بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
41704
متن پرسش

سلام علیکم: با توجه به اتفاقات موجود کشور و مسئله ی اقتصاد حقیقتا فضای دانشجویی کشور احساس مسئولیت و تکلیف کرده است لذا بیش از صد تشکل دانشجویی در کل کشور دور هم جمع شده اند و نامه ای خطاب به رهبر معظم انقلاب نوشته اند در لبیک به حضور در میادین اقتصادی و توجه به آینده ی آن با توجه به اقتصاد دانش بنیان. همانطوری که جنابعالی لطف کردید و در خطاب به نشریه ی تمدن فرمودید: «امیدوار هستم تا آن عزیزان با همان همتی که گفته‌اند و نوشته‌اند همچنان برای آن آینده‌های دور در میدان باشند که معنای فردای ما در فرهنگ دانش بنیان است، دانشی که نسبت انسان را در ارتباط با امکانات طبیعت همچنان قدسی نگه می‌دارد.» حال عاجزانه از جنابعالی خواستاریم که نسبت به نامه ی ۱۰۰ تشکل دانشجویی خطاب به رهبر انقلاب تقریری برای ما داشته باشید و ما را بهره‌مند فرمایید. 
بسم الله الرحمن الرحیم: نامۀ ۱۰۰ تشکل دانشجویی سراسر کشور در لبیک به رهبر انقلاب و اعلام آمادگی برای ساخت آینده کشور به آیت الله سید مجتبی خامنه‌ای «حفظه‌الله‌تعالی»: 
جنگ و فرصتی دوباره برای اقتصاد مقاومتی محضر مبارک رهبر فرزانه انقلاب اسلامی، حضرت آیت الله سید مجتبی حسینی خامنه‌ای «حفظه‌الله‌تعالی» سلام علیکم: با شروع تجاوزات و جنایات دشمنان قدّاره کش در اسفند ماه و در پی آن شهادت رهبر عزیزمان، این ملت بعثت خود را با حضور مداوم در میادین و حفاظت از ارزش‌های انقلاب اسلامی، نشان داده؛ و با امر شما که فرمودید حضور در صحنه جامعه باید استمرار یابد، بعد از گذشت دو ماه این ایستادگی پرشور ملت، جهان را به حیرت واداشته است؛ لکن می‌دانیم که حفظ صحنه جامعه، فقط محدود به تجمعات نیست؛ بلکه باید در هر زمان، نوع حضور خود در تاریخ را پیدا کرده و متناسب با نیاز زمانه و میهن، شیوه نقش‌آفرینی در پرتو وحدت ملی را، در این صراط مستقیم تاریخ پیدا کنیم. اکنون نیز با تخریب زیرساخت‌ها، دانشگاه‌ها و مراکز تولیدی کشور، شاهد جنایت دیگری از وحوشان تاریخ در تجاوز به حریم علم، دانش و تولید ملی هستیم. ما دانشجویان ایران اسلامی این اتفاقات را محکوم می‌کنیم؛ اما نه مانند محکومیت‌های مرسوم سازمان‌های بین‌المللی، بلکه از جنس محکومیتی که در پی آن، اراده‌ای حقیقی و برخاسته از متن دانشگاه‌های کشور ایجاد می‌شود برای مقاومت، برای ایستادن در نقطه‌ی کارهای نشدنی و برای ساخت آینده ایران عزیز با شروع یک جهاد سازندگی دیگر. دشمنان ما با علم‌های مرسوم و تقلیدی رایج در جهان کاری ندارند؛ مسئله آن‌ها علم‌های وابسته و مصرف‌کننده نیست، بلکه واهمه‌ی آنها از حرکت علمی درون‌زایی است که به برکت انقلاب اسلامی جوانه زده و در حال رشد است؛ چرا که می‌دانند بالندگی این علم چه پیامدهایی در نظم نوین جهانی خواهد داشت. اینجا، پیشرفت بر پایه تولید علم، توأم با ایمانی است که از دل جوانان این سرزمین می‌جوشد و در میدان عمل، معادلات را به هم می‌ریزد؛ همان‌طور که رهبر شهیدمان فرمودند: «ایران اسلامی، بر اساس دین و دانش بنا شده است»؛ آنان می‌خواهند با تخریب زیرساخت‌های مادی، نبض تولید و علم‌آموزی در ایران را متوقف کنند، اما غافل اند که نبض حقیقی این کشور نه در ساختمان‌ها و ماشین‌آلات، که در قلب‌ ها و ذهن‌های جوانان مؤمن و دانشمند آن می‌تپد. نمی‌دانند که بمباران یک دانشگاه، تخریب یک مرکز تحقیقاتی یا یک خط تولید، نمی‌تواند ذهن خلاق و روحیه جهادی دانشجوی ایران را از کار بیندازد، و می‌کوشند، با این جنایات، ما را دچار تردید و توقف کنند؛ غافل از اینکه ما از دل همین آوارها انگیزه‌ای مضاعف برای ساخت آینده کشور می‌یابیم. ما به شما عرض می‌کنیم که جنبش دانشجویی و گفتمان دانشجویی حال کشور، اکنون در نقطه‌ای ایستاده است که به آینده جمهوری اسلامی ایران و ساخت آن می‌اندیشد که تحقق این امر در رفتن به سمت جهاد سازندگی نوین می‌باشد. امروز هنگامی که دشمنان ایران به بمباران و تخریب مراکز تولیدی و صنعتی همچون فولاد مبارکه اصفهان، خوزستان و یا پژوهشکده‌های دانشگاه‌های مختلف روی می‌آورد، دانشجوی ما آماده است تا به میدان بیاید و در این صحنه با مناسبات دیگری حاضر شود. این منطق جدیدی است که تهدید را تبدیل به فرصتی از جنس دانش و فناوری می‌کند؛ دانشجویان این کشور برای ساخت دوباره و بهره‌وری آن‌ها، در صحنه‌های کشور حاضرند و هنگام آن است که مسئولین از این پشتوانه دانشجویی، جهت ساخت کشور استفاده کنند که این اتفاق، یکی از صحنه‌های تحقق اقتصاد مقاومتی است و می‌تواند ما را با شتاب مثبت، در حرکت درست انقلاب اسلامی هدایت کند. با امتداد این مسیر است که با شکر عملی این نعمت‌ها ایران قوی را همچون گذشته می‌سازیم. حضرت آقا لبیک امروز ما یک شعار نیست؛ بلکه لبیک عزم گونه و اراده مندانۀ جوانانی است که با مقاومت و ایستادگی شبانه روزی خود در میدان های مختلف کشور در این جنگ تحمیلی سوم ایستادگی کرده‌اند. نسل جوان دانشگاهی سخت کوش و متعهد امروز، به خوبی دریافته است که تنها مسیر عزت و پیشرفت ایران اسلامی، عبور از لبه های فناوری راهبردی و دانش بنیان است. ما امروز بیش از هر زمان دیگری بر این باوریم که دین و دانش جوانان ما، در بسیاری از میدان‌ها توانسته دشمن را وادار به عقب نشینی کند و پس از این هم به خواست خدا همین‌گونه خواهد بود. پس در پاسداری از سرمایه‌های ملی خود لبیک می‌گوییم همان‌طور که در دفاع از مرزهای آبی و خاکی خود گفته‌ایم. لبیک در جهت حفظ ظرفیت هویتی، معنوی، انسانی، علمی و صنعتی، و لبیک در حفظ و اعتلای فناوری های پایه‌ای و نوین از نانو و بیو تا هسته‌ای و موشکی. در پایان باید این را به دشمنان جمهوری اسلامی ایران یادآور شویم که تفکر دانشجویان امروز ایران، از جنس اراده های متزلزل و علم های دنیوی نیست؛ بلکه همان است که امام خمینی «رضوان‌الله‌تعالی‌علیه» فرمودند: «اگر جهانخوران بخواهند در مقابل دین ما بایستند، ما در مقابل همه دنیای آنان خواهیم ایستاد»، و امروز ما نیز با همین منطق در مقابل دنیای استکبار ایستادگی خواهیم کرد. ایستادن در نقطه کارهای نشدنی، همان ایستادگی است که رهبر شهیدمان (اعلی اللّه مقامه) الگوی آن بود و ما به تأسی از ایشان برای ساختن فردایی که قرن‌ها از گزند حوادث مصون باشد، آماده‌ایم و این آمادگی، شروع گفتمان سازندگی و شعار سال (اقتصاد مقاومتی در سایه وحدت ملی و امنیت ملی) در فصل جدید انقلاب اسلامی است. امید است در این جنگ تحمیلی سوم که شکست هیمنه‌ی دشمنان به وضوح قابل مشاهده است، و در این مقطع حساس تاریخی که دشمن همه توان خود را برای متوقف کردن ایران به کار بسته، بتوانیم با مقاومت علمی و ایستادگی فکری، ایران اسلامی را با پیروی از راه آقای شهیدمان و رهبری حکیمانه‌ی شما، بیش از پیش بسازیم و به قله‌های پیشرفت برسانیم. این عهد ما با شما و با ملت ایران، عهدی است برآمده از ایمان، دانش و اراده ی پولادین جوانان ایران اسلامی. والسلام عليكم و رحمة الله و بركاته جمعی از تشکل‌های دانشجویی سراسر کشور

