بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
37963

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام و ادب خدمت استاد عزیز: یک نکته ای تو سط بعضی دوستان مذهبی و انقلابی در بحث انتخابات بیان می‌شد در مورد اینکه اگر مردم به انتخاب درست نرسند و دولت انقلابی بر سر کار نیاید، باعث عقب افتادن ظهور میشه، می‌خواستم نظر شما رو درباره این تحلیل بدونم، و اینکه پارامتر های موثر در تعجیل یا عقب افتادن ظهور چیست و نقش فرد و اجتماع در این زمینه چطور تعریف میشه؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: البته نمی‌توان آن نکته را انکار کرد ولی معلوم نیست خیری در آنچه پیش آمده، نباشد و ما را برای حضور هرچه بیشتر آماده نکند. موفق باشید

37925

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام: آیا درست است که تمام صورت هایی که در خواب می‌بینم درک و شعور دارند. هم من آنها را درک می‌کنم و هم آنها مرا درک می‌کنند ؟ سوال دوم: اگر مطالب بالا صحیح است، آیا در برزخ و قیامت هم، همینطور است؟ با تشکر!

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به هر دو سؤال قبلاً با شماره‌های 37901 و 37902 جواب داده شد. موفق باشید

37677

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

به نام خدا سلام: حیوانات و موجودات و همه ی عالم پس از ايمان به امیرالمؤمنین ارزش پیدا کردند و در درگاه الهی ارزشمند شدند. از کسی شنیدم جغد پس از شهادت امام حسین شب زنده دار شد و مارمولک ایمان به امیرالمؤمنین نیاورد و سگ اولین حیوانی است که به شیطان ایمان آورد و سنگ عقیق به دلیل ایمانش ارزشمند شد. امکانش هست منبعی معرفی کنید که این موارد رو تایید یا رد کنه

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: منبع چندانی در ذهن ندارم. احتمالاً باید نکاتی باشد که با اشاره و با نگاهی خاص مطرح شده وگرنه هر موجودی در ذات خود، خیر است هرچند نسبت به ما در موقعیت خاصی می‌‌تواند مضرّ باشد مانند حضور سگ در درون خانه و زندگی و نه در آغل گوسفندان که نگهبانی است بس مهم. موفق باشید 

37295

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد: در رابطه با آیه ۱۱۷ آل عمران «مَثَلُ مَا يُنفِقُونَ فِي هَٰذِهِ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا كَمَثَلِ رِيحٍ فِيهَا صِرٌّ أَصَابَتْ حَرْثَ قَوْمٍ ظَلَمُوا أَنفُسَهُمْ فَأَهْلَكَتْهُ وَمَا ظَلَمَهُمُ اللَّهُ وَلَٰكِنْ أَنفُسَهُمْ يَظْلِمُونَ» ۱- میشه گفت اثر باد سرد ویران کننده را مقید به ظالم بودن صاحب حرث کرده؟ یعنی اگر مومن بود، باد اثر نمی گذاشت؟ یا آیه اشاره به این داره که ایجاد لا در اثر ظالم بودن صاحب است؟ ۲- اگر حرف بالا صحیح باشه می توان آن را به پدیده های طبیعی دیگر تعمیم داد؟ ببخشید استاد اگر در این رابطه فرمایشاتی داشتید بفرمایید در کدوم مباحث پیگیری کنم ممنون.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به گفته علامه طباطبایی آنانی که جهت امور دنیایی خود انفاق می‌کنند که خرج‌هایی است برای اصلاح کار فاسد؛ نتیجه‌ای جز شقاوت برایشان نمی‌ماند، کار آن‌ها شبیه باد شدیدی است که به کشت و زرع می‌خورد، اینان عملاً به خود ظلم می‌کنند و هلاک می‌شوند؛ مانند باد سردی که کشت و زرع را خشک می‌کند و در واقع خدا به این افراد ظلم نکرد، بلکه خودشان به خودشان ظلم کردند زیرا عمل فاسد، نتیجه فاسد می‌دهد، در این رابطه که مقدمات جنگ با اسلام را فراهم می‌کنند به امید نتیجه. در شرح سوره آل‌عمران عرایضی شده است. موفق باشید

37277

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام و نور و رحمت الهی تقدیم به پیشگاه حضرت حجت ارواحنا له الفدا. معنی این جمله که بزرگان می‌فرمایند (قرآن را با حزن و با صدای خود الله بخوانید انگار که همان لحظه به خود تو وحی می‌شود و فقط برای تو نازل شده) یعنی چی؟ التماس دعا.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌که با مدّ نظرقراردادنِ این نکته که در رابطه با قرائت قرآن قرار داده‌اند، ورود کنیم، آرام‌آرام به لطف الهی برای انسان پیش می‌آید آنچه باید پیش آید. موفق باشید  

