بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
8935
متن پرسش
با سلام و احترام خدمت استاد عزیز: اینجانب دانشجوی سال سوم دکتری رشته مهندسی هستم که حدود دو سال دیگه دوره دکتری رو تمام خواهم کرد. سالهاست که عشق و کشش روحی تحصیلات حوزوی را در خود احساس می کنم مخصوصا با هدف تخصص در حکمت متعالیه و تدریس و پژوهش آن به منظور کمک به رفع نیازهای انقلاب اسلامی در حوزه تمدن سازی. حال از جنابعالی درخواست دارم که یک روال معین را برای بنده مشخص بفرمایید تا حین تکمیل تحصیلات دانشگاهی، همزمان تحصیلات حوزوی را شروع کنم ترجیحا غیرحضوری تا بعدها بتوانم در آزمون ارتقایی حوزه شرکت کنم. بسیار متشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: در جریان تحصیلات غیر حضوری در حوزه نیستم ولی به نظرم اگر سیر مطالعاتی روی سایت را برای شروع دنبال کنید و سپس با خواندن ادبیات عرب کار را ادامه دهید آرام‌آرام افق برایتان روشن می‌شود. موفق باشید
8737

مسیر طلبگیبازدید:

متن پرسش
با سلام و ادب خدمت استاد عزیز بنده طلبه پایه اول معصومیه قم هستم. تقریبا از ورود من به حوزه یکسال درسی می گذرد و این درحالیست که به هیچ وجه رضایت لازم را از خود ندارم. گویی این سال به خسارت گذشت. هرچند به دفعات مشاوره گرفتم اما هیچ وقت نمی شد به برنامه ها مقید باشم. دیشب کمی با خود خلوت کردم. دیدم هرچند ذهنم در این سال بخاطر مسئله ازدواج و برخی مشکلات خانوادگی مشوش بوده و فراغت بال نداشته ام اما این مشکلات یک ریشه درونی دارد که تا آن اصلاح نشود آدمی نمی تواند در مسیر رشد علمی و معنوی که لازمه یک طلبه مطلوب است توفیق داشته باشد. به نظر من آن ریشه عدم مدیریت توحیدی بر افکار و احساسات بوده است. من علت اصلی زمین گیری خودم را در این سال دشمنی شیطان می دانم. که با تصورات پیوسته خویش در افکار و خیالاتم مرا دچار سستی و بیحالی کرد و باعث انفعال من شد. اما متاسفانه کمتر کسی به نقش شیطان در مسیر موفقیت طلبگی اشاره می کند. حضرتعالی برای رفع این مشکل و تسلط بر افکار و خیالات و احساسات چه راهکاری را پیشنهاد می کنید؟!
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: بنده مکرراً به رفقایی که می‌خواهند مسیر طلبگی را طی کنند عرض کرده‌ام که مطمئن باشید در این مسیر با شیطانی روبه‌رو هستید که بسیار فعّال است و اگر از این موضوع غفلت نکنیم، با خودآگاهی کامل با مشکلات برخورد می‌کنیم و می‌فهمیم او می‌خواهد ما از ادامه‌ی کار طلبگی ناامید شویم. راه‌کار آن است که در ابتدای کار مثل یک طلبه‌ی سنتی به دروس پایه مشغول شویم تا ملکات لازم را به‌دست آوریم و توجهی به وسوسه‌های شیطان نکنیم که می‌گوید تو باید از همین روز اول شیخ العرفا شوی. موفق باشید
7706

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام. جوان 21 ساله ای هستم که تازه قصد ورود به حوزه علمیه را دارم. چند وقتی هست که تصمیم گرفتم ازدواج کنم ولی با توجه به اینکه دیرتر وارد حوزه میشوم و این طور که شنیدم 6-7 سال اول را در حوزه فقط باید درس خواند و فرصت کسب و کار متفرقه ای نیست. آیا بهتره که سطح یک را بخوانم بعد ازدواج کنم یا با توجه به مهم بودن امر ازدواج داماد شوم و در آن واحد درس بخوانم؟ و اگر گزینه دوم بهتر باشه برای موضوع اقتصادی چه کار کنم؟ آیا موقعیتی در حوزه دارم که بتوانم امرار معاش هم داشته باشم. راستش نمیخوام دستم جلوی هیچ کس حتی اولیا دراز باشه. ولی به این هم ایمان دارم که خدا از جایی که فکرش نمیکنیم روزی میرساند ولی باید جنبشی هم از سوی بنده باشد. با تشکر
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: با همه‌ی این احوال سعی بفرمایید سال‌های اول حوزه را فارغ‌البال فقط به درس بپردازید. موفق باشید
6516

سلوک فرهنگیبازدید:

متن پرسش
سلام درموضوع: سلوک فرهنگی حزب الله. نظر شما چیست در پیچ تاریخی؟ ممنون که نظر ما را در پیشبرد گفتمان انقلاب اسلامی غنا می بخشید.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده در جزوه‌ی سبک زندگی در تمدن نوین اسلامی عرایضی داشته‌ام إن‌شاءاللّه مفید است. موفق باشید
6138
متن پرسش
استاد عزیز سلام راستش چند سالی است که با مباحث شما به لطف الهی آشنا شدم اما حقیقتش اینه که سه الی 4 سال است که به طور مستمر نتوانستم مباحث را دنبال کنم و الان دچار سردرگمی شدم یک روز علاقمندم و یک روز بی انگیزه من عاشق مباحث معرفتیم امانمیدانم چرا دچار چنین حالتی شدم الان هر از گاهی تغییراتی در خودم می بینم به عنوان مثال سعی می کنم معایبم را بر طرف کنم البته تا حدودی موفق بودم هر چند اگر از بعدی عیبی را بر طرف کردم عیب بزرگتری را در خود دیده ام و یاد مطالب گذشته معرفتی می افتم و تا حدودی کمک از آن می گیرم اما در وجودم وسوسه می شوم که دیگر بس است به آنچه که آموخته ام بسنده کنم و آنها را عملی کنم و روی اخلاقیات کار کنم اما هنوز دلم نمی پذیرد که بی خیال ادامه مباحث باشم یک سال پیش مباحث جنود عقل و جهل را دنبال کردم اما کاملش نکردم نمی دانم چرا نمی توانم ادامه دهم خواهشا بفرمایید من چکار کنم؟ برنامه ام را چطور دنبال کنم و از کجا دوباره شروع کنم؟ با این احساس ها و مشکلاتی که سر راهم ایجاد می شود چگونه برخورد کنم؟2- استاد به یاد دارم شما فرمودید گاهی خدواند رزق فردی را وقتی تنگ می کند بنده هر چقدر هم تلاش کند به رزق بیشتر دست پیدا نمی کند آیا این رزق کم همیشگی است؟ آیا بنده نمی تواند راه حلی برای گشایش رزق خود داشته باشد و یا پیدا کند؟ شخص بنده متوچه این قضیه شدم که هر چه تلاش می کنم گشایشی نمی بینم و متوجه می شوم رزقم همینن است اما برای رفاه زندگیم باید گشایشی ایجاد شود همین مسئله هم به زندگیم لطمه وارد می کند شاید بفرمایید که خوب چون نیازمن بیشتر از این نیست و من حرص و ولع دارم اما مگر خدواند نمی فرماید برای روزیتان تلاش کنید و برای رفاه زندگی باید تلاش کرد من که از حداقل ها محرومم مثل داشتن ماشین و خانه و ... خوب آیا خواستن آن برای داشتن آرامش و رفاه و بندگی چیز بدی است که گشایش رخ نمی دهد؟ کتاب رزق شمارا سالهای قبل خوندم و الان برای همین است که چنین سوالاتی پیش می آید و حتی در وجودم آن حرفهای بالا را احساس می کنم لطفا مرا از این سردرگمی نجات دهید متشکرم
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- سعی بفرمائید زندگی را برای خود درست معنا کنید و به خود بفهمانید هراندازه در معارف الهی بالاتر روید در عمل به دستورات شریعت جدّی‌تر خواهید بود 2- تنگی رزق به معنای آن نیست که انسان از آنچه برای بندگی خدا در این دنیا نیاز دارد محروم باشد، پس شما تلاش خود را به طور معمول انجام بدهید و منتظر تقدیر الهی باشید. موفق باشید
5946
متن پرسش
سلام خدمت استاد محترم آیا بین صورت ذهنی،تصور،خیال وخواطرتمایزی وجود دارد ؟اگر بلی وجوه تمایز چیست؟ آیاحاضر کردن یک گزاره (تصدیق)درذهن مثلا هوا سرد است، نیز یک صورت خیالی یا تصور است؟آیا برداشت من مبنی بر اینکه انسان ها حتی درهنگام حاضر کردن تصدیقی انتزاعی در ذهن نظیرآزادی خوب است،هم ،تصویری را در ذهن انشا یا حاضر می کنند،برداشت غلطی است؟ آیا در ذهن ما،تصوردر معنای عام آن،اعم از صورت خیالی است یا مساوی آن؟ بابت تصدیع اوقات شما شرمنده ام.
متن پاسخ
باسمه تعالی‌: سلام علیکم: ذهن؛ یک مرتبه از مرتبه‌ی نفس ناطقه است که یا تحت تأثیر عقل، صورت‌هایی مطابق نور عقل در آن تجلی می‌کند و شما در ذهن خود با آن تصورات مأنوس می‌گردید که آن تصورات، تصوراتی پاک و عاری از هرگونه رذالت می‌باشند و یا ذهن تحت تأثیر اعضاء بدن مثل چشم و گوش صورت‌هایی را در خود می‌یابد که این صورت‌ها نیز به خودی خود بد نیست و موجب علم ما به محسوسات می‌شود و یا صورت‌‌هایی را تحت تأثیر وَهم در ذهن خود می‌یابید که آن صورت‌ها هیچ اشاره‌ای به حقیقت و واقعیت ندارد. حال مطابق این تقسیم‌بندی بررسی کنید ببینید سؤال‌تان در کدام یک از وجوه ذهن قرار دارد. مفهوم آزادی خوب است یک مفهوم عقلی است که می‌توان تصوری از آن را به صورت مصداق آزادی در ذهن ایجاد کرد. همان‌طور که متوجه شده‌اید بعضاً ذهن را به معنای عقل به‌کار می‌برند و ما باید متوجه باشیم در این موارد خلط مبحث نشود. موفق باشید
5837
متن پرسش
سلام استاد و خدا قوت .. استاد من همونی هستم که سوال 5798 رو پرسیدم .. استاد جسارتا باید عرض کنم من متوجه منظور جوابتون نشدم !!! خب من هم منظورم کار فرهنگی بود که همون اگاهی دادن به جامعه هست و اینکه ظرفیت صدا و سیما بسیار بزرگ و کارآمد هست تو این قضیه .. استاد ما تو پایگاهمون یه برنامه که میخوایم بزاریم از چند هفته قبلش بچه ها همه جون میکنن تبلیغ تو محله و سطح شهر میکنن و بهترین سخنران میارن و خلاصه همه جور برنامه ریزی اما تا حالا شاید نشده که بیشتر از صد نفر ادم بیان و اکثرشون هم بچه های خودمون هستند ... اما استاد صدا و سیما براحتی میتونه با تمام مردم ایران ارتباط برقرار کنه پس چرا نظام اسلامی از این ظرفیت بزرگ خودش برای معرفی خودش و خارج کردن نور انقلاب ار حجاب مدرنیته غربی استفاده نمیکنه ؟؟!! من واقعا نمیفهم و باید بگم قبول ندارم که کار فرهنگی فقط باید در سطح مردم کوچه بازار و شهر باشه بلکه از ظرفیت های حکومت اسلامی باید استفاده بشه همینطور که دشمنان انقلاب و اسلام از تمام ظرفیت های خودشون علیه اسلام و انقلاب استفاده میکنند .. منظور من بخش نامه و دستورالعمل نبود بلکه اگاهی دادن یا همون کار فرهنگی از طریق صدا و سیما بود که برابری میکنه با تمام ابزار های تبلیغاتی دشمن ... لطفا اگه میشه بیشتر توضیح بدید / التماس دعا استاد عزیزم
متن پاسخ
باسمه تعالی‌: سلام علیکم: مشکل اصلی همین جا است که روحی در صدا و سیما حاکم است که از یک طرف متوجه حساسیت‌های اصلی انقلاب نیست و از طرف دیگر نمی‌فهمد باید برای تجلی نور انقلاب از حجاب غرب عبور کرد. آن عده‌ی قلیل که دلسوزانه تلاش می‌کنند را استثناء کنید. با فرض این‌که آن روح در صدا و سیما حاکم است عرض کردم نمی‌شود صرفاً با دستور رهبری کار درست شود باید با حوصله روح و روحیه‌ی حاکم در صدا و سیما تغییر کند. موفق باشید
5762

