بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
10824
متن پرسش
با سلام: 1. در یکی از فایلهای صوتی جناب استاد، جمله ای شنیدم که مفهوم آن را نتوانستم دقیقا متوجه شوم و آن این بود: عالمان، قاتلان حقیقتند. لطفا راجع به آن بیشتر توضیح دهید. 2. رابطه علم و ایمان چکونه است؟ لطفا اگر کتاب یا منبعی را می شناسید، معرفی کنید. 3. آیا با وجود آنکه علوم متغیرند و روزبه روز در حال تحول، استفاده از علم برای اثبات حقانیت مسائل دینی و برخی از احکام، کار پسندیده ای است؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- مسلّم منظورم علماء دین نیست، شاید به اعتبار «العلم حجاب الأکبر» عرض کرده باشم که چگونه علم حصولی مانع نظر به حقیقت می‌شود 2- کتاب «آن‌گاه که فعالیت‌های فرهنگی پوچ می‌شود» همراه با شرح صوتی آن خوب است. تفسیر حمد حضرت امام«رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه» نیز کارساز است 3- تا آن‌جا که ممکن است نباید ستون عقیده را بر چیزی گذارد که قابل اعتماد نیست مگر اصول اصلی علم. موفق باشید
9597
متن پرسش
با سلام: در سوره انسان آیه 8 آمده اهلبیت (ع) همه آنچه داشتند انفاق کردند و خود گرسنه ماندند، ایشان به تعداد نفرات نان داشتند و همه نانها را به یک نفر دادند می توانستند یک نان بدهند و خودشان گرسنه نمانند. من به تفاسیر مراجعه کردم چیزی متوجه نشدم. لطفا راهنمایی کنید.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: آیه‌ی 8 سوره‌ی انسان می‌فرماید: اهل‌البیت‌»علیهم‌السلام» طعام خود را در عین آن‌که به آن نیاز داشتند برای خدا به مسکین و یتیم و اسیر دادند. به این صورت که ابتدا مسکینی آمد و با این که روزه بودند مقداری از طعام خود را به او دادند و سپس یتیمی آمد و باز مقداری را نیز به او دادند و چون در مرحله‌ی سوم اسیری آمد و از آن‌ها تقاضای طعام کرد باقی‌مانده طعام را به او دادند و سیری ان ها را بر گرسنگی خود ترجیح دادند. موفق باشید
9375
متن پرسش
سلام استاد: من به کتاب معراج السعاده برای مباحث اخلاقی رجوع کرده ام. و ضمن آن به سوالاتی برخورد کردم که خدمتتون عرض می کنم. 1- من به دلیل اینکه دچار ضعف نفس هستم، تشخیص جبن و تهور برایم کمی مشکل است. دایره چیزهایی که من در آنها احتمال هلاکت می بینم بزرگتر از اون چیزی هستند که باید باشند. باید چه کنم؟ 2- آیا کسی که برای نجات جان دیگری در خطر مرگ قرار می دهد، آیا این تهور است؟ 3- در بحث قوت نفس آورده شده که کسی که این صفت را دارد، عزت و ذلت و فقر و ثروت برای او یکسان است. آیا این که عزت و ذلت برای انسان یکسان باشد، یعنی چه به او اهانت کنند و چه احترام، برای او یکسان است. ضعف نفس نیست؟ خودم فکر می کنم که تعریفم از عزت درست نباشد؟ تعریف اسلام از عزت چه هست و چه فرقی با تعریف اهل دنیا دارد؟ 4- در بحث شیوه ی تهذیب باید به چه نکاتی توجه بشه؟ اگر در اینجا فرصتی برای پاسخ کامل نیست لطفا کتاب معرفی کنید. یا زهرا...
