بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
40816

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام: درباره بخشش دیگران، درسته که همه خلایق با هر ظلمی که بهمون کردن رو ببخشیم به امید جلب نظر خدا؟ و آیا امام حسین (ع)، قاتلان خود رو بخشیدن؟ امام علی (ع) هم ابن ملجم رو بخشیدن؟ یا خواستن حتما قصاص بشه؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: موضوع گذشت و بخشش و اغماض، در بستر حضور افراد است در جامعۀ اسلامی در کنار همدیگر که گاهی به حسب عادت و یا غفلت، خطاهایی نسبت به ما از آن‌ها سر می‌زند. چه اندازه کار درستی است که نسبت به کار آن‌ها اغماض کنیم. ولی این چه ربطی به دشمنان اسلام و انسانیت دارد؟! که اغماض از کارهای آن‌ها عین کفر است. موفق باشید

40794

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد: در صبر بر معصیت و مصیبت و طاعت کدام یک اجر بالاتر دارد یا به عبارتی تحملش بر سالک سخت‌تر است؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این‌طور در ذهن دارم که صبر در معصیت را سخت‌تر می‌دانند از آن جهت که انسان برای عبور از معصیت عملاً باید ساحت و جایگاه و شخصیت خود را به جهان دیگری که جهان بندگی و عبودیت است؛ سیر دهد و البته برکات آن نیز بسی بزرگ است زیرا به جهان عبودیتِ حق وارد می‌شود. موفق باشید

40783

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام علیکم: یه متنی هست می‌خواستم نظرتون را بدونم ببینم درسته یا نه؟ متن زیر:👇👇 وحدت وجود اثبات👇🤜🤜👇👇👇👇👇 این دقیق‌ترین و اصولی‌ترین چالشی است که شما تاکنون مطرح کرده‌اید. حق با شماست؛ من بر اساس سوابق قبلی، وحدت وجود را فرض گرفته بودم، در حالی که برای یک سالک، این اصل باید از درک حضوری او اثبات شود. ​ما باید از همان نقطهٔ قوی شما، یعنی «من بودنم را درک کرده‌ام»، حرکت کرده و وحدت وجود را اثبات کنیم. ​🔑 اثبات وحدت وجود، از «من هستم» شما ​اثبات این استدلال، بر اساس یک اصل بدیهی فلسفی و عرفانی استوار است: «استقلال وجودی محال است.» ​۱. تفکیک وجود (مقدمهٔ منطقی) ​وجود در تقسیم‌بندی منطقی دو حالت بیشتر ندارد: نوع وجود تعریف مصداق واجب‌الوجود (ضروری) وجودی که ذاتاً موجود است و برای بودنش نیازمند هیچ چیز دیگری نیست (بی‌نیاز مطلق). الله (خدا) ممکن‌الوجود (نیازمند) وجودی که ذاتاً نه هست و نه نیست و برای موجود شدن، نیازمند علتی خارج از ذات خود است. شما و تمام مخلوقات ۲. اثبات وابستگی تام «من» شما ​اکنون، «من»ی که شما به علم حضوری درک می‌کنید، باید در یکی از این دسته‌ها قرار گیرد: ​آیا «من» شما واجب‌الوجود است؟ محال است. چون اگر واجب بودید، دیگر نیازمند خالق و پرورنده‌ای نبودید و تمام عالم و کائنات باید به شما بر می‌گشتند. ​پس «من» شما یک «ممکن‌الوجود» است. ​نتیجهٔ عرفانی وابستگی: ​وقتی «من» شما ممکن‌الوجود است، یعنی شما فی‌نفسه (بالذات) وجودی از خود ندارید و وجود شما تنها «نمود» است و نه «بود»؛ و این «نمود» را از واجب‌الوجود (الله) عاریه گرفته‌اید. ​۳. اثبات وحدت وجود (نتیجهٔ نهایی) ​وقتی شما می‌گویید: «من بودن خودم را درک کردم»، در حقیقت: ​شما هستی و وجود را درک کرده‌اید. ​از آنجا که وجود شما بالذات نیست و عاریه‌ای است، آن هستی‌ای که درک کرده‌اید، نمی‌تواند هستی شما باشد. ​آن هستی، باید هستی واجب‌الوجود باشد که در ظرف «منِ» شما تجلی کرده است تا ممکن بودن شما را ممکن کند. ​اثبات: چون واجب‌الوجود مطلق است و هیچ عدمی آن را محدود نمی‌کند، پس آن وجودی که شما درک می‌کنید، چیزی جز خود وجود مطلق نیست که در این قالب (من) ظاهر شده است. ​به همین دلیل، عرفا می‌گویند: «الوجودُ واحدٌ» (وجود، یگانه است) و آن یگانه، فقط و فقط الله است. ​نتیجهٔ کاربردی: ​درک شما از وجود خودتان، در حقیقت آگاهی حضوری به همان وجود واحدی است که تمام هستی از اوست. این آگاهی، همان شهود حضوری الله در لباس بندگی است.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در این نوع متون بین عرفان و فلسفه خلط می‌شود و از تباین مفهوم با مصداق غفلت می‌گردد. اساساً در عرفان بحث از واجب الوجود که مفهومی است از حقیقت هستی، در میان نیست. مگر اینکه بخواهیم برای منکران عرفان، عرفان را تعریف کنیم؛ کار خوبی است ولی راه سلوک و عرفان راه دیگری است. موفق باشید

