باسمه تعالی: سلام علیکم: وقتی معلول از نظر وجودی پرتو و تجلی علت است یعنی معلول همان علت است با درجهی وجودی نازله و این یعنی سنخیت بین علت و معلول. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: همینکه بحمداللّه دغدغهی ارائهی دین را به جوانان با رویکرد نظر به انقلاب دارید، إنشاءاللّه سرباز جبههی حضرت مهدی«صلواتاللّهعلیه» هستید. ولی عنایت داشته باشید امثال حاج آقای پناهیان عزیز هم از همین اساتیدی که به قول شما فقط حدیث میگویند استفاده کردند و لذا از آنها غافل نباشید. باید انقلابی بود و درس هم خواند و اخلاق را هم تا حدّ مکارم الاخلاق بالا برد و عجله هم نکرد، خیلی هم سخت نگیرید، محذورات مسئولان و مدیران حوزه را نیز در نظر بگیرید. همه؛ دغدغهی اسلام دارند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر ارادهی اصلی انسانها تنها و تنها رجوع به حق باشد و انگیزهی مطرحکردن خود در میان نباشد و اگر هم هست به قصد عبور از خودخواهیها، عبادت کند آرامآرام حقیقت در برابرش رُخ میگشاید و عملاً در مقابل هر حقی تواضع خواهد کرد. هرچه هست در ارادهی اصلی و نیّت اولیهی انسانها نهفته است. به قول خواجه عبداللّه انصاری: «همه از آخر میترسند و من از اول». موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در کتاب «زن؛ آنگونه که باید باشد» در قسمت «ازدواج؛ تولدی دیگر» عرایضی داشتهام. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: این کار بنده نیست، در هر صورت یا باید به کتابهای لغت رجوع فرمایید و یا به استاد ادبیات عرب. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: پس از توجه به جواب سؤال 11650، راضی باشید به تدبیر الهی. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: کتاب «انقلاب اسلامی ،برون رفت از عالم غربی» کمک میکند تا جایگاه انقلاب اسلامی را در شکلگیری تمدن اسلامی و عبور از تمدن غربی بهتر بشناسیم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: مگر بنا است ما عقلمان را دست این حرفها بدهیم؟ در کتاب «جایگاه جن و شیطان و جادوگر» عرایضی در این موارد داشتهام. خوب است به آن کتاب رجوع فرمایید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده هم همهی این سخنان را شنیدهام ولی هرکدام را در فضای خود میفهمم نه اینکه حقیقتاً این سخنان مقابل هم باشد مگر آن که رهبری عزیز به عنوان تذکر فرمودند: وظیفهی نظام اسلامی است که شرایط بهشترفتن مردم را فراهم کنند و این را بعد از سخن آقای روحانی فرمودند که آقای روحانی گفتند: مگر ما موظفیم مردم را به بهشت برسانیم؟ نه آنکه آقای روحانی در مقابل صحبت رهبری گفته باشند. به نظرم این بیانصافی است که بین سخنان مقام معظم رهبری و آقای رئیس جمهور بگردیم و سخنانی را پیدا کنیم که میشود مقابل همدیگر قرار داد، در حالیکه شخصیت آقای روحانی چه قبل از ریاست جمهوریشان و چه بعد از آن طوری نبوده که بخواهد با رهبری مقابله کنند و این غیر از سلیقهی ایشان است که برداشت ایشان از سخنان رهبری بعضاً غیر از برداشت ما میباشد. اعتقاد بنده آن است کسانیکه این کارها را میکنند سعی دارند القاء کنند مسئولان کشور مقابل رهبری انقلاباند و این کاری است که دشمنان به دنبال آناند، در حالیکه واقعاً این طور نیست. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: «وجود» در مقام خود حالتی مثل نور دارد که هیچ محدودیتی ندارد مگر آنکه آنقدر نزول کند که در نهایتِ محدودیت قرار گیرد یعنی همان مرتبهی عالم ماده 2- همینکه وجود در صحنه باشد تجلی هست و آن تجلی همان معلول است 3- هرچه وجود نازل شود محدود میشود مثل آنکه وقتی عالم عقل، که هیچ کثرتی در آن نیست نازل شود، میشود عالم مثال که کثرت دارد ولی صورتهای آن محدودیت ماده را ندارند 4- در سلوک انسانی قلب بالاتر از عقل است ولی در عالم وجود، قلب معنا ندارد 5- ائمه«علیهمالسلام» واسطهی فیضاند و از طرفی ملائکه از تجلیات وجودی ائمه هستند و از طرفی قلب انسانها محل تجلیات انوار ائمه میباشند. دو نحوه وجودند و هرکدام بر اساس نحوهی وجود خود با ائمه ارتباط دارند 6- این نزولی که برای نور قائل هستیم آن نوع نزولی نیست که در وجود پیش میآید و وجود دارای مراتب میشود، بلکه نور با تشعشعات خود مرتبهای نازلتر از وجود را به صحنه نمیآورد بلکه در تمام مراحلِ تشعشعات خود همان مرتبهای است که دارد ولی نزدیکترین حالت به عالم مجردات را دارد. موفق باشید
سلام و رحمت: سوالم درباره صبر و راضی بودن به مقدرات هست. گاهی اونچه در زندگی انسانها پیش میاد خارج از اراده و اختیار خودشون هست. مثلا یکی نمی تونه بچه داشته باشه، یا نقص عضو داره و... این شخص میتونه بگه اینها خواست خدا بوده و صبر کنه و راضی باشه بهشون یعنی همین مساله میتونه دلش رو آروم کنه یا غم هاشو کم کنه. اینکه با خودش بگه این شرایط من خواست خدا بوده من بر اون صبر می کنم خدا برام جبران میکنه. ولی گاهی هم مشکلات و سختی ها ناشی از اعمال خود انسان هست، با تصمیم اشتباه یا اعمال اشتباه شرایطی رو برای خودش ایجاد کرده که متحمل سختی شده یا موقعیتهایی رو از دست داده اینجا که دیگه اون فرد نمیتونه بگه اینا خواست خدا بوده چنین فردی چیکار باید بکنه؟ از گناهان توبه میکنیم ولی اشتباهاتی که آثار سو در زندگی آدم ایجاد میکنند رو چه باید کرد؟ چنین فردی چطور میتونه صبر کنه بر مشکلاتی که خودش درست کرده؟ چطور میتونه بابت این مشکلات از اون فشار روانی و غم کم کنه؟ که آسیب کمتری به دنیا و آخرتش وارد بشه؟ گاهی این حسرت ها و این سرزنش خود و غم ها انقدر شدید میشه که گویی تمام انرژی روحی از دست میره و آدم نمیتونه گام مثبتی برداره برای جبران گذشته یا ساختن آینده.
