بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
41241
متن پرسش

باسلام و احترام خدمت استاد گرامی و سپاس از لطف شما -باتوجه به اینکه نفس تدبیر بدن می‌کند و از این جهت که عالی‌ست (به نسبت جسم) با استفاده از ابزار جسم افعال خود را در عالم ماده به ظهور می‌رساند؛ -باتوجه به اینکه اعمالی همانند نمازشب در کلام معصوم(علیهم السلام)، چهره انسان‌را نیکو و زیبا می‌کند؛ چند مسیر برای تفکر باز می‌شود: ۱) آیا صرف داشتن چهره زیبا، دال بر شدیدتر بودن جایگاه نفس آن شخص نمی‌تواند باشد؟ برای مثال زیبایی چهره حضرت یوسف(علیه‌السلام) را ناشی از نفس مدبره عالی‌تر ایشان نسبت به سایرین بدانیم؟ ۲) از آنجایی که جسم چیزی جز تجلی نفس در عالم ماده نیست، فلذا تجلی اسماء جمالی در دل یک انسان در نشئه جسمانی‌ست که موجب زیبایی ظاهر می‌شود. ولی در تاریخ زیبارویانی وجود داشتند که افعال سوء از آنها سر می‌زده است. ۳) آیا می‌توان از دیدِ مشارب به این قضیه نگریست؟ مثلا نفسی که مشربش موسوی باشد، جسمش قدرتمند است یا اویی که یوسفی‌ست چهره زیبایی دارد و... که این امر، سلوک آن فرد را از عالم ماده-به تبع مشربش- ممکن می‌سازد؟ ۴) آیا اینطور نیست که تجلی نفس در عالم ماده -به‌حسب تجلی خدا به اسمی در آن نفس- دارای ویژگی هایی‌ست؟ مثلا قدِ بلند را -که در عرف نشانه سلطه و قدرت تلقی می‌شود- تجلی اسمی به همان معانی بدانیم؟ یا چهره زیبا را تجلی اسم جمال و...؟ ۵) موردی که پیش می‌آید اینست که مثلا فردی هیچ نشانه‌ای در جسم خود مبنی بر قدرت، جمال و... نمی‌بیند و مثلا فقط تجلی اسم حیات را می‌نگرد. این فرد به‌لحاظ شدت وجودی از آنهایی که قدرت و جمال ظاهر دارند، ضعیف‌تر است؟ ۶) البته به این توجه هست که بهره‌مندی هرکس به میزان شدتی‌ست که در سیر خود می‌گیرد. عمده بحث اینجا بود که صفات کمال ظاهری(رنگ، قد، تناسب و...) که در جسم افراد مشاهده می‌شود، به سبب فیض بیشترست نسبت به سایرین؟ ۷) اگر نشانه فیض شدیدتر است که این افراد ارجمندتر هستند نسبت به کسانی که درین ویژگی‌ها ضعیف‌ترند. افراد صاحب جمال و قدرت، بطور ذاتی دارای جذبه اند و میل انسانی به مسئله زیبایی و قدرت، موجب جذب بسوی ایشان می‌شود. حال موردی که پیش می‌آید اینست که گاها این افراد در جبهه مقابل حق قرار گرفته‌اند و به سبب کشش جمالی و قدرت خویش، مردمان را اغوا می‌کنند. سالک باید از چه منظری روبه‌رو شود که هم جمال و قدرت ظاهری را تماما تجلی حق ببیند و هم مقهور و تحت تاثیر زیبایی و قدرت افرادی که مقابل جبهه حق اند قرار نگیرد؟ ۸) دلم رضا نمی‌دهد که بگویم زیبایی ظاهری بعضی از افراد از جانب شیطان است-البته متکی به احساس نیستم-. (این مورد مسئله خوبی در مواجهه با رسانه است، زیرا افرادی که در رسانه های معاند فعال اند غالبا زیبا، خوش‌صدا، بلندقد و... هستند و سالک هم میخواهد آنهارا هم تجلی حق ببیند و هم نمی‌خواهد مقهور سخنان ناروای اینان بشود). باتشکر فراوان

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1 و 2 - نفس انسان به حکم: «وَنَفْسٍ وَمَا سَوَّاهَا» در ذات خود در تعادل کامل است که در شرح آیۀ مذکور در سورۀ «شمس» تا حدّی در مورد نکتۀ «سوّی بودن» نفس عرایضی شده است و همۀ حرف را باید بر این مبنا دنبال کرد 3- نمی‌دانم می‌توانیم در این مورد به موضوع فکر کرد یا نه؟ 4- آری! ولی به زمینه‌های ظهور استعدادهای نفس در دوران جنینی و به استعدادهای طبیعتی که انسان در آن رشد می‌‌کند و حتی به تاریخی که در آن قرار دارد؛ می‌توان فکر کرد 5- فکر نمی‌کنم. زیرا نشانۀ نگاه ما به آن جسم ضعیف این‌چنین است ولی معلوم نیست که در جای خود چنین باشد 6- به طور کلی نمی‌توان به این نتیجه رسید ولی قابل توجه است 7- مهم، اصالت شخصیت است و جسم به خودی خود هر اندازه هم که زیبا باشد، زمینه و مُعِدّات به حساب می‌آیند و نه علت و ملاک حقانیت در جان‌ها  8- مهم، استفادۀ منفی این افراد است از استعداهای‌شان و اتفاقاً این افراد در خطر هلاکت بیشتری قرار دارند و قرآن مکرراً متذکر به این افراد است نسبت به استعدادهایی که برای امتحان‌دادن به آن‌ها داده. در این مورد چه اندازه جناب حجت‌الاسلام استاد سید محمد باقر طباطبایی‌نژاد، در برنامۀ محفل قرآن شبکۀ 3، این موضوع را خوب و خوب‌تر روشن نمودند و خدا را شکر که چنین افراد آگاه به قرآن در کنار دیگر داوران عزیز قرآنی در میدان هستند. موفق باشید             

41235
متن پرسش

زندگی چیه؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: زندگی یعنی طلوع انسان در میدانِ آخرین دین. و این یعنی طلوع مولای متقین «علیه‌السلام» در بستر اسلام. و زندگی یعنی طلوع انسان در بستر انقلاب اسلامی. و این یعنی شهید حاج قاسم سلیمانی. و زندگی یعنی مقابله با استکبار در بستر هویت دینی و قدسی. و این یعنی شهید یحیی سنوار و کتاب «خار و میخک». موفق باشید        

42159

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام: حقیر ۱۴ جلد از تفسیر تسنیم را گوش کرده و مطالعه کرده ام سوال حقیر اینست که چون دو سال دیگر قصد ادامه درس خارج اصول را دارم، می‌خواستم بپرسم کدام موضوع اصولی بیشتر به درد من می‌خورد مباحث اصول اولیه یا مطالب اول علم اصول؟ البته من ۴ سال است اصول شرکت کرده ام و مباحثی مثل اجتماع امر و نهی و عام و خاص و مباحث ظن را خوانده ام.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: البته بنده در این موارد تخصص لازم را ندارم. رفقای اهل نظر می فرمایند اگر مباحثی که به تفسیر هم مرتبط باشد مد نظر شماست، طبیعتا مباحث الفاظ بیشتر از مباحث قطع و ظن و اصول عملیه به تفسیر مرتبط است.
 البته به صورت کلی توجه داشته باشید علم اصول، ناظر به استنباط حکم فقهی تدوین شده‌است و حتی بخش الفاظ هم هر چند به فهم مراد از متن کمک می‌کند ولی از آن جهت که به غرض استنباط حکم فقهی از متون دینی من‌جمله قرآن تدوین شده‌است، برای فهم معارف کفایت نمی‌کند. موفق باشید
 