40626

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام: موقعیت فعلی حاکی از آن است که جنگی بزرگ در راه است که البته ما آن را در جنگ نرمی که اصل است و آینه آن جنگ نظامی است بحمدالله برده ایم و توجه ها به خدا منعطف شده است. ما بیش از پیش می‌خواهیم آنچه را از پیروزیها که در خفا برده ایم را به عالم شهادت و دنیا نیز بیاید و سرتا پا در پیروزی همه جانبه قرار گیریم. این است آرزوی ما امری که پیامبران خدا و حتی از بعد از اسلام محقق نشده را خداوند اراده بر تحققش را دارند. از خداوند متعال با همه وجود سپاسگزاریم که خلقت را بالآخره به مرتبه حکومت مطلق الهی و تحقق بشر سلامت، کامل و آخرالحیات کیفی از هستی وارد می‌فرمایند. آری در این صورت سخن رهبر انقلاب در دفاع مقدس ۸ ساله که فرمودند خدا راه شکست را به روی ما بسته است ما بسوی میدان جنگ پرواز می‌کنیم. آن هم جنگی که دشمن براه می اندازد تا خود را از موضع شدید ضعف جهانی اش خارج کند. https://uploadkon.ir/uploads/2eb729_25SnapInsta-to-AQPXhvR6bEjNNkiucSucZ3HnXRgLduV-8UYcClB7BK7sf9GZ4zYfCa8hAS4bztViVIrPWKOE-JXENcMhOJTNSl96yR3tXXXwj8CNXcI.mp4

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌طور است. همه چیز حکایت از آن دارد که جبهۀ باطل با همۀ توانش نسبت به اهدافی که در نظر داشته، ناکارآمد شده است و نوعی بی‌آیندگی در آن مطرح است. موفق باشید

40567

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام و عرض ادب: وقت به خیر. مدتی هست نه حال درس خواندن و نه حال معنوی برای دعا و مناجات و قرآن و عبادت خدا دارم... حدود چند ماه! قبلاً هم پیام داده بودم و کاملاً توضیح دادم. سوال شماره ۴۰۰۸۱ تا الان این حال ادامه داشته و احساس می‌کنم در یک خلأ گیر کردم و با وجود اینکه درک می‌کنم بی برنامگی و عدم حرکت به سوی هدف سخت تر از شروع برنامه‌ها و سختیِ مسیر هست. اما بازهم از اینکه اراده ام برای استمرار ته بکشد نگرانم و برایم گران و سخت است و می‌ترسم بیش از این‌ها شرمنده شهدا شوم. دقیقاً حس کسی که توبه می‌کند و توبه می‌شکند و شرمندگی و‌ رنج روسیاهی برایش می‌ماند. دیشب خواب دیدم کاروان راهیان نور دانشگاه مون در حال حرکت هستند و من دست دست کردم برای ثبت نام و دست آخر اتوبوس ها حرکت کردند و من جاموندم و می‌خواستم به مسئول زنگ بزنم بگم اگه زیاد دور نشدید صبر کنید من خودمو برسونم و چون تو جاده بودند گوشی مسئول آنتن نداشت و موفق به تماس نمی‌شدم. هیچ کاری از دستم برنمیومد، ناامید شدم و باور کردم این بار جاموندم و توی خواب خیلی خیلی‌ ناراحت شدم و حس سنگینی داشتم. واقعاً حسرت جاموندن آدم رو میسوزونه. بعد که بیدار شدم حس کردم شاید این هشدارم بوده، نمی‌دونم! به هر حال دیگه حتی نمی‌دونم سوالم رو چطور بپرسم و نیازم رو چطور بیان کنم. اما ان‌شاءالله شما بهتر از من حالم رو می یابید.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: باید برای ادامۀ دینداری همواره به حضوری بعد  از حضوری فکر کرد و به یک معنا به سبکی نظر داشت که تنها با آموختن حاصل نمی‌شود. عرایضی در جواب سؤال شمارۀ 40556 شده و حوالت‌های حاشیۀ آن سؤال را هم خوب است که مدّ نظر قرار دهید و بنگرید آیا آن سبکِ دیگر چه سبکی باید باشد. موفق باشید

40539
متن پرسش

بسم الله الرحمن الرحیم. اسلام با عشقی جانسوز به انسانها آغاز شده و حضرت نبی اکرم یگانه ای در خلقت پروردگارند که تنها ایشان در کل هستی، از خاطر عظمت ذاتیه بینظرشان توانست همه انسانهای خلقت را در خود پیدا و جمع کنند و بسوی خداوند سیر ایجاد فرمایند. بخدای یگانه پیامبر نهایی عالم هستی قسم، که ایشان از همه مخلوقات شدیدتر حاضرند و کامل ترینند و ایشان از شدت علاقه به ما مردم در عشقی جانسوز و قوی انتظار تک تک ما را می‌شکند تا هر کدام از ما در نهایت استقرار وجودیه خود حاضر شویم. گریه ها و اشتیاق شاد و کامل ایشان به سوی ما همه هستی را به شوری انداخته که والله قسم انسان تا ابد چنین ایمان خاصه عاشقانه ای را نخواهد یافت هرچند تمام هستی را زیروکند. ای نبی خدا به امر خدا ما تشنگان از دست رفته را نجات ده. ای خدای عالم اگر ما را از ایشان جدا کنی به همه هستیه مقدست قسم هرگز با خود کنار نمی آییم و اگر رحم فرمایی بر ما خدایی کرده ای‌. پروردگارا بفرمایید آیا برآورده کردن این خواسته از شما در شأن خداییت نیست؟! یا رب ما را آفریدی سپس پرورش دادی، ما را به نتیجه نهایی یعنی عشق ایمانی وجودی نبی برگزیده ات که نتیجه نهایی ما از خودمان است برسان. خدایا ان‌شاءالله نبینم لحظه ای را که مرا از او واگرفته باشی زیرا وجودم دیگر تاب چنین چیزی را ندارد من خود را به او سپردم مباد جفا از چنین عشق نبیانه اش.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌طور است. ما با نظر به آخرین پیامبر که عالی‌ترین حضور را به ما عطا می‌فرماید؛ آن‌چنان وسعت می‌یابیم که چنانچه کوتاهی کنیم، آن کوتاهی در ابدیت ما آنچنان دردناک و جانکاه است که قرآن در بارۀ آن می‌فرماید: «وَ يَوْمَ يَعَضُّ الظَّالِمُ عَلى‏ يَدَيْهِ يَقُولُ يا لَيْتَنِي اتَّخَذْتُ مَعَ الرَّسُولِ سَبيلاً» (فرقان/ (۲۷) ملاحظه کنید که حتی انسان در آن شرایط آنچنان در فشار و پشیمانی است که دو دست خود را در دهان خود می‌برد و فشار می‌دهد و می‌گوید ای کاش در کنار آن پیامبر، راهی را که او در مقابل ما گشوده بود را انتخاب می‌کردم. و این همۀ حرف است در نسبتی که ما باید با پیامبر خدا «صلوات‌الله‌علیه‌وآله» داشته باشیم و او را راهی بدانیم برای آن‌که در جان خود گشوده و گشوده‌تر گردیم. موفق باشید

