بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
38508

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام حاج آقا: سوالم اینه کمک شدن در انجام کارها در سلوک و عرفان چه جایگاهی داره؟ ما خونمون رو درست داریم می‌کنیم و با اینکه دورم پر از آدمه ولی خیلی حس تنهایی دارم تا جایی که تقریبا همه کارها رو با بغض و تنها انجام دادم. با شوهری که بسیار پرتوقع و در عین حال ناتوانه و کاری رو تنها انجام نمیده؛ حتی بخواد وسایل ساده برا خونه بخره من رو مجبور میکنه باهاش برم. خیلی خستم از تنهایی و اینکه مثل یه مرد باید کار کنم. چه نگاه سلوکی داشته باشم؟ تنها مایه آرامشم معارف هست وقتی میگم خستم و به زور نیم ساعت معارف رو گوش میدم حس می‌کنم هیچ پناه دیگه ای ندارم. این تنهایی و این همه بی عرضگی شوهرم و دست تنها بودن و صد برابر کار کردن رو از نظر عرفانی چجوری ببینم؟ منظورم از کار، کارهای ضروری و ساده ولی سخته. الانم دارم گریه می‌کنم که این پیام رو نوشتم. خدا می‌بینه و چه کار کنم؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته باشید این سایت در محدوده سؤالات کاربرانی می‌تواند جوابگو باشد که مباحثِ مطرح در سایت را دنبال کرده‌اند و برایشان سؤالاتی پیش آمده. و لذا این سایت نمی‌تواند جوابگوی این نوع سؤالات برای کاربران محترم باشد..شاید می‌توان گفت در بستر کمک برای برپاکردن یک زندگی خودِ همان کارها نوعی عبادت به حساب می‌آید. د موفق باشید

38437

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام: برای سومین روز است که من سوالی را فرستادم. بت وجودی که کد پیگیری داشتم. وقتی در سایت آن کد پیگیری را می‌زنم، میگه: پرسشی با این کد پیگیری وجود ندارد!؟؟! با تشکر!

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم:   پیشنهاد می‌شود  به شماره  09132017050 تماس بگیرید. در ضمن از کاربران گرامی  و محترم خواهشمند است ایمیل  ومشخصات خود را ارسال نمایند تا سریعتر اشکالات وابهامات ایجاد شده برطرف گردد.  موفق باشید

38283

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام: در فلسفه اسلامی ما بحث عالم خارج را داریم در حالی که در فلسفه هیدگر ما دازاین هستیم و در عالم هستیم آیا این دو نگاه با هم سازگار هستند؟ در این مقایسه نمی خواهم پژوهشی بین دو تفکر انجام دهم بلکه دو تفکر چون همراه هستند نباید با هم ناسازگار باشند. مثل دو همسایه می‌خواهم ببینم فهم من چگونه بود. خیلی ممنون.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حقیقتاً با توجه به حضور انسان در جهان و در نسبت با جهان، به همان معنای «دازاین»، ما می‌توانیم متوجه شویم فلسفه صدرا چه اندازه عمیق و دقیق است. موفق باشید

38273

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد: من در شهر داران زندگی می‌کنم و جزء فعالین فرهنگی هستم. یک پروژه مهدویت در زمان دانشجویی انجام دادیم که ۲ سال روی آن وقت گذاشتیم و مطالعه کردیم و طرح چیدیم و قالب نمایشگاه را برای آن انتخاب کردیم متاسفانه این کار با عدم حمایت در آن زمان انجام نشد و من بعنوان مسئول طرح خودم را در برابر وقت گذاری شبانه روزی دوستانم مسئول می‌دانم و می‌خواهم در این شهر ان شاءالله انجامش دهم. یعنی نمایشگاه مهدویت که تقریبا ثابت باشد و از داران و شهرهای مجاور بازدید داشته باشد. راستش کمی تردید دارم من نمایشگاه را بستری برای دیگر کارهای فرهنگی عمیق می‌دانم نه کاری ضربتی و انفجاری که البته خود آنهم بی تاثیر نیست. ولی برخی نسبت به قالب کار و اولویت کار ایراد می‌گیرند خواستم نظر شما را بدانم که به طور کلی نظر شما در مورد قالب نمایشگاهی و اولویت موضوع چیست و آیا امکانی هست که حضورا با شما در مورد محتوای این کار صحبت شود و نظر شما بزرگوار را جویا شویم؟ که اگر انتقاد کنید طرح تکمیل می‌شود و اگر تایید بفرمایید دل دوستان ما گرم می‌شود. بی صبرانه منتظر نظر شما هستم

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مسلّماً کار و فعالیت فرهنگی به روش نمایشگاهی ارزش خود را دارد و به نظر می‌آید نباید معطل افراد شد. آری! در ادامه کار است که ضعف‌ها روشن می‌شود. بنده در این مورد صاحب‌نظر نیستم. خوب است که در مجموع، از نگاه شهید آوینی که می‌تواند بنیانی در فعالیت‌های فرهنگیِ ما باشد غفلت نشود. موفق باشید

38254

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام و تحییت خدمت شما استاد طاهرزاده: چه کنیم پیری را قبول کنیم و جهتش دهیم به سمت الله؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: پیری، موقعیت هرچه بیشتر به خود آمدن است برای حضور در ابدیت. موفق باشید 

38253

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام و تحییت خدمت شما استاد طاهرزاده: دنیا مانند آب روان است که می‌رود. چه کنیم از دنیا بهترین بهره را ببریم؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به همان معنایی که فرموده‌اند زندگی دنیایی یک فرصت است برای حضور در ابدیتی بیکرانه. حال ماییم و ابدیت ما. موفق باشید

