سلام استاد: چرا نام امام علی و واقعه غدیر در قرآن نیامده؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: با توجه به اینکه بحث در این مورد مفصل است؛ خوب است به کتاب «مبانی نظری نبوت و امامت» که روی سایت هست، رجوع فرمایید. موفق باشید
با سلام و تحییت خدمت شما استاد طاهرزاده: چه موقع فرج برای پیامبران پیش آمد؟ و چه مسيري طی شده تابه فرج برسند در مورد حضرت نوح و موسی؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: مواردی نیست که امثال بنده چیزی از آن بدانم. موفق باشید
سلام وعرض ادب: استاد خدا طبق عین ثابته و انتخاب اولیه، وجود میدهد حالا اگر انتخاب اولیه من این بوده باشد که یک انسان کافر باشم، خب خدا طبق همان برایم اتفاقات را پیش می آورد، اما شما گفتید ما با استفاده از انتخاب و اختیاری که الان داریم میتوانیم باز انتخاب کنیم، آیا میشود منی که عین ثابته کافر شدن داشتم با انتخاب هایم در این لحظه انتخاب اولیه عین ثابته ام را تغییر دهم؟ احتمالا پاسخ شما مثبت است اما اگر میتوانم پس چرا در روایتی گفتید حضرت علی به یک نفر گفت تو یک روزی پرچم دار کفر میشوی، این کار را نکن، اما میکنی، آیا این به این معنی نیست که اگر انتخاب فرد در آن لحظه این باشد که در مسیر کفر نرود اما باز میرود؟ پس یعنی اون عین ثابته و انتخاب اولیه غلبه دارد بر انتخاب های ما؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: حضرت«علیه السلام» به آن فرد یعنی ابن ملجم با توجه به انتخابی که می کند خبر دادند. موفق باشید
سلام و درود خدمت اللهم عجل لولیک فرج به حق زینب کبری سلام الله علیها یک سوال ذهنم را مشغول کرده شاید از نظر شما بچه گانه باشد ولی در سوره حجر اگر اشتباه نکرده باشم نسبت به سوره خداوند متعال میفرماید به همه گفتیم بر آدم سجده کنند همه سجده کردند الا ابلیس خلاصه به این میرسیم که که شیطان رانده شده میگه بار الها حال که مرا گمراه کردی به من وقت بده خداوند میفرماید از مهلت یافتگانی سوال من این جاست مگر خداوند گمراه میکند؟ چرا خداوند گمراه میکند؟ آیا به نظر شما چرا شیطان سید عرفا است؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: همانطور که ملاحظه میکنید این شیطان است که اغواء و گمراهی خود را به خدا نسبت میدهد. در حالیکه خداوند او را دعوت به سجده برمظهر اسمای الهی کرد. موفق باشید
در عباراتی نظیر لیس فی جبتی الا الله، سبحانی ما اعظم شانی و... ، اگر منظورشان ذات حق بوده که هیچ، اگر منظورشان اسم الله بوده، نبی خدا صلی الله علیه و آله و ائمه ی معصوم به چنین ادبیاتی سخن نگفتند بلکه در مجازات قائلین به این جملات و اجرای حدود بر آنها چرا حضرات تفکیکی میان ذات و اسم نکردند؟ و چرا صوفیه اصرار دارند اینگونه شطح بگویند و چرا عده ای اصرار دارند این ادبیات را در جامعه ترویج دهند؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: اساساً این نوع سخن گفتنِ عرفا که جنبه اشاراتی دارد، باید با فکر و فرهنگ خودشان فهمیده شود و به اصطلاح به جنبه تأویلی آن سخنان نظر کرد از آن جهت که بعضاً واژهها وسعت خود را به جهت روزمرّهگیها از دست میدهند. و به همین جهت جناب حافظ در گزارش احوالات معنوی واژه «میّ» را انتخاب میکند. موفق باشید
با سلام: من در حیاط خانه نشسته بودم. یک گربه دیدم. به درخت داخل حیاط خیره شدم. درنتیجه به اسم حی منتقل شدم. یک مورچه مرده بود. به اسم ممیت منتقل شدم. صداهایی در اطراف خودم شنیدم. به اسم سمیع منتقل شدم. من با چشمم چیزهایی دیدم به اسم بصیر منتقل شدم. و... آیا مطالب بالا را درست درک کرده ام؟ با تشکر!
