سلام استاد: مستند شما رو دیدم واقعا آموختم. کاش دعا کنید ما هم وظیفه محور در جهان پیش رو حضور واقعی و ثمربخش داشته باشیم. آن نکته ای که فرمودید از ندیدن دانش آموزان گریه میکردید واقعا تکان دهنده بود. اگر بر میگشتید حوزه رو به صورت رسمی و با فراگیری فقه ادامه نمیدادید؟ بنظرتون فقه ما توانمندی این رو داره نیازهای بشر کنونی رو کامل پاسخگو باشع چه توصیه ای به استعداد های علمی برای جامعه سازی دارید؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: مهم، رویکرد ما به «فقه» و فقاهت است. فراموش نمیکنم سخن آن طلبهای را که از حضرت روح الله «رضواناللهتعالیعلیه» میپرسد، «در میان درسهایی که خواندهاید اعم از فقه و فلسفه و عرفان، کدام را مهمتر میدانید؟ ایشان میفرمایند فقه را. میپرسد فقه که چیز مهمی نیست. میفرمایند نخواندهای. میگوید در حال مطالعه و درس دادن هستم. میفرمایند پس نفهمیدهای.» از این جهت که فقه، سابقۀ تدبّر و تفکر هزارسالهای میباشد که انسان اندیشمندی چون شیخ مفید بنیانگذار آن بوده است. و در این رابطه اگر امثال شهید مطهریها آنچنان برجسته و ارزشمند شدند به جهت حضور در فرهنگ فقاهتی هست که در حوزههای علمیۀ ما جاری است با رویکردی همچون رویکرد علامۀ طباطبایی و حضرت امام و رهبر معظم انقلاب. موفق باشید
قلبها در عالم چه میکنند؟ معمولا کار را امری عینی و خارجی میدانیم. پُل ساختن، خانه ساختن، حتی درخت کاشتن کار است؛ با دست و پاهای ما چیزی در جهان جابجا میشود و قبول داریم کاری انجام شد. وقتی کتاب میخوانیم چیزی در جهان اشیاء جابجا نمیشود ولی از ظاهر ما پیداست در حال انجام کاری هستیم، در حال مطالعه، جابجایی فیزیکی و عینی رخ نمیدهد اما افکار و اندیشه نویسنده به ما منتقل میشود. با او فکر میکنیم، وارد عالم خیال او میشویم اصلا به بهانه افکار او تحرک فکری در ما رخ میدهد اما ما در جای خود ثابتیم. وقتی به چیزی ایمان میآوریم، وقتی کینه یا محبت کسی را در دل داریم، وقتی درکی از معبود در قلبمان خطور میکند و گویی لحظهای خدا را به گونهای میچشیم که مخصوص آن لحظه است. وقتی صبرمیکنیم، وقتی به مقام رضا میرسیم، وقتی در عالم تسلیم یا مقام توکل به سرمیبریم، هیچ چیز پیدا نیست. نه کتابی به دست داریم نه چیزی را جابجا میکنیم نه حتی به سمت قبله نشستهایم، اما بزرگترین اتفاقات در وجود ما رخ میدهد. هرچه کار غیبیتر باشد، بینشانتر است و دایره نفوذش بیشتر، کار قلب علاوه بر گسترش در سطح، در طول رسوخ میکند، حس محبت ما در قلبها نفوذ میکند، عطر تسلیم و توکل ما مدارج آسمان را طی میکند و اهل آسمان را از عطر بودنمان سرمست میکند. ظاهر بسیاری کارها شبیه هم است؛ یکی مسجد میسازد ولی بنای آن بر تقواست، یکی برای نفاق و ضرار، یکی شهادتین میگوید تا جایی در جهان اسلام پیداکند و خواستههای نفسش را در مناسبات مسلمین تامین کند، یکی شهادتین میگوید چون جانش حضور حق را چشیده و آنچه در جانش رخ داده بر زبانش جاری شده. هر خبری هست در پشتوانه کارهاست قطعا قلب نورانی دست به کار کثیف نمیزند اما هر کار ظاهرا درستی جایی در عالم حقایق ندارد. کار خدا با قلبها پیش میرود امام (ره) هرچه کرد با قلبها کرد نه مدرسه نظام سازی تاسیس کرد و وزیر و دولتمرد برای آینده تربیت کرد، نه