بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
40102

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد عزیزم: ۱. استاد با توجه به اون فراز فصوص الحکم که فرمودند «ان ربی علی صراط مستقیم» آیه ی ابتدایی سوره مبارکه بقره که فرمودند «اولئک علی هدی من ربهم» هدایت رب چیه؟ (اخیرا اشاره فرمودید) ۲. استاد آیا رب من می‌تونه به حضرت محمد (ص) و آل او درود بفرسته؟ صلوات دانی بر عالی به چه نحوه است؟ خداوند خیرتون بده

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. به نظر می‌آید خوب است در این مورد به جلسۀ دوم و سوم بحث در مورد سورۀ بقره رجوع شود. ۲. نکاتی در کتاب «صلوات بر پیامبر (صلوات‌الله‌علیه‌وآله) عامل قدسی شدن روح»https://lobolmizan.ir/book/72?mark=%D8%B5%D9%84%D9%88%D8%A7%D8%AA در این مورد مطرح شده است. خوب است به آن کتاب رجوع فرمایید. موفق باشید

39677

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام علیکم: در رابطه با سوال ۳۹۶۷۵ می‌خواستم بپرسم که پس چطور شما در سوره واقعه می‌گویید الله بصورت انسانی بر مقربین تجلی می‌کند؟ با تشکر

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عزیزِ دل من! بحث خداوند به صورت انسان در عالم ماده کجا و صورت اعمال مقربین در جلوۀ حوری در عالم قیامت کجا؟! موفق باشید

39500

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

در جامعه کثیف امروزی نمی توانم زندگی کنم؛ خوب و بد با هم آمیخته شده و واقعا نگه داشتن دین مثل نگه داشتن آتش در دستم هست و هیچ هادی ندارم و از تنهایی دارم نابود میشم و هیچ کاری بعد از کلی جست و جو پیدا نکردم که روحم در آن آرام باشد؛ تکلیف چیست؟ تا کی هی در بزنیم و کسی باز نکنه؟ امیدوارم که توسط خودتون خونده شه. یا علی

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: پیشنهاد می‌شود در این موارد به مباحث «معرفت نفس» ورود فرمایید که فرموده‌اند: «انفع المعارف» است. موفق باشید

40769

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام علیکم و عرض ادب: بنده حدود ۱۰ سال پیش دچار وسواس شدم. طی چند سال تشدید پیدا کرد و از این جهت پیگیر درمان شدم. طرق مختلفی برای درمان طی شد؛ از طب جدید و سنتی گرفته تا... . از هر طریقی فوایدی برای بنده حاصل شد منتها هنوز بهبودی کامل بدست نیامده بود. نهایتاً آنچه برای بنده به شدت مفید بود، استفاده از نگاه عرفانی و بهره‌گیری از علوم عقلی فلسفی بود که بحمد‌الله تا حد زیادی به بنده کمک کرد. با این وجود همچنان مقداری آشفتگی فکری وجود دارد که البته چندان بروزی ندارد که اطرافیان متوجه مشکل شوند. توصیه‌های حضرتعالی هم مطالعه شد. اگر توصیه‌ی خاصی بابت مشکل بنده دارید بفرمایید لطفاً و اینکه در یکی از توصیه‌ها اجتناب از تحریک احساسات را فرموده بودید که در بعضی مصادیق برای بنده مبهم است؛ یکی اینکه، بنده شخصیت شاد و خوش‌ذوقی دارم که با خونگرمی و معاشرت و خندیدن با دوستان شناخته می‌شوم این رویه برای بنده مضر است؟ (ترک این شخصیت برای خودم نگران‌کننده می‌باشد) همچنین اینکه روضه و درددل با اهل بیت علیهم السلام را برای خود ضروری می‌دانم، اجتناب از این مجالس برایم مشکل است، آیا ترک این مجالس ضرورت دارد؟ تشکر

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همان‌طور که متوجه شده‌اید هر اندازه ذهن خود را در امور معرفتی و تدبّر در قرآن صرف کنیم، تأثیر امور وهمی ضعیف و ضعیف‌تر می‌شود و در این رابطه کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» که روی سایت هست، متذکر نکاتی می‌باشد. اتفاقاً روحیۀ شاد و حضور در مجالسی که نظر به سیره و شخصیت اهل البیت در آن هست، بسیار مفید خواهد بود. موفق باشید

40288
متن پرسش

سلام و درود بر سردار مقاومت جهان عرب، حماس بزرگ و جناب حکیم شیخ نعیم قاسم برادر عزیز که حقیقتا ایشان هنوز شناخته شده نیستند ولی از ذخایر بزرگ الهی است. اما برای حضور در آینده هرچقدر فکر می‌کنم راهی جز مدد ها و معجزات خاص از جانب خود حضرت رب وجود ندارد. اینکه فکر کنیم کار دشمن تمام شده و دیگر هیچ زوری ندارد یک امریست که هنوز باید با جنگ محقق شود و چنین دشمنی که بمب اتم دارد و کله ای خالی و شیطنت احمقانه، فقط با اراده ای خاص از ظهور حق تعالی ممکن به مقابله خواهیم بود. اینکه نسل بنی امیه در سرمستی از قتل عام بلند شده و اسرائیل راهی جز جنگ تن به تن نگذاشته و با دجال و شیطان بسمت حکومت جهان آمده- و تمام تاریخ جهانی را به یک «آخر» کشیده خداوند حق و استقامت را تنها نخواهد گذاشت. هرچه می‌نگرم راهی جز اراده خاص الهی برایمان نمانده، نظر شما چیست جناب استاد؟ آیا این انسانهای مقاوم بزودی زود به مدد الهی می‌رسند در حالی که ساعتی نمی‌گذرد در جنگ با دشمن و از پای در می آیند و راهی جز توجه ویژه تر از خداوند ندارند.

متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌طور است که می‌فرمایید و در واقع مسیر حزب الله با شخصیت ایشان در این شرایط خود را بازیابی کرد و در مورد آنچه در این دفاع مقدس ۱۲ روزه برای ما پیش آمد؛ مهم توجه به عنایات الهی است در خنثی‌کردنِ نقشۀ بسیار عمیق و همه جانبۀ همۀ جهان استکبار. و همچنان در راهی که خداوند از طریق انقلاب اسلامی مقابل ما گذارده، حاضر و پایدارماندن. جناب آقای حسین حاجی کارشناس مسائل غرب آسیا دیشب در برنامۀ «جهان امروز» نکات بسیار دقیقی در رابطه با شرایطی که در مقابل اسرائیل برایمان پیش آمده؛ مطرح فرمودند و اینکه اسرائیل همراه با بخش زیادی از اروپا و همۀ آمریکا، همۀ خشاب‌های خود را خالی کرد و به نتیجه نرسید. و این یعنی ما با ایرانِ دیگری در آینده، خود را ادامه می‌دهیم. ایرانی که در مقابل چنین فتنۀ بزرگی توانسته است تاب‌آوری داشته باشد. موفق باشید              