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
باسلام جمع بین این دوجمله چگونه است: 1.علامه حسن زاده:انقلاب اسلامی ظهورصغری امام زمان است 2.علامه طهرانی:امام زمان ظهور صغری ندارد ظهور اصغر دارد؟
متن پاسخ
باسمه تعالی‌: سلام علیکم: گویا کاری نداری که در واژه‌ها گیر کرده‌ای! این واژه‌های این‌چنینی نسبی است، آنچه از جهتی صغری است از جهتی اصغر است. موفق باشید
5560
متن پرسش
با سلام در مورد سوال 5450(ازدواجهای پیامبر)جواب بسیار عالی و چه بسا سبب رفع شبهه بسیاری میشود .در این خصوص لطفا درصورت امکان موارد ذیل هم برسی شود1-این اشاره قران که بعد از این دیگر ادواج نکن ... حتی اگر از زیبایی زنی به تعجب بیفتی، استاد درباره این قسمت آیه توضیحی ندادند(مگر پیغمبر به خاطر زیبایی ازدواج میکرد که خداوند این اشاره را داشته است) 2- خط 61 جواب،ظاهرا کلمه شهرت اشتباها به جای شهوت تایپ شده است3- این مطالب به اضافه مطالب تکمیلی به سوال مذکور( 5450 )اضافه شود که جواب سوال تکمیل گردد تا عموم استفاده کنند4- و نهایتا بصورت جزوه ای چاپ شود. با تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: تذکری که در مورد تصحیح خط 61 فرمودید اعمال شد. و اما در مورد آیه‌ی 52 سوره‌ی احزاب که خداوند به رسول خود می‌فرماید دیگر برای تو ازدواج مجدد حلال نیست هرچند که با زنانی روبه‌رو شوی که سخت زیبایی آن‌ها به شگفتت آورد . می‌توان فهمید که حتی اگر میل رسول خدا هم در این مورد اقتضای ازدواج در آن فضا و فرهنگ را داشته باشد خداوند در این مورد که ممکن است فضای جامعه قضاوت صحیحی ننماید رسول خود را منع کرده با این‌که در آن فرهنگ و در آن زمان این یک موضوع عادی و طبیعی می‌نموده است. موفق باشید
427

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
1- آیه 188 سوره اعراف به نفی علم نبی به غیب با استدلال محکم دلالت دارد حال آنکه در تفکر شیعی برای امام و معصوم و انسان کامل علم ما کان و ما یکون قائل می شویم و بنا بر استدلالات تردید ناپذیر حق هم همین است اما اگر چنین است آیه فوق در پی تذکر چه مطلبی است؟ 2- متکلمین اسلامی در بحث عدل الهی با استناد به آیات 97-98 سوره نساءاز امری به نام استضعاف سخن می رانند و طبق آیه معتقدند که مثلا غیر مسلمانان مستضعف اهل فلاحند اما گویی این برداشت از "حقیقت اعمال" با آنچه از فلسفه صدرایی و بالاتر از آن لسان قرآن استفاده می شود ناسازگار است زیرا این هر دو بر یگانگی اعمال و جزای آن در آخرت تاکید دارند به گونه ای که طبق آیه قرآن (کهف 49) در روز بازپسین عین عمل به او ارائه می گردد در حالی که واضعان نظریه استضعاف گویی اینگونه تصور کرده اند که انسان اعمال خود را مانند هدیه ای به خدا عرضه می کند و خدا در مقابل، ثواب و عقاب به بنده می دهد گویی اینان هرگز مطالعه نکرده اند که معصوم فرمود : هر کس اعتقاد داشته باشد که قیامت بعد اتفاق می افتد و اکنون نیست از ما نیست. لطفا توضیح بفرمایید
متن پاسخ
جواب سؤال 427 علیکم السلام باسمه تعالی 1- همان‌طور که می‌فرمایید خداوند در آیه‌ی فوق به رسول خدا«صلواة‌الله‌علیه‌وآله» می‌فرماید: «قُل لاَّ أَمْلِکُ لِنَفْسِی نَفْعًا وَلاَ ضَرًّا إِلاَّ مَا شَاء اللّهُ وَلَوْ کُنتُ أَعْلَمُ الْغَیْبَ لاَسْتَکْثَرْتُ مِنَ الْخَیْرِ وَمَا مَسَّنِیَ السُّوءُ إِنْ أَنَاْ إِلاَّ نَذِیرٌ وَبَشِیرٌ لِّقَوْمٍ یُؤْمِنُونَ» بگو جز آنچه خدا بخواهد براى خودم اختیار سود و زیانى ندارم و اگر غیب مى‏دانستم قطعا خیر بیشترى مى‏اندوختم و هرگز به من آسیبى نمى‏رسید من جز بیم‏دهنده و بشارتگر براى گروهى که ایمان مى‏آورند نیستم. این آیه ما را متوجه می‌کند که رسول خدا«صلواة‌الله‌علیه‌وآله» به عنوان پیامبر الهی هر اندازه که خدا به او علم داده، می‌داند و از خود و به صورت بالذّات، علمی ندارد. و از آیه‌ی قبل این آیه روشن می‌شود که از رسول خدا«صلواة‌الله‌علیه‌وآله» در مورد تاریخ وقوع قیامت سؤال می‌کرده‌اند که خداوند می‌فرماید بگو: نفع و ضرر خودم هم دست خودم نیست مگر آنچه خدا می‌خواهد و اگر غیب می‌دانستم ضررهایی که بعضاً پیش می‌آید را از خود از قبل دفع می‌کردم. اما باید بین نفس نبی‌الله«صلواة‌الله‌علیه‌وآله» و ائمه‌ی هدی«علیهم‌السلام» با حقیقت نوری آن‌ها تفاوت قائل شد. نفس نبی الله«صلواة‌الله‌علیه‌وآله» مفتخر به وَحی می‌شوند و خودشان نیز به آن ایمان می‌آورند و با عباداتی که انجام می‌دهند اسلام را در جانشان تثبیت می‌کنند، ولی در مقام حقیقت انسانی که مقام «عَلّمَ آدمَ الأسماء کلّها» قضیه فرق می‌کند. در آن مقام آن ها واسطه‌ی فیض هستند و به تعبیر امام صادق«علیه‌السلام»: « لَا مُؤْمِنٌ وَ لَا مُؤْمِنَةٌ فِی الْمَشَارِقِ وَ الْمَغَارِبِ إِلَّا وَ نَحْنُ مَعَه‏» هیچ مؤمنى در شرق و غرب عالم از نظر ما پنهان نیست، مگر این که او با ماست و ما با اوییم؟!. ( بحار الأنوار، ج‏26، ص: 154) و خداوند است که مقام شخص پیامبر و امامان را با آن مقام مرتبط می‌کند و لذا می‌فرمایند: « قُلُوبُنَا أَوْعِیَةٌ لِمَشِیَّةِ اللَّهِ فَإِذَا شَاءَ شِئْنَا » دل‌هاى ما ظرف مشیت خدا است وقتى او بخواهد ما خواهیم خواست.‏( بحار الأنوار، ج‏25، ص: 337) پس مقام انسان کامل مقام واسطه‌ی فیض است و هیچ‌چیزی از آن‌ها پنهان نیست و پیامبر«صلواة‌الله‌علیه‌وآله» و ائمه«علیهم‌السلام» تعیّن آن مقام‌اند و از این جهت عالم به همه‌ی عوالم هستی می‌باشند. 2- همان‌طور که مستحضرید مستضعف را آیه‌ی 98 معنی کرده، یعنی کسی که راه و چاره‌ای ندارد برای هجرت به‌سوی جایی که موجب هدایت او می‌شد و یا به سوی حقیقتی راهنمایی نشده. پس معلوم است اراده‌ی رسیدن به حقیقت را دارد و اگر با حقیقت روبه‌رو شود آن را می‌پذیرد و از طرفی «الأعمال بالنّیات»، پس در قیامت طبق آیه‌ی 49 سوره‌ی کهف آنچه را عمل کرده می‌یابد، زیرا نیّت همان عمل است. موفق باشید
17021

