بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
36388

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

من آدم مذهبی هستم ولی جدیدا از ته قلبم ایمان ندارم نمیدونم چرا حس می‌کنم خلا بزرگی درونم هست که هیچ جوره پر نمیشه. نماز اول وقت میخونم با حضور قلب هم میخونم حتی وقتی فهمیدم سوره انسان واسه افسردگی خوبه میخونم ولی تاثیرش بسیار موقتی هستش. هر کاری می‌کنم آروم نمیشم. ذکر هم زیاد میگم روانشناسی هم زیاد رفتم ولی خوب نمیشم. خلاصه سوالم در مورد اینه که از کجا مطمئن شم همه اینا واقعیت داره وقتی ته دلم خالیه و اینکه هر کاری می‌کنم فکر خودکشی از ذهنم بیرون نمیره هیچ جوره چیزی نیست که بعد از خودکشی نجاتم بده یا اصلا از کجا مطمئن شم اون دنیا اینجوریه که اسلام میگه؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به ظرفیتی فکر کنید که به جهت آن ظرفیت و جواب‌ندادن به آن، چنین احساسی برای انسان پیش می‌آید و از این جهت به رفقایی امثال جنابعالی پیشنهاد مباحث «معرفت نفس» می‌شود تا متوجه حقیقت خود و وسعت بیکرانه خودشان  که حضوری است تا ابد و ابدیت؛ بشوند و در این راستا است که انسان احساس رضایت نسبت به بودن خود می‌کند. پیشنهاد می‌شود در این رابطه از کتاب «جوان و انتخاب بزرگ» و سپس کتاب «خویشتن پنهان» استفاده نمایید تا به کتاب «ده نکته در معرفت نفس» همراه با شرح صوتی آن برسید. همه این کتاب‌ها و شرح صوتی کتاب اخیر روی سایت هست. موفق باشید

36180

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

۱. ای برادر تو همان اندیشه ای / مابقی خود استخوان و ریشه ای. سلام استاد: در مورد کتاب آشتی با خدا باید چطور معارف رو در قلبمون اضاف کنیم که با آن معارف زندگی کنیم؟ ۲. این معارف شامل چه چیزی می‌شود؟ ممنونم از راهنماییتون

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: چنانچه انسان در وادی معرفت نفس وارد شود، خود به خود آن معارف را در خود می‌یابد. موفق باشید

36177

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد: چرا من اینقد تنبلم!؟ بدنم برا روحم سنگینه. ۳۸ سالمه همش خواب. استاد میشه خواهش کنم التماس کنم برام استغفار بخونین. میگن دعای کسی برا دیگری میگیره.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: هر اندازه معرفت خود به حقایق را عمیق‌تر کنیم، برکات عبادات ما بیشتر می‌شود و شوق زندگی در امورات معنوی و زیبا در ما رشد می‌کند. در این رابطه خوب است خود را به مباحث «ده نکته در معرفت نفس» و سپس «برهان صدیقین» و بعد از آن به شرح کتاب «آداب الصلواۀ» از حضرت امام خمینی بپردازید. موفق باشید

36099

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام: در متن زیر منظور شما از روح مطلق چیست؟ «خیال فعّال یا خلاّق به عنوان قوه‌ای میانجی، شرط محبت کامل یعنی محبت عرفانی است. در این مرتبه، ساحت روحانی یا روح مطلق، خویش را در صورت جسمانی متجلی می‌سازد. این صورت می‌تواند یک شخص محسوس باشد که قوه‌ی خیال آن را تبدیل به یک مظهر می‌کند یا صورت مثالی باشد که قابل ادراک است.» با تشکر!

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در این نوع متون باید متوجه باشیم که صورت جسمانی به معنای صورت مادی نیست، بلکه به معنای صورتی است که در خیال ظاهر می‌شود و این یکی از توانایی‌های خیال است. جسمانی بودن غیر از مادةی بودن است، مانند همان معاد جسمانی که منظور، جسم مادی نیست. موفق باشید

35813

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام خدمت شما: ببخشید اگر کسی احساس کند که برای زندگیش سحر یا طلسم نوشتند، باید چیکار کنه؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در این مورد خوب است سری به کتاب «جایگاه جن و شیطان و جادوگر» که روی سایت هست، بزنید. موفق باشید