40511

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام: استاد تو روایات متعدد در مورد نوع ارتباط افراد صحبت شده مثلا گفته با فلان کس معاشرت نداشته باش یا اگر فلان خصوصیت داشت باهاش رفت و آمد نکن، این یه مسئله اینکه الان و درحال حاضر اول نمیشه اینا رو رعایت کرد از یه طرف تویه تنگناهایی هستیم یه طرف صمیمیت و اخوت با مومنین در مقابل جبهه دشمن از یه طرف اگه بخواییم اینورعایت کنیم هیچ کس نمیمونه، چه باید کرد؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: با توجه به این‌که یکی از دستورات الهی به همۀ ملت‌ها آن است که می‌فرماید: «وَقُولُوا لِلنَّاسِ حُسْنًا» و کلمه «ناس» حتی شامل کافر هم می‌شود؛ باید آن موارد را به طور خاص مدّ نظر قرار داد که مثلاً موردی است که موجب ضعف ایمان انسان و یا شهرت انسانِ فاسق بشود. وگرنه به هر حال باید با هر انسانی با بزرگواری برخورد کرد. موفق باشید

40215

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام: اینکه گفته میشه خدا با ماست. سوال دارم و اینکه مگه خدا با مردم غزه لبنان و سوریه نبود؟ من نمیتونم این تناقض رو تحلیل کنم.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! خداوند با همۀ مظلومان عالم است و هرکدام را به نحوی که زندگی آن‌ها معنا پیدا کند، همراهی می‌کند به همان معنای «انّ الله مع الصّابرین» که بعد از این آیه، موضوع شهادت شهداء را به میان می‌آورد به آن معنا که گویا حتی بعد از شهادت، بیشتر در کنار شهدا به نقش‌آفرینیِ شهدا مدد می‌کند. موفق باشید

40141

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام علیکم و رحمت الله: در آستانه عرفه التماس دعا. استاد جان، با توجه به اینکه در تفاسیر و روایات آمده که خداوند مقام امامت را بعد از خلت و نبوت به حضرت ابراهیم عطا فرمود، جایگاه حدیث زیر چیست که می فرماید بعد از آدم (ع) هرگز زمین بدون امام نبوده؟ امام باقر عليه السلام: وَاللَّهِ، ما تَرَكَ اللَّهُ أرضاً مُنذُ قُبِضَ آدَمُ عليه السلام إلّا وفيها إمامٌ يُهتَدى‏ بِهِ إلَى اللَّهِ، وهُوَ حُجَّتُهُ عَلى‏ عِبادِهِ، ولا تَبقَى الأَرضُ بِغَيرِ إمامٍ حُجَّةٍ للَّهِ‏ِ عَلى‏ عِبادِهِ. به خدا سوگند، خداوند از هنگامى كه آدم عليه السلام را قبض روح كرد، زمين را بدون امامى كه با او به خدا ره جويند، رها نكرد و او حجّت بر بندگان خداست و زمين، بدون امامى كه حجّت خدا بر بندگانش باشد، باقى نمى‏‌ماند. الكافی جلد۱ صفحه ۱۷۹

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری وقتی هدف خلقت به حکم «لَوْلاكَ لَما خَلَقْتُ الْأَفْلاكَ،»؛ خطاب به حضرت پیامبر می‌فرماید اگر تو نبودى، جهان را نمى ‏آفريدم،  می‌فهمیم که همواره باید انسان کاملی در زمین باشد که او مقصد خلقت است و در هر زمان با جلوه و شخصیت خاصی به میان می‌آید فرمود:  «لولا الحجة لساخت الأرض بأهلها.» اگر حجت در روي زمين نباشد، زمين، مردم را به كام خود فرو مي‌‌كشد. موفق باشید

40124

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد محترم: خواستم موردی رو به شما بگم. بنده از وقتی سخنرانیها و کتابهای شما رو مطالعه کردم و تقریبا در مسیر سیروسلوک هستم خیلی نسبت به قبل احساس تنهایی می‌کنم چون اینکه دوستی آنچنان صمیمی که طرز فکرش مثل خودم باشه ندارم و اگر زبان باز کنم در بین اطرافیان مورد تمسخرقرارمی‌گیرم که میگن چقدرسخت می‌گیری یا اگردر جمعی غیبت کنن و من تذکر بدم سریع واکنش نشون میدن و میگن اصلا با تو دورهمی حال نمیده و خیلی چیزهای دیگه. چون رفته رفته من رو از جمع های دوستانه خط زدن و زیاد تمایل ندارن. البته من زیاد ناراحت نیستم اتفاقا براشون دعا می‌کنم زودتر مسیر گمشده خودشون رو پیدا کنن فقط از این بابت ناراحتم که کسی هم فکرخودم نیست که بتونم باهاش درباره انطور مسائل صحبت کنم. به شدت احساس تنهایی می‌کنم. لطفا چیزی بگویید غم دلم کم شود.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! در این موارد به گفته آیت الله حسن‌زاده باید «دل با یار باشد و دست در کار» و به نحوی ارتباط با افراد از سر دلسوزی برقرار باشد، در عین این که بنا نیست ما با اهل دنیا طوری مخلوط شویم که زندگی از مسیر معنوی خود جدا شود به هر صورت از سر دلسوزی می‌توانید رفقای خود را یاری کنید. موفق باشید

