بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
41084

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام و عرض ادب: پدری هستم که پسری ۲۲ ساله دارم که کمابیش با آثار شما مانوس است. این پسر مدتی‌ست که هوای ازدواج به سرش افتاده و این درخواست را از ما داشت. دختری را معرفی کرد و انصافا هم دختر خوبی بود منتها ما سریع اقدام نکردیم و خودش هم نبود که اقدامی کند و آن دختر ازدواج کرد‌. بعد از این قضیه مدتی سرخورده شده و میل به کار نیز ندارد. آخر چطور به او بفهمانم که این سن و سال برای ازدواج نیست؟ بالاخره می‌فهمم که جوان است، ولی وقتی سر کار نمی‌رود و صرفا یک دانشجوست چگونه می‌خواهد زندگی کند؟ سعی کرده‌ام که با گفتنِ از شرایطِ بد اقتصادی و... رأیش را راجع‌ به ازدواج بزنم ولی مرغش یک‌پا دارد و جدیدا صراحتا می‌گوید که در معرض گناه افتادم و ازین قبیل حرفها. به او گفتم که مشغول شود و اخلاقش را بهتر کند یا کلا مشغولیتی پیدا کند که فکرش از سرش بیفتند ولی نه انگار نمی‌شود. روزش را با کتاب هایش و خوابیدن شب می‌کند. زمان ما اینطور نبود، ما اگر پدرمان می‌گفت الان وقت ازدواجت نیست این بازی ها را در نمی آوردیم. برای من آیه هم می‌خواند که خدا من و‌ زنم رو بی نیاز میکنه؛ من نمی‌دانم این چه برداشتیه که از آیه دارد! از لحاظ اقتصادی من هم نمی‌توانم پشتیبانش باشم. من هم حقوقی دارم که وسط برج تمام شده. حالا اگر به گناه هم بیفتد مشکل خودش است چون بالاخره من و او را در قبر های جداگانه می‌گذارند. می‌گوید وضع دانشگاه فلان است خیابان چون است جامعه اینطوری‌ست، خب مسئولیت خیابان و جامعه با من نیست. او کلا با من کم صحبت می‌کرد اما حالا تقریبا صحبتی نمی‌کند برای همین گفتم از اینجا شما حداقل به ذهن جوانش چیزی بگویید تا بلکه از خر شیطان پایین بیاید. سپاس

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اساس بر آن است که جوانان‌مان را در این سن و سال‌ها کمک کنیم تا ازدواج کنند، هرچند با سادگی تمام، به جهت مشکلات معیشتی بخصوص مشکل مسکن که این زمانه گریبان بسیاری را گرفته است و چاره‌ای نداریم که حتی به یک اتاق در خانۀ پدری فکر کنیم که البته امروز، کار آسان و پیشنهاد قابل قبولی نیست برای این نوع زندگی‌ها و این‌همه وسایل. آری! بالاخره خود آن جوان هم باید تلاش کند تا نیازهای زندگی خود را خودش تأمین کند و والدین باید کمک کنند، و نه آن‌که بار زندگی فرزندشان را تماماً به دوش بگیرند که معلوم است ممکن نیست. با توجه به آنچه عرض شد خوب است که آن جوان عزیز به سؤال و جواب شمارۀ 41066 نظری بکنند. موفق باشید

40988

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام و عرض خدا قوت: شهید سید مرتضی آوینی در مقاله «دولت پایدار حق فرا می رسد» بعد از بیان جایگاه انسان در عالم هستی عبارتی را بیان می کنند: اگر بشر رابطه بین تحولات انفسی خود و عوالم آسمانی را در نمی یابد، نباید بينگارد که چنین رابطه ای وجود ندارد... - این رابطه چگونه است؟ آیا تحول انفسی انسان در عوالم آسمانی اثر گذار است؟ به چه معنا؟ و یا اینکه عوالم آسمانی در تحولات انسانی موثر است و چگونه؟ و اگر این رابطه دو طرفه است چگونگی این رابطه را شرح بفرمایید. ممنون می شوم در این خصوص کلیت پرسش منابعی را از منابع استاد طاهرزاده و سایر بزرگواران دیگر معرفی بفرمایید تا مطالعه کنم.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! به حکم آیۀ: «يَسْأَلُهُ مَنْ فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ كُلَّ يَوْمٍ هُوَ فِي شَأْنٍ» هر اندازه انسان‌ها به سوی حضرت حق جلو و جلوتر روند، حضرت حق نیز با شأنی دیگر به سوی آن‌ها می‌آید، حال انسان‌ها چه بدانند و چه ندانند خداوند است که مطابق روح تاریخی که برای انسان‌ها رقم خورده، با آن‌ها روبرو می‌شود. و این امثال شهید آوینی‌ها هستند که متوجۀ ارادۀ خداوند در تاریخ‌شان می‌باشند. در این مورد خوب است مدتی با کتاب «سلوک ذیل شخصیت امام خمینی «رضوان‌الله‌تعالی‌علیه»» که روی سایت هست، مأنوس باشید. موفق باشید  البته بنده خودم یعنی طاهرزاده به سؤال رفقا جواب می‌دهم.

