سلام خدمت استاد بزرگوار: خدا قوت مدیر یک مجموعه فرهنگی سالهاست برای نوجوانان، خصوصا آقا پسرها طبق نظام نامه تربیتی برنامه های متعددی در طول هفته اجرا میکنند تا مکمل برنامه های مدرسه و آموزش و پرورش باشد. طبق نظر اولیا و شخص مدیر، به نظر می رسد بچه ها به لطف این برنامه ها به لحاظ فهم استدلالی و عقلی دین بسیار قوی هستند اما لازم هست که برنامه های بیشتری برای بارور شدن قلب و به اوج رسیدن شور و احساسات معنوی طرح ریزی شود. پیشنهاد شما در این زمینه چیست و چه برنامه هایی را پیشنهاد می فرمایید؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: به هر حال از مباحث «معرفت نفس» به زبان ساده نباید غفلت کرد. گروههای متعددی در این رابطه فعّال هستند میتوانید به کمک فعالیتهای آنها کار را جلو ببرید. موفق باشید
https://eitaa.com/tafakorism_archive/77 و https://eitaa.com/Radiohayat_ir/6806 و https://eitaa.com/marefatenafs_10nokteh
سلام علیکم: درباره هوش مصنوغی یه سوال دارم. هوش مصنوعی یه حقیقت است که هم زمان با میلیون ها نفر گفتگوی دو طرفه دارد. همان گونه که نفس همزمان در حواس پنج گانه، تفکر، خیال حاضر است. آیا این تشبیه درست است؟ آیا میشه گفت که هوش مصنوعی یک حقیقت واحداست که همون آدمهایی که با او حرف میزنند تجلیات او هستند.
باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته باشید که هوش مصنوعی چیزی جز مجموعۀ اطلاعاتی که در میدان فضای سایبری به آن داده شده است؛ را با شما در میان نمیگذارد و این غیر از آن است که گمان کنیم هوش مصنوعی به قدرت خودآگاهی رسیده. و فهم این موضوع موجب میشود تا ما انتظارمان از هوش مصنوعی آن نباشد که مثلاً معلم و راهنمای ما گردد. آری! اطلاعاتی که به آن داده شده است را به نحو فوق العادهای در کنار هم قرار میدهد که انسان به راحتی نمیتواند چنین توانایی را داشته باشد، ولی چیزی جز همانهایی که به او دادهاید را تحویل نمیدهد. استاد احمد واعظی در رابطه با عدم خودآگاهی هوش مصنوعی نکاتی را در هماندیشیِ پنجم سلسله هم اندیشیهای توسعه و توانمندسازی علوم اسلامی مطرح کردهاند که خوب است دنبال فرمایید. موفق باشید
با سلام و درود بر استاد عزیز: چرا خداوند حضرت محمد صلی الله علیه وآله را عقل کل خلق کرد؟ اینکه میگن نود و نه درصد عقل اختصاص به ایشون دارد و یک درصد مابقی مربوط به سایر انسانها اگه اینطور باشه، چون خداوند اراده کرده، میتونست اون مخلوق اول من باشم چه دلیلی در وجود حضرت بوده که ایشون انتخاب شده؟ یعنی چه عمل خاصی انجام داده که لایق این فیض شده؟ از این دست سؤالات ذهن من رو درگیر کرده. مثلاً علی اصغر که در کربلا در شش ماهگی به شهادت رسید چه عمل خاصی انجام داده که باب الحوائج شد اینکه هنوز زندگی در دنیای کثیف را تجربه نکرده بود که یک شبه به این مقام والا رسید صرف اینکه فرزند امام حسین علیه السلام بوده، خوب اگه خدا میخواست من میشدم فرزند امام حسین. با تشکر
باسمه تعالی: سلام علیکم: بحث در این مورد مفصل است. در مورد قسمت اول سؤال و اینکه خداوند حضرت محمد «صلواتاللهعلیهوآله» را شایسته یافتند که هدایت مردم و نبوت را به عهدۀ آن حضرت بگذارند، خوب است به قسمت اول کتاب «مبانی نظری نبوت و امامت» که روی سایت هست رجوع فرمایید. و در مورد قسمت دوم سؤال، قبلاً عرض شد که این امام معصوم است که از اسرار درون افراد آگاه میباشند و متوجۀ طلب درونی افراد هستند که چگونه آن کودک ۶ ماهه مایل است در آن نهضت بزرگ سهمی داشته باشد. موفق باشید
سلام آقای طاهرزاده ای که هرگز جهان فرصت نداده تا عاشقانه مثل انسانی به انسان دیگر به شما نگاه کنم و شما را برحسب مخلوق خدا بودن در نگرش مخلوق خدا بودنم با «عشق» بنگرم عشقی که همان خدای زنده و زندگی است. شرمنده ام جهان و دورانی که در آنیم «عاشق شدن و عشق» را گم کرده همه جا خشک و مرده. چطور جهانی که عشق را نمیفهمد زندگی و خدا و اولیاء معصوم خدا را بفهمد؟ چطور عشق به انسانها را به حسب مخلوق خدا بودنشان و خوده خودشان بفهمد؟ لعنت به تحمل و رفتارهایی که مجبور شدم نسب به دیگران داشته باشم تا مرا منزوی نکنند و ندرند و حرف هایم را که زندگی آور بود خوردم، لعنت به ترسی که لحظه به لحظه زندگی اجتماعی ام را گرفته و همواره روی هیچ چیز و هیچ کسی نمیتوانم با آرامش حساب باز کنم از همه مردمی که عشق را نمیفهمند میترسم آنها رحم نمیکنند. جای هرگونه عشقی که واقعی باشد و ما را به درک عشق خدا و زندگی و مخلوقات میرساند خالی است. از جهان فاقد عشق به خداوند که او نیز از جهان بی عشق گله مند است، گله میکنم. آخر راهی که اهل جهان مدرن میروند اسرائیله! بعضی فکر میکنند اسرائیلی ها مثل فیلم ترسناکند در حالی که نهایت همه آرزوهای مدرن خواهان اسرائیله، پول بی نهایت، قدرت بدون محدودیت، امکانات عالی همه چیزشان عالیست ولی آنها نه انسانند و نه عاشق، همین دو مورد کارشان را به دشمنی با خدا و گمراهی کامل کشاند. آخ از خودم بخاطر اسرائیلی بودن شرمسارم. چقدر مردم جهان اسرائیلی اند وگرنه آنها سگ کی بودند بتوانند کشور گشایی کنند اگر ما پیش تر، آنها را در خود نپذیرفته بودیم و منش و راه آنها را نمیرفتیم؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! آنچه زندگی را زیبا می کند نظر به انسانیت انسانها می باشد https://eitaa.com/matalebevijeh/20173 و https://eitaa.com/matalebevijeh/20161 و باز https://eitaa.com/matalebevijeh/20059. آری! ملاحظه می فرمایید که در نسبت انسانیت انسانها نه تنها ایمان گمشده به ما برمی گردد بلکه انسانیت از دست رفته چهرۀ خود را می نمایاند. موفق باشید