41214
متن پرسش

سلام به استاد گرامی: طلبه هستم که به امید خدا برای تبلیغ از حوزۀ علمیه قم به یکی از شهرستان‌ها اعزام شده ام. سؤال بنده آن است که در این راه و در این زمانه و با شرایط موجود چه مباحث و موضوعاتی را و با چه سبکی پیش بیاورم که نتیجه مناسبی داشته باشد و به گفته جنابعالی طوری نشود که بعد از مدتی معلوم شود فعالیت های فرهنگی ما ممکن است پوچ باشد. با تشکر

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بحمدالله همین‌که به این نوع خودآگاهی و هوشیاری رسیده‌اید که ما در این زمانه باید متوجۀ احوال مخاطبان خود باشیم که چه مسائلی در درون خود دارند. با توجه به این امر، در عین آن‌که به هر حال باید راهی را در پیش گرفت که آن‌ها به مرور متوجۀ اشارات قرآنی و معرفت نفس خود شوند؛ به این نکته بیندیشید که حضور مردم ما و بخصوص جوانان ما در مساجد به خودی خود برای به فعلیت‌آمدنِ روحانیت درونی‌شان، موضوعیت دارد.
اخیراً در نشستی که به مناسبت چهل و دومین سالگرد رحلت «بانو مجتهده امین» در تهران برگزار شد و بنده نیز مفتخر بودم که در آن نشست شرکت کنم، پس از آن همراه با بعضی از رفقا، افتخار ملاقات با جناب آقای دکتر سعید جلیلی پیش آمد؛ در حین گفتگو ایشان با بصیرت خاص قرآنی و سیاسی خود متذکر نکتۀ مهمی شدند که چرا در فتنۀ اخیر، تلاش عمدۀ دشمنان ما آتش‌زدنِ حدود ۲۵۰ مسجد بود؟!! و به گفتۀ ایشان آیا این حکایت از آن ندارد که دشمنان حقیقت و دشمنان انسانیت در این زمانه متوجۀ نقش اساسی مساجد هستند؟ و نقطۀ خطر را در آن نوع حضوری می‌دانند که از طریق مساجد در این تاریخ پیش می‌آید؟ زیبایی کار آقای دکتر جلیلی آن بود که ایشان هر شب در یکی از مساجد، بخصوص مساجدی که آتش زده شده، در اقصی نقاط کشور حاضر می‌شوند و به همان معنایی که مبارزۀ اصلی ما با دشمنان، حضور نرمی است که آنان را شکست می‌دهد؛ به همان معنای حضور نرمِ مردم ما در ۲۲ بهمن که در واقع جنگ نرمی بود در مقابل آن خشونت‌ها؛ بصیرت آقای دکتر جلیلی در این مورد قابل توجه است و از این جهت باید گله‌مند بود از دوستانی که به ایشان انتقاد دارند چرا دکتر جلیلی از نظر آن‌ها کنشگری‌های لازم را نداشته‌اند. غافل از آن‌که در جنگ نرم، کنشگری‌ها شکل خاصی دارد از جنس به ظاهر سکوت مولای‌مان حضرت علی «علیه‌السلام» پس از رحلت و شهادت پیامبر خدا «صلوات‌الله‌علیه‌وآله»، تا فضای ایمانی و نظر به آینده‌ای قدسی گرفتار مناقشات سیاسی نشود. موفق باشید      
 

41123

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام: اعیاد مبارک ان شاءلله. استاد کتاب سلوک ذیل شخصیت امام خمینی را خواندم و در حرم امام رضا دو رکعت به نیابت از شما و مرحوم امام تقدیم کردم. خواستم تشکر کنم ازتون. عطشی داشتم نسبت به امام و این عطش بیشتر شد. خود هم تشنگی برای رسیدن به اون روحیه لذت بخشه. باور کنید در طول روز خیلی به مرحوم امام فکر می‌کنم. به عظمت ایشان به حرکت ایشان. الحق که اگر نبودند ما الان مسلمان کدام اسلام بودیم؟ استاد چه کنیم این روحیه عطش نسبت به امام؟ آیا انس با آثار ایشان کافی است؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: علاوه بر اُنس با آثار حضرت امام «رضوان‌الله‌تعالی‌علیه» که بسیار مفید است تا معلوم شود مبانیِ معرفتی این مرد الهی چه بوده است؛ باید به جایگاه تاریخی حضرت امام بیندیشیم. خدا می‌داند محال است بشر امروز بدون پیداکردن نسبتی اساسی با حضرت روح الله بتواند در جهان خود به صورتی که جواب جانش را بدهد، حاضر شود. در هر سال در حوالی ۱۴ خردادها عرایضی در رابطه با جایگاه تاریخی حضرت امام شده است که خوب است به آن مباحث رجوع فرمایید. https://lobolmizan.ir/category/50?tab=posts&inner_tab=book در ضمن در قسمت سوم کتاب « ما و بشر جديد و آينده قدسی پيش رو» https://lobolmizan.ir/book/1599تحت عنوان « مصاحبه سوم انقلاب اسلامی و فهم امام خمينی از انسان و جهان مدرن، صفحۀ 89» عرایضی شده است که خوب است به آن مصاحبه رجوع فرمایید. موفق باشید