باسمه تعالی: سلام علیکم: این موارد مربوط به خود شخص است ما نمیتوانیم ورودی داشته باشیم. موفق باشید
با سلام: در جمله « من میبینم »، آیا درست است که بگوییم: کلمه من، حضور نفس را میرساند و کلمه میبینم، ظهور نفس را می رساند؟ با تشکر!
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! در هر حال، نفس در صحنه است. موفق باشید
با سلام و عرض ادب: یک سؤال ذهنم رو درگیر کرده. اگر قشری در یک جامعه احساس کنند که عقل کل هستند و همه جریانات باید بر اساس تفکرات این جامعه (که غالبا متحجرانه و سنتی است) پیش برود؛ این جامعه در نهایت به کجا خواهد رسید؟ علت عمده تنفر مردم عادی از قشر به اصطلاح انقلابی و بسیجی همین رفتارهای از بالا به پایین این افراد است. هیچ گشایشی در خود ایجاد نمی کنند. همین که فکر می کنند بر حق هستند، باعث شده است که رشد اندکی داشته باشند و بقیه مردم را جز عده ای جاهل نبینند. ببینید من میدانم که انقلابی اصیل تنها امام خامنه ای (مدظله العالی) و کسانی شبیه شهید رجایی و شهید قاسم سلیمانی و شهید مطهری (رحمة الله علیهم) هستند؛ ولی کسانی که سنگ این افراد را میزنند در سنت غرق شده اند متاسفانه. سر رأی دادن به جلیلی یا پزشکیان، افرادی که حامی پزشکیان بودند را جاهل خطاب کردند و ضد انقلاب و غیره و غیره؛ با این درصد از خود برتر بینی چه امیدی به این قشر هست؟ جوانان دانشگاهی از این قشر متنفرند، چرا؟ چون خودشان را، تفکرشان را، عقیده شان را برتر می دانند. خود را عقل کل می پندارند. این یک اختلال بزرگ در جامعه ماست! چگونه حل شود و چگونه مردم از این افراد افراطی عبور کنند؟ با تشکر
باسمه تعالی: سلام علیکم: انسانهای متدیّن، انسانهایی هستند که در عین رعایت دستورات دین، نسبت به بقیه گشوده اند و دلسوز دیگر افراد میباشند و در اینکه بعضی از افراد به ظاهر متدین چنین نیستند، حرفی نیست ولی از تبلیغات دشمن نیز نباید غفلت کرد که حرکت بعضی از افراد به ظاهر متدین را برجسته میکنند و به بقیه سرایت میدهند تا موجب چندگانگی بین افراد جامعه شوند. راهِ حل قضیه آن است که ما به خود آییم و تصوری که دشمنان ما از ما ایجاد کردهاند را از بین ببریم. ملاحظه نمودید که متأسفانه آقای پزشکیان طوری نسبت به آقای جلیلی سخن گفتند که حقیقتاً چنین نیست هم چنان که عرض شد، آقای دکتر جلیلی شخصی است که با عرفان به خصوص با عرفان حضرت امام آشنایی خوبی دارند و عموما چنین افرادی انسان های گشوده ای هستند https://eitaa.com/soha_sima/3979 موفق باشید.
