این تفاوت نظرها ریشه در همین نکته ندارد که رهبر معظم انقلاب متوجۀ سنتهای الهی هستند «ولو بلغ ما بلغ» و آقای هاشمی و امثال این افراد خود را در جای دیگری تعریف کردهاند؟ و این غیر از بحث در بدی و خوبی افراد است. موفق باشید




