بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
2774
متن پرسش
هو با عرض سلام خدمت استاد بزرگوار در انتهای این هفته به مناسبت عید غدیر راهی مشهدالرضا هستم، می دانم زیارت اسباب و آدابی ورای آداب ظاهری دارد که اگر ادا نشوند حال روحانی انسان بهنگامه بازگشت و گذشت چند روز از حال هنگام عزیمت او بدتر خواهد شد به این معنا که دل او سخت تر از قبل خواهد شد این موضوع مرا نگران کرده که چه مراقباتی (جسمی و روحی) قبل، حین و یعد از زیارت لازم است تا نور امام صرف کمال ما شود و جزء ظالمینی نباشیم که بر خسرانمان افزوده شود... سپاسگزار خواهم بود اگر با توجه به کمی وقت سریعتر پاسخ داده شود در پناه خداند محفوظ و موید باشید
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: این حرف‌ها چیست که می‌گویید؟! اگر عزم زیارت معصوم را کرده‌اید و می‌دانید نور امام معصوم به استقبال زائرش می‌آید، با تمام امید قدم جلو بگذارید و دل خود را به امامتان بسپارید، آنچه می‌یابید مبارکتان باد. موفق باشید
449

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد بنده کتاب آداب الصلاه را طی دو سال { همراه دوستانی با شرح شما } کار کردم ولی با وجود تاکیدات زیاد امام برای حجاب نشدن آن، بنده دچار حجاب آن شدم ، میخواستم بدانم چه کنم تا از این گرفتاری رها شوم ؟
متن پاسخ
علیکم السلام باسمه تعالی حجاب‌شدن دستورات به این معنی است که ذهن و فکر انسان مشغول خودِ آن دستورات شود، ولی اگر همه‌چیز اعم از دستورات دینی و تبیین‌کردن‌های عرفانی ،وسیله باشند تا قلب توجه بیشتری به معبود خود بیندازد، دیگر حجاب محسوب نمی‌شوند، کمی طول می‌کشد که تبیین‌کردن‌‌های عرفانی موجب توجه قلب به سوی معبود شود، عمده آن است که سعی شما آن باشد که در هر حال قلبتان متوجه معبود باشد. موفق باشید
21845
متن پرسش
با سلام خدمت استاد بزرگوار: سوالم اینست که در برخی روایات در پاداش فلان عمل آمده که باعث آمرزش گناهان گذشته و آینده است (مانند روزه ی روز آخر رجب در مفاتیح). چطور ممکن است گناهانی که در آینده مرتکب خواهیم شد در عین کثرت و بزرگی آمرزیده شود؟ لطفا درباره ی آمرزش گناهان آینده که در این دست روایات آمده توضیح بفرمایید؟
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: بیشتر این نوع روایات نظر به ساختن شخصیتی دارد که آن شخصیت در اثر اعمال معنوی، تصمیماتش الهی می‌شود و لذا با چنین شخصیتی آینده‌ی خود را شکل می‌دهد و این آینده، آینده‌ی انسان گناه‌کاری نخواهد بود و این‌که می‌فرمایند گناهان گذشته و آینده آمرزیده می‌شود؛ بیشتر یک اصطلاح است، نه آن‌که گمان کنیم خداوند مانع گناه انسان در آینده‌ی او می‌شود و انسان را از اختیار خارج می‌کند. و این‌که قرآن می‌فرماید: «لِيَغْفِرَ لَكَ اللَّهُ مَا تَقَدَّمَ مِنْ ذَنْبِكَ وَمَا تَأَخَّرَ وَيُتِمَّ نِعْمَتَهُ عَلَيْكَ وَيَهْدِيَكَ صِرَاطًا مُسْتَقِيمًا». خداوند در آيۀ دوم سوره‌ی فتح مي‌فرمايد :گناهان گذشته و گناهان آيندۀ تو را مي‌بخشيم .علامۀ طباطبائي مي‌فرمايند :از آن‌جايي كه ما همواره واژۀ ذنب كه به گوشمان مي‌خورد ، بلا فاصله گناه به ذهن ما  خطور مي‌كند . و حال آن‌كه معناي واقعي ذنب گناه نيست ؛ بلكه آثار سوء است . و از كلمۀ « غفران » هم ما معمولاً‌ معناي بخشش را استفاده مي‌كنيم ؛ و حال آن‌كه معناي غفران پوشش است نه بخشش . و لذا در اين جا قرآن مي‌فرمايد :اي پيامبر ! ما فتح مبيني را  نصيب تو كرديم ، تا بپوشانيم براي تو آن‌چه را كه مقدم شده از آثار سوء و آن‌چه كه تأخير افتاده . خداي عالم نعمتش را با اين بر شما تمام كرده است .در اين جا با توجه به اين قضيۀ  صلح حديبيه يا فتح مكه ، مراد از اين «ذنب» آثار سوئي است كه در نزد قريش نسبت به نبي مكرم بوده است ؛ چه قبل از هجرت ، چه بعد از هجرت . پيغمبر اكرم ، قبل از هجرت تمام بساط عقيدتي قريش را بهم زد و با مباني اعتقادي و بت پرستي آن‌ها مبارزه كرد . و بعد از هجرت هم رسول اكرم صلي الله عليه و آله و سلم در عزوات متعدد شخصيت‌هاي برجستۀ قريش را به خاك مزلت انداخت و لذا قريش نسبت به نبي مكرم ، كينۀ سخت در دل داشتند و آثار سؤئي از اين عمل كرد نبي مكرم ؛ چه قبل از هجرت و چه بعد از هجرت ، در دل قريش بود ؛ همان‌گونه در رابطه با حضرت موسي عليه السلام هم كه وقتي خداي عالم او را مأمور مي‌كند براي هدايت بني اسرائيل و غبطيان مي‌گويد :«وَلَهُمْ عَلَيَّ ذَنْبٌ فَأَخَافُ أَنْ يَقْتُلُونِ» (الشعراء / 14) من نسبت به غطبيان احساس مي‌كنم كه ذنبي دارم. ذنب گناه نيست. حضرت موسي آن غبطي را كه در حال تعدي و تجاوز بود ، و نيز محدور الدم بود ، او را از ظلم دفع كرد و نه تنها گناهي نكرد ؛ بلكه به وظيفۀ بندگي و الهي‌اش عمل كرد . « وَلَهُمْ عَلَيَّ ذَنْبٌ » يعني آثار سوئي از اين عمل‌كرد من در اذهان بني اسرائيل و غبطيان و فرعونيان است « فَأَخَافُ أَنْ يَقْتُلُونِ » مي‌ترسم اين غبطيان به خاطر اين آثار سوء مرا بكشند . و لذا در سورۀ فتح هم خداي عالم مي‌فرمايد: پيغمبر!  آثار سوئي كه از عمل‌كرد تو ؛ چه قبل از هجرت ، چه بعد از هجرت در نزد مشركان قريش بود و از اين كار شما قريش در دل كينه داشتند ، و تصميم گرفته بودند مادامي كه انتقام نگيرند از جا ننشينند ؛ ولي ما با اين فتحي كه نصيب تو كرديم ، شوكتي كه براي تو در اين فتح عنايت كرديم ، مشركان قريش از هر گونه انتقام‌گيري ، مأيوس شدند و ديگر آن آثار سوئي كه در نزد قريش نسبت به تو بود ، خداي عالم همه را پوشش داد .لِيَغْفِرَ لَكَ اللَّهُ مَا تَقَدَّمَ مِنْ ذَنْبِكَ وَمَا تَأَخَّرَ ؛ يعني خداي عالم پوشش داد آن‌چه كه قبل از هجرت و آن‌چه بعد از هجرت از آثار سوئي كه در نزد قريش بود ، از تو پوشش داد .(علامه طباطبائي در ج 18 الميزان ، ص 254 - تفسير نمونۀ عربي «الأمثل » ج16 ، ص 422 ). موفق باشید  