سلام استاد گرانقدر: چرا نصف مردم در انتخابات شرکت نکردند؟ و چرا نصف بیشتر رای دهندگان با وجود سابقه دولت قبل باز هم به قهقرا برگشتند؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: می دانید که در این مورد سخن بسیار گفته شده و موضوع، امری نیست که در حدّ یک سؤال و جواب بگنجد. موفق باشید
با سلام: با توجه به اینکه همه ما میدونیم آقای جلیلی در جبهه حق بودن رابطه ما با رای دهندگان به پزشکیان چگونه باید باشد؟ یا حتی سالهای قبل دهه محرم در هییت هایی عزاداری و فعالیت کردیم که الان میبینیم رای به پزشکیان دادن آیا به صلاح است ما همچنان رابطمون رو ادامه بدیم یا کاملا مخالفت خودمون رو با قطع رابطه نشون بدیم؟ ممنون از وقتتون
باسمه تعالی: سلام علیکم: عرایضی در شب گذشته به عنوان نگاه به کربلا و تاریخی که در کربلا شروع شد عرض شد امید است کمکی باشد برای هرچه بیشتر نسبت به درک تاریخی که در آن حاضر هستیم. https://eitaa.com/matalebevijeh/17133. موفق باشید
سلام و عرض ادب خدمت استاد بزرگوار: سوالی داشتم از خدمت شما. من جدیدا به جایی که نگاه می کنم پلک که میزنم همان چیزی را که دیده ام را می بینم یه حالتی است که مثل اینکه چشم من مثل دوربین عکاسی عمل می کند این حالت طبیعی هست یا غیر طبیعی؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: نظر خاصی ندارم پیشنهاد میشود کتاب «ده نکنه در معرفت نفس» و شرح صوتی آن را که روی سایت هست، دنبال بفرمایید. موفق باشید
گویی در بن بستی هستم نمیدانم که بایستی به ذهن گوش کرد یا به قلب یا هیچکدام. اصلا تا به الان به چه چیز گوش دادهام؟ به این فکر میکنم که خودم کجایم؟ همینجا؟ چگونه میتوانم ببینمت ای جان؟ در کدام سو از وجودم تو را بیابم؟ چگونه تو را همراهی کنمت؟ دلم برایت تنگ است و گویی میجویمت میخواهمت و در پیات هستم تا بیابمت تا بلکه با یافتن کمی بتوانم بروم کمی بتوانم خود را دریابم در زندگی خستهام از دنیا و از هر چیزی خستهام از سختیهای زندگی توانم بریده و صبری برایم نمانده نمیدانم در زندگی شخصی چه خواهم کرد چه میخواهم چه نمیخواهم اصلا چه میتوانم بکنم در وضعیت و شرایطی که هستم؟ همه من را میخواند و من نمیدانم کجایم گویی که در سرم سنگی گذاشتهاند آنقدر که سنگین است گویی که هیچ چیز مهم نیست اما در عین حال در دل تمنایی هست به راستی چگونه میشود به این تمنا پاسخ داد؟ چگونه میشود رفت بدون آنکه در این راه ماند؟ چگونه میشود رفت که حتی اگر جایی هم ماندی این ماندن خودش برای خودش رفتنی را در پی داشته باشد میدانی دو دلم نسبت به همه چیز. در دلم غوغایی به پاست که نمیدانم این را چگونه به راه برسانم نمیدانم چگونه با او تا کنم تا راه را بیابد و حرکتی را بردارد حرکتی که اول در وجود خود شکل گرفته باشد حرکتی که برایم چیزی در میان بگذارد اصلا از خود میپرسم چیزی در خودت داری؟ داری چگونه میروی؟ چگونه قدمی برمیداری؟ چگونه حرکتی را به پیش میبری؟ آیا خودت هم هستی؟ یا فقط این کار را انجام میدهی بدون اینکه خودی در میان باشد اصلا به من بگو که چگونه انتخابش کنم؟ اصلا چگونه چیزی انتخاب میشود؟ دست من هست آیا؟ کجا هستم؟ اصلا میشود از اینهمه شک، نگرانی و .. در آمد؟ چگونه؟ به کجا بنگرم؟ به چه بنگرم؟ همه اینها واقع است و نه وهم و نه بهانه نیست. اینکه خستهام بهانه نیست. اینکه دیگر نمیتوانم شرایط را تحمل کنم بهانه نیست. اصلا به من بگویید با وضعیتها و شرایط باید چه کنم؟ تحمل؟ صبر؟ چگونه بروم در این وضعیت و تحمل؟ با گیجی؟ با سردرگمی؟ اصلا یک چیز دیگر! چگونه ببینم اینها را؟ شرایط و وضعیت را چگونه بگذرانم؟ میدانی! شاید بگویی با تحمل آن را ببین یا اصلا بگویی با چیزی که درون خودت است آن را ببین اما من میگویم با چه ببینم چگونه ببینم؟ چگونه ببینم که بتوانم بروم حتی اگر مصیبت عظیمی هم گردنگیرم باشد؟ چگونه؟ میخواهم آنچه که در سینه ام خفته است را ببینم.
