باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- حتماً باید نسبت به تقوای فردی جدّی بود و در زیر سایهی چنین روحیهای به مسائل اجتماعی ورود کرد 2- وقتی اصل را بر رعایت حرام و حلال الهی از یکطرف و رعایت اخلاق از طرف دیگر گذاشتیم، در صحنههایی که در مسیر انقلاب برای ما پیش میآید، میتوانیم مطابق اهداف انقلاب اسلامی موضعگیری کنیم و متذکر افراد باشیم 3- هر دو حرف درست است. در نقد عقاید باطل از ابتدا باید نفی آن عقاید مدّ نظر باشد. ولی در رابطه با ارتباط با افرادی که راه را غلط طی میکنند باید لَیّن بود 4- بعد از بحث «ده نکته در معرفت نفس» و «برهان صدیقین» خطبههای توحیدی نهجالبلاغه و سورهی زمر و ابتدای سورهی حدید بسیار مفید خواهند بود 5- بنده هم رویهمرفته همین نظر را دارم منتها آنجایی که دستمان از روحانیِ صاحب اندیشه خالی است، از برادران غیر روحانی باید استفاده کرد. بحمداللّه سؤالات جامعی را مطرح نمودید، نیازی نیست که بنده چیزی به آن بیفزایم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: عرض بنده آن بود که با فرض رعایت قوانین نظام اسلامی و با نظر به اینکه وزارت کشور نیز باید متوجه باشد که تجمعات سالم، حقِ شهروندی مردم است، میتوان اقدامات مربوطه را انجام داد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: عرایضی در جواب سؤالهای شمارهی 17230 و 17231 داده شد که میتواند فضای جواب به این سؤال را تا حدّی روشن کند. در عین آنکه نمیدانم آیا حقیقتاً برجام در همان بستر تاریخیِ صلح حدیبیه واقع شده است و یا بر عکس است؟ در فضای تاریخی صلح حدیبیه مسلمانان شرایط حضور سال آینده را در مجمع حج فراهم نمودند و به یک معنا با آن حضور، همهی هیبت استکبار ابوسفیانی ذوب گردید و عملاً فتح قلعهی استکبار به صورت فکری و فرهنگی شروع شد. در حالیکه با بیطاقتیِ دولتمردانِ ما گویا این ماییم که در حال ذوبشدن قرار میگیریم و تنها قرارگاهِ هیبت انقلاب که توسط مقام معظم رهبری مدیریت میشود؛ ما را و دولتمردان را از این ذوبشدن تا حدّی رهانید. در زمانی که میرفت تا با اندکمقاومتِ ما در مقابل استکبار، نهتنها معنای تحریم از بین برود، بلکه معنایِ حضور استکباری غرب از صحنهی این تاریخ بهشدت کاهش یابد. آری! تحریمها دریچهای بود که خداوند برای طیکردنِ ره صدساله در یکشبه در مقابل ما قرار داد، ولی ما این راه را به جهت روحیهی اشرافیگریِ بعضی از مردممان نتوانستیم طی کنیم. پس باید در جدّیتِ کار فرهنگی بیش از این کوشا باشیم، وگرنه باز تحریم و باز بیقراریِ طیف خاکستری و باز متوقفشدن در راه بزرگی که باید طی کرد!!!! ما در شعب ابیطالب به جهت مقاومتی که داشتیم، توانستیم خود را معنا کنیم و در این جا بود که خداوند مستقیمتر از هر مستقیمی به کمک ما آمد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: موضوع آزادی موضوعی است بس خطیر و بزرگ، که اگر امکان آن را داشتم تا آنچه در مافیالضمیر دارم را با کلمات مناسب اظهار کنم؛ مطمئن باشید بیشتر از 1000 صفحه سخن برای گفتن بود. خداوند با دادن اختیار به انسانها بزرگترین هدیهی خود را که آزادی است به بشریت داده است تا او خود، انتخاب کند و حتی به پیامبر خود میفرماید: تو تنها، حقیقت را به انسانها متذکر باش ولی مصیطر نباش و چیزی را به آنها تحمیل نکن، آنها خود مسئول انتخابهای خود میباشند. پاسداشتنِ آزادی یعنی آنکه انسانها از سر ترس و اجبار زندگی نکنند. یعنی حق داشته باشند که بهجای آنکه «من باشند یا شما باشند، خودشان باشند». مردمان شایستهی داشتنِ زندگی آزادند. برای زندگی آزاد بیش از آنکه به قانونِ خوب، نیاز باشد به مردم خوب نیاز است. آدمی جویای حق است و فرزانگی به آن است که به او امکان دهیم خودش حق را انتخاب کند. هر چیزی که آزادیِ انسان را از او بگیرد، او را دفن کرده است. و مسلّم انسانِ آزاده انسانی نیست که با آزادی خود، آزادی دیگران را نابود کند. امروز تنها داعشیها نیستند که خود را به نام دین به بقیهی انسانها تحمیل میکنند؛ آن کارمند اداری هم که حقوق شهروندی ما را رعایت نمیکند، صورت دیگر همان داعشی است و آن مردی که به اسمِ دین و در راستای اختیاراتی که