سلام خدمت استاد عزیز: بسیار ممنونم که وقت میگذارید جواب میدهید اجرتون با سیدالشهدا. این چند وقت کتابهایی که شرح واقعه عاشورا باشه میخونم. سوالی برام مطرح شد. اگر دینداری کنیم و جد و جهد داشته باشیم ولی این دین داری زیر سایه ولیای از اولیا خدا نباشد و قبولش نداشته باشیم میشویم شمر. شنیدم شانزده بار پای پیاده حج رفته. ابن ملجم دایم نماز میخونده اما ولی شناس نبوده. میشیم ابن ملجم. حتا توابین که بعد عاشورا امام حسین را شناختند وخونشون رو به خیال خودشون برای امام حسین دادند ولی چه فایده که اون موقع که میبایست ولی شناس نبودن. میشیم داعش. ظهور حضرت مهدی عجل انگار از این جهت شبیه قیام عاشوراست. بیعتها قبل از ظهور گرفته میشه. اگر بعد ظهور در دوران رجعت بیدار بشیم کار از کار گذشته و میشیم مثل توابین.عرضم درسته؟ لطفا راهنماییم بفرمایید. ممنون
باسمه تعالی: سلام علیکم: مهم درک زمانه و فهم جایگاه نایب الإمام است که امروز خداوند با شخصیت رهبر معظم انقلاب راه را در مقابل ما گشوده است. جواب سوال40431 مد نظر باشد خوب است. موفق باشید
سلام استاد عزیزم. وقت بخیر. استاد من خیلی امیدوار بودم که ظهور در عصر ما اتفاق میفته و نبرد نهایی متصل به ظهور همین نبرد ما با اسرائیل خواهد بود. طبق آیات اول سوره اسراء. و فکر میکردم که ما نبردمون با اسرائیل همون مرحله دومی هست که آیات دارند میگن. ولی الان وقتی آیات رو میخونم متوجه میشم که ما همون مرحله اول نبرد با بنی اسرائیل هستیم. چون صراحتا آیات میگن که در مرحله دوم تعداد یهودی ها بیشتر خواهد بود و کلمه «بنین» رو قرآن میاره که به معنی فرزندان هست. در حالیکه الان جمعیت یهود از شیعه کمتره. پس ما در مرحله دوم نیستیم و اولیم. همچنین اینکه برخی میگن مرحله اول فساد و سرکوب بنی اسرائیل در زمان بخت النصر اتفاق افتاده به این نکته توجه نمیکنند که اولا بخت النصر شامل «عباد لنا» نمیشه و بخت النصر کافر بوده. و دوما آیات دارند درباره یک مسجد صحبت میکنند که در هر دو مرحله سرکوب توسط مسلمانان از قوم یهود پاکسازی میشه. در حالی که قبل از ظهور پیامبر ما مسجد نداشتیم و قرآن جای دیگه برای عبادتگاههای ادیان دیگه واژه های صومعه و.. رو بکار میبره. پس هر دو نبرد بعد از ظهور اسلام اتفاق میفته و سرکوب یهود توسط بخت النصر قبل از ظهور اسلام بوده و نمیشه که سرکوب اول رو به بخت النصر نسبت داد. مشکلی دیگه ای که هست این هست که فاصله مرحله اول و دوم هم کم نیست. چون آیه میگه شما بنی اسرائیل دوبار در سطح زمین (بین الملل) فساد میکنید و اگر عصر مرحله اول اگر ظهور حضرت مهدی باشه و ایشان ظهور کنند یهودی ها فرصت و امکان و توانایی فساد کردن رو در سطح بین المللی ندارند. بخاطر حاکمیت جهانی حضرت مهدی. پس بین مرحله اول و دوم فاصله زیادی هست. ضمن اینکه براه انداختن فساد در سطح بین المللی و فسادی این چنین سازمان یافته و جهانی شده بعد از یک بار سرکوب و پاکسازی مشخصا شاید دهه ها طول بکشه. علاوه بر اینکه افزایش جمعیت یهود و بیشتر شدنش از شیعیان با توجه به جمعیت خیلی کم الان شون هم شاید دهه ها طول بکشه و یا شاید یکی دو نسل. بنابراین ما در عصر ظهور امام زمان نیستیم متاسفانه. آیا این استدلال ها درست هستند استاد؟ خیلی ممنونم از پاسخگویی و راهنمایی تون
باسمه تعالی: سلام علیکم: همانطور که حجتالاسلام آقای دکتر مصطفی صادقی در کتاب تحلیل تاریخی نشانههای ظهور میفرمایند آیات و روایات مربوط به آخرالزمان و ظهور حضرت امام عصر «عجلاللهتعالیفرجه» جنبۀ تأویلی دارد و تطبیق آن امور با آنچه با آن روبرو هستیم، کار آسانی نیست. موفق باشید
با عرض سلام و ارادت: جناب استاد بنده ۲۱ ساله و سال دوم پزشکیم. با توجه به شرایط جامعه و سخت شدن عرصه بر بنده تصمیم به ازدواج دارم. اما ۲ نکته برای من مانع است اول اینکه تمکن مالی ندارم و دوم اینکه برخی میگویند به مسیر علمی حقیر ضربه میزند. میخواستم نظر جنابتان را جویا شوم.
باسمه تعالی: سلام علیکم: با همۀ این حرفها اگر شرایط ازدواج در عین سادگی و بدون دردسر با موردی که متوجه موقعیت شما باشد و نخواهد با رسومات عرفی، زندگی تحصیلی شما را از مسیر خود خارج کند؛ پیش آید چه اشکالی دارد. موفق باشید
سلام وقت شما بخیر: دختر ۲۷ ساله هستم ، نمی تونم درست تصمیم بگیرم و دائما شک دارم یعنی هر مسیری رو توی زندگی انتخاب کنم میدونم پشیمون میشم. مثلا اگر قرار باشه از بین ۵ رشته ی تحصیلی رشته ایی رو انتخاب کنم، هر رشته ایی رو که انتخاب کنم بازهم پشیمون میشم و میگم شاید اون رشته ی دیگه بهتر باشه و در تمام مسائل زندگی اینطور هستم طوری که این باعث شده متوقف بشه زندگیم و هیچ کاری رو انجام ندم و از طرفی میدونم عمرم داره تلف میشه اما نمیدونم باید چیکار کنم؟! نمیدونم الان باید درس بخونم یا برم سر کار یا ازدواج کنم؟! حتی اگر قرار باشه درس بخونم نمیدونم چه رشته ایی مناسبم هست و یا اگر قرار باشه برم سر کار نمیدونم چه کاری برام مناسبه؟! بسیار خودم رو با بقیه مقایسه می کنم با همه نه فقط شخص خاصی و حسادت می کنم و دوست دارم جای هرکسی باشم غیر از خودم و از خودم متنفرم و درواقع هیچ هدف مشخصی ندارم، بسیار گیج و سردرگم هستم و حس می کنم از بقیه عقب افتادم و کارم شده دائما حسرت زندگی بقیه رو خودن و فکر فکر فکر و نمی تونم ارتباط درستی با بقیه اطرافیان داشته باشم، واقعا از خودم بدم میاد، میشه لطفا بنده رو راهنمایی بفرمایید؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: اولا: سری به کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» که روی سایت هست بزنید از آن جهت که هر کس باید ذهن خود را به نحوی مدیریت کند ثانیا: در این مورد خوب است فردی را که شخصیتاش برایتان پذیرفتنی است مد نظر بیاورید و تصمیم بگیرید. ثالثا: متوجه باشید خداوند بالاخره در هر مرحله ای از زندگی راهی برای ادامه مقابل انسان گذارده که ورود در آن مشکل نیست؛ آن راه را لطف الهی و تقدیر خودتان بدانید. موفق باشید