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد عزیز: چند وقتی است طرحی موسوم به طرح ولایت مردمی در بین مشتاقان رایج شده و اعلام شده این طرح مورد تایید مقام معظم رهبری و زیر نظر علامه مصباح در حال برگزاری می باشد. لطفا در صورت امکان اطلاعات شخصی خود راجع به این طرح و البته تحقیقات علامه در این باب را به جهت راهنمایی و نصیحت این حقیر اعلام نمایید. با تشکر و سپاس فراوان. التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اطلاعات کلی من حکایت از آن دارد که انسان‌های دلسوز و متعهدی این موضوع را دنبال می‌کنند. موفق باشید

15110
متن پرسش
با عرض سلام خدمت استاد بزرگوار: مدت هشت ساله که با مشکلی مواجه هستم که بسیاری از وقت و انرژی من رو می گیره و باعث ناراحتی خودم و اطرافیانم میشه. اگه ممکنه راهنمایی بفرمایید تا بتونم حلش کنم. مشکل اینجاست که هر وقت با کسی در هر موضوعی خصوصا در مورد مباحث دینی یا سیاسی یا حتی خانوادگی بحث می کنم از پذیرفته نشدن حرفم بسیار ناراحت میشم (چون اعتقاد به درست بودنش دارم و در مودرش مطالعه و فکر کردم). اما مشکل بزرگتر وقتی شروع میشه که مدتی از اون بحث گذشته و بحث تموم شده ولی من داخل تنهایی خودم اون بحث رو ادامه میدم و ناراحتی های همراهش خیلی خیلی بیش تر میشه و من و بسیار برافروخته می کنه. با اینکه مدت هاست از بحث کردن دوری می کنم ولی بحث و جدل هایی که در گذشته برام اتفاق افتاده مدام برام تکرار میشه و روز به روز به ناراحتی هام اضافه می کنن. امیدوارم بتونم به توصیه هاتون عمل کنم. با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: روح آزاداندیشی و تفکر، انسان را به وجوهِ مثبت و درست سایر اندیشه‌ها آگاه می‌کند. ما چون از نظر تاریخی گرفتارِ فقر تفکر هستیم و تک‌ساحتی و ایدئولوژیک فکر می‌کنیم، نمی‌توانیم وجوه سایر افکار را بنگریم. موفق باشید

13547
متن پرسش
با عرض سلام و معذرت خدمت استاد گرامي: در خصوص اصالت وجود و اعتباریت ماهيت به نظرم بهترين فرمايش سخن مرحوم علامه در نهايه است كه مي فرمايد ماهيات ظهور وجود هستند براي اذهان. البته دو سخن ديگر هم دارد كه ماهيات حد وجود و انحاء وجود هستند ولي آن مطلب ظهور وجود براي اذهان خيلي روشن كننده مي باشد كه يك وجود خارجي داريم كه درك ما از آن مي شود ماهيات البته چرا ماهيات نه ماهيت آن هم به علت بحث حركت جوهري و آن مباحث. البته به قول استاد رحيقي آن وجود ظهوري هم براي قلب دارد كه بحث اسما پيش مي آيد. باز هم جسارت حقير را ببخشيد.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حرف خوبی است ولی نباید در آن متوقف شد. اگر جلو برویم معنای اعتباری‌بودنِ ماهیات با ظرائف بیشتری برای ما روشن می‌شود. ولی در هر حال در ابتدای امر تعبیر «ماهیات، ظهور وجوداند» تعبیر خوبی است. موفق باشید

12306
متن پرسش
با سلام خدمت استاد گرامی: در زیارت ال یس: در دعای بعد از زیارت آمده «اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَي [مُحَمَّدٍ] حُجَّتِكَ‏ فِي أَرْضِكَ وَ خَلِيفَتِكَ فِي بِلادِكَ وَ الدَّاعِي.....» این صلوات آیا منظور امام عصر (عج) می‌باشند یا رسول اکرم (ص)؟ آیا مستقیم نام حضرت را آورده است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: فرازی که مدّ نظر شما است چنین شروع می‌شود: «اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَي [مُحَمَّدٍ] حُجَّتِكَ‏ فِي أَرْضِكَ وَ خَلِيفَتِكَ فِي بِلادِكَ وَ الدَّاعِي إِلَي‏سَبِيلِكَ وَ الْقَائِمِ بِقِسْطِكَ وَ الثَّائِرِ بِأَمْرِكَ وَلِيِّ الْمُؤْمِنِينَ وَ بَوَارِ الْكَافِرِينَ وَ مُجَلِّي الظُّلْمَةِ وَ مُنِيرِ الْحَقِّ وَ النَّاطِقِ بِالْحِكْمَةِ وَ الصِّدْقِ وَ كَلِمَتِكَ التَّامَّةِ فِي أَرْضِكَ الْمُرْتَقِبِ الْخَائِفِ وَ الْوَلِيِّ النَّاصِحِ سَفِينَةِ النَّجَاةِ وَ عَلَمِ الْهُدَي وَ نُورِ أَبْصَارِ الْوَرَي وَ خَيْرِ مَنْ تَقَمَّصَ وَ ارْتَدَي وَ مُجَلِّي الْعَمَي [الْغَمَّاءِ] الَّذِي يَمْلَأُ الْأَرْضَ عَدْلا وَ قِسْطا كَمَا مُلِئَتْ ظُلْما وَ جَوْرا إِنَّكَ عَلَي كُلِّ شَيْ‏ءٍ قَدِيرٌ». که ترجمه‌ی آن چنین است: اى خدا! درود و رحمت فراوانت را بر حجت خود [مُحَمَّد] «عجل‌اللّه‌تعالی‌فرجه» ارزانى دار - آن امام غايبى كه هم اسم با رسول خدا«صلوات‌اللّه‌علیه‌وآله» است - هم او كه حجّت تو در زمين و خليفه تو در شهرها و دعوت كننده به سوى راه تو است، هم او كه‏ قيام كننده به قسط بوده و به فرمانت انقلاب خواهد كرد، ياور و سرپرست و دوست مؤمنان، و ويران كننده كافران، و روشنى بخش ظلمت و روشنگر حق، و نماياننده حكمت و درستى است، هم او كه عامل ظهور سنّت و كلمه تو در زمين است، هم او كه سخت مواظب تجاوزكاران بوده و لذا از اين جهت خائف و نگران است، آن سرور و سرپرست خيرخواه، آن سفينه نجات و پرچم هدايت و نور چشم خلائق و بهترين كسى كه پيراهن و رداء - امامت - را به بر كرد، زداينده كورى و گمراهى، آن كسى كه زمين را از عدل و قسط پر مى كند، در حالى كه ظلم و بيداد سراسر آن را گرفته، كه تو در سرازير كردن صلوات و رحمت بر او قادر و توانايى، چون بر هر چيزى قادر و توانايى! يافتن امام (ع) و توجه به اوصاف او كار بزرگى است كه انسان نبايد از آن غافل باشد. گفت:

 

بر عاشقان فريضه بود جستجوى دوست‏

 

بر روى و سر چو سيل، دَوان تا به جوى دوست‏

     

 

خودْ اوست جمله طالب و ما همچو سايه ها

 

اى گفتگوى ما همگى گفت وگوى دوست‏

     

 

گاهى به جوى دوست چو آب روان خوشيم‏

 

گاهى چوآب، حبس شديم در سبوى دوست‏[1]

     

 

حضرت را با كلماتى كه در اين فراز آمده وصف مى كنى تا مشخص كنى انتظار آن حضرت را در سينه دارى و چشم از وجود مبارك او برنداشته اى، به انتظار كسى هستى كه كلمه تامّه الهى در زمين است، حق را مى نماياند و ناطق به حكمت است، و هرگز بنا ندارى دل از او بركنى و آن را به جاى ديگر اندازى. این قسمت عرض بنده در کتاب «زيارت آل يس، نظر به مقصد جان هر انسان‏» بود که برایتان کپی شد. چنان‌چه مایل باشید می‌توانید به اصل کتاب که در سایت وجود دارد، رجوع فرمایید. ظاهراً نام مبارک حضرت را که مطابق نام مقدس پیامبر می‌باشد در زمان خاصی نباید برده می‌شد مگر به کنایه، ولی بعداً فضا تغییر کرد. موفق باشید

 


[1] ( 1)- كليات شمس، غزل شماره 442.

