«بسم رب الزهرا» زندگی و حیات ما در اقبال و ادبار غفلت و یاد امید و بی امیدی خوف و رجا رفتن و ماندن جنگ و صلح ظلالت و روشنایی بودن و نبودن… است که راه خود را در پیش میگیرد و گاه به جریان و سیلان می افتد تا مرز حضور خویش در صحنه های گوناگون حق را به یاد ما آورد و ما را به صداقت در عهد تاریخی مان دعوت کند. ما همه اهل فراموشی و روزمرگی و نسیانیم و خوب میدانیم چه زود توبه هایمان رنگ و بوی قداست از کف می دهد و در تیرگی وجودمان ناگهان با جرقه کوچک یاد و نشان و اشارتی به او، خود را در گمراهی میابیم آری گمراهی... نه آنکه در راه نیستیم بلکه مقصد و غایت و افق اجمالی راه را از یاد می بریم و اعمال و اهداف و کارها رنگ پوچی و بیهودگی میگیرند و تنها از آنها صورت و ظاهری به غایتِ اکنون می ماند. اثر و تاثیر غرض های مدنظر ما می ماند و از یاد میبریم که منزلگه غایت ما نه در تاثیر و پیروزی و فتح است نه در شکست و به هدف رسیدن. ما تنها در صراط خود به مرگ فراخوانده میشویم. راهی که از بودن ها به نبودن ها میرویم تا دوباره بیابیم و خود را در گشودگی هستی و وجود خویش دوباره بیازماییم و جلوه کنیم و بتابیم و دوباره رنگ خاموشی بگیریم و در نبود نورِ راه و مقصد همه چیز را فراموش کنیم تا دوباره بی تاب و بی قرار و گمشده راه او باشیم. ما در هراس و ترس از دست رفتن داشته ها و تعلق هایمان به هر ریسمان پاک و ناپاکی دست می آویزیم و می خواهیم خود را نجات دهیم و امان که هر ریسمان بر فرورفتن بیشتر عمق چاه تاریکی و ترس ما بیفزاید و ما را بی پناه تر کند. آری پناهِ تعلق، عادت و روزمرگی و هرروزگی پناه هر هستی غیر از او… و اما او نه ناظر بیرون نشسته است نه غایب بر احوال ما. اوست که ما را دوباره به خویش فرامیخواند و در پناه خود کنام گرمی مهیای ما میکند و دوباره و چندباره با هجوم حوادث و ابتلائات گوناگون خانه خرابمان میکند تا در راه بودن مان را به یاد مان آورد و دوباره به یاد آوریم که «فَکَأنَّ اَلدُّنْیا لَمْ تَکُنْ وَ کَأنَّ اَلْآخِرَةَ لَمْ تَزَلْ» دنیا گویا هرگز نبوده است و آخرت و عاقبت... ما میرویم و میرویم تا به آنجا که خود خیال رسیدنش را داریم رسیم که ناگهان خود را گمشده و تنها و دور از پناه او میابیم و میبینیم او در بر ما نیست. ما او را هرگز در یک لباس و جای مشخص و معین تکراری نمی یابیم . ما به دنبال اوییم و او از ما خواهد گریخت و هرچه بیشتر بدویم او تند تر از ما خواهد گریخت آری تنها اوست که ما را فرا خواهد خواند به هر صورت و تجلی و وقت و اراده که خود بخواهد و بداند. ما در راهیم و از آن اوییم و در تاریکی ها و گمراهی ها نیز به سوی او می رویم و تنها چشم انتظاریم تا او بر اسم رحمان و رحیم و قادر و حی و قیوم… خود بر ما رخ بتاباند تا در راه، راه را از سر بگیریم و به سویش بازگردیم. او شنوا و بینای تک تک لحظات و بی قراری و آشفتگی ماست و ماییم که او را در صحنه و لباس صورت نو فراموش میکنیم. آری باید چشم بشوییم و دوباره او را در صورت و تجلی تازه خود بیابیم و از یاد مبریم که او هدایتگر و نویسنده قصه پر پیچ و خم ماست. و ماییم که باید چشم خواندن این قصه را در بند بند لحظات و ایام خود در این دفتر بیابیم که ما همه با هم از آن اوییم و در کثرت راه ها به سوی صراط مستقیم او باز خواهیم گشت چه در غفلت از این بازگشت چه در یاد و خود آگاهی از آن و شاید این گمشده، درکِ تقدیر توحیدی زمانه مان باشد. امید که تاب دل کندن از عطایا و داده هایمان را داشته باشیم تا او را در وسعت دوباره خودش بازیابیم و در گذر ایام و حوادث و صحنه های گوناگون صراط مستقیم انقلاب مان ایمان خود را نو به نو با او بیابیم و تازه کنیم و با ایمان و مناسبات مرده دیروزینمان هرگز به سوگ و عزا ننشینیم. یا حق انتخابات ایام الله انقلاب ما و انقلاب اسلامی
باسمه تعالی: سلام علیکم: این یعنی ایمان، این یعنی در راهبودن، و راه را محل توقف ندانستن.