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. صبر در عبادات موجب میشود تا آرامآرام جهانی معنوی در مقابل انسان گشوده شود. ۲. با انجام اعمال نیک و پشیمانی از گناهانی که مرتکب شدهایم، خود به خود اثر آن گناهان محو میشود و در همین رابطه خداوند در قرآن میفرماید: «إِنَّ الْحَسَنَاتِ يُذْهِبْنَ السَّيِّئَاتِ» ۳. مگر از خدا غافلیم که خودش فرموده به نحوی آن کوتاهیها را جیران میکند و عالم دیگری را مقابل ما میگشاید با صفای خاصی که توّابین را مورد عنایت قرار داده و میفرماید: «انَّ اللَّهَ يُحِبُّ التَّوَّابِينَ وَ يُحِبُّ الْمُتَطَهِّرِينَ». موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر بخواهیم بعضی از ضعفهایی که بالاخره در بعضی از افراد جوامع جریان دارد را برجسته کنیم؛ هیچ ملتی از داشتن آن ضعفها مبرّا نخواهد بود حتی آن ملتهایی که آقای سریعالقلم با تحقیر ملت ما میخواهند آنها را در نظر ما برجسته کنند! مشکل، نگاهِ افراد غربزدهای مثل میرزا ملکمخان و آقای سریعالقلم است که اولاً: عیبهای وحشتناک بعضی از افراد جهان غرب را که حتی در امور فردی بسیار کثیف و بیادب هستند و کم هم نیستند، دیده نمیشود. ثانیاً: آنچنان این افراد از سرمایههای فکری و فرهنگیِ مردم ایران و تاریخ ایران فاصله دارند که به جای امیدواری در تاریخ معاصر که با حضور ملت در نفیِ نظام شاهنشاهی و 8 سال دفاع مقدس ظهور کرد، امید دارند ما همواره در ذیل غرب، خود را ادامه دهیم. و این مصیبت بزرگ ما است که توسط روشنفکرانِ غربزدهی ما که به قول خودشان باید عظمت غرب را باور کنیم؛ پیش آمده است. حال در نظر بگیرید که با نگاه انسانی دلسوز، صحنههایی را که ایشان دیدهاند و ملت ما را تماماً با این عینک توصیف میکنند را، تغییر دهیم و با عینک دیگری، جامعه را بنگریم. جامعهای که رانندهی تاکسی آن میلیونها پولِ جامانده از مسافر را به او برمیگرداند. جامعهای که عقلِ زنانِ خانهدارش تا آن حدّ است که میفهمد برای آزادشدن از اسارت فرهنگ سکولاریتهی غرب و تحقق نور توحید باید تنها فرزند خود را هدیهی انقلاب کند. جامعهای که وارستگان آن مثل آیت اللّه بهجتها و آیتاللّه حسنزادهها و آیت اللّه جوادیها کم نیستند و هرکدام، افتخارِ تمام بشریت در همهی دورانها میباشد، و إلی ماشاءاللّه از اینهمه زیبایی!!! اینجا است که باید به این آیهی الهی نظر کرد که میفرماید: «إِنَّما ذلِكُمُ الشَّيْطانُ يُخَوِّفُ أَوْلِياءَهُ فَلا تَخافُوهُمْ وَ خافُونِ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنينَ (175)/ آلعمران) این شیاطین هستند که دوستان خداوند را در تقابل با کفر و استکبار میترسانند، شما توجهی به آنها نداشته باشید و از استکبار ترسی به خود راه ندهید و از خداوند خوف داشته باشید، اگر مؤمنید از آن جهت که اگر نسبت خود با خداوند را با رُعبی که شیاطین ایجاد میکنند، تغییر دهید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: حیوانات در عین آنکه دارای نفس هستند و در رابطه با نفس شعور خاص خود را دارا میباشند مثل درک خود و داشتن شعورهای بدیهی، ولی تعقل به آن معنایی که در انسان هست و موجب انتخاب انسان میشود در آنها نیست، بلکه بر اساس هدایت غریزی آن کار را میکنند و آن مورچه در آن صحنه نیز با همان شعور تکوینی متوجه آن صحنه شد حتی میتوان گفت این شعور مربوط به تنها آن هدهد نبود، ولی چون در دستگاه حضرت سلیمان رفت و آمد داشت آن گزارش را آورد در حالیکه فکر میکرد حضرت سلیمان از آن سرزمین بیخبرند که این نشانهی شعور محدود آن هدهد است. موفق باشید