14489

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: 1. در مورد فراماسونری و جریان آن چه کتابی قوی است؟ یا پیشنهاد می کنید همان سخنان آقای رائفی پور را گوش کنیم؟ 2. در مورد سخنرانی استاد پناهیان به نام تنها مسیر نظرتان چیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- کتاب «تاریخ فراماسونری ایران» از جناب آقای موسی حقّانی کتاب خوبی است 2- سخنان استاد پناهیان هرکدام که باشد ارزشمند و حکیمانه است. موفق باشید

10495

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم استاد عزیز: احتراما نظر جنابعالی را جلب می کنم به دو سایت گرانسنگ که بسیار مطلوب است در جهت نیل به تحولی عظیم در امر شکوفایی اقتصادی و خود کفایی در کشور امام زمان ارواحنا له الفداء خواهشمند است نظر مبارک را مرقوم فرمایید: 1 www.eabbassi.ir در خدمت اصلاح الگوی مصرف اسفندیار عباسی 2. آبیاری زیر سطحی سفالی سید محسن حجازی subsoilirrigation.ir
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده این کار را به فال نیک می‌گیرم و برای عزیزان آرزوی موفقیت دارم. موفق باشید
10420
متن پرسش
با عرض سلام و خسته نباشید و تسلیت ایام سوگواری سلار شهیدان حضرت ابا عبداله الحسین علیه السلا م و اصحاب با وفایشان به استاد. در خصوص تدبر در قرآن کریم که معنای رجوع به پشت و عمق قرآن کریم است چگونه حاصل می شود و چه مراحلی را باید طی کرد و انجام داد لطفا توضیح فرمایید.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: اول باید به‌خوبی قلبتان تصدیق کرده باشد که قرآن دارای حقیقت و حقایق غیبی است و تلاش ما آن است که با تدبّر در آن به آن حقیقت غیبی منتقل شویم، بنابراین اولین رویکردمان را با عبور از سطحی‌نگری تصحیح می‌کنیم. دوم آن‌که بدانیم همه‌ی آنچه حقیقتاً بشر نیاز دارد باید از قرآن پیدا کند و لذا علومی مثل فلسفه و یا عرفان را به‌عنوان مقدمه‌ی فهم بیشتر قرآن باید بنگریم و به خود آن‌ها هیچ اصالتی ندهیم و در عمل هم تجربه خواهید کرد که وقتی با نگاه فلسفی و عرفانی وارد قرآن شدید گویا خود را بهتر به قرآن نزدیک می‌بینید. مطالعه‌ی جزوه‌ی «چگونگی کار با تفسیر المیزان» برای شروع بد نیست. موفق باشید
9648
متن پرسش
با سلام: استاد گرامی مباحث غرب شناسی استراتژیک دکتر حسن عباسی را مفید می داتتد یا خیر؟ غرب شناسی استراتژیک با غرب شناسی حضرت عالی چه تفاوتی دارد؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: ما سعی داریم نگاه هستی‌شناسی و فلسفی تمدن غربی را نقد کنیم، ولی در غرب‌شناسی استراتژیک نظر به روش‌های غرب دارد و لازم است عزیزان از این جهت نیز غرب را بشناسند. موفق باشید
8913
متن پرسش
سلام: رقیب در شعرهای حافظ و سایر شعرای عارف مسلک به چه معناست؟ مثلا: رقیب درگذر و بیش از این مکن نخوت
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: در اصطلاح عرفا «رقیب» یعنی آن‌کسی که ما را زیر نظر دارد ودر قرآن خداوند را «رقیب عتید» می‌گوید ودر شعر در خطاب به حضرت حق عرضه می‌دارد که ای خدایی که ما را واعمالمان را زیر نظر داری از ما درگذر و حجاب بین ما وخود را برطرف نما و به جای تجلی اسم متکبر که تنها شایسته‌ی حضرت حق است، با اسم لطیف و سمیع‌ات با ما برخورد کن. موفق باشید
8833
متن پرسش
سلام علکیم استاد بزرگوار ببخشید که برخی مطالب به ظاهر گذشته را سوال می کنم اما هنوز این شبهات از ذهن دوستان انقلابی هم پاک نشده است و نوع موضوع گیری افراد مورد تحیر است. در رابطه با سوال 6062 که دفاع از بصیرت آیت الله مصباح کرده اید که جریان مشائی را شناخته است. سوال این است که آیا جریان مشایی چه انحرافی باشد و چه نباشد یک مساله اصلی بود یا یک مساله فرعی؟ قطعا مساله فرعی بود که خود حضرت آقا در چند مورد خصوصا در دیدار دانشجویان به صراحت گفتند که این مساله فرعی است. با این حساب اگر این مساله فرعی است چرا اینگونه آیت الله مصباح انتقاد کردند و شما آنرا فاجعه عظیمی می خوانید که هنوز نمی توان در مورد آن صحبت کرد. یعنی هرچند حرف شما و آیت الله مصباح را می فهمم اما نمی دانم که چرا رهبری این مساله را فرعی دانستند و خطر آن را اینقدر که شما و آیت الله مصباح می گویید تلقی نکرده و هیچ جا هم از چنین خطری حرفی نزدند. آخر نمی شود بزرگترین مساله انحرافی از صدر اسلام تا کنون پیش بیاید و رهبری هیچ حرفی از آن نزنند. ما که واقعا گیجیم. التماس دعا
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام‌علیکم: فکر می‌کنم از آن جهت موضوع آقای مشائی فرعی بود که نباید به بهانه‌ی آقای مشائی مسؤلان سایر قوا و نیروهای انقلاب، دولت را زمین‌گیر می‌کردند. ولی این غیر از آن است که آیت‌اللّه مصباح موضوع را نقد فرهنگی کردند و جهت‌گیری فکری، فرهنگی دولت را نقد نمودند. موفق باشید
6473
متن پرسش