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: با توجه به این‌که رهبر جوان ما به خوبی متوجۀ آرمان‌های آن امام شهید هستند؛ این یعنی بازگشت به آرزویی که آن رهبر شهید به دنبال آن بودند که هرچه مردمی‌کردنِ نظام و بخصوص اقتصاد است. البته شما دانشجویان عزیز خوب است که به یاد آورید که شهید رئیسی عزیز در راستای مردمی‌کردنِ دولت، حتی جناب آقای سید احمد عبودتیان را در حکمی به عنوان «دستیار رئیس جمهور در امر مردمی‌سازی دولت» منصوب و همه مقامات و دستگاه‌های دولتی را در راستای تحقق انتظارات پیوست این حکم، مکلف به همکاری با وی کردند.  https://rooziato.com/1401386808/%D8%A7%D8%AD%D9%85%D8%AF-%D8%B9%D8%A8%D9%88%D8%AF%D8%AA%DB%8C%D8%A7%D9%86-%DA%A9%DB%8C%D8%B3%D8%AA/
همه می‌دانیم که دولت‌ها در جهان امروز در حال تبدیل به دولت الکترونیک هستند و مردم نیز هرکدام به پوشه‌ای از داده های مختلف از تحصیلات و خرید و مکان و... تقلیل یافته اند. کشورما نیز درحالیکه هنوز نتوانسته است از یک دولت کارآمد برخوردار شود ودرگیر بروکراسی نابسامان است شاید امروز درمان خودرا در رسیدن به دولت الکترونیک بداند و هوش مصنوعی را موهبتی برای برنامه ریزی قلمداد کند و مردم ما نیز فضای مجازی را فرصت آزادی خود تلقی کنند. در این جهان وهمی انسان را می گیرد که گویی بدون اندیشه و عمل می توان با تکیه بر فضای مجازی از بن بست های کنونی عبور کرد. غلبه بر این وهم بسیار دشوار است چرا که گویا آنکس که می‌خواهد انسان را از این وهم آزاد سازد همچون ملک الموت است که می‌خواهد او را از دنیای شیرین جدا کند. مردمی سازی دولت بیش از آن‌که با بروکراسی از کارافتاده چالش داشته باشد با این توهم دست به گریبان است. تجربه سالیان گذشته در مورد تاکسیرانی و مسائل پیچیده قیمت تاکسی ها که به یک سازمان ناکارآمد تبدیل شده بود و به ناگاه با اسنپ و...همه این مشکلات حل شد و همه در این وهم هستند که مسأله حل شده است. نمونه خوبی است تا ما متوجه باشیم خطری که در پیش داریم بسیار عظیم تر از امری است که امروز خود را در مواجهه با آن می بینم.
مردمی سازی دولت. اولاً: نیاز به درک مسائل و مشکلات کشور و همدلی و وفاق برای حرکت در مسیر توسعه و پیشرفت کشور است. همان‌طور که می دانید در جهانی زندگی می‌کنیم که مردمی‌سازیِ دولت امری بسیار پیچیده است و رسالت نظام اسلامی را در امر حضور مردم در سرنوشت‌شان که مربوط به ذات انقلاب اسلامی است بسیار سهمگین کرده. باید جهت عبور از نئولیبرالیسم، پس از درک مسائل کشور از یک طرف، و فهم درست مردم از خرد سیاسیِ لازم و آزادی مربوط به آن از طرف دیگر، بسیار فکر کرد تا همدلی و وفاق برای حرکت در مسیر توسعه و پیشرفت شکل بگیرد و این امر نیازمند توجه به فهم درست جایگاه تاریخی انقلاب اسلامی از یک طرف و ادامه آن در دل همان روحیه از طرف دیگر دارد به این معنا که برای مردم و مسئولان روشن شود باید با همان روحیه‌ای که انقلاب اسلامی محقق شد، یعنی درکِ خرد سیاسی مناسب این زمانه، با همان خرد، خود را معنا کند و خود را ادامه دهند. از این جهت باید متذکر افق و چشم‌اندازی شد که در راستای مردمی سازی دولت در پیش است و عقل را جهت نزدیکی و به فعلیت‌آوردن آن چشم‌انداز به کار گرفت و به آنچه انگیزه تحقق انقلاب در مردم شد، نظر کرد. زیرا وقتی بنا باشد اداره کارهای جامعه و کشور بر عهده مردم قرار گیرد و مردم حقّ دخالت در امور را داشته باشند و رفع مشکلات‌شان نیز بر عهده خودشان باشد، حقیقتاً به آزادی نیز نیازمند می‌شویم، امری که حضرت امام «رضوان‌الله‌تعالی‌علیه» بر آن تأکید داشته‌اند و در جلسه با اعضای مجلس خبرگان فرمودند:
« من سفارش می کنم به آنهایی که خدای نخواسته یک آرایی دارند بر خلاف مسیر‏‎ ‎‏ملت، من سفارش می‌کنم به آنها، که طرحشان را و آرایشان را بگذارند برای یک وقت‏‎ ‎‏دیگری و یک وقتهای دیگری این کارها را بکنند، حالا وقت این نیست که آرائی که‏‎ ‎‏خلاف مسیر ملت است اظهار بکنند و حیثیت خودشان را در بین ملت از بین ببرند. من‏‎ ‎‏میل ندارم حیثیت آقایان از بین برود در بین ملت. اگر در این مجلس یک چیزهایی و‏‎ ‎‏یک حرفهایی زده بشود که برخلاف مسیر ملت است، اینها وجاهت خودشان را از بین‏ ملت می برند و خدای نخواسته بعدها برایشان خیلی نفع ندارد.‏ ‏‏همان مسیری که ملت داشتند، همین چیزی که اگر می خواهید مطابق با میل خودتان‏‎ ‎‏دمکراسی عمل بکنید، دمکراسی این است که آراء اکثریت، و آن هم این طور اکثریت،‏‎ ‎‏معتبر است؛ اکثریت هر چه گفتند آرای ایشان معتبر است ولو به خلاف، به ضرر‏‎ ‎‏خودشان باشد. شما ولیّ آنها نیستید که بگویید که این به ضرر شماست ما نمی خواهیم‏‎ ‎‏بکنیم. شما وکیل آنها هستید؛ ولیّ آنها نیستید. بر طبق آن طوری که خود ملت مسیرش‏‎ ‎‏هست.‏ شما هم خواهش می کنم از اشخاصی که ممکن است یک وقتی یک چیزی را طرح‏‎ ‎‏بکنند که این طرح برخلاف مسیر ملت است، طرحش نکنند از اوّل، لازم نیست، طرح هر‏‎ ‎‏مطلبی لازم نیست. لازم نیست هر مطلب صحیحی را اینجا گفتن. شما آن مسائلی که‏‎ ‎‏مربوط به وکالتتان هست و آن مسیری که ملت ما دارد، روی آن مسیر راه را بروید، ولو‏‎ ‎‏عقیده تان این است که این مسیری که ملت رفته خلاف صلاحش است. خوب، باشد.‏‎ ‎‏ملت می خواهد این طور بکند، به ما و شما چه کار دارد؟ خلاف صلاحش را می خواهد.‏‎ ‎‏ملت رأی داده؛ رأیی که داده متَّبع‏‎ است».‏
به نظر می‌آید با این جملاتِ حضرت امام بنا بوده همه‌چیز از نو آغاز شود و فهم مردم وارد تاریخ گردد و «تکلیف» و «آزادی» کنار هم بیاید.
اگرچه قبل از انقلاب به عقل افراد و عقل جمعی در شکل‌دادن به جامعه اهمیت داده نمی‌شد، ولی با انقلاب اسلامی که نوعی حضور در عصر جدید و نظر به انسان مدرن است، بنا بر این بود و هست که آن عقل، مقام خاصی در زندگی افراد پیدا کند. ما چاره‌ای نداریم اگر بخواهیم در این جهان زندگی کنیم باید به عقل افراد و عقل جمعی نظر نماییم و به بهانه وجود قوانین، نمی‌توان این حق را از مردم گرفت بلکه قانون را نیز باید با نظر به پیوستگیِ اجتماعی و خردی که نظر به عبور از مشکلات اجتماعی دارد، مدّ نظر قرار داد. این‌جا است که اگر می‌خواهیم فرهنگ «دانش‌بنیان» به صحنه آید و تکنیک نیز رونق خاص خود را پیدا کند باید به آن خرد و پیوستگی اجتماعی نظر کرد وگرنه روح مردمی فرهنگ «دانش‌بنیان» به حاشیه می‌رود. 
و مسلّم رهبر عزیز جوان‌مان در راستای آمادگی که شما جوانان به میان آورده‌اید، امیدوار خواهند بود تا در همین میدانی که مردم ما وارد شده‌اند، ما را از اقتصادی که هنوز آمریکایی‌های داخلی برای مردم تصمیم می‌گیرند، نجات دهند و این یعنی عبور از آمریکای درون در عین عبور از آمریکای بیرون. موفق باشید
 

41525

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

در ابتدای کار عرض کنم که این کلام در راستای سیاست «خودانتقادی» است و برای هرچه بهتر شدنِ سیستم ارتباطی بین حکومت و مردم است. | سرانِ حکومتی و نامحرمی با مردمِ مبعوث شده: در این نوشتار میخواهم به موضوعی اشاره کنم که در این یک‌هفته آتش بس به شخصه با آن درگیر بوده‌ام و افراد زیادی را دیدم که همین دغدغه را داشته‌اند. سؤال این است:« چرا سران حکومت، مردمِ مبعوث‌شده را نامحرم به خود می‌دانند؟» در راستای خبررسانی، مردم می‌بایست خبرهارا ابتدائا از رویترز و آکسیوس و... دریافت کنند و پس از چندین ساعت یا چند روز، مسئولان این کشور توییتی دربابِ تأیید آن خبر بزنند. در حوزه رسانه های خبری، آن رسانه‌ای دست برتر را دارد که خبر صحیح را به سریعترین شکل ممکن به مخاطبش ارائه بدهد. در موضوعاتی همانند هواپیمای اوکراینی، گرانی بنزین و مرحومه مهسا امینی این قضیه روشن شد که عدم اطلاع‌رسانی صحیح و روشن و سریع باعث ایجاد تشویش در اذهان عمومی میشود. اگر مسئولان ما مردممان را نامحرم بدانند، رجوع به اینترنشنال و بی بی سی موردی عادی به‌حساب می‌آید. حتی بعضا اخباری از سران مان پخش می‌شود که در عمل اجرایی نمی‌شود: به‌عنوان مثال قبل از مذاکره، جناب دکتر قالیباف بیان فرمودند که اگر ۲ پیش شرط عملی نشود مذاکره‌ای نخواهیم کرد. ما عملی شدن آن دو پیش شرط را حتی در کلام دشمن مان ندیدیم و پای میز مذاکره رفتیم. یا بیان میکنند که دشمن آمریکایی-صهیونی در چند مورد ازجمله حریم هوایی و آتش بس لبنان، پیمان آتش بس را نقض کرده است. اگر براستی نقض کرده است پس وفاداری تان به این آتش بس برای چیست؟ یا مثلا در بیانیه شعام به وضوح از پذیرش ۱۰ شرط ایران توسط ترامپ سخن به میان آمده است، در صورتی که همه الان متوجه شده‌ایم که هیچ پذیرشی درکار نبوده و فقط قبول کرده اند که حول آن ۱۰ شرط مذاکره نمایند که اتفاقی هم نیفتاد و حتی از جمله‌ی:« آن شروط به دردِ سطل زباله میخورد» هم استفاده کردند. این نامحرمی یعنی اینکه سؤالات و ابهامات زیادی در کلام و عمل ایشان پیدا شده و در مواجهه با اینها تصمیم به سکوت کرده‌اند. جای سکوت ایشان به وسیله رسانه های بیگانه پر خواهد شد و این امری نیست که بتوان جلوی آنرا گرفت. مردمی که در میادین حضور دارند، وعده ها را فراموش نمی‌کنند. حتما درجریان هستید که موشکهایی آماده شلیک برای انتقام نقض آتش بس لبنان بودند ولی به علل نامعلوم شلیک‌ها صورت نگرفت. سردار سید مجید موسوی:« تعرض به حزب‌الله سرافراز تعرض به ایران است. میدان در تدارک پاسخ سنگین به جنایات وحشیانه رژیم است. مردم عزیزم، سوخت واقعی موشکها، حضور متحدانه شما در خیابان است. ۸ آپریل ۲۰۲۶» آیا خللی در کارِ میدان پیدا شده است؟ سرلشگر محسن رضایی:« این نظر شخصی‌من است و من به هیچ وجه موافق ادامه آتش‌بس نیستم.‌همه ناوها را غـرق می‌کنیم و نمی‌گذاریم یکی از آن‌ها فرار کند.» آیا نیرو یا افرادی در کار نظامی ایران درحال ممانعت هستند؟ با انصاف و بخواهیم یا نخواهیم، این سؤالات پیش می‌آیند و زمانی که پاسخی از نهاد های رسمی نداشته باشیم ابهام، تشویش، اختلاف، رجوع به رسانه های بیگانه و... امری توجیح پذیر است. با رو راست بودن با مردم تنها اتفاقی که می‌افتد کاهش شکاف و خلأ به وجود آمده میان مردم و مسئولان است و همین، موجب کوتاهی دست دشمن است به توفیق اللهی. باتشکر

متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: با اصل مسئله با جنابعالی موافق هستم که بالاخره این مردم عزیز با چنین شعوری که در جان‌شان طلوع کرده است، به هیچ وجه نامحرم نیستند و حقیقتاً باید بیش از پیش مسائل حساس کشور و به‌خصوص در موضوع جنگ و جهاد را با آنان در میان گذارد. ولی همان‌طور که در جواب سؤال ارزشمند شمارۀ 41521 عرض شد جایگاه مذاکرات اخیر در نسبت با شرایط تاریخیِ به‌وجودآمده، به هیچ‌وجه شبیه مذاکرات قبلی که دوگانۀ مذاکره و جنگ و باز مذاکره و جنگ در میان بود؛ نیست. به همین جهت باید همان‌طور که آقای محسن رضایی در گفتگوی ویژۀ اخیر فرمودند بحمدالله با یگانگیِ بین دیپلماسی و مردم باید به مسئولان مربوطه اعتماد کرد و محذورات آن‌ها را در نظر داشت و گمان نکنیم آنچه رسانه‌های دشمن  می‌گویند بدون حساب و حساب‌گری بوده و هست. موفق باشید

41432

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد ارجمند برداشت من فص شیثی این است که هر کس به انداره ظرفیت و استعداد وجودی اش کمالی را در نظر می گیرد تا به غایت آن کمال برسد و در این بین الگویی را برای متبلور شدن و پیشرفتش می پذیرد مثل پدر یا انسانی فرهیخته و می گوید من می‌خواهم مثل آن شخص بشم و این بستگی به این دارد که طالب مقامات دنیوی و یا مقامات معنوی و این که شناخت خداوند و هضم و درک اسما الهی انسان را به عین ثابته اش نزدیک می کند و باعث می شود فیض و برکت الهی نیز در راه رسیدن به مقصود بیشتر و بیشتر شود چرا که خداوند عین ثابته ما را در پیش خود دارد و این را جز در عرفان ابن عربی با نگاهی عمیق می توان در مسئله حرکت جوهری ملاصدرا دید و به آن پی برد

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نکتۀ خوبی را نسبت به «فصّ شیثی» ملاحظه فرموده‌اید و باید همچنان بدون دغدغه، نگاه جناب ابن عربی را ادامه و باز ادامه داد تا در دلِ آن حضورِ بعد از حضور، مقصد او برای انسان روشن شود. و از این جهت عنایت داشته باشید که همان‌طور که حضرت امام خمینی«رضوان‌الله‌تعالی‌علیه» در نامۀ خود به گورباچف فرمودند سخنان باریک‌تر از موی ابن عربی حتماً باید با استاد دنبال شود و از این جهت در فضای پرسش و پاسخ مقصود اصلیِ آن عارف بزرگ عملی نمی‌شود. موفق باشید

41416
متن پرسش

سلام استاد متنی در ادمه پرسش ۴۱۳۹۱ نوشتم و دوست داشتم نظرتان را بدانم. 🔸ای پیامبر معجزه‌ات کو؟! ✍علی جلالی وقتی در غار ظلمانی تاریخ از عالم پُر زرق و برق امروز گوشه‌گیری کرده بودیم و شاید برخی‌هایمان از سر حسرت به زرق و برقش می‌نگریستیم و تمنایش می‌کردیم، کدام فرشته وحی به ما گفت: بخوان! و ما هاج و واج به هم می‌نگریستیم تا آنکه درخشش کلمات را در قلب‌های همدیگر دیدیم. آینه‌وار نوشته قلب‌هایمان در قلب دوستانمان افتاده بود. و خواندیم و به پیامبری مبعوث شدیم. هر دوره ظالمی داشته است و پیامبری که به تقابل با او مبعوث می‌شده و اکنون که ستمگران همه زمین در یک جبهه‌اند، یک ملت به پیامبری مبعوث شده‌اند تا چون یک تَنِ واحد رودرروی آنها بایستند. دوستی دیشب از من پرسید: "اگر ما به پیامبری مبعوث شدیم، پس معجزه خدا کِی ظاهر می‌شود؟" گفتم: هر پیامبری را معجزه‌ای است و لابد هرکدام از ما هم معجزه‌ای در جانمان داریم که به وقتش دشمنان را به عجز درمی‌آورد و آیا این ایستادنمان وقتی که هر ملتی می‌گریزد، معجزه نیست و دشمن را ناتوان نکرده؟ گفت: "ولی یک معجزه واضح‌تر می‌خواهم. کجاست کتابِ محمد؟" گفتم: "مگر در آن تاریکی که بودیم نوشته‌های جانمان را نخواندیم؟ که به ما گفتند: کتاب جانتان را بخوانید! "ٱقْرَأْ كِتَٰبَكَ كَفَىٰ بِنَفْسِكَ ٱلْيَوْمَ عَلَيْكَ حَسِيبا". گفت: "دمِ حیات‌بخش مسیحا کو؟" گفتم: "پس قلب‌های مرده ما چگونه زنده شد؟ و وقتی در غم شهادت ولی‌مان بودیم مگر از نفَس‌های گرم همدیگر زنده نشدیم و آتشی در وجودمان شعله نگرفت؟" گفت: "حال که دشمن چنین نزدیک است، عصای موسی کو تا ماران را ببلعد و نیل را بشکافد؟" گفتم: "پس خلیج را ندیدی که بی‌زحمت شکافتن، سدِ عبور فرعونیان شد و مگر عصای موسی جز تکه چوبی بود که در دستش گرفته بود و بر آن تکیه می‌زد؟ در دستِ ما امروز چیست؟ آیا همان تکه چوب نیست که پرچمی بر آن افراشته‌ایم و ملتی به آن تکیه‌ زده است و ماربچگان داخلی و خارجی را با همه سحر و سلاحشان مایوس کرده؟" "شاید آن روز که سلاحی به میدان آورده بودند و مانند ساحران فرعون، اول رو کردند، ترسیدیم [فَأَوْجَسَ فِي نَفْسِهِۦ خِيفَة مُّوسَىٰ] ولی امروز پرچمی در دستان ماست که همه تدابیرشان را می‌بلعد و اگر فریب‌خوردگان این امت، چون ساحران چشمی بینا داشته باشند، به معجزه اتحادمان ایمان می‌آورند و از فرعونیان می‌بُرند و "ما" می‌گردند. ای پیامبرانِ امروز! باید به قلب‌هایمان بنگریم و معجزه‌هایمان را بیابیم. هر کدامتان معجزه‌ای دارید: قدمی استوار، قلمی روشنگر، دستی خیرخواه و قلبی پُر مِهر. معجزه تو چیست؟ کتابِ جانت را خوانده‌ای؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: دقیقاً همین‌طور است و ملتی برانگیخته شده‌اند تا جهان دیگری که جهان آخرالزمانی است با ساحتی خاص، به ظهور آید و معلوم است که بعثتِ آخرالزمانی از جنس به میان‌آوردن عصای موسی«علیه‌السلام» نیست، همان‌طور که قرآن متذکر روح و روحانیتی است در جان‌ها. بعثتِ آخرالزمانی انسان را در انسانیت‌اش به خود می‌آورد تا در انسانیت خود، خود را جستجو کند و این حضور است که زمینۀ حضور انسان کامل را فراهم می‌کند و این است راهی که به ظهور انسان کامل می‌انجامد و مردم ما بحمدالله در این میدان حاضر شده‌اند و عجیب است دقت خاص رهبر معظم انقلاب آیت الله سید مجتبی خامنه‌ای که در ابتدای اولین پیام خود اشاره به آیۀ 106 سورۀ بقره اشاره کردند که می‌فرماید: «مَا نَنْسَخْ مِنْ آيَةٍ أَوْ نُنْسِهَا نَأْتِ بِخَيْرٍ مِنْهَا أَوْ مِثْلِهَا» اگر خداوند آیه‌ای از آیات خود را از صحنه خارج کرد، حتماً آیه‌ای همانند آن و یا بسی برتر را به میان می‌آورد. ملاحظه کردید که در پیام خود به زیبایی تمام فرمودند: 
«آیه‌ای که در صدر این نوشتار آوردم به این معنی است که هیچ آیتی از آیات الهی نیست که یا مهلتش تمام شود یا به فراموشی سپرده شود مگر اینکه از ناحیه حضرت حق جل و علا، مثل یا برتر از آن بجایش داده شود. مناسبت استفاده از این آیه شریفه این نیست که این بنده در حد رهبر شهید باشم چه رسد به اینکه بخواهم برتر از ایشان فرض شوم؛ بلکه جهت ذکر آیه مبارکه توجه دادن به نقش بجا و پررنگ شما ملت عزیز است. اگر آن نعمت عظما از ما سلب شد، بجایش بار دیگر حضور عمارگونه ملت ایران به این نظام اعطاء گشت. این را بدانید اگر قدرت شما در صحنه ظاهر نشود نه رهبری و نه هیچ یک از دستگاه های مختلف که شأن واقعی آن‌ها خدمت به مردم است کارآئی لازم را نخواهند داشت.» 

و این است آن حضوری که خداوند به حکم: «لِیَقْضِیَ اللهُ أَمْراً کانَ مَفْعُولاً» بنا دارد در این تاریخ از طریق این مردم رقم بزند.امری که یک وجه از وجوه آن را دیروز در تظاهرات میلیونی مردم آمریکا علیه ترامپ در شهرهای مختلف می‌توانید ملاحظه بفرمایید. https://eitaa.com/akhbarefori/442973 موفق باشید        

41256
متن پرسش

سلام علیکم استاد عزیز: حقیقتا ما دل هامون خیلی بی قراره. حتی بزور راه میریم و نفس می‌کشیم. چون دنیا بعد حضرت آقا برای ما معنی ای نداره. قطعا شهادت حضرت آاقا چراغیست که مسیر را مشخص می‌کنه، اما سوال های داشتم استاد که اگر جواب بدین آروم تر میشم. اینکه شهادت آقا بداء است یا جزو علامت های ظهور؟ اصلا ظهور نزدیکه یا نه؟ ما تو جنگ نظامی و سخت هم آمریکا و اسرائیل رو شکست میدیم؟ و اینکه آینده انقلاب و رهبری بعدی چگونست و در آخر اینکه در حال حاضر وظیفه ما چیست؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حکایت بزرگی در پیش است. به حضور تاریخیِ جهان استکبار بیندیشید که گمان می‌کرد تمدنی را به میان آورده که نهایی‌ترین تمدن است با حضوری نرم که جوابگوی نیازهای بشر آخرین دوران است. با این تصور که راز بقای آن تمدن چنین خواهد بود و حال ملاحظه کنید روزگارش به جایی رسیده که برای بقای خود مجبور شد این‌گونه لشگرکشی کند در مقابل یک مرد ۸۶ ساله، به امید آن‌که با شهادت او از خطر اضمحلال رهایی یابد. و این‌جا است که اگر به آنچه در شهادت حضرت سیدالشهدای انقلاب با نگاه تاریخی بنگریم، متوجه می‌شویم جبهۀ استکبار با این کار خود تمام معنای خود را از دست داد و عملاً گور خود را کند. و این است معجزۀ شهادتِ حضرت امام خامنه‌ای در تاریخی که اتفاقات به سرعت جلو می‌رود. موفق باشید    