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- اگر مطابق وظیفه‌ای که شرع تعیین کرده عمل شود، ماوراء جبن و تهور عمل شده 2- خیر این شجاعت است 3- یعنی به دنبال شهرت نیست و عزت نفس یعنی در عین آن‌که به دنبال شهرت نیست اجازه نمی‌دهد به شخصیت اسلامی او توهین شود و از حق اسلام دفاع می‌کند، اهل دنیا نسبت به آبروی دنیایی خود حساس‌اند 4- شاید مباحث مکارم الاخلاق که صوت آن روی سایت هست کمک کند، إن‌شاءاللّه. موفق باشید
9354

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
شما فرمودید که اگر کمالات پیامبر را اگر عارض بر ذات بدانیم، فرقی با ابوسفیان ندارد. پرسیدم: «کمالات ملائکه ذاتی آنهاست یا عارض بر آنها؟»، شما فرمودید که در ملائکه بحث عارض و معروض نداریم. وقتی کمالات ملائکه ذاتی آنهاست اما لازم نمیآید حقیقت «ملکبودن» در آنها باشد و تشکیکی هم باشد، پس میشود پیامبر هم کمالاتش ذاتیاش باشد ولی به شدت و ضعف در انسانیتش برنگردد، مثل ملائکه.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: مسلّم کمالات پیامبر ذاتیِ نفس ناطقه‌ی حضرت است ولی در حوزه‌ی حیاتی انسانی آن حضرت، وگرنه فرقی بین خدا و پیامبر نمی‌ماند. موفق باشید
7523

شهید بهشتیبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم. شهید بهشتی نسبت به طلبه های دیگر زندگی نسبتا اشرافی داشتند. چطور با وجود مبارزه طلبی ایشون چنین زندگی مرفهی داشتند و در محله ثروت مند نشین زندگی میکردند؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: ایشان در زندگی شخصی همان سادگی را داشتند که همه‌ی طلبه‌ها داشتنتد ولی چون قبل از انقلاب موقعیت خاصی داشتند و مدتی نماینده‌ی آیت‌الله بروجردی در هامبورک بودند به اقتضای آن موقیعت زندگی خاصی باید می‌داشتند؛ رفقای ما قبل از انقلاب خدمت ایشان رسیده بودند می‌گفتند یک اتاق داشتند با مبل و صندلی و یک اتاق هم داشتند با فرش‌هایی که حتی کرک مناسب نداشت و فرموده بودند در هر کدام از اتاق‌ها که می‌خواهید بفرمایید آن اتاق مخصوص میهمان‌های خارجی است و این هم مخصوص رفقا. موفق باشید
6772
متن پرسش
در دانشگاه امام صادق(علیه السلام) پیرامون مسائل گوناگونی بحث می شود؛ سیاست، فلسفه، اقتصاد، فرهنگ و...؛ و اینجانب هم به شدت از برخی از این مباحث تاثیر می پذیرم. به عنوان مثال فردی می آید و راجع به ضرورت تربیت انسان متعهد و مومن برای سینما و تلویزیون صحبت می کند و من هم به شدت تحت تاثیر قرار گرفته و می گویم آیا الان نیاز این است که بروم و در آن حوزه کار کنم؟ یا اینکه مثلا فردی می آید از ضرورت فلسفه برایم می گوید من هم با خود می گویم آیا بروم فلسفه بخوانم؟ و... . منتهای امر اینکه به شدت در شک و تردید به سر می برم. من در حال حاضر گرایش صنعتی مدیریت را انتخاب کرده ام و می خواهم در حوزه کیفیت کار کنم؛ اما از طرفی می گویم پس سینما و تلویزیون چطور؟ فرهنگ سازی چطور؟ تولید علوم انسانی اسلامی چطور؟ شاید نیاز باشد که من وارد آنها شوم. رفتم و صحبت های مقام معظم رهبری تا سال 89 که در مورد کیفیت در صنعت بود را استخراج کردم و دیدم ایشان نسبت به این قضیه هم توجه دارند مثلا در مراسم بیعت هزاران نفر از نمایندگان کارگران سراسر کشور در سال 1368« کارگرها باید این میدان را پیدا کنند که کار خودشان را در خدمت نظام و رونق و حرکت اقتصادى مردم قرار دهند و به بهترین وجه به تولید کالاهاى با کیفیت بپردازند» و چندین سال است که در نامگذاری های سال به شدت به حوزه اقتصاد و صنعت توجه دارند؛ من هم دوست دارم کیفیت کالای ایرانی را افزایش دهم؛ اما نمی دانم ضرورت جامعه چیست؟ آیا نیاز جامعه این است که من بروم و کار فرهنگی کنم و در سینما و تلویزیون تاثیر گذاری کنم یا اینکه به سراغ این بروم که علوم انسانی بر مبنای قران و دیگر منابع اسلامی تولید کنم یا اینکه در حوزه صنعت باقی بمانم و در ارتقای صنعت کشور سهیم باشم؟ حدسم این است که حضرت آقا بیشتر به حوزه فرهنگ تاکید دارند تا صنعت؛ اما اگر بروم در حوزه فرهنگ پس کیفیت کالاها چطور؟ اگر مطمئن شوم تکلیف این است که در حوزه دیگری مشغول شوم، انشاالله به سراغ ادای تکلیفم می روم. بین زمین و آسمان گیر هستم؛ آیا بعد از کارشناسی ارشد بروم حوزه علمیه یا اینکه در حوزه صنعت ادامه تحصیل دهم؟ یا اینکه تکلیف چیز دیگری است؟ تکلیف من چیست؟ تمنا می کنم من را از این عذاب سخت نجات دهید؛ من چه کنم؟ کدام حوزه را انتخاب کنم که آخر عمرم پشیمان نباشم؟ کدام حوزه را انتخاب کنم که رضای خدا در آن باشد؟ تمنا می کنم یک جواب صریح به من بدهید که دیگر شکی برایم باقی نماند وگرنه ممکن است دوباره فکرهایی مبنی بر اینکه مسیری که انتخاب کرده ام الهی است یا نه به سراغم بیاید و آزارم دهد؟ اگر وارد صنعت شوم باز باید با ابزارهای غربی کار کنم و صنعت را از این طریق رشد دهم پس با توجه به این قضیه باید وارد تولید علوم انسانی اسلامی روم ت مبنای صنعت و علوم انسانی و ... اسلامی شود. اما از یک نظر هم بایدکشور تولیدات داشته باشد و تولیدات با کیفیت تا پیوسته وابسته به غرب نباشد. حال از بین این دو کدام اولویت دارد به گونه ای که در آخر عمر پشیمان نباشم؟ به شدت مردد هستم که وارد حوزه شوم یا اینکه در همین رشته مدیریت صنعتی بمانم؛ شما می توانید مرا کمک و توجیه کنید که چه کنم؟ به سراغ تولید علوم انسانی اسلامی بروم و وارد حوزه شوم یا اینکه همین رشته را ادامه دهم؟ با تشکر فراوان و حلالیت از اینکه وقتتان را می گیرم والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: همان‌طور که متوجه‌اید نظام اسلامی نیاز دارد که در ابعاد مختلف رشد کند ولی اولاً: هرکس را استعداد خاصی داده‌اند و ثانیاً: هرکس در شرایط خاصی قرار دارد. اگر کسی در شرایطی که هست و مطابق استعداد خود به نیت خدمت به نظام اسلامی عمل کند حتماً عمرش را برکت داده و در آخر عمر پشیمان نخواهد بود. شما به خودتان نگاه کنید ببینید در چه شرایطی هستید، در همان مسیر سعی کنید با نیتی پاک عمل کنید. موفق باشید
6580
متن پرسش
سلام خسته نباشید می خواستم اگر ممکنه لطف کنید و مسئله فرزندآوری را از دیدگاه اسلام کمی توضیح دهید ابهام من در این است که آیا به همین روشنی که در مورد ازدواج در احادیث تأکید شده و همگان رو به ازدواج توصیه کردند،و محاسن و آثار مثبت فراوانی برای اون گفتند، در مورد داشتن فرزند هم این طور هست؟ و اگر هست چرا و چه آثاری دارد؟ آیا داشتن فرزند هم به همه توصیه می شود؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: هرکس بتواند فرزندانی را به جامعه هدیه دهد تا اولاً: نسل بشر ادامه یابد ثانیاً: در فضای نظام توحید انسان‌های رشدیافته‌ای بر صحنه آیند، نباید کوتاهی کند. موفق باشید
6271
متن پرسش
سلام یکی از اساتید بنده ادعا کرده که ماباجبر وخواست خدا بروی زمین امدیم ولی بااختیار زندگی میکنیم ماصددرصددرسرنوشت خود نقش داریم ومرگمان هم دست خود ماست حتی ساعت وحالت ان راهم خودمان با اعمالمان تعیین میکنیم.واقعا ما بازور واجبار به دنیا امدیم یا خودمان خواستیم بیایم؟ 2-ماصددرصد در سرنوشتمان دخیلیم؟لطفا بازبان ساده جواب دهید تا متوجه بشم .
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: هر دو صورت می‌تواند درست باشد از آن‌جهت که اگر شما به خودتان به عنوان این جسم و این بدن نظر کنید متوجه می‌شوید شما نبودید تا انتخابی داشته باشید. ولی اگر به وجود خودتان در علم خدا نظر کنید که به آن عین ثابته می‌گویند، عین ثابته‌‌ی شما در علم خدا تقاضای خلقت داشت به همان نحوی که انتخاب کرده بود که مثلاً زن باشد یا مرد و یا در اصفهان به دنیا بیاید یا در تهران، و خداوند نیز شما را بر اساس تقاضای خودتان خلق کرد. در مورد مرگ هم همین‌طور است؛ از یک نظر ما چه بخواهیم و چه نخواهیم در نظامی قرار داریم که بالاخره می‌میریم ولی از نظر دیگر چگونگی مرگ خود را خودمان تعیین می‌کنیم که خوب بمیریم و یا بد بمیریم و یا با قطع رحم زود تر بمیریم و یا مطابق اجل مسمایمان بمیریم. موفق باشید
6184
متن پرسش
با سلام و عرض ارادت خدمت استاد می خواستم بدونم آیا اولیا و مقربین درگاه الهی در کنار دعاهایشان برای سیر و سلوک و امورات معنوی ,خواسته های دنیوی شرعی نیز از خداطلب می کردند؟ آیا پسندیده است انسان همانطور که از خدای کریمش عاجزانه طلب کمال و بخشش می کند با همان سوز و گداز طلب گشایش در امورات دنیوی شرعیش بکند؟ منت دار ُ
