سلام و عرض ادب استاد عزیز: در ماه مبارک رمضان در جلسات قرآنی خانوادگی و بین خانم ها اگر بخواهند در کنار جلسه قرآن ماه رمضان، مباحث عمیق معرفتی حول محور سوره ای را هم داشته باشند (از مباحث حضرت استاد) پیشنهادتان کار کردن کدام سوره یا سوره هاست؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: پیشنهاد بنده به خواهرانی که بنای جلسات قرآنی دارند و در کنار خواندن یک جزء قرآن تصمیم گرفتهاند تا بحثی قرآنی نیز داشته باشند؛ این بود که در سورۀ «مُلک» تدبری داشته باشند. از آن جهت که اولاً : در مناسبات مختلف توصیه شده است که سوره ملک قرائت شود و ثانیاً: بحمدالله سوره ملک متذکر معارف عالیه ای میباشد که خوب است بدان توجه شود . جزوۀ آن در اختیار حاج آقای نظری قرار گرفت تا برای خواهران تکثیر کنند. و صوت جلسات سوره ملک در سایت می باشد. موفق باشید
با سلام خدمت استاد بزرگوار: سوالی ذهن بنده رو درگیر کرده خواستم نظرتون رو در این خصوص بپرسم، قطعا در مقام بالای معنوی و عرفانی مولوی تردیدی نیست در کتاب مثنوی معنوی و آثار دیگرش معارف عمیقی از اسلام را به زیبایی به تصویر کشیده، اما در ابیات آخر عمرش در برخی از اشعار از عباراتی استفاده کرده که بعضا کلمات نامناسب و دارای معانی غیر اخلاقی هستند، به نظر شما مولانا با آن عرفان عمیق چرا باید از بعضی از کلمات زشت در بعضی از ابیاتش که عمدتا در اواخر عمرش سروده، استفاده کند؟ البته بعضی ها نظرشان اینست ایشان جز ملامتیه بودند.
باسمه تعالی: سلام علیکم: مرحوم آیت الله محمد تقی جعفری آن شارح بزرگ نهج البلاغه میفرمودند در مورد چنین کلماتی نسبت به جناب مولوی گِلهمند هستند و البته بنا نداشتند به جهت چنین کلماتی از کتاب «مثنوی» منصرف شوند. بعضی از عزیزان میفرمودند این نوع گفتگوها در آن زمان حالت عادی و عرفی داشته است، برعکسِ این زمان که تکرار آنها از ادب دور است. موفق باشید
سلام بر استاد عزیز: سوالی از محضرتان داشتم. در میان طلاب علوم دینی در حوزه ها به تجربه ثابت شده، هنگامی که به کار به جهت کسب روزی و درآمد می پردازند، آن شوق و نشاط قبلی که در تحصیل علم داشته اند کاهش می یابد بلکه به کرات مشاهده شده که کار و شغل رهزن طلبه در طی مسیر طلبگی و کسب علم شده است. گویی کسب علم و اشتغال به کار در دو جهت متفاوت باشند که پرداختن به دومی مبعد از پرداختن به اولی می گردد. از آنجا که شما مسیر کار و کسب علم را هر دو با هم جمع کرده اید، خواستم از نکات و ظرائف این امر و چگونگی آن از محضرتان پرسجو شوم، اینکه چگونه می شود در عین اینکه به جهت ضرورت و مقتضیات زمان طلبه مشغول کار (ولو مرتبط) می شود، چگونه آن نور و گرمای کسب علم و دانش را در خود روشن نگاه دارد و چه کند که کار و اشتغالات روزمره رهزن مسیر کسب علم نگردد؟ و من الله التوفیق
باسمه تعالی: سلام علیکم: مهم هدفی است که در مسیر طلبگی دنبال باید کرد که آن درک عمیق معارف قرآنی و روایی است با مقدماتی که باید یک طلبه ابتدا بگذراند مثل ادبیات و فقه. اگر هدف این باشد که به نظر میآید پس از چند سالی که تا «رسائل و مکاسب» جلو رفت و با نظر به تأمّل در اهداف عالیه؛ میتواند همچنان در کنار فعالیتهای دیگر، طلبه بماند. و البته معلوم است از دروس فلسفی در حدّ «بدایه و نهایۀ» در همان دوران اولیه نباید غفلت نمود تا ان شاءالله در کنار حضور در درس خارج، به «اسفار» جناب صدرالمتألهین نیز ورود نماید. موفق باشید
با عرض سلام خدمت استاد عزیزم: شما در سوره اعراف در بخش اسماء الهی میفرمایید: که برای دیدن اسما الله باید چشم و گوش دل باز شود. آیا منظور شما از باز شدن گوش و چشم دل، خیال میباشد؟ با تشکر از الطاف استاد عزیزم!