11176
متن پرسش
سلام: با توجه به جواب سوال 11157 که گفتید: تنها از آن جهت که حقانیت ادراکات خود را به صورت بدیهی پذیرفته‌ایم می‌توانیم از این نوع شکاکیت آزاد شویم. منظور بنده این بود که چطور می شود در این موضوع از خود استدلال و شبهه شک کننده استفاده کرد بر ضد خودش و ابطال نظر و شکش را اثبات کنیم با ستفاده از تناقضی که در استدلالش و جود دارد، (خلاصه اینکه با استدلال خودش ابطال شکش را اثبات کنیم)؟ یک جوابی که به ذهن بنده می رسد این است که: در کل این شک باطل است و موضوعیت ندارد چون وقتی که شک کننده می گوید توهم بینایی، این یعنی اینکه از قبل پذیرفته که واقعیتی هست که حال این توهم را می تواند تشخیص دهد، چون راه شناسایی توهم بینایی شناخت و تشخیص واقعیت خارج از ذهن است و در مقایسه با واقعیت خارج از ذهن ما پی به وجود توهم ذهنی(بینایی) می بریم، در صورتی که اگر از ابتدا نمی توانستیم این تفاوت را بفهمیم که دیگر شکی در این زمینه به وجود نمی آمد، با توجه با استدلال شک کننده می فهمیم که خود شک کننده در باطن و پس ذهن خود به واقعیت خارج از ذهن اعتراف دارد ولی به آن توجه ندارد، پس فهم و درک توهم ذهنی اثبات کننده فهم و درک واقیت خارج از ذهن و تمیز بین این دو است، به این ترتیب ما با استدلال خود شخص ابطال نظرش را اثبات کرده ایم. لطفا شما هم چند دلیل همانند این دلیلی که با استفاده از استدلال شک کننده ابطال استدلالش را اثبات می کنیم بیاورید. با تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: در سوفسطایی نسبی همین جواب که می‌فرمایید خوب است. زیرا لااقل خودش را و ادراکات خود را قبول دارد ولی در سوفسطایی مطلق در جواب شما خواهد گفت: من به همین شک خودم هم شک دارم و از کجا همین‌که با شما صحبت می‌کنم هم یک خواب و خیال است؟ و اگر کسی از احساس بدیهی خود غافل شد کارش تا این‌جاها هم کشیده می‌شود. موفق باشید
8833
متن پرسش
سلام علکیم استاد بزرگوار ببخشید که برخی مطالب به ظاهر گذشته را سوال می کنم اما هنوز این شبهات از ذهن دوستان انقلابی هم پاک نشده است و نوع موضوع گیری افراد مورد تحیر است. در رابطه با سوال 6062 که دفاع از بصیرت آیت الله مصباح کرده اید که جریان مشائی را شناخته است. سوال این است که آیا جریان مشایی چه انحرافی باشد و چه نباشد یک مساله اصلی بود یا یک مساله فرعی؟ قطعا مساله فرعی بود که خود حضرت آقا در چند مورد خصوصا در دیدار دانشجویان به صراحت گفتند که این مساله فرعی است. با این حساب اگر این مساله فرعی است چرا اینگونه آیت الله مصباح انتقاد کردند و شما آنرا فاجعه عظیمی می خوانید که هنوز نمی توان در مورد آن صحبت کرد. یعنی هرچند حرف شما و آیت الله مصباح را می فهمم اما نمی دانم که چرا رهبری این مساله را فرعی دانستند و خطر آن را اینقدر که شما و آیت الله مصباح می گویید تلقی نکرده و هیچ جا هم از چنین خطری حرفی نزدند. آخر نمی شود بزرگترین مساله انحرافی از صدر اسلام تا کنون پیش بیاید و رهبری هیچ حرفی از آن نزنند. ما که واقعا گیجیم. التماس دعا
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام‌علیکم: فکر می‌کنم از آن جهت موضوع آقای مشائی فرعی بود که نباید به بهانه‌ی آقای مشائی مسؤلان سایر قوا و نیروهای انقلاب، دولت را زمین‌گیر می‌کردند. ولی این غیر از آن است که آیت‌اللّه مصباح موضوع را نقد فرهنگی کردند و جهت‌گیری فکری، فرهنگی دولت را نقد نمودند. موفق باشید
7180
متن پرسش
با سلام با توجه به اینکه کلیت فرهنگ غرب را با توجه به فلسفه غرب را نفی میکنید،در سوال ( 7137 )فرمودید:انسان‌ها استعدادهایی دارند و تکنیک‌هایی نیز هست که می‌تواند این استعدادها را رشد دهد نمی‌توان این تکنیک‌ها را نادیده گرفت.به نظرم جزییاتی که از فرهنگ غرب هم می آید،روح کلی فرهنگ غرب را در خود دارد،اگر امکان دارد در این مورد کمی توضیح دهید.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: منظورم در آن سؤال تکنیک به معنای تکنولوژی نیست بلکه منظورم روش‌هایی است که بعضاً در مدیریت ذهن تجربه شده است. این مثل روش‌هایی است که عرفایی مثل خواجه عبدالله انصاری در منازل‌السائرین برای سیردادن سالک تنظیم کرده است. موفق باشید
6303
متن پرسش
برای شناخت ماهیت کامپیوتر و جهان مجازی غیر از مقالات شهید آوینی به چه کتابی رجوع کنم؟ لطفا سر نخی به ما ارائه کنید تا بدانیم از کجا باید شروع کنیم.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: کتاب‌های مرحوم مددپور هم خوب است. شاید کتاب «مدرنیته و توهّم» با شرحی که عرض شده است هم مفید افتد. موفق باشید
5846
متن پرسش
سلام علیکم. استاد بنده مباحث معاد شما رو دنبال می کنم. در خصوص قیامت کبری سوالی داشتم. در این مباحث متوجه شدم که برزخ و قیامت هم اکنون هست و ما از آنها غفلت داریم و بعد از مرگ که پرده ازبرابر چشمها کنار می رود متوجه مشود انسان، که اینها بوده منتهی نسبت به آنها غافل بوده. البته برخی افراد به علت تهذیب نفس هم اکنون قبل از مرگشان در عالم برزخ زندگی می کنند و برخی حتی در قیامت و اولیاءالله در کلیه عوالم حضور دارند. استاد سوالاتی که داشتم این است که1. برخی افراد در عالم برزخ زندگی می کنند(قبل از مرگ)، یعنی چه؟یعنی می بینند که مثلا این دروغ چه تاثیری دارد، این غیبت چه تاثیری دارد؟2. استاد اگر قیامت هم اکنون ساری و جاری است؛ پس قیامت کبری چگونه رخ می دهد؟کسانی که هم اکنون در آن عوالم هم حضور دارند چی؟آیا قیامتی مبنی بر اینکه یک دفع از فاز دنیا وارد فاز آخرت می شویم هست؟
متن پاسخ
باسمه تعالی‌: سلام علیکم: 1ـ آری کسی که همین حالا از نسبت‌های اعتباری و تعلّقات دنیایی خود را آزاد کند متوجه حقیقت دیانت می‌شود. 2ـ همین‌طور که خدا هست ولی ما باید به خدا نزدیک شویم، قیامت به عنوان یک حقیقت متعالی هم اکنون هست ولی انسان‌ها و سایر مخلوقات از جمله طبیعت،‌ هنوز به قیامت نرسیده‌اند تا تماما ویران شوند و به نحوه قیامتی خود وارد شوند. موفق باشید
4417
متن پرسش
با درودواحترام/با توجه به اینکه روح مجرد همه ائمه معصومین همه جا حضور دارندو می توان با حضور قلب به انها متوسل شد با این حال ایازیارت قبور انها واجب است وایا نداشتن تمکن مالی برای زیارت تاثیر معنوی را ندارد؟و چرا برای زیارت باید از دوستان خداحافظی کرد که گفته باشیم بیایید به دیدنمان وبا خرجهای کنار ان/اگر برای خودسازی ومعرفت خود می رویم ایا فقط باید برای زیارت حلالیت بطلبیم ؟ممنون
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- ائمه«علیهم‌السلام» فرموده‌اند به زیارت قبور ما بیایید. چون با نور ملائکه‌ای که در کنار حرم مبارک آن‌ها هست بهتر می‌توانیم به نور امام نزدیک شویم ولی این بدان معنا نیست که اگر با عزمی جدّی وقلبی پاک از دور آن‌ ذوات مقدس را زیارت کنید زیارت و ملاقات صورت نگیرد 2- وقتی از مؤمنین حلالیت می‌طلبید ، قلب شما پاک و پاکیزه می‌شود و امکان اُنس چنین قلبی با نور امام معصوم بهتر فراهم می‌شود. موفق باشید
3543
متن پرسش
سلام علیکم با عرض تحیت خدمت استاد عزیز می خواستم ببینم چگونه مطالعه کنیم ؟ یعنی مثلا آیا لازم است که کتاب که می خوانیم خالصه کنیم؟ اگر نه چکار کنیم مطالب یادمان نرود ؟من کتاب می خوانم بعد خیلی از مطالب آن را فراموش می کنم انگار که نخواندم اگر بخواهم خلاصه کنم که وقت گیر است و بعضی مواقع که کم هم نیست چون شرایط برای خلاصه کردن نیست حالا یا قلم و دفتر ندارم یا جایی مثل تو قطار و .. است مطالعه هم نمی کنم چون می گم فراموش می کنم بعد هم مطالبی که می خوانم نمی توانم در جایی که مورد نیازمه را یادآوری کنم و یا اگر بخواهم رفرنس بدهم نمی دانم از کجا مطلب را یادگرفتم اگر راهنمایی کنید مرا بسیار ممنون می شوم چراکه این موضوع بعضی وقت ها مرا آزار می دهد. اگر روش خودتان برای مطالعه را بفرمایید ممنون می شوم. با تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: در هرصورت مطالب مهم هر کتابی را مشخص کنید حتی با خط‌کشیدن در زیر آن مطلب تا بهتر در ذهنتان بماند. از طرفی لازم نیست مطالب کتاب را به ذهن بسپارید، بلکه سعی کنید با کتاب‌هایی که عالِمان عالَم‌دار نوشته‌اند، عزم کلی زندگی خود را تصحیح نمایید. که این قسمت را در قسمت دوم کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» می‌توانید دنبال کنید. موفق باشید
2774
متن پرسش
هو با عرض سلام خدمت استاد بزرگوار در انتهای این هفته به مناسبت عید غدیر راهی مشهدالرضا هستم، می دانم زیارت اسباب و آدابی ورای آداب ظاهری دارد که اگر ادا نشوند حال روحانی انسان بهنگامه بازگشت و گذشت چند روز از حال هنگام عزیمت او بدتر خواهد شد به این معنا که دل او سخت تر از قبل خواهد شد این موضوع مرا نگران کرده که چه مراقباتی (جسمی و روحی) قبل، حین و یعد از زیارت لازم است تا نور امام صرف کمال ما شود و جزء ظالمینی نباشیم که بر خسرانمان افزوده شود... سپاسگزار خواهم بود اگر با توجه به کمی وقت سریعتر پاسخ داده شود در پناه خداند محفوظ و موید باشید
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: این حرف‌ها چیست که می‌گویید؟! اگر عزم زیارت معصوم را کرده‌اید و می‌دانید نور امام معصوم به استقبال زائرش می‌آید، با تمام امید قدم جلو بگذارید و دل خود را به امامتان بسپارید، آنچه می‌یابید مبارکتان باد. موفق باشید
2403

