در روزهایی که خاک و دود روی آسمان نشسته بود، دختران ایران آرام و بیادعا پا به میدان گذاشتند؛ نه برای آنکه دیده شوند، برای آنکه کم نگذارند. چادرهای خاکیشان گواه قدمهایی بود که کنار مردان برداشته میشد؛ قدمهایی که هیچوقت عقب نرفت. صدای خندههای خستهشان از آشپزخانههای ساده بلند میشد؛ همانجا که بخار غذا روی صورتشان مینشست و مهربانی را با طعم آرامش در دل رزمندهها میریخت. وسط کارهای جهادی، همانطور که آستینهایشان گِلی بود، وقت نماز که میرسید، سکوتی میکردند و قامتشان را روی خاک میگذاشتند؛ انگار جهان برای چند لحظه آرام میشد. پرچمی که میدوختند، روی زانوهایشان میلرزید، اما دستهایشان محکم بود؛ مثل دلشان. کودکی که خواب بود، پرچم را در دست کوچکش چنان گرفته بود که انگار امنیتش را از همان رنگها میگرفت. و مادری که در میان رفتوآمدها بچهاش را شیر میداد، لبخندی آرام داشت؛ لبخندی که میگفت هنوز زندگی جریان دارد، حتی در دل سختیها. در تمام آن روزها، دختران ایران فقط کمک نکردند؛ آنها با حضورشان، با لطافت و قدرتشان، با اشکهای پنهان و لبخندهای پیدا، دل روزهای تلخ را روشن کردند. روز دختر، یادآور همان دخترانی است که بیصدا اما عمیق، ستونهای مهربانی آن روزها بودند.
باسمه تعالی: سلام علیکم: همینطور است. و از این جهت باید متوجۀ جایگاه زن در تاریخی بود که تاریخ پاسداشت انسان است به جای «تاریخ مذکر» که گویا زنان در تاریخ وجود ندارند. اتفاقاً آقای حسین قدیانی بحثی تحت عنوان «زن و جمهوری اسلامی» داشتهاند که متذکر این نکته میباشند که: « اگر تا دیروز این جور فکر میکردیم که زندگی بدون زن معنی ندارد، از امروز باید این را هم اضافه کنیم که حتی جنگ هم بدون زن عاری از مفهوم و خالی از محتواست.» خوب است به آن متن رجوع فرمایید. https://eitaa.com/ziafat_andishe/1612 در این رابطه است که باید بپرسیم چرا روز دختر؟ موفق باشید
سلام علیکم ما در جامعهای زندگی میکنیم که آموزش و رشد فرهنگیاش، بیش از آنکه مبتنی بر درک و تفکر تاریخی باشد، در گرو فنّ سخنوری و رسانهای قرار گرفته است. این الگوی تربیتی باعث شده است فهمِ روحانی و درونی انسان زیر سایهی نمایشهای زبانی پنهان شود و جولانگاه شیطنت دشمن شود . از سوی دیگر، برداشتهای تخصصی و دانشگاهی نیز اغلب پراکنده و فاقد اجماعاند و نمیتوانند به ادراکِ یکپارچهی حقیقت برسند. درک حقیقی، زمانی حاصل میشود که روح انسان در معرض سخنان صدق و معناهایی قرار گیرد که از حیاتِ درونی سرچشمه میگیرند و رمز هارا میفهمد، نه از رسانه یا قالبهای فکریِ حرفهای، ما راه را اشتباه میرویم. انسان نباید در ظاهرِ سخنان یا منطقِ منظم افرادی که خود را با بهانه های هرچند منطقی از جبهههای حق محروم میکنند گرفتار شود، حتی اگر آن سخنان درست بنظر آیند؛ بلکه باید جوهرهی حقیقتی را بشناسد که همواره منوط به شرایط نو است و از جبههی حق فاصله نگیرد. در نگاه امام شهید و رهبر حاضر، حقیقت در روح تاریخ است، نه در لفظ، و آنچه اهمیت دارد، بیداری روحهای خفته است که البته با کلام های واقعی اندیشه شده منتقل میشوند نه آنها که از واقعیت واق رسانه هارا اصل قرار میدهند.
باسمه تعالی: سلام علیکم: به همین جهت اندیشمندان بزرگ و اولیای الهی متذکر میگردند که باید با نظر به سنتهای لایتغیّر الهی، جایگاه هر سخنی را مشخص کرد مبنی بر آنکه آیا آن سخنان به ظاهر زیبا، اشاره به حقایق عالَم دارند و یا توهّمات مخاطبان را از آن طریق برمیانگیزانند؟ موفق باشید
سلام علیکم و رحمه الله ۱- استاد باطن این حضور روز افزون مردم در خیابان چیست؟خصوصا باطن این میدان داری بانوان؟ ۲-استاد عابدینی میفرمودن نفس این تجمعات خودش استغاثه هست،به باورتان بهترین نیتی که میشه برای حاضر بودن در این تجمعات داشته باشیم چیست؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- در این مورد خوب است به بحث «ما و جنگ رمضان و نظر به حضور تاریخی که در پیش است» https://eitaa.com/matalebevijeh/22244 رجوع فرمایید 2- نکتۀ خوبی فرمودهاند. بهترین نیّت، حضوری است برای عبور هرچه بیشتر از جهان استکباری ذیل ارادۀ الهی که در جواب سؤال شمارۀ 38507 عرایضی شده.https://lobolmizan.ir/quest/38507?mark=%D8%B0%DB%8C%D9%84%20%D8%A7%D8%B1%D8%A7%D8%AF%D9%87. موفق باشید
سلام استاد ابن عربی میگه هر کسی به غیر از خدای خودش را دوست ندارد. برداشت من از این سخن این است که هر کسی بر اساس فهم و سنجش موقعیت ها و فراز و فرود هایش در زندگی و گفته های دیگران تصوری از خداوند در ذهن خود می سازد بی آنکه متوجه باشد که خدا را محصور کرده است و برای خداوند دومی در نظر گرفته است و آن را پرستش و ستایش می کند و در نتیجه در جهل است که دارد همان خدای یکتا را ستایش می کند و این به تعبیر ابن عربی از تکیه به عقل منطقی نشأت می گیرد و نکته اش در اینجاست که همه سالک نمی شوند و نور عشق بر دلشان نمی تابد. شاید بسیاری از این گفتهی ایشان نوع ستایش خداوند را برداشت و تببین کنند اما من از منظر توحید فهم کردم خوشحالم نظر شما را هم دراین مورد بدانم.
