با سلام و احترام خدمت استاد گرامی: عرض کنم که گیجی گاهی اوقات سراسر وجودم را میگیرد و شاید این گیجی ثمره نشناختن صحیح زمانهام است. بنده درحال حاضر به حسب علاقه و استعداد، درحال تحصیل در یکی از رشته های علوم پزشکی هستم و از طرف دیگر دریافتهام که اصلا انسان تک بعدی ای نیستم که ۲۴ ساعتم را روی یک موضوع بگذرانم. بنده همانقدر که به این علم و فن علاقهمندم، به حکمت نیز علاقه مندم. یعنی میل به این ندارم که مثلا فقط پزشک شوم بلکه طلبم این است که همانند حکمای ایران زمین با آن مدل خرد به تحصیل بپردازم. حکمایی که جامع علوم بودند. از علم اسفل گرفته یعنی طبیعیات و بعد ریاضیات، تا علم اعلی که الهیات است. دانشمندی چون بوعلی که در شفا نهایت ذوقش را بهخرج داده تا همه علوم را جامع تحویل انسانها دهد. از طرفی ذوق هنری هم دارم و نمیخواهم این تکه از وجودم پایمال علم بشود و میخواهم این نیز بدرخشد. با پرداختن به یکی از اینها در خودم احساس کمبود میکنم چون این انفصالی که بین علوم قائل میشوند درنظرم انفصال حقیقی نیست بلکه همه علوم به هم متصل اند و کامل کننده یکدیگرند و همه اینها با هم اند که در دلشان حکیمان را میپرورانند. معلم ثانی که مؤسس فلسفه اسلامیست، یک موسیقیدان قهار بوده است یا بوعلی که جامع علوم است. از یک جهت نیز بعضی ازین علوم در حوزه علمیه قرار دارند و میدانم اگر امروز به تقلید در فضای احکام متوقف شدهام، فردا سودای این به سرم میزند که خودم بروم و مجتهد شوم! این علایق، ناشی از کمالگرایی به معنای روانشناسی آن نیست بلکه ناشی از کمال طلبی به معنای خاص مقام انسان است که میل به کمال دارد. حال من میمانم و مسیری که باید گشوده شود. از یکسو حکمت گذشتگان مان نوید این را میدهد که یک انسان قوت جامع شدن را دارد و از یکطرف نمیخواهم گرفتارِ زیادهگویی ها بشوم و میخواهم از هر کدام ازین علوم، لُب مطلبش را بدانم و به جهد بتوانم با زبانی فردایی آنها را ارائه و توسعه دهم. این توفیقیست بس مبارک؛ بنده نیز گفتم حالا که این میل در من افتاده چرا بهدنبالش نروم؟ مگر در دوره معاصر علامه حسن زاده ای نداشتیم که بمعنای حقیقی حکیم بودند؟ چرا من افقم ایشان نباشد؟ (از سویی با نظر به زمانه شناسی و اینکه راهِ آینده میبایست باز شود مطالعات غرب شناسی و فلسفه غرب را هم در نظرم داشتم). در نتیجه باید بگویم که اینهمه راه، انسان را دچار سرگردانی میکند که نمیداند الان وقت یادگیری کدام علم است. اول ادبیات بخواند یا اول برود سراغ الهیات یا از علم اسفل شروع کند به بالا یا دانشگاه صرف که البته برای من محال است. نگاه که میکنم میبینم جامعه ما به حکیم نیاز دارد یعنی انسانی که وقتی میخواهد یک بنا بسازد هم از لحاظ ریاضی و هندسی، هم درنظر گرفتن مصالح و تجهیزات، هم اصول و مبانی، هم سازگاری با انسان و طبیعت و... بتواند طرحی ارائه دهد که جامع همه اینها باشد و این یک مثال است و مثال های بیشتری میتوان زد. اگر ممکن هست بنده را راهنمایی بفرمایید تا بلکه مسیری پیشارویم گشاده شود. با تشکر
باسمه تعالی: سلام علیکم: حقیقتاً اگر در این زمانه جوانان ما خود را فریب ندهند، نمیتوانند در یک رشته از علوم تجربی و دانشگاهی متوقف شوند. مهم درک حقیقت انسان است با حواشیِ زندگی در این دنیا، که یکی از این حواشی، علوم پزشکی است. در این رابطه خوب است در عین دقت در همان علوم پزشکی، در مسیر انسانشناسی که در نهایت به درک «ثقلین» ختم میشود؛ اندیشه کرد وگرنه ظرفیتهای خود را معطل گذاشتهایم. در این سالهای اخیر در موضوع «انسانیت انسان» عرایضی شده است که خوب است آن مباحث تعقیب شود. موفق باشید
بسیار اندیشه ورز و پیداست دورانمون که منطبق به زمان موسی علیه السلام و کربلا و سقیفهء حضرت زهرا سلام الله! تنگنای کربلا آنقدر زیاد بود که از میان میلیون ها انسان در زمین فقط ۷۲ نفر پیوستند و از بین هزاران لشکریان خط مقدم دشمن فقط یک نفر حُر شد آنقدر که تنگنا بود! عده ای با سنگ و شمشیر میزدند و گریه میکردند که نباید بزنند اما نمیتوانستند نزنند و عده ای گول خوردن و میزان زیادی خواب غفلت را به سود و زیان خود در دنیا برگزیدند و همه تاریخ و حق را نادیده گرفتند زیرا همواره انتخابشان راحتی ها بود. آنها میترسیدند انتخاب های درست را داشته باشند و از خود بگذرند. احاطه ای که ما را در بر گرفته و معنی کرده تاریخ ماست! این دنیا تکرار قصه هاست به آدمیان، موهبت حیات در هستی عطا شد تا در هزاران آزمون خود یافتن، خود را یکی پس از دیگری پشت سر بگذارند و پیش روند تا به صراط حق برسند پس این دنیا گورستان قصه هاست و غرب کافر، از ما بعنوان حرکت به سوی پوچی استفاده کرد. وقت آخرین بازیه! یه بازیه خطرناک با بالاترین میزان امتحان و ریسک: بقای بحق یا انقراض؛ این بازی همونحایی که شروع شد تموم میشه در دنیایی مثل یک هزارتو که امتحان میکنه ما کی هستیم که آشکار میکنه ما قراره چی بشیم. آخرین چرخه گراداگرد پیچ شاید این بار ما خودمونو آزاد کنیم زیرا گشوده تر از انقلاب اسلامی در تنها تاریخ محیط وجود نداره. انقلاب اسلامی حرکت ابراهیم و موسی و اهل بیت نبی است در انقلاب حضرت علی و زهرا حسن و حسین و همه چهارده معصوم علیه السلام همان راهشان را حاضر کردند و مهدی همچنان غایب است زیرا که هنوز ایشان منتظر خود است.
