سلام استاد بزرگوار: خدا شما و امثال شما را حفظ فرماید. امام کاظم علیه السلام، در دعای بعد از نماز شب در ماه رجب میفرمایند: تَجْعَلَ عَیشی عیشَةً نَقِیةً وَمَیتَتی میتَةً سَوِیةً ... زندگی مرا زندگی پاک و پاکیزه و مرگم را مرگی معتدل و مستقیم قرار بده... منظور از مرگ معتدل چیست؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: گویا منظور آن نوع مرگی میباشد که انسان وظایف دنیایی خود را به لطف خداوند به خوبی انجام داده باشد و به جای روبروشدن با نکیر و منکر و صدها دردسر، مفتخر به بشیر و مبشّر میشود و هزاران امید. موفق باشید
با سلام و عرض خدا قوت: شهید سید مرتضی آوینی در مقاله «دولت پایدار حق فرا می رسد» بعد از بیان جایگاه انسان در عالم هستی عبارتی را بیان می کنند: اگر بشر رابطه بین تحولات انفسی خود و عوالم آسمانی را در نمی یابد، نباید بينگارد که چنین رابطه ای وجود ندارد... - این رابطه چگونه است؟ آیا تحول انفسی انسان در عوالم آسمانی اثر گذار است؟ به چه معنا؟ و یا اینکه عوالم آسمانی در تحولات انسانی موثر است و چگونه؟ و اگر این رابطه دو طرفه است چگونگی این رابطه را شرح بفرمایید. ممنون می شوم در این خصوص کلیت پرسش منابعی را از منابع استاد طاهرزاده و سایر بزرگواران دیگر معرفی بفرمایید تا مطالعه کنم.
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! به حکم آیۀ: «يَسْأَلُهُ مَنْ فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ كُلَّ يَوْمٍ هُوَ فِي شَأْنٍ» هر اندازه انسانها به سوی حضرت حق جلو و جلوتر روند، حضرت حق نیز با شأنی دیگر به سوی آنها میآید، حال انسانها چه بدانند و چه ندانند خداوند است که مطابق روح تاریخی که برای انسانها رقم خورده، با آنها روبرو میشود. و این امثال شهید آوینیها هستند که متوجۀ ارادۀ خداوند در تاریخشان میباشند. در این مورد خوب است مدتی با کتاب «سلوک ذیل شخصیت امام خمینی «رضواناللهتعالیعلیه»» که روی سایت هست، مأنوس باشید. موفق باشید البته بنده خودم یعنی طاهرزاده به سؤال رفقا جواب میدهم.
وای منُ وای منُ وای من چگونه زنده ام بی عشق؟ جوابش معلوم است که اصلا زنده نیستم؛ خستگی مفرط، افسردگی همیشگی، فشار لحظه به لحظه، ناراحتی مدام، اضطراب دائم. اینها نشانه حیات که نیست، هست؟ در تهِ تهِ تهِ راه مرگ می زییَم که هیچِ هیچ مرا نمی رامد و آشفتگی دایم و هردم به کاری و عدم ثبات مرا به مرگ و نیستی مایل کرده! که ناگهان بر دل نگریستم و وحشت مرا سوازند!؛ محبت هیچ در دل ندارم؛ نمازی از روی محبت نداشتم، تنها کسی که دوست نمی دارم خدایم بود! تنها کسی که به دل نمیشناسم، حسین اوست! استاد زندگی عادیم هم دچار اختلال شده لطفا راهنمایی بفرمایید که چگونه راه دوست داشتن را بر دل بیابم؟ کتاب حب اهل بیت رو خواندم اما مرا نرساند. و اینک احسان به همسر و پدر و مادر و رفیقان بسیار سخت شده و زندگی را سرد و تاریک برایم گماشته. که تا خدایی در میان نباشد، دلی نیست و حبی به او نیست و حب در احسان به خلق او نیست.
باسمه تعالی ، سلام علیکم :حکایت قبض و بسط ، حکایت هر انسانی است که در راه قرار گرفته و تازه حال با قبض و بسط خود روبرو میشود. و این حکایت از آن دارد که آری باید خود را بازخوانی کنیم تا به جایی برسیم که به گفتهی شما خودمان برای خودمان قابل پذیرش باشیم.
اینجاست که همانطور که در حدیث ثقلین داریم قرآن با همه آن معارف کافی نیست باید انسانهای بزرگ و متعالی مد نظر آیند یعنی امامان معصوم.
حال ما در تاریخی هستیم که مفهوم ما از امامان معصوم باز کافی نیست باید شخصیت آنان مد نظر آیند که همچنان که استادان عرفان میگویند استادان سلوکی کمک کار میتوانند باشند و به نظر بنده رهبر شهیدمان نمادی از آن حضورند.
مسلماً امروز بدون توجه به شخصیت رهبر شهید مان در حضور انسانی خود که به سوی حقیقت باشد نمیتوانیم حاضر شویم.
مهم آن است که بدانیم این مسیر مسیری است که بدون قبض و بسط و یا بدون جلال در کنار جمال نیست در این رابطه خوب است به سوال شماره 41639 نظری داشته باشید.
خوشا به حال ملتی که از آن رهبر شهید آموخته است که با «وقار» و «تابآوری» و «ایمان» میتواند جهان را دگرگون کند. و این است معنای زندگی و حضور در آیندهای که در خود آغاز کردهایم و آن زندگی را به صورتی بدیهی در خود احساس میکنیم، به همان صورتی که پیامبران، حقیقت را در خود احساس میکردند و در آن راستا با همان بعثت درونی ایفای نقش مینمودند. موفق باشید
سلام استاد: من هم مثل شما قبول دارم که با شهادت رهبری تاریخ جدیدی شروع شده اما نه به صورتی که شما مذاکره و آتش بس را تقدیس کردید و از آن حماسه ترسیم کردید. به برکت خون رهبرشهید در تاریخ جدید خود جریان سازش کار غرب لیس عاشق مذاکره حذف خواهند شد. به زودی زود انشااءلله. طرف مورد مذاکره غیرعاقلانه، غیرشرافتمدانه به لیست سیاه جنایاتش قتل رهبری را افزود و لذاست که قبح مذاکره بیشتر هم شد نه اینکه با شروع تاریخ جدید مذاکره ای که تا پارسال شر بود، خیر شده باشد. قبلا گفتید شما تعصب دارید. بله ما تعصب داریم. قاب مذاکره با قاتل پدر شهیدمون بسیار آزار دهنده هست. مثل اینست که روز عاشورا با قاتل اباعبدالله مذاکره انجام شود! اگر برعکس بود ما رئیس جمهور آمریکا را کشته بودیم آمریکا روز چهلم قتل رییس جمهورش آتش بس را قبول میکرد؟ یا تا چند ماه فقط ما کوبیده میشدیم؟ بگذریم که مسئولین واداده ما وقتی آمریکا رهبر را تهدید میکرد، حتی حاضر نبودند عبارت مرگ بر آمریکا به مرگ بر رییس جمهور آمریکا تعبیر شود، چه رسد به اینکه رییس جمهور آمریکا را تهدید کنند!
باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده در این نوع نگاه به مسئولان کشور با شما همراه نیستم. و این نگاه را جدای نگاهی میدانم که رهبر عزیزمان با ما در میان گذاردهاند. باز پیشنهاد میشود سخنان جناب حجة الاسلام مهدی طائب را بخصوص در آن قسمتهای قرآنیِ آن سخن؛ با دقت دنبال کنید. https://eitaa.com/matalebevijeh/22490 . چه اندازه آیت الله حائری شیرازی «رضواناللهتعالی علیه» آن مرد اخلاق، زیبا متذکر میشوند که چرا اهل ایمان با تفاوت نظر باید «همدیگر» را تحمل کنند. https://eitaa.com/jahad_tabein/68467 . فدای عالمانی بشویم که این چنین با بصیرت با ما سخن میگویند که چرا باید ما «همدیگر» را، آری! ما «همدیگر» را تحمل کنیم. موفق باشید
استاد عزیز من دارم دیوانه میشم. تا حالا انقدر از خودم متنفر نبودم. ای کاش منم میزدن رفته بودم و این روزها رو نمیدیدم که انقدر جلوی چشمم انسانها و چیزها دارن پر پر میشه و من تو زندان ذهنی و واقعی گیر افتادم. در خانه خودم در خانواده ای که هستم رئیس خانه پدرم خونوادم رو ببینم که منتظر این روز و این لحظه باشه و آرزو کنه و الان هم هر لحظه منتظر تمام شدن کار ما و کشورمون باشن. من برای بچههای میناب و نوزادان گاندی اشک میریزم و مسخرم میکنن که چه دروغایی به خوردت دادن. حتی نمیتونم از پنجره خونه پدرم یه الله اکبر بگم چه برسه به اینکه بتونم بیرون برم و این داغ رو با مردمم شریک بشم. درد تمام وجودم رو گرفته. بدتر از همه اینه که نمیدونم با تمام اینها میتونستم برم و باید خانواده رو زیر پا میذاشتم و ترسیدم (کجا میرفتم؟ به کدام خونه برمیگشتم؟) یا باید مثل الان میسوختم و احترامشون رو نگه میداشتم. فقط دعا میخونم صحیفه میخونم قران میخونم به روح آقا و مردم هدیه میکنم. بارها پیش اومده بود که در این موقعیت باشم ولی هیچ وقت بیشتر از الان از خودم بیزار نبودم. من با تمام وجودم ترسیدم و شرمندم که بمیرم و ازم بپرسن در زمانه شهادت این بزرگ مرد چیکار کردی و چطور در کنار مردمت بودی و بگم هیچ چیز... به عنوان یک دختر با روحیه لطیف حتی جایی ندارم که خودم از این غم از دست دادن ولی و دردهای مردمم گریه کنم چه برسه به اینکه با حضور نرم زنانهام تو این لحظات حساس برای کشورم کاری کنم و دردی از کسی دوا کنم. تا تونستم حاج قاسم رو صدا زدم. این درد ای کاش به ظهور آقامون ختم به خیر میشد تعجیلا... از شما التماس دعا دارم. خیلی التماس دعا دارم.
باسمه تعالی: سلام علیکم: اتفاقاً زیبایی زندگی در آن است که انسان در میان جمعی باشد که در غفلتهای خود سرگردانند و او چون کوهی آراسته و وارسته در جهان خود زندگی میکند تا اگر لااقل آنان نمیتوانند از پوچی خود رها شوند، انسان با عبرتی بزرگ متوجۀ زیباییِ زندگی با افرادی شود که شخصیت آنها معنای حقیقی زندگی میباشد و اینجا است که انسان مییابد چرا به ما فرمودهاند: «طوبی للغُربا» خوشا احوالات آنانی که در جمعی از افراد، غریبانه زندگی میکنند و گرفتار روزمرّهگیهای انسانهای سرگردان نمیشوند. اینجا است که در خطاب به حضرت سیدالشهدای این زمانه عرض شد: «ای رازِ زمانه! من با تو، دوباره باید خدا را بشناسم». موفق باشید
استاد 😭😭😭
باسمه تعالی: سلام علیکم: حکایتی است. جهان پس از شهادت آن مرد، بسی بزرگ و بزرگتر شد تا گوشهای شنوا، حساستر از پیش، شنیدنیهایی را که جهان استکبار نمیخواست تا مردم بشنوند؛ بشنوند. استکبار جهانی که ۴۰۰ سال است خود را در علم و به اصطلاح رسانه تا این اندازه بزرگ کرده بود تا بدون هر گونه رقیبی آینده را از آنِ خود کند؛ چگونه در مقابل آن پیرمرد الهی این اندازه خود را ناتوان دید که مجبور شد به گمان خود، با شهادت او، خود را از بیآبروییِ دوران نجات دهد؟! و بلکه آبروی از دسترفتهاش را باز یابد؟ در حالیکه در فردای جهان استکبار با شهادت آن مرد، چه فردای پوچی را تجربه خواهد کرد؟ وقتی خود را پیروز میدانی میداند که پیرمرد ۸۶ سالهای را در کنار فرزندانش با هزاران تجهیزات مدرن شهید کرده است؟ چه چیزی برای بشریت این دوران دارد با اینهمه سرافکندگی؟ استکبار در این صحنه پیروزِ کدام میدان است؟! موفق باشید
با سلام: مراد از علم نافع چیست؟ آیا علوم دانشگاهی به جز علوم حوزوی و قرآنی علم نافع به حساب می آیند؟ منظور دقیق از واژه نافع چیست، و از کجا بدانیم در این مسیر گام برمیداریم. با تشکر از جناب استاد. التماس دعا.
