سلام و عرض ادب خدمت استاد بزرگوار: گویا فرعون آمده است برای غرق شدن😂 فرمود: وَفِرْعَوْنَ ذِي الْأَوْتَادِ. الَّذِينَ طَغَوْا فِي الْبِلَادِ. فَأَكْثَرُوا فِيهَا الْفَسَادَ (فساد را به نقطه انتهایی و تمامیت خودش رساندند) فَصَبَّ عَلَيْهِمْ رَبُّكَ سَوْطَ عَذَابٍ (در نتیجه خدای متعال از کمینگاه همیشگی اش بیرون آمد و تازیانه های عذاب را پی در پی بر فرق این مستکبرین فرو ریخت) إِنَّ رَبَّكَ لَبِالْمِرْصَادِ! (آری پروردگار تو همیشه همین طوری در کمین فاسدان و ظالمان و مستکبران ایستاده است!) چه آرامش و حال خوشی دارند صاحبان نفوس مطمئنه در این عرصه ها و صحنههای طوفانیِ تاریخ. و الحمدلله رب العالمین.
باسمه تعالی: سلام علیکم: حقیقتاً همینطور است که می فرمایید. خدا را شکر که دشمنان ما چنین افرادی هستند که در اوج حماقت، زشتیها و پلشتیها و مزدوری و وابستگی خود را به میان آوردهاند. آیا نباید از این مطلب عبرت گرفت؟ به جهت اینکه افراد فرومایهای در مقابله با انقلاب اسلامی به میدان آمدهاند که امیدوار به قماربازی به نام ترامپ هستند؟ آیا این عبرت بزرگ این تاریخ نیست؟ https://eitaa.com/arshiv3133/16
وقتی انسان با نظر به حضوری ماورای توجه به موجودات، به توحید میرود، عملاً نوعی گذر از موجودات جزئی برایش حاصل میشود و به جای توقف در دوگانۀ «وجود ذهنی» و «وجود عینی» به حضوری میرسد که همان قرب فرائض است و کشف «سُبُحات جلال» که وقت حقیقی به حساب میآید، وراء دوگانۀ ذهنی و عینی که باقیماندن در علم حصولی میباشد و قرارداشتن در کنار تحلیلگرانی که انقلاب اسلامی را با نگاه سیاسیون میفهمند، به جای آنکه متوجۀ جایگاه تاریخی جمهوری اسلامی در بستر سنتهای الهی باشند که آن نگاه تاریخی و وجودی است و انسان را در «زمان باقی» حاضر میکند که شاهراهِ حضور در «وقت محمّدی» میباشد، وقت و حضوری که امام خمینی و آیت الله خامنهای در آن قرار دارند و شهید قاسم سلیمانی هم متوجۀ آن حضور و آن وقت میباشد، امری که وجدان تاریخی مردم ایران از آن بیگانه نیست و به همین جهت در طلب رعایت نظر حضرت امام و رهبر معظم انقلاب میباشند تا به وجدان تاریخی خود که توجه به «وقت محمّدی» است نزدیک شوند که آن حضور در ساحتِ عالم قدس است که با انقلاب اسلامی گشوده شده تا به ظهور متعیّن حضرت مهدی «عجلاللهتعالیفرجه» ختم گردد.
موفق باشید
با سلام و تحییت خدمت شما استاد طاهرزاده: نظر شما در رابطه با سخنرانی حضرت آقا در روز بعثت و در مورد این توطئه ی اخیر آمریکا چیست؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: سخنان بسیار حکیمانهای بود. بخصوص که در روز بعثت متذکر حقیقت بعثت شدند به معنای روشن کردن دلها نسبت به اُنسی که انسان باید با خدا بگیرد و فرمودند خداوند در دل چنین حضوری فرموده است: «وَ لا تَهِنوا وَ لا تَحزَنوا وَ اَنتُمُ الاَعلَون؛ «اَنتُمُ الاَعلَون» آری! اگر به دین اسلام به واقع مؤمن باشیم، جهانی را متوجۀ حقیقت اسلام و انسانیت میکنیم امری که بحمدالله ملاحظه میکنید چگونه مردم آزادۀ جهان متوجۀ عظمت اسلامی شدهاند که در ایران به میان آمده است برای دفاع از همۀ مظلومان بخصوص مردم مظلوم فلسطین و متذکر شدند این فتنۀ اخیر، آمریکایی بود و به نور اسلام خنثی شد و باز شکستی شد برای جبهۀ استکبار که در این رابطه جناب آقای دکتر سعدالله زارعی امروز یعنی دوشنبه ۲۹ دی ۱۴۰۴ نکات دقیقی فرمودهاند. موفق باشید
با عرض سلام خدمت استاد گرامی: پسر جوانی را تصور بفرمایید که از لحاظ عاطفی بهشدت تحت فشار قرار دارد. به گونه ای که از کودکی در یک خلأ رشد کرده و تا این سن رسیده است. در محیط دانشگاه دخترها و پسرها با یکدیگر روابط خارج عرفی دارند که برای این فرد تعریف نشده است و نمیخواهد وارد این عرصه شود. از طرفی پدر و مادرش حاضر نیستند قدمی در راه ازدواج این جوان بردارند و معتقد هستند که باید به سن ۳۰ سالگی حداقل برسد تا توانایی مالی این امر را داشته باشد. با اینحال که او سرکار میرفت و درآمد داشت در کنارش هم تحصیل میکرد و عملا فشار بالایی را تحمل میکرد، او را جدی نگرفتند و برایش اقدامی نکردند. این پسر جوان رفقایی داشت که آنها نیز ازدواج کردند و الان واقعا هیچکس را ندارد. حتی خواهر یا برادری که با آنها گفتگو کند و حتی والدینش از صحبت امتناع می کنند. انسان دینداری است و واقعا میخواهد که در مسیر بماند. با این وجود این خلأ روز افزون است و جوان دیندار قصه هر روز به سمت افسردگی شدیدتری پیش میرود. ضمن اینکه میخواهد این قضایای بیست و چند ساله در مسیرش بسوی خدا برایش مشکلساز نشود (چون نداشتن عواطف و نرسیدن احساسات موجب قسی القلب شدن شخص میشود و روز به روز سنگدل تر از قبل میشود بطوری که نقاشی و خطاطی ای که کار میکرد را دیگر نمیتواند اجرا کند و او که شاعر خوبی هم بود دیگر نمی تواند حتی یک بیت شعر بگوید). از منظر دیگر هم که خب نمیداند برای ازدواجش باید چه کند چون خانواده ای بشدت ناامید دارد که همه چیز را در پول میبینند؛ طوری که اگر دختری قبول کند با این شرایط، خانواده خود پسر قبول نخواهند کرد. و حالا با این دو مشکل اساسی دست و پنجه نرم میکند و دینش واقعا در خطر است زیرا خود را مبرای از گناه نمیداند. لطفا راهنمایی بفرمایید. با تشکر
