سلام آقای طاهرزاده: یه راهنمایی از شما میخواستم. آقایی در جلسه ای میگفتن اهل طریقت با ریاضت به خدا و نور میرسن حالا بلا و ریاضت یه تفاوتی داره؛ بلا فعل خداست که سر سفره بنده اش میزاره تا با اون بلا بنده رو به سمت خودش بکشونه. عامل بلا خود انسان نیست و خود انسان مصدر و منشا و علتش نیست که بهش بلای عرفانی میگن. خدا کسی رودوست داشته باشه اون رو به بلا دچار میکنه و اگه خیلی دوسش داشته باشه میچیندش یعنی همه چیز رو ازش میگیره مال و همسر و فرزند و... که کلا از دنیا و محبت دنیا منقطع بشه طبق اون شعر که میگن: هر که در این بزم مقرب تر است جام بلا بیشترش میدهند. خدا بد بنده اش رو که نمیخواد و صلاح آدم رو میخواد ولی چرا برای اینکه بنده رو به خودش نزدیک کنه همه چیز رو ازش میگیره؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: در این موارد به این نکته میتوان فکر کرد که هر آنچه مانع راه است را از او میزدایند، نه آنکه امکان زندگیکردن را از انسان دریغ کند. و در این رابطه ملاک ما سیرۀ انبیاء و اولیاء میباشد. موفق باشید
با سلام خدمت شما استاد طاهرزاده عزیز: من چندین ساله دچار اضطراب و سردرد شدید شدم و هر آنچه که از دارو شیمیایی یا گیاهی بوده مصرف کردم و هر آنچه از دعا و نذر و نیاز و توسل ولی همچنان این درد همراهمه وهمه بهم میگن باید خودتا درست کنی و من اصن نمیدونم چطوری میگن توکلتا قوی کن. نمیدونم خسته شدم از نداشتن آرامش از ترس و افکار منفی خسته شدم. آنقدر مشاوره رفتم ولی همه بی فایده یا با تاثیر نه چندان زیاد. یعنی این طور بگم هنوز احساس خوشی و شادی ندارم و آرامش لحظه به لحظه یه مشکلی دارم سردرد معده درد درد قفسه درد پا و دست دلشوره و... کمکم کنید. دیگه نمیدونم چی کار کنم. شرح صدرم صفره. تحمل شنیدن کوچکترین چیز استرس زا و منفیا ندارم.
باسمه تعالی: سلام علیکم: توجه به حضور بیکرانۀ اکنونِ خود، امری است که انسان را در حضوری میبرد آزاد از اضطرابها. و در این رابطه مباحث «معرفت نفس» که روی سایت هست، میتواند ان شاءالله مؤثر باشد. خوب است به بحثی که اخیراً تحت عنوان «برکات انتخاب خواست خدا بر میل خود» شده است، رجوع شود. موفق باشید https://eitaa.com/matalebevijeh/18332
سلام استاد عزیز: خدا قوت. چطوری میتونیم به مسائل پیرامونمون وجودی نگاه کنیم؟ تعارض هایی در قضایای پیرامون ما وجود داره فیالمثل در ایجاد تمدن نوین اسلامی؛ سایه شوم مدرنیته برما محاطه و مانع از ایجاد همچین تمدنی میشه و عملاً امکان ایجاد این تمدن نوین اسلامی رو برای ما محال جلوه میده چطور به این مسئله وجودی نگاه کنیم تا درگیر نگاه و نگرش مفهومی نشیم؟ یا بحث توسعه که مطرح است ما نمیتونیم قدم در مسیری بزاریم یا طرحی رو عملی کنیم که ارمغان تجدد مآبی است (چون اونها در اساس و رویکردشون به جهان متفاوته فلذا با ما اختلاف مبنا دارن) از طرفی ما باید در راه توسعه بیفتیم. چطور میشه راه توسعه رو رفت و درکنارش حیات قدسیمون رو طوری داشته باشیم که حضوری که هست خدشه دار نشه؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: بحث در این مورد مفصل است و در جلسات متعدد به مناسبتی که پیش میآمده است عرایضی شده است. خوب است به نکتهای که در جلسه اول برنامه «رصد خانه» https://eitaa.com/matalebevijeh/18168 و عرایضی که در رابطه با بیانات رهبر معظم انقلاب در موضوع بسیج شد، رجوع فرمایید. https://eitaa.com/matalebevijeh/18135 موفق باشید
طبق توصیه و دستورات اهل بیت علیهم السلام و فتاوای تمام فقهای اسلامی هرگاه کسی در احکام شریعت یا اعتقادات چیزی را به اشتباه به دیگران انتقال دهد وظیفه دارد اصلاح کند و جلوی به فنا رفتن مخاطبانش را بگیرد، و اگر ابزار لازم برای تکیه زدن بر جایگاهی را ندارد، آن جایگاه برای او حرام است، چه جایگاه استادی و تعلیم باشد و چه اجرا و... ، با توجه به اینکه خطای شما در برخی پرسش ها توسط سوال کنندگان تذکر داده و اصلاح میشود و بسیاری از موارد را گزینشی حذف و سانسور میکنید، (مثل سوال راجع به سوتی بزرگ در تفسیر از حدیث امام رضا علیه السلام : العبد اذا اختاره الله...)، اگر هنوز بر عقیده ی خویش هستید سوالات را پاسخ دهید یا اگر متوجه اشتباه تان شدید اصلاح کنید. مخصوصا که خود را مصداق عاقل اصولی همچون وحید بهبهانی رحمه الله دانسته و منتقدینِ برداشتتان را اخباریون غیرعاقل، سوالات و اشکالاتی که ارسال شد اتفاقا راجع به قواعد اصولی بوده است. امانت علمی، اخلاق علمی و تقوای علمی را رعایت کنید.