هر کس با استقرار در وجود خویش و گشودگی که در این استقرار نسبت به دیگران برایش پیش میآید ، حکایت گشودگی وجود را در خود احساس میکند و او را به تفکر میخواند، تفکری که چیزی جز نظر به وجود در مظاهر مختلف نیست و این غیر از جمع آوری معلومات زیادی است که ما را در خود متوقف میکند، غافل از آنکه در تاریخی قرار داریم که تاریخ حضور در عالم و آدم است با وسعت دادن خود و یا درک وسعتی که در خود داریم. این است وظیفه امروزین ما و معنایی که باید از خود به میان آوریم. موفق باشید
با سلام: این متن را یکی از دوستان منتشر کرده است نظرتان را درمورد این متن بفرمایید. (از دیدگاه ابن عربی موحد ترین وجود خود خداوند است و بعد از آن شیطان و پس از آن حضرت محمد (ص) اما آنچه موجب شد که شیطان دومین موحد عالم ملعون شود این بود که بولایت علی (ع) گردن ننهاد در حالی که پیامبراکرم (ص) به ولایت علی (ع) اقرار کرد)
باسمه تعالی: سلام علیکم: آن دوست عزیز باید مشخص کند این متن را از کجا آوردهاند و جایگاه آن از نظر نگاه هرمنوتیکی کجاست؟ موفق باشید
با سلام: «بسیط الحقیقه کل الاشیاء و...» در ظهور است یا در ذات؟ با تشکر!
باسمه تعالی: سلام علیکم: در ذات و مقام جامع او، همه اشیاء به جامعیت و نه مجموعیت حاضرند مانند حضور هفت رنگ در نور بی رنگ. موفق باشید
سلام و عرض ادب پرسش: چه فرقی بین واقعیت ذهنی و حقیقت وجود است؟ البته که فرق بین این دو غیر قابل انکار به نظر میرسد. ولی در جنجال بودن، انسان گاهی به نظر خودش میرسد که به حقیقت وجودی و هستی مطلبی، نزدیک شده است، ولی از کجا میتوان تشخیص داد که این واقعیتی ذهنی همان حقیقت آن مطلب است؟ من در وجود خود حقیقتی را میدانم که هست فراتر از ماده، اما همین دانستن، در ذهن من واقعی است و فاصله دارد با وجود من در حقیقت خود. حقیقت را باید فراتر از آن چه در ذهن، واقعیت میگیرد، باید جست. اما کجای ذهن؟ با چه وسیله ای؟ چگونه میتوان با ذهن دنبال حقیقتی گشت که فراتر از هر آن چه در ذهن قرار میگیرد، وجود دارد؟ چگونه میتوان در این دنیا به دنبال حقیقتی گشت که فراتر از این عالم است؟ من از دنیایی آمده ام که انتهایش را دیده و چشیده ام و میدانم حقیقتی در این عالم نیست. به پوچی هم نرسیده ام و باور به حقیقتی دارم که فقط میدانم از جنس این عالم نیست. من درگیری شدید در این جنجال دارم و از فرط نا امیدی از ذهن خود، و این که با تمام وجودم از موضوعاتی تراوش شده از ذهنم فراری هستم، تا جایی که تقریبا کنج عزلت گزیده و از دنیا، فرار کرده ام، و به سختی میتوانم در دنیا زندگی عادی کنم. و فقط در این غرق شده ام که دنیا وهم و خیالی بیش نیست. ولی حقیقت وجودم را نیز پیدا نمیکنم و در برزخی قرار گرفته ام که نه در این زندگی قرار میگیرم و نه جای دیگری را برای آرامش پیدا میکنم. خواهشا راهنمایی کنید.