41036
متن پرسش

سلام خدمت استاد طاهرزاده: خاطرم هست حضرتعالی بعد از ماجرای فتنه ۸۸ یادداشتی تحت عنوان «بازخوانی انقلاب اسلامی بعد از ۲۲ خرداد 1388» منتشر کردید https://lobolmizan.ir/leaflet/213?mark=1388 . در آن یادداشت به بازخوانی و آسیب شناسی حادثه سال ۸۸ پرداختید و علت اصلی وقوع چنین رخدادهایی را کالبد شکافی کردید. به عنوان نمونه در شماره ۷ همان یادداشت فرمودید: « محتوای نظام آموزشی موجود در آموزش و پرورش و آموزش عالی در مجموع فضایی از تفکر است که بیشتر می‌توان آن را سکولار و بعضاً لائیک دانست، تا الهی و دینی. درنتیجه زبانِ تفکر نظام آموزشی موجود با زبان تفکر دینی نامأنوس است و آنقدر که با زبان غرب و ارزش‌های غربی احساس قرابت می‌کند، با زبان دین چنین قرابتی را ندارد و لذا اگر سرمایه‌های دینی افراد را که به طور شخصی به‌دست آورده‌اند، در نظر نگیریم، بر اساس نگاهی که نظام آموزشیِ موجود، به عالَم و آدم، در اختیار نسل تحصیل‌کرده‌ی ما قرار می‌دهد، آن نسل نمی‌توانند جایگاه انقلاب اسلامی و ارزش‌هایی را که انقلاب دنبال می‌کند بفهمند، تا در حفظ و نگه‌داری آن در مقابل دسیسه‌های غرب مقاومت کنند - البته این غیر از نگاه دانشجویان متدینی است که بر اساس اعتقادات خود جانانه از انقلاب و ارزش‌های آن دفاع کردند و می‌کنند- بحث بر سر نگاه نسلی است که در نظام آموزشی ما در حال پرورش‌یافتن است. همین مشکل را نیز در موضوع اقتصاد و سیاست داریم، به طوری که سکولاریسم اقتصادیِ حاکم، اجازه‌ی هیچ حرکتی را به سوی عدالت و معنویت نمی‌دهد، و سیاست قدرت‌پرست، مانع حضور سیاستمدارانی است که مسئولیت‌های سیاسی را خدمت‌گذاری می‌دانند. همین‌جا لازم است تأکید شود که اگر دولت دهم با همان روحیه‌ی انقلابی و حماسه‌ساز خود و با تعاریفی که مبتنی بر اهداف انقلاب اسلامی است، تحولی در نظام اقتصادی و فرهنگی و آموزشی و سیاسی کشور، به کمک دلسوزان کشور پدید نیاورد، و تنگناهای کشور در امور فوق همچنان ادامه یابد، امید توجه به کشور اسلامی و تمدن اسلامی سال‌ها به عقب می‌افتد، و اقتصاد سرمایه‌داریِ شبه مدرن با نفوذ هرچه بیشتر در مراکز قدرت و تصمیم‌گیری، برای انقلاب مشکلاتی را به‌وجود خواهد آورد.» آن زمان که این مطلب را منتشر کردید، بسیاری از کسانی که امروز( دی ماه ۱۴۰۴) در مقابل نظام اسلامی قرار گرفتند یا هنوز به دنیا نیامده بودند و یا در سنین طفولیت به سر می بردند. بعد هم فرمودید اگر «جایگاه توحیدی و تاریخی انقلاب اسلامی» از یک طرف و «جایگاه فرهنگ مدرنیته» از طرف دیگر درست روشن نشود، «باید در آینده منتظر تعارضات شدیدتری بود که مسئولیت آن به عهده‌ی جریانی است که نسبت به ارزش‌های الهی بی‌تفاوت گشته است» و در اینجا از آینده ای که محل ظهور تعارضات شدیدتر هست گزارش دادید. امروز آن آینده، درست همین لحظه حال و اکنون و مقابل چشم ماست. پرسش حقیر این هست که در طول این سال ها، این تذکرات در محافل علمی و در میان نخبگان و مسئولان فرهنگی چقدر شنیده شد و تا چه اندازه مورد توجه جدی قرار گرفت؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! مهم آن است که اتفاقات تاریخی آسیب‌شناسی شود تا مرز حق از مرز باطل جدا گردد و این موجب می‌شود تا این‌که امروز ملاحظه می‌کنید مردم ما به جای آن‌که مأیوس شوند، با امیدواری تمام به میدان می‌آیند و «۲۲ دی‌ماه» سالِ ۱۴۰۴ را شکل می دهند و از این جهت باید متوجۀ آینده‌ای بود که نه‌تنها دشمن بیرونی مأیوس و احساس بی‌تاریخی می‌کند، حتی غافلان داخلی نیز یا به خود می‌آیند و اصلاح می‌شوند و یا مأیوس می‌گردند و به نحوی حتی ممکن است از این کشور صاحب الزمانی مهاجرت کنند و کار به اهلش که فرزندان اصیل انقلاب هستند، برمی‌گردد. و معنای مبارزۀ منفی با جریان‌های مقابل نظام به همین معنا است. و آنچه در حماسۀ مردمیِ ۲۲ دی‌ماه ملاحظه کردید همان جنگ نرمی است که بحمدالله با بلوغ تاریخیِ مردم ما که شامل همان مادر شهید به ظاهر عامی هم می‌شود؛ به صحنه آمد و مطمئن باشید در بستر حضور چنین مردمی وعدۀ رهبر معظم انقلاب محقق می‌شود که فرمودند: «ان‌شاء‌الله به زودیِ زود، خداوند احساس پیروزی را در دلهای همۀ مردم ایران رواج بدهد.»
به پیام رهبر معظم انقلاب بعد از راهپیمایی ۲۲ دی‌ماه بیندیشید که فرمودند: 
«ملّت عظیم‌الشأن ایران!  امروز کار بزرگی انجام دادید و روزی تاریخی آفریدید. این اجتماعات عظیم و سرشار از عزم راسخ، نقشه‌ی دشمنان خارجی را که قرار بود به دست مزدوران داخلی پیاده شود، باطل کرد. ملّت بزرگ ایران، خود را و همّت و هویت خود را به رخ دشمنان کشید. این هشداری به سیاستمداران آمریکا بود که فریبکاری خود را متوقف کنند و به مزدوران خائن تکیه نکنند. ملّت ایران، قوی و مقتدر است، آگاه و دشمن‌شناس است، و در همه حال در صحنه حضور دارد. خداوند رحمت خود را بر همۀ شما نازل کند.»  موفق باشید              
 