باسمه تعالی: سلام علیکم: اساساً بحث مصداق امثال بنده با عالم بزرگواری همچون آیت الله وحید بهبهبانی «رحمتاللهعلیه» نیست. تعجب بنده از آن است که سؤال کننده محترم در جریان مکتب اصولی آیت الله بهبهانی در مقابل اخباریون نمیباشد و اینکه اساساً مکتب اصولی علمای ما که باب اجتهاد را گشوده میدانند، در همین رابطه است که چگونه از روایات قواعد و اصول را استخراج کنند و در همین رابطه عرض شد از روایت مشهور حضرت رضا «علیهالسلام» به همان دلیل که در همان روایت قاعده اصولی مطرح است، میتوان آن نتیجه را اخذ کرد که: « إنَّ العَبدَ إذَا اختارَهُ اللّه ُ عَزَّوجَلَّ لاُِمورِ عِبادِهِ شَرَحَ لِذلِكَ صَدرَهُ ، وأودَعَ قَلبَهُ يَنابيعَ الحِكمَةِ» هرگاه خداوند، بنده اى را براى امور بندگانش برگزيند، براى اين كار سينه اش را گشاده گرداند و چشمه هاى حكمت به دل او سپارد. همانطور که عرض شد مصداق تامّ این قاعده، مربوط به معصوم است ولی خود روایت به ما اجازه میدهد که آن را برای هر آن کس که به نحوی برای امور بندگانش به میدان آمده است، آن کمکها و الطاف را بنماید که البته بنده مصداق آن را در این زمانه حضرت امام و رهبر معظم انقلاب میدانم و مثل روز روشن است که افکار این بزرگان، حقیقتاً منوّر به تأییدات الهی است. و اینجا است که انسان متأسف میشود که چگونه بعضی با ادعای فهمِ دینی گرفتار همان بلای اخباریگری میشوند که مرحوم شهید مطهری نالهها و گِلهها از آنها دارد. آیا به این سخن حضرت صادق «علیهالسلام» فکر کرده اید که می فرمایند:« أَنَّ اللَّهَ إِذَا أَرَادَ بِعَبْدٍ خَيْراً شَرَحَ صَدْرَهُ لِلْإِسْلامِ فَإِذَا أَعْطَاهُ ذَلِكَ أَنْطَقَ لِسَانَهُ بِالْحَقِّ وَ عَقَدَ قَلْبَهُ عَلَيْهِ فَعَمِلَ بِهِ فَإِذَا جَمَعَ اللَّهُ لَهُ ذَلِكَ تَمَّ لَهُ إِسْلَامُهُ » (الكافي، ج8، ص: 14) هر گاه خداوند خير بنده اى را خواهد سينه اش را براى پذيرفتن اسلام بگشايد و چون اين مرحمت را در باره او كرد زبانش بحق گويا شود و بستگى بدان پيدا كند و بدان عمل كند و چون همه اينها را خدا براى او فراهم كرد اسلام او را كامل گرداند.
به نظر شما آیا باید به سؤالاتی که در آنها آن نوع بیپرواییها و توهینها نهتنها به بنده، حتی به اشخاصی که شخصیتهای محترمی در فرهنگ دینی ما هستند، جواب داد و در معرض نگاه کاربران محترم قرار گیرد؟! آیا این همان تشییع اموری نیست که شریعت و قانون آن را منع کردهاند؟! در حالیکه حتی منع قانونی دارد. جالب است که هیچ کدام از این افراد حتی جنابعالی ایمیل خود را نمی فرستید تا لااقل به صورت خصوصی جواب داده شود. موفق باشید
سلام و نور: وقت حضرتعالی بخیر. استاد از کجا بفهمیم که نقش ما در دنیا و رسالتی که باید انجام بدیم چیه؟ دوست دارم منشا اثر باشم. استاد صفایی حائری جمله معروفی دارن: شغل ها مهم نیست مهم نقش ها هستند، باید ببینیم که نقشمان را در ضمن چه شغلی میتوانیم ایفا کنیم. من به خاطر علاقه به پزشکی وارد رشته تجربی شدم. اما در کنکور موفق نبودم. مدتی فلسفه خواندم. مطالعهی کتابهای شهید مطهری و استاد صفایی حائری و فلسفه را در حاشیه دارم و قصد آکادمیک خواندن در این زمینه ندارم. به روانشناسی هم علاقمند هستم. هم علوم آزمایشگاه دوست دارم. الان به شدت مردد هستم. که برای بهمن ماه ورود به رشته علوم آزمایشگاه کنم یا روانشناسی. یا نه دوباره کنکور بدهم برای رشته پزشکی. زمان به سرعت در گذر است. به راستی نقش ما در این دنیا چیست که شغل و رشتهی مناسب این نقش را پیدا کنیم؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: در این موارد فرمودهاند بنگرید چه راهی در مقابل شما قرار میگیرد، راهی که برای طیکردنِ آن چندان گرفتار تنگناها نگردید، به همان معنایی که جناب عطار فرمودند: «تو پای به راه در نِه و هیچ مپرس / خود راه بگویدت که چون باید کرد». موفق باشید
با سلام: آیا شما اعتقاد به این دارید که بعضی از افراد دارای انرژی مثبت و بعضی از افراد دارای انرژی منفی میباشند؟ و اگر چنین است آیا درست است که بعضی افراد انرژی مثبت دیگران را به سمت خدا جلب مینمایند و بالعکس؟ و افرادی که انرژی مثبت دیگران را جلب میکنند حالشان خوب میشود و افرادی که انرژی مثبت شان جذب دیگران می شود دچار بیماری و خستگی می شوند؟ اگر چنین است آیا آیه «فاستقم کما أمرت» که باعث شد پیامبر در مورد آن بگوید «شیبتنی سوره هود» ارتباطی به این موضوع دارد؟ و یا آیه «فبما رحمةٍ من الله لنت لهم» با این ارتباط دارد؟ اگر این مطالب صحیح باشد آیا در عرفان عملی راه هایی نظیر سجده و صلوات و استغفار در جذب انرژی های مثبت و دفع انرژی های منفی موثر است؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: در مورد روایت و آیه ای که فرمودید بحث بسیار است و بعید است بتوانیم آن ها را با دوگانه انرژی مثبت و منفی تطبیق دهیم. آری! بعضی افراد، قدرت تأثیرگذاری بیشتری دارند ولی به هر حال این خود انسان ها هستند که باید انتخاب کنند. موفق باشید
