با سلام: می خواستم بدانم که علامه مصباح یزدی، وحدت وجود را قبول نداشتند یا برهان صدیقین را قبول نداشتند؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: مسلّماً مرحوم علامه مصباح متوجه «برهان صدیقین» به خوبی میباشند. ولی به یاد ندارم که مستقیماً نسبت به «وحدت وجود» ورود داشته باشند، در بحث وحدت وجود، حتماً باید با نگاه ابن عربی موضوع دنبال شود، امری که امثال حضرت امام خمینی در آن ورود کردند. موفق باشید
با عرض سلام خدمت شما: استاد بزرگوار دیشب ۲۰:۳۰ حضور رهبری در غرفه کتاب، خانمی بود که موهایش بیرون بود، چرا رهبری تذکر ندادند که مو هایش را بپوشاند؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: اتفاقاً طبق عرایضی که در جواب سوال شماره 35085 عرض شد باید شرایط تذکر فراهم باشد وگرنه موجب سرخوردگی میشود و جالب است که همان خانم بعد از ملاقاتی که با رهبر معظم انقلاب داشتند می گوید: «حس دلنشین پدر و دختری را با حضرت آقا تجربه کردم و ممکن است تا آخر عمرم دیگه این حس رو تجربه نکنم ...» در حالی که اگرحضرت آقا آن فضا را با تذکر خود به هم زده بودند چنین نتیجهای حاصل نمیشد. موفق باشید
سلام: ببخشید کلاس های اخلاق استاد کی ها است؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: دوشنبه شبها بعد از نماز عشاء در مسجد خدیجه کبری «سلاماللهعلیها». موفق باشید https://eitaa.com/matalebevijeh/13092
سلام عليكم و رحمة الله: من در مورد آيت الله كميلى مي پرسم. آيا ايشان را مي شناسيد؟ اگر مي شناسيد آيا ايشان استاد كامل هستند؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: نمیدانم منظورتان چه بزرگواری است؟ موفق باشید
سلام علیکم استاد: شما میفرمایید صمت گنگ بودن نیست، سوالاتی در ذهنم ایجاد شده که حضرت میفرمایند شیعیان ما آنقدر کم حرف هستند که کسی اینها رو میبینه گمان میکنند لال هستند، و همچنین فرمودید آیه الله بهجت به قدری سکوت داشتند که حتی توی کاغذ حرفشون رو مینوشتند، و فرمودید ما باید بدانیم کجا تکلیف داریم حرف بزنیم، حرف بزنیم، در غیر اینصورت سکوت کنیم، چگونه متوجه شویم کجا تکلیف داریم کجا نداریم شناخت تکلیف را چگونه باید فهمید؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: این به عهده خودمان است که در شرایط مختلف، تکلیف خود را بشناسیم که کجا در گفتن سخن حق کوتاهی نکنیم و کجا از سخنگفتن وقتی لازم نیست که سخن بگوییم؛ خودداری نماییم. موفق باشید
با سلام: ببخشید سوالی در مورد محی الدین عربی و نگاه آقای مصباح رحمه الله علیه داشتم. آیا ایشان عرفان محی الدین را قبول داشتند؟ یعنی نوع نگاه ایشان مثل نگاه امام و آقای حسن زاده به عرفان محی الدین بوده است یا اختلاف نظری در این مورد داشتند؟ با تشکر
باسمه تعالی: سلام علیکم: در جریان نیستم. موفق باشید
در پرسش ۴۰۵۲۰ فرمودید نبی اکرم صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند «من رانی فقد رای الله» (هرکس مرا ببیند خدا را دیده است)، آدرس این نسبت حدیثی که دادید را بیان نمایید. ظاهراً تصور میکنم این انتسابی که داده اید از برداشت جناب ملاصدرا و صحبت عین القضات همدانی در تمهیدات نشات گرفته که به نظر میرسد برداشت ذوقی و اشتباه از حدیث «من رانی فی المنام فقد رای الحق» بوده است. تمام احادیث با این ادبیات به اشکال ذیل است که با برداشت ذوقی و دلخواسته ی حضرت ملاصدرا و حضرت عین القضات متفاوت است: من رآنی فی المنام فکأنما رآنی فی الیقظه. (أمالی المرتضى، دار الفکر العربی، ج۲، ص: ۳۹۴) من رآنی فقد رأى الحق فان الشیطان لا یتمثّل بی (مجمع الزوائد، دار الکتب العلمیه، ج ۷، ص۱۸۱) من رآنی فقد رأى الحق فان الشیطان لا یتکوّننی (صحیح البخاری، دارالفکر، ج ۸، ص۷۲) من رآنی فقد رأى الحق فإن الشیطان لا یتزیّى بی (الجامع الصغیر، دارالفکر، ج۲، ص۶۰۲ من رآنی فقد رآنی فان الشیطان لا یتشبه بی (کنز الفوائد، دار الذخائر، ج۲، ص: ۶۳) بنابر این لفظ الحق که در حدیث آمده به معنی اینست که اگر کسی مرا در خواب یا حالات دیگر ببیند، حقیقتا خودم را دیده، نه اینکه الله را دیده، ضمنا لفظ الحق در لسان وحی و اهل بیت به وسعت ادبیات تصوف و عرفانِ امروزی برای حضرت حق به کار برده نمیشده، بلکه دلالت اصلی اش به حقیقت، درستی و مطابقت با حق بوده است. اگر آنچه به رسول الله ص نسبت دادید منبعی دارد بفرمایید. با توجه به اینکه اصلاح انتساب خلاف واقع عمومی به نبی اکرم (ص) باید عمومی باشد.