باسمه تعالی: سلام علیکم: مسئله مهمی است و بشر جدید با چنین مسئله مهمی روبهرو شده است تا به حضور آخرالزمانیاش برسد. عرایضی در ۶ جلسه تحت عنوان «نسبت تبیین دین با تاریخ جدید و انسان جدید» شده است که میتوانید در کانال «سدید» آن را دنبال فرمایید. امید است افقی در راستای موضوعی که دنبال میفرمایید؛ بگشاید. موفق باشید https://eitaa.com/ghoftemansadid/11
با سلام و تحییت خدمت شما استاد طاهرزاده: ۵. وقتی عقل انسان رشد میکند و عقلانی برخی کارها و رسالتهای بسیج را انجام میدهد، متوجه میشود که بسیاری از این کارها پوچ است. اگر عقلانی تصمیم نگیرد و خود را به دست جریانات بسپارد، عمر و وقتش تلف میشود. چاره چیست؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: به هر حال باید کارها و فعالیتهای ما مطابق عقل و شرع و سیره عقلا و علما باشد و به بقیه نیز باید کمک کرد تا فعالیتهای خود را در این مسیر شکل دهند تا پس از مدتی به نتایج مربوطه برسند. موفق باشید
با عرض سلام خدمت شما! با توجه به آنکه مدرکات حصولی به مدرکات مابلذات که حضوری انسان است، برمیگردد. آیا میشود گفت که انسان همیشه دارد خودش را درک میکند. بعبارت دیگرانسان همیشه از دریچه وجود خودش با بیرون از خودش ارتباط دارد. شاید بتوان گفت که ادراک حضوری یعنی عالم درون یعنی ذات من. عالم خواب یعنی درون ذات انسان. من وقتی که در خواب هستم با خودم روبرو هستم. مطالب بالادرست است یا نه؟ اگر نادرست است کدام بخش نادرست است؟ با تشکر از وقتی که برای پاسخ گویی به سوالات میگذارید. دوستدار شما!
باسمه تعالی: سلام علیکم: همانطور که در جواب سؤال 37375 عرض شد به هر حال در خواب، قوه خیال انسان در میان است و اگر انسان در بیداری، نفس ناطقه خود را با معارف الهیه تربیت نکرده باشد، قوه خیال او میدان ظهور توهّمات میشود هرچند آن توهّمات زیبا هم که باشند حکایت دروغینی را مقابل ما شکل میدهند. موفق باشید
عنوان: خواندن فلسفه و جایگاه آن. سلام و عرض تبریک سال نو. طاعات قبول. استاد لطفا راهنمایی بفرمایید؟ : ۱. با یادگیری ده نکته از معرفت نفس و برهان صدیقین و کتاب معاد، باز هم نیاز به خواندن فلسفه هست؟ ۲. اگر باز هم نیاز به خواندن هست از کدام کتاب و استاد استفاده کنیم؟ خودتان آموزش فلسفه ندارید؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: بستگی به خودتان دارد که روحاً مایل هستید در این موضوعات جلو و جلوتر بروید یا نه؟ کتاب «بدایة الحکمه» با شرح استاد امینینژاد خوب است. موفق باشید
با سلام و آرزوی قبولی طاعات: قصد بازخوانی و تبیین کتاب گزینش تکنولوژی از دریچه بینش توحیدی را برای عده ای از دانشجویان و جوانان دارم. سابقا با پرسش هایی رو به رو بودم که دلیل این صحبت ها را میخواست. اینکه سند این ادعا که تکنولوژی امروز مقصد غیر توحیدی دارد و مبدا آن خداناباوری و اومانیسم است و.... . شاید لازم باشد از کتاب های خودشان و منابع دست اول به آنها پاسخ داد. برای این موضوع، از شما طلب راهنمایی دارم.
باسمه تعالی: سلام علیکم: در این مورد خوب است به مقالهای که آقای مارتین هایدگر تحت عنوان «پرسش از تکنولوژی» نوشتهاند، رجوع شود و البته کتاب «عقل تکنیکی» که روی سایت هست؛ با نظر به همان مقاله مطرح شده است. موفق باشید
سلام علیکم: مسئله دار شدن با خود را لطفا توضیح میدهید و راهکار درمان این اتفاق؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: در این مورد خوب است به جزوهای که تحت عنوان « بررسی شیوههای تبیین معارف دین»
https://lobolmizan.ir/leaflet/1414?mark=%D8%A8%D8%B1%D8%B1%D8%B3%DB%8C که در سایت هست، رجوع فرمایید. موفق باشید
سلام خدمت استاد گرامی: ما میگوییم نفس ناطقه فوق زمان و مکان است و نمیتوان آن را در ظرف مکان و زمان خاصی در نظر گرفت. اگر اینجور است پس چرا در سوره واقعه آیه ۸۳ مکان برای نفس قائل شده و گفته زمانی که نفس و روح به حلقوم یا گلو میرسد این یعنی اینکه روح انسان در تن بوده و مکان داشته است؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: نسبت به بدن، چنین حالتی احساس میگردد و نه نسبت به خود روح. موفق باشید
سلام: درد، رنج، تنهایی، بَردگی، مُردِگی و هر آنچه بر هرکسی میگذرد با بی رحمی تمام در درونم گذشته و میگذرد تا جایی که باید از دنیا بپرسم چیزِ دیگری هم داری برای زجرم؟ زجرم چیزی نیست جز انتخاب معنایی برای روحم که این رنج آخر عاقبت و ذات آن راه است و به اعتراضمان کشانده؛ پس میفهمم این اتفاق زمانی رخ میدهد که معنای بهتری برایم پیدا شده است تا در ازای آن، ذات این نوع زیستنم را بر مَلا کرده و عاقبت انتخابم را به نام «حرکت زمانه به ذات پوچش» نشانم میدهد. پس پوچی و رنج مقدسی است چون آنکه معنای زندگی جدیدش را در تاریخ جدید یافته و ذات دو راه مقابل یعنی انقلاب اسلامی برابر آمریکا را شناخته توانسته بهترین انتخاب را داشته باشد در هر دو صورت سختی ها به خاطر رشد شدید بشر است.