باسمه تعالی: سلام علیکم: جناب ابن عربی در این رابطه نکتۀ بسیار دقیقی فرمودهاند با نظر به نسبت امکانِ وجودی هر موجود در رابطه با وجه خالقیتِ حضرت حق نسبت به آن موجود. شاید عرایضی که در بحث «شیثی» شده است در این مورد بابی را بگشاید. موفق باشید
سلام استاد بزرگوار. همیشه خوفِ رفتنِ این حسِ حضورِ تاریخی که به اراده الهی و با شهادت رهبر شهیدمان پیش آمده است را دارم 😢. کاش یادمان باشد در برخی از سال های گذشته و دهههای گذشته چه پوچی های دردناک و جانکاهی را تجربه کردیم و چشیدیم😭. کاش یادمان باشد درد اصلی ما صرفاً دردهای اقتصادی نبود. کاش یادمان باشد مشکل اصلی برخی از دولت ها، صرفاً ضعف های اقتصادی نبوده و نیست. بلکه پوشاندن ِ افق حماسه و وقتِ بقیة اللهی و حس حضور تاریخیِ یک ملت بزرگ و حماسی و حماسه ساز بود. کاش میدانستیم ابعاد پنهان این جنگ و این نبرد تاریخی و عظیم چیست و تا کجاهاست؟! کاش میدانستیم آن رهبر فرزانه و شهید چگونه و با چه حکمتی ملت ما را اینچنین تا مرز شهادت و سعادت جلو آوردند؟ در خطاب به آن شهید سرافراز و فاتح بزرگ تاریخ معاصر عرضه میداریم:( ما را سری است با سرو سرافراز روزگار/ قَدش درازتر از همه تاریخ و قرن ها/ در سایه سار سروْ سرود انس سر دهیم/ تا بَرکنیم زِبیخ و زِبُن درخت کینه ها) آری به قول مولانای بزرگ: (گندمی را زیر خاک انداختند/پس ز خاکش خوشهها بر ساختند، بار دیگر کوفتندش ز آسیا /قیمتش افزود و نان شد جان فزا، باز نان را زیر دندان کوفتند/گشت عقل و جان و فهم سودمند) دشمن احمق و مستکبر فکر میکند با دفن کردن گندم وجود نازنین رهبر شهیدمان در زیر آوارها و با آسیاب کردن بدن مطهر او میتواند یاد او را هم محو کند! غافل از اینکه او را زنده تر کردند! او را تکثیر کردند! أَلسَّلامُ عَلَى الدِّمآءِ السّآئِلاتِ ، أَلسَّلامُ عَلَى الاَْعْضآءِ الْمُقَطَّعاتِ...
باسمه تعالی: سلام علیکم: همۀ حرف در دو کلمه خلاصه میشود. یک کلمه آن است که آری! دشمنان اسلام در بستر روحیۀ یهودیگری گمان می کنند میتوانند در مقابل سنت های الهی بایستند. و قرآن نیز در همین رابطه میفرماید: «وَ قالَتِ الْيَهُودُ يَدُ اللَّهِ مَغْلُولَةٌ غُلَّتْ أَيْديهِمْ وَ لُعِنُوا بِما قالُوا بَلْ يَداهُ مَبْسُوطَتانِ ..»(مائده/64). و ملاحظه میکنید که در طول تاریخ با این اندیشۀ ضد توحیدی چگونه هر روز با آنهمه تلاش، شکست و ناکامی را تجربه میکنند و یک کلمۀ دیگر، سخن اسلام است و تأکید بر قواعد و سنتهای الهی، که قرآن در این رابطه میفرماید: «سُنَّةَ اللَّهِ الَّتِي قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلُ وَلَنْ تَجِدَ لِسُنَّةِ اللَّهِ تَبْدِيلًا»(فتح/23) سنتهای الهی همواره در عالم جاری بوده و هرگز تغییرپذیر نیستند تا انسانها گمان کنند میتوانند با ارادههای خود آنها را تغییر دهند. اینجا است که معنای « والعاقبه للمتقین» بدان معنا که اگر با نگاه توحیدی در بستر سنتهای الهی کار را جلو بردیم، حتماً آینده از آن ما میباشد و ملت ما در این روزها با همۀ سختیهایی که بر آنها تحمیل میشود، با همۀ گرمی و امید متوجۀ چنین حضوری هستند. و در این رابطه عرایضی طیّ 3 جلسه تحت عنوان « شهادت رهبری و تقابل جهانِ «سنت» با جهانِ ساختگی «رسانه» در این بعثت تاریخی» شده است که خوب است نظری به آن مباحث بیندازید. https://eitaa.com/matalebevijeh/21986 .از این جهت باید به حکایت روحیه یهودی گری و روحیه اسلام بیندیشیم و به این فکر باشیم که حقیقتاً کدام اسلام، اسلامِ حقیقی است و کدام اسلام، اسلامِ یهودیگری. آیا وهّابیت و اسلام لیبرال ها و ملّیمذهبیهای نهضت آزادی، اسلامِ محمدی«صلواتاللهعلیهوآله» میباشد یا اسلام یهودیگری؟ موفق باشید
سلام و احترام خدمت استاد محترم در خصوص مطلبی که یکی از دوستان در جایی بیان فرموده بودند که مردم نباید اراده خودشان را به نظام تحمیل کنند؛ چراکه کارشناس برخی مسائل نیستند و از امور و مصالح و مفاسد مطلع نیستند یادداشتی نوشتهام که آن را برای نقد و تصحیح با شما در میان میگذارم: دوست عزیز گمان میکنم نوع نگاه شما به مردم با نگاه امام راحل، امام شهید و رهبری عظیم الشأن، تفاوتهایی دارد و مردم اثبات کردهاند که در درک درست مسائل و اقدام به موقع بسیار بهتر از مسئولین و کارشناسان و خواص عمل کردهاند. در همین خصوص نکاتی را عرض میکنم: امام شهید انقلاب در دیدار ۱۲ بهمن ۱۴۰۴ فرمودند: (این اتّفاقی بود که این دفعه هم افتاد؛ بعد از این هم به توفیق الهی اگر چنانچه حادثهای برای کشور پیش بیاید، خدای متعال این مردم را مبعوث خواهد کرد برای مقابلهی با حوادث، و کار را مردم تمام خواهند کرد.) این جملات آنطور که ما معتقدیم خداوند آنچه قرار است در تاریخ اتفاق بیافتد را بر قلب ولی زمان و عارفترین عرفا نازل میکند خبر از یک تغییر جدی در آینده انقلاب اسلامی میدهد. و آن این است که از این پس جمهوری اسلامی قرار است هر چه بیشتر اسلامیت خود را در جمهوریت خودش نشان بدهد. قلبهای مردم محل نزول اراده الهی و دست و دهان مردم اسباب تحقق اراده الهی خواهند بود و خداوند مردم را برای این کار مبعوث کرده و مردم کار را تمام خواهند کرد. اگر معتقد باشیم امام شهیدمان به عنوان یک حکیم دانشمند هر واژه را با دقت و براساس حس پاسخگو بودن در برابر خداوند متعال انتخاب میکنند، واژه بعثت برای مردم واژهای است که حرفهای عمیقی در آن نهفته است. آنچه تا این لحظه چه در جنگ ۱۲ روزه، چه در جمع کردن بساط کودتاچیان در دی ماه و چه پیش از آن در حوادثی مانند فتنههای ۸۸ و ۹۸ و ۴۰۱ و ... رخ داده بود حکایت از نقش محوری مردم در بقای حکومت اسلامی داشت. نقشی پر رنگ توأم با بصیرت، بیداری، شجاعت و اقدام به موقع