بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
40506

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام علیکم استاد: آیا ختم سوره ی واقعه که از دوشنبه اول ماه قمری شروع میشه تا ۱۵ ماه تموم میشه سند روایی صحیح دارد؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: چیزی در این مورد نمی‌دانم. موفق باشید

40451

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام عرض ادب، و خدا قوت. کلا آیا در دین راهی هست انسان بتونه بفهمه مرگ عزیزانش اجل حتمی بوده یا اجل معلق؟ پدر بنده یک ماهه پیش کسالت گرفتند و خودشون و ما فکر کردیم از معدشونه و اصلا یک درصد هم فکر نکردیم سکته باشه چون سابقه بیماری معده داشتند ولی در حقیقت سکته کرده بودن و ما زمان طلایی سکته برای درمان را از دست دادیم متاسفانه و روز سوم که حالشون بد تر شد بردیمشون با اورژانس بیمارستان و آنژیو و سپس به هوش نیامدن یعنی قلبشون دیگه خیلی ضعیف شده بود و در حالت بیهوشی، دعوت حق را لبیک گفتند. آیا تشخیص اشتباه خودشون و ما و دیر رفتن به بیمارستان باعث وفات ایشون شده یا تمام این اتفاقات بنا بر اراده الهی باید میوفتاده، تا اجل حتمی ایشون برسه؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: وقتی قرآن می‌فرماید: «نَحْنُ قَدَّرْنا بَيْنَكُمُ الْمَوْتَ وَ ما نَحْنُ بِمَسْبُوقينَ (۶۰ / واقعه) بنابراین تنها و تنها آن وقتی که مرگ افراد فرا رسد آن مرگ به بهانه‌های مختلف پیش می‌آید. موفق باشید 

40977
متن پرسش

با سلام و عرض ادب: استاد ارجمند غرض از مزاحمت کانال خانه حضرت زهرا (س) کانالیست که مربوط به اطلاع رسانی جلسات مذهبی و معرفتی که در مکان فرهنگی خانه حضرت زهرا انجام می شود، می باشد. در جلسات فرهنگی موضوع زنان در غرب پیرامون حجاب، مباحث معماری و جلسات مناسبتی و تدبر در قرآن انجام می شود. اگر حضرتعالی صلاح می دانید کانال را به کاربران معرفی کنید، با تشکر آدرس کانال مربوطه: https://eitaa.com/ladyzahrahouse

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در جریان کار خوب‌تان هستم و بحمدالله به موضوع قابل ارزشی پرداخته‌اید آن هم در زمانه‌ای که با نسلی روبرو هستیم که با روح آخرالزمانی خود پرسش‌گری را پیشه کرده است تا به عمق آموزه‌های دینی برسد و این‌جا است که ما باید با توجه به روحیه‌ای این‌چنینی با سؤالات این نسل روبرو شویم به این معنا که از ابتدا طوری باب مباحث را باز کنیم که نسبت به روحیۀ پرسش‌گری این نسل، حرف داشته باشیم و این‌جا است که جناب صدرالمتألّهین وارد میدان گفتگو می‌شود. موفق باشید

40632

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

طاهرزاده سلام استاد خوبم: حس می‌کنم روز به روز و لحظه به لحظه در مردابی فرو می‌روم. در مردابی که با اسم قشنگ راه سوم یا الگوی سوم زن سر راهم سبز شد و بنا بود دستم را بگیرد و بالا بکشد. بنا بود از زن شرقی عبورم دهد و به زن غربی نرسد و زن سومی بسازد با سه بعد. بنا بود سه بعدی که انسان ۲۵۰ ساله در زندگینامه حضرت زهرا (س) آورده بود را در الگوی سوم زن احیا کند. بنا بود بال شود و پرواز دهد. نه دست و پاگیر شود و فرو ببرد و غرق کند، استاد خوبم چه فرقی است بین کودکی که مادرش به سبک زن غربی به مهد سپرده می‌شود با کودکی که با اهداف خیر زن الگوی سوم از مهدِ آغوش مادر دور می شود؟ چه فرقی است بین نوجوان زن غربی که بعد از ظهر خسته و کوفته مشتاق نگاه و آغوش گرم مادر است و مادر ساعتها بعد خسته و کوفته تر از او به منزل می رسد با مادر الگوی سومی که پی حضور فعال اجتماعی زن در جامعه است و جلسه پشت جلسه و نوجوانش بعد از مدرسه بارها انگشت روی دکمه ی زنگ فشار می دهد و دست آخر مجبور باشد کلید بچرخاند و تنهایی اش را با خودش قسمت کند؟ چه فرقی است بین زن غربی که همسر و فرزند را دست و پاگیر زنانگی اش می‌داند و زن الگوی سومی که مجبور است فرزندانش را تابلوی زنانگی اش کند و شیشه شیر به دست و جغجفه در هوا از انجمنی به انجمن بعدی طی طریق کند. استاد چه بلایی بر سر زنانگی مان آمده؟ چه حضوری است که جای قرار و طمأنینه، در قلب زن اضطراب چپانده و پریشانی؟! چه مرزی است بین زن خانه گریز و الگوی سوم زن؟! اگر فرق و مرز در نیت و در قلب این دو زن است پس قرارمان کو؟! انگار گول زنک دستمان داده اند. کجای کار غلط است و کدام کار می‌لنگد نمی‌دانم. اما به ستوه آمده ایم از دویدن ها و نرسیدن ها از این طرف و آن طرف بوم افتادنها از لحظه هایی که می‌گذرد و ما پی خلق لحظه های بعد از کنارشان می‌دویم. ای کاش پاسخ روان تان آبی باشد روی آتش درون مان. آتشی که شعله ور شده بود تا از من زنی برای تاریخ حاضر بسازد اما زنانگی ام را سوزانده.

متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: مگر جز این است که انسان در مسیر تعالی انسانی خود و این‌که سبکی باشد برای تعالی دیگران؛ قصۀ او باید قصۀ کسی باشد که در موردش فرموده‌اند: «رهرو آن نیست که گهی تند و گهی خسته رود / رهرو آن است که آهسته و پیوسته رود». آری! در بستر شریعت اسلامی کانون گرم خانواده حقیقتاً سکوی معراج زنان می‌باشد تا در عین حضور در تاریخی که با اسلام پیش آمده، کانون زندگی را با ایثارهای‌شان گرم کنند هرچند آن ایثارها دیده نشود، ولی روح دلسوزی‌ها و ایثارهای‌شان به خانه جان می دهد تا زندگی ادامه یابد. موفق باشید

40593

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام جناب طاهرزاده: از شما راهنمایی می‌خواستم. چند وقتی هست یک حسی سراغ بنده آمده؛ اینکه گاهی به شدت احساس دلتنگی نسبت به خدا می‌کنم یعنی قبلا اینگونه نبود یعنی وقتی صدای قران می‌شنوم یا درباره خدا مطالبی را می‌خوانم یا گوش می‌دهم انقدراین دلتنگی زیاد می‌شود که دوست دارم همان لحظه جناب عزرائیل بیایند قبض روح کنند و بنده به وصال دوست برسم. یعنی جوری می‌شود که آرام و قرارندارم و از شدت دلتنگی گاهی گریه می‌کنم. استاد برای رفع دلتنگی چه کنم؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این نوع دلتنگی در جای خود خوب است و با صبری که انسان نسبت به آن برای خود شکل می‌دهد، گشایشی در راستای نظر به حقیقت برایش پیش می‌آید و البته باز دلتنگی و باز صبر و باز گشایش. موفق باشید

40096

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام علیکم: شما در یکی از صوت ها فرموده بودید که: خدای مطلق را نمی‌شود عبادت کرد. بلکه خدا را باید در مظاهر عبادت کرد. اگه میشه کمی توضیح بدید! با تشکر!

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: منظور آن است که خدای مطلق یک مفهوم است در ذهن و به اصطلاح از این طریق ما، خداوند را به صورت اُبژه در آورده‌ایم. در حالی‌‌که توحیدی که واقعیت دارد حضور حضرت حق است در بیکرانگی خود در مظاهر و جلوات به صورت اسمای حسنا. موفق باشید

40802

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام علیکم: بر اساس مطلبی که در فص محمدی آورده اید که در حقیقت این خداست که لذیذ است منظورم هنگام عمل نکاح است. حال اگر کسی نیت کند که می‌خواهد به شهود خدا برسد. و اینطور فکر کند که آن حالت ارگاسم که بوجود می‌آید چشیدن خداست آیا اشکال دارد؟ چون در آنجا آمده که آنکسی که لذیذ است در این عمل خداست.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عمده، نظر به «حضور» - و نه ظهور- خداوند در همۀ امور است حتی تا آن‌جایی که به گفتۀ جناب مولوی: «در بلا هم می‌چشم لذات او/ مات اویم مات اویم مات او». موفق باشید

40618
متن پرسش

به نظر می‌رسد وقتی ولی تاریخ صحبت از جمع میان دین و دانش می‌کنند به یک قله تاریخی اشاره دارند، حالا که به فتح قله‌ها نزدیکیم و از طرفی این تاریخ همه ما را فرا گرفته است متشکر می‌شوم اگر در خصوص معارف وجودی زیر نکاتی را بفرمایید تا مشیر قلوب بیدار باشد به سمت مقاومتی از جنس انقلاب: - مصلحین - آخوند مهندس - مهندس آخوند - دانش‌بنیان و کارآفرینی - شیخ بهایی - تکنیک قدسی

