سلام خدمت استاد طاهرزاده: در کتاب آشتی با خدا می فرمایید کافي است انسان موانع اتصّال با حق را برطرف کند تا آن اتصال از بين نرود. و بعد در ذیل آیه شریفه «اَقِمِ الصَّلاةَ لِذِکْري» اشاره می فرمایید: «نماز بهپا داريد جهت پايدارماندن در ياد من. يعني نگذاريم توجه ذاتي ما به پروردگارمان از صحنة روح و روان ما برود.» استاد الان حضرتعالی این نوع برداشت از آیه را چگونه از خود این آیه بیرون کشیدید؟ «لام» در «لذکری» را چه نوع لامی در نظر گرفتید که این معنا را افاده کرده؟ چون ظاهر آیه میگوید نماز اقامه کنید تا یاد من در جان شما طلوع کند. ولی شما فرمودید نماز به پا دارید تا یاد من که در جان شما هست، غروب نکند.
باسمه تعالی: سلام علیکم: به این سخن حضرت صادق «علیهالسلام» نظر داشته باشید که در رابطه با سرشت انسانها فرمودند: «فطرهم علی التوحید». آری! در جان انسانها، مُهر توحید نگاشته شده و از این جهت نماز، نوعی به خودآمدن است. موفق باشید
سلام و ادب و احترام دارم خدمت استاد گرانقدر جناب آفای طاهرزاده: ببخشید استاد میشه لطف کنید و نظرتون رو درباره کتابها و نوشته های استاد خانم فاطمه میرزایی و متن هایی که داخل سایت همگام بارگزاری میشه بفرمایید. با تشکر
باسمه تعالی: سلام علیکم: بحمدلله ایشان را بانویی اهل فکر و تعهد و دلسوز میدانم و آثار و سخنان ایشان را برای جامعه و بخصوص برای بانوان محترم مفید میدانم. موفق باشید
سلام: نقدی داشتم به جلسه جوان و انتخاب بزرگ اخیر در کانال. خیلی ساده انگاری شده است در مطالب. یعنی خیلی سبک توضیح داده شده. آیا این باعث نمیشود که جوانها مطالب را سبک بگیرند؟ باید کلمات بسیار وزین و سنجیده در گفتار انتخاب کنیم تا بار معنایی بسیاری را متحمل شود. ما که نسل بدایه و نهایه بودیم شده ایم این! حال اگر این نسل با جوان و انتخاب بزرگی به این سادگی بیان رشد کنند چه میشوند؟ ببخشید جسارت شد استاد شما نظر بدید ما نهایتا حرف شما را قبول خواهیم کرد. یا علی
باسمه تعالی: سلام علیکم: زبان سادهای که اشاره به بالاتر دارد غیر از زبان سادهای است که مطلب را تقلیل دهد و از وسعت خارج کند. از آن جایی که آقای وحدتی بحمدلله مطالب را میشناسند، زبان ساده ایشان مانع توجه به مطالب بالاتر نمیشود. موفق باشید
عنوان: عصمت. سلام علیکم: با ادب و احترام. ۱. خلقت نوری مخصوص ۱۴ معصوم است. لذا عصمت در سایرین مثل پیامبران اولوالعزم موهبتی یا اکتسابی می شود؟. از هنگام تولد يا از زمان مبعوث شدن؟ ۲. عصمت موهبتی شامل چه کسانی هست؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: عصمت موهبی شامل همه آن هایی است که مأموریت هدایت بشر را دارند مانند انبیاء و اولیای الهی. موفق باشید
سلام علیکم: من هم دلبستگی به مطالب شما دارم و از طرف دیگر عضو یک گروه از طرفداران حسن میلانی هستم. نمی توانم تشخیص دهم که حق با شماست یا حسن میلانی؟ باید چکار کنم؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر میآید با مطالعه آثار امام خمینی که حقیقتاً نیاز به جواب سؤالات مهم بشر جدید است و آینده بزرگی را برای ما میگشاید، میتوانید تصمیم بگیرید. موفق باشید
با سلام خدمت شما: در بحث متناهی یا نامتناهی بودن خداوند، مخالفان عرفان این موضوع را از مقوله تناقض عدم و ملکه می دانند. یعنی خداوند نه متناهی است نه نامتناهی. چه جوابی باید به اینها داد! با سپاس.