40967

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام و احترام خدمت استاد محترم: با توجه به پرسش ۴۰۹۶۶ آیا اینکه ماه رجب ماه جلال الهی است از آن جهت افق ما توجه به عظمت و اعلی و کبریایی الهی باشد یا از این جهت که جلال الهی تجلی می کند تا منیت سالک را نفی کند و به گفته کتاب اسما الحسنی هرچه منیت نفی شود شدت تجلی اسم بیشتر می شود. پس هرچه منیت نفی شود ارتباط با نور رازقیت الهی هم بیشتر خواهد بود. حالا آیا این موضوع که شدت تجلی نور اسما مثل رازقیت حضرت حق بیشتر خواهد شد مربوط به انوار ولایت ماه رجب است یا دیگر مربوط به ماه شعبان می شود؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! از آن جهت که بالاخره جلال او از جمالش جدا نیست، همان‌طور که جمالش از جلالش جدا نمی‌باشد؛ بنابراین در جلال او در عین احساس کبریائی‌اش باید امیدواربه جمال و الطاف او بود و در ماه مبارک رجب چنین احساسی برای افرادی که آن ماه را را پاس می‌دارند، پیش می‌آید و ادعیۀ آن ماه نیز به هر دو وجه نظر دارد. موفق باشید  

40955

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

نظر حضرتعالی در مورد وجود مبارکه و شریفیه حضرت رقیه بنت الحسین (سلام‌الله‌علیها) و مرقد منسوب ایشان در شهر شام با توجه به نظر استاد مطهری که در یادداشت‌های شخصی خودشان در باب انحرافات عاشورا اینگونه نگاشته‌اند: «...و از طفل امام حسین به نام رقیه که در شام مرده و بعد برایش ضریح ساخته‌اند اخیراً به هم بافته‏ اند...» صراحتا و بدون ارجاع چیست؟

متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: همان‌‌طور که استاد علامه سید جعفر مرتضی عاملی در کتاب «تحریف‌شناسی عاشورا» دارند که نقدی است بر کتاب حماسه‌ی حسینی شهید مطهری. و نظر جنابعالی را به جواب سؤال شمارۀ 10714 جلب می‌کنیم. باید گفت مرحوم شهید مطهری در این مورد اسناد کافی در اختیار نداشته‌اند. از آن طرف جناب استاد فیاض‌بخش می‌فرمودند همین سال‌های اخیر که مزار حضرت رقیه در حال تعمیر بود قبر شکافته شد و بدن مطهر کودکی که آن بدن نپوسیده بود؛ پیدا شد و برای تعمیر قبر، به مدت بیش از ۲۰ ساعت آن بدن را در دست‌ها نگه داشتند تا قبر آماده و در قبر قرار دادند. موفق باشید 

40948

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

بسم الله الرحمن الرحیم. سلام بر استاد طاهرزاده عزیز: شما در دروس معرفت نفس «حس حضور خداوند» را به ما آموخته‌اید. آیا منظور حضرتعالی در پاسخ به سوال 40898 ، حس حضور حضرت زهرای مرضیه سلام الله علیها در وجودمان هنگام انجام عبادات و وظایف اجتماعی است؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: با نظر به حقیقت عبادت که در واقع نظر به حضرت حق است تا او را در همۀ میدان‌ها مدّ نظر داشته باشیم، می‌توان متوجۀ شخصیت عرشی حضرت زهرا «سلام‌الله‌علیها» شد و در این رابطه در وظایف اجتماعی به عنوان حضور عبادی ورود کرد چیزی که در شخصیت شهید رجایی و شهید رئیسی ملاحظه کردیم و همچنان امیدوار حضور چنین شخصیت‌هایی هستیم و شما نیز در همین رابطه می‌توانید در خود چنین حضوری را مدّ نظر داشته باشید. موفق باشید

41083
متن پرسش

سلام علیکم و رحمه الله: استاد اعتقاد راسخ حضرت عالی مبنی بر اراده حق تعالی بر ظهور نور توحید به وسیله انقلاب اسلامی، آیا مستدل به بحث علم الاسماء جناب فردید است و یا استدلال قرآنی و یا روایی و یا عقلی هم دارد؟ آنچه خود حضرت امام رحمه الله علیه می فرمایند، به نظر می‌رسد بیشتر جهت دعایی دارد تا اِخبار، آنجا که می‌فرمایند ما ان شاءالله پرچم این انقلاب را به دست صاحب اصلی آن خواهیم داد. البته که تشخیص و انجام وظیفه، صرف نظر از وجود و یا عدم چنین اعتقادی به جای خود، و لیکن جهت اطمینان قلب ممنون می شوم دلایلتان را تصریح بفرمایید.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مهم آن است که با نظر به روایات مربوط به زمان‌شناسی، به رخداد انقلاب اسلامی با نگاه تاریخی بنگرید. در این رابطه اتفاقاً دقت‌های آقای دکتر احمد فردید هم در نسبت به حضور تاریخی ما قابل فهم است. و عنایت داشته باشید که سخنان حضرت امام خمینی «رضوان‌الله‌تعالی‌‌علیه» از نوع الهاماتی است که برای حضور در این تاریخ، مدّ نظر می‌آورند. به این جمله از روزنامه اسرائیل هیوم فکر کرده‌اید که می‌گوید: 
«بسیج» دقیقاً برای وضعیت امروز ایران ایجاد شده است. آیت‌الله روح‌الله خمینی به عنوان پدر بسیج این گروه شبه‌نظامی را پس از انقلاب ۱۹۷۹ تأسیس کرد که به «سلاح آخرالزمانی» او تبدیل گشته است.
باز تأکید می‌شود اگر رخداد و پدیدۀ تاریخی انقلاب اسلامی را در نسبت با جهانی که بنای حذف انقلاب اسلامی را دارد، «فهم» کنیم؛ می‌یابیم که جایگاه تاریخیِ انقلاب اسلامی تا آن‌جایی است که امروز، همۀ مسئلۀ جبهۀ استکبار انقلاب اسلامی شده است به عنوان جریانی که معنای ادامۀ تاریخ استکبار را از آن‌ها گرفته است. آیا این ما نیستیم و این‌همه امیدواری نسبت به آینده؟ موفق باشید                      
 