در احوال جمعه نصر و ایمان ولیامر به امت: اولین گام ایمان، شهادت به وحدانیت الله است، گام اول رستگاری. خدای پاک منزه، مبدأ بینهایت قدرت، جامع همه خیرات و کمالات را پرستش کردن و به او ایمان داشتن، ارزشمند است اما ساده نیست؛ باید به قدرتی ایمان بیاوری که دیدنی نیست اما اگر او را باورکنی، قطعا ستودنی است. گام بعدی این است که بتوانی او را در وجود نبی، در قالب انسان کامل بیابی، باورکنی انسان، چنان عظمتی دارد که الله با او سخن بگوید، بتوانی به یک انسان به عنوان رسول الله و کلمه تامه او ایمان بیاوری، دشواری این ایمان آنجاست که او نیز چون دیگر انسانها غذا میخورد و در بازار قدم میزند، باید چشم غیب بین داشتهباشی تا باطن این انسان به ظاهر معمولی که کفشش را وصله میزند ببینی و چقدر این باطن دیدن، کار دشواری است اما چون او معصوم و پیراسته است و میتوانی سبوحی و قدوسی خدا را در او ببینی باورمیکنی. گام سوم بسی دشوارتر؛ ایمان به انسان اما نه دیگر انسان معصوم، نه پیراسته، نه بیعیب، آمیختهای از داشتهها و نداشتهها، در نوسان، گاه گرفتار لقمهای و گاه رنجیده کلامی، اما هنوز هم آینه الله، چقدر باید تیزبین و باطن یاب باشی تا بتوانی در پس همهی نقصها و نداشتهها، در پس روزمرگی ها او را آینه الله ببینی و به مؤمن، ایمان بیاوری این نقطهها که صفحه تصویر را پرکردهاند، این قطرهها که سیل ساختهاند انساناند، نه بینقص و معصوم، همین همکار و همکلاسی ما هستند که مثل ما چندان هم پاک و مبرا نیستند اما میشود به آنها ایمان داشت، همین مردم عادی کوچه و بازار، مجلای اراده الله اند و پیش از ما رسول الله و ولیامر به آنها ایمان دارند.
باسمه تعالی: سلام علیکم: و این یعنی حضور در آخرین دوران که در آینه انسان آخرالزمان اگرچه نور عصمت را نمی یابیم ولی ظرفیتی به وسعت انسانیتِ انسان را در او مدّ نظر خواهیم داشت و امیدوار به حضوری از انسان می باشیم که جهانی می سازد در نهایت یگانگی، تا آن جایی که گرگ و میش که در اوج دوگانگی هستند، در کنار همدیگر غذا می خورند. و این ماییم و چنین حضوری در آینده ای که امروز به سوی آن، اکنونِ خود را احساس می کنیم و نه تنها از حضورِ تیره و به ظاهر گسترده ظلماتِ صاحب قدرت، هیچ سستی به خود راه نمی دهیم بلکه با تمام اطمینان هم اکنون آن ها را رفته به حساب می آوریم حتی اگر سید مقاومت را شهید کردند. این یعنی ما را گسترش دادند تا جبهه استکبار را همچون لانه عنکبوت، سست بنگریم و این یعنی امیدواریِ حضرت روح الله «رضوان الله تعالی علیه» به آینده، و این یعنی امیدواریِ رهبر معظم انقلاب به فردایی که در اکنونِ خود می توانیم آن را احساس کنیم. موفق باشید
سلام استاد وقتتون بخیر: در رابطه با بحث سه شنبه که فرمودید حضرت حجت اهل کتاب رو مخیر میکنند بین اینکه مسیحی یا یهودی باشند یا مسلمان شوند، خب اینجا سوال پیش میآد که این یک بحثه، اینکه کسی که حجت برش تمام شده و مسلمان نشده آیا پیش خدا معاقب هست یا خیر بحث دیگریست؟ شما این مطلب رو شاهد درستی صحبتتون گرفتید که مسیحی یا یهودی اگر حتی بدانند پیامبر حق است میتوانند مسیحی یا یهودی بمانند. تازه اگر مسلمان بشوند نه پیامبر خود را قبول دارند نه پیامبر ما را. خب مسیحیها یا یهودیهایی که مسلمان میشوند چه حکمی دارند؟
باسمه تعالی
سلام علیکم:
همان طور که در جواب سؤال شماره 38551 عرض شد خود قرآن طبق آیاتی که خوانده شد، حضور آن فرد را در کلیمی بودنش تأیید می کند در عین آن که آن فرد متوجه عظمت توحید قرآن می شود به اعتبار آن که قرآن فرمود: «لكِنِ الرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ مِنْهُمْ وَ الْمُؤْمِنُونَ يُؤْمِنُونَ بِما أُنْزِلَ إِلَيْكَ وَ ما أُنْزِلَ مِنْ قَبْلِكَ». و از آن مهم تر توجه به آیه « وَأَنْزَلْنَا إِلَيْكَ الْكِتَابَ بِالْحَقِّ مُصَدِّقًا لِمَا بَيْنَ يَدَيْهِ مِنَ الْكِتَابِ وَمُهَيْمِنًا عَلَيْهِ ۖ فَاحْكُمْ بَيْنَهُمْ بِمَا أَنْزَلَ اللَّهُ ۖ وَلَا تَتَّبِعْ أَهْوَاءَهُمْ عَمَّا جَاءَكَ مِنَ الْحَقِّ ۚ لِكُلٍّ جَعَلْنَا مِنْكُمْ شِرْعَةً وَمِنْهَاجًا ۚ وَلَوْ شَاءَ اللَّهُ لَجَعَلَكُمْ أُمَّةً وَاحِدَةً وَلَٰكِنْ لِيَبْلُوَكُمْ فِي مَا آتَاكُمْ ۖ فَاسْتَبِقُوا الْخَيْرَاتِ ۚ إِلَى اللَّهِ مَرْجِعُكُمْ جَمِيعًا فَيُنَبِّئُكُمْ بِمَا كُنْتُمْ فِيهِ تَخْتَلِفُونَ» (48 /مائده) می باشد که می فرماید:
و اين كتاب را به راستى بر تو نازل كرديم؛ تصديقكننده و حاكم بر كتابهايى است كه پيش از آن بودهاند. پس بر وفق آنچه خدا نازل كرده است در ميانشان حكم كن و از پى خواهش هاشان مرو تا آنچه را از حق بر تو نازل شده است واگذارى. براى هر گروهى از شما شريعت و روشى نهاديم. و اگر خدا مىخواست همه شما را يك امت مىساخت. ولى خواست در آنچه به شما ارزانى داشته است بيازمايدتان. پس در خيرات بر يكديگر پيشى گيريد. همگى بازگشتتان به خداست تا از آنچه در آن اختلاف مىكرديد آگاهتان سازد. به خصوص آن جایی که می فرماید « لِكُلٍّ جَعَلْنَا مِنْكُمْ شِرْعَةً وَمِنْهَاجًا» موفق باشید
آمریکا و اسرائیل با فریب برخی مسئولان ما فقط ترور و آسیب نظامی ایجاد نکردند، بلکه مهمتر از آن یک جنگ شناختی برای ایجاد اختلاف در جبهه حق بوجود آوردند که به مراتب خطرناکتر و مخربتر است. یکی از اهداف دشمن در جنگ شناختی ایجاد بی اعتمادی به امام جامعه و فرماندهان نظامی و مسئولانی است که با تشخیص درست وظیفه و فهم رهنمودهای رهبری مواضع درست و دقیقی علیه دشمن گرفتند. همه نیروهای انقلابی که با بصیرت از افتادن در دام دشمن به جریان تشنج و چند دستگی خود داری کردند، قابل تقدیرند. ملّت انقلابی و داغدیدهی ما و ملّتهایی که چشم امیدشان به رهبری، ملّت و دولت ایران دوخته شده، منتظرند تا ببینند مسئولانی که اعتراف به سهل انگاری در مقابل دشمن کردند، چگونه اشتباه خود را جبران می کنند. ملت بصیر و انقلابی بدون افراط و تفریط در برخورد با رهنمودهای رهبر حکیم و دلسوز انقلاب، ضمن پشتیبانی کامل و تمام عیار از نیروهای مسلح از مسئولان خود می خواهند، با احترام و التزام به حکم جهاد رهبر، امر مقدس آزادی قدس و نجات ملّتهای مظلوم منطقه را تسهیل کنند. همانطور که رهبر انقلاب فرمودند احساس ضعف و نمایش ضعف در مقابل دشمن نتیجهای جز جسارت و گستاخی دشمن نخواهد داشت. استاد نظرتون در این مورد چیه؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: بحمدالله جریانهای نظامی و امنیتی کشور ذیل فرمان رهبر معظم انقلاب از پاکباختگان و سلحشوران نظام اسلامی هستند و همگی در کنار رهبر معظم انقلاب منتظر بهترین اقدام در بهترین شرایط می باشند که به عنایت الهی و هدایت حضرت صاحب الامر«عجل الله تعالی-فرجه» وعده صادق ۲ به بهترین شکل در بهترین موقعیت انجام شد. و خوب است که نسبت به بهترین موقعیت که ما جواب دادیم، بیشتر و بیشتر فکر شود در مقابل آنهایی که گمان می کردند ما تأخیرکرده ایم و از واژه خویشتن داری که در پیام سپاه بود؛ غفلت نمودند و گمان می کنند اگر ما زودتر اقدام کرده بودیم، رژیم صهیونیستی نسبت به شهادت سید حسن نصرالله خودداری می کرد. غافل از آن که برنامه و پروژه ترور رهبران جبهه مقاومت از قبل طراحی شده بود و زیبایی اقدام ما و موقعیت این اقدام منجر شد که نتوانند شکست اصلی خود را پنهان کنند و احساس پیروزی نمایند. موفق باشید
سلام خسته نباشید: lobolmizan_h766d13dgj وسوالی که در اینجا مطرح کردم منظور این هستش مسایل عشق هستش یعنی ملاک این هستش که ما عاشق اهل بیت باشیم یا عاشق خدا؟ اگر الگوی ما اهل بیت باشد این هستش که ما عاشق خداوند باشیم منظور از عاشق متفاوت از حب هستش حب اهل بیت داشته باشیم ولی عاشق خدا باشم؟ عشق کدام میتواند ما رو بالا ببرد و پیشرفت دهد؟ منظور این هستش ملاک ارتقای معنوی و روحانی و آن چیزی ملاک اهل بیت هسشت عشق به خودشان هستش یا خداوند؟ اگر خداوند خداوند چون نامحدود هستش و ما انسان محدود و اینکه قابل درک فهم نیتسش قابل برقراری ارتباط و همزاد پنداری نیستش پس چطور عاشق خدا باشیم؟ و اگرعاشق اهل بیت باشیم ازعبادت خدا و راز نیاز باز نمیمانیم؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: عشق و محبت به اهل البیت در راستای محبت به راههایی است که ما را به سوی محبوب ازلی و معبودمان رهنمایی میکنند. عرایضی در این رابطه در کتاب «مبانی نظری و عملی حبّ اهل البیت» شده است. کتاب روی سایت هست. موفق باشید
با سلام و احترام: در ادامه سوال ۳۸۵۰۳ دوست بزرگواری که در رشته پزشکی تحصیل کرده اند و علاقه مند هستند که زندگی و تحصیل خود را در خدمت اهداف انقلاب اسلامی قرار دهند با توجه به اینکه بنده نیز مسیر مشابهی را در رشته مهندسی طی کردم و با هدایت و راهنمایی جنابعالی مطالعات دینی را ادامه دادم و با شرایط و روحیات ایشان آشنا هستم لذا جسارتا پیشنهاد می کنم که مطالعات طب سنتی را شروع کنند و از این طریق خود را وقف انقلاب اسلامی و تولید علم نمایند. کتب حفظ الصحه ناصری و خلاصه الحکمه برای شروع مناسب است و با روحیات و علایق ایشان که مطالعات فلسفی میباشد تطابق دارد. البته اساتید مبرزی کتب مذکور را تدریس کرده اند و دوره های مجازی نیز دارند که در صورت نیاز می توانم راهنمایی نمایم.
