بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
41958
متن پرسش

سلام علیکم جناب استاد: وقت عالی بخیر. ما از علاقه‌مندان قدیمی شما بودیم و سال‌ها پیش از آثار شما استفاده کردیم. خدا نگهدارتان باشد‌. اخیراً که کانال شما را در ایتا چک کردیم از مواضع شما در دفاع از وفاقیون و‌ مذاکرات تعجب کردیم. عنایت کنید ما در موقعیت خطرناک و خطیر تمدنی و‌ سیاسی هستیم و خطاهای دولت و هیئت رئیسه مجلس تا همین الان ضربات مهلکی به کشور زده است. سیاست‌های اقتصادی تکراری شوک ارزی اما با شدت و حدت و مدت بی سابقه که زمینه شورش دی ماه گذشته را فراهم کرد با اینکه منتقدان نخبه انقلابی نسبت به تبعات اقتصادی و سیاسی آن هشدارهای دقیق و‌ بلیغ داده بودند اما مسموع نشد. از انگیزه های اقتصاد‌سیاسی این سیاست ها بگذرم که نفع رساندن به طبقه اولیگارشی خام‌فروش است که در انتخابات از ستاد آقای پزشکیان و قالیباف حمایت کردند و بعد از انتخابات چک شان نقد شد و از شوک های ارزی طبق محاسبات ما در همین دو سال سودهای چند هزار همتی (چند هزار×هزار میلیارد تومانی!!!) بردند و در ۷ سال اخیر ۱۳۰ میلیارد دلار ارز صادراتی نیز از کشور خارج کردند که رقم آن پارسال با پیگیری چهره های اقتصادی حزب تمدن نوین اسلامی افشا شد. رها کردن فرهنگ کشور که در دو سال اخیر وضعیت فرهنگ کشور را کن‌فیکون کرد طوری که خیلی از خانواده‌های متدین امروز حتی از رفت و آمد در شهر معذب هستند چه‌برسد به پارک ها و الان بعد از عادی شدن بی حجابی و کم کم برهنگی دارند بحث حقوق دگرباشان جنسی را مطرح می‌کنند و خواهید دید که اگر مقابله نشود بنا به سیر این‌بحث ها در غرب به اجباری کردن آموزش جنسی و ترویج تغییر‌جنسبت در بین کودکان هم می رسد. گرچه این مراحل آخر فعلا کمی دور از دست به نظر می رسد. اصرار عجیب به مذاکره با طبقه اپستینی آن‌هم بعد از نهی های مکرر رهبر شهید و بعد از اینکه خود ایشان در فضای مذاکرات قربانی و شهید شدند و دو‌تا جنگ به کشور تحمیل شد و در شرایطی که واقعا هم راه حل درون زا برای مشکلات اقتصادی کشور هست—که اقتصاددانان جبهه انقلاب چون دکتر صمصمامی به شکل تفصیلی و مکتوب ارائه کردند اما نه گوش دولت بدهکار است و نه هیئت رئیسه مجلس—و هم واقعا اصل مذاکره به قول رهبر شهید به دلیل خباثت دشمن هم نفعی به کشور نمی‌رساند هم ضرری را دفع نمی کند بلکه در فقره اخیر فقط فرصت نجات اقتصاد آمریکا و بهبود وضعیت سیاسی داخلی ترامپ را فراهم کرد که به طور جدی با خطر از دست دادن کنگره و استیضاح رو به رو بود و قطعا با گذر از گردنه انتخابات کنگره و‌ با بازسازی نقشه‌ها و تجهیزات نظامی خود در منطقه جنگ را از موقعیت بسیار بهتر دوباره آغاز خواهد کرد آن‌هم بعد از ضربات بی سابقه وسیع و‌ ساختاری به حزب الله و شیعیان عزیز لبنان که وضعیت آنان را دارد به وضعیت پنجاه سال پیش می رساند و ختصلغ ۶۰ سال تلاش های امام موسی صدر و شهبد چمران و‌ مغنیه و سلیمانی و نصرالله را تخریب کرده و در ازای آن فقط به شل و سفت کردن تنگه هرمز اکتفا کرده اند. بگذریم از هماهنگی عجیب سیاست دولت در دوره جنگ با ترامپ که هر موقع نفت می خواست به مرز ۱۲۰ دلار برسد با مواضع دولت کاهش پیدا می‌کرد گویی دولت در حین جنگ داشت مراعات منافع اقتصادی آمریکا و ترامپ لعین را می‌کرد. کمپبن‌عجیب غیراخلاقی اکانت‌های وابسته به دولت و رئیس مجلس علیه منتقدین نجیب جبهه انقلاب به جای پاسخ منطقی از جمله اکانت های امنیتی که شدیداً به نظر می رسد وابسته به جریان نفوذی در دستگاه اطلاعاتی کشور هستند و با روش هایی که فقط شبیه روش های یهودی-صهیونیستی است در حال افترا و تحقیر و‌ توهین دلسوزترین و‌ نخبه ترین و نجیب ترین فعالین انقلاب هستند از آقای جلیلی و فواد ایزدی و امیرحسین ثابتی تا آقای صمصمامی و جبرائیلی. این کمپین مسموم رسانه‌ای از نظر ما بسیار مشکوک هم هست. از حرکات مشکوک در هنگام جلسه خبرگان برای تعیین جانشین رهبری بگذریم که آنجا هم با کارشکنی ها و تاخیرهای عجیبی مواجه بودیم که صدای برخی از اعضا را در آورد و‌همگی حاکی از قطعات یک کودتا بود که پیشتر شواهد عینی آن نیز در جنگ ۱۲ روزه نشان داده شده بود که هدفش به قدرت رساندن روحانی بود با شواهد قطعی که علیه ایشان در رابطه با انگلیس وجود دارد‌. نکته نهایی که به عنوان یک خطای روشی در اندیشه حضرت عالی ذکر می‌کنیم بنای جناب عالی بر خوش بینی به فضای سیاسی کشور آن هم در خطرناک ترین شرایط و واضح ترین انحرافات است. بنده از حضرت عالی تقاضا می‌کنم تحقیقاتی که برخی محققین مستقل از نفوذ ساختاری اسرائیل و انگلیس در بین ارگان ها و مسئولین نظام از بدو انقلاب کردند را مطالعه فرمایید (با کلیدواژه شبکه زیتون) و همچنین مشخصاً روابط تیم مشاوران آقای روحانی و شخص ایشان با انگلستان که در کنار تحقیقات آقای پیام‌فضلی نژاد از معماری اندیشه جریان اصلاحات به دست ناتوی فرهنگی، همگرایی ساختاری جریان اصلاحات با سیاست‌های استعماری غرب را روشن می‌کند. توجه به روابط سازمانی آقایان سریع القلم و ظریف با شبکه نهادها و اندیشکده های وابسته به خاندان منحوس راکفلر نیز بخش دیگری از نفوذ شبکه ای و ساختاری زرسالاران غرب را در بین نخبگان سیاسی کشور اشکار می‌کند. در چنین شرایطی خوش بینی معرفتی و اخلاقی به جریان سیاسی غربگرا با سابقه خطاهای فاحش مطلقا شایسته نیست. سزاوار نیست آن استاد گرامی که عمری را به نقد غربگرایی از منظر فلسفی پرداخته اند، در این بزنگاه‌ آخرالزمانی که جریان نفاق-نفوذ عزم‌ خود را جزم کردند که با همراهی انفلابیون بی بصیرت فرصت شکست تمدن اپستبنی را به یک شکست بزرگ برای جبهه انقلاب تبدیل کنند، با آنها همراهی نمایید. بنده خودم به عنوان دانشجوی سال آخر دکتری فلسفه معتقدم نگاه صرف اندیشه ای به مسائل سیاسی و غفلت از منظرهای اقتصاد سیاسی، امنیتی-اطلاعاتی و مطالعات پسااستعماری پاشنه آشیل جدی نگاه‌های صرف فلسفی در نقد غرب بوده که در بین برخی شاگردان آقای فردید چون دکتر داوری و دکتر عبدالکریمی هم وجود داشت و ایشان را هم دچار خطاهای سیاسی‌ در برخی بزنگاه ها چون‌ یرجام کرد و امروز می بینیم همان رویکرد معرفتی ناقص جناب اصغرزاده را هم دچار خطا در این بزنگاه آخرالزمانی خطیر کرده است. امیدوارم که با آشکار شدن حقایق دوستان جبهه انقلاب فرصت جبران خطاها را پبدا کنند. عذرخواه از تصدیع و جسارت. التماس دعا. اللهم عجل لولیک الفرج

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: می‌دانید که در این موارد، بحث مفصل است و وظیفۀ امثال بنده آن است که بخصوص در این شرایط تاریخی همان‌طور که رهبر عزیز می‌فرمایند بدون بدگمانی، جریان‌هایی که مشخص است به نحوی در مقابل جبهۀ استکبار هستند را «فهم» کنیم https://eitaa.com/arshiv3133/193 و سعی بفرمایید در تاریخی که به نور الهی آغاز شده تا تمدن نوین اسلامی، جهانی شود؛ به جای ردّ و قبول افراد با گرایش‌های مختلف، همدیگر را «فهم» کنیم. جناب آقای دکتر حداد عادل با توجه به اشرافی که دارند اخیراً نکات خوبی را متذکر شده‌اند. https://eitaa.com/arshiv3133/172  و https://eitaa.com/arshiv3133/192  
به  هر حال هنوز همه ی حرف بنده آن است که باید جریان های دلسوز اعم از طرفداران مذاکره و یا مخالفان مذاکره همدیگر را درک کنند و این طورنیست که یک جبهه بنای خیانت داشته باشد و اساساً به این نکته فکر کنید چرا رهبر انقلاب با آن که نظر دیگری داشته اند اجازه ی امضاء آن تفاهم نامه را به آقای رئیس جمهور دادند. آن هم مشروط بر آن که دو سوم شورای عالی امنیت ملی آن را تأیید کنند. آیا این حکایت از آن ندارد که مصلحت نمی دانسته اند در آن شرایط نظر خود را بدهند؟ و حاکی از آن که ممکن است دولت آمادگی آن نوع برنامه را نداشته باشد؟ ولی با این حال مسئولیت را به دوش شعام گذاشتند بدان معنا که آنها ذیل نظر رهبری به هر چه رسیدند رئیس جمهور عمل کند. بنابر این، این نه تحمیل به رهبری حساب می شود و نه به نحوی مقابله ی رئیس جمهور با رهبری و به همین جهت در پیام خود می فرمایند: تفاهم نامه ای بین رئیس جمهوران ایران و آمریکا امضا شد. در مسیر رسیدن به این مرحله، مسئولین امر ازسر دلسوزی و با حسن نظر، تلاشهای زیادی را به عمل آوردند. با توجه به این امر نباید طوری تصور شود که ما فضا را فضای دو قطبی کنیم و از جامعیتی که نظام اسلامی بدان نیاز دارد عدول نماییم و حال این ماییم و جهانی که سیاست آن عین دیانت آن و دیانت آن عین سیاست آن است. این است جهانی که در پیش است و باید نسبت به آن بسیار بیندیشیم. زیرا وقتی می توانیم از غرب عبور کنیم که غرب را به خوبی بشناسیم و تنها در آن صورت است که متوجه می شویم باید به انسان دیگری فکر کرد تا روشن شود آن چه در ایران تمدنی در عرصه زیستن با دیگری اهمیت دارد، حقیقت جاری و ساری در زندگی است که با نگاه تاریخی به رخدادها پیش می آید. در این حالت است که همدیگر را می فهمیم، چرا به جای آنکه نقاط ضعف مواد تفاهم را مطرح کنیم، برای رفع آن نقاط ضعف، با همدیگر دعوا می کنیم و همدیگر را متهم به خیانت می نماییم. آیا این روحیه ها، پیروزیِ ما را به تأخیر نمی اندازد؟ موفق باشید   https://eitaa.com/bartarin_hozoor/138