باسمه تعالی: سلام علیکم: انسان در نفس خود قوایی دارد که اگر آن قوا منوّر به نور ایمان گردد به حکم حدیث قرب نوافل، با دیدن و شنیدن هرچیز منتقل میشود به انوار اسمای الهی. و البته به گفتۀ آیت الله تربتی این امور، چشیدنی است و نه شنیدنی. نکتۀ خوبی که کتاب «فضیلتهای فراموش شده» مطرح کرده. موفق باشید
سلام: من دانشجوی دکترای جغرافیای سیاسی هستم. من تمام مفاهیم و نظریه ها رو کار کردم و احساس میکنم به حقیقت فهم مباحث روابط کشورها نرسیده ام. به نظرم میرسه برخی از وقایع بین المللی را با دیده ی دل باید نگریست و برای مثال من اگر زمان پیغمبر میبودم با این مبانی فکری و نظری که بلد هستم هرگز نمی توانستم تسخیر ایران توسط یک سری انسان پا برهنه را بر یک ارتش مسلح فهم کنم. یک ساختار نظامی سازمان یافته را. برای مثال وقایع عربستان و یمن را. خواستم اگر میشه یک راهنمایی در حوزه ی فلسفه های هستی شناسی معرفت شناسی و خود شناسی به من ارائه دهید. دوست دارم مطالب رو از نگاه دیگه ای فهم کنم.
باسمه تعالی: سلام علیکم: همان سیر مطالعاتی سایت در جواب همین دغدغهها و نکات تنظیم شده است. بخصوص در بحث «معرفت نفس» و «برهان صدیقین». موفق باشید
سلام و عرض ادب استاد گرامی: بنده در مورد اصول و قواعد کلیه و قول مشهور که فرمودین چند مطلب به ذهنم میرسه ۱. درباره سند روایت طبق گفته علمای اصولی، خدشه و تردید وجود داره راجع به دو روایت القاء اصول و تفریع (یکی از امام رضا و دیگری از امام صادق (علیهما السلام) مصدر آن دو منحصر به کتاب ابن ادریس، در آخر کتاب، بخش متطرفات می باشد. خود ابن ادریس آن دو را از کتاب بزنظی نقل کرده است. در آن بخش بین اعلام اختلاف واقع شده، عده ای آن دو را ـ صحیح می دانند و عده ای هم بخاطر روشن نبودن طریق ابن ادریس به کتاب بزنظی آن را مرسل می دانند، شاید مشهورتر در السنه أصحاب تعبیر به صحیحه باشد ولی با شواهدی شاید اثبات بشود که ظاهراً ابن ادرس اینجا این کتاب را جامع بزنطی تصور کرده اند و اصولاً روشن نیست این کتاب که ایشان از آن به عنوان (جامع البزنطی) یا الجامع للبزنطی نام برده اند متعلق به کیست؟ طبق شواهد موجود معلوم نیست این کتاب همان (جامع بزنطی) معروف باشد. خود این تعبیر «القاء الاصول» و «تفریع» فقط در این دو روایت و فقط در همین کتاب آمده است اصل آن کاملاً مشکوک است، حداقل آنکه مرسل باشد و دلیل بر حجیت آن نیست مگر اینکه اگر بنا بر نظر عده ای از فقها چون شهرت فتوایی دارد میتوان به آن عمل نمود. ۲. در مورد مفاد حدیث که گروهی از فقها اصلا شک در حدیث بودن اون دارند و بعضا میگند جزء قواعد فقهیه است نه روایت. ۳. بر فرض صحت و قبول حدیث ظاهرا شما از اصول عملیه و کاربرد اون خلاف مشهور سخن گفتین چرا که اولا چیزی که شما گفتین تنقیح مناطه نه اصول عملیه ثانیا بر فرض صحت تعریف شما از اصول علمیه. اصول عملیه شما بیشتر شبیه قیاسه و استحسان نه اصول عملیه مورد قبول شیعه. ثالثا فهمی که در غالب عقل و سنت نباشه نه اینکه مورد تایید ما نیست بلکه مطمئنا مورد تایید شارع مقدس هم نیست و شما باید دلیلی بر سخن خود بیارین نه اینکه دلیل تراشی کنید و به قول فقها شما سعی در ایجاد فقه جدید دارین که اصلا مورد تایید هیچ کس نیست برای همین موکدا پیشنهاد میکنم در علومی که تخصص ندارین نظر ندین دوما اصطلاحات علوم دیگه رو با هم خلط نکنید سوما اگه تمایل به آشنایی با علم اصول و قواعد دارین حداقل کتاب الموجز استاد سبحانی میتونه کمی کمک حالتون باشه. و چهارم اینکه قبل ازینکه هرکس خلاف نظرات سطحی و اشتباهتان موضع گرفت را حواله به منشور روحانیت حضرت امام ندهید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: اولاً: آن روایتها را ما مکرر از زبان علمایی همچون آیت الله جوادی شنیدهایم مبنی بر اینکه بالاخره اصول را باید از سرچشمههای اصیل یعنی قرآن و روایت گرفت و با تدبّر در آن اصول، مصداقها و موارد را پیدا کرد وگرنه گرفتار نوعی تحجر میشویم. ثانیاً: بنده از کسانی تعجب کردم که مسئلهای به این روشنی را مدّ نظر ندارند که بالاخره خداوند چنانچه شخصی را جهت امور بندگانش انتخاب کرد، او را منوّر به شرح صدر خاصی میکند و در اموراتش به او مدد میرساند که مصداق تامّ و تمام آن ائمه معصومین «علیهمالسلام» هستند. ولی قاعده عقلانی دقیق «اصالت وجود» و تشکیکی بودن آن ما را راهنمایی میکند که از وسعت آن قاعده که جناب صدرالمتألهین متذکر آن هستند، غفلت نکنیم. آن هم صدرالمتألهینی که امام خمینی در کتاب چهل حدیث، صدرالمتألهین شیرازی را فخر شیعه معرفی میکند و او را چنین لقب میدهد: «جناب محقق فلاسفه و فخر طایفه حقه، صدر المتألهین، رضوان اللّه علیه». موفق باشید
تکبیتی قدیمی به مناسبت فاطمیه: اسم قشنگ فاطمه یک اسم اعظم است ایام فاطمیه شبیه محرم است. شهادت بی بی دو عالم حضرت زهرا سلام الله علیها تسلیت باد.
باسمه تعالی: سلام علیکم: حقیقتاً همینطور است، وقتی متوجه مقام پیشاخلقتی حضرت باشیم که حاج آقا نجاتبخش در سخنان اخیرشان به خوبی بدان متذکر شدند. https://eitaa.com/matalebevijeh/18180 و همچنین نکاتی که حاج آقا بحرینیان متذکر آن هستند . https://eitaa.com/heyathonarisf/1989. موفق باشید
سلام و عرض ادب خدمت استاد گرامی: استاد یکی از مسائلی که به آن می اندیشم این است که مناسک مذهبی چگونه بر امر جنگ و مقاومت تاثیر میگذارد؟ در واقع جایگاه تاریخی و انفسی مناسک و آئینهای مذهبی در رویدادهای مختلف محور مقاومت چه در ایران و دفاع مقدس و چه در لبنان و غزه، چگونه است؟ مناسک و مقاومت
باسمه تعالی: سلام علیکم: در مسیر مقاومت در مقابل جبهه ظلم و کفر جهانی، مددهای الهی بسیار کارساز است و حاضرشدن در مسیری که خداوند آن را میگشاید، مسلّم دعا و نیایش و نذر و ایثار بسیار مهم است. موفق باشید
عرض سلام و احترام: با توجه به روندی که داره جلو میره به نظر میرسه آمریکا و رژیم صهیونسیتی تن به خواسته ایران و محور مقاومت مبنی بر پایان جنگ و آتش بس نخواهند داد. چرا که تن دادن به مذاکره و آتش بس با حفظ موجودیت حماس و حزبالله یعنی آغاز مرگ تدریجی اسرائیل. به نظر میرسه دشمن در نبرد موجودیتی، جنگ را تنها راه حل میبیند. به همین دلیل به دنبال اینه که پای ایران را به درگیری گسترده بکشاند. یعنی دشمن به سیم آخر زده و انتحار کرده و همانطور که خودش میگوید برای بقاء و موجودیتش میجنگد. یعنی به این جمع بندی رسیده که در دوگانه مرگ تدریجی و مرگ دفعی، دومی را انتخاب کند با این امید که بتواند ورق را برگرداند، موجودیت خود را حفظ و مرگ و نیستی را خدایی ناکرده نصیب کل محور مقاومت کند. اگر این نگاه را بپذیریم در چنین شرایطی صحبت از اقدامی که هم بازدارندگی بیاره و هم پای ایران را به درگیری همه جانبه نکشونه بیمعنی است. خب سوالی که پیش میاد اینه که در چنین شرایطی جمهوری اسلامی و مسیولین چه اقدامی میتوانند انجام دهند که موجب تغییر راهبرد دشمن بشه، محاسباتش را تغییر بده، اراده و قدرت ملت ایران را فهم کنه و در عین حال پای ایران را به معرکه جنگ نکشاند؟ آیا اساسا گریزی از سفره ای که برامون پهن کردن (جنگ) هست؟ یا کم کم باید همگی وارد فاز و آرایش جنگی بشویم؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: همانطور که کاربر محترم سؤال 38803 میفرمایند از وعده الهی نباید غافل بود و به هر حال در ظالمبودن اسرائیل هیچ شکی نیست. و در این رابطه قرآن میفرماید: «وَلِيُمَحِّصَ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا وَيَمْحَقَ الْكَافِرِينَ» به گفته علامه طباطبایی؛ تا به تدریج و ذرّه ذرّه آلودگی ها و کفر از قلب مؤمنین پاک بشود و قلب آن ها بیش از پیش نورانی و ایمانی گردد. آری! مرد جنگ و مرد مبارز در جبهه توحید باید تا مرز خلوص حاج قاسم سلیمانی جلو برود. زیرا خداوند اراده کرده است تمام حق در مقابل تمام باطل و ظلمات به صحنه آید. تمام حق با حاضرشدن مؤمنین در ایمان و معارف ناب توحیدی به صحنه می آید و در آن راستا باطل محو می شود و لذا فرمود: « وَيَمْحَقَ الْكَافِرِينَ». «محق» به معنی آرام آرام از بین رفتن است، به همان معنایی که گفته می شود ماه در مُحاق می رود، یعنی آرام آرام از حالتِ بدر و روشنی کامل به سوی هلال و باریک شدن و محو شدن جلو می رود. قرآن می فرماید: «وَيَمْحَقَ الْكَافِرِينَ» یعنی کفر را آرام آرام از بین می برد. و رهبر معظم انقلاب در ۱۴ خرداد ۱۴۰۳ فرمودند اسرائیل همچون یخ در حال ذوب شدن است. و این صادق ترین سخنی است که از سر بصیرتِ تاریخی به میان آمد. موفق باشید
سلام وقت بخیر: استاد رابطه بین عین ثابته فرد با قضا و قدر چیست؟ طبق کتاب انسان و سرنوشت استاد مطهری قضا و قدر دو بخش حتمی و غیر حتمی هستند، آیا میتوان گفت یکسری از انتخاب هایی که عین ثابته کرده در مرحله قبل از ورود به جهان، قضا و قدر حتمی دارد و یکسری غیر حتمی؟ مثلا عین ثابته صدام که صدام بودن را انتخاب کرده قضا و قدر غیر حتمی به آن تعلق میگیرد چون میتواند در طول زندگی انتخاب و اختیار کند و عمل خوبی داشته باشد بنابراین قضا و قدری طبق عمل او به آن تعلق بگیرد؟ آیا این صحیح هست اگر نیست لطفا تصحیح کنید.
باسمه تعالی: سلام علیکم: موضوع بحث «عین ثابته» بسیار عمیق تر از این حرف ها می باشد زیرا در آن نظر به شخصیت کلی فرد می شود و معلوم است که در دل چنین حضوری از شخصیت، قواعد و قضا و قدر نیز جاری است و آن قضا و قدر مناسب انتخاب او بر او جاری می شود؛ مگر تجدید نظر کند و حوزه حتمی بودن قضا و قدر و غیر حتمی بودن در این جا یعنی در تجدید انتخاب او به میان می آید. موفق باشید
سلام استاد: دل آزرده و بی مهتاب شده ام. در دنیا چون آهن پاره ای پوسیده و بی مصرف در فضا معلق، وامانده از تکیه گاه به دنبال خدا میگردم. نه راه پیش دارم نه راه برگشت، چه کنم؟ می دانم و خوب می دانم که فریب خورده ام، اما از چه؟ از که؟ غرب زدگی برایم شده یک خیاط حرفه ای، چون از یاد برده ام که انسان عریان به دنیا آمده و عریان از دنیا میرود. با خود احساس کردم که زمستان است و سرد، باید لباس بر تن کنم اما این لباس تنها تن مرا نپوشاند، بلکه بیش از همه این ها خود و منیتم را پوشانده. خدایا به کجای این شب تیره پناه آرم؟ «خانقاه دل . بمی بَربند راه عقل را از خانقاه دل . که این دارالجُنون هرگز نباشد جٰای عاقلها . اگر دل بُسته ای بَر عشق جانان جای خالی کُن . که این میخٰانه هرگز نیست جز مأوای بیدلها . تو گر از نشئۀ می کمتر از آنی بخود آئی . بُرون شو بی درنگ از مرز خلوتگاه غافلها . چه از گلهٰای باغ دوست رنگ آن صنم دیدی . جُدا گشتی ز باغ دوست(یار) دریاها وَ ساحلهٰا . تو راه جنّت و فردوس را در پیش خود دیدی . جُدا گشتی ز راه حقّ وَ پیوستی بباطلهٰا» « سخن دل . نتوان نرم نمودش به سخن . این سخن از دل سنگش پیداست . از در صُلح بُرون ناید دوست . دیگر امروز ز جنگش پیداست . می زده ست از رُخ سُرخش پُرسید . مستی از چشم قشنگش پیداست . یار امشب پی عاشق کشی اَست . من نگویم؛ ز خدنگش پیداست » خدایا راهم ده . چگونه به خدا بگویم فقط تو را دوست دارم و تا الان غلط کرده ام که جز تو بوده ام . «( فارغ از عالم . فقر، فخر است اگر فارغ از عالم باشد . آنکه از خویش گذر کرد، چه اش غم باشد؟ ). طالع بخت در آن روز برآید، که شبش . یار تا صُبح وَرا مونس وَ همدم باشد . طرب سٰاغر درویش نفهمد صوفی . باده از دست بُتی گیر که محرم باشد . طوطی باغ محبّت نرود کُلبۀ جُغد . بازِ فردوس، کُجا کَلبِ معلَّم باشد؟! ( این دل گُم شده را یا به پناهت بپذیر . یا رَهٰا ساز که سرگشته عالم باشد) » حاج قاسم با دلی گرفته و چشمی گریه آلود صدایت میزنم در عصر یخبندان قلبم ، دستم را بگیر. من باید بروم ، جا مانده و لگد کوب روزگارم ، به سوی خورشید می روم . « بادۀ اَلَسْت . هُشیاری من بگیر و مستم بنما . سرمست ز بادۀ الستم بنما . بر نیستیم فزون کن از راه کَرم . دَر دیدۀ خود هر آنچه هستم بنما » « رَها باید شد! . از هستی خویشتن رها باید شُد . از دیو خودیِّ خود جُدا باید شُد . آن کس که به شیطان دَرون سرگرم است . کی راهیِ راه انبیا خواهد شُد » و اما کلام آخر « تشنۀ پاسُخ . ای دوست هر آنچه هست نور رُخ تو است . فریادرس دل، نظر فرّخ تو اَست . طی شد شب هجر (قدر) و مطلع فجر نشد . یارا! دل مُرده تشنۀ پاسخ تو است »
باسمه تعالی: سلام علیکم: عرایضی تحت عنوان «قرآن و جایگاه شهادت سید حسن نصرالله»https://eitaa.com/matalebevijeh/17679 شد. امید است افقی که باید بدان نظر شود و خود را در آینده ای بس بزرگ احساس کنیم؛ به نور شهادت آن سید بزرگوار گشوده شود. موفق باشید
با سلام: در جایی فرمودید که اولین موجودی که خدا خلق کرد عقل است و عقل موجودی مستقل است. در جای دیگر فرمودید که عقل از شؤن نفس است. این دو چگونه با هم جمع میشود؟ با تشکر!
باسمه تعالی: سلام علیکم: عقلی که به معنای شئونی از شئون نفس است غیر از عقل به معنای اولین مخلوق میباشد. موفق باشید
سلام: ببخشید وقتی به ابدیت فکر میکنم احساس خوبی ندارم. میگم من مرد این راه نیستم. کاش اصلا نبودم. چرا این بار سنگین را قبول کردم؟ غیر از مباحث معرفت نفس چگونه میتونم مفهوم ابدیت را درک کنم؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: ان شاءالله با دنبالکردن بحث کتاب «معاد، بازگشت به جدیترین زندگی» همراه با شرح صوتی آن، جهانی گشوده در هم اکنونِ خود برایتان گشوده میشود تا آنجایی که زیبایی زندگی را تا ابدیت احساس میکنید. موفق باشید
سلام علیکم پدرجان: متن زیر را یکی از نزدیکان به نورعلی تابنده در اینستاگرامش منتشر کرده، نظر شریفتان چیست؟ «سالها قبل روزی قصد داشتم برحسب وعده قبلی به پژوهشکده حکمت و فلسفه ایران و به دیدار دکتر غلامحسین إبراهیمی دینانی بروم قبل از رفتن به پژوهشکده به زیارت مولای معظم [نورعلی تابنده قطب فعلی گنابادیه] رفتم حضرتشان مرا به حضور پذیرفتند. اتفاقا آن روز کسالتی عارض وجود شریفشان شده بود لذا به همان اتاق محل استراحت ایشان رفتم و موضوع دیدار با آقای دکتردینانی را بعرض ایشان رساندم. ایشان ضمن ابلاغ سلام به آقای دکتردینانی فرمودند: «به ایشان بگویید سخنان شما را غالبا از تلویزیون گوش میدهم و مورد تایید است و شما برای مردم سخنان خوبی را می گویید ولی ما هر آنچه شما میگویید را به آنها نشان میدهیم.» فقیر نیز در دیدار با آقای دکتردینانی در ضمن بحث مفصلی سلام معظم له را ابلاغ و پیغام ایشان را به دکتردینانی رساندم. آقای دکتر دینانی به محض شنیدن فرمایش حضرتشان یکه خوردند و دیگر هیچ نفرمودند. گویی پیام حضرتش اثری در وجود دکتر دینانی گذارد که موجب سکوت ایشان شد. همان اثری که در سخن ابوسعید [ابوالخیر] در دیدار با ابن سینا بود که فرمود آنچه من می بینم او میداند.»