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: در هر حال وقتی خدا را همه‌کاره‌ی عالم می‌دانیم و تحت حاکمیت حضرت حق وظایف خود را انجام می‌دهیم چقدر خوب است اصلاح امور دنیوی خود را نیز از خدا بخواهیم تا امورات ما با برکت کامل همراه باشد. موفق باشید
4929
متن پرسش
سلام علیکم.با توجه به مباحث معرفت نفس علت حرف زدن بعضی افراد در خواب به کرات چیست؟ اینکه گاهی واقعه خواب دیده شده آنچنان به وجود انسان گره خورده که حتی اثرات آن به بدن فیزیکی هم سرایت می کند را متوجه می شوم اما اینکه بعضی افراد مرتب در خواب حرف می زنند را متوجه نمی شوم.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر انسان در هنگام خواب به جهت مشکلات روحی از بدن خود به صورتی که باید جدا شود، جدا نشود احوالات روح‌اش، از جمله سخن‌گفتن‌های او به بدنش سرایت می‌کند و عملاً آن‌طور که باید از طریق خواب از تدبیر فعّال بدن راحت شود، راحت نمی‌شود. بهتر است با متعادل‌کردن مزاج و روان خود از این مشکل رها شود. موفق باشید
4003
متن پرسش
با عرض سلام خدمت جناب استاد و آرزوی توفیقات فراوان الهی 1 - بنده وبلاگی در باب دلایل پیام ریاست جمهوری در مرگ آقای چاوز آماده کردم. با توجه به اینکه تفکرات شما برای بنده اهمیت فراوانی دارند و از نظرگاه های سیاسی شما در باب دولت دهم همیشه استفاده برده ام . تقاضا دارم در صورتی که صلاح می دانید نگاهی به وبلاگ حقیر بیندازید. http://fekrenazer.blogfa.com/ 2 - دوست دارم نظر شما را در باب این مطلبم بدونم . آیا می شود نظریه ولایت فقیه را برای اجرای در ممالک غیر اسلامی تئوریزه کرد؟ fekrenazer.blogfa.com/post/15 (بزرگواری در صحبت های خویش به این نکته اشاره کردند : مراقب باشید حرف های غلط نگویند، نیایند بگویند از حکومت صالحان حرف می‌زنیم و رئیس‌جمهور ونزوئلا را مطرح کنند. ما در یک کلام قائل به اسلام، احکام اسلامی و در عمل به نایب امام زمان(عج) که همان ولی‌فقیه است، هستیم. {فکر ناظر : این بزرگواران برای مملکت عراق با داشتن جمعیت چند میلیونی شیعه ، برای مردم انقلابی و مظلوم بحرین که اکثریت را باز شیعیان تشکیل می دهند ، برای جنوب لبنان و حزب الله و ... هیچ وقت از نظریه ی گرانقدر ولایت فقیه با این جزمیت یاد نمی کنند اما برای پیام تسلیت و برای مردم ونزویلا با این جزمیت از نظریه ی عظیم ولایت فقیه حرف می زنند . این اعاظم در عراق بحث مرجعیت را مطرح می کنند اما برای ونزوئلا نظریه ی ولایت فقیه را اراده می نمایند و ... کاری نکنیم که دنیای غیر شیعی نتواند راهی برای همراهی با نظریه ی الهی ولایت فقیه پیدا کند. بیایید این نظریه ی عظیم را جوری تئوریزه کنیم که بشود ذره ای از آن را در ممالک غیر اسلامی نظاره گر باشیم. مگر نه این است که وجود شدت و ضعف دارد و مگر نه این است که ولایت الهی یک وجود است پس بیاییم مراتب ضعیف ولایت الهیه را برای اجرای در ممالک غیر اسلامی تئوریزه کنیم تا بتوان غلظت کفر در صحنه ی سیاسی و اجرایی جهان را کاهش داد و شدت حق را در صحنه ی سیاسی و اجرایی جهان افزایش. آیا همین مقدار که مردم ونزویلا با این دید به حکومت خود نگاه کنند که زمینه ساز عدالت جهانی در زیر سایه ی حضرت مسیح و انسان کامل می باشد اجرای ذره ای از حکومت الهی معصومین در مملکتی غیر اسلامی نیست؟؟ فکرناظر از همه ی عزیزانی که در این زمینه صاحب نظرند یا دارای اطلاعات و حتی خلاقیت های شخصی هستند با تمام وجود و عاجزانه خواهش می نماید، وی را مطلع نمایند تا در صورت اشتباه عقیدتی ، آن را جبران نماید که مومن آینه ی مومن است و او را در اصلاح عیوب نفسانی و اعتقادیش یاری می دهد. } ****فکر ناظر به خاطر احترام فراوانی که به این بزرگواران دارد « در عین این که با گوشه ای از تفکراتشان مخالف است» از آوردن نام های این عزیزان معذور است و برای این کار عذر اخلاقی دارد. اگر بازدید کننده ای مایل به پیدا کردن نام این عزیزان می باشد ، راه مشکلی در پیش نخواهد داشت.)
