بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
40090

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام و عرض ادب خدمت استاد گرامی که همیشه در مواقع دودلی و پر از پرسش نجات دهنده ما هستین. خدا خیرتان دهد. سوالی که داشتم استاد قطعا شما صحبت های رهبر را در رابطه با افزایش جمعیت و اینکه تنشان می‌لرزد وقتی راجع به آینده و پیری جمعیت و کمی جمعیت فکر می‌کنند، شنیده اید. سوالی که هست این است که برای هر خانوار دقیقا چه تعداد فرزند مناسب هست تا به درخواست رهبری لبیک گفته باشیم؟ یعنی برای مثال من نوعی چه تعداد باید فرزند به دنیا بیاورم تا به امر رهبری عمل کرده باشم؟ باز هم ممنون از راهنمایی های شفابخش شما.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در این امر محدودیتی در کار نیست. هر کودکی برای خود نورانیتی را به همراه می‌آورد. فراموش نکنید که روایات اولیای الهی برای زنانِ وَلود که توفیق تولد فرزندانِ زیاد را دارا هستند، ارزش خاص قائل هستند. موفق باشید

40881

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام: راستش من همیشه فکر می‌کردم کسی باید باشه راه رو چاه زندگی رو نشونم بده اصلا خودم رو بشناسم و بدونم کجا و چگونه باید برم بیاموزم استعداد هام رو پیدا کنم و اگر صبوری کردم چون حس می‌کردم اگه به کار دیگه ای مشغول شم از وظایفم میمونم و دوگانگی پیش میومده ولی خیلی تشنه شناختنم، شناختن خودم همه چیز و هر مسئله ای. جگرم کبابه از واماندن، نمیدونم الانم اگه نباید به چیز دیگه ای مشغول نمیشم و حاضرم رنج وسعت نیافتن رو کشف نکردن رو بکشم اگر که دوگانگی به بار بیاد.‌ فقط احساس لاغری نفس می‌کنم و از طرفی بدن خاکیم افتضاح چاق و ول شده است. همیشه فکر می‌کردم یه زمانی بالاخره میتونم خودم رو جمع و جور کنم و بشناسم و وسعت بدم. اگر حرفام باعث ناراحتی شما میشه معذرت میخوام من هرگز دوست نداشتم شما ذره ای جور من رو بکشید یا بخاطر من کم ترین بزحمت بیفتید خدایی نکرده. من از هرکسی که جوری از من کشیده معذرت میخوام و حاضرم خودم رو فداش کنم چون عمیقاً خجالت زده ام از جوانمردیش.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به هر حال نباید از همت‌کردن در زندگی غفلت کرد و از پای‌گذاردن در باریکه راهی که مقابل ما گشوده شده است، منصرف شد. زیرا که «مرغ را پَر می‌برد تا آشیان / پرِ مردم همّت است آن را بدان». موفق باشید

40609

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با عرض سلام استاد عزیز: خواستم از خدمتتان در مورد ویژگی های قبض و بسط سوال کنم. اگر شخص بعد از حالات عادی زندگی دچار غمی افسردگی مانند شود که در کنار این غم چیزهایی را می‌فهمد یا متوجه می شود از درسهای زندگی و حکمت مانند که در حالات عادی متوجه نبود. خواستم اگر لطف کنید بفرمایید این چه حالتی است؟ استاد احساس می کنم آنچه ایمان نام دارد در درونم نمی یابم احساس می کنم با ایمان می‌توانم از این وضعیت خارج شوم لطفا بفرمایید اگر ایمان موهبتی است باید دقیقا چه کار کنم تا ایمانم قلبی تر بشه؟ ممنون

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! به گفتۀ مولایمان علی «علیه‌السلام»: «إِنَّ لِلْقُلُوبِ إِقْبَالًا وَ إِدْبَاراً- فَإِذَا أَقْبَلَتْ فَاحْمِلُوهَا عَلَى النَّوَافِلِ- وَ إِذَا أَدْبَرَتْ فَاقْتَصِرُوا بِهَا عَلَى الْفَرَائِضِ» قلب‌ها را حالات مختلفی هست، گاهی در بسط است و طالب انس با حضرت حق، و گاهی در قبض است تا انسان به خود و ضعف‌های خود بیندیشد و هر دو را لطف خدا بداند. با مطالعۀ سیرۀ اولیای الهی و زیارت آن عزیزان، از آن جهت که آنان نماد ایمان هستند، متذکر ایمانی که در جان شما به صورت فطری هست، می‌شوید. در رابطه با نظر به سیرۀ اولیای الهی می‌توانید به جزوۀ «رجوع به هویت شیعه در تاریخ اسلام» که روی سایت هست رجوع فرماییدhttps://lobolmizan.ir/leaflet/360?mark=%D9%87%D9%88%DB%8C%D8%AA . موفق باشید

