سلام آقا: من گله دارم از خودم، از زندگیم، از وضعیتی که دارم و از اوقاتی که در فضای آموزش و پرورشی ام. من فکر می کنم مسخره ی زمین و آسمون شدم یه نفر نیست به من بگه برا چی چی من باید وقتم رو تلف کنم. آموزش و پرورش خیلی غلط کرد که خودش رو مسئول من دونست، خیلی بی جا کرد فکر کرد باید برا من کاری کنه. ناراضی هستم و هیچ کس هم جواب گو نیست که چرا باید این شکلی وقت کشی کرد. این شکلی که میگم از جنس غر نیست و باید معلوم بشه آخه. حالا میگیم به هرکی هم میگیم میگه خب من چیکار کنم. این که نشد که ما این گونه باشیم و بگیم خب چیکار کنیم. حالا میگیم که باید از خود شروع کرد، به قرآن قسم که دل میخواد، حال میخواهد ، یار میخواهد، نسیم سنبلستان میخواهد ، فرصت میخواهد. همون چیزی که باید ایجاد بشه و من هم نمیدونم کار چه کسی هست، به گمانم باز هم خودم. چرا کسی اینو نمی فهمه که اگه کشور مشکلی هم داشته باشه همین سال های جووناشه که داره به فنا میره با تخیل مدرک. چرا یکم نمیتونیم مثل کشورهای جهان اولی باشیم البته مثل هم نه باید باشیم. باز با هر کس این حرف رو میزنیم میگه پسرم، عزیزم، تو باید از خودت شروع کنی. ولی آخه این پا هام که رو هوا هست و این مسخره بازی بی مزه و زشت، اوقاتی که در مدرسه میگذرونم رو چیکار کنم. مثالی برای شما عرض کنم اون هفته ما یک روز سه زنگ مون با یک دبیر بود که اون هر مشکلی داشت نیامده بود من هم همه ی این سه زنگ رو بی کار بودم، مدرسه همین طورش هم غیر قابل تحمل هست در وقت هایی هم که دبیر بالا سرمون هست؛ حالا شما فکر کنین معلم هم نباشه. چرا کشور مسئله اصلیش نشده وضعیت جوونا و محصل ها. ما را میفرستن مدرسه برای این که ور دل مامانامون نباشیم، فقط با همین عقل کور و بسته. من آرزوم هستش که یک روز برم آلمان یا انگلیس و فرانسه و همه ی اون کشورهایی که مدرن هستن ببینم وضعیت یه جوونی که میخواد توانمند باشه، چجوره؟ نمیخوام بگم اونا عالین ولی یه سوال هستش که آیا اونا درس خوندن براشون چه معنی میتونه داشته باشه، در همه ی اقشار جامعه، چجور؟ من که نمیتونم دل خودم رو خوش کنم که جامعه ی ما اسلامی هست و تو مطمئن باش که جات تو بهشته، نمیشه که بگم در انقلاب امام هستم و چه تعالی روحی پیدا میکنم، به به. تموم شد کارم. تموم شاخه های وجودم یخ زد رفت. کسی هست یکم منطقی صحبت کنه تا ما هم بفهمیم. من فقط میخوام بفهمم، درصد بالایی هم داره که اگه حتی جای دیگه هم برم نتونم کاری کنم ولی حداقلش اینه که بفهمم و با کور دلی نرم جلو. من نمیگم اسرائیل بشیم که همه چیش خوبه، اسرائیل یعنی فرانسه، آمریکا، انگلیس و آلمان. خود این کشورها هم دیگه فناوری، علم و توسعه براشون مسئله ای نیست، البته پیگیرش هستن بیشتر از همه ی ما ها، ولی کارشون یه چیز دیگه شده. اگه انقلابی میشه در طول تاریخ چیزی نیست جز همان صدایی محمّد وار که آن را بر پا میسازد. حالا بعضی وقت ها فکر میکنم جایی خبری هست و همین میشه که ما را جدا میکنه از مسیر اصلی مون. مگه تموم عمر چند تا بهاره، باقی مونده جز مختصری نیست، این جور که گواهی میده قلبم، این شام سیاَه را سحری نیست، ببین چند تا بهار رفته و از تو خبری نیست، ببین چه کرده غم با دل من و از اثری نیست. خلاصه مطلب اینه که من هیچی نیمیدونم.