باسمه تعالی: سلام علیکم: و با نظر به همین انقلاب است که فردایِ انسانها هرچه بیشتر به سوی انسانیت است و به خوبی روشن است که طریقت حضرت امام خمینی «رضواناللهتعالیعلیه» از فتوحات آخرالزمانی ایشان و درک حضور نهایی انسان آخرالزمانی ریشه گرفته، طریقتی با گذار از مدرنیتۀ خودبنیادِ بشر جدید و از این جهت شخصیت حضرت امام تعلّق به آخرالزمان داشت و این غیر شهودی است که بعضی از اهل سلوک به عنوان شهودات فردی در آن متوقف هستند و لذا جلال و جمال در وجود امام به نحوی تجلی کرده بود که ایشان آخرالزمان را به نحو تفصیلی میشناختند، امری که تنها خودآگاهیِ تاریخیِ متفکران اُنسی میتوانند از آن آگاهی داشته باشند و با توجه به این امر اگر به کربلا رجوع شود، کربلا را در تاریخ خود حاضر کردهایم و در اکنون خود در کربلا حاضر شدهایم. آیا با توجه به این امر میتوان به یگانگی «زندگی» و «مقاومت» اندیشه کرد؟ موفق باشید
سلام علیکم: آیا در سجده که ما میگیم. «سبحان ربی الاعلی و بحمده»، این کلمه رب، همان رب شخصی «رب الخاص» است.
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! به حکم آنکه ربّ ما ربِ عالمیان است و نسبت خاصی با هر مربوبی دارد. موفق باشید
سلام و عرض ادب استاد گرانقدر طی مطالبی که تحت عنوان شهادت رهبری و تقابل جهانِ «سنت» با جهانِ ساختگی «رسانه» در این بعثت تاریخی فرمودید ما و دوستانمون بر آن شدیم بحث مهم سنت های الهی در قرآن رو مورد نظر قرار داده ودر خود قرآن و روایات و از جمله بیانات رهبر شهیدمون به گفتگوبپردازیم به امید سنت هدایت و امداد حق تعالی ... و برای ظهور بیشتر سنت ظهور حق در جانمان و جمعمان از شما استاد گرانقدر تقاضا داریم در خصوص مطالعه منابع مورد نیاز و روش راهنمایی بفرمایید و من الله التوفیق لکم
باسمه تعالی: سلام علیکم: همانطور که مکرراً عرض شده یکی از شاخصههای تفسیر قیّم «المیزان» برای هرچه بیشتر مأنوسشدن با حقایقی که قرآن با ما در میان میگذارد؛ توجه به سنتهای الهی میباشد. نمونهاش جزوۀ «سنّت سقوط تمدنها از نظر قرآن در الميزان»https://eitaa.com/jozavatlobolmizan/1550 میباشد و این تازه ابتدای کار است به همان معنایی که عرض شد راز آرامش آن رهبر شهید چیزی نبود جز توجه به سنتهای الهی و ارادهای که حضرت حق برای نابودی جبهۀ استکبار اراده کرده است. https://eitaa.com/matalebevijeh/22373 موفق باشید
به نام خداوند. از فکر خطور هم نمیکرد پس از جنگ ایران و اسرائیل هنوزم هم اصلا احمقی باقی مانده باشد که در مملکت مان دشمن جمهوری اسلامی باشد! زیرا حق بشدت ظهور کرد. از همین روی خداوند با اغتشاشات و در مقابلش تضاهرات دی ماه ملت ایران را غربال نهایی کرد زیرا میخواهد ملت ایران در میدان های بسی برتر از همه دنیا حاضر شوند و به نتیجه جانفشانی هایشان برسند و مادری تمام آزادگان و دلباختگان انسانیت و توحید را بکنند. ۲۲ بهمن ماه اراده خداوند در غربال حق و باطل و تحقق «ملت جمهوری اسلامی ایران برای بهشت قرب خداوند و استقرار در آینده هست» و به نتیجه انتخاب امتحان های اعلای آخرالزمان خویش نایل میشوند. آیا زبان فارسی صرفاً کسی را ملیت ایرانی میبخشد یا برای ایرانی بودن که معنی نام ایران یعنی «سرزمین نجیبزادگان و شرافتمندان» است، جایی برای نانجیب ها و بی شرف ها می ماند؛ این اراده ای بوده که روح های خسروانی و موحد بنیانگذاران ایران باستان برای ایران داشتند زیرا همانطور که بدترین افراد از سر ریز اروپای وحشی یهودی، که حتی اروپا هم از شدت جنایاتش آنها را نمیتوانست بپذیرد و دنبال ساختن مملکتی بودند که قاره سرخ پوستان را پیدا و آنها را سلاخی، سرزمین ها را سرقت کرده و بنای استبداد جهانی را نهادند همانطور که پیداست روح بنیانگذاران آن شیطان ها خود را معرفی کردند: (کریستوف کلمب در نامه خود مینویسد: مردم سرخ پوست «بسیار مهربان، صلحطلب و سادهلوح» هستند! به راحتی هرچه میخواهی به آنها دیکته کنی، اطاعت میکنند. آنها خدمتگزاران خوبی خواهند شد. به راحتی میتوانیم آنها را مسیحی (عهد جدید یهود) کنیم. از آنجایی که آنها ساده و مطیع هستند، میتوان به راحتی آنها را وادار به کار در مزارع و استخراج طلا کرد. من میتوانم به اعلیحضرت ها تمام طلایی که نیاز دارند، برده و ادویه به هر مقداری که بخواهند، بدهم. این سرزمین برای استقرار شهرها و قلعهها و تبدیل آن به قلمرو پادشاهی بسیار مناسب است). این روح غرب وحشی روحی یهودی که امروز در غزه هم اوج گرفته مثل اپستین یهودی که آمریکا را محل نهایت یهودی بودنش یافت و روح های یهودی را در خود جای و برای نشان برتری و سلطه یهود از آنها مدارک برای باج گیری جمع کرد یک نمونه نهایی یهودیست. یهودی گری مرز ندارد چنان که ایرانی بودن بی مرز است چه اغتشاشگران مسلح یا سیاستمداری با ایده های مغربی یا سعودی هایی در کنار کعبه نیز یهودی هستند هرچند یک یهودی بی اصالت اما سرباز و برده ای برای یهودیان اصیلند. یهودیها هر ساله تعداد مردم دنیا را تقسیم بر تعداد مردم خود میکنند تا بدانند چند برده دارند! بله! این غربال بزرگ در ۲۲ بهمن ماه در سالروز پیروزی انقلاب اسلامی از شریف ترین ایرانی مسلمان عالم حضرت امام خمینی رضوان الله که علیه امروز جهانی شده و قول ایشان که فرمود «دلخوش به حداقل های مادی نباشید ما شما را به مقام انسانیت میرسانیم» و حقیقتا با مقاومت اقوام انقلاب او مثل فلسطینـ لبنان و ملت ایران در تمام دنیا مقام انسانیت را حاضر و معرفی کرد و ایران را مأمن و خانه توحیدـ شرافتـانسانیت و نجیب زادگی و قله آمال پیامبران و معصومین کرد زیرا امکان این تعالی را داشتیم و البته زیرا خداوند برای ظهور خود، برترین امکانات را برمیگزیند و ایران محل ظهور خدا شده است. جان و همه وجودمان فدای تمام و کمال تک تک انسانهای برتر زمان یعنی افراد حاضر در ۲۲بهمن ماه. این ملت ایران برگزیدگان و شرافتمندان و نجیب زادگان عالم هستی هستند. غبطه به یکایک ملت ۲۲ بهمن جمهوری اسلامی ایران و شاد باش به تعالی مبارکشان باد. خدا را شکر که یهودیها نتوانستند مثل دیگر کشور ها ایران را هم از آن خود کنند، بیچاره کره جنوبی یا ترکیه یا عربستان که امروز بی هویت ترین و احمق ترین و البته بی فرهنگ ترین اقوام دنیا شدند از پی آنکه اراده کردند غربی بشوند.