سلاح خرید و به فکر نیروی نظامی جمهوری اسلامی بود. همان تحصیلکردههای آمریکا رفته و نان و نمک پهلوی خورده با او بیعت کردند و تا پای جان پای او ایستادند. در سالهای قبل از قیام ۴۲، از ۴۲ تا ۵۷ و پیروزی انقلاب، در سالهای پر التهاب جنگ، امام قلب انقلاب بود؛ قلب او آنچنان سرچشمه ایمان و معرفت بود که در رگهای جامعه جاری شد، جوانهای اهل خوشگذرانی دهه پنجاه ناگهان نماز شبخوانهای جبهه شدند، قلب عالم بنا میکند و همه چیز را در آن عالم معنای تازه میدهد با کمترین جابجایی ظاهری. ما قطعا به سلاح و رزم و علم نیاز داریم اما اینها را هر کافری هم میتواند داشته باشد. شاهکار ملت ایران و امت اسلام در قلبهای آنهاست، در نیروی غیبی آنهاست. آن روزها که بسیاری اهل دین و انقلاب از لغزشهای نسلهای جدید نگران بودند و همه را در ریزشهای انقلاب توصیف میکردند، او که اهل دل بود، او که ولایتش بر قلبهاست و نسبت نفوس همان فرزندان چموش ایران اسلامی را با خود میشناخت، بارها گفت که جوانهای امروز از جوانهای دهه شصت بهترند؛ پای کار انقلابند! و ما بین توصیف او و آمار و مشاهدات و پیمایشهای علمی گیج میشدیم غافل از اینکه آمار، ایمان سنج ندارند پرسشنامهها حقیقت یاب نیستند و احوال قلوب را فقط ارباب قلوب میشناسند. بدون اینکه قدمی از تامین اسباب قوت علمی و اقتصادی و نظامی جمهوری اسلامی کوتاه بیاییم، باید به دو پیشوای انقلاب اقتدا کنیم و دل در کار دلبری و دلدادگی بسپاریم، تا تمدن جهانی آینده را به لطیفترین شکل با نفوذ بر قلوب بسازیم. عالَمی دیگر بباید ساخت.
باسمه تعالی: سلام علیکم: به هر حال این مائیم و نفسی که در اکنون مان تا ابدیت حاضر است و هر اندازه در هر حرکتی نسبت به این نفس، خود را معنا کنیم این مائیم و معنایی که از سرگردانی ها رها میشویم به استحکامِ حقیقتی که دو سر هر دو حلقۀ هستی را به هم پیوسته است و این یعنی: «این جهان آن جهان شدن عشق است» و این یعنی آری! «عالَمی دیگر بباید ساخت وز نو آدمی». موفق باشید
سلام استاد: من خیلی به اصحاب سیدالشهدا فکر میکنم. احساس میکنم هرکدام نمادی و وجهه ای از انسانیت هستند. انسانیت نه به معنای تفکر رایج غربی روشنفکری و انسانیتی که ذیل ولایت تعریف میشه. هرکدام این پیغام رو میدن که اگر به ولایت و امام متصل شیم سعادت رو به دست اوردیم. مثلا جناب حر نماد این است که اگر گناه کردیم اما رحمت خدا هنوز هست و اتصال به امام باب ورود به رحمت است. جناب جون غلام سیدالشهدا نماد اینکه اگر جایگاه و اسم و رسمی نداریم مهم نیست به امام متصل شیم بزرگمان میکند. میشود باقی اصحاب رو هم از این منظر دید؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! و صد آری! چه بصیرت و هوشیاری در اصحاب حضرت سیدالشهدا «علیهالسلام» بود که فهمیدند دارد تاریخی و میدانی گشوده میشود به وسعت جوابگویی به ظرفیت نهاییِ همۀ انسانها و آنان با هوشیاریِ تمام خود را در آن میدان حاضر کردند که میدان حضور در نهایت نهایتها است و این مائیم که باید با تعمق در سیرۀ اصحاب امام «علیهالسلام» به ظرائف کربلا بیندیشیم و خود را در آن وسعت حاضر کنیم که آن، کربلای فردایِ فرداها است. موفق باشید