باسمه تعالی: سلام علیکم: متفکر واقعی کسی است که تنگناهای تاریخی خود را تجربه کرده باشد و با خودآگاهی نسبت به آنها به افقی دیگر نظر کند و اینجاست که میتوانید با توجه به این مشکلات که در نظام آموزشی ما هست و البته مسئولان باید برای آن فکری بکنند، و تا حدّی هم دارند کارهایی هرچند کُند انجام میدهند؛ میتوان آوینی و حسن باقری شد به همان صورتی که خود را ذیل حضور تاریخی احساس کرد که با انقلاب اسلامی پیش آمده. و در همین راستا نکاتی در جواب سؤال شماره 36906 عرض شد. موفق باشید
سلام خدمت استاد گرامی: سالهای نوجوانی ام توفیق داشتم از خدمت آیت الله ناصری بهره ببرم و تلفنی از مشهد، زنگمیزدم اصفهان و ایشان برنامه میدادند و هر بار من کامل برنامه را انجام داده بودم و ایشان بیشترش میکردند و انواع ذکرها و نمازها و برنامه های زیادی داشتم و روز به روز بر اراده ام در انجام طاعات افزوده میشد. ولی متاسفانه به دلیل کهولت و بیماری آیت الله ناصری دیگر تلفن را پاسخ نمیدادند و برنامه ها قطع شد. زندگی خیلی سخت و بلاهای خیلی زیادی دارم و تنهایی و بدون استاد راه بودن، دیگر نمیتوانستم برنامه های عبادی و مستحبات را انجام دهم و الان حتی حوصله ی نماز اول وقت را هم ندارم و به زور باید خودم راضی کنم نمازم را بخوانم. خیلی دوست دارم مثل آن سالها ادعیه و اعمال ماه رجب را انجام دهم و قرآن بخوانم ولی نمیتوانم. آیا نفسم را مجبور به قرآن خواندن و ادعیه بکنم؟ بدون استاد راه واقعا نمیدانم چه کار کنم که بتواند جانم را بخواند و بر اساس ظرفیت و شرایطم ذکر و برنامه بدهد که بتوانم دوباره برگردم. سعی میکردم در انجام واجبات و ترک محرمات تلاش کنم ولی اصلا موفق نبودم. و نه تنها بهتر نشدم بلکه نفسم خسته شد و دیگر برای نمازم هم سرکشی میکند. لطفا راهنمایی ام بفرمایید. من لذت و سرعت حرکت با عزم و کمک استاد را مدتی درک کرده ام و الان واقعا نمیتوانم بارِ دینی ام را به تنهایی بردارم. اگر میشود لطفا برنامه ای در حد ظرفیتم بفرمایید انجام دهم. ممنونم
باسمه تعالی: سلام علیکم: عرایضی در جزوه «شرح مختصر دستورالعمل آیه الله بهجت(رحمه الله») https://lobolmizan.ir/leaflet/231?mark=%D8%A8%D9%87%D8%AC%D8%AA شده است. خوب است به آن جزوه رجوع شود. موفق باشید
سلام استاد! در خصوص روزی فراوان که خداوند عنایت میفرماید و روزی که انسان بایست خودش بدست آورد دچار عدم تفکیک شده ام! مثلا هرموقع به توانایی های خود نگاه میکنم در میابم که توان کسب دارم اما موانع این زیادت، عموما مسائل فقهی و اعتقادی و حلال و حرام است، از طرفی تا قبل از آشنایی با اینچنین مسائل اعتقادی با خانواده ایی وصلت نموده ام که خانواده دور اطرافیان همگی زندگی های مادی خوبی دارند، و فرق زندگی که من برای خانمم و بچه هام ساخته ام با ايشان زیاد است، و علیرغم رضایت خودم گمان میکنم ایشون (خانمم) اذیت میشود هرچند که مناعت طبع دارد و به بیان نمیآورد ولی من متوجه این عدم رضایت او میشوم و من هم به طبع اذیت میشوم! حس میکنم در این یک نقطه از زندگی ام سخت نفوذ پذیر افکار مقایسه ایی و شاید شیطانی ام! استاد عزیز بنظر حضرتعالی چرا من دچار این عدم رضایت ام، گیر کارم را نمیتوانم پیدا کنم! والا در تنهایی خودم و در مورد خودم، مصداق بیت «خُنُک آن کس که چو ماشد / همه تسلیم و رضا شد» است، من در خصوص رابطه با خانمم عرض کردم مطالب فوق را!!
باسمه تعالی: سلام علیکم: ای کاش همه ما برایمان پیش میآمد تا این نکته مهم را در زندگی خود روشن کنیم که پرودگار ما نسبت به آنچه ما را حقیقت کفایت می کند؛ رها نخواهد کرد. و بقیه امور، اموری است که توهّمات برای ما آنها را جدّی میکند تا ما را در بستری که خداوند برایمان تقدیر کرده، خارج کند و زیباییِ حقیقیِ زندگی را از ما بگیرند. آیا این نکته و قصه را، شوربختانه در زندگیِ مردم ملاحظه نمیکنیم؟ در کتاب «جایگاه رزق در هستی» تلاش شده تا این امر تبیین شود. آری! ما باید بین طلب رزق که یک نوع هویتبخشی به خودمان است؛ و حرص که بیشترداشتن دنیا است و جوابگویی به توهّمات میباشد، تفکیک کنیم. موفق باشید