باسمه تعالی: سلام علیکم: همینطور است که میفرمایید که بیشتر بحث رؤیت آن حضرت «فی المنام» است و اساتید محترم همان را توسعه دادهاند و بر همین اساس به هر حال متوجۀ مظهریت حضرت رسول الله «صلیاللهعلیهوآله» به عنوان نور حضرت حق و حضرت «الله» میشویم و این غیر از تمثل حضرت «الله» است در جمال رسول خدا «صلیاللهعلیهوآله». موفق باشید
سلام علیکم: عید شما مبارک. اگر برایتان زحمتی نیست کانالی را معرفی فرمایید که اخبار سیاسی را بدون غرض بیان کند اگر زحمتی نیست تحسن خانمها در مقابل مجلس را به طور مختصر بیان فرمایید که حق بود یا ناحق؟ التماس دعا
باسمه تعالی: سلام علیکم: البته1- هر کانالی با حساسیت خود اخبار را مطرح میکند. به نظر میآید کانال بصیرت https://eitaa.com/basirat_fa و یا تسنیم https://eitaa.com/tasnimnews و یا غرب آسیا https://eitaa.com/westanews خوب باشد. 2- موضوع حجاب، موضوع بسیار حساسی هست بخصوص از آن جهت که از یک طرف مسلّماً کشف حجاب حرام شرعی و سیاسی است و از طرف دیگر باید فرهنگسازی شود تا گمان نشود منطقی عمیق و انسانی در کنار رعایت حجاب در میان نیست. هرچند خواهران محترم با دغدغههای خوب و مقدس وارد چنین صحنههایی میشوند، ولی هنوز شرایط در نظام اجرایی ما به این آگاهی نرسیده است که غفلت از بیحجابی موجب بحران اساسی در نظام اجتماعی و در خانواده میشود. وظیفۀ ما میباشد که متذکر این امر مهم برای همۀ جریانهای اجتماع باشیم. در این رابطه خوب است سخنان آقای شهبازی که بسی دلسوزانه به مسائل نظر میکنند را مد نظر قرار دهیم و به آن فکر کنیمhttps://eitaa.com/mahbandan . در ضمن کانال «آرشیو حجاب»https://eitaa.com/joinchat/1627979789C936ab2a90c متذکر نکات خوبی میباشد. موفق باشید
سلام وقت شما به خیر: سوالی داشتم از خدمتتون؛ آیا امکانش هست که استاد طاهرزاده خطبهی عقد دائم ما رو بخونند؟🙏 ما مراسممون ۲۵ دی ماه هست.
باسمه تعالی: سلام علیکم: در این موارد وارد نمیشوم. آرزوی خوشبختی برای شما و همسرتان دارم. موفق باشید
سلام: میخواستم بدونم آیا آیات و روایاتی داریم که صراحتا از تشکیل حکومت در زمان غیبت بگویند و اینکه امام خمینی (ره) نظریه ای دارند که میشه با تعابیری مثل انقلاب جهانی، صدور انقلاب، ایجاد یک حزب مستضعفین جهانی و .... استفاده میشد مثلا ایشان در جایی فرمودند به جوانان مسلمان که علیه حاکمانشان قیام کنند و حکومت اسلامی جهانی رو ایجاد کنند و این انقلاب جهانی اسلامی رو شروع انقلاب جهانی امام زمان (عج) دونستند. اما ما در روایاتمون داریم که اوضاع اخرالزمان اوضاع خوبی نیست، دین داری بسیار کمه، بر سر شیعیان بلاهای زیادی می آید، اینکه باید تقیه انجام بشه، اینکه باید در خانه ماند و متتظر قیام سفیانی بود و کاری نکرد و... این دو چطور با هم جمع میشن؟ لطفا از قرآن و روایات استفاده کنید چون من علم فقه را نمیتوانم احادیث را تفسیر کنم به مشکل برخوردم اینکه نمیفهمم چطور روایاتی داریم که میگوید شیعیان بلاهای بسیاری سرشان می آید و از طرفی هر قیام شیعیان شکست میخورد و ... و چطور با این حال باید قیام کرد و حزب مستضعفین جهاتی تشکیل داد، تمدن ساخت و.... خیلی ممنون
باسمه تعالی: سلام علیکم: در این مورد علاوه بر مطالعۀ کتاب «ولایت فقیه» حضرت امام، عرایضی در کتاب «مبانی نظری نبوت و امامت» تحت عنوان «حکومت ولایی» شده است، کتاب روی سایت هست میتوانید به آن کتاب رجوع کنید. موفق باشید