صبر در سلوکبازدید:

متن پرسش
بسمه تعالی. . . سلام علیکم استاد عزیز. . . جسارت بنده را ببخشید که با سوالات پیاپیم شمارا اذیت میکنم. . . 2 دلیل دارد 1- صحبتای شما جوابیست که گه گداری تذکر میدهم به خودم و تاثیر میگذارد 2- دوست دارم بیایم و حداقل در حد همین سوال از شما با خبر باشم. . . راستش استاد عزیز ما بواسطه آثار شما تغییر کردیم حدود 3 سال پیش،تغییری معجزه آسا،در سوال 2235 فکر کنم در مورد بنده اطلاعاتی خدمتتان رسید،و سوالاتی از این قبیل که با نام بنده برایتان عرض کردم(امیدوارم نامم در خاطرتان بماند). . . ما اسیر حرام های بسیار زیادی بودیم،الحمد لله نوری آمد معالجه شدیم و در آن ماه رمضان سال اول بسیار بی علاقه به دنیا و پر انرژی بودیم که شما فرمودید " که عشق آسان نمود اول ولی افتاد مشکل ها " . . .بعد از آن ماه رمضان کمی سرعتمان کم شد ولی به حرام های قبل برنگشتیم و سعی در ترکش کردیم،که الحمد لله بعضی از حرام ها مثل داشتن دوست دختر و نگاه به فیلم های نادرست حتی خدایی نکرده اگر فکرش می آمد سراغمان بدنمان به شدت به لرزه می افتاد،حتی گاهی شروع به لرزیدن و عرق کردن می کردیم تنها فقط از فکری که ناخواسته به ذهنمان می آمد. . . آن زمان به یکی از جملاتتان رسیدم که گفته بودید "حساب فاطمه را نکرده بودند" تا چند وقت به یاد این جمله می افتادم گریه میکردم چون حس میکردم این ذات مقدسه دستمان را گرفته اند. . . کم کم علاقه به زیارتی(جامعه کبیره) که اصلا حتی فکرشم نمیکردیم همچین زیارتی هست و الحمد لله قرار گرفتن معارف نوری اهل البیت در مسیرمان و هزاران خیر دیگر. . . استاد مشکلی هست اینکه بنده احساس علاقه به فیلم و بازی و اینترنت دارم،نه اینکه خدایی نکرده وقت بگذارم و اصلا شاید فیلمم نبینم،اما خب علاقه در دلم هست و گاهی که می آیم نماز بخونم یا جامعه میاد،این علاقه میاد جلو. . . هنوز علاقه هاش هست در ذهنم،گاه گداری هم سری به بازی ها میزنم اما هی میگذارم کنار و با خودم به شدت در جنگم،دقیقا همانطوری که با حرام ها در 2 سال پیش در جنگ بودم که به لطف بی بی فاطمه زهرا علیها افضل الصلوات المصلین این جنگ تمام شد. . . و گه گداری می آید اما میگویم بمیر،میمیرد این علاقه ها. . . جمله ای از استاد مطهری در همان سال ها خواندم معنیش را نفهمیدم اما الان میفهمم که فرمودند: "وقتی در مسیر سیر و سلوک قدم بگذاری و جلو بروی میبینی مشکلاتی در وجودت بود که اصلا فکرشم را هم نمیکردی که اینها مشکل است و شما به آن وابسطه ای" . . . استاد همیشه دعایتان میکنم،شما هم دعایم کنید. . . بی صبرانه منتظر تذکرات اثر گذارتان هستم. . .موفق باشید.
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: وقتی انسان در مسیری قدم گذاشت که غیر از مسیر گذشته‌ی خود بود، و از این طریق به تمایلات نفس امّاره‌اش پشت کرد، گاهی خیالات گذشته و عهدی که در گذشته با آن خیالات داشت سر می‌کشند و بعضاً ما را هوایی می‌کنند، تا نتوانیم عهد خود با شرایط جدید را محکم کنیم و در عالم جدید خود وارد شویم. شرط طلوع عهد جدید نه‌تنها پشت‌کردن به عهد قبلی است بلکه صبر و پایداری بر عهد جدید است و در همین رابطه استاد سلوکی مولوی شرط ادامه‌ی راه را این قرار می‌دهد که: «گفت مرا عشق کهن از بر ما نقل مکن.... گفتم آری نکنم، ساکن و یا شنده شدم» نتیجه‌ی پایداری بر عهد جدید آن شد که می‌گوید: «زهره بدم ماه شدم چرخ دوصد تا شدم....یوسف بودم ز کنون یوسف زاینده شدم». موفق باشید
1960

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم! یکی از اساتید بنده می فرمود هر چند احتلام شبانه را اکثریت قریب به اتفاق جوانان دارند اما احتلام نشانه آلودگی ذهن است مخصوصا اگر همراه با خواب دیدن باشد. و هر چه احتلام بیشتر باشد(البته احتلام عادی نه احتلامی که بخاطر مصرف غذاهای خاص یا در شرایط خاصی نه کسی که عادتا احتلامش بیشتر است.) نشانه آلودگی بیشتر ذهن است. به همین خاطر معصومین (ع) و معدوی از اولیاء الله که هیچ آلودگی ذهنی نداشته اند احتلام نیز نداشته اند. آیا این نظر درست است!؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: از کجا که احتلام لطف خداست به جوانی که عفت خود را نگه داشته تا پاداش جسمانی آن عفت را را نیز به او بدهند. این طور نیست که بتوانیم بگوییم همیشه احتلام نشانه‌ی آلودگی ذهن است. موفق باشید
1271