35523

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

به نام خدا سلام استاد: مدتیه به جایی رسیدم که نه توان مردن دارم نه توان زندگی، اگر بخوام از دنیا برم جدای از اینکه نمی تونم خودم زمان رفتنم را مشخص کنم، چیزی برای آخرتم ندارم، آن هم آخرتی که دیگه بازگشت نداره، ابدیتی که هیچی براش ندارم، از طرفی تو این دنیا هم توان زندگی ازم گرفته شده، می دونم ناامیدی از القائات شیطانه اما حالم بده، توان زندگی ندارم، می‌خوام برا جامعه ام کاری کنم نمی تونم، هرکاری می کنم تو سیستم اداری فرسوده میشم، از بس تلاش کردم به این نتیجه رسیدم سیستم را نمیشه تغییر داد و خودم باید در محدوده خودم درست باشم اما سیستم نمی‌ذاره توان درست بودن برای خودم بمونه، مدام باید جواب بدم و زیرسوال برم، دیگه فرصت کار بزرگ و تحول هم پیدا نمی کنم، اومدم مطالعه کنم تا روحم قوی بشه اما هرچی بیشتر مطالعه می کنم سردرگم تر میشم، می مونم واقعا جبره یا اختیاره، می مونم نقش من تو زندگی چقدره، می مونم حقیقت چیه، از طرفی در روابط خانوادگی و اجتماعی احساس می کنم کسی درکم نمی کنه، همه با هم خوبیم و همدیگه را دوست داریم ولی کسی نیست که بتونم درد دلم و خستگی های روحم را براش بگم و بتونه درک کنه و حداقل با هم تو این مسیر سخت قدم برداریم. واقعا خسته شدم نمی دونم چی کار کنم، نمی فهمم خدا از من چی می‌خواد، نمی فهمم چطور میتونم به چیزی که خدا ازم می‌خواد برسم، نمی دونم اصلا می‌رسم یا نه. در ظاهر می خندم ولی درونم داغونه. ممنون میشم اگر بتوانید راهنمایی بهم بدید.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: روایت معروفی هست از رسول اکرم (صلّی‌الله‌علیه‌وآله) که در یک خطبه معروفی آن بزرگوار فرمودند « فَإِذَا الْتَبَسَتْ عَلَیْکُمُ الْفِتَنُ کَقِطَعِ اللَّیْلِ الْمُظْلِمِ فَعَلَیْکُمْ بِالْقُرْآنِ» یعنی هرگاه فتنه‌ها مانند پاره‌های شب تاریک شما را دچار شبهه کرد به قرآن مراجعه کنید. و در این رابطه خوب است که با تدبّر در قرآن از طریق تفسیر گرانقدرِ «المیزان» راه‌های ناب الهی را در مقابل خود بگشایید. موفق باشید

35415
متن پرسش

با سلام: استفاده از انگشتر یا سنگ های مختلف نگین در حضور نقشی دارند؟ آیا روایتی و یا استدلال بر این موضوع وجود دارد؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! روایت‌هایی در این مورد، بخصوص در مورد سنگ عقیق و فیروزه داریم. آنچه قابل توجه است و بنده نیز در درس «بلورشناسی» متوجه آن شدم، آن بود که ظاهراً روحی خاص در دلِ طبیعت با تدبیر خود آن بلورها را شکل داده و با استفاده آن بلورها به عنوان انگشتر، نوعی همراهی با آن روح‌ها پیدا می‌شود و می‌توان گفت روحی که مدبّر سنگ عقیق است، غیر از روحی است که مدبّر سنگ فیروزه بوده و هر کدام نقش خاص خود را دارند. و حتماً شنیده‌اید که سنگ عقیق اقرار به ولایت مولای‌مان علی «علیه‌السلام» کرده و این، به همان معناست که آن روحِ مدبّر در چنین بصیرت و شعوری بوده است. موفق باشید  

35402

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام و وقت بخیر: سعی می‌کنم واضح‌تر بپرسم منظور بنده این بود که به طور کلی هنگام صحبت کردن با دیگران چطور باید بود؟ آیا گفتن کشفیات عرفانی خود به دیگران ایرادی دارد؟ آیا ممکن است باعث حجاب شود برای آنهایی که مرتبه پایین‌تری دارند؟ و از این جهت برای اینکه بیشتر بدانند و چون باورشان تحت تاثیر قرار می‌گیرد نیاز به اجازه شان است یا می‌توان بدون اجازه‌ و خواستشان حقایقی را به آنها گفت و برایشان مسیولیت ایجاد کرد؟ چون وقتی بفهمند دیگر مسیولند که دنبالش بروند آیا حقی از ایشان ضایع کردیم و باید خودش بخواهد تا بداند؟ و زمانی که کسی از ما سوالی می‌پرسد از حقیقت و دین و... آیا فقط باید جواب سوالش را بدهیم یا ایرادی ندارد بیشتر هم به او بگوییم از حقیقت؟ رفتار درست در این مواقع چگونه است؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. عموماً احوالات عرفانی را باید در نزد خود نگه داشت. آری! می‌توان با مطالعه تفاسیر قرآن، تذکرات قرآن و آیات مربوطه را با افراد در میان گذاشت. ۲. بالاخره ظرفیت سؤال‌کننده را باید در نظر گرفت. موفق باشید

35398

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام و وقت بخیر: استاد گرامی بنده با فردی در مورد اینکه جهان از کجا پدید آمده و وجود خدا بحث می‌کردم و این فرد شبهه‌ای برایش پیش آمده بود که از کجا معلوم این جهان ماتریکس نباشد جهانی کدگذاری شده کامپیوتری که خدایانی برای اهداف خودشان که برای ما قابل فهم نیست ایجاد شده است و تنها راه فهمیدنش این است که آنها بخواهند ما بفهمیم و تا الان نخواستند! و یا خللی در سیستم ایجاد شود و توجیه می‌کنند شاید بلاها اختلالات سیستم باشد و غیره و تنها دلیل ادامه زندگی در نگاه این فرد این است که علممان را افزایش دهیم و به سوالاتمان پاسخ دهیم بنده نتوانستم به او کمکی کنم؟ لطفا بنده را راهنمایی کنید چطور می‌توان ماتریکس بودن دنیا را رد کرد؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر بخواهند جواب سؤال خود را بگیرند و از این نوع توهّمات راحت شوند، خوب است به معارفی مثل «معرفت نفس» و «برهان صدیقین» رجوع شود تا با استحکامِ معرفتی بتوانند این نوع احتمالات را معنا کنند. موفق باشید