باسمه تعالی: سلام علیکم: ماورای علوم رسمی که هر کدام برای زندگی میتواند مفید باشد؛ عنایت داشته باشید که موضوع علم نافع یعنی علمی که جهتگیری انسان را اصلاح میکند تا در بستر آن علم، انسانها از تجربههایشان در امور اجتماعی بهترین نتیجه را بگیرند وگرنه به جای گزیدهشدن از یک سوراخ، هر روز از دهها سوراخ گزیده میشوند زیرا حکمت لازم را که همان علم نافع است در میدان دید خود نسبت به امور به کار نگرفتهاند. موفق باشید
استاد جان سلام: بنده با نیت های خیر از جمله متذکر شدن و جهاد تبیین گاها در خانواده که مهمانی و یا دور همی داریم شروع میکنم از جنس مباحث شما را به میان آوردن که بعضا دیگران به بنده می گویند که ما متوجه نمی شویم ولی خب در این جنس مباحث مقصد صرفا فهم ما از موضوع نمی باشد و آنها نیز خود را در این مسائل زیاد درگیر نمی کنند حال با این وجود نه فقط در خانواده بلکه در جامعه تکلیف در این موارد چیست آیا باید به تبیین و این جنس مباحث عمیق پرداخته شود هر چند که ما مامور به تکلیف هستیم نه نتیجه یا اینکه سکوت پیشه کرد و درگیر مباحث روزمرگی که آنها می گویند شد و یا اینکه کار دیگری باید انجام داد؟ ویا اگر نکته ای در این موارد می باشد بفرمایید.
باسمه تعالی: سلام علیکم: خدا قوت. در اینکه نباید کار به جدال کشیده شود؛ تذکر و اشاره به نکاتی که افقی در مقابل مخاطبان میگشاید، قصه و حکایت امروز ما میباشد. زیرا دوره، دورهای نیست که افراد بتوانند مباحث طولانی را دنبال کنند و به همین جهت چنانچه ملاحظه فرموده باشید مباحث در چند شماره و به صورت اشاره با مخاطبان در میان گذاشته میشود. همین اندازه در عین محبت به اطرافیانتان، آنها را در نزد خود به فکر فرو میبرد. موفق باشید
سلام و ادب خدمت استاد عزیز: ممنون میشم این متن از استاد داوری رو بیشتر تبیین کنید. «با غلبه ارزشهای غربی که منشأ بشری دارد، آدمی از مرتبه خود دور شده و در غفلت فرو رفته، نجات از این وضع با زهد و تهجد و طی مقامات میسر نیست و این مراد با سعی و جهد حاصل نمیشود و گاهی باید این سعی و جهد به شکست بینجامد، تا در سیاهی شکست به انتظار کوکب هدایت سر کنیم.» سپاس
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! باید اساساً به جهان دیگری نظر کرد که حضور در جهان غربی نباشد و چه اندازه استاد داوری نکتۀ دقیقی را متذکر شدهاند. و از این جهت مباحث «جهان بین دو جهان» خدمت رفقا عرض شد. موفق باشید
سلام استاد بزرگوار. با توجه به اینکه فرمودهاند ماه مبارک رمضان، ماه نجات از آتش دوزخ هست و در شب های مبارکه قدر هم از خدای متعال درخواست کردیم«الغوث الغوث خلصنا من النار یا رب» از کجا بفهمیم که از آتش رها شده ایم یا نه؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: «تو مگو ما را بدان شَه راه نیست / با کریمان کارها دشوار نیست». آری! «با کریمان کارها دشوار نیست» و از این جهت باید سخت به رحمت واسعۀ او که هیچ طلبی را بیجواب نمیگذارد، امیدوار بود و همین میل و طلبی که برای ادامۀ دینداری در ما ایجاد کرده است؛ جواب اوست. برای بعد از ماه رمضان و برنامههایی که باید داشته باشیم، بیندیشید. از خواندن 50 آیۀ قرآن در هر روز و دعای صباح در هر صبحگاه و انجام نافلهها با رکوع و سجود طولانی در حدّ توان. موفق باشید
سلام و درود و نور و رحمت بی منتهای الهی تقدیم به پیشگاه حضرت مهدی ارواحنافداه. استاد طاهرزاده. چه حس جدیدی نسبت به ماه شعبان عزیز دارم! چقدر خداوند بی منت و بی استحقاق این سفره رحمت رو برای همه باز کرده، اصلا چیزی فراتر سفره و امثال اینها، انگار برایم ماه مبارک شعبان رفیقی فراتر از یک ماه هست، در جنس یک انسان بسیار مهربان و با محبت و مونس و کسی که خیلی من رو بسوی خودش میکشه. و اما چقدر مدیون شما هستم. یکی از بزرگان در یکی از منبرهاشون فرمودند که حضرت امیرالمؤمنین علی علیه السلام فرمودند برای انس با من سوره واقعه بخوانید به همین راحتی، این روایت رو خیلیا میشنویم و تعجب میکنیم که مگه به همین راحتی میشه با حضرت علی علیه السلام ارتباط گرفت، و بخاطر راحتیش اقدام به خواندن سوره واقعه نمیکنیم، منتظر راه های عجیب غریب و سخت و پدردرآر هستیم. از طرفی در حدیث نورانیت آقا امیرالمؤمنین میفرمایند «امرنا صعب مستصعب» پس به این راحتی هم نمیشه وارد دنیای نورانیت شد. یکی دم در ایستاده و هر کسی رو راه نمیدن. نظر حضرتعالی در این رابطه چیه؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: فدای ماه شعبان که در آن حقیقتاً حکایتش حکایت نکتهای است که جناب مولوی از آن خبر داده و فرموده:
ای بنده بازگرد به درگاه ما بیا بشنو ز آسمانها حی علی الصلا
درهای گلستان ز پی تو گشادهایم در خارزار چند دوی ای برهنه پا
جان را من آفریدم و دردیش دادهام آن کس که درد داده همو سازدش دوا
و این یعنی ماه شعبان و به خصوص در افقی که در شب و روز ۱۵ شعبان در مقابل نسانها گشوده شده است.