40504

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام و روز بخیر و آرزوی سلامتی برای شما و استاد محترم جناب آقای  طاهرزاده: ضمن تشکر از شما و ارسال مطالب خوبتون و همچنین فایل دوجلد کتاب فرزندم اینگونه باید بود، بنده مطالبی رو سال گذشته از این کتاب درخصوص نامه ۳۱ نهج‌البلاغه به اضافه چند خطبه و چند حکمت به صورت یک جزوه در آوردم و تدریس کردم حالا یک نکته، کتابی که عموما اساتید درس نهج‌البلاغه تدریس می‌کنند ودر دسترس هست اصلا مناسب نیست. من یک سؤال دارم جسارتاً آیا استاد محترم کتاب مناسبی که دانشجویان به راحتی بتونند بخرند ودر حد زمانی یک ترم تحصیلی باشه سراغ دارند معرفی بفرمایند واگر نیست آیا مقدوره از مجموعه مباحث ایشان تا قبل از شروع ترم پائیز کتابی برای فروش آماده بشه که از نظر فرهنگی و اجتماعی و اخلاقی مفید برای جذب دانشجویان این درس باشه؟ اگر پاسخ بنده رو بفرمایید سپاسگزارم.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر می‌‌آید کتاب «آشتی با خدا» و کتاب «چه نیازی به نبی» بتواند در این رابطه ان شاءالله جوابگو باشد. موفق باشید

40215

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام: اینکه گفته میشه خدا با ماست. سوال دارم و اینکه مگه خدا با مردم غزه لبنان و سوریه نبود؟ من نمیتونم این تناقض رو تحلیل کنم.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! خداوند با همۀ مظلومان عالم است و هرکدام را به نحوی که زندگی آن‌ها معنا پیدا کند، همراهی می‌کند به همان معنای «انّ الله مع الصّابرین» که بعد از این آیه، موضوع شهادت شهداء را به میان می‌آورد به آن معنا که گویا حتی بعد از شهادت، بیشتر در کنار شهدا به نقش‌آفرینیِ شهدا مدد می‌کند. موفق باشید

41008

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام: استاد من گمان می‌کنم عده ای با مبحث روانشناسی و علوم تربیتی و تربیت فرزند پیش می‌رفتن و بحث صبر را از آنجا و آن منظر دنبال می‌کردن و عده ای مباحث را از دیدگاه طلبگی و عرفان و ره صد ساله از یه طرف اگه ما با این مباحث پیش بریم یه جورایی کند پیش می‌ریم و از طرفی اگه نرویم بالاخره یه سری سیستم ها و آموزش و پرورش از طریق این علوم که گاها خیلی اش با مبانی دینی ما هم تطبیق داره پیش میره و از طرفی در خصوص زنان باید با احتیاط تر نسبت بهشون بود و آسیب پذیرن، بنده دیدم یکی از کتابهای رهبرانقلاب و هم شهید مطهری راجع بحث صبر هست که احتمالا مشهدی ها و انتشارات انقلاب که بعضیشون طلاب نویسنده و ویراستار کتب رهبری هستن و شاید اگر مباحث را کلی پیش می‌آمدیم خصوص در مورد صفات اینطورنمی‌شد که یه عده بگن با صبر باید جلورفت یه عده بگن نه عقب می‌افتیم، استاد این موضوع را درست متوجه شدم؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: موضوع «صبر» موضوعِ بسیار و بسیار حساس و مهمی می‌باشد و اساساً اگر قرآن فرمود: «انّ الله مع الصّابرین» و متذکر شد خداوند همواره در کنار اهل صبر میباشد؛ حکایت از آن دارد که اگر راهی به سوی حقیقت مقابل انسان گشوده شد، آنچه موجب نتیجه و حضور نهایی می‌شود، پایداری در آن راه است. خوشا به حال دیندارانی که در دینداری خود پایداری و صبر پیشه کردند و نگذاشتند شیطان صبر آن‌ها را برُباید و خوشا به حال حاج قاسم‌ها که در مسیر مقابله با کفر و جنایت، صبر پیشه کردند و در گردونۀ ریزش‌های انقلاب گرفتار نشدند. و در این رابطه در فرازی از دعای ماه رجب از حضرت محبوب تقاضا می‌کنیم: «اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ صَبْرَ الشَّاكِرِينَ لَكَ...» https://eitaa.com/matalebevijeh/15919    موفق باشید

40938

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام و عرض ادب: با توجه به اینکه جهان درحال حرکت است و ما هم به عنوان موجودی در این جهان دائم در حال تغییر و حرکتیم چطور می‌شود نظامی را (همان دین) بپذیریم و تمام عمر طبق آن عمل کنیم؟! و چطور یک عده حتی در سنین کم چنان با یقین این اعمال را انجام می‌دهند که انسان حسرت می‌خورد نسبت من با دین باید چگونه باشد؟! و چطور این نسبت حاصل می‌شود؟! چرا هرچه می‌گذرد بجای یقین بیشتر به شکم افزوده می‌شود؟!

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! بشر پیشرفت دارد و همان‌طور که در کتاب «بشر جدید و آیندۀ قدسی آن» عرض شده است، ما نمی‌توانیم از روحیات بشر جدید غفلت کنیم، ولی شریعت الهی صادرشده از ربّ العالمین است که پروردگار همۀ بشریت در همۀ دوران‌ها می‌باشد و به قول آقای پروفسور کربن، فراتاریخی است. و این‌جا است که هرکس متوجه می‌شود گویا پیامبران خدا قصه و حکایت همین امروز آن‌ها را برای نجات آن‌ها با آن‌ها در میان می‌گذارد. موفق باشید