41624

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام و خدا قوت محضر استاد بزرگوار: می‌خواستم‌ بدانم برای اینکه موقتی بودن دنیا و یاد مرگ کاربدی بینش ما در زندگی بشه و اینکه به موت اختیاری برسم چه کار کنم و برنامه عملی چیست؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. هر اندازه بیشتر جایگاه معرفتی معاد و ابدیت را درک کنیم، بیشتر می‌توانیم مرگ را به عنوان دریچه‌ای به آن حضور ابدی زیبا مدّ نظر قرار دهیم و در این رابطه پیشنهاد می‌شود کتاب «معاد؛ بازگشت به جدی‌ترین زندگی» را همراه با شرح صوتی آن که روی سایت هست دنبال فرمایید 2- همین‌که انسان حقیقتاً در شریعت الهی قرار گیرد و ارادۀ حضرت حق را بر اراده‌های خود و آرزوهای دنیایی غلبه دهد؛ عملاً در موت اختیاری قرار گرفته است. موفق باشید

41571
متن پرسش

بسم رب الزهرا «قُلْ لَا أَمْلِكُ لِنَفْسِي نَفْعًا وَلَا ضَرًّا إِلَّا مَا شَاءَ اللَّهُ» گویند که جمیع خلایق و موجودات را بازگشتیست و بازگشت به سوی اوست انسان از ابتدای خلقت خویش در حال بازگشت است و این بازگشتن است که ما را به سوی او میخواند رجعت و بازگشتن همه گویای یک کلام است و آن خودِ بازگشت و یا باز_گشت است آری ما از مقام وحدت و انس و الفت جدا میشویم و هبوط به کثرت و غربت و دوری میکنیم تا باز گردیم آری بازگردیم و راز این همه بازگشتن است و به یاد آوردن و پاسداشتن دوباره قالو بلی مان. همه ما در سر آغاز هستی انسانی خویش در یگانگی با او و در مقام عهد و انس به او و عهد با او قالو بلی گفته ایم و این گشت انسان در هستی است که همواره بازگشت خویش را با بلی و یا هم بلاءِ او جستجو کند تا این عهد به تفصیل آمده و انسان در مقام اختیار و مختار بودن حق را به تفصیل و جامعیت انسانی خویش بجوید و او را در لابلای هزار حجاب و احتیاج و ابتلا باز جوید. آری همه ما در شهادت سید و مولایمان و رهبرمان بار دیگر قالو بلی مان را یافتیم و مرگ را اختیار کردیم و خود را در آیینه شهادتش فرا خواندیم. انسان در تطاول زمان و حیات محتاج همواره ذکر و یاد و خوانش دوباره قصه و داستان خویش است و گویند آدم نیز در غم و یاد و اشک به کربلا بود که توبه اش پذیرفته شد و بازگشت به سوی حق. شهادت سید و رهبر و مولای ما همانا جلوه ای دوباره از کربلا بود و توبه تاریخی ما به سوی او تا انسان امروز و فردا در یاد و روضه این شهادت قصه خویش را در جهان امروز باز جوید و همواره خود در کارزار کربلایی انقلاب اسلامی در مقاومت و ایستادگی در برابر جهان و جبهه تاریخی استکبار و کفرِ جهان امروز باز خواند و باز جوید. ما همه از آن اوییم و به سوی او باز می‌گردیم و این اوست که در ایام و ادوار تاریخی و هر زمان جلوه میکند و رنگ بر هستی تاریک ما میزند تا او را باز و باز لابلای اوراق زمان و تاریخ بتوانیم بازجوییم. آری این او بود که با شهادت رهبرمان به اسم اتم ظاهر و باطن به تاریخ ما جلوه کرد که او را با آیات و مظهریت تاریخی شهادت نهایی ترین انسان های تاریخ همواره باز خوانیم و باز جوییم. آری تا انسان انسان است و هستی هستیِ او، انسان حامل امانت تاریخی انسانیت است تا در مقام انس و یگانگی با حق در ادوار زمان و تاریخ اسم اتم او را خواند و به مظهریت اسما حسنی او ظاهر شود. خاتم الانبیا و پیامبر ما متصف به امین و امانت دار بودن است و رهبرمان به اقتدای بر او متخلص به امین؛ ما نیز اقتدا به مقتدای مان داریم و پاسبان و پاسدار عهد تاریخی مان با امام شهیدمان هستیم و امانت دار رسالت تاریخی انسان امروز خواهیم بود و خود را در شهادت کربلایی او باز و باز در یاد کربلا فرا خواهیم خواند. آری: چو ره به قبله‌ی امن است پایمردی کن خطا مکن، ز توهم به ناکجا مگریز چو تیر راه هدف گیر و بر هدف بنشین ز کجروی به حذر باش و از خدا مگریز «امین» خلق و امانت‌گزار یزدان باش به صدق کوش و خطر کن ز مدعا مگریز إِنَّا عَرَضْنَا الْأَمَانَةَ عَلَى السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَالْجِبَالِ فَأَبَيْنَ أَنْ يَحْمِلْنَهَا وَأَشْفَقْنَ مِنْهَا وَحَمَلَهَا الْإِنْسَانُ ۖ إِنَّهُ كَانَ ظَلُومًا جَهُولًا صدق الله العلی العظیم..

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: با نهضت ایمانی امام حسین«علیه‌السلام»، مردمان به خود آمدند و معلوم شد چگونه خداوند حافظ دین خود می‌باشد زیرا با حضور ولیّ الهی در جهان، خداوند جهان را رها نکرده است و نمی‌گذارد که تاریکی و نومیدی بر جهان غلبه کند و فهمیدند هرچه قدرتِ ایمان شدیدتر باشد گذر از  شرّ نظمِ استکباریِ امویِ جهان عمیق‌تر است و در خودآگاهی جدید که با شهادت امام خامنه‌ای پیش آمد، طوری در جهان حاضر می‌شویم تا معلوم شود انسان، نه از دانش و تکنیک جدید بیگانه است و نه از دین، و به عالم چنان می‌نگرد که هرچیز را در نسبت با انسانیت انسان می‌بیند و نه در حجاب 150 سالۀ غرب‌زدگی و ما با نظر به چنین حضوری کربلا را در این تاریخ برای خود بازخوانی کردیم و توانستیم در مقابل تجاوز غرب متذکر جهان دیگری شویم که روحیۀ نژادپرستانۀ غرب که غیرِ خود را به چیزی نمی‌گیرد، نقش‌آفرین نباشد و گمان کند می‌تواند آخرین تصمیم باشد.
آیا به موقفِ تاریخی خود فکر کرده‌ایم؟ موقفی که خداوند ظهوری از اسماء الهی را اراده کرده است که ترامپ و غرب، حجاب آن ظهور هستند و ما با درک درست غرب و حجاب‌بودنِ آن‌ها نسبت به آن اسماء، می‌توانیم آن اسماء را که اسماء عبور از غرب‌اند بشناسیم. آن اسماء، موقف تاریخی ما می‌باشد و می‌توان در آن موقف حضور پیدا کنیم و خود را همچون رهبر شهید انقلاب در حضرت روح الله«رضوان‌الله‌تعالی‌علیه» بیابیم که در بصیرت تاریخی خود اظهار نمودند: «این قرن، قرن نابودی ابرقدرت‌ها است»؛ با نظر به چنین حضوری ما با معنای دیگری به خداوند رجوع می‌کنیم نکته‌ای که به گفتۀ جنابعالی شهادت را نیز باید بازخوانی نماییم و در منظر پیامبر امین«صلوات‌الله‌علیه‌واله» به رهبری نظر کنیم که متخلّص به «امین» بود و رسالت تاریخی خود را با نظر به آن مرد با جدّیت تمام درک کنیم و در آن حاضر باشیم. و این یعنی نظر به قبلۀ امن و آینده‌ای که در پیش است و پایمردی و صبر در این میدان. موفق باشید        
 

41470

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام دوباره بر شما استاد بزرگوار می توان گفت(شیطان) جلوه‌ای از خیال و توهم است که نمی گذارد انسان از جهان کثرت ها جدا شود و مجبور به انتخاب یا پذیرش کثرتی در میان همان کثرت ها شود و به وحدت نرسد چون تصاویر متعدد و بی شمار با ابعاد و رنگ های متفاوت می بیند و بیشتر انسان ها جز عارفان و انسان کامل دچار توهم یا خیال اولیه هستند چون تشبیه و تنزیه را نمی توانند با هم در یکجا مشاهده کنند بخاطر همین است که گفته می شود که شیطان فرشته ای بود که جایگاهش بالاتر از بقیه فرشتگان بود و اتفاقا یکی از پاک ترین شان بوده است و من می خواهم از این جلوتر بروم و بگویم اتفاقا او معنای سجده به انسان را کاملا درک و فهم کرد و مثل بقیه‌ی فرشتگان نبود.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: و این بود که در مقابل عظمت آدم به عنوان حامل اسمای الهی، تاب تحمل نداشت و این است که استکبار و صهیونیسم را تاب تحمل اینهمه عظمت که انقلاب اسلامی و آن قائد عظیم الشأن نشان دادند، ندارند. و حال «والعاقبةللمتقین» و این است راز استحکام و امید و عدم یأسی که مردم ما به خوبی احساس کرده اند. موفق باشید