باسمه تعالی: سلام علیکم: پیشنهاد میشود به عرایضی که تحت عنوان «برهان صدیقین» به سبک جناب ملاصدرا عرض شده؛ رجوع فرمایید. تا اساساً موضوع را در ساحتی بسی بالاتر از این نوع دوگانگیها مدّ نظر قرار دهید. https://lobolmizan.ir/sound/659 موفق باشید
بسم الله الرحمن الرحیم. آقای طاهرزاده عزیزم. بنده دنبال شماره شما بودم و هیچ نیافتم. اگر میشه من شماره خودم را میزارم شما در ایتا به بنده پیام بدید 091...2458 یاعلی مدد اللهم عجل لولیک فرج به حق زینب کبری سلام الله علیها
باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده تنها در همین قسمت پرسش و پاسخ سایت میتوانم در خدمت عزیزان باشم. موفق باشید
سلام و عرض ادب: یک فرد معمولی و اصیل و مومن و بسیار تلاشگر را تصور کنید. تقریبا در تمام زندگی اش، در مسائل دینی کم توفیق بوده. مسئله اش خیلی عجیبه شبیه سحر یا اتفاقات عجیب. مثلا سالها قبل، گفت قصد دارد به قم برود تا پشت آیت الله بهجت نماز بخواند، یک هفته بعد آیت الله به رحمت خدا رفتند. یا بارها و بارها برای سفر زیارتی اقدام کرد و موفق نشد. هر بار تصمیم داشت قدمی بردارد به عجیب و مبهمی نشد. این مسئله بارها و بارها و بارها برایش در تمام ایام سال تکرار شد. گاهی جگرش سوخت و گریه کرد و گاهی وانمود کرد اتفاقی نیفتاده درحالیکه سخت پریشان خاطر بود. می خواستم بپرسم علت این بی توفیقی در امور دینی با دلایل عجیب و غریب در این فرد چیست؟ با دایمی و همیشگی بودن این بی توفیقی. با تلاش های فراوانش؟ علتش رو بگید و چه باید بکند؟ او به سالهای پایان عمرش نزدیک شده. آیا از سوی خداوند طرد شده و به دلش مهر خورده که اینطور میشه؟ چه راهکاری دارید؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: مهم آن است که در موقعیتی که قرار داریم به عالیترین شکل بندگی خدا را داشته باشیم بدون اینکه ما برای خدا تکلیف معلوم کنیم، بلکه در تقدیری که از طرف خدا مقدّر شده است راضی باشیم. موفق باشید
با سلام و ادب: در اذان و اقامه چه تفاوتی بین مفهوم باطنی تکبیر اول و آخر اذان (بعد از شهادتین و دستور به نماز و فلاح....) می باشد؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: تکرار چنین اذکاری هرکدام، مقدمه میشوند برای درک حضور شدیدتری که آن اذکار متذکر هستند. در تکبیر آنچه در میان میآید کبریایی اوست و وسعت آن کبریایی. موفق باشید
سلام علیکم: خسته نباشید. در چند تا از سوال هایم دیدم صحبت از بحث انسان و باز انسان میکنید گویا قرار هست در آینده این بحث مطرح شود آیا امکان دارد جزوه این بحث را تا آنجایی که آماده شده در اختیار ما قرار بدهید تا ان شاء الله اندیشه کنیم. خیلی ممنون
باسمه تعالی: سلام علیکم: هنوز در حال تکمیل است. موفق باشید
با سلام: شما در نکته هشتم معرفت نفس میفرمایید: «حضور خداوند، حضوري خاص است و نمي توان گفت در فلان مكان، يا جاي موجود مادي است و يا جاي موجود مجرد، بلكه بايد گفت: در عيني كه يك مكان مادي است، موجود مجرد مي تواند در آن مكان نيز حضور كامل و تمام داشته باشد». در متن بالا درباره کلمه «میتواند»، سوالی داشتم. آیا هر موجود مجرد در هر مکان میتواند حضور کامل و تمام داشته باشد یا اینکه موجود مجرد در هر مکان حضور کامل و تمام دارد؟ با تشکر!