باسمه تعالی: سلام علیکم: مهم آن است که در این شرایط حساس نیز متوجۀ سخن خداوند در قرآن شویم که میفرماید: «وَأَنْكِحُوا الْأَيَامَى مِنْكُمْ وَالصَّالِحِينَ مِنْ عِبَادِكُمْ وَإِمَائِكُمْ إِنْ يَكُونُوا فُقَرَاءَ يُغْنِهِمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ وَاللَّهُ وَاسِعٌ عَلِيمٌ» و البته باید مردان بیزن و زنان بیشوهر و کنیزان و بندگان شایسته خود را به نکاح یکدیگر درآورید، اگر آن مردان و زنان امکان ازدواج برایشان نبود؛ خدا به لطف و فضل خود آنان را نسبت به این امر از فضل خود به نحوی بینیاز و مستغنی مینماید. توجه به این آیه حکایت از روحانیتی است که برای انسان پیش میآید که آن، بالاتر از آن چیزی است که آن جوان گمان میکرد و در این بستر، آرامآرام راههای لازم گشوده میشود که آن، به جهت عفافی است که آن جوانان پاس داشتهاند. موفق باشید
با سلام خدمت استاد عزیزم: استاد در حرکت جوهری چه دلیلی دارید برای اثبات اینکه فیض دائمیست و اینکه خداوند در بحث خلقت دائم الفیض است یعنی مدام در حال وجود دادن به شی است شاید واقعا خداوند یکبار فیض رابه شی بدهد. دلیل فیض وجودی دائم به شی چیست؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر دقیقاً متوجۀ قوۀ محضبودنِ عالم ماده از یک طرف و حرکتی که در عالم جاری است بشویم؛ مییابیم که مبنای برهان حرکت جوهری چیست. و در این مورد باید به خود برهان حرکت جوهری رجوع فرمایید. موفق باشید
با سلام و احترام: به توفیق الهی و عنایت اهل بیت، برای حج تمتع سال آینده ثبت نام کرده ام. لطفاً راهنمایی بفرمایید که از زمان باقیمانده تا اعزام (اردیبهشت سال آینده) چطور خود را آماده کنیم تا در موسم حج بیشترین بهره را ببریم. با تشکر
باسمه تعالی: سلام علیکم: در این رابطه جزوات «حقیقت حج» https://lobolmizan.ir/leaflet/177?mark=%D8%AD%D9%82%DB%8C%D9%82%D8%AA%20%D8%AD%D8%AC و « وظیفه مردم نسبت به حجاج و وظیفه حجاج نسبت به مردم» https://lobolmizan.ir/leaflet/234?mark=%D8%AD%D8%AC%D8%A7%D8%AC ان شاءالله میتواند مفید باشد. موفق باشید
سلام علیکم: شما فرمودید که انسان میتونه در هنگام نماز خواندن استاد سلوکی را نصب العین قرار دهد. درباره این پاسخ شما میخواستم نظر جوادی آملی را برای شما بزارم تا نظر شما را در این رابطه بدانم. « «و قَدْ قالَ بَعْضُهُمْ: «لَا بُدَّ لِلْسَالِكِ أَنْ يَجْعَلَ نَصْبَ عَيْنِيهِ أُسْتَاذَهُ السُّلُوكِيَّ فِي جَمِيعِ أَحْوَالِهِ وَ لَا سِيَّمَا فِي الصَّلَاةِ». وَ هَذَا الْقَوْلُ بَاطِلٌ فِي الشَّرْعِ وَ السُّلوكِ، لِأَنَّ الشَّيْخَ وَ الْمُرْشِدَ غَايَتُهُ أَنْ يَكُونَ وَاسِطَةَ فَيْضٍ، وَ هُوَ عَبْدٌ فَقِيرٌ إلَى اللّٰهِ، وَ الصَّلَاةُ مَوْطِنُ لِقَاءِ الْحَقِّ تَعَالَى، وَ النَّظَرُ إلَى غَيْرِهِ فِيهَا شِرْكٌ خَفِيٌّ، لِأَنَّ الْعَبْدَ يُخَاطِبُ اللّٰهَ بِـ «إِيَّاكَ نَعْبُدُ وَ إِيَّاكَ نَسْتَعِينُ».» ۲. ترجمه / شرح روان «و برخی گفتهاند: «بر سالک واجب است که استاد سلوکی خود را در تمامی احوالش، و بهویژه در نماز، نصب العین خویش قرار دهد.» و این سخن در شریعت و سلوک باطل است؛ زیرا نهایتِ کارِ شیخ و مرشد آن است که واسطهی فیض باشد، و او خود بندهای است نیازمند به سوی خداوند. و نماز، موطنِ ملاقات با خدای متعال است، و نظر به غیر خدا در آن [نماز] شرک خفی است، زیرا بنده در نماز خدا را با عبارت «تنها تو را میپرستیم و تنها از تو یاری میجوییم» خطاب میکند.» ۳. منبع دقیق تفسیر تسنیم، تألیف: آیتالله عبدالله جوادی آملی، جلد ۵، صفحه ۲۱۹.
باسمه تعالی: سلام علیکم: نکتهای که حضرت آیت الله جوادی میفرمایند کاملاً درست است و اینکه از حضرت رضا «علیهالسلام» آمده است: «وَ اِنْوِ عِنْدَ اِفْتِتَاحِ اَلصَّلاَةِ ذِكْرَ اَللَّهِ وَ ذِكْرَ رَسُولِ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَ اِجْعَلْ وَاحِداً مِنَ اَلْأَئِمَّةِ عَلَيْهِمُ السَّلاَمُ نُصْبَ عَيْنَيْكَ .» در هنگام شروع نماز یاد خدا و یاد رسول خدا باش و یکی از ائمه علیهم السلام را مد نظر قرار بده. به معنای آن نیست که خدا را مدّ نظر قرار ندهیم؛ بلکه بدین معنا است که با نظر به شخصیتهای توحیدی اولیای الهی نظر به حضرت حق بهتر صورت میگیرد. و توصیه آیت الله قاضی در همین رابطه معنا میدهد که فرموده باشند استاد خود را مدّ نظر داشته باشید. موفق باشید
سلام استاد: مرجعی معرفی بفرمایید در باب اثبات ولایت فقیه.