41391
متن پرسش

متنی نوشتم درباره حوادث اخیر. نظر مبارکتان را می‌خواستم. 🔸حضور در عالَمی دیگر ✍علی جلالی در عالَم تخصص‌ها هر کاری را به اهلش می‌سپارند و جنگ هم متخصصان خود را می‌طلبد. بسیاری از مردم ایران که خود را محروم از حضور در میدان جنگ می‌دیدند و کار جنگ را به اهلش واگذاشته بودند، اکنون میدانی برای حضور در این جهاد مقدس یافته‌اند. جهادی که در خیابان‌ها و میدان‌های شهر رقم می‌خورد چون دشمن میدان جنگ را در خیابان‌ها قرار داده. شاید این مکرِ خدا بوده که دشمن به میدانی طمع کند که اتفاقاً عرصه را برای حضور یکایک مردم باز می‌کند. مردان و زنان و نوجوانانی که هرشب پرچم مبارزه در دست، خود را در لشکر سپاه اسلام می‌یابند و روزها به ظاهر به کار تخصصی خود مشغول می‌شوند ولی در دل‌هایشان شوری است که آنان را به کاری دیگر در زمانی دیگر فرامی‌خواند. به حضور در میدان در دل شب. انگار محلی برای کارِ حقیقی یافته‌اند. این مردم تخصصشان در میدان بودن است! با این شور شبانه، وقتی روزهنگام به کار خود برمی‌گردند، در کارشان معنایی دیگر می‌یابند و آن شورِ جهاد به تخصص‌هایشان رنگ دیگری می‌زند. گویی دل، معنابخش و راهبرِ دست می‌شود! و دست، عادت روزمره را وامی‌نهد و پی خواستِ دل می‌رود. به‌ظاهر همان کار روزانه را انجام می‌دهد ولی این بار با دلی بیدار! و شاید قدمی پیش‌تر رود و میدان کار روزانه را همان میدان جهاد شبانه ببیند و همین کار عادی را جهادگونه انجام دهد. اما دوستان! انگار عالَم امروز با عالَم گذشته فرق کرده‌است. بعد از ده اسفند انگار همه نسبت‌های ما تغییر کرده و به دنیای دیگری پا گذاشته‌ایم. شاید سالهاست که مقدمات این عالم جدید فراهم شده ولی من این چند روز بیشتر حسش می‌کنم. ما روزها در عالَمِ دیروز به سر می‌بریم و شبها به عالَمِ امروز سفر می‌کنیم. برخی‌هامان سردرگم میان دو دنیای متفاوتیم. علایق عالَمِ دیروز و شور عالَم امروز را توأمان می‌خواهیم. ما درحقیقت به دنبال یافتن خودیم در میان این دو عالَم. هنوز از آن عالَم نبریده‌ایم و به یکباره در عالَم جدیدمان خانه نگرفته‌ایم که ساکن و برقرار باشیم. شاید بخشی از بی‌‌قراری‌هایمان از این سرگشتگی میان دو عالَم است. ما تا خود را در فراق آن عالَم نو حس نکنیم، بیهوده بر تخته‌پاره‌های عالَمِ گذشته خود چنگ می‌زنیم. دوستان! گویی محبوبی زیبارو که سالها انتظارش را می‌کشیدیم در عالَم جدید رخ نمایانده، وقت آن نرسیده که عزمی در ما پیدا شود تا به سوی آن معشوق نقل مکان کنیم؟ مایه خوشدلی آن جاست که دلدار آن جاست می‌کنم جهد که خود را مگر آن جا فکنم حافظ

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بحمدالله همان‌طور که می‌فرمایید و پرسشگر سوال شماره 41390 فرموده‌اند، افقی بزرگ در مقابل ما گشوده شده و همچنان که در پرسش و پاسخ شماره41375 عرض شد، مهم آن است که متوجه جایگاه این حضور به عنوان خودآگاهی به این حضور باشیم که در واقع یک عنایت خاص الهی می‌باشد؛ عنایتی که خداوند قلب‌های این مردم را در برگرفته تا آ‌نچه که باید در راستای نابودی ابرقدرت‌ها در این تاریخ اعمال کند، توسط این مردم انجام شود و غفلت از این خود‌آگاهی خطر ریزش ها را پیش می‌آورد در حالی که می‌توانیم همچون شعله‌ای آتش با نظر به اراده‌ الهی همچنان شعله‌ور بمانیم. موفق باشید

41270

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام و احترام خدمت استاد گرامی: صبحِ امروز سروده‌ای حاصل شد که آن‌را با جنابتان به اشتراک می‌گذارم: بسم الله الرحمن الرحیم {گلستان‌گونه‌ای ناچیز تقدیم به پدر شهیدم امام خامنه‌ای (قدّس اللّه نفسه الزکیة)} «امین» آغاز: |نور حی قیوم که به وساطتِ «امینِ» وی بر جان خسته‌دلان تابید و آواز امیدی کز نای نومیدان دمید: [ای از دریچه جانِ تو زنده آدم ها• وی مظهر تمامی انوار و ساکنِ دلها]| ..... |بسیار کم است از برای «پیر مغان» ماده و مدت که او زیِّ برتری داراست ماورای جهان و عسرت: [نوری بیامد و دست تورا گرفت• از نور اوست نور رخت ماهِ دلربا!- ملحق بدو شدی که بیشتر بتابانی• نورِ وُرا که اوست آفتابِ مشرقها]| ..... |ماهی که در آب اوفتاده است را چه بهره از آب و آسودگانِ وجود را چه ادراک از هستی؟: [تا شب قرار نداشته باشد به آسمان•روز از پیِ چه‌ عیان میشود به محفلها؟]| ..... |به حکمِ «بَلْ احیاءٌ» زنده‌ای که مرگ در او راهی ندارد و به قولِ «عِندَ رَبِّهِم یُرزَقُونَ»، نزدِ پروردگارت روزی خوری که نقصان نپذیرد: [ای زنده‌تر ز زندگانی ماست زندگی‌ات•از شمع توست حرارت به جانِ انسانها- الحق«امینِ» خدای بودی و به‌حق رستی•در نزد او تا که خوری بی‌حساب روزی‌ها]| ..... |راهی که حکایت نموده‌ای معقول و مرا از باور به‌غیر معذور کرده است: [بر ذره‌ای بتاب تا به عرش روی کند•کز تو عیان شده‌ست راه و رسم منزلها]| پایان؛ ..... سه‌شنبه ۱۲ اسفندماه ۱۴۰۴/اصفهان/سرودهٔ «قطره»

متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌طور است. او امین خدا بود در زمین، تا ما او را آینۀ نمایش انوار الهی بنگریم. او متوجۀ سنت‌های لایتغیّر هستی بود و هرگز نباید از آن نوع حضور که آن مرد الهی با شخصیت خود متذکر آن بود، غفلت کنیم.  https://eitaa.com/matalebevijeh/21846  موفق باشید

41201
متن پرسش

با سلام و احترام فراوان: ضمن عرض سپاس از عنایات جنابتان؛ خواستم به {قصه و امکان گشایشی که دارد} نظر کرده و درباره آن به گفت و گو بنشینیم. درابتدا خواهشمندم که پیش فرض های مان را کنار زده تا قصه به قصه بودنش رخ بنماید. گاهی که انوار بر جان نویسنده می‌‍‌تابد و روایت چگونگی زیستنش -در حال تابش انوار- قصه می‌شود. پس قصه‌نویس، خود انسانی اللهی‌ست که فیض و اشراق دریافتی را در میان الفاظ به ما ارائه می‌دهد و ما با خواندن آن قصه و در نسبت با آن، نه متوقف در کلمات، بلکه سالکی هستیم که به حضور در آن عالم فرا خوانده می‌شویم. گاهی که انوار به زبان خیال، در قالب قصه و با زبان-جهانِ خاص، نویدِ زیستنی دیگرگونه را می‌دهد. زیستنی که چه‌بسا معنای دقیق {زی} در آن رخ بدهد. درانتظار چنین نویسنده ای باید ایستاد. باشد که در بردباریِ زاینده‌ای قرار گیریم تا پرتو های امکان قصه‌گویی بر جان یکی از ما منتظران بتابد و آنگاه او به نورِ ایزدی، جان مارا روشن سازد. آن قصه‌گو چنان نیست که فقط از امروز و محدودیت ها و دروج عالم گیر صحبت کند؛ او به نور اهورایی، جامعی‌ست که بر تاریخ سیطره دارد و همانگونه که امروز و دیروزش را چشیده و روایت می‌کند، فردا و فروغش را هم می‌بیند و اشاره می‌کند. او نه نومید کننده عصر نیهیلیسم بلکه گزارش دهنده امکان آینده است. قصه او دیگر رنگ و بوی تاریکی و سیاهی ندارد، او نور خالصی را در دل این ظلمت دیده، نوری که چنان عریان است که سایه سترگ تکنیک نتوانسته آن‌را خاموش سازد. با تشکر 

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: دقیقاً قصه و حکایت و حقیقتِ قصه همان است که فرمودید. قصه، حکایت هستی ما در جهان است تا ما خودمان در نزد خود و در جهان، بودن‌مان را فراموش نکنیم. قصه، حکایتِ نسبت‌های زیبا و تلخی است که آن‌ها روح دارند و زندگی می‌سازند به همان معنایی که فرمود: «... وَعَسَى أَنْ تَكْرَهُوا شَيْئًا وَهُوَ خَيْرٌ لَكُمْ وَعَسَى أَنْ تُحِبُّوا شَيْئًا وَهُوَ شَرٌّ لَكُمْ وَاللَّهُ يَعْلَمُ وَأَنْتُمْ لَا تَعْلَمُونَ» (بقره/۲۱۶) و این‌جا است که به نکتۀ ۵۳ کتاب «انسان و باز انسان» می‌توان نظر کرد که چگونه انسان می‌تواند زندگیِ گمشدۀ خود را با حکایت‌های سینه‌های سراسر تجربۀ مادربزرگ‌ها و پدربزرگ‌ها پیدا کند و آن را که تجربۀ ایمان آن‌ها برای ما می‌تواند باشد؛ در ما مدّ نظر آید. آیا می‌توان با قصه بدین معنا از بیگانگیِ نسل‌ها عبور کرد تا جوانان‌مان فضای مجازی خود را، اشاراتِ مادربزرگ‌ها و پدربزرگ‌ها بیابند؟ فضایی که محسوس نیست ولی واقعی‌تر از واقعیات است به همان معنایی که ایمان به خداوند، ایمان به حقیقت علم و حیات است و نه ایمان به یک موجود خاص. موفق باشید      