در مورد سوره واقعه حتی روایت داریم «فیّ علی» یعنی به حکم «وَالسَّابِقُونَ السَّابِقُونَ ﴿۱۰﴾ أُولَئِكَ الْمُقَرَّبُونَ ﴿۱۱﴾» این مولای ما حضرت علی علیه السلام میباشند که در مقام سابقون و مقربون به معنای اصلی و اصیل هستند. تاما در انس با سوره مبارکه واقعه راه خود را در نظر به مولایمان گم نکنیم. موفق باشید
سلام و عرض ادب محضر استاد عزیز: راهنمایی بفرمایید در زمینه عرفان و علوم غریبه از چه سیری و از چه کتابی شروع کنیم؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: در مورد عرفان توجه جنابعالی را به کتاب «مبانی نظری عرفان» از استاد یزدانپناه و پس از آن به کتاب «فصوص الحکم» ابن عربی جلب میکنم. در مورد علوم غریبه چیزی نمیدانم. موفق باشید
با سلام و احترام خدمت استاد: بنده یک زندگی معمولی دارم سر کار میرم و.. اما احساس میکنم کار خاصی برای ظهور امام زمان یا وظیفه اجتماعی نمیکنم. من چجور باید مسئولیت زندگی ام رو پیدا کنم؟ روزهای من بسیار به بیهودگی میگذرد. هر چند هم خانه داری میکنم هم شاغل هستم، همچنین مال و پول هم که بدست می آید در چه راهی خرج شد که هدر نرود حال اگر بخواهم از لحاظ دینی برای مال و زمانم برنامه ریزی کنم و یک تقسیم بندی داشته باشم به چه صورت است؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: باید در دوران بیمعناشدن انسان ، انسانها معنای خود را با حضور در تاریخی که ذیل ارادۀ الهی در این زمانه شکل گرفته پیدا کنند که به نظر بنده آن تاریخ، تاریخی است که با انقلاب اسلامی شروع شده است. امری که جناب هایدگر به دنبال آن بود و آقای دکتر احمد فردید فرموده بودند ای کاش او در زمان ظهور انقلاب اسلامی زنده بود تا با خدای آقای خمینی متوجۀ خدایی میشد که به دنبال آن بود. پیشنهاد میشود مباحثی که تحت عنوان «نیستانگاری» روی سایت هست، دنبال شود. موفق باشیدhttps://lobolmizan.ir/search?search=%D9%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA%20%D8%A7%D9%86%DA%AF%D8%A7%D8%B1%DB%8C&tab=sounds
سلام استاد: من دو تا سوال دارم. استاد من درگیر معصیتی هستم که چند سالی با توسل با نذر و نیاز نتوسنتم ترک کنم. بعد رفتم سراغ روانشناس ها و چیزی که متوجه شدم عادتی که از این معصیت دارم ناشی از عملکرد مغزه. بعد برام این شبهه ایجاد شده که مغز قدرت های زیادی داره به طوری که خیلی از معنویت های که فکر میکنیم معنویته به خاطر عملکرد مغزه در اون لحظه. مثلا من بعد از زیارت سیدالشهدا اون گناهی که عادت و اعتیاد بهش داشتم چند وقتی کنار گذاشتم اما حالا فکر میکنم قدرت مغزی در اون لحظه کمکم کرده بود و نه معنویت حاصل از زیارت. نشونش هم اینکه دفعه بعدی در زیارت این قدرت ترک رو نداشتم. لطفا کمک کنید قدرت مغز رو چطور جمع کنیم با خیلی از چیزهایی که میگیم معنویت. سوال دوم اینکه لطفا یه راه حل کامل بهم بدید برای اینکه اراده ام قوی شود.
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. آری! اعضای بدن از جمله مغز، بستر تدبیر نفس ناطقه است و هر اندازه بدن انسان بیشتر در تعادل باشد، نفس ناطقه یا روح انسان، بهتر در تصمیماتش موفق است و روانشناسی به عنوان یک علم تجربی با روش آزمون و خطا، بعضاً میتواند متوجۀ نسبت بین بدن انسان و روح او بشود ولی نباید گمان کرد آن موضوعات، تنها در محدودۀ روان است و از مراتب بالاتر غفلت نمود. ۲. خوب است مباحث «معرفت نفس» دنبال شود. در این رابطه به کانال «معرفت نفس» رجوع فرمایید و بررسی کنید با سخن کدام یک از اساتید میتوانید رابطه برقرار نمایید. مطالب را با همان استاد دنبال کنید. موفق باشید https://eitaa.com/marefatenafs_10nokteh
با سلام و تحییت خدمت شما استاد طاهرزاده: ۱. گناه چرا وهم رو تقویت میکنه؟ ۲۲. استاد شما کتاب روان شناسی اسلامی سراغ دارین؟ و میشه واسم این کتاب رو معرفی کنید؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. مگر جز این است که انسان وقتی گرفتار وَهمیات شد، دل به معاصی میسپارد؟ و لذا همان معاصی او را به وَهمیات بیشتر میکشاند. ۲. در جریان کتابی در این رابطه نیستم. ولی توصیه میشود در این رابطه به کانال «معرفت نفس» رجوع فرمایید و بررسی کنید با کدامیک از اساتید که مباحث معرفت نفس را مطرح کردهاند، راحتتر میتوانید کار را ادامه دهید. موفق باشیدhttps://eitaa.com/marefatenafs_10nokteh
باسلام و احترام در موضوع مذاکرات و مطالبات مردمی، چند نکته بهنظرم رسید که گفتم با جنابعالی در میان بگذارم: مورد۱:« قطعا تهمت زدن و خائن خواندن مسئولان نظام، امری بسیار پلید و امری نکوهششده میباشد و در این مورد بر هیچکس پوشیده نیست که یکی از اهداف دشمن، ایجاد اختلاف بین ملت و دولت است.». مورد۲:« اینکه مردم حاضر در خیابان مطالبه کنند که مسئولان در اجرای ده بند قاطع باشند قطعا چیزی نیست که نفاق بهبار بیاورد. عدهای مردم را به بهانه اختلافپراکنی ساکت میکردند و تذکرات بجای ایشان درباره مذاکره را عملی در راستای ایجاد اختلاف برمیشمردند. بااینکه تجربه مذاکراتی ایجاد نگرانی میکند و این نگرانی بسیار بجاست. دقت کنیم که این نگرانی با نفی مذاکره متفاوت است. برای مثال اینکه مردم میگویند زیر سایه تهدید نباید مذاکره کرد یک حرف از هوای نفس نیست، بلکه کلامی از رهبر شهید و منطبق با منطق است». مورد۳:« بعضا تذکرِ مردمْ به مسئولین را مایهٔ نفاق تلفی میکنند در صورتیکه اینچنین نیست. مردمِ مبعوثشده ماموریتی دارند و با بصیرت و هوشیاری ایکه