37138
متن پرسش

سلام علیکم استاد: وقتتون بخیر. برای ما هم دعا بفرمایید عاقبت بخیر شویم. برای کسی که مباحث شما را کار کرده ولی باز هم احساس پوچی دارد چه پیشنهادی دارید؟ کسی که این حس را دارد می‌گوید گویا دارم خفه می‌شوم از دوری خدا‌.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در تقدیر تاریخی بشر آخرالزمان با حضور هرچه بیشتر در تاریخ توحیدیِ جهانی که در آن هستیم که از میدان دفاع مقدسِ دیروزین تا حضور تاریخی مردم غزه می‌باشد و با جدّی‌گرفتن نیهیلیسمی که فعالانه در میدان است؛ می‌توان به آینده‌ای نظر کرد که انسان برای حضور بیشتر در آن تاریخ و عبور جدّی‌تر از نیهیلیسم در وسعت انسانیت خود که آن را درک می‌کند, حاضر می‌شود و با این رویکرد به قرآن با نظر به کوره راهی که پیش می‌آید، می‌توان متوجه روشنی‌گاهی بود که در پیش است. موفق باشید

37094

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با نام و یاد خدایی که در فراقش بی‌نهایت بلاء سرم آمد و خود او می‌داند که بی او نتوانستم لحظه ای زندگی کنم و داغ زندگی و عشق و عقل و معرفت و سلامت نفس را بر دلم گذاشت. منی که با صدایی گرفته از شدت فریاد اقرار داشتم هیچ نوع زندگی کردنی برای هیچ آدمی در این دوران بدون حضور خدا، در تمام مراتب نفس امکان پذیر نیست! ولی میانه رویی و صبر تنها راه ممکن برای گشودن حضور خدا در جانهایمان بود که من نتوانستم میانه رو بمانم، از این خطایم بگذریم راستش تحملش را نداشتم بدون او لحظه ای خوش باشم، باز خدا مرا عفو کند. به دنبال خود در همه گشتم و آرزو داشتم مخلوقی مرا به ادراک خودم درک کند اما آن خدا بود که از فراقش داشتم می‌سوختم آن خدا بود که می‌توانست مرا همواره بهتر از خودم نزدم و از خودم و در خودم درک کند. من اگر این حرف ها را نمی‌گفتم تصور می‌شد خدا در این دوران اهمیتی ندارد در حالی که جان ها سوخته و سالها صبر و دوری و رنج های پیاپی از عشقی که درواقع در«خود» است و «خود» است بر جای گذاشته داغی که باید در دل می‌مانده و مخفی می‌شده تا سوزشش افزون تر باشد. بسیار جفا کشید آخر، او را به مُراد او رسانید. ای کاش روزی سخن هایی که دل سوخته ام در خود پرورش داده عیان می‌شد که بخدا به هرکه برخورد می‌کرد می‌سوزاندش و او را بیدار می‌کرد. من دیگر نمی‌دانم زبان گفتگوی این روزها چیست و چیزی بیش از این برای گفتن ندارم و آن سخن «خداست»

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به همین جهت جناب فیض کاشانی در مواجهه‌ای که با خودش برای خودش پیش آمد با خود چنین گفت: 
گفتم رخت ندیدم گفتا ندیده باشی
گفتم ز غم خمیدم گفتا خمیده باشی
گفتم ز گلستانت گفتا که بوی بردی
گفتم گلی نچیدم گفتا نچیده باشی
گفتم ز خود بریدم آن باده تا چشیدم
گفتا چه زان چشیدی از خود بریده باشی
گفتم لباس تقوی در عشق خود بریدم
گفتا به نیک نامی جامه دریده باشی
گفتم که در فراقت بس خونِ دل که خوردم
گفتا که سهل باشد جورم کشیده باشی
گفتم جفات تا کی گفتا همیشه باشد
از ما وفا نیاید شاید شنیده باشی
گفتم شراب لطفت آیا چه طعم دارد
گفتا گهی ز قهرم شاید مزیده باشی
گفتم که طعم آن لب گفتا ز حسرت آن
جان بر لبت چه آید شاید چشیده باشی
گفتم بکام وصلت خواهم رسید روزی
گفتا که نیک بنگر شاید رسیده باشی
خود را اگر نبینی از وصل گل بچینی
کار تو فیض این‌ست خود را ندیده باشی
آری! «گفتا که نیک بنگر، شاید رسیده باشی». نسبت ما با حقیقت، همیشه همین‌طور بوده و هست. موفق باشید
 