41133

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

لبیک یا خامنه‌ای: سلام. وقت‌تون به‌خیر. ببینید. ما نباید اجازه بدیم که دولت، مذاکره و یا اعطای اورانیوم انجام بده این دفعه دیگه نباید کوتاه بیایم. نباید دل رهبر، از ما برنجه. رهبر که نمی‌توانند خودشون دستور راهپیمایی بدند ما مردم عادی، دسترسی به جایی نداریم که فراخوان بزنیم. لطفا شما موضوع رو با علما درمیون بذارید و بخواهید که با همکاری کانال‌های مذهبی بزرگ دیگه، اقدام کنند و ان‌شاءالله مردم، روز جمعه یک راهپیمایی گسترده انجام بدن ان‌شاءالله خواهش می‌کنم بی‌تفاوت نباشید و حداقل صدای ما مردم باشید.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در این مورد باید فکر کرد که مسلماً رئیس جمهور و به خصوص وزیر امور خارجه کسانی نیستند که بدون نگاه و نظر رهبر معظم انقلاب اقدامی انجام دهند. شواهد نشان می‌دهد که موضوع با حفظ عزت انقلاب و رسوایی جبهه صهیونیسم کارها جلو می‌رود. موفق باشید

41099

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام: با توجه به باب یقظه ی منازل السایرین به نظر می رسد اکثرا مادون یقظه باشند یا اگر هم در یقظه باشند فائز در تکمیل آن نیستند لا اقل فرد باید عامدانه گناه نکند ولی می بینم که بسیاری مبتلای گناه هستند وقتی انسان این باب را مدنظر قرار می دهد و می بیند که حاصل عمرش این بود که دون یقظه باشد حقیقتا اگر پوچ است پوچ تر می شود. من خود بسیار عرفان نظری دوست بودم ولی حال همه برایم هیچ و پوچ است وقتی که در باب اول مانده بلکه دونش هستم و این تازه باب اول است که قاعدتا باید آسانترین باب باشد منتها جناب خواجه همان گام اول را آنچنان سخت مطرح می کنند که تا سیه روی شود هر که در او غش باشد. منازل آتشم زد چه کنم عمرم بر باد رفت. حشر دون یقظه ای چه حشری خواهد بود و چه حاصلی دارد تا ابد بدون یقظه در نیام دون یقظه؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌که بحمدالله متوجۀ نقش گناه شده‌اید، در رابطه با برباددادنِ عمر، یقظۀ مبارکی است و در همین رابطه انسان می‌تواند با امید به رحمت و مغفرت الهی، مسیر دینداری را ادامه دهد بخصوص با ذکر مخصوص ماه شعبان. https://eitaa.com/matalebevijeh/21473 موفق باشید

41076

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام و تحییت خدمت شما استاد طاهرزاده: نظرتان درمورد این روایت حضرت علی علیه السلام که فرمودند چیست: عقل خودتان را زیر سوال ببرید زیرا اعتماد کامل به عقل موجب اشتباه می‌شود؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در هر حال در روایات ما برای عقل، جایگاه ارزشمندی قائلند مگر آن‌که منظور مثلاً عقل انتزاعی باشد وگرنه رسول الله صلى الله عليه وآله فرمودند: «العقل نور في القلب يفرق به بين الحقّ والباطل». موفق باشید

41974
متن پرسش

استاد این روزها که اتهام زنی و بی اخلاقی و بی تقوایی یا سکوت و عدم فهم اولویت ها و و فتنه انگیزهای برخی را به نام انقلابی گری می‌بینم بیش از هرچیز در فکر بیانیه ی استاد معظم داوری اردکانی در شب انتخابات می افتم. به راستی که امام شهید چه خوب متوجه خطر دهن لقی ها و افشای اسرار بود در سالروز شهادت امام صادق سال قبل و چه زیبا خطر این دسته که فقط فریاد زدن و هوچی گری بلدند را انذار دادند و ما نفهمیدیم. و به راستی که تقیه بالاترین مصداق تقواست که وقتی نباشد دین نیست، «لا دین لمن لا تقیه له»

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! مهم آن است که متوجۀ این ضعف باشیم و به جای تذکر و نقد به همدیگر، همدیگر را متهم نکنیم زیرا هیچکدام از ما بدون ضعف نیستیم، ولی اکثر عزیزانی که دغدغۀ حضور تاریخیِ این انقلاب الهی را دارند مایل نیستند که ما گرفتار دوقطبی و دوگانگی باشیم. پس چرا به جای انتقاد، اتّهام؟!! در حالی که امام صادق «علیه‌السلام» آن مرد الهی که برای بشریت در همۀ ابعاد و در همۀ زمان‌ها حرف‌ها دارند، می‌فرمایند: «أحَبُّ إخواني إلَيَ مَن أهدى إلَيَ عُيوبي» دوست داشتنى‌ترينِ دوستان من، كسى است كه عيب‌هايم را به من هديه دهد. موفق باشید        

41931

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد: خانه دار و دیپلمه هستم و از بیاناتتون استفاده زیاد دارم، گرچه مطالب برام سنگینه. نگاه جدید شما خیلی بنده رو تو فکر میبره ولی همزمان که از تمام متدینین با تکیه بر جمله ی علی الاصولِ رهبری، پیام نه به مذاکرات دریافت می‌کنم و استدلالهاشون رو هم می‌شنوم تنم به لرزه درمیاد که نکنه اشتباه و بخاطر هوای نفسم تو موضع موافقت با مذاکرات ایستادم (اونهم با تکیه بر پیامهای سرداران سپاه مون و پیامهای شیخ نعیم و ارتباط این پیامها با پیامهای رهبری و با تکیه بر استدلالهای شما و دیگر دوستان) اشک های این دهه ی محرم من بیشتر بخاطر احساس بدبختیم بود که خدایا من کجا وایسادم، نکنه عاقبت به شر بشم!!!! و با خودم مدام می‌گفتم و میگم مگه میشه این همه آدم متدین و مادحین و منبری های سرشناس و خداشناس دارن میگن نه به مذاکره و... و میگن تیم مذاکره کننده ی ما این‌همه نقض از دشمن دیدن ولی همچنان دارن یطرفه تعهدات رو عمل میکنن و خون امام شهیدمون رو دارن با گندم و ذرت عوض میکنن و.... و بیشتر ترسم هم اینجاست که مدام همه چیز رو از تمام زوایا به عاشورا ربط میدن و با اینکاره مهر تایید محکمی به حرفهاشون میزنن امیدوارم حال بنده و امثال بنده رو درک کنید و با توضیحات جامع تون ما رو از سردرگمی دربیارید. حالا اینکه از قول امام خمینی (ره) می فرمایید دنیا عوض شده است، و از طرفی از تیم مذاکره کننده دفاع می‌کنید این یعنی تیم مذاکره کننده ما و شخصی مثل آقای پزشکیان و آقای همتی و آقایان قالیباف و عراقچی دارن با مبانی امام خمینی (ره) حرکت می‌کنند و تا این حد بصیر و فهمیم هستند؟ یا اینکه این اشخاص فقط طبق وظیفه ی دیپلماسی مذاکره می‌کنند، ولی نظارت رهبری و عمل سرداران سپاه و هماهنگی ای که سردار موسوی بین خود و میدان دیپلماسی اعلام کردند هست که داره طبق مبانی امام خمینی (ره) و امام شهیدمون پیش میره؟ ممنون که تشنگی بنده و امثال بنده رو برای باز کردن کامل این موضوع درک می‌کنید و ممنون که جملات و مطالب رو قابل فهم، برامون بیان می‌کنید🙏🏻

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: خدا را شکر که بانوان خانه‌دار ما تا این اندازه متفکرانه در تاریخ خود حاضرند و دغدغه‌هایی این‌چنین زیبا دارند. عنایت دارید که همۀ عرض بنده آن است که چرا یاران انقلاب همدیگر را نمی‌فهمند! و در این راستا است که عرض می‌شود چرا تیم مذاکره‌کننده را به جای انتقاد، نفی می‌کنیم. و از این جهت بنده نخواستم از تیم مذاکره‌کننده دفاع کنم، عرض بنده آن است که آنان را به عنوان فرزندان انقلاب درک کنیم، حال یا موفق می‌شوند و یا نه. زیرا ما بالاتر از آن هستیم که حضور تاریخی خود را محدود به این نوع مذاکره‌ها بکنیم و بنده از سخنان رهبر عزیز همین نکته را می‌فهمم. امید است که با درک همدیگر و تقوایی که مقصد نزول وحی الهی است، خود را جلو و جلوتر ببریم. موفق باشید

41702
متن پرسش

پیش نویس: سلام علیکم با عرض ادب و احترام محضر استاد طاهرزاده: امام خمینی فرمودند: سربازان من در گهواره ها هستند و همچنین فرمودند: امید من به شما دبستانی هاست. در این شب‌ها حضور کودکان و نوجوانان و حتی نوزادان در گهواره در این تجمعات چشمگیر است. و مشاهده می‌شود با چه شوری شعار می‌دهند، سرود می‌خوانند، خودشان را مزین به پرچم و سربند ایران می‌کنند و... جالب است انگار پدر و مادر ها می‌داننند این حضور چه اثری در جان فرزندانشان دارد و چه بسا معتقد هستند اثر به حضور آوردن فرزندانشان در تجمعات خیابانی کمتر از به حضور آوردنشان در امکان متبرکه نیست. با تذکرات اساتید معنوی معتقدیم این تجمعات مهبط ملائکه الهی است و قلب کوکان و نوجوانان به جهت لطایف روحی، استعداد درک الطاف الهی را دارند. از محضر حضرتعالی درخواست دارم نظرتان را درباره حضور گسترده کودکان و نوجوانان در تجمعات خیابانی، بیان نمایید. با تشکر

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری و حضور مردم در این شب‌ها حکایتی است بس غیر قابل توصیف همچنان که عرض شد شاید خود ما نیز ندانیم چه بر جان ما می‌گذرد و فردای حضور در همین دنیا و یا در یوم الفصل می‌یابیم که چه گشودگی‌های توحیدی برای همه‌گان و حتی برای کودکان و نوجوانان پیش می‌آمده‌است و مسلم بدانید احساس معنوی خاصی که در کودکان و نوجوانان‌مان در این شب‌ها برایشان نهادینه می‌شود چراغ راهی خواهد بود تا در ادامة زندگی همواره آن حضور را مد نظر داشته‌باشند. اینجاست که خواهم گفت: این شب‌ها راهی برای فردای فرزندان ما پیش می‌آورد تا در تاریخی که تاریخ عبور از آمریکا می‌باشد آنان راه را از چاه بشناسند و گرنه باز تحجر و باز غرب زدگی. خوشا به حال آنانی که در این شب‌ها بیش از آن‌که با انگیزه‌ای سیاسی برای مقابله با جبهة استکبار گرد هم آیند، به آینده‌ای فکر کنند که آیندة حضور انسانیت انسان‌ها با وسعت معنویتی است که هر کس دیگری را آینه نور ایمان خود بنگرد و این یعنی آینده‌ای که در پیش است. موفق باشید