مردم؛ لکن امروز آنچه به دست نیروهای مسلح اتفاق میافتد، نه اراده مسئولین و جامعه نخبگانی و دانشگاهی که اراده مردم است. ارادهای که ظهور اراده حضرت حق برای سرکوب کفار شیطان زاده، شیطان صفت و شیطان پرست است. نابودی آنانی که برای خوشایند شیطان کودک آزاری میکردند و گوشت انسان میخوردند و شراب خون کودکان را مینوشیدند و نسل کشی به راه انداختند تا شیطان را خشنود کنند. حالا آنچه از زبان مسئولین و جامعه نخبگانی میشنویم چیزی جز تسلیم ایشان دربرابر این اراده پولادین مردم نیست که حیات و آزادگی و احساس قرب و بندگی خود را در ماندن در خیابان میدانند. اگر نبودند این مردم شاید همین مسئولین چیز پیگری میگفتند و راه دیگری میرفتند و شاید دستهایشان لرزان و ارادههایشان سست میگردید؛ ولی مردم معادلات را عوض کردند. و خداوند این مردم را اینگونه برای احیای امر خود مبعوث فرموده است.... آیا باز هم معتقدید که مردم نمیدانند و نمیفهمند و باید سکوت کنند؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! به حکم آیۀ 44 سورۀ نحل که خطاب به پیامبر میفرماید: «وَأَنزَلنَآ إِلَيكَ ٱلذِّكرَ لِتُبَيِّنَ لِلنَّاسِ مَا نُزِّلَ إِلَيهِم وَلَعَلَّهُم يَتَفَكَّرُونَ» در هر زمانی خداوند ارادۀ خود را در جان مردم نازل می کند و پیامبر خدا و یا رهبران قدسی عملاً متذکر همان حقیقتی میباشند که در جان مردم نازل شده. و در این مورد همچنان که رهبر عزیزمان در پیام نوروزی خود فرمودند بحمدالله بسیاری از مسئولین کشور نیز همراهی کردهاند.آقای وحید اشتری مصاحبه ای با آقای علیزاده در جدال کرده اند که خوب است به آن توجه شود https://dl.jedaal.tv/voices/1405/01/e872.mp3 موفق باشید
به نام خدای خامنهای آنچه ایران امروز است ایران خامنه ای رضوان الله تعالی علیه هست. هشتاد میلیون آدم در شخصیت ایشان حاضرند بدون آنکه درگیر باشند و حتی خم میشوند تا دیگران پا روی کمر آنها گذارند و رد شوند و جانفشانی برای دیگری میکنند. ای بشریت عالَم! ای مردم آمریکا چین و کل شرق اروپا و غرب و آفریقا، ببینید بالآخره آنچه که راه نجات بود ظهور کرد، ای کودکان جوانان راه نجات و تمام شدن تمام غم های سوزنده نیهیلیزم مدرن، پیدا شد و جای کسی تنگ نمیشود با پیوستن.
باسمه تعالی: سلام علیکم: و این یعنی ما با نظر به آن مرد الهی یعنی امامِ شهیدمان، زندگی و دینداری را باید دوباره شروع کنیم با این نظرگاه که آنچه آن مرد الهی را تا این حدّ عظیم و متعالی کرد؛ همۀ آن چیزی است که انسانهای آزاده به دنبال آن هستند. بنابراین از این به بعد ما با خامنهایِ شهید زندگی میکنیم و سعی میکنیم قرآنی بخوانیم که او میخواند و نمازی بر پا داریم که او بر پا میکرد. و این یعنی زندگی با امام خامنهای شهید. https://eitaa.com/matalebevijeh/21982 موفق باشید
در نخستین پیام رهبر معظم انقلاب اسلامی ایران حضرت آیت الله امام سید مجتبی خامنهای ایشان در وصف رهبر شهید مرحوم والدشان مینگارند: «مشت دست سالمش را گره کرده بود.» به نظر شما این حاکی از چیست؟ محمد باقر آقائی
باسمه تعالی: سلام علیکم: شاید حکایت از روحیۀ مقاومت آن عزیز داشته باشد در مقابل جبهۀ استکبار به همان معنایی که قبلاً فرموده بودند: «کوتاه نمیآییم». موفق باشید
سلام: داشتم کتاب ماجرای فکر آوینی رو دوباره می خوندم رسیدم به اون قصه کاشی کاری قمصر و نماز سه دقیقه ای چطور میشه زندگی رو عبادت کرد؟ فقط آرام بودن در کارها باعث دوری از عجله و تکاثر فرهنگ مدرنیته میشه؟ فکر نکنم. چطور میشه نگاهی غیر از این رو توی دنیایی مثل امروز پیاده کرد؟ ما هر روز از همه چیز عقبیم که من فکر میکنم واقعاً حق داریم. عمرمون سریع رد میشه و برای اینکه بهش برسیم باید بدوییم. من بیست سالمه فقط سه تا کتاب خوندم، این فاجعه است، با اینکه کل زندگیم در حال دویدن بودم، احساس میکنم هنوز هم عقبم هنوز به جایی نرسیدم که بگم دیگه من راضی ام. این حرف از بعد مادی نیست. من نمی گم ما باید همیشه در ابعاد مادی پیشرفت کنیم، از یه جایی به بعد دیگه باید متوقف بشیم و عمر رو با چیزهایی که به دست آوردیم ادامه بدیم. اما من هنوز به اون نرسیدم و نمیدونم میرسم یا نه. خیلی ها رو دیدم که کل عمرشون در حال دویدن بودن، خیلی ها هم دیدم که با چیزهایی که بدست آورده بودن زندگی رو ادامه میدادن و عطش پیشرفت رو نداشتن و قانع بودن اما فکر نکنم هیچکدوم از دو گروه اونجور که شهید آوینی می گفت زندگی رو عبادت کرده باشن چون هر دو درگیر جهانی هستن که از روح بریده. چطور میشه تو این دنیا روح آرامش داشته باشه وقتی اصلا به حساب نمیاد هرچقدر هم که بخوایم از مدرنیته و فرهنگش دوری کنیم نمیشه، نمیدونم نمی تونم درک کنم، با این قضیه که شرح دادم با تمام وجود درگیر بودم و هستم من یه زمانی به شدت کار کردم، با تمام وجود، بعدش دیدم دیگه نمی تونم ادامه بدم بریدم بدجوری هم بریدم و هنوز هم درگیرشم، برای آرامش هیچ راهی پیدا نکردم جز دوری از مسئولیت ها، وقتی یه مسئولیتی رو ترک کنی، یه کاری رو انجام ندادی و عذاب وجدان انجام ندادن اون کار گردنت رو میگیره و فشار میده حتی بدون اینکه کاری کنم تحت فشار بودم و در حقیقت اصلا به آرامش نرسیدم سعی کردم مسئولیت هام رو سبک و سبک تر کنم اما به هیچ وجه پاسخگو نبود، انگار دیگه نمی خواستم توی این دنیا باشم حقیقت این بود که من فقط از مسئولیت هام شونه خالی نکردم از دنیا بریدم. انگار دیگه جای زندگی من نبود بخاطر اینه که من الان اینجام و دارم با شما صحبت میکنم به قول استاد می خواستم در دنیای دیگه ای حاضر بشم و از حضوری که همه درگیرشن فاصله بگیرم اما نمی تونم، نمیدونم چطور باید در دنیای دیگه ای حاضر شد وقتی درگیر حضور توی این دنیا هستیم.