35279

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام: با توجه به وحدتی که انسان در نفس مشاهده می کند و از مجردترین ابعاد تا جسم همه یک حقیقت هستند و روح مجرد تماشا نمی کند که مثلا جسم دچار درد یا لذت شده است بلکه خود لذت یا درد را تجربه می کند و می چشد حال اگر این وحدت را رقیقه ای از وحدت وجود بدانیم آنگاه خداوند تمامی احوالی که بر ما رخ می دهد را تجربه خواهد کرد و اوست که لذات و آلام ما را احساس خواهد نمود بنابرین تجربه بهشت و جهنم را او درک می کند و چگونه خود را با آن عذاب های شدید و غلیظ معذب خواهد کرد؟ مگر نفس خداوند سراسر ابتهاج نیست این عذاب ها در کجای نفس او قرار می گیرد؟ البته عذاب کشیدن خداوند شاید باعث شود از گناه دست بکشیم درین دنیا که با معصیت موجب رنجش او می شویم دران دنیا نیز خداوند باید عذاب کارهای ما را متحمل شود. البته سوال دیگری اینجا مطرح می شود چون گناه بعضا لذت بخش است چگونه خداوند هم از گناه لذت می برد هم با آن مخالف است و موجب رنجشش می شود؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: جسم، به اعتبار ناقص‌بودن و نداشتن کمالِ کامل دچار درد می‌شود و چون خداوند عین کمال است اینگونه احوال برایش معنا ندارد همچنان که در ذات جزیی در رابطه با رفع نقص جزئی می‌باشد. در حالی‌که حضرت حق عین لذت و ابتهاج است. موفق باشید

35235

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

بسمه تعالی. سلام علیکم: خدا قوت استاد یک کتاب یا... جامع در ارتباط با شهوت معرفی می‌کنید.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: هر اندازه انسان نسبت به معارف حقه رشد بیشتری بکند، از شهوات به عنوان غلبه توهّمات، آزاد می‌شود. موفق باشید

35188
متن پرسش

با سلام و عرض ادب و احترام خدمت شما استاد سخن و مرد عارف ضمیر و خوش اخلاق: از وقتی که شما فرمودین رهبری نایب امام زمان هستند و از طرفی فرمایشات اینچنینی هم دارند به والله قسم از امام زمان هم نومید شدم و شک کردم با ۵۵ سال سن ایشان کجا و آیت اله سیستانی کجا؟ رهبر در دیدار با نمایندگان ششم: معیشت نباشد دین، اخلاق، عصمت و عفت نیست رهبر در ملاقات با نمایندگان مجلس یازدهم، سوم خرداد ۱۴۰۲: شاخص‌هایی از نماینده انقلابی را بیان کرد و گفت: «بعد از ۳ سال، در مجموع این مجلس را همچنان انقلابی، جوان و پرتحرک می‌دانم؛ البته این نگاه، کلی و بدون در نظر گرفتن استثنائاتی است که ممکن است در مجلس وجود داشته باشد...عمده قوانین برای مبارزه با فساد، رفع تبعیض، رفع انحصار و بهبود فضای کسب و کار و با «قاطعیت و صراحت» تصویب شده است./ قانون جهش تولید دانش‌بنیان هم از جمله مصوبات راهبردی مجلس است.»‌ در توصیه پایانی با تأکید بر به سرانجام رساندن کارهای بزرگ مجلس در سال آخر همچون برنامه هفتم، پیگیری شعار سال، نهایی کردن لوایح نیمه‌کاره و جبران خلأها و قصورها، خطاب به نمایندگان گفت: «سرافراز وارد مجلس شدید، ان‌شاءالله سرافراز از مجلس خارج شوید.» اما سخنان ایشان در دیدار با نمایندگان مجلس ششم در سال ۷۹: «كدام نقض كرامت انسانى بالاتر از این كه انسانى، رئیس عائله ‌اى، پدر خانواده‏‌اى، در جامعه‌‌اى كه در آن همه ‏چیز هم هست، نتواند اوّلیات زندگى فرزندان خودش را تأمین كند؟! كدام تحقیر از این بالاتر است؟! كدام نقض شخصیّت و شرف و كرامت انسانى از این بالاتر است؟! صبح تا شب كار كند، آخرش به من یا به شما یا به آن مسؤول دیگر نامه بنویسد كه من دو ماه است به خانه‏‌ام گوشت نبرده ‌ام! یك وقت در جامعه گوشت و میوه نیست، من و شما هم نمی‌خوریم؛ یك وقت در جامعه امكانات رفاهى نیست، من و شما هم استفاده نمی‌‏كنیم؛ یك وقت ایام عید كه می‌شود، فرزندان من و شما هم لباس نو بر تن نمی‌‏كنند. در این حالت كسى احساس سرشكستگى نمی‌كند - البلیة اذا عمت طابت - اما وقتى همه چیز هست، وقتى كسانى در جامعه با استفاده از فرصتهاى نامشروع توانسته‌اند براى خودشان آلاف و الوف و زندگی‌هاى تجمّلى فراهم كنند، وقتى طبقاتى در جامعه هستند كه برایشان پول خرج كردن هیچ اهمیتى ندارد، جمع كثیرى از مردم كه در بین آنها رزمندگان و عناصر نظامى و كارمندان دولت و معلمان و روستاییان و مردم مناطق محروم و دور و مناطق جنوب هستند، نتوانند نان و پنیر بچه ‏هایشان را فراهم كنند، كدام شكستن شخصیّت و شرف انسانى از این بالاتر است؟! شما می‌خواهید جواب چه كسى را بدهید؟ شما می ‏خواهید دل چه كسى را خوش كنید؟ شما می‌خواهید چه كسى از شما راضى باشد؟ بله، مسأله معیشت قطعاً در اولویّت اوّل است. معیشت كه نبود، دین هم نیست؛ اخلاق هم نیست؛ حفظ عصمت و عفت هم نیست؛ امید هم نیست. كسى را كه به موقعیتى دست پیدا كرده، به خاطر این كه براى رفع نابسامانى و فقر، تلاش و مجاهدت كند و شب و روزِ خودش را صرف نماید، ملامت نخواهند كرد. اولویّتها را پیدا كنید. مسائل اساسى جامعه اینهاست.» چه تفاوتی در وضعیت اقتصادی مردم ایجاد شده است که در سال ۷۹ معیشت در الویت قرار دارد اما در سال ۱۴۰۲ چنین اولویتی با آن لحن، برای مجلس نشینان تذکر داده نمی‌شود؟ تورم ۷۰٪ کمتر شده، رکود نیست؟ کیلو کیلو و شقه شقه گوشت می‌خریم؟ کرامت انسانی الحمدلله رعایت و تامین شده؟ معیشت تامین شده و آنانی که نان و پنیر نمی‌توانستند در سال ۷۹ بخورند امروزه کباب برگ و جوجه با سس فرانسوی می‌خورند؟! نمی‌‌دانم! فقط می‌دانم مجلس ۷۹ مجلس اصلاح‌طلبان بود و مجلس امروز اصولگرایان انقلابی و نوعا پایداری‌های شاگردان معنوی و مادی مرحوم آقای مصباح یزدی! تفاوت دیگری اگر هست بفرمایید!