باسمه تعالی: سلام علیکم: تجرد کامل مربوط به خداوند است و بینهایتبودنِ او. و اوست که در عالم حضور کامل و تمام دارد مثل آنکه ما در قوای خود، حضور تمام و کامل داریم. موفق باشید
سلام علیکم استاد خسته نباشید: ببخشید این حضور قلب در نماز، از کجا بفهمیم مشکلمون چیه که نمیتونیم توجه کامل به حضرت حق (عز و جل) داشته باشیم، با اینکه سعی مون بر مراقبه از اعماله روش پیدا کردن مشکلِ خودمون چیه؟ ما رو توی نماز شبتون دعا کنید. یا علی
باسمه تعالی: سلام علیکم: هر اندازه نسبت به معارف توحیدی عمیقتر شویم، حضور ما بخصوص در نماز بیشتر میشود. تلاش برای معرفت توحیدی از طریق معرفت نفس راه خوبی است. موفق باشید
با سلام: استاد ما یه دوره ۲ روزه برای سرمربیان تربیتی استان لرستان با موضوع انسان شناسی داریم می تونیم از حضور حضرتعالی در این دوره استفاده کنیم؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: متأسفانه امکان آن حضور برایم نیست که در خدمت عزیزان باشم. موفق باشید
با سلام و سپاس از پاسخ و راهنماییهای شما: در جواب یکی از سؤال کنندگان نکته دیدم که برایم مهم بود که آن را بهتر درک کنم و نکته این بود که فرموده بودید توجه به قلب صنوبری باعث حضور انسان در نزد خودش میشود و بیکرانگی را بیشتر احساس میکند. این قلب صنوبری همین قلب جسمی و تپنده است؟ با تشکر
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! در بحث «ده نکته در معرفت نفس» عرض شد به همین جهت است که اگر روح یا نفس ناطقه بترسد، همین قلب صنوبری به تپش میافتد، البته بیشترین توجه را ما باید در مباحث معرفت نفس به حضور نفس در نزد خودش داشته باشیم. موفق باشید
سلام علیکم خدمت استاد طاهرزاده: اول سوالم رو اجمالا میگم بعد کمی توضیح میدهم. اجمالا: حضرت ابراهیم در چه راستایی و برای چه دنبال «أَرِنِي كَيْفَ تُحْيِي الْمَوْتَىٰ ۖ قَالَ أَوَلَمْ تُؤْمِنْ ۖ قَالَ بَلَىٰ وَلَٰكِنْ لِيَطْمَئِنَّ قَلْبِي ۖ » بودند و میخواستند قلب ایشان نسبت به چه چیزی اطمینان پیدا کند معمولا از این آیه در مورد معاد جسمانی و... صحبت میشود ولی آیا صرفا این آیه میخواهد یک قضیه کلامی را به ما تذکر دهد؟ تفصیل: در ذهنم چنین امد اگر مرگ همواره همراه ماست و تنها چیز روبروی ما هست و عالم غربی عالمی هست که ما را از مرگ غافل میکند خوب است به قضیه حضرت آدم و حضرت ابراهیم نگاهی دوباره کنیم که عالم غربی با درنظر گرفتن «مَا نَهَاكُمَا رَبُّكُمَا عَنْ هَٰذِهِ الشَّجَرَةِ إِلَّا أَنْ تَكُونَا مَلَكَيْنِ أَوْ تَكُونَا مِنَ الْخَالِدِينَ» به روی انسان گشوده شد. و چرا حضرت ابراهیم دنبال «أَرِنِي كَيْفَ تُحْيِي الْمَوْتَىٰ ۖ قَالَ أَوَلَمْ تُؤْمِنْ ۖ قَالَ بَلَىٰ وَلَٰكِنْ لِيَطْمَئِنَّ قَلْبِي ۖ » بودند؟ آیا قصه حضرت ابراهیم با عالم غرب ارتباطی دارد و ارتباط آن چیست؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: بعد از آنکه در آیه ۲۵۹ سوره بقره جریان حضرت عُزیر را به میان آورد و اینکه آن حضرت پس از صدسال مجدداً زنده شدند تا به حیات پس از مرگ عالِم گردند، جریان حضرت ابراهیم«علیهالسلام» را به میان آورد که حضوری بود در راستای حضور خداوند در احیای مردگان، که حضوری بود فوق تجربه مردن و زنده شدن حضرت عزیر «علیهالسلام». بلکه در اینجا حضرت ابراهیم«علیهالسلام» منوّر به اسم احیای «موتی» شدند تا خود آن حضرت در خودشان آن را تجربه کنند. آری! این نهایت حضور درک مرگ است تا انسان هم اکنون در وجود خودش معنای مرگ و زنده شدن حقیقی را تجربه کند. امری که جهان مدرن نهتنهاازاین نوع مرگ، بلکه از هرگونه مرگآگاهی در غفلت است. موفق باشید
سلام آقای طاهر زاده. .......................................................................................................