41230

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام و احترام و ضمن قبولی طاعات: جناب طاهرزاده در پاسخ پرسش41228 ⁉️... در ادامه فرموده اید، به طوری که توجه به فضای رسانه‌ای جهان مدرن برای انسان برجسته می‌گردد و قدرت جهان مدرن به چشم می‌آید. تفاوت نگاه رهبر معظم انقلاب و توجه ایشان به اصالت سنت‌های لایتغیّر الهی، با نگاه آقای مرحوم هاشمی رفسنجانی و پیرو ایشان آقای شیخ حسن روحانی و جریان‌های لیبرالِ وطنی، در این است که فردی مانند رهبر معظم انقلاب با نظر به حضور لایتغیّر سنت‌های الهی، با آرامش تمام همانند کوه در مقابل جبهۀ استکبار و تهدیدهای آن ایستاده‌اند بدون هر اضطرابی. و جریان‌های مرعوب از غرب، برعکسِ مقام معظم رهبری، دائماً در اضطراب به سر می‌برند و به اصطلاح «از ترسِ مرگ، خودکشی می‌کنند» واقعا یعنی امثال اقای هاشمی خود کشی کرده اند؟ درسته جنابعالی بگونه ای با اصطلاحات خواستید مطلبی را بیان کنید ولی مصداق آن ناخداگاه به ذهن آقای هاشمی میاید واقعا اگر امثال اقای هاشمی در این جامعه نبودند که راه تعادل را پیش بگیرید به نظر شما انقلاب اسلامی در همین تاریخش هم معنا پیدا می‌کرد؟ چرا همیشه یک طرفه به قضاوت می‌نشیند و هیچ‌وقت نخواستید راجع به اصولگراهای تند رو که سنگ رهبری را به سینه می‌زنند ولی در عملکرد هایشان برخلاف ایشان عمل می کنند حرفی بمیان بیاورید؟ شما اهل قلمید ودر قبال این مطالب باید به عقل انقلاب اسلامی پاسخ دهید. کتابهایتان را که می‌خوانیم با پاسخ‌ها یتان منافات دارد و این باعث سردرگمی می‌شود که بالاخره شما چه مسیری را برای انقلاب تعریف می‌کنید.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بحث در بدی و خوبیِ افراد نیست. بحث در توجه به سنت‌های الهی می‌باشد و تفاوت افرادی که متوجۀ سنت‌های الهی هستند با افرادی که بیشتر با فضای رسانه‌ها و تحلیل‌های آنچنانی به‌سر می‌برند. عرض بنده آن است که عموماً این افراد از ترس مرگ، خودکشی می‌کنند به آن معنا که خود را از مسیر ایمانی که امثال حضرت امام و رهبر معظم انقلاب در آن قرار دارند؛ محروم می‌نمایند. حتماً در جریان مواردی که بین رهبر معظم انقلاب و آقای هاشمی تفاوت نظر بوده، هستید. آیا حکایت این تفاوت نظرها ریشه در همین نکته ندارد که رهبر معظم انقلاب متوجۀ سنت‌های الهی هستند «ولو بلغ ما بلغ» و آقای هاشمی و امثال این افراد خود را در جای دیگری تعریف کرده‌اند؟ و این غیر از بحث در بدی و خوبی افراد است. موفق باشید

41180

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام و عرض ادب: عذرخواهم. با توجه به قدرت و نفوذ و جایگاهی که امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) در هستی دارند و صاحب اسم اعظم هستند و حدیث نورانیت متذکر آن هست، جایگاه ذوالفقاری که همراه حضرت هست کجاست؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ذوالفقار یعنی نفی هر حجابی که بنا دارد از طریق ارادۀ معطوف به قدرت و خشونت، با حقیقت مقابله کند و اتفاقاً در همین میدان هم اسم اعظم حضرت ربّ العالمین نقش‌آفرین است مانند نورانیتی که فرزندان اسلام در ۲۲ بهمن به ظهور آوردند. آیا همان ذوالفقار نبود؟! موفق باشید

41153

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام و نور و رحمت الهی تقدیم به پیشگاه حضرت حجت ارواحنا فداه. حضرت آقا فرمودند بزودی ترامپ در اوج غرور و فرعونیت نابود خواهد شد، البته که نابودی باطل از سنتهای الهی است، اما با توجه به علائم و حوادث ظهور آیا این نابودی همان بلعیده شدن سفیانی و لشکرش در زمین نیست؟ من از حدود ۲۰ سال پیش کتاب شیخ علی کورانی را گرفته بودم و هر چند سال یکبار مرور می‌کردم اما هر بار اون چیزی که دلم می‌خواست رو از این کتاب بدستم نمیومد، ولی الان انگار خیلی برام ملموس‌تر شده. استاد آیا هنوز هم نمی‌توان راجع به اشخاص معرفی شده در روایات نظر قطعی داد؟ مثلا شعیب ابن صالح فردی که حضرت مهدی علیه السلام را همراهی می‌کند و از ری است، آیا این ری لزوما شهرری (شاه عبدالعظیم) هست یا نه تهرانه؟ مثلا سید خراسانی رو که میدونیم دیگه حضرت رهبری مدظله العالی هستند, اما آیا سفیانی همان ترامپ یا نتانیاهو ی ملعونند؟ یا جولانی است؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر می‌آید ما در سنت‌های الهی حاضر باشیم و نسبت خود را با هر آنچه در اطراف‌مان می‌گذرد، نسبت به سنت‌های الهی ارزیابی کنیم بهتر است تا این‌که خود را مشغول مصداق‌هایی کنیم که شاید بیشتر حالت نمادین و تأویلی داشته باشد. نگاه مقام معظم رهبری به سنت‌هایی که قرآن متذکر آن است بسیار ارزشمند است. موفق باشیدhttps://eitaa.com/matalebevijeh/21528

41144

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام: سوال از آقای استاد طاهرزاده عزیز، فردی هست که می‌گوید علم نجوم بلد هست و یک سری پیشگویی هایی می‌کند و البته در صحبتها مدافع انقلاب و رهبری هم هست دنبال کردن صحبتهای ایشان اشکالی ندارد؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: علمای ما علم نجومی که در میدان پیشگویی‌ها ورود می‌کند، مردود می‌دانند زیرا عموماً با توهّمات و القائات شیطانی همراه است. و البته آن غیر از علوم نجومی است که ستارگان را برای تعیین اوقات شرعی رصد می‌کنند. موفق باشید

42127

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام و رحمت خدا بر شما: در روزهای اخیر دغدغه‌ای ذهنم را به شدت درگیر کرده است که به نظرم جای تأمل و بررسی جدی دارد. بر این باورم که بسیاری از عرصه‌های اجتماعی و فرهنگی، عملاً توسط قشر مذهبی و انقلابی خالی گذاشته شده و این میادین به طور کلی به دست افرادی واگذار شده است که لزوماً متعهد به ارزش‌های ما نیستند. بنده به عنوان دانشجوی کارگردانی و فارغ‌التحصیل تئاتر، و در جایگاه جوانی مذهبی و متعهد به جمهوری اسلامی عزیز، هر بار که همراه با همسرم (که محجبه هستند) به تماشای تئاترهای شهر می‌رویم، با یک واقعیت تلخ روبرو می‌شویم: تقریباً هیچ خانم محجبه‌ای جز همسرم در سالن حضور ندارد. این وضعیت، جوی بسیار سنگین ایجاد کرده و احساس غربت عمیقی در ما می‌افکند؛ اینکه در شهر و دیار خودمان، در این عرصه‌ها غریبه هستیم. به باور من، عدم حضور فعال ما در این عرصه‌ها، باعث شده است که جریان‌های دیگر، ساختارهایی نظیر سینماها، سالن‌های تئاتر و حتی بازارهای شهر را عملاً تصرف کنند. وقتی حضور متدینین در این فضاها کمرنگ می‌شود، این تصور ایجاد می‌گردد که هیچ مذهبی یا محجبه‌ای در این عرصه‌ها وجود ندارد. تمرکز بیش از حد قشر متعهد تنها در مساجد و هیئت‌ها، به تفکر لیبرال این فرصت را داده است که نفوذ کامل خود را در عرصه‌های اجتماعی تثبیت کند. در حالی که اگر بخشی از ما در این میادین حضور داشتیم، این جریان‌ها هرگز تا این حد جسورانه به سراغ کشف حجاب و تغییر فضای حاکم نمی‌رفتند و این محیط‌ها تک‌ جانبه نمی‌شد. در نتیجه، این تصور غلط ایجاد می‌شود که قشر قالب تنها همین گروه هستند و مذهبی‌ها جایی جز مسجد ندارند و بخشی از بدنه فعال جامعه به شمار نمی‌روند. این موضوع در محیط‌های دانشگاهی نیز به شدت احساس می‌شود. اینکه اکثر دانشجویان مذهبی به سراغ حوزه یا رشته‌های دینی می‌روند، باعث شده دانشگاه‌های هنر به پایگاه‌هایی تک‌جانبه و با فضای منفی تبدیل شوند؛ محیط‌هایی پر از هنرمندان پوچ و بی اندیشه. در حالی که اگر در هر کلاس درس، حتی چند دانشجو با دیدگاه متعهد حضور داشت، فرصتی برای گفتگو و تبادل آرا شکل می‌گرفت. بنده شخصاً در دوران تحصیلم همواره احساس تنهایی می‌کردم و تنها یک همکلاسی مذهبی داشتم که او نیز از ترس جو غالب، سعی می‌کرد این موضوع را پنهان کند. به خصوص در شرایط کنونی، بسیار نگرانم که تمرکز ما تنها بر تجمعات شبانه و حضور در برخی میادین خاص، منجر به غفلت از سایر عرصه‌های اجتماعی شود. به عنوان مثال، چند روز پیش در سینمایی بودیم که با دیدن فضای آن، حس کردیم در کشوری اروپایی هستیم؛ چرا که حتی یک خانم محجبه در سالن حضور نداشت! خواهشمندیم به این موضوع پرداخته شود.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! همین‌طور است که می‌فرمایید و باید در این مورد در جوانب مختلف بیندیشیم که ما با چه حضوری و با چه منطقی باید در آن عرصه‌ها حاضر شویم که از یک طرف آن فکر و فرهنگی که به نام هنر گرفتار سکولاریته شده؛ به رسمیت شناخته نشود، و از طرف دیگر در همان عرصه‌ها همچون شهید آوینی حرف برای گفتن داشته باشیم و حضور معنی‌داری را به میان آوریم مانند اجتماعات شب ها در میادین که تا حدّی در مقابل آن جریان نقش‌آفرین است. آیا می‌توان برای بعضی از این افراد که به ظاهر مقیّد به دستوران شرع نیستند، حرف داشته باشیم؟ تا آنان به طور کلّی فکر نکنند ما با آنان دشمن هستیم. امری که آقای شهید ایران سعی کردند به آن افراد متذکر شوند و عده‌ای از آنان، آن را درک نمودند. https://eitaa.com/aieneh_ensaniyat/88  موفق باشید