38044

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام و احترام خدمت شما استاد عزیز و گرامی: امیدوارم در سایه ایزدمنان سلامت باشید. غرض از مزاحمت سوالی داشتم خدمت شما استاد بزرگوار. با توجه به اون روحیاتی که چند وقت پیش تلفنی خدمت شما عرض کردم موضوعی ذهنم را درگیر کرده و آن این است که کتابهای شما را از همان ده نکته معرفت نفس در بین دوستان و گروه هایی که دارم نشر بدم و با دوستان به مباحثه بپردازم هم جهت مرور خودم و هم اینکه نذرفرهنگی باشه جهت تبیین عده ای که به فراتر از جسم و دنیا فکر کنن با نیت تعجیل در فرج آقا امام زمان؟ متاسفانه یا خوشبختانه چون به خودم بدبین هستم هیچ اقدامی نکردم یعنی تاکنون به جز کتاب زن آنگونه که باید باشد آن هم فقط یک بار چون نیاز گروه بود استفاده نکردم با آنکه بسیار هم مورد استفاده قرار گرفت حتی دوستی گفت آشنایی با این کتاب باعث شد که بتونم از منبع بهتری برای پایان نامه بهره بگیرم اما برای ادامه مباحث دیگر هرگز این اجازه را به خودم ندادم چون در همان سالهای ابتدایی وقتی پرسیدم من این کتب و مباحث را به دوستانم معرفی می‌کنم شما فرمودید که این کارو نکنم و اول خودم را اصلاح کنم بدیده منت پذیرفتم و دیگه چنین کاری نکردم اما از دیروز مدام حسی در وجودم شعله گرفته که با دوستانی که در فضای مجازی ارتباط دارم کتاب ده نکته را شروع کنم و کم کم به سراغ مباحث دیگه برم در ظاهر خوبه و اینکه برکاتی به لطف نفس پاک شما برای بنده داشته باشه قطعا هست منتهای مراتب از آنجا که شیطان از طریق مقدسات و امور خیر هم به بنده حمله می کنه و آسیب می زنه با اینکه شوق درونیم زیاده خواستم اول از شما کسب اجازه کنم که آیا چنین امری را با توجه به نیتی که دارم انجام بدم یا خیر؟ آیا صلاح بنده هست یا خیر؟ در کل منتظرم که شما امر بفرمایید چون قطعا حمله شیطان بسیار در این امر مقدسات آسیب زننده تر است و اگر جواب شما احیانا مثبت باشد برای جلوگیری از این حمله و هرخطای دیگر چه توصیه ای برای بنده حقیر دارید؟ از اینکه وقت با ارزش شما را گرفتم.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بشرِ امروز تنها از طریق خودشناسی می‌تواند مسائل خود را با خدا و دیگران حل کند و از این جهت طرح «معرفت نفس» را نیاز دارد تا دیگر ابعاد دین حتی درک درست خدا و نبوت و امامت نیز برایش ممکن شود و خود جنابعالی نیز با طرح این نوع مباحث با عمقی بیشتر و نگاه همه‌جانبه در عبادات خود حاضر می‌شوید. موفق باشید

38017

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

بسم الله. بنده از علاقه‌مندان به انقلاب اسلامی هستم و برای ادامه تحصیل در مقطع دکتری به خارج ایران رفتم تا دانش سودمندتری کسب کنم و به ایران برگردم. اکنون در اروپا ساکن هستم. پیش از آنکه به اروپا بیایم، یک بار شما را در اصفهان دیدم و گفتگوی کوتاهی کردیم. اگر فراموش نکنم فرمودید هرجا که بروم اگر قدر انقلاب اسلامی را بشناسم راه خوبی در پیش دارم. من هنوز علاقه‌مند به اسلام و انقلاب هستم، اما در راهم در تحصیل در اروپا به مشکلاتی برخوردم. مشکلاتی نظیر استرس فراوان، تنهایی شدید و هم‌چنین احساس پوچی زیاد در این فرهنگ. با خود گفتم در روز عاشورای حسینی از شما بپرسم که چگونه نسبت خود را با محیطی که در آن هستم_ محیطی که گویی انسان‌ها در آن ده‌ها سال است مرده‌اند هرچند خود متوجه نباشند_ باز تعریف کنم تا از گزند این هجمه اضطراب و پوچی در امان بمانم و سرمایه‌ای برای دنیا و آخرتم از سال‌های زیستنم در اروپا فراهم کنم.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اتفاقاً همه حرف در این است که چگونه انسان غربی و جهان مدرن گرفتار این‌همه نیست‌انگاری و نیهیلیسم شده است؟ و راه عبور از آن چیست؟ متفکرانی همچون هایدگر که در دل جهان غرب، آن نوع نیست‌انگاری را با جان خود تجربه کرده است؛ جهت عبور از آن متذکر حضور در تاریخ می‌شود که به گفته دکتر احمد فردید همین حضور در انقلاب اسلامی می‌باشد. عرایضی اخیراً تحت عنوان «معنای درک حضور تاریخیِ اصحاب امام حسین «علیه‌السلام» شده است امید است که راهگشا باشد. https://lobolmizan.ir/sound/1520 موفق باشید 

37910

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام علیکم: در نزدیکی قله یهو حاج آقا رئیسی پرید و بلافاصله مبتذلترین انتخاب تاریخ انقلاب اسلامی رقم خورد، این یا یک گوشمالی حسابی هست که منجر به سقوط به دره میشه و خدا علَم را به دست قوم جایگزینش میده و یا یه خیر و مصلحتیه در مسیر رسیدن به قله، قطعا شق دوم با دیدگاه رهبری عزیز متناسب‌تر هست هر چند ما فعلا نمی‌فهمیم این چه بلایی بود اونم توی زمانی که تقابل انقلاب و بازوانش با استکبار داره به اوج میرسه، استاد شما چه می‌فرمایید؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عرایضی در جواب سؤال 37914 شد که در این رابطه می‌توان به آینده‌ای اندیشید با استحکام بیشتر. موفق باشید