سلام.حضرت استاد عرفایی که بنا به تاریخ وشواهد از لحاظ فقهی شیعه نبوده اند واز ائمه4 گانه اهل سنت تقلید می کرده اند( به عنوان مثال مولوی ومحی الدین وعطار و...) وبنا بر ادعای ما این عمل به شریعت وعبادت غلط است وطوری نیست که با نظام تکوین هم راستا شود پس چگونه این افراد که حتی (بنا به فرض)ابتداییات عباداتشان نظیر نماز وطهارت اشتباه می باشد توانسته اند به مراتب عالیه کشف وشهودبرسند.آیا فقه اهل سنت هم در دایره آنچیزی که درباب تقلید از فقیه وشدت وضعف نور شریعت فرمودید که دراحکام فقهی مشاهده می شود می دانید و آن احکام هم را داخل در حقیقتی که دارای شدت وضعف می باشد مانند نورخورشید می دانید؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: در ذهنم هست که آیت‌اللّه طباطبایی«رحمة‌اللّه‌علیه» فرموده بودند که آن‌ها از این جهت مستضعف بوده‌اند. به این معنا که در شرایطی قرار داشته‌اند که راهی برای تحقیق بهتر برایشان نبوده، مضافاً آن‌که فقه ائمه‌ی چهارگانه‌ی اهل سنت بیگانه از فقه ائمه نیست زیرا آن‌ها به طور مستقیم یا غیر مستقیم شاگرد امام صادق«علیه‌السلام» بوده‌اند و از این جهت شاید بتوان گفت با توجه به عقاید خوبی که عرفای اهل سنت در امور معرفتی دارند تا حدّی مشکل را حل کند. و این تازه در صورتی است که در مقام تقیه نبوده باشند. زیرا بعضی معتقدند آن‌ها شیعه بوده‌اند ولی مجبور بودند تقیه کنند. به طوری که یک بار عطّار را به جرم شیعه‌بودن از شهر هرات بیرون کردند. حال حساب کنید اگر پدر مولوی می‌خواست در هرات بماند چه بر سرش می‌آمد و لذا به طرف قونیه حرکت می‌کنند. موفق باشید
6303
متن پرسش
برای شناخت ماهیت کامپیوتر و جهان مجازی غیر از مقالات شهید آوینی به چه کتابی رجوع کنم؟ لطفا سر نخی به ما ارائه کنید تا بدانیم از کجا باید شروع کنیم.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: کتاب‌های مرحوم مددپور هم خوب است. شاید کتاب «مدرنیته و توهّم» با شرحی که عرض شده است هم مفید افتد. موفق باشید
6138
متن پرسش
استاد عزیز سلام راستش چند سالی است که با مباحث شما به لطف الهی آشنا شدم اما حقیقتش اینه که سه الی 4 سال است که به طور مستمر نتوانستم مباحث را دنبال کنم و الان دچار سردرگمی شدم یک روز علاقمندم و یک روز بی انگیزه من عاشق مباحث معرفتیم امانمیدانم چرا دچار چنین حالتی شدم الان هر از گاهی تغییراتی در خودم می بینم به عنوان مثال سعی می کنم معایبم را بر طرف کنم البته تا حدودی موفق بودم هر چند اگر از بعدی عیبی را بر طرف کردم عیب بزرگتری را در خود دیده ام و یاد مطالب گذشته معرفتی می افتم و تا حدودی کمک از آن می گیرم اما در وجودم وسوسه می شوم که دیگر بس است به آنچه که آموخته ام بسنده کنم و آنها را عملی کنم و روی اخلاقیات کار کنم اما هنوز دلم نمی پذیرد که بی خیال ادامه مباحث باشم یک سال پیش مباحث جنود عقل و جهل را دنبال کردم اما کاملش نکردم نمی دانم چرا نمی توانم ادامه دهم خواهشا بفرمایید من چکار کنم؟ برنامه ام را چطور دنبال کنم و از کجا دوباره شروع کنم؟ با این احساس ها و مشکلاتی که سر راهم ایجاد می شود چگونه برخورد کنم؟2- استاد به یاد دارم شما فرمودید گاهی خدواند رزق فردی را وقتی تنگ می کند بنده هر چقدر هم تلاش کند به رزق بیشتر دست پیدا نمی کند آیا این رزق کم همیشگی است؟ آیا بنده نمی تواند راه حلی برای گشایش رزق خود داشته باشد و یا پیدا کند؟ شخص بنده متوچه این قضیه شدم که هر چه تلاش می کنم گشایشی نمی بینم و متوجه می شوم رزقم همینن است اما برای رفاه زندگیم باید گشایشی ایجاد شود همین مسئله هم به زندگیم لطمه وارد می کند شاید بفرمایید که خوب چون نیازمن بیشتر از این نیست و من حرص و ولع دارم اما مگر خدواند نمی فرماید برای روزیتان تلاش کنید و برای رفاه زندگی باید تلاش کرد من که از حداقل ها محرومم مثل داشتن ماشین و خانه و ... خوب آیا خواستن آن برای داشتن آرامش و رفاه و بندگی چیز بدی است که گشایش رخ نمی دهد؟ کتاب رزق شمارا سالهای قبل خوندم و الان برای همین است که چنین سوالاتی پیش می آید و حتی در وجودم آن حرفهای بالا را احساس می کنم لطفا مرا از این سردرگمی نجات دهید متشکرم
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- سعی بفرمائید زندگی را برای خود درست معنا کنید و به خود بفهمانید هراندازه در معارف الهی بالاتر روید در عمل به دستورات شریعت جدّی‌تر خواهید بود 2- تنگی رزق به معنای آن نیست که انسان از آنچه برای بندگی خدا در این دنیا نیاز دارد محروم باشد، پس شما تلاش خود را به طور معمول انجام بدهید و منتظر تقدیر الهی باشید. موفق باشید
5946
متن پرسش
سلام خدمت استاد محترم آیا بین صورت ذهنی،تصور،خیال وخواطرتمایزی وجود دارد ؟اگر بلی وجوه تمایز چیست؟ آیاحاضر کردن یک گزاره (تصدیق)درذهن مثلا هوا سرد است، نیز یک صورت خیالی یا تصور است؟آیا برداشت من مبنی بر اینکه انسان ها حتی درهنگام حاضر کردن تصدیقی انتزاعی در ذهن نظیرآزادی خوب است،هم ،تصویری را در ذهن انشا یا حاضر می کنند،برداشت غلطی است؟ آیا در ذهن ما،تصوردر معنای عام آن،اعم از صورت خیالی است یا مساوی آن؟ بابت تصدیع اوقات شما شرمنده ام.
متن پاسخ
باسمه تعالی‌: سلام علیکم: ذهن؛ یک مرتبه از مرتبه‌ی نفس ناطقه است که یا تحت تأثیر عقل، صورت‌هایی مطابق نور عقل در آن تجلی می‌کند و شما در ذهن خود با آن تصورات مأنوس می‌گردید که آن تصورات، تصوراتی پاک و عاری از هرگونه رذالت می‌باشند و یا ذهن تحت تأثیر اعضاء بدن مثل چشم و گوش صورت‌هایی را در خود می‌یابد که این صورت‌ها نیز به خودی خود بد نیست و موجب علم ما به محسوسات می‌شود و یا صورت‌‌هایی را تحت تأثیر وَهم در ذهن خود می‌یابید که آن صورت‌ها هیچ اشاره‌ای به حقیقت و واقعیت ندارد. حال مطابق این تقسیم‌بندی بررسی کنید ببینید سؤال‌تان در کدام یک از وجوه ذهن قرار دارد. مفهوم آزادی خوب است یک مفهوم عقلی است که می‌توان تصوری از آن را به صورت مصداق آزادی در ذهن ایجاد کرد. همان‌طور که متوجه شده‌اید بعضاً ذهن را به معنای عقل به‌کار می‌برند و ما باید متوجه باشیم در این موارد خلط مبحث نشود. موفق باشید
5245