باسمه تعالی: سلام علیکم: در این مورد صاحبنظر نیستم. موفق باشید
سلام علیکم استاد بزرگوار: یک سوال رو خواهشاً صریح جواب بدید: بین پزشکیان و قالیباف شما کدام یک رو برای ریاست جمهوری ایران شایسته تر و کارآمدتر و اصلح تر میدانید؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر میرسد حالا دیگر وقت این حرفها نیست. وقت آن است که تلاش کنیم دولت آقای پزشکیان در شعارهایی که دادهاند موفق شوند و رهبر معظم انقلاب در نسبت با دولتها، این مسیر را در پیش میگرفتند. ما نیز در بستر صبر و سلوک، باید همان روش را دنبال کنیم. موفق باشید
با سلام! حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، مظهر اسم الله است. منظورم این نیست که خداوند به شکل حضرتش در آمده است. من میخواهم بگویم که حضرتش آن حقیقت بالفعل اسما است. حاوی اسم الله است. وقتی که حصرتش ظهور کند، تمام اسمای الهی به صحنه میآید. الله خودش در نظام تشریع و تکوین ظهور خواهد کرد. الله از طریق حضرتش ظاهر میشود. الله از آدم تا خاتم میخواست ظهور کند. در زمان هر پیامبری الله میخواست ظهور کند. این ظهور شدت و ضعف داشت تا این که در زمان پیامبر خاتم (ص) به اوج شدت رسید. این ظهور بعد از ایشان به علی (ع) و سپس به یکایک امامان معصوم علیهم السلام به گونه های گوناگون ظهور یافت و آخرش و اوج ظهور الله در زمان حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف به صحنه میآید. انقلاب اسلامی ایران ابتدای تجلی و ظهور اسم الله است. وقتی میگوییم که حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف ظهور میکند به این معناست که اسم الله ظهور خواهد کرد. هدف از خلقت جهان، ظهور الله در نظام تشریع است که این با حجت خدا امکان پذیر است. الان نور انقلاب اسلامی ایران یک پرتویی از نور وجودی حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف میباشد که دارد پرتو افشانی میکند. از زمان آدم تا کنون اسم الله در پی ظهور بوده است والان در انقلاب اسلامی ایران به اوج خودش خواهد رسید. نور الله مربوط به سرزمین خاصی نیست. هرجا زمینه باشد تجلی میکند. نظر شما در باره متن فوق چیست؟ لطفاً ایرادات آن را بیان کنید! با تشکر!
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده نکته خوبی را متذکر شدهاید بخصوص که حضرت امام خمینی در آخرین پیامشان متذکر شدند که: «انقلاب اسلامی ایران مقدمه و شروع انقلاب بزرگ جهان اسلام، به پرچمداری حضرت حجت (ارواحنا له فداه) است.» موفق باشید
با سلام: در شعر زیر که شما از آن استفاده می کنید: دریا موج گوناگون بر آمد زبیچونی به رنگ چون درآمد و... آیا منظور آن است که دریا همان ذات خداست که بیچون بود و این موجها که آمدند این دریا را به رنگ چون در آوردند. آیا منظور از این موجها اسماء الله میباشد یا همین موجوداتی (مانند آدم، کوه، ملک و....) که میبینم میباشد؟ با تشکر!
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! از او که «لیس کمثله شیئ» است همه عالم ظاهر میشود و معلوم است که تمام عالم بر مبنای اسمای حسنای او به ظهور میآیند. موفق باشید
با سلام: آیا صحیح است که بگوییم که قوه خیال صورت انشا میکند اما این قوه بینایی است که آن صورت را میبیند؟ با تشکر!