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همچنان‌که در جواب سؤوال شماره 35184 عرض شد بحث در رابطه با راهی است که بتوان از این مشکلات که می‌فرمایید عبور کنیم. و این‌که از نظر بنده آن راه در این زمانه جز حضور تاریخی انقلاب اسلامی در این کشور نیست، آن هم با خصوصیاتی که ذات انقلاب در خود دارد و با تعریفی که به مرور از زندگیِ انسان به میان می‌آورد که چگونه گرفتار مشکلات و موضوعاتی از جمله احساس پوچی و نیست‌انگاری که غرب گرفتار آن شد؛ نشویم. آیا در این مورد نیز فکر کرده‌اید وجهی از وجوه مشکلات ما مربوط به نوع فهمی است که بر اساس نگاه غربی به انسان و به زندگی می‌کنیم؟ موفق باشید  

35187

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام خدمت شما استاد عزیز و بزرگوار: یک روزی دست اندرکاران سایت شما از آقای رییسی حمایت کردن و ما هم فریب دادن. بنده شخصا معترضم به خاطر رویکرد غلط ایشان و اعتراض دومم به شماست که شخص عارفی هستین و با سواد و محبوب، اما توجیه گر رفتار غلط حاکمان مغرور و ستمگر شده اید و بعضا فرمایشاتی دارید که انسان را از همه چیز ناامید می‌کند. اینکه می‌فرمایید نایب امام زمان یا این انقلاب به انقلاب حضرت مهدی عج وصل می شود اینا صحت ندارد و هیچکس دیگر قبول نمی‌کند ۴۳ سال است که وعده بهتر شدن و صبر به مردم می‌دهند ولی دریغ از یک ذره امید به مردم. این چه خدایی هست که روی کره زمین فقط ایران و مردم ایران و نه مسوولین آن را اتنخاب کرده برای امتحان و در فرمایشاتون از امتحان الهی اسم می‌برید اگر امتحان فقر و بدبختی هست چرا برای مسوولین نیست. شما به عنوان انسان صبور و متقی آیا می‌دانید در بغل گوشتان در همین حسین آباد و سه راه سیمین چقدر زنان تن فروشی می‌کنند و روزبروز تعدادشان زیادتر می شود؟ الان ما با بدترین نوع فقر مواجهیم. این فقر یک ویژگی مهم دیگری هم دارد و آن وضعیت تشدیدکنندگی آن است. به عبارت دیگر خانوارها برای زنده ماندن دست به اقداماتی می‌زنند که آنان را فقیرتر می‌کند. تحصیل، آموزش، بهداشت و سایر امور رفع‌کننده فقر را از سبد مصرفی خانوار حذف می‌کنند، در نتیجه در آینده فقر را تشدید می‌کنند. در سطح جامعه نیز نیروهای نخبه و تحصیلکرده و کارآمد اقدام به مهاجرت می‌کنند و بزرگ‌ترین سرمایه کشور که سرمایه انسانی است، خارج می‌شود و این نیز فقر را در سطح کلان تشدید می‌کند و جامعه را وارد چرخه فقر می‌کند. خداوند لعنت کند در این لحظه و خوار کند حاکمان بی لیاقت و ظالم و مغرور به جای اینکه الگوی جهان اسلام باشند یک کشور کمونیست و کافر باید آن ها را با عربستان آشتی دهد یا سلطان هیثم مشکلات آن ها را با دنیای خارج حل کند. استاد عزیز لطفا یک چرخی با لباس مبدل در جامعه بزنین و ببینید زیر پوست جامعه چه خبر هست. هرچند حضرتعالی اشراف کامل دارید با معذرت خواهی

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: با توجه به همین فرمایشات جنابعالی، سعی شد عرایضی در جواب سؤال شماره 35184 به آن کاربر محترم داده شود. امید است بتواند کمکی باشد نسبت به تحلیل درست شرایطی که در آن هستیم. موفق باشید