40819

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام علیکم استاد گرانقدر: بنده ۲۷ سال سن دارم و ۲۷ سال غفلت کرده ام در رمضان سال ۱۴۰۴ و از ابتدای این سال خداوند به این بنده توفیق داد و چندین بت و زنجیر بزرگ که بر پای دلم بود با عنایت خاص خداوند برچیده شد. هر چند هنوز بت های بزرگی دارم اما آن که مانع اصلی حرکت بود برداشته شد و توفیقات زیادی هم از جانب خدا به من شد که با اسباب خود خدا از طریق قرآن و کتب اخلاقی هر جا گیر می‌کنم صفحه را باز می‌کنم خود صفحات و حوادث راه را نشانم می‌دهند. رشته ی این بنده حقیر در دانشگاه حقوق بوده و آزمون هایی از جمله قضاوت داده ام که احتمالا پذیرفته می‌شوم از خدا خواستم راه را جلوی پایم نشان دهد علاقه زیادی به عرفان و علما و حوزه در بنده ایجاد شده می‌شود راه را بر این بنده عاصی نمایان کنید؟ با توجه به این که سن بنده هم به تحصیل رسمی حوزه نمی‌خورد چه می‌فرمایید این روزها حوادث و قرآن و کتب می‌گویند باید جهاد کنی و از دنیا دل بکنی و اگر در میانه معرکه حق و باطل نباشی چه تپه نشین ندبه باشی چه شمر لعین (در ضمن دوره تحصیل و قبل از غفلت ها استعداد خیلی خوبی داشتم) در ضمن استخاره گرفتم آیه ۳۹ سوره حج آمد و خوب بود.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: خدا را شکر کنید که در این سنّ که سنّ آمادگی برای کسب معارف و حقایق است؛ به میدان آمده‌اید. پیشنهاد اولیه رجوع به سیر مطالعاتیِ سایت است بخصوص مباحث «ده نکته در معرفت نفس» و «برهان صدیقین» همراه با شرح صوتی آن‌ها و کتاب «خویشتن پنهان» و پس از آن رجوع به کتاب « معاد، بازگشت به جدی‌ترین زندگی» همراه با شرح صوتی آن و پس آن‌ نظر به سوره‌های روم و عنکبوت و آل‌عمران که همۀ آن موارد در سایت هست. و البته بدون عجله و با برنامه. در ضمن از آموزش ادبیات عرب هم غفلت نشود زیرا بالاخره متون دینی را اگر با همان زبان که گفته شده است، بیابیم ارزش خود را دارد. موفق باشید

40614
متن پرسش

بسم الله الرحمن الرحیم. سلام علیکم: یک استدلال زیبایی شهید مطهری دارند که: سختی شناخت خدا بخاطر فراگیر بودن آن است؛ _چرا که تعریف حد و رسم می‌خواهد_ همچون زمانی که تمام دنیا را سفیدی فرا گرفته باشد، آن‌موقع عملا شناخت سفیدی ممکن نیست. غرض از ذکر این فرمایش، می‌خواهم بگویم که وقتی امری بسیار بزرگ شد عملا به حجاب می‌رود و قابلیت ظهور و بروزش ضعیف می‌گردد؛ همچون طلبگی در روزگار کنونی؛ از شدت وسعت و عمقی که دارد، از طرفی شناخت خوبی نسبت بدان حاصل نمی‌گردد، از طرفی بخوبی ظهور و بروزی ندارد. واقعا فکر نسبت به طلبگی دیوانه کننده ترین فکر حاضر است؛ انسان برود در دانشگاه دکتر یا مکانیک یا مهندس شود، حقیقتا نمود بیشتر در رشد و هویت دارد؛ چرا که حد دارد و براحتی آدمی بر آن مسلط می‌شود (هرچند غرض از مذکور برای تکفیر طلبگی نبود). با توجه به پرسش شماره۴۰۵۹۷ آهی تازه برایم جلوه کرد؛ تا بحال متوجه این‌همه ظلمت خود نبودم، نمی‌دانستم تا این حد گوش هایم سنگین شده! حال می‌توانم صدای ناله های راه طلبگی که بر من گشوده شده را بشنوم که تا چه اندازه نسبت بدان بی توجه بودم و این روح را درک نکردم و چقدر نسبت بدان بیرحمانه برخورد کردم؛ منی که در این راه قدم‌ برداشتم‌ اما هرجا که پیش می آمد، رهسپار می‌گشتم جز در این راه. حقیقتا من نسبت بدین راه جفا کرده ام، مسئول خوبی نسبت بدان نبودم و اویی که خود را بر من گشود را اینچنین جریحه دار کرده ام؛ اویی (راه حوزه) که بدنبال رساندن من، به خودم بود...! چگونه روحیه مسئولیت پذیری را در خود زنده کنیم تا که تا این حد متشتت و بیگانه از محلّ خود نباشیم و اینچنین خودی را که با نسبت پیدا کردن با بسترها و قدم زدن در راه آنان، معنا می یابد را، بیابیم؟

متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم:
عاشق شده ای ای دل سودات مبارک باد
از جا و مکان رستی آن جات مبارک باد
از هر دو جهان بگذر تنها زن و تنها خور
تا ملک ملک گویند تنهات مبارک باد
ای پیش‌روِ مردی امروز تو برخوردی
ای زاهد فردایی فردات مبارک باد
کفرت همگی دین شد تلخت همه شیرین شد
حلوا شده‌ای کلی حلوات مبارک باد
در خانقه سینه غوغاست فقیران را
ای سینه بی‌کینه غوغات مبارک باد
این دیده دل دیده اشکی بد و دریا شد
دریاش همی‌گوید دریات مبارک باد
ای عاشق پنهانی آن یار قرینت باد
ای طالب بالایی بالات مبارک باد
ای جان پسندیده جوییده و کوشیده
پرهات بروییده پرهات مبارک باد
خامش کن و پنهان کن بازار نکو کردی
کالای عجب بردی کالات مبارک باد
حقیقتاً همین‌طور است و طلبگی به معنای حقیقی آن همچون حضور نور است در عالم که همه جا را روشن می‌کند بدون آن‌که دیده شود. و خوشا به حال آن طلبه‌ها و روحانیونی که چنین حضوری در عالم دارند به جای آن‌که بخواهند دیده شوند و یا بر مردم ریاست کنند و خود را بر دیگران تحمیل نمایند. چه اندازه ارزشمند بودند امثال آیت الله بهاءالدینی ها و آیت الله احمدی میانجی‌ها و آیت الله راستی‌ها که به ظاهر هیچ‌کجایی نبودند ولی در عمق جان افراد نفوذ می‌کردند و این یعنی همه جا بودند. خوشا به حال ائمۀ جماعاتی که چون سایه‌ای آرامش‌بخش بر سر نمازگزاران خود بودند. موفق باشید                
 

40530

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام علیکم: خدا قوت. بنده سالهاست که این پرسش به صورت اساسی در ذهنم وجود دارد و خواهش دارم که به زبانی ساده و صریح پاسخ دهید که بنده از پاسخ اطمینان پیدا بکنم و کاملا متوجه آن بشوم. می‌دانیم که رشد انسان بی نهایت است و حد توقف ندارد و از طرفی اهل بیت و انبیاء الهی علیهم السلام نیز انسان هستند، انسان متکامل، آیا اساسا ممکن است که به مقامات اهل بیت دست پیدا کرد دقیقا به همان کیفیت و شدت و مرتبه ی اعلی که آنها در آن هستند نه مرتبه ضعیف آن، و آیا دعا کردن و درخواست مصرانه از خداوند برای دست یابی به این مقامات اشکالی دارد یا خیر؟ اگر علمایی هستند که قائل هستند که می‌توان بدین مقامات رسید به همان کیفیت نام آنها را بفرمایید. خیلی ممنون از صبر و حوصله ی شما

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همانطور که آب، عین تری می باشد و نزدیک شدن به آب و بهره بردن از آب به معنی عین تری و عین رطوبت و عین آب شدن نیست؛ به حکم آیۀ ۳۳ سوره اجزاب خداوند اهل البیت را اراده کرده است تا در مقام طهارت باشند از آن جهت که هیچ نقص علمی و عملی در آنها نباشد تا دیگر انسانها سرگردان نگردند. آری! آنها از اختیار خارح نیستند و حفظ آن عصمت برای آنها واجب است که البته این سخت ترین کار می باشد. عرایضی در این رابطه در کتاب «مبانی نظری نبوت و امامت» شده است. کتاب روی سایت هست. موفق باشید

40498

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام علیکم: در فص محمدی ابن عربی اله معتَقَد را نتیجه عمل انسان است. بعبارت دیگر اله معتَقَد ساخته شخص است. شما در بحث حوری بهشتی که آن را تجلی اسم جامع الله می‌دانید که نتیجه عمل و عبادت شخص است. حال سوالم این است که این تجلی اسم جامع الله که حوری است، آیا همان اله معتَقَد است که جناب ابن عربی در فص محمدی بیان می‌کند؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حتماً همین‌طور است. بالاخره خداوند برای کسی که تا مرز انس با حضرت حق و اسم جامع او جلو رفته است، حورالعین به معنایی که مربوط به مقربین است برای او تجلی می‌کند. تازه، در این موارد مهم نسبتی است که این متون مثل «فصوص الحکم» متذکر می‌شوند و نباید دغدغۀ این جزئیات را داشت. موفق باشید

40459

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

عرض سلام ادب خدمت استاد بزرگوار: من ۳۶ سال سن دارم ولی تا به حال نتونستم یک چله ی کامل بگیرم. حتی چله هایی که خیلی آسان است مثل صلوات حضرت زهرا (س). چه چیزهایی باعث می‌شود که از رسیدن به این فیض محروم شوم. باید چه کار کنم که لیاقت انجام پیدا کنم؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: وظیفۀ اصلی ما انجام واجبات و ترک محرمات است و نباید در ترک مستحبات مانند چله‌گرفتن نگران بود. موفق باشید