42132

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام و ادب حضور استاد محترم: در مورد لایه‌ها و ابعاد و جهات و مراحل نفس احادیث متعدد و آیات قرآنی مختلفی وجود دارد که هر یک از علمای اخلاق و حکما به نحوی آن‌ها را گرد آورده‌اند و تلاش کرده‌اند نقشه‌ای از نفس ترسیم کنند. در این آثار الفاظ مختلفی مانند روح، نفس، قلب، صدر و ... با معانی و تعاریف مختلفی بکار رفته و گاهی نفس را دارای دو نشئه، گاه پنج و گاه هفت نشئه دانسته‌اند. برخی به روح بخاری قائل‌اند، برخی رابطه مجرد و ماده را مطابق نظر علامه می‌دانند و گاهی نفس را با بدن یکی دانسته‌اند و جسمانیه الحدوث را اینگونه فهمیده‌اند که تا مرگ تداوم دارد. به عنوان کسی که در سطح عالی حوزه در رشته مشاوره تحصیل می‌کنم و علاقه‌مندم و بر خود لازم می‌دانم که طرح و نقشه دقیقی از نفس در اختیار داشته باشم تا هم وضعیت و معضلات و مشکلات خود را به درستی تشخیص دهم و هم بتوانم مراجعین را درمان کنم و هم در تشخیص باید چک لیست دقیقی در اختیار داشته باشم و هم در درمان باید خط درمان و مراحل معینی از جسم تا نفس و روابط متقابل آن دو را برحسب ترتیب و اولویت طی کنم. لطفاً سیری برای مطالعات نفس شناسی ارائه فرمایید که بعد از خویشتن پنهان و آشتی با خدا مرا به این شناخت و ادراک دقیق و نظام مند برساند. گرچه همین دو کتاب هم دریای بی‌انتهایی هستند که با اینکه مکرر خوانده‌ام همچنان نکات تازه و جدید ناشناخته‌ای دارد که گویا در دفعات قبل اصلا در کتاب وجود نداشته و این‌بار ویراست تازه‌ای از آن به دستم رسیده‌ است. سپاسگزارم

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ابتدا باید مستحضر باشید که دستگاه شیخ الرئیس ابوعلی سینا نسبت به نفس که آن را در زمره طبیعیات می‌آورند با دستگاه جناب صدرا که نفس را در زمره الهیات می‌آورند تفاوت اساسی دارد و در این رابطه نفس، یک حقیقت مجرد دارای شدت و ضعف می‌باشد. اینجاست که بحث نفس و قلب و روح به عنوان مراتب حقیقت نفس مطرح می‌شود که به نظر می‌آید مقدمه جناب عبدالرزاق کاشانی نسبت به شرح منازل السائرین ظرایف خوبی را به میان آورده است که در شرح آن نیز عرایضی شده است که خوب است به آن قسمت که روی سایت است رجوع فرمایید. موفق باشید 

42050

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام علیکم استاد عزیز در مورد بحث حضرت هارون و حضرت موسی وقتی حضرت موسی از کوه طور برگشتند جواب حضرت هارون این بود که به خاطر تفرقه با گوساله پرستی بنی اسرائیل مقابله نکردند حال سوالم این هست که بین شرک گوساله پرستی و تفرقه کدام اولویت دارد؟؟ و آیا نباید شرک که گناه نابخشودنی هست بر تفرقه ترجیح میدادند؟؟ 

متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: تصور آن قوم در غیاب حضرت موسی«علیه‌السلام» آن بود که با پرستش گوساله، خدای حضرت موسی را می‌پرستند و از این جهت به حضرت هارون«علیه‌السلام» می‌گفتند دخالت نکنند تا خود حضرت موسی«علیه‌السلام» بیایند. و این غیر از آن نوع شرکی است که به‌کلّی از آموزش انبیاء بیرون است که البته معلوم است این از تفرقه، خطرناک‌تر است. موفق باشید