42080

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد عزیز: بنده ۲۵ سال سن دارم. پنج سال بیشتر طلبه بودم. ولی دوران طلبگی من پر از فراز و نشیب های زیادی بود. در نوجوانی که غرق در شهوتهای نفسانی بودیم با عنایت امام زمان و توسل به اهل بیت (ع)، یک رفیق خوب سرراه ما گذاشتند و ما سربه راه شدیم. در ادامه کنجکاوی خود را دنبال کردیم تا جلسات مطالعاتی کتب شهید مطهری به توصیه یکی دیگر از دوستان پیوستیم و در حین آن بعضی از کتاب های شما رو می‌خواندیم و بعدها کتاب های استاد وکیلی از اساتید فلسفه مشهد را مورد مطالعه قرار دادیم ولی در کنار آن به جلسات تفسیر قرآن با همان دوستی که باعث سربه راهی ما شد می‌رفتیم، جلساته آقای معمار منتظرین در مسجد رضوی. در همین حین بود که آرام آرام رشد عرفانی برای ما صورت گرفت ولی نه به شکل درست با یک استاد و نه با یک استاد اخلاق و نه با.... با مبانی آقای معمار که جلو رفتیم در عرفان، ولی از نظری نمی‌توانستیم بپذیریم چون استدلال ها و مطالبی که در کتب فلسفی مذکور خوانده بودیم با این عرفانی که ما دچارش شدیم جور در نمی‌آمد، هر روز که می‌گذشت ما شبهاتمان روزبه روز زیادتر می‌شد و دچار یک نوع شک گرایی شدیم. رفیق مان که خیلی جلو رفت و جلوتر بود به ظاهر تا جایی که بعد از مدتی اصول اولیه منطقی را کلا نقض کرد و دیگر پی حرف کسی نمی‌رفت. تا اینکه وارد حوزه شدیم و برخی از رشد معنوی غلط مان در حوزه بود که با یک استاد منطق و فلسفه دان که خصوصیتش زمان شناس بودن او بود آشنا شدیم و در درس های منطق ایشان بود که خط فکری مان را تونستیم اصلاح کنیم ولی افسوس که ایشان بدلیل اختلاف های که با حوزه داشتند با چند استاد دیگر از حوزه رفتند به حوزه دیگر. وما دوباره انگار خودمون شدیم و خودمون... در این مدت طلبگی پنج سال در شهوت و عقلانیت و شبهات خودمون رفتیم و آمدیم و دوباره رفتیم و آمدیم... آنقدر که بیشتر از پنج‌بار از معنویت افتادیم به شهوت مان و دوباره رفتیم سمت معنویت و بعدش عقلانیت و دوباره دچار شبهات فلسفی و عرفانی شدیم و..... نمی دانم بعضی موقع ها فکر می‌کنم دیگر نمی شود، به کل ناامید می‌شوم و تنها چیزی که تسلای دلم می‌شود فکر کردن به امام زمان (عج) و هدفی که انگار برای آن ما اصلا به این دنیا آمدیم. لطفا به بنده حقیر توصیه ای فرمایید.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: چرا با قرآن که از طریق تفسیر قیّم «المیزان» مطرح شده است، مأنوس نباشید؟ پیشنهاد بنده آن است که در این رابطه سری به جزوۀ «جایگاه تفسیر المیزان و روش استفاده از آن» https://lobolmizan.ir/leaflet/182?mark=%D8%A7%D9%84%D9%85%DB%8C%D8%B2%D8%A7%D9%86 بزنید. موفق باشید

42065

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام جناب استاد طاهرزاده: بنده ۳۵ سال سن دارم و دارای دو فرزند، الان دوباره همسرم باردار شده. کارگر هستم وضع مالی خوبی ندارم ولی از این بابت اصلا ترسی ندارم چون رزق هر انسانی مشخصه. واقعاً استرس گرفتم چون اصلاً حوصله بزرگ کردنش و گریه کردنش و تربیت کردنش را ندارم. رفتیم بچه را سقط کنیم پرستار یه حرفی بهم زد که خیلی تأثیر گذار بود بهم گفت هدیه‌ای که خدا برات فرستاده پس نزن و بگیرش. بعد به خودم عهد بستم اگر جنگ زمینی بشه و لیاقت داشته باشم میرم حتماً، اون وقت همسرم با ۳ تا بچه کوچک چگونه زندگی کند؟ همش از این سوالات بی پاسخ تو ذهنم می‌چرخه چکار کنم؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آن پرستار محترم سخن خداوند را متذکر شده‌اند و متوجه باشید هر فرزندی که خلق می‌شود، رزق خود را با خود می‌آورد و مسلّم آن فرزند نیز خدا دارد. نباید نگران بود. موفق باشید

42048
متن پرسش

باسلام خدمت استاد گرامی. استاد گرامی سوالاتم را می خواستم با مقدمه وموخره طولانی تری خدمتتان ارسال کنم ولی جهت اختصار سوالاتی مختصر جهت رعایت حال ازخدمتتان می پرسم تشکر از وقتی که می گذارید ۱.استاد عزیز نمیدانم درست می گویم یا نه ولی در ذهنم اینگونه سوال هست که چرا در انقلاب تعداد افرادی که ذات انقلاب را درک کنند ویا اینکه خودآگاهی به آگاهی خود داشته باشنددر بعد از دفاع مقدس به نسبت کم بوده اند؟تا بتوانند در اجرا هم تاثیر گذار تر باشند.آیا این داستان کلی افکار بلنداست که اینگونه یاران اصلیش در ابتدا کم تعدادند؟ ۲.چرا با گذشت سالیان سال ما نتوانستیم سبک زندگی مخصوص خودمان را به شیوه متناسب انقلاب اسلامی عزیزمان ترتیب دهیم.استاد چرا ما به جز افراد صالح شاخص انقلابمان الگوی فردی سبک زندگی و...به تعداد تاثیرگذار تربیت نکردیم؟ آیا زهر شبه سقیفه سازیهای بعد از انقلاب صرفا بوده یا خیر ۳.خب شاید به نسبت افراد منصوب به انقلاب ومسولان،مردم بیشتر نیازمند یک سیستم تذکر و یاداوری دائمی واگاهی دادن به اگاهی ذاتی انقلاب شان در ادامه انقلاب داشتند حال اگر اسم این سیستم تذکر را مجموعه ساختار اموزشی کشور از اموزش وپرورش بگیرید تا حوزه وتبلیغات وصداوسیما و.‌.هرچند برخی بیشتر تحت نظارت حاکمیت هست آیا نیاز نبود که ما این قسمت از اجرا واموزش را بیشتر در قانون اساسی یا به شیوه دیگر که قابل اجرا باشد تحت اشراف نظام برای پیاده سازی وروشن کردن مردم از اینکه ما در انقلاب حرفمان چیست چه میخواهیم و...قرار دهیم تا هنوز بعد از گذشت قریب پنجاه سال گاهی سوالات ابتدایی در ذهن برخی مردم وحتی مسولان ناشی از عدم فهم انقلاب اسلامی شکل نگیرد. حال استاد باتوجه به مشکلی که درقسمت قبل بیان کردم می بینیم که ذات روشن ودرخشنده انقلاب ما گاهی آنچنان مورد غفلت قرا می گیردوجهل عده ای نسبت به انقلاب فضای موج سواری عده ای مغرض را فراهم می کند تا مقاصد ضد دین وانقلاب را پی بگیرند وفضای جامعه را هرچند کوتاه مدت مغشوش کنند وما مجبور باشیم برای وحدت با آنها وفاق کنیم بجای اینکه اصول انقلاب محور وحدت باشد عده ای ناآشنا با مفاهیم انقلاب واسلام پیش قراولان محور بشوند به جای اینکه اصول اصلی انقلاب محور اتحاد ووحدت باشد.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مولایمان حضرت علی«علیه‌السلام» می‌فرمایند: «لَا تَسْتَوْحِشُوا فِي طَرِیقِ الْهُدَی لِقِلَّةِ أَهْلِهِ،» در راه هدایت از کمی‌ اهل آن وحشت نکنید، بحمدالله مردم مبعوث شده‌ای داریم که ماورای این جزئیات داخلی متوجه اصل انقلاب و جایگاه شخصیت رهبر عزیز هستند و به خوبی می‌دانند ما تا کجاها در حال جلو و جلوتر رفتن به سوی تمدن نوین اسلامی هستیم و این امر نیاز به سبک خاصی دارد که در رهبر شهید ما  بود و به نظر بنده اگر ما جهان جدید و بشر جدید را بشناسیم، در درک جایگاه این انقلاب بزرگ بسیار موفق خواهیم بود و به هر حال خدا می‌داند چه اندازه باید نسبت به آیندۀ این انقلاب با همه ضعف‌هایی که داریم  امیدوار باشیم، به همان معنایی که آن رهبر شهید به خوبی نسبت به آیندۀ تاریخ این انقلاب امیدوار بودند. 
چشم اندازی پیش روی ماست که بسیار تعیین‌کننده است و مهم‌ترین فاکتور این خواهد بود که جامعۀ ما اتحاد و انسجام و تاب‌آوری خود را حفظ کند. میدان بزرگی در مقابل این جبهه طرح‌ریزی شده که بسیار نیازمند صبر و پایداری و شکیبایی  و حفظ وحدت ملی می‌باشد و معلوم است که دشمنان ما بسیار امیدوار به نتیجه جنگ شناختی شان هستند تا صبر و اعتماد به دست‌اندرکاران را کاهش دهند، در حالی که بحمدالله فرزندان این انقلاب در میدان نبرد با نهایت توان در صحنه هستند. به گفتۀ اساتید اهل نظر جنگی که در ذهن‌ها پیش آمده، به عنوان جنگ شناختی مهم‌تر از جنگی است که در بیرون در حال انجام است و با نظر به جایگاه تاریخی آنچه بحمدالله پیش آمده بزرگ‌تر و پیچیده‌تر از  آنی است که ما فکر می‌کنیم. آمریکایی‌ها احمقانه تلاش می‌کنند با جغرافیا بجنگند با جغرافیایِ جزایر و جغرافیای ساحل و جغرافیای عمق به آن امید که مثلاً نیروی دریایی نتواند از تنگۀ هرمز صیانت کند و البته ضد انقلاب نیز در این مسیر به کمک آن که ما را ضعیف نشان دهد در تلاش است، ولی سخت باید متوجه بود شکست از نقطه‌ای شروع می‌شود که ما اجازه دهیم دشمن در ذهن ما برنامه‌ریزی کند غافل از آن‌که ما به پشتیبانی ایمان الهیِ‌مان می‌جنگیم. زیرا به خوبی می‌دانیم شکست از زمانی برای یک ملت پیش می‌آید که ذهن و قلب خود را به ادبیات دشمن بسپارد. 
مهم آن است که متوجه باشیم هیچ جای تردیدی نسبت به عظمت جایگاه تاریخی این جنگ نیست، آری! ما نیازمند به روح حماسی هستیم که تاریخ‌ساز باشد و ذیل حضور سیاسی و اقتصادی، آن حضور، حضور دیگری می‌گردد که اجازه به سیطرۀ جهان مدرن ندهد و راز امیدواری رهبر شهید ما در همین راستا بود . این است که  ما نیازمند به روحی بودیم که در این دفاع مقدس رمضانی با بعثت مردمی در حال طلوع می‌باشد و در این راستا می‌توان امیدوار به تغییر نظام آموزشی خود نیز بود و این مشروط بر آن است که  یاران انقلاب به جای آنکه  با نگاه‌های دراز مدت و با نظر به اهداف بلند تمدن نوین اسلامی، «همدیگر را بفهمند، نفی همدیگر نکنند.» موفق باشید  
 

42016

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام خدمت شما: اگر ماجرای سقیفه بنی ساعده اتفاق نمی افتاد، تاریخ اسلام چگونه رقم می‌خورد؟ شما در کتاب بصیرت و انتظار فرج گفتید که اگر سقیفه اتفاق نمی‌افتاد باز هم یک انتظاری برای آمدن موعود رقم می‌خورد، لزوم این انتظار را نمی‌فهمم. اگر غدیر پذیرفته می‌شد و امام علی (ع) خلیفه اول مسلمین می‌شد، چه اتفاقی می افتاد؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ظاهراً در راستای نهایتی که باید پیش آید، نیاز به نوعی آمادگی می‌باشد که امّت باید در خود ایجاد کند و از این جهت شاید آن غیبت که همراه با وارستگی و انتظار است؛ زمینۀ حضور آن نهایتی باشد که با انسان کامل محقق می‌شود. موفق باشید 