40415

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد عزیزم. وقت بخیر. استاد من خیلی امیدوار بودم که ظهور در عصر ما اتفاق میفته و نبرد نهایی متصل به ظهور همین نبرد ما با اسرائیل خواهد بود. طبق آیات اول سوره اسراء. و فکر می‌کردم که ما نبردمون با اسرائیل همون مرحله دومی هست که آیات دارند میگن. ولی الان وقتی آیات رو میخونم متوجه میشم که ما همون مرحله اول نبرد با بنی اسرائیل هستیم. چون صراحتا آیات میگن که در مرحله دوم تعداد یهودی ها بیشتر خواهد بود و کلمه «بنین» رو قرآن میاره که به معنی فرزندان هست. در حالیکه الان جمعیت یهود از شیعه کمتره. پس ما در مرحله دوم نیستیم و اولیم. همچنین اینکه برخی میگن مرحله اول فساد و سرکوب بنی اسرائیل در زمان بخت النصر اتفاق افتاده به این نکته توجه نمی‌کنند که اولا بخت النصر شامل «عباد لنا» نمیشه و بخت النصر کافر بوده. و دوما آیات دارند درباره یک مسجد صحبت می‌کنند که در هر دو مرحله سرکوب توسط مسلمانان از قوم یهود پاکسازی میشه. در حالی که قبل از ظهور پیامبر ما مسجد نداشتیم و قرآن جای دیگه برای عبادتگاههای ادیان دیگه واژه های صومعه و.. رو بکار میبره. پس هر دو نبرد بعد از ظهور اسلام اتفاق میفته و سرکوب یهود توسط بخت النصر قبل از ظهور اسلام بوده و نمیشه که سرکوب اول رو به بخت النصر نسبت داد. مشکلی دیگه ای که هست این هست که فاصله مرحله اول و دوم هم کم نیست. چون آیه میگه شما بنی اسرائیل دوبار در سطح زمین (بین الملل) فساد می‌کنید و اگر عصر مرحله اول اگر ظهور حضرت مهدی باشه و ایشان ظهور کنند یهودی ها فرصت و امکان و توانایی فساد کردن رو در سطح بین المللی ندارند. بخاطر حاکمیت جهانی حضرت مهدی. پس بین مرحله اول و دوم فاصله زیادی هست. ضمن اینکه براه انداختن فساد در سطح بین المللی و فسادی این چنین سازمان یافته و جهانی شده بعد از یک بار سرکوب و پاکسازی مشخصا شاید دهه ها طول بکشه. علاوه بر اینکه افزایش جمعیت یهود و بیشتر شدنش از شیعیان با توجه به جمعیت خیلی کم الان شون هم شاید دهه ها طول بکشه و یا شاید یکی دو نسل. بنابراین ما در عصر ظهور امام زمان نیستیم متاسفانه. آیا این استدلال ها درست هستند استاد؟ خیلی ممنونم از پاسخگویی و راهنمایی تون

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همان‌طور که حجت‌الاسلام آقای دکتر مصطفی صادقی در کتاب تحلیل تاریخی نشانه‌های ظهور می‌فرمایند آیات و روایات مربوط به آخرالزمان و ظهور حضرت امام عصر «عجل‌الله‌تعالی‌فرجه» جنبۀ تأویلی دارد و تطبیق آن امور با آنچه با آن روبرو هستیم، کار آسانی نیست. موفق باشید

40115

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سوال نگارنده این است: اگر من فردید را نمی شناختم و برخی از توضیحات وی در باب اشعار حافظ را نمی دانستم از این شرح شما در مورد این بیت (و همینطور سایر ابیات این غزل) چنین نتیجه نمی گرفتم که شما براین باورید که حافظ از آدم علیه السلام و آن دل بی حفاظ و بی جدار و بی غیرتش ناراحت بوده که «مسکن مالوف» و بهشت را رها کرده و خودش و ما را گرفتار دنیا (کثرات عالم وجود) کرده و حتی یاد آن مسکن مالوف یعنی بهشت را هم نمی کند ولی ما باید امیدوار باشیم در آینده ای که در پیش است به آن بهشت بازگردیم؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر می‌آید با دقتی که جناب علامه طباطبایی در رابطه با آیات مربوط به بهشت برزخی دارند می‌توان متوجه نکاتی شد که جناب فردید نیز متوجه آن شده است. موفق باشید