باسمه تعالی: سلام علیکم: «به همین جهت با مواجهه با این امر جناب مولوی میفرمایند: من چه غم دارم که ویرانی بود / زیر ویران، گنجِ سلطانی بود». گنج سلطانی همان تولد جدیدی است که انسان در مقابل سختیها خود را مییابد. موفق باشید
دانش بنیان های ما آنچه چند دهه قبل اختراع شده را از روی همان دستگاه ها با همان ایده می سازند ولی از نظر من اختراعی صورت نگرفته و این را دانش بنیان نمی دانم. دانش بنیان یعنی تمدن جهانی جدیدی داری و مطابق این چیزهایی می سازی که تازه است این یعنی اختراع و دانش بنیان پس من از ادامه با روش اول خداحافظی کردم تا زمانی که روش دوم آمد انتظار آنها را می کشم تا بیایند، امروز میروم و خود را حرام آنها نمی کنم و از ادامه در شرایطی که آسیبش بیشتر از تاثیر است کناره گیری می کنم مگر آنکه شرایطم مطلوب شود.
باسمه تعالی: سلام علیکم: دانشبنیان یعنی روحیهای که نسبت ما با مسائلی که روبهرو هستیم، طوری باشد که اندیشمندانه نسبت به آن مسائل بنگریم. بحث اختراع، بحث دیگری است. موفق باشید
استاد سلام علیکم: در رابطه با فهم قرآن پرسشی داشتم. مطلبی می نویسم خواستم هم تکمیلش و هم اشکالاتش را بر طرف بفرمائید: ۱. ابتدای هر سوره کلیت آن سوره را مشخص کرده است. ۲. اسماء پایان هر آیه جهت نگاه به آن آیه را مشخص می کند. ۳. آیات قرآن به صورت متوالی خوانده و ارتباط آیات با هم در نظر گرفته شود. ۴. با نگاه وجودی صدرا به قرآن مراجعه شود از نحوه نگاه صدرا به این مقدار می فهمم که اشارات قرآن را دنبال کنیم تا به حضور برویم. ۵. در عین نگاه وجودی نگاه استدلالی و در نظر داشتن قوانین منطقی هم می تواند در فهم قرآن کمک کننده و حفظ کننده از خطا باشد. اینجا سوالی هم دارم آیا چنانکه عده ای تصور می کنند نگاه صدرا منافی نگاه استدلالی مشاء می باشد؟ بنده با اندک منطقی که خواندم می بینم افرادی قرآن را تفسیر آیه به آیه می کنند آیه ای را به آیه دیگر ربط می دهند اما آیه اول از جهتی مطلبی را بیان کرده و آیه دیگر از جهت دیگر. یا مثلا در آیه ای مسئله ای را مطرح کرده که لازم چیزی است اما در آیه دوم آن لازم و ملزوم وجود ندارد. سوال دیگری هم دارم : اگر شماره ۵ را بپذیریم آیا نحوه نگاه های دیگری هم قابل تصور است که در فهم قرآن به ما کمک کند؟ مثلا قرآن برای اصحاب تجربه هم حرف داشته باشد؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. همیشه اینطور نیست. بعضاً در بین دیگر آیات آن سوره نکته اصلی به میان میآید. ولی در هر حال ابتدای هر سوره افقی کلی را مدّ نظر میآورد. ۲. این نکته خوبی است. ۳. آیات هر سوره چنین است. ۴.همینطور است زیرا در نگاه صدرایی از ماهیت به سوی وجود عبور میکنیم. ۵. آری! این نکته خوبی است. ۶. تدبّر در قرآن کمک میکند تا آیات هر سوره انسجام آن سوره را نشان دهد مگر در موارد استثنائی ۷. با مبنای وجودی، آری. موفق باشید
با سلام: خداوند متعال به لطف و کریم بودنش حافظه و استعداد عجیبی عطا کرده اولین چیزی که از کودکی یادم می آید در خانه بودم در حیاط یک لحظه تونل از نور جلوی من باز شد وارد آن شدم. و به محض. پایان آن نور دنیا برایم دگرگون شد فهمیدم که من هستم آنجا خانه است یک اسباب بازی داخل حیاط بود متوجه شدم این وسیله بازی است مثل اینکه از تازگی و خواب به دنیا و فهم آن وارد شدم آیا این اتفاق برای همه است یا برای من رخ داده است؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: در این مورد تجربهای نداشتهام تا بتوانم نظر بدهم. ظاهراً تجربههای شخصی است که ممکن است برای بعضی پیش آید. موفق باشید