41035

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام و خسته نباشید: سوال اول. وقتی فساد خیلی زیادی توی مسئولين جامعه هست چرا نباید مردم آنها را دشمن خود بدانند و چرا حکومت در این زمینه به وظایف خود اونطور که باید عمل نمی‌کند. یه اغتشاشگر را زود شناسایی و اعدام میکنن ولی اختلاسگر راحت میچرخه برای خودش. چرا بزرگانی مثل شما نباید در ملأعام اعتراض بکنند علیه این موارد؟ مگه جزیی از امر بمعروف و نهی از منکر نیست؟ اینکه مصلحت نیست و باعث از بین رفتن وفاق می‌شود فکر کنم قانع کننده نیست. سوال دوم. حتما که امام علی چشم بصیرت شان باز بوده، پس چرا بعضا مسئولینی انتخاب کرده اند که بعدا مشخص شده خائن هستند؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. آری! بنده با تجربه‌ای که در مسئولیت‌های اجرایی داشتم؛ پس از مدتی به این نتیجه رسیدم ما برای ادامۀ انقلاب نیازمند به معارف عمیق قرآنی هستیم. به همین جهت از آن مسئولیت‌ها استعفا داده شد ولی بالاخره ما باید متوجه باشیم «برای آبادکردن دهی نباید شهری را خراب کرد» و این روش رهبر معظم انقلاب است که در راستای تحقق تمدن اسلامی و راه عبور از امثال آقای رفسنجانی‌ها که مسلّم خائن نیستند، ولی متوجۀ اهداف متعالی انقلاب اسلامی نیز نمی‌باشند، که باید مستقیماً درگیر نشد، زیرا به هر حال خائن نیستند ولی جاهل‌اند و گمان می‌کنند می‌توانند با مذاکره، آمریکا را نرم کرد. تذکری که در جواب سؤال شمارۀ 41037  بدان اشاره شد. ۲. ملاک، همواره وضع فعلی افراد بوده و نمی‌توان با اطلاع از فردای افراد آن‌ها را از موقعیت امروزین‌شان محروم نمود وگرنه حجّتی برای آن‌ها خواهد شد در مقابل ما و حال با نشان‌دادن خود حجّتی می‌شوند برای ما. موفق باشید

40946

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد عزیزم: ۱. برای اولین بار به زیارت علامه حسن‌زاده آملی رفتم در جلسه اول مرا در آغوش گرفت در حدی که تا یک ساعت و نیم حدودا نمی‌توانستم حرف بزنم و جلسه دوم علو خود را به من نشان داد و به من راه ورود ندادند خیلی خیلی تجربه ی شیرینی بود شخصی را که از نوجوانی دوست داشتم را دیدمش. استاد تا حالا که چند روز می‌گذرد فکر من پر از علامه شده، خیلی بیشتر شده. در این خصوص یک نکته ای بفرمایید. ۲. استاد من بلدم به بقیه محبت کنم ولی نمی‌دانم وقتی دیگران من رو اذیت می‌کنند و به من ظلم می‌کنند و... تا کی ببخشم تا کی اغماض کنم و کی اقدام مقابله به مثل کنم و کی کاملا تمام قد فرد مقابل را نابود کنم. خیلی اعصابم را خورد می‌کنند ولی می‌ترسم اقدامی بکنم و گناه کنم طرف مقابل خیلی گستاخی می‌کند و من می‌ترسم حرفی بزنم و جهنمی شوم. خیلی نیازمند راهنمایی و داشتن قدرت تمییز هستم. دست بوستان هستم.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: پیشنهاد می‌شود با تأمّل و پیگیری توصیه‌های حضرت علی «علیه‌السلام» به فرزندشان امام حسن «علیه‌السلام»، راه را به آن صورتی که نیاز امروز ما می‌باشد بیابید؛ و ادامه دهید تا به لطف الهی از همۀ این گردنه‌ها بتوانید عبور کنید. موفق باشید https://lobolmizan.ir/sound/706    و یا https://lobolmizan.ir/book/294?mark=%D9%81%D8%B1%D8%B2%D9%86%D8%AF%D9%85

41071

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

در آستانه ماه شعبان، تواصی بفرمائید؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عرایضی در این رابطه در سایت «لُب المیزان» مطرح شده  خوب است به آن‌جا رجوع فرمایید. https://lobolmizan.ir/category/65?&tab=posts&inner_tab=leaflet  موفق باشید

