بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
40166
متن پرسش

سلام استاد: امشب حال و هوای گلستان واری که داشتم به نکته ای رسیدم. امام به خوبی می‌دانست در زمان پهلوی که انسانیت نیست و اگر در دلش بودیم شاید این را می‌شنویدیم که روزی هزار بار با خود می‌گوید انسانیت نیست، ولی اینجا که برای ما هم همین طور است اگر بگوییم نیست، پس چه از انسانیت می‌ماند. و اینجا هر روز و هر روز حاج قاسم ها و حججی ها می آیند تا انسانیت باشد. همین جاست که نمی توان گفت حاج قاسم یک روز بود و الان تمام شد. از اول گفتم گلستان وار چون انقلاب اسلامی همچون فضایی لذت بخش شده است که با هر شهیدش فضا، خوش بوتر شده است، حال بستگی به آن شهید دارد که چقدر فضا را به اندازه خودشان خوش کرده اند. پس به قول حاج قاسم هر کس را که دیدیم بوی شهادت از کلام و رفتار او می آید بدانیم قطعا او شهید است و در اینجا که عرض شد جایگاهی به جز امید واری برای شهید ندانیم، اسرائیل در برابر عظمت انقلاب و روح امام کم آورده است و حداقل خودم تنهایی هم که شده می‌دانم کارهایش بیهوده است و دگر در اقیانوسی از خون غرق شده است. و غرق شده هرچه قدرتمند تر دست و پا بزند بیشتر فرو می‌رود، پس این روزها گول قدرت اسرائیل را نخوریم، مخصوصا قدرت رسانه ای که بتوسط آمریکا در اختیار دارد.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همۀ حرف و همۀ بصیرت در همین یک کلمه است که ببینیم و بیابیم آری! «اسرائیل در برابر عظمت انقلاب و روح امام کم آورده است». به معنایی که باشد حتی به این معنا که همۀ فرزندان جبهۀ مقاومت را شهید و زنان و کودکان را اسیر کنند؛ باز همان معنا در میان است که «اسرائیل در برابر عظمت انقلاب و روح امام کم آورده است» و باز سخن حضرت روح الله«رضوان‌الله‌تعالی‌علیه» در وصیت‌نامۀ الهی‌اش که فرمودند: «مگر بيش از اين است كه فرزندان عزيز اسلامِ ناب محمدى در سراسر جهان بر چوبه‌‏هاى دار مى‌‏روند؟ مگر بيش از اين است كه زنان و فرزندان خردسال حزب الله در جهان به اسارت گرفته مى‌‏شوند؟ بگذار دنياى پست ماديت با ما چنين كند ولى ما به وظيفه‌‏ى اسلامى خود عمل كنيم.» خدا می‌داند این سخن، صادق‌ترین سخن این تاریخ است که در آینۀ آن، فردایی در پیش است که جهان از شرّ حیله‌گرانی چون ترامپ آزاد می‌شود و معلوم می‌گردد امثال آقای محسن رنانی‌ها چه اندازه نادان و نادان‌تر هستند. https://eitaa.com/matalebevijeh/19565موفق باشید    https://eitaa.com/zaghsefid/130266

40151

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

+تفکری در واژه بیمار و پرستار گاهی شکل صوری کلمات می‌توانند مبدا تفکر حضوری قرار گیرند، با توجه به اینکه اسماء از سماء نازل می‌شوند با تدبر در آنها می‌توان به معنای حقیقی آنها تا حدودی نزدیک شد، برای مثال: ۱. واژه بیمار را می‌توان به این شکل خواند: بیم+آر، یعنی کسی که به جهت تلقین و غلبه وهم، جسم یا نفسش بیم‌زده و وهم‌زده شده است و با آوردن بیم در میدان جانش به بیم، آری گفته است و به بیم‌آری مبتلا شده است! ۲. وقتی کسی بیم آورد و به بیم، آری گفت و بیمار شد، از ذات خود تهی می‌شود چون انسان ذاتا امیدوار به ذات خویشتن است و بیم از ذات او می‌کاهد، وقتی ذات او کاسته شد و با اکسیر بیماری سرخی مس نفسانیتش تبدیل به زردی طلای خداگونگی‌اش شد از خود تهی شده و امیدش به خودش تبدیل می‌شود به امیدش به خدا. حالا این شخص که خداگونه شده است، باید پرستیده شود (در حدیث داریم که خدا در قیامت می‌فرماید: چرا بیمار شدم به عیادتم نیامدید؟). اینجاست که پرستار به میدان می‌آید، پرستار را می‌توان پرست+آر خواند، یعنی کسی که پرستشش را به صحنه می‌آورد و تخت بیمار را کعبه می‌بیند و ۷ بار نه ۷۰۰ بار به دور آن طواف می‌کند چرا که این تخت، کعبه باطن است و والاتر! پرست+آری یعنی او به نور پرستش آری می‌گوید و پروانه‌وار دور شمع زرد و کم‌سوی بیمار می‌گردد و می‌گوید: بگذار فدایت شوم و بگویم: زردی تو از من، سرخی من برای تو. آتش بیم‌های تو برای من و نور امید من برای تو. اینجاست که عشق متولد می‌شود و خدای مفهومی از بین رفته و خدای حی و حاضری متولد می‌شود. آری با عرفان می‌شود بیمارستان را تبدیل کرد به مسجد الحرام.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نکته و نکات خوبی است و در این رابطه علم اتیمولوژی  سخن ها دارد به همان زیبایی که جناب عالی بیمار و پرستار را در نگاه اتیمولوژی خود تحلیل فرموده‌اید. موفق باشید

40031

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

استاد گرامی جناب آقای طاهرزاده با عرض سلام و وقت بخیر: غرض از مزاحمت این بود که بنده به سبب رشته‌ی تحصیلی دوره‌ی کارشناسی در زمینه کامپیوتر، آشنایی با هوش مصنوعی داشتم و بعد هم که فلسفه‌ی ملاصدرا را از کلاسهای شما و مجموعه‌ی ساحت حضور و همچنین کلاسهای آقای دکتر امامی جمعه دریافت کردم، احساس کردم که در این زمینه جای خالی بحث‌های ملاصدرا به چشم می‌آید. به خصوص به این دلیل که از شما و دیگر آقایان مرتب این را می‌شنیدم که ملاصدرا گمشده‌ی این زمانه هست و جایگاه خودش را نظام فکری و فلسفی این زمانه بازخواهد جست، احساس کردم بشر امروز بعد از اینکه دچار هیجان زیاد بابت هوش مصنوعی و ماشین‌های خودکار پیدا کرده نیاز دارد خودش را یک بار دیگر بازبینی کند. بشر امروز مقهور تکنولوژی به خصوص هوش مصنوعی شده و برخی متفکران غربی از ضعف انسان در مقابل این تکنولوژی صحبت می‌کنند به این معنا که به زودی هوش مصنوعی اختیار اداره‌ی انسان را برعهده می‌گیرد. امروز به دلیل اینکه هوش مصنوعی بسیاری کارهای تحقیقی و علمی را انجام می‌دهد دیگر علم آموزی بسیار بی معنا شده و آنچه که می‌شود از هوش مصنوعی پرسید به نوعی یادگیری آن بی‌فایده است. به نظر می‌رسد بشر نمی‌داند که چه چیزی باید یادبگیرد که ارزش یادگیری را داشته باشد. یا حتی در زمینه‌ی هنرمندی و خلاقیت هم انسان دارد خاکریز به خاکریز تسلیم می‌شود و عقب می‌نشیند. این در حالی است که هنری که ثمره‌ی تعالی روح است هیچ جایگزینی ندارد و شعر متعالی تنه به تنه‌ی وحی می‌زند و این چیزی نیست که هوش مصنوعی بتواند بسازد. من دیده‌ام برخی محققان علوم اسلامی با شوق و ذوق از تفسیر هوش مصنوعی بر قرآن صحبت می‌کنند در حالی که خروار خروار این تفسیر ها به اندازه‌ی یک تفسیر حمد المیزان ارزش ندارد. احساس می‌کنم الان زمانه‌ی است که اگر معرفت النفس ملاصدرا حرفهای زیادی برای گفتن دارد و شاید غربی‌ها بیش از ما به حرف نو نیازداشته باشند و به نوعی هنوز ما نفهمیده‌ایم که چه بلایی سرمان آمده و هوش مصنوعی چطور دارد دنیای ما را تنگ‌تر از قبل می‌کند. در این زمینه اگر راهنمایی دارید ممنون میشم بفرمایید. اگر امکان تشکیل جلسه‌ی حضوری در مورد هوش مصنوعی در سها فراهم شود هم بسیار مفید خواهد بود. با تشکر