35130

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام استاد طاهرزاده: در کتاب انسان آنگونکه باید باشد نیچه یک جمله شگفت انگیز وجود دارد «بله گفتن به زندگی، حتی در عجیب ترین و دشوار ترین مسائل آن_ اراده به زندگی و به وجد آمدن از قدرت بی پایان آنست، برای قربانی کردن والاترین انواع خودش!!! من این را پیروی از غریزه نامیدم.... این پل من است» بنظر مبارکتان این را می‌شود با آیات که دستور «انفاق از آنچه رزقتان» شده است تطبق کرد؟ آیا قربانی کردن آنچه از زندگی و توسط اراده حضرت زنده گی به ما دستور است، با کلام نیچه سازگاری ندارد؟ این افق همان اشاره نورانی شما در تفسیر الضحی اخیر (دیروز) مبنی بر نماندن در ایمان دیروز، نیـــست؟ والضحی و الیل اذا سجی هم چنین افقی نمی‌گشاید که واضح است که این شب سجیه و شکل و صورت و عادت و خوگرفتن و اعتیاد را زایده؟ این «سجی_عادت و خو و طبیعتِ موجود در ذات الیل» نیست که ما را در توهم وداع حقیقت می‌کشاند؟ که حقیقت ما را يتيم گذاشته در حالیکه این سجیه موجود در تاریکی ذهن ماست! و آیا این راهکار حضرت حق نیست که می‌فرماید «وَوَجَدَكَ ضَالًّا فَهَدَىٰ» آیا معرفی «ضال» بعنوان سرمایه رویت نیست؟ این چارق و پوستین ایاز من و ما نیست که هر لحظه باید قربانی معرفتی شود؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: چرا که نه! آری همانطور که به خوبی متوجه شده اید دغدغه نیجه در مقابل نوعی کاتولیک نگاهی دین همین است و اگر ظلماتی و یا بگو ضلالتی به سراغ ما آمد به آن معنا است که بخواهیم و نخواهیم، آن نوع بودن ما را به این نوع گرفتاری می‌کشاند تا باز آغازی به میان آید و حضوری که در آن دیروزمان اگر برای رونق بخشیِ به دیروزمان ما را به آرامش می‌کشاند، چرا در امروز به آن دیروز آویزان شده ایم؟ همانطور که نیجه می‌گوید آری! این سخنان نابهنگام است. ولی اگر نسبت به فردای مان درست نیندیشیم، امروزمان را از دست خواهیم داد. بگذار باز «هنوزنگفتنی ها به بهانه ای گفته شود» و اتفاقاً همانطور که خودتان پیش بینی کرده اید امید است به لطف الهی خداوند در سوره انشراح با ما سخنها بگوید. موفق باشید

34628

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام و عرض ادب: استاد سوالی داشتم از حضورتون: ما داریم خانه ی نوسازی رو آماده زندگی می‌کنیم، یه سری خرج ها که ضروریه و باید انجام بشه اما یه سری کارها برای زیبا سازی فضای خونه ست  و ضروری نیستند اما خیلی علاقه مندیم که انجامشون بدیم از نظر مالی هم مشکلی نیست می‌خواستم بدونم اگر بخوایم در حد کناف و رنگ و نه بیشتر خونه رو مطابق سلیقه مون در بیاریم اشکال داره؟ با توجه‌ به اینکه اگر این کار رو نکنیم بیشتر فکرمون درگیر این قضیه میشه و در پیش دیگران احساس حقارت می‌کنیم  چون به شخصه حس  می‌کنم  هنوز رضایت مردم رو در وجودم نکشتم میدونم هم که باید این حس رو از بین ببرم. اما در حال حاضر که این حس در درون من وجود داره بهتره این کار رو انجام بدم یا خیر؟ چون حس می‌کنم با انجام ندادنش بیشتر درگیری ذهنی برام به وجود میاد. ممنون میشم راهنمایی کنید و اگر راهکاری هست بفرمایید.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: زیبایی آری، ولی تجملی که موجب اشرافیت شود خود به خود از یک طرف نوعی تکبّر در ما و نوعی تحقیر در بقیه به‌وجود می‌آورد. موفق باشید

34603

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

بسمه تعالی. بازخوانی هویت دینی و ملی. محضر طربناک استاد دلتنگ آینه وجود شما هستم و از راه دور سلامی به گرمی آفتاب. می‌خواستم نظر شما را در ارتباط با اندیشه جبران خلیل جبران بدانم. من ایشان را انسانی پیامبر گونه یافتم که نفحات آسمانی عمیقا وجود او را از عشق جلا داده و گویی ایشان زبان گذار از ساحت خشک صرفا فقهی دیانت به سوی حیات طربناک زیبایی شناختی به انسانیت است. خواستم نظر شما در رابطه با این اندیشمند را بدانم.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بحمدالله بنده سال‌ها است از نگاه ایشان به عالَم و آدم بهره برده‌ام و حقیقتاً او را روحی بزرگ می‌دانم ماورای زمانه خود. موفق باشید

40710

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد: قبلا خیلی امیدوار بودم به آینده اما الان انگار دیگر راهی نیست و به دست و پایم بند زده اند و با پتک بر سرم کوبیده اند، اصلا نمی‌دانم چه شد ولی چشمم را باز کردم و خودم را در ناکجا و در حسرت زندگی که می‌خواستم و می‌توانستم بسازم دیدم درست در لحظه ایی که رویاهایم داشت محقق می‌شد همه چیز روی سرم آوارشد، فکر می‌کردم دارم به داشته هایم می افزاییم اما ناگهان همه چیز را از دست دادم، چطور حالم خوب باشد هرچند بخواهم نادیده بگیریم یا بپذیرم. زنده ماندن برایم سخت شده است، قبلا زیاد می‌شد با این جمله شما روبه رو می‌شدم که یوسفی در میان این چاه است حالا باز هم این جمله را می‌گویید؟ یعنی این می‌تواند یک خواب باشد و من به زودی از آن بیدارشوم؟ هیچ یک از کارهایی که می‌خواستم نمی‌توانم انجام دهم با اینکه اکنون ثبات لازم را دارم اما دیگر نمی‌شود. قفل شده ام، چکار کنم استاد؟ یعنی با این حسرت به گور می روم؟ حسم این بود که دنیا هم بالاخره جای زیستن می‌شود و من آن روز هستم اما الان در بهت و تحیری بی انتها فرو رفته ام فقط زنده ام. همین