40164
متن پرسش

سلام استاد: احساس می‌کنم مسیر آزادی فلسطین در گرو اراده انسانی و جهانی مردمه و توقع زیادی داشتن از حکومت ها حتی جمهوری اسلامی توقعیه که زیاد کارکردی نداره. بزرگترین اتفاقات عالم که یا اتفاق افتاده مثل انقلاب اسلامی یا اتفاق میفته مثل ظهور وابسته به اراده مردم بوده. من فکر می‌کنم این اراده در حال شکل گرفتنه و داره تبدیل به یک حرکت عمومی میشه. از همین حرکاتی که دختر خانم ایرانی در دانشگاه زد تا کشتی مادلین و قراره تجمع در قاهره به سمت غزه نشونه های خوبیه. ما چی کار کنیم؟ به نظرم مثل پازل که هرکس نقشی داره در تکمیل باید سعی کنیم این وجدان رو بیدار نگه داریم، در خودمون و اطرافیان ولو یک نفر. این نظر به نظر شما درسته استاد؟ من خیلی دنبال این هستم برای فلسطین باید چی کار کنم اما واقعا نمیدونم و صرفا به این مطلب رسیدم که عرض شد خدمتتون.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌طور است. مهم آن است که یک لحظه به دلایل مختلف نباید از فلسطین، آری! از فلسطین غفلت کرد به همان معنایی که همت‌های زیبا و بلند مانند همت آن بانوی سرفراز در کشتی مادلین به میان آورد و نشان داد رژیم صهیون تا کجاها فرومایه است و به همان معنایی که بناست آن راهپیمایی زیبا انجام گیرد و انتظار راهی که خداوند ان شاءالله در مقابل ما می‌گشاید تا در این میدان هر آنچه حکایت نسبت ما با موضوع فلسطین است، بیش از پیش، پیش آید. بحمدالله نظام اسلامی در کلیت خود به عالی‌ترین شکل که ممکن است در میدان است ولی ما نیز هر کدام هر آنچه بیش از پیش است را انتظار می‌کشیم و از خداوند می‌خواهیم بهترین شرایط را برای نابودیِ هرچه بیشتر رژیم صهیون فراهم کند که در آن صورت، تاریخ دیگری آغاز می‌شود. موفق باشید

41101
متن پرسش

با سلام و تحییت خدمت شما استاد طاهرزاده: طبق چیزی که توی کانال گذاشتید: #استاد_طاهرزاده: چه اندازه در غفلت اند آن هایی که حضرت آیت الله خامنه ای، یعنی نایب الام عصر را که به نور قرآنِ حیّ و حاضر یعنی نور حضرت صاحب الأمر «عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف» می‌اندیشند و سخن می‌گویند. به جهت طولانی بودن عمر شریف شان پیر قلمداد می کنند! مگر حضرت صاحب الأمر با طولانی‌شدنِ عمر مبارک‌شان، پیر می‌شوند که عده‌ای گمان می‌کنند رهبر انقلاب پیر شده‌اند؟! خواستم چیزی را به شما عرض کنم حضرت آیت‌الله خامنه‌ای مد ظله العالی در یک دیداری فرمودند: عمري الى التسعين يركض مسرعا والنفس واقفة على العشرين. حضرت آقا مد ظله العالی مانند حضرت صاحب الزمان عجل الله تعالی فرجه الشریف رو به سمت جوانی هستند و لحظه به لحظه جوونتر از قبل میشن. هم جوونتر لحظه به لحظه میشن و مهربونتر و عشقم نسبت به ایشون لحطه به لحظه بیشتر میشه

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نکتۀ مهمی است و همین‌طور که فرمودند: «سن و سالم را باید براساس روحم حساب کرد نه به تعداد سالها. ‌فردا سنّ نود سالگی را به مسخره خواهم گرفت. عمرم شتابان به سوی نود سالگی می‫دود. ولی روحم بر بیست سالگی ثابت است.» و واقعاً اگر عزیزان با دقت روی سخنان رهبر معظم انقلاب تمرکز کنند، متوجۀ عمق دقت ایشان نسبت به جهانی که در آن قرار دارند؛ می‌شوند. به عنوان نمونه می‌توانید به عرایضی که در رابطه با سخنان ایشان در موضوع «جنگ نرم» شد، نظری بیندازید. https://eitaa.com/matalebevijeh/21554 . و یا در این رابطه خوب است به سخنان حاج آقا موسویان با نظر به سخنان رهبر معظم انقلاب را مدّ نظر آرید. https://eitaa.com/sabbar_ir/3938 موفق باشید

41040

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام و احترام خدمت استاد گرامی: راهرویی که میل به زندگی در عالمی الهی دارد و می‌خواهد زندگی‌اش با نور الهی روشن باشد، در طی مسیر به دوراهی رسیده است: یکی اینکه مجردی پیشه کند و همانگونه که فرموده بودید سعی کند تا عفیفانه عمر بگذراند و یکی اینکه با مؤمنه ای ازدواج کند و سعی کنند با سادگی مسیری را با هم طی نمایند. حرف این است که خدای حقیقی خدایی‌ست که چه در رونق و ارزانی و چه در قحطی و گرانی روزی‌ده است و ما نباید با حرفِ اینکه شرایط اقتصادی بسی خراب است دست از ازدواج بکشیم؛ از سوی دیگر خب بنده باید به فکر آسودگی همسر آینده‌ ام نیز باشم که سختی تنگی مالی را آیا رواست که تحمل کند؟ در اینجا به این می‌رسم که ایشان باید فردی درنهایت ایمان باشند که به فضل الهی و روزی مقرر باور داشته باشند و بنده نیز در حد توانم بکوشم. منتها شرایط دانشجویی مضاف بر علت شده و باعث می‌شود که شغلی هرچند پاره‌وقت گیر نیاید. با اینحال نمی‌دانم روحیه ای که در من مستولی شده روحیه ای نیک است یا پلید؟ بالاخره مجردی بنده هرچقدر هم که تلاش کرده‌ام همراه با خطراتی بوده که لغزشهایی هم کم و بیش برایم به وجود آورده و بیم تنگناهایی را دارم که قرار است پیش بیاید و منی که آرزوی یاری امام زمان (علیه السلام) را دارم را از پا بیندازد. از طرفی دختری مؤمن به بنده معرفی شده که شرایط قناعت را داراست. حال با توجه به گفتگو های قبلی، فعلا و با این شرایط اقتصادی از مسئله ازدواج بطور ۷۰ درصدی منصرف شده بودم که این مورد پیش آمد و باز مرا به فکر برد. گفتم با استاد مشورتی داشته باشم. سپاس از لطف های بیکران دعا بفرمایید.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر می‌آید به همان معنایی که در آخر آیۀ ۳۲ سورۀ نور فرمود: «يُغْنِهِمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ وَ اللَّهُ واسِعٌ عَليمٌ» می‌توان گفت به همان معنایی که خداوند وعده داده، خودش آنچه نیاز است را پیش می‌آورد و احتمالاً آن مورد که پیش آمده می‌تواند مصداق وعدۀ الهی باشد. می‌ماند که مطلب را با خود طرف مقابل در میان بگذارید و از بزرگیِ چنین تصمیمی با او گفتگو کنید که در این زمانه می‌توان به سادگی تمام زندگی را شروع کرد حتی در یک اتاق در خانۀ پدری. موفق باشید 