سلام: چگونه میتوان در باب تفکر رو به همون معنا که خدمت ضریح حضرت امام حسین (ع) هستیم و انگار که تموم عالم برام تموم شده و در یک جایگاهی از معنویت هستم که اصلا نگرانش هم نیستم که کسی بخواد مزاحم اون بشه یا که تقویتش کنه، شیطان پیدا شده تازه اونم از جایی که هیچ کس یا هیچ وقت فکرش رو هم نمی کردم که اونجا باشه، اون همیشه تو درونم بوده تموم وقت هایی که میگفته چرا کارام پیش نمیره از وجود همین شیطان بوده. توی این دنیا یک کسایی بودن مثل حضرت آقا یا امام که اگه که حتی ۴۰ سال هم کربلا نرفته باشند وقتی که خودت رو میگذاری کنار اون ها انگار وارد حریم اهل بیت شدی. تو کربلا که من کلی برنامه ریختم با این که هنوزم دلم می خواد ولی هیچی پیش نمیره. مثل این که بازم دارم حرف میزنم. چه حرف های دیگه ای رو هم که نزده بودم. امید وارم تو سال گرد حاج قاسم یا روزهای دیگه اونقدر ازمون نگرفته باشند که همین رو هم نتونیم ببینیم. الان هم اینا هیچ جوابی نداره و میفهمم که شما هم کاری از دستتون بر نمیاد از بسکی توی این زمینه بی کس هستم دارم به شما میگم من دنبال یه همچین نسبتی میگردم با خودم. برخیز امید و چاره غم ها ز باده خواه / ور نیست پس چه چاره کنیم چاره پس نماند
باسمه تعالی: سلام علیکم: به جهانی فکر کنید که جهان اولیای الهی و ذیل آنها، جهان امام خمینی و رهبر معظم انقلاب و ذیل آن جهان حاج قاسم سلیمانی است. در چنین جهانی است که حضوری مقابل انسان گشوده میشود که به دنبال آن است. آری! آسان نیست، ولی ممکن است. اخیراً در این رابطه یادداشتهایی شده است که یک نمونه از آن تقدیم میشود. موفق باشید
اگر این ما هستیم و نحوه تلقی که باید از خود داشته باشیم، آیا این حاج قاسم سلیمانی نبود که در این تاریخ که با انقلاب اسلامی آغاز شد، ما را متوجه تأمّلِ هر چه بیشتر در خود کرد تا معلوم شود چگونه باید بود؟ تا در جهان مدرنی که انسان سختْ از مرگ هراسان است، با حضوری که در نزد خود پیدا میکنیم، نهتنها مرگ و زندگی برایمان یکسان، بلکه به دنبال مرگی تاریخی هستیم که در این تاریخ از هزار زندگی، حیاتبخشتر است به همان صورتی که حاج قاسم برای دخترش فاطمه نوشت.
سلام: ببخشید بنده متاسفانه اسیر استمنا هستم. تقریبا ۱۰ ۱۵ روز روزه گرفتم و گناهی صورت نگرفت. اما بعد از آن انگار طغیان کردم. بسیار بیشتر شد. سوالم اینه آیا این خاصیت نفس است؟ چه کنم رها شوم؟ دعا کنید لطفا برای بنده
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! هر اندازه انسان ذهن خود را مشغول امور متعالی و فطری نماید؛ میتواند از امور غریزی که به هر حال، اصالت ندارند؛ عبور کند، اینجا است که جایگاه توبه معلوم میشود، همانطور که خداوند میفرماید: «والله یُحبّ التّوابین» است.در این مورد خوب است به سؤال و جواب شماره 1986 رجوع شود. موفق باشید
سلام و رحمت خدمت استاد بزرگوار: میخواستم اگه امکانش هست برای مطالعهی مباحث تفکر تاریخی سیر مطالعاتی معرفی بفرمایید. (چیستی معنای آن.)
باسمه تعالی: سلام علیکم: رویهمرفته مباحث اخیر از کتاب «سلوک ذیل شخصیت....» گرفته تا کتاب «گوش سپردن به ندای بیصدای انقلاب اسلامی» و مباحث «انقلاب اسلامی، جهان بین دو جهان» و پس از آن مباحث «انقلاب اسلامی، انتظار و وارستگی» همه از تفکر تاریخی سخن میگوید. میتوانید از کتاب «سلوک ذیل شخصیت امام خمینی «رضواناللهتعالیعلیه» شروع بفرمایید. موفق باشید
سلام: بنده معاون پرورشی دبیرستان پسرانه هستم ان شاءالله میخوایم بین دانش آموزان دبیرستانی (متوسطه دوم) یه مسابقه کتابخوانی برگزار کنیم چه کتابی رو پیشنهاد میکنید؟ شهر ما دوتا مدرسه بزرگ داره یکی نمونه دولتی و دیگر مدرسه عادی رشته های نظری مدرسه ما همین مدرسه عادی و دولتی هست و سطح دانش آموزان معمولی هست چون دانش آموزان برتر رفتن مدارس نمونه. با تشکر
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر میآید کتاب «جوان و انتخاب بزرگ» که روی سایت نیز هست، بتواند کمک کند. موفق باشید