باسمه تعالی: سلام علیکم: همینطور که میفرمایید شرایط، شرایطی است که ما در تقابل یهودیگری در اوج بیتاریخیِ آن و هویت خسروانیِ ایرانیِ شیعی در اوج درخشش آن قرار گرفتهایم و معلوم است که در چنین طوفانی انتخاب بزرگ، انسانیتی بزرگ را در پی دارد و اینجا است که اگر شخصیت رهبر معظم انقلاب را که خدا برای این دوران پرورانده است؛ مدّ نظر قرار ندهیم حتماً سقوط خواهیم کرد، هرکه میخواهد باشد با هر سابقهای. https://eitaa.com/zaghsefid/171157 موفق باشید
سلام و عرض ادب و نور و رحمت الهی تقدیم به پیشگاه حضرت حجت ارواحنا فداه و استاد عزیز و بزرگوار. زیاد وقت گرانبهای شما رو نمیگیرم فقط میخوام از نظر شما من دچار مشکل روحی و روانی و مزاجی هستم یا ایمانم به خدا کمه یا ترسو هستم یا کم تجربه ام یا چون مادری جوانم طاقت ندارم؟؟ من چمه؟ چیکار کنم؟ همیشه از بچگی توی هیئتها وقتی روایات و مقاتل اصحاب امام حسین علیه السلام رو میشنیدم، یا در گذر تاریخ از بهترین یاران اهل بیت علیهم السلام میشنیدم یا زندگی امثال حاج قاسم (ره) و دیگر شهدای عزیز مثل حججی ها رو میدیدم، دلم میخواست منم فدای امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف بشم، اما با تجربه جنگ ۱۲ روزه و شهدای اغتشاشات مخصوصا کودکان شهید، با خدا حرف میزنم دائما دارم از صبح که بیدار میشم ذکر و دعا و قرآن میخونم که جنگی نشه، کسی آسیب نبینه و حضرت آیت الله خامنه ای عزیزمون در سلامت باشند، مدافعین مون سلامت باشند و.... تمام فتنه های دشمنان مون ترامپ و نتانیاهو و اون سرانی که این مهره ها رو جابجا میکنند، به خودشون برگرده و نابود بشن. ولی حال دلم بده، از اینکه نمیدونم چی میخواد پیش بیاد نگرانم، و از خودم خجالت میکشم، فکر میکنم شجاعت ندارم مثل شهید حججی ره، نگرانم نکنه به خونه مردم حمله داعشی بشه؟ نکنه سر کودکان و زنان مون رو ببرند؟ یاد کلام آیت الله بهجت (ره) میفتم که به فرزندشان فرمودند وای از فتنه سفیانی و سیل خونی که راه میافتد. التماس دعا استاد
باسمه تعالی: سلام علیکم: آیا جای بسی حمد و شکر ندارد که چگونه خداوند این ملت را و این انقلاب را از اینهمه فتنه که شیطان با تمام توان و تجربههایش به جنگ آن آمده را پیروز میکند؟ و شهدای عزیز ما همینکه وارد دنیای بعد از شهادتشان میشوند به خوبی متوجه میگردند چه اندازه شهادت آنها در حفظ و ادامۀ انقلاب مؤثر بوده به همان معنایی که خداوند به ما در رابطه باشهدای عزیزمان خبر داد: «فَرِحينَ بِما آتاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ وَ يَسْتَبْشِرُونَ بِالَّذينَ لَمْ يَلْحَقُوا بِهِمْ مِنْ خَلْفِهِمْ أَلاَّ خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَ لا هُمْ يَحْزَنُونَ» (آلعمران/۱۷۰) دشمنان نظام اسلامی حقیقتا بسیار نادان و احمق اند حتی نمی دانند با جمهوری اسلامی چگونه برخورد کنند. مکرون رئیس جمهور فرانسه پیشنهاد بمباران ایران را به ترامپ می دهد!
خدا میداند چه اندازه در موقعیت خوبی هستیم تا آن حدّ که خواب رئیس جمهور آمریکا که ادعای ابرقدرتی میکند را، پریشان کردهایم و گرفتار پریشانگوییاش شدهایم. و این است که جای دلگرمی فراوان است. آیا بیحساب بود که امامِ شهیدان تازه پس از قبول قطعنامه با آن بصیرت تاریخی که داشتند فرمودند:
«خداوندا! این دفتر و کتاب شهادت را همچنان به روی مشتاقان باز، و ما را هم از وصول به آن محروم مکن. خداوندا! کشور ما و ملت ما هنوز در آغاز راه مبارزهاند و نیازمند به مشعل شهادت؛ تو خود این چراغ پر فروغ را حافظ و نگهبان باش.»