با عرض سلام و احترام: منکر برکات و دستاوردهای جنگ اخیر برای ایران اسلامی و امت اسلام و مظلومین عالم و شکست استکبار جهانی در برآیند کلی نیستیم. اما یک سوال اساسی ذهنم را آزار میده و آن اینکه چرا ایران تا رسیدن به اهداف از پیش تعیین و گفته شده جنگ را ادامه نداد؟! مگر قرار نشد تا بیچاره شدن آنها پیش برویم؟ مگر امثال محسن رضایی در تریبون رسمی نظام نگفتند تا جایی می جنگیدم که تا پنجاه سال آینده بازدارندگی داشته باشیم؟ مگر نگفتند شما شروع کردید ما پایانش را رقم میزنیم؟ چرا درست در زمانه ای که خود غربی ها و همه و همه اعتراف میکنند که اسرائیل مدت زمان زیادی دوام نمی آورد و ما اتحاد و انسجام داخلی عجیبی پیدا کرده ایم ناگهان دست کشیدیم؟ نمیدانم اما حس میکنم اتفاقی در پس پرده افتاده. برخی می گویند پدافند ها از کار افتاده، برخی می گویند لانچرها را زده اند، برخی می گویند جام زهر دیگری اتفاق افتاده، برخی می گویند زبانم لال برای حضرت آقا اتفاقی افتاده، برخی... سوای از همه این گمانه زنی ها پرسشی ذهنم را درگیر کرده. چرا هر زمان که فتحی حاصل می شود، شعفی می آید و میرویم که کار را به سرانجام برسانیم ناگهان با اتفاق یا حادثه یا امری غیر منتظره ترمزمان کشیده می شود؟ این چه سنت الهی است؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: در این موارد بهترین راه همان طور که رهبر معظم انقلاب فرمودند اعتماد به مسئولانی است که باید تصمیم بگیرند و در این رابطه به این آیه که میفرماید: «وَلِلَّهِ الْعِزَّةُ وَلِرَسُولِهِ وَلِلْمُؤْمِنِينَ» فکر کنید که در هر صورت نسبت ما و جریان استکبار در هر حال نسبتی است که خداوند نسبت به عزّت این ملت در میدان است. جناب آقای عباسی ولدی نکات خوبی را مطرح فرمودهاند. خوب است که به آن نکات توجه شود. https://eitaa.com/abbasivaladi/19476موفق باشید
https://kayhan.ir/fa/news/313358/%D8%A8%DB%8C%DA%86%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D8%B4%D8%AF%D9%87-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-%D9%86%D8%B4%D8%AF%D9%87-%DB%8C%D8%A7%D8%AF%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D8%AA-%D8%B1%D9%88%D8%B2
با عرض سلام و خداقوت خدمت استاد گرامی: از آغاز جنگ همواره خطری حس میکنم و آن اینکه جای نگاهها و تحلیلهای قرآنی و باطنبین به این نبرد بسیار خالی است. خط تحلیلی صدا و سیما نیز مدام بر قدرت تکنولوژیکی ما تاکید میکند و با پخش محتواهای هیجانی که ناشی از درگیریهای ظاهری است سعی در ایجاد امید دارد. این روزها بازخوانی گفتارهای آوینی در روایت فتح شاید تنها ملجأ ای است که سعی میکنم با آن، چشم دلم را باز کنم و اینقدر فریب چشم سر را نخورم. بسیاری از دوستان رسانهای و هنرمندم این روزها بیقرارند که کاری کنند ولی گویی در همان مناسبات مرسوم میافتند. از خودشان غفلت میکنند و صرفا در طلب اثرگذاری روی ذهن مخاطبیناند. آیا اولین وظیفه ما در این صحنه، رجوع به خودمان نیست؟ که این صحنه را واقعا چگونه میبینیم؟ (بسیاری این صحبتها را حمل بر انفعال و کار بیهوده میدانند) براستی اهالی هنر و رسانه در این نبرد چه رسالتی برعهده دارند؟ لطف میکنید اگر پاسخی بفرمایید که بتوانیم در این صحنه به درستی رسالت خود را بیابیم و درگیر کارهایی که شاید بیبنیاد است نشویم.