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر میآید کتاب «ولایت فقیه» حضرت امام خمینی «رضواناللهتعالیعلیه» در این رابطه نکات دقیقی را به میان آورده است. عرایضی در این رابطه در کتاب «مبانی نظری نبوت و امامت» در صفحۀ ۱۹۵ به بعد تحت عنوان «مباني حكومت دينـي» شده است که میتوانید به آنجا نیز رجوع فرمایید. https://lobolmizan.ir/book/252?mark=%D9%85%D8%A8%D8%A7%D9%86%DB%8C موفق باشید
با سلام: استاد چطوری میشه از قضیه میلاد حضرت زهرا (س) یه برداشت سیاسی کرد، یعنی مثل غدیرکه امام (ره) اون را با سیاست مرتبط دونستن، در مورد شهادت و نحوه شهادت ایشان بعضی تحلیل ها شنیدم که نوع سیاست را میشه برملا کرد ولی یه وقت به ذهنم رسید چرا ما همش میخواهیم با عزاداری سیاست را بگیم و سیاست را با عزای اهلبیت گره میزنیم یعنی نمیشه با شادی ولادت سیاست را گره زد، شاید اینکه زنان خیلی با سیاست جور نمیشن اینه که ما همش با غم و غصه گره زدیم و شاید تولد امام خمینی با میلاد حضرت زهرا (س) هم همین را میخواسته بگه، آیا میشه چنین تحلیلی داشت؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: این نکتۀ مهمی است که متوجۀ نقش تاریخی و سیاسی اولیای الهی بشویم و در این رابطه بحث بصیرت تاریخی حضرت زهرا «سلاماللهعلیها» در کتاب «بصیرت حضرت فاطمه سلام الله علیها» مطرح شده و در هفتههای گذشته که موضوع شهادت حضرت پیش آمد، با توجه به همین امر، مباحثِ «نظر به جایگاه تاریخی حضرت فاطمه زهراسلاماللهعلیها» به میان آمدhttps://lobolmizan.ir/special-post/1747 . موفق باشید
مشرفی بر حال من، حالم نمیپرسی چرا؟ نیستی دنبال من، حالم نمیپرسی چرا؟ / ای کمال محض ای زیباترین رویای من / منتهی الآمال من حالم نمیپرسی چرا؟ هیچکس مانند تو نشناخت حالات مرا / عارف احوال من حالم نمیپرسی چرا؟ چند سالی میشود تنها خیالت با من است / غصّۀ هر سال من، حالم نمیپرسی چرا؟ رحمت اللهی که بر این قلب وسعت میدهی / کاش بودی مال من! حالم نمیپرسی چرا؟ از قضای حتمی آیا جُسته کَس راه فرار؟ حک شدی در فال من، حالم نمیپرسی چرا؟ «بر دو چشم من نشین ای آنکه از من، من تری» آینه! تمثال من حالم نمیپرسی چرا؟ ۱۳ آذر ۱۴۰۴
باسمه تعالی: سلام علیکم: همینکه ما را به یاد خود میاندازد تا زبان به گِله بگشاییم، نوعی احوالپرسی از ما میباشد تا متوجه شویم چه اندازه او شیوۀ عاشقکُشی دارد برای نزدیکیِ ما به خودش. از این جهت دلم نیامد این سروردۀ فوق العادۀ جناب عمان سامانی در رابطه با کاری که حضرت حق با اصحاب کربلا کرد را با شما در میان نگذارم که میگوید:
باز گوید رسم عاشق این بود
بلکه این معشوق را آیین بود
چون دل عشاق را در قید کرد
خودنمایی کرد و دلها صید کرد
امتحانشان را ز روی سر خوشی
پیش گیرد شیوۀ عاشق کشی
در بیابان جنونشان سر دهد
ره بکوی عقلشان کمتر دهد
دوست میدارد دل پر دردشان
اشکهای سرخ و روی زردشان
چهره و موی غبار آلودشان
مغز پر آتش، دل پردودشان
دل پریشانشان کند چون زلف خویش
زآنکه عاشق را دلی باید پریش
خم کند شان قامت مانند تیر
روی چون گلشان کند همچون زریر
یعنی این قامت کمانی خوشترست
رنگ عاشق زعفرانی خوشترست
جمعیتشان در پریشانی خوشست
قوت، جوع و جامه، عریانی خوشست
خود کند ویران، دهد خود تمشیت
خودکشد شان باز خود گردد دیت
تا گریزد هر که او نالایقست
دردرامنکر، طرب را شایقست
تا گریزد هرکه او ناقابلست
عشق را مکره هوس را مایلست
و آنکه را ثابت قدم بیند براه
از شفقت میکند بروی نگاه
اندک اندک می کشاند سوی خویش
میدهد راهش بسوی کوی خویش
بدهدش ره در شبستان وصال
بخشد او را هر صفات و هر خصال
متحد گردند با هم این و آن
هر دو را مویی نگنجد در میان
مینیارد کس به وحدتشان شکی
عاشق و معشوق میگردد یکی
موفق باشید
در آستان نشینی افقی بی کران. با سلام و نور خدمت استاد گرامی: در سفری که به کربلا عنایت این حقیر شد، گویی آقا اباالفضل العباس را همچون مثل حدیث «انا مدینه العلم و علی بابها» حسین مدینه العشق و عباس بابها است. گویی حضرت عباس نافله صبح ولایت امام حسین است. اصلا نمیدانم چه وصف کنم این دریا را که هم یک دریاست و هم دو آب. آیه قرآن بنظرم رسید. استاد گاهی گم می شوم در میان این معانی و ذوق و غم وجودم را پر می کند. غم هجران از موطن و آن بلندای حسن و نظر امامان و پای در گل ماندن اسفل نفس خویش.