41031
متن پرسش

با عرض سلام و ادب خدمت استاد گرامی: استاد اینکه اوضاع اقتصادی نابسامان است صحیح و اینکه متأسفانه فاصله غنی و فقیر در مقایسه با اول انقلاب زیاد شده به وضوح در جامعه دیده می‌شود، ولی چه چیز باعث شده است که بخشی از جوانان سطحی نگر معترض القابی را که شایسته مستکبران و دیکتاتورهای ظالم عالم چون نتانیاهوی ملعون و ترامپ فرومایه است را به رهبری نسبت بدهند و این پدر رئوف و مهربان و این امید مظلومین و مستضعفین جهان را باعث و بانی اوضاع نابسامان اقتصادی کنونی بدانند؟ بدیهی است که در رسانه نوک پیکان دشمن خودی ترین خودی ها را نشانه گرفته و رهبری را به مردم به عنوان علت مشکلات معرفی می کند با اینکه رهبر جایگاه رهبری دارند و نه جایگاه کارشناس اقتصادی. ولی در این شرایط از رئیس دولت که با ادعای بهبود اوضاع اقتصادی به میدان آمد ولی متأسفانه شرایط بدتر شد، انتظار می رود که لااقل خود دولت را مسئول بداند و شبه های مرتبط با رهبری را برطرف کند. تا کنون چندین بار رهبری از رئیس جمهور پشتیبانی کرده اند و مردم را به همکاری با دولت ترغیب کرده اند و الان که دشمن سعی دارد رهبری را باعث و بانی شرایط کنونی معرفی کند جا دارد لااقل رئیس جمهور به مردم بگوید که رهبری در بدتر شدن اوضاع اقتصادی نقشی ندارند و بدتر شدن اوضاع متوجه دولت است و نه رهبری. تا کی باید رهبر عزیزمان، این پدر رئوف و مهربان حتی در داخل کشور اینقدر مورد مظلومیت قرار بگیرند و چوب بی تدبیری های دولت ها را بخورند. نمی‌دانم در بین دولت مردان ما ترس از دست دادن محبوبیت در جامعه است که باعث می شود که آنطور که باید پشت رهبری در نیایند، که اگر چنین است بروند تهذیب نفس کنند و یا اینکه خدای ناکرده دل آنها جای دیگری ست اما اینکه شعارهای بخشی از مردم معترض سطحی نگر متوجه رهبری، این ندای حق زمانه، شده است دل انسان را به شدت بدرد می آورد. التماس دعا استاد

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همان‌طور که متوجه هستید در هر حال و کم و بیش با نفوذ غرب‌زدگان لیبرال، ما در نظام اجرایی گرفتار افرادی شده‌ایم که هیچ تعهدی نسبت به مردم ندارند و به عدالت و تقوایی که مبنای نظام اسلامی می‌باشد، آن‌طور که شایسته است متعهد نیستند هرچند همۀ بدنۀ دولت چنین نیست، ولی آن افراد که جنابعالی نیز متذکر آن‌ها هستید، در گلوگاه‌های بعضی از تصمیم‌گیری‌ها حاضرند. مهم آن است که متوجه باشیم این افراد بالاخره در نظام اسلامی ما مهمان‌های ناخوانده‌ای هستند و این درست بر عکسِ سرنوشت کشورهای غربی است که این افراد، صاحب نظام کشورهای غربی شده‌اند و این‌جا است که باید سخت امیدوار بود که دشمن بر افرادی سرمایه‌گذاری کرده و امیدوار است که سرابی بیش نیستند. و این است معنای سخن رهبر معظم انقلاب که می‌فرمایند: «امروز هم آمریکا دچار خطای محاسباتی است؛ امروز آمریکا غلط می‌فهمد مسائل را، محاسبه‌اش اشتباه و غلط است». و در این رابطه به هیچ‌وجه این سخن رهبر معظم انقلاب را ساده نگیرید که می‌فرمایند آنچه رژیم طاغوتی پهلوی را سرنگون کرد، ایمانِ به اسلام و غیرت دینی و غیرت ایمانی بود، و امروز نیز ملت سرافراز ایران با همان روحیه در صحنه‌اند. 
 آری! اگر دشمن به گمان خود چند جوان ساده و نادان را تحریک می‌کند و به آن‌ها امید بسته، به این طرف ماجرا نظر بفرمایید که جوانان بسیجی ما چه اندازه سلحشورانه آماده‌اند که یک ساعته همۀ بساط اغتشاش‌گران را که امید ترامپ شده‌اند، برچینند به همان معنایی که رهبر معظم انقلاب در مورد جوان ایرانی می‌فرمایند جوان ایرانی کسی است که در جنگ، سلحشور است و سینه سپر می‌کند، در سیاست روشن‌بین است و آمریکا را می‌شناسد. در امور دینی دارای تقیّد است. و در همین رابطه خطاب به جوانان می‌فرمایند در دینداری و تفکر سیاسی حاضر و آمادگی داشته باشند. 
آیا با توجه به این امر نباید دشمنان ایران همۀ حملۀ خود را متوجۀ رهبر انقلاب نمایند؟ که این‌چنین طشت رسوایی جبهۀ استکبار را به صدا در می‌آورند؟ آری! ای رفیق! قضیه از این قرار است و این است که به گفتۀ رهبر معظم انقلاب باز استمرار خطاهای عمیق محاسباتی آمریکا در قبال ملت ایران و نظام جمهوری اسلامی، و باز شکست و نزدیکیِ سرنگونیِ جبهۀ استکبار به همان معنایی که خداوند فرمود: «كَتَبَ اللَّهُ لَأَغْلِبَنَّ أَنَا وَ رُسُلي‏ إِنَّ اللَّهَ قَوِيٌّ عَزيزٌ» بدین معنا که این حکمِ قطعی است که خداوند مقرر فرموده حتماً و حتماً من و پیامبرم بر آن‌ها چیره خواهیم شد. موفق باشید         
 

40840

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام: می‌خواستم در مورد شروع حیات انسان در کره زمین سوال بپرسم. الان انسان دیرین شناسان با توجه به بقایا و علم ژنتیک یک خط تکاملی برای پیدایش ما دارند که از حدود ۸ ملیون سال پیش توی آفریقا شروع شده و تا الان ادامه داره. می‌خواستم نظرتون در مورد تکامل رو بدونم و بپرسم حالا آدم و حوا که توی دین گفته شده اولین انسان ها هستن کجای این خط تکاملی میتونن قرار بگیرن؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مرحوم شهید مطهری در کتاب «تکامل» که مجموعۀ فرمایشات ایشان در باره تکامل است می‌فرمایند از نظر دینی ما می‌توانیم بگوییم اولین انسان که نژاد این انسان‌ها می‌باشد، حضرت آدم و حضرت حوّا بوده‌اند. ولی دلایل علم فسیل‌شناسی در رابطه با ادعای‌شان نسبت به تکامل انسان ناقص است. بنده در جلسات اولیۀ شرح سورۀ سجده عرایضی در این رابطه داشته‌ام. https://lobolmizan.ir/sound/1250?mark=%D8%B3%D8%AC%D8%AF%D9%87 موفق باشید