41017

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام و نور: ان شاءالله تندرست باشید. به من کمک کنید در فهم اینکه چرا برخی دعاها با وجود استمرار و اضطرار مستجاب نمی‌شود؟؛ و چه کنیم در خواسته ای گیر نکنیم؟ و تسلیم اراده ی خدا باشیم؟ این سپردن عمل به پروردگار به شکل عملی و معنوی یعنی خواستن واقعی دل به چه صورت است؟ چه طوری می توانیم این دل را راضی کنیم که راضی شود به رضای خدا؟ رهایی از خواسته چه طور اتفاق می افتد؟ (درخواست کاملا حلال و یکی از نیازهای فطری و طبیعی انسان است؛ و به هر دری که می شناختم زدم از نذرهای مختلف تا زیارت امام رضا و امام حسین و ... و تا الان گشایشی حاصل نشده. فهم حکمت و پذیرش مصلحت کار راحتی نیست) و سوال دیگر اینکه: چگونه می توانم فردی را که در حقم جفا کرده ببخشم؟ در زبان و دل خواستم که او را ببخشم ولی هنوز ته دلم دلخورم و یاد عملش که می افتم خیلی ناراحت می شوم! به نظر خودم این بخشیدن نصفه نیمه است! (البته جفاکننده اظهار پشیمانی و عذر خواهی نکرده است ولی خودم می خواهم از این فشار ناحقی که در حقم شده نجات پیدا کنم، چه کنم؟)

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم:۱. در عین پذیرفتن زندگی ساده و بدون نظر به پیشنهادهای اهل دنیا، به این فکر کنید که شاید خداوند تقدیر دیگری را  برای‌مان رقم زده و از این جهت باید راضی بود به رضای خداوند. در آن صورت، حضور دیگری مدّ نظر می‌آید. ۲. کار خوبی است که انسان آن نوع کدورت‌ها را از قلب و ذهن خود بیرون کند و باید مواظب بود همین‌که یاد آن جفاها می‌افتیم، ذهن را منصرف نماییم. موفق باشید 

41016

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام و عرض تبریک اعیاد بزرگ رجب و شعبان و التماس دعای خیر از استاد بزرگوار: در یکی از جلساتی که با گروهی از دوستان اهل ایمان، مباحث معرفتی و سلوکی حضرتعالی را مباحثه می‌کنیم بعضا دوستان شوخی هایی را  به میان می آورند و در پاسخ عزیزانی که درخواست رعایت شأن جلسه و اعضای جلسه را دارن که بهتراست  رعایت شود تا مسیر سلوک بهتر باز شود و درکل شأن مومن، استفاده ازاین نوع شوخی ها نیست، می‌فرمایند استفاده ازاین شوخی ها در جمع دوستانه برای شاد کردن خود و دوستان حاضر در جمع، عفت کلام را ازبین نمی‌برد و ایرادی ندارد. بنده در روایات جستجو کردم اما یا بدلیل ناشی بودن در جستجو یا ناقص بودن منابع در دسترسم، نتوانستم روایات صریحی در این باب پیدا کنم نگران شدم مبادا ایرادی که وارد شده اصلا جایز نبوده و بقول معروف سختگیری کرده ام از طرفی حقیقتا از طرح چنین صحبت‌ها و شوخی هایی آزرده می‌شوم لذا در خواست دارم در این مورد سختی بفرمایید که چراغ راه ما باشد. تشکر

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر می‌آید تا آنجا که ممکن است باید فضا کاملاً حالت علمی و تدبّر در موضوع اصلی مورد بحث داشته باشد همان‌طور که سیرۀ علماءاست، بخصوص حضرت امام «رضوان‌الله‌تعالی‌علیه» در جلسات خود چنین سیره‌ای داشتند. موفق باشید

40998

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام وقت شما بخیر آقای طاهرزاده: من بعد از چند سال تحمل تحقیر و توهین و تجربیات تلخ، تبدیل به انسانی پرخاشگر و وحشی شدم. گاهی حس می‌کنم مثل یک سگ هار هستم. به محض اینکه کسی حرفی بهم می‌زنه عصبانی میشم و یک جواب تند بهش میدم. انگار اگه جواب ندم تمام حیثیتم بر باد می‌ره. اوایل از این قابلیت حاضر جوابی و توان دعوا لذت می‌بردم. چون حس می‌کردم دیگه اون آدم تو سری خور و ناتوان سابق نیستم. اما الان خیلی اذیت میشم و تا چند ساعت حالم بده. دیگه کنترلش از دستم خارج شده. انگار تبدیل به یکی دیگه میشم و خودم از دور نظاره گر دعوام. قبلا حداقل یک سری حریم ها رو رعایت می‌کردم اما اخیرا چند بار با پدر و مادرم که واقعا شریف و مهربان هستند سر مسائل پیش پا افتاده دعوا کردم. وقتی هم که اونا منو دعوت به آرامش و صلح می‌کنن دقیقا شبیه به ابلیس با تکبر پسشون می‌زنم و منتظر می‌مونم که ازم عذرخواهی کنن. حتی یکی دو بار توهین جنسی هم کردم وسط دعوا و بعد از اینکه حرف از دهنم بیرون اومده فهمیدم تهمتی زدم که حد شرعی داره! خسته شدم از این وضع. نمی‌خوام آخرتم رو به باد بدم. لطفا کمکم کنید.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! این مهم است که انسان متوجۀ زشتی این روحیه بشود و سعی کند از آن عبور نماید زیرا این مرحله، مرحله‌ای است که شیطان تلاش می‌کند تا ما را از عبادات و ایمان خود بی‌نتیجه کند، همان بلایی که بر سر خود آورد . با عبادات و اخلاق و روزه‌داری و تدبّر در قرآن، ان شاءالله می‌توانید از آن عبور نمایید. موفق باشید

40996

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد از درون پاشیده هستم.....