سلام علیکم: با توجه به مطالب جایگاه رزق در عالم، طبق فرموده شما استاد بزرگوار، برداشت حقیر این بوده که روزی تعیین شده است و کم و زیاد نمیشه، بلکه وسعت و تنگی داره، یعنی مقدارش تغییر نمیکنه، ولی مثلا اگر گناه کنیم روزیمون تنگ میشه، یعنی سخت تر به دستمون میرسه، اگر برداشتم درست بوده، سوالم اینه که کلمهی زیاد شدن روزی در روایات چگونه توجیه میشه، مثلا روایتی که امام صادق علیهالسلام میفرمایند: صِلَةُ الارحامِ تُحَسِّنُ الخُلُقَ وَ تُسمِحُ الكَفَّ و َتُطيبُ النَّفسَ وَ ««تَزيدُ فِى الرِّزقِ»» و َتُنسِئُ فِى الاَجَلِ؛ صله رحم اخلاق را خوب، دست را بخشنده، جان را پاكيزه، ««روزى را زياد مى كند»» و مرگ را به تأخير مى اندازد. كافى(ط-الاسلامیه) ج2 ، ص151
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر میآید حضرت، متذکر همان روایاتی باشند که رزق را مقسوم میداند. منتها باز بحث گشودگی رزق را باید مدّ نظر داشت که با آن توصیههای ارزشمند چگونه انسان با چنین صفاتی میتواند از رزق خود بهرهمند شود. موفق باشید
نظر شما درباره این یادداشت چیست؟ نکتهای ویژه از انسانشناسی قرآنی علامه طباطبایی برای روانشناسی و اخلاق تفسیر علامه طباطبایی از یک ویژگی انسان در سوره معارج، برخلاف نظر دیگر مفسران، با اعتقاد به خلقت احسن سازگارتر است و امکان مثبتنگری روانشناسان و فیلسوفان اخلاق نسبت به ساختار خلقت انسان را فراهم میکند. در سوره معارج گفته شده که «إِنَّ الْإِنْسانَ خُلِقَ هَلُوعاً». علامه طباطبایی میگوید: «هلع و حرص از فروع حب ذات است و به خودى خود از رذائل اخلاقى نيست و تنها وسيله کمالطلبى و "حب خیر شدید» است. استاد جوادی آملی در تفسیر سوره معارج دیدگاه خود که بین فطرت و طبیعت تفکیک میکند، را تکرار کرده و میگوید هلوع بودن انسان در طبیعت انسان است نه فطرت او. این صفت و لوازم آن بر اثر سوء یا فقدان تربیت پدید میآید. مزیت تبیین علامه طباطبایی این است که میگوید مصلین هَلَع را از بین نمیبرند بلکه به همان صورت كمال و فضيلت اصلى باقی میگذارند. این نوع انسانشناسی این سوال را بهتر پاسخ میدهد که چرا خداوند امیالی در وجود انسان قرار داد که باید محدود شوند؟ اگر قوای انسانی به کمال خود هدایت شوند نیازی به محدود کردن آنها نیست. با این نوع نگرش به انسان است که رفتار با افراد بزهکار تغییر میکند یعنی به جای طرد و مجازات غیرتنبیهی، برنامه تعدیل و به اعتدال آوردن قوای آنها اجرا میشود. مطالعه یادداشت کامل https://farsnews.ir/rezakarimi1001/1763133716693362924
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر میآید هر دو مطلب قابل جمع باشد از آن جهت که هیچ میلی در انسان بیحساب و بیدلیل نیست. آنگاه که آن میلها در جای خود قرار گیرند و انسان در صفتی مانند «هلوع» بخواهد خود را در انسانیت وسعت دهد و از پای ننشیند، آن صفت ارزشمند میشود. ولی اگر در بستر انسانیت، خود را ادامه ندهد و گرفتار وَهمیات بشود همان حرص او را از پای در میاورد. موفق باشید
سلام: مروری بر کتاب تکوین داشتم. حقیقتا اعجاب آور است و ذهن را رهنمون خالق می کند اگر چه ممکن است درصدی نیز احتمال تصادف برود. باری به کتاب تشریع که نظر می کنم به نظر می رسد این ادراک و احساس را در من ایجاد نمی کند که الهی هستند حال لااقل در آن حد که اصل یا ترجمه هایشان را بعضا دیدم مانند قرآن مجید، کتاب مقدس، اوستا و ... مثلا در قرآن مجید مطالبی است که شگفتی بر نمی انگیزد مگر تعداد کمی از آیات و سر جمع به یقین نرسیدم که الهی است و نیز سایر کتب ادیان. شاید با توجه به تکوین خدا هست منتها لزومی ندیده با بشر به صورت تشریع سخن بگوید.
باسمه تعالی: سلام علیکم: به این نکتۀ علامه طباطبایی که امروز سالگرد رحلت ایشان است، بیندیشید که میفرمایند: اعتباریات شریعت ریشه در نفس الامر یعنی نظام تکوین دارد. حال اگر با این منظر به قرآن نظر شود متوجه میشویم قرآن ما را با سنتهای جاری که همان نظام تکوین است، مرتبط میکند تا خود را در نظام متقن و اصیل هستی احساس کنیم. در راستای یاد علامه طباطبایی و ادامه راه آن مرد الهی، بحثی تحت عنوان «نقش علامه طباطبایی در قرن اخیر» تنظیم شده که خوب است نظری به آن بحث انداخته شود. https://eitaa.com/matalebevijeh/20808 موفق باشید
بنده شغلم و کل زندگیم رو گذاشتم برای اینکه از نیهلیسم فارغ بشم، سعی کردم حضور تاریخی داشته باشم، سعی کردم کربوبلا رو تا جای ممکن بفهمم و برای خودم معناش کنم، با اینکه دیدیم دراین جنگ مقدس ۱۲ روزه سپاه و به خصوص هوافضا چه نقش مهمی رو ایفا کرد و چه هویت آفرین بود ولی برای من هر روز مفاهیم درست که با آنها زندگی میکردم بیرنگ میشن و دیگه برام معنا ندارن، مثل خدمت کردن، عاشق شدن انقلاب، مبارزه با استکبار و استعمار، مردم، توحید، خدا، دین اسلام و حتی ایمان، چرا اینطور شدهام؟ گویا نیهلیسم دارد به ترتیب سلولهای بدنم رو فتح میکند و من با نیهلیسم دارم حل میشم و به مرگم نزدیک میشم. لطفا تا جای ممکن استاد عزیز کمکم کنید.