استاد از وقتی صوت شرح سوره حمد شما را گوش دادم و مباحثه کردم انگار دیگر نماز نمیخوانم، میخوانم ولی در ابتدا با حسرت اینکه اصلا نا کنون آنچه خواندم نماز نبوده و الان هر چه میجویم انگار نیست. هم هست و هم نیست. کلمات می آیند و می روند و من مانده ام مانند درمانده ای که هیچ نه دارد نه می گوید و نه میداند نمیدانم این خوب است یا نه...🥀 استاد با این فرصت کوتاه و این راه بینهایت چه کنم؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. خدا را باید حمد کرد که چگونه از یک طرف، ما را به راههایی راهنمایی میکند که بیشتر از بیشتر او را بیابیم و از طرف دیگر متوجهمان میکند که «هنوز نه!» زیرا «دوست دارد یار این آشفتگی» ۲. به هر حال خودش فرمود: «لِيَجْزِيَهُمُ اللَّهُ أَحْسَنَ مَا عَمِلُوا» به این معنا که در بین هر عبادتی در إزای آنی که بهترین است جزایمان میدهد. اگر در هزاران نماز یک نمازِ آنچنانی خواندهایم که او پسندید، همۀ نمازها را بر اساس آن نماز جزا میدهد و با بقیۀ عبادات نیز چنین معاملهای میکند از آن جهت که بالاخره افق هر عبادتی، آن نهاییترین عبادت است که ما در پیش داریم. موفق باشید
سلام عرض میکنم خدمت استاد طاهر زادهی بزرگوار: استاد، من در سوال قبل از شما پرسیدم که راهی جلوی پایم بگذارید که این فکر برای همیشه از من دور شود. ولی جواب این سوال که آیا معنی استخاره این بوده است که و اینکه را از شما دریافت نکردم. لطفا این سوال من را بیپاسخ نگذارید. ممنون از لطف شما و التماس دعا. 🙏🏻
باسمه تعالی: سلام علیکم: همانطور که میدانید ما در امورات خود نباید معطل خوابدیدنها و یا استخاره شویم. به همین جهت جناب علامه طباطبایی میفرمایند پشت به استخاره، پشت به قرآن نیست و تکلیفآور نمیباشد. بنابراین باید بر اساس وظایف شرعی و عقلانی عمل کنیم و امورات خود را به خدا بسپاریم. موفق باشید
در نماز باید چگونه به خدا توجه کنیم و اتصال برقرار کنیم و اینکه در ذهنمان در طول نماز خدا را در نظر داشته باشیم در میان گفتارهایتان فرمودید هست مطلق، چگونه باید در نظر بگیریم خدا را که ساختگی ذهنمان نباشد؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: عموماً با فطرت خود، خداوند را در جان خود داریم و از این جهت با جان و قلب خود به سوی خدا نظر میکنیم و همۀ مراحل نماز، نظر به حضرت محبوب میباشد که «آشنایی نه غریب است که در جان من است». موفق باشید
خضر به موسی نگفت مرید من باش بلکه گفت در آینه من خود را ببین و موسویت خودت را حفظ کن و به آن عمق ببخش و آن را محدود ندان، فقط سوال نکن تا من اخبار غیبیت را به تو بدهم. خضر رسول موسی بود تا کم نیاورد و به هرچه بیشتر عمق بخشیدن به مسیر خود کمکش کند ولی موسی او را مخالف موسویتش دانست و سوال کرد. خضر یعنی موسویت شدیدتر نه مقابله و مخالفت با موسویت قبلی. سوال پرسیدن یعنی دوئیت و این خطاست چون خضر خود موسی بود به جلوه شدیدتر. تا موسی متوجه شود شریعت موسوی یعنی پویایی و رفتن نه ایستایی و ماندن. خضر یعنی بیشتر و باز بیشتر شدن موسی در موسویتش نه ترک موسویت. خضر همان موسای حقی است برای عبور از موسای موسایی. رب همان عبد است به جلوه باطنی. خضر مامور شکستن موسا بود نه موسویت. طی این مرحله بی همرهی خضر مکن ظلمات است بترس از خطر گمراهی
باسمه تعالی: سلام علیکم: و این یعنی در کنار شریعت، که حضرت کلیم الله «علیهالسلام» مأمور به آن بودند، حقیقتی در میان است که حضرت خضر «علیهالسلام» حامل آن بودند و جمع این دو مقام یعنی حقیقت و وقتِ محمّدی.
تاریخیاندیشیدن یعنی متوجۀ «وقت» بودن، وقتی که مخصوص آخرین پیامبر و آخرین دین است، به همان معنایی که حضرت محمد «صلواتاللهعلیهوآله» فرمودند:« لِی مَعَ اللَهِ وَقْتٌ لَا یَسَعُنِی فِیهِ مَلَکٌ مُقَرَّبٌ وَ لَا نَبِیٌّ مُرْسَلٌ» این «وقتِ» حضور وسعتی دارد فوق وسعت فرشتگان مقرب که تنها در محدودۀ اسم خاصی حاضرند و فوق نبیّ مرسل، که مانند حضرت کلیم الله «علیهالسلام» مأمور تذکر به احکام الهی هستند، بدون حضور در مقام حضرت خضر که حضوری است ماورای پرسیدن و دانستن به همان معنایی که حضرت خضر «علیهالسلام» به حضرت کلیم الله «علیهالسلام» فرمودند: «فَلا تَسْئَلْني عَنْ شَيْءٍ حَتَّى أُحْدِثَ لَكَ مِنْهُ ذِكْراً» (کهف/۷۰) آری! اموری است که باید تنها حضور و ذکر آن امور پیش آید و از این جهت پرسیدنی نیست و در وقتِ محمدی «صلواتاللهعلیهوآله» آن حضور پیش میآید، حضوری که «لایسعنی ملک المقرب و لا نبیّ المرسل» این است حضور نهایی که با اسلام و آخرین پیامبر برای آنانی که به وقت محمدی نظر دارند، پیش میآید. حضوری ماورای حضور حضرت کلیم الله «علیهالسلام» که مأمور رعایت احکام شریعت میباشند، امری که البته هیچ انسانی نباید از آن غافل باشد ولی حضور دیگری هم هست که باید در افق شخصیت حضرت خضر آن را یافت و در این تاریخ با حضور در وقتِ جامع محمدی میتوان در آن حاضر شد که در این آخرین دوران، حضرت روح الله «رضواناللهتعالیعلیه» متذکر آن هستند و در این حضور، آیت الله سید علی خامنهای و ذیل این حضور، شهید حاج قاسم سلیمانی و شهید آوینی در آن حاضرند، و این یعنی تاریخی اندیشیدن و این یعنی متوجۀ «وقت» بودن. موفق باشید
با سلام خدمت شما. سوالاتی برای آیندگان پیش میاد که ما موظفیم بعنوان تمدن اسلامی آخرالزمان بهشون جواب بدیم. اینکه آیا پرسهی انانیت / خودبنیادی بشریت که یک روند از ابتداع خلقت آدمیان شروع شده آیا به نتیجه رسیده که حالا بشریت به حکومت توحیدی بازگشتند؟ جواب اینگونه سئوالات را اندیشمندان ما میتونن بدهند. تمدن اسلامی به استحکام ابدی در دنیا دست پیدا میکنه که بخوبی متوجه تمام ریزهکاریها، احتمالات و حوادث آینده های دور که سئوال گذشتگان دور هم میباشد باشند و بقای بحقش رو در همه جا بررسی کنه. درسته که اینگونه سئوالات عقلی هستند و انقلاب اسلامی با حکمت وجودی که نهایی تر از آن نیست حاضر شده و درست که وقتی اونقدر عظمت ها در میدان عظیم آخرالزمان به میان میآید لغزش انسانها به انانیت ناممکن و یوم الوقت المعلوم شیطان فرامیرسه با همه این مسائل میتوان چنین مسائلی را در دبستانهایمان بعنوان آموزش و پرورش تمدنمان مورد گفتگو قرار دهیم. نظر جنابعالی را جویا هستم. متشکرم.