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده وبلاگ حضرتعالی را دیدم بحمدالله موضوع را به بحث علمی گذاشته‌اید تا جامعه‌ی ما را از سیاست‌زدگی به تفکر بکشانند. موفق باشید
559
متن پرسش
سلام علیکم ادامه سوال با کد545 در ابتدا از راهنمایی هایتان تشکر میکنم.چند نکته دیگر را بیان میکنم : 1- یاران1 متولدین 60 تا 63 *یاران2 متولدین 68 تا 72 *یاران 3 اول دبیرستان *یاران 4 سوم راهنمایی و یاران 5 ...و ... می خواستم مطمئن شوم که کتبی که پیشنهاد کردید بر اساس همین معیار سنی بود یا خیر؟ 2- طرحی که بیان کردم برای یاران 3 ، 4 و به بعد است(مخصوص نوجوانان) 3- ما به شدت نیازمند سیر مطالعاتی هدفمند برای یاران 3 ، 4 و ... هستیم.حضرتعالی یک کتاب را معرفی کردید که البته حتما خوانده میشود ولی اگر امکان دارد یک سیر مطالعاتی بیان بفرمایید. 4- برای خارج شدن از فضای آموزشی چه کار باید کرد ؟ موفق باشید - یا علی مدد
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام: 1- مباحث معرفت نفس در هر رده‌ای طوری است که شنونده را وارد بحث می‌کند و عملاً جلسه از فضای خشک آموزشی یک‌طرفه خارج می‌شود. 2- علاوه بر کتاب مذکور؛ کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» به روش آموزش فعّال کار شود خوب و بعد جلد 1 کتاب «فرزندم؛ این‌چنین باید بود» تا آرام‌ارام موضوع شناخت جایگاه انقلاب اسلامی را از طریق کتاب «انقلاب اسلامی، بازگشت به عهد قدسی» به میدان بیاید. موفق باشید
357

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد طاهرزاده من تازه دیروز(جمعه)مطلع شدم که برای شما حادثه اتفاق افتاده و دچار آسیب دیدگی دست شده اید. بسیار متاثر شدم. از اینکه نتوانستم برای عیادت خدمت جنابعالی برسم بسیار شرمنده ام. از خدا میخواهم هر چه زودتر سلامتی را به جنابعالی بازگرداند و ما را از نور شما مستفیض بدارد. بی صبرانه منتظر دیدار شما هستم در پناه حق شاگرد کوچک شما ابوتراب
متن پاسخ
باسمه تعالی علیکم السلام بنده نیز نوشته‌ی شما را که حاکی از اظهار لطف جنابعالی است بعد از جمعه‌ای که خدمتتان بودم رؤیت کردم، امید است خداوند دلی به ما عطا کند که جز او نخواهیم و جز او نبینیم و ندا سر دهیم: در بلا هم می‌چشم الطاف او مات اویم، مات اویم، مات او موفق باشید
10970
متن پرسش
اینکه صفت جواد بودن خداوند اقتضا می کند دست به خلقت بزند آیا جبر برای خداوند ایجاد نمی کند؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: جبر در مقابل اختیار مطرح است و مربوط به بشر است، ولی وجوب ذاتی حق که به معنای وجوب همه‌ی کمالات است به معنای جبر نیست، بلکه اقتضای واجب الوجودی اوست. موفق باشید
10600
متن پرسش
ﺳﻼﻡ: ﺩﺭ ﺑﺤﺚ ﺑﺮﻫﺎﻥ ﺻﺪﯾﻘﯿﻦ ﺗﺎ ﻣﺜﺎﻟﯽ ﺑﺮﺍﯼ ﻫﻮﯾﺖ ﺗﻌﻠﻘﯽ ﻣﻌﻠﻮﻝ، ﺍﯾن ﺳﻮﺍﻝ ﻣﻦ ﺍﺳﺖ ﺁﯾﺎ ﻣﻦ ﮐﻪ ﻭﺟﻮﺩﻡ ﻭﺟﻮﺩ ﻧﺎﺯﻟﻪ ای ﺍﺯ ﻭﺟﻮﺩ ﺧﺪﺍﺳﺖ ﭘﺲ ﻣﻦ ﺑﺎﯾﺪ ﺧﺪﺍﯾﯽ ﺩﺭ ﺷﺪﺕ ﮐﻤﺘﺮﯾﻦ ﺑﺎﺷﻢ ﺑﺮﺍﯼ ﺩﺭﮎ این مطالب ﭼﻪ کنم؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: خدا آن حقیقتی است که عین کمال است، پس هر موجودی که عین کمال نیست خدا نیست. آیا مخلوقی که حیاتش از خدا است می‌تواند کمی خدا باشد در حالی‌که خداوند عین حیات است؟ موفق باشید
10102
متن پرسش