40826
متن پرسش

‌ معلمی و دشواری قرار گرفتن در لحظه‌یِ حیرتِ نزاع‌های درونی و آشفتگی‌های فکری و وجودی ـــ شاید معلم، خیالی از انسان، تاریخ و جهان دارد و برای تحقق خیالات و رؤیاهایش پای در زندگی دیگر انسان‌ها می‌گذارد (شاید هم دیگران پای در زندگی‌اش می‌گذارند) تا قصه‌ای که در وجود می‌پروراند را تحقق بخشد. اما چه لحظه‌ی دشواری است آنگاه که خود دچار حیرت می‌شود از چیستی وجود انسان! به راستی کمر همت به تربیت انسانی بسته که نمی‌داند از چه آب و گلی سرشته شده است؟ و قصه‌ای می‌خواهد رقم بزند که خود پایان آن قصه را نمی‌داند‍؟! خودم هم کاملا متوجه‌ام که دارم با تکلف زیاد می‌نویسم: زبان کودکان را فقط مادران می‌فهمند‌. لکنتی که در زبان یک کودک است باعث می‌شود نتواند آنچه را که قصد دارد، بیان کند. اما گاهی اگر شانس با او همراه باشد، مادرش می‌فهمد که او چه می‌گوید و همین باعث می‌شود که آهسته آهسته، هم‌زبانیِ بین کودک و مادر، لکنت زبان کودک را برطرف کند و زبان گویا شود‌. نمی‌دانم، آیا واقعاً سخن گفتن از چیستی و هستی انسان، راهگشاست. یا فعلاً باید به آنچه می‌دانیم عمل کنیم تا ببینیم چه پیش می‌آید؟ (و اگر هیچ ندانیم، چه؟) اصلا مگر راهی در میان است که گشوده شود یا در تنگنا قرار گیرد؟ سرمنزل این راه کجاست تا بفهمیم که سخن گفتن از هستی ما را به آن نزدیک می‌کند یا عمل به یافته‌ها؟ ــ آیا لحظات دشواری نیست، حال انسانی که در این لحظه‌ی آشفته‌ی درونی قرار می‌گیرد و گاه به این فکر می‌کند که به زیر میز بازی بزند؟ (حال فرض کنید این انسان معلم هم باشد)

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: چه خوش است معلّمی از آن جهت که شغل انبیاء می‌باشد. انبیائی که تا آن‌جا مادرانه با افراد و حتی گمراهان عمل می‌کنند که پروردگارشان به آن‌ها می‌فرماید: «لَعَلَّكَ بَاخِعٌ نَفْسَكَ أَلَّا يَكُونُوا مُؤْمِنِينَ» شاید تو می خواهی برای اینکه آنان ایمان نمی آورند، خود را از شدت اندوه هلاک کنی! پس مهم، درک کودکان است آن‌هم با حوصله، بخصوص با نسلی که در طوفان فضای مجازی سرگردان است ولی در عین حال به شدت آماده است که امری بزرگتر از سخنان عادی بشنود. عرایضی در رابطه با نسلی که باید برای او سخنِ فردایی زد؛ در مصاحبه‌ای با آقای دکتر دخان‌چی شده است، خوب است به آن رجوع شود. https://eitaa.com/matalebevijeh/20803  موفق باشید

40629

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام و تحییت خدمت شما استاد طاهرزاده: «الدِّينُ يُجِلُّ» یعنی چی؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این موارد مواردی نیست که بنده در موردش حضور ذهن داشته باشم. به نظر می‌آید بتوانید از طریق فضای مجازی و با نظر به متن اصلی، جواب این نوع سؤالات را جستجو فرمایید. موفق باشید

40614
متن پرسش

بسم الله الرحمن الرحیم. سلام علیکم: یک استدلال زیبایی شهید مطهری دارند که: سختی شناخت خدا بخاطر فراگیر بودن آن است؛ _چرا که تعریف حد و رسم می‌خواهد_ همچون زمانی که تمام دنیا را سفیدی فرا گرفته باشد، آن‌موقع عملا شناخت سفیدی ممکن نیست. غرض از ذکر این فرمایش، می‌خواهم بگویم که وقتی امری بسیار بزرگ شد عملا به حجاب می‌رود و قابلیت ظهور و بروزش ضعیف می‌گردد؛ همچون طلبگی در روزگار کنونی؛ از شدت وسعت و عمقی که دارد، از طرفی شناخت خوبی نسبت بدان حاصل نمی‌گردد، از طرفی بخوبی ظهور و بروزی ندارد. واقعا فکر نسبت به طلبگی دیوانه کننده ترین فکر حاضر است؛ انسان برود در دانشگاه دکتر یا مکانیک یا مهندس شود، حقیقتا نمود بیشتر در رشد و هویت دارد؛ چرا که حد دارد و براحتی آدمی بر آن مسلط می‌شود (هرچند غرض از مذکور برای تکفیر طلبگی نبود). با توجه به پرسش شماره۴۰۵۹۷ آهی تازه برایم جلوه کرد؛ تا بحال متوجه این‌همه ظلمت خود نبودم، نمی‌دانستم تا این حد گوش هایم سنگین شده! حال می‌توانم صدای ناله های راه طلبگی که بر من گشوده شده را بشنوم که تا چه اندازه نسبت بدان بی توجه بودم و این روح را درک نکردم و چقدر نسبت بدان بیرحمانه برخورد کردم؛ منی که در این راه قدم‌ برداشتم‌ اما هرجا که پیش می آمد، رهسپار می‌گشتم جز در این راه. حقیقتا من نسبت بدین راه جفا کرده ام، مسئول خوبی نسبت بدان نبودم و اویی که خود را بر من گشود را اینچنین جریحه دار کرده ام؛ اویی (راه حوزه) که بدنبال رساندن من، به خودم بود...! چگونه روحیه مسئولیت پذیری را در خود زنده کنیم تا که تا این حد متشتت و بیگانه از محلّ خود نباشیم و اینچنین خودی را که با نسبت پیدا کردن با بسترها و قدم زدن در راه آنان، معنا می یابد را، بیابیم؟

متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم:
عاشق شده ای ای دل سودات مبارک باد
از جا و مکان رستی آن جات مبارک باد
از هر دو جهان بگذر تنها زن و تنها خور
تا ملک ملک گویند تنهات مبارک باد
ای پیش‌روِ مردی امروز تو برخوردی
ای زاهد فردایی فردات مبارک باد
کفرت همگی دین شد تلخت همه شیرین شد
حلوا شده‌ای کلی حلوات مبارک باد
در خانقه سینه غوغاست فقیران را
ای سینه بی‌کینه غوغات مبارک باد
این دیده دل دیده اشکی بد و دریا شد
دریاش همی‌گوید دریات مبارک باد
ای عاشق پنهانی آن یار قرینت باد
ای طالب بالایی بالات مبارک باد
ای جان پسندیده جوییده و کوشیده
پرهات بروییده پرهات مبارک باد
خامش کن و پنهان کن بازار نکو کردی
کالای عجب بردی کالات مبارک باد
حقیقتاً همین‌طور است و طلبگی به معنای حقیقی آن همچون حضور نور است در عالم که همه جا را روشن می‌کند بدون آن‌که دیده شود. و خوشا به حال آن طلبه‌ها و روحانیونی که چنین حضوری در عالم دارند به جای آن‌که بخواهند دیده شوند و یا بر مردم ریاست کنند و خود را بر دیگران تحمیل نمایند. چه اندازه ارزشمند بودند امثال آیت الله بهاءالدینی ها و آیت الله احمدی میانجی‌ها و آیت الله راستی‌ها که به ظاهر هیچ‌کجایی نبودند ولی در عمق جان افراد نفوذ می‌کردند و این یعنی همه جا بودند. خوشا به حال ائمۀ جماعاتی که چون سایه‌ای آرامش‌بخش بر سر نمازگزاران خود بودند. موفق باشید                
 