باسمه تعالی: سلام علیکم: پیشنهادی دلسوزانه به سؤال شماره 38503 . موفق باشید
سلام استاد وقت بخیر: من پرسش و پاسخ های سایت رو مطالعه کردم و دیدم در جواب یک سوال شما فرمودین ما خودمون شرایطی که قراره در دنیا داشته باشیم رو انتخاب می کنیم. سوال من این هست که عواقب انتخاب ما به ما نشون داده میشه؟ برای مثال یک فردی که انتخاب می کنه در یک خانواده نامناسب یا با ظاهر نامناسب یا معلولیت جسمی به دنیا بیاد، میدونه که قراره چه سختی هایی رو بابت این شرایط تحمل کنه در زندگی دنیا؟ و سوال بعدی من این هست که چون انتخاب خودش بوده در آخرت بابت سختی هایی که متحمل شده هیچ پاداشی دریافت نمیکنه چون این شرایط انتخاب خودش بوده؟ یک کودکی که در کودکی توسط والدینش آزار و اسیب میبینه بابت این سختی هیچ پاداشی دریافت نمیکنه چون انتخاب خودش بوده؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: انتخاب اولیه به همان معنایی است که در روایت داریم: «السعید سعید فی بطن امه و الشقی شقی فی بطن امه». و البته این انتخاب اولیه با روبروشدنِ در دنیا با تذکرات توحیدی انبیاء، جای خود را در شخصیت فرد مشخص میکند که آیا در آن انتخاب پایدار خواهد ماند یا نه. و این غیر از امور فرعی است که ممکن است برای هرکس در شرایط مختلف مانند همان آزار والدین که فرمودید، پیش آید. موفق باشید
با سلام خدمت شما استاد طاهرزاده: استاد شما یه اشاره اي شنبه ي این هفته به کاری که پیامبر (ص) در شب ۱۵ ماه شعبان انجام دادند کردین. میشه بگین چیکار میکرده؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: به این آدرس رجوع فرمایید. http://erfanvahekmat.com/%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87/%D8%B3%D8%AC%D8%AF%D9%87_%D8%B4%D8%A8_%D9%86%DB%8C%D9%85%D9%87_%D8%B4%D8%B9%D8%A8%D8%A7%D9%86 . موفق باشید
با سلام: شما در برهان صدیقین میفرمایید که موجودات از عین هستی صادر میشوند. آیا بکارگیری کلمه صادر درست است؟ بجای کلمه صادر چه کلمه دیگر بکار بگیریم بهتر است؟ با تشکر!
باسمه تعالی: سلام علیکم: در فلسفه، صدور و در ادبیات دینی، تجلی مطرح است. موفق باشید
سلام علیکم استاد: مسئلهای برای بنده پیش آمده که نمیتوانم با تغافل از آن رویگردان شوم. بنده طاهرزاده متأخر را شنیدهام فیالمثل بنده با فرمایشات جنابتان راجع به نیهیلیسم زمانه، همذات پنداری کرده و آنرا درک میکنم؛ حتی آنرا چشیدهام. گویا با این نگاه هایدگریطور و داوریطور به زمانه و مسائلش میاندیشم لکن پدر بزرگوارم از تبار طاهرزاده اول است. ایشان منکر نیهیلیست زمانه است منکر بیتاریخی ماست این صحبتها برایشان نامأنوس است و مبهم این صحبت ها برایشان بوی افسردگی میدهد بوی پوچی میدهد بوی تنبلی میدهد بوی از زیر کار در رفتن و انداختن تقصیرات گردن دیگری، میدهد ایشان معتقدند چرا باید دچار پوچی شویم وقتی که ثابت قدم باشیم و تلاش کنیم وقتی که خدارا داشته باشیم وقتی که یاد خدا کنیم وقتی که حتی نماز شب بخوانیم و به بنده میگویند من در و گوهر و خلاصه هرچه که سالیان سال طول کشید تا متوجه شوم به تو میگویم. نمیدانم چقدر میتوانم با فرمایشاتشان راه بر خودم بگشایم و راه روم اما فی الحال گیر کردهام. ایشان به قدری شیوا سخن میگویند که گاهاً با خودم میگویم شاید واقعا همینطور است عقلم مجاب میشود لکن قلبم میگوید تو خودت قبل از آشنایی با طاهرزاده و مباحث بیتاریخی و نیهیلیستی که مطرح میکنند دچار نیهیلیست زمانه شده بودی چطور میتوانی این صحبتها را قبول کنی هرچند عقلت متقاعد شود؟! فی الحال با اوصافی که عرض شد امکان دیالوگ و گفتی راهگشا بین بنده و پدرم نیست فرضاً اگر باشد هم صرفاً باید به اثبات اندیشهمان بپردازیم که از حوصله خارج است. موضوعی دیگر اینکه گویا «رسیدهام به خدایی که اقتباسی نیست» نمیدانم چگونه بگویم اما نمیخواهم با پیگیری مباحثتان طاهرزادهایسم شوم. میخواهم خود بروم و خدای خویش را پیدا کنم عقلم منعم میکند و میگوید «ره چونان رو که رهروان رفتند» چون کار عبثی است که بخواهم با آزمون و خطا پا در مسیری قراردهم که میشود متقن و محکم بدون آزمون و خطا پیش رفت، چونان رهروانی که عمری رفتهاند و بعد از سالیان بهترین راه را، اینراه فهمیدهاند. اما قلبم میگوید خدا برای هرکس به گونهای است برو و خودت خدای خودرا بشناس. خدا اقتباسی نیست درماندهام و سرگردان پریشان و مشوش با خود گفتم بپرسم ازجنابتان، یحتمل گفتی سخنی از جانب شما مرهمی باشد بر آشوب درونیمان و چراغی شود برای افقی که دیری است در آسمان پر از ابرمان ناپیداست یا فانوسی که بتوانیم به دست بگیریم و به راه افتیم.