36701

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام و عرض ادب: بنده بعد از ۳ سال بحمدلله کتاب المیزان را تمام کردم. البته در هر سوره ای شرح شما را هم گوش می‌دادم و خلاصه برداری می‌کردم. الان میخوام برنامه جدیدی را شروع کنم در مباحث معرفتی، شما چه پیشنهادی دارید؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: إن شاءالله با رجوع به کتاب «معاد، بازگشت به جدّی‌ترین زندگی» و شرح صوتی آن می‌توانید معارف خود را عمیق و عمیق‌تر کنید. موفق باشید

36595

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام و عرض ادب: سوالی داشتم از خدمت شما. به مدت یک هفته هست فهمیدم که خیلی توجه به خود دارم و این موضوع اذیتم می کند امروز هم بحث خطبه ۱۳۱ رو گوش کردم بین من الهی و من استقلالی مانده ام و این همه سال رو با آن من تمام کارهایم رو انجام دادم. روزها فکر من این است و همه شب سخنم که چرا غافل از احوال دل خویشتنم؟ تقریبا از دوران دبیرستان با این شعر مانوس بودم. الان به دلیل عمری که سپری شده و دست ام خالی هست نگران هستم و چگونه می توانم گذشته رو جبران کنم؟ مانند حضرت یونس علیه السلام که در شکم ماهی حبس شدند در این دنیا هم من این احساس رو دارم. بسم الله الرحمن الرحیم لا اله الا انت سبحانک انی کنت من الظالمین چه ذکر و دعایی رو بخوانم که کمکم کنه؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مگر از همین ذکر یونسیه می‌توان غافل بود؟ در حالی‌که با فراز اولیه آن یعنی ذکر «لا اله الا انت» نظر به نور توحید الهی می‌کنیم و در فراز «سبحانک» نظر را به تعالی او معطوف می‌داریم و با فراز «انی کنت من الظالمین» نظر به خود می‌کنیم که چه اندازه نسبت به راهی که در انس با حضرت حق در پیش داریم، کوتاهی می‌کنیم. موفق باشید

36561

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

من آدم خوبی نیستم ولی غمی را در خود حاملم که غم مقدسی است پس از این جهت مال من هم نیست مثلا غم جوانانی که نمی دانستند چگونه زندگی کنند و من به امیدواری از خدا به آنها نوید دادم صبر کنید در حالی که تقریبا نمی توانستند. خدایا حال که با تمام آزادی که به ما دادی بر ما روشن کردی ذات ما از جهت خودمان دارایی ندارد پس یقینا نمی توانیم زندگی کنیم پس زندگی و شور و حیات از آن غنی مطلق است، حال ای عاشق حیات و شور و زندگی اینجا جای توست تا همه بنگریم چقدر زیبایی. این روزهای خاص چقدر خوب است این گونه گفتگوها

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! بحمدالله هر اندازه انسان امیدوار به رحمت الهی باشد راه نجات خود و کمک به هدایت دیگران را خداوند در مقابل او می گشاید. موفق باشید

36502

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام: من صوت ها و آموزش های شما رو زیاد گوش میدم. برای خودم بسیار جالب هست و علاقه‌مندان دنبال می‌کنم و آموزش هم میدم. چون می‌بینم مردم از مسائل کوچکی که چون علتش رو نمیدونن خیلی ناراحت هستند. براشون توضیح میدم اونچه که می‌دونم بعضی وقتها میگم آیا این توجیهات که از دین میگم آیا درست هست نکنه اشتباه بگم. درباره مجرد. معرفت نفس. توحید. نمیشه من رو مورد امتحان قرار بدید. بنظر خودم بحث های شما رو میگم ولی اگه اشتباه یاد گرفته باشم چی؟ و از لطف خدا یا شیطنت شیطان خیلی هم قبولم دارند و مشتاقانه پای حرفهام میشینند و یک سوال دیگه آیا درباره رابطه نفس با طبع یا مزاج بدنی هم صوت دارید؟ و تشکر می‌کنم از خدا که شما رو برای ما خلق کرده.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. وقتی کلیات مباحث را در اختیار دارید دیگر نگران جزئیات مباحث نباشید که با نظر و سلیقه خود با مخاطب در حدّ آمادگی‌اش مطرح می‌کنید. ۲. دستگاه رابطه نفس با طبایع که جناب ابن سینا در آن باب سخن گفته‌اند، غیر از دستگاه نظر به نفس است در الهیات که جناب صدرالمتألهین دنبال می‌فرمایند و امثال حضرت امام خمینی و علامه طباطبایی، بیشتر در این میدان مباحث نفس را مطرح می‌کنند. موفق باشید