سلام علیکم: ۱. در ارتباط با ده نکته در معرفت نفس؛ ارتباط بیماری با نفس چگونه است؟ چرا انسان بیمار می شود؟ ۲. با توجه به اینکه هیچ انسانی نقصی ندارد ذاتاً، پس چگونه تفاوت ها ظهور میابد؟ تفاوت ها در چیست؟ و ظرفیت وجودی یعنی چه؟ ۳. پسری هستم که در فضای زنانه بزرگ شده ام و مأنوس بوده ام، حال چگونه روحیه مردانه را در خود تقویت کنم و به جدیت و عزم مردانه برسم؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. وقتی رابطه نفس با بدن مختل شود، نفس، بدن را آن طور که لازم است تدبیر نمیکند و این ریشه بیماریهایی است که در این رابطه پیش میآید جدای اینکه امر خارجی موجب بیماری بدن شود. ۲. تفاوتها به جهت زمینههای متفاوتی است که امکان ذاتی موجودات پیش میآورند و امکانِ ذاتی هر موجودی از آنِ خودش است به همان معنایی که خداوند، مردبودنِ مرد را به مرد نداد، بلکه امکان ذاتیِ او مردبودن بود و خدا آن را بر اساس امکان ذاتیاش «وجود» داد. ۳. خوب است انسانهای بزرگ مانند حضرت امام خمینی و رهبر معظم انقلاب و حاج قاسم را مدّ نظر داشته باشید و شخصیت آنها را مطالعه کنید. موفق باشید
سلام علیکم خسته نباشید: آیا ارتباطی بین شکل گیری عالم غرب به معنای تفکر غربی در انسان و غیبت صغری و کبری میباشد شاید از این جهت که امام حقیقت عالم هست و با غیبت امام حقیقت غروب میکند و با ظهور امام حقیقت طلوع میکند بتوان جوابی به سوال بالا داد؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: جناب مرحوم آقای دکتر احمد فردید در این مورد نکات خوبی را در کتاب «مفردات فردیدی» متذکر میشوند آنجا که میفرمایند: «با ظهور امام زمان است که تفکر به بشر باز میگردد.» و یا اینکه میفرمایند: « تاریخِ غربزدگی، تاریخ غیاب امام زمان است.» یا اینکه میفرمایند: «تاریخ به معنای ماجرای گذشته مرده، بعد از غیبت امام زمان به اسلام برگشته است.» موفق باشید
سلام استاد: با مطالعه فص شیثی این مطلب را به کاغذ آوردم لطف کنید ببینید درست است: کل ماجرای خلقت: خداوند وجود و حقیقت محض مطلق بود، وجود و حقیقتی که از شدت اطلاق هیچگونه تشخص و تعین و قیدی نداشت، مخفی ترین مخفی ها بود (غیب الغیوب)؛ با اینکه در ذات حقه خود (حقیقت احدی) به جامعیت خود را مییافت (جلاء) اما وقتی به جامعیت و وجود مطلق خویش نظر کرد دید وجود مطلقی است که جامع کمالات است و مجموع کمالات وجودی اش در علم او (که عین ذات اوست) خودنمایی کردند و به اصطلاح خواستند خودی را نشان دهند، نور انسان کامل خودنمایی (تجلی) کرد (استجلاء) که مجموع همه کمالات اسماء را داشت به اجمال؛ وقتی همه اسماء خود را در مجموعه اسم الله دیدند خواستند به تفکیک عین ثابته و به تفصیل هم دیده شوند، خداوند به آنها رحم کرد و تک تک به اعیان(حقیقت امکانیه) آنها طلب آنها که وجود بود (خودش) را داد و اینچنین خلقت ظهور کرد و پدید آمد. ممنونم از زحمات بی دریغ شما که یقینا بالاترین جهاد تبیین است.
باسمه تعالی: سلام علیکم: با اینکه متذکر نکات خوبی شدهاید ولی اجازه دهید مباحث مربوط به «فصوص الحکم» را که مباحثی است بیشتر اشراقی و ظرائف خاص خود را دارد؛ در میدان سؤال و جواب نیاوریم. زیرا همانطور که میدانید این مباحث، خودشان خودشان را برای انسان روشن میکند و در همین رابطه به ما فرمودهاند: «تو پای به راه در نِه و هیچ مپرس/ خود راه بگویدت که چون باید کرد». یعنی به گفته جناب مولوی: «گر نپرسی زودتر کشفت شود». موفق باشید
سلام استاد بزرگوار: بنده اکثر کتب شما رو مطالعه کردم و در حال گوش دادن صوتهای شرح نهج البلاغه هستم ۱. صوتهای اخیر شما برای من قابل فهم نیست، با اینکه طلبه هستم و فلسفه خواندم، ولی اصلا متوجه تفاسیر جدید مثل تفسیر انفسی سوره مرسلات نمیشم، راهکار چیست؟ ۲. من از شنیدن صوتها و خواندن کتابها خیلی خیلی لذت میبرم، ولی با عمل به این مباحث هم خیلی فاصله دارم، آرزوی متقی شدن دارم ولی با یک فرد متقی زمین تا آسمان فاصله دارم، آیا ممکن است با این وجود گوش دادن به صوتها باعث قساوت قلب من بشود؟ چه راهکاری پیشنهاد میکنید؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. بیشتر سعی بفرمایید روی موضوع «وجود» در «برهان صدیقین» متمرکز شوید. ۲. ان شاءالله اجمالی است که در طول زندگی به تفصیل میآید. موفق باشید
با سلام و عرض ادب خدمت استاد گرامی: نظر استاد در مورد سحر و جادو چیست؟ بنده یه مشکلی برام پیش اومد در همین زمینه و خیلی کسای دیگه دیدم درگیر این جور مسائل هستن راه کار شما چیه؟ ممنونم
باسمه تعالی: سلام علیکم: در این مورد خوب است به کتاب «جایگاه جنّ و شیطان و جادوگر» که روی سایت هست، مراجعه فرمایید. موفق باشید
با سلام و عرض ادب: میخواستم بدانم که شما چند سال شاگرد جوادی آملی بوده اید؟ با تشکر!