41676
متن پرسش

سلام و ارادت خدمت استاد گرامی: از پیام آیت الله سید مجتبی خامنه‌ای در رابطه با پاسداشت زبان فارسی و بزرگداشت فردوسی؛ بسیار به وجد آمدم که چگونه رهبر جوان ما از یک طرف در توصیف پدر بزرگوارشان فرمودند: «آن‌قدر مشهور بود که شناخته نشد» و هنرش خلق معانی بود از طریق شناختِ به هنگام واژگان و ترکیب‌های بدیعی که هر یک انبوهی از معانی را خلق و حمل می‌کرد.» و حال از زبان ایشان می‌شنویم که باید متوجۀ استعدادهای زبان فارسی شد و توانایی‌های این زبان برای تبیین درست حضور مردم در خیابان‌ها و برای نشان‌دادنِ آنچه با ایران اسلامی به میان آمده است با توجه به آنکه از جنابعالی نسبت به توانایی‌های زبان و اشارات متعالی آن، سخنهایی شنیده‌ایم، هم آن‌جایی که در ابتدای سورۀ آل‌عمران از زبان و ظرفیت زبان سخن گفتید و هم اینکه چند سال پیش در رابطه با کلام رهبرشهیدمان فرمودید، زبانِ او زبان هستی است. حال خواهشمندم با نظر به پیام رهبر عزیزمان باز از «زبان» برایمان بگویید. با تشکر

متن پاسخ

باسمه تعالی، سلام علیکم، اگر جناب فردوسی با بصیرت تاریخی خود در بستر تشیّع به خوبی متوجه شد که باید متذکر گذشتۀ فرهنگ ایمانی و خسروانی ما باشد تا آن‌ حماسه‌ها در ادامۀ خود تنها در خاطره‌ها نمانند و حضور فردایی خود را در کلماتی که اشاره به باطن آن خاطره‌ها در شاهنامه مطرح است با ما به گفتگو بگذرد. امروز نیز در همین راستا باید به زبانی فکر کنیم که نه‌تنها به گفتۀ رهبر معظم انقلاب آیت الله سید مجتبی خامنه‌ای «حفظه‌الله‌تعالی»: 
«رشتۀ اتصال اندیشه و مرزهای هویتی ما ایرانیان را تشکیل می‌دهد» 
بلکه می‌تواند در امروز ما زبانی باشد که به امور متعالی اشاره می‌کند و معنای بعثت مردم را در ابعاد آسمانی‌اش با جان مردم در میان گذارد. حقیقتاً سخن رهبر معظم انقلاب، سخن دقیقی است که: 
«داستان‌های اسطوره‌ای فردوسی، واقعیت زندگی و شخصیت قهرمانانۀ آنان بوده و مفاهیم انسان‌ساز، سلحشورانه، و قرآنیِ شاهنامه، همۀ اقوام و اقشار ایران را در حفظ هویت، اصالت و استقلال خود و مبارزه با «ضحّاک‌وَشانِ» متجاوز، همدل و همراه و همساز می‌کند.»
و این‌جا است که به گفتۀ ایشان: 
«تکلیف بزرگی را بر دوش اهالی فرهنگ و ادب و هنر می‌گذارد تا همچون فردوسی برخیزند و بعثت هنرمندان را در امتداد بعثت مردم رقم زنند» 
تا معجزۀ زبان که کم‌تر از معجزۀ موشک‌ها نیست، از یک طرف قلب دشمن را بشکافد و از طرف دیگر جان‌های به بعثت‌رسیده را اوج دهد. تا روایتی باشد به گفتۀ رهبر معظم انقلاب: «روایت خیزش عظیم ملت در تاریخ» و این است که این حضور را معنا می‌کند و به گفتۀ ایشان ماندگار می‌شود. ملت را برای پاسداری از استقلال تمدنی و مقابله با تهاجم زبانی، فرهنگی، و سبک زندگی آمریکایی آماده‌تر می‌کند. آنهم با زبانی که حقیقتاً پدافندی می‌باشد در مقابل حملۀ دشمنان ما. و این است معجزۀ زبان، و این است بصیرت فوق العاده دقیق رهبر جوانِ ما که چگونه متوجۀ نقش زبان در این زمانه و این تاریخ شده‌اند به همان معنایی که جناب هایدگر بحث «زبان، خانۀ وجود» است را به میان آورد. آری! تا مردم در خیابان‌ها و میادین آثار رازآموز و تاریخی حضور خود را در جان خود احساس کنند، تا نه‌تنها از این حضور خسته نشوند بلکه به دنبال هرچه بیشتر حاضرشدن در آن حضور باشند. 
حال باید از خود پرسید کدامین است آن زبان که اشاره‌ای باشد به آنچه در جان‌ها حاضر است، حضوری که نمی‌دانیم که نمی‌دانیم ولی در جان ما حاضر می‌باشد؟ کدامین زبان است که این‌گونه با ما گفتگو کند؟ تا معلوم شود زبان فارسی برای حاضرکردن روح انسانِ آخرالزمانی در خود و در جهان چه ظرفیتی و چه گفتگویی دارد برای معنای حضورِ مردم ما در این مرحله از تاریخ در خیابان‌ها. زبانی که متذکر فردایی است که انسان‌ها در اوج انسانیت خود در خود و در عین یگانگی با خود، ذیل انسان کامل حاضرند. آری! از طریق زبان فارسی در امروز، باید با چنین زبانی در خود حاضر بود تا فردوسی در کنار تهمتن و آوینی کنار باکری قرار گیرد. و این‌جا است که باید با حساسیت تمام منتظر زبانی بود که بیشتر، زبانِ اشاره می‌باشد. در این رابطه نکاتی در مصاحبۀ «در استقبالِ کفر آخرالزمانی و در طلب زبانی برای گفتگو با بشر معاصر» https://eitaa.com/matalebevijeh/22459 پیش آمد. امید است اهل تحقیق در سخن رهبر معظم انقلاب، آغازی را برای خلق آن زبان مدّ نظر داشته باشند، حال سوال این است که کدامین زبان است که در شکل جدید جنگ که می‌خواهند بر ذهن‌ها غلبه کنند و استاد مهدی محمدی در صحبت های اخیرشان متذکر آن هستند، توانایی عبور از نقشه های دشمن را بما می دهد؟ https://eitaa.com/mohammadi61 موفق باشید. 


 

41658

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد: رهبر شهید برخلاف آقای طائب آن جنحوا لسلم را راجع به آمریکا صادق نمی‌دانستند. «نظام اسلامی معتقد است که اگر یک کشوری، یک دولتی بنای بر مخاصمه‌ی با او ندارد، بنای بر دشمنی با او ندارد و ‌می‌گوید بیایید با هم جنگ نکنیم، نظام اسلامی باید قبول کند؛ «وَ اِن جَنَحوا لِلسَّلمِ فَاجنَح لَها وَ تَوَکَّل عَلَى اللَّه». طرف، ‌یک دولتی است که همفکر و هم‌عقیده با شما هم نیست امّا بنای مخاصمه ندارد، می‌گوید بیایید با هم باشیم، با هم با ‌مسالمت رفت و آمد کنیم؛ اشکال ندارد. «لا یَنهاکُمُ اللَّهُ عَنِ الَّذِینَ لَم یُقاتِلوکُم فِی الدّینِ وَ لَم یُخرِجوکُم مِن دِیارِکُم اَن ‌تَبَرّوهُم وَ تُقسِطوا اِلَیهِم» [اگر] با شما نجنگیدند، شما را از خانه و دیارتان بیرون نکردند، معارضه‌ای با شما ندارند، قبول ‌کنید؛ امّا اگر دیدید که طرف، مورد اطمینان نیست، دروغ می‌گوید، حیله می‌کند، نه؛ «لا تَهِنوا وَ تَدعوا اِلَى السَّلم‌»؛ اگر ‌این‌جوری است حق ندارید؛ اگر احساس کردید، فهمیدید، قرینه‌ها نشان دادند که طرف [مقابل] صادق نیست، دروغ ‌می‌گوید،‌ در ظاهر این دست را جلو آورده که با شما دست بدهد امّا با آن دست دیگرش، پشت سر یک خنجر زهرآلود را ‌قبضه کرده و گرفته، «فَلا تَهِنوا وَ تَدعوا اِلَى السَّلم‌»؛ هرگز قبول نکنید. یا اگر چنانچه پیمانی بستید، «وَ اِن نَکَثوا اَیمانَهُم مِن بَعدِ ‌عَهدِهِم‌»، شما هم با آنها مقابله‌به‌مثل کنید؛ پیمان شکستند، پیمانشان را بشکنید. سخنرانی ۲۶مرداد ۴۰۲ در دیدار فرماندهان سپاه. ما نفهمیدیم چند بار دیگر باید از آمریکا سیلی بخوریم که امثال آقای طائب «ان جنحوا لسلم» را راجع به آمریکا صادق ندانند؟! فرمودید یکدیگر را تحمل کنیم.چرا دوستان به مخالف مذاکره انگ های مختلف می‌رنند؟ یکی از دوستان به مخالف مذاکره با شیطان گفت که بلندگوی شیطان نشید!!

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! بنا به گفتۀ قرآن: « وَإِنْ جَنَحُوا لِلسَّلْمِ فَاجْنَحْ لَهَا وَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ  إِنَّهُ هُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ» اگر حتی همان دشمنان متخاصم که تا پشت شهر مدینه آمده‌اند و شما را تهدید به موجودیت می‌کنند و حال متوجۀ ضعف خود شده‌‌اند و تقاضای آتش بس می‌نمایند؛ می‌فرماید شما نیز کوتاه بیایید و به خداوند توکل کنید و همۀ حرف در همین توکل به خداوند است که امری بالاتر از شکست ظاهریِ دشمن برای شما تهیه دیده است و از این جهت خوب است که به این نکته بیندیشید با همین فرض که  می‌فرماید ممکن است خدعه کنند ولی خداوند ماورای آن خدعه، شما را به نور خودش و به کمک اهل ایمان نگه می‌دارد: «وَ إِنْ يُريدُوا أَنْ يَخْدَعُوكَ فَإِنَّ حَسْبَكَ اللَّهُ هُوَ الَّذي أَيَّدَكَ بِنَصْرِهِ وَ بِالْمُؤْمِنينَ» (انفال (۶۲) موفق باشید