41013
متن پرسش

با سلام و عرض ادب خدمت شما استاد محترم: زمانی که تلاش می‌کنم زن را در تمام تاریخ ببینم به کربلا می‌رسم. در ذهنم همۀ زنان برجسته، در خیمه ای به وسعت تاریخ، گِرد وجود حضرت زهرا (سلام الله علیها) در کربلا جمع هستند. حتی خانم مرضیه حدیدچی هم در این خیمه همراه زنان بنی هاشم حضور دارد. این زنان مومنه برای ظهور تلاش می‌کنند. حیاتی در این خیمه هست که در دنیای مادی ما نیست. ما اغلب در «نمی‌شودها» و «نمی‌توانم‌ها» متوقف می‌شویم. ولی گویی در این خیمه هوا و رایحه ای دیگر جاری است. چطور می‌شود از قید «زمان» رها شد و ورای تصویر ذهنی به دیدن و شنیدن رسید و فراتر از آن مخاطب اوامر قرار گرفت و پر توان چشم گفت؟ آیا صحیح است به جای در نظرگرفتن علما و اساتید ارجمند، در نماز با اهل این خیمه همراه شد؟ لطفا در صورت صلاحدید راهنمایی بفرمایید. بی نهایت سپاسگزارم.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌طور است. مهم آن است که متوجۀ آینه‌هایی باشیم که اشاره دارند به آنچه آن آینه‌ها می‌نمایانند، حال چه آن آینه از جنس مردان باشد و چه از جنس بانوان، چه حاج قاسم سلیمانی باشد و چه خانم مرضیۀ دبّاغ و چه همسر شهید رشید. این است که جناب عمّان سامانی «رحمت‌الله‌علیه» در وصف زینب کبری «سلام‌الله‌علیها» به عنوان شخصی ماورای جنس زنان و مردان، می‌فرماید: 
زن مگو مرد آفرین روزگار
زن مگو بنت الجلال اخت الوقار
زن مگو خاک درش نقش جبین
زن مگو، دست خدا در آستین
موفق باشید                    
 

40831

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام و عرض ادب: پیرو سوال ۴۰۸۲۰ باید عرض کنم که بنده تمام منابع و کتبی که معرفی فرمودید را پیشتر مطالعه کرده ام. نظر شما درمورد ۷ جلد شرحی که استاد حسن زاده آملی بر اسفاراربعه نوشته اند چیست؟ آیا این مجموعه می‌تواند پاسخگو باشد؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آن کتاب را ندیده‌ام. ولی مگر می‌شود سخنی و کتابی از حضرت آیت الله حسن‌زاده آن مردِ ذوالفنون در میان باشد و تماماً مؤثر و مفید نباشد؟! موفق باشید

40757
متن پرسش

سلام استاد گرانقدرم: سوالی داشتم از همه مذهبی‌ها! اگر خدا نیست که هیچ... اما اگر خدایی هست و حضور دارد و ما به سوی اوییم و نماز می‌خوانیم و روزه می‌گیریم، پس این‌همه نگرانی و اضطراب و استرس و فکر و خیال اینکه پسرم و یا دخترم چه می‌شوند و نگرانی جان و مال و آبرو برای چیست؟ نکند مردم بفهمند من این مشکل را دارم!!! این اگر دین است فرقش با کفر چیست؟ بیشتر هم قشر مذهبی اینگونه اند! بی‌دین ها انگار جلوترند و می‌گویند هرچه پیش آید خوش آید، استاد مذهبی‌های این شکلی پدرمان را در آورده‌اند و عاجزمان کرده‌اند ما کفار را...

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در این موارد است که باید بین باور به  خدا که امری مفهومی و انتزاعی است با ایمان به خدا فرق گذاشت. آری همچنان که قبلاً نیز عرض شده است شیطان هم به خدا باور دارد ولی ایمان به خدا چیز دیگری است، ایمان به خدا حضوری است که انسان نه تنها خود را در آغوش رحمت واسعه رب العالمین احساس می‌کند حتی افقی در مقابل او گشوده می‌شود که می‌یابد چه اندازه باید نسبت به آینده دینداری اش امیدوار باشد. امری که شما در شخصیت رهبر انقلاب ملاحظه می‌کنید و بنده مکرراً عرض کرده‌ام که آن حالت، همان ایمان است و از خداوند همواره خواسته‌ام به حقیقت ایمان رهبر معظم انقلاب ما را منور به ایمانی بگردان که در آن ایمان زندگی معنای دیگری دارد و در آن حالت همواره امید و همواره امید به آینده‌ای که در بستر ایمان در پیش است    https://eitaa.com/tasnimnews/289008   و عجیب است که در آن دوردست‌ها مانند شیعیان لبنان به خصوص سید حسن نصراللهِ شهید و شیخ نعیم قاسم عزیز به خوبی متوجه نقش تاریخی رهبر معظم انقلاب هستند، نقشی که حاصل ایمان حضرت نایب الامام آیت الله خامنه‌ای می‌باشد. https://eitaa.com/matalebevijeh/20675     موفق باشید

40542

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام: آیا افرادی که امکانات بیشتری برای رسیدن به مدارج علمی بالاتر دارند مثل حمایت خانواده، حمایت مالی پدر و آسایش و رفاه ... نسبت به کسانی که از اینگونه موارد برخوردار نیستند و جز تلاش خود، حمایت دیگری ندارند وظیفه سنگین تری در این دنیا دارند؟ بنده جزء مورد اول هستم که با حمایت مالی پدر تا مقاطع بالا درس خوانده ام اکنون نگرانم اگر جایی را از نظر شغلی بگیرم در حق کسانی که این امکانات را نداشته اند اجحاف شود. زیرا اطرافم انسانهایی هستند که بسیار توانمند هستند اما به دلیل اوضاع مالی ضعیف نتوانستند در مقطع دکتری آزاد درس بخوانند در حاالی که من با پول پدرم توانستم رشد کنم. آیا اگر شغلی در این راه به دست بیاورم حق کسی را از بین برده ام؟ و آیا وظیفه ام نسبت به افرادی که با تلاش خود بدون حمایت به جایی رسیده اند سنگین تر است؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! در این مسیر اگر نسبت به آنچه در مقابل تان بر اساس تحصیلات‌تان قرار می‌گیرد، حاضر شوید؛ باید به عالیترین شکل انجام وظیفه نمایید و بستر را برای رشد دیگر افراد فراهم نمایید بدون آن‌که بخواهید کسی را عقب بزنید تا شما جلو بیفتید. موفق باشید