دین به او داده است، حقِ همسر خود را زیر پا میگذارد او نیز داعشی است. وقتی به همسر خود بگوید من اجازه نمیدهم به مادر و برادرت سر بزنی و بخواهد برای او تصمیم بگیرد، همان داعشیِ پنهانشده در زیر حقوقی است که خداوند برای تنظیم نظام خانواده به او داده است. مثل آن کارمندی که بنا است از قدرتِ قوانین جامعه، امور شهروندان را رعایت کند، نه آنکه خود را بر شهروندان تحمیل نماید. آری! هزاران هزار چهرهی داعشیگری اطراف ما را پر کرده است، حال شما از ترجیح عدالت بر آزادی سخن میگویید؟!! تا وقتی ما زیباییِ آزادی را با جانِ خود و با رگ و پوست خود احساس نکنیم و تا وقتی آزادی را حقِ همهی انسانها ندانیم؛ مسلّم عدالت نه معنا میدهد و نه رُخ مینمایاند. توانِ ادامهی سخن در بنده نیست، ولی چه ظلماتی به جهت ندیدنِ جایگاه آزادی همهی عالَم را فرا گرفته است. چگونه میتوان تنفسِ آزاد داشت وقتی به آزادی عشق نمیورزیم؟!! موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: فرق نمیکند نفس ناطقه بعضاً که آمادگی پرواز دارد هم عقل بهتر مطالب را درک میکند و هم قلب، اگر قلب در صحنه باشد قلب در بسط قرار میگیرد و اگر عقل در صحنه باشد و موضوع مورد نظر عقلی باشد، عقل در بسط قرار میگیرد. هراندازه خود را گرفتار آرزوهای دنیایی نکنیم و پرحرفی را کنار بگذاریم، عقل و قلب منوّر به بسط میشوند. موفق باشید
جواب: سلام علیکم :
باسمه تعالی
فکر میکنم کسانی که فقه اللغت کار کردهاند بهتر میتوانند جواب جنابعالی را بدهند.
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر میرسد این مشکلات ربطی به چنین مسائلی ندارد. یک مشکل تاریخی است که زنان و مردان در این شرایط نسبت به تعریفی که از زندگی باید داشته باشند، دچار بحران شده است. لذا نه مثل گذشته میتوانند به روش سنتی زندگی کنند و نه افراد مذهبی میتوانند بیقید از آموزشها و ارزشهای دینی باشند. نیازمند یک نوع «خودآگاهی» هستیم که موضوعات را بالاتر از اینها ببیند و با عشق و علاقهای که خداوند در جانِ دو همسر گذاشته است به همدیگر سختگیری نکنند و همدیگر را درک کنند و راز آن که حضرت امام به زوجهای جوان توصیه میکردند؛ «گذشت کنید» را، بیشتر مورد توجه قرار دهیم. هرکدام در گذشتکردن بهتر پیشقدم شوند، بیشتر در هنر زندگیکردن موفق خواهند شد. باید نگذاشت شیطان موضوعات فرعی دین را حتی برای ما عمده نماید. در حالیکه قرآن میفرماید: «إِنْ تَجْتَنِبُوا كَبائِرَ ما تُنْهَوْنَ عَنْهُ نُكَفِّرْ عَنْكُمْ سَيِّئاتِكُمْ وَ نُدْخِلْكُمْ مُدْخَلاً كَريماً (31) /نساء». یعنی اگر از گناهان کبیره انسان فاصله گرفته باشد، خداوند از گناهان فرعی چشمپوشی میکند و برای چنین افرادی که گناهان کبیره مثل شرک و زنا نداشته باشند جایگاه ارزشمندی در نظر گرفته است. حال چرا ما باید در امور فرعی به هم سختگیری کنیم و خود را گرفتار وسوسههای شیطان نماییم که امور فرعی را برای ما عمده میکند؟!! موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده آن فیلم را متأسفانه هنوز ندیدهام و بر خود لازم میدانم که ببینم. منتها بین ارائهی یک شخصیت قدسی در فضای فیلم و سینما، با ارائهی آن شخصیت در فضای کتاب و تحقیق، باید فرق بگذاریم و با توجه به این امر از نقد و تذکر نباید خودداری کرد. بدین لحاظ بنده متن جنابعالی را در معرض نگاه کاربران محترم قرار میدهم به امید آنکه تفکری در موضوع شده باشد. موفق باشید
- باسمه تعالی: سلام علیکم: همچنانکه متوجهاید نسبت حضرت حق با مخلوقات تامّ و تمام است و بنا به ظرفیت امکانی هر مخلوق بر آن مخلوق تجلی فرموده است. ولی در رابطه با نسبت انسانها و مختاربودنِ آنها موضوع چیز دیگری است که هرکس باید بهجای نظر به محدودیت امکانی خود به حقیقت وجودی خود و عینالربط بودن خود نظر کند و تمام تلاش انسانها اعم از امامان معصوم و سایر انسانها بر آن است که نهایت انقطاع از ماسویاللّه و ارتباط با اللّه را در خود به فعلیت برسانند. نگاه ما به اهلالبیت نگاه به انسانهایی است که در این مسیر به بهترین شکل عمل کردهاند و در اینجا دیگر بحث ماهیات مطرح نیست بلکه بحث راههای رجوع به حضرت حق در میان است. موفق باشید