41486
متن پرسش

سلام استاد. خداقوت. نظرتان را درباره متنی که در چهلم آقا نوشتم، می‌خواستم. سپاس 🔸اگر "مرا" دیدی، سلامم را به او برسان! ✍ علی جلالی حادثه رفتنش چنان جگرسوز و مهیب بود که می‌ترسیدیم نبودنش و بی‌پناهی‌مان، سیلی خانمان‌برانداز شود و بنیاد ما را از جا بکند و بِبَرد و به یکباره در غمش فرو بریزیم و متلاشی شویم؛ پس با سیلِ غمش، جرعه‌ای شراب سرخ حماسه‌اش را در شیشه‌های جان‌های یکایکمان ریختند تا مست شدیم و از خود بی‌خود:
 اگر نه باده، غمِ دل ز یاد ما ببرد / نهیب حادثه، بنیاد ما ز جا ببرد
 شنیده بودیم که در قدیم شراب را چهل روز، بی‌حرکت در شیشه نگه می‌داشتند تا دُرد آن ته‌نشین شود و شراب صاف گردد؛ بعد به‌آرامی از شیشه به ساغر و بعد به جام می‌ریختندش تا دُرد به آن آمیخته نشود:
 که ای صوفی شراب آنگه شود صاف / که در شیشه بماند اربعینی (حافظ)
 اما از صبح دهم اسفند که جرعه‌ای از شراب شجاعتش را با دُردِ غمش در شیشه‌های جانمان ریختند تا امروز که چهل شبانه‌روز می‌گذرد، یک لحظه آرام و قرار نداشتیم. نه فقط ما که انگار شیشه دنیا هم زیر و رو شد و این چهل روز دُرد و صاف شراب یک‌لحظه از هم جدا نشده‌است و عجیب آنکه که ما همچنان در غمش مستیم و سر از پا نمی‌شناسیم. این شب‌ها که غم نبودنش می‌خواست سراغمان بیاید و جگرمان را پاره کند، به میخانه خیابان و میدان شهر می‌رفتیم و مست می‌شدیم؛ مستِ حماسه و غرور و شجاعت. همه مستان شهر آنجا جمع می‌شدند؛ جانمان به رقص می‌آمد و پرچم‌های بی‌جانمان، از بوی این شراب، جان می‌گرفت و در دست‌های بی‌قرارمان جولان می‌داد. اگر مستان عربده می‌کشند ما گلو پاره‌ کردیم از بس شعر خواندیم و شعار دادیم و هَل‌مِن‌مُبارز طلبیدیم. وقتی با یارِ مستی چشم در چشم می‌شدیم، جوشش شراب را در چشمش می‌دیدیم و بوی شراب را از دهانش می‌شنیدیم و در دل می‌گفتیم: می‌زند از چشم و لبت جوشِ می دوش مگر میکده را خورده‌ای؟ اما ناخودآگاه بُغضی هم گلویمان را می‌گرفت و پرده اشکی پیش چشم هر دویِمان می‌آمد و بنای این جهانِ خراب را بر آب می‌دیدیم و اشک‌های بر چهره نریخته‌مان، با هم به قدر یک کتاب حرف می‌زدند و لحظه‌ای بعد، همه غم‌های این کتاب، شسته می‌شد و از دل‌هایمان می‌رفت و باز لحظه بعد، یارِ مستی دیگر و بُغضی دوباره... ای ساقی! بیا و بگو که این چه شرابی بود که به یکباره در کامِ جانمان ریختی وقتی که روزه بودیم؟ چنان‌که بعد از گذشت چهل شبانه‌روز، هنوز چنان مستیم که افطار نکرده‌ایم و همچون مستان که شماره رکعت و نوبت نماز نمی‌دانند، هر شب ششمین وعده نمازمان را شب‌ها در خیابان و زیر باران بمب و موشک می‌خوانیم با پرچمی در دست؟ هنوز مستی امانم نداده تا شبی از این بی‌خودی به خود آیم و یک دل سیر برایت گریه کنم و در غمت بگویم: این منم بر سر خاک تو؟ که خاکم بر سر! شرابِ غمت همه من‌ها را بُرده است و ما همچنان در چهلمین شب رفتنت مستیم و به جای عزا، در میدان پرچم می‌رقصانیم!

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: خوب  گفتی و چه خوب گفتی. و مائیم با «بودنی» که بودنِ بودن ها است و چشم انتظارِ چیزی که نمی دانیم چیست، ولی همۀ آن چیزی است که در امروزمان از آن بیگانه نیستیم. چه احوالاتی است احوالات این چهل روزه. یک عمر به دنبال آن بودیم و نمی دانستیم آن چیزی که به دنبال آن هستیم چیست؟ رسولُ اللّه ِ صلى الله عليه و آله از قول پروردگار به  ما خبر دادند: أعْدَدْتُ لِعِباديَ الصّالِحينَ ما لا عَينٌ رَأتْ ، و لا اُذُنٌ سَمِعتْ ، و لا خَطَرَ على قَلبِ بَشرٍ» براى بندگان نيك خود چيزهايى فراهم آورده ام كه نه چشمى ديده است و نه گوشى شنيده است و نه به ذهن بشرى خطور كرده است. گویا ما آن قیامت را به همان معنایی که فرمود: «لا خَطَرَ على قَلبِ بَشرٍ» تجربه کردیم و باز قیامتی در اکنونِ خود در میان است. قیامتی که در کلمات شما به «گفت» آمده است. ای کاش به راحتی از این حضور که عطای الهی برای همیشۀ تاریخ آخرالزمانیِ ما می باشد؛ عبور نکنیم و گمان کنیم مسئلۀ ساده ای است که مثلاً با پذیرش شروط ده گانۀ ما توسط آمریکا، مسئله تمام می شود! در حالی که این «آغازی» می باشد که باید پاسداشت. چگونه و کجا؟! این، همۀ حرفی است که باید همچنان گفت، در مدرسه و در اداره و در حوزه و... با حضور و با آغازی دیگر و با مردمی که این شبها نوعی دیگری از زندگی را تجربه کردند. موفق باشید  

41433
متن پرسش

سلام علیک و رضوانه فص حکمة ابراهیمیه فی کلمة ثورة الاسلامیة این جنگ امروز ما حکمت ابراهیم محمدی در ذیل انقلاب اسلامی بود آنجا که در برابر تمدن نمرود زمانه ابراهیم وار به بت خانه تمدن غرب وارد شدیم و بی محابا تبر به دست و با شجاعت توحیدی دست به شکستن بت ها زدیم و این جز با رَوح الله میسر نبود و اینک مائیم و ندا و صدای توحیدی که به گوش عالمیان رساندیم که دیگر این بت خانه حاجتی نمی دهد و طلب فردای انسان نخواهد بود. ضربه ما به کاخ ویران تمدن غرب ضربه به عالم خیالی و توهمی مدرنیته بود که آدمی را در سرگردانی خیالات و در آرزوهای بی انتها اسیر توهمات بی اساس کرده است و آدمی در پی ارضا و اشباع و طلب آن حاضر شد تا اصیل ترین اصالت ها را زیر پا بگذارد تا به آن سراب مقصود و قبله نامعلوم عالم مدرن دست یابد و چه پوچ عالمی آنگاه که در برابر حضور توحیدی تاریخ فرو می ریزد و می پاشد و این تازه شروع فردایی است که آدمی در نهاد جانش طلب آن را داشت و اگر ما این حضور فرداها و پس فردا ها را برایش ترسیم نکنیم در بی عالمی و بی سکنایی ویرانه های خراب آباد مخیلات مدرنیته گم خواهد شد و امروز این انقلاب اسلامی است که راه فردای انسان را برایش پیش چشم های بشریت حاضر کرده است تا در افق معناهای اصیل از حقیقت و حیات و معناداری از عالم خود را پیدا کند و سکنی گزیند و وای به حال آنکه امروز در نقطه ای که باید حاضر شود حاضر نگردد. جنگ ما ابراهیمی است اما در شریعت ختمی و در نهایی ترین و اصیل ترین تاریخ انسان (تاریخ مهدی موعود)، و این حس حضور ما را برای فردایی که از آن ماست بیش تر میکند چون آن ابرانسان تاریخ و آن منجی اصیل آدمی و آن طلب نهاده در جان انسان ها و آن شراب طهور بشر از سکره ها و مستی ها عالم غربی از آن ماست. انسانی که امروز غرب را دیگر مأوای انس با حقیقت نمی داند و از فردای پیش روی غرب مأیوس و ناامید است در طلب فردایی می گردد که مطلوب جان و مونس تنهایی کشندهٔ نهیلیسم زدگی باشد. این فردا از آن ملتی است که امروز پرچم دار طلیعه ظهور صبح فردای انسان نهایی این تاریخ است. انقلاب اسلامی در مرحله گذر از صورت غرب زدگی است و اگر متوجه این امر عظیم نباشیم و غفلت کنیم زبان سخن با انسان های حقیقت طلب و حق جوی تاریخ را از دست داده ایم و علاوه بر آنکه عزم های که امروز برای عبور از غرب که به خیابان آمده است را برای تولدی دیگر در فردایی که غیر از زمانه دیروز آن هاست را پاس نداشتیم. انسان ها این شب ها در خیابان باید بدانند در حال رقم زدن تاریخ فردایی غیر از غرب و غرب زدگی هستند و این طلب های متعالی که امروز در خیابان ها به میان آمده اند را اگر مراقبت نکنند و اعتلا نبخشند در طلیعه فجر فردای این پیروزی آن شعفی که نصیب خاصان تاریخ از گذار این معرکه است را کم تر حس خواهند کرد. تاریخ حیات قدسی امروزین ما ثمره خونی است بس عظیم که در امتداد تاریخ کربلا برای ویرانی کاخ عظیم اموی جاری شد و پاسداشت این خون جز به ویرانی بت خانه غرب و عزم ابراهیمی ملت سلحشور محمدی برای حضور برین فردای انسانیت نخواهد بود. سلوک ابراهیمی ملت شریف و عظیم ایران امروز با گام های حضور در تاریخ مهدی موعود به یک عزم جمعی تاریخی انسان به فعلیت رسیده است و ما در حال یک سلوک آگاهانه در دل تاریخ در ذیل عصر مهدوی هستیم و این همان طلب و اشتیاق قلبی پیامبران و امامان برای حرکت انسان ها در گذر از ظلمات تاریخ شان بود و ما امروز شاهد این حرکت انسان در مسیر فعلیت اش هستیم. و چه خوش تقدیری است این شب های قدر از پی هم که نصیب حرم محمدی ایران شده است و چه خوش امانتی که به دوش پاسداران حرم عظیم ایران اسلامی در حال گذر از عصری تلخ از صورت انسانی به عصری روشن از انسان و انسانیت تا انسان ها بیش از پیش از سایه تحقیر تکنیک و مسابقه های جانکاه بی ثمر غرب برای بقا حیوانی نجات پیدا کنند. . این شب قدر ان شالله با بهترین تقدیر قضای طلب معهود عهد انسانی را که فراموش بشر مهبوط در غرب شده بود را به دنبال خواهد داشت و این مبارک سحر و این خجسته ایام به آغوش انسان بر می گردد و عالم بشریت دگر گونه جوان خواهد شد. سحری که از پس ظلمت امروزین در حال رقم خوردن است نتیجه تقدیر عزم های انسان هایی است در تاریخ که راضی به حیات تاریخی غرب به عنوان طلب جان شان نبودند و برای فردای دیگری که غرب از طلوع خورشید شرق طلب حقیقت کند خیابان را سجاده طلب عبودی و مناجات با خدا کردند تا بار دیگر به انسان ها در برابر ملائکه فخر کند و بار دیگر زمینیان مورد سجده ملائکه قرار بگیرند و بال ملائک فرش قدم های این آدم ها. امروز تکوین و تشریع نظام عالم در یگانگی به یاری آدمیان آمده است . راز حضور این همه سرزندگی در این شب ها و روزها را باید در امدا دنظام تکوین عالم که در خدمت اراده و طلب آدمیان قرار گرفته است مشاهده کرد. دیگر این انسان با دیروز متفاوت خواهد بود........... حرف زیاد بود و اما از اینکه اطاله کلام موجب آزار دل آگاه و روشن و بیدار وبصیر و خردمند این جمع و حضرتعالی که سرآمد این جمع خردمند هستید نشود از زبان درازی خود داری کردیم و باقی رشته سخن را به سخن های پس از هم که به زودی به ظهور خواهدآمد سپردیم.

متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: چه اندازه زیبا سخن گفته‌اید و چه اندازه حکیمانه به اموری اشاره فرموده‌اید که هر فراز از آن، میدانی می‌باشد که می‌توان با اندیشیدن به آن فراز، افقی را مقابل خود احساس کرد و به حضوری که به تعبیر جنابعالی به نوعی سرزندگی می‌توان دست یافت. آری! از تقابل عالَم خیال و توهّم در مقابل نظام حقیقت‌گرایِ انقلاب اسلامی سخن گفتید و این‌که در «اکنون» آن عالمِ توهّمی در حال فرو ریختن است و آنان این را برنمی‌تابند، هرچند چاره‌ای ندارند زیرا به گفتۀ جنابعالی این انقلاب اسلامی است که راه فردایی اصیل را که به نهایی‌ترین حضور منجر می‌شود مقابل انسان‌ها گشوده و دیگر، انسان در غرب و غرب‌زدگی نمی‌تواند خود را ادامه دهد. و چه خوب فرمودید که این مردم با عزم امروزین خود که عبور از غرب است به خیابان‌ها آمده‌اند برای تولدی دیگر. و آری! و صد آری! اگر متوجۀ جایگاه تاریخی این حضور نگردند به آن نتیجۀ اصیلِ پایداری که باید نایل شوند، معلوم نیست نایل گردند.
به گفتۀ جنابعالی در عزم ابراهیمی، ملت سلحشور محمدی«صلوات‌الله‌علیه‌وآله» گام‌هایی بس بلند به سوی تاریخی برداشته‌اند که در نهایت، نورِ عظیم‌ترین انسان در جلوۀ انسانیت متعیّن می‌شود. و سلام بر مهدی«عجل‌الله‌تعالی‌فرجه» و سلام بر آینده‌ای چنین بزرگ که در این شب‌های قدرِ میدان‌ها، خداوند آغوش خود را به سوی مردم گشوده است تا راز حضور انسانیتِ انسان در مأوای الهی به میان آید. و به اشک‌های آیت الله جوادی و نظر به عظمتی که برای حضور این شب‌ها متذکر می‌شوند باید توجه کرد. https://eitaa.com/tafakorism/4946 و به سخنان آقای مسعود فراستی بنگرید که با بصیرت هنرمندانۀ خود چه اندازه خوب این حضور را «فهم» می‌کند. https://eitaa.com/simafekr_com/750  موفق باشید
 

41238

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام علیک: با آرزوی قبولی طاعات و عبادات. آیا صحیح است که بگوییم کار شیطان صورت دادن به نقاط ضعف انسان و نفسانیات از طریق قوه وهم و خیال می‌باشد که آن ضعفها به صورت حدیث نفس یا صورت خیالی عارض بر انسان شده و شخص را به سمت عمل سوق می‌دهد و حال اینکه انسان عمل بکند یا نکند تابع اراده خودش می‌باشد اگر پاسخ مثبت است در ماه رمضان که شیاطین در رنجیر هستند این مسایل نباید در نفس ایجاد شود و تصورات شیطانی نمی‌باست وجود می‌داشت ولی هست و این را چگونه باید توجیه کرد؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! شیطان از آن جهت که بتواند انسان را تا مرز ارتکاب به گناهان بکشاند، در ماه رمضان در محدودیت است. ولی به هر حال وسوسۀ شیطان در جای خود همواره در میان است و انسانِ روزه‌دار به خوبی می‌تواند بر وسوسه‌های این شیطان غلبه پیدا کند. موفق باشید

41225

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام و احترام فراوان از عنایات جنابعالی سپاسگزارم. دو متن زیر از دو منتشرشده شما می‌باشد. در ظاهر تفاوت جزئی ای پیداست ولی احساس می‌کنم در باطن وجه اشتراکی‌ای داشته باشند که بنده متوجه آن نیستم. یکجا ظهور اسم را موجب در خفا رفتن بقیه اسماء، و یکجا ظهور بقیه اسماء را -به اجمال- در ذیل سایه ظهور آن اسم خاص می‌دانید که این، مفهوم خفای اولی را نمی‌رساند. خواهش بنده تبیین این قضیه است. [ظهور و خفا ما همگی با «وجود» روبه‌رو هستیم که خود را در صفتی ظاهر و در سایر صفات مخفی می‌کند. در یک درخت صفت حیات خود را ظاهر می‌کند و با ظهور آن صفت، سایر صفات در خفا می‌روند در حالی که «وجود» جامع همه صفات است. جزوه عرفان نظری-صفحه ۱۲] [...در واقع در این فراز «ذات» را به نور عظمت می‌خوانیم، زیرا بنا بر قاعده ی «بسیط الحقیقة کُلُّ الأشیاء و لیس بِشَیئٍ منها» [۱] آن حقیقت بسیط از یک طرف به جهت وحدت ذاتی اش شامل همه ی اشیاء می‌شود و از طرف دیگر چون بسیط الحقیقة است هیچ کدام از اشیاء نیست و {به این اعتبار با تجلی یک اسم، انسان از تجلی سایر اسماء به صورت اجمال بهره مند می‌شود و به حقِّ مطلق می‌رسد، منتها از دریچه ی آن اسم خاص}. اسماء حسنی دریچه های نظر به حق-صفحه۹۶ و ۹۷] با تشکر و التماس دعا

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: جان انسان‌های اهل تقوا «در دل انگور میّ را دیده‌اند» و به همین جهت علامۀ طباطبایی در قسمت آخر آیۀ « سَنُرِيهِمْ آيَاتِنَا فِي الْآفَاقِ وَفِي أَنْفُسِهِمْ حَتَّى يَتَبَيَّنَ لَهُمْ أَنَّهُ الْحَقُّ أَوَلَمْ يَكْفِ بِرَبِّكَ أَنَّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ شَهِيدٌ» می‌فرمایند این‌که فرمود: «أَنَّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ شَهِيدٌ» به آن معناست که انسان در هر چیزی او را می‌بیند از آن جهت که شهید، این‌جا به معنای مشهود است همان‌طور که بعضاً خلق به معنای مخلوق می‌باشد. موفق باشید

41152
متن پرسش

سلام و درود و نور و رحمت الهی تقدیم به حضرت حجت ارواحنا فداه: استاد من سخنرانی انتظار و نجات از اکنون زدگی شما رو گوش دادم ولی اون قسمتی که راجع به توحیدی بودن امیرالمؤمنین علی علیه السلام و جمع بین گذشته و حال و آینده صحبت کردید هیچی نفهمیدم، از لحاظ ذهنی می‌فهمم ولی از لحاظ شدن و عینیت یافتن وجودم هنگ می‌کنه. و اینکه فرمودید توحیدی شدن یعنی با تمام انبیا و اولیا و حضرت حجت ارواحنا فداه تا الان یکجا حضور داشتن. البته فکر نمی‌کنم منظور شما حضور مادی باشه که البته حضور مادی رو هم ممکنه شامل بشه، ولی یقینا حضوری از جنس حرکت وجودی و سنخیت و عینیت پیدا کردن است. مثل ضرب المثل آنچه جوان در آینه بیند پیر در خشت خام بیند. یا به دریا رفته می‌داند مصیبتهای طوفان را، خلاصه. یا اینکه حضرت آیت الله خامنه ای می‌فرمایند من زیر بیرق ابالفضل علیه السلام هستم، این یک حرف نیست یا اظهار علاقه و ارادت و محبت نیست، واقعا حضرت آقا در فقر محض و مطلق و تسلیم اراده و عبد محض بودن خودشون رو و از طرفی حل شدن در قدرت و اراده الهی شون رو به ما نشون میدن. و بخاطر این نحوه وجودشون و اتصال و فانی شدن شون هست که امید به آینده دارند چون فقط ظهور اراده الهی رو می‌بینند و هزاران بار در زندگی شخصی و اجتماعی شوند تجربه کردند. اما اینکه ما باید با انبیای گذشته معین داشته باشیم چنانکه حضرت علی علیه السلام می‌فرمایند انگار من با اونها بودم، شاید بدلیل این باشه که نوعیت حوادث تاریخی و گذشته از جنس تقابل خیر و شر و حق و باطل هست که حضرت اینگونه می‌فرمایند. مثلا من خودم فکر می‌کنم تا زمانی که جنس غربت و خون دل خوردن انبیای گذشته علیهم السلام از آدم و نوح و ابراهیم و موسی و عیسی مسیح علیهم السلام را درک نکنم و حل در وجود توحیدی شون نشم هم‌سنخ نهایی ترین پیامبر حضرت محمد صلی الله علیه و آله نخواهم شد و فکر کنم این معنی جمع بین گذشته و حال و آینده و حضور در چادر حضرت حجت ارواحنا فداه باشه. یا حق. ان‌شاءالله که راضیة مرضیه باشید.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نکاتی که فرمودید خوب است ولی عنایت داشته باشید ما در ذات انسانیت خود نسبت به انسان‌ها نوعی یگانگی در عین تشکیکی‌بودن و شدت و ضعف‌داشتن، در انسانیت با آن‌ها دارا هستیم به همان اعتبار وجود که همه مراتب وجود را دارا هستند در عین شدت و ضعف. موضوع انسانیت همان‌طور که در کتاب «مبانی نظری مهدویت» عرض شد امری انسانی و تشکیکی است و قرار است ما از جهت انسانیت خود با انسان‌ها رابطه برقرار کنیم. در آن صورت اولیای الهی را نهایتِ حضور خود در افقی می‌یابیم که نسبت به آن‌ها بیگانه نیستیم و هر آنچه در مسیر شریعت الهی بهتر و عمیق‌تر قدم برداریم، نسبت خود را با آنان بیشتر احساس می‌کنیم به همان معنایی که جناب مولوی فرمود: «شیر را بچه همی ماند به او / تو به پیغمبر به چه مانی، بگو؟». موفق باشید    