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در این مورد خوب است ابتدا به مباحث «نیست‌انگاری» که روی سایت هست و سپس به کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» رجوع شود و پس آن‌ به مباحث قرآنی مانند عرایضی که در مورد سورۀ آل‌عمران شده، رجوع فرمایید. موفق باشید

41021

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام بر استاد گرامی: ضمن عرض ادب. با توجه به شرایط کنونی، این پرسش برای بنده مطرح شد، که در جامعه‌ای با مبانی اسلامی، چرا سازوکار مشخص و مورد اعتمادی طراحی نمی‌شود تا اشخاص خیّر و علاقمند به پیشرفت کشور بتوانند کمک‌های مالی خود را به حسابی معیّن واریز کنند؟ مثلا، این حساب می‌تواند زیر نظر نهادهایی همچون بیت رهبری باشد تا وجوه جمع‌آوری شده در مسیر آبادانی و تعالی میهن به کار گرفته شود. هرچند مردم به صورت فردی به نیازمندان یاری می‌رسانند و نیز به پرداخت خمس و زکات اهتمام می‌ورزند، اما به نظر می‌رسد اگر اینگونه منابع مالی هم، در یک نهاد معتبر دولتی متمرکز گردد، امکان سرمایه‌گذاری هدفمندتر و مؤثرتری فراهم می‌آید. همیشه در ذهنم بوده که چرا نهادی رسمی و قابل اطمینان این مهم را سامان نمی‌بخشد؟ در اینصورت می‌توان وحوهات مردمی را صرف اموری همچون بازسازی مدارس یا بهبود معیشت نیازمندان کردو شایسته است این مسئولیت به سازمانی مانند سپاه پاسداران انقلاب اسلامی سپرده شود تا از دسترسی افراد نااهل یا ضد انقلاب مصون بماند و موجبات مشکلات جدید فراهم نگردد. به‌عنوان مثال، در کانون فرهنگی که زیر نظر این جانب اداره می‌شود، با درخواست کمک مردمی و ارائه شماره حساب، ماهیانه مبلغ قابل توجهی برای خرید کتب مذهبی و ارسال به مناطق محروم جمع‌آوری می‌شود. حال اگر چنین طرحی در سطح ملی و با عنوانی همچون «طرح کرامت» به اجرا درآید، بی‌تردید اقبال عمومی به همراه خواهد داشت و در صورت عدم موفقیت نیز ضرری متوجه جامعه نخواهد شد. (این طرحی غیر از پرداخت خمس و زکات باشد) با سپاس از توجه و تأمل شما.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! از جهتی چنین نهادی لازم است تا افرادی که بنا دارند به نیازمندان به هر نحوی که نیازمندان محتاج هستند، کمک کنند، سرگردان نباشند و مطمئن باشند کمک‌های آن‌ها به اهلش می‌رسد. و از طرف دیگر در هر طایفه و منطقه فقرایی هستند که قرآن در وصف آن‌ها می‌فرماید: «لِلْفُقَرَاءِ الَّذِينَ أُحْصِرُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ لَا يَسْتَطِيعُونَ ضَرْبًا فِي الْأَرْضِ يَحْسَبُهُمُ الْجَاهِلُ أَغْنِيَاءَ مِنَ التَّعَفُّفِ تَعْرِفُهُمْ بِسِيمَاهُمْ لَا يَسْأَلُونَ النَّاسَ إِلْحَافًا ۗ وَمَا تُنْفِقُوا مِنْ خَيْرٍ فَإِنَّ اللَّهَ بِهِ عَلِيمٌ» و از این جهت که فقر آن‌ها علنی نیست، هرکس به طور خاص که آن‌ها را می‌شناسد، به صورتی که آبروی آن‌ها حفظ شود باید به آن‌ها کمک کرد و در جامعۀ اسلامی باید به همۀ این موارد فکر نمود. موفق باشید

41004

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد: من دو تا سوال دارم. استاد من درگیر معصیتی هستم که چند سالی با توسل با نذر و نیاز نتوسنتم ترک کنم. بعد رفتم سراغ روانشناس ها و چیزی که متوجه شدم عادتی که از این معصیت دارم ناشی از عملکرد مغزه. بعد برام این شبهه ایجاد شده که مغز قدرت های زیادی داره به طوری که خیلی از معنویت های که فکر می‌کنیم معنویته به خاطر عملکرد مغزه در اون لحظه. مثلا من بعد از زیارت سیدالشهدا اون گناهی که عادت و اعتیاد بهش داشتم چند وقتی کنار گذاشتم اما حالا فکر می‌کنم قدرت مغزی در اون لحظه کمکم کرده بود و نه معنویت حاصل از زیارت. نشونش هم اینکه دفعه بعدی در زیارت این قدرت ترک رو نداشتم. لطفا کمک کنید قدرت مغز رو چطور جمع کنیم با خیلی از چیزهایی که میگیم معنویت. سوال دوم اینکه لطفا یه راه حل کامل بهم بدید برای اینکه اراده ام قوی شود.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. آری! اعضای بدن از جمله مغز، بستر تدبیر نفس ناطقه است و هر اندازه بدن انسان بیشتر در تعادل باشد، نفس ناطقه یا روح انسان، بهتر در تصمیماتش موفق است و روان‌شناسی به عنوان یک علم تجربی با روش آزمون و خطا، بعضاً می‌تواند متوجۀ نسبت بین بدن انسان و روح او بشود ولی نباید گمان کرد آن موضوعات، تنها در محدودۀ روان است و از مراتب بالاتر غفلت نمود. ۲. خوب است مباحث «معرفت نفس» دنبال شود. در این رابطه به کانال «معرفت نفس» رجوع فرمایید و بررسی کنید با سخن کدام یک از اساتید می‌توانید رابطه برقرار نمایید. مطالب را با همان استاد دنبال کنید. موفق باشید  https://eitaa.com/marefatenafs_10nokteh