باسمه تعالی: سلام علیکم: همین طور است؛ اتفاقا نسل جوان ما که به آیندهای بزرگ نظر دارد آماده میباشد تا از تمدنی برای او گفته شود که آینده را در عین فنی بودن و صنعتی بودن قدسی و معنوی بیابد؛ امری که انقلاب اسلامی مقابل بشر این دوران گذارده است.
آقای دکتر رضا داوری در مقالهی «ایران و مسائل و مشکلات» در رابطه با تمدن نوین اسلامی میگوید:
« ... در این میان سخن خوب دیگری هم به میان آمده است و آن سخن «تمدن نوین اسلامی» است. برای ساختن این تمدن قاعدتاً باید دین و مدرنیته را با هم جمع کرد و با اندیشیدن به طرح آینده لااقل به یاد تجدد آورد که دارد با افق های باز خداحافظی میکند ولی توجه داشته باشیم که بنای نظام الهی و قدسی جز با رسوخ در توحید و آزادی از تعلقات دنیای جدید و کسب ملکات فاضله و مکارم اخلاق، در عین آشنایی نزدیک با جهان جدید و آزادی از آن -که نمی دانیم چگونه ممکن است- متصوّر نمی شود. زندگی کردن میان دو جهان، مشکل بزرگ ما و معمای تاریخ معاصر است ولی متأسفانه ما هم کمتر صبر داریم و نمی دانیم و نمی خواهیم بدانیم که راه تاریخ را باید با دردِ تفکر و جسارت در عمل گشود و پیمود. ما امروز به هر جا بخواهیم برویم باید از همین جا که ایستاده ایم آغاز کنیم...»: http://rezadavari.ir
موفق باشید
سلام آقای طاهرزاده: من و خیلی از کسانی که باهاشون در سن و سال های خودم صحبت میکنم یه نوع درگیری های مشترکی دارند. یکی از اونها تنهاییه. این درد جدید تا حدی هست که آگهی و نیازمندی هایی در سایت ها منتشر میشه با عنوان همدردی و درک کردن. یعنی یکی اگهی کرده به یک همدم و صرفا صحبت یا درک کردن هم دیگه نیازمنده. از طرفی من حس میکنم این تنهایی با آدم ها پر نمیشه. یعنی این نوع تنهایی اینطوری حل نمیشه من رفیقم خانوادم یا حتی همسرم کنارم باشه. برای همین خیلی از ازدواج ها به مشکل روحی میخوره. این یک وضعیت بود وضعیت بعدی که مرتبط میتونه باشه به تاثیر فضای مجازی بر زندگی و نقشش در این تنهاییه. گویی این فضای مجازی فضاییه برای فرار از این تنهایی و جدای از تاثیرش به عنوان جنگ نرم و محتوایی تاثیرات دیگه ای داشته مثلا عادت کردن انسان به متن های کوتاه و عدم تفکر. هوش مصنوعی با این رویکرد گویی وارد میدون شده. لذا من دیدم خیلی از کسایی که با هوش مصنوعی درد و دل میکنن. از طرفی تنهایی پر میشه هرچند به صورت غیر واقعی. و از طرفی این انسان تنها اسیر هوش مصنوعی است و در نتیجه قدرت تفکرش هم از دست میده و گویی رباتی تبدیل میشه. این موضوع تحلیل بنده است از وضعیت فعلی در همسن و سالام در دوره ۲۰ تا ۳۰ سالگی این رو شما چگونه میبینید؟ درست است؟ راه حل چیست؟ لطفا منابعی معرفی کنید جهت مطالعه در آثارتان با این موضوع
باسمه تعالی: سلام علیکم: همینطور است که میفرمایید و کتاب «آشتی با خدا» در همین رابطه برای همان مخاطبانی که میفرمایید نوشته شده. به هر حال نسلی را که از آن نام بردهاید، دارای ظرفیت بسیاری است به وسعت ظرفیت و حضور حاج قاسم سلیمانی. و از این جهت احساس خلأ میکند. راه حل آن را باید در اُنس با شخصیت و سخنهای حاج قاسم سلیمانی بدانیم و بر آن تأکید کنیم. در این مورد اخیراً عرایضی تحت عنوان « شهید حاج قاسم سلیمانی و معنای تاریخی ما» شده است. خوب است بدان رجوع فرمایید. https://eitaa.com/matalebevijeh/21329 2- البته عزیزانی که با هوش مصنوعی مأنوس هستند متوجه باشند هوش مصنوعی فکر نمیکند و تنها به دادههای زیادی که در فضای مجازی است دسترسی سریع دارد. موفق باشید
با عرض سلام و ادب خدمت استاد بزرگوار: چندی پیش یکی از کاربران به جنابعالی جسارتی کرده بود و بی ادبانه این سوال را مطرح کرده بود که «آیا شما کماکان در برابر آقای خامنهای عقل خود را تعطیل می کنید...». طرز بیان خود نشان دهنده سطح شعور و ادب ایشان است. ظاهراً خود این افراد نادانسته در برابر رسانههای دشمن عقل خود را تعطیل کردهاند. اینگونه سخن گفتن نه تنها اهانت به شما بلکه اهانت به تمام کسانی است که در گوشه گوشه این عالم کلام رهبری را با گوش جان می شنوند و عقل و تجربه و تاریخ برحق بودن کلام این رهبر حکیم بصیر را در گوش آنان فریاد میزند. شاید شأن بعضی انسانها، معنای رهبری، باید چون ترامپ و نتانیاهوی فاشیست کودک کش و دنباله روهای آنها باشد ولی اگر هر انسان باکرامت آزاده ای به مدد عقل و خرد خود و با تهذیب نفس به بطنی از بطون سخن رهبر بزرگوار و عالیقدر ما راه پیدا کند و به گوشه ای از بار گران و رسالت توحیدی این ابرمرد ۸۶ ساله راست قامت پی ببرد، لاجرم خود را کوچک می بیند. آری ما همه سر خضوع و خشوع در برابر رهبری حضرت آیت الله خامنهای فرود میآوریم که در روزگاری که سیاستمداران فاسد و فاسق و ظالم دنیا دهان متعفن خود را فقط و فقط برای ارضاء امیال مادی و شهوانی خود باز می کنند، او سخن از رضای خدا، معنویت، نوع دوستی و عدالت و ظلم ستیزی می گوید. در روزگاری که رهبران کشورهای صنعتی دنیا و شیخ نشینان خلیج فارس بابت تکه گوشت متعفنی که شیطان بزرگ چند صباحی جلوی آنها بیاندازد یا نیاندازد پاچه خواری و چاپلوسی او را پیشه کرده اند و در این راه به هر تحقیری تن می دهند این رهبر دلیر ثانی راست قامت ۸۶ ساله ماست که در برابر ظلم و استکبار لحظهای تعلل و تزلزل به خود راه نمی دهد و حسین وار در برابر این یزیدیان فرومایه میایستد و اینگونه به رهروان جوان راه حق و عدالت قوت قلب میبخشد. «به راستی خدای سبحان را، در روزگار خالی از پیامبران، بندگانی است که از راه اندیشه با آنان رازها میگوید. اینان همانند نشانههایند که در بیابانهای بینشان برپایند» (نهجالبلاغه خطبه ۲۲۳)