جواب جهت موارد خصوصی آدرس ایمیل نیاز است. البته بیشتر موارد خصوصی را با افرادی در میان بگذارید که شما و طرف شما را می شناسند
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. به هر حال به هر بهانهای با کاری که پیش میآید نشان دهید که قصد تقابل و قطع رحم ندارید ۲. حضرت حق با تغییر روش ما که همان توبه است، نظر رحمت خود را به بندگانش ارزانی میدارد. موفق باشید
بسمه تعالی. سلام علیکم: تلاش برای زندگی؛ تلاشی در راستای نفس ورزی به گذشته نه چندان دوری که می نگریم، زندگی و کار بگونه ای بوده که تقریبا در حال استحاله شدن است. زمانی که انسان برای زندگی روزمره خود، کاری همچون لباس را با دست میشسته و... ، برای کاری همچون کشاورزی از گاو آهن و بیل و کلنگ استفاده میکرده و... و حتی برای تحصیل از دفتر و کاغذ و کتاب استفاده میکرده. اما اکنون در زندگی روزانه، لباسشوئی و ظرفشوئی و... و در کار، وجود ابزار های صنعتی و در تحصیل، وجود ابزارهای کامپیوتری و مجازی و هوش مصنوعی (تا حدی که مراکز علمی همچون مدرسه و دانشگاه و حوزه به سمت چالش هویتی کشیده شده اند) تمام این زحمت ها را زائل کرده (و هزاران شرایط دیگری که شکل دیگری بخود گرفته...) اگر تلاش هایی که گذشته برای زندگی و کار و تحصیل صورت میپذیرفته را جزء شأن زندگی و معنای آن بیاندیشیم، امروزه که همه اینها، عملا یا شرایط، سمت سوئی گرفته که امکان رسیدگی بهشان وجود ندارد، آن معنای زندگی را کجا باید یافت؟ آیا میشود با این زندگی صنعتی همچنان زندگی کرد و زنده بود؟ تا چه حد به صنعت باید رو آورد؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: همانطور که میفرمایید حال ماییم و جهان دیگر، و هنرمان آن است که در عین اتصال و حضور در روح زندگیِ قبلی، بتوانیم در جهان جدید نیز حاضر شویم. که عرایضی در چند کتاب تحت عنوان «انقلاب اسلامی و جهان بین دو جهان» مطرح شده است و غفلت از حضور در «جهان بین دو جهان» یا ما را گرفتار نوعی ارتجاع میکند و یا گرفتار نوعی تجددزدگی و بریدن از گذشتۀ خود. که هر دو بیمحتوایی و پوچی به همراه دارد. موفق باشید
بسم الله الرحمن الرحیم. خداوند بر نوگلان نو به نویی که در مواقع صحیح دعوت خدا را استجابت میکنند و وارد زندگی شکست ناپذیر اسلامی جهانی میشوند درود میفرستد. شکوفه هایی که فرشتگان الهی غبار تن آنها را زدودند، و مایه ظهور ایمان بزرگتر در عالم میباشند و این بمعنای پیروزی ایرانی است که ایمان را در آخرالزمان و در گستره جهانی مظهر ظهور شده این ایران به آمریکا هم شکست نمیخورد و این اسلام جای پذیرش هر انسان آزاده ای را دارد. «آه! که از هر دو کون تا چه نهان بودهای / خه! که نهانی چنین شهره و پیدای ماست / زان سوی لوح وجود مکتب عشاق بود / و آنچ ز لوحش نمود آن همه اسمای ماست» «عمر که بیعشق رفت، هیچ حسابش مگیر / آب حیاتست عشق، در دل و جانش پذیر / هر که جز این عاشقان، ماهیِ بیآب دان / مرده و پژمرده است، گر چه بود او وزیر / عشق چو بگشاد رخت، سبز شود هر درخت / برگ جوان بر دمد، هر نفس از شاخ پیر / هر که شود صید عشق، کی شود او صید مرگ؟ / چون سپرش مه بود، کی رسدش زخم تیر؟».