40577

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام علیکم استاد: به نظر شما سلوکی که بعضا بر صمت و پرهیز از اهل دنیا و غفلت تاکید می‌کند توانمندی این رو دارد بتواند در بحث جامعه پردازی در گام دوم انقلاب نیازهای انسان امروز ما رو بر آورده کنه؟ به نظر شما زبان اهل معرفت ما در تبیین معارف الهی آیا نیاز به یک بازنگری و ساده سازی ندارد؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مهم، سیرۀ اهل البیت است و در این راستا می‌توان به توصیه‌های آن عزیزان در مورد صمت و پرهیز از دنیا هم در جای خود فکر کرد، ولی نه به معنای فرار از وظایف اجتماعی. و از این جهت هر آن کس که بنای سلوک دارد باید متوجۀ جایگاه آن دستورات باشد و از این جهت آری! باید متذکر جریان‌هایی شد که انسان‌ها را در عبادات فردی متوقف می‌کنند. در این راستا در کتاب «سلوک ذیل شخصیت حضرت امام خمینی (رضوان‌الله‌تعالی‌علیه)» عرایضی شده است. موفق باشید

40520

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام علیکم: درباره آیه «و جاء ربک و الملائکه». مطلبی داشتم. اگر این رب در آیه بالا را مساوی رب پیامبر (ص)  بگیریم. رب پیامبر (ص) اسم جامع الله است. حال این اسم جامع مظهر می خواهد. مظهرش حضرت محمد (ص)  است. قیامت هم که مثالی است. پس می‌شود گفت که اسم جامع الله همراه جسم مثالی پیامبر (ص) است. پس آیه بالا معنی باطنی اش این است که: اسم جامع الله در بدن مثالی پیامبر (ص) تجلی کرد. و همه مردم در محشر با دیدن بدن مثالی پیامبر (ص) به اسم جامع الله منتقل می‌شوند. یعنی نور اسم جامع الله را در جمال محمدی می‌بینند. آیا مطالب بالا را درست فهمیدم؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! جمال آن حضرت آینۀ تجلی انوار حضرت الله است به همان معنایی که خود آن حضرت نیز فرموده باشند: «من رآنی فقد رای الله» ولی بحث در تجسم مثالی است که نمی توان از این جهت گفت آن حضرت تجسم مثالی حضرت الله باشند که به معنی به جسم در آمدنِ حقیقتی است که به نور توحیدی اش بسی بالاتر از این حرفها می باشد. موفق باشید

40278

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

نقص فلسفه‌ی ما این نیست که ذهنی است - فلسفه طبعاً با ذهن و عقل سروکار دارد - نقص فلسفه‌ی ما این است که این ذهنیّت امتداد سیاسی و اجتماعی ندارد. فلسفه‌های غربی برای همه‌ی مسائل زندگی مردم، کم و بیش تکلیفی معیّن می‌کند: سیستم اجتماعی را معیّن می‌کند، سیستم سیاسی را معیّن می‌کند، وضع حکومت را معیّن می‌کند، کیفیت تعامل مردم با همدیگر را معیّن می‌کند؛ اما فلسفه‌ی ما به‌طور کلّی در زمینه‌ی ذهنیّاتِ مجرّد باقی می‌ماند و امتداد پیدا نمی‌کند. شما بیایید این امتداد را تأمین کنید، و این ممکن است؛ کمااین‌که خود توحید یک مبنای فلسفی و یک اندیشه است؛ اما شما ببینید این توحید یک امتداد اجتماعی و سیاسی دارد. «لااله‌الا اللَّه» (۱) فقط در تصوّرات و فروض فلسفی و عقلی منحصر و زندانی نمی‌ماند؛ وارد جامعه می‌شود و تکلیف حاکم را معیّن می‌کند، تکلیف محکوم را معیّن می‌کند، تکلیف مردم را معیّن می‌کند. می‌توان در مبانی موجود فلسفیِ ما نقاط مهمّی را پیدا کرد که اگر گسترش داده شود و تعمیق گردد، جریانهای بسیار فیّاضی را در خارج از محیط ذهنیّت به‌وجود می‌آورد و تکلیف جامعه و حکومت و اقتصاد را معیّن می‌کند. دنبال اینها بگردید، این نقاط را مشخّص و رویشان کار کنید؛ آن‌گاه یک دستگاه فلسفی درست کنید. سلام علیکم ضمن عرض تسلیت ایام با توجه به متن فرمایش مقام معظم رهبری حفظه الله از چه طریقی امتداد اجتماعی و سیاسی فلسفه را در جامعه علمی ایجاد کنیم؟ راهکارهای ذیل این بیان چیست؟ با تشکر

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اتفاقاً فلسفۀ ما در قرائتِ صدرایی می‌تواند ما را در این زمان در این عالم حاضر کند آن‌هم با هویت قدسی. در این رابطه عرایضی در کتاب «سلوک ذیل شخصیت امام خمینی» شده است. به عنوان نمونه می‌توانید به سخن رهبر معظم انقلاب رجوع فرمایید که می‌فرمایند: «... به گمان ما فلسفه‌ي اسلامي در اسلوب و محتواي حکمت صدرايي، جاي خالي خويش را در انديشه‌ي انسان اين روزگار مي‌جويد و سرانجام آن را خواهد يافت ...». حضرت امام خميني «رضوان‌الله‌‌تعالی‌عليه» در جواب به سؤال «حَسَنَيْن هيکل» که از ايشان مي‌پرسد چه انديشه‌ها و انديشمنداني بر شما تأثيرگذار بوده‌اند؟ مي‌فرمايند: «در فلسفه: ملا صدرا، از كتب اخبار: كافى، از فقه: جواهر»  و نيز در دعوت گورباچف به اسلام، موضوع حکمت متعاليه‌ي صدرا و عرفان محي‌الدين را مطرح مي‌کنند. زيرا آموزه‌هاي ديني ما در مکتب ملاصدرا به صورت منسجم در آمده و مي‌تواند پشتوانه‌ي فلسفي انقلاب اسلامي و تمدن اسلامي باشد. موفق باشید

40250

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام خدمت استاد گرامی: من متاسفانه با روضه و هیات و مداحی و.. ارتباط نمی‌گیرم و محرم و صفر برام سخته چون همه جا روضه است و من هم خارج از گود. و هی از روایاتی که در این بابه می‌ترسم (که نکنه شقی و.. باشم) و از اینکه از چنین حضوری محرومم، دنیا برام جهنم میشه. این درسته؟ باید چکار کنم؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نه! هیچ فطرتی نیست که نسبتی با حضرت اباعبدالله «علیه‌السلام» نداشته باشد. می‌ماند که انسان بعضاً با این نوع روایت‌ها که از کربلا می‌کنند، نمی‌تواند با آن حضرت رابطه برقرار کند. پیشنهاد می‌شود سری به بحثی که اخیراً تحت عنوان «کربلا و عبور از دوگانگی بین «زندگی» و «مقاومت»https://eitaa.com/matalebevijeh/19721 شده است، بزنید و چنانچه آمادگی روحی در خودتان احساس نمودید به کتاب «کربلا؛ مبارزه با پوچی‌ها» که روی سایت هست، نظری بیندازید. موفق باشید