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! این اولِ راه است آنگاه که انسان بخواهد با قدمی بلندتر در نزد خود حاضر شود به همان معنایی که جناب حافظ فرمود: «چه عشق آسان نمود اول ولی افتاد مشکلها»، به همان معنای سوبژهشدن انسان برای خود در عین حضوری بس متعالی. در جلسهای که اخیراً خدمت رفقا برقرار شد تحت عنوان «کدام رئیس جمهور و حضور در کدام آینده؟» https://eitaa.com/matalebevijeh/17011 خارج از موضوع سیاسی آن جلسه که در رابطه با شخصیت آقای دکتر جلیلی بود؛ معنای سوبژگی انسان و نحوه عبور او در رابطه با انتخابی به وسعت تاریخ، نکتهای بود که به نظر میآید بتواند افقی در مقابل نکاتی که با آن روبهرو هستید، بگشاید. موفق باشید
سلام استاد: احوال عجیبی است وقتی من و امثال من به آقای رییسی رای دادیم اما ارادت خاصی بهش نداریم، نقد هم داریم فقط میدونیم کارهای خوبی کرده، از عصری که گفتند گم شده هول عجیبی پیدا کردم شب شاید دو ساعت خوابیدم همش منتظر خبر بودم خدا میداند بعد از شنیدن خبر شهادتشان تا چند روز چه به من گذشت. این چه احوالیست؟ چرا قبل اینکه ایشون دچار این سانحه بشند، چنین ارادتی نسبت به ایشون نداشتیم؟ اگر تلویزیون بیشتر از خدمات ایشون میگفت یا به نحوی مطلع میشدیم این حال بی تفاوتی قبل شهادت باز هم بود؟ یکدفعه چه رخداد که خبر مفقود شدنشون اینقدر منقلبمون کرد؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده اینطور نوشتم: کجا است آن قلمی که گزارشگر قلبهایی باشد که در این دروان حقیقتاً متوجه نظر به حقیقتاند، در آینه شخصیت مردی که وقتی در آن صبح، خبر شهادت او را دادند؛ صبح بیداریِ وجدانهایی شد که از داشتن آن غافل بودیم؟!! داشتههایی که تنها در نسبت با انسانهای بزرگ و معنوی آشکار میشود. انسانهایی که اشاره به حقیقت دارند. آری! حقیقتی که تنها در آینهها ظهور میکند و ما فهمیدیم وعده «سَنُقْرِئُكَ فَلَا تَنْسَى» چه وعدهای است و خبر از چه میدهد. آیا شهید ابراهیم رئیسی بزرگ حکایتی از حکایتهای حقیقت این دوران نبود و نیست؟!! و آیا حکایتِ «باز شهید رئیسی» از او به گوش نمیرسد؟!! گویا وجدانهای تاریخیِ مردم ما متوجه کسی بود که اینچنین باشد که شهید آیت الله رئیسی بود و با خبر شهادتش معلوم شد آنچه ما در این تاریخ در پی او بودیم، کسی جز آن مرد نبود و حال مائیم و راهی که با آن شهید پیدا شد. موفق باشید
با سلام: بر اساس آنچه که در پاسخ ۳۷۵۴۹ دادید. آیا با عدالت خدا سازگار است که آن طفل بدون امتحان در دنیا به مقامات معنوی برسد و به بهشت برود ؟! با تشکر!