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! درک این موضوع که خداوند به طور خاص نظر به انقلاب اسلامی به عنوان راهی برای آیندۀ بشر و به ایرانِ اسلامی که مهد آن انقلاب است؛ درک مهمی میباشد. موفق باشید
با سلام و عرض ادب: نمی دانم چگونه سوال خود را مطرح کنم. لطفا تا انتهای سوال را ملاحظه فرمایید. به عنوان یک قاعده کلی، بنده فکر میکنم امکان عقلی و نقلی ندارد، فردی سحری یا دعایی بنویسد و به واسطه آن یک اتفاق ناخوشایند برای انسان دیگری بیفتد. زیرا خداوند مدیر عالم هست و نمی شود که برخلاف خواست خداوند سحری یا دعای بدخواهانه ایی اثر کند. (هر چند ممکن است خداوند اجازه اثر مثلا چشم زخم را بدهد به جهت تربیت خود فرد یا تربیت انسانهای ناظر بر موضوع). اما اینجا نکته مهمی مطرح میشود: در امور مادی پروردگار مهربان با تجلی و ظهورهای لحظه به لحظه شکل دهنده رابطه علت و معلول هست. به عبارتی در دنیای مادی شمشیر بدن را چاک میکند. لذا میبینیم طبق قاعده علت و معلول، شمشیری بر امام حسین زده میشود و هرچند این عمل دشمنان مورد رضای پروردگار نیست و ایشان شهید میشوند (هر چند استثناء معجزه هم داریم و آتش بر حضرت ابراهیم (ع) گلستان میشود). اما در اکثر موارد، اتفاقات عالم از قاعده علت و معلول عدول نمی کنند چه خداوند رضایت بر آن عمل داشته باشد چه رضایت نداشته باشد. سوال دقیقا اینجاست: آیا در عوالم غیر مادی نیز همین طور هست؟ آیا در عوالم غیر مادی طبق قاعده ایی شبیه به علت و معلول، باز میشود فردی سحری، جادویی، طلسمی کند و یا با شیاطین بد تماسی برقرار کند و در نتیجه اثر خود را بر فرد مورد نظرش بگذارد، هر چند شبیه داستان امام حسین (ع) مورد رضای پروردگار نباشد؟ به عبارتی خداوند اجازه اثر این سحر، جادو و یا طلسم رو بدهد. این قضیه زمانی بدتر و سختتر خواهد بود که شبیه قاعده علت و معلول مادی، بنای اصلی خداوند در عالم غیر مادی اینگونه باشد که عمدتا این اتفاق بیفتد (ید گشاده شیاطین بد به واسطه قاعده ایی شبیه علت و معلول مادی) و کمتر جلوی آنها گرفته شود (شبیه معجزه سوزانده نشدن حضرت ابراهیم در عالم ماده)؟ با تشکر فراوان
باسمه تعالی: سلام علیکم:همان طور که در جواب سوال قبلی عرض شد، با همۀ این موارد بالاخره حضور همه جانبۀ حضرت حق به عنوان رب العالمین است که نقش هر چیزی را و تأثیر آن را تعیین می کند و اجازه میدهد حتی آنجایی که بنا بر آن است تا شمشیری وجود مقدس حضرت سیدالشهداء «علیه السلام» را شهید کند. آری! توحید به ما می گوید: «دیده آن باشد که باشد شه شناس / تا شناسد شاه را در هر لباس». و عجیب است اگر از این زاویه بنگریم می یابیم: «و ما تسقط من ورقة الا باذن الله» این دقیق ترین نگاهی است که میتوان در هر صحنه ای مدّ نظر داشت. موفق باشید
سلام استاد عزیز: اگر نیست برای هر انسانی جز تلاش او کیفیت انتقال اعمال چگونه است؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! همان نیّت ها عمل اصلی انسان است و فردا انسان با همان نیت های خود روبرو می شود و در این رابطه می توانید به کتاب معاد و صوت های مربوط به آن که روی سایت هست مراجعه فرمایید. موفق باشید
سلام استاد عزیزم: بنده به حکم این که رهبری فرمودند: تحلیل کنید ولو غلط! تحلیل خودم رو از بحث آتش بس خدمتتون عرض می کنم. به نظرم ایران در بحث مادی و تاکتیک جنگ شکست خورد. البته بنده اون وجه های ارتقا کم نظیر انسجام اجتماعی، مقاومت اجتماعی و فهم اجتماعی مردم رو هم درک می کنم. به نظرم دشمن در حوزه های پدافندی و اطلاعاتی در همون چند ساعت اول ما رو بدجوری داغون کرد. با این تفاسیر هی ما داخل تلویزیون میگیم پیروز شدیم. آخه تعداد کشته های ما بیشتره یا اونا؟ آخه حجم و کمیت زدن اونا بیشتره یا ما؟ آتش بس بدترین کار ممکن بود.