سلام علیکم: چرا در سوال 39173 همان تشکیکی که در سوالات قبلی جاری میکردید را جریان نمیدهید؟ منظور اینست که حدیث زیر را همچون احادیث دیگر تشکیک کنید (اگر چه در خود حدیث لفظ شیعیان آمده): عَلِيِّ بْنِ فَضَّالٍ عَنْ أَبِي اَلْحَسَنِ عَلِيِّ بْنِ مُوسَى اَلرِّضَا عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ : أَنَّهُ قَالَ لَهُ رَجُلٌ مِنْ أَهْلِ خُرَاسَانَ يَا اِبْنَ رَسُولِ اَللَّهِ رَأَيْتُ رَسُولَ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ فِي اَلْمَنَامِ كَأَنَّهُ يَقُولُ لِي «كَيْفَ أَنْتُمْ إِذَا دُفِنَ فِي أَرْضِكُمْ بَضْعَتِي وَ اُسْتُحْفِظْتُمْ وَدِيعَتِي وَ غُيِّبَ فِي ثَرَاكُمْ نَجْمِي» فَقَالَ لَهُ اَلرِّضَا عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ «أَنَا اَلْمَدْفُونُ فِي أَرْضِكُمْ وَ أَنَا بَضْعَةٌ مِنْ نَبِيِّكُمْ وَ أَنَا اَلْوَدِيعَةُ وَ اَلنَّجْمُ أَلاَ فَمَنْ زَارَنِي وَ هُوَ يَعْرِفُ مَا أَوْجَبَ اَللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ مِنْ حَقِّي وَ طَاعَتِي فَأَنَا وَ آبَائِي شُفَعَاؤُهُ يَوْمَ اَلْقِيَامَةِ وَ مَنْ كُنَّا شُفَعَاءَهُ نَجَا وَ لَوْ كَانَ عَلَيْهِ مِثْلُ وِزْرِ اَلثَّقَلَيْنِ اَلْجِنِّ وَ اَلْإِنْسِ وَ لَقَدْ حَدَّثَنِي أَبِي عَنْ جَدِّي عَنْ أَبِيهِ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ أَنَّ رَسُولَ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ قَالَ «مَنْ رَآنِي فِي مَنَامِهِ فَقَدْ رَآنِي لِأَنَّ اَلشَّيْطَانَ لاَ يَتَمَثَّلُ فِي صُورَتِي وَ لاَ فِي صُورَةِ أَحَدٍ مِنْ أَوْصِيَائِي وَ لاَ فِي صُورَةِ وَاحِدَةٍ مِنْ شِيعَتِهِمْ وَ إِنَّ اَلرُّؤْيَا اَلصَّادِقَةَ جُزْءٌ مِنْ سَبْعِينَ جُزْءاً مِنَ اَلنُّبُوَّةِ»..... مردی خراسانی به امام رضا علیه السلام عرضه داشت: من دیشب رسول خدا را خواب دیدم گویا به من فرمود: چگونه خواهید بود زمانیکه پاره ای از من در سرزمین شما دفن شود و شما نگهبان امانت من قرار داده شوید و ستاره من در سرزمین شما مدفون گردد؟ امام رضا علیه السلام فرمودند: من همان مدفون در سرزمین شما هستم و من همان پاره تن رسول خدا می باشم و من همان امانت و ستاره هستم … و پدرم از جدم از پدرش (امام باقر علیه السلام) از رسول خدا نقل فرمود که ایشان فرمودند: هر کس مرا در خواب ببیند (یا: زیارت کند) واقعاً مرا دیده (یا: زیارت کرده) زیرا شیطان نه به صورت من متمثل می شود و نه به صورت یکی از اوصیائم و نه به صورت یکی از شیعیان ایشان و رؤیای صادقه جزئی از اجزاء هفتادگانه نبوت است. من لا يحضره الفقيه، ج:۲، ص:۵۸۴ (شیعه و سنی نقل کرده اند که پیامبر فرمود هرکس مرا در خواب ببیند واقعا مرا دیده چون شیطان به شکل من متمثل نمیشود و این حدیث مورد پذیرش بزرگان فریقین است) اگر سید بن طاووس شیعه نیست من هستم؟ آن هم خوابی که فقیه و عالم و عارفی همچون آیت الله بهجت به آن اشاره میکنند. چطور میتوان به این خواب بی اعتنا بود اما حیرت آیت الله جوادی را دلیلی بر انتساب فلان متن به معصوم دانست؟ آیا این اتخاذ نظری که داشتید بدین خاطر نیست که مرحوم آیت الله بهجت وحدت وجودِ مورد قبول شما را باطل میداند؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: همچنانکه عرض شد این مربوط به خود جنابعالی است که چه نسبتی با آن نوع متون برقرار کنید. اتفاقاً حدیثی که فرمودهاید کاملاً مورد قبول علمای شیعه نیز هست. ولی با توجهدادن به این نکته که به گفتۀ آیت الله جوادی اگر شیطان به صورت اولیای الهی نمیتواند در خواب ظاهر شود که سخن درستی است؛ مربوط به کسانی است که از قبل، صورتِ پیامبر و اولیای الهی را دیده باشند. وگرنه همانطور که در عالم بیداری عدهای همچون مسیلمه کذاب تحت تأثیر شیطان ادعای پیامبری میکنند در خواب نیز شیطان میتواند به صورتی در آید و خود را به عنوان پیامبر جا بزند. به نظرم نکتۀ قابل دقتی است که آیت الله جوادی مدّ نظر مستمعین خود آوردهاند. با اینهمه موضوعی نیست که جنابعالی اینهمه اصرار دارید. هر طور خواستید برداشت کنید. موفق باشید