باسمه تعالی: سلام علیکم: همانطور که میفرمایید پدرتان و امثال ایشان در حضوری ملکوتی، خود را ادامه میدهند و مسلّماً قابل احترامند. چرا نباید آنها را و دغدغههایشان رادرک کنیم و راهی که مقابل ما میگشایند را نپذیریم؟ آری! اگر احساس شد امکانی برای حضوری بیشتر و یا حضوری دیگر در میان است و نیاز داریم آن حضور را از آن خود کنیم؛ معلوم است که بدان افق و بدان حضور سیر خواهیم کرد و البته این نیاز همه افراد نیست و به همین جهت چنانچه در رابطه با حضوری که به نور انقلاب اسلامی برایمان پیش آمده میتوانیم خود را ادامه دهیم، چرا به خود سختگیری نماییم و از این جهت به رفقا نیز عرض شده، مخاطب بحثهای بنده همه افراد نیستند. موفق باشید
سلام استاد: در مورد آقای جلیلی میخواستم نکته ای رو بگم که استاد بنده به ایشان رای دادم و صحبت های شما رو هم با گوش قبول راجع به ایشون پذیرفتم. استاد بله ایشون انقلابی به معنی واقعی کلمه هستند و همه ی خصوصیات خوب ایشون رو هم در نظر دارم ولی میخواستم نقدی به ایشون بکنم و نظر شما رو هم بدونم. استاد آیا نباید به ایشون راجع به نگاه اقتصادی شون تذکری داد چرا که طرح و برنامه های اقتصادی شون باز در بازی نگاه سرمایه داری هست. اگر طرح های ایشون رو یک نگاهی کنید میبینید آخرش اقتصاد بر پایه ی دلار حال آنکه آقا میفرمایند نجات اقتصاد کشور دانشبنیان است. البته شاید شما بفرمایید ایشون به دانشبنیان توجه دارند. بله ایشون توجه دارند ولی مجموع صحبت ها و طرح های اقتصادی شون دانشبنیان را راه نجات اقتصاد کشور همانطور که رهبری فرمودند نمیدونند.اسناد بنظرم جا دارد که در کنار دفاع از نگاه و رویکرد های انقلابی ایشون نگاه اقتصادی ایشون که در بازی سرمایه داری ست که البته فکر میکنم خودشون به این مساله تنبه ندارند رو نقد کنیم. استاد میشد بیشتر توضیح بدم منتها خواستم وقت تون رو نگیرم.
باسمه تعالی: سلام علیکم: در مورد نگاه آقای دکتر جلیلی در رابطه با یارانه، نکتهای که فرمودند همان مطلبی بود که مجلس نیز بر آن تأکید دارد و اگر عملی شود خوب است. و در دیگر موارد نمیدانم نسبت به کدام مطلب میفرمایید نگاه اقتصادی ایشان در گردونه سرمایهداری است؟ البته اگر چنین است باید با طرح مصداق، نقد شود. موفق باشید
سلام و وقت بخیر خدمت شما: در انتخابات با تمام معیارهای مثبتی که آقای جلیلی داشتند ولی تنها چیزی که که ذهن بنده را به خود مشغول کرد این بود که چرا حاج قاسم عزیز همیشه آرزوی رئیس جمهور شدن آقای قالیباف را داشتند؟ از پیام های خانم زینب سلیمانی هم کامل مشخص بود که ایشون از آقای قالیباف حمایت می کنند. سال ۹۲ آقای جلیلی بودن و حتی زمان آقای احمدی نژاد یعنی سال ۸۴، چرا حاج قاسم عزیز را که دیگر هیچ شکی در ذوب بودن ایشون در ولایت نداریم طرف آقای قالیباف بودن؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: جناب آقای قالیباف در جای خود مرد توانایی است و آن را در مسئولیتهایی که داشتند، نشان دادند. ولی به نظر بنده این مربوط به تاریخ پیشاشهید رئیسی است و با حضورِ شهید رئیسی افق دقیقتری جهت ادامه انقلاب در امور اجرایی پیش آمد که تصور بنده آن است که با دکتر جلیلی ادامه این امر ممکن است. موفق باشید
سلام استاد: آیا شما تضمین می کنید که اگر اصلاحات سمت غرب بره داره آخرین نفس هاش را میزنه؟ اگر این مردم ما هستند که با رسانه ها براشون مسائل را وارونه میکنند و مردم دوباره به همین ها رای خواهند داد و هر اتفاقی هم بیفته همونجوری که در مناظره ها نظر داشتیم خیلی راحت هر چیزی که خواستند می گویند چون روی جهل مردم خیلی خوب حساب باز کردند و این مردم هم با جان دل پذیرایشان خواهند بود. استاد مسئله اینجاست اگر ما قرار است اجازه بدهیم مردم خودشان فکر کنند که ۱۴۰۰ این اتفاقات افتاد و فکر نکردند که اگر می کردند امروز دیگه این اشتباهات تکرار نمی شد و اگر قرار است که اشتباه کنند تا کی و تا کجا؟ به نظرتون همه این اتفاقات از اون اول تا به اینجا بهونه خدا نیست؟ اگر جواب بله یا نه هستش چرا؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده نباید تلاشهای ارزشمندی که شده است که حتی در دل آن سیاهنماییها منجر به حدود ۱۴ میلیون رأی به آقای جلیلی شد، مورد غفلت قرار گیرد و این حکایت از آن دارد که میتوان تلاش کرد تا سطح فهم جامعه ما رشد کند. ما کوتاهیها و تنگنظریهایی داشتهایم که بهانه شد تا عظمتهای حضور تاریخی انقلاب اسلامی درست دیده نشود. موفق باشید