40098

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

عرض سلام و خداقوت خدمت استاد محترم: همانطور که مستحضرید روز گذشته جناب حجت الاسلام قاسمیان، پس از انتشار کلیپ اعتقاداتشان به وضعیت اسفبار کشور سعودی بازداشت شده اند. در این راستا عده ای در داخل نسبت به این عمل ایشان هجمه راه انداخته که این عمل بر خلاف قوانین آن کشور بوده، هزینه برای کشور و یا احتمال زحمت برای سایر حاجیان داشته است برخی هم معتقدند نباید در زمان و مکان انجام حج این مطلب گفته می شد و برخی هم ضمن تایید و حمایت از عمل ایشان، وظیفه دستگاه دیپلماسی را پیگیری حقوق ایشان دانسته و کار سعودی ها را در بازداشت ایشان کاملا غلط می دانند. سوال بنده این است که حاجیان چرا در چنین دوگانه ای در کشور ما قرار می گیرند از سویی رهبر معظم انقلاب سال گذشته تاکید بر زنده نگه داشتن یاد مردم غزه در حج داشتند از سویی بسیاری در سازمان حج و مدیران کاروان و روحانیون، چنین اقداماتی را نهی می فرمودند. بالاخره وظیفه حاجیان چیست آیا سکوت کرده و به دنبال انجام عمل کامل حج باشند که لطمه ای به آن وارد نشود یا به دنبال پرده افکنی از چهره سیاه خادمان بین الحرمین در ذبح اسلام چه در شرایط برگزاری حج و چه در عملکرد خارجی سعودی ها در کمک به ذبح کودکان مسلمان باشند؟ آیا عمل حجت الاسلام قاسمیان اقتدای به ارباب بی کفن اباعبدالله الحسین نیست که حج خود را برای افشای ظلم یزید ناتمام گذاشتند؟ آیا تاریخ ما به جایی رسیده که به هر قیمتی عمل و انجام احکام را مقدم بداریم؟ ما باید به کدام عمل کنیم؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نظردادن در این مورد آسان نیست. در فهم و صفا و شخصیت ارزشمند حاج آقا قاسمیان هیچ شکی نیست و احتمالاً خود ایشان هم تصور نمی‌کردند با طرح آن موضوع در آن کلیپ، آل سعود این‌چنین ضعف و بی‌ظرفیتی را از خود نشان دهد زیرا ایشان خواستند متذکر شوند که حقیقت حج امری است بالاتر از این نوع ظاهرگرایی‌ها. و اگر تصور می‌کردند چنین حساسیتی پیش می‌آید احتمالاً  به این صورت به موضوع ورود نمی‌کردند. موفق باشید

41471

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد ارجمند بنظر من می توان گفت شیطان جلوه توهم و خیال هست و به همین دلیل انسان نمی تواند تنزیه و تشبیه را با هم و یکجا ببیند چون نمی گذارد انسان از جهان کثرت ها جدا شود و انسان را قانع به پذیرش و یا انتخاب کثرتی در میان کثرت ها می کند تا انسان به وحدت در عین کثرت و کثرت در عین وحدت نرسد و این که شیطان در مرحله ی نوزادی قوه خیال هست که اگر بتوانیم او را بالغ و بالغ تر کنیم دیگر غلبه ی شیطان وجود نخواهد داشت و می توان گفت شیطان قشر پوسته‌ی بیرونی خیال هست اما به امر خداوند به درون خیال نیز نفوذ کرده و جذب شده برای همین تماما درون و بیرون خیال را پرده‌ی شیطان احاطه کرده است و تنها سالکان و عارفان حقیقی می توانند آن پرده را کنار بزنند.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: و ضرورت توحیدی که با اصالت وجود به میان آمده است، بیش از پیش احساس میشود توحیدی که اصالت وجودِ صدرا  با بشر جدید در میان گذارده است. و بی حساب نیست که رهبر شهیدمان می‌فرمایند: «فلسفه در اسلوب و محتواي صدرايي، جاي خالي خويش را در انديشه‌ انسان اين روزگار مي‌جويد و سرانجام خواهد يافت» مشکل سیاسیون لیبرال آن است که بدون برخورداری از معارف الهی و اسلامی برداشت‌های سطحی خود را دنبال می‌کنند و بحمدالله انقلاب در شرایطی قرار گرفته که ما از آن تنگناها عبور خواهیم کرد با روحیۀ مقاومتی که امثال آقای دکتر یامین پور متذکر آن می باشند. https://eitaa.com/matalebevijeh/22222 موفق باشید

41220
متن پرسش

با سلام و احترام خدمت استاد گرامی و تشکر از عنایات بی‌حد جنابعالی: عده‌ای از دغدغه‌مندان به شریعت ناراحت از این بودند که: «چرا خانم‌های بی‌حجاب در گلزار شهدا و تشییع ایشان حضور دارند». به نور حق ۲ نکته مورد نظر است: ۱) شهید زنده است؛ ورای تصوری که شهید را در بهشت می‌دانند و او را در آنجا در حال زندگی تصور می‌کنند، باید به این نظر کرد که زنده بودن شهید یعنی او حاضر است در شدت حضور. او که از تن به‌در آمده، اکنون بر همه عالم مادون مسلط است. «زنده»، زندگان را فرا می‌خواند به سبب کششی که در دل‌های زندگان است. پس چه‌بسا خانم بی‌حجابی که زنده‌دل است و به نور شهید فراخوانده می‌شود و امثال بنده که دو رکعت نمازی -آن‌هم با هزار منت و بی‌حوصلگی- می‌خوانند و خدا را دیگر بنده نیستند، جذبِ نور شهید نمی‌شوند ازین جهت که قلب شان آماده دریافت توجهات نورانی حضرت حق در دل شهید نیست. ۲) خدا کجاست؟ مگرنه اینکه «حضور»، در فضاهایی پررنگ‌تر است؟ مسائل فقهی ای که کاملا خشک و با هدف های سطحی (شراب و حوری و دوری از عذاب و شکنجه) تبلیغ شده‌اند، برای نسل بنده قابلیت اجرایی ندارد. پس ابتدائا اندک حقی سرِ عدم رعایت بدهیم و بعد به این فکر کنیم که آیا نور حق -که ظلمت‌هارا می‌شکافد- در مکانهایی مثل مزار شهدا هویداتر از جاهای دیگر نیست؟ اصلا همین هویدایی و عریانی و همین احساس حضور بی‌کرانه است که وسعت چنین تجمعاتی دارد و همگان را با کششی که دارد به سوی خود می‌کشاند. اگر امربه‌معروفی باشد هم از دل شهید حاصل می‌شود؛ آنجا که آن خانم، گوشه‌ای از وصیت‌نامه ایشان را که می‌خواند به راستی در می‌یابد که برای حضور بیشتر نزد شهید باید به آن وصیت عمل کند و چه بسیار مورد که شهدا به قضیه حجاب و رعایت آن توجه داشته اند. با تشکر 