باسمه تعالی: سلام علیکم: بحث در عدم دستیابی دشمن به اهداف است با آن همه تجهیزات و اینکه ایرانی به میان آمده است در تراز رقابت با غرب. جناب آقای وحید جلیلی با نگاهی بسیار دقیق موضوع حضور ما در آینده تاریخی مان را متذکر میشوند. https://eitaa.com/jalili_vahid/260
بسمه تعاای. سلام علیکم: سحر امامی؛ نمایانگر معنویت انقلاب اسلامی ما همچنان در قبل از انقلاب جا مانده ایم، انقلابی در قلب ما رخ نداده. همچنان اهل دغدغه دنبال استادی میگردند تا سلوکی (موهوم) برای خود داشته باشند و خلسه ای بدون حرکت برای خود رقم زنند. غافل از اینکه زمانه زمانه انقلاب است. پیش از انقلاب اسلامی روح زمانه بگونه ای بود که ایمان و تقدس ظرفیت حضور جمعی نداشت و آن روح ایمانی در تعدادی از علماءربّانی جلوه میکرد و تنها قاضی ها و همدانی ها و بهجت ها را نشانه میرفت. زمانه ی انقلاب، زمانه ی حقیقت ایمان است، زمانه ی شکوفایی وسعت است. روح زمانه _به نشانه رخ دادهای بینظیری که رقم میخورد_ ظرفیتی پیدا کرده که تجلی ایمان را محدود در اشخاص نمیکند و در عین اینکه معنویت را در جمع و عمیق تر از گذشته معنا میکند، (بگونه ای که صرف بودن، رشد را محقق میگرداند) تجلی تامّ شخص محوری ندارد. چه علماءربّانی و عرفانی فانی ای که افسوس حضور در انقلاب اسلامی را هم اینک میخورند!! و آن روح زمانه؛ در اقیانوسی از ظرفیت ها خود را محصور در نقصان افراد نمیکند و در موقعیت های مختلفِ انسان ها خود را می نمایاند؛ هنگامی که همت ها و باقری ها و خرازی ها و آوینی ها و سلیمانی ها و نصرالله ها و سنوار ها و حاجی زاده ها و هزاران اندر هزار ها دیده شدند و حتی وقتی سحر امامی ها دیده شدند، یافتیم که دیگر آن معنویتِ آرمانی و آن قدسیّت محمدی (ص) در راه باریکه ی ستاره دیدن افراد نمیگنجد و در شاهراه جمهوری در جریان است. و این مدعای کوچکی نیست؛ چه اینکه ولی زمانه تمامی سردمداران عزت را با تمجید یاد میکند و آنان را تاریخ سازان ملت ایران میخواند. معنویت غیر از اینست؟ و سحر امامی و باز نفحه ای دیگر از عزت ایمانی ایران نمایان شد؛ آلا فتعرضوا الیها و این ماییم و این اقیانوس معنوی انقلاب که به چشم دل دیده می شود و آن دیده میگوید که: نیک بنگر شاید که رسیده باشی. و نهایت آنکه راه ایمان از راه خدمت به مردم میگذرد.