در آنها وجود دارد، این مأموریت به آنها واگذار شده است. این مردم کشور را راهبری کردند». مورد۴:« بعضی میگویند که عوام نباید راجعبه مذاکرات صحبت کنند و این موضوعی تخصصی است که متخصصان باید به آن بپردازند. البته اینکه مذاکره موضوعی تخصصی است کاملا واضح است منتها اینطور نیست که مردم را ساکت کرد که درباره آن نظر و پیشنهاد نداشته باشند». مورد۵:« امام خامنهای فرمودند که فریاد های شما در نتیجه مذاکرات مؤثر است. این کلام نهتنها دعوت به سکوت در موضوع مذاکره نمیکند، بلکه مردم را تشویق به مطالبه، آنهم با فریاد مینماید. انسان زمانی فریاد میکشد که نظری مهم دارد، نگران است و بیمِ تجربیات گذشته را دارد. امام خامنهای با این کلام، مردم را پای میز مذاکرات بردند که همگان بدانند که طبق مبانیِ «جمهوریت»، مسائل ایران اسلامی با فریاد های مردمش اتخاذ میگردد». مورد۶:« باید حق داد که مردم نگرانِ مذاکرات باشند و باید در قبال مطالبات ایشان انصاف داشت. تک تکِ جملات رهبر شهید در آیینه وجود این مردم انعکاس دارد. مثلا آنجا که فرمودند:« از مذاکرهی با آمریکا هیچ مشکلی حل نمیشود. دلیل: تجربه. ما در دههی ۹۰ نشستیم حدود دو سال با آمریکا مذاکره کردیم... یک معاهدهای هم تشکیل شد... همین شخصی که حالا الان سر کار است، این معاهده را پاره کرد... امتیاز دادیم، کوتاه آمدیم، امّا نتیجهای را که مقصودمان بود به دست نیاوردیم... با یک چنین دولتی مذاکره نباید کرد؛ مذاکره کردن عاقلانه نیست، هوشمندانه نیست، شرافتمندانه نیست.» ۱۴۰۳/۱۱/۱۹.» مورد۷:« ساده پنداری است که بگوییم آمریکای سال ۱۴۰۵ مهربانتر و منطقیتر از آمریکای سال ۱۴۰۳ و دهه ۹۰ است. او وحشیتر و جسورتر شده است. نگرانی مردم ذیل این است که یک چنین آمریکایی با چنین صفات پلیدی را میشناسند». مورد۸:« همه مردم با هر اختلاف بنیادینی هم که داشته باشند، ذیل امر ملی و سه رکنِ جمهوری اسلامی ایران اتفاق نظر دارند. اگر به این توجه کنیم آنوقت همه را محکوم به ایجاد اختلاف نمیکنیم و با سعه صدر همه نظرات را میشنویم». مورد۹:« اتحاد و وحدت ملی زمانی موضوعیت دارد که اختلافاتی وجود داشته باشد. امام خامنهای در شعارِ سال به وحدت ملی اشاره نمودند. این وحدت ملی یعنی باتوجه به اختلاف های بنیادینی که هست و هیچکس منکر و نفی کننده اینها نیست، در زیر سایه امر ملی همگان اتحاد داشته باشند». مورد۱۰:« مطالبات و نکات مردم راجعبه مذاکرات، چیزی جز پایبندی ایشان به ایرانِ عزیز را نمیرساند. آن ۱۰ شرط، ناموس ملی ایرانیان است که چه با مذاکره و چه با جنگ باید محقق گردد». مورد۱۱:« اگر ذیل امر ملی متحد شدیم، آنگاه هر چیز که زمانی به ضررِ ایران بوده است مارا نگران میکند. باز تاکید میکنم که حسن ظن به آمریکا سادهلوحی است و اینکه گمان کنیم آن به اصطلاح ابرقدرت بهسادگی از منافعش میگذرد و اعلام شکست میکند و میرود، امری سادهانگارانه است. مذاکرات با آمریکا در یک دوره چند ده ساله نتیجهای برایمان نداشته است و اتفاقا مایه وحدت مان، یعنی کشورمان ایران را به سختی کشانده است؛ برای همین است که مایه نگرانی است و این بیم را باید بهحق شمرد». مورد۱۲:« عدهای میگویند که باید اعتماد صد درصدی به مسئولان و نمایندگان مذاکرهکننده داشت. خواستم بگویم که اتفاقا مردم اعتماد کامل را دارند که امید دارند که ایشان خواسته های ملت را عملی کنند. این مطالبات یعنی ای مسئولان! ما به شما اعتماد داریم که شما میتوانید مطالباتِ مارا بهاجرا درآورید. انتقاد هایی که بعضا میشود نیز در همین راستاست. در راستای اعتماد به مسئولین برای اجرای مطالبات و لحاظِ انتقادات». باتشکر
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! مهم، طرز مطالبه است که خدای ناکرده موجب دوگانگی نشود. به همین جهت عرض شد: «مطالبه آری، ولی توهین نه». فدای مردمی شویم که با همان روحیۀ ایمانیِ حاکی از بعثت با خُلق محمدی«صلوات اللهعلیهوآله» متوجۀ افقهای متعالی و گشودهای شدهاند که با مقابله با جبهۀ استکبار پیش آمده است و نگرانند که این حضور با آن نوع مذاکراتی که نوعی باجدادن به آمریکا بود، به حاشیه رود. و این ظلم به این مردم است که آنها را عوام بنامیم.
آری! در رابطه با مذاکرات باید تفکر تاریخی نسبت به آن موضوع، همواره در میان باشد از آن جهت که ما پس از دفاع مقدس سوم در تاریخِ دیگری حاضر شدهایم و حال این مائیم که برای مذاکره، شرط تعیین میکنیم برعکسِ تاریخ گذشته که آمریکا برای ما شرط تعیین میکرد . در دل همین مذاکرات ما میتوانیم حاضر شویم و شروط خود را به میان آوریم؛ ضعف دشمنان را نشان دهیم و معلوم است که نتانیاهو سخت، از این موضوع نگران است و این است که ملاحظه کردید با بمبارانِ شدید و بیسابقه به مردم لبنان خواست تا این جریان را به هم بزند و این هوشیاری تیم مذاکره و مسئولان حزب الله بود که متوجه شدند نباید برای دفاع از مردم عزیز لبنان در مسیری قرار گرفت که نتانیاهو دنبال میکرد و ملاحظه کردید که به هر حال مسئله آنقدر مهم است که دولت مزدور لبنان حاضر شده است با اسرائیل بر سر آتش بس مذاکره کند به امید آنکه سخن مذاکره کنندگان ایرانی که جبهۀ مقاومت را یکپارچه میدانند؛ به حاشیه ببرد. و البته و صد البته موضوع، بسیار حساس و مهم است و نباید از یگانگیِ دیپلماسی و میدان که به خوبی پیش آمده است و ملاحظه فرمودید که وقتی با روحیۀ حماسی و درکِ تاریخی وارد آن مذاکره شدیم؛ با کوچکترین بهانهای که دشمن پیش آورد، آن مذاکره و مذاکرات بعدی را رها کردیم.