باسمه تعالی: سلام علیکم: به هر حال ملاحظه میکنید که نمیتوانید از جهانی که آوینیها در آن حاضر بودند، بیگانه باشید و اینجا است که باید با روحیۀ «متانت» و «صبر» و «دلسوزی»، خود را در جهانِ بین دو جهان حاضر کنید. امری که در کتاب « انقلاب اسلامی طلوع جهانی بین دو جهان، تفکر در مواجهه با متفکران و فهم ایران و انقلاب» https://lobolmizan.ir/sound/807?mark=%D8%AC%D9%87%D8%A7%D9%86%20%D8%A8%DB%8C%D9%86%20%D8%AF%D9%88%20%D8%AC%D9%87%D8%A7%D9%86 و صوتهای مربوطه از آن سخن گفته شد. در این حالت نه نسبت به مسئولیتهایی که احساس میکنید، بیتفاوت میشوید و نه گرفتار عملزدگی خواهید شد. و این یعنی شهید آوینیها و شهید حاج قاسم سلیمانیها. موفق باشید
سلام و عرض ادب و عرض تسلیت خدمت استاد محترم و معزز جناب اصغر زاده: سوالی داشتم از خدمت شما، این کتب و سایتهایی که تعبیر خواب دارن مورد وثوق هستن یا خیر؟ البته بنده یک مورد از سایتهای خبری مهم رو هم دیدم که تعبیر خواب میزاره مثل سایت دانشجوی جوان. ممنونم
باسمه تعالی: سلام علیکم: از آن جایی که خواب افراد حتی اگر یکسان باشد، نسبت به شخصیت افراد متفاوت است؛ نمیتوان به این نوع نوشتهها و اظهار نظرها اعتماد کرد. موفق باشید
با سلام و تحییت خدمت شما استاد طاهرزاده: استاد بزرگوار اگر کسی وارد این میدانی که ترامپ دیوانه، نتانیاهو جنایتکار و صهیونیست و هرکس که تو این کار دست دارد بشود و طرف حق رو بگیره اگر حق الناس به گردنش باشه بخشیده میشه؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: بالاخره در عین آنکه باید به حق النّاس حساس بود، ولی آنجایی که کلیت نظام در خطر است، موضوع حق الناس به حاشیه میرود و نباید به صرف توجه به امورات جزیی از تصمیمات بزرگی که کلیّت نظام را محفوظ میدارد غفلت کرد. موفق باشید
بسم رب الزهرا. ای امید و ملجا و پناه ما به کجا؟ ای دستت قهر موسی و چشمانت لطف عیسی ما را به کجا شکایت و شکوه؟ ای مولای ما ای سید و سرور دل های غمین ما ما را به کجا شکایت و شکوه؟ نه هرگز تو را و مرگ؟ مرگ از آن ماست و هرگز راست قامتان و ایستادگان برای خدا را مرگی نیست... آری میان ما و شنیدن دوباره خطبه های بلیغ تو میان ما و دیدن دوباره قامت سر بلند تو میان ما و آرمان بلند تو میان ما و راهِ قیام برای آرمانِ امام مان میان ما و آمدن بقیت الله ارواحنا له فدا همین خون ها فاصله است پس ای فرومایگان و آخرین بازماندگان پست ترین اهل زمین بر جان و تن ما بتازید و نعل های ارابه های مرگتان را آماده کنید و باز و باز بتازید که از این روز دیگر ما کفن پوشان را جز به آرمان خونخواهی تاریخ کربلا و کربلاییان آسودگی و آرامشی نیست. ای شیپور مرگ بنواز که ما را از این پس جز پناهِ مولا و امام ما ملجائی برای آسودن نیست آری سرهای ما از این پس عارییتیست از برای خونخواهی حسین و مستضعفان کربلای حسینی به طول تاریخ اسلام تا خونبهای نایافتنی سید و مولای ما... ما را مرگ در بستر، هرگز ما خانه به دوشان را مگر دیگر غم عالم به چه داریم؟ ما را زین پس هجرت و جهاد، مرکب و مقصد، آرمان و آمال هزار اندی ساله انتظار شیعیان مظلوم در طول تاریخ اسلام است. زنهار ای ساکنان حرم و آستانِ آل الله الرحیل الرحیل مرکب ها را مهیای راه و بار هجرت بندیید دیدار وه که چه نزدیکیست... همرهان و هم سفران هزار اندی سال غربت مستضعفان و جانبازی و شهادت و انتظار منتظرانِ در راه برپایی حکومت جهانی توحید و اسلام از هر زمانی در تاریخ امروز، نزدیک تر به مقصد و مقصود این راه است. آری به نزدیکی سلامی دوباره به کربلاییان و عاشوراییان تاریخ از اصحاب سید الشهدا تا سرداران شهید آخرالزمانی او حاج قاسم و حاج احمد و ابومهدی و حاجی زاده و سلامی و باکری... او خواهد آمد به انتظار ِآمدنمان وه چه شیرین و چه نزدیک است بنگر بر صفحات تاریخ و دوباره بخوان صبح چه نزدیک است... لبَّيك اللّهمّ لبَّيك، لبَّيك لا شريك لك لبَّيك، إنّ الحمد و النّعمة لك و الملك، لا شريك لك لبَّيك اِنا علی العهد راسخون انشالله آمنین.