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به خوبی متوجه شده‌اید علم، در محدودۀ آگاهی به کمیت‌ها و اندیشۀ به اصطلاح دیجیتال جواب ابعاد متعالی انسان را نمی‌دهد و از این جهت باید به سبک دیگری از حضور در نزد خود فکر کرد که همان حضور در «اکنون بیکرانۀ جاودانۀ انسان» است. امری که معرفت نفس با وسعتی اصیل متذکر آن است که در بحث «معرفت‌نفس و روان‌شناسی و قدمی جلوتر» https://eitaa.com/matalebevijeh/19233 بابی از آن گشوده شد. موفق باشید

40677

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام خدمت استاد گرامی و عزیز: خدا قوت و التماس دعا. اخیرا دکتر جبرائیلی در تلاش ایجاد حزب تمدن نوین اسلامی هستند و به نظر تشکیل این حزب را به جا و مناسب می باشد ولی نگران کند روی و تند روی ها و همچنین برچسب خوردن های آن هستیم که ما را از صراط مستقیم منحرف کند .سوال بنده این است به شکل تشکیلاتی با این حزب همکاری کنیم.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: جناب استاد جبرائیلی فرد قابل اعتمادی هستند ولی باید خود عزیزان که بنا دارندبا حضور در آن حزب، خود را معنا کنند متوجه باشند که جهانی که انسان‌ها در نسبت با انسانیت خود و دیگر انسان‌ها بخصوص مردم مظلوم فلسطین و یا مردم خودمان که قدرت خریدشان به شدت پایین آمده است، در کنار همدیگر هستند. باید مواظب بود روحیۀ حزب‌گرایی که روحیۀ محور قراردادن خودی‌ها و نفی غیر خودی‌ها است و یک بار در حزب جمهوری اسلامی گرفتار آن شدیم؛ در میان نیاید. لازم است با حکمت لازم بقیۀ جریان‌ها و اندیشه‌ها را نیز «فهم» کنیم تا از آثار حزب‌بازی رهایی یابیم. موفق باشید 

40670

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

از نظر حضرتعالی یک جزوه ایده‌آل و ماندگار چگونه باید نگارش شود، چه ویژگی‌هایی را در مسیر نگارش باید توجه داشت؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در این مورد فکر نکرده‌ام. تنها می‌توان گفت آنچه باید مدّ نظر قرار داد شناخت مخاطب و مسائل بشر جدید است. عرایضی در این رابطه در کتاب «ما و بشر جدید و آینده قدسی پیش رو» https://lobolmizan.ir/book/1599 شده است، امید است مفید افتد. موفق باشید

40526

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد: استاد نظرتون در مورد عزیز نسفی چیه؟ بنظرتون در مورد ایشون و آثار ایشان کم لطفی نشده؟ ای عزیز! آدمی تا از یک چیز نميرد به یک چیز دیگر زنده نتواند شد، پس اگر فراغت می خواهی از شغل بمير و اگر خدای می خواهی از خود بمير.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده از نظرات ایشان بخصوص از کتاب «انسان کامل» ایشان استفاده کردم. چه خوب است که ما در انس با آثار ایشان بخصوص آن کتاب، زمان زیادی را بگذرانیم. در آن صورت از عمر خود استفاده برده ایم. موفق باشید

39746

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام خدمت استاد گرامیم: در رابطه با سوال ۳۹۷۴۵، منظورم این بود که مشکلم مانند عینیت ذات و صفات بود. اما ظاهراً آنطور که من از پاسخ شما فهمیدم، این تمرکز من در وحدت و یگانگی حضرت حق ممکن است، در مرحله واحدیت یا احدیت یا هویت غیبیه باشد. آیا درست فهمیدم؟ با تشکر از زحمات استاد گرامیم!

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر می‌آید در نماز آنچه باید مدّ نظر باشد حضوری است که قلب، در کلیّت خود در نسبت با حضرت معبود تصدیق می کند، امری آزاد از این نوع اصطلاحات عرفانی. موفق باشید

39678

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد: ان شا الله خدا به شما عزت دو دنیا دهد. در دوران دانشجویی به یک خودآگاهی نسبت به آنچه هستم آنچه باید باشم و مسیری که باید طی کنم داشتم حتی خطاها و اثرات آن بر مسیرم را به الطاف حضرت حق متوجه می شدم. هر زیارت مشهد برای من مملو بود از حس آرامش و حتی توبیخ از ترک فعل ها و خطاها و البته دریافت های معنوی که مقداری از آنچه باید طی کنم را پیش رویم قرار می داد و نگاه امام رضا و هدایت ایشان برایم بسیار آشکار بود و رزق های مشهدم در سال زیاد بود. مدتی است خودآگاهی که داشتم از بین رفته است و گویا در بیابان تاریکی قدم می گذارم که نمی دانم هر قدم مرا از مقصد دور کرده یا نزدیک. آنچه قبلاً دریافتم دیگر نیست مثل همان علم حضوری که شما در مباحثتان مطرح می کنید. رزق مشهدم کم شده است و دیگر نه تنها از آن دریافت ها و رزق های معنوی خبری نیست و آن حس آرامش بعد از حرم و مشهد وجود ندارد بلکه هر بار که برای زیارت به مشهد می رویم یک اتفاقی ناراحت کننده می افتد که حس و حال و فرصت زیارت را از ما می گیرد. و این داستان هر باز تکرار می شود من به هر دری زده ام و از هر چه فکر می کردم خطا بوده توبه کرده و از امام رضا عذرخواهی کرده ام اما این گره انگار کور تر می شود خواهش می کنم اگر می توانید راهنمایی ام کنید

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همیشه در مسیر رجوع به حضرت محبوب همین‌طور است که نفحات و خطورات معنوی ابتدا می‌آیند تا ما را تشویق کنند به سوی معارفی که باید درک کنیم. معارفی که آن احوالات را برای ما نهادینه می‌کند و از این جهت اگر با معارف توحیدی و تدبّر در قرآن کار را ادامه دهیم، آن احوالات با حالتی بسی عمیق‌تر به سراغ انسان می‌آید و در واقع حکم «مما کسبت» پیدا می‌کند. موفق باشید

39640
متن پرسش

سلام: طاعات قبول. مجددا به خطبه شعبانیه رجوع داشتم و باز با «الورع عن محارم الله» با عنوان افضل‌الاعمال روبرو شدم. بیشتر دنبال این هستم که با این ورع چگونه در این تاریخ مواجه شویم؟ کتاب رمضان دریچه رویت رو سال پیش و سال‌های پیش مطالعه کرده‌ام، اما انگار باید با صحبت شما متذکر ایمانی پس از ایمان دیگر شد. و با نظر به سید حسن‌ها و حاج‌ قاسم‌ها باید این ورع را جست. از طرفی عجیب متذکر صحبت‌های اخیر در رابطه با ایمان هستم. چه در جلسه تفسیر سوره بقره چه در جلسه حضرت نرجس خاتون. ایمانی بس عجیب و بس استوار و گویا تنها به قامت انسان امروز می‌آید. یاعلی مدد