36455

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با عرض سلام و ارادت خدمت استاد گرامی: استاد من از نوجوانی تا به حال ساکن اروپا بوده ام. پسری دارم هفت ساله و بسیار پرسشگر و کنجکاو. من قبلاً نماز نمی‌خواندم تا اینکه در دوره ای شوق نماز در من ایجاد شد و حدوداً دو سالی ست که نماز می‌خوانم. پسرم از من پرسید بابا چرا قبلاً نماز نمی‌خواندی و حالا نماز می‌خوانی. ماندم که چه جوابی به بچه ای در سن او بدهم. گفتم الان نماز می‌خوانم چون دوست دارم نماز بخوانم. بعداً با خودم فکر کردم که بهتر نبود اینگونه به او پاسخ می‌دادم که نماز میخوانم چون خدا دوست دارد که ما (بندگانش) نماز بخوانیم. چرا که این دو پاسخ متفاوت به این سوال، گذشته از آن که سوال کننده یک کودک باشد یا یک انسان بالغ عاقل، دو مبنای فلسفی متفاوت دارد. اگر بگویم نماز می‌خوانم چون خودم دوست دارم نماز بخوانم محوریت و ملاک تشخیص را در این امر خودم (انسان) قرار داده ام و اگر بگویم نماز می‌خوانم چون خدا دوست دارد که ما (انسانها) نماز بخوانیم محوریت و منبع تشخیص را پروردگار می‌دانم و در مقابل او مقام خود را بالاتر از مقام بندگی ندانسته ام. همین پرسش را می‌تواند یک کودک از مادر خود که قبلاً حجابی نداشته و از موقعی به بعد حجاب را انتخاب کرده بکند و مادرش جوابی بر این دو مبنای متفاوت به او بدهد. به نظر شما چه نوع پاسخی در مورد اینگونه سوالها بهتر است به کودکان خود بدهیم تا از همان سنین کودکی یک ذهنیت درست از اینگونه امور در کودکان خود ایجاد کنیم؟ با کمال تشکر

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر می‌آید جمع هر دو نکته مهم است تا از یک طرف، انسان متذکر طلب متعالی خود باشد و از طرف دیگر متوجه حقیقتی که در این طلب متعالی باید مدّ نظر قرار گیرد. حال در هر امر دینی قضیه از همین قرار است که جان انسان طالب حضوری است بسی متعالی و گشوده، و رجوع به خدا از طریق رعایت دستورات او این امر را محقق می‌کند، وگرنه انسان گرفتار انواع پوچی‌ها و نیست‌انگاری‌ها می‌شود. موفق باشید

36311

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام و ادب خدمت استاد گرانقدر: موضع علامه طباطبایی در قبال انقلاب اسلامی چه بود؟ آیا تقابل علامه با انقلاب صحت دارد؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ابداً تقابلی بین حضرت امام و علامه طباطبایی نبوده که در موضوع انقلاب اسلامی اختلافی در میان باشد. می‌ماند که روحیه علامه طباطبایی بیشتر در امور معرفتی شکل گرفته بود. ولی به گفته رهبر معظم انقلاب، تازه وقتی انسان تفسیر المیزان را مطالعه می‌کند، روحیه انقلابی مناسب انقلاب اسلامی برایش پیش می‌آید. موفق باشید

36234

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام: اینکه در احادیث داریم که صفات خدا عین ذات خداست، می‌توان گفت که این احادیث می‌خواهند جامع بودن کمالات خدا را بیان کنند. منظورم جامعیت کمالات همانگونه که در ده نکته در معرفت نفس بیان کرده آید. با تشکر!

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌طور است. یعنی خداوند در ذات خود همه صفات را به صورت جامع دارد. حال بر هرمخلوقی که نظر کند بر اساس آمادگی و امکان و ظرفیت آن مخلوق، صفت یا صفات خاصی از او ظهور می‌کند. موفق باشید

36214

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام علیکم استاد: این گفته شما که در مطالعه کتب بزرگانی مثل علامه طباطبایی و مرحوم امام و شهید مطهری خودمان را در روح المیزان یا افق این بزرگان قرار دهیم. منظور شما چیست؟ و چگونه روح خودمان را در این حالت قرار دهیم؟

متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: خود به خود با مطالعه آثار عالمانی که حکایت الطاف الهی را به قلم آورده‌اند، ما را میهمان آن الطاف معنوی می‌کنند مگر آن‌که کسی بخواهد فقط با آثار آن بزرگان با سواد شود. در آن صورت با روحانیت و معنویت آن‌ها مرتبط نمی‌گردد. موفق باشید