باسمه تعالی: سلام علیکم: گفتی: «هرگز راستقامتان و ایستادگان برای خدا را، مرگی نیست» و گفتی: در انتظار حکومت جهانیِ توحید، هستی نزدیک و نزدیکتر به آنچه در پیش است. آری! گفتی، ولی نگو فردا؛ که او در امروزت حاضر است. انتظار، چیزی جز حضور نیست. مهم، «تولّی و تبری»ای است که به لطف الهی ما با تمام وجود در آن حاضر شدهایم. و این یعنی «بودن» و باز «بودن». آری! او خواهد آمد، ولی نه به معنای آمدنِ فردایی که حجتیهها میگویند؛ آمدنی که بسی حاضر است و باز حاضرتر میشود. خدا میداند در شهادت این مرد، چه اندازه مردم عزیز ما احساس حضوری در اکنونِ خود در نسبت با سیدالشهدای انقلاب دارند و دارند خود را در وسعت حضور انسان کامل احساس میکنند. چه اندازه تفاوت بسیار است بین مردمی که با شهادت آن مرد الهی بیش از پیش، «خود» شدهاند با آنهایی که نسبت به چنین تاریخی بیگانه و بیگانهترند. تفاوت را! تفاوت را! موفق باشید
سلام علیکم و رحمت الله: آرزوی قبولی طاعات و عبادات. ببخشید مزاحم شدم من در این ایام جنگ و تجاوز با این که معرفت به جبهه حق دارم و جمهوری اسلامی را پرچمدار حق میدانم و هیچ شک و شبهه ای ندارم ولی در دلم خوف و دلهره ای هست که نمیدانم علت آن چیست. لطفا مرا راهنمایی بفرمایید یا ذکری عنایت کنید کمی آروم بشم. ممنون از لطفتون
باسمه تعالی: سلام علیکم: به حضور سنتهای حضرت حق در مقابل جبهۀ کفر و نفاق بیندیشید و با نظر به سنتهای لایتغیّر الهی عرض شد: «راز ایمان و آرامش رهبر معظم انقلاب در توجه ایشان است به سنتهای لایتغیّر الهی، به جای توجه به فضای رسانهای جهان مدرن که قدرت جهان مدرن را برجسته میکند. و این است تفاوت نگاه رهبر معظم انقلاب با نگاه لیبرالهای وطنی و در نتیجه رهبر معظم انقلاب با آرامش تمام همانند کوه در مقابل جبهۀ استکبار و تهدیدهای آن ایستادهاند.» موفق باشید
سلام و درود استاد عزیزم برای اینکه زیرساخت راه سلوکی محکم باشه راهنمایی بفرمایید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به هر حال بعد از مباحث «معرفت نفس» و «برهان صدیقین» و شرح کتاب «معاد، بازگشت به جدّیترین زندگی» این شمائید و رجوع به قرآن با «المیزان» عزیز که خوب است قبل از آن به جزوۀ «تفکر قرآنی» رجوع شود https://eitaa.com/matalebevijeh/21839 . موفق باشید
سلام استاد: به نظر جنابعالی چرا رهبر گفتن ما یعنی شما ملت سرافراز و این خادم ناچیز؟ بوی جدایی از دولت میده یا اشتباه میکنیم؟ و اینکه عده ای مدام تاکید دارن کودتایی در حال رخداد است که رهبر شهید بعد از حوادث دی ماه به آن اشاره کردن. آیا اینها بدبینی است؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: خدای را! حقیقتاً خداوند ملت مبعوثشده را تا آنجا ارتقاء داد که ولیّ امر مسلمین، انسانی که مسلّماً مؤید به عنایات خاص الهی است، مردم را در همان فضای عنایات خاص احساس میکند و این، شامل هرکس و هر جریانی است که خود را ذیل انقلاب اسلامی و ایرانی که مقابل ابرقدرتها ایستاده است، قرار داده و از این جهت نباید دولت را بهکلّی از این حضور جدا کرد هرچند متأسفانه هستند کسانی که در اطراف دولت در این حضور، آن طور که شایسته است حاضر نیستند ولی ملت ما و رهبر معظم انقلاب بحمدالله معطل این جریانها نیستند چرا که «گر شوم مشغول اشکال و جواب / تشنگان را کی توانم داد آب» . موفق باشید
سلوک سیاسی در مکتب ولایت؛ از اختلاف نظر تا تسلیم آگاهانه در برابر حق یکی از آسیبهای جدی در عرصهی سیاست و فرهنگ، تقلیل بیانات رهبر جامعه به منازعات جناحی و استفاده ابزاری از کلمات ایشان برای اثبات پیشفرضهای سیاسی است. در حالی که سخنان امام امت را باید در منظومهای جامع، و با نگاه به مصالح کلان امت اسلامی و در چارچوب مسئولیتهای الهی و قانونی، تحلیل و تفسیر کرد، نه با عینک سلایق محدود درون گروهی و کوچک! عبارت اخیر رهبر معظم انقلاب در مورد توافق روسای جمهور ایران و آمریکا که فرمودند: «بنده علیالاصول نظر دیگری داشتم»، در کنار پذیرش و اجازهی اجرای تصمیم مسئولان، دربردارنده درسی عمیق برای تمامی جریانهای سیاسی و مسئولین دلسوز است. سخنی که نشان میدهد اداره و هدایت جامعهی اسلامی نه بر محور استبداد رأی و دیکتاتوری، بلکه بر پایهی مسئولیت پذیری و مصالح امت برقرار و استوار میشود؛ بنابراین با توجه به این مطلب اگر کسی حتی تنها بر این فراز نورانی تکیه کند و بخشهای دیگر را نادیده بگیرد، یا بالعکس، گرفتار قرائتی گزینشی و جناحی شده و به مرور زمان از ساختار مسئولیت الهی و قانونی خود نیز فاصله خواهد گرفت. در عین حال، این ماجرا درس دیگری نیز برای نخبگان، مسئولان و نیروهای مؤمن و دلسوز انقلاب دارد، و آن اینکه در یک نظام مبتنی بر ولایت، اختلاف نظر کارشناسی امری طبیعی است، چنانچه در طول تاریخ گزارشهائی مانند نظرات یاران پیامبر و یا ائمه (علیهم السلام) به ما رسیده است که تطبیق و یا عدم تطبیق نظراتشان با محور و ستون خیمهی جامعه که شخص معصوم بوده، گواه اختلاف مراتب وجودی آنان در تحقق مقام و مرتبهی معنوی آنان است، که در عرفان اسلامی از آن به ولایت که از مقامات بزرگ سلوکی میباشد تعبیر شده است؛ به عنوان نمونه در تاریخ ثبت شده که امیرالمومنین در طول مدت سی سال که با رسول خدا زندگی کرده، حتی در یک مورد چه در حضور و چه در غیاب وجود گرامی رسول الله در هیچ موردی اظهار نظر نکرده است! اصحاب و شیعیان خاص نیز با حفظ مراتب وجودی خود در قبال انبیا، اولیا در حد توان و تحقق مقام ولایت برای آنان همچنین بودهاند! این مسئله در دوران معاصر به وضوح مشاهده شده و ارتباط با امامین انقلاب نیز اینچنین بوده، در مورد رهبر جدید نیز اینگونه