باسمه تعالی: سلام علیکم: حقیقتاً همینطور است که میفرمایید. آری! ما بحمدلله در حضور عرفانی خود در بستر انقلاب تا آنجا میتوانیم جلو و جلوتر رویم که به فرمایش حضرت امام خمینی با جوانانی روبرو میشوید که در تعالی روح موجب حسرت عارفان و شب زندهداران میشوند و به گفتۀ جنابعالی این در شاهراهِ جمهوری اسلامی محقق میشود با همان نفحهای که ما با عزّتِ ایمانیِ خاصی روبرو میگردیم به همان صورتی که در شخصیت خانم سحر امامی به ظهور آمد. چه اندازه خوب است صحنۀ به ظهورآمدنِ ایمانی که در شخصیت آن بانوی محترم به ظهور آمد را با نگاه پدیدارشناسیِ تاریخی بنگریم تا بتوان نسبت خود را نهتنها با آن بانوی محترم، بلکه با همۀ آنانی که شخصیت آنها به نحوی ذیل ارادۀ الهی به ظهور آمده است بر قرار کنیم. موفق باشید
سلام وقت بخیر: خدا قوت. در کتاب معرفت النفس و حشر هست که نفس های بسیار ساده... به اندازه بهره آنها از وجود، دارای لذات و سعادت میباشند .این نفوس را سعادت عقلی نخواهد بود بلکه محدود به صورتهای محسوسه اخروی هستند. سوال اینه که آیا وظیفه و مسیر رشد ما بر اساس نفسی که داریم مشخص میشه؟ چطور تشخیص بدیم چطور نفسی هستیم؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: هر کس در درون خود متوجه میشود که از چه موضوعی چه اندازه استعداد دارد و با قرار گرفتن در آنجایی که باید باشد عملاً خودش نیز خاطر جمع و آسوده خاطر خواهد بود. موفق باشید
سلام: مخلصم. میخوام بپرسم برای شروع من و خواهرم چی پیشنهاد میکنید؟ یکی از شاگرداتون اومده بودن محله ما یه اخوندی بودن. خوشم اومد از این مباحث خواهرم ۲۰ سالشه منم ۲۳ میخوایم دوتامونم کار کنیم تو اینترنت سرچ کردم این سایتتونو پیدا کردم. نمیدونم خودتون جواب میدید یا شاگرداتون. ولی به هرحال - از صفر صفر میخوایم یاد بگیریم از کف کف ما زیاد با سخنرانی مذهبی هم آشنا نیستیم حقیقتش ما یه آدم معمولی بودیم که تازه خوشمون اومده از این بحثها. خانواده مون هم مذهبی نیستند. میخوایم ریز ریز حقیقت رو بشناسیم جوری هم نباشه یه چیز سنگین بیفته جلومون زده بشیم. به قول اون حاج آقایی که اومده بودن اینجا خیلی سبک باشه و راحت البته ایشون یه کانال بهم معرفی کردن اسمش مطالب ویژه بود فکر کنم بنظرم سنگین بود برای ما - خیلی هم سنگین بود - ایشالا اون کانال بمونه بعدا. ظاهرا اون کانال برا ماها نیست. بازم ممنون از این شاگردای خوبتون. یا علی مدد.
باسمه تعالی: سلام علیکم: خود بنده به سؤالات کاربران محترم جواب میدهم. ان شاءالله با کتاب «جوان و انتخاب بزرگ» که آقای استاد وحدتی در صوت خود شرح دادهاند بتوانید کار را شروع کنید. https://eitaa.com/tafakorism/79 و بعد از آن به سیر مطالعاتی سایت رجوع فرمایید. موفق باشید
با سلام و نور خدمت استاد: در کتاب شرح دعای سحر امام خمینی (س) می فرمایند که خداوند متعال در حجاب های خلقی اش ظاهر است و خلق با اینکه ظهور خداوندند حجاب اویند. نمیتوانم بفهمم که چگونه چیزی هم ظاهر کننده و اما حجاب می تواند باشد؟ و یا در بخشی دیگر می فرمایند پس از ظهور دولت اسم واحد قهار سلسله وجود به سوی او بازگشت و فانی و معدوم گشته و پس از آن سلسله وجود در نشئه دیگری انشاء شده و پدید می آید. این بخش را هم با بحث هایی که مطرح می گردد که عوالم همه در وجود انسان هست و چیزی و یا بهتر است بگوییم خلق جدیدی رخ نمی دهد چگونه باید فهم کرد؟ استاد از وقتی که اختصاص می دهید سپاسگزارم.
باسمه تعالی: سلام علیکم: این از نکات ظریف نگاه عرفانی میباشد که انسان متوجه باشد چگونه مظاهر نمایش اسماء و انوار الهی از جهت دیگر حجابِ آن حقیقت هستند به اعتبار ماهیت خودشان، مانند نسبتی که بین موج ودریا هست که از جهتی موج، همان دریاست و از جهتی اگر به موجبودنِ موج نظر شود، از دریابودنِ دریا که در مظهری مثل موج به ظهور میآید؛ غفلت میشود. موفق باشید