سلام استاد: وقتی برای اباعبدالله علیه السلام گریه می کنیم دقیقا برای چی باید اشک بریزیم؟ من همش این میاد تو ذهنم که امام حسین علیه السلام و یارانشون که در اون روزا شاد بودن و حتی خودتون توضیح دادین از شادی شون در قتلگاه. مصیبت هایی هم که به خودشون و بقیه وارد شده هم که مربوط به دنیا و جسمشون بوده و ارزش این همه گریه و توصیه هایی که برای اشک بر اباعبدلله شده رو نداره بنظرم. واقعا برای چی باید اشک ریخت؟؟؟ سوال دومم اینه که چرا من هر چی میخونم یا می شنوم از یادم میره؟ مثلا همین سوالو یادمه یک بار دیگه هم ازتون پرسیدم ولی الان اصلا جوابتون یادم نیس و بازم برام سواله!! یا با اینکه اینهمه آثارتونو خوندم کلاساتون اومدم و مدتها مصرانه رو مباحثتون مباحثه کردم ولی الان زیاد ندارمشون و باهاشون زندگی نمی کنم؟؟چرا این همه دور افتادم؟ چرا شیطان بهم نزدیکتره؟ چرا افکار و رفتار لغو و بیهوده اینقدر عذابم میدن. چرا باید بعد کلی التماس به درگاهش و چشیدن لذت برگشت و رفتن تو آغوش بازش بازم دوباره بیفتم تو گودال و ضربه های بد بخورم... استاد خسته شدم از این همه سقوط. دلم صعود بی سقوط میخواد... از خودم خسته ام و از همه بالایی ها هم شرمنده! چه کنم؟؟؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- اشکى که در شیعه هست با ناراحتیهاى عاطفى و احساساتى فرق اساسى دارد، اشک براى حسین (ع) عامل رابطه انسان است با مقاصد قدسى و لذا نه تنها شادى و نشاط را از شیعیان نمی گیرد، بلکه شادى و نشاط در زندگى شیعیان موج می زند. ولى نباید آن را با لذت‏گرایى همسان دانست، زیرا تفاوت زیادى است بین آن شادى که با پرهیزکارى همراه است و روح معنوى دارد با آنچه امروز در غرب هست که در آن، لذت‏گرایى مقصد و معبود شده است. در شیعه، شور زندگى با یادآورى غم غربت نسبت به عالم قدس همراه است و با فرهنگ مرگ آگاهى راه خود را از قهقهه‏هاى اهل غفلت جدا کرده و سعى دارد خود را در فرحِ حضورِ با حق حفظ کند و اشک بر حسین (ع) نوعى طلب آن فرح است و آن‏هایى که غم غربت در این دنیا را می شناسند می فهمند حزن مقدس چه حلاوتى دارد و مواظب‏اند گرفتار لذت‏گرایى و خوش‏گذرانى اهل دنیا نشوند تا از ارتباط با حقایقِ وجودى عالم محروم نگردند. 2- موضوعات حضوری موجب عزم و تصمیم انسان می‌شود بدون آن‌که لازم باشد به حافظه سپرده شود 3- بنا بر این است که ما همچنان با حفظ خود از طریق تقوای الهی روح عبودیت در ما نهادینه شود پس جای خستگی نیست. موفق باشید
7113
متن پرسش
با سلام در جلسه ۹۲/۱۱/۵ اشاره فرمودید حرمت همسران پیامبر واجب است(آیه ۶سوره احزاب) پس صف آرایی امیرالمؤمنین روبروی عایشه چه حکمی دارد؟ و سؤال بعدی٬ در شرایطی که کسی کودکی را از بهزیستی به فرزندی قبول می کند٬ براساس آیات چون از صلب وی نمی باشد پس با چه القابی کودک را خطاب کند؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته باشید که امویان به بصره حمله کردند و حاکم منصوب از طرف امیرالمؤمنین«علیه‌السلام» را اسیر کردند و شکنجه‌ی سختی دادند و متأسفانه جناب عایشه را نیز با خود همراه نمودند و حضرت علی«علیه‌السلام» تلاش کردند با مقابله با امویان در جنگ جمل جناب عایشه را به کمک برادرش محمدبن‌ابابکر، از صحنه دور کنند تا احترامش حفظ شود و البته این بدین معنا نیست که کار جناب عایشه بی‌انتقاد بود. و در مورد فرزندی که از بهزیستی قبول می‌شود باید متوجه بود که حکم فقهی آن مورد غفلت قرار نگیرد از جمله آن‌که نمی‌تواند از والدین خود مثل یک فرزند ارث ببرد و مسائل دیگری که در فقه مطرح است که نباید تحت عنوان پسرخوانده محسوب شود. موفق باشید
6336

توحیدچیست؟بازدید:

متن پرسش
توحیدچیست؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: نظر به یگانگی خالق و مدبّر و معبود و ربّ هستی. موفق باشید
3875
متن پرسش