مشی خواص مانند سردار دلها شهید حاج قاسم سلیمانی و امثال ایشان باعث شده تا با روحیهی عبور از خود، و تبعیت از ولایت مصالح کلان را بر سلایق سیاسی خود ترجیح دهند و محبوب خدا و مردم شوند! البته چه بسا کسانی هستند که در مقام کارشناسی، تحلیلی متفاوت با امام جامعه دارند، اما هنگامی که تصمیم نهایی در چارچوب قانون و با ملاحظهی مصالح امت و لحاظ نظرات ولی امر مسلمین اتخاذ میشود، با صدق واقعی و بدون هیاهو، رأی خود را فدای وحدت جامعه میکنند و با ستون خیمهی انقلاب همراه میشوند و این همان ادب ولایی و بلوغ سیاسی است که امروزه جامعه اسلامی بیش از هر زمان دیگری به آن نیازمند است. نکته بسیار مهمی که متأسفانه گاهی از آن غفلت میشود، این است که رهنمودهای رهبر جامعه، نقشهی نورانی راهی برای صیانت از امت اسلامی و فراهم ساختن زمینهی رشد جامعه در مسیر بندگی خداوند متعال است و به هیچ عنوان این سخنان نباید صرفاً در چارچوب رقابتهای سیاسی مصرف شود. یکی از این رهنمودهای اخیر پیام عمیق و راهبردی رهبری در مورد توافق بود که فرمودند: «بنده علیالاصول نظر دیگری داشتم»! درسی برای همهی عزیزان و دلسوزان مسئول تا از اسارت «منِ سیاسی» رهایی یافته و مصالح انقلاب و کشور را بر خواستههای شخصی و گروهی خود مقدم بدارند. وظیفهی مسئولان در قبال ولی جامعه، تنها در اظهار محبت و حمایت زبانی خلاصه نمیشود. تقویت ایمان، کسب بصیرت، پرهیز از تفرقه، مسئولیتپذیری و خدمت صادقانه به مردم، از مهمترین جلوههای وفاداری به مسیر ولایت است. و چه زیباست اگر رأی و تحلیل مسئولی با ولی جامعه موافق باشد، زیرا در مکتب اهلبیت (ع) و نحوهی ارتباط اصحاب با آنان ثابت شده که ولایتپذیری مشروط به تحقق ولایت در یاران بوده و تطبیق باورها، اخلاقیات و رفتارهای اصحاب با ولی زمان خودشان نیز بر اساس همین تحقق ولایت است و این مطلب نه به معنای تعطیل عقل و اندیشه، بلکه به معنای عبور از خودخواهی و تسلیم آگاهانه در برابر حق میباشد. در نگاه سلوکی خاص شیعیان، هرچه انسان از خودخواهی و تعصب فاصله بگیرد، آمادگی بیشتری برای فهم صحیح حق، تبعیت آگاهانه و حضور مسئولانه در صحنهی حضور با مردم و تقابل با دشمنان خواهد یافت، تا جائی که بزرگترین وظیفهی یک مسئول ولایت مدار آن است که با جهاد نفس، زمینهی تابش نور هدایت را در وجود خویش فراهم سازد و در پرتو آن، با مسئولیتپذیری، در مسیر عزت امت اسلامی گام بردارد. من این یادداشت را از یکی از اساتیدمون دیدم به نظر شما این یادداشت ها و دیدگاه ها بعد پیام رهبری برای مردم و جوانان میتونه مفید باشه؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: چقدر خوب است که کاربران محترم متن فوق را چندین مرتبه بخوانند. آری! در کنار اجازه به مسئولان از طریق رهبری که در جایگاه خود، درس عمیقی بود از آن جهت که ادارۀ جامعه با استبداد به رأی جلو نمیرود. ولی ای کاش! به این بصیرت میرسیدیم که خداوند مسلماً به ولیّ فقیه جامعه به جهت حساسیت موقعیت ایشان عنایات خاصی دارند که آن عنایات منجر میشود تا رهبر جامعه به بصیرت لازم برسند و تبعیت کامل از ایشان یقیناً نتیجهای بیشتر از آنچه ما در نظر داریم پیش میآورد و خوب است به این نکته بسیار بیندیشیم. موفق باشید
«خانه های آن کسانی میخورد در بیشتر/ که به سائل می دهند از هر چه بهتر، بیشتر» سلام استاد. بنده تا حدودی پرسش و پاسخ های مربوط به زیارات و جزوه زیارت امام رضا «علیهالسلام» را مطالعه کرده ام. پرسش هایی که حقیر دارم این هست: ۱. با فرض اینکه کسی ۳ روز در مشهد و در نزدیکی حرم مطهر امام رضا «سلام الله علیه» اسکان داشته باشد، روزی چند بار زیارت برود خوب است؟ ۲. سه روز زیارت با پشتوانه معارفی مثل کتاب «حقیقت نوری اهل البیت» چه نتایج و برکاتی به همراه دارد؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: مهم نسبتی است که ما در جان انسانیِ خود با افق ایمان به خداوند با امام معصومی که افتخار زیارت ایشان برایمان پیش میآید را مد نظر قرار دهیم. به نظر میآید که صبح به زیارت ایشان همراه با دو رکعت نماز زیارت که سوره یاسین و الرحمان نیز در آن حاضر باشد، همراه با دعای بعد از زیارت و چنانچه فرصت شد نماز جعفر طیار و بعد از ظهر زیارت جامعه کبیره و نماز بعد از زیارت و نماز برای گذشتگانمان. موفق باشید
سلام استاد عزیزم: در اوایل کتاب سدره المنتهی علامه حسنزاده آملی عزیزم در خصوص «بسم الله الرحمن الرحیم» فرمایشاتی فرموده اند. من فکر نمیکنم در این دنیا بتوانم آنچنان از این جمله استفاده کنم میخواستم بپرسم چگونه میتوانم در عوالم بعدی از فیوضاتش بهرمند شوم. اگر با همون تکرار با حضور قلب ۱۹ بار یا بیشتر همون ۷۸۶ بار و سپس ۱۳۴ صلوات. بالاخره اگر تخم این ذکر شریف را در نفس خودم بکارم. آیا در عوالم بعدی بهرهمند از خواص این ذکر شریف میشوم ؟ کامل یا ناقص؟ استاد شما ما رو کجا بردید؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: جنابعالی بیشتر سعی بفرمایید از معارف توحیدی که ایشان بسیار از آن سخن گفته اند به خصوص از مباحث معرفت نفسی ایشان استفاده نمایید. موفق باشید
سلام و نور استاد: استاد آیا برای اعمال عبادی پیشنهادی دارید؟ احساس میکنم وقتی برنامه ای را در نظر می گیرم بعد از مدتی رها می شود به این دلیل که بنظر مانند بیماری هستم که به عطاری رجوع کرده و هر چه میخواهد استفاده میکند در نهایت یا بهبود نمی یابد و یا اگر بدتر نشود خسته می شود. بینهایت از پاسخگویی شما سپاسگزارم و البته عذرخواهی میکنم که وقت شریف شما را می گیرم. استاد برای همه ی راهنمایی ها ممنونم و ان شاءالله اجر شما با مولا صاحب الزمان