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همان‌طور که در کتاب «رمضان، دریچۀ رؤیت» در رابطه با پاس‌داشتِ ایمان عرض شد؛ آری! راه، بسی باریک و حساس است و از این جهت پیامبر خدا «صلوات‌الله‌علیه‌وآله» در جواب مولای‌مان حضرت علی «علیه‌السلام» که بنا داشتند در ظریف‌ترین حضور نسبت به ایمان حاضر شوند، متذکر «ورع» به معنایی شدند که عرض شد یعنی «یک چشم‌زدن غافل از آن یار نباشید / شاید که نگاهی کند، آگاه نباشید». و این یعنی هجرت از اصالت ماهیت و خود را در میدان «وجود» حاضرکردن، که سراسر حقیقت است در عین شدت و ضعف. و این یعنی مناجات شریف «ابوحمزه» و عرایضی که در رمضان سال گذشته تحت عنوان «حقیقت ایمان در منظر امامان معصوم «علیهم‌السلام» و عرفا» شد. موفق باشید
  https://lobolmizan.ir/sound/1476?mark=%D8%A7%D8%B9%D8%AA%DA%A9%D8%A7%D9%81#sound-row-5090                        
 

39624

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام و وقت بخیر: ببخشید من معلم دبستان دخترانه دور دوم (پایه ششم) هستم که این شغل را با هدف تربیت نیرو برای امام زمان (عج) انتخاب کردم. سالهای اول تدریس ام هست و تجربه کمی دارم ولی دوره هایی گذراندم که مفید بوده. همه می گویند معلم مقتدر مهربان باش و لازم نیست عصبانی و بد اخلاق باشی ولی در عمل سر بچه ها داد می زنند و به بچه ها اخم می کنند و به آنها تند می شوند و بازخواست می کنند. می گویند باید همیشه با نگاه بدبینی به بچه ها نگاه کنی و حرفهایشان را باور نکنی و بدانی آنها دنبال از زیر کار در رفتن هستند و به عبارتی در دل و زبان باید به آنها تهمت بزنی و ... خلاصه کلی گناه بکنی‌ تا بچه ها را مدیریت بکنی. به نظر شما آیا این روش ها صحیح است؟ اگر نه جایگزین این رفتارها چه باید باشد تا بتوان هم به بچه ها سخت گرفت و هم گناه نکرد؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! معلم باید مقتدر و مهربان باشد و تا آن‌جا که ممکن است با احترام و مهربانی با نوجوانان برخورد شود. زیرا معلم، پیشوایی است تأثیرگذار و هرگز نباید از پیشوایی خود غفلت کند. در این رابطه عرایضی تحت عنوان «معلمی و پیشوایی نسل آینده»  https://cdn.lobolmizan.ir/uploads/shakhsiatha/shahid_motahari/speech/UhX_Moalemi_va_pishvai_nasle_aeandh-1.mp3  شده است. خوب است به آن رجوع فرمایید. موفق باشید

39392

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد گرامی: آیا می‌تونیم حضرت محمد رو در نظرمون مجسم کنیم. با توجه به اینکه ایشان انسان کامل است و ظهور و تجلی الله است. انگار داریم با خود خدا حرف می‌زنیم با حالا با خدا حرف بزنیم. نه اینکه داریم با حضرت محمد حرف می‌زنیم. مثلا در ذهن بگیم من فدای تو بشم در این کار منو راهنمایی کن. ولی میدونیم که اون خدا هست ولی نیست و حضرت محمدم هست. یعنی چون یکی شدن روحشون. در واقع اینجوری موقع حرف زدن با ایشون خود خدا مخاطب انسان و روبروی انسانه. نمیدونم تونستم منظورم رو برسونم؟ بالاخره روح محمد و خدا که از هم جدا نیست که با خدا جداگانه حرف بزنیم. نمیدونم چرا من اینجوری تصور می‌کنم و با خدا به این روش حرف می‌زنم. با توجه از شناختی که از دین پیدا کردم طی سالیان. شاید اشتباهه. من امکان دیدن استاد حضوری ابدا ندارم، که کارم اینطور بسیار راحت تر می‌شد. هر چه خودم تفکر کنم یا کتابی بدستم برسد. عذر میخام که وقتتون رو می‌گیرم. التماس دعا. خواهش می‌کنم بنده را دعا کنید تا به نتیجه برسم ان شاءلله

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! مهم، مبنای توحیدی توجه به سیرۀ اولیای الهی است که همان انوار هدایت ربّ العالمین می‌باشد و می‌توان در شخصیت آن عزیزان، راه‌های قرب الهی را پیدا کرد و در این رابطه است که در معرفی آنان گفته می‌شود «هُمُ السّبیل» آنان راه‌های رجوع به خداوندند. عرایضی در این رابطه در کتاب «مبانی نظری و عملی حبّ اهل البیت» همراه با شرح صوتی آن شده استhttps://lobolmizan.ir/book/82?mark=%D8%AD%D8%A8. موفق باشید

41053
متن پرسش

بسمه تعالی متن بحث امشب

متن پاسخ

نسبت ما با رسول خدا«صلوات‌الله‌علیه‌وآله» و شریعت محمدی
بسم الله الرّحمن الرّحیم
«السَّلامُ عَلَيْكَ يَا رَسُولَ اللَّهِ، السَّلامُ عَلَيْكَ يَا مُحَمَّدَ بْنَ عَبْدِ اللَّهِ، السَّلامُ عَلَيْكَ يَا خِيَرَةَ اللَّهِ». سلام بر انسانی که مفتخر شد به بندگی خداوند و پیامبریِ او«عبدهُ و رسوله».

خداوند در رابطه با جایگاه پیامبر خدا «صلوات‌الله‌علیه‌وآله» و نسبتی که آن حضرت با جان ما دارند؛ می‌فرماید: «لَقَدْ مَنَّ اللَّهُ عَلَى الْمُؤْمِنينَ إِذْ بَعَثَ فيهِمْ رَسُولاً مِنْ أَنْفُسِهِمْ يَتْلُوا عَلَيْهِمْ آياتِهِ وَ يُزَكِّيهِمْ وَ يُعَلِّمُهُمُ الْكِتابَ وَ الْحِكْمَةَ وَ إِنْ كانُوا مِنْ قَبْلُ لَفي‏ ضَلالٍ مُبينٍ» (آل‌عمران/۱۶۴)    
خداوند لطفی بس گرانمایه را بر مؤمنین عطا کرد آن‌گاه که در بین خودشان رسولی را که قصه‌ی جان آن‌ها است، برانگیخت تا برای مردمان نشانه‌های او را یکی پس از دیگری بنمایاند و انسان‌ها را آنچنان از آلودگی‌ها آزاد کند که شایسته‌ی صعود به حضرت ربّ العالمین در آن‌ها شکل گیرد و علاوه بر این، آن‌ها را کتاب و حکمت بیاموزاند تا بدانند چه باید بکنند و چگونه زندگی را حکیمانه طیّ نمایند. و این در حالی است که تا آن زمان، هرچه بوده است با همه‌ی ادعاهای مدعیان، سراسر نسبت به راهی که بشر باید طی کند، گمراهیِ روشنی به حساب می‌آمد.
۱. شریعت الهی، حضور در ذات انسانیِ انسان :

