بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
40752

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام: این سوال را از طلبه ها سوال کردم. برخی گفتند حدیث و روایت داریم. ولی دنبال دلیل عقلی هستم. تا عقلم اذیتم نکند. چرا خداوند دین کامل که اسلام است را عربی گفته. مگه راز و نیاز کردن با خدا باید با زبان دیگر صورت پذیرد.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: زبان شناسان و یا به اصطلاح اتیمولوگ‌ها می‌فرمایند زبان عربی برای ارائه حقایق قدسی قوی‌ترین زبان است و بعد از آن زبان فرانسه و زبان فارسی می‌باشد.

40524

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام آقای طاهرزاده ای که هرگز جهان فرصت نداده تا عاشقانه مثل انسانی به انسان دیگر به شما نگاه کنم و شما را برحسب مخلوق خدا بودن در نگرش مخلوق خدا بودنم با «عشق» بنگرم عشقی که همان خدای زنده و زندگی است. شرمنده ام جهان و دورانی که در آنیم «عاشق شدن و عشق» را گم کرده همه جا خشک و مرده. چطور جهانی که عشق را نمی‌فهمد زندگی و خدا و اولیاء معصوم خدا را بفهمد؟ چطور عشق به انسانها را به حسب مخلوق خدا بودنشان و خوده خودشان بفهمد؟ لعنت به تحمل و رفتارهایی که مجبور شدم نسب به دیگران داشته باشم تا مرا منزوی نکنند و ندرند و حرف هایم را که زندگی آور بود خوردم، لعنت به ترسی که لحظه به لحظه زندگی اجتماعی ام را گرفته و همواره روی هیچ چیز و هیچ کسی نمی‌توانم با آرامش حساب باز کنم از همه مردمی که عشق را نمی‌فهمند می‌ترسم آنها رحم نمی‌کنند. جای هرگونه عشقی که واقعی باشد و ما را به درک عشق خدا و زندگی و مخلوقات می‌رساند خالی است. از جهان فاقد عشق به خداوند که او نیز از جهان بی عشق گله مند است، گله می‌کنم. آخر راهی که اهل جهان مدرن می‌روند اسرائیله! بعضی فکر می‌کنند اسرائیلی ها مثل فیلم ترسناکند در حالی که نهایت همه آرزوهای مدرن خواهان اسرائیله، پول بی نهایت، قدرت بدون محدودیت، امکانات عالی همه چیزشان عالیست ولی آنها نه انسانند و نه عاشق، همین دو مورد کارشان را به دشمنی با خدا و گمراهی کامل کشاند. آخ از خودم بخاطر اسرائیلی بودن شرمسارم. چقدر مردم جهان اسرائیلی اند وگرنه آنها سگ کی بودند بتوانند کشور گشایی کنند اگر ما پیش تر، آنها را در خود نپذیرفته بودیم و منش و راه آنها را نمی‌رفتیم؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! آنچه زندگی را زیبا می کند نظر به انسانیت انسانها می باشد https://eitaa.com/matalebevijeh/20173 و https://eitaa.com/matalebevijeh/20161 و باز https://eitaa.com/matalebevijeh/20059. آری! ملاحظه می فرمایید که در نسبت انسانیت انسانها نه تنها ایمان گمشده به ما برمی گردد بلکه انسانیت از دست رفته چهرۀ خود را می نمایاند. موفق باشید

41141
متن پرسش

🔆 ابوذرانه با ولیّ؛ دور از تشریفات ✍یادداشتی از حجت‌الاسلام مجتبی مشهدی: دشمن در پندار مادی‌گرایانه‌ی خویش چنین تصور می‌کرد که با هدف قرار دادنِ فرماندهان ارشد نظامی، مقدمات شکست جبهه حق را فراهم آورده است؛ اما این محاسبات (به‌واسطه نادیده گرفتن سنت‌های الهی) به خطا رفت. هرچند فقدانِ سردارانِ باایمان و باتجربه خسارت سنگینی است، اما هرگز به معنای شکست نیست؛ چراکه این نظام بر رکنِ رکینِ «ولایت فقیه» استوار است که معمار کبیر انقلاب، امام خمینی (ره)، آن را بنیان نهاد. دشمن پس از نبردی دوازده‌روزه، بر آن شد تا این نقطه را در دو ساحتِ جنگ سخت و نرم مورد هجمه قرار دهد. از طرفی ترامپ رهبر معظم انقلاب را بارها تهدید به ترور کرده است و در بعد جنگ نرم نیز اقداماتی را رقم می‌زند. مقام معظم رهبری در سیزدهم دی‌ماه، این نقشه‌ی خصمانه را چنین تبیین فرمودند: «۱» تاریخ گواهی می‌دهد آن‌گاه که دشمن در میدان نظامی حریفِ صولتِ حیدری نشد، از معبر جنگ نرم وارد گشت. آن روز که مالک به چند قدمی خیمه‌ی معاویه رسیده بود و تنها چند گام تا سعادتِ ابدیِ جهان باقی بود، دشمن با غبارآلود کردن فضا، در میان مؤمنان بذر شک و تردید پاشید و مانع پیروزی جبهه حق شد. اما به همین بسنده نکرد و با دست‌آویز غارتگری شد، چنان وانمود کرد که تظلم‌ها همگی از جانب علی (ع) است. رهبر انقلاب فرمودند امروز نیز همان راهبرد عیناً در حال انجام است. و چند روز بعد در روز سیزدهم جنگ شاهد این جنایات بودیم. دشمن در هیاهوی رسانه‌ای خود، مسبب شهید شدن و کشته شدن تعداد زیادی از هموطنانمان را جمهوری اسلامی دانست. هوشیاریِ مؤمنان ضرورتی است دوچندان؛ چراکه دشمنِ آسیب‌دیده در میدانِ نبرد، اکنون ایمان و انگیزه‌ی مردم را هدف قرار داده است تا با ایجاد یأس و تردید، پیوند امت و امام را بگسلد. ایشان به مناسبت عید مبعث نیز با استناد به آیه‌ی «وَ لا تَهِنوا وَ لا تَحزَنوا وَ اَنتُمُ الاَعلَون»، برتریِ جامعه‌ی اسلامی را مشروط به «ایمان» دانستند: «۲» اما پرسش اینجاست که کدام ایمان مد نظر است؟ در روز مبعث فرمودند ایمانِ «ابوذرساز». ابوذر در تاریخ اسلام نمادِ صلابت و دفاعِ بی‌مرز از ولایت است. شاید وجهِ اینکه رهبری به بازخوانیِ شخصیتِ ابوذر توجه دادند، در این نکته نهفته باشد که امروز ولیِ‌ جامعه هدفِ مستقیمِ حملات قرار گرفته و دفاع از این حریم، جان‌فشانیِ ابوذرگونه می‌طلبد. دشمن با وقاحتی بی‌سابقه، بارها زبان به تهدیدِ ایشان گشوده است؛ تهدیدی که (در صورت وجودِ غیرتِ جمعی) کافی بود تا موجی از خشمِ مقدس و کاروان‌های فدایی، عرصه‌ی زمین را بر این عناصرِ خبیث تنگ نمایند. در چنین شرایطی، آمادگی برای عملیات‌های استشهادی، پاسخی صریح به این جسارت‌هاست. بزرگ‌ترین خطری که جبهه‌ی داخلی را تهدید می‌کند، «رابطه‌ی تشریفاتی با ولیّ» است. ایشان در ۱۲ بهمن‌ماه بر این نکته تأکید ورزیدند: «۳» رابطه‌ی ابوذر با علی (ع) رابطه‌ی تشریفاتی نبود. او و خانواده‌اش در این مسیرِ، تبعید و فقر را به جان خریدند اما دستش را از ولیِ‌ خویش جدا نکرد. شکستِ یک جامعه زمانی رقم می‌خورد که مردم از پیشوا جدا شوند؛ چراکه «ولیِّ خدا بدون همیاریِ مردم، یارای پیشبردِ اهداف را نخواهد داشت: هُوَ الَّذی اَیَّدَکَ بِنَصرِهِ وَبِالمُؤمِنین». (۱۳ دی ۱۴۰۴) #جامعه_ابوذری 💠 تشکل طلبگی ربیون 🌐 @rebbiion