37705

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام و احترام حاج آقا: فرموده بودید: به چیزی که می‌دانید عمل کنید تا چیزی که نمی‌دانید خدا بهتون بیاموزه‌. وقتی چیزی نمیدونم با اینکه صدها کتاب خوندم، چه کار کنم؟ حقیقتا چیزی نمیدونم و با مطالعه هم چیزی به دانسته هام که وجود نداره اضافه نمیشه. غیر از انسانیت در امور خیلی خیلی واضح و روشن (نه موارد اختلافی) چیز دیگه ای نمیدونم. چه کار کنم؟ کاش زودتر مرگم برسه راحت بشم از این همه زجر و شکنجه و عذاب. یعنی ممکنه چیزهایی باشه که میدونم ولی فکر می‌کنم نمیدونم؟ از کجا بفهمم چه چیزهایی رو میدونم؟ فقط میدونم هستم و دارم زجر می‌کشم و میدونم غیر از خودم دیگرانی هم هستن. میدونم بودنم بیهوده نیست. ولی درباره ی چگونگی طی کردن راه هرچی بدونیم (مثلا از یه حدیث یا یه آیه)، باز چیز دیگری رو نمیدونیم و ممکنه اشتباه کنیم. این یعنی درواقع نمیدونیم چطور مسیر رو طی کنیم. موافقید شما؟ پس یعنی ما نمیدونیم و خیال می‌کنیم میدونیم. التماس دعا دارم.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این مائیم و حضور هرچه بیشتر در پیش خود به عنوان «حضور بیکرانه اکنون جاودانه» و هر آنچه بیاموزیم، باید این نوع حضور و این نوع بودن را که جهانی است در نزد خود برایمان ملموس و محسوس شود که همان حضور جاودانه ما است. از این جهت باید آموخته‌های ما جهت‌دار باشد و ما را بیشتر با ابعاد متعالی خودمان آشنا کند به همان معنایی که فرمودند: «ای نسخه عالم الهی که تویی / ای آینه جمالِ شاهی که تویی. بیرون ز تو نیست هرچه در عالم هست / از خود بطلب هر آنچه خواهی که تویی». حال مائیم و چنین جهانی که حضرت پروردگار خودش با تعلیم اسمای حسنایش ما را با خود آشنا کرده و همه چیز حکایت از آن می‌کند که ما در جهان خودمان با خودمان و با دیگران حاضریم. دیگر، چه چیزی بالاتر از این! «زیر دریا خوش بُوَد یا روی او / قهر او دلکش بود یا مِهر او». اساساً دیگر تنهایی و سختی معنا می‌دهد؟! موفق باشید

37659

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد: درسته که اهل بیت مستقیما از نور حضرت غیب الغیوب آفریده شده اند و شیعه ها از نور اهل بیت، خوب وقتی میگم پروردگارم من دارم با امام زمان علیه السلام ارتباط می‌گیرم ؟ او داره من رو پرورش میده؟ یا پروردگارم رو غیب الغیوب مخاطب قرار بدم؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در رابطه با موضوعی که مطرح می‌فرمایید نکات دقیقی هست که بیشتر جنبه تأویلی دارد که بحث آن مفصل است و در شرح کتاب «شرح حدیث جنود عقل و جهل» تا حدّی به آن پرداخته شده. مهم آن است که باید ما با نظر به حضرت «ربّ»، خود را وسعت دهیم. موفق باشید

37622

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام: آیت الله جوادی آملی در تفسیر سوره واقعه می‌فرماید: عالم آخرت عالم ثبات است نه سکون. منظورشان از ثبات چیست؟ با تشکر!

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بسیار نکته مهمی را متذکر شده‌اند زیرا عالم آخرت عالم وجود و ثبات است، نه تغییر. و «وجود» را که عین ثبات و بیکرانگی است؛ سکونی نیست بلکه دریایی است بیکرانه که در هر جایی که باشی در همه جا هستی. موفق باشید 

37613

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

  آیت الله خامنه‌ای در خطبه‌های مشهور ۲۹ خرداد ۱۳۸۸ در نمازجمعه تهران فرمودند: « از این طرف هم شبیه همین کارها به نحو دیگرى انجام گرفت. کارنامه ى درخشان سى ساله ى انقلاب کمرنگ جلوه داده شد؛ اسم بعضى از اشخاص برده شد که اینها شخصیتهاى این نظامند؛ اینها کسانى هستند که عمرشان را در راه این نظام صرف کردند. بنده در نماز جمعه هیچوقت رسمم نبوده است از افراد اسم بیاورم؛ اما اینجا چون اسم آورده شده است، مجبورم اسم بیاورم. به طور خاص از آقاى هاشمى رفسنجانى، از آقاى ناطق نورى من لازم است اسم بیاورم و باید بگویم. البته این آقایان را کسى متهم به فساد مالى نکرده؛ حالا در مورد بستگان و کسان، هر کس هر ادعائى دارد، بایستى در مجارى قانونى خودش اثبات بشود و قبل از اثبات نمی‌شود اینها را رسانه اى کرد. اگر چیزى اثبات بشود، فرقى بین آحاد جامعه نیست؛ اما اثبات نشده، نمی‌شود اینها را مطرح کرد و قاطعاً ادعا کرد. وقتى اینجور حرفها مطرح می‌شود، تلقى هاى نادرست در جامعه به وجود مى آید، جوانها چیز دیگرى خیال می‌کنند، چیز دیگرى می‌فهمند. آقاى هاشمى را همه می‌شناسند. من شناختم از ایشان مربوط به بعد از انقلاب و مسئولیتهاى بعد از انقلاب نیست؛ من از سال ۱۳۳۶ - یعنى ۵۲ سال قبل - ایشان را از نزدیک می‌شناسم. آقاى هاشمى از اصلى ترین افراد نهضت در دوران مبارزات بود؛ از مبارزین جدى و پیگیرِ قبل از انقلاب بود؛ بعد از پیروزى انقلاب از مؤثرترین شخصیتهاى جمهورى اسلامى در کنار امام بود؛ بعد از رحلت امام هم در کنار رهبرى تا امروز. این مرد بارها تا مرز شهادت پیش رفته. قبل از انقلاب اموال خودش را صرف انقلاب می‌کرد و به مبارزین می‌داد. اینها را جوانها خوب است بدانند. بعد از انقلاب ایشان مسئولیتهاى زیادى داشت: هشت سال رئیس جمهور بود؛ قبلش رئیس مجلس بود؛ بعد مسئولیتهاى دیگرى داشت. در طول این مدت هیچ موردى را سراغ نداریم که ایشان براى خودش از انقلاب یک اندوخته اى درست کرده باشد. اینها یک حقایقى است؛ اینها را باید دانست. در حساسترین مقاطع ایشان در خدمت انقلاب و نظام بوده.» سلام: خیلی از آقای هاشمی بد گفته میشه من واقعا با خواندن متن تسلیت که اشاره های عجیبی داشتند و متن های سخنرانی و و خصوصا اشاره ای که در متن تسلیت داشتند که خناسان نتوانستند ما رو جدا کنند و و می‌خواستم بپرسم چرا اینقدر موضع شما نسبت به آقای هاشمی به گونه ایست که ایشان انگار منحرف شدند. خصوصا اینکه شما در کتاب سلوک چقدر نگاه متعادلی به موضوعات دارید و بحث نگاه آزاد اندیشی و را مطرح کرده اید. واقعا آقای هاشمی اینقدر بد بودند که وقتی کسانی از شما سوال می‌کنند و کلی توهین می‌کنند شما تایید می‌کنید. خواهش می‌کنم سوال من در لب المیزان گذاشته نشه و همچنین پاسخش. خصوصی بفرستید ممنونم. استاد من شما رو خیلی قبول دارم سالهاست از دور شاگرد شمام و شما را به عدالت قبول دارم. ان شاءالله از پاسخ شما ابهامات ذهنی من حل بشه