40091
متن پرسش

با سلام بر استاد عزیز: حس و حالم در این روزها این است که شهید رئیسی را پیدا می‌کنیم؟ سلام مرد میدان حسی که بعد از یک سال و این روزهای بعد از اولین سالگردت دارم این است که انگار هنوز هم به دنبالت می‌گردیم، آرام نیستیم، انگار خودمان را گم کرده ایم و با شناخت تو پیدا می‌شویم زبان هر روزمان شده هارداسان، کجایی؟ و هر روز بیشتر پیدایت می‌کنم، از آن موقعی که فهمیدم زیارت عاشورایت غروب جمعه ترک نمی‌شود، پیدایت کردم. از آن لحظه ای که فهمیدم ۳ بامداد از کشور روسیه برگشتی و صبح به داد مردم کرج رفتی آن جا پیدایت کردم، آنجایی که عبای خاکیت را دیدم، آنجایی که نامه آن پیرزن به نام بی بی گل را گرفتی و گفتی نامه ات را بده به خود من وحتی حاضر نشدی نامه را دیگران بخوانند آنجایی که آقا به شما گفتند قدری استراحت کن و گفتی کار برای مردم مرا خسته نمی‌کند، آنجا که قرآن و عکس حاج قاسم را بر دست گرفتی، آنجا بود که پیدایت کردم و هر چه قدر می‌شناسمت، پیدایت می‌کنم و حالا که فکرش را می‌کنم خدا می‌خواست تو در جنگل های ورزقان گم شوی تا ما پیدایت کنیم و تقدیر باید اینچنین می‌شد تا تو شهید شوی و پیدایت کنیم ای شهید خودت را به ما نشان بده.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: و چه اندازه خداوند آن عزیز را به آن زیبایی به ما نشان داد. خدا را بنگرید که چه زیبا فرزندان خود را به اوج می‌رساند و پس آن‌گه به قلب دیگر انسان‌ها نشان‌شان می‌دهد تا همگان بدانند در این زمانه تا کجاها می‌توانند بدون سر و صدا جلو و جلوتر بروند و تأکید رهبر معظم انقلاب در نشان‌دادن شخصیت رئیسی عزیز، خود، حکایتی دارد و به تعبیر ایشان: «همه‌ی ما، آیندگان ما، جوانان ما، مسئولانی که بر این کشور حکمرانی خواهند کرد، برای این ملّت کار خواهند کرد، بشنوند، بدانند و ببینند که این‌جور زندگی، در روحیه‌ی مردم، در آینده‌ی کشور، در وضع کشور چقدر تأثیر دارد؛ اینها درس است.»
فرمودید هر روز او را بیشتر از دیروز پیدایش می‌کنید؛ آری! این قصۀ هر آن‌کسی است که بنا ندارد در این زمانه که زمانۀ سیطره و سلطۀ استکبار است، با بمب‌ها و رسانه‌های استکبار، خود را ببازد و مرعوب آن‌ها شود و از آیندۀ بزرگی که در افق این تاریخ در حال ظهور است، غفلت کند حتی اگر رئیس جمهور آن کشور در جنگل‌های ورزقان بسوزد و حتی اگر فرزندان و مادران باریکۀ غزه یا از گرسنگی و یا با اسلحه‌های رژیم صهیونیسم، همه شهید شوند؛ باز این مائیم و آینده‌ای که نه تنها مردان که زنان ما میدان‌دار حضور آن هستند. همه چیز حکایت از آن دارد که به آینده‌ای فوق‌العاده متعالی باید نظر داشت به هر قیمت که باشد. موفق باشید      
 

40840

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام: می‌خواستم در مورد شروع حیات انسان در کره زمین سوال بپرسم. الان انسان دیرین شناسان با توجه به بقایا و علم ژنتیک یک خط تکاملی برای پیدایش ما دارند که از حدود ۸ ملیون سال پیش توی آفریقا شروع شده و تا الان ادامه داره. می‌خواستم نظرتون در مورد تکامل رو بدونم و بپرسم حالا آدم و حوا که توی دین گفته شده اولین انسان ها هستن کجای این خط تکاملی میتونن قرار بگیرن؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مرحوم شهید مطهری در کتاب «تکامل» که مجموعۀ فرمایشات ایشان در باره تکامل است می‌فرمایند از نظر دینی ما می‌توانیم بگوییم اولین انسان که نژاد این انسان‌ها می‌باشد، حضرت آدم و حضرت حوّا بوده‌اند. ولی دلایل علم فسیل‌شناسی در رابطه با ادعای‌شان نسبت به تکامل انسان ناقص است. بنده در جلسات اولیۀ شرح سورۀ سجده عرایضی در این رابطه داشته‌ام. https://lobolmizan.ir/sound/1250?mark=%D8%B3%D8%AC%D8%AF%D9%87 موفق باشید

40788

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام علیکم: سوال زیر را فقط از منظر ابن عربی پاسخ بدید نه ملاصدرا. این جملاتی که میگم آیا درست است یا نه؟ الله عین علیم است و علیم عین الله است. این جمله درباره تمام صفات با ذات می‌باشد. جمله بعدی، علیم عین قدیر است و قدیر عین سمیع هست و این جمله در رابطه همه اسما با هم است.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این امور، اموری است که هرکس باید خودش در آن حاضر شود و شرطش آن است که: «تو پای به راه در نِه و هیچ مپرس» و خود به خود راه، ما را به جایی می‌برد که «آن‌که عمری در پی او می‌دویدم کو به کو / ناگهانش یافتم با دل نشسته روبرو». به گفتۀ اساتید این امور، چشیدنی است و نه شنیدنی، تعلیمی نیست باید به میدان حضور حاضر شد و جلو رفت. موفق باشید

40780

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام علیکم: عرض ادب خدمت استاد گرامی: مدتی هست که تصمیم به مطالعه‌ی تفسیر شریف المیزان دارم منتها به دلیل تفصیل مطالب، بعد از مدتی، نسبت به ادامه سست می‌شوم و توفیق مداومت ندارم. مقاله‌ی مربوط به نحوه‌ی مطالعه هم تا حدودی بررسی شد اما مشکل را در کم حوصلگی و تنوع طلبی می‌بینم. دوست دارم در هر مراجعه به قرآن کریم از چندین پیام قرآنی بهره‌مند شوم، متاسفانه فعلا صبر سیر در همه‌ی اعماقی که علامه ارائه کرده‌اند را ندارم. چه توصیه‌ای برای اینجانب دارید؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به هر حال این نسل آخرالزمانی با ظرفیت آخرالزمانی که دارد، جواب جان خود را از قرآن و تدبّر در قرآن می‌تواند بیابد و تفسیر قیّم «المیزان» حقیقتاً در همین رابطه به میان آمده و نمی‌توان از آن غفلت کرد. آری! باید به خود برنامه بدهیم و در برنامه‌دادن به خود سختگیری نکنیم. به مناسبت سالگرد رحلت علامۀ طباطبایی در ۲۴ آبان‌ماه، در حال تنظیم بحثی با عنوان «نقش علامۀ طباطبایی «رحمۀ‌الله‌علیه» در قرن اخیر» هستیم که ان شاءالله می‌تواند نسبت به حساسیت جایگاه قرآن و المیزان مفید باشد. موفق باشید