40943

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام و تحییت خدمت شما استاد طاهرزاده: ۱. گناه چرا وهم رو تقویت میکنه؟ ۲۲. استاد شما کتاب روان شناسی اسلامی سراغ دارین؟ و میشه واسم این کتاب رو معرفی کنید؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. مگر جز این است که انسان وقتی گرفتار وَهمیات شد، دل به معاصی می‌سپارد؟ و لذا همان معاصی او را به وَهمیات بیشتر می‌کشاند. ۲. در جریان کتابی در این رابطه نیستم. ولی توصیه می‌شود در این رابطه به کانال «معرفت نفس» رجوع فرمایید و بررسی کنید با کدامیک از اساتید که مباحث معرفت نفس را مطرح کرده‌اند، راحت‌تر می‌توانید کار را ادامه دهید. موفق باشیدhttps://eitaa.com/marefatenafs_10nokteh

41059

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام و احترام خدمت استاد: بنده یک زندگی معمولی دارم سر کار میرم و.. اما احساس می‌کنم کار خاصی برای ظهور امام زمان یا وظیفه اجتماعی نمی‌کنم. من چجور باید مسئولیت زندگی ام رو پیدا کنم؟ روزهای من بسیار به بیهودگی می‌گذرد. هر چند هم خانه داری می‌کنم هم شاغل هستم، همچنین مال و پول هم که بدست می آید در چه راهی خرج شد که هدر نرود حال اگر بخواهم از لحاظ دینی برای مال و زمانم برنامه ریزی کنم و یک تقسیم بندی داشته باشم به چه صورت است؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: باید در دوران بی‌معناشدن انسان ، انسان‌ها معنای خود را با حضور در تاریخی که ذیل ارادۀ الهی در این زمانه شکل گرفته پیدا کنند که به نظر بنده آن تاریخ، تاریخی است که با انقلاب اسلامی شروع شده است. امری که جناب هایدگر به دنبال آن بود و آقای دکتر احمد فردید فرموده بودند ای کاش او در زمان ظهور انقلاب اسلامی زنده بود تا با خدای آقای خمینی متوجۀ خدایی می‌شد که به دنبال آن بود. پیشنهاد میشود مباحثی که تحت عنوان «نیست‌انگاری» روی سایت هست، دنبال شود. موفق باشیدhttps://lobolmizan.ir/search?search=%D9%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA%20%D8%A7%D9%86%DA%AF%D8%A7%D8%B1%DB%8C&tab=sounds

40987

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام وعرض ادب و احترام: استاد بزرگوار بنده خیلی نمیتونم درسطح این بزرگوارانی که از شما سوأل میکنن، طرح سؤال کنم چون سوادم در حد شما نیست فقط سوالی ذهنم رو مشغول کرده است رابطه لیلة القدر و یوم الفصل چیست؟ آیا میتونیم بگیم یوم الفصل، یومِ لیلة القدر است؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: با نظر به سورۀ مرسلات و آیاتی که می‌فرماید: «لِيَوْمِ الْفَصْلِ ﴿۱۳﴾ وَمَا أَدْرَاكَ مَا يَوْمُ الْفَصْلِ ﴿۱۴﴾ اگر متوجه باشیم «یوم الفصل» در اکنونِ ما حاضر است و هر روز می‌تواند روزِ روشن‌شدن حقیقت باشد؛ برای یافتن چهره‌های دیگر حقیقت، آری! هر روز را لیلۀ القدری هست که به «مطلع‌الفجری» می‌رسد. عرایضی در رابطه با سورۀ مرسلات و سورۀ قدر شده است. خوب است که اگر فرصت داشتید به آن مباحث رجوع فرمایید. موفق باشید https://lobolmizan.ir/get-file/4801/?item=0 و   https://lobolmizan.ir/book/1095?mark=%D9%85%D8%B1%D8%B3%D9%84%D8%A7%D8%AA

40961

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

بمان که عشق تو عشقی عفیف خواهد شد / حریف عشق تو هم بی‌حریف خواهد شد / هنر اگر به تو پایان نیافت بی‌هنریست / که شام آخر بی تو سخیف خواهد شد / ظرافتی که تو داری درون باطن خویش / اگر که سنگ چشیدش ظریف خواهد شد / چه غم اگر بفشارند مردمان گل را / گل لطیف گلابش لطیف خواهد شد / تویی تو آینه‌ی خاک و باد و آتش و آب / بدون آینه عنصر ضعیف خواهد شد / اگر که شعر تو از عمق جان سروده شود / عروض و قافیه حالش ردیف خواهد شد / توهمات تو هستی به نیستی دادست / جهان بی تو جهانی کثیف خواهد شد / سه‌شنبه ۲ دی ۱۴۰۴

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: و این یعنی نظر به حضور حضرت حق با رحمت‌های واسعه در زندگی دنیایی. در این صورت است که زندگی با همۀ مشکلاتش همچنان زندگی می‌ماند زیرا رحمت الهی در میان است برعکسِ زندگی‌های اهل دنیا که نتوانستند با روحانیت اصیل اسلام محمدی «صلوات‌الله‌علیه‌واله» مأنوس شوند و حقیقتاً زندگی را گُم می‌کنند، هرکس که می‌خواهد باشد حتی رئیس جمهور آمریکا. موفق باشید