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ظرفیت روحی که در این زمانه به میان آمده، آنچنان است که وسعت ظرفیت همۀ انسان‌ها را یکجا در خود می‌تواند حاضر کند تا در عین روحیۀ فنی، حضور روحانی و عرفانی‌اش به حاشیه نرود و در عین فعالیت‌های فنی، از الهامات لازم جهت جلورفتن در کار بهره‌مند گردد. مهم آن است که افراد این نسل با روحیۀ آخرالزمانی خود متوجۀ چنین وسعتی در خود باشند. موفق باشید 

40523

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام: زمان موضوعی بود که بنده حاضر شدم بخاطرش همه عمرم رو زجر کشیدن را بپذیرم. زمان فقط مال خداست خدایی که خلق کرد تا شناخته شود. رنج با زجر فرق میکند ! زجر نه یعنی فقط سر بریده شدن در کربلا، زجر یعنی اسارت اهل بیت امام حسین علیه‌السلام، زجر یعنی کشته شدن به نا متعارف ترین شکل در غزه، زجر یعنی صبر ابالفضل العباس در کربلا. زجر برای دین نیست زجر رنجی خاص و نامتعارفی است که فقط برای خدا کسانی آن‌را متقبل می‌شوند. وگرنه ما در دین رنج و صبر داریم اما زجر برای دینداری یا بهشت رفتن یا عملی ثواب ندارم. امام خمینی با زمان اینقدر محکم و به نهایی ترین نتیجه از خود رسید. زمان یا چیزی که شما آن را تاریخ می‌خوانید سیری است که منتسب به خدا و آن را به عشق خدا می‌پذیرند. زمان را حتی با دین داری هم نباید تقلیل داد زیرا دین حقایق سعادت بشری است که خداوند با پیامبرش به ما داد تا بشریت به سعادت برسد اما زمان امری بود که خداوند از پیامبرش خواست تا خداوند سیر هستی اش را که خواسته ای منحصرا به اوست اتفاق بیفتد. زمان آن چیزیست که تمام هستی را زیر و رو می‌کند و آنیست که کاملا مال خداست. در هیچ کجا ندیدم خداوند اینقدر منحصر بفرد چیزی را مال خود بدانند، زمانی که مسئولیتش را امام زمان بعهده گرفتند و صاحب این مسئولیت بزرگ برای خدا شدند. سخنان امام را بشنوید آیا با دین صرف می‌شود این سخنان را پذیرفت یا دینی این گفته ها را دارد که زمان را اصل قرار داده؟ https://uploadkon.ir/uploads/cf5303_25VID-20250903-155017-368.mp4

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در این مورد خوب است سری به جزوۀ «زمان شناسی و نظر به فطرت تاریخیِ ما در انقلاب اسلامی» https://eitaa.com/jozavatlobolmizan/1865  بزنید به امید گشوده شدن میدان تفکر که به گفتۀ جناب گادامر، تفکر، تاریخی است و باید نسبتی بین حضور تاریخی و تفکر پیش آید. موفق باشید

40963

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام علیکم: استاد در مورد سوال ۴۰۹۳۶ جمله ای از شهید چمران نقل شده که بنظرم خیلی دقیق هست: «من نمی گویم ولی فقیه معصوم است. اما ملتی که به امر خدا به امر ولی فقیه اعتماد می کنند. خدا اجازه اشتباه به آن رهبر را نمی دهد و به نوعی به او معصومیت می بخشد» التماس دعا

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حقیقتاً همین‌طور است. کافی است به سخنان رهبر معظم انقلاب آن‌طور که حاج قاسم عزیز می‌نگریست، نظر کنیم. در آن صورت همراه با آن شهید بزرگ خواهیم گفت: « والله والله والله از مهمترين شئون عاقبت به خيري همين است. والله والله والله از مهم‌ترين شئون عاقبت به خيري، رابطۀ «قلبي» و «دلي» و «حقيقي» ما با اين حکيمي است که امروز سکان انقلاب را به دست دارد. در قيامت خواهيم ديد، مهم‌ترين محور محاسبه اين است.» موفق باشید

40930

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام و احترام محضر استاد عزیز و همکاران گرامی: سوالی در مورد حرکت جوهری داشتم در نگاه اول اینطور به ذهن می‌رسد که حرکت جوهری و تبدیل قوه به فعل در جهت کمال است پس چگونه کسی که در مسیر حیوانیت حرکت می‌کند نفس او به تجرد می‌رسد؟ چگونه قوه های او به فعلیت می‌رسد ولی مسیر سقوط را طی می‌کند؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در بحث «حرکت جوهری» عرض شد که آن کسی هم که در مسیر حیوانیت خود را تعریف کرده است، در همان وجه حیوانیتش به فعلیت می‌رسد زیرا نفس ناطقه در ذات خود به جهت تعلق به بدن، حکم حرکت جوهری بدن را در خود دارد ولی جهت‌دادن به آن مربوط به خود انسان است. موفق باشید