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: هرچند بحث در این مورد مفصل است و تصور می‌شود اگر سؤالات مربوط به آقای هاشمی را در آرشیو سؤالات سایت دنبال بفرمایید؛ تا حدی موضوع جایگاه متفاوت آقای هاشمی در مراحل مختلف حضور ایشان در میدان انقلاب روشن می‌شود. مهم مسیر شخصیت ایشان است که چگونه از شخصیتی مبارز با آنهمه توصیفاتی که رهبر معظم انقلاب در مورد ایشان به کار بردند، در مقابله با آقای احمدی‌نژاد کارشان به جایی رسید که رهبری بفرمایند در مقایسه با آقای هاشمی به احمدی‌نژاد نزدیک‌ترند و حتی در نماز میتی که برای آقای هاشمی خواندند برخلاف معمول جمله«اللَّهُمَّ إِنَّا لَا نَعْلَمُ مِنْهُ إِلَّا خَیْرا» را بر زبان نراندند. موفق باشید

37372

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد: طاعات و عباداتتان ان شاالله مقبول و مستدام، یک متنی برایتان ارسال می‌کنم اگر برایتان امکان داشت نگاه کنید که ادامه بدهم یا لازم نیست؟ و اینکه اصلا بفرمایید به نظرتان در کل وقتی برای نوشتن بگذارم یا سراغ امر دیگری بروم؟ https://s8.uupload.ir/filelink/GoYZ8SUmmdSA_01122f7b87/آخرین_نگاه_aite.docx

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: سعی شد مطابق آدرسی که فرمودید، متن دانلود شود ولی موفق نشدم. لطفاً اصل متن را ارسال فرمایید. موفق باشید

37257

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام و عرض احترام: ببخشید یه سوال داشتم همسر من و بچه های من که پسر ۲۳ ساله و یه دختر ۲۰ ساله ام روزه نمیگیرن. بنطر شما براشون ناهار درست کنم از نطر شرعی ثوابی داره یا اینک کار من اشتباهه؟ راستش بعد از افطار هم سخته برام درست کنم چون خودم سحری نمی‌خورم موندم چی کنم.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: شما وظیفه مادریتان را انجام دهید؛ بقیه کارها مربوط به خود آن‌ها می‌باشد. موفق باشید

36823

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام و درود خدمت استاد عزیز: چنانچه در بین کاندیداها فرد صالح وجود داشته باشد ولی احتمال رای آوری فرد نالایق بالا باشد می توان در این شرایط بین بد و بدتر انتخاب بد رو انجام بدیم. لطفا نظر اسلام رو در این مورد توضیح دهید.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بحث حساسی است. آری! اگر رقیب آن فرد صالح، فردی است که صالح نیست و فردی که ما اصلح می‌دانیم امکانِ رأی نیاوردنش زیاد است؛ معلوم است که برای دفع غیر صالح، به فرد صالح رأی می‌دهیم. ولی باید در این مورد با دقت و مشورت به چنین نتیجه‌ای رسید. موفق باشید

36135

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام خدمت شما استاد عزیز: آیا می‌توان گفت: همه چیز اعم از هرچه ظاهر است و هرچه باطن است و هرچه بودی دارد خدا هستند؟ (این شکل الله مجموعی می‌شود؟) آیا مقام احدیت و عماء غیر از همه چیز است؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ابداً چنین چیزی نمی‌توان گفت زیرا حضرت حق کمال مطلق است و هر آنچه غیر اوست در فقرِ مطلق می‌باشد. تنها اوست که اوست. مقام احدیت مقامی است که همه چیز در او مستغرق است. موفق باشید

40674

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام و عرض ادب: از شواهد ربوبیه پرسیدم در سوال قبل ۴۰۶۶۳ مطالبی که فرمودید رو گوش دادم. تمام فایل های معاد‌ رو گوش دادم. شرح کتاب مقالات رو از شما پیدا نکردم‌. ممنون میشم بگید شواهد در اولویته یا مقالات. و چه فایل هایی گوش بدم که کاملا عرفانی و قلبی و حضوری باشه. نه علمی.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: هر دو، یعنی شواهد و مقالات خوبند. ولی فعلاً حال که مقالات در دسترس است به نظر می‌آید نباید از آن غفلت نمودhttps://lobolmizan.ir/sound/750?mark=%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%84%D8%A7%D8%AA . و بعد از آن هم شرح جلد هشتم و نهم «اسفار» که روی سایت هست، برای ما حرف‌هایی دارد. https://lobolmizan.ir/sound/1669?mark=%D9%85%D8%B9%D8%B1%D9%81%D8%AA%20%D9%86%D9%81%D8%B3موفق باشید