انسان در مواجهه با رسول خدا «صلوات‌الله‌علیه‌وآله» و شریعت و راهی که آن حضرت آورده‌اند، در واقع با اصل ذات خود روبه‌رو می‌شود که عین ربط و عین عبودیت نسبت به حضرت پروردگار است و با شریعت الهی که در واقع راهِ رسول خدا «صلوات‌الله‌علیه‌وآله» به سوی پروردگار است، انس با حضرت حق برای انسان آشکار می‌‌شود، آن هم در راستای حکمت اُنسی که طلب شناساییِ حق است. زیرا محیط زیست حقیقی انسان که دلِ او باشد، با فروافتادن در دنیا آلوده می‌شود و این آلودگی به جایی می‌رسد که بشر نمی‌تواند حیات خود را ادامه دهد و نیازمند است تا قدم در راه طریقت انسانی بگذارد که نماد کامل انسانیت است و از این جهت او برگزیدۀ خداوند و «مُصطَفی» شده تا با راهی که خداوند برای بشریت در مقابل او گذارده، انسان‌ها در معنای ذاتی خود که عبودیت است، حاضر شوند.
۲. شریعت محمّدی «صلوات‌الله‌علیه‌وآله» و عبور از سرگردانی:

اگر جناب حافظ فرمود:
در کوی ما شکسته‌دلی می‌خرند و بس     بازار خودفروشی در آن سوی دیگر است
این همان حضور در مقام عبودیت می‌باشد به همان معنایی که خداوند فرمود: «أَنْتُمُ الْفُقَراءُ إِلَى اللَّهِ وَ اللَّهُ هُوَ الْغَنِيُّ الْحَميدُ» (فاطر/۱۵) شما در ذات خود عین نیاز به خداوند هستید و خداوند عین جوابگویی به نیاز و فقر شما و او مطلوبی است بسی پسندیدنی در جواب طلب و نیاز شما. و از این جهت که جایگاه پیامبر خدا «صلوات‌الله‌علیه‌وآله» که متذکر شریعت و راهی است به سوی خداوند؛ بسی با اهمیت می‌شود تا ما در فقر و نیاز به خدای غنی حمید سرگردان نمانیم. در این رابطه خوب است به نسبت خود با پیامبر خدا بسیار بیندیشیم.
۳. شریعت الهی و حضور انسان در انسانیت خود:

آن‌گاه که انسان متوجۀ فقر ذاتی خود بشود و برایش روشن گردید تمنیّات دنیایی جواب جان او را نمی‌دهد، متوجۀ خدایی می‌شود که غنیّ و حمید است، در آن حال قلبش «عرش رحمان» می‌شود و متوجه می‌گردد با نظر به شریعتی که پیامبر خدا «صلوات‌الله‌علیه‌وآله» به میان آورده‌اند، در انسانیت خود، آری! در انسانیت خود نسبتی خاص با خداوند برقرار می‌کند، که همان نسبت عبد و معبود است.
۴. تا خدا به سراغ انسان آید:

در واقع شریعتِ آخرین پیامبر «برای همه‌کس و برای هیچ‌کس» به حساب می‌آید؛ برای همه می‌باشد وقتی متوجۀ حقیقت خود که همان عبودیت است، باشند. و برای هیچ‌کس نیست، وقتی اصرار بر خودخواهی داشته باشند، به گمان آن‌که می‌توانند بدون معرفت به حقایق الهی و شریعت آخرین پیامبر، خود را ادامه دهند. در حالی‌که به گفتۀ جناب حافظ:
من به سر منزل عنقا نه به خود بردم راه          قطع این مرحله با مرغ سلیمان کردم
که همان شریعت و راهی است که پیامبر خدا «صلوات‌الله‌علیه‌وآله» در مقابل انسان‌ها گشوده‌اند تا خدا به سراغ انسان آید، به همان معنایی که خداوند در حدیث قدسی می‌فرماید: «لَا يَزَالُ عَبْدِي يَتَقَرَّبُ إِلَيَّ بِالنَّوَافِلِ حَتَّى أُحِبَّهُ فَإِذَا أَحْبَبْتُهُ كُنْتُ سَمْعَهُ الَّذِي يَسْمَعُ بِهِ وَ بَصَرَهُ الَّذِي يُبْصِرُ بِهِ وَ يَدَهُ الَّتِي يَبْطِشُ بِهَا» همواره بندۀ من در مسیر بندگی تا آن‌جا به من نزدیک می‌شود که دوست‌دارش می‌شوم، پس چون دوست‌دارش شدم، گوشش می‌شوم که بدان بشنود و چشم‌اش می‌شوم تا بدان ببیند و دست او می‌شوم تا بدان چیزها را بگیرد. آری! این است معنای آن‌که خداوند به سراغ انسان می‌آید وقتی انسان در بستر شریعتی که پیامبر خدا «صلوات‌الله‌علیه‌وآله» آورده‌اند، بندگی کند.
۵. غلبۀ حضور نرم مردم در برابر ارادۀ معطوف به قدرت:

با حضور پیامبر خدا«صلوات‌الله‌علیه‌وآله» در این آخرین دوران که ظلمات و « مَكْرِ لَيْلِ و نَهار» به نهایت می‌رسد و غربِ ظلمانی به گمان خود بنا دارد با اسلحه‌های مخوف و رسانه‌های گسترده و فضای مجازی، جهان را و بشریت را تسخیر کند؛ همه چیز برعکس می‌شود و ارادۀ معطوف به سوی قدرت، مغلوبِ حضور نرم ارادۀ معطوف به حق می‌گردد و ۲۲ دی‌ماه به میان می‌آید که به تعبیر مقام معظم رهبری، «ملت ایران کمر فتنه را شکست».
برای جهان استکبار بسیار مشکل است که شخصی به نام امام خمینی «رضوان‌الله‌تعالی‌علیه» پیدا شود که امامت‌شان نه‌تنها در راستای ارادۀ جهان غرب که ارادۀ معطوف به کفر است، نباشد؛ بلکه برعکس، آن اراده، ارادۀ معطوف به حق و به انسانیت باشد و معلوم است که باید مساجد را آتش بزنند و قرآن را بسوزانند زیرا ذیل ارادۀ معطوف به حقّ و انسانیت که با مسجد و قرآن پیش می‌آید، جهان استکبار معنای خود را از دست می‌دهد و با رهبری مقام معظم رهبری «حفظه‌الله‌تعالی» از تبدیل جریان انقلاب اسلامی به نفسانیتِ غربی که با تحریم‌ها و تبلیغات خود امید چنین تبدیلی را داشتند، مأیوس می‌شوند. و لذا دست به هر کاری می‌زنند و هر شعاری می‌دهند. 
۶. آخرین دین و حضور در عمیق‌ترین لایۀ انسانی:

با حضور شریعتِ آخرین پیامبر «صلوات‌الله‌علیه‌وآله» و راهی که آن حضرت به سوی خدا در مقابل بشریت گشودند، بنا بر آن نیست که مستضعف، مستکبر شود و همچنان وضع سابق ادامه یابد. زیرا‌ انقلاب اسلامی در ذات خود عبارت است از تعالی انسان تا مرز ملاقات خداوند که هدف انسانیت هر انسانی است.
عمده آن است که متوجه باشیم با اسلام و ذیل اسلام از طریق انقلاب اسلامی، طلب و تمنّای بشر عوض می‌شود و اندیشه‌های آماده‌گر، گرچه به ظاهر کاری نمی‌کنند ولی طلب و تمنّای بشر را به سوی عالم قدس تغییر می‌دهند تا حضرت ربّ العالمین با تجلی «عَلَّمَ آدَمَ الْأَسْماءَ كُلَّها» انقلابی در جان انسان‌ها پیش آورد و بشرِ آخرالزمانی در عمیق‌ترین لایۀ انسانی خود در این رابطه متوجۀ نسبت خود با پیامبر خدا«صلوات‌الله‌علیه‌وآله» که نماد کامل «خلیفۀ الله» است؛ بشود. امری که جریان‌های غرب‌زده و لیبرال‌هایِ خودی متوجۀ آن نیستند و بنا دارند در دل انقلاب اسلامی، خودشان در جایگاه مستکبران قرار گیرند.
۷. راز حقّانیت انقلاب اسلامی:

در زمان و زمانه‌ای که بشر بیش از همیشه باید با تفکر حقیقی که شناخت باطلِ زمانه است؛ خود را بیابد، انسان می‌تواند باطل را در هر جریانی که با مسیر آخرین پیامبر مقابله می‌کند، بشناسد. و در این راستا راه خدا، به عنوان راهی که راه باطل نیست، خود را می‌نمایاند. این یعنی حضور در میدان «تولّی» و «تبرّی» که حضور در اُنسِ نهایی با حضرت حق است در مقابله با میدانی که در نهایت خشونت با انسانیت است و این است راز حقّانیت اسلام و ذیل اسلام، راز حقّانیت انقلاب اسلامی که با خشن‌ترین جبهۀ استکبار روبه‌رو شده، به معنای پایان تاریخ غربِ استکباری که تاریخ فرار از حق و حقیقت است در نهایی‌ترین شکل.
۸. ما و متفکرترین انسان‌ها:

با توجه به این‌که انسان در مسیر توحید و شریعت اسلامی از «آگاهی» به سوی «خودآگاهی» می‌رود و از «خودآگاهی» به «دل‌آگاهی» نایل می‌گردد که همان تفکر حضوری است که منجر به درک موقعیت تاریخی می‌شود که در آن تاریخ حاضر است. می‌توان گفت آن مادر شهید و آن خانم خانه‌داری که در راهپیمایی ۲۲ دی‌ماه شرکت می‌کند؛ متفکرتر از بسیاری از تحصیل‌کرده‌های غرب‌زده می‌باشند زیرا تفکر، همواره با «تقوی» و ورع همراه است تا به حکم: «وَ أَنْزَلْنا إِلَيْكَ الذِّكْرَ لِتُبَيِّنَ لِلنَّاسِ ما نُزِّلَ إِلَيْهِمْ وَ لَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونَ»(نحل/۴۴) انسان‌ها متوجۀ تفکری می‌شوند که در دل شریعت محمّدی «صلوات‌الله‌علیه‌وآله» پیش می‌آید و جریان غرب‌زدۀ بی‌تقوا و بی‌ورع هرگز نمی‌تواند از آن شریعت بهره‌مند شود و به تفکری که آیۀ مذکور متذکر آن است برسد.
۹. نسبت شریعت الهی و تفکر حضوری :

اگر انسان از طریق عبودیت و در بستر شریعت الهی با خویش و با خدای خویش خلوت نداشته باشد، حقیقتاً نمی‌تواند اهل تفکر باشد و اطلاعات او هم عملاً توالیِ فاسد پیدا می‌کند مانند علم امروز و خلقِ اسلحه‌های مخوف. تفکر حقیقی، آن حضوری است که تنها ذیل شریعت الهی پیش می‌آید و چنانچه آن تفکر در صحنه نباشد، علم و فلسفه به وِرّاجی می‌افتد و هنر هم بازگشتی خواهد بود به سوی امیال نفس امّاره. این است علت نیاز ما به شریعت الهی و نسبتی که باید با آخرین پیامبر برقرار کرد.
۱۰. راز آشفتگی جهان امروز:

آشفتگی جهان امروز که بشر، خود را در آن بی‌نیاز از شریعت می‌داند، طوری است که انسان نمی‌تواند با خودش خلوت کند و حتی نمی‌تواند فکر کند و نمی‌تواند انسان‌گونه فرائض و نوافل خود را به‌جا آورد، زندگی‌اش عین بی‌تقوایی و بی‌ورعی می‌باشد، در هر کاری سعی دارد شهوات نفس امّارۀ خود را ارضاء کند. این‌جا است که می‌یابیم تنها با رجوع به آموزه‌های دینی و شریعت الهی، به عنوان راهی به سوی خدا، می‌توانیم خود را نجات دهیم، در صورتی که جایگاه آخرالزمانی معارف توحیدی و شریعت الهی را بشناسیم و از سطحی‌کردن و تقلیل‌دادنِ آموزه‌های دینی و آداب دینی پرهیز نماییم و متوجۀ آینده‌ای باشیم که به گفتۀ جناب مولوی:
ازدرم ها نام شاهان بركنند    نام احمد تا ابد بر مي‌زنند
و این یعنی آینده ای که در پیش است و رهبر معظم انقلاب در سخنان خود در روز بعثت متذکر آن شدند که چگونه امروز هم اسلام می‌تواند دنیای امروز را هم از سراشیبیِ سقوط به درّۀ تباهی نجات دهد.                             
   والسلام علیکم و رحمۀ الله و برکاته      

       https://lobolmizan.ir/get-file/5843/?item=0    صوت جلسه 

40748
متن پرسش

سلام: می‌گویند شیعه و محب اهل بیت فقط در جهنم برزخی عذاب کشیدن و پاک شدن رو سپری می‌کند و در قیامت آتش جهنم به وی هرگز نمی‌رسد، آیا این صحیح است؟ و آیا اینکه می‌گویند همه جهنم را می‌چشند حتی اهل بیت ولی خاموش است آیا منظور جهنم برزخی است یا قیامت؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همۀ حرف در این است که اگر کسی در دنیا متوجۀ حقیقت انسانی و اهداف عالیۀ انسانی باشد و تلاش کند از طریق دستورات شرع مقدس به سوی آن اهداف، شخصیت خود را شکل دهد تنها در برزخ است که متوجه می‌شود نسبت به رسیدن آن اهداف، موانعی جزئی دارد که با خودآگاهیِ برزخی نسبت به آن موانع از آن‌ها عبور می‌کند و به خود می‌آید. و چشیدن جهنم به معنای درک خطراتی است که در دنیا با آن روبه‌رو بوده‌اند، نه آن‌که گرفتار آن شوند به همان معنایی که فرموده‌اند: جهنم، باطن دنیا می‌باشد. و همان‌طورکه اهل البیت «علیهم‌السلام» زندگیِ دنیایی داشتند، عملاً متوجه دنیا شده‌اند بدون آن‌که گرفتار آن شوند. موفق باشید. 

40494

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

بسمه‌تعالی جناب استاد بزرگوار، سلام علیکم: اینجانب در طی سال‌های گذشته از مجموعه دروس ارزشمند شما بهره‌ فراوان برده‌ام. تاکنون موفق به استفاده از دروس صوتی زیر شده‌ام: ده نکته در معرفت نفس، از برهان تا عرفان، برهان صدیقین، سوره زمر، ای اباذر، جنود عقل و جهل، شرح دعای مکارم‌الاخلاق، مناجات التائبین، حدیث یابن‌الجندب، شرح دستورالعمل‌های آیت‌الله بهجت، حدیث عنوان بصری، زیارت جامعه کبیره و اکنون به‌تازگی درس «آداب‌الصلاة» حضرت امام خمینی (رض) را آغاز کرده‌ام. ضمناً لازم به ذکر است که با وجود علاقه به مباحث نظری، نگاهم بیشتر معطوف به عرفان عملی و کاربردی است. ۱. با توجه به اینکه در مسیر معرفت توحیدی، احساس علاقه برای ورود به متون اصیل عرفانی دارم، آیا ورود به متونی نظیر فصوص‌الحکم برای بنده در این مرحله توصیه می‌شود؟ یا پیشنهادی برای ترتیب و اولویت دروس بعدی دارید؟ ۲. با توجه به اینکه طی سه سال گذشته در سوئد مورد توطئه ضد اسلامی و آزار و ظلم سیستماتیک بوده‌ام که ذهن و روحم را در حالت چالش مداوم نگه داشته است، چگونه می‌توانم در مسیر سیر و سلوک، این وضعیت را به فرصتی برای تعمیق معرفت و دستیابی به آرامش درونی تبدیل کنم، بدون آنکه دچار فرسودگی، تلخی یا انحراف از هدف اصلی شوم؟ مشتاقانه منتظر راهنمایی‌های حضرت‌عالی هستم. با احترام و ارادت