باسمه تعالی: سلام علیکم: با توجه به عین ثابته آن طفل، آنچه در جان خود او و در اراده اولیه او هست، او را جلو میبرند. موفق باشید
سلام علیکم! فرض کنیم من رفتم بهشت. آخرش چی؟ آیا نعمات بهشت دلم رو نمیزنه؟ میگن اونجا گرسنگی و تشنگی و. .. نیست. خوب وقتی تشنه نیستی لذت آب خوردن چی میشه؟ وقتی گرسنگی نیست لذت خوردن چی میشه؟ اونم حیات و زندگی که آخر نداره! وقتی که بهشت فقط یه رنگه. اونم فقط رنگ خوشی. گیرم که بگی لقای خدا! لقای ذات که محاله. بگی لقای اسمای خدا آخرش تا کی؟ اینکه پایانی برای زندگی آخرت نیست و مرگی نیست هم خوبه هم بد. اگه اونجا هم روزمرگی در بهشت باشه، خودش نوعی مرگه. تا وقتی توی دنیا هستی طمع بهشت و ترس از جهنم انسان رو به حرکت در میاره. اما در آخرت چی! آخرتی که آخر ندار چی میشه؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! این تصورات از بهشت که میفرمایید به معنای همین دنیا میباشد و مسلّماً مطلوب فطرت هیچ کس نیست. عرایضی که در شرح سوره واقعه شده میتواند مقدمهای باشد برای فهم حضوری که به نام بهشت برای اهل ایمان در پیش است. اشارهای نیز در جلسه اخیر «یا هشام» در رابطه با معنای حضور در بهشت، شده است میتوانید نظری به آن بیندازید. موفق باشید
https://lobolmizan.ir/sound/689?mark=%D9%88%D8%A7%D9%82%D8%B9%D9%87و
https://eitaa.com/matalebevijeh/16610
سلام: درمان بدبینی و سوء ظن و همین طور حسادت رو میفرمایید؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! باید به انسانیتِ انسانها نظر کرد و تا میتوانیم متوجه انگیزههای اصیل آنها باشیم تا آنجایی که رهبر معظم انقلاب حتی اکثر آنهایی که کشف حجاب کردهاند را مغرض نمیدانند. ناآگاهانی هستند که باید آگاهشان کرد.
حسادت یعنی انسانها نسبت به امکاناتی که خداوند به دیگران داده، حساس باشند. غافل از آنکه اگر او مصلحت آنها را در داشتن آن امکانات میدید به آنان نیز میداد. باید راضی باشند به آنچه خداوند برایشان مقدّر و مقرر کرده است در عین تلاش مناسب. موفق باشید
سلام و عرض ادب محضر استاد بزرگوار: استاد، سالهاست که دنبال این پرسش هستم ولی جوابی که قلبم آروم بگیره رو پیدا نکردم. سوالم این هست: هدف خداوند متعال از خلقت ما چی هست؟ پیشاپیش از بذل لطف شما برای پاسخ پرسش حقیر، متشکرم
باسمه تعالی: سلام علیکم: این نکته که میفرمایید موضوع مهمی است و در همین رابطه بود که در کتاب «آشتی با خدا» یکی از مباحث به همین نکته اختصاص داده شدhttps://lobolmizan.ir/book/69?mark=%D8%A2%D8%B4%D8%AA%DB%8C%20%D8%A8%D8%A7%20%D8%AE%D8%AF%D8%A7 . موفق باشید
سلام استاد عزیزم: مشکلی برای من بوجود اومده و میخام چله مسجد جمکران بردارم که مشکلم حل بشه به اذن الهی و نظر و عنایت آقا صاحب الزمان. میشه در مورد کیفیت چله مسجد جمکران و اینکه چطور و چه زمانی باید انجام بشه راهنمایی کنید؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: در این مورد تجربه و یا علم خاصی ندارم. موفق باشید
با سلام! شما میگویید که خدا همزمان هم ظاهر است و هم باطن. خوب قاعده اجتماع ضدین محال است، در اینجا جاری است. پس نتیجه آن اینکه سخن شما خلاف عقل و مردود است. لطفاً توضیح بفرمایید! با تشکر!