چه اندازه این سخن که فرمودید اساسی است که ذیل امر ملّی و سه رکن جمهوری اسلامی، مردم ایران اتفاق نظر دارند و این همان سعۀ صدری است که به عنوان عنایت الهی بر مردم ما عنایت شده است. موفق باشید https://eitaa.com/khandehhhalal/24552
سلام علیکم و رحمه الله، استاد با توجه به مواضع غیر اصولی و خلاف امنیت ملی رئیس جمهور در جنگ موجودیتی فعلی و گل به خودی زدن های فاجعه بار ایشان که آخرینش تماس تلفنی با مسوول سیاست خارجی اتحادیه اروپا بود و باعث میشود پیروزی در این جنگ با وجود این دولت محال به نظر برسد ، به نظرتان آیا زمان برگزاری جلسه بررسی کفایت ایشون نیست؟ شبیه آنچه در زمان جنگ و بنی صدر رخ داد؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر میآید نکاتی که جناب استاد مهدی محمدی میفرمایند با توجه به إشرافی که نسبت به امور دارند، چیز دیگری است. https://eitaa.com/mohammadi61. موفق باشید
با سلام و تحییت خدمت شما استاد طاهرزاده: استاد براستی که نباید به ظاهر فرهنگ غرب نگاه کرد که هیچ کیفیتی ندارد براستی که مولایمان حضرت علی علیه السلام فرمودند: ای مردم، در پیمودنِ راه هدایت از کم بودنِ پویندگان نهراسید؛ زیرا مردم بر سر سفرهای گرد آمدهاند که سیری در آن کوتاه است و گرسنگی آن طولانی. پس کارِ نماز را جدّی بگیرید و بر آن محافظت کنید، و آن را بسیار بهجا آورید و با آن به خداوند تقرّب بجویید. زیرا نماز بر مؤمنان فریضهای است که زمان معیّن دارد. نماز، گناهان را چون برگِ درخت فرو میریزد و چون بندی که از گردن بگشایند بندِ گناه را از گردنِ گنهکار میگشاید، و پیامبر خدا صلیاللهعلیهوآله نماز را به چشمهای از آب گرم مانند فرمودند که جلوی خانهی کسی باشد و او شبانهروز پنج بار خود را در آن بشوید؛ آیا احتمالی هست که بر تنِ او چرکی باقی بماند؟» کیفیت از کمیت مهمتر است و جز ظلمات در فرهنگ غرب دیده نمی شود و اسرائیل مانند یخ در حال ذوب شدن است و خداوند سایه ی امام خامنه ای مد ظله العالی را از سر ما کم نکند و روح امام راحل (ره) همیشه با ما باشد و خداوند فرج امام زمان (عج) را نزدیک بگرداند. ان شاءالله
باسمه تعالی: سلام علیکم: حقیقتاً در مورد نماز مطلب همانی است که فرمودید. بیحساب نیست که حضرت روح الله «رضواناللهتعالیعلیه» به عنوان کسی که تاریخ جدید و بشر جدید را میشناسند، متذکر «سرّ الصلواة» و پس از آن «آداب الصلواة» شدند. آیا این انسان در این طوفان آخرالزمان میتواند بدون نظر به عمق دستورات شریعت بخصوص نماز، خود را شرافتمندانه ادامه دهد؟ موفق باشید
سلام علیکم: یه بررسی در مورد شرایط پیش آمده جهان هست که در حال حاضر بقای نظام غربی در میان آمده و سرنگونی کل غرب مطرح شده و بحث سطح جنگ مثل پنجاه سالی که گذشت نیست و به نقطه حساس پایانی رسیده. اگه خودمون رو بذاریم جای غرب میفهمیم ترامپ خودش رو خراب کرده و یک مهره سوخته شده یک پیر مرد که آخر عمرشه و حسابی بی آبروست و میشه ازش استفاده کرد برای حمله اتمی و سلاح های عجیب و غریبی که از بعد جنگ جهانی ساخته و مخفی شدند علیه ایران زیرا ایران موجودیت جهانی غربیها را هدف گرفته و از نگاه اونا باید نابود بشه وگرنه سرنگونی همه آنها دارد رقم میخورد. خوب معلومه هرکسی از اتم استفاده کنه رانده جهان خواهد شد مدتی بعد حتی اروپاییها بیانیه میدن آمریکا را محکوم میکنند و یک شکست بزرگه اما میتونن ترامپ رو بندازن جلو تا ایران رو نابود کنه بعد هم خوده تشکلات آمریکا ترامپ رو دستگیر و دادگاه تشکیل بدن اعدامش کنند و رئیس جهمور جدیدی با ابراز تاسف از ترامپ جنایتکار بار دیگر با نویدهایی آمریکای صلح آفرینی بسازه و نوید دنیای بدون جنگ را بده و این بار بدون ایران و همه مشکلات جهانیشون حل بشه در خالیه که اگه ایران نباشه کسی حاضر به جنگ با آمریکا مثل ایران نیست و تغییرات صلح آفرین جایگاه غرب را حفظ خواهد کرد. خوب معلومه موشک جواب اتم نیست و ایران در دیدگاه اونها شکست میخوره و راحت میشن و دشمنانی مثل روسیه هرگز در حد ایران نیستند که بخوان آمریکا را نابود کنند و میتونند باهاشون کنار بیان. حالا از دید اسلام و خدا و ایران بررسی کنیم: اگر خداوند اجازه بدهند ایران با اتم نابود بشه بعد امام زمان برای برپایی علم جدید اسلام مجبور به ظهور شوند مردم میگویند حالا که میلیونها نفر کشته شدیم آمدی؟! خب زود تر می آمدی و اگر با شروع جنگ قبل از حمله اتمی حضرت ظهور کنند و از توانهای ماورای سلاح های علوم تکنیکی استفاده فرمایند و درواقع خداوند در جنگ با دشمنانش تقلب کنند که قبلاً کردند این راه پیش روست. در آخر شما بفرمایید آیا حد جنگ را موشکی میبینید یعنی آنقدر بازدارنده هست که اتم و صدها سلاح های مخفی غرب را جوابگو باشد یا خیر چون این پرسش خیل زیادی از مردم دنیا بوده. بهرحال با توجه به خواست خداوند ما پیروزیم ولی این احتمالات فکری دشمنان و سطح افکار عموم است که از شما درخواست پاسخی داریم متشکرم. خوب است شرایط های احتمالی را بشناسیم تا منقطی و آرام باشیم.
باسمه تعالی: سلام علیکم: به امری مافوق این امور در این تاریخ باید فکر کرد و آن سنت خداوند است در دفاع از حق در مقابل باطل. و این غیر از تقابل آمریکا با ژاپن و یا آمریکا با شوروی میباشد و از این جهت هر اندازه انقلاب اسلامی و مردم عزیز ما بر هویت توحیدی خود بیشتر حاضر شوند، به همان اندازه مورد عنایت الهی قرار میگیرند در راستای به افولرساندن جبهۀ استکبار و بحمدالله مردم ما با همۀ بمباران تبلیغاتی که از طریق رسانههای دشمن میشوند، در بزنگاهها در وجدان توحیدی تاریخیِ خود در میدان حاضرند و در این جنگ ترکیبی مسلّماً این جبهۀ توحیدیِ انقلاب اسلامی است که بنا دارد معنای دیگری را به بشریت امروز نشان دهد. عرایضی در جلسۀ اخیر شنبه شب eitaa.com/matalebevijeh/21496و یکشنبه https://eitaa.com/matalebevijeh/21507 شده است که ان شاءالله ما را متوجۀ حضور تاریخیمان خواهد کرد.