41918

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد: در صحبتهای شما دیدم که ایمان به ایمان رهبری یا تاریخی شروع شده با خدای خامنه‌ای ووو من خیلی دلم میخواد به رهبر خیلی خیلی خیلی علاقه خاص داشته باشم و مطیع محض باشم اما هر کاری می‌کنم این اتفاق نمی افته گاهی در دلم به صحبتهای رهبر شهید خیلی نقد داشتم در رفتارهای متفاوتی که در دو دولت احمدی نژاد و روحانی ایجاد شد، و در دولت روحانی دیدم خدمات خیلی خوب دیده نشد و بیشتر ضعفها دیده شد و در دولت احمدی نژاد با وجودی که همه ما می‌دیدبم احمدی نژاد تغییر مسیر دادند اما ایشان نقاط قوت را بیشتر از ضعفها می‌دیدند، انکار احساسی در دلم ایجاد می‌شد خودشان بیشتر شخصیت اصول گرا هستند با مثلا نزدیک به پایداری ووو الان دوست دارم نسبت به آقا سید مجتبی اینطور نباشم و خیلی اطاعت محض داشته باشم اما با اولین پیام سیاسی ایشان و پس از آن ایجاد یک جو سمی در شهر قم باعث شد یه کم دلسرد بشم و نقدهایی داشته باشم که کاش مثلا یه کم توضیح بیشتری در مانسون می‌دادند که با اصل مذاکره مخالف نیستند ووو شما چه راه حلی به من پیشنهاد می‌دهید که من عاشق ولی فقیه ام‌شوم و مطیع امر ایشان و حضوری بدون اراده و تصمیم و نظر کنار ایشان داشته باشم؟ سوال دوم اینکه چطور با خدای خامنه ای شهید پیش روم و چه مباحث و کتابی را پیشنهاد می‌کنید؟ سوم اینکه من احساس می‌کنم دیگه زندگی ما باید با این روحیه مقاومت شدید پیش بره و جو دوگانگی و دوقطبی هایی که پیش میاد واقعا انرژی از ما گرفته برای بالا بردن ظرفیتمان و برگشت به زندگی ای که از نظر آرامش در قبل داشتیم چه کنیم، خیلی در شرایط تجافی خاصی هستم روزها خسته و مطالعات و پیگیری ویسهای شما یه کم کمتر شده از بس شبها که میریم بیرون کف خیابان فشار دو قطبی و حاشیه ها اذیت کننده است روزها انرژی از ما گرفته میشه.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. حقیقتاً باید پیام‌های رهبر معظم انقلاب را با دقت مطالعه کرد. به عنوان نمونه می‌توانید نگاه حاج آقا تویسرکانی را در رابطه با آخرین پیام رهبری مدّ نظر قرار دهیدhttps://eitaa.com/rahe_khamenei/51560 2 - کتاب «خون دلی که لعل شد» برای تدبّر نسبت به شخصیت رهبر شهید راهگشا می‌باشد. ۳. به جهت اجتماعات شبانه، جلسات رسمی هفتگیِ اینجانب فعلاً تعطیل شده است. عرایضی در روز تاسوعا شده است که می‌توانید به آن رجوع فرمایید. https://eitaa.com/matalebevijeh/23022 . در رابطه با عبور از این نوع دوقطبی‌ها تذکرات اخیر آقای مهدی محمدی می‌تواند مؤثر باشد. https://eitaa.com/matalebevijeh/23026 موفق باشید

41845

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

«خانه های آن کسانی می‌خورد در بیشتر/ که به سائل می دهند از هر چه بهتر، بیشتر» سلام استاد. بنده تا حدودی پرسش و پاسخ های مربوط به زیارات و جزوه زیارت امام رضا «علیه‌السلام» را مطالعه کرده ام. پرسش هایی که حقیر دارم این هست: ۱. با فرض اینکه کسی ۳ روز در مشهد و در نزدیکی حرم مطهر امام رضا «سلام الله علیه» اسکان داشته باشد، روزی چند بار زیارت برود خوب است؟ ۲. سه روز زیارت با پشتوانه معارفی مثل کتاب «حقیقت نوری اهل البیت» چه نتایج و برکاتی به همراه دارد؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مهم نسبتی است که ما در جان انسانیِ خود با افق ایمان به خداوند با امام معصومی که افتخار زیارت  ایشان برایمان پیش می‌آید را مد نظر قرار دهیم. به نظر می‌آید که صبح به زیارت ایشان همراه با دو رکعت نماز زیارت که سوره یاسین و الرحمان نیز در آن حاضر باشد، همراه با دعای بعد از زیارت و چنانچه فرصت شد نماز جعفر طیار و بعد از ظهر زیارت جامعه کبیره و نماز بعد از زیارت و نماز برای گذشتگانمان. موفق باشید

41838

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام خدمت استاد گرامی: استاد در خصوص لزوم انجام مذاکرات من کاملا با مباحثی که در کانال مطرح می‌فرمودید و بارگزاری می‌کردید موافق بودم، اما الان براساس صحبت های آقای عراقچی ما قراره در این ۶۰ روز تنگه را باز کنیم، عوارض خدمات هم نگیریم یعنی اهرم فشاری که در اختیار داشتیم را رها کنیم و در مقابل برداشتن تحریم ها و گرفتن خسارت در طول ۶۰ روز که تازه معلوم نیست چند روز طول بکشه، مشخص خواهد شد. خوب عملا یعنی هیچی، چیکار باید بکنیم استاد این همه جنگ و مقاومت و خسارت و شهادت آقا، بعدش هیچی رفتیم سرجای اول.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر می‌آید اگر فرصت بکنید و چند صوت اخیرآقای مهدی محمدی را گوش بدهید، بسیاری از این نوع سؤالات جواب داده شده است. https://eitaa.com/mohammadi61 موفق باشید

41765

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام و تحییت خدمت شما استاد طاهرزاده: «امیر المومنین علی علیه السلام فرمودند: آبروی تو چون یخی جامد است و درخواست آن را قطره قطره آب می کند پس بنگر آن را نزد چه کسی فرو می ریزی...» میشه در حد توانتون ای روایت رو شرحش بدین؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! نکات ظریفی در این جملات نهفته است که از محدودۀ شرحی که در این نوع سؤال و جواب‌ها بگنجد، بسی برتر و بالاتر است. موفق باشید

41678
متن پرسش

سلام خدمت استاد گرامی: اول سوال بنده این است که عشق چیست؟ معنای حقیقی آن کجا به کار می‌رود؟ و اینکه: چند وقت پیش برای رفیق بنده یک سوالی راجع به مفهوم عشق به وجود اومد و ذهنش رو درگیر کرده بود که رفت دنبالش و خب فهمید که معنای اصلی عشق فقط مخصوص خداست و بقیه مفاهیم که ما عشق می نامیم در مورد بقیه چیزها، دوست داشتن خیلی زیاد است. من آن موقع به این زیاد توجه نکردم. اما الان یک سوال ذهنم را خیلی درگیر کرده. ما همگی عاشق ائمه و همسر و پدر و مادر و فرزند و وطن و... هستیم اما اگر اینطور باشد که این ها عشق محسوب نمی شود و حتی ما راجع به اهل بیت هم نمی‌توانیم این مفهوم را به کار ببریم و یا اگر مثلاً من که متوجه این مفهوم شدم، بعد ها اگر این موضوع را به همسرم بگویم خب او هم می‌فهمد که عشق این نیست. و خب روابط بین زن و شوهر خدشه دار می شود. برخی در پاسخ به این سوال می گویند که بله عشق اصلی مال خداست ولی باقی عشق ها (دوست داشتن های خیلی زیاد) وسائلی برای رسیدن به عشق خدا هستند. خب این هم یعنی اینجا ما حب و دوست داشتن را، عل الخصوص راجع به اهل بیت، فقط یک وسیله می بینیم. خب این را که دیگر نمی توان حب و دوست داشتن یا عشق نامید. یعنی اینکه ما می‌گوییم عاشق اهل بیت و همسرمان و... هستیم و آنها را دوست داریم، یعنی اگر خیلی فرد معتقدی باشیم و بخواهیم در مسیر حرکت کنیم، فقط آنها را وسیله می‌بینیم و الکی می‌گوییم که دوستشان داریم؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بحث در این مورد بسیار مفصل است. در شرح صوتی کتاب «مبانی نظری و عملی حبّ اهل البیت» عرایضی در این مورد شده است. ما تنها در رابطه با واژۀ «عشق» دو روایت بیشتر نداریم یکی آن‌که می‌فرماید: « قالَ رَسُولُ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ : أَفْضَلُ اَلنَّاسِ مَنْ عَشِقَ اَلْعِبَادَةَ فَعَانَقَهَا وَ أَحَبَّهَا بِقَلْبِهِ وَ بَاشَرَهَا بِجَسَدِهِ» . و دیگر آن‌که می‌فرماید: حضرت علی علیه السلام روزی گذرش از کربلا افتاد و فرمود «هَذَا...وَ مُنَاخُ رِکابٍ وَ مَصَارِعُ عُشَّاقٍ شُهَدَاءَ لاَ یسْبِقُهُمْ مَنْ کانَ قَبْلَهُمْ وَ لاَ یلْحَقُهُمْ مَنْ بَعْدَهُمْ.» : اینجا (کربلا) قربانگاه عاشقان و مشهد شهیدان است شهیدانی که نه شهدای گذشته و نه شهدای آینده به پای آنها نمی رسند. ولی در هر حال محبت حقیقی و یا عشق، مربوط به کمال مطلق یعنی خداوند است و در این راستا هر آنچه مظهر نور خداوند باشد به اعتبار آن‌که آینۀ تجلی انوار الهی می‌باشد، دوست‌داشتنی می‌باشد و در مورد همسر، خود خداوند لطف کرده و به حکم آیۀ: « وَمِنْ آيَاتِهِ أَنْ خَلَقَ لَكُمْ مِنْ أَنْفُسِكُمْ أَزْوَاجًا لِتَسْكُنُوا إِلَيْهَا وَجَعَلَ بَيْنَكُمْ مَوَدَّةً وَرَحْمَةً ۚ إِنَّ فِي ذَٰلِكَ لَآيَاتٍ لِقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ» خودش، مودت و رحمت را بین آن‌ها ایجاد کرده. موفق باشید