باسمه تعالی: سلام علیکم: همینطور است. موفق باشید
سلام علیکم: آیا زن و شوهرهای زمینی که با علاقه و محبتی که بینشون پیش میاد زندگیشون رو شروع میکنن، از جنس روحهایی هستند که سنخیت داشتند با هم؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: خود خداوند در این مورد فرموده است: « وَمِنْ آيَاتِهِ أَنْ خَلَقَ لَكُمْ مِنْ أَنْفُسِكُمْ أَزْوَاجًا لِتَسْكُنُوا إِلَيْهَا وَجَعَلَ بَيْنَكُمْ مَوَدَّةً وَرَحْمَةً ۚ إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَاتٍ لِقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ» و باز یکی از آیات (لطف) او آن است که برای شما از جنس خودتان جفتی بیافرید که در کنار او آرامش یافته و با هم انس گیرید و میان شما رأفت و مهربانی برقرار فرمود. در این امر نیز برای مردم بافکرت ادلهای (از علم و حکمت حق) آشکار است. موفق باشید
سلام و درود: در فضای مجازی کلیپی رو مشاهده کردم که خانمی غیر مسلمان و امریکایی تجربه خارج شدن از بدن داشته. این خانم طبق گفته های خودش تا قبل از خارج شدن از بدن، در یک مکان الوده به شهوت مشغول بکار بوده و به گفته خودش بعد از خارج شدن از کالبد احساس خوبی پیدا میکند و انگار مقصود واقعی خودش رو پیدا میکند. جدا از صحبت های این خانم سوال بنده این بود که آیا افرادی مثل این خانم که دین اسلام بهشون نرسیده آیا باز هم با علم اینکه در دنیا کار مفید و خوبی انجام نداده اند وارد جهنم نمیشوند؟ و سوال بعدی جایگاه امسال این خانم در اون دنیا کجاست؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: آن نوع حضور و تجربه، ربطی به حضور در برزخ و قیامت ندارد، نوعی احساس تجرد نفس ناطقه انسان است و آگاهی نسبت به اعمالی که در ذهن و خاطره خود دارد. آری! هرکس در قیامت، میهمان سفره خود است و آنچه مطابق فطرت انجام داده باشد. و انبیاء در همین رابطه سخن خدا را با مردم در میان میگذارند آنطور که قرآن در تذکری بسیار عمیق و عالمانه می فرماید: «فَاَقِمْ وَجْهَكَ لِلدَّینِ حَنیفاً فِطْرَتَ اللَهِ الَّتِی فَطَرَ النَّاسَ عَلَیْها لَا تَبْدیلَ لِخَلْقِ اللهِ ذلِكَ الدَّینُ الْقَیَّمُ وَ لَكِنَّ اَكْثَرَ النَاسِ لاَیَعْلَمُونَ». پس به پا خیز و جهت خود را در جهت دینِ حنیف قرار ده که آن همان سرشت و فطرتی است که خداوند انسان ها را بر اساس آن خلق نموده، این فطرت در بین انسان ها یکسان است، این دین و راه پایداری است ولی اکثر مردم متوجه این موضوع نیستند. درنتیجه به زندگی خیالی و کارهای ناپایدار خود را مشغول می کنند و با پوچی و بی ثمری زندگی روبه رو می شوند. با توجه به این امر آن خانم هر اندازه مطابق فطرت یا شرع عمل کرده باشد، در ابدیت خود در آرامش و راحتی قرار دارد. موفق باشید
سلام و احترام خدمت استاد بزرگوار: از نظر استاد، کدام ترجمه فارسی المیزان ساده و قابل فهم است؟ با تشکر
باسمه تعالی: سلام علیکم: همین ترجمهای که در بازار هست، یعنی ترجمه آقای موسوی همدانی؛ مورد نظر علامه بوده است. موفق باشید
سلام: من صوت ها و آموزش های شما رو زیاد گوش میدم. برای خودم بسیار جالب هست و علاقهمندان دنبال میکنم و آموزش هم میدم. چون میبینم مردم از مسائل کوچکی که چون علتش رو نمیدونن خیلی ناراحت هستند. براشون توضیح میدم اونچه که میدونم بعضی وقتها میگم آیا این توجیهات که از دین میگم آیا درست هست نکنه اشتباه بگم. درباره مجرد. معرفت نفس. توحید. نمیشه من رو مورد امتحان قرار بدید. بنظر خودم بحث های شما رو میگم ولی اگه اشتباه یاد گرفته باشم چی؟ و از لطف خدا یا شیطنت شیطان خیلی هم قبولم دارند و مشتاقانه پای حرفهام میشینند و یک سوال دیگه آیا درباره رابطه نفس با طبع یا مزاج بدنی هم صوت دارید؟ و تشکر میکنم از خدا که شما رو برای ما خلق کرده.