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: موضوع، موضوع حساسی می‌باشد. آری! اگر انگیزۀ افرادی که می فرمایید اُنس با شهدا باشد ان شاءالله آن افراد هم بر خلاف ظاهرشان نتیجه می‌گیرند. ولی از حرمت گلزار شهدا نباید غفلت کرد و بی‌حجابیِ کامل با حجاب ضعیف، تفاوت دارد. رهبر معظم انقلاب در فتوای اخیر خود می‌فرمایند: 
استفتاء: آیا برای نشان‌دادن پایبندی افراد کم‌حجاب به اصل نظام می‌توان تصاویر آن‌ها را منتشر کرد؟
🔺پاسخ امام خامنه‌ای: «نشان‌دادن زنان #کم‌حجاب در مراسم انقلابی و دینی اگر به منظور نشان‌دادن حمایت اقشار مختلف مردم از نظام اسلامی باشد و مفسده‌ای بر آن مترتب نباشد، اشکال ندارد؛ ولی نشان‌دادن زنان #بی‌حجاب در مراسم انقلابی و دینی، چون سبب قبح‌شکنی از حرام مسلّم شرعی است، جایز نیست.»
از این جهت حتی باید به آن افراد که با حضور در گلزار شهداء قصد حرمت‌شکنی ندارند، متذکر شد که بهرۀ لازم را از آن حضور در کنار شهدای عزیز نمی‌برند زیرا روح شهدا از این نوع هنجارشکنی‌ها اذیت می‌شود و این در مورد هر مکان مقدسی صدق می‌کند. به همین جهت حتی در مورد مسجد داریم که باید ادبِ حضور در آن مکان مقدس را رعایت کرد. با پای راست وارد مسجد شد و با تواضع رو به قبله نشست و موضوعات صرفاً دنیایی را پشت سر گذاشت حتی در بدو ورود به احترام مسجد خوب است ۲ رکعت نماز تحیّت خواند و عجیب است از بعضی از روحانیون عزیز که خودشان باید متخلق به این آداب باشند دیرتر از نمازگزاران می‌آیند و بدون هیچ مقدمه، نماز را شروع می‌کنند و سریعاً بعد از نماز از محراب زودتر از نمازگزاران خارج می‌شوند و بعضاً می‌روند روی صندلی می‌نشینند و به تلفن همراه خود مشغول می‌شوند. چگونه می‌توان پذیرفت که اگر عذری ندارند آن حالت تواضع و دو زانونشستن و رو به قبله را با نشستن روی صندلی مقایسه کرد؟!! . موفق باشید            

41037
متن پرسش

سلام علیکم: بعد از این حوادثی که در دی ماه امسال پیش آمد، در مواجهه با اقوام و اطرافیان و همکارانی که با ما تعارضات اساسی دارند چگونه رفتار کنیم؟ استاد با این همه دشمن چه کنیم؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نفرمایید با اینهمه دشمن چه کنیم؟!!! بفرمایید چرا اینهمه دوست را نادیده انگاریم.https://eitaa.com/atashnews/226481 مگر برای عبور از تاریخی که محور آن را نفس امّاره و خودبنیادیِ بشر غرب‌زده قرار داده به سوی تاریخی که محور آن انسانیت انسان‌ها می‌باشد؛ راهی جز این در میان است؟ که بالاخره آن‌هایی که خود را در تاریخ زندگی غربی معنا کرده‌اند، نمی‌توانند به راحتی متوجۀ حضور تاریخی دیگری شوند که ذیل شخصیت حضرت مولی الموحدین «علیه‌السلام» در میدان غدیر، حضرت روح الله «رضوان‌الله‌تعالی‌علیه» آغاز کرده؟
آری! اولاً: باید با حرکاتی نرم و با سبکی انسانی آن‌هایی که می‌توانند فکر کنند را متوجۀ بودنی دیگر کرد به همان معنایی که خداوند می‌فرماید: «وَ إِذا مَرُّوا بِاللَّغْوِ مَرُّوا كِراماً» (فرقان/۷۲) چون با اندیشه‌های سطحی و غلط روبرو شدید، با بزرگواری و حکمت خود بدون مقابله با آن‌ها در مواجهه با آنان، از آن‌ها عبور کنید بلکه به خود آیند. و ثانیاً: آنانی که در مقابله با نظام اسلامی ایران در ضدِ انسانی‌‌ترین حالت قرار گرفتند خود به خود به سوی نابودی می‌روند حتی به دست فرزندان انقلاب اسلامی.
به اوج انسانیتی فکر کنید که در ۲۲ دی‌ماه به میان آمد و به ضد انسانی‌ترین صحنه‌ها بیندیشید که چند روز قبل ملاحظه کردید. آیا این حکایت حضور آخرالزمانی نیست که حق با عالی‌ترین جلوه، و باطل با ظلمانی‌ترین شکل به میان آمد تا انسانیت انسان‌ها به بلوغ برسد؟ موفق باشید        

40854

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام علیکم استاد گرامی: در ادامه مطالعات عرفانی، به ویژه با بررسی تطبیقی میان مثنوی مولوی و آثار سهروردی، پرسشی برایم مطرح شده که نیازمند راهنمایی حکیمانۀ شماست. به نظر اینجانب سهروردی با تلفیق منطق مشایی و شهود عرفانی، دستگاه فکری منسجم و کم‌نظیری پدید آورده که از چند جهت حائز اهمیت است: تشیع او هماهنگی کامل با مبانی کلام امامیه دارد، نظریه نور و مراتب انوارش با مفهوم ولایت در اندیشۀ شیعی تطبیقی دقیق می‌یابد، و انسجام عقلی این نظام فلسفی، آن را از تأویل‌های نابجا مصون می‌دارد. در مقابل، با تمام احترام برای مقام عرفانی مولوی، باید توجه داشت که مذهب اشعری و گرایش به تقدیرگرایی در آثار او، در مواردی با اصل عدل الهی در تشیع ناسازگار است. همچنین مواردی مانند ستایش معاویه و برخی خلفا در اشعارش، از منظر شیعی قابل پذیرش نیست. به گمانم حکمت اشراق با درآمیختن استدلال منطقی و کشف نورانی، پاسخی هماهنگ‌تر با نیازهای معنوی انسان معاصر ارائه می‌دهد. نظر شما در این باره چیست؟ اگر امکان داشته باشد، سپاسگزار خواهم شد اگر بازخوانی و تأویل عرفانی داستان‌های نمادین سهروردی را در برنامۀ کاری خود قرار دهید. این داستان‌های موجز و نمادین، با وجود کوتاهی، گنجینۀ ارزشمندی از معارف ناب عرفانی هستند که متأسفانه میان نسل جوان کمتر شناخته شده است. با سپاس

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در شخصیت ارزشمند جناب سهروردی هیچ شکی نیست و در همین رابطه جناب هانری کربن که متوجۀ نیاز بشر جدید بودند، تلاش می‌کنند ما را متوجۀ شخصیت ذو ابعادِ جناب سهروردی بنمایند و بنده نیز نسبت به بعضی از داستان‌های سمبلیک جناب سهروردی عرایضی داشته‌ام مانند کتاب «عقل سرخ»https://lobolmizan.ir/search?search=%D8%B9%D9%82%D9%84%20%D8%B3%D8%B1%D8%AE&tab=sounds ولی در مورد جناب مولوی باید طوری آن اشعار را مدّ نظر داشت و از آن سخن گفت که منظور اصلی مولوی در آن قرار دارد تا متهم به اشعری گری و یا تقدیرگرایی نشود. به همین جهت امثال مرحوم قاضی طباطبایی بنا به گفتۀ آیت الله حسینی طهرانی در کتاب «روح مجرد» معتقد به تشیع جناب مولوی هستند. موفق باشید