باسمه تعالی: سلام علیکم: شناخت زمانه و توجه به شخصیتهایی که حقیقتاً پروردۀ خداوند هستند، کار مهمی است، امری که شخصیتهایی همچون آیت الله جوادی و آیت الله مصباح به خوبی متوجۀ آن بودند و اگر نسبت به این امر حساس نباشیم ناخواسته گرفتار تبلیغات دشمنانِ حقیقت میشویم که مثل روز روشن است تا چه اندازه نسبت به حقیقت سقوط کردهاند. حال چه آن افراد مهدی نصیریها باشند و چه ترانۀ علیدوستیها. در حقانیت مسیرانقلاب اسلامی و مدیریت حضرت آیت الله خامنهای«حفظهاللهتعالی» همین بس که دشمنان این راه، چنین افرادی هستند. آیا ملاک حقانیت یک جریان را میتوان از ناحقبودن دشمنان آن فهمید؟ موفق باشید
با سلام و احترام و ضمن تشکر و آرزوی سلامتی: بعد از درسهای شرح کتاب از برهان تا عرفان و برای یادگیری بیشتر حرکت جوهری و فلسفه ملاصدرا به چه درسگفتاری مراجعه کنیم ترجیحا از حضرت استاد طاهر زاده یا اگر ایشان افاضه نفرمودهاند از اساتیدی دیگر
باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر در راستای حضور در مکتب حکمت متعالیه به کتاب «معاد، بازگشت به جدّیترین زندگی» همراه با صوتهای شرح آن رجوع فرمایید؛ افق گشودهای ان شاءالله نسبت به حقیقت انسان و وسعت آن در مقابل جانتان گشوده میشود. کتاب و شرح صوتی آن روی سایت هست. البته لازم است که قبل از آن به موضوع «ده نکته در معرفت نفس» پرداخته باشید. موفق باشید
کسی با مطالعه و تمرین طبع شعری مییابد به نظر شما میتوان گفت یک نوع دیگر طبع شعر این است که در اثر سیر و سلوک پیدا میشود و هنگامی که مقداری از مراحل سیر و سلوک را پشت سر گذاشت طبعش باز میشود؟ و شعرهایی که از علماء و عرفاء در کتب و... هست نشانهای از طبع شعری ایشان و طبع شعری آنها بر اثر سیر و سلوک آنان بوده است؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: همینطور است. در جلسه 38 شرح کتاب «انسان و باز انسان» موضوعی تحت عنوان گفتن های قرب انگیز مطرح شد که در این رابطه میتواند کمک کند. https://lobolmizan.ir/get-file/5802/?item=0 علاوه بر این، می توانید به کتاب «زبان قرآن اصیل ترین زبان» که روی سایت هست رجوع فرمایید. موفق باشید
سلام: طبق راست گفتند.. «که ره آن رو که رهروان رفتند» راه و روش «رایج» در روزه در دو ماه رجب و شعبان چه بوده است؟ (اعمال و مراقبات دیگر را فعلا در نظر ندارم) طبق زندگی نامه ها تاریخ و.. معمولا چگونه بوده اند البته باز منظور از نظر کمی است نه کیفی آیا گرفتن یک چله در این دو ماه مرسوم بوده در میان مومنان و اهل تقوا. یا روزهای معروف. شما خود چه روش معتدلی را پیشنهاد می کنید؟ تشکر
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر میآید کتاب «ماه رجب، ماه یگانه شدن با خدا» https://lobolmizan.ir/search?search=%D8%B1%D8%AC%D8%A8&tab=posts&inner_tab=book بتواند در جواب سوالات جنابعالی کمک کند. موفق باشید
سلام و عرض ادب خدمت استاد عزیز: ما با گروهی از دوستان کتاب های ده نکته از معرفت النفس، چگونگی فعلیت یافتن باورهای دینی و برهان صدیقین رو کار کردیم. برای بحث بعدی خواهرا خیلی علاقه مند هستند وارد بحث انقلاب بشن. در این زمینه توصیه شما چی هست؟ با کدوم کتاب ادامه بدیم؟ ممنون.
باسمه تعالی: سلام علیکم: کتاب «سلوک ذیل شخصیت امام خمینی «رضواناللهتعالیعلیه» همراه با صوت آن و کتابهای «امام خمینی و خودآگاهی تاریخی» و «انقلاب اسلامی، باز گشت به عهد قدسی» و «انقلاب اسلامی، برونرفت از عالَم غربی» و «انقلاب اسلامي و جهان گمشده» که همه روی سایت هست. ان شاء الله می تواند مفید باشد. موفق باشید.
سلام و وقت بخیر: برای شناخت گناهان به غیر از کتاب گناهان کبیره، چه کتابایی رو پیشنهاد میکنید؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: کتاب خاصی در این رابطه در نظر ندارم. ولی عرف مؤمنین به خوبی متذکر راههای صحیح از راههای خطا هستند بخصوص با نظر به کتابهای جلیلالقدری همچون «جامع السعادات» که شرح آن را میتوانید در کانال https://eitaa.com/jameo_saadat دنبال فرمایید. موفق باشید
استاد سلام: برای برخورد با شخصیت های اشراقی از امام خمینی تا مرتبه بالا که معصومین باشند میفرمایید برخود برهانی و عقلی صرفا کافی نیست و باید برخورد اشراقی داشت. یعنی من اینطور فهمیدم که مثلا ما با خواندن زندگی نامه و تاریخ حرکت و قیام امام حسین صرفا امام حسین شناس خواهیم شد اما این کافی نیست و باید با حقیقت اشراقی برخورد داشت. این نوع برخورد چگونه است و چگونه حاصل میشه و چه باید کرد؟ آیا برخورد با حقیقت اشراقی همان تهذیب نفس است یا لازمه برخورد تهذیب نفس است؟ کتاب سلوک ذیل شخصیت امام خمینی را مطالعه کردم اما این هنوز برام سوال هست.