راستی! آن مرد الهی چه میدانست که ما اینچنین در فرهنگ شهید و شهادت، در میدان شهادتپذیری، جهانِ آینده را از چنگال استکبار و صهیونیسم نجات خواهیم داد. بیچاره آنانی که فکر میکنند ما را با شهادت از میدان حضور در آیندهای بزرگ منصرف مینمایند. آیا شور این جوانان را نباید با نگاه تاریخی نگاه کرد؟ https://eitaa.com/akhbarefori/405517 تا آنجایی که حتی آقای دکتر عبدالکریم سروش با توجه به عدم قبول جایگاه تاریخی انقلاب اسلامی، نمیتواند از آنهمه حقارتی که جبهۀ اپوزیسیون با دفاع از ربع پهلوی بنا دارد مقابل نظام مقدس جمهوری اسلامی قرار گیرد؛ کوتاه بیاید و مرز خود را از آنها جدا نکند. https://eitaa.com/hosein_darabi/38242 موفق باشید
وقتی به خودم نظر می کنم نوعی خشونت و عصبانیت را در خود حس می کنم. قبلا کمتر آن را احساس می کردم. قبلا فکر می کردم دارم بسیاری از مناسبات و افراد را نقد می کنم واقعا چگونه می توان ذره ای از آن محبت نبوی را در دل خود احساس کنیم تا این همه کینه و خشونت و قساوت و تنگی از دل های ما برود. بدتر از این نمی شود که عیب را بدانی ولی درمانی برایش نداری. آیا روزه ماه شعبان می تواند این مشکل را کم کند؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: حتماً. اگر با این رویکرد به سراغ ماه عزیز شعبان بروید و با مناجات فوق العادۀ شعبانیه در هر روز مأنوس باشید و در این بستر، به انسانیت انسانها فکر کنید در آن صورت، تنها از دشمنان خدا و دشمنان انسانیت عصبانی خواهید بود و بقیه را دوست خواهید داشت هرچند خطاکار باشند و امکان توجیه خطاهای آنان را داشته باشید. در این رابطه میتوانید به آیۀ ۸ سورۀ ممتحنه فکر کنید. موفق باشید
سلام: افسردگی شدیدی دارم. به فکر خودکشی هم هستم. دارو هم مصرف میکنم فایده نداره. چکار کنم؟ همش توی رخت خوابم هستم. زنمم طلاق گرفته.
باسمه تعالی: سلام علیکم: به حضوری باید فکر کرد که برای شهدا پیش آمده. در این مورد خوب است مباحث «نیستانگاری» را دنبال فرمایید. https://lobolmizan.ir/search?search=%D9%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA%20%D8%A7%D9%86%DA%AF%D8%A7%D8%B1%DB%8C&tab=sounds موفق باشید
با عرض سلام: استاد اگر نسل جوان این دوره را بخواهید با نسل جوان گذشته که همدوره شما بودند مقایسه کنید تأثیر میل درونی افراد در سیر و سلوک را در کدام نسل بیشتر ارزیابی می کنید؟ چون در دوران رسانه و اطلاعات دسترسی به منابع علمی یا حکمت و عرفان بسیار آسان شده و از طرفی دسترسی به امور و ابزاری که موجب غفلت انسان می شود هم بیشتر فراهم گردیده و گسترده شده به طوری که انسان نسل امروز بیشتر در معرض گناه و غفلت قرار دارد تا انسان نسل دیروز. ظاهراً میل و کشش درونی یک انسان در دوران امروز بیشتر تعیین کننده است که فرد به چه سمت و سویی کشیده شود. آیا این به نفع بشر شده یا به ضرر او؟ آیا در مجموع شرایط گذشته را برای سیر و سلوک معنوی انسان مناسبتر ارزیابی می کنید یا شرایط امروز را؟ متشکرم
باسمه تعالی: سلام علیکم: یحث در موضوع بشر جدید است و تقابل تضادها، که از یک طرف اوج طوفان انسانبراندازِ آخرالزمانی در میان است و از طرف دیگر اوج طلب نهاییترین نهایتهای قدسی. و اینجا است که به سخن جناب مولوی میتوان نظر کرد که میفرماید:
چونک سرکه سرکگی افزون کند
پس شکر را واجب افزونی بود
قهر سرکه، لطف همچون انگبین
کین دو باشد رکن هر اسکنجبین
آری! جمع خوبیها و بدیها، میدانی است تا ما متوجه باشیم آنچنان نیست که در این ظلمات آخرالزمانی مأیوس باشیم بخصوص آنجایی که در دل چنین طوفانی متوجه جوانانی میشویم که حججیها نمونۀ آنها میباشند و اینجا است که متوجۀ بصیرت رهبر معظم انقلاب میشویم که میفرمایند امروز جوانان ما، جوانان خوب و آمادهای هستند. و دیدی که خطاب به اتحادیه انجمنهای اسلامی دانشجویان در اروپا فرمودند:
جوانان عزیز!
امسال کشور شما، به برکت ایمان و اتّحاد و اعتماد به نفس، در دنیا اعتبار و وزانتی تازه یافت. تهاجم سنگین ارتش آمریکا و زائدهی ننگین آن در این منطقه، مغلوب ابتکار و شجاعت و فداکاری جوانان ایران اسلامی شد. ثابت شد که ملّت ایران با بهرهگیری از توانائیهای خود، در سایهی ایمان و عمل صالح، و در رویاروئی با مستکبران فاسد و ظالم، میتواند بایستد و دعوت به ارزشهای اسلامی را با صدائی رساتر از همیشه به دنیا برساند.