36212

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد: چرا این روز ها با همه ی تلاشی که می‌کنم ولی آخر در مدرسه یا درس خواندنم نماد و مظهر ناامیدی در درونم احساس می کنم؟ چرا در وقت کلاسم باید نهایت پوچی ها حدث ها و حوادث رو با خودم مثل الاق حمل کنم یعنی نمیتونم یک مآوا و یک معنایی رو در نسبت با انقلاب و امام پیش ببرم، با این که تصمیم خودم رو هم گرفته ام؟ یعنی نمیشه طوری بشه که همیشه و هر لحضه فقط با حق روبه رو باشم؟ درست مثل وقتی که کربلا بودم و داشتم همه چی رو کربلایی می‌دیدم در روزهای اربعین. ولی در کربلا هم با همین شرایط بودم و هست اما اون مآوا و معنا در معرض هیچ گونه بلایی قرار گرفته نمیشه و انگار یکی هست که داره از اون محافظت میکنه. یا علی

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این احوالات حکایت از آن دارد که روح‌تان در طلب امری دقیق‌تر و عمیق‌تر و جدّی‌تری است. پیشنهاد می‌شود ابتدا سری به کتاب «جوان و انتخاب بزرگ» و سپس به کتاب «ده نکته در معرفت نفس» که شرح صوتی آن نیز روی سایت هست، بزنید. موفق باشید

35898

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام: من درباره وحدت شخصیه وجود سوالی دارم. طبق نظر بالا کثرت در مظاهر قبول شده است. اگر بگوییم که مظاهر همانند آینه هستند. خوب چگونه در این آینه ها خدا را ببینم؟ با تشکر؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به عنوان مظاهر اسماء الهی. در این مورد خوب است مقدماتی مثل «برهان صدیقین» و شرح صوتی آن که روی سایت هست مدّ نظر قرار گیرد. موفق باشید

35724

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام: شما در صوت فکر کنم ۱۵مرداد امسال از آیت الله قاضی نقل قول کردید که هنگام نماز باید استاد مد نظر باشد. مگر نه این است که باید در نماز خدا مدنظر باشد. مگر استاد خداست که مد نظر آوریم؟ برای من سوء تفاهم بالا بوجود آمده است. اگر لطف کنید با توضیح آن نقل قول، مرا از سوء تفاهم رهایی دهید. با تشکر فراوان!

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: برای خدا و به قصد قربت او، نمازخواندن غیر از آن است که کسی را الگوی خود قرار دهیم. مبنای سخن مرحوم آیت الله قاضی سخن حضرت صادق «علیه‌السلام» است که می‌فرمایند: «وَ انْوِ عِنْدَ افْتِتَاحِ‏ الصَّلَاةِ ذِكْرَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ ذِكْرَ رَسُولِ اللَّهِ وَ اجْعَلْ وَاحِداً مِنَ الْأَئِمَّةِ نُصْبَ عَيْنَيْك‏» در هنگام شروع نماز، یاد خدا و رسول خدا را مدّ نظر داشته باش و یکی از ائمه را در مقابل خود تصور کن.  اگر بحثی را که در آخر  آن جلسه شد با دقت دنبال می‌فرمودید مسئله برایتان روشن می‌شد. موفق باشید 

35702

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد: در شهر ما گروهی برای بدحجابی راه افتاده که شامل دو نفر نیروی انتظامی ۲ نفر از سپاه با ۴ نفر خانم داوطلب که راه بیوفتن امربه معروف کنن. این سبک حرکتها درسته؟ دو دستگی رو بیشتر نمیکنه؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همان‌طور که در جریان هستید نوع برخورد با چنین موضوعی بسیار حساس است. باید منتظر باشیم ببینیم نمایندگان نسبت به لایحه عفاف و حجاب که از امروز در مجلس در صحن علنی در مورد آن صحبت می‌کنند؛ به چه چیزی می‌رسند. بحثی در شبکه افق بین آقایان پیش آمد که می‌تواند قابل توجه باشد. https://eitaa.com/jahanara_ofogh/1478 خوب است به آن بحث نیز رجوع فرمایید. موفق باشید

35571

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام: استاد چند روز پیش یه مستندی توی اینترنت دیدم که البته از تلویزیون هم پخش شده بود و در مورد ساداتی بود که در یه روستا نزدیک تهران همه دورهم جمع شده بودن. مصاحبه گر رفته بود سراغ یه فردی که در زمان دفاع مقدس بهش میگفتن سنگرسازان بی سنگر که خودش هم از سادات روستا بود. وقتی علت اینکه چطورشده همه روستا سیدها دورهم هستند پرسید گفت اینجا همه موقوفات امامزاده به اجداد همین امامزاده میرسه پرسیده و برای همین همه اینجا دورهم شدن. سوالم اینه در مورد بقیه امامزاده ها هم همینطوره؟ و چطورمیشه شجره نامه افراد را پیدا کرد؟ بنده این جمله را از چند نفرهم که متاسفانه با انقلاب هم خیلی خوب نبودن شنیدم که میگفتن ما تو شجره نامه هامون به فلان امامزاده میرسه نسلون.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نمی‌دانم. موفق باشید