سلام و نور و رحمت خدمت استاد گرامی: در آن سحرگاهی که به لطف خداوند دیدار شما توفیق گردید و به نور کلام شما، این مرده دل سرگشته، جانی دوباره یافت را از محضر حضرت الله سپاسگزارم مدتی بود که به دلیل جدایی از استاد قبلی ام و سرگشتگی های بسیار از مسائلی که در آن مجموعه رخ میداد و به هیچ طریقی نمیتوانستم بپذیرم سرگردان بودم که الحمدلله گشایشی رخ داد. اکنون احساس میکنم که روح و جانم خسته است، دیگر مثل قبل شوق و ذوق عبادت ام نیست. گاهی نا امیدی گاهی خستگی و شاید تنبلی چنگ در جانم فرو کرده و از این وضعیت آشوب ام استاد در این برهه ی حساس از تاریخ که گمان میکنم چیزی نمانده تا تاریخ به افق حقیقت اصلی خود رهنمون شود، من اینگونه سرگردان و دست بسته. استاد چه کنم؟ چگونه دوباره در خود شور و شوقی و آتشی روشن سازم؟ وظیفه ام نسبت به امام را چگونه پیدا کنم؟ آنچه حتی اندک دانسته ام را چگونه به عمل آوردم؟ از پس خود چگونه بر آیم؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: بحث در این زمانه، بحث در سلوک ذیل شخصیت إشراقی حضرت روح الله «رضواناللهتعالیعلیه» است و در این راه عبادات ما در بستر اسلام با انگیزۀ هرچه بیشتر گشودهشدنِ نور توحیدی که با شخصیت حضرت روح الله طلوع کرده که البته جایگاه اصلی این نوع عبادات را در حضرت زهرا «سلاماللهعلیها» داریم. و در این رابطه در بحث «زهرای مرضیه«سلاماللهعلیها» نظر به نهاییترین نحوۀ حضور زن»https://eitaa.com/matalebevijeh/18316 عرایضی شد. موفق باشید
سلام علیکم و وقتتون بخیر: برای شروع بندگی به کسی که عزم بندگی ندارد ولی میخواهد خود را تغییر بدهد تا عزم بندگی پیدا کند، چه توصیه ای دارید؟ از توبه نمیتواند شروع کند چون شور بندگی عامل توبه و تضرع و زاری است و این فرد هنوز به آن شور نرسیده. چه شروعی در عمل پیشنهاد می دهید تا کم کم آن حالت بندگی و مراقبت در فرد ایجاد شود؟ و انگیزه ی جهاد علمی و عملی پیدا کند؟ ۲. برای تقویت اراده به خصوص در بندگی کردن، چه راهکاری دارید؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: در این مورد پیشنهاد میشود کتاب «جوان و انتخاب بزرگ» و کتاب «ده نکته در معرفت نفس» که هر دو روی سایت هست، مطالعه شود. در ضمن از شرح جناب آقای وحدتی نیز میتوانید استفاده کنید. https://eitaa.com/tafakorism موفق باشید
سلام استاد خداقوت: دو سوال داشتم خدمتتون: ۱. نظر شما در مورد شنیدن صوتهای مستند شنود چیست؟ ۲. اگر در آپارتمانی زندگی میکنیم که همسایه سگ در خانه دارد و سگ در قسمتهای مشاع خانه تردد دارد وظیفه ما چیست؟ شنیده ایم در روایات هست بودن سگ در خانه ملائک رو از خانه دور میکنه و توصیه به دوری حتی از مجسمه و نقاشی سگ در خانه شده. فعلا در حد تذکر به همسایه انجام وظیفه شده و پاسخ شون این بود دخترمون روحیه خوبی نداره و با این سگ حالش بهتر شده. با این اوصاف برای اعمال درخواست های جدی تر مثل شکایت تردید داشتم. در راستای همدلی ها و دامن نزدن به دو قطبی های جامعه بین وظیفه شرعی و وظیفه اخلاقی ام نسبت به همسایه دچار ابهام شدم. ممنون میشم راهنمایی بفرمایید. عاقبت تون به خیر
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. در مورد قسمت اول سؤال؛ پیشنهاد میشود به سؤال و جواب شماره ۳۸۵۲۲ رجوع شود. ۲. آنچه در مورد سگ، نهی شده حضور آن در داخل زندگی است و به همین جهت حضور سگ گله که در آغل گوسفندان کنار گوسفندان در حاشیه خانه میباشد، نهی نشده. شاید بتوان گفت موردی که میفرمایید از این نوع باشد و عملاً مشکلی برای ما ندارد. موفق باشید