40605
متن پرسش

سلام علیکم: با عرض احترام و تقدیم ارادت خدمت استاد گرامی. استاد عزیز تضاد و تناقضی برای حقیر پیش آمده و آن اینکه هر چقدر مطالب استاد داوری اردکانی را پیگیری می‌کنم بر یاس و ناامیدی بنده نسبت به آینده افزوده می‌شود اما هر چقدر با قرآن و مطالب حضرت آقا مانوس می‌شوم نسبت به آینده بسیار امیدوار می‌شوم. خدای رحمان و رحیمی هست که درهم شکننده کفر و نفاق است و رحمت و نصرت را برای خود واجب کرده و کفر و نفاق و شیطان را ذلیل و ضعیف و از بین رفتنی معرفی کرده، حال استاد عزیز شما که تفکر استاد داوری را قبول می‌کنید چگونه می‌توانید این تفاوت‌ها را با هم جمع کنید؟ آیا برداشت‌های حقیر را از کلام استاد داوری درست تلقی می‌کنید؟ اگر درست نمی‌دانید روش فهم صحیح گفتارهای استاد داوری چیست؟ لطفا راهنمایی بفرمایید. التماس دعا

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همچنان‌که مکرر عرض شده است نسبت ما با آقای دکتر داوری نسبتی است که با هر متفکری مانند هایدگر و یا هگل داریم از آن جهت که حقیقتاً این مرد، نسبت با مسائل، متفکرانه برخورد می‌کند. ولی موضوعِ ایمان، فوق العاده متفاوت است و آن نسبتی است که بودن هرکس با بنیانِ بودن خود می‌تواند پیدا کند و از آن‌جایی که چنین حضوری نهایت آرزوی هرکس می‌باشد، مواجهه با متفکران در بستر حضور ایمانی، می‌تواند از جهاتی، ایمان انسان را معنای وسیع‌تری بدهد به همان صورتی که ما با نظر به اصالت وجود جناب صدرالمتألهین نوعی از آنچه هستیم را تعقل می‌کنیم و از این جهت عرض می‌شود مواجهه با متفکران، ایمان انسان را معنای وسیع‌تری می‌دهد. موفق باشید                

40588
متن پرسش

با سلام بر استاد عزیز: خواستم چنانچه برایتان ممکن است کمی در رابطه با سخنان دیشب رهبر معظم انقلاب و راز انتخاب این زمان برای آن سخنان، برایمان بگویید. بخصوص با نظر به فرازهای حساسی که در آن سخنان بود.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بیانات تاریخ‌ساز و راهگشای دیشب رهبر معظم انقلاب. توهمات دشمنان را از یک طرف، و توهّمات غفلت‌زدگان داخلی را از طرف دیگر، مشخص کرد. به خصوص در آن فرازهایی که فرمودند: «مذاکره با آمریکا بن‌بست محض است‌... هیچ کمکی به ما نمی‌کند، هیچ سودی ندارد، ضرر‌های جبران ناپذیر هم دارد‌... ما تسلیم نشدیم و تسلیم نخواهیم شد، در این قضیه و در هر قضیه دیگری تسلیم فشار نخواهیم شد‌... بنا نداریم که از سلاح هسته‌ای استفاده کنیم اما غنی‌سازی را داریم‌... ملت ایران بر دهان کسانی می‌زند که می‌گویند نباید غنی‌سازی اورانیوم داشته باشیم‌... باید در همه زمینه‌ها قوی شویم... دشمن می‌خواست فتنه‌های خیابانی درست کند، مردم به خیابان‌ها آمدند اما علیه دشمن نه علیه نظام اسلامی‌... » زمان ایراد بیانات ایشان نیز حکیمانه و هوشمندانه انتخاب شده بود. رهنمودهای ایشان می‌تواند برای سخنرانی امروز رئیس‌جمهور کشورمان در اجلاس مجمع عمومی سازمان ملل متحد، راهگشا و نقشه راه باشد، و می‌توان گفت احتمالاً رهبر معظم انقلاب با نظر به این امر، زمان سخنرانی خود را تعیین کرده‌اند. باید سطر به سطر سخنان رهبر انقلاب تبیین شود. ملاحظه می‌کنید که چگونه ایشان هنوز بار تبیین افکار عمومی را به دوش می کشند. و این است معنای فناوری نرم ولایت فقیه که مقابل پروژه‌های جدید در حالِ تدارکِ دشمن، عقل‌ها را شکوفا می‌کند؛ به خوبی روشن فرمودند این مذاکره نیست‌. این دیکته است. این تهدید است. آمریکا تهدید می‌کند که اگر مذاکره نکنید چنین وچنان می‌شود، اگر یکبار عقب نشینی کنیم تا انتها باید عقب نشینی کنیم. ملت ایران هیچگاه تسلیم نخواهد شد. رهبر انقلاب فرمودند: قبول مذاکره با تهدید را هیچ ملت باشرف و سیاستمدار خردمندی قبول نمی‌کند. با کسی مذاکره کنیم که مدام تهدید می‌کند؟ آنها اصلا قابل اطمینان نیستند، مذاکره با آمریکا بن بست محض است. چنین مذاکره‌ ای جز افتخار برای ترامپ چیزی ندارد که بنشیند و بگوید من اینها را تسلیم کردم! بنابراین مذاکره نمی‌کنیم. آیا این نوع ورود به مسائل از طریق ولایت فقیه، به همان معنایی نیست که حضرت روح الله «رضوان‌الله‌تعالی‌علیه» فرمودند: «پشتیبان ولایت فقیه باشید تا آسیبی به مملکت شما نرسد». موفق باشید