39840
متن پرسش

با عرض سلام و ادب خدمت استاد بزرگوار: در روز سالگرد سید شهیدان اهل قلم مرتضی آوینی خواستم این سؤال مطرح شود که اگر ما در این روزگار از وجود با بصیرت ایشان در عرصه رسانه محروم نمی بودیم و یا لااقل بعد از شهادت ایشان در جبهه انقلاب فعالانی پیدا می‌شدند که مثل ایشان اهمیت رسانه را درک می کردند آیا مسائل فرهنگی اجتماعی ما مثل حجاب همین می بود که الان هست؟ آیا فقدان شهید آوینی ها در جبهه انقلاب در عرصه رسانه باعث نشد که دشمن هنجارهای اجتماعی چون حجاب را تبدیل به مسئله و بحران کند و از آن با هدف ایجاد تفرقه به عنوان یک گسل اجتماعی استفاده ابزاری سوء کند؟ روزگاری رضا شاه خواست با توسل به زور چادر را از سر مادربزرگان ما بردارد ولی نتوانست. نتوانست چون حجاب مادربزرگان ما یک حجاب خودخواسته بود و برای حفظ کردن این حجاب خودخواسته حتی حاضر بودند هزینه جانی بدهند. بعد از صد سال بر سر جامعه ما چه گذشت که برای برخی از دختران و زنان جامعه ما بی حجابی خودخواسته مطرح شد تا آنجا که برای این بی حجابی خودخواسته حاضر به پرداخت هزینه شوند تا بی حجابی خود را حفظ کنند؟ در اینکه این مسئله در جامعه ما نیاز به آسیب شناسی دارد شکی نیست ولی آیا سوال اول این نباید باشد که آسیب را در کجا می بایست جستجو کرد؟ آیا آسیب را باید در عدم سازگاری نوع خوانش ما از اسلام با تمدن غربی و مدرنیته جستجو کرد؟ به نظر بنده اگر چنین کنیم درست در عکس جهت حل بحران قدم بر می داریم و نقطه قوت هویت ایرانی اسلامی خود را به نقطه ضعف تبدیل کرده و آن را در برابر هر چه بیشتر غربی شدن و در نتیجه بحرانی تر شدن جامعه خود ذبح می‌کنیم. وقتی حرف از فرهنگ منحط غرب به میان است در حالی که امروزه با چشم خود شاهد به منجلاب رفتن فرهنگ غرب با تمام از خود بیگانگی و بی هویت شدن ملت های دلبسته به این فرهنگ هستیم سوال اصلی این است که به چه هویت فرهنگی محکمی نیاز داریم که از نظر مبانی استحکام و انسجام لازم را برای تقابل با فرهنگ منحط غرب دارا باشد! و این درست همان زن باحجاب مسلمان است با یک هویت ایرانی اسلامی. ولی مشکل در کجاست که این هویت مستحکم زن با حجاب برای بخشی از جامعه زنان ما جا نیفتاد و از آن فاصله گرفتند. به نظر این حقیر ما در این چند سال اخیر نتوانستم با ارائه الگوی هویتی صحیح یک ذهنیت درست از زن با حجاب ایرانی مسلمان در نسل جوان ایجاد کنیم و به ابزارهای الگوساز در جامعه که بدون شک سینما از مهمترین آنهاست یا اهمیت ندادیم و یا این ابزار مهم را به غربگرایان لیبرال واگذار کردیم تا بوسیله یک سینمای مبتذل اوضاع را وخیم تر کنند و بر این زخم باز بیشتر نمک بپاشند. از طرف دیگر دشمن بیکار ننشست و رفت به سراغ تغییر ذهنیت یعنی این نقطه ضعف ما را تبدیل به نقطه قوت خود کرد و از ابزار سینما و فضای مجازی برای هویت سازی و تغییر ذهنیت و درک زنان جامعه ما از حجاب از هیچ حربه ای فروگذار نکرد. به نظر این حقیر نسل جوان ما برای رو آوردن دوباره به هویت باحجاب خود بیشتر از اینکه نیاز به دلیل عقلی و استدلال و مباحثه و نقد و جدل داشته باشد نیاز به یک الگو و یک ذهنیت صحیح از یک زن باحجاب با هویت ایرانی اسلامی دارد. الگویی که ارائه دادن آن سواد می‌خواهد، مبنای درست فکری و نبوغ هنری می‌خواهد، الگویی که شاید شهید آوینی عزیز عهده دار ارائه دادن آن در سینما بود اگر الان در میان ما می بود. گاهی یک فیلم خوب کار هزاران ساعت جلسه بررسی و تحلیل و نقد را می کند. فیلمی با ارائه یک الگو، الگویی که با واقعیت فاصله نداشته باشد، الگویی که از بدو تولد تا مرگ طیب و طاهر و بدون لغزش و اشتباه زندگی نکرده باشد، الگویی که چه بسا قبل از الگو شدن خود به طرف فرهنگ غربی و خطر بی هویتی دچار شده باشد ولی در کشاکش حوادث روزگار خود را پیدا کند. الگویی که آن زن بد حجاب یا بی حجاب ما بتواند با آن همزادپنداری کند و با آن ارتباط برقرار کند، گویی سرنوشت خود او باشد و بتواند از پیام آن فیلم برای نجات خود از بی هویتی مدد بگیرد و حتی خود او را تبدیل به یک مصلح اجتماعی کند که در قالب یک زن باهویت مسلمان با سلاح حجاب و فضیلت اخلاق به جهاد با تهاجم فرهنگی غرب برود. با سلام و درود بر روح سید شهیدان اهل قلم. التماس دعا