ملاحظه میفرمایید که دقیقاً نگاه رهبر معظم انقلاب به روحانیتی است که جوانان ما را در برگرفته. و حتی چند وقت پیش به دولت محترم نیز فرمودند چند جوان را به کار بگیرید تا مثلاً مشکل گازهای در حال سوخت منطقۀ خوزستان را مرتفع کنند. بنابراین بسیار باید امیدوار بود به جوانانی که در این گذرگاههای طوفانی انتخابهای بزرگی دارند. اینجا است که متوجۀ جایگاه تاریخی رهبر معظم انقلاب نیز باید باشیم به همان صورتی که جناب حجت الاسلام و المسلمین آقای سید هاشم الحیدری با ما سخن میگوید. https://eitaa.com/amoud313nasr/8404 موفق باشید
سلام علیکم و رحمت الله: ضمن پوزش از ایجاد زحمت. سوالی داشتم درباره زمان و بی زمانی روایت خلق ارواح را در ۲۰۰۰ سال قبل از اجسام چگونه با موضوع بی زمانی در عالم ملکوت و فراماده باید جمع کنیم؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر میآید میخواستهاند نسبت به زمان دنیاییِ ما با ما سخن بگویند. مثل آنکه قرآن میفرماید: «وَإِنَّ يَوْمًا عِنْدَ رَبِّكَ كَأَلْفِ سَنَةٍ مِمَّا تَعُدُّونَ» به این معنا که نسبت به زمانی که در نزد شما هست، سالهای خداوند هزار سال است. موفق باشید
سلام وقتتون به خیر: پیشاپیش معذرت خواهی میکنم. من یه سوال داشتم که خیلی هم عمیق نیست ولی چون خیلی درگیرم و جای دیگه ای نبود که بپرسم مجبور شدم بپرسم من نزدیک ۲ ساله اتفاقات بد برام پیش میاد، کلا زندیگم خیلی سخت داره پیش میره درحالی که تا الان اینطور نبوده هیچ کاریم به ذهنم نمیرسه که علت باشه، نه حق الناسی داشته باشم یا عباداتم بد شده باشه یا... هیچکدوم. چیکار باید کنم چرا یدفعه اینطوری شده؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نوعی بازخوانی نسبت به اخلاق و معارف الهی فکر کنید. و به خوشخُلقی نسبت به دیگران و صلۀ رحم و معارفی مانند «معرفت نفس» و تدبّر در قرآن به کمک تفسیر «المیزان» و صبر و متانت در سختیها؛ زیرا: «انّ الله مع الصّابرین» انسان با صبری که پیشه میکند احساس میکند گویا خدا در کنار او حاضر است. موفق باشید
سلام خدا قوت: همه اشیاء می تونن تجلی تمام اسماء خداوند باشند؟ اینکه بیان میشه حضرت علی علیه السلام در همه چیز و قبل و بعدش الله رو میدیدن، به این معنی هست که هر شیء می تونه تجلی همه اسماء خداوند باشه؟ اگر بله پس اینکه فقط انسان می تونه خلیفه الله باشه، چی میشه داستانش؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! همۀ مخلوقات حقیقی و نه اعتباری مانند میز و نردبان ، مظهر اسمای الهی هستند ولی انسان به حکم «علّم آدم الاسماء کلّها» میتواند مظهر همۀ اسمای الهی باشد و بدین لحاظ مستعد خلیفة الله شدن هست. موفق باشید
سلام: طبق راست گفتند.. «که ره آن رو که رهروان رفتند» راه و روش «رایج» در روزه در دو ماه رجب و شعبان چه بوده است؟ (اعمال و مراقبات دیگر را فعلا در نظر ندارم) طبق زندگی نامه ها تاریخ و.. معمولا چگونه بوده اند البته باز منظور از نظر کمی است نه کیفی آیا گرفتن یک چله در این دو ماه مرسوم بوده در میان مومنان و اهل تقوا. یا روزهای معروف. شما خود چه روش معتدلی را پیشنهاد می کنید؟ تشکر
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر میآید کتاب «ماه رجب، ماه یگانه شدن با خدا» https://lobolmizan.ir/search?search=%D8%B1%D8%AC%D8%A8&tab=posts&inner_tab=book بتواند در جواب سوالات جنابعالی کمک کند. موفق باشید
سلام: پیامبر فرموده قران خواندن صحبت کردن خداوند با انسان و نماز خواندن صحبت کردن بنده با خداونده. چرا در نماز که انسان با خدا صحبت می کند سوره حمد و دیگر سورهای قرآن را می خوانیم؟ مچکرم
باسمه تعالی: سلام علیکم: در نماز مهم، نظر به حضرت حق است که فطرتاً انسان او را میشناسد و این واژهها همه به اویی اشاره دارد که به ما در سورۀ حمد یاد داده است که خطاب به حضرتش عرضه بداریم: «ایاک نعبد و ایاک نستعین». موفق باشید
در نماز باید چگونه به خدا توجه کنیم و اتصال برقرار کنیم و اینکه در ذهنمان در طول نماز خدا را در نظر داشته باشیم در میان گفتارهایتان فرمودید هست مطلق، چگونه باید در نظر بگیریم خدا را که ساختگی ذهنمان نباشد؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: عموماً با فطرت خود، خداوند را در جان خود داریم و از این جهت با جان و قلب خود به سوی خدا نظر میکنیم و همۀ مراحل نماز، نظر به حضرت محبوب میباشد که «آشنایی نه غریب است که در جان من است». موفق باشید
سلام علیکم: استاد بنده در شهر قم زندگی میکنم. خانم هستم و چند سالی است که کتاب ده نکته در معرفت نفس و خویشتن پنهان رو مطالعه میکنم اما برای پیشرفتم واقعا نیاز به استاد دارم و شنیدم که شاگردان بانو امین در این شهر هم هستن من چطوری میتونم به اونها دسترسی داشته باشم؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: متأسفانه در شهر قم کسی را در این رابطه نمیشناسم. ولی به نظر میآید خوب باشد با بحثهایی که در رابطه با شخصیت و آثار بانو امین در کانال «بشنو از زن....» مطرح است، آشنا شوید. https://eitaa.com/ziafat_andishe . موفق باشید