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم. بنده خیلی تمایل دارم زبان عربی را یاد بگیریم. ولی نمیدانم دنبال چه کتابی یا سی دی و... بروم که آموزش زبان عربی را ساده شروع کند و مرحله مرحله سطحش بالا تر رود. اگر جزوه آموزشی یا کتاب مناسبی و... میشناسید به بنده معرفی کنید.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: ظاهراً جزوات و کتاب‌ها و سی‌دی‌هایی که جامعة‌الزهراء در بخش آموزش غیر حضوری ارائه می‌کند مناسب است. موفق باشید
3829

ظهورعبودیتبازدید:

متن پرسش
سلام.شما در تفسیر سوره (فکر کنم قصص یا شعرا ) گفته بودید که یه وقت آدم گیر میکنه که یه جا یه حرفی رو بزنه بهتره یا سکوت کنه. شما جواب دادید که مراجعه کنه به نفسش . اگه نفسش تایید کرد بدونه که کار باطلیه. مشکل همینجاست که والا ما هر چی رجوع میکنیم نمیدونیم که این پیشنهاد , پیشنهاد نفس است یا وجدان.جدا گیر کردیم و مطمئنا این حلال خیلی از مشکلات ماست . گاهی کار به یه جاهایی میرسه که حتی عقل هم جواب نمیده و سریع احساسی برخورد میکنیم و این خیلی ناراحت کننده است. استاد خواهشا دقیق بگید چطور بدونم که این ندا , ندای حق است یا باطل.تشخیص صدای فطرت چگونه است ؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر عبودیت ما را ظهور می‌دهد، آن کار الهی است ولی اگر خود ما در آن کار مطرح هستیم در انجام آن کار باید احتیاط کرد تا إن‌شاءالله جنبه‌ی عبودیت آن کار غلبه کند. موفق باشید
2403

صبر در سلوکبازدید:

متن پرسش
بسمه تعالی. . . سلام علیکم استاد عزیز. . . جسارت بنده را ببخشید که با سوالات پیاپیم شمارا اذیت میکنم. . . 2 دلیل دارد 1- صحبتای شما جوابیست که گه گداری تذکر میدهم به خودم و تاثیر میگذارد 2- دوست دارم بیایم و حداقل در حد همین سوال از شما با خبر باشم. . . راستش استاد عزیز ما بواسطه آثار شما تغییر کردیم حدود 3 سال پیش،تغییری معجزه آسا،در سوال 2235 فکر کنم در مورد بنده اطلاعاتی خدمتتان رسید،و سوالاتی از این قبیل که با نام بنده برایتان عرض کردم(امیدوارم نامم در خاطرتان بماند). . . ما اسیر حرام های بسیار زیادی بودیم،الحمد لله نوری آمد معالجه شدیم و در آن ماه رمضان سال اول بسیار بی علاقه به دنیا و پر انرژی بودیم که شما فرمودید " که عشق آسان نمود اول ولی افتاد مشکل ها " . . .بعد از آن ماه رمضان کمی سرعتمان کم شد ولی به حرام های قبل برنگشتیم و سعی در ترکش کردیم،که الحمد لله بعضی از حرام ها مثل داشتن دوست دختر و نگاه به فیلم های نادرست حتی خدایی نکرده اگر فکرش می آمد سراغمان بدنمان به شدت به لرزه می افتاد،حتی گاهی شروع به لرزیدن و عرق کردن می کردیم تنها فقط از فکری که ناخواسته به ذهنمان می آمد. . . آن زمان به یکی از جملاتتان رسیدم که گفته بودید "حساب فاطمه را نکرده بودند" تا چند وقت به یاد این جمله می افتادم گریه میکردم چون حس میکردم این ذات مقدسه دستمان را گرفته اند. . . کم کم علاقه به زیارتی(جامعه کبیره) که اصلا حتی فکرشم نمیکردیم همچین زیارتی هست و الحمد لله قرار گرفتن معارف نوری اهل البیت در مسیرمان و هزاران خیر دیگر. . . استاد مشکلی هست اینکه بنده احساس علاقه به فیلم و بازی و اینترنت دارم،نه اینکه خدایی نکرده وقت بگذارم و اصلا شاید فیلمم نبینم،اما خب علاقه در دلم هست و گاهی که می آیم نماز بخونم یا جامعه میاد،این علاقه میاد جلو. . . هنوز علاقه هاش هست در ذهنم،گاه گداری هم سری به بازی ها میزنم اما هی میگذارم کنار و با خودم به شدت در جنگم،دقیقا همانطوری که با حرام ها در 2 سال پیش در جنگ بودم که به لطف بی بی فاطمه زهرا علیها افضل الصلوات المصلین این جنگ تمام شد. . . و گه گداری می آید اما میگویم بمیر،میمیرد این علاقه ها. . . جمله ای از استاد مطهری در همان سال ها خواندم معنیش را نفهمیدم اما الان میفهمم که فرمودند: "وقتی در مسیر سیر و سلوک قدم بگذاری و جلو بروی میبینی مشکلاتی در وجودت بود که اصلا فکرشم را هم نمیکردی که اینها مشکل است و شما به آن وابسطه ای" . . . استاد همیشه دعایتان میکنم،شما هم دعایم کنید. . . بی صبرانه منتظر تذکرات اثر گذارتان هستم. . .موفق باشید.
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: وقتی انسان در مسیری قدم گذاشت که غیر از مسیر گذشته‌ی خود بود، و از این طریق به تمایلات نفس امّاره‌اش پشت کرد، گاهی خیالات گذشته و عهدی که در گذشته با آن خیالات داشت سر می‌کشند و بعضاً ما را هوایی می‌کنند، تا نتوانیم عهد خود با شرایط جدید را محکم کنیم و در عالم جدید خود وارد شویم. شرط طلوع عهد جدید نه‌تنها پشت‌کردن به عهد قبلی است بلکه صبر و پایداری بر عهد جدید است و در همین رابطه استاد سلوکی مولوی شرط ادامه‌ی راه را این قرار می‌دهد که: «گفت مرا عشق کهن از بر ما نقل مکن.... گفتم آری نکنم، ساکن و یا شنده شدم» نتیجه‌ی پایداری بر عهد جدید آن شد که می‌گوید: «زهره بدم ماه شدم چرخ دوصد تا شدم....یوسف بودم ز کنون یوسف زاینده شدم». موفق باشید
1964
متن پرسش
با عرض سلام خدمت استاد فرزانه ما چند طلبه متأهل هستیم که جلسه ای هفته ای گذاشتیم به همراه همسرانمان و در آن جلسات یکی از طلاب بحثی پیرامون یکی از گناهان زبان می گفت و در پایان هم جلسه با دعا و توسلی به پایان می رسید ولی این جلسه دوام نیاورد به نظر بنده یکی از علت های اصلی آن این بود که در این جلسه خانمها حضور فعال نداشتند آنها درون اتاق دیگری می نشستند و فقط صدای گوینده را می شنیدند برخی از آنها هم به این وضع اعتراض کردند ولی برخی از طلاب نظرشان این بود که همین جوری خوب است حتی برخی افراد جلسه متعقدند که حتی زنان و مردان به سلام هم نکنند با توجه به برکات خوبی که این جلسه دارد بنده به ذهنم رسید که ما به جای این جلسه هفتگی یک گروه پژوهش متشکل از برخی اعضاء به همراه همسرانمان تشکیل دهیم و در موضوعاتی که مورد علاقه جمع است به پژوهش بپردازیم و در این گروه هم مردان تحقیق کنند و هم زنان و در جلسات بحث همه در بحث حاضر شوند و صحبت کنند البته در سایه حیا و به عبارت دیگر ما تحقیقاتمان را به صورت مشترک انجام دهیم به این ترتیب ماعلاوه بر اینکه عقل زنانه و مردانه را باهم به کار گرفته ایم خروجی هم داریم که می توانیم به دیگران بدهیم و آنها هم استفاده بکنند حال می خواستم نظر شما را دراین مورد بدانم و ببینم آیا این کار خوب است یا با توجه به اینکه همه ما جوان هستیم مناسب نیست که این چنین روابطی بین ما ایجاد بشود. اگر پیشنهاد دیگری شما دارید بفرمایید. التماس دعا
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: فکر می‌کنم مطالبی که در جواب سؤال 1959 عرض شد بتواند برای شما مفید باشد و این نوع حضور خواهران و برادران کار خوبی است و افراد را به نشاط و تحرک می‌کشاند. موفق باشید
1960