41963
متن پرسش

سلام مجدد به جناب استاد طاهرزاده: عذرخواهم باز مصدع می‌شوم چون نکات مهمی در خصوص موقع و مقام بحث وجود دارد که نیاز هست مورد التفات استاد مکرم قرار گیرد. اگر دغدغه حضرت عالی استفاده نکردن از لفظ «خائن» برای جریان وفاق است از حیث عدم ایجاد تشنج در فضای سیاسی، چند نکته گفتنی است: ۱. شأن بحث ما به نظر حقیر بسیار فراتر از این بود که صرفاً با بیان تذکرات مربوط به زبان و ادب بخواهد رفع رجوع شود. اما چون چنین چیزی تلقی شد نیاز هست توضیحاتی عرض کنم. اولا بنده در مرسوله، آقایان پزشکیان و قالیبالف را «خائن» خطاب نکردم و اصولا محور بحث‌ام الصاق یک سری القاب و عنوان‌ها به افراد نبود. ما به روابط سازمانی قابل اثبات و مستند آقایان ظریف و سریع القلم با شبکه نهادهای راکفلرها اشاره کردیم که معمار کلان برجام از آمریکا بودند و مذاکرات اخیر هم در همان راستاست چنان که عرض خواهد شد. ۲. در خصوص آقایان پزشکیان و قالیباف، قطعا می‌توان بین خطاهایی که با حسن نیت اما از سر تأثر از گفتمان استعماری اصلاحات نشأت می‌گیرد و خطاهایی که سر از خبث طینت است تفکیک کرد، فلذا از استفاده از القابی چون «خائن» برای ایشان اجتناب کرد. ۳. این جدای از این بحث است که اصولاً لوازم و شرایط احراز «خیانت» برای مسئولین چیست. اجمالا آنچه روشن است اینکه نفس وجود «حسن نیت» در مسئولینی که کشور را دچار ضربات مهلک کردند، نافی مسئولیت دنیایی و عقوبت الهی برای آنها نیست. اگر فرموده امیر حکمت علیه السلام را ملاک قرار دهیم نفس پذیرش مسئولیت برای افراد که صلاحیت اندیشه‌ای و علمی لازم برای آن را ندارند در احراز خیانت کفایت می‌کند. و ضمناً خوب می‌دانید که برخی شخصیت‌های منفی صدر اسلام مثل سعد ابن ابی وقاص با «حسن نیت» با اوامر ولایی مخالفت می‌کردند! ۴. اینکه رهبری جدید، اختلاف خود با تیم آقایان قالیباف و پزشکیان را علنی کردند و تمام مسئولیت را متوجه آقای پزشکیان کردند، به معنی جدی بودن اختلافات است. بدیهی است اگر «مصلحت» ایجاب کند که با دولت و رئیس مجلس مستقر برخورد انتقادی هم شود، تلاش برای حفظ آرامش کشور و جلوگیری از تنش ضروری است؛ چون دشمن ممکن است از تنش‌های احتمالی ناشی از تذکر خطاهای بزرگ مسئولین نیز به نفع خود استفاده کند اما... ۴.۱ با توجه به سابقه برجام، ضربات مهلک و کشنده به کشور در عملکرد دوساله جریان وفاق، از جمله اقدام دشمن به ترور رهبر شهید با علم به اینکه ایشان مانع پیشرفت مذاکرات با وفاقیون هستند!، نظر کارشناسیِ کارشناسان نخبه و «فهیم» مبنی بر اینکه پذیرش آتش‌بس فرصت بازسازی اقتصاد و نظامی و سیاسی را برای ترامپ لعین و حمله مجدد به کشور از موضع قوی‌تر را فراهم کرد، قلع و قمع بی‌سابقه شیعیان به دست اسرائيل در همان ساعات اولیه آتش‌بس از جمله نابودی ۶۰ روستا، رسیدن نبطیه پایگاه تاریخی مقاومت به مرز سقوط و دسترسی دشمن به شهرک‌های زیرزمینی حزب‌الله، دروغ‌ها و خلاف‌گویی‌های مکرر جریان وفاق درباره مذاکرات، افشاگری‌ها از پشت پرده مذاکرات با رهبری که دال بر تهدید آقای پزشکیان به استعفاء در صورت عدم پذیرش خواسته‌های آنان و تذکرات شدید رهبر فعلی به تیم مذاکره کننده به دلیل تخطی‌های جدی در مذاکرات پاکستان بود؛ و عقب‌تر، نقش جریان اصلاحات در سقوط سوریه باتوجه به افشاگری‌های اخیر آقای وحید جلیلی مبنی بر مخالفت آقای ظریف با گسترش روابط اقتصادی استراتژیک با سوریه و ده‌ها نکته گفته و نگفته دیگر در خصوص مجموعه جریان اصلاحات/وفاق، ما نمی‌توانیم هیچ نتیجه‌ای جز «وجوب برخورد انتقادی جدی» با این جریان بگیریم در عین اینکه می‌دانیم تنش‌های سیاسی نیز به ضرر کشور است با این حال... ۴.۲ چنانکه تجربه برجام و وفاق اثبات کرد، مدارا و مماشات با این جریان می‌تواند نتایجی چون قتل رهبری و سقوط حماس و شهادت مقامات نظامی و قلع و قمع حزب الله و کن فیکون شدن فرهنگ و اقتصاد کشور را داشته باشد. لذا با توجه به این ملاحظات این سؤال پیش می‌آید که آیا واقعا از نظر آن استاد محترم، مشکلات ناشی از برخورد انتقادی با جریان وفاق، از این فجایعی که در همین ۲ سال سر کشور آمد، بیشتر و خطرناک‌تر و فاجعه‌بار تراست؟!!! کدام دعوای سیاسی از نظر شما می‌توانست چنین بلاهایی بر سر کشور بیاورد و تاکجا می‌توان با این روند مهلک و مخرب وفاقیون که با خیره‌سری عجیبی جلو می‌رود مماشات کرد؟!! ۳. در خصوص نکته شما درباره «فهم» فکری جریان‌ها بنده با توجه به مطالعات وسیع‌ام در فلسفه، عرفان نظری، تاریخ روابط بین الملل، اقتصاد سیاسی و تاریخ نبردهای اطلاعاتی و حتی جنبه‌های باطنی منازعات ما با دشمن، نسبت به عقبه فکری و سازمانی جریان‌های سیاسی کشور بحمدالله بصیرت‌های نظری و تاریخی قابل توجهی به دست آورده ام. مثلاً مدت‌ها است دریافتیم که چارچوب فکری آقای ظریف و سریع‌القلم که در دانش روابط بین‌الملل از آن تعبیر به «بین‌الملل‌گرایی» می‌شود عیناً رویکردی است که خاندان شیطانی راکفلر یک قرن است در دنیا برای بسط سلطه جهانی زرسالارانی چون خودشان ترویج کردند. روابط سازمانی ظریف و سریع‌القلم نیز با شبکه راکفلرها را مستنداً «فهمیدیم». خوب حالا که اشتراک فکری و راهبردی و سازمانی بین جریان لیبرال در سیاست خارجی با منحوس‌ترین زرسالاران غرب را «فهمیدیم» و رد پای همان‌ها را در برجام و مذاکرات اخیر و مقاله اخیر ظریف در فارن افرز (نشریه پایگاه راکفلرها) دیدیم تکلیف چیست؟ به اسم وفاق و حفظ آرامش کشور، در برابر این جریان متحد با دشمن سکوت کنیم؟! ۴. سیاهه‌ای که برای استاد عزیز ارسال کردیم، اتفاقاً بر اساس «فهم تخصصی» و ۲۰ سال سابقه مطالعات بین‌رشته‌ای حقیر بوده است، نه شور احساسات انقلابی! بر این اساس، به عنوان یک متخصص و از منظر کارشناسی، می‌توانیم حتی به رویکرد رهبر شهید در مماشات با این جریان نیز انتقاد وارد کرد. مماشات و مدارایی که موجب قربانی شدن خود رهبر شهید، و ایجاد فرصت برای شبکه نفوذ دشمن برای جرح و تعدیل خونین در ساختار سیاسی کشور با هدف برکشیدن جریان غربگرا و سوق نظام سیاسی به سمت استحاله، تسلیم نهایی یا فروپاشی شود، آیا واقعا به اسلام و مسلمین است؟ آیا مماشات و مدارای امیرالمؤمنین علیه السلام با جریان حکمیت در نهایت نتیجه خوبی داشت و آیا اگر ما بعد از جریان حکمیت بودیم باید از نتیجه حکمیت دفاع می‌کردیم یا متذکر اراده اولیه و اصلی امیرالمؤمنین علیه السلام که جنگ جنگ تا رفع فتنه بود می‌شدیم و جریانی که حکمیت را با نتایج خسارت‌بارش تحمیل کرده نقد و نصیحت می‌کردیم؟! ما عرائضی که خدمت حضرت عالی داشتیم را با دو حدیث از ائمه بصیرت علیهم السلام پایان می‌دهیم که التفات کلی به آن در اندیشه حضرت عالی دیده می‌شود اما چه کنیم که در بزنگاه‌های تاریخی اختلاف بین مؤمنین در صغرویات است نه کبرویات، و تذکر کبرویات هنگام اختلاف در صغرویات مغالطه است. العالم بزمانه لا تهجم علیه اللوابس لایحمل هذا العلم الا اهل البصر و الصبر با ادله تفصیلی که در بالا ذکر شد اجازه دهید آقایان حداد عادل یا قالیباف را مصداق اهل بصر و صبر ندانیم. التماس دعا

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ملاحظه می‌فرمایید که در این موارد مانند شما فکر نمی‌کنم. عرایضی در کتاب «سوره جاثیه و راز زمین‌گیری امّتها» در رابطه با آیۀ «قُلْ لِلَّذينَ آمَنُوا يَغْفِرُوا لِلَّذينَ لا يَرْجُونَ أَيَّامَ اللَّهِ لِيَجْزِيَ قَوْماً بِما كانُوا يَكْسِبُونَ (۱۴)» شده است. با فرض این‌که حتی افرادی که می‌فرمایید امید به ایّام الله نداشته باشند؛ ما نمی‌توانیم آن‌ها را متهم به مقابله با حقیقت بکنیم. خوب است به آن‌ بحث رجوع شود. صفای دل‌هایی که دل در گرو موفقیت جبهۀ حق در مقابل باطل دارند با هر جریانی که می‌خواهند باشند. بحمدالله ما در شرایطی هستیم که با قدرت در میدان مقابله با استکبار در صحنه هستیم و از این جهت هر دو جریان که صادقانه موافق یا مخالف مذاکره با آمریکا هستند را، می‌فهمیم، بدون آن‌که یکی را حقّ و دیگری را باطل بدانیم.   https://eitaa.com/mohammadi61/1025   موفق باشید

41909

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد: به نظر جنابعالی چرا رهبر گفتن ما یعنی شما ملت سرافراز و این خادم ناچیز؟ بوی جدایی از دولت میده یا اشتباه می‌کنیم؟ و اینکه عده ای مدام تاکید دارن کودتایی در حال رخداد است که رهبر شهید بعد از حوادث دی ماه به آن اشاره کردن. آیا اینها بدبینی است؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: خدای را! حقیقتاً خداوند ملت مبعوث‌شده را تا آنجا ارتقاء داد که ولیّ امر مسلمین، انسانی که مسلّماً مؤید به عنایات خاص الهی است، مردم را در همان فضای عنایات خاص احساس می‌کند و این، شامل هرکس و هر جریانی است که خود را ذیل انقلاب اسلامی و ایرانی که مقابل ابرقدرت‌ها ایستاده است، قرار داده و از این جهت نباید دولت را به‌کلّی از این حضور جدا کرد هرچند متأسفانه هستند کسانی که در اطراف دولت در این حضور، آن طور که شایسته است حاضر نیستند ولی ملت ما و رهبر معظم انقلاب بحمدالله معطل این جریان‌ها نیستند چرا که «گر شوم مشغول اشکال و جواب / تشنگان را کی توانم داد آب» . موفق باشید