باسمه تعالی: سلام علیکم: همۀ حرف آن است که انسان در تاریخی که پیش آمده جایگاه خود را نسبت به سنت های الهی «فهم» کند به آن معنا که بیندیشد راستی را! خداوند چه ارادهای در این میدان به میان آورده؟ و در این رابطه ذیل ارادۀ الهی، جایگاه خود را بیابد. وقتی ملاحظه میکنید جریان استکبار که مدعی احترام به آزادی و انسانیت بود، تا این اندازه رسوا شده و بحمدالله جبهۀ مقاومت و بخصوص ایران بزرگ، در این رابطه در جایگاهی قرار دارد که مصداق آیهای است که میفرماید: «وَلِلَّهِ الْعِزَّةُ وَلِرَسُولِهِ وَلِلْمُؤْمِنِينَ» و هر طور فکر کنیم ملت ما در مقایسه با جریان آمریکا و رژیم صهیونی مصداق همان ایمانی است که طبق آیۀ فوق شامل عزت و پیروزی خواهد شد و وظیفۀ جریانهای فکری و فرهنگی آن است که در این رابطه سخنها و رهنمودهایی را به میان آورند تا معلوم شود هرکس در میدانی که پیش آمده است، چگونه خود را معنا کند. موفق باشید
سلام و عرض ادب: در کتاب تحف العقول صفحه ۶۶۹حدیثی از امام صادق (ع) دیدم که میفرمود: از زنان بد دوری گزین و از زنان شایسته نیز برحذر باشید و چون شما را به کار نیکویی فرمان دادند مخالفت ورزید تا این که در فرمان به بدی در شما طمع نکنند. این حدیث چه معنایی دارد؟ به طور مثال مگر زهیر به توصیه همسرش به دیدار امام حسین نرفت و سعادتمند شد؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: همانطور که میفرمایید، آری! اتفاقاً جناب زهیر به توصیۀ همسر محترمشان تا آنجاها که گفتنی نیست، صعود کردند. و از این جهت به نظر میآید در مورد این احادیث باید موضوع پیروی از شهوات افراطی مدّ نظر باشد وگرنه در علاقهمندی به همسر تا آنجا در اسلام نظر هست که پیامبر خدا «صلواتاللهعلیهوآله» فرمودند: «حُبِّبَ إلَيَّ مِن الدُّنيا النِّساءُ و الطِّيبُ ، و جُعِلَت قُرَّةُ عَيني في الصّلاةِ» . پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : از دنيا، زنان و عطر نزد من محبوب هستند، و نور چشم من در نماز قرار داده شده است. موفق باشید
سلام: بنده دانشجو علوم کامپیوتر در یکی از دانشگاه های تهران هستم. قبلا سوالی پرسیده بودم که گفتین باید ساحت قدسی و ساحت تکنیک رو با هم جمع کنید و پیشنهاد دادید حوالت تاریخی عقل تکنیک رو بخونم. بنده صوت های این بحث رو از سایتتون گوش دادم. ولی هنوز هم حس میکنم مثل یک عروسک خیمه شب بازی در دانشگاه هستم و تمدن غرب هست که ما رو به بازی گرفته و ما هم عروسک های این بازی. در آخر صوت ها گفته بودین باید به حالت شاعرانگی برسید ولی راه رسیدن به این وضع رو توضیح ندادید. در حال حاضر پیشنهادتون برای بنده که از این حال دربیام و بتونم مباحث دانشگاهی هم جمع کنم چیه؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: همانطور که عرض شد چرا نباید از یک طرف در علوم جدید به عنوان درک استعدادهای طبیعت عمیق شد، و از طرف دیگر در میدان معارف دینی و قرآنی حاضر گشت؟ در حالیکه بشر امروز ظرفیتهای فوقالعادهای دارد برای جمع چندین و چند علم. موفق باشید