بسمه تعالی. . .سلام علیکم استاد عزیز. . .سوالی کوتاه دارم،این علاقه دیوانه وار ما به حضرت امام خامنه ای به عنوان رهبر انقلاب اسلامی و یک سالک ناب مسیر سیر به حضرت حق که واقعا مارا عاشق ایشون کرده،در صراط چگونه متجلی میشه؟راحت بگم کجا دستمون رو میگیره؟این علاقه ای که به ایشون داریم اصلا مثل علاقه ای که مثلا به حضرت آیت الله جوادی آملی داریم یا مثلا به بقیه اساتید داریم نیست.یه چیزی بالاتره. . .استاد نمیدونم عرض کنم یا خیر،ولی بنده بیشتر از 3 ساله ایشان و نحوه سلوکشون رو میشناسم،و علاقه زیادی هم داشتم،اما این علاقه شدید رو از ماه رمضان امسال یک دفعه پیدا کردم،از کجا؟اصلا نمیدانم؛اصلا یه چیز دیگس. . . موفق باشید.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: لطف خدا است که انسان به نایب امام زمان«عجل‌الله‌تعالی‌فرجه» که انوار آن حضرت در حرکات و سکناتش ظاهر است، علاقه‌مند باشد، کمترین بهره‌ی چنین علاقه‌ آن است که خطورات شیطانی نمی‌توانند شما را تحت تأثیر خودشان قرار دهند. موفق باشید
3445
متن پرسش
بسمه تعالی. . .سلام علیکم استاد. . .بارها این سوال اذیتم کرده،که حضرت آقا بارها فرمودن که جوانان این دوره زمونه که منظورشون نسل سوم و ما هستیم،از شهدا چیزی کم ندارند و همون روحیه در اینا هم هست. . .بخدا قسم نمیخوام بگم اون چشم نورانی این بزرگ مرد اشتباه میبینه،اما به خودم نگاه میکنم،اگر امثال بنده بخوایم اون جوونا باشیم که بخدا قسم سنگریزه ای هم خودمون رو در برابر کوه عظمت شهدا نمیبینیم،اونم چه شهدایی. . .چه سنخیتی بین ما و این عزیزان رهبری میبینن که میفرمان اینا کم ندارند. . . دوست داشتم این سوال رو پر کنم از کارنامه سیاهم ولی روم نمیشه،نمیدونم با این همه گناه چه شباهتی بین ما و شهیدان عزیز هست؟. . .موفق باشید.
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: بحمدالله جوانان ما در فهم رهبر خود و جهت‌گیری‌های اصلی، فوق‌العاده خوب هستند و همین‌که گناهان را از خود نمی‌دانند، آن گناهان چون مهمان ناخوانده رفتنی است، بیچاره شیطان که به این امید بسته که جوانان ما را مأیوس کند. موفق باشید
3099

آینده غرببازدید:

متن پرسش
با سلام و احترام بنده کتاب علل تزلزل تمدن غرب را مطالعه کرده ام در مقابل کتاب حق وباطل از مرحوم شهید مطهری را هم خوانده ام. به نظر می رسد تناقضی بین این دو کتاب در مورد زوال تمدن غرب وجود دارد.با توجه به آیه 17 سوره مبارکه رعد و تفسیر استاد مطهری علت ماندگاری تمدن غرب راستی و درستی اکثریت مردمان غرب است به استثنای حاکمان آنها.لذا اگر غرب با همین شرایط به حیات خود ادامه بدهد طبق سنت خداوند زوالی برای آن نخواهد بود. بر عکس این زوال طبق سنت خداوند در کشورهای اسلامی رخ می دهد که به قول استاد و مفسر بزرگ قرآن آیت الله جوادی آملی هنوز در الفبای دین که همان حلال و حرام است مانده اند و رعایت نمی کنند. نظر جنابعالی در این باره چیست؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: عنایت داشته باشید جهان غرب که شهید مطهری«رحمة‌الله‌علیه» در نظر داشتند هنوز به آن حرصی نرسیده بود که جریان نود و نه درصدی ظهور کند و کار به جایی برسد که فاصله‌ی طبقاتی در آن فرهنگ این‌چنین زیاد باشد که جنبش وال استریت شکل بگیرد. از طرفی قبل از انقلاب اسلامی غرب با ظاهری آراسته خود را مدافع حقوق بشر نشان می‌داد ولی در مقابله با انقلاب اسلامی چهره‌ی اصلی خود را نشان داد و لذا اگر امروز شهید مطهری«رحمة‌الله‌علیه» بود همان نگاهی را به غرب داشت که امثال مقام معظم رهبری دارند و در بجنورد برای دانشجویان غرب را تحلیل کردند. مسلّم غرب امروز در آنچنان بحرانی گرفتار است که استراتژیست‌های غربی امیدی برای ادامه‌ی آن ندارند. در ضمن عنایت داشته باشید منبع اصلی کتاب مربوط به جناب اقای رنه گنون است که یکی از متفکران غرب است که غرب را به خوبی می شناسد.موفق باشید
2536
متن پرسش
سلام.وقتی آن فرشته به صورت بشری برای حضرت مریم متمثل شد با حضرت مریم آمیزش کرد؟اگر نه چگونه لقاح بین اسپرم و تخمک صورت گرفت؟ و بدنی انسانی از 23 جفت کروموزوم به وجود آمد؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: علمای فیزیولوژیک معتقدند حضرت مریم«سلام‌الله‌علیها» با القای ربّانی توسط جبرائیل «2n» کروموزم‌شان تبدیل به دو «n» کروموزم شده و سلول جنسی به‌وجود آمده. موفق باشید