در زمان و زمانه ای که بشر بیش از همیشه باید با تفکر حقیقی که شناخت باطلِ زمانه است؛ خود را بیابد، انسان می تواند باطل را در هر جریانی که با مسیر آخرین پیامبر مقابله می کند، بشناسد. و در این راستا راه خدا، به عنوان راهی که راه باطل نیست، خود را می نمایاند. این یعنی حضور در میدان «تولّی» و «تبرّی» که حضور در اُنسِ نهایی با حضرت حق است در مقابله با میدانی که در نهایت خشونت با انسانیت است و این است راز حقّانیت اسلام و ذیل اسلام، راز حقّانیت انقلاب اسلامی که با خشن ترین جبهۀ استکبار روبه رو شده، به معنای پایان تاریخ غربِ استکباری که تاریخ فرار از حق و حقیقت است در نهاییترین شکل. موفق باشید https://eitaa.com/IMANI_mohammad/6504
من در حیرتی عظیم هستم که حضرت دوست من را به کجا میکشاند؟! نمیدانم، حس میکنم فریز شدهام در برابر راهی که آمدهام و من از خود میپرسم: تو آمدی؟! نه! من حال مذهبی ای را نمیگویم؛ آخر من پر از اشتباهم و علاوه بر آن هر لحظه غرق در تفکرات و توهمات و تخیلات پوچی که نمیتوانم متوقفشان کنم و حس میکنم در منجلابی از خود دست و پا میزنم و زوری زوری راه میروم ولی وقتی برمیگردم و به خود مینگرم و به اینجایی که هستم و حتی به فردی و شخصیتی و هویتی که هستم نگاه میکنم به حیرت میروم و چرا دروغ بگویم؟ کمی خودم از خودم به حیرت میروم و به خود میبالم و همین بالیدن که سبب سکونِ من و یک چیزی در من میشود که دیگر آن ارتباط خالصی که با جهان برقرار میکنم را نمیتوانم داشته باشم؛ به حیرت میروم، این دمیده شدن روح در من و این فراگیریای که من را در بر گرفته مرا به حیرت برده و هر چه به خود نگاه میکنم بیپاییِ خود را مییابم! و باز خود از خود میپرسم چگونه میخواهی بروی؟ این آیا جوابی دارد؟! خیلی و خیلی زیاد، وقتی این راه را میبینم که آمدهام بیپاییِ خود را مییابم و این دیدنِ بیپایی به بیپاییِ الانم دامن میزند؛ نمیدانم! در رکودم؟ یا در رکودی در حرکتم؟! اما این رکود و این حیرت که من را به نشستن و فقط تماشا کردن در آورده من را آزرده خاطر میکند؛ من جمله اینکه با تنی رنجور و خسته نشستهام هم دامن میزند؛ متعال باشید.
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر میآید «دوست دارد یار، این آشفتگی». باید با خودمان جدّیتر از دیروزمان باشیم به وسعت انسانِ آخرالزمانی. از این جهت باید به حضور تاریخی که با انقلاب اسلامی پیش آمده است، فکر کرد. با توجه به اینکه هر تاریخی با نوعی تفکر حضوری آغاز میشود و در آن راستا روح مردم را دگرگون میکند و در نتیجه افکار بیگانه به اصل ظلمانی خود باز میگردند، امامان به عنوان انسانهایی که متوجۀ تاریخ خود و ارادۀ الهی در زمانۀ خود بودند، بعد از نبیّ، مقامشان چنین بود که وحی الهی را از اجمال به تفصیل میآوردند و لذا باطنهای شریر به وسیلۀ آنها آشکار میشد و مردم به کمک آنها با آموزههای الهی آشنا میشدند ولی با مواجهۀ ما با غرب، فرهنگ اسلامی ما سنت اصیل نبوی خود را فراموش کرد و تحت تأثیر خودخواهی فرهنگِ خودبنیادِ غرب، حق النّاس فراموش شد و آنطور که شایسته بود تا انسانها نسبت به هم یگانه باشند، نسبت به هم بیگانه شدند ولی با انقلاب اسلامی به عنوان تاریخِ ادامۀ سنت اصیل نبوی، عالَمی دینی برای مردم جلوه کرد، عالمی که انسانها نسبت به همدیگر احساس یگانگی دارند و مدتها از آن غافل بودند و این است معنای حضور در تاریخ انقلاب اسلامی و درک وجودی خود در این تاریخ که با نظر به امام حسین «علیهالسلام» و کربلا به ما برگشت نمود. موفق باشید
سلام استاد جان🦋 «از دیگر هنرها قدرت خلق معانی از طریق ساخت به هنگام واژگان وترکیبهای بدیعی که هریک انبوهی از معانی را خلق وحمل می کرد واز آن گفتمان عمومی عمل می آورد» برگرفته از پیام رهبر انقلاب بخش بیان هنرهای رهبر شهید 1405/1/20 خواستم این سخن از زبان کسی که این هنر (قدرت خلق معانی از طریق ساخت به هنگام واژگان وترکیبهای بدیعی که هریک انبوهی از معانی را خلق وحمل می کند) همواره درقلمشان برایمان جلوه گری دارد کمی به تفصیل درآید 🦋 تمنایی که در وجودم جلوه گری کرد وقتی این هنر امام شهیدمان از زبان رهبر انقلاب بیان شد: 🔻 درجستجوی #زبانِ دعوت (خویشتن ،دیگری) درجستجوی #زبانِ روایت دعوت وروایتی درساحت #بود_اکنون_بیکرانه_جاودان_بسویی مان تمنایی از جنس لیل ونهار به عنوان نمونه خلق این عبارت بدیع «دوره سکوت صحنه نبردنظامی » در پیام رهبر مان
باسمه تعالی: سلام علیکم: همچنان که مکرراً عرض شده است ما امروز نمی توانیم در محدودۀ زبان عبارت، متوقف شویم و زبانِ اشارت، که به یک معنا زبان شاعرانگی می باشد؛ باید به میان آید. عرایضی تحت عنوان «انقلاب اسلامی ، انتظار ، وارستگی» طی 30 جلسه به میان آمد. امید است میدانی باشد برای آنچه در پیام رهبر انقلاب متذکر آن شدند. https://lobolmizan.ir/sound/1096?mark=%D9%88%D8%A7%D8%B1%D8%B3%D8%AA%DA%AF%DB%8C موفق باشید
سلام خدمت استاد عزیز: میخواستم خدمت حضرتعالی بپرسم حضرت آقای دکتر داوری که برای بسیاری از اهالی اندیشه و هنر و سیاست پیام میدادند، چنان پیام مفصلی برای رحلت آقای هاشمی دادند، در انتخابات ورودی داشتند با عنوان بودن و نبودن ایران، (البته که ارتباطات کمی مختل شده) برای شهادت آقا پیامی و سخنی ندارند؟ البته که قصد سیاسی از پرسش نداشتم و میخواستم ببینم حضرتعالی در همراهی و گشودگی نسبت به شخصیت ارزنده ایشان، فهم ناقص ما را راهنمایی فرمایید. مشخص است که مسائل شخصی متفکر، ربطی به استفاده و نسبتی که با متون ایشان میگیریم ندارد و متن متفکر جولانگاه اندیشه است.