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: چه اندازه در نکاتی که می‌فرمایید بنده به جنابعالی خود را نزدیک می‌بینم بخصوص که حقیقتاً همان‌طور که می‌فرمایید شهید آوینی به نحوی روحِ زمانۀ ما را می‌شناخت و جوانان ما در مواجهه با سخن او می‌توانستند راه دیگری را انتخاب کنند که نه بیرون از حضور در جهان جدید است و نه فرورفتن در منجلاب غرب‌زدگی، و به جای آن حتی در حجاب، قهرمانان پاسداری از حجاب بودند زیرا در آن میدان عملاً هویت تاریخی خود را تجربه می‌کردند. آری! و صد آری! حقیقتاً ما میدان سینما را تا آن حدّ از دست دادیم که دشمنان ما از طریق همان سینما، ذهن‌ها را تغییر دادند و این‌جا است که هوشیاریِ شهید آوینی بیشتر درک می‌شود که چرا او نیز از طریق همان به گفتۀ خود «آینۀ جادو» یعنی سینما توانست معجزۀ روایت فتح را به میان آورد و با طرح شخصیت‌های نمونه، این نسل با همزادپنداریِ خود به آنچه که سخت بدان نیاز بود و گم کرده بود؛ دست یابد. به نظر بنده به نکات دقیقی اشاره فرموده‌اید که بهتر است کاربران عزیز همان متن جنابعالی را مدّ نظر قرار دهند تا معلوم شود شهید آوینیِ ما بیش از آن‌که برای فردای ما باشد، برای حضور هرچه بیشتر ما در آینده خواهد بود و در این رابطه عرایضی تحت عنوان «با شهید آوینی در کجای تاریخ خود قرار می‌گیریم؟» https://eitaa.com/matalebevijeh/19105 شده است که خوب است نظری به آن انداخته شود. موفق باشید        

39838

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد: آیا عشق و حبی که ناخودآگاه نسبت به مومنین صاحب معرفت پیش می‌آید هم از جمله خیالاتی است که ما را از خودمان می‌دزدد و بیخود می‌کند که درباره آن گفته اند: این برونی‌ها همه آفات توست؟ اگر شدت داشته باشد چه؟ «الذین آمنوا اشد حبا لله» چه عشقی است؟ عشق به خود؟ یا این مورد را هم شامل می‌شود؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در آینۀ اهل معنا این «حقیقت» است که رُخ می‌نمایاند و این حبّ، عطای الهی است از آن جهت که فرموده‌اند: «مهر خوبان در میان جان نشان / جان مده الاّ به مهر دل‌خوشان». موفق باشید 

39743
متن پرسش

سلام و عرض ادب استاد: امیدوارم بنده و همسرم رو در این شبهای عزیز قدر دعا بفرمایید. غرض چند سوال در رابطه با شبهای قدر بود که از خدمتتان می‌پرسم: هدفم از این سوالات بازخوانی فهم عمیق خویش از شبهای قدر است و اگر خدا بخواهد کمکی هم شود به کاربرانی که سوالات بنده را می‌خوانند و پاسخهای نورانی حضرتعالی را می‌بینند. یعنی شاید برخی از پاسخهای حضرتعالی را بدانم ولی هرساله عادت دارم یک بازخوانی می‌کنم و آن را تکمیل تر می‌کنم. ۱. چه کنیم رابطه ما با شبهای قدر به طور عمیق برقرار بشود و این ارتباط همیشه وصل بماند؟ ۲. در باطن عالم رابطه ما شبهای قدر به چه نحوی است؟ ۳. چه متون و یا صوتهایی را دنبال کنیم که به عمق شب قدر وارد شویم؟ التماس دعای فراوان داریم