باسمه تعالی: سلام علیکم: از نظر دنبالکردنِ صوت درسهای «اسفار» و تفسیر ایشان، سالهای سال. ولی از نظر حضوری هیچ وقت. موفق باشید
با سلام: معنای زدن زنان در آیه ۳۴ سوره نسا یعنی چه؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: بحث آن مفصل است و عرایضی در رابطه با این آیه در شرح سوره نساء شد. همین اندازه باید متوجه باشیم قضیه مربوط به نشوز زن در میان است و احتمال خروج از خانه و همبسترشدن با نامحرم. و اینکه به جای اجرای حکم شرع که منجر به بیآبرویی خانواده و زن میشود در این مورد خواستهاند خود مرد این کار را به عهده بگیرد و البته بحث در این مورد بسیار است. موفق باشید
با عرض سلام: دلایل ضد اخلاقی بودن چند همسری: ۱. شکستن فطرت تک طلبی زن (حکیمانه نیست برای برآوردن فطرت تنوع طلبی مرد گفتن تنوع در تعداد زن بلکه باید تنوع در پوشاک و عطر و آرایش و اینهای زن باشد) ۲. ترویج خیانت در بی شوهر شدگان (حکیمانه اش اینه که عارف عاشق، مسیر سخت برایش با عشق آسانتر می شود پس معتقد به زندگی پس از مرگ، شوهر را نزدیک میبیند و مسیر وفاداری تا پیوستن دوباره به شوهر را بخاطر عشق با سختی کمتری میپیماید پس نیازی به کمک نیست و اگر مدعیان حمایت میخواهند کمکی کنند آیا نمیتوانند بدون به همسری گرفتن کمک مالی و اینها بکنند الان که موسساتی هست که پول میگیرند که به نیازمندان بدهند و حال اگر زن از ازدواج فقط بعد جنسی فهمیده باشد که درکش همسطح مثلا گوسفند جابجا بشن کدام مال کدامه ندارند یا اگر خیانتکار باشد میتواند با مردی همسن و بدون همسر ازدواج کند)
باسمه تعالی: سلام علیکم: هرچه هست همانطور که رهبر معظم انقلاب فرمودند ازدواج دوم با هر توجیهی که باشد با فرهنگ ما همراهی ندارد و موجب تزلزل خانواده میشود. گویا همچنان که قبلاً عرض شد تقدیری، آری! تقدیری در میان است تا خواهران مورد نظر که امکان ازدواج برایشان فراهم نشده است؛ بتوانند با حضوری دیگر در متن انقلاب و در جامعه، خود را معنا کنند، معنایی که شاید بتوان گفت کمتر از زندگیِ با همسر نباشد. موفق باشید
با سلام: با توجه به پیشرفتهای علم پزشکی و درمان ناباروری نظیر کاشت جنین، اهدای تخمک واهدای جنین پرسش پیش آمده این است آیا اینها منافاتی با خواست و رضای خداوند ندارد و اینکه انسان مطابق آنچه برایش مقدور شده بوده زندگی را طی نکرده و در صدد است با تحمل رنج و مشکلات و هزینه ی زیاد از مسیر خواسته شده به سمت دیگری رود یا اینکه نه اینها رو هم خدا مطابق علم خود آفریده و نتیجه تلاش انسان برای رسیدن به اکتشافات علمی و بر طرف کردن موانع زندگیست وهمین هم مطابق با اراده و خواست و رضای خداوند است؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: متأسفانه بسیاری از این مشکلات به جهت شرایط آب و هوایی و نوع غذاهایی است که مردم گرفتار آن می باشند و از این جهت چاره ای نیست که برای خنثی کردن اثرات آن ها در بدن به این نوع درمانها ورود شود. ولی در هر حال نباید اصرار ورزید مگر در حدّ معمول آن. موفق باشید
استاد پیرو سوال قبلیم ممنونم از پاسختون. ولی من وظیفه ام چیه؟ هیچ تمرکزی در خودم نمیبینم نه برای کار نه درس و نه عبادت. نمیدونم باید چیکار کنم؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: در جمعبندی با توجه به همین نکات، بنده در این فکر رجوع به سوره مبارک «اللیل» داشتم اگر ان شاء الله با در نظرگرفتن همین مسائل، به ۳ جلسه ای که در سوره لیل پیش آمد همراه با یادداشتهایی که ذیل آن شد روجوع فرمایید ان شاء الله راهکارهای اساسی را از قرآن به دست میآورید و پس از آن پیشنهاد میشود به عرایضی که در سوره انسان شد رجوع فرمایید. موفق باشید
سلام: تو کتاب ادب خیال استاد به این نکته اشاره کردند که ما باید یک عالم دینی پیدا کنیم و با او ادامه بدیم. یه سوال داشتم من دلم میخواد علامه طباطبایی رو بفهمم، آیا میتونم از شرح کتاب های استاد علامه حسن زاده آملی و استاد طاهرزاده استفاده کنم و البته کتاب های استاد علامه حسن زاده املی رو با کمک شرح های آقایی به نام محمد مهدی معماریان جلو میبرم از صوت ها و سیر مطالعاتیشون استفاده میکنم در کنارشم تفسیرها و کتاب های استاد طاهرزاده