41070
متن پرسش

سلام استاد بزرگوارم: با مؤمنان و حزب الهی ها که همنشین باشی احساس می‌کنی از بالارفتن شمار سال‌های عمر رهبری دل نگران روزی هستند که ناگهان، رفتن تو ناگزیر می شود. هر چند از این دل نگرانی، به هم چیزی نگویند و از آن طرف، مخالفین و معاندین چه بی‌صبرانه منتظر پر شدن پیمانه عمر آن جانان هستند. استاد عزیزم ما در روحمان یک همسویی و همدلی خاصی با آقایمان حس می کنیم، اگر در وقت رفتنش در این دنیا باشیم، چه کنیم؟ البته که امیدوار به سنن الهی هستیم ولیکن صبر بسیار بباید پدر پیر فلک را، تا دگر مادر گیتی چو او فرزند بزاید، شما هیچ، نگران آن روز هستید؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌طور است. خدا می‌داند همه چیز حکایت از آن دارد که حضرت پرودگار از دوران کودکیِ رهبر معظم انقلاب با عنایات خاصی این مرد را برای این روزگار پرورانده است و چه خوب پرورانده. و معلوم است که نمی‌توانیم از این آینۀ عنایت الهی چشم برداریم. مگر دل، طاقت می‌آورد که فکر آن را هم بکند! مگر آن‌که می‌دانیم این خداست که دارد خدایی می‌کند و همچنان به رحمت او امیدوار هستیم. امری که امثال سید هاشم الحیدری در بیرون از مرزهای ایران به خوبی متوجۀ آن شده اند. https://eitaa.com/Basijvelayat1/275154موفق باشید      

41023

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد بزرگوار: خدا شما و امثال شما را حفظ فرماید. امام کاظم علیه السلام، در دعای بعد از نماز شب در ماه رجب می‌فرمایند: تَجْعَلَ عَیشی عیشَةً نَقِیةً وَمَیتَتی میتَةً سَوِیةً ... زندگی مرا زندگی پاک و پاکیزه و مرگم را مرگی معتدل و مستقیم قرار بده... منظور از مرگ معتدل چیست؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: گویا منظور آن نوع مرگی می‌باشد که انسان وظایف دنیایی خود را به لطف خداوند به خوبی انجام داده باشد و به جای روبروشدن با نکیر و منکر و صدها دردسر، مفتخر به بشیر و مبشّر می‌شود و هزاران امید. موفق باشید

40954

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

آیا به نظر حضرتعالی در سیر و سلوک باید تبعیت محض آنهم از یک استاد داشته باشیم؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در این تاریخ چنین امری چندان لازم نیست. در این رابطه به جزوۀ «شرح مختصر دستورالعمل آیت الله بهجت (رحمة الله علیه)» رجوع شود.
 https://lobolmizan.ir/leaflet/231?mark=%D8%A8%D9%87%D8%AC%D8%AA . موفق باشید
 

40890

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد: ما درگیر یک جنگ همه جانبه هستیم. نظامی، اقتصادی، فرهنگی و در جنگ هم هم زدیم و هم خوردیم در جبهه فرهنگی، هم رویش داشته ایم هم ریزش همانطور که از نظر حجاب متاسفانه به مشکل خوردیم نظام غرب هم از دست نفوذ تفکر انقلاب کلافه شده، آیا میشه به این موضوع امید وار بود؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: چرا که نه! آری! تاریخی که با انگیزۀ توحیدی ذیل نبوت پیامبر خدا شروع می‌شود، آنچنان نیست که با تقابل تاریخ دیروزین، هرچند آن مقابله به جهت سابقه‌ای که دارد؛ قوی باشد، شکست بخورد و «بشّر الصّابرین» تذکر به آنانی است که حضور آن تاریخ را در آیندۀ پیش رو مدّ نظر دارند و با حمله و ستیزۀ جبهۀ استکباریِ دیروزین، خود را نمی‌بازند، زیرا به خوبی به فردای دیگری می‌اندیشند، فردایی که حضرت روح الله «رضوان‌الله‌تعالی‌علیه»  تا آن‌جا مدّ نظر قرار داد که فرمودند: «مگر بیش از این است که فرزندان عزیز اسلام ناب محمدی در سراسر جهان بر چوبه‌های‌دار می‌روند؟ مگر بیش از این است که زنان و فرزندان خردسال حزب الله در جهان به اسارت گرفته می‌شوند؟ بگذار دنیای پست مادیت با ما چنین کند ولی ما به وظیفه اسلامی خود عمل کنیم.» ملاحظه کنید آن مرد در دلِ تاریخی که آغازگرِ آن بوده است، تا کجاها را مدّ نظر داشته است و ما در مقابله با تاریخ استکبار برای حضور در تاریخ آخرالزمانیِ خود تا این‌جاها ایستاده‌ایم. تا در معنای حقیقی خود ایستاده باشیم.
آیا نمی‌توان گفت که ایران به عنوان  یک تاریخ با هویت خاص خرد خسروانی در جلوه فرهنگ تشیع، طوری به میدان آمده است که استکبار تحمل چنین ملتی را ندارد؟ آیا همین که بعد از حمله ترکیبی رژیم صهیون ایران منفعل نشد و به گفته آنان به کما نرفت و توانست مقابله کند، حکایت از  پیروزی ایران به حساب نمی‌آید تا ما معنای زندگی در این تاریخ را در تقابلی که با رژیم صهیون پیش آمده درک کنیم؟ موفق باشید        
 