40747
متن پرسش

سلام و احترام: تا به حال در عمرم، بحثی اثرگذارتر و مهم تر از بحث «انسان و باز انسان» در مباحث این چنینی ندیدم و درک نکردم و در این بحث، از جان ما سخن می گویید و راه می نمایید. بسیار ممنونم. در اواسط فایل ۳۲ فرمودید هگل متوجه روح تاریخ بود ولی در مفاهیم ماند؛ مزاحم شدم تا بگم: هگل «مفاهیم» رو «اکچوال» میدید و این همون چیزیه که منطق هگل رو از دیگر منطق ها متمایز کرد. هگل یه عبارتی داره؛ میگه آنچه عقلانی است، اکچوال و واقعی است و آنچه واقعی است، عقلانی است. و مفاهیم اکچوال یه سری خصوصیات دارند: از جمله اینکه در حال شدن هستند آن هم از خودشان و نه از بیرون از خودشان. مثلا «مفهوم آزادی، خودش از خودش، اکچوال و واقعی می شود. آزادی تنها یک ایده نیست، بلکه امری واقعی و عینی و تشکیکی است که در ساختارهایی همچون خانواده و دولت عقلانی و جامعه مدنی، خود را نشان می دهد و به این جهت، انسان با پذیرش قانون محدود نمی شود بلکه به عالی ترین شکل خود می رسد. از نظر هگل، مفاهیم ، اکچوال و هست می شوند و اکچوالیتیِ اونها، به معنی تحقق عینی شون هست. در واقع انسان ها وظیفه دارند از وضعیت طبیعی، فراروی sublate/aufheben کنند تا به خودآگاهی عقلانی برسند و با این نگاه، مفاهیم در منطق هگل نیز، از تصاویر و ایده های اولیه ی ذهنی فاصله می گیرند و به وجودی حقیقی و عینی و عقلانی محقق می شوند. لذا مفاهیم در هگل، همچون مفاهیم ذهنی ما نیست که مثلا تصوری از درخت و میز و صندلی را در ذهن خود حاضر می‌کنیم. و نمی‌دانم منظور شما چه بود آنجا. در خصوص آنکه‌ فرمودید در هگل آن نهایی ترین شکل نیست درحالی‌که نمی‌شود انسان به سمتی برود که نیست، باز به نظر می آید می توان اینطور نگاه کرد که به هر حال ذات غیب الغیوبی حق ظهور نداره و به این معنی، تحقق نداره. آیا استبعادی هست که منظور از «نیست» در هگل رو به همین معنا بگیریم؟ «چراکه شواهد زیادی در فلسفه طبیعی و فلسفه اجتماعی هگل هست که اشاره مستقیم به «جهت دهی» همه چیز به سمتی دارد. ولی جهت دهی و کشش هرچیز، به سمت امری نیست که اکچوال است، بلکه آن امر در نهایت اکچوال خواهد شد.» و اینکه ما نمی‌دانیم در نهایت چه چیزی اکچوال خواهد شد، مربوط به هر ملتی که مرحله ای از تاریخه می‌شه و نه برای کل تاریخ. چون در هگل هم نهایت تاریخ به سمت تحقق آزادی و عقل کلی میره و به این معنی، جهت تاریخ مشخص است ولی نه به این معنی که دولت ملتی خاص مثل یونان به چه سمتی خواهند رفت یا بعد از هزار سال، مردمان به سمت عقلانیت بیشتر می روند یا به وضع طبیعی خود کشیده و بازگردانده می شوند یعنی مجددا به قهقرا میرن. لذا همچنان برایم روشن نیست اختلاف شما با هگل در چیست.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: خدا را شکر که عزیزی این‌چنین هگل‌خوانده داریم و حقیقتاً همان‌طور که متوجه هستید دغدغه‌های جناب هگل بسیار ارزشمند است از آن جهت که متوجۀ افقی به سوی حقیقت است در تاریخی که در پیش است. امری که متأسفانه فویرباخ که مدعیِ شاگردی هگل است متوجه نشد و به گفتۀ خودش مخروط هگل را وارونه کرد. عرض بنده تنها در این‌جا بود که مسیری که جناب هگل برای روح یا Geist مدّ نظر می‌آورد، به سوی هدفی است که در واقع، نیست و تنها مفهومی است که تعیّنِ خارجی ندارد. در حالی‌که ما متوجه هستیم آن حضور نهایی که انسان کامل و روح زمان است به عنوان صاحب الزمان، هم اکنون هست و تنها تفاوت ما با او در این نکته می‌باشد وگرنه دغدغۀ او نسبت به سیر روح به سوی هدفی عالی بسیار مهم است و اگر نظر به حضرت عیسی «علیه‌السلام» دارد، ولی بر اساس آموزه‌های مسیحیت معتقد است که حضرت عیسی «علیه‌السلام» شهید شده‌اند و وجود خارجی ندارند؛ هرچند نظر به روحِ آن حضرت برای آیندۀ تاریخ دارد. موفق باشید    

40531

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد عزیز: ان شاالله که صحیح و سلامت باشید. استاد چرا ما آدم ها ظلم پذیر نیستیم یا بهتر بگم رنج پذیر نیستیم!البته (ما) نه بهتره بگم (بسیاری از ما) اکثر جوونای امروز تحت تاثیر شکست های عاطفی که میخورن دست به کارهای عجیب و غریب و سخت و تلخ میزنن و اونایی که جون سالم به در میبرن ماه ها و سال ها تحت تاثیر اون اتفاق رنج میکشن حالا اینا از مسائل عاطفی، بسط بدیم به مسائل گوناگون باز همینه! یعنی از یه اتفاق کوچک، یه ظلم‌کوچک‌ یا بزرگ یه بی توجهی یه توهین شنیدن یا هرچیزی اونقدر رنج می‌کشیم، اونقد خود خوری می‌کنم اونقدر اون اتفاق توی دلمون و ذهنمون مرور میشه که نگو. من بارها کتاب «فرزندم این‌چنین باید بود» را خوندم و هربار با خوندنش آروم‌ می‌شدم چون می‌گفتم دنیا همینه دیگه ولی الان نمیتونم هضم کنم که آدمای دنیا هم همینن و موضوعات‌کوچک اذیتم میکنن و موضوعاتی ماها و سال هاست دارن مغزم رو میخورن چون آدمایی اذیتم کردن و برام قالب درک نیست و نتونستم باهاش کنار بیام متاسفانه در حالیکه علمم و‌اطلاعاتم میدونه که چه خبره ولی قلبم نمیتونه فرمان بپذیره و فراموش کنه ببخش استاد عزیز که یکم خودمونی صحبت کردم. خیلی ممنون

متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! به گفتۀ جناب مولوی: «گر به هر زخمی تو پر کینه شوی / پس کجا بی صیقل آیینه شوی». سختی هایی که در مسیر زندگی سراغ  انسان می آید برای صیقل دادن روح و روان اوست و هنر ما آن است که  متوجه شویم امتحانهای الهی ما را ساخته و پرداخته می کند و فرمود: «وبشّرالصّابرین» یعنی در دل سختی هایی که در مسیر حق و حقیقت پیش  می آید نهایت ارزشمندی وجود دارد مگر سختی هایی که به جهت گناهان و هوس ها پیش می آید که باید با توبه، آثار منفی  آن را از میان برداشت. موفق باشید.

40529

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

یک دوستی دارم بدون استفاده از مربی و استاد اخلاق و تنها از استفاده روزمره و استخاره وار از قرآن کریم مدعی است که بر وهم خود غلبه دارم و عقل من بر وهم من حاکم است و به من الهاماتی می‌رسد که مورد توجه قرار گرفته ام و به من کمک می‌شود آیا این ادعا صحیح و قابل اتکا در زندگی یک انسان مومن مسلمان می باشد؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به هیچ وجه استخاره حجّت نیست. آنچه حجت است عقل و قرآن است. طرف در نامه ای نوشته بود استخاره کردم خودکشی کنم، استخاره خوب آمد و خودکشی کردم و آن نامه را در کنار جسدش یافتند. حتی به گفتۀ علامۀ طباطبایی پشت به استخاره نیز اشکال ندارد و در حکم پشت کردن به قرآن نیست. موفق باشید

نمایش چاپی