سلام استاد: دلیل یادگیری تجوید و نیت صحیح ما در تمرین روخوانی قرآن چیست؟ چرا به تلاوت کامل قران تاکید میشود؟ چطور با نزدیکانی که بهره آنها در کسرماست ارتباط داشته باشیم رفت و آمد کنیم از غذاها و تعارفیها و هدایاشان استفاده کنیم و متقابلا جبران کنیم؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. نظم آیات نظمی است آسمانی و به همین جهت وقتی لفظ آیات، درست ادا شود، روح انسان نسبتی با مبادی آیات برقرار میکند بخصوص وقتی به معنای آنها نیز توجه شود. ۲. باید در این امور، حمل بر صحت کرد. موفق باشید
سلام و عرض ادب: استاد برای دریافت هر چه بیشتر برکات ماه مبارک رمضان و مخصوصا شب قدر از الان به فکر افتادم که طوری برنامه ریزی کنم که در سه چله ی متوالی باشم و اتمام چله ی سوم آخرین مصادف با آخرین شب قدر باشد ممنون میشم از شما راهنمایی بفرمایید که برای هر چه استفاده بهتر و بیشتر باید چکار کنم؟ آیا چله ی خاصی در میان اهل معرفت توصیه شده و اگر توصیه شده است دستور آن چگونه است؟ ممنون از شما
باسمه تعالی: سلام علیکم: به طور خاص همان روزهداری است همراه با مشغولشدن به قرآن و روایات و ذکر. و در این رابطه خوب است به سیره مولایمان حضرت امام المتقین «علیهالسلام» نیز فکر بفرمایید که سه ماه رجب و شعبان و رمضان را در روزهداری به هم وصل میکردند. موفق باشید
بسمه تعالی؛ سلام علیکم: به لطف الهی فرمایشات شما در قلب بنده اثر کرد و شرایط نیز فراهم شد برای اینکه جدی و محکم دروس رسمی حوزه را دنبال کنم. ۱. حاج آقا چکار کنم تا همیشه متوجه افق و معنای حوزه و طلبگی در معنای عمیق و حقیقی آن باشم و باز هم دچار وسوسه های شیطانی نشوم؟ با توجه به اینکه در این زمینه کتاب و مطلب نیز محدود است، هرچند اگر هم باشد چیزهایی بیان شده که اگر بیان نمی شد بهتر بود، انسان را محدود و پژمرده میکند. ۲. در همین حال و هوا لازم دیدم که در فضای علمی حوزوی چقدر مطلوب و نیاز است که حتما برای تعمق در دروس و برای ملّا شدن، فارغ از کلاس درس و استاد، انسان با یک استادی همراه شود برای پایش علمی، _ در همین احوال یک نقل قولی از شهید نصر الله دیدم که خدمتتان مرقوم میدارم؛ ◾️توصیه و هشدار بنده به این حوزه (بعلبک) و حوزههای علمیه این است که ویژگی اصلی و روح ویژهشان را از دست ندهند. ما وقتی خانه و خانوادهمان را رها کردیم و با سید عباس به بعلبک آمدیم به این علت نبود که او را اعلم علمای لبنان میدانستیم. خیلیها از او عالمتر بودند. اما رابطهی ما چهار پنج نفر با او از نجف تا لبنان دقیقا رابطه پدر فرزندی بود. او پیگیر بیماری، پول، مطالعات درسی و بعدها ازدواج ما بود. او وضعیت درسی ما را زیر نظر داشت و ما در این زمینه از او میترسیدیم و اگر درس نمیخواندیم میفهمید. راز حوزههای علمیه سنتی ما این رابطه عاطفی، معنوی و درونی است. وضعیت ما مثل امروز نبود که حجت الاسلام که امروز تبدیل به حجت الاسلام دکتر شدهاند بیاید و درس بدهد و برود و حتی گاهی نام اشخاص حاضر در کلاس را نیز حفظ نباشد. غرض اینکه این استاد شاگردی خود معنا و عالمی دارد که نیاز است. اما به دلایل مختلف استادی پذیرای این مهم نیست؛ بزرگترین دلیلش اینست که احساس دو گانگی میان خط طلبگی خود و این امر بنده نمیبینند در حالی که اصلا در عالمی وارد نشده اند که نیاز بنده را عین هویت خود_ مخصوصا ذیل انقلاب اسلامی_ بدانند و از خودم برای این کار اشتیاق بیشتری داشته باشند. به نظرتان چکار باید کرد؟ چطور باید غور در مطالب درسی داشت؟ ۳. چگونه از روح طلبگی غافل نباشیم حال که وارد در آن معنا نشدیم، اما حداقل غافل نباشیم و در انتظارش باشیم تا که این احساس نیاز زنده بماند و بدنبال لقایش باشیم؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. شما در کار طلبگی متوجه رسالتی باشید که به نور اسلام در مقابل شما گشوده شده است و در همه احوالات، خود را برای چنین حضوری آماده و آمادهتر کنید. ۲. همینکه شخصیت رهبر معظم انقلاب را از بدو تا ختم مدّ نظر آورید، ان شاءالله نتیجه حاصل میشود. ۳. با نظر به احساس رسالتی که عرض شد همچنان آن حضور مدّ نظر خواهد بود. موفق باشید