با سلام و تحییت خدمت شما استاد طاهرزاده: استاد این که ما نهایت به خدا بر میگردیم آیا کسانی که «خالدون فی النّار» هستند در نهایت بعد از این که اینها عذاب کشیدند به خدا برمیگردند یا نه؟ اگر بعد از این که عذاب کشیدند به خدا برمیگردند پس چرا خداوند فرموده اینها خالدون فی النّار و یا خالدین فی النّار هستند؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: بستگی به آن فرد دارد که آیا تماماً در شرک حاضر بوده، بدون توجه به حضور خدا و نقش خداوند؛ و یا نه. آری! آن کس که هیچ توجهی در جان خود به سوی خداوند ندارد، هیچ حضوری جز دوری از خدا که همان خلود در نار است، برایش نمیماند. موفق باشید
« بسم رب الزهرا » خداوندا ای هستی مطلق همه تو ای جانِ جانان و محبوبِ محبوب ترینان هر زمان ای اشتیاقِ دل انگیزِ هستی در جامِ جهان نمای ما ای تو همه هستیِ ما ای غایت و مقصود همه تو تو را قسم به آهِ مظلوم در هر صورت و مکان و زمان تو را بر رگانِ بریده علی اصغر تو را بر بدن ارباً اربا علیِ اکبر تو را به داغِ دلِ زینبِ کبرا تو را به لبانِ خشکِ ابنا الحیدر تو را به چشمانِ شرمنده ابالفضل العباس تو را به عصرِ عاشورا و تن های فتاده به خاک و خونِ کربلاییان تو را به غربت و تنهایی حسین در دهشتِ دشتِ نینوا تو را به ابدان مطهر کربلاییان زیر نعلِ اسبِ یزیدیان هر زمان تو را به سینه شکستهِ فاطمه زهراءِ علیِ مرتضیٰ آری تو را به غربت قرآن در طول زمان مگذار مگذار مگذار که امید شیعیان تو مردم و ملتِ کربلایی تو آرمان بلند امام شهید و امت آخرالزمانی ما خاک به خون و جگر آمیخته شیعیان تو انتظار هزار اندی ساله تحقق آرمانِ اسلام محمدی تو در تطاول زمان و آن حقیقت مکتوم و مظلوم در صیرورت زمان از میان جانمان به غفلت و نسیان ذات نهفتهِ زمان و حیلت و مکر دشمنان در هر زمان، بگذرد در طول تطاول زمان. آری تو را به اشک های این ملتِ مظلومِ مقتدر در تشییع پیکر امام شهیدمان، وداع مان رنگ و بوی هجرت ده از عهد های شکسته و نومید به انتظار دیدار او از چشمان خشکیده به اشک حضور او از زبان های بسته و مکتوم به وصف او از خیال های آشفته و مکدر به آرمان او از دستان خسته و ناتوان به ساختن ایران کربلایی او از پاهای به گِل تپیده برای حرکت به سوی او از ابتلایِ ملت تو در آزمونِ وحدت و الفت و حضور از قلب های تکیده و رنجور و نا امید از غربتِ مردانِ مرد آن جان های مضطر و به لب آمده برای حضور بیشتر برای تو از عقل های تکیده به جهل از نبودن ها و حسرت های حضور برای تو از ساده اندیشان راه آرمانِ بلند او آری هجرتمان ده، هجرت دوباره به یاد قصۀ حضور او هجرتی به یادِ حسرتِ نگاه و بیان و صدایِ او قلم و دست و آغوش و بوسه گرم الهی او دقت و ظرافت و هیبت و جلال او به ای ایران بخوان های مکرر او به خون دل ها و صبر و انتظار به لقایِ تو او به خونِ بر خاک نشسته او به دستانِ مشت کرده و ایستاده در برابر دشمنان ما و او به صلابت به اقتدار به قیام و قعود و غرش و فریاد او آری که ما ترک کردیم حیات خود را بعد از حیات او آری که ما ترک کردیم ممات خود را با شهادت او و یافتیم حیات و ممات دوباره خود در وداع و دیدار هزار باره او. به امید دیدار و ملاقات با او در قتلگاه و آرامگاه او در بر امام رئوف ما و او.
باسمه تعالی: سلام علیکم : از امام رضا «علیهالسلام» هست که حضرت میفرمایند: «إِنَّ الْعَبْدَ إِذَا اخْتَارَهُ اللَّهُ لِأُمُورِ عِبَادِهِ شَرَحَ صَدْرَهُ» اگر خداوند بنده ای از بندگانش را جهت امور مردم انتخاب کرد، سینۀ او را گشاده میگرداند. تا در مدیریت خود کوچک ترین لغزشی نداشته باشد و امور بندگان را با وسعت نظر سر و سامان دهد. «فَلَمْ یَعْیَ بَعْدَهُ بِجَوَابٍ وَ لَمْ تَجِدْ فِیهِ غَیْرَ صَوَابٍ» در نتیجه آنچنان توانا می شود که در جواب گویی به هیچ نیازی در نمی ماند و غیر از صواب از او نخواهی یافت و به خوبی مصلحت مردم را در نظر می گیرد. «فَهُوَ مُوَفَّقٌ مُسَدَّدٌ مُؤَیَّدٌ» پس او در کار خود توفيق يافته و رهنمون گشته و از خطا و لغزش و افتادن در امان است و مورد تأیید الهی است.»
صحبت از مردی است که به تعبیر فرزندشان «آنقدر که مشهور بود شناخته نشد» و از جمله هنرهای او، «قدرت خلق معانی از طریق ساختِ به هنگام واژگان و ترکیبهای بدیعی که هر یک انبوهی از معانی را خلق و حمل میکرد» بود. حال سؤال این است که آن مرد یعنی رهبر شهید انقلاب چه نوع حضوری را در این عالم اراده کرده بودند که به جهت آن حضور، او را در میدانهای مختلف می یابیم؟ آیا بعد از شهادت آن مرد، بازخوانی شخصیتشان به همان معنایی نیست که ماورای شهرتشان به آن شخصیت فکر کنیم؟ شخصیتی که به فراتر از زمانۀ خود نظر داشت و در جستجوی فردایی بود که نسبت به آن بیگانه نبود و می دانست از دلِ ویرانه ها حوادث نویی می شکفند و از این جهت میتوان گفت هیچ چون و چرایی در آن نیست که دوران دیگری در پیش است که انسانیت انسانها مدّ نظر خواهد بود، به همان معنای تقوایی که «وارستگی» می نامیم و با هزاران زبان میتوان از آن حضور یاد کرد و در جستجوی آن حضور، مانند آن مرد کتاب خواند و در قرآن تدبّر کرد. و این است که می خواهیم پس از شهادتشان بیش از پیش به ایشان فکر کنیم. در این راستا در رابطه با نوع نگاهی که باید به گفتار و نوشتار آن مرد الهی داشت، پیشنهاد می شود به آثار ایشان رجوع شود تا رویکردمان به آن مرد الهی رویکرد حقیقی باشد و از این جهت همچنان با او زندگی را ادامه دهیم. و با صبر و شکیبایی باید همواره آن آینه را مدّ نظر قرار دهیم. در آن صورت زندگی و دنیا برای ما کامل خواهد بود، وقتی همواره او را مدنظر داشته باشیم و خودمان تصمیم بگیریم چه کسی باید باشیم، آنجایی که تماماً به انسانی فکر کنیم که وسعت او به وسعت حضور ما در این تاریخ است و سخنانی دارد با اشاره به چنین حضوری و چنین وسعتی. موفق باشید