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حقیقتاً همین طور است که ما امروز در نسبت به حضور اسلام در مقابل جاهلیت دوران، ابوذرگونه می‌توانیم در جایگاهی قرار گیریم که جایگاه حقیقی امروزمان می‌باشد، و آن پاسداری از اسلامی است که در آن زمان از یک طرف ولایت به حاشیه رفته و خلیفه جای «ولیّ  الهی» را گرفته است و از طرف دیگر بیت المال در بستر عدالت قرار نگرفته و حال این اباذر است که بر سر خلیفه فریاد می‌زند که چگونه بیت المال که از آن مردم باید باشد، به طبقه خاصی سپرده می‌شود؟
بحمدالله مردم ما با آن خرد خسروانیِ خود به خوبی متوجه جایگاه رهبر معظم انقلاب برای ادامه این انقلاب قدسی هستند و باز همین مردم باید اباذرگونه ذیل ولایت «نایب الامام» نسبت به عدالتی که به حاشیه رفته است فریاد بزنند و همچون رهبر معظم انقلاب امیدوار باشند که در این روزگار ذیل تاریخی که با انقلاب اسلامی شروع شده است عدالت، آری عدالت، این گمشده امروز ما، به این مرز و بوم  بر می‌گردد. امری که دشمنان ما سخت نگران آن هستند و ما سخت امیدوار به آن می‌باشیم و در همین رابطه  شرط‌هایی که با دولت آمریکا  گذاشته ایم را مدنظر داشته باشید مبنی بر آنکه اولاً : ما به سلاح هسته‌ای ورود نمی‌کنیم که معلوم است این به جهت حضور خود ما در این تاریخ می‌باشد و ثانیاً : باید آمریکا تحریم‌های خود را لغو کند. که این نوعی انفعال برای آن ابر قدرت می‌باشد. حتی محل گفتگوها بر اساس نظر ایران تعیین شد و یک مقام کاخ سفید به الجزیره گفت برنامه‌های برگزاری جلسه با ایران در مسقط روز جمعه به مسیر صحیح خود بازگشت. بازگشت گفت‌وگوها با ایران به مسیر خود پس از فشار رهبران عرب و مسلمان برای عدم کناره‌گیری صورت گرفت. موفق باشید.  https://eitaa.com/Binesh_Rahbordi/10285

41139
متن پرسش

استاد سلام: به تازگی احساس می‌کنم که ما باید خود را آماده غافلگیری های زیاد از جمله مثل سوریه و رفتن بشار اسد یا مثل دزدیدن مادورو کنیم. ما مکرر دیدیم که در این مدت چقدر این دو منفورترین و پست ترین های عالم یعنی نتیاهو و ترامپ از رفتن عزیز دل ما حاج قاسم خوشحالی خودشان را ابراز کردند و گفتند اگر او امروز بود ما به این موفقیت ها نمی رسیدیم. چه شده است مگر؟ ما اعتقاد مان همان حرف امام بود که می فرمود نظام ما که دل به خدا دارد با رفتن اشخاص متزلزل نمی شود ولی الان در میدان داریم می بینیم که دشمن خیلی خیلی حساب شده دارد پیش می آید و برنامه قوی ریخته است ولی والله لحظه ای ترس‌ در وجود ما نمی باشد ولی آیا در رده های بالا و مسئولين ما و فرماندهان الان ما نیز همینطور است؟ استاد عزیز من با تمام وجود به حقانیت و پیروزی نهایی و دیدگاه تمدنی آقا ایمان زیادی دارم و لحظه ای تردید به خود راه نداده ام ولی کجاست آن اقتداری که روزی ما آمریکا و اسرائیل را به نابودی تل آویو و حیفا تهدید می‌کردیم؟ کجاست آن سرداری که می‌گفت سپاه قدس حریف شماست بیا ما منتظریم؟ کجاست آن حاجی زاده بزرگوار ما که می‌گفت وقتی فرمانده هوا فضا روسیه آمد ایران با پهپاد بالای ناو آمریکا رفتیم و او متحیر شده بود که آمریکا آن پهپاد را نزد و با تعجب پرسید چگونه؟ سردار فرمود اگر بزنند می زنیم و زدن این ناو هواپیمابر برای ما کاری ندارد؟ ولی همین امروز ما خبر زدن پهپاد سپاه را دیدیم ولی خبری از پاسخ نشنیدیم و هیچ واکنشی ندیدیم تازه ادامه مذاکرات محکم ادامه دارد. استاد والله من کسي نیستم که انقلاب را بخواهم زیر سوال ببرم و همواره هر روز آماده ام تا جانم را فدای سید علی کنم ولی استاد ما دیدیم که حرف ها و تهدید های ما در حرف باقی ماند و با واقعیت عمل خیلی فاصله داشت. چرا می خواهند به ما دلخوشی الکی بدهند؟ زمانی که پایگاه آمریکا را زدیم شروع کردند به گفتن این حرف که ما کار بزرگی کردیم و کلی آمریکا از ما ترسید ولی الان آقای عراقچی خودش ناخواسته اعتراف کرد که ما این بار اگر آمریکا حمله کند همانند قبل (نمادین) پاسخ نخواهیم داد پس یعنی حملات ما نمادین بوده است و همینطور هم بود آیا این خبر از سیاست های سازش با دشمنان انسانیت و خدا نیست که با سیاست ها ظاهر کار را حفظ کرده ولی باطن کار را به حاشیه برده اند؟ استاد ما لحظه‌ شماری می‌کنیم تا فرصتی پیش بیاید تا این دشمنان حق و حقیقت را به خاک و خون بکشیم ولی فرصت ها دارند پیش می آیند و ما شاهد انتقام سختی از آنها نیستیم تا دل مستضعفین عالم را که از دست اینان خون است را خوشحال کنیم و حرف آخرم این است که اگر ما بتوانیم بزنیم و نزنیم بزرگ ترین ظلم را به خود و مستضعفان عالم کردیم «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا قَاتِلُوا الَّذِينَ يَلُونَكُمْ مِنَ الْكُفَّارِ وَلْيَجِدُوا فِيكُمْ غِلْظَةً وَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ مَعَ الْمُتَّقِينَ وَقَاتِلُوهُمْ حَتَّىٰ لَا تَكُونَ فِتْنَةٌ وَيَكُونَ الدِّينُ كُلُّهُ لِلَّهِ ۚ فَإِنِ انْتَهَوْا فَإِنَّ اللَّهَ بِمَا يَعْمَلُونَ بَصِيرٌ»

متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: در اینکه احساساتی این چنین مسئولانه را مد نظر دارید بسیار مهم است و نکاتی نیست که مدنظر نداشته باشیم. می‌ماند که حقیقتاً با توجه به آنچه می‌فرمایید ما اکنون در نسبت به حضور تاریخی انقلاب اسلامی در کجا هستیم. آیا با توجه به شرایط پیش آمده نوع حضور ما در جهان تغییر کرده و یا نسبت به اهداف تاریخی خود عقب افتاده‌ایم؟ به این امر به طور جدی باید فکر کرد و عرض عریضی را از ما طلب می‌کند. همین اندازه به این فکر کنید که چرا رژیم صهیونی و آمریکا تا این حد برای بقای خود مسئله آنها ایران شده است! آیا ما در مواضع تاریخی خود در جایی قرار گرفته‌ایم که جبهه مقابله با استکبار تغییر کرده و آنان از سر استیصال هر آنچه در توان دارند را برای مقابله با ما به میان آورده  اند و یا  ما کوتاه آمده‌ایم؟ بنده در این فکر هستم که گویا خداوند حضوری بس گسترده‌تر از آنچه در ابتدا مدنظر ما در مقابله با استکبار بود به میان آورده و اگر جبهه استکبار بحث مذاکره را به میان می‌کشد به امید آن است تا در تاریخ  بی معنایی و بی تاریخی خود  حضوری را برای خود شکل دهد که مسلم با عمق بی‌فکری جریان استکبار در این میدان نیز شکست خواهد خورد.
همین اندازه تقاضا دارم اجازه دهید نسبت به «تاریخی نگاه کردن» رخدادها زیاد فکر کنیم و جایگاه  حادثه‌ها را در تاریخی که در صحنه است ببینیم که کار آسانی هم نیست. یادداشت هایی تحت عنوان «جایگاه بی تاریخی اغتشاشات اخیر در منظرتفکر توحیدی» https://eitaa.com/matalebevijeh/21549  شده است. به نظر می‌آید با مرور به آن نکات بتوان به جایگاه تاریخی امروزین خود فکر کرد و اگر دیروز سخن از آن بود که در مقابل حمله اسرائیل حیفا و تل‌آویو را می‌زنیم و با خاک یکسان می کنیم .عنایت داشته باشید که این سخنان در قبل از تاریخ رخداده ۷ اکتبر بود و مادر تاریخِ پیش آمده توسط ۷ اکتبر عملاً در ادامه بودن اسرائیل و در حال منتفی شدن آن قرار داریم. پس باید ماورای آن نکات به بی‌تاریخی و بی آینده بودن اسرائیل فکر کرد که باز همچنان جای بحث دارد. موفق باشید.
 

40815

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام: اگه کسی از شنیدن حق، یهو بمیره، شهید شده یا این چیز خوبی نیست؟ چون بعضی اوقات معارف رو تا یه جایی گوش میدم برای اینکه میدونم اگر بقیه شو گوش بدم ممکنه اتفاقی بیفته مثلا بمیرم. باید کنترل شده معارف رو گوش بدم یا بی مهابا برم جلو ولو اینکه بمیرم؟ پیشاپیش ممنون از جوابتون. و این نوع مرگ، اجل مسمی میشه یا اجل معلق؟ و آیا مصداق موتوا قبل ان تموتوا میشه یا خیر؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مهم آن است که ما در مسیر معارف الهی بخصوص قرآن، جلو و جلوتر رویم. به گفتۀ جناب حافظ:

در بیابان گر بشوق کعبه خواهی زد قدم
سرزنشها گر کند خار مغیلان غم مخور
گرچه منزل بس خطرناکست و مقصد بس بعید
هیچ راهی نیست کانرا نیست پایان، غم مخور
موفق باشید
 

40490

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام وقت بخیر: ببخشید وقتی درک و حضور امام زمان عجل را در زندگی شخصی خود حس نمی‌کنم پس وقت ظهور هم از یاوران امام زمان عجل الله نیستیم دیگه درسته؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ملاک، نظر به نایب آن حضرت است که امروز در شخصیت رهبر معظم انقلاب به خوبی مشخص است. آری! اگر انسان بتواند در شخصیت رهبر انقلاب متوجۀ بصیرتی شود که فوق بصیرت یک انسان عادی است؛ می‌یابد که: «دیده ای خواهم که باشد شه شناس / تا شناسد شاه را در هر لباس». موفق باشید

40466

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

بسمه تعالی؛ سلام علیکم: استاد سوالی در رابطه با استفاده از امکانات مادی دارم بخصوص اکنون که بنا به تشکیل زندگی و خانواده است و جهیزیه ای قرار است در این زندگی استفاده شود. به حضرت امام می نگرم و آن شور عمیق ایمانیشان که در تعارض بوده با حتی استفاده از یک تلفن ثابت، یک یخچال و...) به نقل از مستند «بانو قدس ایران» به حضرت آقا می نگرم با آنهمه زندگی ساده شان در مشهد مقدس قبل از انقلاب با آن همه بی چیزی! (که در کتاب «خون دلی که لعل شد» بخوبی نمایانگر است) از طرفی صحبت از حضور در زندگی امروزی و ضدیت پیدا نکردن با عرف و حتی به دلیل وجود بحران آب، استفاده از ماشین لباس شوئی و ظرفشوئی و... می‌شویم. و از طرفی نگاه به زندگی انسان هایی که حتی در نان و آب خود مانده اند!! و حال منی که در روح ایمانی خود، خواهان یافت وسعتی به وسعت تمام انسان ها هستم. از طرفی شاهد مثال هایی برایم زده می‌شود از ساده زیستی های رهبر معظم که بدلیل منصوب شدن به رهبری شان این گونه رفتار دارند (بعنوان مثال رهبری فرمودند بعد از رهبری دیگر آجیل نخوردند) از طرفی من خود را در مقابل حدیث «من نصب نفسه للنّاس اماما فلیبدأ بتعلیم نفسه قبل تعلیم غیره» می یابم که آن امامی که در حدیث بدان اشاره رفته حرف از جایگاه و مقام نزده که حال بگوییم «تو هم هرموقع امام شدی، ساده زیست بتمام معنا باش». کل و خلاصه عرض بنده اینست که روحیه ام این امان را نمی‌دهد که همچون طلبه های دیگر همراه عرف شوم و از ماشین و تلویزیون بزرگ و لباس شوئی و ظرفشوئی و یخچال فریزر جدا جدا و تخت و مبل استفاده کنم، به من امان نمی‌دهد از ظروف پر نقش و نگار و قالی های ۱۷۰۰ شانه و .... استفاده کنم. زندگی ای که می‌خواهم و می‌دانم عرف قبول ندارد، اکتفا به کمترین هاست. نمی‌دانم جز این می‌توانم سعه صدری داشته باشم؟

متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! هر اندازه زندگی ساده باشد، بهتر است. ولی نباید بیرون از عرف جامعه زندگی را شکل داد. قبلاً ۱۵۰ گرم گوشت می‌خریدیم و استفاده می‌کردیم، بدون نیاز به یخچال. و یا در حیاط طشت لباس را می‌گذاردند و لباسها را شستشو می‌دادند. در حالی‌که عرف تغییر کرده و از این جهت نباید خارج از عرف زندگی کرد زیرا به زحمت می‌افتیم و از کارهای اصلی‌مان باز می‌مانیم. با اینهمه هرچه ساده‌تر، بهتر. موفق باشید

40457

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام علیکم: زیارت قبول استاد عزیز. امروز روز اربعین است و قسمت شد در پیاده روی جا ماندگان شرکت کنم اما وقتی حضور یافتم آرزو داشتم که ای کاش نمی آمدم وضع حجابی که در این مراسم بود وضع خوبی نیست برای شخصی مجرد همچو بنده و بسیاری افراد وضعیت اصلا خوب نیست و همینطور برای حتی غیر مجردین و حتی خانم ها و دختران محجب. نمی‌دانم آیا این گونه افراد حق دارند با این وضع در مراسمات مذهبی که به شکل عمومی - نه مثل هیئت که زن و مرد از هم جدا هستند- شرکت کنند؟ آیا نباید ممانعت کنیم حتی اگر به ناراحت شدنشان بینجامد؟ اگر نشود کاری کرد که آنها رفتار خود را تغییر دهند آیا برای امثال بنده شرکت در چنین مراسماتی اصلا ترجیح دارد یا تازه مایه عقاب است و مایه زدوده شدن ایمان؟ حضرت آقا در کتاب طرح کلی می‌فرمایند که تقوا یعنی زره ای که انسان را نگه می‌دارد تا انسان به کمک وبا زده ها برود اما بنده وقتی خودم و اطرافم را نگاه می‌کنم تقریبا هیچ کسی را نمی‌بینم که تقوایی این چنین داشته باشند با اینکه افراد مذهبی اطرافم هستند. حالا آیا به این حد از تقوا می‌توان رسید در همین جوانی با این همه مشکلات؟ راهش چیست؟ راه رفتار با بی حجابان و بد حجابان از جانب ما مردان و ما مردم چیست؟ نمی‌دانم شاید حس و حالم با این نوشتار ناقص منتقل نشده باشد شنیده ام در اربعین هم این فضای بد حجابی دارد پر رنگ می‌شود و اگر چنین باشد حتی نمی‌دانم حق دارم وارد چنین مراسم مهمی مثل اربعین شوم یا وظیفه ام ترک این مراسم است؟ آیا روایتی که می‌فرماید در آخر الزمان در خانه ها بنشینید و بیرون نیایید را می‌توان بر این موضوع تطبیق داد و این وضع بد حجابی و بی حجابی را یکی از مصادیق آن دانست؟ ملتمس دعا