40553

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام وخدا قوت: می‌خواستم نظر استاد را راجع به این مطلب دکتر داوری بدونم. https://www.khabaronline.ir/news/2113921

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این سخن نیز مانند همۀ سخنان حکیمانه و اندیشه برانگیز، نیاز به تفکر و بحث دارد. امری که امکان شرح آن در میدان سؤال و جواب فراهم نیست. امید است رفیقان با اندیشۀ خود، اندیشمندانه به سخنان اهل تفکر بیندیشند و همچنان سخن جناب هایدگر را مدّ نظر داشته باشند که می‌فرماید اندیشیدنی‌ترین اندیشه آن است که ما متوجه باشیم نمی‌اندیشیم! موفق باشید 

40518

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام خدمت شما استاد عزیز: سوالی که خدمتتون داشتم این بود که آیا امکانش هست که دانشگاه رفت و درس های حوزه را نه در محیط حوزه بلکه به صورت مطالعه دقیق و با روحیه تفقه خواند و از آن تاثیر و آن عمق و آن تعالی بهره‌مند شد یا همزمان با دانشگاه کلاس و پایه های حوزه را رفت و از آن وسعت نیز خودش را بهره‌مند کند و برای بحث ملبس شدن هم وارد حوزه شود؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بعضی از عزیزان سعی کرده اند آن دو را جمع کنند. البته اگر افراد بتوانند با جدیت وارد حوزه شوند و در کنار آن، دروس دانشگاهی را بگذرانند، راحت تر و بهتر توانسته اند در سلوک یک روحانی خود را تعریف و معنا کنند. موفق باشید

40312

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

عرض سلام و ارادت خدمت شما: مایلم نظر جنابعالی رو در مورد مصاحبه اخیر آقای پزشکیان با کارسلون آمریکایی بدونم.

متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: به هر صورت هر اندازه هم سعی بر توجیه صحبت های آقای پزشکیان داشته باشیم، بالاخره روحیۀ عظمت و سلحشوری که در فرهنگ ایرانی نهفته است، در آن مصاحبه در میان نیست آنهم در مقابل آمریکایی که در هر صورت به ما تجاوز کرده است. این روحیه، روحیۀ ملتی نیست که می تواند در این تاریخ، تمدنی دیگر که در آن انسان خلیفۀ اللهیِ خودش را به میان آورد؛ باشد. موفق باشید 

40300

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام و عرض ادب: بنده چند سالی است که سعی کرده ام پرهیزکاری پیشه کنم و در مقابل نفس خود جهاد پایداری انجام دهم. در این مسیر لحظات نابی را در مقابل خدا و اهل بیت حس کردم. اما در زمان های که نزدیکی زیادی را نسبت به خدا حس می‌کردم در یک سری آزمایش ها به گناه متمایل شدم. با اینکه آن گناه را انجام ندادم اما حس دور شدن از خدا در خود احساس کردم و به قول استاد طاهرزاده حس کردم درونم کدر شده است. می‌خواستم از استاد بخواهم کمک کنند در این لحظات برای دوری از گناه چه کاری انجام دهم و برای رفع این کدری چه کاری انجام دهم؟ تشکر

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این یک قاعده است که قرآن از قول شیطان به ما متذکر می‌شود که شیطان گفت: «قَالَ فَبِمَا أَغْوَيْتَنِي لَأَقْعُدَنَّ لَهُمْ صِرَاطَكَ الْمُسْتَقِيمَ» بدین معنا که هرکس در صراط مستقیم به سوی پروردگارش رهسپار باشد بدون وسوسۀ شیطان نیست و این جا است که انسان امیدوار می‌شود که گویا در مسیر به سوی خدا می‌باشد که این احوالات و وسوسه‌ها به سراغش می‌آید و در نتیجه با جدیّت بیشتر و صبر و پایداری راه را ادامه می‌دهد. موفق باشید

40168

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

عرض سلام خدمت استاد‌ محترم: درست است که بگوییم در تاریخی که عقل تکنیک تقدیر بشر امروز شده، دستیابی به انرژی اتمی لازم است که البته می توان با این انرژی هم دوبرخورد متفاوت گشتل یا غیر آن را داشت، اما در تاریخی که تکنیک تقدیر بشر نبود نیازی به این انرژی نداشتیم و تعامل ابتدایی و بسیط با طبیعت چاره ساز بشر بوده؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌طور است که می‌فرمایید. تعامل با طبیعت و حضور در آغوش طبیعتی که برای آن نوع زندگی فراهم شده است که غیر از این نوع زندگی‌ها است که ما مجبور شویم انرژی‌های نهفته در طبیعت را از حلق آن بیرون بکشیم. این شبیهِ بیرون‌کشیدن آب‌های عمیق زمین است که برای حفظ زمین بوده تا از نشست‌های آن جلوگیری شود. موفق باشید

نمایش چاپی