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در این مورد خوب است به سؤال و جواب‌های شمارۀ 40556 و 40567 رجوع فرمایید. موفق باشید

40365

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام و تحییت خدمت شما استاد طاهرزاده: کشف حجاب هم حرام شرعی است هم حرام سیاسی ولی خیلی از این کشف حجابها نمی‌دانند و اهل استغاثه و گریه اند چه کنیم این حالت را از دست ندهند؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ان شاءالله برخورد دلسوزانه با آن‌ها مؤثر خواهد بود. موفق باشید

39328

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام علیکم: خاصیت عدد چهل چیست؟ چرا در بخش های مختلفی از روایات و مباحث دینی به عدد چهل بر می خوریم؟ چرا چهل روز چرا ۳۹ روز نه چرا ۴۰ روز نه دلیل خاصی برایش یافت شده؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ظاهراً در آن موقعیت چهل روزه است که نتیجۀ کار به بلوغ خود می‌رسد. موفق باشید

39259

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد وقتتون بخیر: در اطراف ما جوانی ۲۰ ساله که اتفاقا دانشجو هم هست چند وقتی کار دانشجویی پیدا کرد با درآمد ۲ الی ۳ تومن طوری که به درسش هم آسیبی نرسد. مدتی که کار کرد اینجور که می‌گفت محل تحصیل و کارش پتانسیل گناه بالایی داشت، به این فکر افتاد که ازدواج کند. اطرافیان مدام ملامتش می‌کردند که با توجه به قیمت طلا و بی‌کفایتی مسئولین و وضعیت اقتصادی و با این درآمد کم چرا می‌خواهد چنین کاری انجام دهد. این جوان پاسخ می‌داد که روزی من به دست خداست و به میزان تلاشم. و به شدت دنبال دختری می‌گشت که شرایطش را درک کند. اعتقادش این بود که توکل و تلاش می‌تواند چاره‌ساز بشود. واقعا وقتی نگاه می‌کنم می‌بینم الان چقدر به این جنس از توکل و ایمان نیازمندیم چه از طرف پسر و چه از طرف دختر با آن نگاه وسیع! به ظاهر کاری دیوانه‌وار است که خب کسی حاضر به انجامش نیست ولی وقتی پای اجرای احکام اللهی به میان آمده، چنین مردمانی هم هستند که اینگونه جولان بدهند!

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: چه اندازه بنده در این کلمات بصیرت و ایمان احساس می‌کنم. آری! بوده است و باز خواهد بود این نوع حضور که جوانان ما باید آزاد از روزمرّگی‌های اهل دنیا همدیگر را درک کنند و به سادگیِ تمام در کنار هم زندگی را شروع نمایند و مطمئن باشید وقتی نیّت آن‌ها خیر باشد، خداوند در آن حدّ که آنان زندگی را ساده بگیرند، شرایط تحقق آن زندگی و ادامۀ آن را فراهم می‌کنند حتی در محدودۀ یک اتاق در کنار خانواده. موفق باشید

39239

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام و عرض ادب مجدد خدمت استاد گرامی: ۱. استاد گرامی کاش می‌شد از شما جزوه ای یا کتابی می داشتیم که استاد از دریچه بینش توحیدی برای سرفصل های زندگی امروز به شکل کمی مصداقی پیشنهاد داده و نظراتشان را می دانستیم. تا گفتن شما بشود پایه ای و افقی برای ساخته شدن بیشتر راهها. مثلا در باب ازدواج، اقتصاد،... جزییات زندگی. ۲. استاد در باب مسائل زندگی مثلا اخلاق و... گویا آنچه که مهم است این است که ما نسبت به غضب زاویه بگیریم و تا محبت آید، همانطور که باید به طاغوت کافر شد تا ایمان آید. یعنی از زاویه دید وجودی زمینی ما مهم پس زدن کفر و طاغوت و لشگرشان است تا عشقمان به خدا ثابت شود و او به ما رو کند. احساس می کنم که ایمان و لشگرش خیلی بزرگتر از آن است که من بخواهم اراده به داشتنش کنم. ۳. در روانشناسی می گویند که اگر غضب سرکوب شود در ناخوداگاه رفته و به شکل دیگری خودش را نشان دهد. حال من خودم ارادت خاصی به این علم ندارم. حال در حدی که می توانم شاید مقداری از این حرف را قبول کنم آیا به نظر شما درست است که طبق دانسته های دینی خودمان اینطور تحلیل کنیم و بگوییم که اگر موضوعات مان را در زندگی طبق نگاه درست وجود بینانه نگاه نکنیم دچار آتش غضب (البته مذموم) می شویم و چون این عمل در مرتبه ای از مراتب وجودی ما می شود پس در باقی اعمالمان هم اثر گذار است و همینطور در مورد ترس مذموم. با تشکر

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. همۀ آنچه می‌فرمایید با تدبّر در قرآن حاصل می‌شود و کتاب‌های علمای اصیل همه مبتنی بر روایات و قرآن است. ۲. در مورد غضب، همین‌طور است که می فرمایید. پیشنهاد می‌شود از کتاب «شرح حدیث جنود عقل و جهل» از حضرت امام خمینی غفلت نشود. موفق باشید