40918

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

کاش آن یار گرامی به برم برگردد/  آنکه در قافله شد همسفرم برگردد / پشت من گرم از آن تاج‌گذاریست هنوز / کاش آن تاج خدا روی سرم برگردد / اشتباه است که دل خانه مردم بشود / کاش آن مردم فوق بشرم برگردد / چند وقتیست که ساکن شده احوال دلم / کاش آن فتنه‌ی پر شور و شرم برگردد / در خرابات مرا حال مناجات ببخش / دلبرم باش که ذکر سحرم برگردد / مرغ آمین! ببر این شعر مرا تا ملکوت / عشق را وسوسه کن تا به حرم برگردد / ۲۳ آذر ۱۴۰۴

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این است آن طلبی که تازه وقتی راه گشوده شد، پیش می‌آید تا صراط، به گشودگیِ هرچه بیشتر ما را از فردایی که بیگانه از دیروز نیست، آگاه و در آن حاضر کند به همان معنایی که حضرت حق برای رهروان راه توحید وعده و مژده داد: «سَنُرِيهِمْ آيَاتِنَا فِي الْآفَاقِ وَفِي أَنْفُسِهِمْ حَتَّى يَتَبَيَّنَ لَهُمْ أَنَّهُ الْحَقُّ  أَوَلَمْ يَكْفِ بِرَبِّكَ أَنَّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ شَهِيدٌ» به زودی نشانه های خود را در کرانه ها و اطراف جهان و در نفوس خودشان به آنان نشان خواهیم داد تا برای آنان روشن شود که بی تردید او حق است. آیا کافی نیست که پروردگارت بر همه چیز آشکار است. موفق باشید

40801

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام و عرض ادب: برای نوجوانان و جوانانی که می‌خواهند وارد سیر و سلوک شوند چه کتاب هایی رو پیشنهاد میکنین؟ و چه شرح کتاب هایی؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عموماً جوانان ما به دنبال احیای انسانیت خود هستند و در این رابطه مباحث «معرفت نفس» شروع خوبی است با مقدمۀ کتاب «جوان و انتخاب بزرگ» و شرح آقای استاد وحدتیhttps://eitaa.com/tafakorism_archive/77 . موفق باشید

40763

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام علیکم: به نظر شما آیا نظریه رویاهای پیامبر (ص) که دکتر سروش قرآن را نتیجه رویاهای پیامبر (ص) می‌داند بر گرفته شده از نظریات ابن عربی نیست؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ابداً چنین نیست. جناب ابن عربی در «فصوص الحکم» خود افق درک وَحی الهی را که در قرآن به ظهور آمده، تبیین می‌کنند. در حالی‌که اساساً در بحث «رؤیای رسولان» آقای سروش به نحوی نفی وَحی و نقش ربوبیت حضرت حق می‌شوند. موفق باشید

40589

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام علیکم: هرچه از سخنرانی رهبری هرکه بگوید کم است. بنده فقط به یک نکته مهم بسنده می‌کنم. با این سخنرانی وارد مرحله جدیدی شدیم که پس از جنگ ۱۲ روزه که بزرگترین جهش یکسال اخیر بود این یک جهش جدید است. وارد حضور زمانی جدیدی شدیم که حتی همه مردم دنیا را وادار به سیر و جهشی زمانی کرد، ازین پس نه ترامپ و دشمنان ۶ ماه قبلن و نه مردم ایران و سربازان اسلام همان رجوع ۶ ماه پیش را دارند. بلکه رجوع جدید و بزرگ‌تری است که ظرفیت ظهورات بیشتر و جدیدتری را دارد. حال مردم ایرانیم که دشمن خود را شناختیم و آن دشمن آمریکاست و ترامپ با ما می‌جنگد. و تبریک به خاطر این استقال و زندگی و آزادی که هزاران سال انسانها بدنبالش بودند، ما بکل از همه دشمنان انسانیت و زندگی عبور کردیم و مستقر حیات الهی انسانی خود شدیم بحمدالله. دیدید! چقدر ما مردم مهمیم؟ تا کنون هیچ حکومتی اهمیت مردم را نشناخته بود الا جمهوری اسلامی.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌طور است که می‌فرمایید. بیچاره آن‌هایی که با مقاله‌هایی مانند تغییر پارادایم خواستند بگویند اتفاقاً مردم در مقابله با اسرائیل به صورت اتفاقی عمل کردند و پیشنهاد می‌کنند نه تنها مذاکره با آمریکا را ادامه دهیم، حتی با ترامپ ملاقات کنیم. در حالی‌که رهبر معظم انقلاب با بصیرت تاریخی که دارند می‌فرمایند: «عامل وحدت ملّت ایران همچنان باقی است. عدّه‌ای می‌خواهند این‌جور وانمود بکنند که آن اتّحادی که در ابتدای جنگ دوازده‌روزه و این مدّت پیدا شد، مال همان روزها بود؛... من می‌خواهم بگویم این حرف، غلط محض است... امروز این‌جور است، در گذشته هم همین‌جور بوده، بعد از این هم به توفیق الهی این‌جور خواهد بود. ایرانِ امروز و ان‌شاءالله فردا، همان ایرانِ روز بیست‌ و سوّم خرداد و بیست‌ و چهارم خرداد است که مردم آمدند خیابانها را پُر کردند و علیه صهیون ملعون و آمریکای جنایتکار شعار دادند.» موفق باشید