سلام استاد: قبلا از حضورتان سوال شد اصول دین یعنی چه، اصول اصول دین یعنی چه، اصول اصول اصول دین یعنی چه؟ پاسخ سرراستی ندادین بیشتر بر این مبنا که تعبیر شاعرانه است یعنی اصل دین است وقتی این عبارت معنا نداره، یا شما معنای آن را نمی دانید چرا همیشه افراد رو به آن ارجاع می دهید؟ البته خودم مثنوی رو دوست دارم اما اصل دین ارتباط با خداست آن هم با اتصال به امام اصل دین این است، معارف هیچ گاه اصل اصل اصل دین نیستند البته شاید اصل معارف دین در برخی موارد باشند.
باسمه تعالی: سلام علیکم: به توحید و شدت توحید فکر کنید. موفق باشید
سلام و عرض ادب: این روزها ذهن این بنده ی حقیر بین دو موضوع درگیر شده، یکی توحید افعالی خداوند متعال و ربوبیت الهی و اینکه خداوند هر کسی را که بخواهد حکومت و حاکمیت میبخشد و... و دیگری انتخابات و رای مردم و انتخاب رئیس جمهور و رقم زدن آینده ی مدیریت کشور در حالی که اگر جبهه ی انقلاب نتوانند اقدام انقلابی انجام دهند، احتمال شکست خوردن برای این جبهه و روی کار آمدن جبههی اصلاح طلب بسیار زیاد است. در هر صورت آیا باید بتوانیم بعد از شکست، خود را راضی به قضای الهی بدانیم و یا خود را بابت کم کاری های خودمان سرزنش کنیم همچنان که در جنگ احد گروهی از سپاه اسلام بابت ترک فعل سرزنش گردید. اتحادی که در جبههی مقابل نظام مشاهده میشود باعث تاسف است در حالی که چشم تمام دنیا و خصوصا نیروهای مقاومت در کل منطقه به ایران دوخته شده و از ایران و ایرانی انتظار اقدام انقلابی و استکبار ستیزی دارند. لطفا در این خصوص (جمع بین ربوبیت الهی، توحید افعالی، سرنوشت ملت در دست انتخابات مردم) راهنمایی بفرمایید.
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! هر آنچه در عالَم واقع میشود تکویناً از اراده الهی خارج نیست. ولی این بدین معنا نمیباشد که خداوند اختیار را از انسانها سلب کند. در حالیکه خود او بنا دارد تا انسانها با اختیار خود جایگاه و شخصیت خود را معلوم کنند ولی همهچیز در راستای حضور هرچه بیشتر اراده الهی جلو میرود و اینجا است که حتی سقیفه، مانع حضور نهاییترین انسان یعنی حضرت مهدی «عجلاللهتعالیفرجه» نشد. در مورد مسائل اخیر عرایضی تحت عنوان «کدام رئیس جمهور، کدام آینده» https://eitaa.com/matalebevijeh/17011 شده است. خوب است به آنجا رجوع شود. موفق باشید
با سلام و احترام: در غائله اخیر شیخ کاظم صدیقی و ضربهای که سهلانگاری و غفلت ایشان به سرمایه اجتماعی نظام و اعتماد مومنین زد، آنچه بیش از پیش نمک بر زخم مردم متدین و انقلابی پاشید، ابقای دوباره ایشان بر امامت جمعه تهران بود. این اتفاق عجیب و این سادهانگاری و هیچ انگاری افکار عمومی برای بنده و اطرافیانم به هیچ وجه قابل توجیه و پذیرش نیست. به نظر شما این حرکت چه معنی و چه انگیزهای دارد؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر میآید در این رابطه خوب است به توصیه مقام معظم رهبری که در روز عید فطر فرمودند؛ فکر کنیم آنجایی که تأکید میفرمایند: «من بر «وحدت کلمه» تأکید میکنم. مردم عزیز، جوانان عزیز، فعّالان سیاسی، فعّالان اجتماعی، فعّالان رسانهای! بدانید توفیق در توحید کلمه است، توفیق در وحدت کلمهی ملّت ایران است. اختلاف نظر دارید، داشته باشید؛ اختلاف نظر سیاسی و غیر سیاسی اشکالی ندارد، امّا درگیری و یقهگیری و وحدت را شکستن و دودستگیها و دوگروهیهای جعلی درست کردن، به زیان کشور است، به زیان دین شما است، به زیان دنیای شما است، به زیان قوّت شما است.» در ضمن آقای مهدیان در کانال خود در این مورد نکتهای فرمودهاند که خوب است در آن مورد نیز فکر شود. https://eitaa.com/mahdian_mohsen/1032 موفق باشید