38656

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با عرض سلام و خسته نباشید: استاد ببخشید من این را عرض می‌کنم، اینکه واقعا معلوم هست مخاطبین شما تکلیفشان با جایگاه حمایت های شما چیه؟ من که بشخصه سردرگم شدم؛ آنقدر در ایام انتخابات از دکتر جلیلی حمایت تمام قد می‌کردید و می‌گفتید، فرد اصلح آقای جلیلی هست و کارآمدی مهم نیست!!! مهمه اینکه برنامه داشته باشی، الان چطور شده با یه پرواز آقای قالیباف تمجیدگوشان شدید؛ خب پس الان معلوم شد که کارآمدی بهتر از برنامه داشتن هست. و در انتخابات هم اصلح را اشتباه به مردم معرفی کردید؟! تازه بماند که از افراد معلوم الحالی مثل امید دانا و علی علیزاده دفاع می‌کردید، و مطالبش را نشر می‌دادید، اونکه خیلی وقته چهره اش رو شد اینم که تازگی ها به سرداران سپاه داره فحش میده و مقصر شهادت هنیه را جاسوسی شهید نیلفروشان می‌داند. (یا علی)

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: خوب است به جواب  سؤال های شماره 38651 و 38652 رجوع فرمایید. موفق باشید

37969

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد گرامی: حالا که دیگه انتخابات تموم شد می‌خواستم نظرتون را درمورد آقای قالیباف و رائفی پور بدونم. من خودم از اول می‌خواستم به آقای قالیباف رای بدم ولی وقتی دیدم اقبال جبهه انقلاب به جلیلی هست هر دونوبت به ایشون رای دادم ولی شنیدم که قالیباف کلا با همون اصلاحات هست و هر دفعه که جلیلی میاد با نقشه قبلی میاد ثبت نام میکنه برای زدن جلیلی دلیل این حرفشونم اینه که اولش قاطعانه گفت نمیام ولی اومد و بعد هم تا آخر گفت ائتلاف می‌کنیم و نکرد و کنار نرفت و وقتی میدونست جلیلی اصلح هست با اینکه خودش رییس مجلس بود اصلا چرا اومد و قبلا هم موقعی که جلیلی میومد ایشونم ثبت نام می‌کردند و این نشون میده برای زدن جلیلی میاد و اینکه آیا واقعا ایشون تکنوکرات هست؟ و آقای رائفی پور را من در مباحث مهدویت خیلی دنبال می‌کردم ولی الان واقعا از چشمم افتادن چون دم بزنگاه انتخابات مجلس با رسایی افتادن به جون قالیباف و مشارکت مجلس بخصوص در تهران خیلی پایین اومد واین انتخابات هم همینطور و فکر می‌کنم خلاف منویات رهبری که فرمودند بارها، تخریب نکنید عمل کردند البته طرفدارانش میگن کارش خیلی ام خوب و درست هست چون چهره واقعی قالیباف را نشون داد تا دیگه مردم گول ظاهرش را نخورن و ازش عبور کنند منتها من میگم پس دلیل حمایت سپاه از قالیباف چیه؟ اگه واقعا حرفاتون درسته ولی اونها سند محکمی ندارند مبنی بر حمایت سپاه از قالیباف؛ فقط گفته ی کانالهاشونه و هیچ فیلم و صحبتی از اعضای سپاه نیست.. نظر شما چیه؟ ببخشید جوابش خیلی مهمه برام.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همچنان‌که قبلاً عرض شد مسلّماً آقای قالیباف یکی از فرزندان انقلاب می‌باشند و نباید ضعف‌های جزئی ایشان را طوری برجسته کرد که شخصیت ایشان که سرمایه‌ای برای کشور هستند، زیر سؤال رود. حال آیا بهتر بود که ایشان در انتخابات شرکت می‌کردند یا نه؛ بحثی است که باید به عهده خودشان گذاشت. احتمالاً توجیهاتی دارند. ولی به نظر بنده اگر همگان روی آقای دکتر جلیلی با خصوصیت‌های خاصی که جهت ریاست جمهوری دارا می‌باشند؛ متمرکز می‌شدند، بهتر بود. موفق باشید

37897

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام: حضرتعالی اشاره فرمودید که تصور می کنید جناب داوری جناب پزشکیان متاخر را مدنظر نداشتند منتها به نظر قانع کننده نمی آید. فیلسوفی در آن جایگاه اینقدر از ماجرا دور باشند و اگر چنین است خوب به نحوی لااقل بخش هایی از مناظره اخیر را دوستان به سمع ایشان برسانند که هویدا شود آنچه بر ایشان پنهان است. منتها به نظر می رسد ایشان مبانی ای دارند که طبق آن مبانی اتفاقا جناب پزشکیان متاخر مرجح است بر جناب جلیلی و خوب است واکاوی شود چه دستگاه فکری ای ایشان دارند که ایشان را به حمایت از جناب پزشکیان می رساند. به نظرم درین مورد و موارد دیگر که ایشان بعضا محل اشکال دوستان هستند توجیه گره گشا نیست احترام ایشان محفوظ منتها حقیقت ارجمندتر است.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: رفقا فرموده بودند ایشان در این کهولت سن حتی بستر را نمی‌توانند ترک کنند. و از این جهت گمان می‌کنم خیلی در جریان نباشند. حال چه شده است که توانسته اند آن پیام را بدهند هنوز برای خود بنده روشن نیست! و بر فرض اینکه این پیام از ایشان صادر شده باشد، آن عرایض مطرح شد. البته در زمان نامزدی آقای روحانی که حال و احوال ایشان خوب بود، رأی دادن به آقای روحانی را توصیه کردند. موفق باشید