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم! یکی از اساتید بنده می فرمود هر چند احتلام شبانه را اکثریت قریب به اتفاق جوانان دارند اما احتلام نشانه آلودگی ذهن است مخصوصا اگر همراه با خواب دیدن باشد. و هر چه احتلام بیشتر باشد(البته احتلام عادی نه احتلامی که بخاطر مصرف غذاهای خاص یا در شرایط خاصی نه کسی که عادتا احتلامش بیشتر است.) نشانه آلودگی بیشتر ذهن است. به همین خاطر معصومین (ع) و معدوی از اولیاء الله که هیچ آلودگی ذهنی نداشته اند احتلام نیز نداشته اند. آیا این نظر درست است!؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: از کجا که احتلام لطف خداست به جوانی که عفت خود را نگه داشته تا پاداش جسمانی آن عفت را را نیز به او بدهند. این طور نیست که بتوانیم بگوییم همیشه احتلام نشانه‌ی آلودگی ذهن است. موفق باشید
427

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
1- آیه 188 سوره اعراف به نفی علم نبی به غیب با استدلال محکم دلالت دارد حال آنکه در تفکر شیعی برای امام و معصوم و انسان کامل علم ما کان و ما یکون قائل می شویم و بنا بر استدلالات تردید ناپذیر حق هم همین است اما اگر چنین است آیه فوق در پی تذکر چه مطلبی است؟ 2- متکلمین اسلامی در بحث عدل الهی با استناد به آیات 97-98 سوره نساءاز امری به نام استضعاف سخن می رانند و طبق آیه معتقدند که مثلا غیر مسلمانان مستضعف اهل فلاحند اما گویی این برداشت از "حقیقت اعمال" با آنچه از فلسفه صدرایی و بالاتر از آن لسان قرآن استفاده می شود ناسازگار است زیرا این هر دو بر یگانگی اعمال و جزای آن در آخرت تاکید دارند به گونه ای که طبق آیه قرآن (کهف 49) در روز بازپسین عین عمل به او ارائه می گردد در حالی که واضعان نظریه استضعاف گویی اینگونه تصور کرده اند که انسان اعمال خود را مانند هدیه ای به خدا عرضه می کند و خدا در مقابل، ثواب و عقاب به بنده می دهد گویی اینان هرگز مطالعه نکرده اند که معصوم فرمود : هر کس اعتقاد داشته باشد که قیامت بعد اتفاق می افتد و اکنون نیست از ما نیست. لطفا توضیح بفرمایید
متن پاسخ
جواب سؤال 427 علیکم السلام باسمه تعالی 1- همان‌طور که می‌فرمایید خداوند در آیه‌ی فوق به رسول خدا«صلواة‌الله‌علیه‌وآله» می‌فرماید: «قُل لاَّ أَمْلِکُ لِنَفْسِی نَفْعًا وَلاَ ضَرًّا إِلاَّ مَا شَاء اللّهُ وَلَوْ کُنتُ أَعْلَمُ الْغَیْبَ لاَسْتَکْثَرْتُ مِنَ الْخَیْرِ وَمَا مَسَّنِیَ السُّوءُ إِنْ أَنَاْ إِلاَّ نَذِیرٌ وَبَشِیرٌ لِّقَوْمٍ یُؤْمِنُونَ» بگو جز آنچه خدا بخواهد براى خودم اختیار سود و زیانى ندارم و اگر غیب مى‏دانستم قطعا خیر بیشترى مى‏اندوختم و هرگز به من آسیبى نمى‏رسید من جز بیم‏دهنده و بشارتگر براى گروهى که ایمان مى‏آورند نیستم. این آیه ما را متوجه می‌کند که رسول خدا«صلواة‌الله‌علیه‌وآله» به عنوان پیامبر الهی هر اندازه که خدا به او علم داده، می‌داند و از خود و به صورت بالذّات، علمی ندارد. و از آیه‌ی قبل این آیه روشن می‌شود که از رسول خدا«صلواة‌الله‌علیه‌وآله» در مورد تاریخ وقوع قیامت سؤال می‌کرده‌اند که خداوند می‌فرماید بگو: نفع و ضرر خودم هم دست خودم نیست مگر آنچه خدا می‌خواهد و اگر غیب می‌دانستم ضررهایی که بعضاً پیش می‌آید را از خود از قبل دفع می‌کردم. اما باید بین نفس نبی‌الله«صلواة‌الله‌علیه‌وآله» و ائمه‌ی هدی«علیهم‌السلام» با حقیقت نوری آن‌ها تفاوت قائل شد. نفس نبی الله«صلواة‌الله‌علیه‌وآله» مفتخر به وَحی می‌شوند و خودشان نیز به آن ایمان می‌آورند و با عباداتی که انجام می‌دهند اسلام را در جانشان تثبیت می‌کنند، ولی در مقام حقیقت انسانی که مقام «عَلّمَ آدمَ الأسماء کلّها» قضیه فرق می‌کند. در آن مقام آن ها واسطه‌ی فیض هستند و به تعبیر امام صادق«علیه‌السلام»: « لَا مُؤْمِنٌ وَ لَا مُؤْمِنَةٌ فِی الْمَشَارِقِ وَ الْمَغَارِبِ إِلَّا وَ نَحْنُ مَعَه‏» هیچ مؤمنى در شرق و غرب عالم از نظر ما پنهان نیست، مگر این که او با ماست و ما با اوییم؟!. ( بحار الأنوار، ج‏26، ص: 154) و خداوند است که مقام شخص پیامبر و امامان را با آن مقام مرتبط می‌کند و لذا می‌فرمایند: « قُلُوبُنَا أَوْعِیَةٌ لِمَشِیَّةِ اللَّهِ فَإِذَا شَاءَ شِئْنَا » دل‌هاى ما ظرف مشیت خدا است وقتى او بخواهد ما خواهیم خواست.‏( بحار الأنوار، ج‏25، ص: 337) پس مقام انسان کامل مقام واسطه‌ی فیض است و هیچ‌چیزی از آن‌ها پنهان نیست و پیامبر«صلواة‌الله‌علیه‌وآله» و ائمه«علیهم‌السلام» تعیّن آن مقام‌اند و از این جهت عالم به همه‌ی عوالم هستی می‌باشند. 2- همان‌طور که مستحضرید مستضعف را آیه‌ی 98 معنی کرده، یعنی کسی که راه و چاره‌ای ندارد برای هجرت به‌سوی جایی که موجب هدایت او می‌شد و یا به سوی حقیقتی راهنمایی نشده. پس معلوم است اراده‌ی رسیدن به حقیقت را دارد و اگر با حقیقت روبه‌رو شود آن را می‌پذیرد و از طرفی «الأعمال بالنّیات»، پس در قیامت طبق آیه‌ی 49 سوره‌ی کهف آنچه را عمل کرده می‌یابد، زیرا نیّت همان عمل است. موفق باشید
15110
متن پرسش
با عرض سلام خدمت استاد بزرگوار: مدت هشت ساله که با مشکلی مواجه هستم که بسیاری از وقت و انرژی من رو می گیره و باعث ناراحتی خودم و اطرافیانم میشه. اگه ممکنه راهنمایی بفرمایید تا بتونم حلش کنم. مشکل اینجاست که هر وقت با کسی در هر موضوعی خصوصا در مورد مباحث دینی یا سیاسی یا حتی خانوادگی بحث می کنم از پذیرفته نشدن حرفم بسیار ناراحت میشم (چون اعتقاد به درست بودنش دارم و در مودرش مطالعه و فکر کردم). اما مشکل بزرگتر وقتی شروع میشه که مدتی از اون بحث گذشته و بحث تموم شده ولی من داخل تنهایی خودم اون بحث رو ادامه میدم و ناراحتی های همراهش خیلی خیلی بیش تر میشه و من و بسیار برافروخته می کنه. با اینکه مدت هاست از بحث کردن دوری می کنم ولی بحث و جدل هایی که در گذشته برام اتفاق افتاده مدام برام تکرار میشه و روز به روز به ناراحتی هام اضافه می کنن. امیدوارم بتونم به توصیه هاتون عمل کنم. با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: روح آزاداندیشی و تفکر، انسان را به وجوهِ مثبت و درست سایر اندیشه‌ها آگاه می‌کند. ما چون از نظر تاریخی گرفتارِ فقر تفکر هستیم و تک‌ساحتی و ایدئولوژیک فکر می‌کنیم، نمی‌توانیم وجوه سایر افکار را بنگریم. موفق باشید