سلام: با چه عینکی بنگریم که ایرانِ فلجِ اقتصادی امروز را برنده ۱۰ سال آینده ببینیم و چرا باید این را قبول داشته باشیم؟ بنده قلبم میگوید ایران رو به پیشرفت است ولی عقلم میگوید رو پسرفت! چه کنیم از این تضاد؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: در این مورد عرایضی با نظر به آیندهای که در پیش داریم شده است. مسلّماً اساس انقلاب اسلامی که ایران عزیز در این تاریخ حاضر شده است، بر تقواست و اوج مقابلۀ استکبار نیز به جهت همین اساس است و این سنت الهی است که مسلّماً حیلههای دشمن ایران شکست می خورد. مهم صبر و شکیبایی است که باید ما در این مورد داشته باشیم که بحمدالله مردم عزیز ما با همۀ این سختیها به خوبی صبر پیشه کردهاند. به عاقبت انقلاب اسلامی ایران از زبان رهبر حکیم انقلاب توجه فرمایید https://eitaa.com/gharargaheheirat/3137 این پیشبینی حقیقتاً پیش بینیِ حکیمانهای است، ملاحظه کنید چه اندازه با قاطعیت متذکر و متوجۀ آیندۀ درخشان ما هستند. خدا میداند این حقیقیترین سخنی است که این مرد الهی نسبت به آیندۀ ما متوجه شدهاند زیرا سنتهای الهی را میشناسند. https://eitaa.com/matalebevijeh/19290 موفق باشید
با سلام خدمت استاد بزرگوار: استاد جان من معلم هستم و امسال سال اول است که به لطف خدا توفیق خدمت در معلمی پیدا کردم. منتها مدرسه ای که رفتم متاسفانه هم مدیر و هم بعضی از همکاران اصلا عقاید دینی ندارند و در ضدیت هستند. متاسفانه تا جایی که امکان دارد سعی میکنم یا زیاد باهاشون برخورد نداشته باشم یا بحث رو عوض کنم یا نهی از منکر و اینها مثلا مدیر میگه امام زمان وجود نداره، اصلا حضرت علی اصغری وجود نداشته آخوندا دروغ گفتن یا میگه امام حسین اشتباه کرد خودش رو به کشتن داد یا چرا امام علی دهها نفر رو در صدر اسلام کشت یا مثلا امروز میگفت یزید خیلی هم آدم خوب و با شخصیتی بوده و.... بنده هم کاملا منطقی و با خونسردی و ادب جواب شبهاتشون رو میدم ولی مسخره میکنن و یه جاهایی هم اذیت میکنند مثلا چندین بار گیر داده اند که قرآن با بچه ها کار نکن فقط روخوانیش رو بلد باشن میگن مگه میخواهیم آخوند تربیت کنیم نمی دونم چکار کنم اوایل سال طلبه ی روستایی که درس میدیم بهم گفت که اینها میخواهند سند ۲۰۳۰ رو اجرا کنند و ایشون هم پارسال باهاشون دعوا کرده بودند مثلا پارسال بچه ها رو برده بودند اردو و بزن بکوب و چند تا از بچه ها هم از مشروبات جوجو که درصدی الکل داره خورده بودند که البته خدا رو شکر اداره فهمیده بود و گیر داده بود بهشون وظیفه ی من چیه استاد چطور برخورد کنم؟ از یه طرف چون سال اولم هست و هنوز رسمی نشده ام نمیتونم زیاد برخورد کنم باهاشون چون زیاد با افرادی در اداره ارتباط دارند از یه طرف دل دلم رو میخوره که نکنه اینها عقاید بچه ها رو تحت تاثیر قرار بدهند. چکار کنم آقا جان؟ چطور برخورد کنم باهاشون؟ فکر نمیکردم آموزش و پرورش هم از این جور افراد داشته باشه. ضمنا تا جایی که امکان داره در صدد جذب بچه ها هستم. دعام کنید و به راهکاری راهنمایی ام کنید. با تشکر.
باسمه تعالی: سلام علیکم: مهم سبک برخورد ما است که با دانشآمزان با متانتِ تمام و همراه با محبت و دلسوزی رابطه داشته باشیم و بدون برخوردهای جدلی با آنهایی که میفرمایید با آنها مواجه شوید زیرا: «گر شوم مشغول اشکال و جواب / تشنگان را کی توانم داد آب». موفق باشید