41019

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام و تحییت خدمت شما استاد طاهرزاده: در دین فقه چه جایگاهی دارد؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. علم فقه، علمِ تشخیص احکام الهی است برای قرارگرفتن انسان در مسیری که مسیر قرب الهی است زیرا که هیچ مقصدی بدون مسیر نمی‌باشد و مسیر انس با خداوند، شریعت الهی است که علم شریف فقه به عهده دارد ۲. مهم امیدواری به رحمت واسعۀ الهی است. و در همین رابطه از حضرت امام حسین «علیه‌السلام» داریم: الهی! «مَا ذَا وَجَدَ مَنْ فَقَدَكَ وَ مَا الَّذِي فَقَدَ مَنْ وَجَدَك» خدای من، چه دارد آنکه تو را ندارد؟ و چه ندارد آنکه تو را دارد؟  موفق باشید

40960

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

استاد عزیزم سلام: توفیق حاصل شد و برای بار اول رفتم کربلا و عبور و مرور ملائک رو اونجا واقعا با قلبم متوجه شدم و حس کردم. الان که برگشتم احساس سنگینی زیادی رو در وجود و دلم می‌کنم. از یک طرف دوست ندارم به زندگی عادی برگردم و تفریحات قبل رو داشته باشم. چون می‌ترسم که اون چیزی که بهم وارد شده در کربلا رو از دست بدم. و از طرف دیگه هم این سنگینی درون من هست و حتی جرات نمی‌کنم که به سمتش برم و بازش کنم و با نوشتن به تفصیل درش بیارم. چون باز هم می‌ترسم با تفصیل دادنش و نوشتنش از بین بره. ولیکن باز هم سنگینیش اذیتم میکنه. چه کنم استاد عزیزم؟ حتی به سرم زد که برم گناه بکنم تا برگردم به زندگی عادی ولی باز هم سختمه.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! باید سلمان‌گونه با عمقی بیشتر وارد معارف الهی شد به همان معنایی که بیش از قبل به فکر کمک به خلق باشید و از خداوند راه‌هایی را طلب کنید که راه‌های خدمت به مردم باشد. موفق باشید

40859
متن پرسش

بسم هو: چه بگوید دلی که هنوز بیرون از گود است؛ چه بگوید جانی که سوختن را می‌فهمد، سوختن را دیده است، با سوختن سوختگان بیچاره شده است، اما به خویش که می‌آید جز هوسی نمی‌یابد؛ چه بگوید قلبی که تنها، فقط و فقط طلب کرده، یا نه طلب کردن دیگران را دیده و تنها هوسش را کرده؛ همان که سالهاست سخنِ زهرا (س) و جایگاه تاریخی‌اش و ایستادگی‌اش را شنیده و به حضور رفته و اما هنوز نه تنها در اکنونش متفکر نیست که اکنون زدگیِ خویش را می‌یابد. نمی‌دانم، شاید هم می‌دانم: راه تفکر سخت است. آری برای امثال من سخت است. عاقل به کنار جوی پی پل می‌گشت / دیوانه پا برهنه از جوی گذشت. داشتم به نیست انگاری_نیهیلیسم_ نیچه، سید مرتضی آوینی و غروب فکه، اُنسم با دکتر داوری و رمان و خصوصا مطالبی که دو سه سال پیش خود شما در تاکید به نیست‌انگاری داشتید و هم‌چنین رمان بینوایان، فکر می‌کردم. نکند به جای عبور_ که گویا باید صبح و شب شیره جانم را بکشد و فکری و کاری_ بی‌خیالی و بیهودگی سراغم آمده. نمی‌دانم. نکند گناه‌کاری و بیهوده‌کاری همین را هم گرفته باشد. هر چه به خویش می‌نگرم گویا بی‌مایه‌تر از قبلم، گویا دستاویز کمتری برای نجات دارم. اعتراضی نیست، پشیمانی‌ای هم از آمدن تا اینجا ندارم. شاید این طلب و نشدن همان ایمان باشد و شاید باید لحظه به لحظه سکراتی را چشید. اما هر چه در خود می‌گردم اینگونه بودنی برایم نیست، تقوایی نیست، پروایی نیست، دلتنگی و دلداگی‌ای نیست، نماز و انس و عشقی نیست. تنها گاهی با دیدن حاج‌قاسم و سید حسن و دیگر شهدا است که می‌توانم جانم را سیراب کنم. پر حرفی نکنم، به قول یکی از دوستان در جلسات «انسان و باز انسان» عجب راهی است این راهی که با ما در میان می‌گذارید اما این حرمان و نشدنمان را چه کنیم. نه می‌توان به راهی سطحی دل‌بست نه می‌توان به آن راه با این ظرف کوچک پای نهاد. آری! تو پا به راه در نِه و هیچ مپرس / خود راه گویدت چون باید کرد؛ آری اما هنوز در خم یک کوچه مانده‌ایم.

متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: آیا این خاصیت وجود نیست که با ذات مشککِ خود که عین شدت و ضعف است در هر مرتبه‌ای از آن‌که حاضر شویم اجمالی است به سوی تفصیل و قصۀ «هنوز نه» را پیش می‌آورد؟ گویا باید در چنین قبض و بسطی در میدان وجود، همچنان سرگردان بمانیم به حکم آن‌که «دیروز» کافی نیست، «فردایی» هم که چون «فردا» است، پیش نیامده. به جناب حافظ فکر می کنم و حکایت این‌که می‌فرماید: «سال‌ها دل طلبِ جام جم از ما می‌کرد / آنچه خود داشت ز بیگانه تمنّا می‌کرد». راستی! چه چیزی را تمنّا می‌کرد که نزد او بود و با ابژه‌کردن آن و در بیرون در جستجویِ یافتن آن؛ در خارج از حضورش به دنبال آن بود؟ تازه حضوری که فقط حضور است و بودن، بودنی که ذات مشکک است و در هر جایی از مراتب آن‌که باشی اجمالی است به سوی تفصیلی، یعنی «بودن» و «نبودن» و «صبر» در این میدان، یعنی «انتظار» و «وارستگی». موفق باشید

40838

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام علیکم: من یه مطلبی دیدم که نشان می‌دهد ابن عربی به معاد ی که شما میگید اعتقاد ندارد: ابن عربی در الفتوحات المکیه، به صراحت، به حدیثی از پیامبر (ص) درباره چگونگی آغاز نشئهٔ جدید و حشر اجساد اشاره می‌کند و آن را با نزول آب حیات الهی توضیح می‌دهد: ​متن ابن عربی دربارهٔ نحوهٔ زنده شدن از عجب الذنب ​این متن در ضمن بحث از نحوهٔ حشر اجساد و چگونگی به وجود آمدن اعضا از عجب الذنب (در نشئهٔ آخرت) آمده است: ​متن عربی (منبع دقیق) ​«وَ قَدْ أَخْبَرَ النَّبِيُّ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ سَلَّمَ أَنَّ النَّشْأَةَ تَقُومُ عَلَى عَجْبِ الذَّنَبِ، فَيَنْزِلُ مِنْ سَمَاءِ الْحَيَاةِ مَاءٌ يُسَمَّى مَاءَ الْحَيَوَانِ فَتَنْبُتُ الْأَجْسَادُ مِنْ عَجْبِ الذَّنَبِ، كَمَا يَنْبُتُ الشَّجَرُ وَ الْخَضِرُ مِنْ مَائِهَا، فَيَظْهَرُ الرَّجُلُ وَ السَّاقُ وَ الْفَخْذُ وَ الْمَقْعَدَةُ فَعَنْ حَرَكَةٍ مَنْكُوسَةٍ، وَ مَا ظَهَرَ مِنْ عَجْبِ الذَّنَبِ إِلَى وُجُودِ الرَّأْسِ فَعَنْ حَرَكَةٍ مُسْتَقِيمَةٍ، وَ مَا ظَهَرَ فِي الِاتِّسَاعِ عَنْ جِهَةِ الْيَمِينِ وَ الشِّمَالِ وَ الْخَلْفِ وَ الْأَمَامِ فَعَنْ حَرَكَةٍ أُفُقِيَّةٍ...» ​ترجمه فارسی ​«پیامبر اکرم صلی الله علیه و سلم خبر داده است که نشئه [جدید] بر عَجْبُ الذَّنَب استوار می‌شود، پس آبی از آسمانِ حیات نازل می‌شود که آبِ حیوان نامیده می‌شود، آنگاه اجساد از عَجْبُ الذَّنَب می‌رویند، همان‌گونه که درخت و گیاه از آبشان می‌رویند. پس [اعضایی مانند] ساق، ران و نشیمنگاه با یک حرکت معکوس آشکار می‌شوند، و آنچه از عَجْبُ الذَّنَب تا رسیدن به سر آشکار می‌شود، با یک حرکت مستقیم است، و آنچه در توسعه و گسترش [بدن] به سمت راست و چپ و عقب و جلو پدیدار می‌شود، با یک حرکت افقی است...» ​منبع دقیق ​کتاب: الفتوحات المکیة ​جلد و صفحه (در یکی از نسخه‌های رایج): جلد ۲، صفحه ۴۶۴ (در باب حرکت‌های نبات و انسان). ​موضوع اصلی: بیان استمرار حیات (معاد) و آغاز نشئهٔ دوم بر اساس حدیث نبوی، با استفاده از تمثیل حرکت در نباتات.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته باشید که این موارد ابداً مواردی نیست که کسی بدون استاد و آن هم با ترجمه متوجه شود!!!! و تازه انتظار داشته باشید که در میدان سؤال و جواب این سایت از آن گفتگو شود! موفق باشید