41760

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

بسمه تعالی؛ سلام علیکم: استاد عزیز کمی برایمان از کشور چین بگویید. جایگاه چین در فردا ها چگونه است، چینی که قدرت اقتصادی دنیا را در تمامی ابعاد به خود جلب کرده و با عرفان های نو ظهور تفکراتی را بدنبال دارد و در آینده ای نزدیک نیز پول چینی دست گردان جهان خواهد شد. بنده گمان می‌کنم فردا های بعد از آمریکا و صهیونیزم، چینی را بدنبال خواهد داشت که تقابلش از جنس تقابل آمریکا نیست و دشمنی قلدر مابانه آمریکا به تقابل فکری چینی ها تبدیل خواهد شد.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: با توجه به ریشه‌های تاریخی عجیبی که چین را شکل داده، از لائوتسه بگیر و اوج نگاه او به انسان تا کنفسیوس و حکمت خاصی که برای ادارۀ جامعه مدّ نظر دارند. و از این جهت می‌توان به آیندۀ چین امیدوار بود، تنها نوعی غرب‌زدگی است که ممکن است آن ریشه‌های تاریخی‌اش را به حاشیه ببرد که امید است همان ریشه‌ها، چین را از مدرنیه به سنت اصیلی که با اُنس با ایران و هند بازخوانی خواهد کرد در کنار ایران و هند به تاریخ عبور از نظم جهانی موجود رهنمون باشد، وگرنه چینِ امروز از همان جهت که آمریکا، آمریکا است مقابل آمریکا می‌باشد در حالی‌که مردم چین آمادگی حضور دیگری را دارند. موفق باشید

41641
متن پرسش

با سلام و احترام: استاد عزیزتر از جانم ما جمعی از خواهران انقلابی با پشتوانه معارفی که شما دریچه و افق آن را به روی ما باز کردید که حقیقتاً این معارف به ما قدرت تفکر و اندیشیدن را داد که آموختیم در کار فرهنگی باید مسئله محور باشیم نه مناسبت محور و مدرسه را میدان فرصت بدانیم و همواره با پرسشی از جایگاه و رویداد مدرسه ذیل انقلاب اسلامی وارد ساحت های مدرسه شویم شروع به‌کار کردیم (دبیرستان نورفضه سابق شعبه ۱ با اسم جدید دختران ایران) در راستای حضوری که بعد از شهادت آقای شهیدمان برایمان بیشتر ظهور کرد و با فراز و نشیب‌هایی که برای مدرسه پیش آمد بر آن شدیم تا با عزم و اراده ای دوباره مسیر آمده را بازخوانی کنید تا ان‌شاءالله بتوانیم در افق تاریخی انقلاب اسلامی پیش‌از پیش حاضر شویم قطعا نظرات و راهبری های شما استاد عزیز برای رسیدن به افق و چشم اندازی متعالی در این راستا تاثیر گذار و راهگشا خواهد بود.

متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده در جریان این کار خوبی که آغاز کرده‌اید قرار گرفتم که خواهرانِ با همّت و قابل اعتماد به چنین کار ارزشمندی در راستای اهداف نظام آموزشی که باید ان شاءالله همۀ این موارد را در بر بگیرد؛ ورود کرده‌اند. به امید آنکه از دغدغه‌های خانواده‌های متعهد نسبت به فرزندان‌شان کمی کاسته شود با همان رویکردی که رهبر معظم انقلاب آیت الله مجتبی خامنه‌ای فرمودند:
 «ایران عزیز، همچنان که در پی سال‌ها تلاش در جایگاه یک قدرت نظامی ظاهر شده، ان‌شاءالله و به فضل الهی با ترسیم خطوط هویت ایرانی اسلامی و رسوخ هر چه بیشتر آن در اذهان و نفوس جوانان این کشور به دست مربیان و معلمین، و با اولویت دادن به مصرف کالاهای تولید داخل که نتیجۀ تلاش کارگرانِ زحمتکش ایرانی است، مسیر عبور به‌سوی قلّه‌های پیشرفت و تعالی را خواهد پیمود.» 
و این‌جا است که وظیفۀ خواهران محترم صدچندان می‌شود برای تحقق چنین آرمانی و البته این وظیفه، نباید منحصر به آن مدرسه باشد. بقیۀ مسئولینِ تربیتی نیز به عهده دارند نسبت به امری که رهبر معظم انقلاب متذکر آن هستند، حساس باشند. موفق باشید      
 

41615

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام: در قران آمده که از بین پیامبران بر جسته. خداوند با حضرت موسی بی واسطه صحبت کرده، ولی با حضرت محمد جبرایل صحبت می کرد. این یعنی مقام حضرت موسی از حضرت محمد بالاتره، پس نباید دینی پس از حضرت موسی می اومد که کامل تر باشه.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اتفاقاً چنین نیست. به همین جهت وقتی حضرت کلیم الله «علیه‌السلام» از حضرت حق تقاضا کردند که او را ببینند، و حضرت حق فرمود چنین نیست بلکه از طریق تجلی انوار او بر کوه، خود را به آن حضرت با آن واسطه نمایاندند. «وَ لَمَّا جاءَ مُوسی لِمیقاتِنا وَ کلَّمَهُ رَبُّهُ قالَ رَبِّ أَرِنی أَنْظُرْ إِلَیک قالَ لَنْ تَرانی وَ لکنِ انْظُرْ إِلَی الْجَبَلِ فَإِنِ اسْتَقَرَّ مَکانَهُ فَسَوْفَ تَرانی فَلَمَّا تَجَلَّی رَبُّهُ لِلْجَبَلِ جَعَلَهُ دَکا وَ خَرَّ مُوسی صَعِقاً فَلَمَّا أَفاقَ قالَ سُبْحانَک تُبْتُ إِلَیک وَ أَنَا أَوَّلُ الْمُؤْمِنینَ »(اعراف، ۱۴۳) در حالی‌که از پیامبر خدا «صلوات‌الله‌علیه‌وآله» داریم: « لِی‌ مَعَ اللَهِ وَقْتٌ لَا یَسَعُنِی‌ فِیهِ مَلَکٌ مُقَرَّبٌ وَ لَا نَبِیٌّ مُرْسَلٌ» این «وقتِ» حضور وسعتی دارد فوق وسعت فرشتگان مقرب که تنها در محدودۀ اسم خاصی حاضرند و فوق نبیّ مرسل، که مانند حضرت کلیم الله «علیه‌السلام» مأمور تذکر به احکام الهی هستند، بدون حضور در مقام حضرت خضر که حضوری است ماورای پرسیدن و دانستن به همان معنایی که حضرت خضر «علیه‌السلام» به حضرت کلیم الله «علیه‌السلام» فرمودند: «فَلا تَسْئَلْني‏ عَنْ شَيْ‏ءٍ حَتَّى أُحْدِثَ لَكَ مِنْهُ ذِكْراً»  (کهف/۷۰) آری! اموری است که باید تنها حضور و ذکر آن امور پیش آید و از این جهت پرسیدنی نیست و در وقتِ محمدی «صلوات‌الله‌علیه‌وآله» آن حضور پیش می‌آید، حضوری که «لایسعنی ملک المقرب و لا نبیّ المرسل» این است حضور نهایی که با اسلام و آخرین پیامبر برای آنانی که به وقت محمدی نظر دارند، پیش می‌آید. حضوری ماورای حضور حضرت کلیم الله «علیه‌السلام» که مأمور رعایت احکام شریعت می‌باشند، امری که البته هیچ انسانی نباید از آن غافل باشد ولی حضور دیگری هم هست که باید در افق شخصیت حضرت خضر آن را یافت و در این تاریخ با حضور در وقتِ جامع محمدی می‌توان در آن حاضر شد. موفق باشید

41594

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام ارادت شبتون بخیر خداقوت از معرفت نفس میخوام برسم به جنگ به جنگ ناتمام حق و شجره طیبه با باطل و شجره خبیثه از اولش که جدال ابلیس و ملائکه بود تا الان یعنی انقلاب اسلامی و امریکا به جنگ ناتمام در روند احتناک ذریه حضرت آدم ع و اینکه جمهوری اسلامی بخاطر انسان ایستاده و مقاومت میکنه و چرا باید بجنگم چرا باید هزینه بدم و استرس بکشم چرا اونا به ما حمله کردن چجوری باید این استرس ها رو تحمل کنم به چه صورت داخل یک متن کوتاه مثلا تراکت تبیین میشه کرد این رو با معرفت نفس؟ انسان بدون هیچ برهان و استدلالی خودشو حس میکنه دیگه و حتی اگه بخواد به همه چی شک کنه، به اونی که داره شک میکنه که شک نداره بنظرم برای صحبت با کسایی که فکری باهامون همسو نیستن و اصطلاحا خاکسترین مناسب هست شاید در حد تشکیک در عقاید مخاطب و جرقه ای برای ورود به بحث و گفتگوی تفصیلی