40984

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام علیکم استاد: عرض ادب و وقت بخیر، بنده پسر ۲۶ ساله ای هستم که توسلات بسیار بسیار بسیارطولانی در امر ازدواج داشته ام و مکرر هم خواستگاری رفته ام اما به جایی نرسیده، از طرفی هم طوفان شهوت امانم بریده، با اینکه الحمدلله رشد و سلامت جسمی، عقلی و توان خوب مالی هم دارم و مانعی از این بابت الحمدلله رب العالمین وجود ندارد این را هم عرض کنم که تک فرزند هستم و سال گذشته پدر را از دست دادم و با مادر زندگی می‌کنم ممنون میشم دستورالعملی، توسلی، راهکاری پیش پایم بگذارید. التماس دعا دارم.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: چرا همان اولین خواستگاری، کار را تمام نمی‌کنید؟!  به آن سخن رسول خدا «صلوات‌الله‌علیه‌وآله» توجه کنید که فرمودند هر آنچه در نزد دیگر زنان سراغ دارید، در همسر خودتان هست. مکرر خدمت رفقا عرض شده است که خودِ خداوند به حکم آیۀ: «وَمِنْ آيَاتِهِ أَنْ خَلَقَ لَكُمْ مِنْ أَنْفُسِكُمْ أَزْوَاجًا لِتَسْكُنُوا إِلَيْهَا وَجَعَلَ بَيْنَكُمْ مَوَدَّةً وَرَحْمَةً إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَاتٍ لِقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ» می‌فرماید: مودت و رحمت را خودش در بین زوجین به میان می‌آورد، پس چرا خود را معطل کنیم؟ البته و صد البته باید طرفین، بنا داشته باشند زندگی خود را با سادگی شروع کنند و ادامه دهند. موفق باشید

41050
متن پرسش

من در حیرتی عظیم هستم که حضرت دوست من را به کجا می‌کشاند؟! نمی‌دانم، حس می‌کنم فریز شده‌ام در برابر راهی که آمده‌ام و من از خود می‌پرسم: تو آمدی؟! نه! من حال مذهبی ای را نمی‌گویم؛ آخر من پر از اشتباهم و علاوه بر آن هر لحظه غرق در تفکرات و توهمات و تخیلات پوچی که نمی‌توانم متوقفشان کنم و حس می‌کنم در منجلابی از خود دست و پا می‌زنم و زوری زوری راه می‌روم ولی وقتی برمی‌گردم و به خود می‌نگرم و به اینجایی که هستم و حتی به فردی و شخصیتی و هویتی که هستم نگاه می‌کنم به حیرت می‌روم و چرا دروغ بگویم؟ کمی خودم از خودم به حیرت می‌روم و به خود می‌بالم و همین بالیدن که سبب سکونِ من و یک چیزی در من می‌شود که دیگر آن ارتباط خالصی که با جهان برقرار می‌کنم را نمی‌توانم داشته باشم؛ به حیرت می‌روم، این دمیده شدن روح در من و این فراگیری‌ای که من را در بر گرفته مرا به حیرت برده و هر چه به خود نگاه می‌کنم بی‌پاییِ خود را می‌یابم! و باز خود از خود می‌پرسم چگونه می‌خواهی بروی؟ این آیا جوابی دارد؟! خیلی و خیلی زیاد، وقتی این راه را می‌بینم که آمده‌ام بی‌پاییِ خود را می‌یابم و این دیدنِ بی‌پایی به بی‌پاییِ الانم دامن می‌زند؛ نمی‌دانم! در رکودم؟ یا در رکودی در حرکتم؟! اما این رکود و این حیرت که من را به نشستن و فقط تماشا کردن در آورده من را آزرده خاطر می‌کند؛ من جمله اینکه با تنی رنجور و خسته نشسته‌ام هم دامن می‌زند؛ متعال باشید.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر می‌آید «دوست دارد یار، این آشفتگی». باید با خودمان جدّی‌تر از دیروزمان باشیم به وسعت انسانِ آخرالزمانی. از این جهت باید به حضور تاریخی که با انقلاب اسلامی پیش آمده است، فکر کرد. با توجه به این‌که هر تاریخی با نوعی تفکر حضوری آغاز می‌شود و در آن راستا روح مردم را دگرگون  می‌کند و در نتیجه افکار بیگانه به اصل ظلمانی خود باز می‌گردند، امامان به عنوان انسان‌هایی که متوجۀ تاریخ خود و ارادۀ الهی در زمانۀ خود بودند،  بعد از نبیّ، مقام‌شان چنین بود که وحی الهی را از اجمال به تفصیل می‌آوردند و لذا باطن‌های شریر به وسیلۀ آن‌ها آشکار می‌شد و مردم به کمک آن‌ها با آموزه‌های الهی آشنا می‌شدند ولی با مواجهۀ ما با غرب، فرهنگ اسلامی ما سنت اصیل نبوی خود را فراموش کرد و تحت تأثیر خودخواهی فرهنگِ خودبنیادِ غرب، حق النّاس فراموش شد و آن‌طور که شایسته بود تا انسان‌ها نسبت به هم یگانه باشند، نسبت به هم بیگانه شدند ولی با انقلاب اسلامی به عنوان تاریخِ ادامۀ سنت اصیل نبوی، عالَمی دینی برای مردم جلوه کرد، عالمی که انسان‌ها نسبت به همدیگر احساس یگانگی دارند و مدت‌ها از آن غافل بودند و این است معنای حضور در تاریخ انقلاب اسلامی و درک وجودی خود در این تاریخ که با نظر به امام حسین «علیه‌السلام» و کربلا به ما برگشت نمود. موفق باشید      

نمایش چاپی