40489

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام وقت بخیر: چه طور می توانم بفهمم ایمانم به خدا و قیامت و اهل بیت علیهم السلام واقعی است یا فقط ادعا است؟ تو مسیر خود سازی خیلی تلاش می‌کنم سعی می‌کنم دایم ارتباطم را با خدا و اهل بیت داشته باشم اما گاهی وقتی اشتباهی می‌کنم بعدش خیلی خیلی پشیمان میشم تو ارتباطم دچار شک میشم نه این که خدای نکرده شک در وجود خدا داشته باشم یا حضور اهل بیت را بخوام انکار کنم. در نحوه ارتباط خودم و مسیری که دارم میرم شک می‌کنم گاهی به قدر نامید میشم چند روز تمام مطالعاتم را کنار می‌گذارم احساس نا امیدی از خودم می‌کنم. این که حضورشان را احساس نمی‌کنم را گناه کار بودن و بی لیاقتی خودم می‌دانم.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ملاک برای تشخیص حق از باطل، سیره و عمل اولیای الهی می‌باشد و تدبّر در قرآن و معارف قرآنی از طریق تفاسیر همچون المیزان و یا رجوع به روایات اخلاقی همچون کتاب شریف «جامع السعادات» که عرایضی در شرح آن شده است که می‌توانید به کانالhttps://eitaa.com/jameo_saadat «شرح کتاب جامع السعادات ملا محمدمهدی نراقی» رجوع فرمایید. موفق باشید

40243

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد عزیز: برای یاد خدا، آیا در لحظه اکنون و در بودن خود اگر چهره یکی از شهدا یا عارفان الهی و یا حتی افراد زنده مثل رهبر معظم انقلاب را هم تجسم کنیم با توجه به اینکه ما چهره امامان معصوم را ندیده ایم این منجر به دیدار امامان معصوم و حتی پروردگار منجر می‌شود؟ اگر می‌شود پس آیا می‌توان از این عمل بعنوان بزرگترین عبادت نام برد؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌طور است. بستگی دارد که متوجۀ نهایی‌ترین انسان که ائمه «علیهم‌السلام» می‌باشند؛ باشیم و عزیزانی که می‌فرمایید را آینۀ اشاره به آن نهایت‌ِ نهایت‌های انسانی بدانیم که بحث دقیقی است. در این رابطه عرایضی به طور غیر مستقیم در کتاب «انسان و باز انسان» شده است و هنوز نیز جای اندیشیدن دارد. موفق باشید

40142

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام و عرض ادب و احترام: مسئله ای مدتی است که ذهن بنده را درگیر کرده است، خدا در مناسبات زندگی بشر چه نقشی دارد؟ آیا بشر بر اساس اختیار، عقل و تلاش، امورات زندگی خود را می‌گذراند؟ اگر اینچنین است پس کارکرد دعا چیست؟ اینکه در روایات داریم: حتی بند کفشتان را هم از خدا بخواهید، یا نمک طعامتان را از هم خدا بخواهید با تدبیر انسان در زندگی خود چگونه سازگاری دارد؟ سپاسگزارم

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری «چون که غم پیش آیدت در حق گریز / هیچ جز حق غمگساری دیده‌ای؟»
حکایت دعا حکایت نظر به رحمت بیکرانه پروردگاری است که نه تنها «علی کل شی قدیر» است بلکه نهایت رحمانیت با اوست و در واقع ما در دعا ابعاد متعالی خود را که از آن غافل بوده‌ایم و خداوند در بنیان و فطرت ما نهاده است را با تذکر الهی به میان می‌آوریم و از آن طرف در دل چنین حضوری است که انسان، انسان دیگری می‌شود و با قدرت و با روحیه بیشتر جلو و جلوترمی رود و یا  نسبت به جایگاه آن چیزی که اصرار می‌کرد که انجام گیرد تجدید نظر می‌کند. موفق باشید
 

40079

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام علیکم: آیا درسته بگیم هر لذت یا دردی که میچشم، در واقع دارم خدا را شهود می‌کنم؟ با تشکر!

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! اگر انسان در مسیر توحید الهی قدم بگذارد چنین است که می‌فرمایید. موفق باشید

40818

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

من متوجه تعارضات شما پیرامون افراد و سلک های مختلف نمی‌شوم، از طرفی می‌گویید خواب و مکاشفه حجت نیست، از طرفی می‌فرمایید مطالبی که مخالفت واضح با قرآن و حدیث دارند از امثال جناب ابن عربی را نباید حکم به ظاهر کرد و باید دید او از چه نگاهی به دنیا نگریسته و اینان که مثلا به جناب ابن عربی خرده می‌گیرند که چرا آیات عذاب را به غرق در لذات و نعمات بهستی بودن تاویل و تفسیر کرده، این افراد در ظاهر گیر کرده اند و نفهمیدند، از طرف دیگر وقتی ده ها بار ابن عربی می‌گوید مکاشفه برای سنجش صحت و سقم احادیث از بررسی سند و محتوا و معیارهای حدیثی بالاتر است، هیچ واکنشی نشان نمی‌دهید، یعنی در این مورد هم معتقدید ابن عربی منظورش این نیست و باید نگریست چه نکات لطیفی در این نظراتش داشته؟ و یا وقتی سید حیدر آملی می‌نویسد اگر ابن عربی به دروغ هم اگر کتابش را به رسول الله (ص) نسبت داده باشد کار خوبی کرده می‌فرمایید مجال پاسخ در پرسش و پاسخ سایت وجود ندارد. حضرت استاد این تناقضات پدر صاحب مغزم را درآورده.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بحث در این مورد بسیار است که در محدودۀ سؤال و جواب نمی‌گنجد. خوب است سری به کتاب «مبانی و اصول عرفان نظری» از استاد یزدان‌پناه بزنید. البته آنچه در مورد جناب سید حیدر آملی گفتید تهمتی است که به ایشان زده شده. اتفاقاً او بر عکس، معتقد است ملاک حق و باطل تنها پیامبر خدا و ائمۀ هدی «علیهم‌السلام» هستند. موفق باشید 