12306
متن پرسش
با سلام خدمت استاد گرامی: در زیارت ال یس: در دعای بعد از زیارت آمده «اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَي [مُحَمَّدٍ] حُجَّتِكَ‏ فِي أَرْضِكَ وَ خَلِيفَتِكَ فِي بِلادِكَ وَ الدَّاعِي.....» این صلوات آیا منظور امام عصر (عج) می‌باشند یا رسول اکرم (ص)؟ آیا مستقیم نام حضرت را آورده است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: فرازی که مدّ نظر شما است چنین شروع می‌شود: «اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَي [مُحَمَّدٍ] حُجَّتِكَ‏ فِي أَرْضِكَ وَ خَلِيفَتِكَ فِي بِلادِكَ وَ الدَّاعِي إِلَي‏سَبِيلِكَ وَ الْقَائِمِ بِقِسْطِكَ وَ الثَّائِرِ بِأَمْرِكَ وَلِيِّ الْمُؤْمِنِينَ وَ بَوَارِ الْكَافِرِينَ وَ مُجَلِّي الظُّلْمَةِ وَ مُنِيرِ الْحَقِّ وَ النَّاطِقِ بِالْحِكْمَةِ وَ الصِّدْقِ وَ كَلِمَتِكَ التَّامَّةِ فِي أَرْضِكَ الْمُرْتَقِبِ الْخَائِفِ وَ الْوَلِيِّ النَّاصِحِ سَفِينَةِ النَّجَاةِ وَ عَلَمِ الْهُدَي وَ نُورِ أَبْصَارِ الْوَرَي وَ خَيْرِ مَنْ تَقَمَّصَ وَ ارْتَدَي وَ مُجَلِّي الْعَمَي [الْغَمَّاءِ] الَّذِي يَمْلَأُ الْأَرْضَ عَدْلا وَ قِسْطا كَمَا مُلِئَتْ ظُلْما وَ جَوْرا إِنَّكَ عَلَي كُلِّ شَيْ‏ءٍ قَدِيرٌ». که ترجمه‌ی آن چنین است: اى خدا! درود و رحمت فراوانت را بر حجت خود [مُحَمَّد] «عجل‌اللّه‌تعالی‌فرجه» ارزانى دار - آن امام غايبى كه هم اسم با رسول خدا«صلوات‌اللّه‌علیه‌وآله» است - هم او كه حجّت تو در زمين و خليفه تو در شهرها و دعوت كننده به سوى راه تو است، هم او كه‏ قيام كننده به قسط بوده و به فرمانت انقلاب خواهد كرد، ياور و سرپرست و دوست مؤمنان، و ويران كننده كافران، و روشنى بخش ظلمت و روشنگر حق، و نماياننده حكمت و درستى است، هم او كه عامل ظهور سنّت و كلمه تو در زمين است، هم او كه سخت مواظب تجاوزكاران بوده و لذا از اين جهت خائف و نگران است، آن سرور و سرپرست خيرخواه، آن سفينه نجات و پرچم هدايت و نور چشم خلائق و بهترين كسى كه پيراهن و رداء - امامت - را به بر كرد، زداينده كورى و گمراهى، آن كسى كه زمين را از عدل و قسط پر مى كند، در حالى كه ظلم و بيداد سراسر آن را گرفته، كه تو در سرازير كردن صلوات و رحمت بر او قادر و توانايى، چون بر هر چيزى قادر و توانايى! يافتن امام (ع) و توجه به اوصاف او كار بزرگى است كه انسان نبايد از آن غافل باشد. گفت:

 

بر عاشقان فريضه بود جستجوى دوست‏

 

بر روى و سر چو سيل، دَوان تا به جوى دوست‏

     

 

خودْ اوست جمله طالب و ما همچو سايه ها

 

اى گفتگوى ما همگى گفت وگوى دوست‏

     

 

گاهى به جوى دوست چو آب روان خوشيم‏

 

گاهى چوآب، حبس شديم در سبوى دوست‏[1]

     

 

حضرت را با كلماتى كه در اين فراز آمده وصف مى كنى تا مشخص كنى انتظار آن حضرت را در سينه دارى و چشم از وجود مبارك او برنداشته اى، به انتظار كسى هستى كه كلمه تامّه الهى در زمين است، حق را مى نماياند و ناطق به حكمت است، و هرگز بنا ندارى دل از او بركنى و آن را به جاى ديگر اندازى. این قسمت عرض بنده در کتاب «زيارت آل يس، نظر به مقصد جان هر انسان‏» بود که برایتان کپی شد. چنان‌چه مایل باشید می‌توانید به اصل کتاب که در سایت وجود دارد، رجوع فرمایید. ظاهراً نام مبارک حضرت را که مطابق نام مقدس پیامبر می‌باشد در زمان خاصی نباید برده می‌شد مگر به کنایه، ولی بعداً فضا تغییر کرد. موفق باشید

 


[1] ( 1)- كليات شمس، غزل شماره 442.

8941

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام خدمت استاد گرامی چند وقتی است در پی پیدا کردن شرح مناسبی برای کتاب منارل السائرین می گشتم ولی متاسفانه شرح خوبی پیدا نکردم تا اینکه یکی از سوال های سایت را دیدم که جنابعالی شرح استاد یزدان پناه را پیشنهاد کرده اید. صحبت هایی با یکی از اساتید انجام شده و اگر خداوند روزی ما بکند چند وقت دیگر این فایل ها به دست ما می رسد ولی باز هم احساس نیاز می شود که یک کتاب به عنوان متن درسی در کنار این فایل ها داشته باشیم. تا آنجایی که من فهمیده ام شرح کاشانی بهترین شرح بوده. حال سوال من اینجا است که با توجه به این که اساتید مختلفی آن را ترجمه و چاپ کرده اند جنابعالی کدامیک از این ترجمه ها و چاپ ها را پیشنهاد می کنید؟ لطفا نام کتاب و عزیزی که آن را ترجمه و شرح کرده اند را بفرمایید. با تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: جناب استاد یزدان‌پناه از روی شرح عبدالرزاق کاشانی تدریس می‌کنند. کافی است آن شرح را از انتشارات بیدار در ابتدای خیابان چهارمردان(قم) تهیه کنید. موفق باشید
8935
متن پرسش
با سلام و احترام خدمت استاد عزیز: اینجانب دانشجوی سال سوم دکتری رشته مهندسی هستم که حدود دو سال دیگه دوره دکتری رو تمام خواهم کرد. سالهاست که عشق و کشش روحی تحصیلات حوزوی را در خود احساس می کنم مخصوصا با هدف تخصص در حکمت متعالیه و تدریس و پژوهش آن به منظور کمک به رفع نیازهای انقلاب اسلامی در حوزه تمدن سازی. حال از جنابعالی درخواست دارم که یک روال معین را برای بنده مشخص بفرمایید تا حین تکمیل تحصیلات دانشگاهی، همزمان تحصیلات حوزوی را شروع کنم ترجیحا غیرحضوری تا بعدها بتوانم در آزمون ارتقایی حوزه شرکت کنم. بسیار متشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: در جریان تحصیلات غیر حضوری در حوزه نیستم ولی به نظرم اگر سیر مطالعاتی روی سایت را برای شروع دنبال کنید و سپس با خواندن ادبیات عرب کار را ادامه دهید آرام‌آرام افق برایتان روشن می‌شود. موفق باشید
8870
متن پرسش
سلام استاد: خسته نباشد. چرا مسئولین حقیقت توافق نامه هسته ای را برای مردم نمی گویند و آقای ضرغامی می گوید فعلا به صلاح نیست و نمی گذارند نمایندگان مجلس در رسانه ملی حرف بزنند و ..... حال سوال من این است: اگر این روشنگری و افشای حقیقت از طرف خود مردم باشد آیا کار خوبی است؟ و به صلاح جامعه است؟ آیا ما با این کار در خط رهبری هستیم یا داریم کار را خراب تر می کنیم؟؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام‌علیکم: حقیقت امر آن است که در عین انتقاد نسبت به توافق‌نامه‌ی ژنو، نباید پشت دیپلمات‌ها را خالی کرد تا نتوانند با قوت در پشت میز مذاکره حاضر شوند. همین روش که تا حال جلو رفته ایم، بد نیست. ولی اگر موجب تضعیف دولت شود خوب نیست. موفق باشید
8231

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم استاد با توجه به اینکه شما سیر استاد معمار رو برای کتب استاد مطهری پیشنهاد کردید بنده الان در حال خواندن کتب شما هستم و کتاب فرزندم این چنین باید بود جلد دوم رو شروع کردم ولی از طرفی میخوام کتب استاد مطهری رو برای فهم بهتر المیزان شروع به خوندن کنم حالا لطفا راهنمای بفرمایید کتب شما رو ادامه بدم یا کیب استاد مطهری رو بخونم؟خیلی ممنون
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: به نظرم می‌توانید در کنار کتب شهید مطهری«رحمة‌اللّه‌علیه» به مطالعه‌ی آن کتاب‌ها نیز ادامه دهید. موفق باشید
نمایش چاپی