سلام وقت بخیر طاعات و عبادات قبول: آیا جمهوری اسلامی واژه متناقض نیست؟ چطور ما دنباله رو غدیر هستیم و در نظام اسلامی خود مانند سقیفه عمل میکنیم؟ رای گیری وقتی مردم چشم خود را روی واقعیت ها ببندند و ضربه به نظام اسلامی بزنند چه سودی دارد؟ آیا یک حکومت اسلامی که در جمیع شرایط و کوچکترین بخش ها توسط حاکم با توجه به تخصص ها انجام پذیرد راه را برای وصل به حکومت حقه امام زمان هموارتر نمی کند. تشکر از استاد عزیز
باسمه تعالی: سلام علیکم: در حاکمیت جامعه باید مردم شرکت داشته باشند. زیرا امیرالمؤمنین «علیهالسلام» به مردم میفرمایند: ای مردم! حکومت از آنِ شما است به هرکس که میخواهید بدهید. لذا یک روز بیعت با حاکم، نظر عمومی لحاظ میشده و امروز با انتخابات. در هر صورت باید نظر مردم در صحنه باشد. حضرت امام (ره) دردیدارسال ۵۸ با اعضای مجلس خبرگان میفرمایند: «من سفارش میکنم به آنهایی که خدایی نخواسته یک آرایی دارند برخلاف مسیر ملت، من سفارش میکنم به آنها طرحشان را وآرایشان را برای وقت دیگری بگذارند و وقتهای دیگر این کار را بکنند. حالا وقت آن نیست که آرایی که خلافِ مسیر ملت است اظهار بکنند». بعد میفرمایند: «اکثریت هرچه گفتند آرای ایشان معتبر است ولو به خلاف و به ضرر خودشان باشد». چرا امام این را میگویند؟ امام که یک مرد سنتی است! اینجا میخواهد بگوید به خلاف! یعنی بگذارید که مردم انتخاب کنند. جای دیگر میفرمایند: «این بلوغی که این مردم دارند در حدی است که انتخاب سالم باشد» موفق باشید
سلام علیکم: پیشاپیش نیمه شعبان و میلاد امام عصر ارواحنا فداه را تبریک عرض می کنم. با توجه به اینکه می فرمودید نظر به توحید و انوار الهی باید حالت حضوری و قلبی داشته باشد و نه حصولی و ذهنی و متافیزیک، لذا فرمودید برای تحقق حالت حضوری و انس قلبی، باید به مصادیق و مظاهر توحید در خارج از ذهن مراجعه کرد «وَ لِلهِ الْأَسْماءُ الْحُسْنى فَادْعُوهُ بِها». در همین راستا برای نظر به نور امام زمان علیه السلام هم فرمودید باید به آینه و مظهریت امام زمان یعنی نائب ایشان رجوع کرد. پرسشم این هست که با توجه به این قاعده آیا وقتی مثلاً زیارت آل یاسین می خوانیم باید همواره آینه مدنظرمان باشد؟ آیا کسانی که به نائب ایشان نظر ندارند ولی به آن امام زمانی که می دانند در عالم هست رجوع می کنند بهره ای از نور حضرت دریافت می کنند؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! آنچه ارتباط را نسبت به اسمای الهی ارتباط قلبی و حضوری میکند، با نظر به مظاهر اسماء حسنای الهی پیش میآید که قبلاً عرایضی در این مورد شده. ولی همان افرادی که با تفکر خود باور به حضور حضرت دارند مسلّماً بیبهره نیستند. اخیراً در این رابطه عرایضی تحت عنوان: «نظر به حضرت مهدی «عجلاللهتعالیفرجه»و درک حضور نهایی امروزین خود» https://eitaa.com/matalebevijeh/16112 شده است. خوب است به آن مطلب رجوع فرمایید. موفق باشید