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: کار خوبی است که به میان آورده‌اید. زیرا به هر حال انسان‌ها در تاریخ جدید، خودشان با خودشان مسئله‌دار شده‌اند و با طرح اشاراتی که متذکر کرامت انسانی‌شان باشد، می‌توان با آن‌ها گفتگو کرد. در این رابطه سلسله مباحث «تقابل آزادی و حجاب چرا؟» می‌تواند کمک‌کار باشد.https://lobolmizan.ir/search?search=%D8%AA%D9%82%D8%A7%D8%A8%D9%84%20%D8%A2%D8%B2%D8%A7%D8%AF%DB%8C&tab=sounds  موفق باشید

41508

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام علیکم و رحمه الله ۱- استاد باطن این حضور روز افزون مردم در خیابان چیست؟خصوصا باطن این میدان داری بانوان؟ ۲-استاد عابدینی میفرمودن نفس این تجمعات خودش استغاثه هست،به باورتان بهترین نیتی که میشه برای حاضر بودن در این تجمعات داشته باشیم چیست؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- در این مورد خوب است به بحث  «ما و جنگ رمضان و نظر به حضور تاریخی که در پیش است» https://eitaa.com/matalebevijeh/22244 رجوع فرمایید 2- نکتۀ خوبی فرموده‌اند. بهترین نیّت، حضوری است برای عبور هرچه بیشتر از جهان استکباری ذیل ارادۀ الهی که در جواب سؤال شمارۀ   38507 عرایضی شده.https://lobolmizan.ir/quest/38507?mark=%D8%B0%DB%8C%D9%84%20%D8%A7%D8%B1%D8%A7%D8%AF%D9%87. موفق باشید

41437

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام و تحییت خدمت شما استاد طاهرزاده استاد عزیز و گرامی و بزرگوار: 1_نظرتان در مورد دعاهای مفاتیح الجنان علی الخصوص دعای عهد و توسل و زیارت عاشورا چیه؟ 2_فرهنگ انتظار چه فرهنگیست؟3_کسی که در فرهنگ غربه دنبال ویران کردن است و کسی تهران و اصفهان تخریب می کنه در اصل خودش رو تخریب می کنه و من دارم می بینم که اسرائیل مانند یخ دارد ذوب می شود. چون قرآن گفته فرهنگ ظلم ماندگار نیست این حرف رو زدم و باید مرگ بر اسرائیل جنایتکار، مرگ بر آمریکا و مرگ بر سگ هار آمریکا که صهیونیست است را بر زبان ها جاری نمود

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- عموماً مرحوم شیخ عباس قمی سعی کرده‌اند ادعیه‌ای که در کتاب شریف «مفاتیح الجنان» آورده‌اند مستند باشد 2- در رابطه با فرهنگ انتظار عرایضی در کتاب  «بصیرت و انتظار فرج» که روی سایت هست، شده  3- در این مورد کاربر محترم سؤال شمارۀ 41433 مطالب ظریفی به میان آورده‌اند که خوب است به آن سؤال رجوع گردد. موفق باشید

41425
متن پرسش

باسلام استادوقتی بحث بنده بودن پیش میادعده ای ان راباکاربی کیفیت ومنسجم اشتباه میگیرن ،مثلا من عده ای رامیبینم بامباحث روانشناسی پیش رفتن چندتا کاربلدن حافظ قران نهج البلاغه وصحیفه اند ازنظرمهارتی هم قوی زبان چندتابلدن ولی یه عده دیگه میگن بایدبنده بودهمه کارها نصفه نصفه کدوم باید باشه بالاخره بنده باشیم نباشیم چه کنیم ازیه طرف هزینه های هرمورد ازیه طرف فرهنگش ،ازانطرف وقتی انچه بلدیم میخواهیم بهش عمل کنیم موردهجمه وحسادت

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! باید بنده بود و در راستای بندگی باید متوجۀ راه و وظیفه‌ای بود که خداوند مقابل انسان می‌گذارد، به جای گرفتارشدن در توهّمات نفس امّاره. در بندگی است که کارها و فعالیت‌های انسان مفید و پایدار می‌ماند آن‌طور که شهید تنگسیریِ عزیز در راستای نگاه توحیدی‌اش متوجه شد خداوند راهی در مقابل ملت ایران در راستای بستن تنگۀ هرمز قرار داده، در حالی‌که قبلاً هم این امکان بود ولی نگاه توحیدی و بصیرت شهید تنگسیری که ذیل تاریخی می‌اندیشید که حضرت امام خمینی«رضوان‌الله‌تعالی‌علیه» آغاز کرده بودند، در ذهن و فکر سیاسیون نبود. آیا این معجزۀ توحید نیست؟! که بحمدالله ما در این تاریخ ذیل آن قرار گرفته‌ایم. موفق باشید      

41417

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

در بحث ظهور اسما الهی بنظر من در سفر دوم: اسم حق(مابقی از آن) در سالک تجلی و ظهور می کنه در سفر سوم: اسم بصیر ( مابقی از آن) در سفر چهارم: اسم خبیر که ظاهر و باطن همه ی اسم ها در وجود سالک ظهور جمالی و جلالی کرده. نکته :منظور من اسم غالب در این سفر هاست که راهی برای دیگر اسم ها می شود. بنظر شما این نظر خوبی هست؟!

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در این  موارد نباید معطل این سؤالات باشیم که نوعی نظر به کیفیت‌ها است. در حالی‌که از مولای‌مان حضرت علی«علیه‌السلام» در دعای صباح داریم که او : «وَ جَلَّ عَنْ مُلاَّئَمَةِ كَيْفِيّاتِهِ» برتر است از چگونگی ها. و این یعنی: «گر نپرسی زودتر کشفت شود». توصیه‌ای که جناب خضر به حضرت موسی«علیه‌السلام» فرمودند. کتاب «مصباح الهدایة از امام خمینی (ره) در رابطه با عرفان حرف ها دارد و عرایضی در شرح آن کتاب شده است می توانید به آن شرح رجوع فرمایید https://lobolmizan.ir/sound/653?mark=%D8%B4%D8%B1%D8%AD موفق باشید 

41408

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام و عرض ادب ببخشید استاد در پاسخ سوالی فرموده بودید که در بحث باردارشدن، این روح است که رحم خود را انتخاب میکند؛ این انتخاب بر چه مبنایی‌ست؟ آیا کسی که هیچ وقت انتخاب نمیشود، ایراد از اوست؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: از آن جایی که انتخاب، ذاتیِ روح انسان است می‌توان گفت از همان ابتدا یعنی در عهد اَلَست، هر روحی می‌تواند رحمی که مناسب خودش است را انتخاب کند. می‌ماند که ممکن است رحمی زمینۀ پذیرش روحی که بتواند در آن میدان رشد کند، نداشته باشد و این‌جا است که آن خانم چنانچه فعالیت‌های لازم را جهت تشکیل جنین انجام داد ولی نتیجه‌ای حاصل نشد؛ باید راضی به قضای الهی باشد که در جای خود نوعی حضور در ایمان به حساب می‌آید. موفق باشید

41388

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام وقتتون بخیر ببخشید استاد من بعد از سالها و طی تمام راه‌ها و درمان‌های پزشکی که برای باردار شدن گذراندم و نتیجه نگرفتم، به گزینه فرزندخواندگی رسیدم اما نمیتونم تشخیص بدم که آیا این کار مورد رضای خدا هست یا نه! درواقع دوست ندارم صِرفاً بخاطر راضی کردن نفس خودم و مانند بقیه شدن، این کار را انجام دهم؛ نظر شما درمورد به سرپرستی گرفتن چیست؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: سرپرستی کودکی که بی‌سرپرست مانده، در ذات خود کار خوب و پسندیده‌ای است. موفق باشید

 