40449

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

بسمه تعالی. سلام علیکم: ۱. استاد عزیز راجع به مباحث معرفتی بخصوص فصوص که فرمودید به صورت کلی انسان تا به چهل سالگی نرسد، پخته برای این راه نیست و بخصوص بنده که مشغول شرح لمعه هستم فرمودید که حداقل بعد از رسائل و مکاسب بدین سمت رجوع کنم، سوالم از چرایی این امتناع است برای کسی چون بنده که اصلا اساس حضور و ورودم به حوزه برای مباحث عرفانی بوده و جز با این مباحث هیچ شور و شوقی برای حتی زندگی روزانه ام ندارم و از طرفی دیگر همین نگاه معرفتی، نگاهی بس عمیق و شور آفرین برای ورود به راه بسیار وسیع فقه را برایم می گشاید. نگاهی خارج از حقیقت، خارج از عالم حی به هرچیزی جز مردگی به میان نمی آورد؛ حال می‌خواهی با این نگاه به خدا بنگر یا به فقه بنگر یا به حتی امور روزانه زندگی! همه پوچ است و مانع برای حرکت. ۲. اگر شیطان را ذاتا گریزان از رحمن و بهشت برین بنگریم، چگونه اویی که کان من الکافرین بود، روزگار شش هزار ساله ای را به عبادت رحمن، در میان جلوات رحمانیه که فرشتگان اند، بود؟ ۳. در پس پرده داستان شکل گیری دشمنی شیطان با انسان چه رازی برای تفکر است؟ ۴. روایتی شنیدم که شخصی نزد حضرت صادق علیه السلام برای مصلحت جویی از تجارت خویش می‌رود اما با نهی حضرت روبرو می‌شود. شخص التفاتی نمی کند و تجارت می‌کند و سود خوبی هم بدست می آورد. بعد از زمانی نزد حضرت می‌رود و جویای امتناع حضرت می‌شود، حضرت می‌فرماید: به یاد داری در فلان روز نماز صبح قضا شد؟ نهی از برای قضا نشدن نماز بود... واقعا افرادی همچون من چگونه زنده ایم و زندگی می‌کنیم و داعیه دار روحانیتیم؟ بعد از ازدواجم بسیاری از نمازهایم قضا شده و بسیار با سردرگمی روبرو گشته ام، سوالم اینست که: الف. آیا می‌توان با این حدیث اینگونه برخورد کرد که ازدواج بنده هم در مسیر عبودیتم قرار نگرفته؟ .ب‌. چکار باید کرد؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: طبیعی است که در ابتدا این حالت بحرانی که شرایط جدید ایجاد می‌کند؛ پیش می‌آید تا انسان به خود آید. آری! روحیۀ تعمق در فقه، قدرت استحکام در عرفان را شکل می‌دهد. باید برای خود در کسوت روحانی، برنامه‌ای دقیق و جدّی به میان آورد و در عین حال نباید به خود سخت‌گیری کرد. به اربعین فکر کنید و حضور گسترده‌ای که بشر برای آیندۀ خود بخصوص خدّام، مدّ نظر آورده‌اند. نکات مطرح شده در چند جلسۀ اخیری که کانال «سها» تحت عنوان «منزل نهایی» مطرح شده است، قابل توجه است. موفق باشید

40401
متن پرسش

سلام و عرض ادب خدمت استاد عزیز: تشکل طلبگی ربیون در مشهد (حول گفتمان سازی مکتب امام) در راستای رسالت های خود پادکستی پنج قسمتی با موضوع روایت مکتبی و الهیاتی از ۱۲ روز جنگ تحمیلی اسراییل علیه ایران تولید کرده اند .خواهشمندم نظر خود را مبذول بفرمایید. در صورت امکان متنی هدیه بفرمایید تا در کانال تشکل منتشر کنیم. https://eitaa.com/rebbiion/2575 خداخیرتون بده.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آن دو صوت خوب را گوش دادم بسیار بسیار عالی بود و خدا را شکر نسبت به تعهدی که عزیزان در رابطه با تاریخ حضور در انقلاب اسلامی در خود احساس می‌کنند؛ از آن جهت که خداوند در صحنه‌های خاصی به ظهور می‌آید تا انسان‌ها امور اُلوهی را تجربه کنند و خداوند از طریقۀ آن صحنه‌ها خود را آشکار می‌کند و این یعنی ایمان، امری که خدا خود را با خود می‌نمایاند و نه از طریق استدلال‌های کلامی و کربلا از این جهت آینۀ نمایش خدا بود برای آن‌که انسان‌ها به خدا ایمان بیاورند، خدایی که خود را در چنین میدان‌هایی می‌نمایاند.
گویا خداوند به  معنای حضور و وجود محض، نحوی از ظهور را در صحنه‌های امروزین ما مقابل استکبار رقم زده، مانند کربلا در نگاه و منظر زینب کبری «سلام‌الله‌علیها» آن‌همه امیدواری که آن حضرت در جان خود احساس می کردند و در مقابل عبیدالله فرمودند: «مَا رَأَیْتُ إِلاّ جَمِیلاً» و این یعنی نظر به آینده‌ای که در بستر انقلاب اسلامی باید به آن نظر کرد.
ملاحظه کردید که چگونه به جای اغتشاش، همه خودی شدند. آیا در این صحنه نباید خدا را آری! خدا را دید؟ و در این رابطه باید به ایرانی اندیشه کرد که خط مقدم راه‌هایی است که انسان‌ها در وجود خود به نور اولیای الهی همچون حضرت سیدالشهداء «علیه‌السلام» به تعالی می‌رسند. و این روحیه همان‌طور که رهبر معظم انقلاب فرمودند در کنار تحول در تکنولوژی البته کارساز خواهد بود. موفق باشید        
 

40320

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

استاد سلام: پیرو سوالم ۴۰۳۱۹ که مشکل بنده در فکره. یعنی یه دفعه فکری سراغم میاد که وجودم رو درگیر میکنه. اگر اون فکر نیاد مشکلم حل میشه چی کار میتونم بکنم برای اینکه فکر تحریک آمیز سراغم نیاد. چشم هایم رو کنترل می‌کنم اما متاسفانه اون فکر سراغم میاد.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: باز توحید، و باز معرفت نفس است که با حضور ماتقدمِ خود میدان را برای چنین پیش آمدهایی کنترل می‌کند و ما در دل همین احوالات به سوی آن معانی و معارف سوق می یابیم و به همین جهت به ما فرموده اند در منظر خود متوجۀ حقایق باشیم تا آنگاه که چنین احوالاتی به سراغ ما می آید؛ بتوانیم به یاد احوالات معنوی و معارف قدسی از آنچه پیش می آید، بگذریم. در این رابطه نکاتی در کتاب «جوان و انتخاب بزرگ» مطرح شده است خوب است به آن کتاب رجوع شود. موفق باشید