با سلام و تحییت خدمت شما استاد طاهرزاده: دو سال قبل از رييس جمهور شدن حضرت آقا آقایی فرمودند من ۵۰ سال از زمان جلوام و حضرت آقا از زمان ۱۰۰ سال جلواند و این واقعا از حرفهایشان و کردارهایشان پیداست و اين از راهپیمایی ۲۲ بهمن هرساله ی مردم ایران هم پیداست. استاد من امروز که راهپیمایی بودم خیلی از این خانم ها رو که میدیدم می دیدم که با حجاب ناقص که نه با حجاب کامل میومدن شعار مرگ بر آمریکا می گفتن. واقعا این راهپیمایی و ماأدراک ما هذا الراهپیمایی؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: در همین رابطه آن عرایض در جواب کاربر محترمی که سوال 41162 را فرمودند عرض شد که باید نظر به وجدان تاریخی مردم داشت؛ امری که جبهه استکبار با امید به رسانه هایش متوجه وجدان تاریخی مردم نیست. موفق باشید
سلام استاد: من پرسشی دارم ممنون از اینکه جواب میدید. استاد شخصیت هایی مثل حاج قاسم و مرحوم امام از بچگی در سختی بزرگ شدن. و این سختی کشیدن فارغ از اینکه حاج قاسم هنوز نگاهی عمیقی نسبت به مسائل دینی و مبارزه نداشت اما در شخصیت های آینده ایشون تاثیر داشته. از طرفی هم نگاه به آموزه های امام از جمله اینکه ایشون میفرمایند مبارزه با راحت طلبی جمع نمیشه. برای امثال منی که در ناز و نعمت بزرگ شدم و شرایطی مهیا بوده احساس میکنم نمیتونم در این قیام لله که دقیقا نقطه مقابل راحت طلبی و زندگی در ناز و نعمت بوده جایی داشته باشم. چطور این رو جبران کنیم استاد؟ تشکر
باسمه تعالی: سلام علیکم: مهم، حضور در جبههای است که انسانهای بزرگ در آن حاضر بودند. در آن حالت، شخصیت انسان فارغ از زندگیهای معمولی، شخصیتی میشود در دل تاریخی که آن بزرگان در آن حاضر بودند و همراه با عزمی خواهد شد که از جنس عزم آنان میباشد. موفق باشید
سلام علیکم و رحمه الله: استاد اعتقاد راسخ حضرت عالی مبنی بر اراده حق تعالی بر ظهور نور توحید به وسیله انقلاب اسلامی، آیا مستدل به بحث علم الاسماء جناب فردید است و یا استدلال قرآنی و یا روایی و یا عقلی هم دارد؟ آنچه خود حضرت امام رحمه الله علیه می فرمایند، به نظر میرسد بیشتر جهت دعایی دارد تا اِخبار، آنجا که میفرمایند ما ان شاءالله پرچم این انقلاب را به دست صاحب اصلی آن خواهیم داد. البته که تشخیص و انجام وظیفه، صرف نظر از وجود و یا عدم چنین اعتقادی به جای خود، و لیکن جهت اطمینان قلب ممنون می شوم دلایلتان را تصریح بفرمایید.
باسمه تعالی: سلام علیکم: مهم آن است که با نظر به روایات مربوط به زمانشناسی، به رخداد انقلاب اسلامی با نگاه تاریخی بنگرید. در این رابطه اتفاقاً دقتهای آقای دکتر احمد فردید هم در نسبت به حضور تاریخی ما قابل فهم است. و عنایت داشته باشید که سخنان حضرت امام خمینی «رضواناللهتعالیعلیه» از نوع الهاماتی است که برای حضور در این تاریخ، مدّ نظر میآورند. به این جمله از روزنامه اسرائیل هیوم فکر کردهاید که میگوید:
«بسیج» دقیقاً برای وضعیت امروز ایران ایجاد شده است. آیتالله روحالله خمینی به عنوان پدر بسیج این گروه شبهنظامی را پس از انقلاب ۱۹۷۹ تأسیس کرد که به «سلاح آخرالزمانی» او تبدیل گشته است.
باز تأکید میشود اگر رخداد و پدیدۀ تاریخی انقلاب اسلامی را در نسبت با جهانی که بنای حذف انقلاب اسلامی را دارد، «فهم» کنیم؛ مییابیم که جایگاه تاریخیِ انقلاب اسلامی تا آنجایی است که امروز، همۀ مسئلۀ جبهۀ استکبار انقلاب اسلامی شده است به عنوان جریانی که معنای ادامۀ تاریخ استکبار را از آنها گرفته است. آیا این ما نیستیم و اینهمه امیدواری نسبت به آینده؟ موفق باشید
سلام و نور خدمت استاد عزیزم🌹 ببخشید که وقتتان را می گیرم. اما گاهی دلم میخواهد مانند پدر حقیقی با شما درد و دل کنم ولی وقتی شما را می بینم زبانم بند می آید. ببخشید که اینجا و پنهانی فریاد دل برآوردم. استاد از خودم به ستوه آمده ام. شرمنده ام از خداوند و بارها عذرخواهی محضر جلیل و جلالش بوده و هستم که ببخشد نتوانستم بنده خوبی برایت باشم و از امام و پدر و مادر و همه و همه و از شما شرمنده ام که نمیتوانم آنگونه باشم که باید. دوست داشتم شاگرد خوبی بودم، حرف شما را می فهمیدم اما چه کنم که... استاد به حقیقتی که حضرت ولی و مولا در قلبتان ودیعه نهاده است دعایم کنید مبادا عمرم بگذرد و هیچ از آن آتش عشق و آن ارادت بندگی در من نباشد به وقت نیمه ی روز آنگاه که هیچ سایه ای از کثرت باقی نمی ماند و خورشید حقیقت جلوه می کند و ساعت انسان کامل است با خداوند نجوا میکنم.... الهی هنگامه ظهر که می شود نمیدانم چرا دلتنگت می شویم مانند کودکانی که منتظر اند از مدرسه به خانه بروند. خدایا ای آشنا ترین غریب و ای حاظر ترین غایب تا می آیم در آغوشت کشم مقامت انقدر رفیع