41080

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام و درود و نور رحمت الهی تقدیم به پیشگاه حضرت حجت ارواحنا فداه و شما استاد مهربان و همچنین عرض تبریک بمناسبت میلاد امام حسین علیه السلام. استاد جان آیا ما الان در آخرالزمان هستیم یا نه بالاخره و میتونیم شاهد ظهور حضرت حجت و تموم شدن جنگها و نابودی کفر و نفاق و حکومت حقه الهی و حاکمیت معصوم و شیرینی زندگی توحیدی در اجتماع جهانی باشیم؟ من ناراحت میشم وقتی در اجتماع مسلمانها حرف از ظهور آقا امام عصر علیه السلام میشه (توی همین مسجدیها و هیئتی ها) ظهور ایشون رو دور و بعید میدونند و بعضی خیلی مأیوسند بخاطر شرایط اجتماعی و اقتصادی کشور مون. و بهشون میگم «انهم یرونه بعیدا و نراه قریبا» البته دوست دارم توی این بحبوحه جنگ روانی و نظامی کشورمون ی سخنی بفرمایید که دلمون قرص بشه به سلامت رهبرمون تا ظهور نزدیک و امنیت کشور مون. این‌همه شهید داریم میدیم. این‌همه اولیای الهی که یقینا خیلی پیش اهل بیت علیهم السلام عزیز بودند و به فرج شخصی رسیده بودند و سرداران مون که بشهادت رسیدند.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: چرا از نور حضور حضرت صاحب الأمر در این زمانه دلشاد نباشیم وقتی می‌یابید در میدان دینداری اصیل تا مرز مقابله با زشت‌ترین انسان‌ها و جریان‌ها جلو رفته‌ایم و این‌چنین پیروز و سرافراز بیرون می‌آییم. عرایضی در جواب سؤال شمارۀ 41077 شد. آری! باز شعر مولوی که: «ای از همه حاضرتر از مات سلام الله» و این یعنی نظر به ظهور آن حضرت در نایب عزیزش و امیدواری به ظهور هرچه بیشتر او تا ظهور نهایی. موفق باشید

41982
متن پرسش

سلام استاد: در این روزهای عظیم و سنگین شرکت در آنِ تشییع تاریخی رهبر شهید و پدرانه‌ترین پدر عزیزم، برای من و امثال منی تبدیل به «نشد» شد... با وجود واهمه‌ام نسبت به موضع خانواده‌ در عناد با این انوار و حقایق و بیم اینکه نکند به این خاطر نشود که شرکت کنم، از بیش از یک ماه قبل هر چه نذر و ختم و زیارت در توانم بود به راه انداختم و نزد هر شهیدی که می‌شناختم دق باب کردم، التماس کردم، گریه کردم، روزها بجز اشک ریختن کار دیگری از دستم بر نیامد، هر کار به نظرم می‌رسید کردم، حتی سعی کردم تدبیر کنم اما نشد. همه‌ی این عمر را شاید برای رسیدن به این لحظه طی کرده بودم تا بتوانم حتی شده یک قدم غبار راه بدرقه‌ی پدر شهیدم باشم اما نشد. تمام این یک هفته با خودم کلنجار رفتم چطور انقدر بد بودم چطور انقدر کم بودم که آقای دل رحم و مهربانم امکان نداشت خودش راهی باز نکند و مرا «من حیث لا یحتسب» حتی اگر به نظر همه‌مان محال می‌آمد نبرد، اما خودم انقدر بد بودم که نشد. استاد گاهی احساس یاس بزرگی می‌کنم. احساس می‌کنم تمام شدم وقتی نتوانستم در این آناتی که شروع تاریخ جدید و لحظات تمدن ساز ما هستند حاضر باشم، دیگر چطور در ادامه خودم ادامه پیدا کنم؟ این روزها بی آنکه خود بفهمم آنقدر اشک ریختم که در تمام عمرم نگریسته بودم، اما گاه از خودم شاکی می‌شودم که یعنی هیچ کاری بجز اشک برای آقایمان از دستم بر نیامد؟ حتی به اندازه‌ی یک قدم غباری بر سر راهش بودن؟ این دل بسیار عاشق بود، اما بسیار کوچک. گویی ظرفیت دریافت لطف حضور در این عظمت را پیدا نکرد. از شما التماس دعا دارم. شاید به دعای شما حداقل در راه رفع این کوچکی‌ها قرار بگیرم.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حکایت، حکایت عجیبی است که چگونه انسان در کنار مولایش نباشد و آن حضرت بفرمایند اگر دلِ آن شخص با ما باشد، در کنار ما است. یعنی «در یمنی چو با منی پیش منی / پیش منی چو بی منی در یمنی. من با تو چنانم ای نگار یمنی / خود در غلطم که من توام یا تو منی».
 و این‌جا است که به قول جناب فیض کاشانی: گفتم به کام وصلت خواهم رسید روزی؟ گفتا که نیک بنگر شاید رسیده باشی.» موفق باشید 
 

41927
متن پرسش

سلام و احترام: سخنی با جناب آقای حداد و تایید استاد طاهرزاده بر منش ایشان در مواجهه با پیام حضرت آقا. حرفت حق جناب آقای حداد عادل ولی ما زخم خوردیم. ما می‌ترسیم حق هم داریم بترسیم وحشتناک هم حق داریم. اون ایامی که ازش حرف می‌زنید و اون طرز فکر با شدت و ضعف به قوت خودش باقیست. وقتی از رئیس دولت که از چرخش ۱۸۰ مواضع ترامپ حرف میزنه تا رئیس کل بانک مرکزی که از بلامانع بودن خرید گندم و ذرت از آمریکا حرف میزنه تا دیگران... ما حق داریم بترسیم. ما ضمن بکارگیری تمام تلاش خود برای حفظ وحدت همراه با مقام معظم رهبری ناظر و منتظریم ببینیم چکار می کنند. ما نمی‌گذاریم دشمن فریبکار این‌دفعه سر ما و مسئولان کلاه بگذارد. بالای سرتان خواهیم بود.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: فدای دل و جان شما شوم که می‌دانید با چه دشمنان کثیف و غدّاری روبرو هستیم، آن هم در نهایت حیله‌گری. ولی آیا تجربه نکرده‌ایم که ما وقتی به حکم وظیفه در مسیر تقوا، سیاست و دیانت را در کنار هم داشته باشیم، خداوند روز به روز بر خواری دشمنان و پیروزی ما بر آن‌ها افزوده است؟ حتی در عین ناتوانی کسانی که می‌خواهند از آمریکا دارو و گندم بخرند. در حالی‌که به گفتۀ استاد مجتبی زارعی « گندم و ذرت آمریکایی عین نجاست سیاسی است!» https://eitaa.com/Dr_Zareii_Siasatefetrat/3828  موفق باشید

41805

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام و تحییت خدمت شما استاد طاهرزاده: استاد بزرگوار این جمله يعني چی؟ «برخی از ما بر اساس «موضع»، تحلیل می‌کنیم؛ و برخی بر اساس «تحلیل»، موضع می‌گیریم. اولی همان جنگ روانی است.»

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: جملۀ قابل توجهی می‌باشد. زیرا یک وقت از سر اندیشه و حکمت از شرایط کشور اطلاعات مناسب داریم و بر آن مبنا تحلیل می‌کنیم که کار درستی می‌باشد. ولی یک وقت مثلاً نسبت به شخصی و یا جریانی، موضع داریم و بر اساس آن موضع تحلیل می‌کنیم، این کار غلطی است. نمونه‌اش افرادی که به کلی نسبت به دولت موضع منفی دارند، معلوم است که همۀ تحلیل‌های آنها بر همین اساس است و این کار حکیمانه و عاقلانه‌ای نیست. موفق باشید

41747
متن پرسش

سلام استاد: من به شدت حس ناکارآمدی و غیر مفید بودن می‌کنم، خیلی کارها انجام میدم ولی روحم راضی نیست، عذاب وجدان رهام نمی‌کنه، نمیدونم چکار کنم، نه میتونم بیشتر از این فعال باشم نه از خودم راضی میشم، این روزا که خودم رو مدام با عروس رهبر مقایسه می‌کنم و می‌بینم فرسنگها فاصله دارم اصلا یعنی میشه من با این زندگی یه روزی شهید بشم؟ فکر نمی‌کنم.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌که عهد خود با خدا را ذیل اسلام و انقلاب اسلامی و ولی فقیه همواره زنده نگه دارید، این خداوند است که با نظر به آیات جلیل‌القدر قرآن به ما وعده داده است که قدم‌قدم ما را به جایی می‌رساند که: «تِلْكَ الدَّارُ الْآخِرَةُ نَجْعَلُهَا لِلَّذِينَ لَا يُرِيدُونَ عُلُوًّا فِي الْأَرْضِ وَلَا فَسَادًا وَالْعَاقِبَةُ لِلْمُتَّقِينَ» پس مائیم «لَا يُرِيدُونَ عُلُوًّا فِي الْأَرْضِ وَلَا فَسَادًا» و این یعنی نه بنای خودنمایی داشته باشیم و نه آن‌که بخواهیم از مسیری که خداوند و اولیای الهی در مقابل ما گذارده‌اند، فاصله بگیریم. و این یعنی نظر به توصیۀ فوق العادۀ ولی فقیه زمان حضرت آیت الله سید مجتبی خامنه‌ای که فرمودند:
 «از این پس، بیش از پیش برای پاسداری از وحدت صفوف منسجم و به‌هم‌پیوسته ملت اهتمام ورزند و اختلافات غیرموجه و حتی موجه را به تنازع و تفرقه تبدیل نکنند و قولاً و عملاً مظهر انسجام و یکپارچگی ملت باشند».
و این است راه امروزین ما، و چه اندازه از راهِ حقیقت فاصله دارند آنانی که به بهانه‌هایِ حتی موجه، بعضاً در تریبون‌های شب‌های میدان‌ها، به اختلافات دامن می‌زنند و مسئولانی که امروز با تمام وجود و در حد اندیشۀ خود در تلاشند تا ما را از مشکلاتِ پیش آمده عبور دهند؛ مورد توهین قرار می‌دهند. این افراد دروغ می‌گویند که دلسوز ملت‌اند زیرا متوجۀ افق بلندی که امامِ جامعه مد نظر دارند نمی‌باشند. و این است غفلت بزرگ امروزین‌مان. موفق باشید                    
 

نمایش چاپی