باسمه تعالی: سلام علیکم: هرچند میدانم آقای دکتر داوری ارادت خاصی به رهبری دارند ولی میدانم از نظر بیماری، وضع عادی ندارند و نمیدانم توانستهاند به ایشان خبر شهادت حضرت آقا را بدهند یا نه؟ و آیا حالشان برای دادن پیام، عادی میباشد یا نه؟ موفق باشید
سلام خدمت استاد گرامی: بر اساس متن پرسش ۴۱۱۱۸ مزاحم وقتتان شدم، بسیار بسیار ممنونم از پاسخهایی که داده بودید واقعا جانم آرام شد، خدا خیرتان دهد، ممنونم، بهترین رزقها روزیتان ان شاءالله، فرموده بودید در رابطه با یکی از سوالها با دوستان صحبت میکنید و پاسخ میدهید، پرسش مربوط به ارائه بحث برهان صدیقین در این تاریخ و نحوه ارائه آن بود که فرمودید مجدد پیام دهم و جویای پاسخ دوستان شما شوم. مطلب دیگر در پاسخ یکی از سوالها فرموده بودید برای شروع بحث غرب شناسی از دو جزوه تاریخ غرب خودتان شروع کنم، منتها متوجه شدم صوتهای آن کامل نیستند، حقیقتا بنده خود گام به گام با صوتهای شما جلو میروم با گوش کردن و متن و سپس ارائه، اگر صوت نباشد بنده قادر نیستم خود جزوه ها را بیان کنم، چون شروع خود من هم با سیر مطالعاتی شماست تا ان شاءالله کم کم راه بیفتم، صوت نباشد، زبان الکن است، حال مانده ام چه کنم. ممنونم برای وقتی که میگذارید استاد گرامی.
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. در مورد «برهان صدیقین» رفقا قول دادهاند در اسرع وقت فایلی که سادهتر موضوع در آن مطرح شده است را بیابند تا خدمتتان ارسال شود. بنابراین جنابعالی باز مطلب را دنبال بفرمایید. ۲. دو جزوهای که در رابطه با «تاریخ فلسفۀ غرب» پیشنهاد شد، از متون درسیِ بنده بود که فلسفۀ غرب از آن طریق درس داده میشد. علاوه بر آن میتوانید به کتاب «مدرنیته و توهم» همراه با صوتهای آن رجوع فرمایید. https://lobolmizan.ir/sound/685?mark=%D9%85%D8%AF%D8%B1%D9%86%DB%8C%D8%AA%D9%87 موفق باشید
با عرض سلام و ارادت خدمت استاد بزرگوار: استاد حال در فردای حضور در راهپیمایی تاریخی ۲۲ بهمن امسال به این دعا بسنده می کنم که «خدایا ما را نیز از بصیرت پیرمردها و پیرزن های افتاده و ساده دلی که امسال هم مثل این ۴۷ سال لطف حضور در این مسیر توحیدی را به آنها عطا کرده ای محروم نگردان؛ خدایا پناه می بریم به تو از آن علمی که روشنفکران ما را به جای طلب رضای خدا به دنبال طلب رضای فرعونیان زمانه انداخته است». به راستی در روزگاری که جبهه کفر و ظلم با همه توان سخت و نرم خود به صحنه آمده و با عقل موزی و حسابگر خود پیش بینی می کردند که ۲۲ بهمن را دیگر از رونق خواهند انداخت، تو به قدم های مردم چگونه قوت بخشیدی که در حماسه ای این چنین حضور یافتند؟ چه اندازه زیبا فرعونیان و غرب زدگان داخلی را از فتنه ها و نقشه های شومشان مأیوس کردی!؟ کدام اراده ها، کدام پاها و قدم ها لطف این حضور را پیدا میکنند تا در مقابل مستکبران این زمانه وسیله محقق شدن اراده الهی باشند!؟ خداوند این بصیرت را به چه کسانی عطا میکند؟ چه می دانیم، شاید پا هایی که در این مسیر به راه افتادند متعلق به همان هاییست که این فراز زیارت عاشورا را با اخلاص کامل خوانده اند که «یا ابا عبدالله انى سلم لمن سالمکم و حرب لمن حاربکم الی یوم القیامة» و خداوند اراده کرده است تا این مردم در این زمانه با همین قدم زدن هایشان در جنگ باشند با کسانی که در تاریخ با «حسین ها» در جنگ بوده اند و در صلح باشند با کسانی که با «حسین ها» در صلح بوده اند! ای مردم عزیز ساده دل و پاک طینت، خداوند به پاهایتان قوت بخشید و دل هایتان را همواره از عشق حسین لبریز کرد و چشم هایتان را با اشک برای حسین جلا داد که شما آنهایی هستید که همواره در تاریخ سربلند بوده و خواهند ماند. التماس دعا
باسمه تعالی: سلام علیکم: همچنان که پیش بینی میشد و عرض شد https://eitaa.com/matalebevijeh/21724 دیروز حکایت حضور همه انبیا و اولیا و فرشتگان بود تا ما خود را به وسعت توحید حضرت محبوب در بین این مردم احساس کنیم. چه اندازه حضرت روح الله دقیق مردم را فهمیدند که فرمود «اگر من هم برگردم ملت اسلام برنمی گردد» این است معنای بصیرت تاریخی که این مردم و حضرت امام متوجه آن بودند و هستند. موفق باشید
برای زیارت آستان و درگاه حضرت امام رضا (علیهالسلامـ❣️ـ) نکاتی بفرمائید؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: جزوهای در رابطه با چگونگی زیارت آن حضرت، روی سایت هست. پیشنهاد میشود به آن جزوه رجوع شود. https://lobolmizan.ir/leaflet/624?mark=%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85%20%D8%B1%D8%B6%D8%A7 موفق باشید