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! عمده مدّ نظرقراردادن سیره علمی آن افراد است و این غیر از مرید و مرادبازی است. موفق باشید
عرض سلام و ادب محضر استاد طاهرزاده عزیز: اسعد الله ایامکم. استاد اگر کسی نسبت به یکسری از نظرات، رفتارها، قوانین یا مناسبات موجود در جمع دوستانش نظر مخالفی داشته که به نظرش حق است و آن را اظهار کند و گاهاً باعث ناراحتی و دلخوری دوستانش شود به نحوی که وی را فردی معترض و ناراضی قلمداد کنند، آیا این حس درونی و اظهار نظر مخالف، امری به جاست یا کاری زشت است که شیطان آن را در نظرش زیبا جلوه داده است؟ (برای روشن شدن بحث فرض بفرمایید که در گروه دوستانه قرار شده قرض الحسنه ای راه اندازی شود و هربار با قرعه کشی به کسی وامی تعلق بگیرد ولی این قرعه کشی توسط یک نفر که مورد شناس همه نیست در غیاب بقیه انجام شده و نتیجه اعلام میشود. حال اگر فرد اعتماد نداشته و اعتراض کند و بخواهد که قرعه کشی به صورت حضوری انجام گیرد آیا خواسته اش ناحق است؟ یا مثلا چند نفر در جمع قرار بگذارند که هر گروه دوستانه ای در فضای مجازی شکل میگیرد باید این افراد به عنوان ناظر حضور داشته باشند درحالیکه حضورشان لزومی ندارد، آیا اعتراض به حضور این افراد حق هست؟ یا مثلاً برای حذف برخی اعضای گروه شرایطی اعلام میشود که منطقی نیست، آیا اعتراض به این شرایط حق هست یا اینکه کلا در چنین مواردی بهتر است انسان تغافل کرده و با وجود نارضایتی قلبی، عبور کند؟) اساساً این اخلاق و رفتار ریشه در کدام رذیله یا فضیلت اخلاقی دارد و اگر رذیله است راه درمان آن چیست؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: چرا انسان به صورتی دوستانه و با دلیل، حرف خود را در جمع دوستان نزند؟! نهایتاً اگر پذیرفته نشد، همچنان دوستی را حفظ میکند بدون آنکه جمع را ترک نماید. موفق باشید
سلام و عرض ادب. در کتاب جوان و انتخاب بزرگ صفحه ۶۴، فرمودید که در دوران جنینی روح بدن را می سازد، آن هم با استفاده از امکاناتی که به او می رسد، مثل شرایط تغذیه مادر و... سوال این است که؛ آیا به این معنی است که خداوند، روح انسانی را به نطفه می دهد تا روح نطفه را زیبا و متعادل بپروراند؟! پس آیا به این معناست که از ابتدا و قبل از تشکیل نطفه، روح انسانی دخیل در امر تشکیل جسم است و ابزار خالقیت خداوند متعال می باشد؟ این نکته بسیار لطیف و عمیق است و نیاز به توضیح دارد. به طور دقیق تر، آگاهی روح در مرحله جنینی از چه سنخ آگاهی است؟ آگاهی غریزی یا نباتی یا عقلی و با اراده و اختیار؟ لطفا در این باره توضیح دهید و بفرمایید که در این باره از چه منابعی میتوانم مطالعه کنم؟ از مطالب تان خیلی استفاده می کنم و دعاگوی تان هستم. متشکرم.
باسمه تعالی: سلام علیکم: توضیح این مطالب در کتاب «ده نکته در معرفت نفس» همراه شرح صوتی آن و تکمیل آنها در کتاب «خویشتن پنهان» شده است مبنی بر آنکه روح یا نفس ناطقه است که نطفه را به صورت تکوینی تدبیر میکند و البته اگر زمینه تدبیر نطفه توسط روح از طریق والدین بهخصوص مادر فراهم شود، نفس ناطقه جسم انسان را به عالیترین شکل از تعادل شکل میدهد. موفق باشید
سلام زندگی بر ما بلی!. خدا را شکر میکنیم در این زمان خلق شدیم و در صراطی هدایتمان کرد که در آن هیچ نیستیم الا «آدم» و قربان خدا روم که آدم بودن نهایت است. متانتی زیبا که لایق ماست و منت خدایی است برما که حقیقتا این همه، از لطف بینظیر اوست به ما و چقدر هیچ کاره بودنی همه کاره که همین با خدا بودن است برای آدم زیباست هزار بهشت به فدای این رخ داد آدمیت که ما در آن زندگی را زندگی میکنیم. زندگی! در همین زمانی که نهایت قله های انسانی و حضور نهایی خداوند در خلقتش است همه چیز نهایی است و از خداوند مسئلت میکنیم خدایا همه لایتناهی این سعادت از توست و خودت حفظش فرما و ما را از آن مگیر. مبارکباد که خدای همه انبیاء و اجمع الرسل نبی اکرم صلوات الله به آرزویش رسید. https://uploadkon.ir/uploads/94d318_25رهبری.mp4