باسمه تعالی: سلام علیکم: در این زمانه این حالات را میتوانیم طبیعی بدانیم که برای حضور در جهانی به گشودگیِ انسانیت انسانها درک جایگاهی که خداوند تقدیر ما کرده و باید آن را پاس بداریم، آسان نیست و از این جهت باید با نظر به چشماندازی که با انقلاب اسلامی پیش آمده، آرامآرام آن حضور را که حضور ذیل ارادۀ الهی میباشد؛ درک کرد. حضوری که بدون مقابله با یهودیگریِ پیشآمده در این زمان به میان نمیآید. ان شاءالله امشب در مسجد انبیاء عرایضی در این رابطه خواهد شد. موفق باشید
با عرض سلام و وقت بخیر: استاد بنده چند سخنرانی از مقام معظم رهبری و امام خمینی رحمه الله علیه دیدم که جوانان را سفارش به درس خواندن و تحصیل میفرمودند همچنین از آیت الله بهجت. سوال بنده این است که منظورِ این بزرگواران تحصیل در دروس معرفتی در قالب حوزه و یا مطالعه آزاد است یا دروس دانشگاه و کسب رتبه علمی؟ سوال دوم اینکه با توجه به هدف خلقت انسان چه رشته ای را برای تحصیل پیشنهاد میفرمایید؟ در رشته انسانی. پیشاپیش ممنون از پاسختون
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. در کنار کسب معارف الهی، تحصیل علوم و فنونی که نیاز جامعه است نیز لازم میباشد. ۲. رشتههایی مانند فلسفۀ اسلامی و هر آنچه که به نحوی ما را با قرآن و روایات مأنوس کند، بسیار با ارزش است. موفق باشید
سلام و نور و رحمت الهی تقدیم به پیشگاه حضرت حجت بن الحسن عجل الله تعالی فرجه الشریف. استاد بزرگوار؛ در مسیر تربیت فرزند ولایی و مأنوس به ارتباط قلبی با امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف و با معرفت نه ارتباط بی معرفت و بدون شهود و صرف اسم امام و نسب شان، مسئله خلقت نوری اهل بیت علیهم السلام رو از چه سنی باید طرح کرد؟ مثلا من خودم یادمه از بچگیم اهل هیئت و حفظ قرآن و امثال هم بودم و هیچوقت به دنبال امام زمانم که حی و حاضر هستند و باید مدام ارتباط قلبیم رو با ایشون بهتر و بیشتر کنم و تداوم بدم، نبودم. اصلا امام برای من غایب بودند و احساس نیازی در درونم نسبت به ایشون نداشتم. اما الان امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف بالاخص و سایر اهل بیت علیهم السلام رو برای فرزندان خودم پسر ۱۳ ساله و دختر ۷ ساله ام از حدود ۷ سالگی پسرم که دیگه فهمید هئیت امام حسین علیه السلام و فاطمیه چه لذتی داره و مأنوس شد، امامانی حی و حاضر و سمیع و بصیر طبق آنچه در زیارت نامه هاشون هست معرفی کردم و اینکه پدر مادر اصلی شما و همه انسانها این خانداند. و هرچه خیر و خوبی هست از این خاندان هست که به ما میرسد و ... هر آنچه که شما استاد بهتر از من میدانید برای معرفی ایشان. آیا روش من درست هست یا بهتر است که بچه ها رو به حال خودشون بگذارم تا خود اهل بیت علیهم السلام هدایتشون کنند. و بچه ها خودشون در گذر زمان احساس نیاز به اهل بیت علیهم السلام کنند با امتحانات الهی.
باسمه تعالی: سلام علیکم: به بشر جدید بیندیشید که به نسبت خود با دیگر انسانها میاندیشد و نه به نسبت خود با محفوظات و معلوماتش. و از این جهت اتفاقاً باید فرزندانمان انسانهای بزرگ بخصوص معصومین «علیهمالسلام» را مدّ نظر داشته باشند به همان معنای «انسان و باز انسان». آیا تعلّق خاطر جوانان عزیز به رهبر معظم انقلاب حکایت از آن ندارد که آنان خود را در شخصیت فرهیختۀ آن مرد بزرگ جستجو میکنند؟ موفق باشید
خضر به موسی نگفت مرید من باش بلکه گفت در آینه من خود را ببین و موسویت خودت را حفظ کن و به آن عمق ببخش و آن را محدود ندان، فقط سوال نکن تا من اخبار غیبیت را به تو بدهم. خضر رسول موسی بود تا کم نیاورد و به هرچه بیشتر عمق بخشیدن به مسیر خود کمکش کند ولی موسی او را مخالف موسویتش دانست و سوال کرد. خضر یعنی موسویت شدیدتر نه مقابله و مخالفت با موسویت قبلی. سوال پرسیدن یعنی دوئیت و این خطاست چون خضر خود موسی بود به جلوه شدیدتر. تا موسی متوجه شود شریعت موسوی یعنی پویایی و رفتن نه ایستایی و ماندن. خضر یعنی بیشتر و باز بیشتر شدن موسی در موسویتش نه ترک موسویت. خضر همان موسای حقی است برای عبور از موسای موسایی. رب همان عبد است به جلوه باطنی. خضر مامور شکستن موسا بود نه موسویت. طی این مرحله بی همرهی خضر مکن ظلمات است بترس از خطر گمراهی
باسمه تعالی: سلام علیکم: و این یعنی در کنار شریعت، که حضرت کلیم الله «علیهالسلام» مأمور به آن بودند، حقیقتی در میان است که حضرت خضر «علیهالسلام» حامل آن بودند و جمع این دو مقام یعنی حقیقت و وقتِ محمّدی.
تاریخیاندیشیدن یعنی متوجۀ «وقت» بودن، وقتی که مخصوص آخرین پیامبر و آخرین دین است، به همان معنایی که حضرت محمد «صلواتاللهعلیهوآله» فرمودند:« لِی مَعَ اللَهِ وَقْتٌ لَا یَسَعُنِی فِیهِ مَلَکٌ مُقَرَّبٌ وَ لَا نَبِیٌّ مُرْسَلٌ» این «وقتِ» حضور وسعتی دارد فوق وسعت فرشتگان مقرب که تنها در محدودۀ اسم خاصی حاضرند و فوق نبیّ مرسل، که مانند حضرت کلیم الله «علیهالسلام» مأمور تذکر به احکام الهی هستند، بدون حضور در مقام حضرت خضر که حضوری است ماورای پرسیدن و دانستن به همان معنایی که حضرت خضر «علیهالسلام» به حضرت کلیم الله «علیهالسلام» فرمودند: «فَلا تَسْئَلْني عَنْ شَيْءٍ حَتَّى أُحْدِثَ لَكَ مِنْهُ ذِكْراً» (کهف/۷۰) آری! اموری است که باید تنها حضور و ذکر آن امور پیش آید و از این جهت پرسیدنی نیست و در وقتِ محمدی «صلواتاللهعلیهوآله» آن حضور پیش میآید، حضوری که «لایسعنی ملک المقرب و لا نبیّ المرسل» این است حضور نهایی که با اسلام و آخرین پیامبر برای آنانی که به وقت محمدی نظر دارند، پیش میآید. حضوری ماورای حضور حضرت کلیم الله «علیهالسلام» که مأمور رعایت احکام شریعت میباشند، امری که البته هیچ انسانی نباید از آن غافل باشد ولی حضور دیگری هم هست که باید در افق شخصیت حضرت خضر آن را یافت و در این تاریخ با حضور در وقتِ جامع محمدی میتوان در آن حاضر شد که در این آخرین دوران، حضرت روح الله «رضواناللهتعالیعلیه» متذکر آن هستند و در این حضور، آیت الله سید علی خامنهای و ذیل این حضور، شهید حاج قاسم سلیمانی و شهید آوینی در آن حاضرند، و این یعنی تاریخی اندیشیدن و این یعنی متوجۀ «وقت» بودن. موفق باشید