با عرض سلام خدمت استاد عزیز: استاد گرامی چند روز قبل در کانالتان کلیپی از استاد رحیم پور ازغدی گذاشته بودید با عنوان کربلا حسینی بی زینب کبری سلام الله علیهما. بنده و دوستانم گروهی در ایتا تشکیل دادیم که قصد داریم به صورت تخصصی به امر تبیین خون شهدای جبهه مقاومت بپردازیم. تولید محتوا برای فضای مجازی و پیشنهادهای عملی در فضای حقیقی داشته باشیم و در کانال «قیام زینبی (س)» منتشر کنیم. خواستم نظر شما را در مورد این کار بدانم و اگر پیشنهادی داشتید مطرح فرمایید. نکته دیگر جملات و عکس نوشته هایی تولید میشود که شاید برای اولین بار است و ترس از اشتباه و انحراف وجود دارد، این ترس را چکار کنیم؟ به عنوان مثال نظرتان با این جمله چیست: «نماز بی جبهه مقاومت، نماز نیست، صرفا یک عادت است.» یا جمله «جبهه مقاومت، تنها پرچمدار توحید در زمانه ما» با تشکر فراوان از شما استاد عزیز. التماس دعا
باسمه تعالی: سلام علیکم: بحمدالله با نظر به وجدان تاریخی که با انقلاب اسلامی برای شما و امثال فرزندان انقلاب پیش آمده؛ به لطف الهی ذیل اشارات رهبر معظم انقلاب، کار را جلو خواهید برد و نباید در این موارد چندان دغدغه داشت به همان معنایی که جناب عطّار میفرمایند: «تو پای به راه در نِه و هیچ مپرس / خود راه بگویدت که چون باید رفت». موفق باشید
سلام وعرض ادب خدمت استاد طاهرزاده: لطف میکنید نظرتون رو درباره این پرسش و پاسخ بفرمایید. مخصوصا درباره جواب سوال: ما حقیقتا می بینیم بسیاری ازمردم درتوحید اشکال دارند و واقعا معتقد به آن توحید انبیا و اهل بیت نیستند و اصلا شناختی از آن ندارند تکلیف این افراد چه خواهد بود؟ پاسخ: رکن اساسی دین شناخت حجت دارای معجزه از طرف خداوند تعالی، یعنی پیامبر و امام معصوم هر زمان، و تسلیم به اواست. بعد از آن، چه فرد سایر مطالب دین را درست متوجه شود و چه اشتباه برداشت کند معذور خواهد بود. پس شناخت حجت و قبول ولایت او معیار و ملاک و اصل دین است اگر فرد تسلیم امام شود و در مقدمات کوتاهی نکند ولو اینکه در توحید و سایر امور دین اشتباهاتی داشته باشد و ظرایف آن را دقیق متوجه نشود معذوراست. و اگر تسلیم حجت الهی نشود هیچ عذری نخواهدداشت و هیچ مطلبی از او پذیرفته نیست، ولو اینکه برفرض عقیده اش در توحید و سایر امور دین مطابق واقع باشد.
باسمه تعالی: سلام علیکم: میتوان به این نکته فکر کرد ولی در هر حال در نسبتی که باید با حجج الهی و ولایت آنها برقرار کند، نظر به ربوبیت حضرت پروردگار مهم است تا آن حجج را آینۀ ربوبیت حضرت حق بنگرد و آن، راهی باشد برای قرب الهی. و البته ناخودآگاه چنین هست. تأکید بر این نکته راه را هموار میکند. موفق باشید
سلام استاد: اگر در آخرت زمان وجود ندارد پس چرا برای قیامت گفته اند ۵۰ هزار سال است، یا در حدیثی از پیامبر که فرمودند بوی بهشت از فاصله ۱۰۰ سالگی به مشام میرسد، و امثال این احادیث که حرف از زمان زده اند.
باسمه تعالی: سلام علیکم: زمان به معنای حرکت زمین به دور خود و به دور خورشید در قیامت معنا ندارد ولی تقدم و تأخر در جای خود محفوظ است. موفق باشید
با سلام خدمت استاد عزیزم: در بحث برهان صدیقین در بحث اقامه دلیل بر هویت تعلقی سوالی دارم. در آنجا بیان شده است که ممکن بالذات لا اقتضاء است. و این واجب بالذات است که به آن وجود میدهد و واجب بالغیر میشود. و تا وقتی که واجب بالذات بخواهد این واجب بالغیر خواهد بود. حال سوالم آن است که اگر این ظهور و به وجود آمدن ممکن بالذات نباشد، دیگر خبری از واجب بالذات نخواهد بود. آیا در این صورت خود واجب بالذات خواهد بود یا نه؟ سوال دوم آیا میشود واجب بالذات باشد وهیچ خبری از واجب بالغیر نباشد؟ با تشکر از زحمات شما استاد گرامی!