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. وقتی کلیات مباحث را در اختیار دارید دیگر نگران جزئیات مباحث نباشید که با نظر و سلیقه خود با مخاطب در حدّ آمادگیاش مطرح میکنید. ۲. دستگاه رابطه نفس با طبایع که جناب ابن سینا در آن باب سخن گفتهاند، غیر از دستگاه نظر به نفس است در الهیات که جناب صدرالمتألهین دنبال میفرمایند و امثال حضرت امام خمینی و علامه طباطبایی، بیشتر در این میدان مباحث نفس را مطرح میکنند. موفق باشید
سلام و احترام خدمت استاد گرامی: استاد بنده در کلاسی شرکت میکنم که مبناش تدبر در آیات قرآن هست روز شهادت حضرت زهرا سلام الله علیها ایشون در مورد کلمه ی «هو الد الخصام» صحبت کردند و گفتند مصداق هو الدالخصام عمر بن خطاب هست. در تفسیر البرهان و صافی و در آیه ۲۷ و ۲۸ و۲۹ سوره ی فرقان منظور از فلان ابابکر هست و تا ایشون جلسات خصوصی در حد ۴ با ۵ نفره ی لعن میگیرند به نظر شما کارشون درسته؟ و اینکه صحبت از این دارند که این سه خلیفه خیلی ظلم کردند و یکی از علما که اسمشون الان خاطرم نیست چندین جلد کتاب نوشتند که دو جلد این کتب که در باب ظلمها و تعدیات این خلفا ناپدید شده. به نظر شما این جور صحبتها با مبانی رهبری سنخیت داره؟ آیا طلبه های اهل سنت که در جامعه المصطفی قم درس میخونند اگر ذیل این آیات که روایتی آمده که الد الخصام عمر هست ناراحت نمیشوند و اتحاد بین شیعه وسنی خدشه دار نمیشه؟ بنده با کسی که در این مورد صحبت میکردم گفتند رهبری چون در راس حکمت هستند تقیه میکنند در مورد اهل سنت که میگویند اتحاد داشته باشید. ولی من قبول ندارم چون در کتاب خون دلی که لعل شد نگاه رهبری خیلی وسیع هست و خدماتی که به اهل سنت ایرانشهر در زمان تبعیدشون کردن خیلی زیاد بوده. لطفا راهنمایی بفرمایید.
باسمه تعالی: سلام علیکم: همینطور که میفرمایید در شرایطی که اهل سنت تصوری غیر از آنچه که ما از خلفا داریم، آنها دارند؛ و روایاتی در کتابهای آنها هست که همه صفات مربوط به حضرت علی «علیهالسلام» را برای خلفا قائلند؛ آیا توهین به خلفا، به همان معنایی نیست که کسی به حضرت علی «علیهالسلام» با آن سجایای فوق العاده انسانی توهین کند؟!! موفق باشید
استاد سلام علیکم: در رابطه با فهم قرآن پرسشی داشتم. مطلبی می نویسم خواستم هم تکمیلش و هم اشکالاتش را بر طرف بفرمائید: ۱. ابتدای هر سوره کلیت آن سوره را مشخص کرده است. ۲. اسماء پایان هر آیه جهت نگاه به آن آیه را مشخص می کند. ۳. آیات قرآن به صورت متوالی خوانده و ارتباط آیات با هم در نظر گرفته شود. ۴. با نگاه وجودی صدرا به قرآن مراجعه شود از نحوه نگاه صدرا به این مقدار می فهمم که اشارات قرآن را دنبال کنیم تا به حضور برویم. ۵. در عین نگاه وجودی نگاه استدلالی و در نظر داشتن قوانین منطقی هم می تواند در فهم قرآن کمک کننده و حفظ کننده از خطا باشد. اینجا سوالی هم دارم آیا چنانکه عده ای تصور می کنند نگاه صدرا منافی نگاه استدلالی مشاء می باشد؟ بنده با اندک منطقی که خواندم می بینم افرادی قرآن را تفسیر آیه به آیه می کنند آیه ای را به آیه دیگر ربط می دهند اما آیه اول از جهتی مطلبی را بیان کرده و آیه دیگر از جهت دیگر. یا مثلا در آیه ای مسئله ای را مطرح کرده که لازم چیزی است اما در آیه دوم آن لازم و ملزوم وجود ندارد. سوال دیگری هم دارم : اگر شماره ۵ را بپذیریم آیا نحوه نگاه های دیگری هم قابل تصور است که در فهم قرآن به ما کمک کند؟ مثلا قرآن برای اصحاب تجربه هم حرف داشته باشد؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. همیشه اینطور نیست. بعضاً در بین دیگر آیات آن سوره نکته اصلی به میان میآید. ولی در هر حال ابتدای هر سوره افقی کلی را مدّ نظر میآورد. ۲. این نکته خوبی است. ۳. آیات هر سوره چنین است. ۴.همینطور است زیرا در نگاه صدرایی از ماهیت به سوی وجود عبور میکنیم. ۵. آری! این نکته خوبی است. ۶. تدبّر در قرآن کمک میکند تا آیات هر سوره انسجام آن سوره را نشان دهد مگر در موارد استثنائی ۷. با مبنای وجودی، آری. موفق باشید
سلام و ادب خدمت استاد گرانقدر: موضع علامه طباطبایی در قبال انقلاب اسلامی چه بود؟ آیا تقابل علامه با انقلاب صحت دارد؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: ابداً تقابلی بین حضرت امام و علامه طباطبایی نبوده که در موضوع انقلاب اسلامی اختلافی در میان باشد. میماند که روحیه علامه طباطبایی بیشتر در امور معرفتی شکل گرفته بود. ولی به گفته رهبر معظم انقلاب، تازه وقتی انسان تفسیر المیزان را مطالعه میکند، روحیه انقلابی مناسب انقلاب اسلامی برایش پیش میآید. موفق باشید