40799

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام حاج آقا‌: وقتتون بخیر‌ و الحمدلله برای وجود شما‌. ما با چن نفر داشتیم برای جا انداختن اصول انقلاب، فعالیت می‌کردیم. نزدیکِ خروجی دادن، دو نفر اومدن مسئولیت ها رو متوقف کردن به اجازه ی خودشون و در یه فرآیندی اینقدر کارو پیچیده کردن که تمام زحمات به باد رفت‌‌. من می‌خواستم کمترین قدمی برای انقلاب بردارم و واقعا برای اون کارها زحمت کشیده بودم. چون دردمند بودم و براش وقت گذاشته بودم. اینقدر اذیت کردن که اون جمع پاشید و الان خیلی غمگینم از اینکه کارمون نتیجه ای نداد‌ و در این ده بیست سال، مسیله ای تا این حد غمگینم نکرده. هنوزم غم زیادی دارم و به اون دو نفر شک کردم و احتمال میدم نفوذی باشن که اینجوری نذاشتن کارمون ثمر بده. می‌خواستم چند جمله ای از شما بشنوم. امیدی، سرزنشی، نصیحتی، هرچی باشه خوبه. غمگین و آرومم و رفتم تو خودم و کلی گریه کردم. حس می‌کنم برای ترویج حقیقت اسلام شکست خوردم و تلاش هام به باد رفته. اون دو نفرم سپردم به خدا. یه بار میگم شاید باید بیشتر استقامت می‌کردم. یه بار میگم دیگه باید چه کار میکردن که نکردن و دیگه هیچ امیدی نبود. لطف کنید ببینید چی به قلبتون می افته و همون رو بهم بگید. خیلی غصه دارم‌. غصه ای که نمیتونم به کسی هم بگم.

متن پاسخ

باسمه تعالی، سلام علیکم: در مسیر توحید هرگز بن‌بستی وجود ندارد به هر حال  راه‌هایی به لطافت فرشتگان در مقابل ما گشوده شده است که باید در آن مسیر خود را بیابیم  پیشنهاد سلسله مباحثی که تحت عنوان «زن و حضور نرم تمدنی» در کانالِ «بشنو از زن چون حکایت می‌کند» https://eitaa.com/ziafat_andishe مطرح شده است را دنبال بفرمایید از آن جهت که امروز ما  برای حضور در انقلاب اسلامی باید به حضور نرم بیندیشیم امید است آن مباحث بتواند کمک کننده باشد.https://eitaa.com/ziafat_andishe/1496   موفق باشید

40759
متن پرسش

بسم الله الرحمن الرحیم. سلام: می‌شود بدانم انتظار استاد عزیز از کسی که کتاب ده نکته از معرفت نفس را خوانده چیست؟ و باید چکاری را انجام بدهد؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: خود روایاتی که مربوط به معرفت نفس است هدف از معرفت نفس را روشن می‌کند از آنجایی که از یک طرف می‌فرماید معرفت نفس موجب معرفت رب می‌گردد و انسان نقش حضور خدا در عالم را مانند حضور نفس در بدن می‌یابد و از طرف دیگر انسان با معرفت نفس متوجه می‌شود چه اندازه حضور خداوند در عالم لطیف و همه جانبه است، به همان شکلی که نفس در بدن و اعضای بدن حاضر است و اینجا است که می‌یابیم چگونه باید در این دنیا ذیل شریعت الهی زندگی کنیم تا گرفتار وساوس شیطانی و توهمات نفس اماره نباشیم. موفق باشید

40647

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام و نور خدمت استاد بزرگوار🌹 استاد منظور شما از اینکه در این زمانه انسان نیاز به استاد ندارد و علم تو استاد توست چیست؟ آیا این گفتار حاکی از این است که مانند گذشته نمی توان استاد داشت ولی در کلیت وجود استاد در این راه حتمی است؟ و یا خیر هر انسانی با علم پیش روی خود می تواند به اسما الله حرکت کند؟ و این علم که فرمودید چه علمی است آیا در زمانه ی کنونی این علم انقدر در میدان هست که بتواند راه بری کند؟ من این سخن شما را از استاد شجاعی هم پرسیدم و ایشان هم نظری داشتند.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در همان فضایی که به استاد سلوکی رجوع می‌شد تا ذیل شخصیت آن استاد، معارف توحیدی و اخلاق معنی خود را به ظهور می‌آوردند، آیت الله بهجت «رحمت‌الله‌علیه» می‌فرمایند در این زمانه «علمِ تو استاد تو است» به جهت حضور حضرت امام خمینی «رضوان‌الله‌تعالی‌علیه» که شخصیت ایشان، جایگاه اشاراتی که در معارف توحیدی و اخلاقی مطرح است را روشن می‌کردند. در این مورد خوب است به جزوۀ  «شرح مختصر دستورالعمل آیه الله بهجت (رحمه الله )»
 https://lobolmizan.ir/leaflet/231?mark=%D8%A8%D9%87%D8%AC%D8%AA رجوع فرمایید. موفق باشید
 

نمایش چاپی