41383

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام و احترام خدمت استاد محترم در خصوص مطلبی که یکی از دوستان در جایی بیان فرموده بودند که مردم نباید اراده خودشان را به نظام تحمیل کنند؛ چراکه کارشناس برخی مسائل نیستند و از امور و مصالح و مفاسد مطلع نیستند یادداشتی نوشته‌ام که آن را برای نقد و تصحیح با شما در میان میگذارم: دوست عزیز گمان میکنم نوع نگاه شما به مردم با نگاه امام راحل، امام شهید و رهبری عظیم الشأن، تفاوت‌هایی دارد و مردم اثبات کرده‌اند که در درک درست مسائل و اقدام به موقع بسیار بهتر از مسئولین و کارشناسان و خواص عمل کرده‌اند. در همین خصوص نکاتی را عرض میکنم: امام شهید انقلاب در دیدار ۱۲ بهمن ۱۴۰۴ فرمودند: (این اتّفاقی بود که این دفعه هم افتاد؛ بعد از این هم به توفیق الهی اگر چنانچه حادثه‌ای برای کشور پیش بیاید، خدای متعال این مردم را مبعوث خواهد کرد برای مقابله‌ی با حوادث، و کار را مردم تمام خواهند کرد.) این جملات آنطور که ما معتقدیم خداوند آنچه قرار است در تاریخ اتفاق بیافتد را بر قلب ولی زمان و عارف‌ترین عرفا نازل می‌کند خبر از یک تغییر جدی در آینده انقلاب اسلامی می‌دهد. و آن این است که از این پس جمهوری اسلامی قرار است هر چه بیشتر اسلامیت خود را در جمهوریت خودش نشان بدهد. قلب‌های مردم محل نزول اراده الهی و دست و دهان مردم اسباب تحقق اراده الهی خواهند بود و خداوند مردم را برای این کار مبعوث کرده و مردم کار را تمام خواهند کرد. اگر معتقد باشیم امام شهیدمان به عنوان یک حکیم دانشمند هر واژه را با دقت و براساس حس پاسخگو بودن در برابر خداوند متعال انتخاب می‌کنند، واژه بعثت برای مردم واژه‌ای است که حرف‌های عمیقی در آن نهفته است. آنچه تا این لحظه چه در جنگ ۱۲ روزه، چه در جمع کردن بساط کودتاچیان در دی ماه و چه پیش از آن در حوادثی مانند فتنه‌های ۸۸ و ۹۸ و ۴۰۱ و ... رخ داده بود حکایت از نقش محوری مردم در بقای حکومت اسلامی داشت. نقشی پر رنگ توأم با بصیرت، بیداری، شجاعت و اقدام به موقع مردم؛ لکن امروز آنچه به دست نیروهای مسلح اتفاق می‌افتد، نه اراده مسئولین و جامعه نخبگانی و دانشگاهی که اراده مردم است. اراده‌ای که ظهور اراده حضرت حق برای سرکوب کفار شیطان زاده، شیطان صفت و شیطان پرست است. نابودی آنانی که برای خوشایند شیطان کودک آزاری می‌کردند و گوشت انسان می‌خوردند و شراب خون کودکان را می‌نوشیدند و نسل کشی به راه انداختند تا شیطان را خشنود کنند. حالا آنچه از زبان مسئولین و جامعه نخبگانی می‌شنویم چیزی جز تسلیم ایشان دربرابر این اراده پولادین مردم نیست که حیات و آزادگی و احساس قرب و بندگی خود را در ماندن در خیابان می‌دانند. اگر نبودند این مردم شاید همین مسئولین چیز پیگری می‌گفتند و راه دیگری می‌رفتند و شاید دست‌هایشان لرزان و اراده‌هایشان سست می‌گردید؛ ولی مردم معادلات را عوض کردند. و خداوند این مردم را اینگونه برای احیای امر خود مبعوث فرموده است.... آیا باز هم معتقدید که مردم نمی‌دانند و نمی‌فهمند و باید سکوت کنند؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! به حکم آیۀ 44 سورۀ نحل که خطاب به پیامبر می‌فرماید: «وَأَنزَلنَآ إِلَيكَ ٱلذِّكرَ لِتُبَيِّنَ لِلنَّاسِ مَا نُزِّلَ إِلَيهِم وَلَعَلَّهُم يَتَفَكَّرُونَ»  در هر زمانی خداوند ارادۀ خود را در جان مردم نازل می کند و پیامبر خدا و یا رهبران قدسی عملاً متذکر همان حقیقتی می‌باشند که در جان مردم نازل شده. و در این مورد همچنان که رهبر عزیزمان در پیام نوروزی خود فرمودند بحمدالله بسیاری از مسئولین کشور نیز همراهی کرده‌اند.آقای وحید اشتری مصاحبه ای با آقای علیزاده در جدال کرده اند که خوب است به آن توجه شود  https://dl.jedaal.tv/voices/1405/01/e872.mp3   موفق باشید

41339

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

در نخستین پیام رهبر معظم انقلاب اسلامی ایران حضرت آیت الله امام سید مجتبی خامنه‌ای ایشان در وصف رهبر شهید مرحوم والدشان می‌نگارند: «مشت دست سالمش را گره کرده بود.» به نظر شما این حاکی از چیست؟ محمد باقر آقائی

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: شاید حکایت از روحیۀ مقاومت آن عزیز داشته باشد در مقابل جبهۀ استکبار به همان معنایی که قبلاً فرموده بودند: «کوتاه نمی‌آییم». موفق باشید

41323

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام: داشتم کتاب ماجرای فکر آوینی رو دوباره می خوندم رسیدم به اون قصه کاشی کاری قمصر و نماز سه دقیقه ای چطور میشه زندگی رو عبادت کرد؟ فقط آرام بودن در کارها باعث دوری از عجله و تکاثر فرهنگ مدرنیته میشه؟ فکر نکنم. چطور میشه نگاهی غیر از این رو توی دنیایی مثل امروز پیاده کرد؟ ما هر روز از همه چیز عقبیم که من فکر می‌کنم واقعاً حق داریم. عمرمون سریع رد میشه و برای اینکه بهش برسیم باید بدوییم. من بیست سالمه فقط سه تا کتاب خوندم، این فاجعه است، با اینکه کل زندگیم در حال دویدن بودم، احساس می‌کنم هنوز هم عقبم هنوز به جایی نرسیدم که بگم دیگه من راضی ام. این حرف از بعد مادی نیست. من نمی گم ما باید همیشه در ابعاد مادی پیشرفت کنیم، از یه جایی به بعد دیگه باید متوقف بشیم و عمر رو با چیزهایی که به دست آوردیم ادامه بدیم. اما من هنوز به اون نرسیدم و نمیدونم میرسم یا نه. خیلی ها رو دیدم که کل عمرشون در حال دویدن بودن، خیلی ها هم دیدم که با چیزهایی که بدست آورده بودن زندگی رو ادامه میدادن و عطش پیشرفت رو نداشتن و قانع بودن اما فکر نکنم هیچکدوم از دو گروه اونجور که شهید آوینی می گفت زندگی رو عبادت کرده باشن چون هر دو درگیر جهانی هستن که از روح بریده. چطور میشه تو این دنیا روح آرامش داشته باشه وقتی اصلا به حساب نمیاد هرچقدر هم که بخوایم از مدرنیته و فرهنگش دوری کنیم نمیشه، نمیدونم نمی تونم درک کنم، با این قضیه که شرح دادم با تمام وجود درگیر بودم و هستم من یه زمانی به شدت کار کردم، با تمام وجود، بعدش دیدم دیگه نمی تونم ادامه بدم بریدم بدجوری هم بریدم و هنوز هم درگیرشم، برای آرامش هیچ راهی پیدا نکردم جز دوری از مسئولیت ها، وقتی یه مسئولیتی رو ترک کنی، یه کاری رو انجام ندادی و عذاب وجدان انجام ندادن اون کار گردنت رو میگیره و فشار میده حتی بدون اینکه کاری کنم تحت فشار بودم و در حقیقت اصلا به آرامش نرسیدم سعی کردم مسئولیت هام رو سبک و سبک تر کنم اما به هیچ وجه پاسخگو نبود، انگار دیگه نمی خواستم توی این دنیا باشم حقیقت این بود که من فقط از مسئولیت هام شونه خالی نکردم از دنیا بریدم. انگار دیگه جای زندگی من نبود بخاطر اینه که من الان اینجام و دارم با شما صحبت می‌کنم به قول استاد می خواستم در دنیای دیگه ای حاضر بشم و از حضوری که همه درگیرشن فاصله بگیرم اما نمی تونم، نمیدونم چطور باید در دنیای دیگه ای حاضر شد وقتی درگیر حضور توی این دنیا هستیم.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به هر حال ملاحظه می‌کنید که نمی‌توانید از جهانی که آوینی‌ها در آن حاضر بودند، بیگانه باشید و این‌جا است که باید با روحیۀ «متانت» و «صبر» و «دلسوزی»، خود را در جهانِ بین دو جهان حاضر کنید. امری که در کتاب « انقلاب اسلامی طلوع جهانی بین دو جهان، تفکر در مواجهه با متفکران و فهم ایران و انقلاب» https://lobolmizan.ir/sound/807?mark=%D8%AC%D9%87%D8%A7%D9%86%20%D8%A8%DB%8C%D9%86%20%D8%AF%D9%88%20%D8%AC%D9%87%D8%A7%D9%86  و صوت‌های مربوطه از آن سخن گفته شد. در این حالت نه نسبت به مسئولیت‌هایی که احساس می‌کنید، بی‌تفاوت می‌شوید و نه گرفتار عمل‌زدگی خواهید شد. و این یعنی شهید آوینی‌ها و شهید حاج  قاسم‌ سلیمانی‌ها. موفق باشید