سلام و ادب: استاد چطور بفمیم صفتی، یا رذیله ای در وجودمون ملکه شده یا نه؟ و اگر (پناه برخدا) ملکه شده چطور باهاش مقابله کنیم، چطور از بین ببریم؟ اصلا امیدی به ازبین بردنش هست؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: در این دنیا که میدان انتخاب است، همواره امکان تغییر هست حتی تغییر ملکات. و از این جهت با نظر به سیره معصومین «علیهم السلام» که نماد کامل ابعاد متعالی انسان میباشند؛ میتوان از هر رذیلهای عبور کرد. موفق باشید
با سلام و عرض خدا قوت: در شهرستانها و شهرهای مختلف، هییتهای مذهبی در کنار هم نیستتد، و شکافی بین آنها وجود دارد، حتی اگر قصد نزدیک شدن به بعضی گروهای مذهبی را داشته باشیم، حتی اگر فرد هم مذهبی باشد، یک دافعه ای وجود دارد، در برابر افراد بظاهر غیر مذهبی که دیگر هیچ. ریشه این شکافها در کجاست؟ چه راهی برای همدلی و وحدت وجود دارد؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: باید ماورای همه این امور به وجود انسانیِ همدیگر نظر کنیم تا ببینیم چه اندازه هر کدام انسانهای شریفی هستند مربوط به هر هیئت و هر گروه و هر جریانی که میخواهند باشند؛ مهم برای ما ابعاد انسانیِ آنها میباشد. حتی قرآن به رسول خود میفرماید: «لا يَنْهاكُمُ اللَّهُ عَنِ الَّذينَ لَمْ يُقاتِلُوكُمْ فِي الدِّينِ وَ لَمْ يُخْرِجُوكُمْ مِنْ دِيارِكُمْ أَنْ تَبَرُّوهُمْ وَ تُقْسِطُوا إِلَيْهِمْ إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُقْسِطينَ (۸)/ ممتحنه) یعنی حتی خداوند شما را نهی نکرده که با افرادی که با شما جنگ نکردهاند و شما را از خانه و کاشانه خود بیرون نکردهاند، اینکه نیکی کنید و عدالت بورزید که خداوند عدالتورزان را دوست میدارد. موفق باشید
سلام استاد: سوالی داشتم محضرتون: چرا در سوره ال عمران کلمه بکه بکار رفته و نامهای دیکر مکه گفته نشده آیا کلمه بکه ربطی به اعجاز قرآن و مضرب ۱۹ داره؟ و اینکه تفسیری برای مضرب ۱۹ در قرآن و چراییش هست؟ ممنون از شما
باسمه تعالی: سلام علیکم: همین اندازه میدانم اینکه فرمود: «إِنَّ أَوَّلَ بَيْتٍ وُضِعَ لِلنَّاسِ لَلَّذِي بِبَكَّةَ مُبَارَكًا وَهُدًى لِلْعَالَمِينَ» خواست، ما را متوجه بنیان مبارکی بکند که محل رجوع انسانهای فراوانی است به اعتبار آنکه مطلوب جان خود را در بیت اللّه مییابند و از این جهت: بك در لغت به معنى ازدحام است، زمين كعبه و اطراف آن بواسطه ازدحام مردم بكه ناميده شده. حال آیا رابطهای با مضرب ۱۹ دارد یا نه؟ امری است که باید تحقیق شود. موفق باشید
سلام و خدا قوت: در آیه ۲۲ مجادله ۱. آن چه که نوشته شده و آنچه که دمیده شده فقط برای مومنان بوده یا در ابتدای خلقت برای همه بشریت؟ ۲. این آیه اشاره خاص به شیعیان دارد؟ ۳. در مورد آنچه که نوشته شده و روح دمیده شده لطفاً توضیح دهید. ۴. این روح همان روح اشاره شده در نفخت فیه است؟ ۵. التماس دعای ویژه برای این حقیر لطفا
باسمه تعالی: سلام علیکم: میفرماید: ۱. «أُولَئِكَ كَتَبَ فِي قُلُوبِهِمُ الْإِيمَانَ وَأَيَّدَهُمْ بِرُوحٍ مِنْهُ» و از این جهت این روح، به معنای مدد خاص الهی است برای اهل ایمان، هرکس که میخواهد باشد چه شیعه و چه غیر شیعه ۲. در مورد «نفخت فیه من روحی» موضوع دمیدن حیات است بر مرحلۀ اولیۀ جنین که در نکتۀ دهم از «ده نکته در معرفت نفس» بدان پرداخته شده است. موفق باشید