باسمه تعالی: سلام علیکم: خداوند میفرماید: «سَنُرِيهِمْ آيَاتِنَا فِي الْآفَاقِ وَفِي أَنْفُسِهِمْ حَتَّى يَتَبَيَّنَ لَهُمْ أَنَّهُ الْحَقُّ أَوَلَمْ يَكْفِ بِرَبِّكَ أَنَّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ شَهِيدٌ»، به زودی نشانههای خود را در کرانه ها و اطراف جهان و در نفوس خودشان به آنان نشان خواهیم داد تا برای آنان روشن شود که بی تردید او حق است. آیا کافی نیست که پروردگارت بر همه چیز گواه است.
ملاحظه میکنید که میفرماید همچنانکه انسان در مسیر توحید قدم گذاشت تا آنجایی جلو میرود که خداوند در جان آن انسانها و در افق شخصیت آنها حقایق را متجلی میکند تا آنجایی که مییابد که این خداوند است که با چنین جلواتی به ظهور آمده است و از این جهت به گفته جناب علامه طباطبایی، در آخر از ما میپرسد، آیا تا اینجاها جلو آمدهاید که بیابید در هر چیزی اوست که مشهود است؟ و این یعنی نظر به اشراقات الهی، امری که حضرت روح الله «رضواناللهتعالیعلیه» در آن حاضر بود و با ارتباط با شخصیت آن مرد بزرگ و ذیل آن مرد، با توجه به نگاه به رهبر معظم انقلاب میتوان نگاه إشراقیِ لازم را در همه چیز مدّ نظر داشت. آیا ۲۲ دیماه، حضورز انوار الهی نبود که در این مردم جلوه کرد؟ آیا ۲۲ بهمنی که در پیش است به طور معجزهآسا محل اشراق انوار الهی و فرشتگان ربّانی نخواهد بود؟ موفق باشید
سلام علیکم: استاد در مواجهه با سخنانی که اخیراً فرمودید https://eitaa.com/matalebevijeh/21614 احساس کردم با زبان شعر اشارات پنهان آن سخنان را میتوان با مخاطب به گفتگو نشست و در این رابطه اشعار زیر را تقدیم میکنم.
بسمالله الرحمن الرحیم
دلا یکدم بیا عزم سفر کن
به دريا های جان خود گذر کن
ز بعد آن سفر کن سوی ظاهر
به وجه الله نظر کن در مظاهر
دمادم جلوههای یار بنگر
شکوه واحد قهار بنگر
یکی زان جلوه ها یش انقلاب است
در این تاریخ عالم فتح باب است
حوادث را تو تاریخی نظر کن
به سنت های قرآنی گذر کن
بود این نهضت اشراق الهی
به روح الله جان مرد الهی
از آن انوار ساطع بر شهیدان
مقدس های چون آیات قرآن
بپا گرداند دشمن اغتشاشات
که بیست و دوم دیماه شد مات
کنون آورده لینکن ناو شیطان
که ترساند قلوب اهل ایمان
در اوج کبر فرعون غرق گردید
بدون شک شما هم غرق گردید
بزودی حس پیروزی به دلها
شود ساری به قلب ملت ما
بزودی قله بر ما رخ نماید
جمال یار دلها می رباید
کشد دست ولایی بر سر ما
بریزد جام صهبا بر دل ما
کند محو مظهر شرک و ریا را
گشاید سوی دل میخانه ها را
برد زنگار دنیا را ز دلها
فروزد نور توحیدی به جانها
نگارم چون به عالم رخ نماید
حجب را یکسره ویران نماید
به گردش بین سپاهی از شهیدان
کنارش خامنهای ماه دوران
خمینی داده است این وعده بر ما
که این پرچم رسد بر دست مولا
جماعت میکند در قدس بر پا
جهان را میکند پر عدل و زیبا
علی پیرعلی خیرابادی
شانزدهم شعبان المعظم ۱۴۴۷
بهمن ۱۴۰۴
باسمه تعالی: سلام علیکم: حقیقتاً همین طور است که فرمودهاید که چگونه میتوان در افق حضور توحیدی خود در نسبت بین احدیت و واحد قهار بودن حضرت محبوب از یک طرف و درک سنتهای الهی در نسبت با اغتشاشات پیش آمده به آیندهای فکر کنیم که آینده حضور تاریخی است که از طرف حضرت روحالله آغاز شده است و حضرت نایب الامام آیت الله خامنهای به خوبی آن را مدیریت میکنند تا ما در جبهه مقابل با کثیفترین جریان تاریخ سرفراز بیرون آییم و در رسالت نجات بشر امروز در میدان حاضر باشیم. ان شاالله
سلام استاد: وقتتون بخیر. امیدوارم که فرصت پاسخگویی به این سوال را داشته باشید. حقیقت بعد از انتخابات سال پیش سوالات زیادی برای من پیش آمده که تا الآن پاسخ مناسبی برای این پرسشها پیدا نکردهام. بنده خودم به شدت طرفدار آقای جلیلی بودم و هستم، ولی این حب و بغضی که نسبت به ایشون به وجود آمده را درک نمیکنم و حتی بعضی از رفقای حزب اللهی، ایشان را مقصر و دچار خطای محاسباتی میدانند. برای مثال با فرد مطمئن و محترمی در اینباره صحبت میکردم، ایشون استدلال میکردند که جامعه تغییر کرده و برای مثال استفاده از تیبا که آقای جلیلی استفاده میکنند باعث تمسخر ایشان هست در این زمانه، یا اینکه گفتن از ایشون به اصطلاح یک «لولو» ساختهاند تا به این واسطه رای سلبی بدست بیاورند و (واقعا این موضوع را بنده در خانواده خود دیدم، کسی که سالها بود رای نداده بود برای اینکه آقای جلیلی رای نیاورد به آقای پزشکیان رای داد)، و میگفتند که ایشون همین حضورشون پاس گل به جریان مقابل است تا رای جمع میکنند و نباید اصلا ایشان در انتخابات شرکت کنند در سالها بعد هم این یک نکته. نکته دیگر میگفتند که ایشون اگر کارآمد هستند چرا هیچ مسئولیت اجرایی به ایشان داده نمیشود؟ اگر به درد میخورد رهبری چرا به ایشان مسئولیت اجرایی نمیدهند؟ ممنون میشم اگر راهنمایی کنید، چون شما در هنگام انتخابات فرمودید که دیدگاه ایشان بیشتر به روح انقلاب اسلامی نزدیک است، ولی این نکات رو من براشون جوابی نداشتم. با تشکر.