سلام و احترام محضر استاد معظم: لطفا منبع و سند حدیث شریف زیر را بیان کنید. حدیثی در مورد محبت علی علیه السلام روایت داریم؛ «سَأَلَ رَجُلٌ رَسُولَ اللَّهِ (ص) عَنْ عَمَلٍ یَدْخُلُ بِهِ الْجَنَّةَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (ص) صَلِّ الْمَکْتُوبَاتِ وَ صُمْ شَهْرَ رَمَضَانَ وَ اغْتَسِلْ مِنَ الْجَنَابَةِ وَ أَحِبَّ عَلِیّاً (ع) وَ ادْخُلِ الْجَنَّةَ مِنْ أَى بَابٍ شِئْتَ فَوَ الَّذِى بَعَثَنِى بِالْحَقِّ لَوْ صَلَّیْتَ أَلْفَ عَامٍ وَ صُمْتَ أَلْفَ عَامٍ وَ حَجَجْتَ أَلْفَ حَجَّةٍ وَ غَزَوْتَ أَلْفَ غَزْوَةٍ وَ أَعْتَقْتَ أَلْفَ رَقَبَةٍ وَ قَرَأْتَ التَّوْرَاةَ وَ الْإِنْجِیلَ وَ الزَّبُورَ وَ الْفُرْقَانَ وَ لَقَیتَ الْأَنْبِیَاءَ کُلَّهُمْ وَ عَبَدْتَ اللَّهَ تَعَالَى مَعَ کُلِّ نَبِى أَلْفَ عَامٍ وَ جَاهَدْتَ مَعَهُمْ أَلْفَ غَزْوَةٍ وَ حَجَجْتَ مَعَ کُلِّ نَبِى أَلْفَ حَجَّةٍ ثُمَّ مِتَّ ...
باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر میکنم خودتان با رجوع به فضای مجازی بتوانید مطلب را پیدا کنید. موفق باشید
سلام استاد: در رابطه با وقایع اخیر و شهادت ریس جمهور عزیز در دلم غم هست ولی گریه م نمیاد. در رابطه با سوختن احسان و دخترش در ماشین باهاشون صحبت کرده بودم. سرشار از عشق و لذت بودم و عشق رو فقط درون خودم نمیدیدم همه جا پر از عشق بود. از نقشه ای که براشون کشیده بود از سلیقه ش و فکرش از علمش از طرح و برنامه ش از صبرش از موفقیت سنجی حادثه از... و در نهایت از طرحی که برای پاکسازی اونها کشیده بود (به نظر من) لذت میبردم ولی برای رییسی غم در دلم هست ولی لذت وعشق نه کاملا بهش اعتماد دارم به طرح و برنامهای که ریخته اصلا نگران آینده نیستم نمیپرسم چرا چرا. میگم خوب بعدش چی میشه و انتظار سوپرایز شدن رو از طرفش دارم چون وقایع رو میتونم دست او در کاره حالا هرچه واقعه شدید تر انکار دستش رو پیدا تر میبینم و از این لذت میبرم چون خودش رو بی لباس نشون میده میبینم که دوستان گریه و زاری میکنند و در غزل حافظ هم. پس من چم شده. نکنه اشتباه رفتم. قضیه چیه. قسی القلب شدم آیا؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: در این مورد میتوان به ورقی از تاریخ در بستر توحیدی که در این زمانه ظهور کرده؛ اندیشه نمود. حال گاهی در نظر به صفحهای است که گشوده شده و ما احساس نزدیکی میکنیم و عزمی در ما طلوع میکند، و گاهی افقی گشوده میشود و طلبی عرشی پیش میآید و اشکی جاری میشود. مهم آن است که متوجه باشیم در شخصیت شهید رئیسی این مائیم و آیندهای که با عزمهایی بلند در پیش است. و حکایتِ باز رئیسی از او به گوش میرسد. موفق باشید
«السلام علی الحسین و علی علی بن الحسین و علی اولاد الحسین و علی اصحاب الحسین» سلام خدمت استاد طاهرزاده: بار ها به روضه امام حسین فکر کرده ام و اینکه روضه باید چگونه باشد دیدم کارخاصی نیاز نیست انجام داد همین ذکر مقاتل و ... کافی هست. گویا در هر داستانی ما باید خودمان را در درون داستان بیابیم برای ما داستان کربلا را بارها گفتته اند اما در کربلا حاضر نشده ایم یا حاضر شده ولی من هایی که برای خود ساخته ایم متذکر نمیشوند چگونه افق حضور در کربلا را با شنیدن روضه بگشاییم؟ میدانیم که انقلاب اسلامی تاریخ کنونی ما از گذشته یعنی کربلا آمده و برای حضور در این تاریخ باید به گذشته توجه کرد تا در آینده ای که دوباره می آید حاضر شد و برای توجه به گذشته باید آینده را یعنی عالم بقیت اللهی را مدنظر قرار داد. (شاید این نکته کمکی نکند اما به ذهنم رسید بیان کنم)
باسمه تعالی: سلام علیکم: نکته خوبی است. اساساً حضرت اباعبدالله «علیهالسلام» طوری در صحنه کربلا حاضر شدند که همه انسانها در انسانیت خود نسبت به آن حضرت احساس یگانگی میکنند و عزاداری و روضه برای آن حضرت به معنای حضوری است که ما در نسبت با آن حضرت، امروز و فردای خود را زنده و بزرگ نگه داریم. موفق باشید