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در این مورد خوب است به نگاهی که کاربر محترم سؤال شمارۀ  40388 https://lobolmizan.ir/admin/edit-quest/40388 داشته‌اند نظری بیندازید. موفق باشید

40432

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام علیکم: اگر بگوییم خداوند وجود مثالی دارد با جمله خداوند تجلی مثالی دارد، معنایش یکی است؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! برای خداوند «مِثلی» که در عرض او باشد، معنا ندارد ولی ذیل وجود حضرت محبوب، تجلیات او مثالِ او محسوب می‌شوند به همان معنایی که حضرت خاتم الرسل «صلوات‌الله‌علیه‌وآله» فرمودند: «مَن رآنی فقد رای الحق» هر آن کس که مرا بنگرد در حقیقت خدا را دیده است. موفق باشید

40240

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد عزیزم: در آیه نهم و دهم سوره مبارکه قیامه می‌فرمایند: « و خسف القمر _ و جمع الشمس و القمر» استاد آیا می‌توان گفت اشاره ای است به معاد حضرت الله در حضرت احدیت؟ خدا حفظ تون کنه

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر می‌آید اشارۀ آیات مذکور، اشاره به مقام عبور عالَم است از کثرت و برگشت به مقام وحدانی‌اش. موفق باشید

41118

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با عرض سلام خدمت استاد گرامی و تبریک اعیاد شعبانیه چند سوال داشتم؛ چند سالی هست سیر مطالعاتی معارف شما را با چند گروه از خانمها کار میکنیم ۱. گروهی ده نکته،برهان صدیقین،حرکت جوهری و معاد را گذرانده ایم،اکنون و در این تاریخ کدام بحث را با خانمها شروع کنیم ؟ ۲ . با یک گروه دیگر بعد از ده نکته و برهان و حرکت جوهری قصدم شروع غرب شناسی است،کدام یک از کتابهای شما در موضوع غرب را شروع کنیم ؟ ۳ . سوالی هم در مورد برهان صدیقین داشتم ، مستمعین با یک شوق و انگیزه ده نکته را پیگیر هستند و با اشتیاق به دنبال حرفهای تازه و.....اما زمانی که برهان صدیقین شروع شود،کم کم ریزش شروع میشود،من خودم با برهان صدیقین خیلی نمیتوانم انس بگیرم و فقط مبحث عین ربط بودن خودمان را بسیار دوست دارم و از ذکرش لذت میبرم ،وگرنه بقیه مباحث را خیلی ضرورت در بیان نمیبینم یا ارتباط دلی با آن ندارم،یعنی نمیدانم آیا خود شما برهان صدیقین در این تاریخ را باز همان صوتهای موجود خودتان در گذشته میدانید یا نه ،گویی بیان بعضی مباحث در این تاریخ ضرورتی ندارد،نمیدانم برهان صدیقین را به مانند صوتهای موجود خودتان بگویم؟برای رسیدن به مبانی مهدویت،انقلاب،غرب و غیره که همه جذاب و مردم تشنه آن هستند،برهان صدیقین یجورد بازدارنده میشود بر اساس تجربه خودم،گرچه بحث عین ربط بودن و بیان آن توسط جناب بزرگ مرد ملاصدرا جان،ضرورت تاریخ است،مانده ام این مبحث چطور بیان شود تا مسیر ادامه پیدا کند ۴ . مسئله دیگر با چندین جوان دبیرستان و دانشجو مرتبط هستم هر کدام در نقطه ای از شهر و احوالات مختلف و متفاوت ،عزم و وقت آمدن به شکل مستمر ندارند اما،درد دارند می آیند و باز میروند و باز بر میگردند ،حتی نمیشود یک جا جمعشان کرد ، طلبشان هنوز لنگ است ،مانده ام با اینها چه کنم،چون خود هم دغدغه همین جوانها را دارم در کل در این تاریخ و این مردم بخصوص جوانان آیا مبحث کلی هست که با آنها شروع کنیم به معنای تاریخ ساز شدن و نگاه تمدنی کتاب جوان و انتخاب بزرگ خوب است برای شروع ؟ ولی در ادامه چه باید کرد ؟ که هر کدام هم روحیات متفاوت دارند و در ظاهرا متضاد از هم ببخشید که وقت پر ارزشتان را گرفتم خداوند بهترین خیرها و برکات را شامل حال شما و دیگر عزیزان که در این مسیر هستند ، بفرماید سپاس فراوان از شما استاد گرامی

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- با این فراز، می‌توانید به مباحث «منازل السائرین» و «فصوص الحکم» همراه با شرح صوتی آن‌ها رجوع فرمایید 2- در رابطه با فلسفۀ غرب دو جزوه در سایت هست که برای شروع، خوب است و سپس به کتاب «مدرنیته و توهّم» همراه با شرح صوتی آن و پس از آن‌ به مجموعۀ کتاب‌های «جهان بین دو جهان» رجوع کنید 3- در این مورد فکر می‌کنم و با رفقایی که در این رابطه کار کرده‌اند مطلب را در میان می‌گذارم و نتیجۀ نهایی را، پس از آن‌که مجدداً سؤال فرمودید خدمتتان عرض خواهم کرد 4- بعد از بحث «جوان و انتخاب بزرگ» و «ده نکته در معرفت نفس»، ورود به کتاب «گزینش تکنولوژی» و کتاب «مدرنیته و توهّم» همراه با صوت آن ان شاءالله می‌تواند منشأ گفتگوهای خوبی بشود. در مورد مباحث «معرفت نفس» خوب است به کانال «معرفت نفس» رجوع شود و هر کدام از قرائت‌ها که با روح و روحیۀ رفقا می‌خواند؛ انتخاب گردد. https://eitaa.com/marefatenafs_10nokteh   موفق باشید

41072

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

بسمه تعالی. سلام علیکم: تنها نسبت ما، نسبت با خدا! در حال و هوای جست و جوی راهی برای یافت نسبتی میان خود با شرایطی که برای انسان پیش می آید بودم که باشم، که بمانم و از شرایط منقطع نشوم، منصرف نشوم، کنده نشوم... تا بتوانم بپیش روم، حرکت کنم؛ چرا که آدمی تنها در استقرار و ثبات و در مقام جمع توان حرکت دارد و نه در هنگامه ای که آشفته و پریشان و پخش باشد در کثرات. به قلبم الهام شد که تنها در مقام انس است که می‌توان نسبتی واقعی و عمیق و به دور از کوته بینی با شرایطی که برای انسان پیش می آید، برقرار کرد. تنها در انس با حق است که انسان از وحشت خارج می‌شود و فرار کردن از سختی ها که نشانه وحشت است را با اطمینان و انس جایگزین کرد و دید که «هرچه هست از اوست...» به صحفه لب المیزان رجوع کردم و صوت های «ماه رمضان ماه انس با خدا» را یافتم. از حقّی سخن به میان آوردید که اگر بدان نظر کنی، بعد از مدتی در خود حس می‌کنید که دیگر راستی را می طلبید و از کذب بیزار می‌شوید. فرموید عالم پر از خداست و ارکان همه چیز است. برایم پیش آمد: حالا که جز خدا نیست، زمانی که طلب کذب در انسان راسخ بود و از راستی بیزار بود کدام خدا در صحنه میدان داری می‌کند؟ کدام خداست که هست اما نخواستنی‌ست؟ کدام خداست که در جلوه رحمت در ثقلین ظهور کرد و خود را پیش از اینکه به غضب معرفی کند، به رحمت نمایاند؟ آیا جز اینست که هرچه هست خداست و تنها آنچه حائز اهمیت است اینست که آدمی به خود بنگرد که ذات او کدامین خدا را می‌طلبد؟ جهان گسترده خود را چگونه می یابد؟ فقط می‌دانم که تنها خدا با خود سر و کار دارد ولاغیر؛ اگر رحمت خود را در حسین علیه السلام می نمایاند، غصب خود را نیز در شمر علیه اللعنه می‌نمایاند، که تنها شمر است که می‌تواند در مقابل حضرت علیه السلام بایستد و مگر می‌شد کسی جز شمر؟ (همچنانکه در تاریخ آمده قبل از شمر چندین نفر قصد عزیمت کردند اما نتوانستند در آنجا حضور خود را ظهور دهند)؛ که تنها خداست که با خود روبرو می‌شود...

متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌طور است و امروز گمشدۀ ما خدایی است که مولای‌ما حضرت امام المتقین «علیه‌السلام» در خطبۀ متقین با ما در میان گذارده‌اند تا ما نیز همچون جناب همّام که مخاطب آن خطبه بودند تا مرز قالب‌تهی‌کردن و فانی‌شدن از خود جلو و جلوتر رویم. امروز این نسل، خدای حضرت علی «علیه‌السلام» را طالب است که در خطبۀ اول و خطبۀ 83  نهج‌البلاغه در کلام الهیِ حضرت مولای‌مان به ظهور آمده. و در این رابطه مباحث «در موضوع توحید و ایمان» به میان آمد. به امید یافتن خدایی که مقابله با آن خدا یعنی شمر. و اغتشاش‌گران و آدم‌کُش‌ها که مقابله با خدای انقلاب اسلامی می‌باشد و پرسش‌کنندۀ محترم سؤال شمارۀ 41069 توانسته‌اند با او مأنوس شوند و با همۀ عواطف مادرانه، حتی به شهادت فرزندشان در این راه راضی باشند. موفق باشید 

41043

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام وقت شما بخیر: دختر ۲۷ ساله هستم ، نمی تونم درست تصمیم بگیرم و دائما شک دارم یعنی هر مسیری رو توی زندگی انتخاب کنم میدونم پشیمون میشم. مثلا اگر قرار باشه از بین ۵ رشته ی تحصیلی رشته ایی رو انتخاب کنم، هر رشته ایی رو که انتخاب کنم بازهم پشیمون میشم و میگم شاید اون رشته ی دیگه بهتر باشه و در تمام مسائل زندگی اینطور هستم طوری که این باعث شده متوقف بشه زندگیم و هیچ کاری رو انجام ندم و از طرفی میدونم عمرم داره تلف میشه اما نمیدونم باید چیکار کنم؟! نمیدونم الان باید درس بخونم یا برم سر کار یا ازدواج کنم؟! حتی اگر قرار باشه درس بخونم نمیدونم چه رشته ایی مناسبم هست و یا اگر قرار باشه برم سر کار نمیدونم چه کاری برام مناسبه؟! بسیار خودم رو با بقیه مقایسه می کنم با همه نه فقط شخص خاصی و حسادت می کنم و دوست دارم جای هرکسی باشم غیر از خودم و از خودم متنفرم و درواقع هیچ هدف مشخصی ندارم، بسیار گیج و سردرگم هستم و حس می کنم از بقیه عقب افتادم و کارم شده دائما حسرت زندگی بقیه رو خودن و فکر فکر فکر و نمی تونم ارتباط درستی با بقیه اطرافیان داشته باشم، واقعا از خودم بدم میاد، میشه لطفا بنده رو راهنمایی بفرمایید؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اولا: سری به کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» که روی سایت هست بزنید از آن جهت که هر کس باید ذهن خود را به نحوی مدیریت کند ثانیا: در این مورد خوب است فردی  را که شخصیت‌اش برایتان پذیرفتنی است مد نظر بیاورید و تصمیم بگیرید. ثالثا: متوجه باشید خداوند بالاخره در هر مرحله ای از زندگی راهی برای ادامه مقابل انسان گذارده که ورود در آن مشکل نیست؛ آن راه را لطف الهی و تقدیر خودتان بدانید. موفق باشید

40917

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام خدمت استاد بزرگوار: خدا قوت مدیر یک مجموعه فرهنگی سالهاست برای نوجوانان، خصوصا آقا پسرها طبق نظام نامه تربیتی برنامه های متعددی در طول هفته اجرا می‌کنند تا مکمل برنامه های مدرسه و آموزش و پرورش باشد. طبق نظر اولیا و شخص مدیر، به نظر می رسد بچه ها به لطف این برنامه ها به لحاظ فهم استدلالی و عقلی دین بسیار قوی هستند اما لازم هست که برنامه های بیشتری برای بارور شدن قلب و به اوج رسیدن شور و احساسات معنوی طرح ریزی شود. پیشنهاد شما در این زمینه چیست و چه برنامه هایی را پیشنهاد می فرمایید؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به هر حال از مباحث «معرفت نفس» به زبان ساده نباید غفلت کرد. گروه‌های متعددی در این رابطه فعّال هستند می‌توانید به کمک فعالیت‌های آن‌ها کار را جلو ببرید. موفق باشید
https://eitaa.com/tafakorism_archive/77    و  https://eitaa.com/Radiohayat_ir/6806    و   https://eitaa.com/marefatenafs_10nokteh
 

40909

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام علیکم: با توجه به مطالب جایگاه رزق در عالم، طبق فرموده شما استاد بزرگوار، برداشت حقیر این بوده که روزی تعیین شده است و کم و زیاد نمیشه، بلکه وسعت و تنگی داره، یعنی مقدارش تغییر نمیکنه، ولی مثلا اگر گناه کنیم روزیمون تنگ میشه، یعنی سخت تر به دستمون میرسه، اگر برداشتم درست بوده، سوالم اینه که کلمه‌ی زیاد شدن روزی در روایات چگونه توجیه میشه، مثلا روایتی که امام صادق علیه‌السلام می‌فرمایند: صِلَةُ الارحامِ تُحَسِّنُ الخُلُقَ وَ تُسمِحُ الكَفَّ و َتُطيبُ النَّفسَ وَ ««تَزيدُ فِى الرِّزقِ»» و َتُنسِئُ فِى الاَجَلِ؛ صله رحم اخلاق را خوب، دست را بخشنده، جان را پاكيزه، ««روزى را زياد مى كند»» و مرگ را به تأخير مى اندازد. كافى(ط-الاسلامیه) ج2 ، ص151

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر می‌آید حضرت، متذکر همان روایاتی باشند که رزق را مقسوم می‌داند. منتها باز بحث گشودگی رزق را باید مدّ نظر داشت که با آن توصیه‌های ارزشمند چگونه انسان با چنین صفاتی می‌تواند از رزق خود بهره‌مند شود. موفق باشید