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. به نظر بنده با توجه به مراحلی که دنبال فرموده‌اید ان شاءالله می‌توانید مباحث «فصوص الحکم» و «منازل السائرین» را دنبال کنید. ۲. در این موارد مهم، سبک و سیره‌ای است که انسان باید از خود نشان دهد که آن وارستگی با افراد است نسبت به وجوه انسانی که انسان‌ها نسبت به هم می‌توانند داشته باشند. موفق باشید

40486
متن پرسش

استاد سلام: ارادت وقتتون بخیر: یک سوالی ذهن من رو به شدت مشغول کرده، ما در حال فعالیت در یک مجموعه فرهنگی دانش آموزی هستیم و یک جمع صمیمی و هم هدف در حال تلاش هستیم و خب اقتضاعات مجموعه دانش آموزی رو هم میدونین دیگه، سوالی که ذهن بنده رو مشغول کرده اینه که، هدف باید رسیدن به خدای متعال باشه، و خب در راه رسیدن به این هدف باید خیلی چیزا رو رعایت کرد و از امتحانات با موفقیت عبور کرد، چیزی که ما می‌بینیم اینه که بسیاری از عابدین و عارفین و زاهدین و سالکین و مخبطین در راه خدا، با خلوت و دوری از مردم و خلوت های طولانی به این مهم دست پیدا کردند و توصیه های بسیاری هم در این زمینه وارد شده، از طرفی هم می‌بینیم بسیاری از بزرگان از جمله مقام معظم رهبری در کنار خلوت و .. با در جمع بودن به این مهم دست پیدا کردند و باز توصیه های زیادی هم وارد شده که در مسیر خودسازی باید دگرسازی داشته باشی تا به خودسازی برسی و به کار تشکیلاتی توصیه فراوان شده، حالا یکجور تناقض در این ها مشاهده میشه، از یک طرف توجه و خلوت و مراقبت و ریاضت و دوری از مردم، از یک طرف در جمع بودن و کار تشکیلاتی و.... ، چطور اینها رو باید کنار هم قرار بدیم تا سعادت حاصل بشه؟ طبیعتا با در جمع بودن یکسری چیزها رعایت نمیشن، مثلا در مدرسه وقتی میخوای کار تشکیلاتی کنی، از یکسری از دانش آموزا حرف هایی شنیده می‌شود که اخلال به وجود میاره، یا مثلا چیزهایی شبیه به این که در جمع قطعا برای انسان به‌وجود میاد، اینجا تکلیف و وظیفه چیه؟ چیکار باید کنیم دقیقا؟ باید با نهایت دقت و ظرافت در جمع باشیم و کار تشکیلاتی کنیم؟ یا نه، روش دیگه رو در پیش بگیرم امیدوارم تونسته باشم، منظورم رو بهتون برسونم.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در این موارد، ملاکِ ما پیامبر خدا و ائمه «علیهم‌السلام» می‌باشند که با نظر به حضرت ربّ العالمین در صحنه‌ها حاضر می‌شوند به آن صورت که به یک معنا تماماً در محضر حق هستند چه آن زمانی که با افراد روبرو می‌گردند و در صدد اصلاح امور جامعه هستند و چه آن زمانی که در خلوت و عبادات خود می‌باشند. مهم آن است که متوجه باشیم چه موضوعاتی را و با چه سبکی با مخاطب و مخاطبان خود در میان بگذاریم که منجر به غفلت خود از حضور در محضر حق نشود و در این‌ رابطه است که خداوند به پیامبر خود می‌فرماید: «ادْعُ إِلَى سَبِيلِ رَبِّكَ بِالْحِكْمَةِ وَالْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ وَجَادِلْهُمْ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ» (نحل/۱۲۵) در مسیر دعوت افراد به سوی پروردگارت با روشی حکیمانه و یا با موعظه آن کار را انجام بده و چنانچه طرف مقابل خواست جدال کند، در آن جدال هم حالت احسن قضیه را رعایت کن که کار به مشغول‌شدن ذهن نگردد. بنابراین ما باید به روش حکیمانه که همراه است با دعوت‌کردنِ مخاطب به اندیشیدن و نه محکوم‌شدن، کار را جلو ببریم. و یا به روشی دلسوزانه و موعظه‌گونه متذکر راه‌های حق و باطل باشیم و راه، جز این نیست. و این‌جا است که به یاد سخن آیت الله حسن‌زاده می‌افتیم که می‌فرمودند: «دست در کار و دل با یار» زیرا آن مردان بزرگ با عمق حکمت و روش موعظه‌گونۀ خود می‌توانستند چنین حالتی را در خود داشته باشند. موفق باشید      