استاد ببخشید من مجبورم سوالم رو واضح بگم چون جز شما کسی را ندارم. ۱۰ سال است اسیر شهوتم هستم و درگیر. خ ا. هرکاری کردم و هر توسلی کردم نتونستم ترک کنم. خودم میفهمم این گناه ملکه شده برام. اوایل پشیمان میشدم حالا حتی پشیمانی هم مثل قبل نیست. استاد من ناامیدم از این که بتونم و حتی به فکر ازدواج هستم اما سوالم اینه آدم وقتی ازدواج کنه و به حلال هم دسترسی داشته باشه ولی باز هم ممکنه زیاده روی بکنه در همان حلال. چه جوری این ملکه را از بین ببرم استاد بعد از ازدواج که از راه حلال اقدام کنم آیا ملکه از بین میرود؟ لطفا راهنمایی کنید و مخصوصا بنده اسیر را دعا کنید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به هر حال همین که انسان جهان معنوی زیبا و متعالی را مدّ نظر قرار دهد مطمئن باشید نه تنها زشتی اعمال خلاف شرع بیش از پیش برای انسان ظاهر می شود، بلکه ضعف آنها نیز معلوم می گردد و زندگی همراه با همسر خود معنای دیگری پیدا می کند بالاتر از اینکه تنها انسان به دنبال ارضای امیال جنسی اش باشد. موفق باشید
طعم شیرین زندگی در مقاومت. هنوز به مرحلهای نرسیدهایم که بتوان نام آن را یک پیروزی کامل و تمام عیار گذاشت، اما همین که هیمنه قدرتهای جهان و منطقه را شکستیم و رؤیای شکستناپذیری آنها را از ذهن دوست و دشمن پراندیم یک گام از پیروزی را طی کردیم. یکی از شگردهای دشمن برای شکنندهکردن انسجام ملی و حمایت ملت از حاکمیت این است که به هر طریق ممکن لذت دستآوردهای ما را از ما بگیرد، نگذارد طعم لذت آسمان ستاره باران شده تلاویو و جهنم حیفا و جمعیت نماز جمعه خشم و نصر بر جانمان بنشیند. انتظارهای بزرگ خوبند، آرزوی نابودی اسرائیل به دست ایران اسلامی، یک آرمان حقیقی و محقق شدنی است اما کی و چگونه؟ صبر میخواهد و بصیرت. اینکه از اولین مواجهه جدی و صریح انتظار پیروزی نهایی را داشته باشیم ما را خسته و دلسردمیکند، موجب چند دستگی بین امت میشود، نسبت به مواجهههای بعدی دلسردمان میکند. استکبار جهانی، پیشینهای حداقل ۳۰۰ ساله دارد از استعمارگری و اشغال قارهها و کشورها آغازشده و حال به داشتن پایگاه نظامی در سراسر جهان رسیده و اسرائیل عصاره وجودی استکبار جهانی در گلوگاه تاریخ و جغرافیای سرنوشت ساز غرب آسیاست. جنگ بین ما و اسرائیل جنگ حق و همه جهان استکبار است، تجسمی از نبرد همیشگی حق و باطل. ما امت قویِ عزیزی هستیم اینکه در ما باورِ شکستن اسرائیل و امریکا شکلگرفته بالاترین قدرت است و عزیزیم چون نمیگذاریم اراده هیچ قدرت بیرونی بر ما نفوذ کند. پیروزی صبر میخواهد و صبر ما را لطیف میکند، صبر اراده ما را برای تحقق خواستههایمان نافذ میکند. قرار نیست چند ماه بجنگیم پیروز شویم و بعد دوباره به زندگی برگردیم، قرار است مقاومت سبک زندگی ما شود قرار است هیولای استکبار در مقابل چشم مردم دنیا بپوسد و فروبریزد، حتی اگر به عصر عاشورایی هم رسیدیم ذرهای از باور ما کم نشود، ما امت مهدی (عج) هستیم و منجی عالم از امت ماست و این استقامت میخواهد. درست است که برای ترساندن خصم حتما به قدرت سخت نیاز داریم اما برای غلبه بر باطل ما روش خود را داریم، اگر جنس مقاومت ما از جنس قیام مهدی (عج) است، روش ایشان از کار انداختن سلاحهای دشمنان است تا غلبه بر آنها با تکنولوژی برتر. این از کارانداختن از جنس نماز جمعه نصر و نماز جمعه خشم و نصر است، در عمل به جبهه باطل میگوییم حداکثر کاری که میتوانی بکنی، کشتن است ما اینجا گرد هم آمدیم بیا موشکهایت را بریز، بعد؟ اگر الله را به ربوبیت خود برگزیدیم اگر نه فقط قوی بودیم نه فقط علیم؛ اگر امتی شدیم که الله را در همه اطوار و احوال زندگی خود جاری کردیم و بر این حال استقامت کردیم و هیچ تغییر و تحول ظاهری، از آتشبس و شهادت و حتی شکست ظاهری و موقت، بر ایمان ما اثر نگذاشت، خداوند ملائکه خود را بر ما نازل میکند که هیچ خوف و حزنی بر ما نیست. قدر این امتی که هستیم بدانیم مظلومان عالم دعاگوی ما هستند یتیمان غزه و لبنان از رشادت ما قد میکشند جوانان اروپا و امریکا از مواجهه ما و دولتهایشان به فکر فرومیروند. عَلَم امیرالمؤمنین و اولاد صالحش را ما به دست گرفتهایم. پرچم ایران و فلسطین و حزب الله و "چفیه" این نماد مقاومت در سراسر جهان بر سر دستها میرود. اگر ضعفهایی داریم جبران میکنیم، اگر به علم و تکنولوژی بالاتری نیاز داریم میسازیم، اگر پشتوانه معرفتی و تمدنساز ما هنوز به فعلیت نرسیده و هنوز نظام اجتماعی و اقتصادی و سیاسی ما کاملا اسلامی نیست، میسازیم. اما حتما باید عظمت خود را برای هم روایت کنیم حتما باید به هموطنانمان بگوییم چقدر این ۱۲روز قشنگتر شدهبودید. چقدر دلم برای اینگونه با هم بودنمان تنگ شده بود ما دوباره از شهرها و غیرنظامیان هم شهید دادیم ما فریاد مرگ بر اسرائیل دهه نودیها را تماشاکردیم و اشک شوق و شکر ریختیم. این عالی بود چشم همه ما به انگشت اشاره رهبر است. گوش همه ما به اذن جهاد و صلح اوست. سست نشویم به هیچ کس زیر لوای جمهوری اسلامی غُر نزنیم، با هم نزاع نکنیم که ما را سست میکند و از عظمت پرچممان میکاهد. ملت ایران! همشهری! هموطن! عالی بودید. آغاز زندگی با رنگ و رونق مقاومتی پررنگتر و جدیتر مبارکمان. سلام و ارادت خدمت استاد بزرگوار بعد از اعلام آتش بس، برخی از نیروهای انقلابی دچار یاس و سرخوردگی شدند، گویا قرار بود در همین مواجهه اسرائیل از صحنه روزگار محو شود و حالا که پیش از نابودی اسرائیل آتش بس از طرف ایران پذیرفته شد، ما به هدف خود نرسیدهایم. این متن را در این حال و هوا نوشتم. از توجه حضرتعالی ممنونم.
باسمه تعالی: سلام علیکم: همه آنچه در رابطه با حاضر شدن در تاریخی که باید از دوگانگی بین «زندگی» و «مقاومت» عبور کرد، در این نوشتار زده شده است. آری اگر به گفته جناب عالی صبر میخواهد و بصیرت باید نسبت به این دو حضور در تاریخی که پیش آمده بیندیشیم از آن جهت که ایران با هویت انقلاب اسلامی رقیب تمدن غربی شده، با جمع بین پیشرفت و معنویت و با بلوغی که در بستر نهضت کربلا و تفسیر آن پیش آمده است.
در شرایط تاریخی که رژیم صهیونی در بستر مقابله با جمهوری اسلامی پیش آورد، به عبور از دوگانگی بین «زندگی» و «مقاومت» و حاضرشدن در یگانگی بین «زندگی» و «مقاومت» بیندیشیم، امری که در کلام و سلوک رهبر معظم انقلاب همواره مطرح بوده است. آری! ما در مقابل خود تاریخی را مییابیم که در فرهنگ مقاومت برایمان پیش آمد و آن مرحلهای از تاریخ ایران اسلامی شد و آیندۀ درخشانی که در این راستا در مقابل ملت ایران است.
چه زیبا است یگانگی بین «حق» و «خلق»، به همان معنایی که خداوند در وصف یگانگی ارادۀ پیامبر خود «صلواتاللهعلیهوآله» و حضرت ربّ العالمین فرمود: «وَمَا رَمَيْتَ إِذْ رَمَيْتَ وَلَكِنَّ اللَّهَ رَمَى» و این به یک معنا همان به ظهورآمدن ارادۀ مولایمان علی «علیهالسلام» در جنگ خندق است که پیامبر خدا «صلواتاللهعلیهوآله» در وصف کار آن حضرت فرمود: «ضَربَة عَلی یَوم الخَندَق اَفضَل مِن عِبادَة الثَقلین». و امروز ما در میدان یگانگی «زندگی» و «مقاومت» شاهد این یگانگی در بین مردم خود هستیم، به طوری که ارادۀ خود را ذیل ارادۀ الهی که نابودی رژیم صهیونیستی است احساس میکنند تا از تاریخ کربلا جدا نباشند.