باسمه تعالی: سلام علیکم: همینطور است. آری! همانطور که رهبر معظم انقلاب فرمودند شرایط طوری فراهم شده که هرکس به هر نحوی در هر جایی که قرار دارد میتواند یک قلۀ نورانی باشد از آن جهت که انقلاب اسلامی آن شرایط را طوری پیش آورده که ملاحظه کردید آن جوان ۱۳ ساله یعنی شهید مرحمت بالازاده با آن بصیرت و درک اهداف متعالی انقلاب تا مرز شهادت زندگی را انتخاب نمود https://eitaa.com/abuhossein/31218 . و این حکایت از آن دارد هر کجا که هستیم اگر نسبت خود را با انقلاب و رهبری قطع ننمودیم، خود به خود راهی که باید در آن قرار بگیریم، پیش میآید زیرا در این راه هیچکس به دنبال خودنمایی نیست، همه با تواضع تمام به دنبال وظیفهای هستند که خداوند به عهدهشان گذاشته. موفق باشید
سلام: ممنون می شوم در خصوص متن زیر به ویژه نقل قول از محی الدین راهنمایی کنید. عارفانِ خونیندست قدیمها بودهاند، هماکنون هم بسیاری هستند، کسانی که باسوادند، دقایق و ظرایف فلسفه را میدانند، از تاریخ بسیار خوانده و دانستهاند، شعر و ادب میشناسند، فقیهِ شریعتمدار هستند، حدیث و قرآن ورد زبانشان است؛ ولی ستم و ستمکاری را پشتیبانی میکنند، جنایت و جنایتکاری را زینت و زیور میکنند، تباه شدن انسانهای بسیار، حتی هموطنان و همکیشان خودشان را به چشم میبینند، و یا سکوت میکنند و یا هر آنچه روی دهد را تأیید میکنند. به ویژه در این میان، سختباورتر از همه، عارفانی هستند که نکتههایِ ناب عرفانی میگویند، چنانکه اشک در چشم خودشان حلقه میزند و از چشم شنوندگان سرازیر میشود، چنان ملکوت را توصیف میکنند که گویی هم اینک از معراج هفتآسمان بازگشتهاند، و چنان از پروردگار جهان گزارش میدهند که گویا همدم هر لحظه اویند! تا اینجا که آنان را ببینی، دل از دست میدهی و مریدشان میشوی؛ ولی ناگهان و در پرده دیگر، میبینی همین عارفِ اشکبهچشم و ذِکربهزبان، چنان از خونخواری و سیهکرداری پشتیبانی میکند که همه انگشتبهدهان میمانند، بلکه به عقل خود شک میکنند که نکند ما غلط فهمیدهایم! مگر میشود عارفی اینچنین والامرتبه از ظلم و فساد دفاع کند؟! نه، اگر او چنین بود که نمیتوانست با سخنانش این چنین دل ببرد و اشک بریزد و ناله بگیرد؟! البته جناب محیالدین عربی پاسخی وافی و کافی بدین شبهه! شیطانی ما داده است و هشت قرن پیشتر، مشت محکمی بر دهانِ یاوهسرایِ ما فریبخوردگان زده است! اگر غلط زیادی کردی و چشم باز کردی و دیدی عارفی ستمگری را احترام میکند و بزرگ میدارد و در مقابلش خموراست میشود و دستش را میبوسد، نکند که به آن عارف الهی شک کنی ها! خیر، بدان و آگاه باش که یکی از اسماء الهی «جبّار» است، حال این اسمِ والایِ خداوند در این حاکم ستمگر و زورگو تجلی پیدا کرده است! پس در واقع این کسی را که میبینی سالها به زور و اجبار و تهدید و زندان و اعدام بر مردم حکم میراند و جان و مال و آینده وآرزوهایِ همه را میسوزاند، در واقع امر، تجلیگاه یکی از نامهای خداوند است! و عارف هر جا تجلی نام خدا را ببیند، عارفانه و عاشقانه سر تعظیم فرومیآورد و حرمت میگذارد! (فتوحات مکیّه، ج2، ص500). عجب! ما چقدر نادان بودیم که این عارفِ واصل و آن فرشتهرویِ صالح را نکوهش میکردیم! خدا ما را ببخشد! او تجلیگاه نام خدا را پشتیبانی میکرده است! ای دلِ غافل! این طوری که ببینی باید همه قاتلها را هم احترام بگذاریم و بزرگ بشماریم، چون مَظهَر نام «مُمیت» (میراننده) هستند! همه دروغگویان و فریبکاران را هم باید پشتیبانی کنیم و دست ببوسیم چون تجلی نام «مُضلّ» (گمراهکننده) هستند! چه عرفانی! به به! چه ملکوتی! جانم! فقط نمیدانم چرا به این دخترهای پریرو گیر میدهند، مگر اینها مظهر جمال الهی نیستند؟! بلکه دو نام مقدس، «ظاهر» و «مظهِر» (آشکار، آشکارکننده) به طور کامل در این پریرویان ظهور و بروز پیدا کرده است؟! نه! آری؟! درست فهمیدم؟! هر چی شما بفرمایید! همین!