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. وقتی حضرت حق عین وجود است و وجود همۀ مخلوقات به اوست، در ذات خود عین وجود است اعم از اینکه ممکنالوجود یعنی ممکنِ بالذات موجود باشد یا نباشد. ۲. فکر میکنم فرض آن محال نیست. موفق باشید
سلام استاد وقت بخیر: امام صادق (ع) فرمود: وقتی شما حج خودتان را به عده ای هدیه می کنید، ثواب آن هم به تک تک آنها می رسد و هم به خود شما می رسد. منبع: فایل متنی برنامه سمت خدا (حجت الاسلام عالی) 27/6/90 https://article.tebyan.net/UserArticle/AmpShow/652778 ببخشید این متن گفتگوی استاد عالی در برنامه ی سمت خداست. متن را خواندم و بنده استاد عالی رو هم قبول دارم که ایشون عالم بزرگواری هستند. ولی سوالی که برام پیش اومده اینه که مگه اصلا ما لیاقت داریم که برای امامان و به نیابتشان حج به جا بیاریم. یا صلوات و ختم قرآنی هدیه کنیم؟ آخه وجود امام پاک و معصوم است. چطور حج و صلوات های ما به نیابت از امام مورد قبول میشه. معرفتی که آنها داشتند که ما نداریم! وقتی میخای کاری برای کسی انجام بدی و نائب میگیری، مگه نباید هم درجه ی اون شخص باشی. آخه امام کجا و اعمال ما کجا؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: علی القاعده باید منظور آن باشد که ذیل شخصیت آن عزیزان، آن اعمال شرعی که انجام میدهیم در وسعتی بیشتر با توجه به شخصیت آن انسانهای بزرگ در میان آید. موفق باشید
با سلام خدمت استاد! در تفسیر سوره واقعه در بحث حوری بهشتی که ظهور اسم جامع الله است که برای مقربین تجلی کرده است. حال در بحث انسان کامل آیا میشود گفت که همان گونه که حوری تجلی اسم الله است برای مقربین، انسان کامل هم همانند حوری بهشتی تجلی اسم الله است؟ اگر جواب مثبت است آن تجلی که در جهان ماده و طبیعت که نیست. اگر بخواهیم این تجلی را مشاهده کنیم در چه موطنی و چگونه است؟ با تشکر از زحمات شما استاد بزرگوار!
باسمه تعالی: سلام علیکم: در مورد انسان کامل، بحث در مظاهر انوار الهی در میان است. در حالیکه در موضوع «حوری»، آری! تجلی اسم جامع «الله» مطرح است ولی از درون مقربین برای آنها تجلی میکند و آن، نسبتی است غیر از نسبتی که میتوان با اولیای الهی به عنوان مظاهر اسم جامع «الله» داشت. موفق باشید
سلام علیکم: فرموده اید برای درک تاریخ آنگونه که هست نباید صرفا به حوادث نظر کرد. بلکه حوادث باید در بستر سنّتهای الهی دیده شوند تا بتوانیم در حوادث، شاهد افق تاریخ باشیم. مقصود از این سنتها چیست؟ چگونه باید درکشان کرد؟ چه اثری را برای درک حصولی این سنتها باید مطالعه کرد؟ از پاسخ حضرت عالی سپاسگزارم.
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر میآید در این مورد خوب است به جزوۀ «سنت سقوط تمدنها از نظر قرآن در المیزان» رجوع شود. موفق باشید https://lobolmizan.ir/leaflet/368?mark=%D8%B3%D9%82%D9%88%D8%B7
سلام: ببخشید من میتوانم اینطور نیت کنم ثواب تمام اعمال مستحبم ابتدا برسد به امام زمان و شهدا و بعد ثواب کسب شده از این هدیه، برسد به من قربة الی الله؟ یعنی به نیت نزدیکی و قرب من به خدا. اینجوری بگم که ثوابش دوچندان شود. دوستم میگه چون آنها امام هستند. اولا نیازی ندارند پس ثوابی نمیبری فقط هدیه داده ای. و دوما دوبار نمیشه نیت کرد اینجوری.
باسمه تعالی: سلام علیکم: در این موارد چیزی نمیفهمم. همین اندازه میفهمم که ما باید واجبات خود را به حکم وظیفه شرعی انجام دهیم. موفق باشید
بسم الله الرحمن الرحیم سلام و عرض ادب خدمت استاد بزرگوار: استاد چگونه ظرف وجودمان را آماده پذیرش و فهم انوار الهی کنیم که تحمل و تاب آن را داشته باشیم و ترس و بهم ریختگی نداشته باشیم. با تشکر از شما
باسمه تعالی: سلام علیکم: بحمدالله راه که همان شریعت الهی است به نور ربوبیت حضرت ربّ العالمین در مقابل انسانها گشوده است. مهم درک این حضور است که ما را در مأوای خود جای میدهد. باید نسبت خود را با شریعت الهی نسبت کسی قرار دهیم که راهی مقابل او برای متعالیشدن گشوده شده تا او را در نسبت با حضرت محبوب نزدیک و نزدیکتر نماید. موفق باشید
با سلام: در قضیه حضرت موسی علیه السلام خدا در مظهریت آتش با موسی صحبت کرد. حال آیا میتوان گفت که مثلاً حضرت علی علیه السلام مظهر اسم جامع الله است، وقتی علی (ع) صحبت میکند، این الله است که در مظهریت علی (ع) با من صحبت می کند؟ با تشکر!