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. مهم توجه به میدانی است که به عنوان شب‌های قدر مقابل ما گشوده می‌شود و احیای شب قدر یعنی توجه به افقی که خداوند با نزول ملائکه و روح در مقابل ما به صورت اجمال باز می‌کند. ۲. همین‌که شب قدر حالت اجمال دارد حکایت از حضوری است باطنی که در مطلع فجری که بعداً پیش می‌آید آن اجمال به تفصیل می‌گراید، به همان معنای تفاوت انزال و تنزیل. که انزال، نزول دفعی و کلّی است که مربوط به نزول شب قدری است. و تنزیل، نزول تدریجی و ظهور تفصیلیِ باطنِ شب قدر است در روزهای آینده. بنابراین ان‌شاءالله ما در شب‌های قدر در معرض هویت باطنیِ حقایق قرار می‌گیریم و به همین جهت چندان لازم نیست که حالی جزئی را در آن شب احساس کنیم. ۳. نکاتی تحت عنوان «ما و شب‌های قدر» در کانال «مطالب ویژه» مطرح شده است که ذیلاً می‌توانید آدرس آن‌ها را ملاحظه فرمایید. به امید آن‌که نسبت به شب قدر حضور خوبی مدّ نظر قرار گیرد. موفق باشید              
1- https://eitaa.com/matalebevijeh/18936 2- https://eitaa.com/matalebevijeh/18937 3- https://eitaa.com/matalebevijeh/18938 4- https://eitaa.com/matalebevijeh/18941 5- https://eitaa.com/matalebevijeh/18942 6- https://eitaa.com/matalebevijeh/18945 7- https://eitaa.com/matalebevijeh/18946 8- https://eitaa.com/matalebevijeh/18949
         

39620

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام و عرض ادب: دکتر رضا داوری‌اردکانی: فلاسفه بهتر است در متن سیاست و عمل سیاسی دخالت نکنند. فیلسوف وقتی به‌طور مستقیم در عمل سیاست دخالت می‌کند، جایگاه خود را گم می‌کند. اما همین فیلسوف در انتخابات، بیانیه‌ی سیاسی می‌نگارد و با ادبیات ایدئولوژیک، حتی میان گزینه‌اش و بقای ایران، تلازم می‌سازد. پی نوشت: راستی از جناب داوری اردکانی که بود و نبود ایران را به انتخاب پزشکیان گره زده بود چه خبر؟ درباره افزایش بی سابقه نرخ ارز، تنگ‌تر شدن سفره مردم و وخیم‌تر شدن وضعیت معیشتی جامعه ایران نظری ندارد؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به هر حال ما در نسبت اهل تفکر، نگاه ایدئولوژیک نخواهیم داشت و فلسفه به ما یاد داده است که با اهل فکر بر اساس فکر و اندیشۀ آن‌ها مواجه شویم. از آن جهت بنده همواره به رفقا عرض کرده‌ام ما نمی‌توانیم آقای دکتر داوری را به عنوان یک متفکر نادیده بگیریم و این به معنای ردّ یا قبولِ شخص نیست، بلکه با تفکرِ هر متفکری می‌توان فکر کرد. مثلا در رابطه با توجه و حضور در تاریخ جدید، خوب است به این سخن دکتر رضا داوری اردکانی فکر کنیم که می‌فرمایند: 
«عبور از مشکلات موقوف به آشنایی فی‌الجمله با امکان‌های تاریخ و زمان است. ممکن است قومی زمان و تاریخ خود را، زمان و تاریخِ فرهنگ گذشته‌اش بداند و به توسعه به عنوان روگرفت نظم تجدد، رغبت و تعلّقی نداشته باشد و بیشتر به بازسازی و تجدید عهد گذشته بیندیشد، حتی در این صورت، باید توجه کرد که تجدید عهد گذشته اگر ممکن باشد، موکول و موقوف به درک تاریخ جدید و نفوذ در آن است» (بلای بی‌تاریخی، جهان بی‌آینده، ص 189).
 موفق باشید

39278

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد خوبم: حالت خوف را درک نمی‌کنم کتاب معراج السعاده را هم خوانده ام در هر صورت رحمت خدا بسیار بسیار بر غضب اش برایم غلبه دارد و با همه شرمساری ام هیچ جوره در کت ام نمی‌رود باید از او بترسم. شرم چرا نگرانی چرا توبه چرا ولی راضی شدنش به دوری ام را نمیتابم. حتی لحظه ای. چطور خوف و رجا را در کنار هم داشته باشم؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به این سخن جناب حافظ فکر کنید که فرمود: «تو را ز کنگرۀ عرش می‌زنند سفیر / ندانمت که در این دامگه چه افتاده است؟» موفق باشید

نمایش چاپی