سلام و ادب خدمت استاد عزیز: الحمدللّه، چند سالی است که از عنایت آقا و مولایمان امام حسین (ع)، به ما اجازه داده اند قدری در فضای اربعین تنفس کنیم؛ از حضوری که در مشایه می توان چشید تا عرصه خدمت رسانی به زائران حضرتش در مواکب. از اربعین گفتن و از اربعین نوشتن، حقیقتا هم نشاط بخش روح است و هم امری ناممکن. قلم و بیان الکن است از به ظهور آوردن معنایی که فقط در این فضا می توان چشید. به راستی اگر اربعین نبود چگونه می توانستیم فرداهای آمدنی را حتی تصور کنیم؟ اجمالی است که هر چه پیش می رود بیشتر و بیشتر جهان آمدنی را در پیش چشمانمان به تفصیل می کشاند. مطلبی که در ادامه خدمتتان عرضه می شود ناظر به موکبی به نگارش درآمده که در آن مشغول به فعالیت هستیم و البته قامتی کوتاه در برابر فهم بلند همه عزیزان عرصه اربعین دارد. اربعین صحنه تجلی و جوان امروز هم اهل به ظهور رساندن آنچه در پیش خود می یابد است، لذا جوانی ما را بر ما ببخشایید و ما را از رهنمون های پدرانه خود بهره مند کنید. لینک مطلب ارائه شده : موکب و بودنی که در پیش است. https://drive.google.com/file/d/1wHc9XokSto4y195lffURmxhAV6d3_Isn/view?usp=drive_link
باسمه تعالی: سلام علیکم: همانطور که میفرمایید این مائیم و اربعینِ این سالها و جهانی به وسعت همه ابعاد انسانی که یکجا جمع شدهاند تا انسان، حقیقتاً در همه بهشتها حاضر شود. چه خوب در اثری که تنظیم کردهاید، حال و هوای ما را اربعینی کردید تا باز «ایمان» و باز حیاتی دوباره، هرچند که به راحتی در دسترس نیست و گویا آنگاه که رسیدهاید، چه اندازه «هنوز نه!». آری! «که عنقا را بلند است آشیانه». موفق باشید
سلام: همیشه یک ترس از امتحانات الهی دارم که مانع از لذت بردن از زندگی و خللی در روند زندگی برای من ایجاد کرده چگونه می تونم بر این ترس غلبه کنم؟ حتی در مطالعه زندگی نامه بزرگان و امتحانات الهی را که با آن مواجه شدند دچار خوف و ترس شدیدی میشم.
باسمه تعالی: سلام علیکم: در مسیر دینداری و توحید، اگر هم امتحانی پیش آید برای رشد و تعالی است و هرگز نباید این امور ما را از زندگی و لذات شرعی باز دارد. موفق باشید
سلام علیکم و ادب فراوان: حاج آقا من مدتی است که خیلی در فشارم و تقریبا دارم از غصه دق می کنم. برای اینکه تعدادی آدم دیدم که ابدا حلال و حرام براشون مهم نیست. راحت حرام خوری میکنن. واقعا تحمل این همه ظلم و فساد رو ندارم. خواستم به شما بگم شاید کمی آرام بشم. آیا میشه اطمینان داشت که شرشون به خودشون باز می گرده؟ خدا چجوری از مظلوم و از کسی که ایمان آورده بهش دفاع میکنه؟ انتظار چه کمکی باید از خدا داشته باشم؟ خیلی لطف میکنید و ممنون میشم اگر بگویید اولا آیا شرشون به خودشون بر می گرده؟ و ثانیا در مواجهه با ظلم انتظار چه گشایش و کمکی از خداوند داشته باشم؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. اتفاقاً آنها هماکنون در حال ایجاد زمینه نابودی خود هستند، از آن جهت که خداوند مسلّم انتقام میگیرد زیرا اینان متوجه نیستند که چگونه شهدای ما برای برپایی این نظام خون خود را فدا کردهاند. ۲. اینجا است که باید بدون عکسالعملهای تند، صبر و انتظار پیشه کرد. موفق باشید
سلام استاد: وقتی ارون بوشنل خودش رو به اتش میکشد در واقع حرکتی استشهادی برای بیداری انسانها انجام داده و اسم خودکشی از روی عملش برداشته میشود حال اگر زنی مسلمان مورد تهاجم و تعرض دشمن، اجنبی و حتی یک انسان هوس باز در غیر شرایط جنگی یا جنگی قرار بگیرد او نیز برای حفظ شرافت خود اجازه دارد خودکشی کند تا دیت نامحرمی به او نرسد یا اسلام چنین اجازه ای را به او نمیدهد و اگر نمیدهد وظیفه اش چیست؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: در موضوع حکم فقهیِ قضیه باید فقیه نظر بدهد. ولی ظاهراً آنطور که در ذهن دارم چنین امری پیش آمده که خانمی وقتی خطر آن چنینی را احساس کرده، به نحوی خود را از بین برده است. موفق باشید