2151
متن پرسش
با سلام و احترام خدمت استاد محترم بنده مختصری با آثار و مباحث شما آشنایی دارم. یک سؤال در مورد لزوم وجود ولی خدا بر روی زمین دارم. شنیده ام (نقل به مضمون) که اگر زمین از حضور حجت خدا خالی شود. زمین اهل خود را در خود فرو میبرد اول میخواهم بدانم که اینچنین عبارات و مضامینی باید تأویل شوند (یعنی معنای دیگری غیر از ظاهر مد نظر است) یا اینکه همان معنای ظاهری هم موضوعیت دارد. اگر باید تأویل شود، معنای پنهان در آن چیست ولی اگر معنای ظاهری و لفظی هم موضوعیت دارد این سؤال برای من پیش می آید که اگر از زمان نبوت پیامبر خاتم تا کنون زمین خالی از حجت نبوده است(ابتدا خود پیامبر و پس از ایشان هم ائمه اطهار هر کدام مدتی حجت پروردگار بر روی زمین بوده اند.) پس قبل از مبعوث شدن پیامبر، حجت خداوند بر روی زمین چه کسی یا کسانی بوده اند؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: جواب این سؤال را به طور مفصل در کتاب «جایگاه واسطه‌ی فیض» دنبال بفرمایید. در هر صورت ظاهر روایت هم مورد توجه است که همواره باید انسان کامل که حجت خدا در زمین و واسطه‌ی فیض در آسمان است در عالم باشد و قبل از حضرت محمد«صلواة‌الله‌علیه‌وآله» نیز سایر انبیاء حجت خدا در زمین بوده‌اند و حجت خدا در آسمان همیشه کسانی بوده‌اند که مقامشان «اوّلُ ما خلق‌ الله» است یعنی پیامبر و اهل‌البیت«علیهم‌السلام» که این نکته‌ی اخیر را در کتاب «حقیقت نوری اهل‌البیت«علیهم‌السلام» می‌توانید دنبال کنید. موفق باشید
429

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام وقت تون بخیر خسته نباشید. چه گناهی بخشیده می شوند. در مورد چه گناهانی توبه مورد قبول خداوند است؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: علیکم السلام؛ تمام گناهان به‌جز شرک وقتی اراده کنیم که آن را ادامه ندهیم خودبه‌خود حکم توبه‌کردن از آن گناه را دارد و بخشیده می‌شود و فقط شرک است که با توبه بخشیده می‌شود. موفق باشید
280

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
"هو الودود" سلام علیکم 1- اصلا محبت به غیر جایز است؟ 2- اگر جایز است تا چه حد باید باشد؟ 3- این محبت های مجازی تا چه اندازه می تواند انسان را به سوی محبت حقیقی(یعنی محبت به خدا و اهل بیت)سوق دهد(همچون زلیخا که حتی از محبت یوسف هم گذشت)؟آیا اصلا محبت مجازی منتهی به محبت حقیقی میشود یا اینکه با محبت حقیقی در تضاد است؟ 4- اگر فردی گرفتار محبت مجازی (و خیال) شد،چگونه میتواند از دام آن نجات پیدا کند؟(خواهش میکنم که این قسمت را به طور مفصل و با راهکار عملی پاسخ دهید) موفق باشید - یا علی مدد
متن پاسخ
باسمه تعالی علیکم السلام محبت حقیقی؛ محبت انسان است به کمال مطلق یعنی خدا. محبت مجازی؛ محبت به اولیاء الهی است که نمایش حق اند و به حق اشاره دارند. محبت‌های وَهمی؛ محبت‌ به دوست و خانه و امثال این‌ها است. اگر محبت به افراد به جهت آن باشد که متذکر محبوب حقیقی‌اند و عامل یاد خدا می‌باشند که محبت مجازی است و خوب است. ولی اگر محبت به افراد مانع محبت الهی نمی‌شود ما را مشغول خود نمی‌کند، محبت وَهمی است و در این حالت اشکالی ندارد. در سؤالات دوستان بر روی سایت «لب المیزان» عرض شده؛ «وَهم» مقابل عقل است، هراندازه عقل رشد کند، وَهم ضعیف می‌شود. راه حل تضعیف وَهم: 1- پیروی نکردن از آن و در مقابل گرایش آن مقاومت‌کردن است، با جایگزینی چیزهایی مثل ورزش و یا تفریحات دیگر 2- حضور در جلسات مذهبی 3- ورزش 4- تدبّر در قرآن و دنبال‌کردن مطالب و معارف قرآنی. موفق باشید
نمایش چاپی