40253

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام: در رابطه به پرسش 40248   با اینکه بنده صلاحیت سخن گفتن ندارم، اما به عنوان کسی که از بدو تولد در انتظار همهٔ انسانیت بودم و هر نوع زخمی را که حتی تصورش را نمی‌کنید - بی‌رحمانه چشیدم (و نتایجش را دنبال کردم و زیباییش مثال زدنی نیست)- به خواهر عزیزم و هر انسان زیبایی که حقش زندگی‌ای بزرگ است می‌نویسم: سلام! شما تنها نیستید. در سال‌های دراز و زهری که مردم در خواب بودند و با شادی و سماجت به روند نابودی خود در نظام ظالم جهانی ادامه می‌دادند، و گفتارها، عمل ها، اندیشه ها، اراده هایشان نه فقط به خود که به دیگران آسیب می‌زد، افرادی بیدار بودند تا راه خود و در نتیجه راه شما عزیزان را باز کنند؛ هرچند همهٔ مردم دنیا با نادانی در مقابل آن‌ها ایستادند و تحریم‌ها آن‌قدر شدید شد که در زندانی غریب محبوس شدند. هرچند در ظلمت شبانه‌روز، شیطان در گوش مردم زمزمه می‌کرد: «برو و حتی با کوچک‌ترین حرکتی زخمی بر آنان بزن تا راهشان بسته بماند.» آنان تمام مظلومیت‌ها، تمام سنگ‌ها و شمشیرهای شیطان بزرگ و تمام تحریم‌ها را تحمل کردند تا جایی که یک به یک شهید و فنا شدند، اما امیدی را دنبال می‌کردند که خداوند به آنان نویدش را داده بود: امید به آزادی، انسانیت، زندگی کامل و یاری خداوند و حضورش در میان بشریت، و به آن رسیدند. آری عزیزان! ما تنها نیستیم و بار داریم. امروز خود خداوند در جلال و جمال کاملِ حقیقتِ «الله» حاضر است بوجود حضور اهل بیت. اگر به من بگویند: «نگو اهل بیت ظهور کرده‌اند»، می‌گویم: «آنچه عیان است، پنهان کردنش ممکن نیست.» زندگی در جهان بی‌نهایت معصومین یعنی زندگی در زندگی حق مطلق. ای فرزندان آدم! جهان به همه‌آنچه از خودمان انتظار داریم، رسیده‌. بنده هرگز صلاحیت سخن گفتن نداشتم، اما از اشتیاق به زندگی و سعود کمال شما و درک دردهای مشترکمان، این را گفتم. در این روزهای زیبا که گام به گام به سوی کمال پیش می‌روید، یاد بزرگانمان را زنده نگه دارید. مثلاً کودکان شهید غزه بزرگانند؛ آنان بر گردن همهٔ ما حق بزرگی دارند آنها خون پاک خدا هستند. در این کلمات که از من هم نیست ققط فکر لازم نیست، دل دادن همه چیز را منور می‌نمایاند. خداوند حافظتان باشد.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به این نکته باید فکر کرد که انسانِ آخرالزمانی چگونه می‌تواند در بستر هستی خود که «عین اتصال به خالق هستی‌ است»، اندیشه‌های تازه که مطابق روح نهایی‌ترین انسان است، بیافریند، به جای مشغول‌شدن به باورهای ساده‌ای که جوابگوی نهایی‌ترین طلب انسان این دوران نیست. با توجه به این نکته باید متوجه بود؛ انسانِ آخرالزمانی، انسانی است که از سیطره اندیشه‌های معمولی که امکان تردید در آن‌ها هست، رهایی یافته تا با اصل‌ترین اصل‌ها روبه‌رو شود که آن مواجهه با انسانیت انسان‌های کامل است، انسانیتی که بالاتر از آن ممکن نیست و این یعنی انسانیت اولیای الهی در نمادهایی همچون علی «علیه‌السلام» و سیدالشهداء «علیه‌السلام» و دیگر ائمه «علیهم‌السلام»، و لازمۀ چنان حضوری اولاً: عبور از خیالاتی است که در آن خیالات، توهّماتِ ساختۀ ذهن پنهان است و ثانیاً: حضور در معارفی است که مانع می‌شود تا انسان در گرداب نومیدی و انکار حقایق فرو غلتد. حضوری که این روزها می‌توان در حرکت مقابله با رژیم صهیونی و استکبار آمریکایی آن را تجربه کرد و از آن به بعد با آن حضور و با تاریخی که در این رابطه در مقابل ما گشوده می‌شود می‌توان زندگی خود را معنا بخشید زیرا در این حضور است که به یگانگی بین «زندگی» و «مقاومت» رسیده‌ایم. موفق باشید 