باسمه تعالی: سلام علیکم: شرح سوره «حمد» حضرت امام خمینی، نکات خوبی را در این مورد به میان آورده است مبنی بر آنکه در افق توحید در میدانِ «ظهور»، «بطون» نیز مدّ نظر است و با نظر به «بطون»، «ظهور» مدّ نظر میآید. امیرالمؤمنین (ع) می فرمایند: «مَعَ كُلِّ شَیْءٍ لا بِمُقارَنَةٍ، وَ غَیْرُ كُلِّ شَیْءٍ لا بِمُزایَلَة» «او با هر شیئ هست، اما نه به مقارنه و این كه عین آن شیئ باشد، و غیر هر شیئ ای است اما نه به دوگانگی، كه جدای از آن شیئ باشد». آری! «خداوند با همه اشیاء و با همه فیض های خود هست، اما نه به یگانگی، و از آن ها جدا است، اما نه به دوگانگی» برای تقریب به ذهن، مثل صُوَر ذهنی ما و خود ما، كه نه آن صور ذهنی عین ماست و نه جدای از ما است. موفق باشید
سلام علیکم. ببخشید باعث مزاحمت هستم با سوالات پیش و پا افتاده و تکراری ام. سوال اول، استاد، برای ورزش شما در کتاب جوان علاوه بر تمرکز اشاره ای هم به نظم در حرکات ورزشی داشته اید. منظور از نظم رو میخواستم بهتر متوجه بشم. سوال دومم در همین رابطه اینکه آیا در ورزش های تمرکزی با هدف تسلط بر بدن اساسا زیاد کردن شدت حرکات ورزشی یا اضافه کردن تعداد یک حرکت مثلا بعد از یک سال ورزش جایگاهی داره؟ یا اینکه ممکنه حرکت ورزشی کم فشاری هم داشته باشیم اما با همان تمرکز میشود به نتایج لازم رسید.
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- کتاب «ذِن در هنر کمانگیری» در این مورد نکات خوبی دارد که چگونه تمرکز در حرکات، نقشآفرین است 2- آری! مانند یوگا که حرکات آن زیاد نیست ولی در آرایش بدن مؤثر است. موفق باشید
ابلیس به آدم گفت میوه ممنوعه را بخور! باید اولا پرسید چرا صدای ابلیس را شنید و سخن ابلیس او را به تصمیماتی رساند سپس پرسید چرا تزلزل درونی آدم در خواسته ای از زبان همسرش او را به نتیجه رساند؟ جواب هر دوی این ها در یگانگی آدم با ابلیس و حوا می باشد، آدم هر دوی آنها را در خود داشت و آنها هر دو ظهورِ نَفسِ حضرت آدم بودند؛ آدم خودش انسان و شیطان است ما خودمان انسان و شیطانیم این ما هستیم که از شرق تا غرب بهترین و بدترین حاضریم تنها راهِ حل، غلبه بر شرق و غرب خود است . حال نمی پرسی چگونه می توان غالب بود که جاودان باشی و «حقیقت» تو را اصلیت؟ اسرائیل و آمریکا خودِ ما هستند همانطور که فلسطین و یمن و حزب الله خودِ ماییم آگر ما این واقعیت را می پذیرفتیم دیگر برای سلوک مان دچار زمین گیری و کُندی و خودخواهی و اکثر خطاها نمی شدیم و از بزرگ شدن نمی هراسیدیم، خودِ بزرگ شدن لازمه ما برای سلوک بشرِ آخر است. من این جملات را در حالی یافتم که از شرق تا غرب خود یعنی آمریکا تا انقلاب اسلامی قرار گرفتم تا فهمیدم.