40619

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام و تحییت خدمت شما استاد طاهرزاده: استاد این که ما نهایت به خدا بر می‌گردیم آیا کسانی که «خالدون فی النّار» هستند در نهایت بعد از این که اینها عذاب کشیدند به خدا برمی‌گردند یا نه؟ اگر بعد از این که عذاب کشیدند به خدا برمی‌گردند پس چرا خداوند فرموده اینها خالدون فی النّار و یا خالدین فی النّار هستند؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بستگی به آن فرد دارد که آیا تماماً در شرک حاضر بوده، بدون توجه به حضور خدا و نقش خداوند؛ و یا نه. آری! آن کس که هیچ توجهی در جان خود به سوی خداوند ندارد، هیچ حضوری جز دوری از خدا که همان خلود در نار است، برایش نمی‌ماند. موفق باشید

40916

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام خدمت استاد: پسر جوانی اهل دین و دنبال کننده مباحث جنابعالی به عشق دچار شد و چند مدتی‌ست که حال ناخوشی دارد. ظاهرا برای رسیدن به معشوق تلاش بسیار کرده و مدت زیادی به انتظار ایستاده و ناگهان خبر ازدواج معشوق را به او می‌رسانند. چیزی که می‌گویند این است که با این وجود که ۶ ماه از آن قضیه می‌گذرد ذره ای اوضاعش تغییر نکرده و به حال حیرت باقیمانده است. خودش باور دارد که حیرتِ به وجود آمده می‌تواند وسعتی برایش رقم بزند ولی در بیرون، ذره ذره درحال آب شدن است. او به عرفان و معنویات بسیار علاقه‌مند است و می‌توان فهمید که واقعا عاشق بوده و هیجان‌زده یا هوس‌آمیز نبوده است. (والله اعلم) پیرو این قضیه که او دنبال کننده آثار شما بوده و هست، خواستم راهنمایی ای بفرمایید. تفألی به خواجه زده بود و این بیت نظرش را جلب نموده بود که:« ماجرای من و معشوق مرا پایان نیست|هرچه آغاز ندارد نپذیرد انجام». او درحال حاضر از ازدواج و فضای آن بشدت دوری می‌کند و معتقد است تا زمانی که حب شخص دیگری در قلب اوست نباید غیر را راه دهد. دراین حال طلب این‌را دارد که زندگی اش را از سر بگیرد ولی قلبا به این نتیجه رسیده که طعم عشق در این عالم را دیگر نخواهد چشید. او اهل شعر است و برایش از شیخ اجل خوانده ام که: « به خَدِّ اطلس اگر وقتی التفات کنی|به قدر کن که نه اطلس کم است در بازار» ولی هیچ به خرجش نمی‌رود. هنوز نمازهایش حزن فراق دارد و به گفته خودش دیگر نتوانسته با معنویات انس بگیرد. لطفا راهنمایی بفرمایید. با تشکر از زحمات شما

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: چرا در این مورد فکر نکنیم که: 
دوست دارد یار این آشفتگی
کوشش بیهوده به از خفتگی
بهر این فرمود رحمان ای پسر
کل یوم هو فی شان ای پسر
اندرین ره می‌تراش و می‌خراش
تا دم آخر دمی فارغ مباش
و این‌جا است که انسان تازه متوجۀ وسعت خود می‌شود که چگونه از محدودۀ دیروز خود به جهانی نظر می‌کند اقیانوس‌گونه، جهانی می‌شود که دیگر رودهایی که بر او می‌ریزند و یا از او سرازیر می‌شوند، بر استقرار او مشکلی پیش نمی‌آید و همواره به زندگی در وسعتِ حضور در طوفان‌ها می‌اندیشد. موفق باشید
 