41613
متن پرسش

روز معلم بر شما مبارک باد، استاد گرامیِ من، جناب طاهرزاده. نخست: در تمام روزگارِ تحصیلم و در میان همه آن استادان، چه در این سرزمین و چه در دیار غربت، تأثیر وجود شما از همه ژرف‌تر و ماندگارتر بود. این سخن، نه مدحی قالبی که اقرارِ دلی است برخاسته از تجربه. دوم: جنسِ فهمِ شما را دوست می‌دارم؛ فهمی که مانند آب روان، زلال و حیات‌بخش است و چونان سنگِ سرد، گرفتگی و ایستایی در آن راه ندارد. سوم: وقتی شما هستید، بودنِ من ناگاه معنا می‌یابد. گویی حضور شما، آینه‌ای است که «من» را به «خودِ من» بازمی‌نماید. چهارم: در مکتب شما بود که دین را دیگرگونه فهمیدم؛ دریافتم که دین نه فقط باوری قلبی، که تفکری زنده است؛ هم ایمانی است گرم و هم اندیشه‌ای سترگ. پنجم: با یاری شما، هرچند لنگان‌لنگان و هرچند در رنج، گام برمی‌دارم تا با کفرِ خویش روبه‌رو شوم. شاید این بزرگ‌ترین خدمتی باشد که یک استاد به شاگردش می‌کند: نه پنهان کردن‌ها، که یاد دادن رویارویی با آن‌ها. ششم: سرانجام اینکه، با شما دریافتم معنای آن سخن هایدگر را که «هستَم، اما هنوز نَه». هستم، ولی هنوز آغاز کرده‌ام. هنوز طلب دارم. هنوز راه. و این «هنوز» را از برکت حضور شما دارم. و در آخر از شما درخواست می‌کنم چه کنیم که بودمان را در بستر معلمی شدت دهیم؟ روزتان مبارک، استاد. زنده باشید و چون همیشه، دریچه‌ای به حقیقت امید هادیان برسیانی.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: هرچند خود را شایستۀ چنین الطافی نمی‌دانم ولی انسان امیدوار می‌شود که عزیزانی مانند جنابعالی چگونه به بهانۀ عرایض بنده، به چنین حضوری نایل می‌شوید که دیگر مشغول مفاهیم نیستید که مانند متحجّرین راه را تمام‌شده بدانید. و این امر بسیار مهمی می‌باشد و البته در این رابطه، نگفتنی‌هایی که حالت اشاره دارد در پیش است و همۀ عرض بنده در آن است که باید جهان همدیگر را دریابیم و تجربه کنیم و هر کدام، دیگری را آینه‌ای بدانیم که باید در او به تماشا نشست. در جلسات «ما و ادب گفتگو در امروز تاریخمان» https://eitaa.com/matalebevijeh/22255  و «دیالوگ با بشر امروز در نظر به غیب» https://varastegi.ir/4235/ . این حقیر بسیار تلاش کرده‌ام تا این حضور را که گفتنی نیست، بگویم تا معلّمی را که امری جز «اشاره» به افق‌ها نمی‌باشد؛ بازگو کرده باشم. موفق باشید        

41607

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

باسلام و احترام خدمت استاد گرامی؛ در پیام اولی که راجع به مذاکرات و مطالبات مردمی خدمتتان ارسال نمودم نکاتی فرمودید که بسی مایه امیدواری بود. این مطلب را در ادامه آن ارسال میکنم. جایی که افرادی در لباس ملی-مذهبی و به‌ظاهر دلسوزِ میهن و انقلاب، سعی در ساکت کردنِ مردمِ مجاهدِ حاضر در خیابان می‌کنند! ابتدا مطلبی از دکتر منان رئیسی را میگذارم تا باتوجه به آن، ادامه دهیم: [دکتر منان رئیسی، نماینده مردم شریف استان قم در مجلس شورای اسلامی در کانال بله خود فرمودند:« تا اطلاع ثانوی هر نوع روشنگری ممنوع (حکایت یک سانسور عجیب!) 🔹امروز ظهر مهمان شبکه خبر بودم؛ نزدیک به یک هفته پیگیری می‌کردند و تماس می‌گرفتند که بیا و نهایتا بعد از چند بار پیگیری آنها، عرض کردم که امروز ظهر می‌آیم. حدود ۲۰ دقیقه گفتگو با بنده را درباره اهمیت حضور مردم، اهمیت اقتصادی و امنیتی تنگه هرمز و ‌... ضبط کردند و البته ضمن نقدی ملایم و بسیار کوتاه به برجام، تذکراتی محترمانه هم به دولت در خصوص لزوم مدیریت بازار و قیمتها دادم. قرار بود برنامه را امروز عصر پخش کنند اما پس از برنامه، در کمال تعجب مطلع شدم که احتمالا به برنامه حقیر اجازه پخش نخواهند داد! پرسیدم چرا؟! گفتند چون از برجام انتقاد کردی! یاللعجب! کار به کجا رسیده که نقد ملایم و کوتاه به موضوعی که بارها توسط رهبر شهیدمان صراحتا نقد شده است اکنون به خط قرمز رسانه ملی تبدیل شده است؟! 🔹اما آنچه بنده گفتم و به مذاق آقایان خوش نیامده چه بود؟! گفتم که گرچه حضور مردم در صحنه بسیار ضروری و لازم است اما اولا از مردم درخواست دارم که اگر نقدی هم دارند در تجمّعات خود به مسئولان کشور اهانتی نکنند چون بارها رهبر شهیدمان در این خصوص تذکر دادند؛ ثانیا معنای تقاضای حقیر برای عدم اهانت این نیست که وظیفه مردم فقط تکبیر گفتن و تایید کردن تصمیمات مسئولان است زیرا لزوما همیشه همه تصمیمات مسئولان درست نیست؛ نمونه‌اش برجام است که گرچه تصمیم مسئولان بود اما به تصریح رهبر شهیدمان جزییات این تصمیم مورد رضایت ایشان نبود؛ و یا تصمیم تعلیق فعالیت‌های هسته‌ای که طبق خاطرات مرحوم هاشمی رفسنجانی، مورد رضایت رهبر انقلاب نبود. 🔹حالا با خودم می‌اندیشم که اگر مدیران رسانه ملی، تحت فشار برخی مسئولان کشور، حتی این نوع نقدهای ملایم‌، محترمانه و روشنگرانه را هم نمی‌توانند تحمل کنند پس کاش قبل از دعوت از هر مهمانی (به ویژه آن دسته از مهمانانی که حرّیت دارند و نیامده‌اند تا همه تصمیمات قبلی و آتی را توجیه و ماست‌مالی کنند) به آنها اعلام کنند که تا اطلاع ثانوی هر نوع روشنگری ممنوع! تا به این ترتیب، مهمانانی که می‌آیند تا حرفها و مطالبات مردم کف خیابان را بزنند از قبل تکلیفشان را بدانند و وقتشان را برای آمدن به استودیوهای سیما تلف نکنند! 🔹گاهی فکر می‌کنم شاید امثال بنده که مطالبات مردم کف خیابان را پیگیری می‌کنیم و گروه خونی‌مان به ماله‌کشی و ماست‌مالی نمی‌خورد در نظام حکمرانی کشور زیادی هستیم و بهتر است به دانشگاه برگردیم و عطای سیاست را به لقایش ببخشیم تا نظام حکمرانی کشور یکدست بشود و هیچ صدای مطالبه و نقدی بلند نشود! اما هرچه هست دلم به حال این ملت مبعوث شده می‌سوزد که نزدیک به ۲ ماه است که برای محافظت از انقلابشان با زن و بچه کف خیابان هستند و حالا حتی انعکاس برخی از واضح‌ترین و کم‌ترین مطالباتشان هم در سیمای ملی تحمل نمی‌شود! اما بدانند که یکبار که هیچ، صد بار دیگر هم اگر امثال بنده را سانسور کنند انشاءالله دست از پیگیری مطالبات مردم برنخواهیم داشت. 🔹نمی‌دانم، شاید هم این چند سطر سبب شود که آقایان برای تبرئه خودشان هم که شده روزهای بعد این برنامه را پخش کنند! اما آنچه مهم است اصلاح روند فعلی حاکم بر سیما است که اگر می‌خواهد واقعا ملی باشد نباید در دام محافظه‌کاری‌های کُشنده گرفتار شود و از مطالبات مردم کف خیابان فاصله بگیرد و بداند که این‌مردم مبعوث شده، دیگر وظیفه‌شان را فقط تایید کردن و تکبیر گفتن نمی‌دانند!»] 1. پس از این مطلب براستی خواستم بدانم که علت این تنگنایی و عدم سعه برای چیست که حرفها شنیده نمیشود، مردم را عوام می‌نامند، صدای فریاد های این مردم را ساکت می‌کنند و گوشی برای شنیدن خواسته هایشان نیست؟ 2. مردم با اصل مذاکره مشکلی ندارد. چیزی که مشکل است مذاکره توأم با تهدید با آمریکایی‌ست که جز به تسلیم ایران عزیز نمی‌اندیشد. هرگاه برخلافِ این گمان کردیم، رکبِ دشمنِ آمریکایی را خوردیم و کلاه گشادی به سرمان رفت! 4. آری! میدانیم که تاریخ جدیدی آغازیدن گرفته است که ما برای مذاکرات شرط تعیین میکنیم. ولی آیا بسنده کردن به همین مورد برای ما کافی است؟ مایی که بیش از این را هم به لطف خدا و اراده او می‌توانیم به‌دست آوریم؟ و این همان پیروزیِ کاملِ نهاییِ با اقتدار است. 5. ما تجربه تلخی از مذاکرات داریم. باید منصف بود و نگرانی مردم را در قبال مذاکرات محترم دانست که براستی نگرانی آور است. 6. امروز اتفاق عجیبی افتاد که خواهشمندم به آن توجه کنید؛ مشرق نیوز و تسنیم مطلبی را منتشر کردند که در آن مطلب، ده شرطِ رهبرِ انقلاب را به لوبیای سحرآمیز تعبیر کرده بودند و آنرا به تمسخر گرفته بودند. 7. وقتی جریاناتی اینچنین پلید در مطبوعات حضور دارند، به حق و انصاف است که مردم عزیز راجع به مذاکرات مطالبه‌ای نکنند و ساکت و ساکن شوند؟ 8. خدمت شما بگویم؛ بنده در تجمعات شرکت میکنم و مردم عزیز و بزرگوار، دست‌نوشته هایی بسیار محترمانه و عزتمندانه و مطالبه گرانه در دست دارند و درحال مطالبه گری هستند. بعضی از به‌ظاهر دلسوزان، سعی در جمع آوری این دستنوشته ها کرده بودند. دستنوشته هایی که روی ده شرط مذاکرات پافشاری داشتند و دستنوشته هایی که موجب اقتدار مسئولان در مذاکرات میشد. این پلاکارد ها به جرم مطالبه‌گریِ معقولانه مردمِ عزیز جمع‌آوری می شدند. 9. نمیدانم این جمله رهبر عزیز را چگونه باید فهم کنیم که :«فریاد های شما در نتیجه مذاکرات مؤثر است!». این بدان معنا نیست که اتفاقا مردم باید و باید و باید راجع به مذاکرات مطالبه نمایند، آنهم با فریاد کشیدن؟ فریاد را نمیتوان استعاره از این گرفت که صدایتان بایست به گوش مذاکره کنندگان-چه دوست و چه دشمنِ آمریکایی- برسد؟ باتشکر

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بخواهیم و نخواهیم مردمی و مطالباتی به صحنه آمده که حکایت تاریخی است که تاریخ شکست آمریکا از طریق این ملت است و از این جهت به لطف الهی انقلاب اسلامی راه خود را بازیافته و با همان روح آرامش و پایداری از اهداف عالیه‌ای که غرب‌زدگان به حاشیه بردند، کوتاه نمی‌آیند. مسلّماً صدا و سیما در این میدان قدم‌های خوبی برداشته، ولی با اینهمه باید متوجه بود که روحیۀ انقلابی مردم را نباید به جهت ترس بعضی از جریان‌های محافظه‌کار به حاشیه برد از آن جهت که «من چه غم دارم که ویرانی بود / زیر ویران گنج سلطانی بود». باید دیوارهای ترس از آمریکا که در روح و روان بعضی رخنه کرده، با نظر به گنج‌های شور ایمانی مردم فرو ریزد و از این جهت این، اول کار است بدون هرگونه افراط و مطالبات غیر واقعی از آن جهت که بدنۀ این مردمِ مبعوث‌شده حکیم‌تر از آن است که میدان را به عده‌ای بدهند که با شعارهای افراطی بخواهند خود را مطرح کنند. موفق باشید