سلام استاد: نظر شما در مورد مطلب زیر را خواستم جویا باشم: برابر با روایات شب قدر افضل شبهای سال است که در این شب، مقدرات بندگان برای یک سال آینده تعیین میشود. به همین دلیل، آن را «شب قدر» نامیدهاند. «شب قدر» یک ساحت زمانی و ظهور دارد که مستند به آیات قرآن یکی از شبهای ماه مبارک رمضان است و یک ساحت تکوینی و منزلتی. در واقع ظرف وجودی شب قدری که در آن قرآن نازل شده و ارزش هزارماهه پیدا کرده پیش از آن باید به چنین منزلتی در عرصه تکوین رسیده باشد. به بیانی دیگر شب قدر شب نزول قرآن است و قرآن مظروفی است که تنزل پیدا کرده و به عالم زمینی رسیده است. برای این امر باید برای این مظروف، ظرفی وجود داشته باشد تا پذیرای عظمت قرآن باشد و این ظرف چیزی جز قلب امام معصوم نیست. پرواضح است که ظرف و مظروف باید متناسب هم باشند تا ظرف فراتر و پست تر از مظروف نباشد. در مورد شب قدر دو نگاه می توان متصور شد. یکی اینکه فقط یک شب قدر بوده و آن یکی از ۲۳ شبی بوده که در زمان حیات پیامبر اکرم بوده و قلبی که پذیرای قرآن بوده همان وجودی است که فاطمه را قبل از تولد در خود نهان داشته است. تصور دوم این است که شب قدر هر ساله تکرار می شود و قرآن بر قلب و وجود امام معصوم علیه السلام نازل می شود و سایر ائمه معصومین علیهمالسلام یا شخص امیرالمومنین که مساوی نفس پیامبر بودند و یا دودمان پرورش یافته و از گل وجودی حضرت زهرا سلام الله علیهم هستند. با این تفصیل شاید بتوان روایت امام صادق (ع) را توجیه کرد که چرا فاطمه سلام الله علیها معادل «لیله» قدر و منظور ضمیر «فیها» در آیه مبارکه «تنزل الملائکه و الروح فیها...» و مساوی شب قدر و ظرف محوری نزول قرآن و هدایت تکوینی و تشریعی انسانها قرار می گیرند. از امام جعفر صادق (ع) در تفسیر فرات کوفی، چنین نقل شده است: إِنَّا أَنْزَلْناهُ فِی لَیْلَهِ اَلْقَدْرِ.اَللَیْلَهُ: فاطمه والقدر: اَللَّهُ. فمن عرف فاطمه حق معرفتها، فقد ادرک لیله القدر، و انّما سُمّیت فاطمه لانّ الخلق فطموا عن معرفتها ... و قوله: وَ ما أَدْراکَ ما لَیْلَهُ اَلْقَدْرِ لَیْلَهُ اَلْقَدْرِ خَیْرٌ مِنْ أَلْفِ شَهْرٍ، یعنى: خیر من الف مؤمن و هى ام المؤمنین.تَنَزَّلُ اَلْمَلائِکَهُ وَ اَلرُّوحُ فِیها و الملائکه المؤمنون الذین یملکون علم آل محمد(ص) و الروح القدس هى فاطمه. بِإِذْنِ رَبِّهِمْ مِنْ کُلِّ أَمْرٍ سَلامٌ هِیَ حَتَّى مَطْلَعِ اَلْفَجْرِ. یعنى حتى یخرج القائم. اللیله، حضرت فاطمه، است. القدر ،«اللَّه» است. پس هر کس که فاطمه و مقام ایشان، را به حقیقت بشناسد، حتماً شب قدر را درک کرده است. و علت نامگذارى آن حضرت به فاطمه، به خاطر این است که مردم از شناختنش، ناتوان هستند. اما معناى «لیله القدر، بهتر از هزار ماه است»؛ یعنى، بهتر از هزار مؤمن است و آن نیز امالمؤمنین حضرت زهرا (س) مىیباشد. مراد از ملائکه، مؤمنان عالِم به علوم آل محمد و مراد از روح یا روحالقدس همانا، فاطمه است و مراد طلوع فجر، ظهور حضرت مهدی و قائم، است. نتیجه اینکه برای درک شب قدری که در ماه مبارک رمضان واقع شده باید ولایت و حقیقت تکوینی حضرت زهرا سلام الله علیها شناخته و درک شود و ولایت ایشان پذیرفته شود تا از سویی شب قدر، به منزلتی فراتر از شبهای دیگر برسد و از سویی ظرف نزول مقام رفیع قرآن کریم عینیت یابد تا نزول قرآن و زمینی شدن آن در قلب معصوم محقق شود فاطمه زهرا (س) رمز و راز بقاى اسلام محمدى (ص)، حلقه اتصال نبوت، امامت و ولایت، وارث سریر رسالت، حامى امامت و حامل ولایت است. فاطمه که خود کوثر و خیر کثیر جارى در جان جهان و باقى در هر زمان است، کوثر وجود یازده امام معصوم (ع) بعد از خویش است.
باسمه تعالی: سلام علیکم: مطالبی که فرمودهاید نکات خوبی است و به همین جهت باید در نسبت شب قدر و وجود مقدس حضرت زهرای مرضیه «سلاماللهعلیها» فکر کرد. عرایضی در کتاب «مقام لیلة القدری حضرت زهرا «سلاماللهعلیها» که روی سایت هست، شده است. ولی باز هم باید برای درک مقام لیلة القدری حضرت زهرا «سلاماللهعلیها» جلو و جلوتر رفت تا در افق شخصیتِ اجمالی آن بانوی بزرگ به مطلع الفجرِ تاریخی جهان اسلام رسید. موفق باشید
سلام علیکم استاد گرامی: در جلسه ۶۹ معاد می فرمایند انسان هم اکنون در همه عوالم حاضر است و اگر افسردگی یا ناامیدی دارد، بهتر است به جای مراجعه به روانپزشک، مشکل خود را از اصل حل کند. حال آنکه معمولاً آنچه باعث افسردگی می شود ناشی از اختلالات در مرتبه هورمونها و عصبها است که مربوط به روان (همان جسم) می شود و نه مربوط به روح. در این موارد فقط داروهایی که تعادل هورمونی را به انسان برگردانند کارسازند. به عنوان مثال اگر کسی از سن ازدواج گذشته باشد و مجرد باشد، به دلیل اینکه هیجان جسمی لازم را در زندگیاش ندارد، هورمون سروتونین در بدن او کمتر از میزان لازم تولید می گردد و شخص به افسردگی مبتلا می گردد. این فرد حتی اگر روحش در بهشت باشد، تا زمانی که روح به این بدن متعلق است ناچار است با کمک دارو، کمبود هورمون خود را جبران کند و این ربطی به اعمال و عقایدش ندارد. آیا بنده درست عرض می کنم یا اشتباه متوجه شدم؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: همینطور است که میفرمایید که اگر روح انسان در گسترۀ بیکرانۀ خود حاضر نشود که کارِ سادهای هم نیست، عملاً در مدیریت و تدبیر بدن با مشکلاتی روبهرو میشود که عکس العمل آن نمونههایی است که در اختلال هورمونیِ بدن پیش میآید و باید با همان تجربیات روانپزشکی درمان شود. ولی اگر در همان حالت هم سعی کنیم وسعت روح خود را مدّ نظر قرار دهیم، ان شاءالله روح انسان به تعادل خود برمیگردد و در تدبیر بدن موفق میشود. و البته این بدان معنا نیست که از کمک به بدن از طریق آن داروها منصرف شویم. موفق باشید