40139
متن پرسش

سلام و درود بر استاد طاهرزاده عزیز: استاد عزیزم! هم‌زمان با ورود به حوزه علمیه با حضرت‌عالی آشنا شدم، کتاب‌های شما را می‌خواندم، فایل‌های صوتی شما را گوش می‌کردم و گاهی هم در جلسات شما حاضر می‌شدم. از سوی دیگر انگیزه‌ی اصلی من برای ورود به حوزه، عشق به علامه امینی رحمه الله بود که طبیعتاً در مباحث علمی مسیر خاصی را پیش پای من می‌گشود. چند سال پیش در حال حرکت در همان مسیر بودم که ناگهان با پدیده‌ای عجیب روبرو شدم. و آن پیدیده دوستان طلبه‌ و انقلابی بودند که بسیاری از آن‌ها اتفاقا اهل روضه و هیئت هم بودند اما در عین حال دین را به گونه‌ای تقریر می‌کردند که در آن، اعتقاد داشتن یا نداشتن به امامان هیچ نقشی در سعادت دنیوی و اخروی ندارد، بلکه از آن‌جا که عنصر عقیده به حسب ذات و طبیعتش، عامل ایجاد هویت می‌شود، با هر چیزی که رنگ و بوی طرح مباحث اعتقادی داشت و به متمایز شدن شیعه از غیرشیعه می‌انجامید به شدت مبارزه می‌کردند و آن را مانعی بر سر راه رسیدن به تمدن اسلامی برمی‌شمردند. مواجهه با این پدیده ذهن مرا درگیر کرد. گاهی که با این دوستان سخن می‌گفتم، مرا به شما حوالت می‌دادند و می‌گفتند: اینها سخنان استاد طاهرزاده است. اما من هرگز باور نمی‌کردم. چون استاد طاهرزاده‌ای که من می‌شناختم ۱۸۰ درجه با چیزی که آن‌ها می‌گفتند متفاوت بود. هنوز طنین دلنواز صدای زیبای او درباره‌ی فضیلت اعتقاد به تشیع که به مناسبت سالروز شهید مطهری رحمه الله در مدرسه حضرت ولی‌عصر عجل الله فرجه الشریف سخنرانی کرد در گوشم هست. اما یک بار که برای پاسخ به یکی از این دوستان و اثبات این‌که این حرف‌ها نمی‌تواند حرف استاد طاهرزاده باشد شروع به جستجو در سایت شما کردم با چیزی بسیار عجیب مواجه شدم. دیدم حق با ایشان است. همه‌ی آن حرف‌ها حرف استاد طاهرزاده است. اما چطور می‌شد که هم آن کسی که من او را می‌شناختم استاد طاهرزاده باشد و هم کسی که این سخنان را گفته؟! آخر چطور می‌شود استاد طاهرزاده‌ای که در پاسخ به ادعای دلالتِ تعدادی از آیات قرآن بر پلورالیسم (پرسش ۵۶) پس از پاسخ‌های متقن هشدار می‌دهد که: «جالب است بدانید کسانی که در قبل تحت عنوان صراط‌های مستقیم، پلورالیسم دینی را دامن می‌زدند، اخیراً با طرح بشری‌بودن قرآن می‌گویند بعضی از آیات قرآن اندیشه‌های حضرت محمد «صلّی‌الله‌علیه‌وآله» است که تحت تأثیر اندیشه‌های غلط و خرافی زمان خود وارد قرآن کرده است» امروز خودش عینا با استناد به همان آیات، سخنانی از جنس همان چیزی که خودش رد کرده را واگویه کند؟! آیا استاد طاهرزاده عزیز ما که حرف‌های جدید و ۱۸۰ درجه متفاوت خودشان را هنوز به پای مرحوم علامه طباطبایی و شهید مطهری می‌نویسند (انگار نه انگار تا دیروز خلاف همان‌ها را خود ایشان از آن بزرگان نقل می‌کردند) در مبانی بنیادین دینی نیز همین‌گونه دچار چرخش به سوی ورژن جدیدی از دین انسانیت شده‌اند اما هنوز تلاش دارند این معارف جدید را نیز معارف شیعی بنامند؟ استاد عزیزم! آیا «در جای درستی از تاریخ ایستادن» جای اعتقاد به خدا و رسول و امام می‌نشیند؟!!! بله. قطعا هر کسی با هر نیتی از مظلومان فلسطینی دفاع می‌کند کارش (خود این عملش) کار درست و ستودنی است و باید دستش را فشرد و این عملش را تقویت کرد. اما باید به این مسئله توجه داشت که مبانی جهان‌بینی متفاوت و بعضا کاملا مخالف، ممکن است در نقطه‌ی واحدی در خوب یا بد ارزیابی کردن یک کنش، اشتراک داشته باشند، یعنی همه‌گی اتفاق نظر داشته باشند که فلان کار پسندیده یا ناپسند است اما این اشتراک در تحسین یک کنش، هرگز مقتضی نفی تفاوت در مبانی جهان‌بینی‌ها و تفاوت در معنای کنش با توجه به خاستگاه آن نیست. بیرون کشیدن یک فضیلت از دل شبکه‌ی معنایی شیعی و تبدیل کردن آن به یک فضیلت خودبنیاد در حقیقت یک چرخش پارادایمی در مبانی معرفتی است که بعد از آن حتی ارجاع به متن دین کاملا بی معنا و بی خاصیت است چون وقتی قرار باشد ارزش‌ها لابشرط از امر اعتقادی باشند دیگر مراجعه یا عدم مراجعه به دین اصلا چه معنایی دارد؟ برای نمونه، مقابله با هژمونی جهانی آمریکا و جنایات فرزند نامشروعش اسراییل خون‌خوار در شبکه باورهای شیعی به معنای مبارزه با طواغیت و دشمنان خدا و اهل بیت علیهم صلوات الله است که طبیعتاً اقتضاءات خاص خودش را هم دارد، اما همین کنشِ به ظاهر مشابه می‌تواند در شبکه‌ی معنایی دیگری معنای دیگر تولید کند و در نتیجه لوازم متفاوتی را در پی داشته باشد؛ که از جمله می‌توان به مقاومت در برابر هر عرف‌ فرهنگی و اجتماعی جاافتاده یا هنجارهای جنسیتی و یا مقاومت در برابر دین یا قرائت‌ رسمی از دین باشد بلکه به دیگر سخن می‌توان گفت از لوازم این نگاه، مقابله با هر کلان‌روایتی از عالم و آدم است حتی اگر آن کلان‌روایت روایت قرآن کریم باشد. به نظر می‌رسد در این نقاط اشتراکی، راه‌حل آن است که به جای آن‌که آن کنش (محل توافق) را از جای خودش برکشیده آن را به جای باورهای بنیادین اعتقادی بنشانیم باید با حیث التفاتی قاعده‌ی الزام با آن مواجه شویم تا ضمن تقویت آن کنش خوب در سطح جهانی، از یک سو بابی برای گفتگو در امور اختلافی بگشاییم و از سوی دیگر از افتادن در ورطه‌ی برکندگی از هویت شیعی جلوگیری کنیم. اساءه ادب حقیر را ببخشید! همیشه ارادتمند شما بوده و هستم.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مسلماً دینداری حقیقی رجوع به توحیدی می‌باشد که آخرین پیامبر صلوات الله علیه با این بشر به عنوان آخرین بشر و با استعدادهای آخرالزمانی در میان گذاشته است و ذیل اسلام وجود شخصیت‌هایی که نماد کامل و متعالی ایمان هستند یعنی امامان معصوم باید مدنظر باشد تا انسان در مسیر هدایت الهی و انس با حضرت محبوب قرار گیرد. در این رابطه بقیه سخن‌ها و اشارات و نسبت‌ هایی که به کمک دیگر انبیاء الهی توحیدی هستند، آیا توحید محمدی اجازه می‌دهد که ما دیگر موحدان که با توحید آخرین پیامبر همراهی کرده‌اند را به عنوان اهل ایمان قلمداد کنیم؟ عرض بنده آن است که شواهد قرآنی اتفاقاً ما را در چنین جهانی و با چنین حضوری نسبت به همدیگر پذیرفته است که نمونه آن را در آیاتی مانند قُلْ يَا أَهْلَ الْكِتَابِ تَعَالَوْا إِلَىٰ كَلِمَةٍ سَوَاءٍ بَيْنَنَا وَبَيْنَكُمْ أَلَّا نَعْبُدَ إِلَّا اللَّهَ وَلَا نُشْرِكَ بِهِ شَيْئًا وَلَا يَتَّخِذَ بَعْضُنَا بَعْضًا أَرْبَابًا مِنْ دُونِ اللَّهِ ۚ فَإِنْ تَوَلَّوْا فَقُولُوا اشْهَدُوا بِأَنَّا مُسْلِمُونَ و آیه  لكِنِ الرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ مِنْهُمْ وَ الْمُؤْمِنُونَ يُؤْمِنُونَ بِما أُنْزِلَ إِلَيْكَ وَ ما أُنْزِلَ مِنْ قَبْلِكَ وَ الْمُقيمينَ الصَّلاةَ وَ الْمُؤْتُونَ الزَّكاةَ وَ الْمُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ أُولئِكَ سَنُؤْتيهِمْ أَجْراً عَظيماً» که حکایت دارد از حضور توحیدی که بین اهل کتاب و اسلام در میان است و چنین ارتباطی با دیگر ادیان همان راهی است که قرآن متذکر می‌شود و این غیر از آن است که متاسفانه بسیاری از بنی اسرائیل این راه را پیشه نکردند و حالت فرقه‌ای به خود گرفتند مگر آنانی که در آیه ۱۶۲ سوره نساء با موضوع برخورد کردند که در عین ایمان به هر آنچه بر پیامبر آخرین نازل شده بود بر آنچه بر پیامبر خود نیز نازل شده بود پایدار ماندند و خداوند آنان را تحت عنوان: «لكِنِ الرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ مِنْهُمْ» معرفی می‌کند یعنی اهل کتابی که چنین خصوصیات برجسته‌ای دارند و در آخر آیه می‌فرماید «أُولئِكَ سَنُؤْتيهِمْ أَجْراً عَظيماً» بدین معنا که این افراد با همان حضوری که در دینداری قبلی خود دارند در عین ایمان به وحی محمدی با اجر عظیمی روبرو می‌گردند و در این رابطه خوب است به نکته‌ای که رهبر معظم انقلاب در پیامشان به همایش ۱۰۰ ساله حوزه قم نسبت به انسانیت مطرح کردند، بیندیشیم که آیا آینده  توحید محمدی تا آنجا جلو نمی‌رود که چنین افرادی در بستر انسانیت خود آن اندازه به اسلام نزدیک می‌شوند که رهبر انقلاب هدف تمدن اسلامی را به میان آوردن چنین انسانیتی  قلمداد می‌کنند. می‌فرمایند: 
تمدّن اسلامی، مبتنی بر توحید و ابعاد اجتماعی و فردی و معنوی آن است؛ مبتنی بر تکریم انسان از جهت انسانیّت ــ و نه از جهت جنس و رنگ و زبان و  قومیّت و جغرافیا ــ است؛ متّکی بر عدالت و ابعاد و مصادیق آن است؛ متّکی بر آزادی انسان در عرصه‌های گوناگون است؛ متّکی بر مجاهدت عمومی در همه‌ی میدانهایی است که در آنها نیاز به حضور است، حتماً در این رابطه اندیشیده‌اید که چون حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف تشریف بیاورند و در کنار آن حضرت، حضرت عیسی علیه السلام نیز نازل شوند ملت حضرت عیسی را مخیر می‌کنند  که بر دین اسلام حاضر باشند و یا ذیل حضور توحیدی حضرت عیسی علیه السلام؟ به نظر عزیزان از این روایت چه پیامی برای توحیدی که با حضرت مهدی علیه السلام به میان می‌آید برای ما در میان است؟ حاکی از آنکه توحیدحضرت مهدی علیه السلام جایی برای پیروان دین حضرت عیسی علیه السلام نیز قائل است. موفق باشید
 