41259
متن پرسش

سلام و احترام: ضمن عرض تبریک و تسلیت شهادت رهبر عزیزمان و آرزوی قبولی طاعات. بعضا شنیده می‌شود که نظام اسلامی نظام اشخاص نیست بلکه نظام ارزشهاست. عرض می‌کنم اصلا دوگانه بین اشخاص و ارزشها دوگانه باطلی در نظام اسلامی است. در نظام اسلام شخص رهبر عین حق و حق همان شخص رهبر است، نگاه ماهوی و متمایز دیدن این دو از هم منشأ این دیدگاه است. مقدمه اول: در نظام معرفتی اسلام بالاترین ارزش توحید است و ولایت روح توحید است و این دو عین هم اند و لاینفک اند علی (ع) عین اسلام و اسلام همان علیست. مقدمه دوم: نظام اسلامی همواره بر دو رکن اساسی مبتنی است ارزشها و اشخاص، نه ارزش به تنهایی منجر به نظام می‌شود و نه شخص بدون ارزش و این دوئیت تحلیلی است نه خارجی. این دو در خارج هر دو بیک وجود محقق اند علی (ع) تجلی همان اسلام است و اسلام همان حقیقت علیست. مقدمه سوم: سنت الهی غیبت امام زمانمان تایید می‌کند که نظام اسلامی به همان اندازه که مبتنی بر ارزشهاست مبتنی بر اشخاص است حتی در آنجا که شخص خود را فدا می‌کند تا ارزشها باقی بماند قطعا شخص دیگری تجلی مستمر او خواهد بود اما این استمرار تا کجاست؟ قطعا این استمرار تا جایی است که فرد دیگری که تجلی همان شخص قبل است در صحنه حاضر باشد چنانکه امام سجاد تجلی حاضر امام حسین بودند اما در آنجا که فرد لایقی که متجلی شخص قبلی باشد در کار نباشد سنت الهی بر حفظ شخص است حتی اگر خطر انحراف در ارزشها و وارونگی آنها در کار باشد. نظام اسلامی اگر نظام اشخاص نبود غیبت واقع نمی‌شد و شاید حضرت حجت عجل‌الله نیز شهید می‌شدند. مقدمه چهارم حدیث ثقلین تاکید دارد که این دو عین هم و لاینفک اند لن یفترقا صراحت در عدم انفکاک دارد. مقدمه پنجم: رابطه بین رهبر و مکتب رابطه طولی است رهبر تجلی عینی و خارجی مکتب و ارزشهاست و ارزش روح رهبری در نظام اسلامی است. استاد ارجمند در صورت امکان نظرتون درباره مطلب بالا بفرمائید نقدها و نکات تکمیلی با تشکر.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: فدای شما بشوم با این نگاه عمیق که حکایتی است از توجه به سنتی اصیل مبتنی بر حضور حق در جهان از طریقِ «ولیّ الهی»، به همان معنایی که حدیث ثقلین متذکر آن است و این یعنی محال است بشریت در میدان تاریخی که قرآن نزول کرده بدونِ «ولیّ الهی» به سر برد و محال است در غیبت «ولیّ الهی» بدون نایب او که نقش‌آفرین در زمان غیبت است؛ جهان ادامه یابد. نایبی که در هر زمان مطابق نیاز آن زمان نقش‌آفرینی می‌کند. یک روز آیت الله بروجردی و فردای آن حضرت روح الله، و یک روز امام خامنه‌ای. و ملاحظه کردید که چه نقش‌آفرین بود. و این یعنی این تاریخ، با حضور اسلام بدون «ولیّ الهی» ممکن نیست. حال یا با ظهور او و یا از طریق نایب او. و این است که سخت امیدوار هستیم و شکست تاریخیِ جبهۀ استکبار را هر روز بیش از پیش تجربه خواهیم کرد امیدوارانه و بدون هیچ تزلزل. موفق باشید        

42136

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام علیکم: با عرض ادب و احترام محضر استاد طاهرزاده: دیروز در کانال مطالب ویژه در لینک زیر https://eitaa.com/matalebevijeh/23497 فرمایشی داشتید با عنوان: (نظر به جایگاه تاریخی دو فکر به جای تقلیل آن دو فکر به دو اختلاف) با توجه به این بحث مطلبی به ذهنم رسید: در نمازهای واجب هر روز ۱۰ مرتبه این آیه قرائت می‌شود: «صراط الذین انعمت علیهم» از کلمه الذین متوجه می‌شویم که اشاره به اشخاصی دارد «اهل البیت» چون اگر می‌فرمود: «صراط الذی» خب محدود به پیامبر می‌شد .از حضرتعالی درخواست دارم این آیه را ار دریچه بحثی که دیروز فرمودید شرح مختصری بفرمایید. با تشکر

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! مسلّم در نماز تقاضای ما گشودن راهی است که خداوند در مقابل انسانهای معنوی و قدسی قرار داده. می ماند که کسانی که می گویند قرآن ما را کافی می باشد عملاً جریان را به گذشته برمی گردانند؛ غافل از آنکه ما در اکنونِ خود در کنار قرآن نیاز به انسانهایی داریم که صراط و راهی باشند تا قرآن را در همین امروز ما در سیره و سخن خود به ظهور آورند وگرنه عملاً قرآن یک کتاب آموختنی می شود به جای آنکه کتاب هدایت باشد و معنی انسانیتِ ما را در نسبت با انسان های کامل به ظهور آورد. موفق باشید