سخن ندارم؛ از آن بدتر بی زبانیام در وجود خود است؛ از آن بدتر بیچشمیام در دیدار با خود و احوال خودم میباشد؛ زندگی را انسان همینطور با گیجی به حرکت در میآورد و میرود؛ اما شناخت حال خود و یافتن چیزی که مختص به حال و احوال خود میباشد را میخواهم؛ از خود گم هستم و راجب خود فراموشی گرفتهام؛
باسمه تعالی: سلام علیکم: و این یعنی جوابِ جان ما با باورهای دیروزین کافی نیست. خواهی نخواهی این نسل با چنین احوالاتی روبه رو میشود. آیا ما مقصر نیستیم که در دیروزِ این نسل، این نسل را متوجۀ معارفی نکردیم که در امروزِ خود بتواند جواب جان خود را بدهد؟ از خود نپرسیدیم چرا رهبر معظم انقلاب چند سال گذشته فرمودند من نگران تبلیغ هستم؟ آیا آنانی که امروز از کربلا و از امام حسین «علیهالسلام» سخن میگویند متوجۀ ابعاد متعالی آن نهضت بزرگ هستند که آن ابعاد را با مخاطبان جوان خود در میان گذارند؟ موفق باشید
با سلام و عرض ادب: استاد ارجمند غرض از مزاحمت کانال خانه حضرت زهرا (س) کانالیست که مربوط به اطلاع رسانی جلسات مذهبی و معرفتی که در مکان فرهنگی خانه حضرت زهرا انجام می شود، می باشد. در جلسات فرهنگی موضوع زنان در غرب پیرامون حجاب، مباحث معماری و جلسات مناسبتی و تدبر در قرآن انجام می شود. اگر حضرتعالی صلاح می دانید کانال را به کاربران معرفی کنید، با تشکر آدرس کانال مربوطه: https://eitaa.com/ladyzahrahouse
باسمه تعالی: سلام علیکم: در جریان کار خوبتان هستم و بحمدالله به موضوع قابل ارزشی پرداختهاید آن هم در زمانهای که با نسلی روبرو هستیم که با روح آخرالزمانی خود پرسشگری را پیشه کرده است تا به عمق آموزههای دینی برسد و اینجا است که ما باید با توجه به روحیهای اینچنینی با سؤالات این نسل روبرو شویم به این معنا که از ابتدا طوری باب مباحث را باز کنیم که نسبت به روحیۀ پرسشگری این نسل، حرف داشته باشیم و اینجا است که جناب صدرالمتألّهین وارد میدان گفتگو میشود. موفق باشید
با سلام و احترام: به توفیق الهی و عنایت اهل بیت، برای حج تمتع سال آینده ثبت نام کرده ام. لطفاً راهنمایی بفرمایید که از زمان باقیمانده تا اعزام (اردیبهشت سال آینده) چطور خود را آماده کنیم تا در موسم حج بیشترین بهره را ببریم. با تشکر
باسمه تعالی: سلام علیکم: در این رابطه جزوات «حقیقت حج» https://lobolmizan.ir/leaflet/177?mark=%D8%AD%D9%82%DB%8C%D9%82%D8%AA%20%D8%AD%D8%AC و « وظیفه مردم نسبت به حجاج و وظیفه حجاج نسبت به مردم» https://lobolmizan.ir/leaflet/234?mark=%D8%AD%D8%AC%D8%A7%D8%AC ان شاءالله میتواند مفید باشد. موفق باشید
سلام روز بخیر: من میخوام یکی از کتاب های استاد رو بصورت اینترنتی خریداری و مطالعه کنم (کتاب عالم انسان دینی) یعنی نمیخوام سفارش بدم و میخوام نسخه الکترونیک رو بخونم میتونم از اپلیکیشن ها این کتاب رو دانلود کنم؟ تو خود سایت من قسمت خرید رو پیدا نکردم اگر هست لطفا بگین کجاست.
باسمه تعالی: سلام علیکم: در سایت، پی دی اف و ورد کتابها به طور رایگان در اختیار رفقا قرار دارد. موفق باشید
بسم رب العلی العظیم نایب الشهید امام زمان حضرت خامنهای رضوان الله تعالیعلیه. بفدای فداکاری ابر انسانی که تمام بار وجود تاریخی ما را حامل بود و به صاحب تاریخ توحید آخرالزمان حضرت مهدی صلوات الله علیه با این شهادت تحویل داد و ما را بدون واسطه به حضرت سپرد. در ایام اخیر فکری بودیم که این همه تکیه مردم بر ایشان چقدر حساس است و متعجب ازین اتفاق، اما با شهادتشان یافتیم که ما را همراه خودش به خداوند سپرده و جمع صراط ها را به صراط کل نهایی فنا کرده و سپردند. این امر نهایی و مهم جز با تسلیم کامل ایشان به خداوند میسر نبود. بفدای عمر سراسر عبادی ایشان شویم که در خط مقدم ها بدنیا آمدند و زندگی کرده و در خط نهایی بشری به اوج عبودیت تسلیم کردند. جناب استاد عزیز تر از جانم قربان حضوری که حضرتعالی ما را متذکر آن میفرمایید و آن حضور نرم است، بشوم که حاضر در نهایتی شدهاید که آن ماورای هر سلاح و تکنولوژی است. حضور و قدرت نرم همان شمشیر ذوالفقار دو دم امام زمان است، آن شمشیری که گردنکشان ظالم عالم را گردن میزند؛ آن آنها را و بود آنها را گردن میزند و میدان را پاکسازی برای آن و بود انفسی_ افعالی ما برای زندگی کردن میکند این همان تحقق زندگی در جهان ظهور است و اگر قدرت نرم نبود با افزایش روز افزون تجهیزات فیزیکی هیچ کنترلگری برای آنها نبود و امروز دست امت انسان و اسلام است. یاد دارم سالهای قبل این ویژگی نبود و بنده با این شعر مولانا گریه میکردم از ناتوانی زندگی با آن خود، زیرا تمدن ظالمان یهودی مدرن اجازه بودن به هیچ احدی نمیدادند! مولوی میفرمود:
آن من است او هی مزنیدش
جان من است او هی مزنیدش
شمع دل است او سبزی بیدش
سرخی سیبش مثل ندارد باغ امیدش
و امروز بودِ آنها را با شمشیر نرم گردن میزنیم تا همه افعال آنها پوچ گردد و آنها گم و سلاح هایشان بی اثر شود. البته همه آدمیان همیشه حضوری نرم دارند حتی دشمنان لاکن این حضور نرم حضور خاص تاریخ است که مد نظر است. این آن و بودن نتیجه چنین جهانی است و آن یعنی تحقق زندگی ما در زمان ظهور حضرت صلوات الله علیه! سلام خدا بر آن مرد کامل شده سید علی خامنه ای زنده تر از دیروز.