37872
متن پرسش

به نام خدا با سلام و احترام: بنده مناظره اول بین دو نامزد را دیدم. خواستم بدون تعصب نظر بدهم. من رأی اولم را به آقای جلیلی دادم ولی به خودم اجازه نمیدم که واقعیت پوشیده بمونه. طبق این مناظرات آقای پزشکیان واقعا در زمینه برنامه داشتن دست بالا رو گرفتند و آقای جلیلی از پاسخ دادن به جواب های ایشان طفره می‌رفتند و این واقعا چیز عجیبی بود. راجع به برجام و FATF هم آقای پزشکیان گفتند این دو را قبول ندارند به صراحت گفتند ولی آقای جلیلی قضیه تاوان پس دادن طرف دیگر را مدام پیش می کشیدند ولی برنامه ای برای این ارائه ندادند. آقای پزشکیان انسان باسوادی هستند و اقبال جامعه ایران هم به سمت ایشان بود. راجع به فضای مجازی هم رویکرد جالبی داشتند: الان که هیچ جو امنیتی وجود ندارد چرا باید همه پیامرسان های خارجی فیلتر باشد در کنارش هم فضای مجازی ایرانی را گسترش و توسعه بدهیم. اما آقای جلیلی فقط گفتند افزایش سرعت اینترنت ولی بازهم برنامه ای ارائه ندادند. الان حجت شرعی برای من اینجور اثبات شده که پیشرفت نظام اسلامی در گرو رأی بنده به آقای پزشکیان هست. به نظرم آن جهانی که بین سنت و مدرنیته باید آشکار شود در افق آقای پزشکیان روشن تر است و امکان تحققش قویتر. می‌دانم این پیام من با حجمی از تنفر مواجه می‌شود ولی بنده اینگونه تشخیص دادم و چون قضیه انتخابات و نظام اسلامی برایم مهم است گفتم با شما که می‌دانم شخصی بدون تعصب هستید در میان بگذارم ولی برایم عجیب بود که قبل از مناظرات هم شما از آقای جلیلی حمایت کردید! یک مشکل آقای جلیلی این است که متاسفانه ایشان با اکثریت نسل جوان نمی‌توانند ارتباط برقرار کنند انسانی هستند سنتی و این سنتی بودن در کردار ایشان نمایان است ایشان هر چقدر هم که حرف مدرن بزنند (که متاسفانه زیاد نمی‌زنند) بازهم موردی جذاب برای جوانان نیستند. نباید جامعه مسجدی یا حوزوی را کل ایران دانست. دانشگاه ها و بازار و ... چند صد برابرِ این افرادند و از سنتِ تحجری گریزان و به دنبال تحول اند. این تحول را در افق نگاه آقای جلیلی نمی بینند. با این نکاه آن نوزایش رخ نمی‌دهد. من در این فکر نیستم که آقای جلیلی انسان تندرو یا خشکی هستند، این حرف بچه گانه ای است چون ایشان هم سیاست های خارجی و داخلی مخصوص به خود را داشتند. ولی رقیب سرسختی دارند. بحثم این است که آقای پزشکیان را در داشتن برنامه و متانت و سیاست داخلی و خارجی و حکمرانی دولتی صالح تر از آقای جلیلی دیدم. نظرتان را اگر بفرمایید ممنون تان میشوم. ان شاءالله سلامت باشید. یاعلی. خدانگهدار

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بحث در دو نوع حضور در این زمانه است. حضوری که نهایتاً جهانی در حدّ کشور ترکیه برای ما ترسیم می‌کند و تصور بنده آن است که جبهه آقای پزشکیان، نهایتاً ما را به آنجا سوق می‌دهد. چیزی که قبلاً آقای تاج‌زاده بدان اقرار کرد و یا جهانی که با آغاز انقلاب اسلامی در حال ظهور است. ملاحظه می‌کنید که آقای پزشکیان مشکلات مردم را پشت سرهم می‌گوید اما توضیح نمی‌دهد که اولا راه حل چیست و ثانیا ایشان به عنوان کسی که حدود سه دهه مسئولیت داشته، برای حل این مشکلات چه کرده؟
حاج آقای نجاتبخش در مورد مناظره دیشب نکته‌ای فرموده‌اند قابل توجه. 
🔸 آقای جلیلی با جدی گرفتن و احترامی که برای آقای پزشکیان قائل شد، یک اطمینان به مردم داد که این کشور مسائلی دارد و از آن طرف راه حل‌هایی که می‌توان با صبر و متانت فارغ از به قدرت رسیدن کشور را به پیشرفت رساند.
🔹 این امر سبب خواهد شد که مردم با پیروزی هرکدام از نامزدها احساس بن بست نکنند.
🔸 یکی از چالش‌هایی که ما در سیاست در این سال‌ها داشته‌ایم این بوده است که گروه‌های مختلف مردم با شکست نامزد مطلوبشان احساس می‌کردند دیگر به بن بست رسیده‌اند و شاید این همان خطر دوقطبی شدن است.
🔹 دیشب آقای جلیلی نشان داد چه رای بیاورد و چه رای نیاورد با تمام وجود پای مسائل کشور می‌ایستد و این نحوه از حضورِ سیاسی، حتی برای مخالفین ایشان نیز اطمینان آور است. موفق باشید   

نمایش چاپی