39968

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد: ضمن تشکر از پاسخ گویی تون خیلی خلاصه بعد از شنیدن شرح آداب الصلاه شما تصمیم گرفتم کمی از دنیا زدگی فاصله بگیرم به عنوان مثال تصمیم گرفتم برای منزل لوستر نگیرم در حالی که قبلا خیلی پیگیر امثال این مورد بودم اما دیگران به من انتقاد میکنن که این ساده زیستی کار ولی جامعه است و کار افراد معمولی مثل ما نیست و کجا اسلام گفته مؤمنین نباید زندگی خوبی داشته باشن و این نوعی زهد احمقانه است که در نج البلاغه بهش اشاره شده راستش گیج شدم نگران نکنه رفتارم اشتباه باشه لطفا راهنماییم کنید.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: باید زندگی را مشغول اموری کنیم که نیاز اساسی ما می‌باشد و حالت تجمل ندارد. زهدِ احمقانه زهدی است که زندگی و انس با دیگران را از ما می‌گیرد، نه این‌که از تجملات فاصله‌گرفتن را، زهد احمقانه بدانیم. موفق باشید

39750

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام خدمت استاد عزیزم: در صوت مصباح الهدایة فرمودید که؛ در مرتبه احدیت هیچ کثرتی نیست جز کثرت علمی. مگر همین علم جزء صفات خدا نیست؟ اگر جواب مثبت است، چگونه صفت علم در مرتبه احدی است؟ با تشکر از زحمات استاد عزیزم!

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: منظور، علمِ ذات به ذات است و از این جهت شاید در این حالت نتوان علم را به عنوان یکی از اسماء در نظر گرفت. موفق باشید

نمایش چاپی