باسمه تعالی: سلام علیکم: همینطور است. بیحساب نیست که به ما فرمودهاند: «در تو نمرودیست در آتش مرو / رفت خواهی اول ابراهیم شو». موفق باشید
سلام علیکم: در روایت میفرماید که در محضر عالِم ساکت باشد تا خود عالم به تو چیزی بگوید. آیا نمیشود گفت که طبیعت هم به عنوان یک عالِم همینگونه هست یعنی انسان برای تفکر در طبیعت باید در انتظار سخنی باشد تا خود طبیعت با انسان صحبت کند که شاید این به واسطه قوه حدس باشد؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر میآید نکته خوبی است. موفق باشید
سلام عرض شد استاد: وقتتون بخیر باشه. بنده در این چند وقته از درس های مدرسه خسته شده ام و به دنبال علم ینفع می گردم که آن را در مباحث از قبیل مباحث شما و لمس کردن حقیقت و ارتباط با آن جستجو میکنم و همین باعث شده که دیگر انگیزه ایی به حفظ کردن و خواندن درس برای امتحان نداشته باشم و همین در نمراتم هم نیز تاثیر گذاشته است درس های مدرسه برای بنده بی معنا شده است ولی با این حال به دانستن و فهم آن به عنوان دانش علاقه دارم و نه به عنوان خواندن و امتحان دادن و نمره گرفتن و از محیط مدرسه نیز بنا بر دلایلی عمومی و اتفاقاتی که در اکثر مدارس در بین بچه ها می افتد و نبود سواد کافی در مورد مباحثی از جنس مباحث شما، آزار میبینم حال با این وجود آیا اگر در فضای حوزه قرار گیرم می توانم به علمی ینفع دست پیدا کرده و در محیطی که جنس اش از جنس مباحث شما و ارتباط با علوم و حقیقت و آدم هایی با تفکری از جنس تفکر خود آشنا شوم و به تکلیف خویش در این زمان عمل کرده ام و راه خوش عاقبت به خیری که حضرت آقا فرمودند خوب درس خواندن یکی از آنها است دست پیدا میکنم یا خیر؟ و آیا از طریق حوزه بهتر می شود در زمان آینده ای که من حضور خواهم داشت خدمت کرد یا از طریق درس های مدرسه؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: دروس مدرسه کمک میکند تا ما در جهانی که در این زمانه در آن به سر میبریم حاضر شویم و جایگاه آن دروس از این جهت ارزش خود را دارد و باید جدّی گرفته شود ولی هرگز نباید نسبت به آن علوم محدود شد. میماند حضور در حوزه علمیه که آنهم جای خود دارد و بستگی به خود انسان دارد که اگر علاقهمند به آن علوم باشد، آنجا میدان حضوری است که ما را تا انس با معارف عالیه قرآنی جلو میبرد. موفق باشید
سلام وعرض احترام به استاد گرامی: استاد یه مطلبی برای من سوال شده در کتاب طرح کلی اندیشه اسلامی حضرت آقا: استاد در جلسه ۵ آیه «والله یهدی من یشاء الی صراط مستقیم» ... خدا رهنمون میشود هر که را بخواهد به سوی راه راست. برای من سوال هست آیا در هر امری اول اراده خداست بعد اراده ما یا نه اول اراده ماست بعد خدا؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! ابتدا اراده و توجه حضرت ربّ است به عبد، حال اگر دلِ عبد را آماده دید، خداوند توجه خاصی در راستای هدایت او به میان میآورد. در همین رابطه فرمودهاند توبه عبد، بین دو توبه ربّ قرار دارد. موفق باشید
با سلام: چرا ما زمانی که خطایی میکنیم هراسانیم که دیگران نفهمند. اما از اینکه خدا میداند هراسان نمیشویم؟ به نظر شما مشکل کجاست؟ با تشکر!
باسمه تعالی: سلام علیکم: شاید با نظر به رحمت الهی و اینکه او بیشتر از مردم ما را درک میکند؛ هراسان نیستیم. وگرنه اگر آن خطا به عنوان تمرّد باشد که سخت باید هراسان بود، هر چند که خداوند بالاخره غفار است. موفق باشید