باسمه تعالی: سلام علیکم: همانطور که حضرت امام «رضواناللهتعالیعلیه» در نامه به گورباچف فرمودند حقیقتاً سخنان ابن عربی از مو باریکتر است و واقعاً طوری نیست که بتوانیم در محدودۀ سؤال و جواب به آن بپردازیم. آری! اگر جباران مظهر جباریت خداوند هستند، به آن معنا نیست که خودشان بیتقصیر میباشند مثل آنکه گفته میشود شیطان، مظهر اسم مضلّ خداوند است و این به معنای تبرئه شیطان نیست. آری! اگر خداوند اراده کرده است کسی را به دلایلی از رحمت خود دور کند، مظهر آن اراده، شیطان خواهد بود. ولی به هر حال شیطان در جای خود رانده شدۀ درگاه رحمت الهی میباشد. موفق باشید
با عرض سلام خدمت استاد گرامیم: در رابطه با سوال 39106 به عرض می رسانم که من نتوانستم صوت استاد یزدان پناه بر فصوصالحکم را تهیه کنم. می خواستم ببینم در این زمینه کمکی به من می توانید بکنید؟ در ضمن آیا شما خودتان بر فصوصالحکم شرحی دارید تا از آن استفاده کنم؟ با تشکر از الطاف استاد بزرگوارم!
باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده راهی را نمیشناسم که چگونه آن صوتها را به دست آورید ولی در سایت لب المیزان شرح فصوص هست و رفقا بنا دارند شرح صوتی آن را نیزقرار دهند. با اینهمه توصیه بنده به رفقای عزیز آن است که با قرآن از طریق تفسیر قیّم المیزان مأنوس باشند، مگر آنکه یا برای خودشان شبهاتی از نظر توحیدی پیش آمده است و یا بنا دارند در میدانهایی که لازم است عرفان اسلامی را مطرح کنند؛ به فصوص الحکم ابن عربی رجوع فرمایند. موفق باشید
سلام استاد گرامی: ۱. استاد همیشه این سوال با بنده همراه بوده است که با توجه به اهمیت جمعه چرا امام خمینی دوشنبه و پنج شنبه ها را برای روزه گرفتن دستور داده اند؟ ۲. استاد برای رجوع به مصباح الانس چه راهی و چه شرحی را پیشنهاد میکنید؟ ۳. استاد بنده نمیدانم آیا ارتباط با مطالب کانال ویژه برایم کافی است یا باید به اساتید دیگر هم رجوع کنم؟ رجوع به آنها وقت بسیار نیاز دارد چونکه از بدایه الحکمه بایستی شروع کرد البته به دستور شما حاضرم اینها را کار کنم ولی در وجودم هیچ نیازی به این مطالب احساس نمیکنم. حقیقت که در جلو ما حاضر است چه نیازی به استدلال و... است؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. گویا شرایط زمین و زمان برای چنین حضوری آمادهتر باشد بخصوص که زیارت اموات نیز در این زمان بیشتر تأثیر دارد. ۲. به نظر میآید ابتدا باید با «فصوص الحکم» شروع کنیم زیرا در واقع «مصباح الانس» بر مبنای نگاهی که ابنعربی به میان آورده است و جناب قونوی متنی را تنظیم کرده است؛ جناب فناری به نگارش آن کتاب پرداخته است. ۳. به هر حال بستگی دارد که ما در رجوع به مثلاً کانال مطالب ویژه چه اندازه احساس کنیم آنچه را از نظر روحی و معرفتی نیاز داریم، آن کانال به میان میآورد بخصوص مباحث قرآنی و روایی و مثلاً شرح سوره «حمد» حضرت امام خمینی و یا شرح «دعای مکارم». در ضمن عقل، در مکتب صدرایی از نوعی حضوری متعالی آخرالزمانی سخن میگوید و کتاب «بدایه الحکمه» مقدمهای است برای آن نوع تعقل. موفق باشید
سلام استاد: کم پیش میاد که نمازم قضا شه. ولی وقتی نمازم قضا میشه. من اصلا ناراحت نمیشم. و از این ناراحت نشدن میشینم گریه میکنم که چرا من ناراحت نمیشم. از اینکه نماز نخوندم. یعنی. من کافر هستم؟ یا منافق؟ چند وقت پیش. یکی از فامیل که نامحرم بود یدفه من رو بدون روسری دید من خودم رو سریع کشیدم کنار دیوار ولی وقتی بهش فکر کردم دیدم ناراحت نشدم. شبها قبل سحر بعضی اوقات خیلی گریه میکنم. برای نفهمی هایی که دارم. با امام زمان خیلی حرف میزنم خیلی گِله میکنم. ولی هیچ اتفاقی نمیوفته. دوباره همون آدم قبلی. که از دوست داشتنی هاش. نمیتونه بگذره. ( مثل شهوت فیلم دیدن. بد رفتاری با همسر و...) من واقعا نیاز به کمک دارم و فکر میکنم هیچ کس صدام رو. نمیشنوه. من نمیتونم به خانواده یا به همسرم از مشکلات روحی بگم. و این واسم زجر آوره. استاد لطفا کمک کنید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در کنار شور زندگی و صفای همسرداری، به معارف توحیدی میتوانید نظر کنید. در ضمن وقتی نماز قضا میشود و عمدی در کار نبوده نباید به خود سختگیری کنید. مگر در این امور و یا موارد دیگر که میفرمایید، عمدی در کار بوده؟!! برای شروع خوب است کتاب «فرزندم؛ اینچنین باید بود» را که روی سایت هست، مطالعه فرمایید. موفق باشید https://lobolmizan.ir/book/294?mark=%D9%81%D8%B1%D8%B2%D9%86%D8%AF%D9%85