41946
متن پرسش

سلام استاد گرامی این متن رو چگونه ارزیابی میکنید؟ ۱. از اعتماد اولیه تا طرح پرسش‌ها از زمان آغاز جنگ دوازده‌روزه تا همین چند روز پیش، گزارش‌ها و تحلیل‌های آقای مهدی محمدی را با حسن‌ظن دنبال می‌کردم. ایشان که در جایگاه مشاور ویژه آقای قالیباف فعالیت می‌کنند، همراه با ایشان در مواضع رسمی پیش از آتش‌بس و تفاهم، بارها تأکید داشتند که شیوه نبرد باید به گونه‌ای باشد که کشور در چرخه «مذاکره ـ جنگ ـ مذاکره ـ جنگ» گرفتار نشود و اعلام می‌کردند تا تحقق بازدارندگی کامل، مسیر نبرد ادامه خواهد یافت. ۲. تغییر روایت پس از تفاهم با این حال، در روزهای اخیر و در شرایطی که بسیاری از دستاوردهای ادعایی این تفاهم بیش از پیش رنگ سراب به خود گرفته است، روایت دیگری مطرح می‌شود. اکنون گفته می‌شود که «از ابتدا می‌دانستیم در آینده دوباره جنگی رخ خواهد داد و این تفاهم صرفاً فرصتی برای خرید زمان و آمادگی بیشتر بوده است.» ۳. مواجهه با نقد و برچسب‌زنی سیاسی در کنار این تغییر روایت، هر صدای انتقادی نیز به سرعت با برچسب اغراض سیاسی و جناحی کنار گذاشته می‌شود. چنین رویکردی، که در آن روایت‌ها تغییر می‌کنند و نقد نیز به حساب خصومت‌های سیاسی گذاشته می‌شود، برای افکار عمومی قابل پذیرش نیست و پرسش‌های جدی درباره صداقت و انسجام مواضع ایجاد می‌کند. ۴. ضرورت پاسخ‌گویی در برابر افکار عمومی مذاکره‌کنندگان به رهبری معظم تعهد داده‌اند و طبیعی است که در برابر وعده‌ها، تحلیل‌ها و تصویرهایی که از آینده ارائه کرده‌اند، در برابر ملت پاسخ‌گو باشند. اعتماد عمومی سرمایه‌ای است که با وعده‌های اغراق‌آمیز و تصویرسازی‌های غیرواقعی آسیب می‌بیند. ۵. مسئولیت پیامدهای آینده اگر در آینده شکاف و بی‌اعتمادی در جامعه شکل گیرد، مسئولیت آن پیش از هر چیز بر عهده کسانی خواهد بود که با وعده‌های بزرگ و روایت‌های خوش‌بینانه، افکار عمومی را به مسیری هدایت کردند که با واقعیت فاصله داشت. چنان‌که گفته‌اند: «سخن را با سخنِ پیشین درآمیختند که از عقل و از تدبیر، برنگشتند» 

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مهم آن است که با نظر به حضوری که به لطف الهی در نسبت با جهانی‌شدن ایرانِ اسلامی پیش آمده، جای و جایگاه هر سخن و هر فعالیت و هرکس را مدّ نظر قرار دهیم تا به جای مطلق‌نگری که بیشتر روحیۀ منطق ارسطویی می‌باشد، با فهمِ تاریخی و نظر به «اصالت وجود» در فهم همدیگر حاضر شویم. امری که متفکرانی همچون هایدگر متوجۀ ارزش آن شدند و به دلایل زیادی که در کتاب «هستی زمان» مطرح فرمودند، ما را متذکر تاریخ عبور از سیطرۀ منطق ارسطویی کردند با متذکرشدن به «وجود» و «انسان». در آن صورت است که می‌توانیم کنار همدیگر، همدیگر را «فهم» کنیم و از تاریخِ قرون وسطایی که تاریخ همه یا هیچ است که منجر به دوقطبی‌شدن خواهد شد؛ عبور کنیم و به حضور تمدنیِ خود بیندیشیم که در آن صورت در جهانِ همدیگر حاضر می‌شویم به جای این‌که جهانِ خود را مطلق کنیم و هر آن‌کس که در جهان ما حاضر نیست را، نفی نماییم. آیا این به همان معنا، همان تحجّری نیست که حضرت روح الله«رضوان‌الله‌تعالی‌علیه» با تأکید بر «اتحاد» خواستند ما را از آن عبور دهند؟ موفق باشید                

41940

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد: استاد به خدا دلم می‌سوزه برای جایگاه شما که داره به آقای مهدی محمدی گره می‌خوره استاد جان، تو را به خدا بفرمایید فایل‌های ایشون را در کانالتون نگذارن. آخه کدوم یک از بزرگان فکری جبهه انقلاب اینگونه عمل می‌کنن؟ استاد، آقای محمدی در این مدت هم تحلیلهای اشتباه داشته (که البته از هر تحلیلگری تا حدی طبیعیه ولی نه در قضایای ساده اون هم از ایشون که بیش از بقیه به اخبار دسترسی داره) و بدتر از اون اخبار اشتباه به مردم گفته مثل قضیه لبنان، هماهنگی همه چیز با رهبری و.... و بدتر تر از اون اینکه گوشه کنایه به مخالفینش می‌زنه و بدتر تر تر اینکه حرفهای قبل خودش رو نقض می‌کنه https://eitaa.com/hamidkasiri_ir/13110 و بدتر تر تر تر اینکه برداشتهای اشتباه داره مثل اینکه به نامه رهبری تمسک می‌کنه و میگه رهبری صریحا! اجازه مذاکرات زوریخ را دادند. استاد الان یه فاصله ای بین ایشون و تحلیلگران انقلابی افتاده و با دفاع شما از ایشون، شما هم در فضای ایشون تعریف می‌شید نه اینکه ایشون از شما آبرو بیابد اصلا استاد، آقای محمدی خوب، عالی، هلو، ماه، گل، تحلیلگر، همه چی تمام ولی شان شما کجا و اینکه فقط و فقط از ایشون دفاع کنید و به مخالفین دلسوز اعتنا نکنید کجا. به بقیه بگید «دیگری» را نیز بشنوید و خودتون به هیچ «دیگری» ای اعتنا نکنید. استاد نمی‌گم حرفهاش رو قبول نکنید ها (اون رو هر کسی خودش جمع بندی می‌کنه) بلکه فقط می‌گم خواهشا بفرمایید توی کانال نگذارن و خودتون رو در سمت ایشون تعریف نکنید. استاد به خدا دلمون می‌سوزه هر چند دیر شده و نه شما این نصح مشفقانه را می‌پذیرید و نه اتفاق خاصی میفته بیشتر درد دل بود ببخشید وقتتون رو گرفتم.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: خدا را شکر از این نوع دلسوزی‌ها. همان طور که متوجه شده‌اید ما بحمدالله به عنوان یک تمدن، در حال طلوع در این تاریخ هستیم و همچنان‌که در مباحث https://eitaa.com/bartarin_hozoor عرض می‌شود شرط تحقق تمدن، فهمِ «دیگری» می‌باشد و این‌جا است که به نظر بنده آقای مهدی محمدی به عنوان کسی که به جهت موقعیت و شخصیتش توان تذکر دارد، نکاتی را مطرح می‌کنند تا میدان تفکر باشد و این غیر از مرید و مرادبازی است. موفق باشید

41759

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام و نور و رحمت خدا بر شما استاد عزیزم🌹 استاد، در کلام رهبر جوان و فرزانه و حکیم انقلاب اسلامی که الحق فرزند اسلام ناب محمدی (ص) هستند چند بار به (شکر عملی) اشاره فرموده اند. آیا در این باره ما را با زبان وجود شناختی این حکیم نسبت به این وظیفه آگاه می فرمایید. و اینکه ایشان در هر پیامی ما را متوجه حضرت حجت بن الحسن می فرمایند را چه سری است؟ به نور حق مبین کلام الله باشید ان شاءالله

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نکتۀ دقیقی است تا متوجه باشیم نسبت به راهی که خداوند در مقابل ما می‌گشاید، به شکر زبانی بسنده نکنیم و در عمل نشان دهیم که در آن لطف الهی حاضریم. مثل شکر عملی نسبت به حضور در این شب‌ها و یا شکر عملی نسبت به نعمت تنگۀ هرمز که باید با مدیریت آن توسط ایران، شکر عملی داشته باشیم و از آن طرف، مگر جز آن است که حقیقتاً صحنه، صحنۀ حضور برآورده‌شدنِ اهداف بلند حضرت مولای حیّ و حاضرمان حضرت مهدی «عجل‌الله‌تعالی‌فرجه» می‌باشد؟ که چگونه آن حضرت طالب به بلوغ‌رساندن راهی است که با انقلاب اسلامی و بخصوص با شهادت آن رهبر عزیز پیش آمد. خدا می‌داند آن حضرت چه اندازه خوشحال و امیدوار هستند، حال می‌ماند که حضرت محبوب و حضرت معبود موانع موجود را با لطفی که به این مردم می‌کند، برطرف نماید تا کار به تأخیر نیفتد. و از آن طرف باید از آن حضرت در عین آن‌که به ظاهر غائب‌اند؛ تقاضا کنیم که ما را یاری نمایند تا نسبت به عنایات خاصۀ ایشان، کارها جلو و جلوتر رود و به تأخیر نیفتد. موفق باشید

نمایش چاپی