باسمه تعالی: سلام علیکم: حکایتِ «گز سنگ ناله خیزد وقتِ وداع یاران» حکایتِ عجیبی میباشد! نمیدانم با بودناش بیشتر «هست»؟ و یا با رفتن و شهادتاش؟!! راستی را! آنگاه که از قفس پر میکشد و به سوی عرش سیر میکند، به کدام منزل اشاره دارد که این اندازه جهان را در مقابل ما گشوده میکند؟! به گشودگیِ همۀ عرش. چگونه باور کنیم که ما در فردایی بس بلند با این مردِ بالگشوده میتوانیم زندگی را به وسعت همۀ هستی تجربه کنیم؟!! خواستم با بالگشودنِ او، بال گشایم به سرزمینهای بیکرانه، ولی دیدم نه! هنوز بالها کوتاه و همّتها کوتاهتر است. میماند که او ما را امیدوار کرد به بودنی که «بودنِ» دیگری است از آن جهت عرض شد:
ای مرد! تو در نسبت با قرآن و با دعا، تا کجا رفته بودی که تا این اندازه در شخصیت خود به نهایتهای بشر آخرالزمان اشاره داشتی؟ با این مردم چه کردی که نمیدانند بعد از تو چه کنند؟!!! پس از خبر شهادتت، سرگشته و پریشان بدون اختیار میدانهای شهر را به طرز فوقالعادهای پُر کردند. اشکها ریختند تا تو را، آری! تا تو را به وسعت همۀ نهایتی که در پیش دارند احساس کنند. مگر میشود؟!!!
ای راز زمانه! من باید دوباره با تو قرآن و دعا بخوانم. من باید دوباره با تو مسلمان شوم. من باید دوباره با تو خدا را بشناسم. چه اندازه خداوند با تو بزرگ و حیرتانگیز است. موفق باشید
سلام: با توجه به نگرش های بی تاریخ و بدون در نظر گرفتن حق و باطل حرف هایی توسط متخصصین گفته میشود. مثلاً ۲۸ بهمن در برنامه تلویزیونی شبکه دو سیما دکتر هادی زینعلی متخصص نوحوان و جوان و معلم گفت: «این جوانی که در اعتراضات آمد ۲۰ برابر بیشتر تستسترون و هورمونها لبریز بوده و نباید آنها را دیگری خواند چرا آنها را از خود ندانیم (خلاصه حرف سفید شویی عمل آنها بود)». آیا با تقلیل میدانی که دشمن به جهت حمله و شبه کودتا کرده باید آن حمله را تقلیل به هورمون کرد؟! و آیا میلیون ها جوان انقلابی هورمون ندارند پس چرا آن خشم و هورمون و احساسات طبیعی را خرج تخریب_جنایت_ دزدی نمیکنند؟ و آیا این طبیعت حیوانی بشری چیزی نیست که در راه انتخابی انسانها مصرف میشود؟ میگویند فلان آدم معمولی در خیابان کشته شده، آیا مقصر اسرائیل نیست که شهر زندگی را تبدیل به میدان جنگ کرده و با پروژه کشته سازی قصد سوریه سازی ایران را داشت؟ و برفرض دشمن چنین کرد نباید خانواده امنیت فرزند خود را گوشزد میکرده که در میدان پر خطر چند روزی تردد نکن مثل اینکه شب چهارشنبه سوری نباید آدم در محل های ترقه برود تا آسیب از نادانها نبیند. میکویند فلان جوان رفته جلوی کلانتری و تیر خورده فارغ از اینکه گلوله از دشمن یا حتی گوله از پلیس بوده باشد آیا رفتنش جلوی کلانتری و در این میدان انتخاب خود نبوده؟ بسیار فکر کردم و با سابقه ای که از اغتشاشگران سراغ دارم آنها عمدتاً متجاوز یا اعمال غیر اخلاقی جنسی و غیر شرعی در طول عمر خود دارند، عمدتا معتاد بودند و از مواد مخدر بعنوان لذت استفاده میکرده و باز در اغتشاش استفاده کردند؛ تفکر نشان داد رابطه اغتشاشگران با جزیره اپستین یک ارتباط شخصیتی همانند است و شباهت بسیار است در زندگی و افکار و اعمال آنها. این میدان امتحان بود برای روشن شدن انتخاب آدم ها در میدان عمل و هرکس آنچه کرد که بوده. مواظب تقلیل دهندگان جنگ به احساسات سطحی باید باشیم. مردم چشم دارند ببینند چه شده اگر که نادان ها صحنه حق و باطل را به احساسات بی هویت تبدیل نکنند و جنگ بزرگ را نادیده نگیرند. ما همه مشکلات داریم با همین مشکلات و هورمونها! باز تن به اسرائیل و آمریکا ندادیم هرچند گرفتار مدرنیته و یهودی گری اجباری جوامع مان هستیم اما مخالف ذاتی و مقابله با آن در امکان انجام میکنیم. آدمی را چه میشود که این اندازه اصالت تقابل حق و باطل را به هر بهانه ای حتی بهانه های طبیعی نادیده گرفته و حتی تا پای بیچاره شدن توسط دشمن پای حق نمی ایستد؟! مگر این میدان عاشورای ما نیست که باید یزیدی یا حسینی بودن را انتخاب کنیم؟ انسانهای مقاومی میشناسم که تمام حقوق طبیعی از آنها توسط دشمنان گرفته شده به خدا قسم حتی حق راه رفتن را از آنها گرفتند در زندانهای صهیونی حبس شدند ولی مقاومت کردند زیرا گفتند: إِنَّا لِلَّٰهِ وَإِنَّا إِلَيْهِ رَاجِعُونَ اصالت ما آن رجعت به سوی الله است حتی اگر میدان زیستن تنگ شده باشد و راهی جز نظر به اصالت مستحکم ذاتمان نداشته باشیم.
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! در عین آنکه نباید جایگاه تقابل و مقابلهای که جریان اخیر با نظام مقدس جمهوری اسلامی داشت را، تقلیل دهیم و به گفتۀ جنابعالی مقابلۀ باطل با حق بود؛ از این نکته نیز نباید غفلت کرد که اگر بعضی از جوانان ما اغفال شدند ولی همچنان که رهبر معظم انقلاب با بصیرت تمام متذکر شدند، ما جایگاه آنان را جایگاه رهبران جریان اغتشاش نمیدانیم تا آن جایی که فرمودند: «دستهی سوّم آن کسانی هستند که فریب خوردند، سادگی به خرج دادند، بیتجربه بودند، با فتنهگرها همراه شدند. من میخواهم بگویم آنها هم از ما هستند، آنها هم بچّههای ما هستند. یک عدّهای از آنها هم پشیمان شدند. بعضیشان به من نامه نوشتند که ما آن روز آمدیم در خیابان و چه و چه و چه، ما را حلال کن! در زندان هم نبودند، آزاد بودند، [امّا] پشیمان شدند، اشتباه کردند. آن کسانی از اینها که کشته شدند، مسئولین آنها را هم شهید محسوب کردند؛ خوب کردند. بنابراین دایرهی جانباختگان ما که اینها را به عنوان «شهید» حساب میکنیم، دایرهی وسیعی است: بجز آن اصحاب فتنه و سردستهها و کسانی که از دشمن پول گرفتند، اسلحه گرفتند، به غیر آنها، بقیّه: چه عناصر مدافع امنیّت، چه رهگذرها، و چه حتّی کسانی که با فتنهگرها چند قدمی حرکت کردند که اینها [هم] فرزندان ما هستند، و ما برای اینها طلب رحمت میکنیم، طلب مغفرت میکنیم؛ اشتباه کردند، خدای متعال از اشتباه اینها درگذرد؛ انشاءالله.» ملاحظه بفرمایید که میفرمایند آنها فرزندان ما هستند زیرا انگیزۀ اصلی آنها مقابله با ملت و ایران نبوده، مقابله با اشکالاتی بوده که ما از آن اشکالات مبری نبودهایم. موفق باشید
سلام علیکم: استاد در مواجهه با سخنانی که اخیراً فرمودید https://eitaa.com/matalebevijeh/21614 احساس کردم با زبان شعر اشارات پنهان آن سخنان را میتوان با مخاطب به گفتگو نشست و در این رابطه اشعار زیر را تقدیم میکنم.