سلام و عرض ادب: هیچ سؤال معرفتی نیست استاد فقط دلتنگم، غرق شدم، بین یک دو راهی گیر کرده بودم که آیا خداست که با دست رحمتش مرا از گناه نجات داد یا خودم با مبارزه با نفس چرا که «لیس للانسان الا ما سعی»؟ و پس از این باید با مبارزه با نفس رذایل اخلاقی را دور کنم یا با التماس از درگاهش؟ در یک آن تمام گناهانی که پنج سالی بود ترک شده بود چون سیلی ویرانگر مرا از بنیاد برکند و برد. نماز شب که ترک شد هیچ، نماز در وقت فضیلت شد آخر وقت، نماز صبح ها گاهی قضا می شود. آرایش می کنم، مو بیرون می اندازم، توی چشم نامحرم نگاه می کنم، لباس هایم کوتاه تر شده، خدا لعنتم کند. سریال بی محتوا می بینم، منم منم می کنم. احوالاتی که قبلاً داشتم گذشت و من شاد بودم که این وعده ی استاد است و قرار است در جهانی وسیع تر حاضر شوم، از ماه رمضان نه ماه گذشت و من روز به روز بیشتر غرق منجلاب این دنیای لعنتی می شوم، آرزوهای بلند می کنم استاد، آنقدر که در خوابم دیگر به جای مبارزه با روباهی که ادای سگ در می آورد، عقابی در حال پرواز می بینم. مادر خوانده ی همسرم که با مشورتی که از شما گرفتم کارهایش را انجام می دادم، کمی مانده به ماه رمضان خسته شدم و به بهزیستی سپردیمش و دو هفته بعد فوت شد، چراغ نور و ایمان من هم خاموش شد. حالم که بد میشد دو صفحه از هر کدام از کتاب هایتان را می خواندم پر از شعف می شدم، دیگر توفیق دیدن جلد کتاب هایتان را ندارم، توفیق شنیدن صدایتان. ببخشید از این همه روده درازی، باز هم گوشی محرم تر از گوش استاد نیافتم، دلتنگم استاد، دلتنگ خودم، خدا بکشد این نام خود را و راحتم کند از دستش!
باسمه تعالی: سلام علیکم: تأمّل در نیستانگاری به همان معنایی که جهان خود را آنچنان باید وسیع کرد که جایگاه این نوع گرایشها فهمیده شود؛ کار خوبی است و اینکه چگونه با سیطره نیستانگاری، انسان از جهانِ گسترده محمد و آل محمد «علیهمالسلام» محروم میشود. خوب است سری به مباحثی که در رابطه با نیستانگاری شده است، بزنید. https://lobolmizan.ir/search?search=%D9%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA%20%D8%A7%D9%86%DA%AF%D8%A7%D8%B1%DB%8C&tab=sounds موفق باشید
بسمالله الرحمن الرحیم: استاد شناخت خدا با خدا چگونه است؟ چگونه میشود از وحدت به کثرت رسید؟ استاد عمر کوتاه است و مسیر طولانی و نفس ضعیف چه کنم؟ یا علی
باسمه تعالی: سلام علیکم: صدیقین یعنی آنانی که خدا را به نور خود خدا می یابند حال یا از طریق قلب که با سلوک خاص خود پیش می آید، یا از طریق عقل که همان «برهان صدیقین» است که متن برهان و شرح صوتی آن روی سایت هست. موفق باشید
با سلام استاد عزیزک در عالم و جهانی که زندگی می کنیم و مظاهر اسما الهی، اگر در حضور باشیم، همه چیز ماییم و ما همه چیزیم، در عین بی شکلی. در حضور فقط احساس داشتن و عشق می کنیم، این جنس ملکوت و آسمان است. حال در عالم ماده و طبق حرکت جوهری و اینکه عالم ماده چیز خاصی نیست، آیا می توانیم بگوییم که حالات روحی انسان از غضب وترس و...همان نیستی و حاصل نزدیک شدن ملکوت انسان به نیستی است؟ اگر اینطور است، استاد خیلی دوست داشتم نماز و روزه و اعمال و زندگی صبح تا شبم کمک کند تا بتوانم بیشتر باشم هرچند الحمدلله در بعضی زمینه ها پیشرفت خوبی داشتم، اما با بروز مشکلی در زندگی اخیرا مشکلی را در درون خودم یافتم که به یکباره فهمیدم نیستم. استاد عزیز در سر نمازتون التماس دعا داشتم. ممنون میشم دعا کنید.
باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده دعا میکنم. آری! باید به حضوری نظر داشت که در عین نظر به حضور بیکرانه حضرت حق، خود را عین ربط و فقر إلی الله بدانیم. هزینهکردن زندگی در مقابل ظلم، برآمده از روحهای بزرگی است که در مکتب انبیاء الهی پرورش یافتهاند. آنان را نیروهای نورانی و معنوی از هرگونه محافظهکاری باز میدارد. از خود گذشتگیها زیر سایه باوری متعالی، یک فرصت است که خداوند برای یک ملت پیش میآورد. مانند یک رود که با خروش خود کرانههای خود را در مینوردد و مانند پروانه که ادامه خود را در دل شعله شمع جستجو میکند تا شعله شمع برافروختهتر گردد. موفق باشید