40817

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد گرانقدر: خواستم در این پیام از همه الطاف الهیه‌ای که از طریق کتب شما و بسط دادن شاگردانتان نصیب ما بی‌چیزان شده‌است تشکر کنم، الحمدلله که شما و دوستان هستید، بی مزد مادی و منت هرآنچه را دارید شما و دوستان پیشکش کرده‌اید و بلطف خدا انقلاب را به احسن وجه تبیین می‌کنید. خدا سایه شما را برای خانواده محترمتان و شاگردان و ما بی‌چیزان و همه جهان اسلام مستدام بدارد، من طلبه اقرار می‌کنم که با شما تازه عاشق رهبری و انقلاب و شهیدان شدم، با کتب شما و صوتها چه شد که ما پیگیر سخنان رهبری شدیم و خود را در یک توحید آخرالزمانی حس می‌کنیم. در دستگاه کتبتان فهمیدیم مکتب فلسفه و عرفان ملاصدرا مکتب فلسفی عرفانی حماسی و مبارزه با ظلم و جهل است. شما به خوبی قرآن و برهان و عرفان را با حماسه و انقلاب پیوند زده‌اید. از شما و همه شاگردانتان متشکرم. حفظکم الله. 

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! اگر برکتی هست به لطف خدا بوده است به حکم: «هر هدایت که داری ای درویش / هدیۀ حق شمر نه کردۀ خویش» و امید است خداوند از ما بپذیرد و خدا را شکر می‌کنیم که آن‌طور که می‌فرمایید راهی گشوده شده باشد به سوی حقیقتی که اسلام و ذیل اسلام، انقلاب اسلامی و حضرت روح الله «رضوان‌الله‌تعالی‌علیه» و رهبر معظم انقلاب متذکر آن هستند. موفق  باشید

40776

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام علیکم: همان طور که می‌دانیم هر کسی توسط بعضی از اسماء الله تربیت و ربوبیت می‌شوند که به آن ربِّ شخصی می‌گویند. حال سوالم این است که زمانی‌که ما در نماز میگیم «سبحان ربی الاعلی و بحمده» این رب در اینجا همان ربِّ شخصی است یا اسم جامع الله؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این دو قابل جمع است از آن جهت که همان حضرت «الله» در مقام ربوبیت می‌باشند. موفق باشید

40604

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد عزیز: تا حدودی با مباحث معرفت النفس آشنا هستم. مباحث ده نکته، خویشتن پنهان، حرکت جوهری، برهان صدیقین، معاد، ادب عقل و خیال و بخشی از حشر رو کار کردم و به طور کلی با مسیر معرفت النفس انسی دارم تمام سوالات مربوط به افراد ترنس رو در سایت مطالعه کردم و از آنجایی که فرمودین در دوران جنینی نفس بدن متناسب خودش را طراحی می‌کند و در این دنیا با یه نوع توهم شدید مواجه میشه که خواهان جنسیت مخالف خودش هست از آنجایی که با مباحث شناخت نفس و روح و گستردگی این بحث بسیار گسترده هست از این زاویه به نفس این ترنس ها نگاه کنیم حالا یه سوالی پیش میاد استاد آیا امکان داره رد پای شیطان یا اجنه در احوالات این افراد وجود داشته باشه مثلاً در همان بحث توهم شیطان یا اجنه دخالت و تسلط بر جان داشته باشند آیا امکان چنین چیزی میشه یا اصلا این جریان ربطی به شیطان و اجنه نداره.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: البته نمی‌توان ورود شیطان را در امور حتی در چنین امری منتفی دانست، ولی همچنان‌که در آیۀ ۱۰۲ سوره بقره می‌فرماید: «وَ ما هُمْ بِضارِّينَ بِهِ مِنْ أَحَدٍ إِلاَّ بِإِذْنِ اللَّهِ» آن‌طور نیست که شیاطین بدون اذن الهی و بدون قواعد و سنن جاری در هستی هر میل و انتخابی که داشته باشند را، بتوانند عمل کنند. و از این جهت در هر صورت باید ریشۀ چنین مشکلاتی را یا در عوامل دورۀ جنینی و یا در عوامل بیرونی بعد از تولد دانست، به طوری که نفس آن شخص نسبت کامل و طبیعی و صحیحی با بدن خود نمی‌تواند برقرار کند. یا از آن جهت که بدن، به طور کلی آن‌طور که باید در دورۀ جنینی مطابق آن روح شکل نگرفته است به همان معنایی که بعضی‌ها با تغییر شکل بدن آن‌طور که مثلاً بدن را اگر مرد است، تغییر دهند به شکل بدن زن و یا برعکس؛ مقداری هماهنگی بین بدن و نفس پیش آید و یا در بعضی موارد، نفس و روح را باید طوری به نتیجه‌ای رساند که با همان بدن خود، خود را بپذیرد. موفق باشید

40501

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام علیکم: در کتاب واسطه فیض ص ۲۴۵ از نظام احسن در تکوین نام برده شده .حرکت در تکوین مفهوم نیست. در تشریع مشکلی ندارد. لطفا در صورت امکان توضیح بفرمایید. ممنون

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: تفاوت نمی‌کند. حضور تکوینی، همان حرکت جوهری در بستر «وجود» و شدت‌یافتنِ آن است در همان بستر. موفق باشید

نمایش چاپی