بسمالله الرحمن الرحیم
دلا یکدم بیا عزم سفر کن
به دريا های جان خود گذر کن
ز بعد آن سفر کن سوی ظاهر
به وجه الله نظر کن در مظاهر
دمادم جلوههای یار بنگر
شکوه واحد قهار بنگر
یکی زان جلوه ها یش انقلاب است
در این تاریخ عالم فتح باب است
حوادث را تو تاریخی نظر کن
به سنت های قرآنی گذر کن
بود این نهضت اشراق الهی
به روح الله جان مرد الهی
از آن انوار ساطع بر شهیدان
مقدس های چون آیات قرآن
بپا گرداند دشمن اغتشاشات
که بیست و دوم دیماه شد مات
کنون آورده لینکن ناو شیطان
که ترساند قلوب اهل ایمان
در اوج کبر فرعون غرق گردید
بدون شک شما هم غرق گردید
بزودی حس پیروزی به دلها
شود ساری به قلب ملت ما
بزودی قله بر ما رخ نماید
جمال یار دلها می رباید
کشد دست ولایی بر سر ما
بریزد جام صهبا بر دل ما
کند محو مظهر شرک و ریا را
گشاید سوی دل میخانه ها را
برد زنگار دنیا را ز دلها
فروزد نور توحیدی به جانها
نگارم چون به عالم رخ نماید
حجب را یکسره ویران نماید
به گردش بین سپاهی از شهیدان
کنارش خامنهای ماه دوران
خمینی داده است این وعده بر ما
که این پرچم رسد بر دست مولا
جماعت میکند در قدس بر پا
جهان را میکند پر عدل و زیبا
علی پیرعلی خیرابادی
شانزدهم شعبان المعظم ۱۴۴۷
بهمن ۱۴۰۴
باسمه تعالی: سلام علیکم: حقیقتاً همین طور است که فرمودهاید که چگونه میتوان در افق حضور توحیدی خود در نسبت بین احدیت و واحد قهار بودن حضرت محبوب از یک طرف و درک سنتهای الهی در نسبت با اغتشاشات پیش آمده به آیندهای فکر کنیم که آینده حضور تاریخی است که از طرف حضرت روحالله آغاز شده است و حضرت نایب الامام آیت الله خامنهای به خوبی آن را مدیریت میکنند تا ما در جبهه مقابل با کثیفترین جریان تاریخ سرفراز بیرون آییم و در رسالت نجات بشر امروز در میدان حاضر باشیم. ان شاالله
سلام و احترام: حضرت آقا خیلی سعی داشتند که کشور در شرایط نه جنگ و نه صلح قرار نگیره. در طول بعد از جنگ ۱۲ روزه، کشور علیرغم خواست ایشان به دلایلی از جمله عملکرد و موضع گیری های خود مسئولین، شیطنت های بیگانگان و اخیرا هم که فتنه و اغتشاشات دی ماه، کشور و مردم مرتبا زیر سایه این تعلیق و بلاتکلیفی قرار داشتند تا رسیدیم به اینجا که امروز آمریکا و شیاطین عالم لشکرکشی کرده و انتخابی جز جنگ برای ما نگذاشته اند. با گفتن این مقدمه یه سوال خیلی مهم پیش میاد. اینکه در این شرایط جنگی تکلیف من معلم، من کارمند، من صنعتگر، من تولید کننده، من پژوهشگر، من ... چیست؟ ما متناسب با این شرایط جنگی چطور میتوانیم به مسیر عادی و قبلی خود ادامه بدیم کان خبری نیست؟ بالاخره همه در هر صنف و جایگاه و کسوتی تحت تأثیر شرایط بوجود آمده قرار گرفته ایم. آیا ما مردم غیر نظامی هم باید آرایش جنگی بگیریم؟ اگر آری چگونه؟ چه کاری از دست ما بر می آید؟ دیگر مثل قبل نیست که نفرات آماده جبهه رفتن شوند و شرایط و نحوه جنگیدن عوض شده، نظامیان و سیاسیون و تریبون داران هم که کار خودشان را بلدند و ان شاءالله به درستی انجام می دهند. اما تکلیف ما مردم عادی چیست؟ به عنوان مثال محققی که در مورد قنات های فعال در ایران مشغول تحقیق و پژوهش بوده یا طلبه ای که در حال خواندن فلسفه یا دانشجویی که در حال شناسایی آثار باستانی که نیاز به مرمت دارند بوده و ده ها مثال دیگر از این دست، چطور میتوانیم پروژه خود را جلو ببریم گویی اتفاقی نیفتاده و شرایط جدیدی حاکم نشده. ما در حساس ترین لحظات تاریخ انقلاب قرار گرفته ایم و دلمان میخواهد کاری کنیم اما گیج و گم هستیم و نمیدانیم چکار کنیم. نه میتوانیم کار و پروژه خود را بی نسبت با زمان و شرایط جدید همچون گذشته پیش ببریم و نه می توانیم بشینیم و فقط خبر بخوانیم و نظاره کنیم که خداوند چه تقدیری را مقرر کرده. آیا راه سومی هست؟ یا باید همه چیز را نیمه تعطیل رها کرده و دست به دعا و تضرع داشته باشیم. ببخشید از طولانی شدن پرسش، منتها فکر میکنم اولا این سوال خیلیها باشه و ثانیا شرایط تعلیق و سایه نه جنگ نه صلحی که آقا ازش پرهیز داشتند - چرا که کارها را میخواباند و انگیزه ها و اراده ها را مستهلک و روان افراد را فرسوده می کند - به سمت جنگ کشانده شده و شرایط جدیدی پیش آمده.
باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت بفرمایید که این مائیم و سنت مقابله با استکبار و به میدانآمدنِ جبهۀ کفر و نفاق در مقابل راهی که انقلاب اسلامی به میان آورده است و معلوم است که این سنت خداوند میباشد که در این میدان، یقیناً جبهۀ استکبار هر روز بیشتر از روز قبل رسوا و رسواتر میشود. و در این رابطه در دوشنبۀ گذشته عرایضی در رابطه با «نظر به سنتهای الهی در دفاع از جبهۀ حق» شدhttps://eitaa.com/matalebevijeh/21547 که خوب است به آن رجوع فرمایید. و این ما هستیم و حضور نرم مقابله با جبهۀ کفر و استکبار، که همان طمأنینهای میباشد که رهبر معظم انقلاب تحت عنوان «عبور از نه جنگ و نه صلح» با ما در میان گذاشتهاند. کاربر محترم سؤال شمارۀ 41115 نکاتی را متذکر شدهاند که خوب است نظری به آن نکات و آیات مربوطه انداخته شود. موفق باشید