باسمه تعالی: سلام علیکم: در مورد مسائل مطرح شده در سؤالات اخیر باید متوجه بود که در این موارد بحث در آگاهی قلبی نسبت به اسمای الهی است و داشتن چشم قلبی در راستای توجه به مظاهر آن اسماء که با سلوک در این معارف پیش میآید و آگاهیِ علمی کافی نیست. موفق باشید
با سلام: آیا درست است که بگوییم خداوند جامع اسم ظاهر و باطن است. اما وقتی نوبت ظهور در یک مظهر میرسد، از این دو اسم فقط یکی از آنها یعنی یا ظاهر و یا باطن به آن مظهر، ظهور میکند؟ با تشکر!
باسمه تعالی: سلام علیکم: همینطور است. مانند نفس انسان و قوای نفس که در چشم به قوه بینایی، و در گوش به قوه شنوایی ظاهر میشود. موفق باشید
با سلام: فرض کنیم که اسماء الله چشیدنی باشد. فرض کنیم که مثلاً یک سیب مانند یک کپسول حاوی اسم رحمان باشد. با خوردن سیب من اسم رحمان را میکشم. چون میگویند اسماء الله بی مظاهر نمیشود. خوب در فرض بالا ما سیب را مظهر اسم رحمان قرار دادیم. حال فرض کنیم که همه اسماء الله را در یک کپسول به نام الله داریم. و این الله از طریق یک مظهری چشیده شود. فرض کنیم آن مظهر حوری بهشتی باشد. پس وقتی خدا به ما حوری بهشتی میدهد ما اسم الله را میکشیم. مطالب بالا چیزهایی بود که در ذهنم آمد و سعی کردم در قالب جملات بیان کنم. نمیدانم تا چه اندازه توانستم منظورم را برسانم. لطفاً راهنمایی بفرمایید. با تشکر!
باسمه تعالی: سلام علیکم: بحث در تجلی اسمای الهی از طریق مظاهر میباشد. بنابراین ما در آینه مظاهر میتوانیم با انوار اسمای الهی نسبت برقرار کنیم. موفق باشید
به نام خدا سلام و احترام خدمت شما استاد عزیز: احساس می کنم شهید جمهور با شهادت خود راه جدیدی را برای عبور از بحران های تاریخی در مقابل ما گشودند؛ راهی که شاید نمی دیدیم، راهی که از آن فرار می کردیم، و آن راه قرارگرفتن در بلا بود، انگار شهید رئیسی خود را در اینجا معنا کرده بودند، نمی دانم، زبانی برای گفتنش ندارم ولی انگار ایشان را در تفسیر سوره بلد می بینم، انگار آمده بود تا بگوید باید در این میدان علی اکبر گونه بایستی و اربا اربا شوی و خود را سپر بلای امام امت قراردهی تا او در امان بماند برای محقق شدن وعده الهی.
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! این ظرفیت گسترده انقلاب اسلامی است که هرکس به نحوی در راهی گام گذارد که به سوی اهداف آن انقلاب باشد؛ خود به خود استعدادهای نهفته او شکوفا میگردد در حدی که خود او و ما نیز از الطاف خاصی که به او شده است، حیرت میکنیم. موفق باشید
با سلام و احترام: برای فردی که عازم سفر به مکه هست، و در سطح سواد عامه اطلاعات دارد، چه محتوایی را پیشنهاد میفرمایید؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: عرایضی در جزوات «حقیقت حج» و «وظیفه حجاج در سفر برگشت از حج» شده است. جزوات آن را میتوانید در سایت دنبال بفرمایید. موفق باشید
با سلام و احترام: شهادت رییس جمهور عزیز و هیئت همراهشان را تبریک و تسلیت میگویم. جایی در صحبت هایتان فرموده بودید امام خمینی (ره) در دوران جوانی به روح الله صوفی معروف بوده اند. ممکن است منبع آن را جهت مطالعه معرفی نمایید؟ تشکر
باسمه تعالی: سلام علیکم: در ذهنم هست که جناب حجتالاسلام آقای حمید روحانی در جلد اول کتاب «تحلیلی از نهضت امام خمینی» این موضوع را مطرح فرمودند. موفق باشید
سلام وقت بخیر: استاد ببخشید خواستم اگر ممکنه برای تذهیب و پاکی ذهن، راهکاری ارائه بفرمایید.
باسمه تعالی: سلام علیکم: بعد از مطالعۀ کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» دنبالکردن سلسله مباحث «شرح کتاب جامع السعادات ملا محمدمهدی نراقی» https://eitaa.com/jameo_saadat میتواند ان شاءالله مؤثر باشد. موفق باشید