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! باید در یک بستر زندگی طبیعی به خودمان برنامهای بدهیم که هر قسمت از زندگی در جای خود قرار گیرد. بدین معنا که هم وظایف خانوادگی خود نسبت به همسر و ارحام طرفین در جای خود قرار گیرد و هم تدبّر در معارف الهی یعنی روایات و آیات در جای خود باشد. و در همین رابطه در روایت داریم: «تُوزیع الْوَقْت، تُوسِيعُ الوقت» اگر وقت درست تقسيم شود گسترش مى يابد و زمان براى انجام همه ى كارها پيدا مى كنيم. و این یعنی نباید کاری ما را از کاری باز دارد به همان وسعت اهل ایمان. البته معلوم است که در این مسیر نباید از ملامت ملامت کنندگان ما را هراسی باشد. موفق باشید
سلام علیکم: «بِكَ عَرَفْتُكَ وَ أَنْتَ دَلَلْتَنِى عَلَيْكَ وَ دَعَوْتَنِي إلَيْكَ ...» درود خدا بر همه مربیان و عزیزانی که با درایت تمام، بنده و جوانان امثال بنده را یاد دادند تا نظام اسلامی را به واسطه دولت ها و حتی اجزای مختلف حاکمیت نشناسیم همانطور که اسلام را نه به واسطه مسلمانش؛ و به لطف الهی توانستیم در شاکله فکری خود، حساب ها را از هم تفکیک کنیم تا امروز با دیدن برخی ناکارآمدی ها، نور پرفروغ دُر درخشان انقلاب اسلامی در دیدگانمان زنگار نگیرد. و از همین جا خواهش دارم این مد نظر همه مربیان باشد که بس مهم است. بعثت و دو بال مبارزه و تغییر: بنده عقیده ندارم صرف بعثت مردم و حضور در خیابان، خود رافع مشکلات است که هر بعثتی رنج و تعب و تلاش فراوان برای مبارزه و تغییرات است. در پس هر بعثتی تغییرات و مبارزه بوده و هست، تغییر در ساختارهای منحرف شده داخلی، و مبارزه با دشمن خارجی. اصلا بعثت رخ نمیدهد مگر برای مبارزه و تغییر. مبارزه با دشمن خارجی و تغییر در سیاست های غلط داخلی. سیاست های اقتصادی از بیخ و بن اشتباه و وحشتناک دولت در این برهه حساس زمانی یکی از آن هاست که این بعثت باید تغییر دهنده آن باشد. جنگ بد است اما همیشه لطف خفی الهی بوده است وگرنه شاید رها کردن کشور با سیاست های خطرناک اقتصادی دولت نتیجه ای بس بهتر و بیشتر برای دشمنان داشت کما اینکه اتفاقات دی ماه این را عیان کرده بود، اما لطف خدا شامل حال این کشور شد تا امروز مردم بجای قیام بر علیه حکومت، برای بقایش فریاد بزنند. مخلص کلام آنست که اگر بعثت به مبارزه و تغییر توأمان نینجامد گویا نبوده و دیر یا زود بی حاصل و اتفاقی در حاشیه میشود. نباید ترسید و ترساند؛ آنانی که با محافظهکاری و بستن دهان ها نگذراند این بعثت، در کنار مبارزات، تغییرات را فریاد بزنند و مسیر مطالبات را به شعار مرگ بر آمریکا محدود کنند، در پیشگاه الهی مسئولیت دارند. زیرا تغییر سیاست های داخلی در این بعثت که تغییراتی درون حاکمیتیست قطعا با مسالمت و آرامش قابل حصول است و بخش مبارزات در این بعثت متوجه دشمن خارجیست! جوی در کشور ما درست شده است که عده ای هر انتقاد و مطالبه از دولت را نقض وحدت می بینند و این بسیار بسیار امری اشتباه است زیرا شکستن یکی از بال های بعثت است. ممنونم
باسمه تعالی: سلام علیکم: چه اندازه عالمانه و حکیمانه از نسبت بین «بعثتِ پیشآمده» و «عبور از اقتصاد نئولیبرالیسم» سخن گفتید و حقیقتاً همچنانکه میفرمایید حضور مردم در این شبها، اگر در عین عبور سیاسی از استکبار جهانی را مهم میدانیم، عبور از اقتصاد استکباری نیز باید مدّ نظرها باشد با بعثتی که اگر در این مورد در میدان نیاید، شورشی پیش میآید در مقابل انقلاب اسلامی و نظام اسلامی. و از این جهت وظیفۀ ما میباشد که در دل همین بعثتِ پیشآمده از این نوع اقتصاد عبور کنیم و این باید یکی از اهداف حضور ما در این شبها باشد ولی نه آنطور که منجر به تقابل ملت با دولت شود که رهبر عزیز ما، ما را از آن حذر میدهند بلکه با عنوان مطالبهای بس عمیق تا جهت کلی اقتصاد تغییر کند وگرنه باز به نحوی دیگر فارغ التحصیلان دانشگاه شیکاگو ولی با چفیه. جناب آقای احسان فرزانه در مصاحبهای که با آقای علیزاده در جدال داشتند، به خوبی متذکر این نکته شدند. https://eitaa.com/jedaaltv/5723 به گفتۀ ایشان همانطور که جنگ ایران با آمریکا آرایش جهانی را تغییر داد، میتواند آرایش داخلی را هم از نظر اقتصادی و سیاسی ذیل انقلاب اسلامی تغییر دهد تا موازنه به نفع عدالتخواهان باشد، البته به نظر بنده این مهم، باید از طریق نیروهای انقلابی و حکیم و کاردان انجام گیرد که به جای مدارا، گرفتار غیر ستیزی نشویم وگرنه با کسانی که دشمن ما نیستند، ولی مانند ما فکر نمیکنند؛ درگیر میشویم. موفق باشید
با عرض سلام و ادب خدمت استاد گرامی: استاد بنده در سیر معرفتی و خودشناسی مطالعات روزانه ای دارم میخواسم از محضرتان در رابطه با موضوعی که جوابش را از نگاه توحیدی پیدا نمیکنم بپرسم که وظیفه ی توحیدی و ولایی ما در زمانی که اشخاصی با انرژی های منفی و دنیوی (افرادی که با کلمات و حتی نگاهشان آدمی را رنج میدهند) که باعث کدورت خاطر میشوند و اصرار به رفت و آمد هم دارند چیست؟ آیا باید نفاق را کنار گذاشت و صریحا از پذیرش آنها جلوگیری کرد؟ و یا امتحان الهی است برای صیقل دادن روحمان و نشان دادن تاریکی های خودمان؟ باید از رفت و آمد با چنین افرادی که بعد از هر دیدار دچار تنگی نفس و پریشانی خیال و حالت منفی میشویم امتناع کنیم و وقتی میخواهند بیایند نگذاریم و ممانعت کنیم و یا خیر باید صبر پیشه کنیم و بپذیریم و رشدمان در این است؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: در عین آنکه نباید قطع رحم کرد و در عین آنکه باید با افرادِ ناآگاه مدارا نمود؛ آری! باید طوری با این افراد مواجه شد که فضا، فضای روزمرّگی ها نباشد و با طرح نکات معنوی و یا تعریف از انسانهای الهی، مجلس را به نوعی در اختیار گرفت به همان معنایی که رفت و آمدها نیز با این افراد، محدود باشد، به اصطلاح می فرمایند نباید با این افراد مخلوط شد. در هر حال باید طوری باشد که اگر به خود آمدند شماها را مأمن بدانند و ناامید نباشند از اُنس با شماها. موفق باشید