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد در مورد کتاب رزق یکی دو تا ابهام داشتم که در خود کتاب ÷اسخی نیافتم این بود که مستقیم از شما سوال می نمایم. اولا اینکه به نظر می رسد شایسته بود بر اساس روال منطقی ابتدا استاد یک بحث در باب خود رزق داشته باشند و اینکه رزق چیست؟ انواع آن کدام است ؟ آیا رزق مادی همان احتیاجات روزانه است که آدمی استفاده می کند یا چیز دیگر است؟ مباحث کتاب در باب کدام نوع است و از این دست سوالات منطقی که معمولا برای خواننده در اثنای مطالعه پیش می آید. جناب استاد در جایی از کتاب معنای وسعت رزق را اسان و سریع رسیدن رزق به دست بنده دانسته اند. سوال این است که چرا ایشان چنین برداشتی داشته اند و از کجا به این نتیجه رسیده اند؟ با کمی توضیح بیشتر باید گفت که همین معنای لغوی کلمه وسعت راهم اگر بخواهیم در نظر بگیریم ایا همین معنا برداشت خواهد شد یا چیز دیگر؟ از طرف دیگر هم در روایت داریم که چند چیز هستند که خداوند متعال انها را تقدیر و مقدر کرده یعنی اندازه خاصی به انها داده است. از جمله این امور یکی عمر انسانهاست و دیگری رزق انهاست.حال سوال این است که چطور در بحث اجل انسانها ما اجل حتمی و معلق داریم و حتی در بعضی از احادیث راهکارهایی برای افزایش عمر دیده می شود اما ایا نمی شود چنین چیزی در بحث رزق هم ساری و جاری باشد. یعنی مثلا اگر شخصی فلان مقدار باشد با انجام یک سری کارها ان رزق خاص افزایش داده شود؟ یا مثلا ما در روایت داریم که حسن خلق رزق را زیاد می کند و دقیقا هم همین کلمه زیاد امده است : حسن الخلق ازید فی الرزق در صفحه 174 کتاب استاد چنین بیان می دارند که : قائده رزق با بقیه اور متفاوت است.آری در علم و ایمان و قرب الهی میدان باز است وقائده ˝ لیس للانسان الا ما سعی˝ جاری است و هر کس به اندازه تلاشی که بکند برخوردار است. سوال اول همان است که عرض کردیم که دلیل شما برای این برداشت چیست؟ ثانیا ما در قرآن ایه دیگری هم داریم که : کلا نمد هولا و هولا.سوره اسرا. یعنی سنت خداست که مادیون واللهیون را در راه خودشان امداد خواهد کرد . خوب اگر این آیه را در نظر بگیریم واضح است که تلاش برای رزق بیشتر هم با هر نیتی که باشد نتیجه خواهد داشت. اینها ابهاماتی است که به نظر می آید جای توضیح بیشتری دارد و صد البته که بر وزانت کتاب خواهند افزود.
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام 1- چون معمولاً موضوع رزق چه در روایات و چه محاورات عادی، در مورد رزق مادی است مگر ان‌جایی که تخصیص خورده است، پس همان‌طور که در روایات ملاحظه می‌کنید منظور از رزق جز احتیاجات مادی و منطقی مردم چیز دیگری منظور نیست. 2- بعضی موارد باید از مجموعه‌ی روایات یک معنی را بیرون کشید، مثلاً یک جا امام از خدا تقاضای رزق زیاد می‌کنند، و جایی دیگر بهترین رزق را «کفاف» می‌دانند وقتی این دو را کنار هم می‌گذاریم این‌طور نتیجه می‌گیریم که آن‌جا هم که طلب رزقِ زیاد و یا وسیع کرده‌اند منظور «کفاف» است و از خدا خواسته‌اند بدون آن‌که برای رزق خود به زحمت بیفتند رزقشان فراهم شود تا در مسیر بندگی خداوند گرفتار رزق نباشند. 3- همان‌طور که در طلب عمر باید برکت‌داشتن عمر را را در نظر گرفت حال چه مانند ائمه‌ی معصومین«علیهم‌السلام» که همگی کمتر از 70 سال عمر کردند و چه مانند بعضی از علماء که بیشتر از آن عمر کردند و همان‌طور که روایات می‌فرمایند: خوش‌خلقی موجب طول عمر می‌شود به همان معنایی است که عرض شد. روایات می‌فرمایند: خوش‌خلقی موجب وسعت رزق می‌شود، به همان معنایی که رزق انسان با برکت می‌گردد. زیرا یکی از محکمات ما است که طلب مال زیاد به خودی خود مطلوب نیست و لذا باید روایات را مبتنی بر ان‌چه محکم است تبیین نمود. 4- آیه‌ی 20 سوره‌ی إسراء که می‌فرماید: «کُلاًّ نُّمِدُّ هَؤُلاء وَهَؤُلاء مِنْ عَطَاء رَبِّکَ» به هریک از مؤمن و غیر مؤمن نسبت به اهدافی که دارند مدد می‌رسانیم را با آیه‌ی 18 آن سوره تبیین کنید که می‌فرماید: «مَّن کَانَ یُرِیدُ الْعَاجِلَةَ عَجَّلْنَا لَهُ فِیهَا مَا نَشَاء لِمَن نُّرِیدُ ثُمَّ جَعَلْنَا لَهُ جَهَنَّمَ یَصْلاهَا مَذْمُومًا مَّدْحُورًا» هرکس زندگی زودگذر دنیا را طلب کرد به اندازه‌ای که ما خواستیم به او می‌دهیم و سپس برای او جهنم را قرار می‌دهیم. دقت برفرمایید به قسمت «مَا نَشَاء لِمَن نُّرِیدُ» که می‌فرماید هر اندازه که ما خواستیم برای هرکس که بخواهیم می‌دهیم، نه این‌که هرآنچه اهل دنیا خواستند به آن‌ها می‌دهند. پس نمی‌توان گفت رزق بیشتر با مدیریت اهل دنیا انجام می‌گیرد تا از این‌که بنا به مصلحتی رزق را توسعه می‌دهد و یا تنگ می‌کند، غفلت شود. موفق باشید
نمایش چاپی