بحمدالله شرایطی پیش آمده است که در مقابله با رژیم صهیونی تا مرز مقابله با آمریکا جلو و جلوتر رفتهایم و این یعنی حقیقتاً وارد تاریخی شدهایم که تاریخ مقاومت است، در عین زندگیکردن، به جای جریانی که میخواهد ما را گرفتار دوگانگیِ زندگی و یا مقاومت کند، ما در یگانگی بین زندگی و مقاومت، در این زمانه میتوانیم خود را معنا کنیم زیرا ما در مقابل یک تاریخ قرار داریم، تاریخی که مرحلهای از مراحل مهم تاریخ ایران اسلامی است. یگانگی «زندگی» و «مقاومت» که ما از کربلا آموختیم یعنی ما هرگز یقۀ جریانهای متجاوز و ضد انسانیت را رها نمیکنیم وگرنه زندگی را گم کردهایم. موفق باشید.
با سلام: وقتتون بخیر باشه، یکی از دوستان نزدیک من وارد عرفان حلقه شده و من دچار شکشدم از این جهت که نمیدونم چرا واقعا السلام راه درسته؟ چرا عرفان حلقه اشتباه و علما باهاش مخالفن؟ تغییراتی که در ایشون ملاحظه شده اتفاق بدی نیست، و از طرفی من دچار تردید این شدم نکنه خدایی که من انتخاب کردم و در ذهنم ساختم غلطه، این دوستم از اتصالات و ارتباطش و چیزایی که دیده تعریف میکنه من احساس میکنم اصلا من بنده پاک و درستی نیستم و مورد قبول خدا نیستم در حالی که از بچگی هم با حجاب بودم هم نماز خون هم سعی کردم باید ها و نباید ها رو در حد توانم رعایت کنم و بنده خوبی باشم، من میخوام اطلاعاتم درباره اسلام کامل و درست باشه، با علم این دین رو انتخاب کنم میشه کمکم کنید که چه منابعی میتونن برای شروع به من کمک کنن؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: پیشنهاد میشود بحث «معرفتنفس و روانشناسی و قدمی جلوتر» https://eitaa.com/matalebevijeh/19233 و پس از آن باب مطالعۀ «معرفت نفس» را که منجر به درک حضور بیکرانۀ انسان میشود را در خود بگشایید تا در کنار سلامت روحی، نظر به سعادت ابدی نیز مدّ نظر آید. https://lobolmizan.ir/book/70?mark=%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86 و https://lobolmizan.ir/book/71?mark=%D8%AF%D9%87%20%D9%86%DA%A9%D8%AA%D9%87 . موفق باشید
سلام: آیا شما کتاب معرفت نفس آیت الله حسن زاده آملی رو شرح کردید؟ و درباره ی فعال کردن عالم خیال چه کار باید بکنیم؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: بحمدالله سالهای گذشته حدود سه سال توفیق شرح آن کتاب ارزشمند را داشتم ولی صوت آن جلسات، ضبط نشد. در مورد قسمت دوم سؤال، خوب است به کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» که روی سایت هست، رجوع فرمایید. موفق باشید
سلام علیکم: اعیان ثابته در مرتبه واحدیت هم آیا جزء علم حق میباشد؟ با تشکر!
باسمه تعالی: سلام علیکم: همواره هر حضوری از مخلوق در علم خداوند هست، حال یا حضوری است قبل از خلقت مخلوق که مقام، مقام احدیت است و یا حضوری است که با جلوۀ اسماء محقق میشود که مقام واحدیت میباشد. موفق باشید
سلام استاد وقت بخیر: استاد بنده به محض این که پلک هام روی هم میره و میخوابم حتی در حالت چرت زدنِ چند ثانیه ای خواب میبینم؛ خواب های آشفته درهم و بی ربط، انگار ذهنم مدام مشغول تولید فیلم میشه و با ربط و بی ربط را سر هم میکنه این حالت را خیلی وقته دارم. ممنون میشم راهنمایی کنید. دلیل و راه برطرف کردنش را. ممنون
باسمه تعالی: سلام علیکم: ان شاءالله مطالعۀ کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» که روی سایت هست در این مورد میتواند کمک کند. موفق باشید
سلام: آیا ذوالقرنین همان کوروش است اگر کوروش نیست پس چه کسی است؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: علامه طباطبایی، گرایش به نظر سِراحمدخانِ پاکستانی دارند که جناب ذیالقرنین را با کوروش تطبیق داده است. ولی ممکن است شخص تاریخیِ دیگری باشد. آقای مستحسن در کتاب «ذیالقرنین» خود، آن را با حضرت صاحبالأمر «عجلاللهتعالیفرجه» منطبق کردهاند. موفق باشید