41547

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام علیکم متأسفانه مردم تربیت شده سخنوران هایی هستیم که افراد رسانه ای یا مغلوب حرفه سخنوری بوده، و یاد گرفتیم با چنین طور حرف ها مسائل را بفهمیم یا خود را تعریف کنیم! و حجابی بر «فهمیدن روح» را بر خود اعمال و از خود خارج باشیم، یا متأسفانه تحلیل های تخصصی بحساب دانشگاهی جزع به جزع متلاشی که اجماع ندارد و این نیز مثل اولی خطرناک است. اصلاً فهم صرفاً در این دو نیست بلکه قرار گرفتن روح در معرض سخنانی است که زنده بسوی ما آمده اند و این ورای رسانه یا حرفه سخنوری و عالم کیفیت و ادراک است. بنده معتقدم بی شک مهم نیست آدمها با گفتن چه بهانه ای خود را از جبهه حق خارج می‌کنند حتی اگر منطق منظمی داشته باشد، مهم این است که خودرا محروم می‌کنند، و مهم است آنهایی که در جبهه‌های حق هستند خود صرفاً را گرفتار شکل و محدودیت های حرف های خوب نکنند هرچند خوبند. نگاه اصلی ام که از عجایب حضرت امام شهید و همچنین سخنان پهلو به پلهوی رهبر حاضر حفظه‌الله به پدرشان هست این است که نه انسان زمین گیر نوع حرف های آنها میشود و نه دوگانگی بین اشارات و کلمات آن‌ها میبینی و ادراک روحانی است که مهم تر از آن محیا شدن یکدفعه ای شگفت انگیز روح های خواب آلود است. ما با سرعت زیاد در حال یافتنیم؛ حجم پیش آمد های زیاد خود، انسان را سرپا نگه میدارد زیرا بنده خود را به هیچ نوع غیر از ازدحام تربیت انفسی «خود» نمی‌یابم و اگر در شدت و حیرت نباشم اصلاً بی معنی ام و خودم نخواهم بود و اگر در شدت و حیرت باشم و روحم در زمینی آسمانی آنرا نفهمد چنان زجری میکشم که گویا نوزادی از شیر مادرش محروم شده. کرختی، کهولت و خرفتی دنیای مدرن از جای‌گذاری اطلاعات و رسانه ها به جای آن، مارا خاموش و کشته است این همان کثراتی است قرآن اشاره دارد که هلاکمان میکند. حقیقتا هرچه نگویم بهتر از آن است که بگویم زیرا همین لحظه این حرف هارا برای خود منقضی میدانم اما چه کنم گرفتارم. همواره این گونه حرف هایم مملو از حسرت، رنج، درد و شور و شوق و امید هست‌.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نکات خوبی اشاره می‌فرمایید ولی چه خوب بود که این نوشتۀ خوب، ویرایش می‌شد تا خوانندگان آن،راحت‌تر متذکر نکات آن می‌شدند. موفق باشید

41544

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد عزیز ممنونم بابت پاسخ به سوال ۴۱۴۱۹ واقعا ادب اقتضا می‌کنه هر بار بعد از پاسخ به سوال ما از شما خیلی تشکر کنیم ولی فضای مجازی و دوری و ندیدن استادی که سالهاست از او مینوشی اما هیچ گاه حضوری او را درک نکردی خیلی سخته ،😭 استاد یه سوال داشتم در جایی فرمودید در پرسش ۴۱۳۹۹ فرمودید به حضوری ماورا زندگی و مردن‌ بیندیشید. استاد من می‌خوام این رو برام خیلی باز کنید درکی از آن ندارم ،خیلی این روزها بهم سخت میگذره انگار چاره ای و راهی جز شهادت نیست ،از طرفی طلبی که منیت در آن نباشه و تماما رضا باشه و تسلیم ،خب واقعا سخته انگار نمیشه در این نا ارادگی خود را نگه داشت ،استاد من یه راه حل یه نکته خاص به راهی می‌خوام که در ذالقعده که داره میاد باهاش سلوک کنم ،استاد این روزها هیچی نمی‌فهمم هیچی چرا اینقدر عقب ماندم و چه کنم که آرام بشم و اصلا آرامش این روزها جنسش چیه ؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به این نکته فکر بفرمایید که رسول خدا«صلوات‌الله‌علیه‌وآله» فرمودند: «الآن قیامتی قائم» بدین معنا که آن حضرت ماورای حضور در دنیا و یا حضور در آخرت، بدون حضور در دنیا، از حضوری خبر می‌دهند که در اکنونِ خود، در حضور بیکرانۀ خود حاضر شده‌اند و این حکایت شریعت محمدی«صلوات‌الله‌علیه‌وآله» می‌باشد. و هرکس حقیقتاً در این مسیر حاضر شود با چنین حضوری در خود روبه‌رو می‌گردد بدون آن‌که زندگیِ دنیایی را ترک کند و دوری از دنیا را پیشه نماید. در این رابطه همۀ سخن در آن روایت مشهور نهفته است که می‌فرماید: «موتوا قبل ان تموتوا». موفق باشید

41169
متن پرسش

با سلام خدمت استاد محترم: ضربه ی امیر المومنین در روز خندق برتر از عبادت جن و انس قرار گرفت. آیا اینگونه نیست که یک ضربه می‌تواند این قدر وسعت پیدا کند تا به جایی برسد که گذشته و آینده را در بر بگیرد و برتر از عبادت های انس و جن باشد، شگفت آور است مگر یک ضربه چه نهفته ای دارد؟ شاید یک ضربه بهنگام ما را به اقتدا از مولایمان وسعتی دهد که از تمام عبادت ها برتر کند شاید یک فریاد الله اکبر بر بام ها در شب ۲۲ بهمن اینچنین باشد شاید یک قدم در راهپیمایی روز ۲۲ دی و بهمن اینچنین باشد. والله اعلم.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری درک حضور در آغازهای هر تاریخی این چنین است و مردم ما بحمدالله با نور «وجدان تاریخی» که دارند و حضرت امام و رهبر معظم انقلاب متذکر آن بوده و هستند، می دانند درمقابل جبهه استکبار و یهودی گری صهیون در آغازی حاضرند که آغاز حضور در جهان است با هویت قدسی. موفق باشید

42118
متن پرسش

بسمه تعالی «فرهنگ غربی، عدم همراستایی با محوریت خانواده» ؛ همجنسگرایی طرحی برای اطفاء غریزه جنسی متناسب با فرهنگ غرب، گویای آن است که خانواده پاسخ گوی اطفاء غریزه نیست؛ فرهنگ غرب شهوتی در جامعه انسانی تعریف کرد که با محوریت قرار دادن آن رو به بی نهایتی پا گذاشت که دیگر هر نوع ارضائی کافی نبود و تنها همجنسگرائی التیام بخش شد؛ چرا که شهوت در همجنس گرایی، عمیقتر، کِشنده تر و با حرارت و جاذبه بیشتر محقق می‌شود. غرب بعنوان یک فرهنگ ضد عقل، فرهنگ شهوت گرا و غضب گرا، بستر طبیعی شهوت که با طبع بشری هماهنگ بود را مضمحل کرد به گونه ای که دیگر ارضا نشد و احساس خمودگی و سرکوبی بدان دست داد. و چارچوب طبع بشری را، از: پوشش های اختصاصی هویت جنسی، سبک‌کاری، سبک مهرورزی، نوع دانش اندوزی، نوع ارضاء جنسی، سبک خوردن و... به چار چوبی شهوت محور تغییر داد. از طرف مقابل اسلام با طرح محوریت خانواده، عقل را مدیر قرار داد که نه تنها غریزه جنسی بعنوان یک نیاز طبیعی_ که با طبع بشری همراستاست_ پاسخ داده شود، بلکه آن را در مسیر اصل هدف انسانی خرج کند. اساسا خانواده گرایی و همجنس گرایی دو طرح عملیاتی برای دو ایدئولوژی متفاوت هستند؛ خانواده، طرح ارضاء شهوت با مدیریت عقل و همراستا با طبیعت و همجنس گرایی، طرح ارضا شهوت با مدیریت شهوت! و خانواده گرائی و فرد گرائی در جوامع بشری بعد از به اوج رسیدن غرب، جای خود را به یکدیگر دادند؛ خانواده، که محور اصلی تمام شئون ذکر شده بود _از اطفاء نیروی جنسی تا تنظیم نوع پوشش_ ، رنگ باخت و فرد گرایی در بستر برونْ خانواده یا همجنسگرایی شدت یافت. و البته غلبه ی شهوت خلاصه در افراد رنگین کمانی نمی شود و بیش از این را به خود اختصاص می‌دهد!؛ افرادی که: ۱. بهایی برای پدر و مادر، همسر و فرزند کمتر از رفاقت می‌دهند. ۲. برای سبک زندگی سالم از خوراک و پوشاک و خواب بهایی کمتر از شب گردی و فست فود و لباس هایی که حجاب مناسبی ندارند. اما سوال اینکه: حال راه برون رفت از آن چیست؟ حکم متنتسب با زمان و مکان اسلام نسبت به این شهوت افسار گسیخته چیست؟ آیا همچنان که اسلام اگر فردی را که مریض یا مجروح باشد در حکم وضو و نماز تغییراتی ایجاد می نماید، برای مریضی شهوت نوع دیگری از اطفاء را پیشنهاد می‌کند؟ راه برون رفت از این نوع شهوت چیست؟ آیا باید به اصالت ها بازگشت و یا احکام ثانوی وجود دارد؟ اگر اصل، رجوع به اصالت هاست، در زمان و فرهنگ کنونی برای جلوگیری از قربانی شدن جوامع بشری چه راهکاری وجود دارد؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همچنان که در کتاب «زن، آن‌گونه که باید باشد» عرض شده، جهان غرب معنایی تحت عنوان فمینیسم از زن را به میان آورده که شأن زنان ما و هیچ زنی چنین نیست که البته در آن کتاب در مورد آن بحث شد و وظیفۀ اهل فکر و اندیشه است که با زبانی نو متذکر گوهر انسانیِ زن و مادری او بشوند تا روشن گردد گمشدۀ او چیز دیگری است. ما متأسفانه از این جهت در نظام آموزشی خود کوتاهی‌هایی داشته‌ایم به طوری که حتی دختران ما معنای حجاب و جایگاه آن را در نسبت با تعالی انسان متوجه نیستند و این نیاز به شرایطی دارد که با گفتگو و تنها با گفتگو و نه صرفِ نصیحت، بتوانیم آنان را در کلام خود به تولدی برسانیم که خودشان معنای خود را در دل عفاف و حجاب بیابند و مسلّماً اگر با نوعی گفتگو این کار انجام گیرد خودشان بیش از ما مقیّد به حضوری در جان خود و در هستی هستند که عملاً پیشتاز تذکر به عفاف و حجاب خواهند شد. باید به زمانه و نسلی که در این زمانه در میان است عمیق‌تر فکر کرد.  « چادر، یا حجاب کامل بدون چادر » در پاسخ به پرسش شماره : ۴۱۸۰۲مطرح شده، خوب است به آنجا رجوع شود. موفق باشید

نمایش چاپی