سلام استاد ارجمند بنظرم می تونیم بگیم روز ظاهر است و شب باطن است و وقتی شب را ببینیم روز را در جمال و جلال می بینیم روز چشم عینی است شب چشم غیبی است که اگر این دو با هم بینا شود شب و روز برای مان یکی ( نور) می شود وحدت را در کثرت و کثرت را در وحدت می بینیم
باسمه تعالی: سلام علیکم: نکتۀ ارزشمندی است. در این مورد متنی تحت عنوان: «در طلب دیدار حق» تنظیم شده است که میتوانید در بحث https://eitaa.com/matalebevijeh/22021 آن متن را و شرحی که در آن جلسات در رابطه با آن متن شده، ملاحظه فرمایید. موفق باشید
عرض سلام و احترام خدمت استاد عزیز ●|اگر غم لشکر انگیزد|● ای رهبر عزیز تو با اهل و عیال و عزیزانت شهید شدی، ما هم این روزها با مادر و پدر زن فرزندانمان به میدانهای شهر آمدهایم. همه میگویند عزاداری برای شما باشد برای بعد ولی ما دیگر با این شهادت عزادار نیستیم. ما به گفته تو پیامبرانی هستیم که در لحظه بعثت باری را به دوش کشیدهایم که حضوری برایمان رقم زده که خود را در آغوش خدا قرار گرفته میبینیم. «پرّ کاهم در مصاف تند باد / خود نداند در کجا خواهد فتاد.» آنچه با ماست دلتنگی توست و اگر این مردم آماده پذیرش این بعثت نبودند و این مردم نبودند که بار تاریخ را در این سالها بر دوش کشند این داغ و دلتنگی کمر آنها را دو نیم کرده بود و دیگر توانی برای این راست قامتی تاریخی نداشتند. چه کسی تصور میکرد این مردم برای چنین روزهای اینگونه آماده باشند که بتوانند بار این رسالت به دوش بگیرند. انگار روزها و سالها منتظر چنین روزهایی بودیم که شیدا و بی اختیار و با چنان مستی، سرنوشت تاریخ را رقم زنیم. و خود از آن خبر نداشتیم. به راستی با این مردم چه کردی که شایسته این بعثت شدند؟ و حالا با این حال تو را، به وسعت همۀ حضوری که در این عالم داشتی احساس کنند!؟ «اگر غم لشکر انگیزد که خون عاشقان ریزد / من و ساقی به هم سازیم و بنیادش بر اندازیم»
باسمه تعالی: سلام علیکم: از نبودنِ رهبر انقلاب و داغ دلتنگیِ ایشان گفتید که حقیقتا نمیتوانیم نبودِ او را احساس کنیم و وای اگر گمان کنیم او نیست؛ در آن صورت هیچ چیزی از ما نمیماند.
مردم ما امروز بنیادِ غم را برانداختهاند و چه اندازه زیبا مردم ما دست در دست ساقی جانها یعنی حضرت حق انداخته تا حیات دیگری را رقم بزنند و اینجاست که میبینی که غم آری که غم هرگز نتوانسته جان ما را در بر بگیرد.
به این نکته بیاندیشید که افرادی که نسبت به جبهه مقابله با اسرائیل و آمریکا بی تفاوتند، چیزی نمیگذرد که خودشان از خودشان بدشان میآید زیرا در شخصیت انسانی و فطرت الهی خود که انقلاب اسلامی آن را برای آنها گشود حاضر نشدند و از آن طرف حتما متوجه شدهاید که سرداران و فرماندههان میدان به خوبی میفهمند برای مردمی بزرگ و عظیم میجنگند و نه برای گروه و حزبی خاص و اینجاست که این سرداران و فرماندههان حاضرند سالها برای این مردم بجنگند و از آن طرف مردمِ ما در خیابان ایستادهاند تا ایران شرایط خود را بر جبهه استکبار تحمیل کند و این است زیباترین زندگی همراه با نظر به شهادت. https://eitaa.com/hosein_darabi/42006 موفق باشید
سلام علیکم عید شما مبارک. برنامه جدال گفتگو با آقای دکتر زرشناس و سخنان ایشان بسیار قابل دفاع و ارزش هست. ایشان اقتصاد جمهوری اسلامی را خوب درک و حقیقتا ایشان یک استاد واقعی هستند. سخنان ایشان دقیقاً در مقابل خطرات بسیار مضری است که حتی در میان آخوند های معروف هم رخنه کرده. حقیقتا ایران ما بستر کاملا آماده ای است برای رفع تمام مشکلات حتی مشکل سکونت و زندگی عادلانه. در گذشته وقتی فرزندی ازدواج میکرد یک زمین از زمین های خدارا بر میداشتند و اهالی روستا با هم آنرا میساختند و یا زمینی را برای کشت و معاش استفاده میکردند بدون اینکه حکومتی سرمایه داری بر آن حاکم باشد زیرا طبیعت مال خداست نه حتی مال کسی که سند بزند. چرا باید زمینی در توهمات و دروغ های سرمایه دارها بعنوان بالای شهر و زمینی پایین شهر قلمداد شود؟! مگر زمین با زمین فرق دارد! مگر زمین یا خانه آنجایی نیست که انسان در آن احساس آزادی و شور زندگی و ساخت داشته باشد و این همه زمین خدا داریم. ایران ظرف مدت بسیار کوتاهی میتواند به عدالت برسد فقط کافی است سرمایه داری را با زور حکومت که مردمی است مجازات و زندانی کنند تا هر آدمی زمینی به آن رایگان برسد و قیمت گزاریهای دروغین را یکشبه حذف کنند و نگذاریم سرمایه داری عدالت را و حقوق طبیعی مارا تحقیر کند، این ما هستیم که آنها تحقیر میکنیم.
باسمه تعالی: سلام علیکم: دقیقاً همینطور است و هرکس باید در ابتدای زندگی که به عنوان یک خانواده تشکیل داده است، صاحب یک زمین باشد و این حداقل کمکی است که باید به او بشود و از این طریق نه تنها مشکل یک خانواده حل میشود بلکه از جریان زمینخواری که با این کار نبض اقتصاد را در دست گرفتهاند عبور خواهیم کرد. موفق باشید
بسمه تعالی سلام علیکم استاد عزیز؛ نقلی از آیت الله بهاالدینی است که بعد از حضرت اقا ظهور امام زمان رخ خواهد داد؟ آیا شما این نقل را تایید می کنید؟ اگر این نقل درست باشد آیا بدا رخ داده است؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: شاید منظور مرحوم آیت الله بهاءالدینی همین ظهوری باشد که در جان مردم به میان آمده که در جواب پرسشهای شمارۀ 41343 و 41346 بدان اشاره شد. موفق باشید