40407

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

باسمه تعالی. سلام علیکم: اعظم الله اجورنا و اجورکم. شهادت حضرت رقیه سلام الله علیها را تسلیت عرض می کنم. چند وقتی است که می خواستم مسئله ای را در میان بگذارم. امروز که در مجلس دیدم آقای توسلی با چه بغضی در گلو و خون دلی داشتند اعتراضات به وضعیت فرهنگ را به وزیر ارشاد مطرح می کردند، دلم شکست و فرصت را مناسب دیدم که مطرح کنم که به نظر شما این پدیده به اصطلاح وفاق، چه ماهیتی در پشت پرده دارد؟ بحثم در اصل وفاق و هماهنگی قوا نیست که مقام معظم رهبری دام ظله بر آن همیشه تاکید داشته اند. یادم است چند سال پیش کتاب هنر اصحاب کربلا در فهم تاریخی حادثه ها را می خواندم، یادم به نکته ای افتاد که فرموده بودید در زمان صلح معاویه، شیعیان و مومنین چه خون دل ها خوردند و می خواستند کاری کنند ولی از طرف دیگر نمی توانستند کاری کنند و منتظر فرصتی بودند تا راهی گشوده شود. به نظر بنده حقیر شرایط امروز وفاق برخی آقایان هم تقریبا همان شرایط است که کم کم دارند آرمان های انقلابی و مذهبی را می جوند و کم رنگ می کنند و با پنبه سر می برند و هر گونه انتقادی را با مشت وفاق به دهان منتقد می کوبند چنانچه چند روز پیش دیدید مجری ۲۰:۳۰ وقتی مطالبه ای از نحوه انتصاب یک مدیر از معاونت هنری وزیر ارشاد داشت، او در جواب با تحکم گفت چرا می خواهید با طرح این پرسش همبستگی را به هم بزنید، شماها کی می خواهید درست شوید!! این یک نمونه است که دم خروس این جریان را دارد بیرون می زند، چنانچه آقای رشید پور هم که از طرفداران آن هاست و مرتب به انقلابی ها هتاکی می کند در پشت صحنه آن برنامه مبتذل ماهواره ای حاضر شد. یا مثلا دیدید چطور به آقای تیموری که به بی حجابی انتقاد کرد، هتاکی کردند. از آن طرف وضع فیلم ها و سریال هایشان است و دارند فرهنگ بی حیایی را ترویج می کنند و از این طرف جلوی ابلاغ لایحه عفاف و حجاب را می گیرند و همین الان هم دارند حتی به لایحه ای که دولت خودشان به مجلس در مورد فضای مجازی داده هم حمله می کنند و آن وقت می گویند برای حجاب باید کار فرهنگی کرد!! نباید قانون باشد. والله استاد از کشف حجاب ها دلمان خون است من خودم چند بار امر به معروف و نهی از منکر کرده ام اما برخی وقیحانه کار خود را ادامه می دهند و دارند این حرام سیاسی را عادی سازی می کنند که حتی یک زمانی رییس جمهور هم از شدت بی بند و باری صدایش درآمد و اگر هم کار فرهنگی هم باشد باز همین مذهبی ها و انقلابی ها انجام می دهند وگرنه جریان وفاق که دارد کار ضد فرهنگی انجام می دهد. متاسفانه برخی از به اصطلاح شخصیت های مذهبی و اصولگرا هم به اسم مبارزه با تندروی که من هم منتقد هستم، دارند به شدت جریان مذهبی و انقلابی را می کوبند و دافعه ایجاد می کنند و هر صدایی را به اسم وفاق خفه می کنند اما از آن طرف بر جریان دولت و وفاق و اشتباهات آنان به نوعی ماله می کشند و توجیه می کنند. در حالی که مقام معظم رهبری دام ظله فرمودند انتقاد کنید به جهت گیری ها اما تخریب نباشد و وحدت ملی به هم نخورد. به نظر شما مواجهه حکیمانه با این مسئله چیست؟ و چگونه باید جلوی آن گرفته شود؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همۀ سخن در این زمانه همان سخن حکیمانۀ رهبر معظم انقلاب است که حقیقتاً حاصل کلام ایشان همان است که در مواجهه با ضعف‌های پیش آمده به جهت گیری‌ها غلط انتقاد باید کرد اما تخریب نباشد و در این رابطه هم وحدت ملی به هم نخورد. حال اگر با روحیۀ متانت و دلسوزی و صبر از یک طرف متذکر انحراف‌ها و ضعف‌ها بشویم و از طرف دیگر متذکر اهداف بلند الهی نسبت به انقلاب و انسان باشیم، مطمئن باشید ما از این جریان که اکثراً از جنس انقلاب نیستند عبور می‌کنیم. زیرا خداوند چیز دیگری را برای ما مقدّر فرموده است و افرادی که مناسب تحقق آن تقدیرات است، پرورانده است و این مائیم و درک و شناخت آن افراد، بخصوص در انتخابات آینده. موفق باشید 

40294
متن پرسش

ایران عاشورایی... تو سربلند و پیروز در کل عالمینی... تا وقتی با تو باشد این غیرت حسینی. سلام علیکم استاد عزیز: عزاداری هاتون قبول باشه ان‌شاءالله. شب عاشورا در حسینیه امام خمینی، آقا با تمجید از مداحی #ای_ایران از آقای کریمی درخواست می‌کنند این مداحی را در مهمترین شب عزاداری شیعان بخوانند و حاج محود که قرار بود امسال در کربلا مراسم بگیرد، به درخواست مردم در تهران ماند و اشعار و نوحه هایش را با نام ایران در آمیخت و از رهبری مهر تایید و قبولی گرفتن. اما خیلی از هیئتی هایمان این کار را نقد کرده و آن را دور از شان مجلس امام حسین می‌دانند و می‌گویند هیئت برای امام حسین است ولاغیر!!! واقعا چه سرّی در این مداحی است که آقا از آن احساس رضایت می‌کنند؟ و این چه ایرانی است که رهبرمان در عزای جدشان، نامش را می‌برند؟ و هیئت ها و مداحان ما چگونه باید ایران و عاشورا را در کنار هم ببینند؟ التماس دعا

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همان‌طور که در گفتگو با متن سؤال شمارۀ 40293 عرض شد ایران، دیگر یک سرزمین نیست، حضوری است در تاریخ، حضور در تاریخی که به نور حضرت سیدالشهداء «علیه‌السلام» اراده شده است با همۀ یزیدیان در هر قالب و ظاهری به هر قیمت مقابله شود. ایران، سرزمینِ عبور از دوگانگیِ زندگی و مقاومت است که غرب‌زدگان بر ما تحمیل کردند. آیا می‌توان در این زمانه بدون این ایران به سوی اباعبدالله «علیه‌السلام» و کربلا نظر کرد؟ و باز با آن حضرت مأنوس بود؟ و از این جهت آری! ایران، ایرانِ امروز یعنی کربلا. موفق باشید

40232

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام و احترام: چرا در لحظات ابهام و التهاب و تکثر روایت ها هیچ شخص یا نهاد یا سازمانی نیست که جوابگو باشد و یک روایت صادقانه، وحدت بخش و منسجم از آنچه اتفاق افتاده ارائه دهد؟ چرا بعد از شک آتش بس، مردم باید سرگردان بمانند و هزار و یک تحلیل از در و دیوار ببارد؟ در این لحظات، جامعه پدر می خواهد، شخص امین و دلسوز و بانفوذ که با مردم صحبت کند. خدا رحمت کند حاج قاسم را. چقدر با مردم حرف می زد. گویا فقط مقام معظم رهبری مانده. هیچ کس دیگر مرد میدان نیست.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اتفاقاً علاوه بر مسائلی که مسائل امنیتی به حساب می‌آید، اهل نظر و افراد دلسوزی مانند آقای دکتر فؤاد ایزدی https://eitaa.com/jedaaltv/4224 و یا جناب آقای عابدینی به نحوی نکات لازم را با مردم در میان گذاشته‌اند. باید با حوصله به مطالب آن افراد دل سپرد. موفق باشید

40208

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام و احترام: کشته شدن انسان های بی گناه (کودکان در هیچ مرام و مکتبی گناهی ندارند) چه در ایران و اسرائیل را چگونه می توان توجیه کرد؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در شهادت مظلومین، حکمتی هست ماورای آنچه که ظالمان گمان می‌کنند خودشانند که قدرت شهادت مظلومین را دارند و در نتیجه باید به این نکته فکر کرد که فرموده‌اند: «صد هزاران طفل سر ببریده شد / تا کلیم الله صاحب‌دیده شد». موفق باشید.

40202

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد وقتتون بخیر: آیا درسته که تقابل اسرائیل و ایران مقدمه ظهور هستش؟ و اگر ممکنه یه منبع موثق در رابطه با حوادث قبل از ظهور معرفی بفرمایید لطفا. ممنون از توجه و راهنماییتون🙏

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: چیزی در این مورد نمی‌دانم. ولی آنچه در صحنه است تقابل ایران است با ظلمات محض، تا آن‌جایی که یکی از مسئولان کشور چین موضوعِ مقابلۀ خیر و شرّ در این تاریخ را به میان آورده‌ است. موفق باشید

40150
متن پرسش

سلام علیکم: با عرض ادب و‌ ارادت محضر استاد طاهرزاده، به مناسبت سالگرد آغاز زعامت رهبر معظم انقلاب مطلبی بیان می‌شود در روایات داریم که بهره هر کس به اندازه ظرفیت اوست و‌ در معارف داریم که چگونه انسان می‌تواند ظرفیت خود را افزایش بدهد حال در این عصر یکی از عوامل مهم افزایش ظرفیت وجودی انسان ها التزام به ولایت فقیه و ایمان به ایمان رهبر معظم انقلاب می‌باشد ما در انسان‌های متعالی دیدیم که چگونه ارادت به رهبری باعث افزایش ظرفیت وجودی آنها شد که مصداق بارز آنها شهید سلیمانی می‌باشند که آن تعابیر عمیق و خاص درباره رهبری داشتند و همچنین شهدای بسیاری دیگر.... و علمای بزرگی همچون علامه حسن زاده عاملی که ارادت آنها به رهبری چگونه ظرفیت وجودی آنها را افزایش داد و‌ به درجات عالی معنوی رسیدند از طرفی ما می‌بینیم که این افزایش ظرفیت انسانها فقط مخصوص ايران نیست و در جهان اسلام و‌ حتی انسان های آزاده در سراسر جهان متاثر از فرمایشات حضرت آقا نوعی خود آگاهی تاریخی و انسانی برایشان ایجاد شده است تا آن‌جا که حتی در خود آمریکا بنر بزرگی از حضرت آقا به اهتزاز در می آید حال از حضرتعالی درخواست دارم تببین بفرمایید که رابطه بین ایمان به رهبری ‌و‌ افزایش ظرفیت وجودی انسان چگونه است؟ با تشکر

متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: در این مورد خوب است به تفکر تاریخی  نظر داشته باشیم زیرا در تفکر تاریخی انسان از یک طرف متوجه اراده الهی در زمانه می‌شود و از طرف دیگر شخصیت‌هایی که نماد اراده الهی هستند و خداوند از طریق آن شخصیت‌ها بنا دارد آن اراده تاریخی را محقق کند، مد نظر قرار می‌دهد، در این میدان است که انسان جایگاه رهبری رهبر انقلاب را بعد از حضور تاریخی حضرت امام روح الله  می‌نگرد و می‌یابد که چگونه با نظر به شخصیت رهبر انقلاب، می‌توان در انتخاب‌های خود گرفتار روزمرگی‌ها و سیطره  رسانه ها نبود و به سنت‌های لایتغیر الهی اندیشه کرد. در این حالت انسان چون کوه استوار می‌شود و آینده برای او  میدانی است تا بتواند هرچه بیشتر اکنون را به بهترین نحو مدیریت کند از آن جهت که متوجه می‌شود نظر به رهبری انقلاب یعنی حضور در آینده تاریخ. موفق باشید

40137
متن پرسش

با سلام و نور و رحمت خدمت استاد عزیزم: استاد آیا گفتگوی خداوند در کوه طور با حضرت موسی به صورت جلوه ای با نور و یا آتشی که از دل درخت ظاهر شده بود به این اشاره دارد که آن درخت همان شجره نبوت و مولا جانم حضرت علی روحی له الفداه بوده است چرا که درخت زمینی را تاب و توان آن نیست که جلوه گاه حضرت ربوبی باشد و او که نماد حق و عزیز الله بود توانست منشا حضرتش باشد و جلوه کلام اش و آیا این فهم هم درست است که حضرت آدم هم چون تخطی کرد و زشتی این نافرمانی و یه وجه دنیایی اش نمایان گشت خود را به ستر مقام ولایت و یا همان برگ درخت طوبی پوشانید و کیست جز علی که این چنین حق در اوست و او در حق پدر خدا بیامرز ام شعری در وصف مولا جان حضرت علی می‌خواند که بسیار در گوش جانم مانده و ایشان همیشه می گفت: من علی را خدا نمی‌دانم اما... از خدا هم جدا نمی‌دانم. استاد تمنا دارم دعایم کنید تا به معرفت این بزرگواران و حضرت حق برسم و جز عشق و بندگی و گدایی مرا مسلک و روشی نماند.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری سخن در این مورد بسی اندیشه‌ها در پی دارد و حقیقتاً هر آن کس در نماد انسانیت بخواهد خود را ادامه دهد  مگر می‌شود در منظر خود نهایی‌ترین انسان را که پیامبر نبود ولی مقصد به ظهور آمدن همه انبیا و اولیا بود، نباشد؟ همانطور که در روایت  حقیقت نوری اهل البیت علیهم السلام عرایضی شد. راستی! جناب اباذر از مولایمان علی علیه السلام چه در ذهن داشت که به سوی جناب سلمان که به تعبیری دانای به فرهنگ اهل البیت بود رفت بلکه از حضرت علی علیه السلام سخن بگوید و ملاحظه فرمودید که  جناب سلمان نیز توصیه فرمود که به سوی حضرت علی علیه السلام روانه شوند تا  آنچه را حضرت  بفرمایند در آن روایت فرمودند. حقیقتاً هر آن کس به دنبال نمادی اصیل و همه جانبه در انسانیت باشد مگر می‌تواند در منظر خود شخصیت و سبک انسانی حضرت مولای متقیان علی بن ابی طالب علیه السلام را نداشته باشد. حتماً در این مورد به آن سخن مشهور رسول خدا صلوات الله علیه و آله  بیندیشید که حضرت فرمودند: علی علیه السلام نفس و جان من می‌باشد. موفق باشید.  

40122

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام و احترام: آیا حضرت علامه جوادی آملی بر نظریه وجود تشکیکی ملاصدرا ایراد گرفته اند؟ اصولاً در وجود تشکیکی که وجود مطلق گاهی قوی و گاهی ضعیف است این شدت و ضعف با مطلق بودن حق سازگار است؟ در این وجود تکلیف ماهیات که حد وجود و عدمی هستند چه می‌شود؟ ممنون از لطفتون. لطفا منابعی هم جهت مطالعه بیشتر معرفی بفرمایید.

متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: بحث در این مورد بسی مفصل است و مسلماً آیت الله جوادی  از جمله حکیمانی هستند که معتقد به تشکیک وجود می‌باشند و هر آن چیزی که تشکیکی هست مرتبه تعالی دارد که در رابطه با وجود آن حقیقت مطلق مقام توحید ربوبی می‌باشد و دیگر مراتب تجلیات اسماء الهی هستند. ماهیات به این اعتبار صورت مراتب وجود می‌باشد که بحث آن در جای خود بحث مفصلی می‌باشد. موفق باشید

40108

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام: کتاب شرح فصوص را خریداری نمودم و برای دریافت فایل های صوتی آن چکار کنم؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در این مورد خوب است با حاج آقا نظری به شماره 09136032342 تماس بگیرید. موفق باشید

40100

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با عرض سلام: با توجه این آیه: ﴿ يَا أَيُّهَا الرُّسُلُ كُلُوا مِنَ الطَّيِّبَاتِ وَاعْمَلُوا صَالِحًا...﴾ ای پیامبران! از خوردنی های پاکیزه بخورید و کار شایسته انجام دهید...(آیه شریفه ۵۱ سوره مبارکه مومنون) هر خوراکی که جسم را سنگین و آلوده کند و روح (نفس) را متوجه و متوقف در جسم کند کمک به هواء و سقوط نفس می کند نباید خورده شود، و این هم شامل خوردنه و هم تصرف در طعام ها حالا منظور از طیبات چی هست؟ شاخص چیه؟ راهکار چیه؟ مطمئنا خیلی بیشتر از حرام و حلال معمولی منظورشه، و اگر ما صاحب خرج نباشیم ولی مجبور به تصرف در آن چی؟ کنترل نفس در خوردن با روزه میشه و اگر شرایط روزه محقق نباشه چی؟ سختترین مرحله رشد به زعم من همین کنترل خوردنه، که درش یا افراط میشه یا تفریط و حد وسطی انگار نداره حالا اگر شرایط خاصی هم بر آن مضاعف بشه که دیگه غیر ممکنه، ولی مگر میشه راه حلی نباشه؟ و اینکه در بارداری تکلیف تعارفیها چی میشه؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در این موارد نباید سخت‌گیری کرد زیرا بالاخره در جامعه‌ای زندگی می‌کنیم که مردم آن در کلیت، مقیّد به رعایت دستورات شرع مقدس می‌باشند مگر کسانی‌که فسق آن‌ها علنی است. موفق باشید

نمایش چاپی