باسمه تعالی: سلام علیکم: البته سخن در این رابطه بسیار است و خوب است به این فکر کنیم که در زمان و زمانه ای که بشر بیش از همیشه باید با تفکر حقیقی که شناخت باطلِ زمانه است؛ خود را بیابد، انسان میتواند باطل را در هر جریانی که با مسیر آخرین پیامبر مقابله میکند، بشناسد. و در این راستا راه خدا، به عنوان راهی که راه باطل نیست، خود را مینمایاند. این یعنی حضور در میدان «تولّی» و «تبرّی» که حضور در اُنسِ نهایی با حضرت حق است در مقابله با میدانی که در نهایت خشونت با انسانیت است و این است راز حقّانیت اسلام و ذیل اسلام، راز حقّانیت انقلاب اسلامی است که با خشن ترین جبهۀ استکبار روبه رو شده، به معنای پایان تاریخ غربِ استکباری که تاریخ فرار از حق و حقیقت است در نهایی ترین شکل. و با توجه به اینکه انسان در مسیر توحید و شریعت اسلامی از «آگاهی» به سوی «خودآگاهی» می رود و از «خودآگاهی» به «دل آگاهی» نایل میگردد که همان تفکر حضوری است که منجر به درک موقعیت تاریخی می شود که در آن تاریخ حاضر است. می توان گفت آن مادر شهید و آن خانم خانه داری که در راهپیمایی ۲۲ دیماه شرکت می کنند؛ متفکرتر از بسیاری از تحصیل کرده های غربزده می باشند زیرا تفکر، همواره با «تقوی» و ورع همراه است تا به حکم: «وَ أَنْزَلْنا إِلَيْكَ الذِّكْرَ لِتُبَيِّنَ لِلنَّاسِ ما نُزِّلَ إِلَيْهِمْ وَ لَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونَ» (نحل/۴۴) انسانها متوجۀ تفکری می شوند که در دل شریعت محمّدی پیش می آید و جریان غربزدۀ بی تقوا و بی ورع هرگز نمی تواند از آن شریعت بهره مند شود و به تفکری که آیۀ مذکور متذکر آن است برسد. در این رابطه نمیخواهم تصور شود هر کس به جناب آقای دکتر پزشکیان رای داده بیتقوا قلمداد شود ولی اینکه با بیتقوایی تمام نفی شخصیت آقای دکتر جلیلی را میکنند جای خود دارد. همین اندازه میتوانم بگویم خداوند برای ادامه تاریخ انقلاب اسلامی در میدان اجرا جناب آقای دکتر سعید جلیلی را پرورانده است، حال این مردم هستند که با نظر به اهداف عالیه انقلاب بنگرند چه کسی میتواند آن اهداف را با جدیتِ عمیق و انقلابی و قرآنی به ظهور آورد.
در مورد کار اجرایی فراموش نکنید که ایشان به طور فوق العاده و ابتکاری جریان دولت در سایه را پیش آورده است و در این مورد چه خدماتی به جناب شهید رئیسی کردند و در این روزها نیز راهکارهای بسیار دقیقی را مطرح میکنند که متاسفانه عقل اقتصادی و سیاسی هیئت دولت تا اینجاها رشد نکردهاند، هرچند که قصد منفی ندارند ولی این انقلاب با روح و روحیه دیگری میتواند جلو برود که در شخصیتهایی مانند آقای دکتر جلیلی حاضر است و از این جهت باید امیدوار بود به خودآگاهی مردمی که پای کار انقلاب با تمام وجود ایستادهاند. موفق باشید
بسمه تعالی. بنده بی وطن بودم جمهوری اسلامی ایران به من وطن داد، من سرگشته این جهان بودم تا زمانی که نور و راه انقلاب اسلامی را یافتم من بی کس، افسرده غمگین و پودر شده بودم که انقلاب را ایران جهموری اسلامی را یافتم و امروز مفتخرم به زندگی در وادی حریم جمهوری اسلامی ایران که زنده ترین پایدارترین و عمیق ترین زندگی ممکن است. گرد غبار پیری از سرگشتگی در جهان دارم که دریای انقلاب مرا میشوید و نور مهتاب ایمانش که جمال رهبری است مرا سرزنده و جوان میدارد. این راه و قصه هر انسانی در جهان است که به خانه و مقر الهایات و حقیقت کره زمین یعنی جمهوری اسلامی متعلق بشود. این خانه انسانهاست خانهی امنی که هیچ شیطانی اهل این خانه را نمیتواند برباید حتی اگر در لس آنجلس باشد. ما خانه ای داریم به وسعت جهان برای هر انسانی که زندگی را بر مردگی میگزیند و در همه جوانب سیاسی فردی و اجتماعی موفقیت های پاک را در مسیر خود حاضر خواهد یافت. این است آینده و امید ازین خاطر متین و شاد دو عالمم و سخت پی جزئیات استعداد های فراموش شده بشری ام هستم، همانها در سالها دشمنی دشمنان سوخت و ازم گرفتند. استاد آیا میتوان ایران را چنین خانه جهانی وصف کرد؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: حقیقتاً همینطور است. زیرا ایران، دیگر یک سرزمین نیست، افقی است که بشریت را در این زمانه متوجۀ حقیقت انسانیاش میکند. ایران در این زمانه یعنی ما و شهید حاج قاسم سلیمانی. ایران در این زمانه یعنی ما و شهید یحیی سنوار. و این یعنی عزمهای بزرگ به بزرگی عزمی که در نیروهای انتظامی و بسیج در مقابل توطئۀ اغتشاشگران ملاحظه کردید. ایران به گفتۀ «مایکل بن آری» (خاخام و سیاستمدار صهیونیست / عضو سابق کنست) که میگوید: «صادقانه باید گفت ایران توانسته در نظام ارزشی و در دلهای بسیاری از مردم خود، همان دیدگاه [آیتالله] خامنهای را نهادینه کند.» این همان وجدان توحیدیِ مردم است در نسبت با رهبر معظم انقلاب که در بزنگاهها ظهور میکند مانند ۲۲ دیماه که بدون آنکه رهبر معظم انقلاب پیشنهاد کنند خودشان کاری کردند که رهبر معظم انقلاب فرمودند با آن کار، کمر فتنه شکست. موفق باشید