است و جلیل که خود را خوار و تهی می یابم و تا می آیم که خود را تنها و بی کس یابم در آغوشت گرمی رحمانیت و رحمانیتت را می چشم الهی تو اینگونه ای که هستی و فرا چنگ نیایی و من آنگونه که نیستم اما در تحت لوای تو هستم: خدایا دلگیرم از این منی که در من است از خودخواهی ها، تعصب ها، بد خلقی ها، خواستن ها و نخواستن ها. الهی نمیدانم چگونه این دعوا را خاتمه دهم و یکبار با قدم صدق و سر صبر و دل خاضع بنشانم خود را و بگویم نه.... نه این بار بنشین گوش کن به صدایش که عالم را پر کرده غر نزن نخواه نرو فقط بنشین برای یک بار و برای آخرین بار و فقط بشنو: الهی قدری بیشتر پایین بیا ببخشید که اینگونه سخن میگویم. من زیر زمینی تر شده ام پایین ترین سطح وجودم بیا و در اینجا در این ناکجا آباد در این ناپیدا ترین شب، مادرانه در آغوشم بگیر🥀
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! بگذار با او اینچنین گفتگو کنیم:
«ای پروردگار من! نظم تو نظم درونی من است: هیچ چیز اگر در زمان مناسب توست، نه برمن زود و نه بر من دیر است. ای حقیقت هستی! هر چه که فصلهایت بار آرد بر من میوه «رضا» است: که همه چیز از تو میآید و هستی همه چیز در توست و به تو باز میگردد…»
شرمآور است که عقل ظاهرمان را شکل میدهد اما قادر به شکلدادن خود نیست؛ بدیهی است که هیچگاه در زندگی شرایطی بهتر از اینکه انسان متوجۀ پروردگاری شود که بنا دارد انسانها را با تنفر از جبهۀ استکبار تا اوج انسانیت خود جلو و جلوتر ببرد و از این جهت زمانی که روز خود را آغاز میکنیم، به این فکر هستیم که چه موهبت با ارزشی است که در این زمانه هستیم، زمانۀ عبور از ارتجاع و غربزدگی و حضور در جهان انسانیت انسانها. شادی زندگی به کیفیت آن است و نه به کمیت آن. و این یعنی دوستداشتن خدا و این یعنی دوست داشتن بندگان خدا. موفق باشید
سلام: بتحقیق آنچه واقع است هرگز چیزی به اسم گول خوردن عموم مردم در دام های خرابکاری بسود دشمنان امکانی غیر ممکن است. و البته لازم است در مورد جنگ عرض کنم بالاخره روزی جنگ میشود. جنگ هشت ساله دفاع مقدس بود چون ایران در موضع دفاعی یعنی ضعیف تر بود، جنگ ۱۲ روزه «جنگ» بمعنای تقابل دو قدرت نسبتاً برابر روبروی هم بود و این نشانه رشد ما و ضعیف تر شدن دشمنه اما جنگ آینده حتی جنگ نیست بلکه انقلاب اسلامی بعنوان ابر قدرت مطلق دین جهانی است برای پاکسازی کثیفیهای جامانده و نمیتوان گفت که یک جنگ میباشد بلکه پاکسازی برای تحقق جامعیت زندگی انسانی سیاسی الهی است. انقلاب اسلامی ابر قدرتی نه تنها حامل حقیقت در بیکرانه های وجود و زمان است بلکه در میدان واقعیت یا همان تحقق ملموس موجود نیز هست این عرایض حصول حاضر بشریت میباشد. امیدوارم که نه با تقلیل گفتن از واقعیت بلکه با حاصل حقیقت موجود جهان اگر گفتگو یا حضوری پیش آید با دیگران برخورد کنیم. دیگر شیطان بزرگ وقتش تمام است این جاست که انسان بودن معنا یافته و زیباست.
باسمه تعالی: سلام علیکم: مهم آن است که نسبت به آنچه دشمنان ما انجام میدهند با نگاه تاریخی و زمانشناسانه بنگریم تا معلوم شود چه اندازه ضربهپذیر شدهاند وقتی داشتن چپیه در کشورهایی مانند استرالیا که حیاط خلوت ملکۀ انگلستان است؛ جرم به حساب میآید و وقتی نامبردنِ فلسطین و نه نامبردن حماس، ممنوع است؛ این یعنی غرب، به سرکردگی صهیونیسم دورانش تمام است و تا آن حد امکان ادامه ندارد و ادامهاش متزلزل است که با نام فلسطین، میلرزد. موفق باشید
تجلی ذاتی تجلی است که در آن بیرون و درون، ظاهر و باطن یکی میشود و جهانی که از باطن تو بیرون زده است به تو برمیگردد و تو به جهانی که در ظاهر آنی برمیگردی، این اتفاق مقدس فقط به معجزه عشق ممکن است، جایی که انسان عاشق خود عشق میشود نه معشوق! آنجا دیگر فقط حسن ذاتی معشوق مد نظر است، نه حسن ظاهر و نه حسن باطن! آنجاست که خواهی گفت: عاشقم بر همه عالم که همه عالم از اوست... چه خوش گمانست معشوقی که فکر میکند تو عاشق اویی حال آنکه تو فقط منتظر تولد مولود خجسته عشق بودی نه معشوق محدود! و عشق خداست و عاشق انسانیست که نیست و فقط او به هدف خلقت پی بردهاست... #ذوقیات_من
باسمه تعالی: سلام علیکم: این یعنی: «عاشقم بر لطف و بر قهرش به جدّ / ای عجب کس عاشق این هر دو ضد». این یعنی: «ندانم چه ای هرچه هستی تویی». این یعنی: فقط «او»، «وحده وحده وحده» و این یعنی زندگی که خداوند برای ما اراده کرده است. مابقی هرچه هست سرگردانی است. موفق باشید
کسی با مطالعه و تمرین طبع شعری مییابد به نظر شما میتوان گفت یک نوع دیگر طبع شعر این است که در اثر سیر و سلوک پیدا میشود و هنگامی که مقداری از مراحل سیر و سلوک را پشت سر گذاشت طبعش باز میشود؟ و شعرهایی که از علماء و عرفاء در کتب و... هست نشانهای از طبع شعری ایشان و طبع شعری آنها بر اثر سیر و سلوک آنان بوده است؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: همینطور است. در جلسه 38 شرح کتاب «انسان و باز انسان» موضوعی تحت عنوان گفتن های قرب انگیز مطرح شد که در این رابطه میتواند کمک کند. https://lobolmizan.ir/get-file/5802/?item=0 علاوه بر این، می توانید به کتاب «زبان قرآن اصیل ترین زبان» که روی سایت هست رجوع فرمایید. موفق باشید