40871
متن پرسش

سلام بر امّ البنین، راستی چرا نمی‌گوییم امّ الحسین؟! مگر دیگر باید چه می‌کردی؟ مگر دیگر قرار بود برای فرزندان حضرت زهرا «سلام‌الله‌علیها» چگونه باشی؟ تو همسر مهربان علی شدی و مادر فداکار فرزندان زهرا «سلام‌الله‌علیها»، همین کافی بود. تو چه احساسی به فرزندان زهرا داشتی که بعد از گذر هزار و اندکی سال ما آن را نفهمیدیم آخر چرا تمام فرزندانت را با حسین همراه کردی؟ چرا بعد از غوغای عاشورا در دیدار با بشیر سراغی از فرزندانت نگرفتی مگر فقط مادر حسین بودی که مدام سراغ حسین را می‌گرفتی و گفت بشیر از حسینم بگو از حسینم...... و چندین بار این را تکرار کردی چند نفر از ما می‌دانیم نام واقعی شما فاطمه است تو حتی از صدا زدن نام خود هم گذشتی وگفتی تو را امّ البنین صدا بزنیم مبادا با بردن اسم فاطمه فرزندان علی اندوهگین مادر شوند. کاش اینقدرها مهربان نبودی بین خودمان می‌ماند چه احساسی داشتی وقتی فهمیدی تیر به دو چشمان عباست زدند وقتی فهمیدی دودست عباست را از بدن جدا کردن چرا ناله نکردی این صبر تو ما را آزار می‌دهد. کاش اندکی برای عباست اشک می‌ریختی و از آن بدتر بر تو چه گذشت وقتی شنیدی تیر به مشک عباس زدند وقتی قرار بود با آن آب برای علی اصغر حسینت ببرد. فکر می‌کنم آن موقع اشک از چشمان تو سرازیر شد و آرام و قرار نداشتی نه برای چشمان عباس نه برای دستانش برای تیری که به مشک خورد چون قرار بود آب برای طفل شش ماهه حسینت ببرد مادر آرام باش... مادر کمتر بی قرار حسینت باش او علمداری چون فرزند تو دارد که از اهل خیمه و زینبت مراقبت می‌کند. چرا بعد از عاشورا همه گفتند امان از دل زینب، گفتند مادری دارم خون می‌گرید (حضرت زهرا «سلام‌الله‌علیها»)، ولی مادر! چرا نامی از تو نیاوردیم؟ تو بعد از گذر هزار و اندی سال با قلب‌های زنان و مادران چه کردی که اینان شما را الگو قرار دادند و فرزندان و همسران خود را به جبهه ها اعزام کردند برای این‌که مبدا کسی به اسلام حسینی تو تعرض کند. ما آزادی و آزادگی و امنیت را مدیون شما و الگو قراردادن شما در زندگی هستيم. مادر! چرا هیچ‌گاه از دلتنگی خود نگفتی؟! چرا هیچ وقتی ادعایی نداشتی؟! راستی می‌گویند حضرت زهرا «سلام‌الله‌علیها» شب‌ها بر بالین قبر شهدای گمنام حاضر می‌شود، یقیناً شما هم در کنار ایشان هستی. می‌گویند در غوغای محشر چشمان و نگاه عباس تو شفاعت می‌کند. مادر می‌شود در غوغای محشر برای ما هم مادری کنی؟ ای بهترین مادر ما را ببخش که عمری تو را نامادری خوانیدم. سلام ما را به خواهرت زهرا «سلام‌الله‌علیها» برسان. از این پس از آوردن اسم حضرت ام البنین در کنار اسم حضرت زهرا «سلام‌الله‌علیها» غافل نشویم. التماس دعا

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم:  سلام بر امّ البنین «السَّلامُ عَلَیکِ یَا زَوجَةَ وَصِیِّ رَسَولِ الله» سلام بر عاشورایی‌ترین زن، بدونِ حضور در کربلا. مادرِ شیرمردانی که فرمود: تمام پسرانم فدای یک تار موی حسین «علیه‌السلام». سلام بر بانویی است که فریاد حسین جان گفتنش را در میدان مدینه و صحن کربلا هنوز می‌توان شنید.
راستی را! این بصیرت در درک تاریخیِ کربلا را چگونه او به دست آورد؟ آیا عظمت او میهمانیِ خانۀ مادران شهید ما نبود که این‌چنین اسطوره‌وار فرزندان‌شان را در انقلاب بزرگ اسلامی بدرقه کردند؟ بصیرت جناب امّ البنین بانویی که در بستر تاریخ اسلام پروریده شد تا آن‌جایی که با عباسِ «علیه‌السلام» خود یگانگی را با حضرت سیدالشهداء «علیه‌السلام» تجربه کرد.
بنده حقیقتاً با شما موافقم که می‌فرمایید: از این پس از آوردن اسم حضرت امّ البنین در کنار نام حضرت زهرا «سلام‌الله‌علیها» نباید غافل شد از آن جهت که با نظر به جایگاه تاریخی حضرت زهرا «سلام‌الله‌علیها» می‌یابیم که نگاه زنان اسلام چگونه به آن افق‌های دور نظر دارند و در راه تحقق آن افق‌ها از فداکردن فرزندان خود کوچک‌ترین سستی به خود راه نمی‌‌دهند. آری! در دیدن این بانوی بزرگ در این شرایط تاریخی «چشم‌ها را بايد شست جور ديگر بايد ديد».  موفق باشید              
 

40821

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام علیکم: مقام واحدي پایین تر از مقام احدی است. آیا این نتیجه نمی‌دهد که مقام واحدي ناقص است؟

متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: واحد را با صفت خاص مانند قهّار می‌آورند که به تعبیر علامه طباطبایی واحدِ قهار همان احد است. در رابطه با رجوع به حق باید از این نوع مفاهیم آزاد شد. در این مورد اخیراً عرایضی شده است که می‌توانید بدان رجوع فرمایید.https://eitaa.com/matalebevijeh/20849 موفق باشید

40812

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام و ادب حضرت استاد: این متن به نظر شما چقدر درسته؟ آیا علت اینکه برخی می‌گویند وقتی این عربی می‌خوانیم باید چشم بسته و دهان بسته و فقط گوش دهیم و جلو رویم تا حقایق خودنمایی کند با این نظر ارتباط دارد؟ ان کان واقعا صحیحا مطابقا، فالکتاب (فصوص الحکم) یکون من رسول اللّه و یکون وصل الیه (یعنى الى ابن العربی) منه على الوجه المذکور، من غیر خلاف؛ و یکون (فصوص الحکم) عدیم المثل و النظیر مثل القرآن، کما سبق تقریره. و ان لم یکن (الکلام) واقعا و لا مطابقا و یکون افتراء على النبىّ و على نفسه، فحینئذ الکتاب لا بدّ و أن یکون لأحد: امّا للنبىّ أو له أو لغیرهما. فان کان للنبی، فالمراد حاصل؛ و ان کان له، فهذه فضیله اخرى ثابته له مع کل فضیله، و یکون الغرض من نسبته الى الرسول ترغیب الخلق الیه و تحریضهم لدیه، و هذا لیس بمذموم عقلا و لا شرعا، بل هو محمود عقلا و شرعا، لانّه من المرغّبات، المرغّبه الى اللّه تعالى و الى طریق عباده.» المقدمات من کتاب نص النصوص، ص: 105

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این موارد، مواردی نیست که بتوان در میدان سؤال و جواب سایت در آن ورود کرد که نیاز به بحث و بررسی دارد. اگر نکته‌ای خاص مدّ نظر دارید مرقوم بفرمایید اگر بتوانیم در خدمت هستیم. موفق باشید

40624

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با عرض سلام: استاد عزیز خدمتتان عارضم که انسان وقتی در خوشی زندگی عادی هست حواسش به برخی چیزها نیست. اخیرا دچار بیماری و مشکلاتی شده ام که می‌فهمم راستیتش اگر ایمان را به این معنا در نظر بگیریم «که نظر چه کسی را در زندگی مهم وموثر بدانیم» متاسفانه ایمان ضعیفی دارم طبق دانسته ها و طرحواره ای که در ذهنم داشتم باید همیشه در کارها با دید توحید نگریست و وظیفه را انجام داد و بقیه اش با خدا. اما تازه می‌فهمم دانستن کی بود مانند عمل. استاد می‌دانم ولی جانم در تلاطمات درگیر می شود. استاد برای اینکه در جانمان به توحید یقین پیدا کنیم و حضوری آرام در تلاطمات زندگی داشته باشیم باید دقیقا چه کرد. استاد آیا ادب خیال یا صبر بر مصیبت تا ملکه شدن صبر، تاثیر دارد؟ لطفا روشن بفرمایید با تشکر.

متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: همان‌طور که پیامبر خدا «صلوات‌الله‌‌علیه‌وآله» در حدیث «ثقلین» فرمودند در کنار قرآن نظر به سیره و عترت آن حضرت نیز لازم است تا در مفاهیم متوقف نگردیم. در دیگر امور هم با نظر به سیره و شخصیت انسان‌های وارسته، می‌توانیم امور خود را بهتر جلو ببریم. موفق باشید

40598
متن پرسش

سلام با توجه به سخنرانی اخیر رهبری و جهش همه جانبه سعود کیفی و زمانی جهان هستی و البته ایران اسلامی، در موقعیتی بی سابقه و اعلی بهمراه حضور وسیع همه شهدا و البته برپایی جهان موعود و پیش قدم گزارده در ظهور، بنده حتی یک قدم از این مرتبه پایین یا برگشت نخواهم کرد حتی اگر به قیمت خون خودم و همه عزیزانم تمام شود البته که منتظر قدم از سوی پروردگار نیز هستم. منتظرم تا اتفاقی رقم بخورد زیرا یقینا بدون اتفاقی برای ظهور این ایمان کامله و حیات پایدار آرزو شده، به استقرار پایدار نخواهیم رسید. متاسفم برای آنهایی که جا ماندند زیرا همه تلاش و دلسوزی ها برای سعادتشان انجام گرفت و یقیناً آنهایی که همراهی کردند رها نخواهند شد همه مان را به خدا سپرده ایم. از خداوند تقاضا میکنم هم او که حاضر و ناظر و رب العالمین است، که هرچیزی از کاستی های راه را بر ما ببخشند بحق پروردگاری خودشان انشاءالله. والله قسم منتظر منتظر خدایم.

متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: حقیقتاً وقتی حقیقت، به عالی‌ترین شکل در آن سخنان رهبری به ظهور آمد و به زیباییِ تمام و حکمت متعالی جایگاه هر تصمیمی را در نسبت با جهانی که در آن هستیم، روشن نمودند، مقابله و یا بی‌تفاوتی نسبت به آن رهنمودها مطمئناً عقوبت بزرگ دنیایی و آخرتی را به همراه دارد که نمونۀ آن سرگردانی و سردی زندگی افرادی است که نسبت به شرایط تاریخی و حضوری که در دل انقلاب باید داشته باشند، در غفلت‌اند. آیا فکر کرده‌ایم بر سرِ آنانی که از ریشه‌ خود فاصله گرفتند و تفکر معنویِ این دوران را به چیزی نگرفتند، چه آمده است؟ در زمانه‌ای که خطرِ کنده‌شدن از بیخ و بن‌های تاریخی سخت همه را تهدید می‌کند، باید بیندیشیم در زمانه‌ ما چه حادثه‌ای می‌خواهد رُخ دهد، وقتی دانشِ بشر به سعادت او منجر نشد و رابطه‌‌ انسان با طبیعت هرچه بیشتر به هم خورد، نشانه‌ آن است که خواندن و دانستن برای سعادتمندی کافی نیست، بلکه توجه متفکرانه به آن‌چه در شُرفِ پیدایی است، نیاز است. در حالی‌که هیچ متفکری نمی‌تواند آن‌چه در پیش است را متوقف کند، ولی می‌تواند با برخورد متفکرانه و تفکر معنوی آن را از آنِ خود نماید و اگر دست از تفکر معنوی بشوییم، یقیناً قربانیِ پیش‌آمدها خواهیم شد. در حالی‌که تفکر معنوی از ما می‌خواهد که فعالیت‌های خود را در بستر ریشه‌های تاریخی خود شکل دهیم تا به بار بنشینیم زیرا در آن صورت، در رجوع به عالَم و آدم از رازگونگیِ آن‌ها غفلت نخواهیم کرد.موفق باشید 

40581

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام علیکم: از استاد طاهرزاده می‌خواستم بپرسم آیا در منطقه تیران از شاگردانتان و یا افرادی که بحث‌های شما را می‌شناسند هستند که ما به ایشان رجوع کنیم و از ایشان استفاده نماییم. با تشکر

متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: اتفاقاً یکی از برادران خوب و اهل علم و فکر از اهل تیران که در همان شهر هم ساکن هستند به نام حجت الاسلام حاج آقا مهدی کثیری تشریف دارند که در مباحث معرفت نفس و مباحث تربیتی زحمت کشیده‌اند و می‌توانند برای عزیزان مفید باشند. موفق باشید

40534

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سروده ای تازه از دلی کهنه: راهرو دیدیم امّا راه کو؟ شب رسید امّا فروغ ماه کو؟ حضرت غم! من مریدت نیستم؟ ناله کو؟ شکوایه‌ام کو؟ آه کو؟ (دیده‌ای خواهم که باشد شه‌شناس) دیده کو؟ خواهنده‌اش کو؟ شاه کو؟ این‌ حوالی از خدایان پر شدست بت شکن! معبودک دلخواه کو؟ یوسفی از مصر خود فریاد زد: خسته‌ام از شهر رنگی، چاه کو؟ زندگی در جست و جوی مرگ مُرد مرگ کو؟ آن لحظه‌ی جانکاه کو؟ وقت عصیان، وقت خونریزی، جنون یک نفر می‌گفت: پس الله کو؟ ناردیفی‌های من تقصیر کیست؟ آنکه می‌سازد از این یک کاه کوه؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم:  فرمودید: «راهرو دیدیم امّا راه کو؟» آری! وقتی انسان تا این‌جاها قد بکشد و آن کس را که به عنوان «راهرو» می‌یابد، کافی است کمی بیشتر بنگرد و خودِ او را «راه» ببیند، به همان معنایی که خاتم الرسل «صلوات‌الله‌علیه‌وآله» فرمودند: « قُلْ هذِهِ سَبيلي‏ أَدْعُوا إِلَى اللَّهِ عَلى‏ بَصيرَةٍ أَنَا وَ مَنِ اتَّبَعَني‏ وَ سُبْحانَ اللَّهِ وَ ما أَنَا مِنَ الْمُشْرِكينَ (۱۰۸)/ یوسف) در واقع او، خودش با شخصیتش میدان اشاره به حضرت معبود است با بصیرتی که دارد. موفق باشید

41197

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام و نور و رحمت الهی تقدیم به پیشگاه حضرت حجت بن الحسن عجل الله تعالی فرجه الشریف. استاد بزرگوار؛ در مسیر تربیت فرزند ولایی و مأنوس به ارتباط قلبی با امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف و با معرفت نه ارتباط بی معرفت و بدون شهود و صرف اسم امام و نسب شان، مسئله خلقت نوری اهل بیت علیهم السلام رو از چه سنی باید طرح کرد؟ مثلا من خودم یادمه از بچگیم اهل هیئت و حفظ قرآن و امثال هم بودم و هیچوقت به دنبال امام زمانم که حی و حاضر هستند و باید مدام ارتباط قلبیم رو با ایشون بهتر و بیشتر کنم و تداوم بدم، نبودم. اصلا امام برای من غایب بودند و احساس نیازی در درونم نسبت به ایشون نداشتم. اما الان امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف بالاخص و سایر اهل بیت علیهم السلام رو برای فرزندان خودم پسر ۱۳ ساله و دختر ۷ ساله ام از حدود ۷ سالگی پسرم که دیگه فهمید هئیت امام حسین علیه السلام و فاطمیه چه لذتی داره و مأنوس شد، امامانی حی و حاضر و سمیع و بصیر طبق آنچه در زیارت نامه هاشون هست معرفی کردم و اینکه پدر مادر اصلی شما و همه انسانها این خانداند. و هرچه خیر و خوبی هست از این خاندان هست که به ما می‌رسد و ... هر آنچه که شما استاد بهتر از من می‌دانید برای معرفی ایشان. آیا روش من درست هست یا بهتر است که بچه ها رو به حال خودشون بگذارم تا خود اهل بیت علیهم السلام هدایتشون کنند. و بچه ها خودشون در گذر زمان احساس نیاز به اهل بیت علیهم السلام کنند با امتحانات الهی.

متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: به بشر جدید بیندیشید که به نسبت خود با دیگر انسان‌ها می‌اندیشد و نه به نسبت خود با محفوظات و معلوماتش. و از این جهت اتفاقاً باید فرزندان‌مان انسان‌های بزرگ بخصوص معصومین «علیهم‌السلام» را مدّ نظر داشته باشند به همان معنای «انسان و باز انسان». آیا تعلّق خاطر جوانان عزیز به رهبر معظم انقلاب حکایت از آن ندارد که آنان خود را در شخصیت فرهیختۀ آن مرد بزرگ جستجو می‌کنند؟ موفق باشید

40923

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام و احترام خدمت استاد عزیز: لطفاً راهنمایی بفرمایید: ده سال است که مبتلا به بیماری صعب العلاج شدم. هیچ دارویی نمی توانم استفاده کنم و بیماری در حال پیشرفت است. فقط با ورزش و تغذیه پیش می روم. هر کار پزشکی که لازم بوده انجام دادیم. چندین قربانی، ختم قرآن و صلوات و نذر... هیچ تغییر در بیماری بوجود نیامد. تقریباً با پیشرفت بیماری، تمام زمان من صرف ورزش و استراحت می‌شود. پایان کار و مدت باقی مانده فرصت هم پزشکان اعلام کرده اند. در این مدت که بیماری سبک زندگی و حتی تفکرم را عوض کرد با شما آشنا شدم. تقریباً همه ی کتابهایتان را مطالعه کرده ام. ولی شرایط جسمی طوری پیش می رود که شاید در روز یک ساعت در اختیار خودم باشم. الان چیزی که فکرم را مشغول کرده این است که در این شرایط حاصل عمرم چه می شود و من چگونه می شوم؟ دست خالی خالی. فقط بیماری و بیماری.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در عین رعایت دستورات پزشک و همان ورزش و تمرکز روی مباحث معنوی از طریق «معرفت نفس»، بقیه را به خدا واگذارید و به تقدیر او راضی باشید که این در جای خود نوعی بندگی و عبادت به حساب می‌آید. موفق باشید 

40850

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد: نظر شما در مورد مطلب زیر را خواستم جویا باشم: برابر با روایات شب قدر افضل شب‌های سال است که در این شب، مقدرات بندگان برای یک سال آینده تعیین می‌شود. به همین دلیل، آن را «شب قدر» نامیده‌اند. «شب قدر» یک ساحت زمانی و ظهور دارد که مستند به آیات قرآن یکی از شب‌های ماه مبارک رمضان است و یک ساحت تکوینی و منزلتی. در واقع ظرف وجودی شب قدری که در آن قرآن نازل شده و ارزش هزارماهه پیدا کرده پیش از آن باید به چنین منزلتی در عرصه تکوین رسیده باشد. به بیانی دیگر شب قدر شب نزول قرآن است و قرآن مظروفی است که تنزل پیدا کرده و به عالم زمینی رسیده است. برای این امر باید برای این مظروف، ظرفی وجود داشته باشد تا پذیرای عظمت قرآن باشد و این ظرف چیزی جز قلب امام معصوم نیست. پرواضح است که ظرف و مظروف باید متناسب هم باشند تا ظرف فراتر و پست تر از مظروف نباشد. در مورد شب قدر دو نگاه می توان متصور شد. یکی اینکه فقط یک شب قدر بوده و آن یکی از ۲۳ شبی بوده که در زمان حیات پیامبر اکرم بوده و قلبی که پذیرای قرآن بوده همان وجودی است که فاطمه را قبل از تولد در خود نهان داشته است. تصور دوم این است که شب قدر هر ساله تکرار می شود و قرآن بر قلب و وجود امام معصوم علیه السلام نازل می شود و سایر ائمه معصومین علیهم‌السلام یا شخص امیرالمومنین که مساوی نفس پیامبر بودند و یا دودمان پرورش یافته و از گل وجودی حضرت زهرا سلام الله علیهم هستند. با این تفصیل شاید بتوان روایت امام صادق (ع) را توجیه کرد که چرا فاطمه سلام الله علیها معادل «لیله» قدر و منظور ضمیر «فیها» در آیه مبارکه «تنزل الملائکه و الروح فیها...» و مساوی شب قدر و ظرف محوری نزول قرآن و هدایت تکوینی و تشریعی انسانها قرار می گیرند. از امام جعفر صادق (ع) در تفسیر فرات کوفی، چنین نقل شده است: إِنَّا أَنْزَلْناهُ فِی لَیْلَهِ اَلْقَدْرِ.اَللَیْلَهُ: فاطمه والقدر: اَللَّهُ. فمن عرف فاطمه حق معرفتها، فقد ادرک لیله القدر، و انّما سُمّیت فاطمه لانّ الخلق فطموا عن معرفتها ... و قوله: وَ ما أَدْراکَ ما لَیْلَهُ اَلْقَدْرِ لَیْلَهُ اَلْقَدْرِ خَیْرٌ مِنْ أَلْفِ شَهْرٍ، یعنى: خیر من الف مؤمن و هى ام المؤمنین.تَنَزَّلُ اَلْمَلائِکَهُ وَ اَلرُّوحُ فِیها و الملائکه المؤمنون الذین یملکون علم آل محمد(ص) و الروح القدس هى فاطمه. بِإِذْنِ رَبِّهِمْ مِنْ کُلِّ أَمْرٍ سَلامٌ هِیَ حَتَّى مَطْلَعِ اَلْفَجْرِ. یعنى حتى یخرج القائم. اللیله، حضرت فاطمه، است. القدر ،«اللَّه» است. پس هر کس که فاطمه و مقام ایشان، را به حقیقت بشناسد، حتماً شب قدر را درک کرده است. و علت نام‌گذارى آن حضرت به فاطمه، به خاطر این است که مردم از شناختنش، ناتوان هستند. اما معناى «لیله القدر، بهتر از هزار ماه است»؛ یعنى، بهتر از هزار مؤمن است و آن نیز ام‌‌المؤمنین حضرت زهرا (س) مى‌یباشد. مراد از ملائکه، مؤمنان عالِم به علوم آل محمد و مراد از روح یا روح‌‌القدس همانا، فاطمه است و مراد طلوع فجر، ظهور حضرت مهدی و قائم، است. نتیجه اینکه برای درک شب قدری که در ماه مبارک رمضان واقع شده باید ولایت و حقیقت تکوینی حضرت زهرا سلام الله علیها شناخته و درک شود و ولایت ایشان پذیرفته شود تا از سویی شب قدر، به منزلتی فراتر از شب‌های دیگر برسد و از سویی ظرف نزول مقام رفیع قرآن کریم عینیت یابد تا نزول قرآن و زمینی شدن آن در قلب معصوم محقق شود فاطمه زهرا (س) رمز و راز بقاى اسلام محمدى (ص)، حلقه اتصال نبوت، امامت و ولایت، وارث سریر رسالت، حامى امامت و حامل ولایت است. فاطمه که خود کوثر و خیر کثیر جارى در جان جهان و باقى در هر زمان است، کوثر وجود یازده امام معصوم (ع) بعد از خویش است.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مطالبی که فرموده‌اید نکات خوبی است و به همین جهت باید در نسبت شب قدر و وجود مقدس حضرت زهرای مرضیه «سلام‌الله‌علیها» فکر کرد. عرایضی در کتاب «مقام لیلة القدری حضرت زهرا «سلام‌الله‌علیها» که روی سایت هست، شده است. ولی باز هم باید برای درک مقام لیلة القدری حضرت زهرا «سلام‌الله‌علیها» جلو و جلوتر رفت تا در افق شخصیتِ اجمالی آن بانوی بزرگ به مطلع الفجرِ تاریخی جهان اسلام رسید. موفق باشید

نمایش چاپی